دانلود مقاله با موضوع اختلال شخصیت مرزی

دانلود پایان نامه

دارند او را نزد رئیس بی حیثیت کنند). آنها معمولاً نمی توانند از همه ی عواطف و نشانه های بین فردی لازم برای ارتباطهای موفق استفاده کنند و بنابراین اغلب به نظر می رسد با دیگران به گونه ای نامناسب، خشک یا محدود تعامل می کنند. این افراد اغلب به علت ادا و اطوارهای غیر معمول، سبک ژولیده ی لباس پوشیدن که کاملاً برازنده ی آنان نیست و بی توجهی به قراردادها و رسوم اجتماعی، عجیب و غیرعادی به نظر برسند (برای مثال، شخص ممکن است از تماس چشمی اجتناب کند، لباسهایی را بپوشد که لکه دار بوده و برای وی مناسب نباشند و نتواند با همکاران خود متقابلاً شوخی کند).
افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوتایپی در همنوایی بین فردی دچار مشکلاتی میشوند و در برقراری ارتباط با دیگران راحت نیستند. اگر چه آنها ممکن است از فقدان روابط احساس ناراحتی کنند ولی رفتار آنها بیانگر تمایل اندک برای برقراری تماسهای صمیمانه است. در نتیجه، آنها معمولاً دوستان نزدیک معدودی داشته و یا همدمانی به غیر از یک خویشاوند درجه ی اول ندارند. آنها در موقعیتهای اجتماعی بویژه، در حضور افراد غریبه مضطرب می شوند. آنها هنگامی با دیگران تعامل می کنند که مجبور باشند، ولی ترجیح می دهند که تنها باشند زیرا احساس می کنند که افرادی متفاوت بوده و با بقیه «جور » نیستند. اضطراب اجتماعی آنها به سادگی از بین نمی رود، حتی هنگامی که زمان بیشتری را در برقراری رابطه یا آشنایی بیشتر با سایرین صرف می کنند، زیرا اضطراب آنها با سوءظن به انگیزه های دیگران رابطه دارد. برای مثال، هرگاه فردی که اختلال شخصیت اسکیزوتایپی دارد، در یک میهمانی شام حضور یابد، با گذشت زمان احساس آرامش بیشتر نمی کند بلکه ممکن است تنش و سوءظن او افزایش یابد.
هرگاه این الگوی رفتاری صرفاً در طی سیر اسکیزوفرنیا، یک اختلال خلقی همراه با ویژگیهای روان پریشی، سایر اختلالهای روان پریشی یا یک اختلال فراگیر رشد ظاهر شود، تشخیص اختلال شخصیت اسکیزوتایپی را نباید مطرح کرد. (نیکخو 1389، 1021).
2-6-3-2 ویژگی ها و اختلال های همراه
افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوتایپی، بیشتر برای نشانه های اضطراب، افسردگی یا سایر عواطف ملال انگیز همراه با آنان، و کمتر به علت خود ویژگیهای اختلال شخصیت اقدام به درمان می کنند. افراد مبتلا به این اختلال، به ویژه در پاسخ به فشار روانی، ممکن است دچار دوره های روان پریشی گذرا شوند (که از چند دقیقه تا چند ساعت طول می کشد)، اگرچه این دوره ها معمولاً از طول مدت کافی برخوردار نیستند تا یک تشخیص اضافی مانند اختلال روان پریشی کوتاه مدت یا اختلال اسکیزوفرنیفرم را ایجاب نماید. در بعضی از موارد، ممکن است نشانه های روان پریشی آشکار بالینی ظاعر شوند که با ملاکهای اختلال روان پریشی کوتاه مدت، اختلال اسکیزوفرنیفرم، اختلال هذیانی یا اسکیزوفرنیا مطابقت دارند. بیش از نیمی از مبتلایان ممکن است حداقل سابقهای از یک دوره ی افسردگی عمده داشته باشند. 50% – 30% افرادی که چنین تشخیصی روی آنها گذاشته شده است، هنگام بستری شدن در یک مرکز بالینی، تشخیص همزمان اختلال افسردگی عمده نیز برایشان مطرح می شود. این اختلال، همایندی قابل ملاحظهای با اختلالهای شخصیت اسکیزوئید، پارانویایی، اجتنابی و مرزی دارد.
