متن کامل پایان نامه پیشرفت تحصیلی

تا هنگامی که کودک به مدرسه میرود شایعتر است (فلد، رونالد و گلد 1979 و روبل 1980). سپس همانطور که میتوان با توجه به نطام تحصیلی رقابتی خودمان پیشبینی کنیم، انگیزش پیشرفتی که تحت تاثیر مقایسه های اجتماعی است رشد میکند، و از حدود سال دوم مدرسه رواج مییابد (همان منبع).

-انگیزش پیشرفت و سازندگی اجتماعی
به هر حال مطالعات موجود ارزش تفکر درباره انگیزه پیشرفت دانشآموزان را نشان میدهد. معلمان میتوانند این جنبه از کارکردهای دانش آموزان در نقش آینده آنان در جامعه اهمیت دارد. در واقع برخی از شواهد جالب، ارتباط بین سطح انگیزش پیشرفت و قابلیت سازندگی یک جامعه را نشان داده است. این شواهد بر این موضوع اشاره دارند که انگیزش پیشرفت میتواند پیشرفت اقتصادی و تکنولوژی را تغذیه کند و موجب گسترش آن شود (دچارمز و مولر ،1962). به این ترتیب جامعه نه فقط برای تدریس موضوعات درسی بلکه برای القاء نیاز به موفقیت در دانشآموزان به مدارس وابسته است (همان منبع).
2-3-7 خود اثر بخشی و انگیزش پیشرفت
بندورا (2000) عقیده دارد که خود اثر بخشی یک عامل حساس در این رابطه است که آیا این افراد پیشرفت میکنند یا نه، خود اثربخشی در انگیزش تسلط و انگیزش درونی رواج بیشتری دارد خود اثر بخشی به این عقیده اشاره دارد که “من میتوانم” درماندگی به این عقیده اشاره دارد که “من نمیتوانم” (استیپک، 1996). شاگردانی که اثربخشی بالا دارند چنین عبارتی را اظهار که “من میدانم که قادر هستم مواد آموزشی را در این کلاس یاد بگیرم” و “من انتظار دارم که در این فعالیت قادر به عملکرد خوب باشم”.
دال شانک (1989-1991-1999)، مفهوم خود اثربخشی را در جنبههای بسیاری از پیشرفت شاگردان به کار گرفت. در دیدگاه او خوداثربخشی، بر انتخاب فعالیت شاگردان اثر میگذارد. شاگردانی که خود اثربخشی پایین در یادگیری دارند ممکن از بسیاری از تکالیف یادگیری، به ویژه تکالیفی که چالشزا هستند، اجتناب کنند. در مقابل شاگردان دارای خود اثربخشی مشتاقانه روی تکالیف یادگیری کار میکنند؛ شاگردان دارای خود اثربخشی بالا بیشتر احتمال دارد که تلاش خود را توسعه دهند و بر انجام تکالیف یادگیری در مقایسه با شاگردان داری خود اثربخشی پایین اصرار کنند (سانتراک، ترجمه امیدیان، 1385).

2-3-8 نطریهی اسناد و انگیزش پیشرفت
نظریه اسناد به این موضوع اشاره دارد که افراد به منظور درک خود، برای کشف علل زیربنایی آنها برانگیخته هستند، اسناد ها علل ادراک شده از نتایج اعمال هستند، نظریه اسناد در یک روش میگوید که شاگردان همانند دانشمندان به دنبال تبیین علل زیربنایی وقایع هستند (ویری 2000، واینر 2000). به عنوان مثال یک شاگرد مقطع راهنمایی میپرسد “چرا در این کلاس درس من خوب نیست”. یا “آیا نمره خوبی که گرفتم به دلیل خوب درس خوندن بود و یا به امتحان ساده معلم مربوط است و یا هر دو؟” جستجو به منظور علل و یا تبیین رفتار زمانی بیشتر دیده میشود که یک واقعه غیر منتظره و یا مهم با شکست روبرو شود مانند وقتی که یک شاگرد زرنگ نمره کمی میگیرد (گراهام و واینر،1996). برخی از مهمترین علل نسبت داده شده موفقیت و شکست عبارتند از توانایی، تلاش، دشواری یا سادگی تکلیف، شانس، خلق و خوی، کمک و یا مانع تراشی دیگران (همان منبع).
