پایان نامه شرکتهای تجاری

دانلود پایان نامه

دانست ؟
درپاسخ به این سؤال می توان گفت که :
آنچه درتحلیل این مسأله می توان گفت این است که آیا این حکم ، حکم اولی محسوب می شود ،یا حکم ثانوی ؟ به بیان دیگرآیا این وکالت یک نوع وکالت حکمی است یا وکالت واقعی؟ درصورتی که این حکم، حکم اولی باشد واین وکالت ، واقعی باشد اشکال مطرح شده وارد است . اما اگرمبنای این وکالت حکم ثانوی باشد ویک نوع وکالت حکمی محسوب گردد دیگر این حکم خاص مشکلی با اصل مبنای عقد وکالت نخواهد داشت زیرا مسئولیت موکل دربرابر اعمال حقوقی چنین وکیلی که تنها به حکم ظاهر ، نماینده موکل است ریشه قراردادی ندارد . درتوضیح این مطلب باید گفت گاهی شارع به حسب مصالحی با وجود اینکه تراضی دربین نمی باشد آثاریک قرارداد را نافذ می داند واین چنین قراردادهایی اصطلاحاً عقود حکمی نامیده می شود یعنی احکام وآثارآن عقود بدون وجود واقعی آنها جریان می یابد این مسأله درفقه بی سابقه نمی باشد مانند عقد کفالت . با این که کفالت ازعقود محسوب می شود ومحتاج به رضایت شخص کفیل می باشد درمواردی فردی ملزم به احکام کفالت میباشد حتی اگرهیچ نوع عقدی بین او ومکفول عنه واقع نشده است ومورد این کفالت حکمی جایی است که فردی دیگری را ازتحت اقتدار ذی حق یا قائم مقام او بدون رضای او خارج کند ، چنین فردی درحکم کفیل است وباید آن شخص را حاضرکند.
والامی بایست ازعهده حقی که براوثابت شده برمی آید این نظریه درمورد عقد وکالت نیز منطبق است چون نفوذ عزل موکل پیش از آگاه شدن وکیل باعث ضررهای نامتعارف وکیل واشخاص ثالث می شود شارع این حکم ضرری را مرتفع کرده است . به بیان دیگر قاعده اولیه این است که وکالت به عزل وکیل ازبین برود ولی ایجاد ضررنامشروع باعث می شود شارع آن را تا به آگاه شدن وکیل درقالب حکم ثانوی باقی گذارد و وکالت حکمی را درمورد این وکیل فرض نماید .
با وجود امکان این روش تفسیرمنطقی ازمسئله مطرح شده ، تناقض درمبنای وکالت ازبین می رود واصرار برنقض مبنا غیرعلمی میباشد .

