منبع پایان نامه ارشد درمورد وحدت وجود، فصوص الحکم، صدق و کذب

دانلود پایان نامه

م و خصوص الکلم ” 27 فصل دارد هر فصل آن نام پیامبری است و جلوه ای از حکمت الهی است در مقدمه ی این کتاب نوشته است ، در رویت پیامبر اکرم این کتاب را از دست ایشان گرفته ، و فرمان یافته آن را به جهانیان برساند و احتمالاً آخرین کتاب و اثر وی بوده است.15
” التحلیات الالهیه ” شیوه خاص کتاب در ادای معانی و تصویر افکاراست که نه فقط در میان آثار ابن عربی بی مانند است . بلکه در میان آثار ادبی نیز از نوادر به شمار می رود و از نظر ادبی محض می تواند با رساله ” الغفران ” اثر ” ابولعلاء معری” همسری می کند.
” التدبیرات الالهیه فی اصلاح الملکه الانسانیه “
” تاج الوسائل و منهاج الوسائل”
” روضه العاشقین “
انشاء الدوائرو اثر والد قائق و الرقائق . الحائق الجداول”
” القوز الاسنی بمناجاه الله یا ؟ الحسنی”
” دیوان اشعار”
“ترجمان الاشواق”16
” ذخایر الاعلاق فی شرح ترجمان الاشواق ” که شامل شرحی عرفانی از ترجمان ( الاشواق) است و صدها عنوان کتاب دیگر در زمینه عرفان و عشق و معرفت که خبر از اشتیاق تبلور یافته نویسنده آن میدهد و عارفان پس از او را راهنما و راه بلدی در این زمینه هاست.17

2-9 شرحهای مکتوب بر آثار ابن عربی:
1- الفتوحات المکیه : بخشهای دشوار فهم این کتاب از سوی عبدالکریم جیلی با عنوان شرح مشکلات الفتوحات شرح شده است . گزیده هایی از متن کتاب را عبدالوهاب شعرانی
( 973 قـ / 1565 م ) با عنوان لواقع الانوار القدسیه فی بیان قواعد الصوفیه گردآوری کرده است که در حاشیه لطائف المنن و اخلاق در قاهره (1311 هـ) چاپ شده است.18
2- فصوص الحکم : بر این نوشته بسیار مهم ابن عربی ، چندین شرح نوشته شده است. بروکلمان از 35 شرح نام می برد . در حالی که عثمان یحیی به 120 شرح اشاره می کند ما به مهمترین و مشهور ترین این شرحها اشاره می کنیم . مشهورترین آنها از شاعر و عارف بزرگ ایرانی عبدالرحمن جامی این مختصر را با عنوان نقد النصوص شرح کرده است. ولی در این شرح که 35% آن به فارسی و 65% دیگر به عربی است. 19
اکثر شارحان و تابعان ابن عربی ایرانی بوده اند و با وجود اینکه به ظن غالب ، محی الدین در مسافرتهایش به کشور ایران نرسیده و به دیدار عالمان و عارفان ابن سرزمین توفیق نیافته ، اما فکر و اندیشه و تصوف عرفانی او بیش از هر کشور مسلمان در این کشور پراکنده و حامی و طرفدار داشته است.20
فخر الدین عراقی : متوفی 686 یا 688 که از شاگردان قونوی و از پیروان ابن عربی بوده و کتاب ” لمعات ” وی که در سال 628 لمعه نگاشته شده است. در واقع خلاصه و عصاره فصوص است که عراقی هنگامه شنیدن فصوص که قونیوی آن را بحث می کرده ، نوشته است . عراقی با تالیفات لمعات اصول و اسرار عرفان ابن عربی ، به ویژه اصل وحدت وجود وی را به نظم و نثر فارسی در آورده است.(جهانگیری، 1375، ص 597).
سعید الدین فرغانی : متوفی 700 هـ.ق فرغانه از بلاد ماورالنهر که در محضر قوتوی درس خوانده است و در فهم عرفانی ابن عربی به مقام والایی نائل آمده است.
محمد شیرین مغربی: متوفی 809که هم سلسله طریقتش به ابن عربی منتهی می شود و هم معتقد اصل وحدت وجود وی بوده است . او شاعر و عارفی است که غالباً در غزلیاتش آرای مکتب ابن عربی مخصوصاً وحدت وجود را مطرح کرده است.
صائن الدین ترکه اصفهانی 🙁 متوفی 835 یا 836) اونیز از مبلغان عرفان ابن عربی است.
این عارف بزرگ ایرانی از مولفان و شارحان وحدت وجود ابن عربی است و کتابی در شرح فصوص الحکم نوشته است.21
تاج الدین حسین خوارزمی : ارباب کتاب رجال یازده اثر از او معرفی کرده اند که از آن جمله شرح فصوص الحکم به زبان فارسی است.
عزیز الدین نسقی : او عارفی وحدت وجودی بود و از اصطلاحات ابن عربی آگاهی داشته است. و به احتمال قوی اصطلاح “الانسان الکامل” را از وی آموخته و به کار برده است.22
عبدالکریم جیلی : باب پانصد و پنجاه و نه فتوحات مکیه را که به نظر وی خلاصه تمام فتوحات است شرح کرده است.
سید حیدر آملی : وی از شاگردان فخز المحققین ، فرزند علامه حلی بوده وی به تالیف کتب و رسایلی نظیر تفسیر المحیط الاعظم و کتاب جامع الاسرار و منبع الانوار و رساله نقد النقود فی معرفه الوحود پرداخته است.23
آقا محمد رضا قمشه ای : ابن حکیم و عارف الهی اخرین فرد شاخص از شارحان و مروجان ابن عربی است.24