2-6-3-3 ویژگی های خاص وابسته به فرهنگ، سن و جنسیت
تحریفهای شناختی و ادراکی را باید در بافت محیط فرهنگی فرد ارزیابی کرد. خصوصیات معین و فراگیر فرهنگی، بویژه مواردی که با باورها و آداب و رسوم مذهبی در ارتباطند، ممکن است از دید ناظر نا آگاه، اسکیزوتایپی به نظر بیایند (مانند جادو کردن ، صحبت کردن به زبان عجیب ، زندگی پس از مرگ، احضار روح ، اندیشه خوانی ، حس ششم ، چشم زخم ، باورهایی جادویی مربوط به تندرستی و بیماری).
اختلال شخصیت اسکیزوتایپی ممکن است ابتدا در کودکی و نوجوانی، با تنهایی، روابط اندک با همسالان، اضطراب اجتماعی، کم آموزی در مدرسه، حساسیت زیاد، ربان و اندیشه های غریب و خیال پردازیهای نامأنوس ظاهر شود. این کودکان ممکن است به نظر «عجیب» و «غیرعادی» بیایند و مورد آزار و اذیت دیگران قرار گیرند (نیکخو 1389، 1022).

2-7- اختلال های شخصیت دسته ی ب
2-7-1 اختلال شخصیت ضداجتماعی

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-7-1-1 ویژگی های تشخیصی
ویژگی اصلی اختلال شخصیت ضداجتماعی، یک الگوی فراگیر از بی اعتنایی و تجاوز به حقوق دیگران است که از کودکی یا اوایل نوجوانی آغاز شده و تا بزرگسالی ادامه می یابد.
این الگو تحت عنوان جامعه ستیزی ، اجتماع ستیزی یا اختلال شخصیت غیر اجتماعی نیز نامیده شده است. چون فریبکاری و تقلب، ویژگیهای محوری اختلال شخصیت ضداجتماعی است، بویژه ممکن است تلفیق اطلاعات به دست آمده از ارزیابی نظامدار بالینی با اطلاعات به دست آمده از منابع موثق مفید باشد.
برای اینکه بتوان این تشخیص را مطرح کرد، فرد باید دست کم 18 سال سن (ملاک ب) و سابقهای از چند نشانهی اختلال سلوک را قبل از سن 15 سالگی داشته باشد (ملاک ج). اختلال سلوک یک الگوی مکرر و باثبات از رفتار را دربر می گیرد که در آن به حقوق اساسی دیگران تجاوز میشود یا هنجارهای اجتماعی یا قواعد متناسب با سن زیر پا گداشته می شود. رفتارهای مشخصهی اختلال سلوک در یکی از چهار طبقه ی زیر قرار می گیرند: پرخاشگری نسبت به افراد و حیوانات، تخریب اموال، فریبکاری و دزدی یا تخطی جدی از قوانین.
