نویسنده: 90

رشته حقوق-دانلود پایان نامه درباره ورشکستگی

د خریدی بالاتر یا فروشی نازل تر از مظنه روز کرده باشد یا اگر به همان قصد وسائلی که دور از صرفه است بکار برده تا تحصیل وجهی نماید اعم از این که از راه استقراض یا صدور برات یا به طریق دیگر باشد.
در ماده 1200 لایحه جدید قانون تجارت، قانون گذار به بیان موارد اجباری ورشکستگی به تقصیر پرداخته و دقیقاً موارد ماده541 را تکرار نموده است ( شایان ذکر است که پاره ای تغییرات ادبی و نگارشی اصلاح شده اما از نظر حقوقی تغییری صورت نگرفته است).
اقدام جدید قانونگذار در بحث ورشکستگی به تقصیر حذف نمودن موارد اختیاری ورشکستگی به تقصیر است. در ماده 1201 ل.ج.ق.ت که بیان می دارد:« تاجری که توقف او اعلام گردیده است در موارد زیر ورشکسته به تقلب اعلام می شود: 1- در صورتی که از تأدیه دیون نقدی خود متوقف باشد و مطابق مواد (890) و (891) این قانون رفتار نکند. 2- در صورتی که دفتر نداشته و یا دفاتر او ناقص یا بی ترتیب باشد ویا مندرجات صورت دارایی خود را به دقت تنظیم نکرده باشد مشروط بر اینکه مشمول ماده (1206) این قانون نباشد.»
همانطور که معلوم است این ماده همان قسمت 2 و3 ماده 542 ق.ت است با این تفاوت که در ابتدای ماده 1201 ل.ج.ق.ت عبارت « تاجری که توقف او اعلام گردیده است…..» که این ماده را مختص به تجاری میکند که توقف آنها احراز و حکم توقف نیز صادر شده باشد.
بر اساس ماده 543 قانون تجارت ورشکستگی به تقصیر جنحه محسوب و مجازات آن از 6 ماه تا سه سال حبس تأدیبی است. در لایحه جدید قانون تجارت در مورد مجازات ورشکستگی به تقصیر بیان می دارد که مجازات ورشکستگی به تقصیر حبس تعزیری درجه شش می باشد.
ج: ورشکستگی به تقلب
ورشکستگی به تقلب در مواردی است که تاجر مرتکب تقلب و کلاهبرداری شده و به این وسیله درصدد بر می آید، مقداری از اموال دیگران را از بین ببرد.(ستوده تهرانی،1390،199).
گاه ورشکستگی تاجر نتیجه اعمالی است که به نحوی جنبه متقلبانه دارد ویا تا حدودی نتایج آنها به زیان طلبکاران است. این اعمال قابل چشم پوشی نیستند و ومسئولیت و مجازات بازرگان ورشکسته را به دنبال دارد.
قانون تجارت در ماده 549 انجام برخی از اعمال را توسط تاجر متقلبانه محسوب کرده که انجام این اعمال موجب ورشکستگی به تقلب خواهد شد:
1-مفقود کردن دفاتر 2- مخفی کردن قسمتی از دارایی خود 3- از بین بردن قسمتی از دارایی خود به طریق مواضعه یا معاملات صوری 4- مدیون قلمداد کردن خود بوسیله اسناد و یا بوسیله صورت دارایی و قروض بطور تقلب به میزانی که در حقیقت مدیون نمی باشد.
در ماده 1206 لایحه جدید قانون تجارت که به تعریف ورشکستگی به تقلب پرداخته است تغییرات زیادی صورت نگرفته و فقط مقداری از لحاظ نگارشی به اصلاح ماده پرداخته شده است. تنها نکته حقوقی که قابل توجه می باشد این است که در ابتدای ماده 1206 ل.ج.ق.ت عبارت « هر تاجر متوقف…» را به کاربرده و این درحالی است که در ماده549 ق.ت عبارت « هر تاجر ورشکسته…» را به کاربرده است؛ احتمالاً این نیز یکی از موارد اهمیت دادن به نهاد توقف در لایحه جدید می باشد.
قانون تجارت در قسمت آخر ماده 549، مجازات ورشکسته به تقلب را به قانون مجازات اسلامی ارجاع داده است. به موجب ماده 670 ق.م ا مصوب 1375 « کسانی که به عنوان ورشکستگی به تقلب محکوم می شوند به مجازات حبس از یک تا پنج سال محکوم خواهند شد.».
ماده 1208 ل.ج.ق.ت بیان میدارد « کسانی که به ارتکاب جرم ورشکستگی به تقلب محکوم می شوند مجازات آنها حبس تعزیری درجه پنج است». قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 در ماده 19 مجازات درجه 5 را به صورت ذیل مشخص می نماید: «……. درجه 5_ حبس بیش از دو تا پنج سال، _ جزای نقدی بیش از هشتاد میلیون (80.000.000)ریال تا یکصد و هشتاد میلیون (180.000.000)ریال _ محرومیت از حقوق اجتماعی بیش از پنج تا پانزده سال – ممنوعیت دائم از یک یا چند فعالیت شغلی یا اجتماعی برای اشخاص حقوقی. – ممنوعیت دائم از دعوت عمومی برای افزایش سرمایه برای اشخاص حقوقی….»
شایان ذکر است که ماده 670 ق.م.ا مصوب 1392 تغیری ننموده و مجازات آن کمافی سابق 1 الی 5 سال است.
گفتار سوم: مقایسه ورشکستگی با اعسار و افلاس
در گذشته تفاوتی بین تاجر و غیر تاجر از لحاظ مقررات و اعمال مجازات وجود نداشت و از نظر جامعه، ورشکسته یا معسر و مفلس همگی دارای یک معنا بوده و فرد ورشکسته مجرم به شمار می رفت. تا اینکه با تحول قوانین بر اساس آموزه های اسلام با فرد مفلس یا معسر با رفأت و مهربانی بیشتری رفتار شد. به دلیل کاربرد کلمه مفلس، معسر و ورشکستگی این ذهنیت پدید آمده که این کلمات باهم مترادف هستند، لیکن با قانون گذاری های جدید آشکار شد که اگرچه درفقه این کلمات شاید مترادف باشند اما از لحاظ حقوق کنونی باهم تفاوتهایی دارند
بند اول: اعسار
واژه اعسار مصدر باب افعال از ریشۀ «عسر» به معنای فقیر شدن و نیازمندی است.(معین،1383) در اصطلاح حقوقی صفت کسی است که تاجر نباشد و به جهت کافی نبودن دارایی و یا دسترسی نداشتن به آن قدرت دادن بدهی‌های خود یا هزینه‌های دادرسی را نداشته باشد.(جعفری لنگرودی، 1386).
قانون 25 آبان 1310 اعسارو افلاس، اعسار را بشرح زیر تعریف کرده و مقرراتی برای آن وضع نموده:
«معسر کسی است که بواسطه عدم دسترسی به اموال و دارائی خود موقتاً قادر به پرداخت مخارج عدلیه یا محکوم به نباشد. ….».
قانون تجارت مصوب اردیبهشت ماه 1310 توقف یا ورشکستگی را خاص بازرگانان قرار داده و آنرا چنین تعریف کرده: « ورشکستگی تاجر…. در نتیجه توقف اواز تادیه وجوهی که بر عهده اوست، حاصل میشود »، در لایحه جدید قانون تجارت نیز ورشکستگی مختص به تجار می باشد و از غیر تاجر درخواست ورشکستگی پذیرفته نمی شود.
ماده 33 قانون اعسار مقرر می دارد که: « از بازرگانان، به استثنای کسبه جزء دادخواست اعسار پذیرفته نمی شود وبازرگان مدعی اعسار مکلف است برابر قانون تجارت دادخواست ورشکستگی بدهد».
همچنین قانون 25 آبان 1310 در ماده 34 صریحاً اعلام داشته که « از تاجر عرضحال اعسار یا افلاس پذیرفته نمیشود. تاجری که مدعی اعساریا افلاس باشد، باید مقررات قانون تجارب عرضحال توقف بدهد. »

مقا یسه توقف و اعسار :
بین ورشکستگی و اعسار تفاوتهائی وجود دارد که عبارتند از :
1 _ توقف و قواعد آن خاص تاجر است و اعسار و مقررات آن اختصاص به افراد غیر تاجر دارد.
2 _ ورشکستگی از طرف خود تاجر یا بستانکار یا دادستان اعلام می شود و حال آنکه اعسار فقط از طرف خود مدیون قابل اعلام است.
3- حکم توقف نسبت به تمام بستانکاران تاجر ورشکسته موثر میباشد ولی حکم اعسار فقط درباره بستانکاری موثر است که دعوی او اقامه شده.
4- ورشکسته از تصرف و مداخله در اموال خود محروم است ولی معسر چنین نیست.
5- پس از ورشکستگی مقررات تصفیه اجراء می شود ولی در اعسار چنین مقرراتی وجود ندارد.
6- ورشکستگی موجب محرومیت ازحقوق اجتماعی وسیاسی بازرگان است ولی اعسارچنین نتیجه ای ندارد.
7- تاجر ورشکسته تحت شرایط خاصی می تواند اعاده اعتبار کند ولی برای معسر مقررات خاصی جهت اعاده اعتبار در نظر گرفته نشده است.
و….
بند دوم: افلاس
قانون 25 آبان 1310 اعسار، افلاس را بشرح زیر تعریف کرده و مقرراتی برای آن وضع نموده:
«…… مفلس کسی است که دارائی او برای پرداخت مخارج عدلیه یا بدهی او کافی نیست»
افلاس در لغت : « مصدر باب افعال از ریشه (فلس) به معنای بی چیزی، نادار شدن، بینوایی، ناداری و پریشانی است»(انصاری و طاهری،1388 جلد اول)
پیش از تصویب قانون تجارت مصوب سالهای 1303 و1304 مقررات مخصوصی برای ورشکستگی بازرگانان وجود نداشت و اشخاصی که ناتوان در پرداخت دیون خود بودند، مشمول مقررات افلاس می شدند. به این صورت که با نظارت حاکم اموال فرد مفلس بین طلبکاران تقسیم می گردید. و مفلسی که بدون سوء نیت به افلاس دچار شده بود را بر اساس اصطلاح (المفلس فی امان الله) تحت حمایت حاکم قرار میگرفت تا از جانب طلبکاران آزاری به او نرسد. ولی در مواردی که مفلس با اعمال متقلبانه موجب ضرر دیان می شد مستحق مجازات بود.
گفتار چهارم: مراجع رسیدگی به امر ورشکستگی
در این گفتار به بررسی مراجع صالح به رسیدگی به امر ورشکسته به صورت تطبیق قوانین قبلی با لایحه جدید قانون تجارت خواهیم پرداخت.
ابتدا به بررسی دادگاه صالح( بند اول) و سپس به بررسی و ساختار اداره تصفیه امور ورشکستگی(بند دوم) خواهیم پرداخت.

بند اول: دادگاه صلاحیتدار

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

عدم توجه به صلاحیت دادگاه باطلی است که هیچگاه حق نمی شود (احمد متین دفتری) به نقل از( میهمان نوازان،31،1390)
تعیین دادگاه و مرجع صالح جهت طرح دعوی ورشکستگی امری مهم است که طبق روال سنتی این صلاحیت از دو حیث، ذاتی و محلی بررسی می شود.
الف: صلاحیت ذاتی
با توجه به قسم نخست ماده 415ق.ت که بیان می دارد « ورشکستگی تاجر به حکم محکمه بدایت در موارد ذیل اعلام می شود…..» دادگاه صالح را محکمه بدایت خوانده است که بعداً به دادگاه شهرستان تغییر یافت.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با تصویب قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 1373(ماده5) و قانون آیین دادرسی آن مصوب 1379(ماده21) که جایگزین قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1318 شد، رسیدگی به تقاضای صدور حکم ورشکستگی را از موارد صلاحیت دادگاه عمومی شهرستان محل اقامت تاجر ورشکسته شناخت.
ماده887 ل.ج.ق.ت فقط به ذکر کلمه « دادگاه محل اقامت» تاجر کفایت نموده و به تعیین عنوان دقیق دادگاه نپرداخته که به همین دلیل دادگاه عمومی را باید ملاک قرار داد.
نکته قابل توجه در لایحه جدید را باید در ماده 1251 آن جستجو کرد. این ماده بیان می دارد که:
« دعاوی ورشکستگی در شعب ویژه ای که به وسیله رئیس دادگستری هر شهرستان مشخص می شود مورد رسیدگی قرار می گیرد»
از ظاهر ماده این گونه برداشت می شود که نوعی حالت اختیار به روسای دادگستری شهرستانها در تشکیل این شعب اعطاء شده است. توجه قانونگذار به شعب ویژه برای ورشکستگی قابل توجه است لیکن اگر این قانون به جای شعب ویژه و ورشکستگی به تشکیل دادگاه مخصوص تجار و ورشکستگی می پرداخت و یا همین شعب ویژه ماده 1251ل.ج.ق.ت را به صورت اجباری و فراگیر اجرا می کرد بسیار مفید فایده واقع می شد.
ب: صلاحیت محلی
مشخص بودن دادگاه جهت رجوع و ثبت دعوی ورشکستگی توسط خود تاجر و بستانکاران بسیار حائز اهمیت است، لذا با تفکیک اشخاص حقوقی و حقیقی به بررسی صلاحیت محلی خواهیم پرداخت:
1: اشخاص حقیقی تاجر
در مورد شخص حقیقی تاجر مشکل چندانی وجود ندارد. در واقع ماده 413ق.ت که تاجر را مکلف کرده ظرف مدت 3 روز از تاریخ وقفه در تادیه دیونش مراتب را اعلام دارد- دادگاه مرجوع الیه را دادگاه محل اقامت او تعیین نموده است. بعداً، ماده 21 قانون آیین دادرسی مدنی، مصوب 1379 این صلاحیت را تایید کرده است.( ستوده تهرانی،45،1390)
به نظر می رسد دلیل انتخاب دادگاه محل اقامت تاجر ورشکسته، انسجام و تسریع در رسیدگی به ورشکستگی و نیز سهولت در تقسیم دارایی تاجر بین بستانکاران و نیز شناسایی راحتتر بستانکاران تاجر است.
بر طبق ماده 1002 قانون مدنی، اقامتگاه هرشخص عبارت از محلی است که شخص در آنجا سکونت داشته ومرکز مهم امور او نیز در آنجا باشد. اگر محل سکونت شخص غیر از مرکز مهم امور او باشد، مرکز امور او اقامتگاه محسوب است. در این صورت اگر تجار و کسبه محل کسب و کاررا در جایی غیر از محل سکونت خود قرار دهند، محل کارشان اقامتگاه قانونی آنها به شمار می آید.
در زمینه صلاحیت محلی در لایحه جدید قانون تجارت تغییری صورت نگرفته و به مثابه قانون تجارت