مطلب مشابه :  پایان نامه با واژه های کلیدیدریا، جاهلی، تشبیه

2-10 طریقت ابن عربی ، طریقت اکبریه :
ابن عربی را طریقتی خاص بوده است که به طریقت حاتمیه ، عربیه و بیشتر به طریقت اکبریه معروف شده است که گفته شد او در میان اهل تصوف بیشتر به لقب الشیخ الاکبر اشتهار یافته است.25
برخلاف آنچه مجدالدین فیروز آبادی نوشته که او (ابن عربی ) شیخ الطریقه بوده حالا و علما ، امام التحقیق بوده حقیقه و رسما ، محیی علوم عارفان بوده ، فعلا و اسما؛ و نیز خلاف آنچه شیخ احمد بن سلیمان نقشبندی و شیخ احمد بن کمشخانوی نقشبندی تصریح کرده اند26 که در نزداهل حقایق وی را طریقتی مستقل بوده مانند بقیه طرایق ، خاورشناسی به نام ” لوشاتبلیه” در کتابی به نام طرق الحجاز ادعا کرده است که طریقه اکبریه متفرغ از طریقه قادریه و از جمله ی فروع و فرق آن است .27 اما این ادعایی بیش نیست که عاری از دلیل وافی و شاهد کافی است 28. البته مشابهاتی میان قواعد طریقت اکبریه و طریقت قادریه وجود دارد همان طور که این گونه مشابهات کم وبیش میان جمیع طرایق موجود است .29

اساس طریقت وی ، مانند عارفان و صوفیان دیگر ، کشف و شهود و ذوق وعیان است نه دلیل و برهان . او این مطلب را در کتب و آثارش ،
از جمله در کتاب فتوحات مکیه ، تدبیرات الهیه ، رساله انتصار و نیز در نامه اش به امام فخر رازی به کرات مورد تاکید قرار داده است وچون در گذشته درباره ی آن سخن گفته آمد ، لذا از تکرارش خودداری شده ، به گذشته ارجاع می شود .30

