پایان نامه ارشد رایگان روانشناسی : کودکان و نوجوانان

دانلود پایان نامه

قوانین اجتماعی انجام دهند (زیگلمن،۱۹۹۹).
والدین بی توجه ،هم کم توقع و هم طردکننده هستند. فرزندان آنها یعنی کودکانی که محبت یا پذیرش ناچیزی از جانب والدین خود تجربه کرده اند و همزمان انضباط کم یا نظارت ناهماهنگ والدین در مورد آنها اعمال شده است، در سال های بعدی مشکلات سازگاری نشان می دهند; به ویژه زمانی که تنبیه بدنی روی آنها اعمال شده باشد. وقتی کودکان تنبیه بدنی تجربه می کنند، می آموزند که استفاده از خشونت روش مناسبی برای حل درگیری و اختلافات است. در نتیجه تمایل پیدا می کنند از چنین روشی برای حل درگیری و اختلافات استفاده کنند. از همین رو کودکانی که تنبیه جدی شده اند در خطر ابتلا به مشکلات رفتاری قرار دارند و به آزار و اذیت دیگران می پردازند (زیگلمن،۱۹۹۹).
با اندکی تامل متوجه می شویم دیدگاه زیگلمن با دیدگاه شیفر تفاوت چندانی ندارد و تفاوت بیشتر در الفاظ است. در واقع باید گفت دیدگاه ارائه شده از سوی شیفر علیرغم گذشت سالیان زیاد همچنان ثابت باقی مانده است، زیرا والدین مقتدر زیگلمن همان والدین گرم و کنترل کننده شیفر، والدین مستبد زیگلمن همان والدین سرد و کنترل کننده شیفر، والدین سهل گیر زیگلمن همان والدین گرم و آزاد گذارنده شیفر و والدین مسامحه گر زیگلمن همان خانواده سرد و آزاد گذارنده شیفر می باشد.درپژوهشی توسط لطف آبادی(1381)،درمورد چگونگی فرزندپروری درایران صورت گرفته،تقسیم بندی نسبتاجدیدی ازسبک های فرزندپروری که با ویژگی های ملی ایران همخوانی بیشتری داردبه عمل آمده است.دراین مطالعات که به عنوان وضعیت ونگرش ومسائل نوجوانان سراسر ایران روی یک نمونه بسیار وسیع 75هزارنفری صورت گرفته و موضعات مختلفی را شامل می شود،پنج نوع خانواده به شرح زیرازیکدیگر تفکیک شده اند:
خانواده بی تفاوت ،خانواده مستبد،خانواده آشفته،خانواده منسجم وصمیمی و خانواده پاسخگو.فرزندان آنها برحسب آن که متعلق به کدام دسته ازاین خانواده هاباشند،نگرش ویژه ای نسبت به والدین خودابراز داشته اند.
1-خانواده های منسجم وصمیمی:وجود ارتباط نزدیک بین اعضا،فراهم آوردن محیط گرم وصمیمی درخانه ،وجود انتظار از یکدیگراز نظردریافت صمیمیت ومحبت ورفتارهای موردقبول،وجوداعتماد بین اعضای خانواده ها وحل مشکلات خانواده هاازطریق گفتگوهای آرام وصمیمانه.
2-خانواده پاسخ گو:وجودقدرت وابهت احترام برانگیزه درپدرومادربه کارهای فرزندان وشرکت دادن فرزندان درتصمیم گیری ها و واگذاری فرصت های تصمیم گیری شخصی به فرزندان،ودرک وضعیت فرزندان وپاسخ گویی به نیازهای آنان

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

3-خانواده بی تفاوت:بی توجهی اعضاءخانواده به یکدیگر وحمایت نکردن ازفرزندان،عملکردداخواه هریک از اعضای خانواده،رها شدگی هریک ازاعضای خانواده به حال خود،عدم دخالت پدر و مادر در کارها و رفتارفرزندانشان،فقدان انتظارازفرزند،علاقه اندک پدرومادربه مسائل زندگی فرزندان ودل مشغولی هریک از اعضای خانواده به مسائل خود.