ادراک شاگرد از موفقیت یا شکست به خاطر عوامل درونی و یا بیرونی بر عزت نفس شاگردان اثر میگذارد شاگردانی که موفقیت خود را به دلایل درونی مانند تلاش، نسبت میدهند عزت نفس بالاتری برای پیگیری موفقیت دارند؛ تا شاگردانی که موفقیت خود را به عوامل بیرونی مانند شلنس نسبت میدهند. هنکام شکست، اسنادهای درونی به کاهش عزت نفس میانجامد (همان منبع). ” وینر (1994) معتقد است که اغلب توجیهات برای موفقیت یا شکست سه ویژگی دارند: ویژگی اول این است که آیا علت به صورت درونی انگاشته میشود (درون فرد) یا بیرونی، ویژگی دوم این است که آیا علت پایدار تصور میشود یا ناپایدار. سومین ویژگی این است که آیا علت قابل کنترل برداشت میشود یا نه. فرض اساسی نظریه انتساب این است که افراد سعی میکنند خودانگاره مثبتی را حفظ کنند.” (اسلاوین، 1950؛ ترجمه محمدی،1385،ص:366).

2-4 اضطراب رایانه
2-4-1 اضطراب:
اضطراب حالت برانگیختگی فیزیولوژیکی، شبیه ترس ولی بدون عامل عینی است چون ترس، واکنش به تهدیدی معلوم، خارجی، قطعی و از نظر منشـأ بـدون تعـارض و اضـطراب، واکـنش در مقابـل خطـری نامعلوم، درونی، مبهم و از نظر منشأ تعارض است. یک احساس منتشر و بسیار ناخوشایند و اغلب مـبهم و حس دلواپسی است که دارای نشانه های جسمانی مانند: تپش قلب، احسـاس خـالی شـدن سـردل، و نشانه های رفتاری مانند: انزوای اجتماعی و نشانه عاطفی- هیجانی و روانی ماننـد: اشـکال در تمرکـز و فراموشی میباشد. (تروورجی. پاول و سیمون، به نقل از پورافکاری،1380).
بک عقیده دارد که اضطراب بیمارگونه از تکرار بیشتر سنجی خطر ناشی می شود که در آن فرد تهدید را بیشتر از آنچه واقعا هست برآورد می کند و با یک یا چند جنبه از موارد زیر همراه است:
– وقایع ترسناک را بیش از آنچه هست به شانس نسبت به میدهد.
– شدت یک واقعه ترسناک را بیش از آنچه هست میسنجد.
– دست کم گرفتن توانایی های خود برای کنارآمدن با مشکل.
– توانایی های افراد دیگر را از نظر کمکی که می تواند به او بکنند کمتر از واقع میسنجد (شارف ،1381).
2-4-2 اضطراب و یادگیری
اضطراب یکی از تجلیات برانگیختگی بالاست. مقداری از اضطراب نیز برای عملکرد آموزشگاهی افراد و انجام تکالیف یادگیری لازم است. این مطلب بدین معنی است که اضطراب بیش از حد و یا خیلی کم بر عملکرد و پیشرفت تحصیلی تاثیر می گذارد و بین اضطراب و عملکرد تحصیلی ارتباط وجود دارد و اضطراب بسیار بالا یا پایین کیفیت عملکرد را مخدوش میکند و اضطراب مناسب و درحد اعتدال، باعث بالاترین سطح عملکرد تحصیلی میگردد (جانی ؛ به نقل از قمی، 1387).
هر موجود با هوشی اضطراب دارد، میتوان گفت که اضطراب یک حالت کاملا طبیعی و مهم برای افراد است. انواع متعدد مسایل زندگی فردی، اجتماعی و جسمانی ایجاب میکند که ما به طور دائم از خود سازگاری نشان بدهیم. همه قدمهایی که انسان به جلو بر میدارد، از قبیل همه کشف های عملی، هنری و ادبی همه و همه براساس اضطراب انجام میگیرد. میتوان گفت که انسانهای عادی به مقداری اضطراب نیاز دارند تا به تکاپو بیفتند و اما اضطراب زمانی مسئله ساز می شود که از تحمل انسان فراتر رود (گنجی؛ به نقل از قمی ، 1387).