2-11 وفات ابن عربی:
بالاخره او با وجود کبر سن و ضعف قوای جسمانی همچنان به کار تالیف و تصنیف و عبادت و ریاضت پرداخت تا در هشتاد سالگی در لیله ی جمعه بیست و هشتم ماه ربیع الاخره سنه 638 هجری برابر با 16 نوامبر 1240 میلادی در شهر دمشق در خانه ی قاضی محبی الدین محمد ، ملقب به زکی الدین در میان خویشان و پیروانش از دنیا رفت و در شمال شهر در قریه ی صالحیه در دامنه ی کوه قاسیون در جوار قاضی محیی الدین مذکور مدفون شد.
سلاطین آل عثمان به ابن صوفی بزرگ و عارف معروف همواره به دیده ی احترام نگریسته و در اجلال و اعزازش کوشیده اند ، زیرا پیروزیهای خود را بر نصارا بویژه فتح قسطنطنیه را از برکات انفاس وی دانسته اند و معتقد بوده اند که او از پیش ، به این فتح خبر داده بوده است.31

3-1 پیشینه معرفت شناسی
معرفت شناسی قدمتی بس دیرین دارد. عمده ترین مباحث آن ، نظیر مسئله امکان معرفت و بررسی ادعاهای شکاکان و نسبیت گرایان ، مسئله راهها و ابزارهای معرفت انسان مبحث علم ما به جهان خارج مسئله عقلگرایی یا حس گرایی در عصر یونان باستان مطرح گردیده و در عصرهای بعد دنبال شده است. علیرغم این که مباحث معرفت شناسی عمدتاً قدمتی دیرین دارند، دیر زمانی نیست که به صورت دانشی مستقل مدون شده اند.32
کمتر فلسفه ای را می توان یافت که نسبت به مسائل و مباحث معرفت شناسی غفلت ورزیده بی توجه باشد در منطق و فلسفه ی اسلامی ، مباحث معرفت شناسی در ابواب گوناگونی بطورپراکنده مطرح شده که میراثی گرانبها و سرمایه ای راهگشا ، به ویژه در مباحث معرفت شناسی معاصر است. خوشبختانه در عصر حاضر بسیاری از مباحث معرفت شناسی در فلسفه اسلامی به صورت دانش مستقل و جداگانه ای تدوین و نگاشته شده است ، علامه طباطبایی در این امر پیشگام هستند.33

