کودکان از چه سنی اموزش ببینند؟

  • سن آموزش در کودکان:

ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ مراحل رشد فرزند را به سه دوره هفت ساله تقسیم می کنند ، که کودک در هر یک از این دوره ها ویژگی خاصی داشته ، بالطبع نیاز معینی دارد و در نتیجه روش تربیتی ویژه ای را طلب می کند. به این روایات زیبا که اصل و پایه روان شناختی دارد توجه کنید:

رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید: فرزند هفت سال مولا و هفت سال بنده (یا خدمتکار) و هفت سال وزیر است.[1]

 

این روایت هفت ساله اول (7 ـ 1 سالگی) را دوره حکومترانی و بازی و تفریح و هفت ساله دوم (14 ـ 7 سالگی) را دوره اطاعت پذیری و آموزش و دوره سوم (21 ـ 14 سالگی) را دوره وزارت و مشورت پذیری کودک دانسته است.

در روایت امام جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید: چون فرزند سه ساله شد به او بگویید: هفت مرتبه بگو «لا اله الا الله» و چون سه سال و هفت ماه و بیست روز از عمرش گذشت به او بگویید: هفت مرتبه بگو «محمد رسول الله» و وقتی چهارسال او تمام شد به او بگویید هفت مرتبه بگو «صل الّه علی محمدٍ وآل محمد» .[2]

  • سن آموزش نماز:

روایات این باب به دو قسمت تقسیم می شوند:

1.روایاتی که به ما دستور می دهند قبل از 7 سالگی شکل ظاهری نماز را به فرزندانمان بیاموزیم.

  1. روایاتی که به ما دستور می دهند از 7 سالگی فرزندانمان را به خواندن نماز امر کنیم.
  • سن آموزش قرآن:

در اینجا باید دو امر مورد بررسی قرار گیرد:

  1. منظور از آموزش قرآن چیست؟ در جواب دو احتمال وجود دارد: آموزش حفظ قرآن و آموزش روخوانی قرآن که با توجه به برخی از روایات و شیوه متداول زمان ائمه ـ علیهم السّلام ـ آموزش حفظ و قرآن وجیه تر به نظر می آید.
  2. روایات سن خاصی را برای آموزش قرآن مشخص نکرده اند؛ بنابراین باید بر همان محدوده سنی آموزش به طور کلی (14 ـ 7) حمل کرد و هفت ساله دوم را سن آموزش قرآن دانست.
  • نتیجه :

همان گونه که دیدیم، اولاً آموزش قرآن، نماز و آموزه های دینی از نظر تربیت اسلامی قبل از سن آموزشگاهی (6 – 7 سالگی) شروع می شود. ثانیاً آموزش و تربیت می بایست ضمن برنامه ای دقیق و بر اساس سن رشدی کودک انجام شود. برنامه ای که در آن استعدادها و توانایی سنین کودکی در نظر گرفته شده است. از این رو مفهوم روایات یاد شده این نیست که فرزند را تا هفت سالگی رها کنیم و کاری به آموزش و تربیت دینی او نداشته باشیم، بلکه در هفت ساله اول عمر، آموزش و پرورش دینی به شکل مدرسه ای که جنبه تحمیلی و آموزشگاهی دارند، نمی باشد.

با توجه به مطالب بالا می توان نکات زیر را به عنوان شرایط مؤثر در آموزش و تربیت دینی کودکان از دیدگاه روایات و علم روان شناسی پیشنهاد نمود:

  1. دین اسلام تربیت را مختص به محدوده زمانی معینی نمی داند و برای تمامی سنین دستورات خاصی دارد و حتی قرائت قرآن در زمان حمل و پس از تولد را در روحیه کودک موثر می داند؛ ولی تربیت به معنای خاص آن و آموزش مفاهیم ساده دینی (مثل لا اله الا الله و …) بهتر است از دو سالگی آغاز شود.
  2. از آنجا که هفت سال اول دوره سیادت و حکمرانی کودک است، باید فرزند ضمن کنترل غیر مستقیم آزاد و رهاباشد. بنابراین در آموزش و تربیت فرزند روشهایی موثر است که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
مطلب مشابه :  تعریف اختلال‌ یادگیری‌ کودکان از منظر کمیته مشاوره ملی

الف.دوره سیادت (هفت سال اول) به هیچ وجه با اجبار و تحمیل تناسب ندارد. پس با اجبار و زور نمی توان به جایی رسید. و تنها ملاطفت و مهربانی همراه با صبر و حوصله ثمر بخش است.

ب. تأثیر زمان و مکان: در آموزش غیر رسمی و تربیت کودک باید بهترین زمان ها مثل زمان شادابی و خوشحالی کودک ـ نه خواب آلودگی و خستگی ـ و بهترین مکان ها مثل تفریح گاهها، محیط بازی و مهدهایی که همسن و سالهای کودک در آنجا حاضرند انتخاب شود.

