سرمایه های فکری چگونه سنجیده می شوند؟

سنجش سرمایه فکری

همان‌طور که اقتصاد بیشتر به سمت دانش و دانایی در حرکت است، پارامترهای رشد اقتصادی نیز،
از مدیریت کارایی به سوی مدیریت دانش در تغییرند. از این رو به منظور مدیریت اثربخش سازمان‌ها
در محیط امروزی، نیاز به مدل‌های سنجش فکری بیش از پیش احساس می‌شود. به باور بسیاری از نظریه پردازان حوزه‌ی سنجش سرمایه فکری، هنگامی که یک سازمان نتواند موضوعی را مورد سنجش قرار دهد، لا جرم از مدیریت آن نیز عاجز خواهد بود. بر این اساس می‌توان گفت، به طور کلی دو دلیل عمده برای سنجش سرمایه فکری در سازمان وجود دارد. اول از دریچه گزارش دهی مالی تا ملزومات قانونی و تنظیمی مورد نیاز سازمان تامین شود. دوم از دریچه اطمینان از مدیریت سرمایه فکری که به بهترین نحوه در سازمان پیاده می‌شود (خاوند کار، ۱۳۸۸).

پس از طرح نخستین مدل مرتبط با سنجش سرمایه فکری، تا به امروز بیش از ۵۶ مدل مطرح عرضه شده است. در یک تقسیم بندی که از مدل کلی سنجش سرمایه فکری سرچشمه می گیرد، بر اساس مسیرهای پیش رو دو رهیافت اساسی پدیدار است. رهیافت نخست که گرایش لیبرال و توصیفی دارد، مدل‌هایی توسط افراد و شرکت‌های توسعه یافته و پیشنهاد شده است، که بر مدیریت و اثربخشی تاکید دارد. در رهیافت دوم که رهیافتی تجویزی است، دولت‌ها، انجمن‌هایا اتحادیه‌ها رهنمودهای سنجش سرمایه فکری را به شرکت‌ها توصیه می‌کنند، که رهنمود دانمارکی، رهنمود آلمانی، رهنمود ژاپنی و. . . در این گروه قرار دارند. این رهیافت برگزارش دهی و تنظیم کنندگی تاکید دارد. در ادامه بحث به معرفی و بررسی
این مدل‌ها و رهنمودها پرداخته شد (خاوند کار و همکاران، ۱۳۸۸).

مدل‌های توصیفی سنجش سرمایه فکری

به طور کلی مدل‌های توصیفی پیشنهاد شده برای سنجش سرمایه فکری را می‌توان در قالب چهار دسته تقسیم بندی نمود: مدل‌های مستقیم سرمایه فکری، مدل‌های مبتنی بر سرمایه بازار، مدل‌های بازده دارایی‌ها و مدل‌های کارت امتیازی و مدل‌های جدید در قالب دسته بندی پنجمی با عنوان مدل‌های تجسمی طبقه بندی شده‌اند (دزینکواسکی رامونا[1]، ۱۹۹۸). بر این اساس پنج دسته طبقه بندی مدل‌های سنجش سرمایه‌ی فکری، عبارتند از:

– مد لهای مبتنی بر سرمایه بازار:این مدل‌ها، از طریق محاسبه‌ی تفاوت میان سرمایه سازی بازار
و سرمایه صاحبان سهام، ارزش سرمایه فکری را مورد محاسبه قرار می‌دهند.

– مدل‌های مستقیم سرمایه فکری: این مدل‌ها، ارزش پولی سرمایه فکری را با شناسایی مؤلفه های مختلف آن، مورد محاسبه قرار می‌دهند. در واقع از دریچه امکان آفرینی برای شناسایی مؤلفه‌ها، ارزش گذاری این مؤلفه‌ها چه به صورت منفرد و چه به صورت کسر از ارزش کل مسیر خواهد بود.

-مدل‌های بازده دارایی‌ها: در این مدل‌ها، میانگین درآمد سازمان پیش از مالیات به عنوان مبنایی برای محاسبه در نظر گرفته می‌شود. در واقع این میانگین در یک بازده زمانی، تقسیم بر میانگین سرمایه فکری سازمان می‌گردد. حاصل این کسر مقدار- او- ای سازمان را به دست می‌دهد. در ادامه مقدار آر- او- ای از میانگین صنعتی کسر شده و حاصل این عملیات در گام بعد، در میانگین سرمایه فکری سازمان ضرب شده تا درآمد متوسط سالانه از خلال سرمایه فکری مورد محاسبه قرار گیرد.

