منبع پایان نامه با موضوع ترک فعل، استعمال لفظ، حقوق جزا

حرکات سریع یا غیر سریع چشم. در مورد خواب نیز همانگونه که در مفاهیم قبل عنوان گردید، گفتیم خواب حالت یا وضعیتی است که ریتم فعالیت مغز کاملا دگرگون میسازد. در زمان خواب هوشیاری انسان از بین می‌رود و هشیاری انسان و به ویژه خودهوشیاری او، هر روز صبح از نو شکل می‌گیرد و دوباره بین بخش‌های مغز ارتباط برقرار می‌شود. بنابراین در هنگام خواب ما با کاهش فقدان نسبی ادراکات حس بدن روبه رو هستیم که به دنبال آن نیز با غیر فعال شدن عضلات، سطح هوشیاری انسان و ادراکات وی از عالم واقع کاهش‌می یابد.135
حال با طرح مباحث فوق، میخواهیم دریابیم که با قرار گرفتن انسان در حالت خواب وضعیت قصد، اراده و اختیار وی چگونه است و آیا در خواب اعم از طبیعی یا مصنوعی، میتوان گفت اعمال و یا حرکاتی که از وی سر میزند، را میتوان ارادی و یا اختیاری و به عبارت دیگر هشیارانه دانست؟ و نهایتا اینکه، جایگاه قصد، اراده و اختیار در حالت خواب کجاست؟ که به دنبال طرح سوالات فوق در، بخش پیش رو، به بررسی ماهیت اراده، اختیار و قصد و نقش آن در خواب میپردازیم.
گفتار اول – اراده و اختیار در خواب
در ابتدا و به منظور درک صحیح موضوع، معنای لغوی و تعریف اصطلاحی اراده را مورد بررسی قرار میدهیم.اهمیت طرح این بحث از آن روست که استعمال لفظ در معنای حقیقی و ترتّب آثار منطقی بر آن، جز در پرتو شناخت مفهوم و مدلول واقعی آن امکانپذیر نیست. همچنین، تشخیص معنای لغوی یا اصطلاحی یک واژه از واژه‌های ظاهرا ً‌متشابه و متداخل در حوزه‌ی طرح هر بحثی، منوط به واژه‌شناسی صحیح است.در عرصه‌ی حقوقی نیز، از آنجا که اصولاً استعمال لفظ در چارچوب قانونی با توجّه به معنای واقعی آن انجام می‌پذیرد و الفاظ قانونی، تابع معانی اصلی و حقیقی‌اند، لذا طرح بحث واژه شناختی در همین ابتدا، ضرورت می‌یابد.بر این نکته نیز باید تأکید نمود که اراده، به اعتبار خاستگاه و جایگاه واقعی آن در فلسفه و کلام و نیز ارتباط موضوعی با علوم دیگر از جمله روان‌شناسی، از حیث واژه‌شناسی، مقتضی ورود به عرصه‌ی علوم یاد شده است.
