کارآفرینی سازمانی و ضرورت و اهمیت آن در سازمان

کارآفرینی سازمانی

کارآفرینی و کارآفرین اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و همه مکاتب اقتصادی از قرن شانزدهم میلادی تاکنون به نحوی کارآفرینی را در نظریه­های خود تشریع کرده­اند. شوپیتر[1] با ارائه نظریه توسعه اقتصادی خود در سال 1934 که همزمان با دوران رکورد بزرگ اقتصادی بود، موجب شد تا نظر او در خصوص نقش محوری کارآفرینان در ایجاد سود، مورد توجه قرار گیرد و به همین دلیل وی را “پدر کارآفرینی” لقب داده­اند. از نظر وی، کارآفرین، نیروی محرکه اصلی در توسعه اقتصادی است و نقش کارآفرینی عبارت است از: نوآوری یا ایجاد ترکیب­های تازه از مواد.

 

 

2-2-2-1. مفهوم کارآفرینی

در تعریف واژه کارآفرینی میان صاحب نظران اتفاق نظر وجود ندارد، در حقیقت از معنی کلمه آن نمی‌توان به مفهوم واقعی آن پی برد. ریشه واژه کارآفرینی از کلمه فرانسوی Entreprendre به معنای متعهد شدن نشأت گرفته است. در واژه­نامه وبستر، کارآفرین کسی است که متعهد می­شود خطرهای یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی و تقبل کند (هزارجریبی، ۱۳۸۳) .

کارآفرینی فرآیندی است که منجر به ایجاد رضایت­مندی و یا تقاضای جدید می­شود. کارآفرینی عبارت است از فرآیند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعه منحصر به فردی از منابع، به منظور بهره­گیری از فرصت­ها (سعیدی­کیا، ۱۳۸۸) .

مارشال[2] (1891) در اثر خود تحت عنوان اصول علم اقتصاد تغییر وضعیت را که ویژگی ذاتی کسب و کارهای بزرگ و دارای مدیریت مستقل تلقی می­شد، درک کرده بود. وی معتقد بود آن صفات عمومی که ویژگی دست­اندرکاران کسب و کارهای جدید است، باعث گسترش ابعاد کسب و کار می­شود. واژه­ کارآفرینی سازمانی را نخستین بار پینکات[3] بکار برد و در آن زمان به کارآفرینان سازمان­های بزرگ، کارآفرینی سازمانی اطلاق می­شده است، اما با گسترش روزافزون کارآفرینی در سازمان و پیشرفت­های شگرف سازمان­ها به دلیل اجرایی کردن کارآفرینی، مفاهیم و تعاریف آن نیز دست­خوش تغییرات شده و به مرحله­ای از بلوغ و تکامل دست یافته است (ناهید، 1388) .

 

2-2-2-2­. تاریخچه کارآفرینی

دوره‌ی اول: قرون 15 و 16 میلادی صاحبان پروژه‌های بزرگ

اولین تعاریف کارآفرینی در قرون 15 و 16 ارائه می‌شود. این دوره، هم­زمان با دوره‌ قدرتمندی ملاکین و حکومت‌های فئودالی در اروپا است. در این دوره، کارآفرین کسی است که مسئولیت اجرای پروژه‌های بزرگ را بر عهده می‌گیرد و البته در این راه مخاطره‌ای را نمی‌پذیرد، زیرا عموماً منابع، توسط حکومت محلی تأمین می‌شود و او صرفاً مدیریت می‌کند. نمونه‌ بارز کارآفرین در این دوره، معماران مسئول ساخت کلیسا، قلعه‌ها و تأسیسات نظامی هستند.

 

دوره‌ی دوم: قرن 17 میلادی مخاطره‌پذیری

در این دوره، هم­زمان با شروع انقلاب صنعتی، بعد جدیدی به کارآفرینی اضافه شد: مخاطره. کانتیلون[4] یکی از اولین محققین این موضوع، کارآفرینی را این­گونه تعریف می‌کند: کارآفرین کسی است که منابع را با قیمت نامشخص می‌خرد، روی آن فرآیندی انجام می‌دهد و آن را به قیمتی نامشخص و تضمین نشده می‌فروشد، از این­رو مخاطره‌پذیر است. کارآفرین در این دوره، شامل کسانی نظیر بازرگانان، صنعت­گران و دیگر مالکان خصوصی می‌گردید.