اضطراب احساس مبهم بسیار نامطبوع ترس و نگرانی است. طبیعی است که وقتی دانشآموزان با چالش های مدرسه (مانند انجام خوب یک آزمون) مواجه می شوند دلواپس یا نگران باشند و در واقع پژوهشگران دریافته اند که بسیاری از دانشآموزان موفق، اضطراب متوسطی دارند (بندورا ،2001؛ به نقل از بیابانگرد، 1384).
با وجود این بعضی از دانشآموزان سطوح اضطرابی بالایی دارند و همیشه نگراناند که این مسئله میتواند به توانایی و پیشرفت آنها آسیب برساند. به طور مثال برآورد می شود که اضطراب امتحان پیشرفت بیش از ده میلیون دانشآموز را کاهش می دهد(بیایانگرد، 1384).
اضطراب بعضی از کودکان با سطوح اضطراب خیلی بالا، نتیجه انتظارات پیشرفت خیلی بالا و غیرواقع بینانه والدین و فشار آنهاست، و بسیاری از بچه ها همانطور که به پایه های تحصیلی بالاتری میرسند، اضطراب بیشتری دارند زیرا برخی تجارب بالاتر با شکست فراوانتری همراه است و زمانی که چنین شرایطی به وجود میآید اضطراب دانشآموزان افزایش مییابد(همان منبع).

2-4-3 اضطراب رایانه:
اضطراب رایانه به عنوان اجتناب افراد از مواجه با رایانه و همچنین ناراحتی و ترس آنها از کارکردن با رایانه تعریف شده است (بوش و دیگران، 2007).
اضطراب رایانه یک ترس قریب الوقوع و ذهنی از تعامل با رایانه است که با تهدید واقعی ارائه شده به وسیله رایانه تناسب چندانی ندارد. بنابراین اضطراب رایانه، یک مفهوم خاص از نوعی اضطراب است که به صورت عادی در یک موقعیت نوعی خاص اتفاق می افتد(اولاتی ،2008).
دارنینا در تبیین اضطراب رایانه اظهار می دارد که بعضی از افراد در تعامل با رایانه تنیدگی و هیجانهای منفی را تجربه می کنند، در حالی که بعضی دیگر چنین حالاتی را تجربه نمیکنند. دلایل این امر را باید در جزئیات موقعیتی – شخصیتی، تفاوتهای فردی در ادراک، ارزیابی و تفسیر موقعیتها و در هر دو جنبه کل موقعیت و عناصر فردی و راه های تعاملی این دو جستجو کرد. پس اضطراب و ترس از رایانه و نگرش منفی نسبت به آن را باید حاصل تعامل موقعیت با شخصیت دانست. به بیان دیگر احساس ناراحتی به کل موقعیت تعمیم می یابد. این طور نیست که فرد در یک جز موقعیت را بپذیرد و جز دیگر را طرد کند، بلکه کل موقعیت را طرد میکند(لواسانی، 1382).