رشته حقوق-دانلود پایان نامه با موضوع رشد و بالندگی

مفاهیم اجتماعى و دوسویه است، یعنی این حسن رفتار باید دوسویه و متقابل باشد؛ هم از ناحیه مرد و هم از ناحیه زن. اگر موضوع معاشرت با پسوند خانواده موردنظر و گفتگو باشد، همان‌طور که در آیه ۱۹ سوره نساء آمد،ه به این معنى است که معاشرت به معروف ملاک رفتارى براى مردان تنها نیست و مقصود از «عاشروهنّ بالمعروف» هم‌زمان، تعیین ملاک و مبناى رفتارى شوهر با زن و زن با شوهر خویش است؛ پس مردان و زنان در رفتار متقابل خانوادگى و زناشویى از این زاویه که هر دو باید طبق معروف رفتار کنند، همسان و برابرند.
براساس ماده 110 قانون مدنی «زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با یکدیگرند» و در تعریف حسن معاشرت می‌گوید: حسن معاشرت به معنای خوش رفتاری و برخورد شایسته در حد متعارف است و معیار حسن معاشرت، عرف زمان ومکان سکونت زوجین است و معیاری در قانون پیش بینی نشده است. در آیه 19 سوره نساء آمده است «عاشروهن بالمعروف» یعنی با زنان خود حسن معاشرت در حدود متعارف داشته باشید. البته منظور این نیست که فقط مردان مکلف به حسن معاشرت با زنان هستند، چون در صدر اسلام مردان اغلب با زنان خود رفتار خشونت‌آمیز داشته‌اند. در آیه به مردان امر به حسن معاشرت شده است ولی حسن معاشرت در خانواده باید طرفینی باشد و ازاین جهت تفاوتی میان زن ومرد وجود ندارد همان طور که قانون مدنی تفاوتی بین زوجین قایل نشده است.
در تفسیر المنار می خوانیم: « در مفهوم معاشرت مشارکت و برابرى نهفته است‌، یعنى ای مردان با زنان بر اساس متعارف رفتار کنید ! و زنان نیز مى باید با مردان بر پایه معروف معاشرت داشته باشند» (رشیدرضا، 1995).
وهبه زحیلى از قرآن پژوهان و مفسران معاصر‌، به هنگام برشمارى حقوق شوهر بر زن‌، از حقوق برخورد و معاشرت به معروف یاد مى کند (زحیلی، 1412).
3-3- نگاهی به اصل معروف در سیره نبوی
اصل معروف از مهمترین اصول حاکم برخانواده می باشد که علاوه بر آیات قرآن در روایات نیز مورد توجه قرار گرفته است.
رسول خدا(ص) می فرماید «معروف و اهلش نخستین وارد بر بهشت و نخستین وارد بر من کنار حوض کوثر هستند». (حرعاملی، 1404) (انصاریان، 1379)
امام صادق(ع) نیز فرمودند: «برای بهشت دری است بنام معروف، از آن در جزء اهل معروف وارد نمی شوند و اهل معروف در دنیا، اهل معروف در آخرت هستند.» (حرعاملی، 1404)
رسول خدا(ص) هم چنین فرموده است «هر معروفی صدقه است».
کاربرد این اصل در سیره نبوی در سراسر زندگی پربرکت پیامبر خاتم(ص) عملاً در رفتار ایشان با همسر ایشان ترسیم شده است. حضرت در آخرین لحظات حیات خود وصایایی را خطاب به مردان جامعه می فرمایند:
«زنها را از خدا غافل مباشید و خدا را فراموش نکنید و درباره زنان نیکی کنید و حقوق آنها را ادا نموده و ظلم روا مدارید، اینان در خانه شما به سر می برند در کفالت شما هستند و با میثاق و پیمان الهی آنها را به همسری برگزیدید. اینک آن پیمان را از یاد مبرید».
نیز رسول خدا(ص) می فرماید: «کسی که زن می گیرد، باید او را احترام کند» (عسگری، 1383).
در سیره نبوی شاهد آن هستیم که پیامبر اسلام(ص) همسران خود را بسیار احترام و تکریم می کردند بخصوص برای حضرت خدیجه(س) احترام خاصی قائل بودند، چنانکه پس از مرگ آن بانوی بزرگوار نیز حرمت ایشان را نگه میداشتند و پیوسته از ایشان به نیکویی یاد می کردند و با خویشان و دوستان حضرت خدیجه رفتار بسیار احترام‌آمیزی داشتند.
در سیره نبوی شاهد موارد دیگری هم هستیم که رسول خدا(ص) در برخورد با همسرانشان رعایت نموده و به دیگران هم توصیه می نمودند. ایشان می فرمایند «بهترین و کامل ترین شما از نظر ایمان کسی است که علاوه بر اخلاق نیکو، با خانواده‌اش مهربان باشد. (علامه مجلسی، 1403)
امام صادق (ع) می فرماید: «محبت ورزیدن به همسران از جمله اوصاف پیامبران است.» (حرعاملی، 1404)، (نوری طبرسی، 1411)
حسن معاشرت به معروف مبتنی بر اصل مودت و رحمت است. مودت و رحمت زمانی حاصل می شود که زوجین عامل سکینه قلب و ایجاد امنیت روانی یکدیگر باشند. لذا زوجین باید برای یکدیگر حقوقی را با دیده فضل ترسیم نمایند و زیاده از حق به طرف مقابل خود اعطا کنند که این رمز بقای خانواده خواهد بود.
3-4- جایگاه حسن معاشرت در روابط زناشویى در قرآن کریم
واژه معروف 38 بار در قرآن آمده که 19 مورد آن به موضوع معاشرت مردان با زنان در محیط خانواده پرداخته و معروف را ضابطه و قانون کلى در معاشرت و روابط خانوادگى قرار داده است.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

از نگاه قرآن هر نوع رفتارى که در چارچوب معروف جاى گیرد‌، بایسته و ستوده و هر رفتارى که از این دایره بیرون باشد، ناپسند و نکوهیده است‌. قرآن مجید درباره رابطه زناشویی تعبیراتی جالب دارد. از جمله در آیه 21 سوره روم، هدف از از دواج را، کسب سکینه و آرامش زوجین از یکدیگر دانسته و تصدیق می کند که میان شما، رحمت و مودت قرار دادیم، تا بدین وسیله زمینه ایجاد‌. آرامش را به مخاطبین بازشناساند.
در آیه یاد شده، خانواده، بر مبنای اصل «مودت و رحمت»‌، حفظ آرامش و سکون، تفاهم و ایجاد زمینه رشد و بالندگی و ارتقای مطلوب و تقویت و تکمیل هر یک از زن و شوهر توسط دیگری شکل گرفته است‌. لذا هر گونه عملی که موجب القای تشویق و نگرانی، نابسامانی، اندوه، کینه و نفرت در خانواده باشد، از دیدگاه آفریدگار هستی، مذموم و مطرود شمرده شده است.
زن و مردی که به اختیار و اراده خویش با هم پیمان زناشویی می بندند، با تشکیل خانواده در جهت کسب سکینه و آرامش، اقدام می کنند. اما تشکیل خانواده به تنهایی کافی نیست؛ بلکه هر یک از افراد خانواده جدید در جهت حفظ اهداف خانواده و به منظور نیل به آرمان های مذکور، وظایف و مسؤولیت هایی را بر عهده دارند‌. کسب آرامش و همدلی، تربیت فرزندان صالح و بقای خانواده «نوع خاصی» از رفتار زوجین با یکدیگر را طلب می کند که در اصطلاح به آن «حسن» گفته می شود. (عظیم زاده، ۱۳۸۷).

رسول گرامی اسلام (ص) در این خصوص فرموده است : «کامل ترین مؤمنان ازحیث ایمان، خوش خلق ترین آنهاست. و شایسته ترین شما، آنهایی است که با زنهای خویش خوش رفتارند». (پاینده، ۱۳۶۴).
آن حضرت در مورد خوش رفتاری زنان در منزل نیز فرموده‌اند :«جهاد زن خوب شوهرداری کردن است.» (وسایل‌الشیعه، ابواب جهاد)
حسن معاشرت مفهوم قرآنی است که از آیه 19 سوره نساء و از عبارت «عاشروهن بالمعروف» گرفته شده است، یعنی با همسرانتان با اخلاق نیکو معاشرت کنید.
مفسران قرآن تعابیر مختلفی را برای مفهوم آیه بیان کرده‌اند. اما همه تفاسیر در جهت بیان مصادیق معروف، با عرف جامعه نقطه مشترک دارند از جمله صاحب مجمع‌البیان می فرماید: در مورد آیه شریفه چنین آمده است : «با آنان درآمیزد و حقوق ایشان، اعم از انصاف در قسمت، نفقه و خوبی سخن و رفتار مورد حکم شارع، ادا شود.» و نیز گفته‌اند «معروف» این است که مرد همسرش را نزند، سخن بد به او نگوید و با او گشاده رو باشد. (طبرسی، ۱۴۱۵). در المیزان می‌فرماید: «معروف» به کاری گویند که در جامعه مجهول نباشد و وقتی با امر معاشرت ضمیمه شود، به این معناست که با زنان به طوری معاشرت کنید که مرسوم و عرف است (طباطبایی، ۱۳۹۴).

3-5- معیارهای مؤثر در حسن معاشرت زوجین از منظر قرآن
3-5-۱- خدا محوری
در زندگی مشترک مطلوب قرآنی، معیار رفتارها، خواسته‌ها، برخوردها، نگاه‌ها و قضاوت‌ها … رضای خداوند است. درک حضور خداوند در زندگی بسیار پررنگ است به گونه‌ای که نه زن اجازه‌ی زن سالاری به خود می‌دهد و نه مرد اجازه‌ی مرد سالاری، بلکه آن چه حاکم بر زندگی آنان است رضایت الهی است. در زندگی‌ای که چنین معیاری اصل قرار گیرد اختلاف نظرها، سلایق، رفتارها در موقعیت‌های سخت و دشوار همه به سمت رضای الهی هدایت می‌شود نه به سمت خواسته‌های نفسانی که حاکی از خودخواهی و خودبینی است. «… وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَیُضِلَّکَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ …» زنهار از هوس پیروی مکن که تو را از راه خدا دور کند» (طبرسی، ۱۳۷۲)
این آیه ناظر و حاکم بر زندگی کسی است که منبع بخشش، رأفت، کرامت و عشق است که جز به عدالت و رأفت رضایت نمی‌دهد. در زندگی همسران اُسوه‌ی قرآنی حفظ این حریم به قدری اهمیت دارد که حتی وقتی تمایل به عفو و گذشت در بین این همسران است، باز مراقب هستند که با در نظر گرفتن حریم الهی باشد و هیچ چیز تحت لوای عشق، محبت و گذشت به این حریم آسیبی نرساند. به همین دلیل در داستان حضرت ایوب (ع) می‌بینیم زمانی که ایشان مریض هستند، به سبب خطای همسرشان سوگند یاد می‌کنند که اگر حالشان خوب شود، صد ضربه تازیانه به او بزنند، اما وقتی حالشان خوب می‌شود تصمیم می‌گیرند به پاس فداکاری‌ها و خدمات همسرشان او را ببخشند و به خاطر سوگندی که نام خدا در میان بود تأمل می‌کنند (طبرسی، ۱۳۷۲). با توجه به آخر آیه که می‌فرماید: «نعم العبد» و با توجه به سیاق آیه و «ولا تتّبع الهوی فیضلّک عن سبیل‌الله» می‌توان فهمید که حضرت به عنوان شخصی که در بلاها و آزمایشات سخت به عنوان صابری که هرگز به هوای نفس توجه نکرده‌اند در داستان مطرح هستند و آن چنان مثبت‌اندیش‌اند که همه‌ی این بلاها را از جانب خدا رحمت الهی می‌دانند، بنابراین می‌توان گفت به یقین خشم حضرت ایوب (ع) باید خشمی باشد در جهت خشم خدا نه در جهت هوای نفس تا کسب رضایت الهی حاصل شود و حفظ این حریم به جا آورده شده باشد. از طرفی اگر مسئله‌ی هوای نفس مطرح بود اصلاً سوگند ایشان نیازبه جامه‌ی عمل پوشاندن نداشت، ولی از آن جا که سوگند ایشان آگاهانه و در مسیر حفظ حریم الهی بود باید اجرا می‌شد، لذا خداوند فرمان می‌دهد «وَخُذْ بِیَدِکَ ضِغْثًا فَاضْرِب بِّهِ وَلَا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ » «یک بسته ترکه به دست بگیر و [همسرت را] با آن بزن و سوگند مشکن»، «درست است که زدن با یک دسته گندم با چوب‌های خوشه‌ی خرما مصداق واقعی سوگند او نبوده، ولی برای حفظ احترام نام خدا و عدم اشاعه قانون شکنی حضرت این کار را انجام داد»(مکارم شیرازی، ۱۳۷۴).
البته خداوند خطای این همسر را بیان نمی‌کند تا هم تأدب و هم نامبرده را احترام کرده باشد و هم این که شنوندگان را به حریم خصوصی این همسران وارد نکرده باشد و به علت رعایت احساسات این دو همسر (تمایل حضرت ایوب (ع) به بخشش و انتظار همسر ایوب به خاطر فداکاری در سخت‌ترین سال‌های زندگی مشترک) در اجرای حکم سوگند تخفیف می‌دهد و در پایان هر دو را از الطافش بهره مند می‌سازد: «وَوَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَهً مِّنَّا وَذِکْرَى لِأُوْلِی‌الْأَلْبَابِ» «و [مجدداً] کسانش را و نظایر آن‌ها را همراه آن‌ها به او بخشیدیم…».
3-5-۲- دست یافتن به تقوا
تقوا که همان پرهیزگاری و اطاعت از خداست عاملی مهم در رشد شخصیت انسان است. طی مدارج تقوا در مسیر کمال همه‌ی استعدادها و ارزش‌ها از جمله عشق، عدالت، عفو، محبت، خدمت، تعهد و مسئولیت پذیری و … را به طور هماهنگ رشد می‌دهد. به همین جهت خداوند در آیاتش انسان‌ها را به داشتن صفاتی که او را به تقوا نزدیک می‌کند تشویق می‌کند: «اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ». خداوند توصیه می‌کند که هوای نفس شما را به انحراف می‌کشد با عدالت می‌توانید مانع از انتقام و از بین رفتن حق شوید. بنابراین عدالت عاملی است که می‌تواند شما را به تقوا و پرهیزگاری نزدیک کند (طباطبایی، ۱۴۱۷) و در جای دیگر می‌فرماید: « وَأَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى…» و اگر ببخشید آن به تقوا نزدیک‌تر است». گرچه

رشته حقوق-دانلود پایان نامه با موضوع ».

