دانلود مقاله با موضوع اختلالات شخصیت

دانلود پایان نامه

نمایشی(هیستریک) و مدیریت بدن در بین زنان
بررسی رابطه بین اختلال خوشیفته(نارسیستیک) و مدیریت بدن در بین زنان
بررسی رابطه بین اختلال دوری گزین(اجتنابی) و مدیریت بدن در بین زنان
بررسی رابطه بین اختلال ضداجتماعی و مدیریت بدن در بین زنان
بررسی رابطه بین اختلال شخصیت مرزی یا بردرلاین (بینابینی) و مدیریت بدن در بین زنان

1-5- فرضیه‏های پژوهش

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

1-5-1 فرضیه اصلی

بین اختلالات شخصیتی و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه معناداری وجود دارد.
1-5-2 فرضیه های فرعی
بین اختلال بدبین (پارانویید) و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد.
بین اختلال وابسته و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد.
بین اختلال اسکیزوئیدی (منزوی – اسکیزویید) و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد.
بیناختلال اسکیزوتایپال و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد.
بین اختلال وسواسی و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد .
بین اختلال نمایشی (هیستریک) و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد.
بین اختلال خوشیفته (نارسیستیک) و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد.
بین اختلال دوری گزین (اجتنابی) و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد.
بین اختلال ضداجتماعی و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد.
بین اختلال شخصیت مرزی یا (بینابینی) و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد.

1-6- تعریف واژه ها و اصطلاحات
تعریف مفهومی اختلالات شخصیتی
بر طبق آنچه در «راهنمای تشخیصی و آماری» (DSM-IV) آمده است، اختلال شخصیت عبارت است از: «یک الگوی با دوام و پایدار از رفتار و تجربه درونی که به طور قابل ملاحظه‌ای با انتظاراتی که از شرایط فرهنگی فرد وجود دارد متفاوت باشد، فراگیر و غیرقابل انعطاف باشد، شروعش به دوران نوجوانی یا اوایل بلوغ برگردد، در طول زمان پایدار باشد و به ناراحتی یا آسیب‌دیدگی روحی منجر گردد.» به دلیل آن که این اختلالات، مزمن و فراگیر هستند. می‌توانند به اختلال جدّی در کار کرد و زندگی روزمره بیانجامند (مارنات چی.سی 1381، 124).
تعریف عملیاتی اختلالات شخصیتی
اختلالات شخصیت به نمره ای که آزمودنی از پرسشنامه میلون 3 کسب می کند، گفته می شود.
تعریف مفهومی مدیریت بدن
مدیریت بدن به معنای دستکاری درنمای ظاهری بدن است. با ظهورعصرجدید،نمای ظاهری کردارهای بدن اهمیتی خاص یافته اند. بدن دیگرنه فقط ازبعدزیست شناختی، بلکه به عنوان محصولی اجتماعی و روانشناختی موردتوجه قرارگرفت (حقگوی 1386، 14).
مدیریت بدن به معنای نظارت و دستکاری مستمر ویژگیهای ظاهری ومرئی بدن است. این مفهوم به کمک معرف های تمایل به داشتن تناسب اندام و کنترل وزن از طریق ورزش، رژیم غذایی و دارو، دستکاریهای پزشکی در نقاط مختلف بدن جهت زیبایی مانند جراحی بینی و پلاستیک و میزان اهمیت دادن به مراقبت های بهداشتی و آرایشی، استحمام روزانه، آرایش مو، آرایش یا اصلاح صورت، استفاده از عطر و ادوکلن، آرایش ناخن و لنز رنگی بویژه برای بانوان به یک شاخص تجملی تبدیل شده است (ارمکی و چاوشیان 1381، 22).
تعریف عملیاتی مدیریت بدن
مدیریت بدن به نمره ای که آزمودنی از پرسشنامه مدیریت بدن کسب می کند، گفته می شود.

