پیامدها و تاثیرات هنر از دیدگاه روانشناسان

پیامدهای هنر

پیامدهای هنر از نظرآیزنر

آیزنر کارکردها و پیامدهای تربیت هنری(آموزش هنر) را به شرح زیر بر می شمارد که در یک نگاه تلفیقی حکایت از ضرورت و اهمیت هنر در فزایندگی آفرینش های هنری، پرورش تفکر و برقراری ارتباط معنادار مفاهیم دارد:

1-                      ادراک روابط: هنر به دانش آموزان کمک می کند تأثیرپذیری اشکال و عناصر درون یک اثر را از یکدیگر یا تعامل آن ها را با هم دریابند.

2-                      توجه به ظرایف: میزان قابل توجهی از استدلال بصری معطوف به تصمیم گیری درباره تفاوت های جزیی در رنگ و اشکال است.

3-                      امکان راه حل های گوناگون: هنر به تقویت این آگاهی می انجامدکه مسایل، راه حل های گوناگون دارند و پرسش ها نیز              می توانندپاسخ های متفاوت و متعدد داشته باشند.

4-                      تغییر دادن رابطه میان هدف ها و ابزارها: به همان اندازه که ابزارها و روش ها با توجه به هدف ها تعیین می شوند، هدف ها نیز با توجه به ابزارها و روش ها شکل می گیرند و روابط میان این دو، به صورت تعاملی و دو سویه است. هنر در تثبیت حقانیت این معنا نقش مؤثّری ایفا می کند.

5-                      توانایی تصمیم گیری در غیاب قانون و قاعده: هنر موجب می شوداین توانایی پرورش یابد. از این رو آن چه را که به نظر درست  می آیدحس می کند و در می یابدچه زمانی وظیفه یا تکلیفی را در حد مطلوب انجام دهد.

6-                      به کارگیری تخیل: یکی از ارزشمندترین قابلیت های انسان توانایی مجسم ساختن موقعیت ها و بررسی میزان صحّت عملیات طراحی شده از طریق چشم ذهن است. هنر از آن جهت که ملازم و قرین با کیفیت هایی چون تخیل و معناسازی شخصی است، مناسب ترین محل برای دستیابی به ذهنیت و قابلیت های عملی متناظر با آن است.

7-                      نگریستن به جهان از دریچه زیباشناسی: هنر این نوع توانمندی را در دانش آموزان پرورش می دهدتا چیزهای نو و تازه را در آن بیایند.

8-                      حسن استفاده از محدودیت ها: هنر توانمندی هنرجویان را برای استفاده بهینه و اصولی از محدودیت ها پرورش می دهد و قابلیت اکتشاف خاص به انسان اعطا می کند.

9-                      پرورش قابلیت های شناختی و ذهنی: زمانی که در برنامه درسی اشکال مختلف بازنمایی دانش مانند موسیقی، نقاشی، طراحی، سفالگری، ادبیات و… گنجانده می شود، نظام آموزشی نه تنهادر جهت تحقق بخشیدن به اشکال مختلف و متنوع سواد                 – متناسب با نظریه هوش چندگانه گاردنر- عمل کرده است بلکه در جهت پرورش توانایی های خاص ذهن گام برداشته است.

10-                 تفکر درباره ی آثارهنری: این ویژگی ممتاز موجب تمرین و تقویت عادات چهارگانه می شود مانند تأمّل و تأنّی، وسعت و ماجراجویی فکر، شفافیت و عمق بخشیدن به فکر، تفکّر سازمان یافته و متمرکز. به این ترتیب به امکانات وجودی خویش وقوف بیشتری می یابند.

11-                 تثبیت گرایش های خاص مانندسخت کوشی: توصیف و نقد مهم ترین مطالعاتی که مدّعی ثبت رابطه علت و معلولی میان آموزش هنر و پیشرفت تحصیلی در حوزه های آکادمیک ( خواندن و ریاضیات و… ) هستند، به این نکته اشاره  می کند که شاید وجود رابطه، مهارت هایی که ار طریق درس هنر پرورش می یابند، نبوده است ولی می باید پرورش گرایش های خاص، که از طریق درس هنرثبیت می شودمانند خطرپذیری و نظایر آن را به عنوان علت شناسایی کرد.

