عوامل فرهنگی، اجتماعی و تربیتی در ایجاد همدلی زوجین

عوامل فرهنگی، اجتماعی و تربیتی

عوامل فرهنگی و اجتماعی، آداب و رسوم، رفتار و سلوک و حتی آداب پوشیدن و غذا خوردن می‌توانند زمینه‌های همدلی بیشتری را برای همسران پدید آورند. هالفورد (2001) نشان داده است زوجینی که از نظر زمینه فرهنگی، قومی و نژادی با هم تفاوت دارند، انتظارات و باورهایشان در مورد روابط زناشویی نیز متفاوت است. این تفاوت در پیش فرض‌ها و باورها، در صورتی که زوجین بتوانند، عاقلانه نقاط قوت و تفاوت‌های فرهنگی شان را در نظر بگیرند، می‌توانند منبع قدرت رابطه آن‌ها باشد. اما در عین حال تفاوت‌های محسوس در انتظارات زوجین می‌تواند منبع مهم تعارض آن‌ها باشد.

از جمله عوامل موثر بر چگونگی تعامل همسران با هم می‌تواند بازخوردهای مربوط به اجتماع پذیری در زمینه رفتار زناشویی که از طریق مشاهده والدین آموخته شده، ارزشهای اجتماعی و مجموعه باورها و جهت گیری‌های کنونی ناشی از تجارب پیشین اشاره نمود (صداقت، 1385).

ریشه‌های روابط در خانواده مانند روابط خوب با پدر و مادر نیز تا حدی با موفقیت و رضایت زناشویی مرتبط است. بر همین اساس مشخص شده که زنان دارای پدر با خصوصیات گرم و پرورش دهنده به مردان و به ویژه شوهرانشان اعتماد بیشتری دارند و زنان دارای پدر سرد در برقراری روابط با همسرانشان بیشتر مضطرب شده و ممکن است در ارتباط با آن‌ها دچار مشکل شوند. با وجود این، پاره ای از شواهد دال بر این است که افراد، کسانی را برای ازدواج انتخاب می‌کنند که مشابه والدینشان باشند. شاید به این دلیل که روابط دوستانه و محبت آمیز نخست از والدین آموخته می‌شود (ملازاده، 1383).

از جمله عوامل موثر بر رضایت زناشویی نوع جامعه و طبقه اجتماعی است. احمدی (1383)، اشاره می‌کند در گذشته اگر دو نفر با هم ازدواج می‌کردند تا آخر عمر با یکدیگر زندگی می‌کردند، خواه با هم تفاهم داشتند خواه نداشتند. در حال حاضر در برخی از جوامع که دارای ارزشهای سنتی هستند، هنوز این وضعیت ادامه دارد. جوامع بزرگتر طلاق را به راحتی می‌پذیرند و در این جوامع محدودیت طلاق کمتر است و زوجین کمتر به فکر چاره اندیشی و حل تعارضات برمی آیند.

شناخت و تفکر

آلیس [1] (1997، ترجمه صالحی، 1375) در کتاب خود تحت عنوان زوج درمانی بر اساس نظریه عقلانی هیجانی، نقش تفکر را در بروز نارضایتی زناشویی مورد بحث قرار می‌دهد. وی اعتقاد دارد که اختلال در روابط زناشویی ناشی از برداشتی است که زن یا شوهر درباره رفتار همسر خود دارد، نه خود رفتار. در واقع برداشت زن و شوهر از رفتار یکدیگر بیش از خود رفتار در بروز خشم و دیگر هیجان‌ها و تعامل‌های آشفته موثر است.

مطلب مشابه :  کودکان از چه سنی اموزش ببینند؟

بک[2] (2005، ترجمه قراچه داغی، 1384) نیز مشکلات زناشویی را از دیدگاه شناختی مورد بحث قرار می‌دهد و معقتد است که نوع تفکر و نگرش ما نسبت به مسائل مختلف است، که همین موجب بروز اختلال در روابط زناشویی می‌شود. عواطف و احساسات هرگز مستقیما منتقل نمی شوند، بلکه برای انتقال آن‌ها به کلمات، لحن صدا، اشارات صورت و عمل و رفتار هم نیاز است. یکی از عواملی که می‌تواند موجب بروز مشکلاتی در روابط زناشویی گردد، برداشت اشتباه زوج‌ها از همین اشاره و حرکات یکدیگر است.

خصوصیات شخصیتی

هر یک از همسران با پیشینه تحولی و سبک شخصیتی و ترکیب عوامل زیست شناختی، محیطی و تجربی گوناگون به زندگی مشترک قدم می‌گذارند. یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهند که عوامل و ابعاد شخصیتی بهتر از متغیرهای تقویمی مثل سن، تحصیلات یا سابقه جدایی در گذشته، رضایت زناشویی را پیش بینی می‌کند(ابراهیم زاده، 1387).

در واقع زندگی زناشویی ملحق شدن دو شخصیت به یکدیگر است و ویژگی‌های شخصیتی مانند برونگرایی، پایداری هیجانی، مسئولیت پذیری، توافق جویی، مهربانی و … در هر یک از زوجین بر میزان رضایت خود و همین طور همسر از زندگی زناشویی بسیار تاثیر گذار است. تاثیر شخصیت همسر به حدی است که نتایج جدیدترین یافته‌ها نشان می‌دهد که شخصیت همسر می‌تواند تاثیر مهمی بر روی توانایی افراد برای بهبودی از یک بیماری وخیم تهدید کننده سلامت آن‌ها داشته باشد و می‌تواند سطح افسردگی همسران را در هجده ماه بعد پیش بینی کند (سانتیانا [3]، 2007).