4-خانواده مستبد:زورگیری بزرگترها از کوچیکترها درخانواده،انتقال محبت اندک وفشارفراوان به فرزندان انتظاربیش از حدازفرزندان،تعین مقررات دشواربرای فرزندان بدون توجه به نیازهای آنان،انتظاراطاعت بی چون وچرا از فرزندان،محدود کردن آزادی های طبیعی فرزندان وفقدان اجازه بده-بستان وگفتگوی متقابل بین والدین با فرزندانشان
5-خانواده آشفته:ناآرامی درفضای خانواده بین پدر ومادر،وجود اختلاف ودرگیری بین والدین و فرزندان، وجودتنبیه بدنی وکتک کاری درخانواده،وجودتنبیه کلامی واهانت به فرزندان درخانواده وفقدان احترام وروابط دوستانه درخانواده.

رابطه نگرش مذهبی باتاب آوری:
طی سال های اخیر˛حجم وسیعی از پژوهش های نظری و تجربی˛ به شناسایی این عوامل حمایت کننده پرداخته اند.در این راستا˛تاثیر عواملی نظیر اعتماد به نفس˛انسجام خانوادگی˛مهارت های شناختی سطح بالا(هاسر ،2006)،سبک های اسنادی مثبت (لاتار و گوشینگ ،1999)،مهارت های توسعه روابط صمیمانه و پیشرفت تحصیلی (ولنتاین و فیناور،1993)،با تاب آوری مورد مطالعه قرار گرفته است و معلوم شد که این متغییر ها با تاب آوری رابطه ای مثبت دارند.تعداد بسیار اندکی از تحقیقات نیز به بررسی تاثیر معنویت و باورهای معنوی˛به عنوان عاملی حمایت کننده در سازگاری با موقعیت های مخاطره آمیز˛پرداخته اند. به نظر می رسد اعتقاد به نیرویی برتر˛مایه تسلی در شرایط دردناک و تهدید کننده باشد و تحمل شرایط دردناک را تسهیل بخشد،با این وجود تنها تعداد قلیلی از تحقیقات مذبور که نقش معنویت را در تاب آوری نشان می دهند از ابزار های خاص معنویت استفاده کرده اند. پژوهش حاضر به دنبال بررسی نقش تعالی معنوی یک عامل حمایت کننده در تاب آوری افراد می باشد و در این راستا از مقیاسی که پایدمونت(1997)، مشخصا برای اندازه گیری باورهای معنوی ساخته،استفاده شده است(هاشمی وجوکار،1390).
نگاهی به تعارف موجود معنویت بیانگر وجود چهار ویژگی اساسی لازم وملزوم در این تعارف است(دلگادو ،2005،)،که عبارتند از :1-معنویت به پذیرش سیستمی از باور ها نیاز دارد. مارکوئن (1994)،معتقد است ” معنویت نمی تواند کاملا خود ساخته باشد،بلکه طی تعاملاتی که فرد با فرهنگ خود دارد شکل می گیرد “.این باورهای هستی گرایانه ممکن است مذهبی ( خداپرستانه )یا غیر مذهبی (منکر وجود خدا) باشند 2-معنویت مستلزم جستجو یا پرسش برای معنا و هدف زندگی است.این پرسش ها مربوط است به جوهر و اصل هستی . یافتن معنا و هدف زندگی مربوط است به رسالتی که فرد احساس می کندبه خاطر آن به سرنوشت خاصی فراخوانده شده است.در راستای این جستجو˛معمولا تغییراتی در ارزش های فرد دیده می شود (از ارزش های مادی به ارزش های نوع دوستانه با آرمان گرایانه) 3-معنویت شامل آگاهی از پیوند یا ارتباط با دیگران است . حین جستجویی که فرد برای یافتن معنا و هدف زندگی انجام می دهد˛ خود شناسی و رشدی حاصل می شود که به برقراری پیوندی بین خود˛دیگران˛جهان و وجود نهایی (خدا) منجر می شود. 4- معنویت در برگیرنده تعالی یا فرا رفتن از خویشتن خود می باشد . تعالی یعنی باور به اینکه فرا رفتن از خود امکان پذیر است. تعالی در ضمن اشاره دارد به تجربه ای متافیزیکی.(فرای جنبه های معمول ادراک انسان )الکنیز وهمکاران(1988)،معتقدند تجربه تعالی شبیه است به تجربه اوجی که مازلو از آن نام می برد. در این گونه تجارب فرد در نتیجه تماس با بعدی نادیدنی قدرت خاصی پیدا می کند(هاشمی وجوکار،1390).