ـ اشکال چهارم :
درموردنظریه ای است که درباره ضمانت اجرای شرط ترک فعل حقوقی بیان شده است.
مطابق آن نظریه ضمانت اجرای تخلف ازچنین شروطی عبارت است از : بطلان یا عدم نفوذ عملی که نسبت به آن تخلف شده است ویقیناً شرط عدم عزل ازمصادیق بارز شرط ترک فعل حقوقی محسوب می شود لذا می بایست وکیل مطابق آن نظریه معتقد به بطلان عمل عزل وکیل ازناحیه موکل شد وعمل او را ازنظر حقوقی بی اثردانست . دراین صورت نتیجه حقوقی مورد نظردروکالت بلاعزل تنها توسط شرط نتیجه حاصل نمی شود بلکه آن نتیجه با شرط فعل منفی هم به دست می آید .
درپاسخ به این اشکال می گوییم :
هرچندضمانت اجرای شرط ترک فعل حقوقی ، بطلان یا عدم نفوذ عمل منافی با شرط است ولی باید توجه داشت وقتی ادله نظریه ترک فعل حقوقی با ادله مطرح شده دروکالت بلاعزل درکنارهم قرارمی گیرند وبایکدیگر سنجیده می شوند ازجمع بین مبانی آن دواین نتیجه حاصل میشود که اگرشرط ترک فعل حقوقی ناظربه عدم احداث عمل حقوقی باشد دراین صورت نظریه مذکورشامل ، تمامی شروط ترک فعل حقوقی میشود اعم از عقود اذنی وغیرآن مثل شرط ترک بیع ، اجاره ، وکالت یا فسخ . . . .
اما اگرمرجع این شرط درنهایت بقای یک عمل حقوقی باشد باید بین عقود اذنی وغیرآن تفاوت قائل شد مثلاً مخالفت با شرط ترک اعمال خیار مجلس موجب بی اعتباری عمل فسخ وبقای عقدی میشود اما مخالفت با شرط ترک وکیل ، منجربه بی اثری عمل عزل نمی گردد .
لذا با وجود چنین شرطی وکیل برکنارمی شود ودلیل این مطلب ازمباحث سابق روشن می شود لذا بین نظریه بطلان عمل خلاف شرط ترک فعل حقوقی وبرکناری وکیل ازسمت وکالت با وجود شرط عدم عزل منافاتی نمی باشد .
7- وکالت فضولی
وکالت ممکن است به صورت فضولی واقع شود مثلاً اگروکیل برخلاف آنچه که اطلاق وکالت اقتضاء می کند ویا برخلاف تصریح موکل عمل نماید دراین صورت خرید وفروش او فضولی خواهد بود که متوقف به اجازه مالک میباشد به طوری که اگراجازه دهد صحیح است وگرنه باطل است . ویا اگرکسی بدون داشتن حق توکیل ،دیگری را ازطرف شخص ثالث وکیل نماید شخص ثالث می تواند آنرا تنفیذ یا رد کند بنابراین هرگاه کسی بدون داشتن حق توکیل ازطرف دیگری به شخص ثالث وکالت درفروش خانه موکل را بدهد واو خانه را بفروشد مالک می تواند وکالت را تنفیذ کند ویا بیع را اجازه دهد درهردوفرض بیع صحیح خواهد بود . اثرحقوقی این امر آن است که چنانچه مالک وکالت را تنفیذ نماید ملزم به پرداخت حق الوکاله وکیل مزبور خواهد بود وچنانچه بیع را تنفیذ نکند درحقیقت وکالت را رد نموده است .
ازنظرعلامه حلی نیز وکیل حق ندارد از آن حدودی که موکل برایش تعیین کرده وبدان اذن داده تعدی می کند مگردرتخصیص سوق یعنی اگرموکل بازار خاصی را معین کرد که ازآنجا تجارت کند وکیل می تواند متابعت نکند واگرمخالفت کرد ضامن نیست زیرا که غالباً معامله کنندگان به بازار خاص نظرندارند ومقصودشان سود بیشتروزیان کمتراست وهرجا چنین باشد متابعت لازم نیست .

مطلب مشابه :  منبع تحقیق با موضوع صدور سند مالکیت

8- وکالت انتخابی، تسخیری و اتفاقی
وکالت ازحیث انجام وظیفه برسه عنوان میباشد :
1-8- وکیل انتخابی یا تعیینی
وکیل انتخابی به این معنی است که هریک ازطرفین دعوا می توانند برحسب توانایی مالی خود ، هروکیلی را که تمایل دارند برای دفاع ازخود انتخاب کنند بدون آنکه دادگاه درانتخاب وکیل نقشی داشته باشد .

