پایان نامه ارشد رایگان با موضوع سلطان ولد، عرفان و تصوف، آسیای مرکزی

دانلود پایان نامه

آن‌ها را در زیر گزارش می‌کنیم.
یکی از مهم‌ترین و اصیل‌ترین باورهای شیعه درباره‌ی امام مهدی، عصمت آن امام غایب است. عطار نیز ضمن خواندن همه‌ی امامان شیعه، حضرت ولی عصر را نیز که دوازدهمین پیشوای مسلمانان است، در شمار معصومان آورده، بر عصمت ایشان صحه می‌گذارد.
فرید الدین عطار نیشابوری نیز همراه یک قطعه‌ی منظوم در مدح و ثنای مهدی(عج الله تعالی فرجه)حضور چشم گیری دارد.
نویسنده‌ی خورشید مغرب این قطعه‌ی زیبا و شورانگیز را از عطار نقل می‌کند. بدین شرح:
مصطفی ختم رسل شد در جهان38
جمــله فــــرزندان حیدر اولیاء
صد هزاران اولیاء روی زمیــــن
یا الهــــی، مهــدیم از غیب آر
مهدی هادی است تاج انــقیــا
ای ولای تــو مــعــین آمــده
ای تو ختم اولیای ایــن زمــان
از تو هم پیدا و پنهان آمــده

مرتضی، ختــــم ولایــت در عیان
جمله یک نورند؛ حق کرد این ندا
از خــدا خواهند مهدی را یقین
تا جــــهان عــدل گیرد آشکار
بـهتــرین خلــق بــرج اولیــا
بر دل و جان‌ها همه روشن شده
وز همه معنی نهانی، جان جان
بنده عطارت ثناخوان آمــده39

3ـ5ـ شهاب الدین سهروردی زنجانی
شیخ ابو حفص شهاب الدین عمر ابن محمد سهروردی زنجانی در تاریخ 549 ق متولد و در تاریخ 632 ق در گذشته است، صاحب کتاب معروف (عوارف‏ المعارف) که از متون خوب عرفان و تصوف است. نسب وی به ابوبکر می‏رسد. گویند هر سال به زیارت مکه و مدینه می‏رفت، با عبدالقادر گیلانی‏ ملاقات و مصاحبت داشته است.
شیخ سعدی شیرازی و کمال‏الدین اسماعیل اصفهانی شاعر معروف از مریدان او بوده‏اند. سعدی در مورد او می‏گوید:
مرا شیخ دانای مرشد شهاب
یکی اینکه در نفس خودبین مباش