پایدمونت (2002˛2001˛2004)،با تاکیدبر ویژگی های فوق˛معنویت را تلاش فرد برای ساختن معنایی وسیع از هدف های نهایی مرگ و زندگی تعریف کرده است. بدین معنا که انسان از مرگ فنا ناپذیری خود آگاه است و در نتیجه تلاش می کند تا هدف و معنایی برای زندگی اش بیابد. او از خود می پرسد که هدف از وجود چیست و ارزش برای جهانی که در آن سکنی گزیده است˛چه باشد.پاسخ به این سوالات وجودی(هستی گرایانه)به انسان کمک می کند تا بخش های مجزای زندگی را بهم متصل کند و یک کل معنادار بسازد.در این میان˛جهت گیری معنوی زمانی شکل می گیرد که این پاسخ ها انسان را هدایت کند به سمت تدوین معنایی از تعالی معنوی یا” استعداد فرد برای بیرون ایستادن از زمان و مکان حاضر و دیدن زندگی از یک منظرگاه بزرگ تر و عینی تر “.این دیدگاه متعالی چیزی است که شخص از طریق آن یک کلیت بنیادی و زیر بنیادی را می بیند که اساس همه ی تلاش های طبیعت است(پایدمونت˛1999).
به اعتقاد پایدمونت تمایل انسان به یافتن معنایی در این واقعیت که فنا ناپذیر هستند (که تعریفی از معنویت است) ریشه در بسیاری از ساختارهای آناتومیک مغزشان دارد. بنابراین معنویت یک تجربه انسانی و جهانی است.با وجود اینکه اعمال مذهبی˛ تشریفات مذهبی و دیدگاه نسبت به خدا ممکن است در بین فرهنگ های مختلف متنوع باشد˛با این حال تمایل انسانها به ارتباط برقرار کردن با واقعیتی بزرگ و مقدس در طول زمان˛نیروی ثابتی بوده است(هاشمی وجوکار،1390).
با توجه به مطالب فوق تهیه مقیاسی معتبر برای اندازه گیری معنویت (نه تدین)مورد توجه برخی محققان بوده است(اینگرام وساندویک ،1994;ایلسون ˛1983;هال وادواردز ˛1996).پایدمونت در سال 1999 ابزاری را تحت عنوان مقیاس تعالی معنوی (اس تی اس ) تهیه نمود. حالات تاب آوری طی یک فرآیند شکست و انسجام مجدد به دست می آید. انسجام مجدد تاب آورانه برای رشد به انرژی نیاز دارد;به نظر می رسد این انرژی یک منبع معنوی و ذاتی دارد. نیرویی در درون هر فرد وجود دارد که او را به سوی خودشکوفایی˛نوع دوستی˛خرد˛و هماهنگی سوق می دهد. این نیرو از یک منبع معنوی سرچشمه می گیرد . تعدادی از تحقیقات انجام گرفته در حوزه تاب آوری نشان می دهند که خوش بینی˛یافتن معنا در تجارب منفی˛دیدن تجارب منفی از دیدگاهی مثبت و نگاه کردن به آنها به عنوان تجارب ضروری زندگی˛اعتقاد به یک منبع ˛باور به وجود یک قدرت برتر و باور به اینکه شخص توانایی حل مسئله را دارد با تاب آوری و سازگاری و سازگاری با ضربه روانی همبستگی بالایی دارد(کالیل˛2003).به عنوان مثال تی سوانگ ˛ ویلیامز ˛سیمپون و لایونز (2002)،طی تحقیقاتی راجع به معنویت ˛بیماری ذهنی و ضربه روحی دریافتند که بهزیستی هستی گرایانه (وجودی) و نه مذهبی˛با متغییر های شخصیتی نظیر واکنش پذیری به استرس˛رابطه مثبت و با سوء مصرف الکل و اختلال شخصیت رابطه منفی دارد. ولنتاین و فیناور(1993)،طی تحقیقاتی کیفی برروی زنانی که در کودکی مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته بودند˛دریافتندکه باورهای معنوی و جستجوی معنا برای زندگی و ایمان به نیروی برتر˛به این افراد کمک کرده تا براحساسات منفی ناشی از این تجربه نظیر افسردگی˛شرم و احساس گناه غلبه کنند(هاشمی وجوکار،1390).