ج. روش الگویی هماهنگ: یکی از موثرترین روشها انجام کار خوب توسط والدین است که کودک با مشاهده آن و تقلید از والدین با آموزه های دینی آشنا می شود. حسن این روش این است که فرزند دچار دوگانگی تربیت نمی شود که مثلاً از پدر بشنود دروغ بد است؛ ولی ببیند مادرش به او قول داده و دروغ گفته است. والدین باید در صورت تقلید کودک وی را مورد تشویق ـ مثل نوازش و … ـ قرار دهند.

د. تداعی معانی: یعنی مفاهیم دینی را با خاطره ای خوش همراه کنیم تا کودک با یاد آوری آن خاطره به یاد آن آموزه دینی بیفتد.

ه. روش های غیر مستقیم: مثل قصه، شعر، فیلم، کارتون، نمایش و … (فیلم و سی دی های مذهبی).

  1. تعادل و میانه روی و پرهیز از افراط و تفریط : افراط در آموزش و کمرنگ کردن بازی و تفریح کودک ضربه ای جبران ناپذیر بر روحیه او پیدا می کند. به عنوان مثال: حضرت آیت الله بهجت در دیدار حافظ پنج ساله قرآن ، محمد حسین طباطبایی (علم الهدی) با ایشان تأکید داشتند: او را به مسافرت زیاد ببرید و تفریح و بازی او را فراموش نکنید. البته همین افراط در بازی، محبت و … نیز مضر می باشد.

طبق منابع اسلامی، برای ما مسلّم و متقن است که میل به پرستش، نیایش، کمال طلبی و حقیقت جویی در کودک، فطری و درونی است. این موضوع را شواهد تاریخی (پرستش بت، خورشید، گاو و ساختن بهترین مکان ها برای معابد) و آیات و روایات تأیید می کند.

مطلب مشابه :  فروش موفق با ۲۶ راه حل منحصر به فرد

خداوند تبارک و تعالی در قرآن مجید، می فرماید: «فاَقِم وجهَکَ لِلدّینِ حنیفاً فطرتَ اللّهِ الّتی فَطَرالنّاسَ علَیها لا تبدیلَ لِخلقِ اللّهِ ذلکَ الدّینُ القَیِّمُ ولکنَ اکثرالناس لا تعلمون» (روم: ۳۰); پس روی خود به سوی دین حنیف کن که مطابق فطرت خداست; فطرتی که خدا بشر را بر آن فطرت آفریده و در آفرینش خدا دگرگونی نیست، این است دین مستقیم، ولی بیش تر مردم نمی دانند.اگر مشاهده می شود که گروهی از کودکان و نوجوانان نسبت به مسائل دینی ـ از جمله نماز ـ رغبت و تمایلی از خود نشان نمی دهند، این مربوط به عوامل محیطی است که فطرت کودک را از مسیر خود منحرف کرده است.

متأسفانه بعضی از والدین به دلیل عدم حساسیت و اهمیت نسبت به مسائل دینی و گاهی به دلیل سخت گیری ها و آموزش های غلط و عدم آشنایی آنان با سیره ائمّه اطهار(علیهم السلام)و روش های تربیتی، به گونه ای با کودک رفتار می کنند که آنان نسبت به مسائل دینی بی تفاوت، کم رغبت و بعضاً از آن متنفّر می شوند.

در دین اسلام، تأکید فراوان بر این مطلب می شود که اصول دین تقلیدی نیست، بلکه فرد باید با آگاهی و آزادی آن را بپذیرد. بنابراین، باید تلاش کنیم که کودک و نوجوان را به طریقی مثبت و ترغیب کننده، به دین دعوت نماییم و از افرادی که دارای مبناهای اعتقادی و فکری قوی هستند در این زمینه، کمک بگیریم. باید توجه داشته باشیم که کودک و به ویژه نوجوان، در مقابل برخوردهای آمرانه، مقاومت می کند .

دکتر زهرا مصطفوی نقل می کند: همسرم به دلیل عادت خانوادگی، دخترم را از خواب صبحگاهی بیدار می کرد و به نماز وامی داشت . امام (رحمه الله) وقتی از این ماجرا خبردار شدند ، برایش پیغام فرستادند که «چهره شیرین اسلام را به مذاق بچه تلخ نکن.» این کلام آن چنان مؤثر افتاد و اثر عمیقی بر روح و جان دخترم به جای گذاشت که بعد از آن خودش سفارش کرد که برای نماز صبح به موقع بیدارش کنم.

بدین روی، باید مطالب و مفاهیم آموزشی و دینی متناسب با سطح درک و قوای ذهنی و روانی متعلّمان باشد.

والدین و بزرگ سالان نباید توقّع داشته باشند که کودک آن ها سریع اهل عبادت و نماز شود. برنامه عادت دادن و آموزش آن ها به نماز باید بر اصل تدریج مبتنی باشد. کودک نباید یکباره بار سنگینی از وظایف دینی را بر دوش خود احساس کند و خود را به انجام آن موظف بداند . تکالیف سنگین و زودهنگام و خارج از طاقت و توان کودک ممکن است صدمه ای جبران ناپذیر بر اعتقادات دینی و مذهبی او وارد آورد.

[1] مصباح‏الشریعه، ص13

[2] بحارالأنوار ج2، ص31، ح20