تقوا در سیاق این آیه مطلق است، ولی با توجه به موضوعات مطرح در آیه و آیات مجاور قدر مسلم آن تقوای خانوادگی است و در امور خانوادگی صریح و در غیر آن ظاهر است، پس انسان‌ها باید در امور مربوط به خانواده، تشکیل آن و برقراری رابطه‌ی زن و شوهر، مدیریت خانواده، مراقبت از فرزندان و پرورش آن‌ها و … تقوا را پاس دارند(جوادی آملی، ۱۳۸۵). در این آیه خداوند مردم را به احسان و فضل نسبت به یکدیگر تشویق می‌کند تا افراد به آسانی از حقوق خود صرف نظر کنند و به همدیگر تخفیف دهند و سخت‌گیری نکنند(طباطبایی، ۱۴۱۷). به این ترتیب، در آیات مختلف خصلت‌ها و ارزش‌های انسانی را درجه‌ای برای کسب تقوا می‌داند پس متقی کسی است که به این خصلت‌ها آراسته شده و اهل تقوا رابطه اش با دیگران بر اساس رضایت الهی است، زیرا در رابطه اش با دیگران هوای نفس او حاکم نیست. بنابراین تقوا محور همه‌ی امور است و سایر ملکات نفسانی از جهت نزدیکی به تقوا تشویق می‌شوند(جواد آملی، ۱۳۸۵). وجود این معیار در زندگی همسران به قدری ضروری است که امام حسن به کسی که درباری ازدواج دخترش با او مشورت می‌کند می‌فرماید : « او را به کسی بده که اهل تقوا باشد که اگر او را هم دوست نداشته باشد به او ظلم نمی‌کند»(طبرسی، ۱۴۱۲). پس تقوا بهبود دهنده‌ی قطعی روابط است زیرا جایی برای ظهور ظلم باقی نمی‌گذارد .حضرت علی در این باره می‌فرمایند: التقوی مفتاح الصلاح »‌؛ « تقوا کلید درستی و صلاح است». به وسیله‌ی همین درستی و صلاح می‌توان سعادتمند و خوشبخت شد. (تمیمی آمدی، ۱۳۷۷).
3-5-۳- دستیابی به حیات طیبه
حیات طیبه یعنی زندگی پاکیزه از آلودگیها، ظلم‌ها‌، خیانت‌ها‌، عداوت‌ها‌، دشمنی‌ها‌، اسارت‌ها‌، ذلت‌ها و انواع نگرانی‌ها و هر گونه چیزی که آب زلال زندگی را در کام انسان ناگوار می‌کند(مکارم شیرازی، ۱۳۷۷). خداوند این زندگی را به زنان و مردان با رعایت شرایطی وعده داده است: «فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاهً طَیِّبَهً وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ »‌؛ «هر کس از مرد یا زن کار شایسته کند و مومن باشد قطعا او را حیات (حقیقی‌) بخشیم و مسلما به آنان بهتر از آنچه انجام می‌دادند پاداش خواهیم داد.» چون حیات طیبه را به دنیا و یا آخرت مقید نکرده می‌توان چنین استفاده کرد که مقصود از حیات طیب‌، حیات قلبی است که آن روح‌الحیات است و حیات حقیقی معنوی‌، حیات دل و قلب انسانی است‌. قلبی که مطمئن به ایمان گردیده و متصف به تقوا و دارای عمل صالح شد چنین کسی متمکن گردیده و حیات حقیقی دارد، علاوه بر این بیشتر مفسران معتقدند این حیات در دنیاست نه در آخرت برای اینکه حیات آخرت در آخر آیه «و لنجزینهم اجرهم باحسن ما کانو یعلمون » ذکر شده است. (زمخشری، ۱۴۰۷).
این حیات که به شرط عمل صالح است‌، مفهوم وسیعی دارد و در صورتی که متصف به ایمان باشد شامل همه‌ی فعالیت‌های مثبت و سازنده در هر زمینه می‌شود. چون ایمان‌، آفت‌های منت گذاری‌، تقلب و خود بینی را از عمل دور می‌کند‌. حیات طیبه در روابط همسران و زندگی مشترک آنان آثار بسیاری دارد که از آن جمله:
الف) دیده‌ی زیبابین
کسانی که به چنین حیاتی رسیده‌اند دیده‌ای زیبابین دارند و از دریچه‌ای نگاه اینان هیچ چیز غیر زیبا وجود ندارد و همه چیز زیبا و جمیل است جز آن کارهایی که رنگ نافرمانی خدا را به خود گرفته (طباطبایی، ۱۴۱۷). اینان هستی را از چنین منظری به تماشا می‌نشیند «الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنسَانِ مِن طِینٍ » «همان کسی که هر چیزی را که آفریده است نیکو آفریده …. ». در نتیجه چنین نگاهی است که وقتی به چیزی بنگرد نقاط مثبت آن را می‌بیند.
از آنجا که روش این افراد در زندگی خانوادگی‌شان هم به همین صورت است‌، لذا نقاط منفی همسرشان آن چنان در نظرشان بزرگ جلوه نمی‌کند که دیگر جایی برای دیدن نقاط مثبت نماند. بلکه برعکس‌، این دید باعث میشود که در خطاها و کارهای ناخوشایند همسرشان، ابتدا نقاط مثبت در نظرشان جلوه گر شود و در نتیجه برخوردی کریمانه‌تر از خود نشان دهند‌. برای نمونه حضرت هود با وجود اینکه همسرشان با دشمنان آن حضرت همکاری می‌کرد و سخت‌ترین مخالفت‌ها و آزارها را از ناحیه او می‌دیدند نه تنها با وی معاشرتی نیکو داشتند‌، بلکه دیدی زیبا به این آزارها داشته و آنها را در قالب رحمت می‌دیدند‌. حضرت هود‌، همسری بد داشت ولی بقای او را از خدا درخواست کرد (صدوق، ۱۴۱۳).
ب) سلامت روان
با توجه به مطالب مذکور‌، حیات طیبه حیات و سلامت قلب است، قلبی که به واسطه‌ی ایمان به خداوند متصل شده‌، ظرف عشق و محبت می‌شود و از گزند آفات مصون می‌ماند‌. در اثر این سلامت روح سایر اعضای انسان نیز از این سلامت بهره مند می‌شوند. حضرت محمد می‌فرمایند: «فی الانسان مضغه اذا هی سلمت و صحت سلم بها سائر الجسد فاذا سقمت بها سائر الجسد و هی القلب»‌؛ «در انسان پاره گوشتی است که اگر سالم و صحیح باشد بقیه جسد سالم و اگر بیمار باشد سایر اعضا و جوارح بیمار است و آن پاره گوشت جز قلب چیزی نیست (محمدی ری شهری، ۱۳۸۳).

وقتی همسری به این مرحله از سلامت برسد آن چنان روح و روانی سالم دارد که با کوچک‌ترین مسئله‌ی ناگوار ناراحت نشده و لحظات زندگی را به تباهی نمی‌کشاند‌. حتی اگر در حال فقر و فاقه و امراض جسمانی باشد روح او باز و قلب وی به نور ایمان روشن است‌. ناملایمات چندان به وی زحمت نمی‌دهد (اصفهانی، ۱۳۶۱).

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

از این رو وقتی که از حضرت علی درباره‌ی حیات طیبه سوال می‌شود می‌فرمایند: «آن قناعت است»‌. «قناعت یکی از لوازم سلامت روان است اگر همه‌ی دنیا را به انسان بدهند‌، ولی روح قناعت را از او بگیرند در آزار و رنج به سر می‌برد (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴). بنابراین می‌توان پی برد که مهم‌ترین دستاوردهای حیات طیبه رسیدن به بالاترین مفاهیم سلامت و بهداشت روان است‌. چنین همسری منبع خیر و برکت برای همه‌ی اعضای خانواده و حتی سایرین است .
ج) روابط متعالی

همسرانی که به این حیات رسیده‌اند رابطه شان بر اساس رشد و اصلاح است و اختلاف‌ها به سمت سازندگی هدایت می‌شود و هرگز در اختلافات منفعت طلبی و عدم عدالت حکم فرما نیست‌. قرآن کریم اززبان صاحبان حیات طیبه بیان می‌کند که «وَ مَا أُرِیدُ أَنْ أُخَالِفَکُمْ إِلَى مَا أَنْهَاکُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِیدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِیقِی إِلاَّ بِاللّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ أُنِیبُ » « من نمی‌خواهم در آنچه شما را از آن باز می‌دارم با شما مخالفت کنم‌. من قصدی جز اصلاح‌، تا آن جا که بتوانم ندارم». به عبارتی آیه اشاره دارد به اینکه مورد نظر و توجه من دنیای شما نیست(اصفهانی، ۱۳۶۱). من طمعی نسبت به شما ندارم و به فکر منفعت طلبی خود نیستم. نکته دیگر اینکه مخالفت با حرف «الی» متعدی شده در حالی که بر حسب قاعده این فعل با حرف «فی» متعدی می‌شود‌. پس مخالفت در اینجا علاوه بر معنای لغوی متضمن معنای دیگری که آن معنا همیشه با حرف «الی» متعدی می‌شود نیز هست‌، نظیر میل کردن و امثال آن .در نتیجه معنای آیه چنین می‌شود: من نمی‌خواهم با شما مخالفت نموده به آن چیزی که شمارا از آن نهی کرده‌ام متمایل می‌شوم و با بیان عدالت‌، رابطه را به سمت آرامش و امنیت هدایت می‌کند. (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴)
3-6- جلوه‌های رفتاری همسران اسوه‌ی قرآنی
رفتارها و برخوردهای این همسران جلوه‌هایی از تدبیر و درایت و عشق و صمیمیت است که می‌تواند راهنمایی مناسب جهت سعادتمند شدن همسران باشد .
3-6-۱- بیان زیبا
شیوه‌ی سخن گفتن نوع بیان در نحوه‌ی برقراری ارتباط بسیار مؤثر است الفاظ خوب و مناسب می‌تواند همسر را به سمت صلح و پذیرش بکشاند و یک لفظ نامناسب می‌تواند شخص را عصبی و فضا را آماده‌ی بحث و جنجال کند. خداوند نیز امر می‌کند بر پایه احسن با یکدیگر سخن بگویید و از آن جا که معیار حاکم بر زندگی این همسران کسب رضایت الهی است‌. محور سخن گفتن آنها هم «قولوا للناس حسنا» است‌. هر چند که همسران بسیاری از آنها هیچ نقطه‌ی اشتراکی با ایشان نداشته‌اند‌، اما باز آنها این اصل را رعایت می‌کردند‌. هر چند تحمل وجود شخصی که نقطه‌ی اشتراکی از نظر فکر و عقیده با انسان ندارد و حتی نقطه مقابل افکار و عقاید شخص است بسیار مشکل است و چه بسا راحت‌تر این است که شخص را اصلا مخاطب قرار نداد چه رسد به اینکه در بیان کلام متناسب با حالات و روحیات او سخن بر زبان آورد‌، با وجود این همسران در سخن گفتن بسیار مراعات می‌کردند تا مطابق با حالات و روحیات همسرشان جملات را بر زبان آورند‌. نمونه‌ی این بیان احسن و زیبا در کلام حضرت آسیه همسر فرعون است‌، بانویی که با همسری زندگی می‌کرده است که نه تنها خود را از زنش برتر می‌دید بلکه خود را از همه مردم برتر و بزرگ‌تر می‌دید و ادعایی بس بزرگ داشت‌؛ «فَقَالَ أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلَى ». از طرفی رفتارهای فرعون به قدری ظالمانه بود که قلب این بانوی بزرگ را به درد آورده بود به گونه‌ای که از خداوند چنین درخواستی می‌کند: «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِینَ آمَنُوا اِمْرَأَهَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِندَکَ بَیْتًا فِی الْجَنَّهِ وَنَجِّنِی مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ » ولی همین بانو وقتی همسرش را مخاطب قرار می‌دهد چقدر دقیق و آگاهانه از کلمات استفاده می‌کند: «وَقَالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَیْنٍ لِّی وَلَکَ لَا تَقْتُلُوهُ عَسَى أَن یَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ » این کودک نور چشم من و تو خواهد بود او را مکشید. شاید برای ما سودمند باشد یا او را به فرزندی بگیریم …».
ابتدا از واژه‌ی «لا تقتلوه » استفاده نمی‌کند که در همان ابتدا مخالفت امر همسرش صحبت کرده باشد؛ بلکه ازواژه‌هایی استفاده می‌کند که انرژی مثبت داشته باشد: «قرت عین : که به معنای وسط چشم کنایه از سرور یا کنایه از آرامش پس از اضطراب است (گنابادی، ۱۴۰۸). بعد بلافاصله می‌گوید: “لی ولک” به این ترتیب خود را کنار همسرش قرار می‌دهد و در جمله «ینفعنا» با گفتن «ینفع» بیانش را به اهداف شوهرش نزدیک می‌کند و به عبارتی می‌گوید این کارهای تو تدبیری برای آینده است (کشتن نوزادان) ولی شاید حفظ همین کودک منفعت و تدبیری را که به دنبالش هستی را به همراه آورد و تو را به هدفت برساند و به دنبال آن از ضمیر «نا» استفاده می‌کند که این ضمیر تفریق من و تو را از بین می‌برد و حاکی از یک بیان عاطفی است و در نهایت با توجه به خصوصیات روحی همسرش که همان طمع است و نمونه‌ی بارز این طمع را در شیوه‌ی حفظ تاج و تختش با کشتن نوزادان به نمایش می‌گذارد؛ اینگونه سخنش را به اتمام می‌رساند: «اونتخذه ولدا ». علت بیان این عبارت این بود که فرعون فرزند نداشت و می‌خواست از این راه او را به طمع اندازد؛ به این ترتیب حضرت آسیه با کمال ملایمت و عقلانیت همسرش را با نظر خود همراه و موافق می‌سازد. (طبرسی، ۱۳۷۲)
3-6-۲- برخورد با تنگناهای زندگی
در زندگی هر کس مشکلات و موانعی ناخوشایند وجود دارد. نوع برخورد همسران با این مشکلات در روابط و فضای حاکم بر زندگی شان تأثیر گذار است‌. اگر انسان در مشکلات صبر لازم و توکل و ارتباط با خدا را داشته باشد آن وقت روحش به آرامش خواهد رسید‌. « الَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ». در نتیجه این آرامش، رفتاری منطقی و حکیمانه خواهد داشت و دیگر به دنبال مقصر نمی‌گردد و خود را مبری نمی‌بیند و منصفانه قضاوت خواهد

رشته حقوق-دانلود پایان نامه با موضوع »‌؛

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

کرد. نمونه‌ی بارز این رفتار در دعای حضرت زکریا است که می‌فرماید :« قَالَ رَبِّ إِنِّی وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّی وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَیْبًا وَلَمْ أَکُن بِدُعَائِکَ رَبِّ شَقِیًّا وَإِنِّی خِفْتُ الْمَوَالِیَ مِن وَرَائِی وَکَانَتِ امْرَأَتِی عَاقِرًا فَهَبْ لِی مِن لَّدُنکَ وَلِیًّا »‌، « پروردگارا‌، من استخوانم سست گردیده و (‌موی سرم‌) از پیری سپید گشته و‌ای پروردگار من هرکز در دعای تو ناامید نبوده ام و … زنم نازااست …. ». « وهن» به معنای ضعف و نقصان نیروست‌. اگر این ضعف را به استخوان هایش اختصاص داده برای این است که آدمی تمامی حرکات و سکون‌هایش بر آن قرار دارد و جمله « و اشتغل‌الراس شیبا » که بیانگر سفیدی موهاست (طباطبایی، ۱۴۱۷). بدین ترتیب حضرت ابتدا ضعف و ناتوانی خود را بیان می‌کند و بعد در رابطه با همسرش صحبت می‌کند از استعمال فعل (‌کانت‌) بر می‌آید که همسر او از جوانی نازا بوده است‌، اما هرگز از این بابت خم به ابرو نیاورده و حاضر نشده است که همسر دیگری در کنار او اتخاذ کند بلکه در مقام مناجات هم که تنها او و خدایش حضور دارند و همسرش غایب است حرمت او را پاس می‌دارد و چنین نمی‌کند که ابتدا به عیب اساسی او اشاره کند و سپس پیری خود را مطرح سازد‌. بلکه از شرح ناتوانی خویش شروع می‌کند. سپس به عقیم بودن همسرش اشاره می‌کند تا در این دعا او را هم مطرح و سهیم ساخته باشد و هم به شأن او جسارت و عیبش را بزرگ نکرده باشد‌. این نوع برخورد از هیچ انسانی سر نمی‌زند مگر از کسی که می‌داند مسبب‌الاسباب تنها خداست‌، اوست که قادر مطلق است‌، عقیم می‌سازد و نیز می‌تواند عقیم را بارور سازد و چون این فعل در حیطه‌ی اختیار بشر نیست نباید به واسطه‌ی نداشتن آن کسی را سرزنش یا باعث اذیت و آزار او شد (گرجی، ۱۳۷۶).
بنابراین اگر زندگی مشترک بر مبنای محورهای الهی باشد همسران در سختی‌ها و مشکلات زندگی فقط خودشان را نمی‌بینند بلکه مراقب هستند تا در این شرایط سخت خدشه‌ای به روح و جایگاه دیگری وارد نشود.
3-6-۳- برخورد با خطاهای همسر
انسان‌ها از خطا و اشتباه مبری نیستند‌، در زندگی مشترک اثر خطاها و اشتباهات همسران متوجه یکدیگر می‌شود و گاه خطایی باعث می‌شود حقی از دیگری پایمال شود. در چنین مواقعی نوع برخورد همسر در برابر آن خطا بسیار مهم است‌. دریک زندگی مشترک برخورد صحیح با خطاها بسیار حکیمانه است هر چند که این خطا نابخشودنی باشد.