الگوی رفتار ضداجتماعی تا دوران بزرگسالی نیز تداوم می یابد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی از هنجارهای اجتماعی و رفتار قانونی پیروی نمی کنند. آنها ممکن است به طور مکرر اعمالی را انجام دهند که زمینهی بازداشت شدن را فراهم می کنند (خواه بازداشت شوند یا بازداشت نشوند) مانند تخریب اموال، اذیت و آزار دیگران، سرقت، یا روی آوردن به مشاغل غیرقانونی. اشخاص مبتلا به این اختلال برای آرزوها، حقوق یا عواطف دیگران احترامی قایل نیستند. آنها اغلب برای کسب منفعت شخصی یا لذت دست به فریبکاری یا تقلب می زنند (برای مثال، برای به دست آوردن پول، بر قراری روابط جنسی یا کسب قدرت). آنها ممکن است به طور مکرر دروغ بگویند، برای خود نام مستعار برگزینند، کلاهبرداری کرده و یا تمارض کنند. ممکن است الگوی از تکانشگری به صورت ناتوانیدر برنامه ریزی قبلی قبلی جلوه گر شود. تصمیمها به صورت آنی و بدون برنامه ریزی، بدون اندیشه، و بدون توجه به پیامدهای آن برای خود و دیگران، گرفته می شوند و این امر ممکن است به تغییر ناگهانی شغل، محل اقامت یا روابط بینجامد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی بیشتر تحریک پذیر و پرخاشگر بوده و ممکن است به طور مکرر درگیر منازعات فیزیکی شده و مرتکب اعمال خشونت آمیز جسمانی (از جمله مضروب کردن همسر یا کتک زدن بچه) شوند. اعمال پرخاشگرانه ای که برای حمایت از خود و دیگری صورت می گیرند در زمره ی این موارد قرار نمی گیرند. این افراد همچنین نسبت به امنیت خود یا دیگران، بی اعتنایی قابل ملاحظه ای نشان می دهند. این امر ممکن است در رفتار رانندگی آنها ظاهر شد (سرعت غیرمجاز، رانندگی به هنگام مستی، تصادفهای زیاد). این افراد ممکن است به رفتارهای جنسی دست بزنند و یا ماده ای را مصرف کنند که از لحاظ پیامدهای آسیب زا، با خطر زیادی همراه است. آنها ممکن است فرزند خود را مورد غفلت قرار داده و یا در نگهداری وی کوتاهی کنند به طوری که کودک در معرض خطر قرار میگیرد (نیکخو 1389، 1024).
همچنین افراد مبتلا به شخصیت ضداجتماعی همواره و به شدت مسئولیت ناپذیرند. رفتار شغلی غیر مسئولانه ممکن است به رغم وجود فرصتهای شغلی موجود، با دوره های زیاد بیکاری یا رها کردن مشاغل بدون یک نقشه ی واقع بینانه برای به دست آوردن شغل دیگر، مشخص شود. همچنین ممکن است الگویی از بیکاریهای مکرر وجود داشته باشد که با بیماری آنان و یا بیماری افراد خانوادهی آنان تبیین نمیشود. مسئولیت ناپذیری مالی با اعمالی همچون کوتاهی در پرداخت بدهیها، عدم حمایت منظم از کودک و یا سایر وابستگان مشخص میشود. افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی از بابت پیامدهای اعمال خود، پشیمانی چندانی نشان نمیدهند. آنها ممکن است صدمه زدن به دیگران، بدرفتاری با آنها و یا دزدی از یک فرد را با یک دلیل سطحی توجیه کرده و یا اصولاً بیتفاوت باشند (برای مثال، «زندگی پر از بی عدالتی است » ، «خلایق هرچه لایق »، «خواه ناخواه چنین می شد »). این افراد ممکن است قربانیان خود را به دلیل احمق بودن، ناتوانی یا اسیر سرنوشت بودن، سرزنش کنند؛ آنها ممکن است پیامدهای نامطلوب اعمال خود را به حداقل برسانند، یا ممکن است فقط بی تفاوتی کلی نشان دهند. آنها عموماً قادر به جبران و یا اصلاح رفتار خودشان نیستند. آنها ممکن است اعتقاد داشته باشند که «هر کس باید به فکر خودش باشد » و یا اینکه به هیچ وجه نباید زیر بار حرف زور رفت. رفتار ضداجتماعی نباید صرفاً در طی سیر اسکیزوفرنیا یا یک دوره ی منیک رخ دهد (نیکخو 1389، 1027).