با وجود اینکه برخی از تحقیقات کمی و کیفی انجام گرفته نشان می دهد که باورهای معنوی و یافتن معنای شخصی در موقعیت های دردناک برتوانایی شخص برای مقابله تاثیر می گذارد و با تاب آوری و مقابله رابطه مثبت دارد(ولنتاین و فیناور˛1993; کارسون ˛1990; هاسر˛1999; کلایجیان و شاهینیان˛1998; پارگامنت ˛اسمیت و کوئینگ ˛1996; پارک ˛1998; ورنر و اسمیت˛1982). با این حال معنویت عامل اصلی مورد بررسی در این تحقیقات نبوده است . در ضمن˛ در این تحقیقات غالبا از ابزارهایی که مذهبی بودن را می سنجد˛ استفاده کرده اند که احتمالا با توجه به تفاوت موجود بین این دو سازه˛قادر نبوده اند درک شخص از معنویت را اندازه بگیرند(هاشمی وجوکار،1390).
رابطه شیوه های فرزند پروری باتاب آوری
مطالعات زیادی در مورد تاب آوری ونقش آن در سازگاری افراد درمقابل بحران های اجتماعی وهمچنین عواملی که باعث می شوندتاب آوری افزایش یابد انجام شده است.روان شناسان بالینی، اخیر اً مدل هایی از تاب آوری را تحت شرایط فقدان،مصیبت،افسردگی و درد بررسی کرده اند(بونانو ، 2004 ؛چارنی ،2004؛ زاترا ، جانسون و دیویس ،2005؛سوتیک ، ویتیلینگما و چارنی ، 2005) . نتایج هماهنگ این پژوهشها مؤید تأثیرات مثبت، سازنده و محافظت کننده ی تابآوری در مقاومت و مقابلۀ موفق و انطباق رشد یافته با شرایط خطیر واسترسزای فوق الذکر است . بر عکس، سطوح پایین و ضعیف تابآوری با آسیب پذیری و اختلال های روان شناختی مرتبط است(بونانو،2004 ؛ کمپل سیلس و همکاران، 2006).
نتایج حاصل از یافته های تحقیق نشان داد که بین شیوه ی فرزند پروری آسان گیرانه والدین و خرده مقیاس یااجتناب از آسیب درمقیاس رفتار پرخطر کلونینگر در سطح معناداری035/0 و بین شیوه ی فرزند پروری دموکراتیک والدین و خرده مقیاس یا ظهور و نوآوری درآزمون رفتار پرخطر کلونینگر در سطح معناداری رابطه وجود دارد. همچنین شیوه ی فرزند پروری اقتدار– منطقی و خرده مقیاس یا پاداش اجتماعی در مقیاس رفتار پر خطر کلونینگر در سطح معناداری27 0/0 نیز با هم رابطه دارند.پژوهشگران در برابر یافته های تحقیق های پیشین این پرسش را مطرح کردند : از کجا معلوم که پرورش کودکان و نوجوانان در شرایط آسیب زا حتماً به آسیب آنها بیانجامد ؟ آیه همه کودکان و نوجوانانی که یتیم ، فقیر ، یا دارای پدر یا مادری مبتلا به اختلال روانی ، بزهکاری و آسیب های دیگر بوده اند ، همه آنها نیز به سرنوشت پدران و مادرانشان مبتلا شده اند ؟ به همین دلیل آنها برای پاسخ به این پرسش ها دست به پژوهش های گسترده ای زدند .این پژوهش هابیشتر از نوع مطالعه های طولی بودند . به این معنی که انجام مطالعه نیازمند زمان طولانی بود . آنها 2 گروه از کودکان را انتخاب کردند . یک دسته کسانی بودند که در شرایط آسیب زای خانوادگی و اجتماعی قرار داشتند( گروه هدف ) و دسته ی دیگر کودکانی بودند که شرایط زندگی خانوادگی و اجتماعی آنان براساس هنجارهای جامعه سالم تعریف می شدند( گروه شاهد).وضعیت هر دو گروه از کودکان براساس پرسش نامه ها و آزمون های روانی اجتماعی گوناگون ارزشیابی و ثبت شد.آنگاه پس از دوره ای طولانی– مثلاً حدود30سال بعد–به سراغ این کودکان رفتند: کودکانی که اکنون بزرگسال شده بودنددوباره وضعیت روانی و اجتماعی آنها ثبت و ارزیابی شد . یافته های به دست آمده شگفت انگیز بود(خاندل،1387).