12-                 سنجش نقاط قوت و ضعف: تمرین قضاوت وتصمیم گیری در جریان ساخت آثار هنری با قابلیت هایی نظیر کنارآمدن با                موقعیت های مهم، درک و دریافت ظرایف و ریزه کاری ها و نقد و ارزیابی شیوه های ممکن عمل و اقدام سر و کار دارد. این مهارت ها دقیقاً همان مهارت هایی است که در جریان رویارویی با پیچیده ترین تکالیف، در زندگی بزرگسالی به آن ها نیازمند هستیم.

مطلب مشابه :  دانلود کاملترین نمونه های تجربیات برتر آموزشی

13-                 ابزارما فی الضمیر و فرآیندیاد دادن چگونه ساختن: تعلیم وتربیت را می توان ترغیب و تسهیل رشد دانست، امّا به جز رشد و تکامل فیزیکی می توان آن را در جریان خود ابزاری رؤیت کرد. به طور مثال کسی که بتواند در ساختن موفّق عمل کند و تصاویر و انگاره های خوب خلق کندیک نقّاش خوب است و نظایر آن. پس می توان نتیجه گرفت که غایت تعلیم و تربیت، خلق و تربیت هنرمند است یعنی افرادی که شایستگی های لازم در به کارگیری اشکال مختلف ابزار ما فی الضمیر را داشته باشند.

14-                 اشتیاق به فهمیدن: هنر به عنوان مظهر ناشکیبایی انسان برای دستیابی به حقیقت با علوم و اکتشافات علمی قابل مقایسه و همانند است. همان گونه که کاوش علمی میل وافر به فهمیدن را در انسان بیدار می کند، هنر هم در همین وادی سیر می کند.

15-                 رغبت بیشتردریادگیری دروس: توجه جدی به هنر موجب هر چه لذّت بخش تر شدن تجربه ی مدرسه ای به طورعام شده است و دانش آموزان شوق بیشتری به یادگیری سایر دروس از خود نشان می دهند. از این رو تجربه در حوزه هنر می تواند به بهبود پیشرفت تحصیلی در حوزه های علمی منجر شود.

16-                 قابلیت زیباشناختی: داوری انسان درباره ی بسیاری از وقایع تاریخی و قضاوت درباره صحت و سقم روایت های معارض بستگی به کیفیت های زیباشناختی مستتر در پردازش از وقایع به دست آمده است. از این رو شناخت توأم با احساس عمیق یا احساس توأم با شناخت را برای فرد به ارمغان می آورد(برودی، 1984).

17-                 شکل گیری بینش: طی طریق در وادی هنر مسیری است که از قبل شناخته شده نیست و ناگزیر با گام نهادن دراین راه شناخت و بصیرت درباره چگونگی در ادامه مسیر شکل می گیرد.

 

18-                 پیش بینی امور غیرمتعین مانند:

الف تمایل به تصوّر امور ممکن که در حال حاضر وجود خارجی ندارد امّا می توان پدید آورد.

ب- نبستن زود هنگام باب راه حل های متفاوت و پذیرش دیدگاه ها و راه حل های چندگانه.

ج- گام نهادن در وادی های شناخته نشده و ابهام آمیز.

19-                 بازنمایی احساس و عواطف: کیفیت های گوناگون عواطف یا تجربه های درونی را نمی توان با ابزار زبان بیان کردبلکه             مناسب ترین طریق هنر است(رایمر،1992).

20-                 چهارمین مهارت اساسی: باید به هنر در کنارمهارت های اساسی سه گانه ای که به رسمیت شناخته شده اند                    (خواندن، نوشتن، حساب کردن) به عنوان چهارمین مهارت اساسی (4thr)  در برنامه درسی تأکید شودتا همچنین بی مهری و انزوای سنتی و تاریخی از آن رخت ببندد.

21-                 تقویت قابلیت های بصری: بسیاری از دانش آموزان ممکن است فاقد توانایی ها و قابلیت های مربوط به هوش کلامی و منطقی باشند و در عوض برجستگی هایی در حوزه های هوش بصری/ فضایی یا فیزیکی/ حرکتی داشته باشند. جا دارد از طریق آموزش هنر و با سوق دادن به سمت دانش مفهومی و علمی، محملی برای رشد و شکوفایی استعدادهای این نوع دانش آموزان فراهم ساخت(آیزنر،1998؛ ص100-87).    