2-7-1-2 ویژگی ها و اختلال های همراه
افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی غالباً فاقد همدلی بوده و نسبت به احساسها، حقوق و رنجهای دیگران بی عاطفه و بدگمان هستند و برخورد تحقیر آمیز دارند. آنها ممکن است خودارزیابی کاذب و مغرورانه ای داشته باشند (برای مثال، احساس کنند که کار معمولی در شأن آنها نیست و یا توجه واقع بینانه ای نسبت به مسایل جاری یا آینده ی خود نداشته باشند) و امکان دارد به شدت خودرأی ، متکی به خود و یا از خودراضی باشند. آنها ممکن است جاذبهی درو غین و سطحی داشته و کاملاً حراف و دارای قدرت کلامی خوبی باشند (برای مثال، با بهره گرفتن از اصطلاحات فنی یا اصطلاحات تازه، فردی را که با آن مطالب آشنایی ندارد تحت تأثیر قرار می دهند). فقدان همدلی، خودارزیابی کتذب و جاذبهی سطحی و ظاهری، ویژگیهایی هستند که به طور رایج در تعاریف سنتی جامعه ستیزی گنجانده شده و ممکن است به ویژه در تشخیص اختلال شخصیت ضداجتماعی در زندان و یا موقعیتهای پزشکی قانونی که در آنها اعمال جنایی، بزهکارانه یا پرخاشگری احتمالاً غیر اختصاصی هستند، به کار روند. این افراد ممکن است همچنین در روابط جنسی خود غیر مسئولانه و استثمارگر باشند. آنها ممکن است سابقهی روابط جنسی با افراد بسیاری را داشته یاشند و امکان دارد هرگز یک رابطه ی تک همسری را ادامه ندهند. این افراد ممکن است به عنوان والدین، غیرمسئول باشند که این امر با سوء تغذیه ی کودک، یک بیماری در کودک که از فقدان حداقل امکانات بهداشتی ناشی می شود؛ وابستگی کودک هنگامی که فرد، بیرون از منزل است یا هدر دادن پول مورد نیاز برای ضروریات منزل، مشخص می شود. این افراد ممکن است با بیآبرویی از خدمت نظام اخراج شوند، ممکن است نتوانند خود را اداره کنند، امکان دارد فقیر و یا حتی بی خانمان شوند و یا سالهای زیادی را در مؤسسات کیفری سپری نمایند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی بیشتر از جمعیت کلی احتمال دارد که به راه های خشونت بار (برای مثال خودکشی، سوانح، دیگرکشی) پیش از موقع بمیرند (نیکخو 1389، 1029).
افراد مبتلا به این اختلال ممکن است همچنین دچار ملال شوندکه شامل شکایتهای مربوط به تنش، ناتوانی در تحمل یکنواختی، و خلق افسرده است. آنها ممکن است به اختلالهای اضطرابی، اختلالهای افسردگی، اختلالهای مرتبط با مواد، اختلال جسمانی کردن، قمار بازی بیمارگون و سایر اختلالهای کنترل تکانه نیز دچار باشند. همچنین افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی اغلب دارای آن دسته از ویژگیهای شخصیتی هستند که با ملاکهای سایر اختلالهای شخصیت به ویژه اختلال شخصیت به ویژه اختلال شخصیت مرزی، نمایشی و خودشیفته مطابقت می کنند. احتمال پدیدار شدن اختلال شخصیت ضداجتماعی در زندگی بزرگسالی هنگامی بیشتر می شود که فرد شروع زئدرس اختلال سلوک (قبل از سن 10 سالگی) و اختلال کاستی توجه – بیش فعالی را به طور توأم داشته باشد. بد رفتاری با کودک و یا غفلت از کودک، فرزند پروری بی ثبات یا متغیر یا انظباط والدینی متناقض، ممکن است احتمال تبدیل شدن اختلال سلوک به اختلال شخصیت ضداجتماعی را افزایش دهد.
2-7-1-3 ویژگی های خاص وابسته به فرهنگ، سن و جنسیت
ظاهراً اختلال شخصیت ضداجتماعی با وضعیتهای اجتماعی – اقتصادی پائین و موقعیتهای شهری ارتباط دارد. در مورد این تشخیص، نگرانیهایی به وجود آمده مبنی بر اینکه این تشخیص ممکن است به اشتباه در مورد افراد و موقعیتهایی به کار رود که در آنها رفتار ضداجتماعی ظاهراً ممکن است بخشی از یک راهبرد محافظتی برای ادامه ی زندگی باشد. در ارزیابی صفات ضداجتماعی، در نظر گرفتن زمینهی اجتماعی و اقتصادی که رفتارها در آن رخ می دهند، برای متخصص بالینی سودمند است.