2-8- وکیل تسخیری
وکیل تسخیری که درحال حاضر فقط درموارد جرایمی که مجازات آنها حبس ابد یا اعدام است به لحاظ اجباری بودن حضوروکیل دردادگاه ، چنانچه متهم نخواهد یا نتواند وکیل انتخابی به دادگاه معرفی کند ، دادگاه بایستی ازبین وکلای دادگستری حوزه خود ویا حسب معرفی کانون وکلا، مجاناً برای متهم وکیل تعین نماید که به این گونه وکیل که توسط دادگاه ها برای متهمین انتخاب میشود « وکیل تسخیری » گفته میشود. درانتخاب وکیل تسخیری تمایل متهم درنظرگرفته نمی شود با اینکه موکل ، متهم است وعلی القاعده موکل، وکیل را انتخاب می کند دروکالت تسخیری دادگاه وظیفه موکل را انجام می دهد وبا درخواست متهم وکیل تسخیری تغییر پیدا نمی کند مگراینکه وکیل تسخیری به شرح موارد ذیل با دعوی ارتباط پیدا کند :
الف) قرابت نسبی یا سببی تا درجه سوم ازهرطبقه بین وکیل تسخیری یا یکی ازاصحاب دعوی وجود داشته باشد .
ب) وکیل تسخیری قیم یا مخدوم یکی از طرفین باشد ویا یکی از طرفین مباشر یا متکفل امور وی یاهمسراو باشد .

ج) وکیل تسخیری یا همسریا فرزند او وارث یکی ازاصحاب دعوی باشد .
د) وکیل تسخیری سابقاً درموضوع دعوی اقامه شده به عنوان دادرس یا داور یا کارشناس یا گواه اظهارنظرکرده باشند .
هـ) بین وکیل تسخیری ویکی از طرفین ویا همسریا فرزند او دعوی حقوقی یا جزای مطرح باشد ویا درسابق مطرح بوده وازتاریخ صدورحکم قطعی دوسال نگذشته باشد .
و) وکیل تسخیری یا همسریا فرزند او دارای نفع شخصی درموضوع مطروحه باشد .

1-2-8- شرایط وکیل تسخیری
وکیل تسخیری که دادگاه برای متهم الزاماً معین می کند درشرایطی است که :
1- مجازات قانونی متهم برای جرم ارتکابی قصاص ، اعدام ، رجم ، حبس ابد باشد .
2- متهم شخصاً وکیل تعیین نکند ، یعنی دادگاه وقتی الزام به تعیین وکیل می کند که قبلاً متهم به هردلیلی درمقام تعیین وکیل برنیامده باشد .

3-8- وکالت اتفاقی
اشخاصی که غالباً بایستی دارای معلومات حقوقی درحد لیسانس حقوق یافته وحقوق ویا معادل آن دردروس حوزوی باشند میتوانند تقاضای اخذ جوازوکالت موقت ازخویشاوندان خود را ازکانون داشته باشند ، درصورت اخذ مجوز می توانند حداکثر 3 بار دریک سال برای خویشاوندان سببی یا نسبی خود تا درجه دوم ازطبقه سوم وکالت نمایند . این وکالت توسط کانون بعد ازتقاضای متقاضی واحراز رابطه قرابت فی مابین وی وموکل او وپس از احراز شرایط مربوطه که درآئین نامه صدور جواز وکالت اتفاقی یا موقت مصوب سال 1378 ریاست قوه قضائیه درج شده وبررسی توان علمی وتجربی ودفاع ازدعوی مربوطه ودرنتیجه مؤفقیت درآزمون انفرادی که درکانون ازمتقاضی به عمل می آورد ، به متقاضی اعطاء می شود که به این نوع وکالت واین گونه وکلا« وکیل اتفاقی یا موقت »گفته میشود .

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد حقوق : ناصرالدین شاه

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

9- وکالت رسمی و عادی
به طورکلی درعقد وکالت شکل ایجاب موکل وقبول وکیل ممکن است بالفظ ، فعل ویا نوشته باشد وهمین لفظ یا فعل می تواند صریح یا ضمنی باشد . ازآنجایی که وکالت ازجمله عقود محسوب میشود به صیغه ایجاب وقبول نیاز دارد که اگرلفظی باشد موکل میگوید : « وکلتُک » و وکیل می گوید « قبلتُ » والفاظی شبیه آن واگربه صورت فعل باشد دراین صورت نیازمند لفظ خاصی نیست مانند اینکه وکیل درقبول وکالت کاری را که موکل به انجام آن امرکرده انجام دهد . درکتب حقوقی هم ازجهت شکلی وکالت را به شرح ذیل تقسیم نمودند :

1-9- وکالت رسمی
منظوروکالتی است که دردفتراسناد رسمی با حضور طرفین وبا احراز هویت آنها ازجانب سردفتر، تنظیم وبه ثبت میرسد چنین وکالت نامه ای اعتباراسناد رسمی را دارد وقابل انکار وتردید نیست .