– مدل‌های کارت امتیازی: در این مدل‌ها، مؤلفه‌های مختلف سرمایه فکری تعریف شده و سنجه ها و نشانگرهای متناسب ایجاد می‌شود. سپس نتایج به شکل کارت امتیازی یا گراف، استخراج شده و نمای داده می‌شوند.

– مدل‌های تجسمی: این مدل‌ها، نقشه‌ها و تصاویری مجازی از نحوه تعامل سرمایه فکری در خلق ارزش برای سازمان ایجاد می‌کنند که، در دست یابی به اطلاعات پیرامون چگونگی توسعه سرمایه فکری سازمان و نقاط ضعف و قوت آن، می‌تواند برای سازمان مفید باشد (چن و همکاران، ۲۰۰۴).

به اعتقاد سولیوان سرمایه فکری از دو مؤلفه اصلی و یک مؤلفۀ عمده تشکیل شده است مؤلفۀ اصلی منابع انسانی: این منابع برخاسته از میزان هوش و استعداد کارکنان شرکت است. منابع انسانی در ایجاد حافظه‌ی سازمانی و دانش فنی پیرامون موضوعات پر اهمیت هر سازمان نقشی اساسی بازی می‌کند. این دارایی سازمانی شامل تجربه‌ی جمعی، مهارت‌ها و دانش فنی عمومی تمامی کارکنان شرکت می‌شود.

– مؤلفه‌های اصلی دارایی فکری: دارایی فکری، شامل : تعاریف فیزیکی یا مشهود یا کد گذاری شده دانشی خاصی است که سازمان می‌توانند ادعای مالکیت آن را داشته که به سهولت قابلیت نفوذ در امور تجاری سازمان را داراست. در واقع هر بخشی از دانش که تعریف و کدگذاری شده باشد- چه به شکل نوشتاری و یا فایل کامپیوتری- به لحاظ کیفی در قالب تعریف دارایی فکری جای گرفته و می‌تواند
در سازمان مورد محافظت قرار گیرد. دارایی‌های فکری، نماینگر منابع نوآوری است که، شرکت‌ها بدان
جنبه تجاری بخشیده‌اند.

مطلب مشابه :  مغازه والمارت و ۱۰ دلیل اصلی موفقیت ساموئل والتون رئیس اون 

– مؤلفه‌های فرعی مالکیت فکری: مالکیت فکری جزئی از دارایی‌های فکری است که می‌تواند
در چارچوب‌های قانونی محافظت و به صورت انحصاری مورد مالکیت قرار گیرد. مواردی چون: حقوق انحصاری معنوی، کپی رایت، علامت‌های تجاری، رموز تجاری و. . . در این دایره قرار می‌گیرند.

بر این اساس مدل ارزش گذاری دارایی فکری سعی در شناسایی ظرفیت‌های نامشهود منابع فوق در سازمان دارد. در قالب تقسیم بندی فوق، سازمان این امکان را خواهد دانشت تا بتواند به طور مجزا
دارایی‌های نامشهود خود را مورد ارزیابی قرار دهد.

سرمایه فکری علاوه بر سازمانهای تجاری علاقه مندانی را در حوزه آموزش عالی دارد. از این رو به صورت مختصر به این مورد پرداخته شده است.

سرمایه فکری در آموزش و پرورش

کانون توجه سرمایه فکری در ابتدا در دنیای تجارت، ظهور کرد اما امروزه علاقه مندان در حال رشدی نیز در سازمان‌های غیر انتفاعی وجود دارد. که بر خلاف سازمان‌های صنعتی، یک چارچوب معتبر مدیریت استراتژیک وابزار رقابتی برای موسسات غیر انتفاعی استفاده می‌شود. سرمایه فکری، به مدیران غیر انتفاعی درک بهتری از مسایل درونی و بیرونی سازمان‌هایشان می‌دهد. جهان و نیز ارزش افزوده آن‌ها بر حسب نیروی کار آموزش دیده و کار آفرینی تقویت شده، مطرح است.

موسسات آموزش عالی امروزه در یک فرایند گذار شدیدی فرو رفته‌اند که موجب نیاز به انعطاف پذیری بیش‌تردانشگاه‌ها، شفافیت، رقابت طلبی و قابل قیاس بودن شده است. دررویارویی با این چالش‌ها، موسسات آموزش عالی نیاز به مدیریت آگاهانه فرایندهای خلق دارایی‌های دانشی و شناخت ارزش سرمایه فکری با نقش مداوم آن‌ها در جامعه دارند، دارایی‌های دانشی زیر بنای شایستگی‌های محوری هر سازمان هستند بنابراین، نقش استراتژیک مهمی ایفا می‌کنند و نیاز به اندازه گیری دارند. دلایل این که سرمایه فکری در آموزش عالی و پژوهش باید به عنوان امر مهمی تلقی شود را می‌توان چنین برشمرد: نخست سرمایه فکری می‌تواند به تغییر تمرکز استراتژیک سازمان‌های غیر انتفاعی به سوی منابع فکری کمک کند و قابلیت‌های آن‌ها را در سازگاری با چالش‌های مواجهه در محیط غیر انتفاعی تقویت کند. دوم سرمایه فکری محرک ارزش کلیدی برای رقابت پذیری سازمانی و بهبود عملکرد است (سکوندو و همکاران[2]، ۲۰۰۲).

