ویژگی های مهم در خلاقیت

ویژگی های مهم در خلاقیت

یکی از ویژگی­های مهم در خلاقیت از دیدگاه گیلفورد داشتن تفکر واگرا[1] می باشد. گیلفورد (1950 ، 1959 ، 1942) در بیان نظریه ساخت ذهنی خود گفته­است که ویژگی مهم تفکر آفریننده واگرایی آن است او به طور کلی شیوه تفکر آدمیان را به دو دسته واگرا و همگرا تقسیم کرده­است. در نظر گیلفورد هم تفکر همگرا و هم تفکر و اگرا در ساخت ذهنی نقش اساسی دارند، اما تفاوت آنها در این است که تفکر همگرا، نتیجه تفکر از قبل معلوم است یعنی همیشه یک جواب «درست» یا «غلط» وجود دارد. اما در تفکر واگرا جواب قطعی وجود ندارد و تعداد زیادی جواب موجود است که از نظر منطقی هر یک از آنها ممکن است درست باشد.

گیلفورد در نظریه خود تفکر واگرا را به سه ویژگی تقسیم کرده­است:

1-انعطاف­پذیری یا نرمشی

2-اصالت

3-سیالی مشخص کرده و برای اندازه­گیری هر یک از آنها آزمونی ساخته­است. آزمون گیلفورد برای اندازه­گیری انعطاف­پذیری تفکر یا آزمون استفاده­های غیر معمول نام دارد. برای مثال به آزمون شونده کلمه آجر داده می­شود و از او خواسته می­شود تا در مدت 8 دقیقه تمام موارد استفاده از آجر را نام ببرد (گیلفورد، 1959). پاسخ­های یکی از دانش­آموزان از این قرار بوده­است: ساختن خانه، ساختن طویله، ساختن مدرسه، ساختن کلیسا، ساختن اجاق. چنانچه ملاحظه می­شود همه این پاسخها به طبقه واحدی از موارد استفاده آجر یعنی ساختن مربوط می­شود و نشان دهنده واگرایی بیشتر تفکر هستند.

اصالت بوسیله آزمون عنوان داستان (Plot Title Test)  گیلفورد اندازه­گیری می­شود. در این آزمون داستان کوتاهی به آزمودنی گفته می­شود و از او خواسته می­شود تا تمام عنوان­هایی که برای داستان مناسب تشخیص می­دهد بگوید. یکی از این داستان­ها درباره­ی گرفتار شدن یک مبلغ مذهبی بدست آدم خوارهاست. در این داستان شاهزاده خانم قبیله آدم خوارها به مبلغ مذهبی پیشنهاد می­کند که با او ازدواج کند تا آزاد شود. مبلغ دو راه بیشتر ندارد یا ازدواج کند یا بمیرد. او از ازدواج سرباز می­زند و پخته می­شود.

یکی از دانش آموزان برای داستان بالا این عنوان را گفته است.

مطلب مشابه :  نقش حمایت اجتماعی بر زندگی سالمندان

شکست شاهزاده خانم خورده شدن به وسیله وحشی­ها شاهزاده خانم مبلغ مذهبی و پخته شدن بوسیله وحشی­ها، دانش­آموزان دیگر عنوان­های زیر را انتخاب کرده است: داستان دیگ، شام خوشمزه، خورش واعظ، جفتی بدتر از مرگ، او غذا را ول کرد و دیگ را چسبید، پاک ولی مجهول، جایزه­ای داغ برای آزادی.

گیلفورد پاسخ های دانش­آموز دوم را اصیل تر از پاسخ­های دانش­آموز اول می­داند. سیالی به تعداد پاسخ­های مختلفی که آزمودنی به یک سؤال اشاره می­کند.

در آزمون­های مخصوص سنجش سیالی، سرعت و تعداد پاسخ­های داده­شده ملاک سیالی فکر هستند، گیلفورد مشاهده کرده­است که بعضی از افراد در دادن پاسخ به سؤالات، مثلاً دادن اطلاعاتی درباره­ی یک موضوع، از دیگران پاسخ­های بیشتری می­دهند، او اظهار می­دارد که صرف دادن پاسخ­های بیشتر این احتمال را که بعضی از آن پاسخ­ها ممکن است و اگرا باشند افزایش می­دهند. (دفتر برنامه ریزی و تألیف کتب درسی؛ 1380).