پیامدهای هنر از نظر گی[1]

گی (2004) نیز در تصریح پیامدهایی که تربیت هنری با خود به همرا ه می آورد، بیان می کندکه تربیت در حیطه های مختلفی مؤثّر است و آثار ناشی از تربیت هنری را در سه حوزه ارزش های اخلاقی، پرورش ذهنی و مهارت های کاری، و تقویت روحی و جسمی افراد به شرح زیر مورد بررسی قرار می دهد:

الف) تربیت هنری و ایجاد ارزش های اخلاقی نیکو

عقاید بسیاری حاکی از آن است که تربیت هنری، به رشد روحی و اخلاقی افراد منجر می شود، پیامدی که در نتیجه آن یک جامعه اصول مدار و شهروندمحوری با فضیلت پدید می آید. یک شخص بافضیلت، خودآگاه و دارای انضباط فردی است، با دیگران مهربان است و به نظرات و عقاید آن ها احترام می گذارد، و نسبت به وظایف محوله مشتاق و خدمتگزار است. عملکرد تربیت هنری از طریق امور زیر می تواند به ارزش خود دست یابد:

·   تجارب یادگیری هنربه دانش آموزان کمک می کندتا خودشان را بهتر بشناسندو نسبت به آن چه در اطراف آن ها می گذردنیز برخورد شایسته تری داشته باشند.

·   تربیت هنری، مدرارا کردن ارج قائل شدن نسبت به تنوع فرهنگی و نژادی پرورش می دهد.

·   تربیت هنری نگرش های کودکان را نسبت به مدارس بهبود می بخشد، مانع رفتار بزهکاری می شود، نظم را آموزش می دهد و به دانش آموزان کمک می کندتا بهتر عمل کنند.

·   تربیت هنری به کودکان آموزش می دهدتا ارتباط مؤثّرتری با بزرگسالان و همسالان خود برقرار کنند. به این ترتیب باید گفت که برنامه های هنری، فرهنگ مدرسه را به عنوان یک کل از تخریب حصارحائل بین موضوع های درسی ، انرژی دادن به معلّمان،             انگیزه دادن به دانش آموزان و بهبود ظاهر فیزیکی ساختمان های مدارس شکل می دهد.

ب ) شکل دهی اذهان و مهارت های کاری بهتر

توانایی تربیت هنری برای رشد کامل تر ذهن بشر و بهبود گرایش به سمت یادگیری، از جمله عملکردها و پیامدهای اساسی هنر است. تربیت هنری می تواند پیامد های زیر را برای دانش آموزان به همراه داشته باشد:

·   دانش آموزان با سطوح بالای مشارکت هنری، نسبت به دانش آموزان سطح پایین هنر از نظر سنجش عملکرد تحصیلی، بهتر عمل می کنند.

·   دانش آموزانی که در زمینه هنرمطالعه کرده و مشارکت دارند، در آزمون های استاندارد شده، نمرات بالاتری کسب می کنند.

·   موسیقی، نمرات ریاضیات و مهارت های فضایی را بهبود می بخشد، مهارت های خواندن نیز از طریق یادگیری هنرها به ویژه از طریق تواتر و هنرهای بصری افزایش می یابد.

·   تربیت هنری انگیزه را برمی انگیزاند، مهارت های ارتباطی را ایجاد می کند، کار گروهی را ترغیب می کند و عشق به یادگیری را در همه ی حوزه های موضوعی پدید می آورد.

·   تربیت هنری، تفکر انتقادی و مهارت های تفکر سطح بالا را آموزش می دهد، حالتی رقابتی برای کسب شغل در آینده ایجاد          می کند.

ج ) شکل گیری روان و جسمی بهتر

فیلسوفان، درمان گران، رهبران مذهبی و هنرمندان سرتاسر فرهنگ ها و عصرهابر این عقیده تأکید دارند که قدرت هنر، روح را شاداب و سرزنده می کند و به ذهن آرامش می بخشد. قدرت هنر نه تنها تسکین بخش است بلکه ستودنی است. هنر درباره احساسات ما سخن می گوید و آن ها را می پروراند، هنر به ما یاری می کند تا احساسات دیگران را درک کنیم و احساسات درونی مان را ابراز کنیم(بامگارنر، 2004).

 



[1] Gee, Constance Bumgarner