اراده، واژه‌ای عربی از ریشه‌ی “رَوَدَ” است.این واژه‌، مصدر ثلاثی مزید و متعدی از باب إفعال میباشد. واژه‌ی اراده به معانی خواست، میل، رغبت، عزم و تصمیم‌ آمده است. همچنین، اراده در معنای توانایی آگاهانه و بویژه، اقدام مبتنی بر تدبّر و سنجش نیز آمده است. برخی، آن را به اعتبار جنبه‌ی راهبردی، مترادف “مشیّت” دانسته و سپس معنای “طلب” را نیز بر آن افزوده‌اند. در فرهنگ فارسی معین، ذیل واژه‌ی اراده معانی خواستن، خواست، میل، قصد و آهنگ، آمده است. در فرهنگهای علوم عقلی، اراده بیشتر به معنای خواستن، قصد کردن و توجّه کردن و همچنین اشتیاق به انجام کار و طلب آمده است.136
در برخی فرهنگهای لاتین و ذیل واژه‌ی لاتینی “Will”آمده است: “واژه‌ای انگلوساکسونی که معادل واژه‌ی لاتینی “Voluntas”و واژه‌ی یونانی “Boulema”است.این واژه، ناظر بر توانایی، آمادگی یا نیرویی در انسان است که اتخاذ تصمیم را ممکن می‌کند.دیدگاههای راجع به آزادی اراده، جبرگرایی، خِردگرایی یا نظریه‌ی تعادل بین عقل و اراده، [در همین ارتباط] مصطلح گردیده‌اند”.137
در فرهنگهای قرآنی، اراده برگرفته از “رادَ، یَرودُ” است، آنگاه که در طلب موضوعی تلاش شود.اراده در اصل، نیرویی مرکّب از میل شدید، نیاز و آرزوست؛ امّا این اسم، برای میل نفس به چیزی همراه با حکم به اینکه آن عمل شایسته است انجام شود یا انجام نشود، وضع شده است. پس گاهی برای مبدأ فعل به معنای میل نفس به چیزی استعمال می‌شود و گاهی برای منتهای فعل، یعنی حکم به اینکه فعل، شایسته‌ی انجام دادن است یا شایسته‌ی انجام دادن نیست، به کار گرفته می‌شود. امّا وقتی در مورد خداوند سبحان به کار می‌رود، منظور منتهای فعل است، نه مبدأ آن؛ زیرا خداوند سبحان برتر از آن است که میل داشتن در او تصوّر شود؛ پس اگر گفته شود خداوند این گونه اراده کرده است، معنایش این است که “حکم کرد” فلان امر این گونه باشد نه گونه‌ای دیگر. قاموس قرآن نیز ضمن برشمردن معانی لغوی اراده، مانند طلب و قصد، اراده را در مورد خداوند به معنای حکم و دستور ـ زمانی که توأم با وقوع خارجی باشد ـ دانسته است.138
بند اول – ماهیت اراده و اختیار
از آنجا که اراده، بیشتر اصطلاحی کلامی و فلسفی است، تا فقهی و حقوقی و اگر در فقه و اصول هم مورد بحث واقع شده، عاریت گرفته از کلام و فلسفه است، لذا ضروری است به برخی از دیدگاههای راجع به ماهیت اراده و فرایند شکل‌گیری آن ـ از منظر علم کلام و فلسفه ـ اشاره‌ای داشته باشیم.
بسیاری از اندیشمندان، بویژه فلاسفه، یادآور شده‌اند که هرچند معنای اراده در نگاه اول روشن و بدیهی است، امّا تعریف آن به گونه‌ای که تصوّری حقیقی از آن به دست آید، دشوار است؛ لذا، از این حیث به دیگر امور وجدانی شباهت دارد که جزئیات آنها را به آسانی می‌توان دریافت، امّا شناخت ماهیت کلّی آنها آسان نیست. در واقع، به همان اندازه که تصدیق به وجود اراده در انسان، امری بدیهی و وجدانی است، شناخت معنا و حقیقت اراده، امری دشوار و پیچیده است. به همین دلیل، به رغم وحدت نظر اندیشمندان در خصوص وجود اراده در انسان، در تبیین و تشریح ماهیت کلّی آن، اختلاف نظر وجود دارد. طبق تعریف برخی دیگر فلاسفه، “قوّه‌ی تمایلی که زمینه‌ی تعیین کننده‌ی درونی آن ـ و بنابراین منشأ رضایت آن ـ در عقل فاعل فعل قرار دارد، اراده نامیده می‌شود. پس اراده، قوّه‌ی تمایل است؛‌ امّا نه از لحاظ ارتباطش با عمل (مانند گزینش)؛ بلکه بیشتر نسبت به زمینه‌ی تعیین کننده‌ی گزینش برای عمل.اراده در واقع، خود هیچ زمینه‌ی تعیین کننده‌ای ندارد؛ بلکه تا آنجا که می‌تواند تعیین کننده‌ی گزینش باشد، همان عقل عملی است”139