فصل دوم:
مروری بر ادبیات و پیشینه پژوهش

2-1- مقدمه
در این فصل ابتدا به بررسی مدیریت بدن و اختلالات شخصیت و انواع اختلال میپردازیم و سپس مروری بر پژوهش های انجام شده خارجی و داخلی خواهیم داشت

2-2- مدیریت بدن
مدیریت بدن به معنای دستکاری در نمای ظاهری بدن است. با ظهور عصر جدید، نمای ظاهری کردارهای بدن اهمیتی خاص یافته اند. بدن دیگرنه فقط از بعد زیست شناختی، بلکه به عنوان محصولی اجتماعی و روانشناختی مورد توجه قرار گرفت (حقگوی 1386، 14).
مدیریت بدن به معنای نظارت و دستکاری مستمر ویژگی های ظاهری ومرئی بدن است. این مفهوم به کمک معرفهای تمایل به داشتن تناسب اندام و کنترل وزن از طریق ورزش، رژیم غذایی و دارو، دستکاریهای پزشکی در نقاط مختلف بدن جهت زیبایی مانند جراحی بینی و پلاستیک و میزان اهمیت دادن به مراقبتهای بهداشتی و آرایشی، استحمام روزانه، آرایش مو، آرایش یا اصلاح صورت، استفاده از عطر و ادوکلن، آرایش ناخن و لنز رنگی بویژه برای بانوان به یک شاخص تجملی تبدیل شده است (ارمکی و چاوشیان 1381، 22).
بدن در قیاس با مفاهیمی چون خود یا هویت شخصی چیز ساده ای به نظر می رسد. بدن شی معینی است که خوشبختانه یا بدبختانه باید در آن زندگی کنیم. بدن سر منشا احساس آسایش و لذت است، ولی جایگاه بیماری ها و دردها هم هست. با این حال، چنان که تاکید شده است، پیکر ما فقط نوعی موجودیت طبیعی نیست که مالکیت آن را به ما تخصیص داده باشند: بدن نوعی دستگاه متحرک است، مجموعه ای از کنش ها و واکنش ها است، و غوطه ور شدن عملی آن در کنش های متقابل زندگی روزمره یکی از ارکان عمده نگاه داشت و تحکیم مفهوم منسجم و یکپارچه ای از هویت شخصی است.
بعضی از وجوه عمده بدن که مناسبت هایی با خود و هویت شخصی دارند از تمایزهایی برخوردارند. نمای ظاهری بدن مشتمل بر همه ویژگی های سطحی پیکر ما است -از جمله پوشش و آرایش- که برای خود شخص و برای افراد دیگر قابل رؤیت است، و به طور معمول آنها را به عنوان نشانه هایی برای تفسیر کنش ها به کار می گیرند. کردار مشخص کننده آن است که در ارتباط با قراردادهای ساختاری زندگی روزانه، بدن را چگونه بسیج می کنیم و سرانجام می رسیم به رژیم هایی که بدن را به پیروی از آنها وا میداریم.
با فرا رسیدن عصر جدید، بعضی از انواع نماهای ظاهری و کردارهای بدنی اهمیتی خاص می یابند. در بسیاری از عرصه های فرهنگی ما قبل جدید، نمای ظاهری بدن به طور کلی تابع استانداردهای مبتنی بر معیارهای سنتی بود. طرز آراستن چهره و انتخاب لباس همیشه تا اندازه ای وسیله ابراز فردیت بوده است. ولی امکان استفاده از این وسیله معمولاً به آسانی فراهم نمی آمد یا اصولاً مطلوب نبود. نمای ظاهری فرد بیش از آنکه نشان دهنده هویت شخصی او باشد، بیانگر هویت اجتماعی او بود. مدهای لباس در روزگار ما تحت تاثیر گروه های فشار، آگهی های تجارتی، امکانات اجتماعی- اقتصادی و دیگر عواملی است که بیشتر مروج استانداردهای اجباری هستند تا تفاوت های فردی.