نمونه‌ی بارز این برخورد در این آیه مشاهده می‌شود :« وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِیثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَن بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَکَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ »‌، «و چون پیامبر با یکی از همسرانش سخنی نهانی گفت و همین که وی آن را (‌به زن دیگر‌) گزارش داد و خدا (‌پیامبر‌) را بر آن مطلع گردانید (‌پیامبر‌) بخشی از آن را اظهار کرد و از بخشی (‌دیگر‌) اعراض نمود. پیامبر با در میان گذاشتن راز خود با همسرشان «خواستار این بود که زندگی خانواده‌اش تجسم عینی « هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ » باشد و راز مهمی را با او در میان می‌گذارد هر چند که همسر پیامبر از عهده‌ی این رازداری برنیامد. این خطای افشای راز‌، نوعی خیانت محسوب می‌شود. حضرت علی می‌فرمایند: «الاذاعه خیانه»‌؛ فاش کردن راز خیانت است» (خوانساری، ۱۳۷۵). بنابراین افشای راز خطای کم اهمیتی نبوده به خصوص در مورد کسی که شخصیت اجتماعی او متعلق به عالم بشریت و جهانی است‌؛ چه بسا این خطا می‌توانسته دست آویزی مناسب برای دشمنانش باشد‌، اما زمانی که پیامبر از این خطا مطلع می‌شوند‌، چنان بزرگوارانه با او رفتار می‌کنند‌، که حتی حاضر نشدند تمام رازی را که همسرشان افشا کرده به رخ او بکشند و به قسمتی از آن اشاره می‌کنند تا هم او احساس شرمندگی کمتری کند و هم خود را به تغافل زنند و از خطایش درگذرند. (گرجی، ۱۳۷۶).
این در حالی است که این ماجرا در قلب پاک پیامبر و روح عظیم او تأثیر منفی گذاشته تا آنجا که خداوند به دفاع از او پرداخته و با اینکه قدرت خودش از هر نظر کافی است حمایت جبرئیل و صالح مومنان‌، ملائکه را هم اعلام می‌کند: «…. فان الله هو و مولاه و جبرئیل و صالح المومنین و الملائکه بعد ذلک ظهیر »‌؛ « در حقیقت خدا خود سرپرست اوست و جبرئیل و مومنان صالح (‌نیز یاور اویند‌) و گذشته از این فرشتگان (‌هم پشتیبان او خواهند بود» (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴).
3-6-۴- ایثار و گذشت

ایثار بالاترین مرتبه از خود گذشتگی است ‌. در ایثار انسان از نیاز ضروری خود به نفع دیگری می‌گذرد و دیگری را بر خود مقدم می‌شمارد. ایثار از خصایص مهم حیاتی در زندگی همسران جهت رسیدن به آرامش است و این مهیا نمی‌شود مگر با «مودت و رحمت » رحمت فراتر از مودت است زیرا که در رحمت ایثار بدون چشم داشتی هست‌. این امر راحتی نیست مگر اینکه انسان به منبع رحمت و عطوفت متصل باشد. آن هنگام ایثار جزء لاینفک زندگی او خواهد شد و خالصانه ایثار می‌کند و این در زندگی حضرت زهرا و حضرت علی کاملا مشهود است‌؛ لذا کاستی‌ها و کمبود‌های زندگی فضای زندگی آنها را تیره و تار نمی‌کند. صحنه زیر بیانگر نمونه‌ای از ایثار عاشقانه آنهاست: حضرت علی درخواست غذا می‌کند‌. حضرت زهرا می‌فرماید : «والذی عَظّم حقّکَ ماکان عندنا منذ ثلاث اِلّا شی آثرتک به»‌؛ «سوگند به خداوندی که حق و قدر تو را بزرگ شمرد، سه روز است که غذای کافی در منزل نداریم و همان مقدار ناچیز خوراکی را به شما بخشیدم و خود گرسنگی را تحمل کردم (مجلسی، ۱۴۰۴). بسیار جالب است که حضرت در مدت سه روز به گونه‌ای برخورد کرده است که همسرش متوجه این کمبود نشود و زمانی که به ناچار باید مسئله را مطرح کند و در بیانش بسیار مراعات حال همسرش را می‌کند‌. کلماتش سرشار از احترام است (‌عظم حقک‌) .در کلامش بویی از سرزنش و منت احساس نمی‌شود‌. ایثار در زندگی این خانواده آنچنان رخنه کرده که نه تنها در مقابل یکدیگر بلکه در برابر دیگران هم ایثار می‌کنند: « وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنکُمْ جَزَاء وَلَا شُکُورًا »‌؛ و به (‌پاس‌) دوستی (‌خدا‌) بینوا و یتیم و اسیر را خوراک می‌دادند‌. ما برای خشنودی خداست که به شما می‌خورانیم و پاداش و سپاسی از شما نمی‌خواهیم …». این اطعام کردن آنها توام با ایثار در هنگام نیاز و اشتهای شدید به طعام است (‌علی حبه )‌. با وجود این می‌گویند : « به خاطر این طعام هیچ چشم داشتی به پاداش شما و حتی تقدیر و تشکر نداریم »‌؛ « لا نرید منکم جزاء و لا شکورا » (طباطبایی، ۱۴۱۷؛ مکارم شیرازی، ۱۳۷۴).
به عبارتی می‌گویند به کسی نخواهیم گفت که افطار سه روزه خود را به شماها دادیم و آبروی شما را نمی‌ریزیم و بر شما منت نمی‌گذاریم. ویژگی ایثار آنان این است که در عین شدت نیاز دیگری را بر خود مقدم می‌دارند و به گونه‌ای ایثار می‌کنند که طرف مقابل احساس شرم نکند‌. انفاق آنان آن قدر خالصانه است که حتی به دنبال جواب تشکر نیستند

رشته حقوق-دانلود پایان نامه با موضوع روابط زناشویی

خواهد شد.
هر مردی که زنش را بیش از سه بار بزند خداوند او را در قیامت در حضور همه خوار و رسوا می سازد. مردی که همسرش را کتک بزند باید او را قصاص نمود. (محدث نوری،1408).
نشوز مرد:
در صورتی که مرد حقوق مادی، عاطفی و جنسی زن را اداره نکند به تعبیر قرآن دچار نشوز شده است و همسرش باید از راه مطالبه حقوق خود و موعظه و نصیحت او مرد را به انجام مسئولیت های خانوادگی وادارد. دومین مرحله استفاده از متخصصان خانوادگی برای مشاوره و حکمیت است تا به حل مشکل کمک کنند. و سومین مرحله مراجعه به مراجع قانونی و احیای حقوق است اما در عین حال قرآن به زن و مرد توصیه می کند که با همدیگر مصالحه کنند.
غذا درمانی
حضرات معصومین (علیهم السلام) برای درمان ضعف جنسی که نوعی بیماری است راه حل های درمانی برای تقویت رفتارهای جنسی ارائه نموده و معمولاً افراد را به خوردن برخی میوه‌ها و غذاهائی توصیه می کردند که می توانست به تقویت قوای جنسی آن‌ها بینجامد و مشکل آن‌ها مرتفع گردد و با این توصیه های درمانی استحکام بخش نهاد خانه و خانواده بوده اند.
حکمیت و شقاق
در صورت اختلاف در خانواده تشدید ناسازگاری زن و مرد که با مخالفت و عدم روابط عاطفی و جنسی همراه باشد. قرآن این وضعیت را به شقاق یعنی قهر و دشمنی کردن و زوجین تعبیر نموده است که در این حالت توصیه می شود دو داور از بستگان زن و مرد انتخاب شوند تا به اختلاف‌ها رسیدگی نموده و نسبت به اصلاح بین زوجین و تحکیم روابط خانوادگی آن‌ها اقدام نمایند.(نساء / آیه 35)

نتیجه گیری:
قرآن شناسی و تقیّد به قرآن درمانی و توجه به راهبردها و راهکارهای درمانگر قرآن در نهاد خانه و خانواده و عناصر فعال در این نهاد بایستی مورد باور جدی جامعه اسلامی ما قرار گیرد. بر این اساس به حل و فصل یک موضوع مهم و حیاتی در استمرار و سلامت بخشی نهاد خانه و خانواده پرداخته ایم و راهکارهای درمانی قرآن را برای کیفیت بخشی به روابط عاطفی و جنسی زوجین به عنوان یکی از زمینه های کمال یابی و ارتقاء شخصیتی زوجین مطرح ساخته ایم بر همه ما فرض است که با تبعیت محض از احکام و فرامین قرآن به عنوان کتاب زندگی به ساماندهی نهاد خانه و خانواده بپردازیم تا خانه های ما جایگاه پرورش و تربیت انسان های سالم، صالح و کارآمد گردد. در این مقاله ابتدا به روابط عاطفی و جنسی به عنوان یکی از ابعاد زندگی مشترک انسانی پرداخته شده و اهداف قرآن در این ارتباط شامل ارضاء مشروع، آرامش روانی، امنیت اجتماعی، سلامت جسمانی و رشد و کمال یابی و تربیت فرزند مطرح گردیده و آن گاه زمینه های نشوز و سپس شیوه های درمانی قرآن به صورت کلی شامل انتخاب همسر شایسته، آموزش‌ها و مهارت های بینشی و سلامت بخشی و اصلاح رفتارها و راهکارهای کاربردی شامل موعظه، ترک بستر و تنبیه مشروط و خفیف ارائه و همچنین موعظه، مشاوره و مراجعه به مراجع قانونی و غذا درمانی و حکمیت به عنوان راهکارهای اصلاحی در نشوز و شقاق زوجین مطرح گردیده است.
فصل سوم
حسن معاشرت از منظر قرآن، فقه و حقوق

مقدمه
حیاتی‌ترین عضو تشکیل دهنده پیکره جامعه خانواده است که سلامت و قوام جامعه در گرو سلامت آن است در شریعت مقدس اسلام خانواده نهادی است مقدس قرآن کریم به خانواده نظری خاص داشته آیات زیادی از قرآن به بحث از خانواده و چگونگی تعامل میان زوجین و تکالیف هر یک از افراد خانواده پرداخته است. از جمله مسائل مورد توجه در روابط زوجین نحوه معاشرت آنهاست. زن و مردی که به اختیار خویش پیمان زناشویی‌می‌بندند به تعبیر قرآن در جهت رسیدن به سکینه و آرامش هستند و معاشرت به معروف از لوازم رسیدن به آرامش است که باعث دوام و قوام زندگی مشترک و شیرین شدن آن برای هر یک از زن و شوهر خواهد بود.
خداوند در آیه 19 سوره نساء «عاشروهن بالمعروف» فرمان معاشرت شایسته و رفتار انسانی مناسب با زنان را صادر‌می‌کند و دستور میدهد با آنان براساس معروف زندگی کنید، معروف یعنی هر چیزی که عقل و قرآن و روایات آن را به رسمیت شناخته و مورد پسند قرار دهد.
مفسران قرآنی در بیان منظور این آیه دو گروه هستند. گروهی معتقدند «عاشرومن بالمعروف» فقط در برگیرنده رفتار پسندیده با همسر است. ولی برخی دیگر معتقدند این عبارت علاوه بر رفتار پسندیده شامل ادای حقوق جسمی و تأمین هزینه زندگی‌می‌شود. در نتیجه برای فهم بهتر این آیه باید بیشتر به آن پرداخته شود. فهم درست این اصل و قاعده رفتاری قرآنی که در واقع یک نظام رفتاری را در خود جا داده است نیازمند تأمل در معاشرت و حوزه معنای آن است.
3-1- حوزه معنایی عرف
واژه عرف در لغت معانی متعددی دارد، از جمله به معنای، تتابع، اتصال، آرامش، سکون و… آمده است‌؛ اما معنای مورد نظر ما طبق موضوع مقاله، شامل امری است که میان مردم معمول و متداول باشد، خواه امر شناخته شده از امور تکوینی باشد مانند زمین بلند که از دور بتوان آن را شناخت، یا از نوع آداب و رسوم و عادات شایع میان مردم، که برای آنها شناخته شده باشد(دهخدا، ۱۳۷۷).
طبق معنای لغوی‌، مواردی شامل عرف می شود که اولا- جستجو برای شناسایی آن ضرورت ندارد، بلکه خود آشکار و هویداست‌؛ ثانیاً- فرد خاصی برای ایجاد آن تلاش نکرده است‌؛ بلکه جامعه در سیر تطور تاریخی خود آن را به دست آورده است و قابل فهم همگان است‌. تعاریف متعددی از «عرف» در آرای اندیشمندان مسلمان به عمل آمده که اهم آن عبارتند از:
1- شیخ طبرسی :
عرف ضد نکر است، عرف مثل معروف و عارف است و آن هر خصلت ستوده شده ای است که عقل درستی آن را تأیید می کند و نفس به آن اطمینان می یابد.(طبرسی، 1415)
2- محمد غزالی :
عرف و عادت اموری هستند که از عقول مردم سرچشمه گرفته‌اند و سرشتهای سالم پذیرای آن می باشند.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