در میان مذاهب اسلامی، نیز گروهی معتقدند هر آنچه انسان انجام میدهد، مستند به مشیت الهی است و گروه دیگر معتقدند که خداوند هیچ گونه رای و نظری درباره افعال انسان ندارد و هر آنچه انسان انجام میدهد حقیقتا مستند به خود اوست. در این بین، شیعه امامیه نظریه امر بین الامرین را پذیرفته است. به این اعتقاد که، خداوند در وجود انسان نیرویی به ودیعه نهاده، که او را هم به انجام دادن فعل و هم به ترک آن توانا ساخته است. بنابراین، افعال ارادی انسان را از این جهت که به اختیار صادر میشود، میتوان به خود انسان و از این جهت که قدرت و نیروی تصمیم گیری در او آفریده شده به آفریدگار نسبت داد.140
اراده حرکت نفس به طرف کاری معین پس از تصور و تصدیق منفعت آن است. اراده ای که در نفس وجود پیدا کرده و هنوز ابراز نشده باشد، اراده حقیقی در صورت ابراز، اراده خارجی است و در صورتیکه اراده مکشوف به کاشف از قصد انشاء باشد، اراده، ظاهری است؛ خواه مطابق با تمام خصوصیات اراده‌ی خطور کرده‌ی در خاطر (اراده‌ی باطنی) باشد، خواه نباشد.141 در علم حقوق نیز اراده را همان خواستن میدانند، و در عرف حقوقی نیز گاه اراده را مرادف عمد که منظور همان عمد در فعل به معنی خواستن فعل است.
در کنار واژه اراده برخی، از کلمه اختیار به عنوان واژه ای مترادف و هم معنا یا اساساً واژهی جایگزین، استفاده‌می کنند.142 اساساً اختیار، برگرفته از ریشه‌ی “خیر” به معنای خوب و نیک است.اختیار درلغت به معنای ” برگزیدن، ترجیح وتقدم چیزی بردیگری است”.143 وبه تعبیردیگر” درکاری یاامری آزادی وتسلط داشتن” است.144 بنابرین مختار کسی است که آزادانه بتواند امری را بر دیگری ترجیح دهد ومقدم دارد.بنابراین میتوان گفت اختیار مقابل اجبار و اضطرار آمده و حالتی است در موجود حی عالم که منشأ انجام دادن فعل یا ترک است است.145
در اصطلاح حقوق دانان اسلامى، اختیار اگرچه از تعریف لغوى خود خیلى فاصله نگرفته است، ولى تعبیرات مختلفى از آن شده است، اما آنچه قابل برداشت است اینکه در کلیه کاربردهای لغوی واصطلاحی اختیار، معنای اقتدار و تسلط بر عمل و آزادی تصمیم تصریحاً یا تلویحاً استنباط‌می شود و هر جا که عمل یا تصمیم تحت تأثیر امری بیرون از میل و اراده فاعل انجام گیرد، واژه اختیار به کار نمی رود.146
بسیاری از متفکرین اسلامی بین اراده و اختیار تفاوت قایل شده اند و اراده را اعم از اختیار دانسته اند، اما در مقام توجیه اختیار انسان به گونه ای مشی کرده اند که در مورد اراده صادق است نه اختیار. اما حقیقت این است که اراده، اعم از اختیار است؛ چون اختیار، میل همراه با برتری بخش است. یعنی برتری دادن یکی از طرفین یا طرفها بر دیگری، چنانکه در معنای لغوی آن نیز گفته‌می شود که اختیار، ترجیح شیء و تخصیص و مقدم داشتن یک موضوع بر موضوع دیگر است و همانا اختیار، اخص از اراده و مشیت است.147