دو اندرز فرمود بر روی آب
دگر آنکه در جمع بدبین مباش

برخی از آثار وی کتاب عوارف المعارف، رشف النصایح الایمانیّه و کشف الفضائح الیونانیّه، اعلام التقی، اعلام الهدی میباشد.
3ـ6ـ فخرالدین عراقی همدانی
شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر بن عبدالغفار همدانی، یا فخرالّدین عراقی از شاعران و عارفان ادب فارسی زبان در سدهی هفتم هجری می‌باشد. در مورد نام و نسب عراقی میان غالب تذکره‌نویسان اختلاف نظر وجود دارد. به روایت حمدالله مستوفی در کتاب تاریخ گزیده، نام او ابراهیم، لقبش فخرالدین و نام پدر و جدش بوذرجمهرابن عبدالغفار الجوالقی در همدان است. محل تولد عراقی بنا به تحقیق سعید نفیسی، روستای کتجان از نواحی شهر همدان و به سال ۶۱۰ هجری است. فخرالّدین عراقی در ۸ ذی‌القعده ۶۸۸ ه. ق. در دمشق درگذشت.
او پس از تکمیل آموزش قرآن برای ادامه تحصیل به همدان رفته، و در آن‌جا تحصیل کرد. در کودکی قرآن را از بر نمود و می‌توانست آن را به آواز شیرین و درست قرائت کند. وقتی که هفده ساله بود جمعی از قلندران به همدان فرود آمدند و عراقی به همراه آنان به هندوستان رفت و به شاگردی شیخ بهاء الدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج کرد که از وی پسری به نام کبیر الدین متولدگشت. وی پس از بیست و پنج سال اقامت، عراقی را جانشین خود کرده بود. وی از هند، عراقی عزم مکه و مدینه کرد، و پس از حج جانب روم شد. در قونیه، به خدمت مولانا رسید، و مدت‌ها در مجالس سماع حاضر شد. وی پس از روم جانب شام رفت. برخی از آثار وی صائد، غزلیات، ترجیعات و ترکیبات فخرالدین عراقی میباشد.
3ـ7ـ سعدی شیرازی
مصلح الدین یا به قولی مشرف الدین عبد الله«سعدی شیرازی»، حدود سال 563 دیده به جهان گشود. شاعر پر آوازه در میان همه بی نظمیهای موجود در شهر شیراز رشد می‌کرد؛ پدر سعدی، عبدالله در خدمت سعد بن زنگی بود، احتمال دارد، شاعر شیرین سخن شیراز نیز به عنوان حق شناسی، تخلص سعدی را برای خود انتخاب کرده باشد.
سعدی در کلیات از سفر به آسیای مرکزی، هندوستان، شام، مصر، عربستان، حبشه و مغرب بدون کمترین سرنخی برای ترتیب این سفرها معلوم شود نام برده است. می‌توان این سفرها را در اشاعه فرهنگ گفتگوی بین مذاهب و همان تقریب دانست. سعدی در بحبوحه اشتهار در 17 آذر 670 از دنیا رفت و شهرتی پایدار از خود بجا نهاد.
3ـ7ـ 1ـ آثار سعدی
از سعدی، آثار بسیاری در نظم و نثر برجای مانده است که از جمله میتوان به بوستان و گلستان و دیوان اشعار اشاره کرد. بوستان، کتابی‌منظوم در اخلاق است؛ گلستان، نثر مسجع و دیوان اشعار وی شامل غزلیات و قصاید و رباعیات و مثنویات و مفردات و ترجیع‌بند و غیره (به فارسی) و چندین قصیده و غزل عربی میباشد.
3ـ7ـ2 سعدی و تصوف
در عارف بودن سعدی بعضی از محققان شک دارند و می‌گویند که او شاعر بوده و عارف به معنی خاص کلمه دارای سیر و سلوک و طریقت ـ نبوده است، ولی دکتر ضیاءالدین سجادی در کتاب “مقدمه‌ای بر مبانی عرفان و تصوف” ضمن اینکه وی را از عرفای قرن هفتم می‌شمرد، در خصوص عرفان و تصوف او می‌نویسد: “پیش از این در شرح حال شیخ شهاب‌الدین ابوحفص سهروردی گفته شد که او در بغداد مرشد و پیر و راهنمای سعدی در تصوف و عرفان بود و به این جهت، سعدی را از پیروان فرقه سهروردیه شمرده‌اند و در بیت معروف او نقل شده که گفته:
مقامات مردان به مردی شنو
مرا شیخ دانای مرشد شهاب
یکی آن که در جمع بدبین مباش

مطلب مشابه :  منبع پایان نامه ارشد درموردانسان کامل، معرفت خداوند، صفات خداوند

نه از سعدی، از سهروردی شنو
دو اندرز فرمود بر روی آب
دگر آنکه بر نفس خود بین مباش40