3- علامه طباطبایی:
عرف هر امری است، که مردم در مجتمع خود آن را بشناسند و آن را انکار نکنند. (طباطبائی، 1363)
بدینسان معروف با پیشوند معاشرت را‌می‌توان از شیوه رفتاری پسندیده از منظر عقل، شرع توصیف کرد.
بنابراین از تعاریف فوق نکاتی را در می یابیم: 1- عرف جنبه اجتماعی دارد و توسط توده مردم شکل می گیرد؛ 2- عرف مورد قبول جامعه، باید از سرشت و طبیعت سالم افراد آن جامعه نشأت گرفته باشد؛ 3- عرف به عنوان خصلت ستوده شده نزد مردم، از حکم عقل بیگانه نیست‌. معروف همچنین به معنای عملی که افکار عمومی آن را بشناسند و با آن مأنوس باشند‌، تعریف شده و به عبارت دیگر، معروف همان چیزی است که متضمن هدایت عقل، حکم شرع، فضیلت و سنت های حسنه است و چون اسلام شریعت خود را بر اساس خلقت و فطرت بنا نهاده، پس معروف همان چیزی است که مردم، آن را معروف بدانند‌؛ البته مردمی که از راه فطرت دور نشده‌اند. (معروف آن چیزی است که با فطرت مردم عجین شده است.) (طباطبایی، ۱394).
عملی که در جامعه، به صورت خوی و رفتار عادی درآمده و مورد قبول عامه مردم قرار گرفته، ممکن است متعادل باشد و یا راه افراط و تفریط بپیماید‌. در جایی که عرف، بیانگر رفتار و عمل پسندیده عموم مردم باشد و با فطرت انسان منطبق باشد، مصادیق عرف و معروف با هم یکی می گردد و مهم‌ترین شرط تحقق انطباق با معروف این است که جامعه، از عوامل تشنج زا دور باشد‌. در نتیجه انطباق عرف با معروف را چنین می توان توضیح داد که، عمل مطابق با عرف یا معروف آن است که شریعت آن را مشخص نکرده، بلکه قابلیت های موجود در هر جامعه‌ای، تعیین‌کننده آن است‌؛ البته جامعه ای که از سلامت فکری برخوردار است‌. لیکن وقتی در شریعت به معروف، امر شده‌، فراتر از معمول را خواهان است که عبارت از خصلت های ستوده شده مردمی است‌. عرف و معروف با حکم عقل بیگانه نیست، لیکن شناسایی معروف لا زم است چرا که هر عملی که میان مردم رواج دارد، معروف نیست. پس باید گزاره های مهم معروف را شناخت که در این صورت شناسایی معروف بسیار سهل می گردد. یکی از گزاره های آن منطبق بودن با فطرت سلیم مردم می باشد و گزاره دیگر که به شناخت بهتر معروف می انجامد، فطرت و گرایشی است که دارای صبغه الهی باشد.
لذا برای تشخیص مصادیق معروف نه تنها باید به گرایش‌های انسانی توجه کرد، بلکه باید جهت آن نیز به سمت فراهم آوردن رضایت خداوند باشد‌. در نتیجه آن معروفاتی که در شریعت اسلام از آنها یاد شده‌، نه تنها به عمل مقبول مردم طبق اقتضائات زمان و مکان توصیه می کند، بلکه با رویکردی معنوی که دارای محبت الهی است‌، به اجرای عمل پسندیده اشاره می کند و این روش قرآن است که زوایای شرعی معروف را مشخص کرده و تبیین معروف را در مورد حقوق متقابل زوجین بر عهده عقل اجتماعی (قانون گذاران اجتماعی) گذاشته است، تا برخورد شایسته مرد و زن را در هر یک از موضوعات مقید به معروف در لسان قرآن‌، مطابق شرایط اجتماعی خود تدوین نموده و ضمانت اجرایی آن را فراهم آورد.
از جمله علامه طباطبایی برای تشخیص معروف در جامعه فرموده است : فطرت به مقتضای خلقت است که امری بدیهی و دست یافتنی است و تمایلات و احکام فطری همگانی و عمومی‌اند و نیاز به آموزش ندارند.
بنابراین هر عملی که مطابق روش معمول مردم باشد، مطابق فطرت و معروف است و امر دیگری مورد نیاز نیست.
در نظام حقوقی خانواده، عمل به معروف یک اصل فقهی حقوقی و یک حکم اخلاقی می باشد. عمل به معروف نوعی عمل به تکلیف است‌؛ به عبارت دیگر‌، معروف ضابطه و ملاکی برای تعیین و تشخیص تکلیف است‌؛ زیرا بدون رعایت جنبه های اخلاقی نمی توان سعادت خانواده را تأمین و تضمین نمود‌. آیات مربوط به حسن معاشرت به معروف درصدد تأسیس یک اصل فقهی حقوقی هستند که بر تمامی روابط زوجین سایه افکنده و ضابطه و ملاک تشخیص برای تعیین حقوق و تکالیف باشد. آیه شریفه «…وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ…» موید مسأله فوق است‌؛ زیرا ملاک تعیین حقوق متقابل زوجین است‌. فقها نیز در مصادیق مختلف بدان استناد نموده اند.

3-2- مفهوم حسن معاشرت به معروف
صمیمیت زوجین در حد قابل قبول و انتظار، موجب تحکیم روابط محبت آمیز بین آنان می‌شود، تا آن جا که می توان گفت اصل اساسی در ازدواج موفق، ایجاد صمیمیت بین زوجین است. صمیمیت یک فرایند پویا است که بر اعتماد و احترام متقابل استوار است و آن یک نیاز واقعی است که ریشه درونی داشته، از نیاز بسیار اساسی برای دلبستگی نشأت می گیرد.خانواده سیستم ارتباطی منحصر به فردی است که فراتر و متفاوت از روابط دوستانه میباشد و ارزش اصلی آن، حاصل شبکه روابطی است که توسط اعضای آن بوجود آمده است. در نظام خانواده، عنصر ارتباط بسیار تعیین کننده است(گلدنبرگ و گلدنبرگ، ۲۰۰۰). اهمیت ارتباط به قدری است که سنگ زیربنای بهزیستی کلی خانواده عنوان شده است، طوری که الگوهای ارتباطی آشفته بر سلامت روان زوج اثر چشمگیری دارد (سیفر و اسچارز، ۲۰۱۱). از سوی دیگر، این اعتقاد وجود دارد که صمیمیت از جمله دلایل اصلی افراد برای برقراری یک رابطه با همسر و ارضاء نیازهای عاطفی است. چرا که داشتن روابط صمیمانه یک نیاز و انگیزه اساسی در انسان می باشد.
صممیمت سنگ زیربنای یک ارتباط موفق و سالم میان زوجین و ارضاء نیازهای عاطفی است.
صمیمی نبودن همسران و احساس کمبود صمیمیت در روا بط زناشویی، یکی از شاخص های آشفتگی در روابط زناشویی محسوب می‌شود. مفهوم صمیمت و نزدیکی از نظر بیشتر درمانگران، اساس چالش در روابط زناشویی و از پیش‌بینی‌‌کننده‌های عمده موفقیت در درمانهای زناشویی می‌باشد. صمیمت در ازدواج با ارزش است زیرا تعهد همسران به پایداری رابطه را افزایش داده و به طور مثبتی با سازگاری و رضایت زناشویی همراه است.
کلمه «معاشرت» بر وزن مفاعله است که با توجه به اینکه باب مفاعله از

رشته حقوق-دانلود پایان نامه با موضوع پرخاشگری کلامی

پدر و مادر است. قرآن کریم‌می‌فرماید: «همسران شما همچون کشتزارهای شما هستند، پس در آنها بکارید هر چه را‌می‌خواهید».
صاحب تفسیر «تنسیم» ذیل این آیه‌می‌گوید: «زنان برای بقای خود و تکثیر نسل بشر کشتزار مردانند«. (سوره بقره، آیه 223) این آیه در بیان مسأله زناشویی و تولید نسل برای بقای نسل انسان مرد را همانند کشاورز بذرافشان و زن را همچون کشتزاری‌می‌داند که نطفه مرد در رحم او رشد‌می‌کند. و زن با تولید فرزند مایه بقای نسل آدمی است. پس هدف از آمیزش جنسی تنها لذایذ جنسی نیست بلکه لذت جنسی مزدی نقد برای تحمل زحمات طاقت‌فرسای تولید فرزند و پرورش آن است.
2-10- روابط عاطفی و جنسی و نقش آن در استحکام خانواده
: در بررسی علل مشکلات خانوادگی که گاه خانواده‌ها را تا فروپاشی کامل جلو می برد به عوامل متعددی برمی خوریم که در گستره‌ای از مسائل روانی، اجتماعی، فرهنگی، دینی، اقتصادی و جسمانی قرار دارند. در میان این عوامل مسائل عاطفی و جنسی زوجین از نقش و تأثیرگذاری ویژه ای برخوردار است به طوری که به صورت معناداری ریشه خیلی از اختلافات زوجین ریشه در عدم ارضاء و تأمین مسائل عاطفی و جنسی آنها دارد. در روابط عاطفی و جنسی، عدم توجه به نیازهای یکدیگر، به نارضائی و اختلاف منجر می شود. عدم ارضای نیازهای عاطفی و جنسی به دلایل ناتوانی، بی میلی یا سرد مزاجی به روابط زوجین لطمه وارد می کند و زن و شوهر را دچار عصبانیت و دلسردی نسبت به همسر و زندگی می سازد و به تدریج موجب بروز رفتارهای پرخاشگرانه و در نهایت افسردگی می شود. مشکل‌ترین وضعیت برای افرادی است که همسرشان دچار سردمزاجی، بی‌میلی یا نوعی اختلال جنسی است. این افراد به دلیل ممنوعیت و شرایط اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی، وابستگی به فرزندان و نگرانی نسبت به آینده به ناچار شرایط را با فشار تحمل می کنند.
گاه ایرادگیری از هم، نارضایتی از زندگی قهرهای طولانی، کوبیدن یکدیگر، تهدید به جدائی، ابراز خستگی و تمارض از عوارض برآورده نشدن نیازهای جنسی زن و شوهر است. ارضای نیازهای جنسی در خارج از محدوده خانه و خانواده، نیز عامل مهمی برای اختلافات زن و شوهر است که در جامعه ما نیز دیده می شود. در آیات وحیانی قرآنی و متون روائی وارده از حضرات معصومین (علیهم السلام) بر اهمیت روابط عاطفی و جنسی در نظام خانواده تأکید شده و مضرات قصور و کوتاهی هر یک از زوجین و یا ارضاء نیازهای جنسی خارج از محدوده خانواده را بیان و نقش این رفتارها را بر تشدید اختلافات ذکر نموده اند.
عدم آمادگی مرد و بروز رفتارهای نامناسب او در این زمینه، مشغولیت عاطفی مرد به نامحرمان و عدم توجه به نیازهای مناسب زن و نیز رفتارهای خلاف شرع در گفتار و حرکات زن که بار جنسی دارد چه در حد جزئی یا بیشتر، به روابط جنسی مناسب و مطلوب زن و شوهر آسیب زده و زمینه را برای مشکلات و فروپاشی خانواده فراهم می کند. (حر عاملی، 1104)

2-11- قرآن و شیوه های درمانی
شیوه‌های قرآن برای پیش گیری و رفع اختلاف از حیث روابط عاطفی و جنسی:
ایجاد شناخت برای انتخاب همسر است. این جمله قرآن که؛ پاک‌ها به پاکان تعلق دارند و ناپاک‌ها به ناپاکان تعلق دارند. (سوره نور، آیات 26 و 25). این آیه درواقع نوعی بینش دادن به افراد در انتخاب همسر شایسته و صالحه است و اگر جوان صالحی دختر ناصالح و ناپاکی را به همسری برگزیند او به قطع در روابط عاطفی و جنسی خود شکست خواهد خورد.
2. دومین شیوه قرآن برای استحکام نهاد خانواده و رفع مشکلات جنسی زوجین (ارائه آموزش‌ها و مهارت های عاطفی و جنسی از طریق ارائه آیات قرآن) است.
* از نوع خودتان، همسرانی برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و میانتان دوستی و رحمت نهاد. (روم، آیه 21)
* و اوست خدایی که شما را از نفس واحدی آفرید و همسرتان را از آن پدید آورد تا در کنار او بیاسائید. (اعراف، آیه 189)
* زنان برای شما لباسی هستند وشما برای آنها لباس هستید. (بقره، آیه 187)
* اساس ارتباط و معاشرت بین زوجین بایستی براساس معروف باشد. (نساء،آیه 19/طلاق، آیه6)
* تأمین نیازهای عاطفی و جنسی همسر از نظر ارزش معادل دشوارترین تکالیف دینی مرد است. (حرعاملی، 1104)
* نگاه زن و شوهر به همدیگر با مهربانی موجب نشاط و بهبودی روابط می گردد. (علامه مجلسی)، (شیخ حر عاملی، 1104)، (محدث نوری، 1408).
* بکارگیری آداب در روابط عاطفی و خانوادگی با اظهار سلام و تحیت بر خانواده (سوره نور، آیه 61 / سوره ابراهیم، آیه 23)
* نشستن مرد نزد خانواده از اعتکاف و عبادت در مسجد النبی نزد خدا محبوب‌تر است. (صادق احسان نقش، 1374).)
3. سومین شیوه قرآنی در درمان و ساماندهی مشکلات عاطفی و جنسی زوجین (سلامت بخشی به روابط عاطفی و جنسی زوجین) است. از مهم ترین عوامل مؤثر در روابط عاطفی رضایت بخش بین زن و شوهر، رعایت حدود روابط زن و مرد نامحرم است.
مهار تماس‌های چشمی بین زن و مرد نامحرم (سوره نور، آیات 30 و 31). مهار روابط کلامی بین زن و مرد نامحرم (سوره فاطر، آیه 33). رعایت پوشش شرعی و پوشاندن زیبائی های زن از نامحرمان (سوره نور، آیه 31).
وقتی زوجین از نگاه‌ها و روابط کلامی معنادار که حتی بار جنسی کم هم داشته باشد اجتناب نموده و حجاب و پوشش شرعی و پوشاندن زیبائی های خود را رعایت نماید زمینه برقرار روابط عاطفی و جنسی مطلوب و لذت بخشی را فراهم آورده‌اند. راهکارهای قرآن در مهار تماس های چشمی، لمسی، روابط عاطفی و حفظ پوشش شرعی موجب سلامت بخشی به روابط عاطفی و جنس زوجین می گردد.
4. چهارمین شیوه قرآن در ساماندهی و درمان روابط عاطفی و جنسی زوجین (اصلاح رفتارهای زوجین در محیط خانه و خانواده) است.
* مذمّت شدید پرخاشگری کلامی و غیرکلامی در محیط خانه و خانواده (شیخ حر عاملی، 1104).
* مذمّت شدید بی اعتنائی به هم و کم محلی به یکدیگر زوجین در محیط خانه و خانواده (علامه مجلسی، 1104).
* تأکید بر مدارا و مصالحه زوجین با یکدیگر (شیخ حر عاملی، 1104).
* پذیرش عذرخواهی همسر و گذشت از خطاهای او (شیخ حر عاملی، 1104)
* کنار زدن سوء ظن‌ها و حل سریع سوء تفاهم‌ها (شیخ حر عاملی، 1104)
اصلاح این گونه رفتارها توسط زوجین موجب تقویت محبت‌ها و روابط عاطفی مطلوب و جلوگیری از سردمزاجی و بی میلی جنسی می گردد.
2-12- قرآن و درمان نشوز زن و مرد
گاهی زوجین شیوه های چهارگانه قرآن برای روابط مطلوب عاطفی و جنسی را نادیده گرفته و اختلاف های آن‌ها تشدید می شود و به مرحله نشوز می رسد. در این جا به راه حل های درمانی قرآن برای نشوز زن و مرد می پردازیم.
نشوز: از نظر حقوقی، نشوز به معنای عدم ایفای وظائف زناشویی هر یک از زوجین است. کلمه نشوز در قرآن در مورد زن و مرد به کار رفته و در هر مورد روش مناسبی برای حل مشکل بیان شده است. (سوره نساء / آیات 34 و 128).
اگر شرایط به گونه ای شود که زن در زندگی خانوادگی به وظائف خود از قبیل همراهی در روابط عاطفی و جنسی و هماهنگی با همسر در ورود و خروج از خانه عمل نکند و در امور خانواده ناسازگاری در پیش گیرد قرآن برای حل مسئله و بازگشت زن به زندگی خانوادگی و ایفای وظائف و برقراری روابط عاطفی و جنسی شیوه ای را در سه مرحله ارائه داده است که عمل به مرحله دوم یا سوم، مشروط به عدم تأثیر مرحله قبل می باشد. البته رفتار مرد باید به گونه ای باشد که شرایط به این حد نرسد. اگر مرد از در صمیمت و صداقت با همسر وارد شود و بخواهد با او کنار بیاید، مسئله ای در زندگی پدید نخواهد آمد (انصاریان، 1390). با وجود این، شیوه ای که برای حل اختلاف بیان می شود، بسیار منطقی و معقول است و عمل دقیق به آن در بیشتر موارد مشکل را حل می کند هر چه برداشت های نامناسبی از این راه حل میان خانواده های مسلمان دیده می شود.
برای حل نشوز زن، قرآن کریم به سه مرحله اشاره دارد.
فعظوهن (سوره نساء / آیه 34)
الف) در این مرحله مرد از طریق ارتباط کلامی که شامل موعظه و نصایح دلسوزانه و راهنمائی مشفقانه است از زن بخواهد که به وظائف خود عمل کند البته نصیحت و موعظه بایستی با محبت و لحن دلنشین و از سر خیرخواهی و دلسوزی باشد و انگیزه‌های تشویق برای برقراری روابط را فراهم آورد.
ب) در این مرحله مرد بایستی در مقابله رفتار و گفتار نامناسب زن، مدارا کند و عواطف خویش را مهار سازد و رفتار نامناسب زن را با خوبی پاسخ دهد در این صورت آرام دشمنی و کینه زن به دوستی همراه با صمیمت و یکدلی تبدیل خواهد شد. هر چه در پیش گرفتن چنین رفتاری مستلزم صبر، ایمان و تقوا در مرد است. (فصلت / آیه 34 و 35)
ج) در این مرحله بایستی زن را متوجه پیمان محکمی که برای بنای خانواده بسته است نمود. پیمان محکمی که بین زن و شوهر برقرار شده و تضعیف آن از لحاظ عاطفی و شناختی، نامناسب است. (نساء / آیه 21)
2- واهجروهن فی المضاجع (نساء / آیه 34)
قطع روابط کلامی و معاشرت دومین مرحله است. مرد در این مرحله یک تنبیه روانی و عاطفی برای زن با جدائی بستر یا ترک روابط عاطفی و اظهار قهر ارائه می کند تا زن را به تفکر درباره رفتار خود و ارائه و زمینه را برای اصلاح رفتار او فراهم کند البته این مرحله نباید بیش از سه روز ادامه پیدا کند.