در محیط های اجتماعی دوران ما بعد سنتی، نه نمای ظاهری افراد را می توان از پیش تعیین کرد و نه کردارهای آنان را. بدن افراد نیز به طور مستقیم در این اصل اساسی که خود فرد باید ساخته و پرداخته شود مشارکت دارد (گیندز 1378، 87).
برخی از زنان گمان داشتند که لوازم آرایشی و استفاده از مد برای بهتر شدن نمای ظاهری زنان ضروری است. بنابراین از بهره گیری از لوازم آرایشی حمایت کردند و آن را یکی از حقوق زنان دانستند. به گمان دیگران هرچند زنان این حق را دارند که هرچه میپسندند، بپوشند و هر آرایشی را که دوست دارند به کار برند، امادر دنیای واقعی، حق انتخابی در بین نیست، بلکه گونهای فشار اجتماعی زیرکانه وجود دارد. زنان در این سیستم سرمایه داری رقابتی بی رحم، در واقع می بایستی لوازم آرایش به کار برند و از تازه ترین مدها استفاده کنند.
در جامعه بدوی، که هم چشمی جنسی وجود نداشت، نیازی به آرایش و مد برای زیبایی سازی ساختگی نبود. درآن زمان برای هرفرد که به گروه های خویشاوندی وابسته بود، لازم بود که نشان خویشاوندی، جنسیت و گروه سنی خود را داشته باشد. بعد دوره جامعه طبقاتی فرا رسید. نشانههایی که بیش از هر چیز دیگر نمایانگر برابری در جامعه بدوی بود معنائی دیگر گرفت و به شکل مد درآمد. یعنی آرایش و مد به نشانه برتری اشرافیت شروع شد.
با رشد سرمایه داری، ماشینهای تولیدی گسترش بی اندازه پیدا کرد و همراه با آن نیاز به بازار انبوه پدید آمد، چون زنان نیمی از جمعیت راتشکیل می دادند. سودخواران در رشته زیبائی زنان به بهرهبرداری ازآن پرداختند. در نتیجه رشته مد به تدریج همه زنان را دربرگرفت (مقصودی1380، 47).
رژیمهای مخصوص بدن سازی و توجه به آراستگی و نظافت جسم در طی دوره اخیر تجدد بدن را در برابر گرایشهای بازتابی مداوم، خاصه در شرایطی که کثرت انتخاب وجود داشته باشد، تاثیرپذیر ساخته است. هم برنامه ریزی و تنظیم زندگی و هم پدید آمدن گزینههایی برای انتخاب شیوه زندگی با رژیمهای غذایی در هم آمیخته اند. کاملاً کوته بینانه خواهد بود اگر این پدیده را فقط به عنوان تغییر الگوهای آرمانی ظواهر جسمانی مورد مطالعه قرار بدهیم. واقعیت این است که ما بیش از پیش مسئول طراحی بدن خود می شویم و هر چه محیط فعالیتهای اجتماعی و خانوادگی ما از جامعه سنتی بیشتر فاصله بگیرد، فشار این مسؤولیت را بیشتر احساس می کنیم.
بررسی اختلالات شخصیت، فرصت مناسبی به دست می دهد تا نکته هایی را که در بالا به آن اشاره کردیم با وضوح بیشتری دریابیم.

