تاثیر فشار روانی بر سلامت عمومی

تاثیر فشار روانی بر سلامت عمومی:

در فیزیک ، استرس عبارت از فشار یا نیرویی است که بر ارگانیسم وارد می شود . خروار ها سنگ که بر روی زمین سنگینی می کنند ؛ اتومبیلی که با اتومبیل دیگر تصادف می کند و پلاستیکی که کشیده     می شود ؛ همه  از انواع استرس فیزیکی به حساب می آیند . فشارهای روانی یا استرس ها نیز سنگینی  می کنند ، فشار می دهند و می کشند . لذا ممکن است این احساس به ما دست دهد که در اثر سنگینی یک تصمیم گیری مهم خرد می شویم ، به علت گرفتاریهای زندگی تحت فشار هستیم یا در اثر تنش، استخوانهایمان صدا می کنند .(اتکینسون،2000)

از لحاظ روان شناسی ، استرس یا فشار روانی یعنی  انتظار سازگاری یا انطباق از ارگانیسم . اصولاً مقداری استرس لازم است تا ما بیدار و مشغول باشیم . هانس سلیه [1] (1980) ، متخصص استرس ، این مقدار لازم را ” استرس شفا بخش ” می نامد اما نباید فراموش کرد که اگر استرس ، شدید و بلند مدت باشد می تواند توانایی سازگاری ما را فلج کند ، ما را افسرده سازد ( استون [2] ، 1984 ) و آثار جسمی شومی به همراه داشته باشد .

بسیاری از منابع استرس را عوامل بیرونی تشکیل می دهند ؛ مثل گرفتاری های روزمره ، دگرگونی های زندگی ، درد ، عدم آسایش ، ناکامی و تعارض ها .

سایر منابع استرس را می توان به  عوامل درونی نسبت داد ، مثل باورهای غیر منطقی و رفتار تیپ A  .

 

واکنش آدمی نسبت به استرس :

هر گاه نخستین تلاشهای آدمی برای کنار آمدن با مسأله و مشکل به جایی نرسد ، در آن صورت اضطراب وی بیشتر و تلاشهایش کم انعطاف می شود و راه حل های دیگر ، از نظرش دور می ماند . برای نمونه ، در مواردی گیر کردن مردم در آتش سوزی ساختمان ها ناشی از این بوده که درهایی را که به داخل باز     می شوند را به بیرون فشار داده اند ؛ در این موارد ، وحشت زیاد سبب شده است که آن ها ، حتی به فکر راه حل دیگری نیفتند .

آدمی هنگام رو به رو شدن با فشار روانی ، به آن دست از الگو های رفتاری روی می آورد که پیش از آن ، برایش کارایی داشته است؛ به عنوان مثال ،یک آدم محتاط ممکن است محتاطتر هم بشود و سرانجام به کلی کناره گیری کند و یک آدم پرخاشگر ممکن است کنترل خود را از دست بدهد و بی مهابا همه چیز را در هم بکوبد .(اتکینسون،2000)

مطلب مشابه :  وابستگی از دیدگاه روانشناختی

واکنش ارگانیسم در برابر استرس زاهای مختلف مثل هجوم میکروب ، ادراک خطر ، دگرگونی مهم در زندگی ، تعارض درونی یا زخم به طور قابل ملاحظه ای یکسان عمل می کند . سلیه ( 1976) ، این واکنش را  “سندروم کلی سازگاری ” توصیف می کند .

فشار روانی و بیماری در سال های آخرین عمر:

نتایج پژوهش هایی که با کاربرد ((مقیاس دگرگونی زندگی )) صورت گرفته ، بیانگر رابطه ای پایدار بین تعداد رویدادهای فشار زای زندگی آدمی با سلامت جسمی و هیجانی وی است . در مورد بیش از پنجاه درصد از مردمی که نمره یک ساله دگرگونی زندگانی آنان بین 200 تا300 بود ، اختلالاتی درسلامت آنان مشاهده شد ، در نتیجه 79 درصد از افرادی که نمره ی دگرگونی زندگانی آنان بیش از 300 بود ، سال بعد بیمار شدند .

فشار زا ترین رویداد در این مقیاس ، مرگ همسر است . فقدانی که مستلزم سازگاری بنیادی و مجدد در بسیاری از جنبه های زندگی آدمی است . طی پژوهشی در انگلستان ،4500 مرد بیوه ، ازهنگام مرگ همسر به مدت شش ماه مورد مشاهده قرار گرفتند . میزان بیماری و افسردگی این مردها ، در سطح بالاتری بود و مرگ ومیر آنان چهل درصد بیشتر از میزان مرگ و میر قابل انتظار درگروه سنی آنان بود     ( پارکس [3] ، بنجامین [4] و فیتز جرالد [5] ،1969 ) .