– واضربوهن:
در این مرحله تنبیه بدنی یا زدن زنان است. صاحب نظران مسلمان و مفسران قرآنی چگونگی این تنبیه بدنی را محدود به شرایط و قیودی نموده‌اند (شیخ محمدحسین نجفی، 1266)، (رشیدرضا، 1995)
از مجموع نظرات به دست می آید که این تنبیه در حد خفیفی جایز شمرده شده است تا در واقع، نوعی ضربه عاطفی به زن وارد شود که شدتش از دوری نمودن در بستر کمی بیشتر باشد. دیدگاه قرآن نسبت به این روش را با پاسخ به سه سؤال می توان روشن کرد؟
– در چه شرایطی این تنبیه بدنی هر چند خفیف را می توان اجرا کرد؟

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

– شدت این تنبیه چگونه باید باشد؟
– سیره عملی و دیدگاه اولیای دین و مفسران قرآنی در مورد این تنبیه چگونه بوده است؟
– در پاسخ به سؤال اول باید گفت که براساس صریح آیه ی قرآن این روش فقط بعد از موعظه و نصیحت زن و دوری از بستر قابل اجراست. در صورتی که مردان در مواجهه با مشکل رفتاری همسر، از دو شیوه اول استفاده کنند مشکل حل خواهد شد و درصد بسیار کمی از زنان به این شیوه‌ها پاسخ نداده و کار را به مرحله سوم می کشانند. در هر صورت مرد حق ندارد قبل از دو شیوه اول از تنبیه بدنی استفاده کند. علاوه بر این شیوه، تنبیه فقط در مورد عدم همراهی زن در روابط جنسی توصیه شده است و در هیچ مشکل خانوادگی دیگری نمی توان از آن استفاده نمود. در بعضی از روایات این تنبیه فقط در صورت ارتکاب فحشا از سوی زن تجویز شده است (ابن ماجه السنن).
– در پاسخ به سؤال دوم، همه صاحب نظران مسلمان، زدن زن را در حدی جایز می دانند که هیچ گونه آسیبی مانند جراحت، سیاهی و کبودی و حتی قرمزی به بدن زن وارد نشود. در برخی روایات زدن را با چوب مسواک که چوب نازک و کوتاهی است تجویز شده و همین روایات زدن به صورت را اجازه نمی دهند. در برخی از روایات، اولیاء دین (علیهم السلام) زدن را تحت فشار قرار دادن زن در مسائل اقتصادی از قبیل غذا و پوشاک تفسیر نموده اند.
– در پاسخ به سؤال سوم نیز باید گفت: رسول الله (ص) زدن و آسیب رساندن به زنان را به شدت نهی فرموده و مردانی که چنین روشی دارند را دور از اخلاق و دیانت شمرده‌اند (رشیدرضا، 1995‌) برای نمونه به چند روایت رسیده از آن حضرت می پردازیم.
– هر مردی که به زنش آسیب وارد کند خداوند به نگهبان آتش دستور دهد که به گونه ی او هفتاد صدمه در آتش دوزخ وارد سازد.
-هر مرد مسلمانی که به گیسوی زن مسلمانی چنگ زند دست او با میخ های آتشین کوبیده

رشته حقوق-دانلود پایان نامه درباره معاملات تجارتی

ترمینولوژی خود این چنین تاجر را تعریف می نماید:« کسی که شغل معمولی خود را معاملات تجاری قرار دهد ( ماده یک قانون تجارت ) کسبه جزء ( ماده ششم قانون تجارت ) نیز تاجر محسوبند هرچند از داشتن دفاتر تجاری و مقررات ورشکستگی ( ماده 708 قانون آیین دادرسی مدنی ) معاف هستند.» (جعفری لنگرودی،136،1386)
قانون تجارت در ماده یک خود تاجر را اینگونه تعریف نموده است:« تاجر کسی است که شغل معمولی خود را معاملات تجاری قرار می دهد.» یعنی برای آنکه شخص تاجر شناخته شود، باید دارای دو شرط باشد:
شرط اول: این که شغل معمولی خود را معاملات تجاری قرار دهد.
شرط دوم: آنکه معاملات مزبور را به حساب خود انجام دهد.
این تعریف علاوه بر افراد شامل اشخاص حقوقی نیز می گردد چون طبق ماده 588 قانون تجارت که مقرر می دارد:« شخص حقوقی می تواند دارای کلیه ی حقوق و تکالیفی شود که قانون برای افراد قائل است مگر حقوق و وظایفی که بالطبیعه فقط انسان ممکن است دارای آن باشد…..»
بنابراین تاجر کسی است که شغل معمولی خود را معاملات تجاری قرار دهد.(اباذر فوشمی،9،1389)

ماده دو و سه قانون تجارت به ترتیب به بیان معاملات تجارتی ذاتی و تبعی پرداخته است.
برطبق همین مواد شخصی که شغل معمولی او از شمار معاملاتی است که در این دو ماده معیین شده، درصورت وقفه در پرداخت دیون می توان او را ورشکسته اعلام کرد و او را تاجر طلقی نمود. تشخیص تاجر یا غیر تاجر بودن شخصی که ورشکستگی او تقاضا شده است مطابق مواد یک و دو قانون تجارت با دادگاه است، دادگاه صالح با درنظر گرفتن کلیه دلایل و قرائن و امارات، تشحیص خواهد داد که شخص مزبور تاجر می باشد یا خیر. به نظر دادگاه های ایران همین که وضعیت حرفه ای شخص با موارد مذکور در ماده 2- قانون تجارت مطابقت داشته باشد، برای تاجر دانستن وی کافی است، می توان حکم ورشکستگی چنین شخصی را صادر کرد. لذا همانطور که عدم ثبت نام تاجر در دفتر ثبت تجارتی مانع آن نیست که درصورت اقتضا حکم ورشکستگی او صادر شود، حذف بعدی نام او از دفتر مزبور نیز مانع آن نخواهد بود که وی ورشکسته اعلام شود (اسکینی،24،1388)
بند دوم: لایحه جدید قانون تجارت
ماده یک هر دو قانون به تعریف شخص تاجر می پردازد با این تفاوت که در ماده یک قانون سابق بدواً شخص تاجر را کسی می داند که شغل معمولی خود را معاملات تجاری قرارداده و سپس در ماده 2 معاملات تجارتی را احصاء می کند. در حالیکه در قانون جدید دو ماده مذکور را در یک ماده خلاصه کرده و اینگونه به تعریف شخص تاجر می پردازد :« تاجر شخصی است که برای خود به هر یک از اعمال زیر اشتغال دارد :
1 – تحصیل هر نوع مال منقول اعم از مادی یا غیر مادی چه در آن تصرفاتی شده یا نشده
   باشد به قصد فروش  اجاره و یا هر معامله معاوضی دیگر .
2 – استیجار هر نوع مال منقول چه در آن تصرفاتی شده یا نشده باشد و قصد اجاره و یا
   هر معامله دیگر با اثر نقل منفعت یا برقاراری حق انتفاع
3 – دلالی ، حق العمل کاری و نمایندگی تجاری
4 – هر نوع فعالیت مالی و اعتباری از قبیل عملیات بانکی و صرافی
5 – هر نوع عملیات بیمه ای به جز بیمه های اجتماعی
6 – هر نوع معامله مربوط به اوراق بهادار
7 – صدور ، ظهر نویسی و تضمین چک یا سفت و برات و قبول آن
8 – تصدی هر نوع فعالیت خدماتی از قبیل :
1 – 8 – حمل و نقل کالا و یا مسافر از طریق خشکی یا آب و یا هوا
2 – 8 – امور مربوط به کاریابی و تأمین نیروی کار
3 – 8 – عملیات حراجی
4 – 8 – اداره نمایشگاه عمومی
5 – 8 – اداره انبار عمومی
6 – 8 – عملیات بارگیری ، تخلیه و یا ترخیص کالا
7 – 8 – ادره تأسیسات مربوط به امور رفاهی ، تفریحی و یا ورزشی
8 – 8 – اداره سالن های برگزاری مراسم ، کنفرانس و یا نمایش
9 – 8 – اداره چاپخانه ، بنگاه نشر ، تایپ و یا ترجمه
10 – 8 – اداره خبرگزاری و یا بنگاه ها ی خبر رسانی
11 – 8 – ارائه خدمات پستی
12 – 8 – ارائه خدمات تبلیغی یا فنی
13 – 8 – اداره تأسیسات مربوط به آب رسانی ، گاز رسانی و یا برق رسانی
14 – 8 – امور مربوط به فناوری اطلاعات و ارتباطات شامل ارائه نام دامنه ملی و یا
   عمومی ، ارائه خدمات دسترسی به شبکه های ارتباطات مخابراتی و یا رایانه ای
   ، ارائه خدمات میزبانی و یا مراکز داده و امور مربوط به تأمین محتوی الکترونیک و
   یا تأمین نرم افزار رایانه ای
15 – 8 – عملیات ساخت در امور عمرانی از قبیل احداث ساختمان ، راه و یا شبکه های
              آب رسانی
9 – هر نوع فعالیت معدنی
10 – تأسیس کارخانه یا کارگاه و یا بهره برداری از آنها ، برای غیر ار رفع حوائج شخصی
11 – تأسیس کشتارگاه ، سردخانه  مجتمع کشاورزی ، مجتمع پرورش حشرات و یا
   حیوانات از قبیل دام ، طیور ، آبزیان یا بهره برداری از آنها برای غیر از حوائج شخصی»
 