 

دوره‌ی سوم: قرون 18 و 19 میلادی و اوایل قرن بیستم “تمایز کارآفرینان از دیگر بازیگران صحنه‌ اقتصاد”

در این دوره، ابتدا کارآفرین از تأمین‌کننده‌ سرمایه متمایز می‌گردد. یعنی کسی که مخاطره می‌کند، با کسی که سرمایه را تأمین می‌کند، متفاوت است. ادیسون[5] به عنوان یکی از کارآفرینان این دوره، پایه‌گذار فن­آوری‌های جدید شناخته می‌شود، ولی او سرمایه‌ مورد نیاز فعالیت‌های خود را از طریق اخذ وام از سرمایه‌گذاران خصوصی تأمین می‌کرد. هم­چنین در این دوره، میان کارآفرین و مدیر کسب و کار نیز تفاوت گذارده می‌شود. کسی که سود حاصل از سرمایه را دریافت می‌کند با شخصی که سود حاصل از توانمندی‌های مدیریتی را دریافت می‌کند، تفاوت دارد.

مطلب مشابه :  نقش حمایت اجتماعی بر زندگی سالمندان

 

 

دوره‌ی چهارم: دهه‌های میانی بیستم میلادی نوآوری

مفهوم نوآوری در این دوره به یک جزء اصلی تعریف کارآفرینی تبدیل می‌شود. از تعاریف برآمده از این دوره می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

کارآفرین، فردی نوآور و توسعه‌دهنده‌ فن­آوری‌های به کار گرفته نشده است. کارآفرینان، کسب و کاری جدید را شروع می‌کنند، در حالی­که دیگران برخلاف آن­ها، تغییرات اندکی در محصولات موجود می‌دهند.

مفهوم نوآوری می‌تواند شامل همه چیز، از خلق محصولی جدید تا ایجاد یک نظام توزیع نوین یا حتی ایجاد یک ساختار سازمانی جدید برای انجام کارها باشد. اضافه شدن این مفهوم به خاطر افزایش رقابت در بازار محصولات و تلاش در استفاده از نوآوری برای ایجاد مزیت رقابتی در کسب و کارهای موجود و بقای آنهاست (ویلکن[6]، 1979) .

 

دوره‌ی پنجم: دوران معاصر (از 1980 تاکنون) رویکرد چند جانبه

در این دوره، هم­زمان با موج جدید ایجاد کسب و کارهای کوچک و رشد اقتصادی و شناخته شدن کارآفرینی به عنوان تسریع‌کننده‌ این ساز­و­کار، توجه زیادی به این رشته جلب شد. تا این زمان، کارآفرینی فقط از دیدگاه محققان اقتصادی مورد بررسی قرار می‌گرفت، ولی در این دوره، توجه جامعه‌شناسان و روان‌شناسان نیز به این رشته معطوف گردید. عمده‌ توجه این محققین بر شناخت ویژگی‌های کارآفرینان و علل حرکت فرد به سوی کارآفرینی است. از تعاریف شناخته شده‌تر این دوره می‌توان به مورد زیر اشاره کرد:

کارآفرینی، روند پویایی در جهت ایجاد و افزایش سرمایه است، این کار، توسط کسی انجام می‌شود که مخاطره‌ از دست دادن زمان یا فرصت‌های شغلی دیگر را با هدف ایجاد ارزش برای یک محصول یا خدمت می‌پذیرد (رونستات[7]، 1983) .

 

2-2-2-3. تاریخچه کارآفرینی در ایران

با وجود توجه کشورهای پیشرفته دنیا از اواخر دهه 1970 به کارآفرینی، در کشور ما تا شروع اجرای برنامه سوم توسعه، توجه چندانی به این موضوع نشده و حتی در محافل علمی و دانشگاهی نیز به جز موارد بسیار نادر، فعالیتی در این زمینه صورت نگرفته بود. مشکل بیکاری و پیش­بینی حادتر شدن آن در دهه 1380 موجب شد که در زمان تدوین برنامه سوم توسعه، موضوع توسعه کارآفرینی مورد توجه قرار گیرد. در برنامه اخیر، توسعه کارآفرینی در سطح وزارت­خانه­های علوم، تحقیقات و فناوری؛ بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، جهاد کشاورزی، صنایع و معادن فلزات و هم­چنین مؤسسه جهاد دانشگاهی به دلیل ارتباط با فعالیت­های آن­ها مطرح شده است.