میرکمالی و همکاران (۱۳۸۹) به منظور تدوین الگویی برای اندازه گیری سرمایه فکری در دانشگاه‌های ایران، بر مبنای مطالعه نظری مؤلفه‌های سرمایه فکری یعنی انسانی، ساختاری و رابطه‌ای را در بین مدیران
و کارشناسان دانشگاه فردوسی مشهد مورد بررسی قرار دادند و دریافتند که ارائه فرمولی واحد برای محاسبه ارزش اقتصادی سرمایه فکری تقریباً غیر ممکن است اما این بدین معنانیست که طراحی ابزاری برای اندازه گیری سرمایه فکری بی اهمیت است بلکه طراحی مجموعه‌ای از شاخص‌های کیفی اندازه گیری که قادر به تشخیص موقعیت موجود سازمان‌ها باشد مفید است. نتایج کمی حاکی از اهمیت توجه به اهمیت توجه همه اجزا مختلف سرمایه فکری وجود دارد که این به منظور رشد و توسعه موقعیت فعلی دانشگاه دارد. علاوه بر آن، همبستگی نشان می‌دهد که روابط متقابلی بین اجزای مختلف سرمایه فکری وجود دارد که این به نوبه خود مدیریت سازمان و همچنین مدیریت سرمایه فکری را تحت تأثیر قرار می‌دهد و بیانگر این است که دانشگاه باید دیدگاهی جامع برای رشد و توسعه سطوح مختلف سرمایه فکری اتخاذ نماید. ستاری قهفرخی (۱۳۸۹) با استفاده از روش همبستگی با بررسی پیش بینی هوش سازمانی بر اساس مؤلفه های سرمایه فکری در بین اعضای هیت علمی و کارکنان اداری دانشگاه پیام نور مازندران دریافت که میزان رابطه بین مش سازمانی و سرمایه فکری به نسبت قوی و در حدود ۵۴ درصد می‌باشد. یافته‌های این پژوهش با چارچوب نظری جونگ که در آن سرمایه فکری به عنوان عنصری از هوش سازمانی قلمداد شده است، سازگاری دارد. همچنین یافته‌های حاصل از آزمون فرضیه پنجم مبتنی بر رگرسیون گام به گام نشان داد سرمایه گذاری در هر سه مؤلفه سرمایه فکری (انسانی، ساختاری و رابطه‌ای) می‌توانند انتظار داشته باشند که رشد ذهنی جمعی کاهش و هوش سازمانی افزایش یابد.

تا زمانی که شاخص‌هایی وجود نداشته باشد، نمی‌توان سرمایه فکری موجود در محیط‌های دانشگاهی را ارزیابی کرده برای ارزیابی سرمایه فکری در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی صاحب‌نظران متعددی چون لایتز ۲۰۰۲، بزهاش ۲۰۱۰، سانچزوهمکاران ۲۰۰۹، سانچز و النا ۲۰۰۶، سکاندو و همکاران ۲۰۱۰ و نظری و هرمانس ۲۰۰۷چارچوب‌هایی ارائه کرده‌اند. پرسش‌های کلیدی که در این باید به آن پاسخ داد این است که مؤلفه های سازنده ارزیابی سرمایه فکری در آموزش عالی کدامند و چرا شناسایی آن اهمیت دارد؟ پاسخ در بازنگری موضوعاتی چون: نخست آن که باید توجه کرد که در خصوص راهبری و مدیریت مطلوب محیط‌های دانشگاهی پاسخگویی به خواسته‌های امروز نیازمند انواع گوناگون منابع جدید و سبک‌های مدیریتی است که بتواند دانشگاه‌ها را به مؤسس‌ها پویا توانمند سازد و ارتقا بخشند و گزارش‌هایی تهیه کنند که اشخاص داخلی و خارجی بتوانند عملکردشان را ارزیابی کنند. در واقع، موسسات آموزش عالی باید از چارچوب ارزیابی سرمایه فکری به عنوان ابزار ابتکاری برای رویارویی با چالش‌های مدیریتی و گسترش منابع معنوی به جامعه‌ای جدید است، ممکن است کنند از آن جا که این یک حوزه تحقیقات جدید است، ممکن است مشکلاتی را مواجه شود. اما مقالات و اقدامات تجربه شده متعددی وجود دارد که حاکی از نحوه کاربرد سرمایه فکری در دو موسسه خودرو ساز ایرانی است (قلیچ لی، ۱۳۸۵). در دانشگاه دو مدل ارزیابی برای سرمایه فکری وجود دارد یکی الف- مدل ارزیابی سرمایه فکری (لایتز، ۲۰۰۲) که بر اساس دیدگاه سیستمی و با توجه به سه مؤلفه اصلی سرمایه فکری، مدل ارزیابی دانشگاهی را تدوین کرده است. در این مدل برای آگاهی مدیران دانشگاهی در تشخیص این که چه مؤلفه‌هایی از سرمایه فکری باید ارزیابی شود، توجه آنان رابه تعیین اهداف سیاسی و سازمانی معطوف می داردو سپس با توجه به سه مؤلفه اصلی سرمایه فکری، برای ارزیابی سرمایه‌های نامحسوس دانشگاه چارچوب ارائه می‌کند. فرایندهای عملکردی در این مدل و تأثیر‌ات ارزیابی سرمایه فکری بر ذینفعان داخلی و خارجی دانشگاه نقش مهمی ایفا می‌کند (بزهانی، ۲۰۱۰).