در بوستان، همه جا از “طریقت” سخن می‌گوید:
طریقت به جز خدمت خلق نیست به
تسبیح و سجاده و دلق نیست
سعدی، به تصوف مثبت و مفید و تربیت و اخلاق عارفانه نظر دارد و خدمت خلق و معاشرت و صحبت با مردم و دانش اندوزی را توصیه می‌کند و تمتع و بهره‌گیری از دنیا را به صورت معتدل و مشروع جایز می‌شمارد.
اساساً سعدی در مقابل تندروی‌های تصوف موضع گیری مخالف دارند. سعدی در تمام آثار خود، اعم از گلستان، بوستان، غزلیات و سایر آثارش کمترین نامی از حلاج نمی‌برد. نه نام و نه صفت و عملکرد او. سعدی علی رغم تأثیرپذیری از تصوف با هرگونه افراطی گری صوفیانه مخالفند.
در نظر سعدی، شطحیات و طامات مذموم و ناپسند است. ومی‌گوید:
به صدق و ارادت میان بسته دار ز طامات و دعوی زبان41
طامات را در کنار دعوی می‌آورد. این اختلافی عقیدتی و فرهنگی و بزرگ است. یک غزل سعدی حکایت قاطعی برای سنجش این دو است.
با استناد به سخنان سعدی در بوستان، آشکار می‌شود که او نیز مثل بسیاری از شاعران و نویسندگان، زیر نفوذ تصوف قرار داشته، و تصوف راستین و صوفیان بزرگ را می‌ستاید، به ایشان ارادت می‌ورزد و آنان را به مثانه اسطوره‌های پرهیز، فضایل اخلاقی و انسان دوستی به مخاطبان خویش معرفی می‌کند.
سعدی در بوستان باب‌های جداگانه‌ای را به احوال و مقامات عرفانی اختصاص می‌دهد و در گلستان به تکریم قناعت و درویشی می‌پردازد و در جای ‌جای این دو اثر نشان می‌دهد که در آموزش و تعلیم اخلاق عرفانی ـ که خود طی سال‌ها سفر و کسب تجربه‌ های بی‌شمارآن‌ها را در جان و روح خویش گنجانیده است ـ مهارت و تبحّر بسیاری دارد.
اما غزلیات سعدی، همه شور و حال و وجد است. سعدی در غزلیات از تعلیم و پند و اندرز آشکار بوستان و گلستان دست می‌کشد و با شور عاشقانه و عارفانه‌اش به ترسیم طریقت روحانی خویش دست می‌زند. سعدی در غزلیات به نوعی با عرفانی شهودی مواجه است.42
3ـ7ـ3ـ مدارا و تساهل از دیدگاه سعدی
میان اندیشمندان تراز اول ایران زمین، کمتر کسی را می‌توان یافت که به اندازه‌ی سعدی برای مدارا ارج قائل شده باشد بیشتر طرز تفکر غالب در این آثار با توجه به شرایط زمانی و محیط زندگی و زمینه‌های تربیتی و تحصیلی سعدی است.
از آنجا که مفهوم مدارا بسیار گسترده و دارای جنبه‌های متعدد و شاخص‌های متنوعی است.
این شاخص‌ها را می‌توان تحت دو عنوان یا دو گروه دسته‌بندی کرد:
ـ شاخص‌های مربوط به انگیزه‌ها و زمینه‌های مدارا
ـ شاخص‌های مربوط به جلوه‌ها (مظاهر) و آثار (نتایج) مدارا
در اینجا تنها به یک نمونه از گلستان پسنده می‌کنیم
در واقع، مشکل و مانع اصلی در اینجاست که انسان هنگام قضاوت درباره‌ی خود و متعلقاتش اعم از فرزندان، اندیشه‌ها، باورها، و غیره غالباً در معرض نوعی پیش داوری جانب‌دارانه و «تصور کمال» قرار می‌گیرد که سعدی از آن به «پرده‌ی پندار» تعبیر کرده است:
نبیند مدعی جز خویشتن را کـه دارد پرده‌ی پـنـدار در پـیـش
گرت چشم خدابینی ببخشند نبینی هیچ کس عاجزتر از خویش 43