3-2 تعریف واژه معرفت در لغت واصطلاح:
واژه ی ” معرفت ” و معادلهای آن در زبان فارسی و عربی به معنای آگاهی ، شناخت و ادراک است . این واژه اصطلاحاً در علوم اسلامی ، نظیر منطق ، فلسفه و اصول ؛ معانی و کاربردهای متعددی دارد فیلسوف مسلمان در معرفت شناسی از میان معانی متعدد و کاربردهای گوناگون معرفت معنای لغوی آن را که مطلق آگاه و شناخت است ، لحاظ کرده و آن را به کار برده اند.
از اینرو ، در معرفت شناسی ها منظور از معرفت مطلق آگاهی و شناخت است ، اعم از اینکه معرفت با واسطه باشد یا بدون واسطه ، مفهوم باشد یا گزاره . البته می توان بحث را به پاره ای از اقسام معرفت اختصاص داد و درباره ی نوعی از آنها بحث کرد سر آن این است که تعیین گستره و قلمرو معرفت شناسی تابع وضع و قرارداد است. از آنجا که معرفت شناسی در صورتی کامل و جامع است که همه ی اقسام معرفت را ارزیابی کند ، بهتر است که از معرفت در معرفت شناسی ، مطلق علم و آگاهی اراده شود.( حسین زاده،1379، 18).
معرفت :دانشی است که درباره ی حقیقت معرفت انسان ، راههای دستیابی به آن ، تعیین معیار صدق و کذب ( ارزش شناخت ) بحث می کند.34
3-2-1 معرفت در لغت:
در مباحث معرفت شناسی چند واژه مترادف به کار می روند که همگی دلالت بر موضوع این شاخه از دانش دارند ؛ واژگان ” معرفت ” ، ” علم ” ، ” فهم ” ، ” دانش ” ، ” ادراک ”
” شناخت ” ، واژگان مورد اشاره اند که همه ی آنها به یک معنا به کار می روند . 35البته مترادف بودن این کلمات در حوزه ی معرفت شناسی است و چه بسا در حوزه های دیگر معانی دیگر و غیر مترادفی داشته باشند.
علم در لغت عربی به معنایی وسیع به کار می رود به گونه ای که هم دربردارنده ی اقسام گوناگونی آگاهی است و هم دربردارنده ی مهارتها و فنون مختلف است. اقسام آگاهی از سنخ شناخت و بینش هستند ولی مهارتها از سنخ کنش اند ، یعنی چنان نیست که یک مهارت صرفاً با آگاهی و دانستن فراچنگ آید ، بلکه علاوه بر نوعی شناخت و آگاهی ، تمرین و ممارست عملی نیز لازم است تا یک مهارت شکل گیرد. مثلاً شنا کردن نوعی مهارت است که تنها با شرکت در کلاسهای آموزش شنا و شنیدن توضیحات مربیان به دست نمی آید ، بلکه بایست آموزشهای نظری در عمل هم پیاده شوند تا کارآموز در نهایت ، به یک شناگر تبدیل شود. از جمله شواهد کاربرد ؟
فراخ واژه علم فرمایش پیامبر اسلام (ص) است که فرمود :” علموا اولاد کم السباحه و الرمایه ” 36که از ریشه ی ” علم ” بر می آید درباره ی آموزش دو مهارت شنا و تیر اندازی به کار رفته است . مهارتهایی که صرفاً از قبیل دانستن نبوده و نوعی کنش بدنی هم به حساب می آیند.
واضح است که معرفت شناسی از مهارتها و فنون بحث نمی کند و تنها به آگاهی و شناخت می پردازد .37 از اینرو باید به سراغ اصطلاحات گوناگون علم برویم تا پس از بررسی آنها ، معنا و اصطلاح مورد نظر در معرفت شناسی را شناسایی کنیم.
3-2-2 معرفت در اصطلاح :
علم و معرفت دارای معانی اصطلاحی گوناگونی است که ذیلاً به آنها اشاره می کنیم :
3-2-3 مطلق فهم و آگاهی:
بر اساس این اصطلاح ، علم عبارت است از مطلق فهم و آگاهی و به همین روی ، هم در برگیرنده ی علم حصولی است . هم در برگیرنده ی علم حضوری . چنانکه پیداست گستره ی این معنا از علم ، کمتر از معنای لغوی پیش گفته است شامل مهارتها نمی شود و این دو مفهوم ” علم حصولی ” و ” علم حضوری ” که زیر مجموعه ی
این اصطلاح اند چه معنایی را افاده می کنند؟38
در پاسخ باید گفت : فهم و آگاهی ما دو گونه است : گاهی میان ما و آنچه می فهمیم و نسبت به آن آگاهی پیدا می کنیم واسطه ای وجود ندارد و خود واقعیت مورد شناسایی بی هیچ واسطه ای نزد ما حضور پیدا می کند مانند زمانی که مثلاً چندین ساعت دسترسی به غذا نداشته ایم که در آن صورت با تمام وجود گرسنگی را احساس می کنیم. یک وقت هم آگاهی ما از چیز با واسطه گری تصویر آن چیز است و در واقع ، ما ارتباط مستقیم و بی واسطه با شیء مورد شناخت نداریم بلکه آنچه بی واسطه معلوم ما قرار می گیرد خود همان تصاویر است و اشیای بیرونی را از طریق این تصاویر که مانند آینه عمل می کنند مشاهده می کنیم ، مانند وقتی که تازه غذا خورده و کاملاً سیر هستیم ولی دوستمان همانند زمانی

دیدگاهتان را بنویسید