مطلب مشابه :  دوازده ویژگی قاتلان سریالی

ب- مدل ارزیابی سرمایه فکری دانشگاهی (سکندرو همکاران، ۲۰۰۱) در این مدل مؤلفه‌های فرعی
سر مایه فکری هم‌زمان با اهداف راهبردی دانشگاه قرار گرفته است پس از شناسایی مؤلفه‌های فرعی گام بعدی شناسایی شاخص‌های ارزیابی است (سانچزوهمکاران، ۲۰۰۹).

محیط متحول و متغیرسازمان‌ها در عصر کنونی مدیران را بر آن می‌دارد تا هرچه بیش‌تر و بهتر به استفاده از ابزاری به نام دانش برای رویارویی و مقابله با عوامل عدم اطمینان و حفظ موقعیت و گسترش آن روی آورند. این امر مستلزم آن است که مدیران سازمان اولویت مهمی را برای مدیریت نوآوری در نظر بگیرند. در حقیقت می‌توان گفت که دانش و مدیریت آن برای همه سازمان‌هایی که خواهان ارتقا و پیشرفت هستند، به عنوان یک نیاز استراتژیک مطرح می‌شود (وریچتال[3]، ۲۰۰۱). آموزش و پرورش آینده را تضمین می کرده، پیشرفت و توسعه هر کشوری را تسریع می‌بخشد. به بیان دیگر، نظام آموزشی هر کشوری تصویری از توانمندی‌های درونی و حاکم بر آن کشور به شمار می‌آید. از یک سو استعدادها و توانمندی‌های درونی افراد جامعه را شکوفا کرده، از سوی دیگر می‌تواند راه استقلال، پیشرفت و توسعه هر کشور را مهیا کند. فیلیپ کومبز، راه موفقیت هر جامعه را توجه خاص به بخش آموزش و پرورش دانسته اند. آلفردمارشال ارزشمندترین سرمایه گذاری را سرمایه‌گذاری در بخش آموزش و پرورش آن کشور می‌داند، زیرا ارزشمندترین سرمایه‌هایی که بالفطره در وجود انسان‌ها ذخیره شده است و به بهروری منجر می‌شود، به شمار آورد (عسگریان، ۱۳۷۹).

سرمایه فکری برای بارور شدن نیاز به فضایی آزاد از نظر اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دارد. تبیین سرمایه فکری در هر جامعه‌ای به یک فضای آزاد و دموکراتیک نیاز دارد که در آن آزادی اندیشه، بیان و فکر وجود داشته باش دو و اقتصاد آزاد و زیر ساخت های فرهنگی لازم را نیز از ویژگی‌های چنین جامعه‌ای بر شمرد. توسعه در دنیا بر دوش سرمایه فکری است تا چندی پیش تصور می‌شد که توسعه و برتری و مزیت کشورها به میزان داشتن ثروت‌های زیر زمینی و طبیعی است ولی به مرور زمان به این نتیجه رسیدیم که سرمایه‌های فیزیکی و طبیعی تنها در صورت بر خورداری از سرمایه فکری مناسب، قابل تبدیل شدن به ارزش افزوده است. اکنون سرمایه‌های انسانی و به تبع آن سرمایه‌های فکری مهم‌ترین منبع ثروت آفرینی هستند.

 

[1] -Dzinkowski,Ramona

[2] -Secando

[3] -Verchtal