مطلب مشابه :  پایان نامه با کلید واژگانپردازش ابری، فناوری اطلاعات، اجرایی تولید

«در گذشته من از دوست خود روی برمی‌تافتم، اگر کیش وی را همسان عقیده‌ی خویش نمی‌یافتم ولیکن امروز قلب من پذیرایِ هر نقش شده است: چراگاه آهوان، صومعه‌ی راهبان، بتکده، کعبه، الواح تورات، مصحف قرآن، و… من به این وحدت عشق سرسپرده‌ام.»
3ـ8 ـ بهاء الدین احمد سلطان ولد
بهاءالدین احمد، پسر مولانا جلال‌الدین بلخی (مولوی) معروف به سلطان ولد یا ابن عارف، از عارفان اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی در تاریخ 543 ق متولد و در تاریخ 628ق درگذشته است. سلطان ولد، صاحب سجاده و خلیفه پدر خود مولوی بود. وی علوم ظاهری و باطنی را از پدر، شمس الدین تبریزی، پدر زن خود شیخ صلاح الدین فریدون زرکوب، و شیخ حسام الدین چلبی حسن بن محمد، تحصیل نموده در عرفان به مقام بلندی رسید. پدرش میگفت که آمدن من در دنیا به جهت ظهور تو بود و این سخنان اقوال من میباشد و تو فعل من هستی. عبدالرحمن جامی درباره سلطان ولد چنین آورده است: «سید برهان الدین محقق و شیخ شمس الدین تبریزی را خدمتهای شایسته کرده و با شیخ صلاح الدین که پدر خاتون وی بود، ارادت تمام داشت و پانزده سال چلبی حسام الدین را قائم مقام و خلیفه پدر خود میداشت و به سال‌های بسیار کلام والد خود را به لسان فصیح و بیان فصیح تقریر میکرد. وی را مثنوی است بر وزن حدیقه حکیم سنائی بسی از معارف و اسرار در آنجا درج کرده است، بارها خدمت مولانا وی را خطاب کردی: »انت اشبه الناس بی خلقا و خلقا و عظیم دوستش داشتی، گویند که به قلم ستبر بر دیوار مدرسه خود نوشته بود که بهاءالدین ما نیکبخت است و خوش زیست و خوش میرود و الله اعلم.
سلطان ولد علاوه بر پایان ششم مثنوی، دیوانی مرتب و منظومهای به طرز مثنوی پدرش دارد و کتاب دیگری نیز تألیف کرده بنام «ولدنامه» که مشتمل بر شرح حال پدر و جدش میباشد. وی بعد از وفات حسام الدین حسن بن محمد (متوفی به سال 684 هجری) که از اکابر اصحاب جلال الدین رومی و خلیفه و جانشین وی در تمامی فنون طریقت خلیفه همین حسام الدین شد ودر سال 712 هجری در قونیه وفات یافت و در جوار پدرش مدفون گردید. سلطان ولد ذوقی عارفانه و قریحهای شاعرانه داشت و به لغت و شعر ترکی نیز آشنا بود به همین جهت وی یکی از عوامل انتشار ادبیات ایران در ترکیه و از بانیان ادبیات عثمانی میباشد و مثنویهای ربابنامه و ولدنامه او مدتها سرمشق ایشان بوده است. تولد او در شهر لارنده در روز 25 ربیع الثانی سال 623 هجری و مرگش در قونیه در روز دهم رجب سال 7
12 هجری اتفاق افتاده است.
بهاءالدین سلطان ولد در نظم و نثر فارسی مهارت داشته و مجالس و تقریرات و مشافهات پدر را در کتابی به نام «فیه مافیه» جمع کرده است؛ و کتابی خود در تصوف نوشته که به نام «معارف سلطان ولد» مشهور است. دفتر هفتم مثنوی را به خطا به او نسبت میدهند. از منظومههای او سه مثنوی در دست است. یکی به نام «رباب نامه» در دو مجلد و دیگری به نام «ولدنامه» که در سال 690 هجری به پایان رسانیده است. دیوان اشعار وی که در دست است، شامل سیزده هزار بیت میباشد که در آن به «ولد» تخلص نموده است.
3ـ9ـ مولانا رومی
جلال‌الدین محمد در ششم ربیع‌الاول سال 604 هجری در شهر بلخ متولد شد. سبب شهرت او به «رومی»و «مولانای روم»، طول اقامت و وفاتش در شهر قونیه از بلاد روم بوده است. در مورد سن جلال الدین در زمان هجرت پدر اختلاف نظر وجود دارد برخی آن را پنج سال می‌دانند و برخی معتقدند وی سیزده سال داشته است. جلال‌الدین در بین راه در نیشابور به خدمت شیخ عطار رسید و مدت کوتاهی درک محضر آن عارف بزرگ را کرد.
در هفده سالگی به امر پدر با گوهر خاتون دختر خواجه لالای سمرقندی که بسیار محترم و

دیدگاهتان را بنویسید