سبک های مدیریت از منظر روانشناختی

دانش مدیریّت :

مدیر یک سازمان باید از کلیّه ی اموری که سازمان به خاطر آن بوجود آمده اطّلاع کافی داشته باشد و همچنین از امور مدیریّتی نیز مطّلع باشد و این دو لازم و ملزم یکدیگرند، یعنی علاوه بر آشنایی و فنون مدیریّت باید در رایطه با سازمانی که فرد مدیر در آن گمارده می شود نیز باید اطّلاعات کافی داشته باشد که ما به معرفی بعضی از این اطّلاعات می پردازیم.

1 – اطّلاعات اداری : یعنی اینکه مدیر یک سازمان باید از کلیّه ی موازین و مقرّرات سازمان آگاهی داشته باشد تا با استفاده از این آگاهی در تصمیم گیری های خود موفّق باشد.

2- اطّلاعات فنّی : مدیران هر سازمان لازم است که در سازمانی که هستند از فعّالیّت هایی که در آن جریان دارد اطّلاعات کافی داشته باشد، یعنی هر مدیری در هر پستی که قرار می گیرد فنون مربوط به آن حرفه را مطّلع باشد.

3- اطّلاعات روان شناسی : در مدیریّتی که لازم است گاهی کارمندی تشویق شود و زمانی تکویر، به کارگیری روش های متأثّر از شناخت روان شناسی، می تواند در مورد اعمال کارمندان طبق یک قضاوت اتّخاذ تصمیم صحیح را رابرای مدیران تسهیل کند1.

 

 

 

سبک های مدیریّت :

منظور بحث در این قسمت شیوه های مختلفی است که مدیران در امر مدیریّت و رهبری سازمان اعمال می کنند که انتخاب روش مدیریّت از طرف مدیران با خواسته ی سازمان، موقعیّت زمانی و شخصیّت فرد مدیر بستگی دارد. تا زمانی که سازمان محدودیّتی برای مدیران قایل نشده باشد، مدیران قایل خواهند بود با وسعت و دامنه ی فکری باز تری به ابراز خلاقیّت و بروز توانایی های خود، جامه ی عمل بپوشند. ولی اگر سازمان گستره ی مدیریّت را محدود کند، در چنین حالتی مدیران از اعمال نظر و به کارگیری ابتکارات فردی بروز خواهد ماند. لذا در این زمینه می پردازیم به سبک ها و شیوه هایی که مدیران در محیط کاری خود جهت رسیدن به اهداف سازمان اعمال می کنند.

مطلب مشابه :  همه چیز در مورد پروتز سینه

1-  مدیریّت صرفاً هدف گرا : مدیریّتی که هدف اصلی و نهایی آن تلاش و کوشش در رسیده به هدف تعیین شده از سوی سازمان باشد. در این سبک مدیریّت، مدیر بدون توجّه کامل به روابط انسانی بین اعضاء، در سر و سامان دادن به امور جاری سازمان کوشش نماید.

در چنین مدیریّتی، اعضاء غیر از سرپرستان و مسؤولان چون ابزاری در دستگاه سازمانی جذب ده و با اراده ی ما فوق های حود به حرکت در می آیند. لازمه ی اعمال چنین مدیریّتی، ایجاد سبک های سازمانی با عناوین مختلف است که فقط کارکنان را به طور عمودی به هم متّصل ساخته و از ارتباطات افقی بین آنها جلو گیری می نماید.

2- مدیریّت عضو گرا : در این مدیریّت بر خلاف نوع قبلیکه به افراد توجّه نمی شود در قدم اوّل و به قبل از هر چیز رضایت اعضایش پیش از هر جیز مورد توجّه است. چون باید هدف سازمان نیز بر آورده شود لذا، مدیریّت در این سبک سعی دارد که با ایجاد رضایت باطن در کارکنان به انگیزش انجام امور محوّله در آنها بپردازد.

3- مدیریّت سایه نما : مدیریّتی که به این سبک اعمال می کند معمولاً دستورالعمل ها و مقرّرات سازمان را به کارکنان و زیر دستان خود ابلاغ می کند ولی، در چگونگی اجرای آن کاری ندارد. و سعی دارد که کارکنان سازمان را به حال خود بگذارد یعنی مانند سایه که اثری از خود به جای نمی گذارد گه کاهی از بالای سر کارکنان گذشته ولی اثری از خود بر جای نمی گذارد.

بدین منظور در سبک مدیریّت سایه نما ابلاغ مصوّبات، خواسته های سازمانی و اخذ مدرک از کارکنان، جهت دریافت و رویت دستورات توسط آنها در سر لوحه ی وظایف او را تبرئه می کند. در مدیریّت سایه نما برآورد هدف جنبه ی شخصی دارد و سعی فرد مدیر بر این استوار است تا منافع خود را که شاید استمرار امتیازات مدیریّت به صورت ارضای مادّی و معنوی و یا روحی و روانی باشد پایدار سازد.

مطلب مشابه :  رویکردهای اثربخشی از دیدگاه روانشناسی

4- مدیریّت میانه رو : همانطور که از نام آن بر می آید، مدیریّت در این سبک سعی دارد که، هم هدف سازمان و هم اعضاء همزمان و با هم مورد توجّه قرار دهد و بدین طریق که مثل مدیریّت هدف گرا منظور صرفاً افزایش بازده نیست، بدین سبب سعی می شود تا ناراحتی خاطر اعضاء فراهم نشده و یا کوشش جهت ایجاد انگیزش در اعضاء هدف نیز حمایت شود ازعان این نظر گویای این نیست که در زمینه های حسّاس نیز نظر خواهی اعمال می گردد. بلکه با توجّه به بوروکراتیک بودن این نوع مدیریّت ها فقط در موارد کلّی اعضای سازمان به بازی گرفته می شوند و گرنه موارد حسّاس سازمان در قلّه ی مدیریّت مورد اخذ تصمیم قرار می گیرد. از این که در مدیریّت میانه رو از افراط ئ تفریط در امور خبری نیست لذا می تواند در برآورد هدف سازمان مثمر ثمر واقع شود.

5- مدیریّت ایده آل : در افراد نیازی اساسی وجود دارد که مدیریّت ایده آل، آن نیاز را برآورده می کند و آن نیاز در گیر شدن و احساس تعهّد نمودن با کار ثمر بخش است.

به این ترتیب وضع چنان است که از استمداد قابلیّت افراد به تفکّر خلّاق و رایه ی ایده های نو استفاده می گردد.