و باز به عبارت دیگر، می توان چنین گفت که در هر اختیاری اراده موجود است، همچنان که در انجام هر فعل جبری اراده موجود است، اما در هر اراده ای اختیار موجود نیست به عبارتی “اختیار آن است که شخص، یکی از دو طرف را که برای فعل ثابت است، (وجود یا عدم) ترجیح دهد. به این معنا که اراده‌ی جازمه ای پیدا شود که متعلق به یکی از دو طرف باشد؛ اگر اراده‌ی جازمه به عدم باشد، طرف عدم را ترجیح بدهد، و الا طرف وجود را. ترجیح شرطی دارد و آن این است که فرد علم پیدا کند به مصلحت وجود با مفسده‌ی عدم یا بالعکس؛ پس مختار باید علمی به وجود صلاح داشته باشد.”148
در مقابل، عده ای معتقدند: اراده و اختیار، مصداقاً دو مقوله‌ی مستقلند و به هر شکل، اختیار آخرین مرحله قبل از تحقیق فعل است. در حقیقت اراده را باید از مقدمات اختیار به حساب آورد، نه خود اختیار.149 اما آنچه مسلم است اینکه، اراده با اختیار ترادف ندارد; زیرا اوّلاً از آن جا که اختیار از خیر مشتق شده، به آن‌چه خیر است یا خیر دیده مى‌شود، تعلّق مى‌گیرد ولی تعلّق اراده به آن‌چه شرّ است یا شرّ دیده مى‌شود نیز ممکن است. ثانیاً در حالت اجبار و اکراه و نیز در حالت اضطرار، اختیار تحقّق نمى‌یابد.150
در حقوق کیفری، آمده است که برای تحقق جرم، صرف فعل یا ترک فعل و به دنبال آن نقض اوامر و نواهی قانونگذار به تنهایی کافی نیست بلکه فعل مجرمانه باید نتیجه خواستن فاعل باشد و همانگونه که میدانیم، خواستن یکی از مولفه های عنصر روانی و مبنای تقصیر است، که اراده ارتکاب نیز به آن گفته میشود. بنابراین، علمای حقوق جزا در تبیین مفهوم اراده، آن را در رکن معنوی جرم بیان‌می کنند، که در تحقق همهی جرایم نقش دارد.151 چرا که اراده حالت نفسانی و روانی است، که ظاهراً مصدر و منشاء آن مغز و اعصاب انسان‌می باشد و مقصود از آن، خواستن فعل یا ترک فعل است و چون هر جرمی علی الاصول از فعل یا ترک فعل مایه‌می گیرد، پس اراده در تمامی جرایم وجود دارد.152
در تبیین هرچه بهتر، مفهوم اراده میتوان به مقایسه جایگاه آن از دیدگاه اندیشمندان حقوق مدنی با نگاه علمای حقوق جزا پرداخت. از نقطه نظر علمای حقوق مدنی، فعل ارادی یک کیفیت نفسانی است که مراحل چهارگانه ای را برای تحقق آن نیزشمارش‌می کنند، که عبارتند از:
1ـ مرحله تصور: ماهیت اراده که شوق موکد در نفس است.بدیهی است که انجام دادن عمل ارادی بدون تصور موضوع آن ممکن نیست ولذا نمی توان نسبت به چیزی که ازآن آگاهی نداریم، اراده ای داشته باشیم.به عنوان مثال درعمل حقوقی فروش خانه نخست موضوع فروش مورد فروش یعنی خانه در ذهن فروشنده نقش‌می بندد.
2ـ مرحله سنجش یا تصدیق: اراده ذهنی یعنی آنچه در ذهن متصور است از کلمه اراده همانطور که همه الفاظ دارای صور ذهنیه هستند و همانطور که در خارج وجود دارد در ذهن نیز تصور می‌شود.پس اراده دارای وجود ذهنی، که همان تصور معنا در ذهن است در این مرحله تصورات گوناگونی که درذهن خطور‌می کند،

مطلب مشابه :  پایان نامه درمورد بالا،، پیل‌های، سوختی،، فرآیند‌های

دیدگاهتان را بنویسید