2-9- وکالت عادی
هرگاه وکالت نامه ای بدون مداخله دفتراسنادرسمی نوشته شود وبه امضای طرفین برسد وکالت عادی نامیده میشود درواقع تقسیم وکالت به وکالت عادی ورسمی ازاقسام وکالت به شمارنمی رود وازنظراصول وقواعد هیچ گونه تفاوتی باهم ندارند . فقط ازنظر اثباتی واعتبارآنها ، نسبت به دیگران ، تفاوت هایی بین وکالت عادی و وکالت رسمی ملاحظه می شود که آن هم مربوط به بحث اسناد وادله اثبات دعوی است نه مقوله وکالت . این نوع وکالت ممکن است به طورلفظی وشفاهی بوده باشد یعنی بدون اینکه نوشته شده باشد وبه امضای طرفین برسد به صورت لفظی وشفاهی انجام گیرد . این نوع وکالت نامه را درفقه وبه وکالت لفظی تعبیرکرده اند .

گفتار چهارم : مقایسه وکالت با تأسیسات مشابه
دراین قسمت موضوع بحث این است که چه کسانی ازمصادیق وکیل تلقی نمی شوند ومصادیق وکیل کدام است .
به طورکلی بایدگفت که وکیل یا نماینده ، درمعنای عام خود به کسانی گفته میشود که ازطرف موکل یا منوب عنه وکیل یا نائب برای انجام عمل حقوقی میشوند وآثارحقوقی اعمال انجام شده دامنگیر موکل یا منوب عنه میشود وبطورکلی یکی ازممیزات اصلی وکالت با نمایندگی آنست که عمل انجام شده توسط وکیل درحدود اختیار موکل را مأخوذ به آن می نماید ومانند این است که خود موکل آنرا انجام داده است . این تأسیس حقوقی ، با تأسیسات اجاره خدمات وپیمانکاری وغیره تفاوت دارد با این توضیحات برخی مصادیق وکیل ویا نمایندگی را مورد بررسی قرارمی دهیم :

الف) مدیران شرکتهای تجاری

شرکتهای تجاری عموماً بوسیله اعضاء هیأت مدیره اداره میشوند واین اعضاء برگزیده ، حق تصمیم گیری وانعقاد قرارداد ومعاملات را برای اشخاص حقوقی دارند ودرواقع وکلای شخص حقوقی محسوب می شوند . درواقع اوصاف کلی نمایندگی را واجد هستند زیرا که این مدیران ازسوی اعضای شرکت انتخاب می شوند وکلاً یا بعضاً قابل عزل هستند وبرعکس نمایندگی معمولی با فوت وجنون حادث براعضاء نیابت مدیران ازبین نمی رود . اختیارومسئولیت مدیرمانند وکیل است ولی مدیروکیل شرکاء محسوب نمی شود بلکه مدیران وکلای اشخاص حقوقی هستند . به همین خاطراست که ماده 51 ق . ت رابطه مدیروشرکت را رابطه وکیل وموکل دانسته است وآثاراعمال مدیریامدیران بطورمستقیم متوجه شخص حقوقی میشود .
ماده 107 لایحه قانون اصلاح قسمتی ازقانون تجارت سال 1347 بیان می کند : « شرکتهای سهامی بوسیله هیئت مدیره ای که ازبین صاحبان سهام انتخاب شده وکلاً یا بعضاً قابل عزل میباشند ، اداره خواهند شد….» ومطابق ماده 118 قانون مذکور « مدیران جزدرباره

دیدگاهتان را بنویسید