 

2-2-2-4. تعریف کارآفرینی سازمانی

تعاریف متعدد کارآفرینی سازمانی که در مقالات و کتب مختلف و از دیدگاه صاحب‌نظران متعدد ارائه شده، به­طور قابل­ملاحظه‌ای به هم شباهت دارند. کارآفرینی سازمانی فرآیندی است که سازمان طی می­کند تا همه کارکنان بتوانند در نقش کارآفرینان انجام وظیفه کنند و تمام فعالیت­های فردی یا گروهی را به­طور مستمر، سریع و راحت در سازمان مرکزی به ثمر برسانند. هنگامی­که فعالیت کارآفرینی توسط فرد یا گروه کارآفرین در داخل یک سازمان انجام بگیرد، به آن کارآفرینی سازمانی گویند. در این حالت فرد یا گروه کارآفرین از قابلیت­ها و امکانات یک سازمان استفاده کرده و اقدام به فعالیت کارآفرینی به عنوان فعالیتی با وابستگی سازمانی می­نماید. نتیجه این نوع کارآفرینی معمولاً ایجاد یک واحد سازمانی جدید در داخل سازمان، طراحی و عرضه خدمات جدید و ایجاد ارزش­های نوین برای سازمان می­باشد (گلستان هاشمی،۱۳۸۲). کارآفرینی فرآیندی است که در آن تولیدات و فرآیندها از طریق ایجاد فرهنگ کارآفرینی در درون یک سازمان در حال فعالیت توسعه داده می­شوند و شکل­گیری فعالیت­های کارآفرینانه بنگاه بارزترین نشانه­های کارآفرینی سازمانی است (فرهنگی و صفرزاده، ۱۳۸۶).

مطلب مشابه :  نقش آموزش و پرورش در اشاعه فرهنگ صلح

مکنزی و دیکامبو[8](1986) معتقدند که فعالیت کارآفرینانه سازمانی می‌تواند شامل توسعه یک محصول جدید تا ایجاد یک فرآیند اثربخش باشد.

جنیگ و یانگ[9] (1990) کارآفرینی سازمانی را به عنوان فرآیند توسعه محصولات یا بازارهای جدید تعریف می‌کنند.

کوراتکو و هورنسبای[10] (1990) کارآفرینی سازمانی را به عنوان ایجاد کسب و کارهای جدید در درون چارچوب شرکت‌های مادر، توصیف می‌نمایند.

بولیند و ونکاتارامن[11] (1992) کارآفرینی سازمانی را به عنوان ابزار شرکت‌ها برای افزایش ثبات اقتصادی شرکت در بلندمدت تعریف می‌نمایند و آریل[12] (1996) معتقد است که کارآفرینی سازمانی دارای سه بعد است که عبارتند از: نوآوری، توسعه محصولات، خدمات یا فرآیندهای جدید و ریسک‌پذیری.

کارآفرینی سازمانی یک فرآیند تجدید یا دوباره نوسازی سازمانی است که دارای 2 بعد متمایز اما مرتبط به هم می‌باشد. نوآوری و جسارت و بعد بعدی دوباره نوسازی استراتژیک است. فعالیت‌های نوآورانه، تأکید بر ایجاد کسب و کار جدید، از طریق توسعه‌ بازارهای جدید یا تأکید کردن بر محصولات، فرآیندها، خدمات، فن­آوری­‌ها و نوآوری‌های اداری جدید است (عربیون، 1385) .

 

2-2-2-5. ضرورت و اهمیت کارآفرینی در سازمان

جهان امروز، بی­تردید از ویژگی­های خاصی برخوردار است؛ که عمده­ترین آن­ها عبارتند از: تغییرات و تحولات سریع، پیچیدگی فزاینده و رقابت روز افزون.

سازمان­های امروز در محیطی پویا و پر از ابهام و تحول زندگی می­کنند، سرعت این تغییرات به­گونه­ای است که شاید نتوان منحنی تغییر را در بعد زمان ترسیم کرد. این موارد باعث شده تا حیات شرکت­ها هر چه بیش­تر در معرض خطر قرار گیرد و یافتن راه چاره به عنوان دغدغه­ فکری همیشگی برای مدیران هوشیار شرکت­ها مطرح است. آن­ها باید تلاش کنند تا بیش از دیگران و محصول یا خدمات مورد نظر مشتری، خود را با تمام ویژگی­های درخواست او تولید و عرضه کنند. از این­رو است که اهمیت نیروی انسانی خلاق و نوآور و به عبارتی دیگر کارآفرینان سازمانی در شرکت­ها برجسته می­شود و تنها با وجود چنین افرادی یک شرکت قادر است به نوآوری­ها دست یابد و در عرصه‌ رقابت دوام آورده و در نهایت به عنوان یک سازمان یا شرکت پیشرو و کارآفرین مطرح گردد.

[1] . Shopiter

[2] . Marshal

[3] . Pinchot

[4] .Kantilon

[5] .Edison

[6] .Wilken

[7] .Ronstadt

[8] . Mack kanzy & Dikambo

[9] . Genig & Yang

[10]. Kuratko & Hornsby

[11] . Bullind & Venkataraman

[12] .Arill