2-2-4 عوامل مؤثر در خلاّقیت و رشد آن

بدون تردید دارند. عوامل ارثی و امور طبیعی و فرهنگی همه در پیدایش استعداد و رشد خلاقیت تأثیر دارند. آزمایش­هایی که در بحث وراثت ذکر شد نشان می­دهد که نویسندگان بزرگ ریاضی­دان­های معروف و مخترعین، اغلب در دوران کودکی آثار نبوغ و خلاّقیت را از خود ظاهر ساخته­اند. اثر وراثت در پیدایش نیروی ابتکار قابل انکار نیست افراد بیشماری در محیط­های مساعد پرورش یافته­اند ولی همه آنها موجب فکر و اندیشه تازه نشدند یا اینکه عامل ارثی پیدایش استعداد خلاّقیت را در افراد ممکن می­سازد. بنابر­این بروز این استعدادها تحت تأثیر عوامل محیطی قرار داد. در اجتماعاتی که فرد انسانی بدون توجه به وضع مالی، موقعیت اجتماعی و عقیده حق استفاده از فرصت­های تربیتی را دارد و می­تواند طبق استعداد و امکانات خود پیشرفت کند معمولاً افراد مبتکر و خلاق بیشتر دیده می­شود. بنابر این محیط مساعد چه در زمینه جغرافیا و چه از لحاظ اجتماعی و فرهنگی در رشد و پرورش قوه ابتکار افراد تأثیر فراوان دارد عوامل محیطی نه تنها سبب پرورش استعدادهای مختلف افراد می­شود بلکه موجباتی برای تحریک و تشویق افراد مخلوق اندیشه­ها و طرق تاره فراهم می­سازد. در اجتماعی که رشد فردی و رفاه اجتماعی از طریق روش علمی در یک وضع رضایت آمیزی توافق  و سازگاری کرده­اند معمولاًتمایل پرورش افکار خلاق اندیشه­های تازه بیشتر فراهم می­شود. بنابر­این خلاقیت تنها زاییده یک استعداد فطری نیست، بلکه تا حدود زیادی مربوط به روش­های تربیتی و زمینه­های فعالیت، به ویژه در دوران کودکی تا هنگام بلوغ است. خلاقیت نوعی توانایی است که در بعضی از افراد پرورش می­یابد و در بعضی از افراد سرکوب می­شود. بنابر­این با اصول و تکنیک­های درست می­توان خلاقیت را پرورش داد. (فستوان[2] ، 1999).

مطلب مشابه :  رویکردهای اثربخشی از دیدگاه روانشناسی

«روبرت جی و لیندا[3]» (بی­تا) روانشناسان مسائل اجتماعی، در بررسی­های خود شش عامل را در خلاقیت افراد مؤثر دانسته­اند:

1 – دانش : داشتن دانش پایه­ای در زمینه محدود و کسب تجربه و تخصص در سالیان متمادی

2-توانایی عقلانی : توانایی ارائه ایده خلاق از طریق تعریف مجدد و برقراری ارتباطات جدید در مسائل.

3 – سبک فکری : افراد خلاق عموماً در مقابل روش ارائه شده از طرف سازمان و مدیریت ارشد، سبک فکری ابداعی را بر می­گزینند.

4 – انگیزش : افراد خلاق عموماً برای به فعل در آوردن ایده­های خود برانگیخته می­شوند.

5- شخصیت : افراد خلاق عموماً دارای ویژگی شخصیتی مقاوم در مقابل فشارهای بیرونی و درونی سازمان هستند.

6 – محیط : افراد خلاق عموماً در داخل محیط­های حمایتی بیشتر امکان ظهور می­یابند (روبرت جی و لیندا، بی­تا، نقل از بنیاد فکری رضوی، 1387).

تورنس تحقیقی انجام داد که این سؤال آیا امکان پرورش خلاقیت وجود دارد؟ فرضیه آن را تشکیل می­داد. براساس این تحقیق، تورنس نتیجه­گیری می­کند که می­توان دسته­ای از اصول را به کودکان یاد داد که با آنها اجازه می­دهد تعداد بسیار زیادی عقیده آن هم عقایدی خیلی بهتر نسبت به زمانی که هیچ گونه تربیتی در این مورد ندیده باشند، از خود ابراز دارند (تورنس، ترجمه خانزاده، 1358).

بنابر­این، در این مورد که خلاّقیت را می­توان پرورش داد تردید وجود دارد. روان­شناسان از مدت­ها قبل این اعتقاد را که هر استعدادی را می­توان با تمرین تربیت نمود و پرورش داد، پذیرفته­اند (تورنس، ترجمه قاسم زاده، 1375).

[1] . Dirergent

[2] . Fostvan

[3] . Robeltg & linda