اضطراب رایانه حالت هیجانی است که زمانی حادث می شود که فرد احتمال می دهد باید در عمل یا در تصور از رایانه استفاده کند، چرا که هر ناراحتی هیجانی به موقعیت نیاز دارد. هیجانهای منفی و ناراحتی های روان شناختی شاخص های فردی هستند که با موقعیت در تعامل اند. برای مقابله با ناراحتی هیجانی دو راه بیشتر وجود ندارد. راه اجتناب و کناره گیری از موقعیت و راه دوم تغییر درونی مانند تغییر انگیزه ها، باورها، نگرش ها. فرد با چنین رفتارهایی موقعیت عینی را تغییر میدهد و آن را برای خود پذیرفتنی میکند. دارنینا معتقد است در افرادی که برای اولین بار با رایانه روبرو می شوند اضطراب برانگیخته می شود، چرا که با امر نو مواجه شده و به ابزار جدید تسلط لازم را نیافته اند. در این حالت درون سازی متوقف می شود و مکانیزم های دفاعی ذهن، انگیزه طرد کردن را شکل می دهد. نه تنها فرایند یادگیری بلکه کل محتوای موضوع طرد میشود. وی معتقد است که اضطراب رایانه در افراد به دلایل متفاوتی بروز میکند. برای مثال فردی که می ترسد چیزی را خراب کند، احساس فرد از بیدانشی و ناکارآمدی، ترس فردی از ریاضیات و فناوری، ترس درباره سلامت جسمانی، ترس از هر چیز جدید و ناآشنا، حس تردید نسبت به ارزیابی های هوشی از خود، یا این احساس که رایانه به دلیل هوش برتر فرد را در حل مشکلات شکست میدهد و به او غلبه می کند، احساس نداشتن زمانی کافی یا “دلهره زمان” برای تسلط و آشنایی با رایانه و خلاصه آنکه رایانه مانند هر امر جدید اضطراب آور است. اصطلاح شناسی آن آشناست و فناوری آن مملو از اصطلاحات جدید است. از طرف دیگر فرد باید یافتههای علم امروز را با تجربه های قبلی خود پیوند بزند که کاری بس دشوار است (به نقل از قمی ، 1387).
پژوهشگران اضطراب را از جنبه های مختلف دسته بندی کرده اند. کراز (1977) بیان میکند که می توان اضطراب حالتی را از اضطراب خصیصه ای متمایز کرد. اسپیلبرگر اضطراب خصیصه ای را تمایل برای درک موقعیتها به صورت تهدیدکننده تعریف می کند. در صورتی که اضطراب حالتی بیشتر در ارتباط با موقعیتهای واقعی و تهدیدکننده بروز می کند در زمینه روابط اضطراب خصیصه ای و اضطراب رایانه برخی پژوهشها نشان میدهد اضطراب خصیصهای متغیر پیش بینی مناسبی برای اضطراب رایانه است(به نقل از لواسانی، 1381).
ورتینگتون و زانو ( 1999 ) نیز معتقدند از دو نوع مفهوم اضطراب رایانه می توان نام برد. اول مفهوم “اضطراب مکانیکی” و دوم “اضطراب وجودی” . اضطراب مکانیکی مفهوم محدود شده ای است مربوط به کار با جنبه های مکانیکی و عملیاتی، مانند یادگیری استفاده از رایانه، دریافت، پیام های خطا از طرف دستگاه، دستکاری سخت افزار و کار با نرم افزارها. اما مفهوم اضطراب وجودی حاصل حضور فناوری در جامعه و فرهنگ اجتماعی است. فناوری جهان بینی فرد را به مبارزه فرا خوانده و هویت انسان معاصر را دگرگون کرده است(همان منبع).
بکرز و اشمیت درپژوهش خود تصمیم گرفتند که به عوامل سازنده اضطراب رایانه ساخت بدهند. آنها ابتدا بیان می کنند که نتایج پژوهش حاکی از آن است که اضطراب رایانه از چهار جز تشکیل شده است:
1- اطمینان کم فرد نسبت به توانایی خود در کار با رایانه.
2- پاسخ های انفعالی منفی نسبت به آنها.
3- برانگیخته شدن فرد هنگام کار یا فکر با رایانه.
4- باورهای منفی درباره نقش رایانه در زندگی روزمره بشر.
آنها اشاره می کنند که چگونگی تعامل این اجزا برای ما مشخص نیست، مثل این موضوع که آیا اطمینان کم فرد نسبت به توانایی های خود مقدمهای برای عواطف و هیجانهای منفی نسبت به رایانه است. آنها براساس یافته های پژوهشی قبلی یک مدل شش عاملی اضطراب رایانه ارائه می کنند. این ابعاد شامل: سواد رایانهای، احساسات انفعالی درباره رایانه، باورها درباره اثرات. به بیان دیگر این پژوهشگران معتقدند که اضطراب رایانه را در ماهیت خود یک سازه محدود شده به اضطراب نمی توان در نظر گرفت و علاوه بر مولفه اضطراب باید سایر مولفه های انفعالی و شناختی مرتبط با آن مانند خودکارآمدی، برانگیختگیها، احساسات انفعالی، سواد، باورها و نگرش های فرد توجه کرد و وجود این مولفههاست که به سازه اضطراب رایانه شکل میدهد. بعضی از پژوهشگران معتقدند که میتوان افراد را بر حسب میزان اضطراب رایانه به سه گروه تقسیم کرد:
1- افراد بهنجار عادی دربرابر رایانه.