طبق تعریف، تشخیص شخصیت ضداجتماعی را نمی توان تا قبل از سن 18 سالگی عنوان کرد. اختلال شخصیت ضداجتماعی در مردان شایعتر از زنان است. این احتمال وجود دارد که تشخیص اختلال شخصیت ضداجتماعی در زنان کمتر مطرح شود که علت آن بویژه تأکید بر جنبه های پرخاشگرانه در تعریف اختلال سلوک است (نیکخو 1389، 1030).
2-7-2 اختلال شخصیت مرزی
2-7-2-1 ویژگی های تشخیصی
ویژگی اصلی اختلال شخصیت مرزی، یک الگوی فراگیر بی ثباتی در روابط بین فردی، خودانگاره ، عواطف و تکانشگری بارز است که اوایل بزرگسالی آغاز و در زمینه های گوناگون ظاهر می شود.
افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، کوششهای بی وقفه ای را برای اجتناب از طرد و رها شدگی خیالی یا واقعی انجام می دهند. ادراک جدایی یا طرد قریب الوقوع و یا فقدان ساختار بیرونی ممکن است به دگرگونیهای عمیقی در خودانگاره، عاطفه، شناخت و رفتار منجر شود. این افراد، حساسیت زیادی به شرایط محیطی دارند. آنها ترسهای شدید مربوط به طرد و رها شدگی و خشم نامناسب راحتی در حین مواجهه با یک جدایی کوتاه مدت واقع گرایانه و یا هنگامی که تغییرات غیرقابل اجتناب در نقشه ها پیش میآید، تجربه می کنند (برای مثال، ناامیدی ناگهانی در واکنش به اعلام پایان وقت جلسهی مصاحبه از جانب متخصص بالینی؛ وحشت یا خشم زیاد هنگامی که فرد مورد نظر آنها چند دقیقه تأخیر دارد و یا اینکه قرار ملاقات را بر هم میزند). این افراد ممکن است بر این باور باشند که «رهاشدگی یا طرد» به طور تلویحی به این معناست که آنها «بد» هستند. این این ترسهای رهاشدگی با عدم تحمل تنهایی و نیاز به بودن با دیگران رابطه دارد. کوششهای بی وقفه ی آنها برای اجتناب از طرد و رهاشدگی، ممکن است شامل اعمال تکانشی همچون آسیب زدن به خود یا رفتارهای انتحاری باشد که به طور جداگانه در ملاک 5 توصیف شده اند (نیکخو 1389، 1032).
افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، الگویی از روابط بی ثبات و شدید دارند. آنها ممکن است در ملاقاتهای اول یا دوم، حامیان بالقوه یا دلدادگانی را به صورت ایده آل در ذهن خود مجسم کنند؛ ممکن است مایل باشند وقت زیادی را با یکدیگر سپری کنند، و در اوایل برقراری روابط از جزئیات بسیار خصوصی یکدیگر مطلع گردند. با وجود این آنها ممکن است به سرعت از چنین اندیشه ای منصرف شده و به این نتیجه برسند که از دید دیگران فاقد ارزشند و احساس کنند که طرف مقابل آنها به اندازه ی کافی به فکرشان نبود و بخشنده و شایسته نیست. این افراد می توانند با دیگران همدلی کرده و نسبت به آنها محبت کنند ولی تنها بر اساس این انتظار که در صورت نیاز، طرف مقابل آنها نیز برای برآورده ساختن خواستههای آنان «بخشنده» خواهد بود. این افراد برای تغییر دادن ناگهانی و چشمگیر عقیده ی خود نسبت به دیگرانی که ممکن است به طور متناوب به عنوان حامیان نیکوکار یا تنبیه کننده های بیرحم در نظر گرفته شوند، آمادگی دارند. این دگرگونیها اغلب بازتاب سرخوردگی از یک حامی است که ویژگیهای مهرورزی او به صورت ایدهآل تصور شده و یا طرد و جدایی از جانب او مورد انتظار است.
ممکن است یک اختلال هویت وجود داشته باشد که با خود انگاره یا درک کاملاً بی ثبات از خود مشخص می شود. در خود انگاره دگرگونیهای چشمگیر و ناگهانی وجود دارد که با

مطلب مشابه :  پایان نامه :رضایتمندی از زندگی

دیدگاهتان را بنویسید