نکته بسیار مهم در لایحه جدید قانون تجارت افزایش تعداد مشاعلی است که در قانون قبلی صرفاً در 10 مورد بوده اما اکنون به نحو دقیق تری احصاء گردیده است0
در ماده 3 قانون تجارت فعلی که بیان می دارد: «معاملات ذیل به اعتبار تاجر بودن متعاملین یایکی از آنها تجارتی محسوب می شود:……..» و با نگاهی به لایحه اصلاحی میبینیم که این ماده حذف شده و بیانگر آن است که قانونگذار می خواهد تعریف تاجر را به سیستم موضوعی نزدیکتر کند و این مهم در تعیین ورشکستگی امری اساسی می باشد زیرا طبق لایحه جدید تشخیص تاجر بودن برای قضات راحت تر شده و موجب تسریع در امر قضاوت می باشد که باید گفت از نقاط قوت لایحه است.
البته نکته ای که کمبود آن در قانون جدید در بحث تاجر به چشم میخورد، تعیین نکردن سن خاصی برای تاجر است و با توجه به این که قانون به مرحله ی تصویب نهایی نرسیده بهتر است در اصلاحات بعدی مورد توجه قرار گیرد.
گفتار دوم: تعریف ورشکستگی در قانون تجارت و لایحه جدید
بند اول: مفهوم ور شکستگی:
ورشکستگی تاجر یا شرکت تجاری هنگامی به وجود می آید که این اشخاص قادر به پرداخت بدهی های خود نباشند و در پرداخت آن توقف حاصل شود. باید توجه داشت که ورشکستگی و مقررات آن تنها مشمول تجار می شود در حالی که اگر اشخاص عادی قادر به پرداخت بدهی خود نباشند اصطلاحاً به آنان « معسر» گفته می شود. دکتر لنگرودی در کتاب ترمینولوژی این چنین بیان می دارند که:« ورشکستگی حالت تاجری است که: اولاً- از پرداخت دیون خود متوقف شود یعنی نتواند تعهدات جاری خود را عملی کند که قدر متیقن آن پرداخت دین حال معین است………..ثانیاً- توقف مزبور توسط دادگاه صالح اعلان شده باشد….».
دکتر احمدی واستانی نیز در یکی از مقالات خود تفاوتی بین ورشکستگی و توقف قائل نمی شوند و این چنین بیان می دارند که:« در سه چهار سال اخیر این فکر برای عده ای پیش آمده که میان ورشکستگی و توقف تفاوت است……اما این توجیه مبنای قانونی ندارد و در حقوق ما اصطلاحات ورشکستگی و توقف به یک معنی می باشد و هر متوقفی صرف نظر از میزان دارایی و دیونش ورشکسته هم هست» (احمدی واستانی،بیتا).
دکتر لنگرودی در انتهای بحث تعریف ورشکستگی بین مفهوم ورشکستگی و توقف تمایز قائل می شود اما دکتر واستانی این دو مفهوم را یکی پنداشته و بر آن تأکید می ورزند. اما باید گفت که ور شکستگی و توقف دو مفهوم کاملاً مجزا می باشند و تفاوت را باید این چنین بیان داشت که ورشکستگی نتیجه ی توقف می باشد.
اکثر حقوقدانان در تعریف مفهوم ورشکستگی به تعریفی که قانونگذار در ماده 412 قانون تجارت بیان شده است اکتفا نموده اند. برخی دیگر نیز خود به بیان تعریف متفاوتی پرداخته اند: «ورشکستگی عبارت است از این که بدهکار از کل دارائی خود به نفع طلبکار صرف نظر کند. ولی هرگاه از ورشکستگی برائت حاصل کند، می تواند مجدداً کار خود را آغاز کند»(قائم مقام فراهانی،14،1391).
ماده 412 ق.ت « ورشکستگی تاجر یا شرکت تجاری در نتیجه توقف از تأدیه وجوهی که برعهده اوست حاصل می شود…… » نیز به بیان معنی دقیق و روشنی از ورشکستگی نپرداخته و فقط به نحوه احراز ورشکستگی و صدور حکم ورشکستگی اکتفا نموده است. انتظار می رفت که با اصلاح قانون تجارت در لایحه جدید این نقص برطرف شده و قانون گذار بر اساس شیوه های نوین قانون نویسی به بیان دقیق تعاریف کلمات کلیدی بپردازد. البته از محاسن لایحه جدید قانون تجارت در ماده 883 این است که بیان می دارد « حکم ورشکستگی تاجر در صورت توقف وی از تأدیه وجوهی که بر عهده اوست صادر می شود، مگر این که مطابق این قانون کفایت اموال وی نسبت به دیون او احراز شود یا علی رغم عدم احراز کفایت اموال نسبت به دیون تاجر، قرارداد ارفاقی پیشگیرانه منعقد گردد و پس از انعقاد، این قرارداد فسخ یا ابطال نشده باشد» و با روشن شدن معنی توقف علی القاعده معنای ورشکستگی بهتر درک می گردد.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بند دوم: انواع ورشکستگی
ورشکستگی را می‌توان در حالت کلی به سه دسته عادی، به تقصیر و به تقلب تقسیم نمود.
الف: ورشکستگی عادی:
برابر مواد ۴۱۲ و ۴۱۳ ق.ت. کسی ورشکسته عادی محسوب می‌شود که تاجر یا شرکت تجارتی بوده و از پرداخت وجوهی که برعهده دارد متوقف گردد و ظرف ۳ روز از تاریخ وقفه که در ادای قروض یاسایر تعهدات نقدی او حاصل شده باشد توقف خود را به دفتر دادگاه عمومی محل اقامت خوداظهار نموده و صورت حساب دارائی و کلیه دفاتر تجارتی خود را به دفتر دادگاه مزبور تسلیم نماید.. صورت حساب موصوف باید مورخ بوده و به امضا تاجر رسیده و تعداد و تقویم کلیه اموال منقول و غیر منقول تاجر متوقف بطور مشروح صورت کلیه قروض و مطالبات و نیز صورت نفع و ضرر و صورت مخارج شخصی در آن مندرج گردد. بنابراین اگر تاجر یا شرکت تجارتی بدهکار ظرف مهلت مقرر توقف از تادیه دیون خود را به دادگاه صلاحیتدار به انضمام مدارک موردنظر اعلام کرد ورشکستگی عادی محسوب می‌شود. در مواد 883و890 لایحه جدید قانون تجارت نیز تقریباً ورشکستگی عادی همین تعریف فوق الذکر را داراست البته با تفاوت هایی که به طور کامل در مبحث توقف به ذکر این تفاوت ها خواهیم پرداخت.
ب: ورشکستگی به تقصیر
ورشکستگی به تقصیر در مواردی است که تاجر در انجام وظایف خود اهمال نموده یا امور خود را طبق اصول تجاری انجام نداده یا اینکه بدون سوءنیت به ضرر طلبکاران اقدام نموده است.(ستوده تهرانی،1390،93). نوع تقصیر در صدور حکم ورشکستگی تأثیر گذار است به این صورت که در برخی موارد قانون گذار، قاضی را در ورشکسته به تقصیر خواندن تاجر مخیر کرده و در بعضی موارد تقصیر را محرز دانسته و قاضی را مکلف به صدور حکم ورشکستگی به تقصیر تاجر دانسته است.
موارد حالت تخییری طبق ماده 542 ق.ت. باین شرح بیان شده است:
در موارد زیر هر تاجر ورشکسته ممکن است ورشکسته به تقصیر اعلان شود:
-اگر به حساب دیگری و بدون آنکه در مقابل عوضی دریافت نماید تعهداتی کرده باشد که نظر به وضعیت مالی او در حین انجام آنها تعهدات فوق العاده باشد.
-اگر عملیات تجارتی او متوقف شده و مطابق ماده 413 این قانون رفتار نکرده باشد.
-اگر دفتر نداشته یا دفاتر او ناقص یا بی ترتیب بوده یا در صورت دارائی وضعیت حقیقی خود رااعم از قروض و مطالبات بطور صحیح معین نکرده باشد.

موارد حالت الزامی بموجب ماده 541 ق.ت. به این شیوه بیان شده است، باین معنی که تاجردرموارد ذیل ورشکسته به تقصیر اعلان می شود :
-در صورتیکه محقق شود مخارج شخصی یا مخارج خانه مشارالیه درایام عادی بالنسبه به عادی اوفوق العاده بوده است.
– در صورتیکه محقق شود که تاجر نسبت به سرمایه خود مبالغ عمده ای صرف معاملاتی کرده که درعرف تجارت موهوم یا نفع آن منوط به اتفاق محض است.
-اگر به قصد تاخیر انداختن ورشکستگی خو

رشته حقوق-دانلود پایان نامه با موضوع روابط زناشویی

ای، این خانم جدیدم که از قبیله بنی‌ثقیف است و خیلی دوستش دارم‌، اصرار کرده تا این لباس را پوشیده‌ام. و ابوجعفر در ادامه گفت: من در این جامه نماز نمی‌خوانم، شما نیز در جامه‌های الوان نماز نخوانید. (کلینی،1368).
و در نقلی دیگر از امام باقر(ع) آمده است: گروهی نزد حسین‌بن‌علی(ع) رفتند و گفتند: ‌ای پسر رسول خدا در منزل تو چیزهایی می‌بینیم که پسندیده نیست … و در منزل وی اثاثیه چیده و فرش بود. ایشان فرمودند: ما، زمانی که ازدواج می‌کنیم مهریه همسران خود را به آنان عطا می‌کنیم و آنان با آن، هرچه مایل باشند خریداری می‌کنند و آن چیزها متعلق به ما نیست. (تمیمی مغربی، 1385) و از ابوخالدکنکرکاملی چنین روایت است: یحیی‌بن‌ ام‌طویل که خداوند درجه‌اش را بالا برد مرا دید و چون پسر دایه حضرت زین‌العابدین(ع) بود، دست مرا گرفت و من به همراه او نزد حضرت رفتم. حضرت را دیدم که در اتاقی نشسته بود که فرش زردرنگ و دیوارهایش سفید بود، در حالیکه لباس رنگین به تن داشت، مدت کوتاهی نزد وی نشستم،. هنگام برخاستن‌، امام فرمود: فردا انشاءالله نزد من بیا. پس از خروج از منزل به یحیی گفتم : مرا نزد مردی بردی که لباس رنگین پوشیده بود.
تصمیم داشتم دیگر نزد او باز نگردم. سپس اندیشیدم که دیدار مجدد وی ضرری ندارد. فردای آنروز‌، نزد او رفتم. در خانه باز بود و جز من کسی آنجا نبود خواستم باز گردم. در این هنگام صدایی از داخل خانه مرا خواند، گمان بردم منظورش کسی جز من است، که مرا با نامم خواند که؛‌ ای کنکر وارد شو و فقط مادرم مرا به این نام می‌خواند و کسی از این موضوع آگاه نبود- پس وارد شدم و حضرت را در اتاقی گلین دیدم که بر حصیری نشسته بود و لباسی از کرباس به تن داشت و یحیی نیز نزد او بود. به من فرمود: ‌ای ابوخالد، من تازه ازدواج کرده‌ام و آن چیزهایی که دیروز دیدی‌، نظر همسرم بود و من نمی‌خواهم با نظر همسرم مخالفت ورزم.
به نظر پژوهنده با توجه به کلام و رفتار امام(ع) آنچه تذکرش لازم است این نکته است که از موارد مذکور بر می‌آید‌، موضوع سلیقه و علاقه همسر مربوط به رنگ و شکل پوشش بوده و محور چنین حساسیتی تحکیم بنیان خانواده و تقویت روابط همسری است و اگر این موضوع و حوزه علایق و سلایق به مسائل خلاف عقل و شرع کشیده شود بدون تردید هیچ گونه نرمش و همراهی رخ نخواهد داد. هم چنان که امام باقر (ع)در مورد استفاده از شمه سرخ رنگ فرمودند در نماز به دلیل الوان بودنش از آن استفاده نمی‌کنند و در ادامه همین روایت آمده است که همان خانمی را که به خاطر او چنین لباسی را می‌پوشند به دلیل اعوجاج اعتقادی و مشکل ایمانی‌اش‌، طلاق می‌دهند.
2-5- توجه به اقتضائات جنسیتی
مسئله تفاوت‌های جنسیتی یکی از پایه‌های اساسی در مدیریت صحیح ابراز علاقه در بین زوجین است .از جمله مهارت‌هایی که در این زمینه می‌تواند تأثیر به سزایی را در ابراز علاقه زوجین نسبت به یکدیگر به همراه داشته باشد عبارت است از:
2-5-1- نقش متناسب با جنسیت در عین یگانگی وظیفه
زن و مرد دو انسان‏اند و در انسانیت متساوى هستند. با این وجود در متن خلقت و فطرت، مدار زن و مدار مرد تفاوتهایى دارند تا این دو مکمّل یکدیگر باشند. اگر زنها در خلقت جسمى و روحى عیناً مانند مردها بودند، نقص بود و اگر مردها عیناً مانند زنها بودند نیز نقص بود.
زوجیت و دو جنسی در طبیعت بشر، برای هدف بزرگ سکون و آرامش است، تا در کنار جنس مخالف در درون خانواده آرامش پیدا شود.
برای مرد آمدن به داخل خانه‌، یافتن محیط امن خانه، زن مهربان و دوستدار و امین در کنار او، وسیله‌ی آرامش است. و برای زن هم، داشتن مرد و تکیه گاهی که به او عشق بورزد و برای او مانند حصن مستحکمی باشد، مایه‌ی آرامش و سعادت است. (خامنه ای،1381)
به هر حال، تفاوتهاى زن و مرد «تناسب» است نه نقص و کمال. تا تناسب بیشترى میان آنان، که قطعاً براى زندگى مشترک ساخته شده‏اند، به وجود آورد.
آگاهی از این تفاوت‌ها مسئله مهمی است که زمینه مهارت چگونگی ابراز علاقه در ارتباطات زناشوئی را فراهم می‌کند‌. در این راستا‌، در داخل خانواده، کار و روحیات مرد را نباید از زن توقع کرد، روحیات زن را هم نباید کسی از مرد توقع کند. مصلحت بشر و نظام اجتماعی زن و مرد در این است که روحیات و خصوصیات مرد و زن در تعاملشان در داخل خانواده دقیقاً رعایت بشود؛ تا هر دو خوشبخت باشند .

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

کسی حق ظلم کردن‌، زور گفتن و استخدام کردن را ندارد. بعضی از مردان خیال می‌کنند که زن وظیفه دارد همه کارهای مربوط به آنها را انجام دهد. البته در محیط خانواده‌، زن و مردی که به هم علاقه دارند، با کمال میل‌، خدمات یکدیگر را انجام می‌دهند؛ اما انجام دادن از روی میل، غیر از این است‌، که کسی احساس کند، یا این طور عمل کند که گویا وظیفه‌ی زن است که باید خدمت مرد را به آن شکل انجام بدهد. چنین چیزی در اسلام وجود ندارد. .(خامنه ای،1381). اساسی‌ترین کار زن، کاری است که با خلقت زنانه‌ی او، با احساسات به ودیعت نهاده‌ی الهی در وجود او، هماهنگ باشد. ورسیدن و پاسخ گفتن به آن محبتی که خدای متعال در همه‌ی وجود زن نهاده است، مهم است. چنانچه انس بن مالک می‌گوید: پیامبر (ص)به ساربانانی که با شتاب همسران پیامبر را حرکت می‌دادند فرمود:”در حرکت دادن این شیشه‌های شکننده احتیاط را مراعات کن” که این سخن حکایت از توجه پیامبر به لطافت و ظرافت روحی و جسمی زنان دارد. (طیبی،1385. از سویی زن باید عمیقاً توجه کند که جلوه‌های طبیعی زنانه، در محیط خانواده و نه در خیابان و …‌، به او در اعماق دل و جان شوهر عظمت و وقار می‌بخشد و تحت اجازه شوهر بودن‌، نه تنها چیزی از شخصیت او نمی‌کاهد، بلکه به شخصیت او اعتلا و بزرگی می‌دهد. (بهشتی،1377).
در نتیجه زنی که شیوه‌های زن بودن را هوشیارانه و به طور طبیعی و نه تصنعی به کار می‌گیرد در زندگی موفق است و نه تنها خودش کامیاب است‌، بلکه شوهر را نیز کامیاب می‌کند و نشاط را در کانون خانواده مستقر می‌سازد.دراینجاست که مرد نیز موجودیت واقعی خود را تحقق یافته می‌بیند و خود را مغبون نمی‌بیند،که در صدد جبران برآید و خلأیی در زندگی خود احساس نمی‌کند، که بخواهد از راه تبدیل به احسن! یا تکمیل! آن خلأ را پر کند. (بهشتی،1377) .
با توجه به اینکه مرد الهام گیر از زن است و اگر زنها نقش موافق و احساسات موافق داشته باشند نیروى مردها را هم چند برابر مى‏کنند و بیش از مقدارى که مرد در ساختن زن مى‏تواند تأثیر داشته باشد زن در ساختن مرد تأثیر دارد، می‌توان بدین نتیجه رسید که در واقع‌، خانواده را زن به وجود می‌آورد و اداره می‌کند؛ و عنصر اصلی تشکیل خانواده، زن است، نه مرد. و اگر زن خانواده عاقل و با تدبیر باشد، خانواده را حفظ می‌کند (خامنه ای،1381).
2-5-2- بستر گرم زناشویی
توجه و تامین نیازهای جنسی زن و شوهر یکی از مهارت‌های مهم در ابراز علاقه و افزایش محبت در روابط زناشویی است. در این خصوص‌، در محیط خانواده‌، زن هنگامی موجودیت واقعی خود را با تمام وجود آشکار می‌کند‌، که در برابر شوهر‌، رام (دارای روحیه همدلی) باشد و همه امکانات و شرایط را برای جلب و جذب شوهر و کشانیدن او به سوی خود فراهم سازد و کمبودی در امور جنسی و خلأیی در امور عاطفی برای او باقی نگذارد (بهشتی،1377) این مسئله ضمن اهمیت به سزایی که دارا است‌، یکی از حقوقی است که در نگاه دین، زن در قبال شوهر عهده‌دار است (شیخ صدوق‌، 1413) .
پیامبر اکرم زنان را در سفارشی‌، از رفتاری که به منع و محرومیت جنسی منجر می‌شود پرهیز داده‌اند.(دلشاد تهرانی، 1386) و می‌فرمایند: نماز خود را طولانی نکنید که شوهرانتان را از بهره‌مندی جنسی از خود منع نمایید (کلینی، 1365) وعدم تمکین می‌تواند ضمن کاهش محبت بین همسران‌، پیمان زناشویی را بگسلاند .
از آنجا که زن و شوهر هرچه بیشتر به هم محبت کنند، زیادی نیست. و این محبت اعتماد را به همراه می‌آورد. (خامنه ای،1383)‌، امام صادق (ع) بهترین زنان را با محبت‌ترین آنها نسبت به شوهرانشان می‌دانند که این زنان کسانی هستند که در امور جنسی شوهرانشان را از خود منع نمی‌کنند و در برابر مردان دیگر عفیف‌اند (شیخ طوسی،1365) و هنگامی که با همسر خود خلوت می‌کنند‌، لباس حیا از تن به در می‌نمایند (نوری، 1408).
با توجه به اینکه پیشوایان دین به تفاوت‌های زن و مرد در این مسئله توجه داشته اند، در سفارشاتی تاکید کرده‌اند که مرد در تامین نیاز جنسی، با شناختی درست از نیاز زن و روحیات او و فراهم کردن مقدمات لازم رفتار نماید. امام صادق(ع) در سفارشی؛ خوشخویی با همسر و دلبری از او را‌، با زیبا نشان دادن خودش به او (که از مراحل تامین نیاز جنسی به شمار می‌آید) و موافقت با همسر را‌، که بدین طریق بتواند موافقت‌، دوستی و میل او را نسبت به خود جلب نماید، از جمله خصلت‌هایی می‌دانند که بایستی مورد توجه شوهر قرار بگیرد. (شعبه حرانی،1404).
چنانچه پیامبراکرم می‌فرمایند: همانا خداوند ابراز تمایل مرد به همسرش را می‌پسندد و بدین امر برای آنان اجر می‌نویسد.ایشان تأمین این نیاز را که موجب آرامش و نشاط زندگی است‌، سبب پاکی و پاکدامنی معرفی می‌نمایند وآنرا مایه حفاظت آدمی و عملی اخروی معرفی می‌نمایند. (دلشاد تهرانی،1386) و می‌فرمایند: هرگاه شخص مومن به همسر خود روی نماید، دو فرشته او را در پناه حمایت گیرند، و رابطه آنان چون شمشیر زدن در راه خدا شمرده شود و چون از آن فارغ شود،گناهان او همچون ریزش برگ درختان فرو ریزد‌، و چون غسل نماید از گناهان شسته شود (نوری، 1408) به نظر می‌رسد این احادیث گویای اهمیت تأمین این نیاز در زندگی مشترک می‌باشد. چنانچه اسلام غریزه جنسی را پشتوانه بنای خانواده و وسیله استحکام آن قرار داده است بدین معنا که وقتی زن و مرد عفیف و متدین و خداترس‌اند و طبق دستور اسلام از گناه در باب غریزه جنسی اجتناب می‌کنند، طبعاً نیاز زن و مرد به یکدیگر در این مورد بیشتر خواهد شد. وقتی به هم زیادتر احتیاج داشتند این بنای خانواده که پایه اصلی اش زن و مرد است، مستحکم‌تر خواهد شد. اسلام می‌خواهد زن یا شوهر بیرون از محیط خانواده این غریزه را اشباع نکنند، تا نسبت به خانواده بی‌قید و بی‌اعتنا و لاابالی بشوند، لذات که جلوی راه را سد می‌کند. (خامنه ای،1383)
2-6- همکاری زن و مرد در منزل
از جلوه‌های دیگر ابراز علاقه‌مندی در بین زوجین می‌توان به تعامل و همکاری آنان با یکدیگر در مدیریت داخلی منزل اشاره نمود. این مسئله اهمیت خود را در عصر حاضر که زنان نسبت به گذشته بیشتر به فعالیت‌های خارج از منزل روی آورده‌اند‌، بیشتر آشکار می‌سازد.