سازندگان این مقیاس ، برای تبیین یافته هایی که حاکی از وجود رابطه بین تغییرات زندگی و بیماری است چنین فرض کردند که : هر اندازه تغییراتی را که آدمی تجربه می کند خطیرتر باشد ، باید تلاش بیشتری برای سازگار شدن به کاربرد و همین تلاش احتمالاً پایداری طبیعی بدن را در برابر بیماری کاهش می دهد . از پژوهش روی حیوان ها چنین بر می آید که در برخی موقعیت ها ، فشار روانی در کار دفاع های ایمنی جاندار ، اخلال ایجاد می کند ( رایلی [6] ،1981 ).

احتمال می رود که در مورد رابطه ی فشار روانی با بیماری ، عواملی چند دست اندر کار باشند .از سویی به دشواری می توان اثرات فشار روانی را از عواملی مانند برنامه ی غذایی ، سیگار کشیدن و سایر عادات بهداشت عمومی جدا نمود . کسانی که در صدد کنار آمدن با مقتضیات یک پیشه تازه و دشوارتر هستند ، ممکن است بیشتر به غذاهای  نا کامل بسنده کنند ، کمتر بخورند و فرصتی برای ورزش پیدا نکنند .آسیب پذیری در برابر بیماری ها ، ممکن است بیشتر ناشی از تغییرات این گونه عادت های بهداشتی  باشد تا تاثیر مستقیم فشار روانی بر میزان پایداری در برابر بیماری .(سلیه،1976)

مطلب مشابه :  مهارت رفتار جرات مندانه و مدیریت استرس از دیدگاه روانشناختی

از سوی دیگر ، بین افراد از  لحاظ  توجه به نشانه های جسمی بیمارگون و میزان کمک خواهی پزشکی ،  تفاوت هایی وجود دارد : مثلاً همان بیماری تنفسی یا شکم دردی که برخی اعتنایی به آن ندارند ، عده ای را به مطب پزشک می کشاند . مردمانی که از زندگی ناخشنودند بیش از کسانی که به کار و فعالیت خوشایندی مشغولند ، به نشانه های بیمارگون توجه کرده و به پزشک مراجعه می کنند . از سوی دیگر  چون  مبنای داده های بسیاری از پژوهش های مربوط به دگرگونی زندگی ، ((کمک خواهی )) می باشد ،  احتمال دارد که فشار روانی عملاً بیماری ایجاد نکند ، بلکه رفتارهای کمک خواهی را برانگیزد .

جدول مقیاس دگرگونی زندگی به نام مقیاس هولمز و راهه برای رتبه بندی مجدد اجتماعی نیز مشهور است ، این مقیاس میزان فشار روانی را برحسب تغییراتی که در زندگی آدمی روی میدهد اندازه گیری   می کند (نقل از هولمز و راهه ،2003)

رویداد ارزش عددی تغییر رویداد ارزش عددی تغییر
مرگ همسر 100 تغییر مسئولیت درمحل کار 29
طلاق 73 جدا شدن فرزند از مادر 29
زندگی جدا از همسر 65 اختلاف با خانواده همسر 29
زندانی شدن 63 پیشرفتهای شخصی چشمگیر 28
مرگ یکی از اعضای خانواده 63 آغاز به کار و یا بیکار شدن همسر مرد 26
زخمی شدن یا بیماری خود شخص 53 آغاز یا پایان یافتن تحصیل 26
ازدواج 50 تغییر شرایط زندگی 25
اخراج از کار 47 تجدید نظر درعادتهای شخصی 24
آشتی با همسر 45 مساله داشتن با رئیس 23
بازنشستگی 45 تغییر محل مسکونی 20
برهم خوردن سلامت یک عضو  خانواده 44 تغییر محل تحصیل 20
بارداری 40 تغییر تفریحات 19
مشکلات جنسی 39 تغییر فعالیتهای مذهبی 19
ورود یک عضو تازه به خانواده 39 تغییرفعالیتهای اجتماعی 18
سازگاری مجدد در کسب و کار 39 تغییر عادتهای مربوط به خواب 16
تغییر وضع مالی 38 تغییر عادتهای مربوط به خوراک 15
مرگ دوست صمیمی 37 تعطیلات سالیانه 13
تغییر شغل 36 عید کریسمس 12
ازدست رفتن وثیقه 30 خلافکاری های جزیی 11

 

[1] Hans Selye

[2] Stone

[3] Parkes

[4] Benjamina

[5] Fitzgerald

[6] Riley