سبک های حل تعارض زناشویی

چرخه زندگی و تعارضات زناشویی

در فرایند تکوین خانواده تغییراتی به وجود می آید و برای درک مناسب چنین تغییراتی به چارچوب ذهنی مناسبی نیاز داریم که چرخه زندگی نام دارد. در واقع مفهوم چرخه زندگی یک چهارچوب مفید و ویژه است که مشکلات ارجاع شده برای خانواده درمانی را مفهوم سازی می کند (سعیدیان، 1382، ص68). به عبارت دیگر در چرخه زندگی افراد ازدواج می کنند، بچه دار می شوند، کودکان رشد می کنند، روابط عمیق تر و گاهی سطحی می شود. این تغییرات ممکن است بعضی مواقع با تعارض توأم باشد و باعث اختلاف می شود، اما در مقایسه با تغییرات سریع، کم تر باعث گسیختگی رابطه می شوند. برای بسیاری از افراد، تغییر دادن فرد جهت انطباق با تغییر ایجاد شده، مشکل می باشد و به علت مقاومت آن ها در برابر تغییر، تعارض بوجود می آید.

دووال[1] و میلر[2] (1985)، فرایند تحول و تکوین خانواده را به هشت مرحله تقسیم می کند این مراحل عبارتند از:

  • زوج های بدون فرزند.
  • خانواده های بچه دار، که در آن ها کودک ارشد کمتر از 30 ماه دارد.
  • خانواده های با بچه های پیش دبستانی که بزرگترین کودم آن ها دو سال و نیم تا شش سال دارد.
  • خانواده هایی با بچه های مدرسه رو، که کودک ارشد خانوده بین 6 تا 13 سال دارد.
  • خانواده هایی با بچه های نوجوان که بزرگترین کودک، 13 تا 20 سال دارد.
  • خانواده هایی که جوانان از آن ها جدا می شوند. این مرحله با عزیمت اولین بچه از خانه شروع می شود و با رفتن آخرین آن ها خاتمه می یابد.
  • والدین میانسال، از هنگامی که فرزندان آنها منزل را ترک گفته اند تا زمان بازنشستگی.
  • مرحله ی تعهدات اعضای خانوده، مرحله ی از بازنشستگی تا مرگ (به نقل از بارکر زیرنویس شود ، ترجمه ی دهقانی، 1375، ص68، 67).

السون و همکاران (1989)، نیز برای سیکل زندگی خانوادگی مراحلی شبیه به مراحل فوق را مطرح می کنند و معتقداند که میزان رضایت زناشویی در هر یک از مراحل متفاوت است. این مراحل عبارت  اند از:

1- زوج های جوان بدون بچه. 2- خانواده با بچه های پیش دبستانی. 3- خانواده با بچه های دبستانی. 4- خانواده با فرزند نوجوان. 5- خانواده با بچه هایی که شروع به ترک خانه می کنند. 6- خانواده بدون فرزند، فرزندان در این مرحله خانواده را ترک گفته اند. 7- خانواده در زمان بازنشستگی و پیری.

شلزینگر[3] (1990)، براساس مطالعات خود روی 29 زوج که حداقل 15 سال از ازدواج شان گذشته و صاحب یک فرزند بودند، نتیجه می گیرند که: 1- میزان رضایت زناشویی دارای یک افت پیوسته در دوران پس از ماه عسل است. 2- رضایت زناشویی به صورت منحنی شکل می باشد که اوج آن در سال های آغازین و قعر آن هنگام تولد کودکان است و هنگامی بهبود می یابد که بچه ها خانه را ترک کرده اند (سلیمانیان، 1373، ص98).

مطلب مشابه :  راهنمای خرید کاغذ خردکن

نتایج تحقیقات رولین[4] و کانون[5] (1974)، و اشپانیز[6] ، لوئیس[7] و کول[8] (1975)، نشان می دهد که نقش های مربوط به نقش های زناشویی پس از استقلال زندگی فرزندان نسبت به زمانی که آنان در خانواده حضور داشته اند، کم تر شده است و زوج ها از رفتار خود نسبت به یکدیگر کم تر شکایت دارند (سیف، 1368، ص87).