در گروه شاهد – یعنی کودکان سالم و بزرگسالان فعلی – تعداد اندکی دچار آسیب های مختلف اجتماعی و اعتیاد شده بودند.اما بیشتر آنها از نظرروانی دچارآسیبی نشده بودند و از نظر اجتماعی نیز دارای موقعیت متوسطی بودند.اکثراً زندگی خانوادگی تشکیل داده بودند و دارای شغلی معمولی بودند و زندگی را مانند مردم عادی سپری می کردند . در گروه هدف – یعنی کودکان پرورش یافته در شرایط آسیب زا – حدود 30% آنها مبتلا به آسیب های گوناگون اجتماعی و از جمله اعتیاد شده بودند و تعداد این مبتلایان بیشتر از آسیب دیدگان گروه شاهد بود . اما 70% دیگر دچار هیچ گونه آسیبی نشده بودند . جالب توجه تر اینکه نه تنها از نظر روانی آسیب ندیده بلکه از نظر وضعیت اجتماعی به موقعیتی به مراتب بالاتر و بهتر از افراد سالم گروه شاهد دست یافته بودند . پژوهش های دیگری در مناطق مختلف جهان به همین شیوه انجام شد و همگی آنان کمابیش این یافته ها را تأیید کردند بر این اساس این دسته از پژوهشگران به این باور رسیدند که پرورش در شرایط و موقعیت های آسیب زا ، لزوماً به آسیب دیدگی نمی انجامد بلکه حتی ممکن است نتیجه ای کاملاً بر عکس به بار آورد . از سوی دیگر این که ما از ابتدا به بعضی از کودکان بخاطر موقعیت آسیب زای رشدشان برچسب بزنیم و بگوییم که « این دانش آموز ، یتیم است » یا « این دانش آموز ، معتاد است » و … این برچسب ها،آسیب زایی بیشتری را در بر دارند.از نظر این پژوهشگران ، شاید دانش آموزان حتی وقتی در موقعیت های آسیب زا پرورش می یابند،آسیب نبینند اما با برچسب های آسیب نگرانه ای که ما به آنها به خاطر موقعیت های شان – می زنیم احتمال آسیب دیدگی شان بیشتر خواهد شد . این گونه بود که پژوهشگران دریافتند بسیاری از کودکان و نوجوانانی که در موقعیت های پرخطر پرورش یافته اند و نه تنها آسیب ندیده اند بلکه به رشدی بیش از پیش دست یافته اند.حتماً دارای ویژگی هایی هستند که آنها را از آسیب ایمن کرده است . آنها نام این فرایند را « تاب آوری » نامیدند.تاب آوری همان گونه که گفته شد ریشه در چگونگی از خطر جستن کودکان و بزرگسالان به هنگام رویا رویی با رویدادهای ناگوار در زندگی شان دارد .براساس این دیدگاه انسان ها می توانند از سرتجربه های ناگوار زندگی به سلامت بگذرند و در فرایند این چنین گذری نیرومند تر شوند . پژوهش های تاب آوری نشان می دهند که خانواده ها و مدرسه ها می توانند به محیطی آفرینش گر برای تاب آفرینی در کودک امروز و بزرگسال فردا تبدیل شوند(خاندل،1387).
همان گونه که گفته شدتحقیق های پیشین توجه اصلی خودرا معطوف به عوامل خطرکرده بودند ونگاهی آسیب نگر به پرورش کودکان داشتند اما پژوهشگران تاب آوری به الگوی سلامت نگر معتقدند . بر این اساس آموزشگران ( یعنی خانواده ها و کارکنان مدارس ) باید به کشف توانمندی های دانش آموز

مطلب مشابه :  دانلود فایل پایان نامه روانشناسی قشربندی اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید