اختلال سازگاری و انواع آن

اختلال سازگاری

فردی که پاسخ او به عوامل استر س زای رایج مانند ازدواج ،طلاق ،بچه دار شدن ،یا ازدست دادن کار ناسازگارانه است که اختلال سازگاری نامیده می شود واکنش فرد درصورتی ناسازگارانه محسوب می شود که نتواند طبق معمول عمل کند یا واکنش او به عامل استرس زای خاص بیش از حد باشد .دراختلال سازگاری ،ناسازگاری فرد زمانی کاهش می یابد یا ناپدید می شود که عامل استرس زا فروکش کرده باشد یا فرد یاد بگیردبا عامل استرس زا سازگار شود (باچر[1] وهمکاران ،2007،به نقل از محمدی ،1388)

اختلال سازگاری به سه نوع تقسیم می شودکه عبارتند از:

اختلال سازگاری ناشی از بیکاری

مشکلات مرتبط باکار می توانند استرس زیادی را درافراد شاغل ایجاد کنند.کنترل کردنِ استرسِ مرتبط با بیکاری به توانایی کنار آمدن زیاد، نیاز دارد. برخی افراد بعد از اینکه موقعیت استرس زای اولیه خاتمه یافته است ،می توانند بدون اینکه دچار مشکلات سازگاری گسترده شوند ،با بدبیاری ها کنار بیایند .اما تاثیر بیکاری مزمن ،می تواند آزارنده بوده وعوارض بلند مدت داشته باشد بیکاری مزمن برخودپنداره ،احساس ارزشمندی ،واحساس تعلق پذیری فرد تاثیر زیادی دارد (باچر وهمکاران ،2007،به نقل از محمدی ،1388).

اختلال سازگاری ناشی از داغدیدگی

مرگ ناگهانی وغیر منتظره ی فردی عزیز ،تقریبا یک سوم کل موارد اختلال استرس پس ازآسیب را که درجامعه مشاهده می شود،تشکیل می دهد (چیلکات [2]وهمکاران ،1998).احساس اندوه به خاطر عزیز ازدست رفته ،فرایندی طبیعی است که به بازماندگان امکان می دهد تا سوگواری کنندوبعد خودرا برای زندگی بدون فرد مرحوم آزاد سازند. فرایند سوگ طبیعی معمولا یک سال به طول می انجامد وممکن است عوارض سلامتی مانند فشارخون بالا ،تغییر درعادت های خوردن وحتی افکار خودکشی را دربرداشته باشد (پریجرسون [3]وهمکاران ،1997).داغدیدگی پیچیده یا طولانی معمولا در موقعیت هایی یافت می شود که مرگ نابهنگام یا غیر منتظره ای روی داده باشد. واکنش های بیمارگون به مرگ به احتمال بیشتر درافرادی یافت می شود که سابقه مشکلات هیجانی دارند، یا مقدارزیادی رنجش وخصومت نسبت به فرد متوفی دردل دارند واز این رو دستخوش احساس گناه شدید می شوند. آنها معمولا به طور عمیق افسرده هستند ودربرخی موارد ،به افسردگی اساسی مبتلا می شود .

مطلب مشابه :  هشت مزیت بارز آموزش الکترونیکی

اختلال سازگاری ناشی از طلاق یا جدایی

وخامت رابطه زناشویی یا خاتمه ی آن ،عامل استرس زای نیرومندی است که اغلب به عنوان دلیل مراجعه افراد برای درمان روانشناختی ازآن یاد می شود. قطع زندگی زناشویی منبع اصلی آسیب پذیری دربرابر آسیب روانی است. بعد از طلاق یا جدایی ،معمولا مشکلات تازه ای نمایان می شوند .سازگاری با زندگی مجردی ،شاید بعد از چند سال زندگی زناشویی ،می تواند تجربه ی دشواری باشد که دربسیاری موارد ،به نظر می رسد که دوستان ،اموال ودارایی ها باید تقسیم شوند ،روابط دوستی جدید باید برقرار شوند. روابط رمانتیک جدید ممکن است به تغییر شخصیت زیاد نیاز داشته باشند، حتی درصورتی که جدایی نسبتا دوستانه باشد ،برای سازگار شدن، به نیروی تازه ای نیاز هست (باچر وهمکاران ،2007).

1-Bacher

1-Chilcat

1-Prijerson