 

 

 

سبک های حل تعارض زناشویی

براساس نظریه رفتاری و هم چنین براساس الگوه های برقراری ارتباط، سبک هایی از حل تعارض زناشویی معرفی شده است:

  • اجتناب کردن: در این سبک افراد مسئولیت را به شخص دیگری واگذار کردن، چشم پوشی از عدم توافق و از موقعیت تعارض را کناره گیری می کنند.
  • ترغیب کردن: گاهی مواقع زن شوهر می کوشند یکدیگر را به فکر کردن درباره روش برخورد با مسأله ترغیب کنند و یکی از همسران ممکن است با قدرت بیشتر و با زور و با کلک دیگری را راضی یا ترغیب و طرف مقابل نیز سرانجام اطاعت کند.
  • مرافعه یا کوتاه آمدن: اگر هیچ یک از شرکای زندگی، کوتاه نیامد، این عدم توافق می تواند، تا حد یک بحث و جدل یا مرافعه مخرب تشدید شود، و یا یکی از زوجین در برابر احساس خشم تسلیم شود.
  • بلاتکلیفی: با این فرایند، همسران درباره راه حل ها بحث می کنند و بر آن ها نزدیک می شوند و اما هرگز به جواب نمی رسند و هیچ چیز فیصله یافته نیست. آن ها در حین جرو بحث ها صورت مسأله را پاک می کنند و هیچ گاه آگاهی کامل را تجربه نمی کنند.
  • آشتی کردن: راه دیگری برای رفع تعارض، آشتی کردن است یعنی رسیدن به راه حل از طریق مصالحه، در این جا زن و شوهر خاضعانه با شور و شوق به یکدیگر امتیازاتی می دهند.
  • مشارکت جویی : این فرایند از مصالحه فراتر می رود در این فرایند زن و شوهر درصدد هستند که راه حلی برای مسأله پیدا یا ابداع، که به نفع هر دوی آن هاست (میلر و همکاران، ترجمه بهاری، 1385، ص48، 47).

هاریت[9](1985)، بیشتر همسران بدون در نظر گرفتن مسأله تمایل به تکرار الگوه های مشابهی در هنگام بحث دارند راهنمایی را برای سبک های اداره ای خشم تهیه کرد و این سبک به صورت دنباله رو[10] دوری گزین[11]، با کارآیی بالا[12]، با کارآیی پایین[13]، و سرزنش کردن[14] نامگذاری کرده است:

مطلب مشابه :  فسخ قرارداد به چه معناست و چه احکامی داره؟ "

افراد دنباله رو: در پی ایجاد ارتباط هستند به طوری که بتوانند نزدیکی و صمیمیت بیشتری به وجود آورند از آن جایی که صحبت کردند و بیان احساسات برای شان مهم است اگر همسرشان فضای بیشتری برای خود بخواهد احساس می کنند از جانب او طرد شده اند هنگامی که همسر یا فرد مهم دیگری از زندگی شان کنار می رود تمایل شدیدتری به دنباله روی پیدا می کنند.

دوری گزین ها: تمایل به ایجاد فاصله عاطفی احساسی دارند برای آن ها نشان دادن ضعف و وابستگی مشکل است و استرس های وارده را اغلب با پناه بردن به شغل شان اداره می کنند و هرگاه مسائل تشدید پیدا کنند ممکن است ارتباط را خاتمه دهند هرگاه احساس کنند که خواهان آن ها هستند احتمال کمتری دارند عواطف خود را بروز دهند.

افراد با کارایی پایین: به طور شاخصی در زندگی شان حوزه های متعددی وجود دارند که به نظر می رسد در آن ها انسجام کسب نکرده اند در شرایط استرس انسجام آن ها حتی کمتر هم می شود آن ها در ایفای قدرت و شایستگی خود در روابط صمیمی مشکل دارند.

افراد با کارایی بالا: جهت مشورت و کمک به دیگران در هنگام مواجهه با مشکلات سریع هستند گویی آن ها از این که چه چیزی برای خودشان و دیگران بهتر است آگاه اند و لذا اغلب به عنوان معتمد از آن ها یاد می شود این افراد در نشان دادن وجهه آسیب پذیر و ناکارآمد خود مشکل دارند.

سرزنش گرها: سرزنش گرها میل دارند که به استرس، با هیجان زیاد و رفتار پرخاشگرانه واکنش نشان دهند این ها دوست دارندکه برای تغییر دیگران تلاش کنند و به منظور خوب جلوه دادن خود آن ها را تحقیر کنند زوج ها اغلب در الگوه های از برخورد با تعارض قرار دارند که تغییر نمی کند صرف نظر از این ها اگر آن ها راجع به چیزی بحث کنند تمایل دارند که همان الگوه را دنبال کنند.

 

[1] – duvall. D,H

[2] – miller. M,A

[3] – schlesinger. S,V

[4] – rolin. R,K

[5] – kanon. K,J

[6] – eshpaniz. E,S

[7] – luis. L,K

[8] – kool. K,J

[9] – hariat. H,S

[10] – pursurer

[11] – distancer

[12] – over functioner

[13] – under functioner

[14] – blamer