2- افراد مضطرب از رایانه.
3- افراد رایانه هراس.
آنها معتقدند که افراد عادی اضطراب چندانی نشان نمی دهند. در مقابل فرد مضطرب، فردی است که در کار با رایانه احساس ناراحتی و از آن اجتناب می کند اما به ندرت نشانه های جسمانی موجود، در هراسهای واقعی را نشان می دهند اما فرد با هراس از رایانه با ترکیبی از نشانه ها مشخص می شود. یعنی علاوه بر اجتناب از کار با رایانه هنگام مواجه با آن و عملیات محاسبه کردن، نشانههایی مانند احساس غیرواقع بینانه، ترس از دست دادن کنترل، عرق کردن کف دستان، تپش قلب، تنگی یا درد قفسه سینه، احساس لرز و سستی عضلات، تنگی نفس، گیجی و سردرد را نشان می دهد. بعضی از پژوهشگران معتقدند اضطراب رایانه را باید براساس رفتارهای مشاهده شده تعریف کرد. مثلاً ماور و سیمونسون (1984) چهار نوع رفتار معرف اضطراب را به این شرح بیان میکنند:
1 – اجتناب از رایانه ها و مکان هایی که دستگاه ها در انجا قرار دارند.

مطلب مشابه :  طرح واره های ناسازگار

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2- احتیاط و مراقبت شدید در کار با رایانه.
3- توجه، باورها و نگرش های منفی نسبت به رایانه.
4- خودداری از هرگونه رابطه و استفاده ضروری در کار با رایانه(به نقل از لواسانی، 1382).
گلدبرگ معتقد است، درصد بالایی از کودکان که با رایانه کار می کنند به صورت روزانه اضطراب را تجربه می کنند. وی به طور کلی چنین احساساتی را اضطراب فرافنی می نامند. گلدبرگ بیان می کند که هر چند به نظر می رسد اضطراب رایانه و نگرش منفی به آن ساخت های نزدیکی باشد، اما اضطراب رایانه بیشتر در زمینه حس ترس درباره رایانه متمرکز است. دارنینا ( 1995 ) نیز در تبیین اضطراب رایانه اظهار می کند که بعضی از افراد در تعامل با رایانه تنیدگی و حالات هیجان را تجربه می کنند، در حالی که بعضی دیگر چنین حالاتی را تجربه نمی کنند. دلایل این امر را باید درجزئیات موقعیتی – شخصیتی تفاوتهای فردی و راه های تعاملی این دو جستجو کرد.
فاجو (1977) نیز اضطراب رایانه را درماندگی یا پریشانی ذهن، برآمده از بیم، خطر با آشفتگی تعریف نموده است(به نقل از زندی، 1389).
2-5 مروری بر تحقیقات انجام شده:
در این پژوهش تلاش بر آن است که روابط اضطراب رایانه با پیشرفت تحصیلی و انگیزش پیشرفت بررسی شود. هر چند که درباره ی این روابط خاص کمتر پژوهشی صورت پذیرفته است اما در زمینه روابط انگیزه پیشرفت و همینطور انگیزه و اضطراب نیز پژوهشهایی انجام شده است که به شرح آن پرداخته میشود.
الف) تحقیقات داخلی:
آبنیکی فرد (1382) در تحقیق خود پیرامون رابطه بین عزت نفس، انگیزه پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان سال سوم دبیرستان شاهد تهران و مقایسه اثر بخشی دو روش حل مسأله و مهارت ارتباطی در افزایش عزت نفس آنها، 214 نمونه را مورد بررسی قرار داد وی نتیجه گرفت که بین عزت نفس، انگیزه پیشرفت و

دیدگاهتان را بنویسید