مطلب مشابه :  دانلود فایل پایان نامه روانشناسی پایگاه اجتماعی

2-3- اختلال های شخصیت
یک اختلال شخصیت، الگوی پایداری از رفتار و تجربه درونی است که با انتظارات فرهنگی، به میزان قابل ملاحظه ای مغایرت دارد، فراگیر و انعطاف ناپذیر است، در دوران نوجوانی یا اوایل بزرگسالی آغاز میشود، در طی زمان پایدار است و به پریشانی یا اختلال منجر می شود (نیکخو 1389، 1000).
اختلالات شخصیت دسته نامتناجسی از اختلال ها هستند که با الگوهای دیرینه- فراگیر و انعطاف ناپذیر رفتار و تجربه درونی تعریف می شوند که با انتظارات فرهنگ شخص مغایرت دارند، این الگوهای مسأله دار دست کم در دو مورد از زمینه های زیر آشکار می شوند: شناخت، هیجان ها، روابط و کنترل تکانه. اختلال های شخصیت، همانند همه ی اختلال های دیگر DSM-IV-TR تشخیص گذاری نمی شوند مگر آنکه رنجوری یا آسیب کار کردی ایجاد کنند (شمسی پور 1388، 89).
اختلال های شخصیت گنجانده شده در این بخش، در زیر فهرست شده اند:
2-3-1 اختلال شخصیت پارانویایی
شامل الگویی از عدم اعتماد و سوءظن به گونه ای است که انگیزه های دیگران به عنوان انگیزه های کینه توزانه انگاشته می شوند.
2-3-2 اختلال شخصیت اسکیزوئید
شامل یک الگوی کناره گیری از روابط اجتماعی و دامنه ی محدود بیان هیجانی است.
2-3-3 اختلال شخصیت اسکیزوتایپی
شامل الگویی از ناراحتی حاد در روابط صمیمانه، تحریف های شناختی یا لدرلکی و رفتارهای عجیب و غریب است.
2-3-4 اختلال شخصیت ضداجتماعی
شامل الگویی از تخلف از قوانین و نادیده گرفتن حقوق دیگران است.
2-3-5 اختلال شخصیت مرزی
شامل الگویی از بی ثباتی در روابط بین فردی، خود انگاره عواطف و تکانشگری بارز است.
2-3-6 اختلال شخصیت نمایشی
شامل الگویی از هیجان پذیری و توجه طلبی افراطی است.
2-3-7 اختلال شخصیت خود شیفته
شامل الگویی از بزرگ منشی ، نیاز به تحسین و فقدان همدلی است.
2-3-8 اختلال شخصیت اجتنابی
شامل الگویی از بازداری اجتماعی ، احساس های بی کفایتی و حساسیت بیش از اندازه به ارزیابی منفی است.
2-3-9 اختلال شخصیت وابسته
شامل الگویی از رفتار سلطه پذیری و وابستگی مربوط به یک نیاز افراطی به تحت حمایت قرار گرفتن است.
2-3-10 اختلال شخصیت وسواسی – جبری
شامل الگویی از اشتغال ذهنی نسبت به نظم و ترتیب، کمال گرایی و کنترل است.
اختلالات شخصیت که به گونه ای دیگر مشخص نشده است: طبقه ای است که به دو موقعیت تعلق دارد:
1)الگوی شخصیت فرد با ملاکهای کلی اختلال شخصیت مطابقت می کند و صفتهای چند اختلال شخصیت مختلف وجود دارند ولی با ملاکهای یک اختلال شخصیت ویژه همخوانی ندارد،
2) الگوی شخصیت فرد با ملاکهای کلی اختلال شخصیت همخوان است ولی استنباط بر آن است که این اختلال شخصیت در طبقه بندی گنجانده نشده است (مانند اختلال شخصیت منفعل – پرخاشگر ).
اختلالات شخصیت بر اساس شباهت های توصیفی به سه دسته عمده، طبقه بندی می شوند. اختلال های شخصیت پارانویایی، اسکیزویید و اسکیزوتایپی را در بر می گیرد. افراد مبتلا به این اختلال ها اغلب غیر عادی یا عجیب به نظر می رسند، اختلال های شخصیت ضد اجتماعی، مرزی نمایشی و خود شیفته را شامل می شود. افراد مبتلا به این اختلال ها اغلب نمایشی، هیجانی یا دمدمی به نظر می رسند. اختلال های شخصیت اجتنابی، وابسته و وسواسی جبری را در بر می گیرد. افراد مبتلا به این اختلال ها اغلب مضطرب یا بیمناک به نظر می رسند (نیکخو 1389، 1001).