تعهد و وفاداری

تعهد عبارتست از تمایل فرد برای پایداری دائمی روابط (کرمی، 1386).

میزان تعهد همسران یکی از مهمترین عوامل تاثیر گذار بر روابط زناشویی است. تعهد به روابط زناشویی حیات می‌بخشد و زمینه ای را ایجاد می‌کند که زوجین بتوانند روی موانع کار کنند و زمانی را برای تلاش اختصاص دهند (سیلیمن [4]، 2001).

کاسلو و رابینسون [5](به نقل از آزاد منش، 1386)، در تحقیقات خود پا را فراتر نهاده‌اند و تعهد را به عنوان اصلی ترین عامل موفقیت زناشویی در نظر گرفته اند. آن‌ها اظهار کرده‌اند که تعهد نسبت به روابط زناشویی عامل اساسی و اولیه برای تداوم رابطه زناشویی بویژه در زمان‌های دشوار می‌باشد(49 درصد)، حتی میزان تاثیر عشق در مقایسه با نقش تعهد در پایداری رابطه زناشویی کمتر است (47درصد).

 

عوامل ارتباطی

اغلب زوج‌ها طریقه ی صحیح گفتگو و برقراری ارتباط کلامی را با یکدیگر نمی دانند و فاقد مهارت های لازم در این زمینه هستند. بنابراین بارها بدون آنکه بخواهند زمینه رنجش و ناراحتی را در همسر خود فراهم کنند زمینه ساز این رنجش شده‌اند (لاور[6]، 2005).

مطلب مشابه :  تصوف چیست؟

لاور در این مورد چنین می‌گوید: زوج هایی که ارتباط موثر برقرار می‌کنند، توانایی تصدیق یکدیگر، گوش دادن و پاسخ غیرتدافعی به نیازهای همسر خود، تمرکز بر سایق موجود در هنگام بروز سوءتفاهم و احساسات منفی به روش غیرمخرب را از خود نشان می‌دهند (سانتیانا، 2007).

بسیاری از زوج هایی که در جستجوی درمان مشکلات ازدواج هستند، به صورت قابل ملاحظه ای فاقد مهارتهای اصلی ارتباط هستند. وجود نقطه ضعف هایی در ارتباط بین زوجین در 10 سال نخست ازدواج منجر به طلاق و نارضایتی از رابطه می‌شود (ابراهیم زاده، 1387).

عشق و علاقه متقابل

عشق در رابطه زوجین شامل ابراز احساسات مثبت، توجه و مراقبت، همدلی و مهربانی، حمایت و قدر دانی می‌باشد. دانش (1383) معتقد است که عشق تشکیل دهنده ادراکات زوجین از همدیگر و ادراکات عشقی در بین زوجین باعث رابطه مثبت با رفتارهای نگه دارنده مثبت در ازدواج می‌شود.

طول ازدواج

تحقیقات نشان داده است که در اوایل ازدواج و همچنین در اواخر ازدواج احتمال افزایش ناسازگاری و ناراحتی زناشویی و همچنین میزان طلاق بیشتر است. در اول ازدواج پس از فرونشینی احساسات اولیه، زوجین با واقعیات زندگی مواجه می‌شوند و همچنین در اواخر ازدواج پس از آنکه زوجین با آشیانه خالی مواجه می‌شوند احتمال دارد اختلافات کهنه بین آن‌ها مجددا بروز نماید. همچنین یافته‌ها از دیدگاه مثبت در رابطه با پیوندهای قدیمی و طولانی حمایت می‌کند در مقایسه با پیوندهای زناشویی افراد میانسال. زوج‌های قدیمی سالمند نشان می‌دادند که نیروی بالقوه کمتری برای برخورد و تعارض دارند و در عوض دارای انرژی بیشتری برای لذت جویی در مواردی چون رابطه با فرزندان هستند و همچنین (مهرآبادی، 1385).

وجود فرزند

آوردن بچه تغییرات زیادی را در بافت ازدواج ایجاد می‌کند. رضایت زناشویی هم بر روی فرزندان تاثیر می‌گذارد و هم از آن تاثیر می‌پذیرد. حضور بچه در ازدواج اثر متناقضی بر افزایش ثبات ازدواج دارد. (حداقل زمانی که بچه‌ها در سن پایین قرار دارند). وجود فرزند در حالیکه رضایت زناشویی را کاهش می‌دهد اما در زمان ترک خانه توسط فرزندان، زوجین دوباره افزایش در میزان رضایت زناشویی را گزارش می‌دهند (استون و شالکفورد، 2006).

از عوامل دیگر موثر در رضایت زناشویی زوجین می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

داشتن مهارتهای حل مساله، موقعیت، تحصیلات، سهیم شدن زوجین در تصمیم گیریها و مسائل مالی، سلامت جسمانی و روانی، سن، دخالت خویشان و بستگان، ایده آل‌های مشترک، سبک وابستگی، همگنی، روابط قبلی، حمایت متقابل.

  1. 1. Ellis
  2. 1. Beck
  3. 1. Santayana
  4. 2. Siliman
  5. 3. Casloce & Rabinsone
  6. 1. Lower