مطلب مشابه :  عملکرد کارکنان

2-4- ویژگی های تشخیصی
صفات شخصیت الگوهای پایداری از ادراک، برقراری ارتباط، و تفکر درباره ی محیط و خویشتن هستند که در گستره ی وسیعی از زمینه های اجتماعی و شخصی ظاهر می شوند. تنها هنگامی که صفات شخصیت انعطاف ناپذیر و ناسازگارند و موجب اختلال قابل ملاحظه در کارکرد یا پریشانی ذهنی می شوند، اختلالهای شخصیت را تشکیل می دهند. ویژگی اصلی اختلال شخصیت، الگوی پایداری از رفتار و تجربه ی درونی است که آشکارا با انتظارات فرهنگی مغایرت دارد و دست کم در دو مورد از موارد زیر ظاهر می شود: شناخت، هیجان پذیری، کارکرد بین فردی یا کنترل تکانه. این الگوی پایدار در گستره ی وسیعی از موقعیتهای شخصی و اجتماعی انعطاف ناپدیر و فراگیر است. و از لحاظ بالینی به پریشانی چشمگیر یا اختلال در کارکرد اجتماعی، شغلی یا سایر زمینه های مهم می انجامد. این الگو باثبات و طولانی مدت است و شروع آن را می توان دست کم در دوران نوجوانی یا اوایل بزرگسالی دانست. این الگو به نحو بهتری به عنوان جلوه یا پیامد اختلال روانی دیگر تبیین نمی شود و ناشی از اثرات فیزیولوژیایی مستقیم یک ماده (مانند سوء مصرف یک دارو، دارو درمانی، قرار گرفتن در معرض زهر) یا یک بیماری جسمانی (مانند آسیب سر) نیست (نیکخو 1389، 1006).

2-5- الگوهای بعدنگر اختلال های شخصیت
رویکرد تشخیصی در این کتاب راهنما، دیدگاهی طبقهای است که مبنای آن اختلالهای شخصیت به عنوان نشانگانهای بالینی که از نظر کیفی متمایزند، در نظر گرفته می شوند. در مقابل این رویکرد طبقهای، دیدگاه بعدنگر قرار دارد که برمبنای آن اختلالهای شخصیت، نشانگر گونه هایی از صفات شخصیتی ناسازگارند که به طور نامحسوسی با صفات بهنجار و با یکدیگر درهم می آمیزند. کوششهای بسیاری برای شناخت بنیادیترین بعدها که زیر بنای کلی کارکرد شخصیت بهنجار و نا بهنجار را می سازند صورت گرفته است. یکی از الگوها، پنج بعد زیر را دربر می گیرد : روان رنجورگرایی 1 ، درون گرایی 2 ، در برابر برون گرایی، بسته بودن 3 در برابر گشودگی 4 نسبت به تجربه، مخالفت گرایی 5 در برابر قابلیت پذیرش 6 و وظیفهشناسی .7

رویکرد دیگر، بیشتر به توصیف زمینه های اختلال شخصیت می پردازد که 40- 15 بعد را دربر می گیرد ( مانند واکنش پذیری هیجانی، بیمناکی اجتماعی، تحریف شناختی، تکانشگری، ریاکاری8 8، خودمداری9). سایر ابعاد پیشنهادی عبارتند از : هیجان پذیری مثبت10، هیجان پذیری منفی11، و اجبار12، نوجویی13 ، وابستگی به پاداش14، آسیب گریزی15، پایداری16، خودفرمانی17، همکاری18، خود فراروی19، قدرت20،

(سلطه گری ، در برابر سلطه پذیری ) و پیوند جویی (عشق در برابر نفرت)؛ و اذت جویی در برابر دردگریزی، انطباق نافعال در برابر تغییر فعال ، و اشاعه ی خود در برابر دگر مهرورزی .
مجموعه های اختلال شخصیت درDSM-IV (یعنی نامأنوس – نامتعارف ، نمایشی – هیجان ، و مضطرب – بیمناک ) را نیز می توان به عنوان ابعادی در نظر گرفت که طیف هایی از کژکاری های شخصیت را روی یک پیوستار همراه با اختلالهای روانی محور I نشان میدهند. الگوهای بعدنگر جایگزین دارای وجوه مشترک زیادی هستند و با یکدیگر زمینه های مهم گژکاری شخصیت را پوشش میدهند. تلفیق آنها، سودمندی بالینی، و رابطه آنها با طبقات تشخیصی اختلال شخصیت و جنبه های گوناگون گژکاری شخصیت در حال بررسی جدّی است (نیکخو 1389، 1008).

2-6- اختلالهای شخصیت دسته ی الف
2-6-1 اختلال شخصیت پارانویایی
2-6-1-1 ویژگی های تشخیصی
ویژگی اصلی اختلال شخصیت پارانویایی، یک الگوی عد

دیدگاهتان را بنویسید