زن و شوهر علاوه بر نسبت زوجیت باید دو رفیق دلسوز برای یکدیگر باشند،قانون و محبت باید همراه همدیگر باشند. چنانچه در سوره نحل آیه 90 آمده است: بدرستی که خداوند (مردم را) دستور به عدل و احسان می‌دهد. (مظاهری،1364) .

تعاون میان همسران نیازمند انسانهایی است که دارای ذهنی باز و ظرفیتی بالا هستند تا به دور از تعصب عمل کنند. البته‌، امروزه هم بسیاری از مردان هستند که به خود اجازه نمی‌دهند در کار منزل به همسرشان کمک کنند و این را برای خود عار می‌دانند. آیت الله فضل الله در این خصوص بیان می‌کنند: این نشانه عقب ماندگی است وگرنه در تاریخ زندگی حضرت زهرا(س) مسئله تقسیم کار منزل در آن زمان‌، هیچ گونه عیب و عاری برای شخصیت مرد در برابر زن، در پی نداشته است. (فضل الله،1383)
در این خصوص رسول اکرم (ص) مایحتاج خانواده را خودشان تهیه می‌کردند و خجالت نمی‌کشیدند که کالای خود را از بازار به سوی خانواده شان حمل کنند. و هنگامی که از عایشه سؤال شد رسول

رشته حقوق-دانلود پایان نامه با موضوع حمایت اجتماعی

خدا (ص) در خانه چه می‌کردند؟ گفت: جامه اش را می‌دوخت و پای افزارش را پینه می‌زد و آنچه مردان در خانه هایشان انجام می‌دهند. (مجلسی،1404).
همچنین رسول خدا(ص) در آن وقتی که به خانواده اختصاص می‌داد در خدمت خانواده بود. در این باره از عایشه درباره رفتار پیامبر در درون خانه نقل شده است که گفت: رسول خدا(ص) در خانه در خدمت خانواده اش بود. (دلشاد تهرانی،1386). در خصوص مدیریت زندگی امام علی (ع) که رسول خدا (ص) کارهای داخل منزل را به فاطمه (س) و کارهای بیرون منزل را علی(ع) محول کردند و حضرت زهرا(س) رضایت خود را از این تقسیم کار با این جمله که: کسی جز خداوند نمی‌داند که چقدر از این امر خوشحال شدم اعلام نمودند‌ (نوری، 1408) ‌اما با این وجود امام علی(ع) در کارهای داخل منزل نیز به همسر خود کمک می‌کردند. این مسئله در نگاه دینی اهمیتش آنجا نمودی آشکار می‌یابد که امام علی(ع) می‌فرمایند : روزی رسول خدا بر ما وارد شد در حالیکه فاطمه بر سر دیگ غذا بود و من عدس پاک می‌کردم فرمود:‌ای ابا الحسن ! گفتم بله‌ای رسول خدا فرمود: از من بشنو و من جز آنچه پروردگارم مرا بدان فرمان داده است نمی‌گویم:…‌ای علی(ع) ! هر که خدمت به خانواده را عار نداند و از آن سرباز نزند بی‌حساب وارد بهشت شود …‌ای علی(ع) خدمت به خانواده کفاره گناهان کبیره است و آتش خشم خداوند را خاموش می‌سازد و چنین کسی به پاداش همکاری اش، نیکویی‌ها و درجه‌های بهشتی نصیبش خواهد شد.‌ای علی ! به خانواده اش خدمت نمی‌کند مگر کسی که به مقام صدیق یا شهید رسیده باشد و یا کسی که خداوند خیر دنیا و آخرت را برای او بخواهد (شعیری،1363) این موارد بیانگر گستره همکاری معصومین در امور خانه است و این میزان همکاری از سوی انسان‌هایی است که در مقامات معنوی .و مراتب کمال انسانی به جایی رسیده‌اند که هیچ انسانی بدان مقامات و مراتب دست نیافته است(دلشاد تهرانی،1386) و تامل در این مسائل و عمل به آن یکی از مهارت‌های مؤثر در افزایش احساس محبت و ابراز علاقه‌مندی در روابط زوجین است.
2-7- همراهی زن و شوهر در مسائل اقتصادی
یکی از مهارت‌های ابراز علاقه در بین زوجین نگاه و شیوه برخورد آنان در مسائل اقتصادی خانواده است.
از این رو درروایاتی که از معصومین (ع) نقل شده است‌، یکی از مواردی که مرد می‌تواند علاقه خویش را نسبت به همسر خود ابراز نماید گشایش بخشی در زندگی در حد توان و تلاش برای بهبود بخشی به وضعیت اقتصادی و تامین نیازهای مادی همسر است‌. امام سجاد (ع) در این باره می‌فرمایند:به راستی پسندیده‌ترین شما در درگاه خدا نعمت بخش‌ترین شما بر خانواده خویش است… وامام صادق یکی از خصلت‌هایی را که هر مردی در منزل خود نسبت به عیال و خانواده اش به آن احتیاج دارد را‌، وسعت در زندگی به اندازه می‌دانند(مجلسی،1404)و امام رضا (ع)در سفارشی میفرمایند: برصاحب نعمت لازم است که برای خانواده اش وسعت دهد و گشاده دستی نماید. (شعبه حرانی،1404). متقابلا یک زن با تدبیر نیز در این امر می‌تواند با رعایت اخلاق و مدیریت صحیح زندگی علاقه‌مندی خود را نسبت به شوهر خود ابراز نماید به طور مثال درخواست او در مسائل مادی در حد توان شوهرش باشد و در مراحل مختلف زندگی مهارت قناعت ورزی را در نظر بگیرد و در مشکلات رفاهی زندگی صبر داشته و ضمن داشتن حسن مدیریت در مخارج زندگی از تجمل گرایی و چشم و هم چشمی پرهیز نماید. تا بدین وسیله همراهی و همدلی خویش را که از علاقه‌مندی او نسبت به همسر ش نشات گرفته است ابراز نماید.
2-9- روابط عاطفی و جنسی
قرآن کریم بر ازدواج و تشکیل خانواده تأکید ورزیده و آن را یک سنت الهی در سیره انبیاء و رسولان الهی دانسته است. قرآن کریم به همه ی نیازهای جسمانی و روانی انسان‌ها توجه داشته و در این میان به نیازهای جنسی و عاطفی تأکید و در بسیاری از آیات قرآن، نکته هایی را درباره آن بیان داشته است. در قرآن کریم بر دوستی زوجین و روابط جنسی و عاطفی و زینت آن برای زندگی، تصریح شده است (آل عمران، آیه 14) و حتی روابط عاطفی و جنسی در سیره ی پاک و طیب انبیاء مورد تأکید قرار گرفته است به گونه ای که رسول الله (ص) فرموده اند: از دنیای شما عطر همسر صالحه و نماز را دوست می دارم. (مجلسی، 1983)
یکی از ابعاد مهم زندگی انسان، لذت جوئی است که می توان اوج آن را در روابط عاطفی و جنسی زوجین دانست تعالیم قرآنی این واقعیت زندگی بشری را تأکید می کند و حتی آن را به زندگی پس از مرگ تعمیم داده و گفته شده است که مردم در دنیا و آخرت از هیچ چیز به اندازه روابط جنسی لذت نمی برند
در معارف قرآن به روابط عاطفی و جنسی با دید معنوی و عبادی نگریسته شده است و قرآن ناطق (حضرات معصومین علیهم السلام) در موارد متعددی صحبت از پاداش اُخروی در روابط جنسی نموده‌اند. اولیای دین روابط عاطفی و جنسی زوجین را با معادل سازی پاداش اُخروی آن با تکالیف دشوار دینی همچون جهاد فی سبیل الله و ریزش گناهان و پاک شدن افراد مورد تأکید و توجه قرار داده‌اند. ایجاد این نگرش مثبت دینی به این روابط باعث می شود زوجین از روابط مشروع خود لذت و نشاط بیشتری ببرند و این از امتیازات مهم دین اسلام نسبت به برخی از ادیان است که غالباً روابط عاطفی و جنسی زوجین را با دید منفی نگریسته اند.
2-9- اهداف قرآن از طرح روابط عاطفی و جنسی زوجین
در بررسی آیات وحیانی و بررسی نظرات مفسرین قرآن می توان اهداف قرآن از طرح روابط عاطفی و جنسی را بدین ترتیب مطرح و برشمرد:
2-9-1- ارضاء مشروع نیازهای عاطفی و جنسی زوجین
عدم توجه به ارضاء مشروع زوجین از سوی طرفین موجب پیدایش بیماری های روحی، روانی جسمانی و آسیب های فردی و خانوادگی و بعضاً اجتماعی می گردد. اسلام عزیز براساس آیات وحیانی قرآن آن را یک نیاز واقعی و صحیح دانسته و با القای تفکری مثبت نسبت به ارضاء عاطفی و جنسی زوجین در نهاد خانه و خانواده آن را موجب رشد و کمال انسان دانسته است.
2-9-2- آرامش روانی زوجین
از جمله اهداف ازدواج و تشکیل خانواده و ارضاء نیازهای عاطفی و جنسی رسیدن به آرامش روانی است. زن و شوهر در سایه روابط صحیح عاطفی و جنسی به یک سکونت قلبی و آرامش روانی دست می یابند.
قرآن کریم در آیات متعددی به این واقعیت اشاره می کند
(از نشانه های خداوند این است که از نوع خودتان، همسرانی برای شما آفریده تا در کنار آنان آرامش یابید و میانتان دوستی و رحمت نهاد)

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

(و اوست خدایی که شما را از نفس واحدی آفرید و همسرانی را از آن پدید آورد تا در کنار او بیاسائید).
نکته مهم: مفسران در تحلیل و بررسی این آیات به طرح سه نکته مهم پرداخته اند:
نکته اول: هم شکلی در ساختمان و همنوعی زن و مرد است که در ایجاد آرامش آن‌ها نقش مهمی دارد.
نکته دوم: مکمل بودن شخصیت زن و مرد برای یکدیگر است به طوری که ساختار بدنی و هورمونی زن و مرد و ویژگی های روانی آن‌ها مایه ی جذب طرف مقابل و انس زن و مرد با هم می شود.
نکته سوم: زن و مرد به ویژه در دوران جوانی دچار احساسات و کشش های معارض هستند. ازدواج تسکین بخش این ناآرامی هاست چرا که با برقراری روابط عاطفی و جنسی زوجین در محیط خانه و خانواده آرامش و امنیت آن‌ها فراهم می گردد.
2-9-3- سلامت یابی زوجین
در عصر حاضر که رفتارهای جنسی از چارچوب ازدواج قانونی خارج شده اهمیت مهر و محبت متقابل که فقط در سایه ی ازدواج فراهم می شود اهمیت بیشتری دارد به گونه ای که نیاز به مهر و محبت و داشتن شریک و همراه در زندگی، از مهم ترین انگیزه های ازدواج و تشکیل خانواده است. گویا مهر و محبت به همسر و عطوفت کلامی و لمسی و غمخواری و پذیرش همدیگر از نهایت صمیمیت لازمه زندگی است. نقش روابط عاطفی و جنسی زوجین که با مهر و محبت و صمیمیت همراه می گردد در سلامت یابی زوجین و توسعه آن وقتی روشن می شود که تأثیر فقدان یا آسیب به این روابط را مشاهده کنیم در میان حوادث استرس زا، شدیدترین استرس‌ها مربوط به هم گسیختگی روابط خانوادگی است. از بهترین راه های مقابله با تنیدگی‌ها، برقراری روابط مناسب و رضایت بخشی عاطفی و جنسی بین زن و شوهر است. هنگام نیاز به حمایت اجتماعی نیز، زن و شوهر می توانند بهترین یاور یکدیگر باشند. قرآن کریم در توصیف رابطه بسیار نزدیک زن و شوهر، از کنایه زیبائی استفاده می کند که می توان نکته های ظریفی از آن برداشت نمود (زنان برای شما لباسی هستند و شما برای آن‌ها لباس هستید (بقره، آیه 187) لباس مایه‌ی سلامت و آبروی انسان است.
قرآن کریم کتاب نور و هدایت است لذا تشبیه (همسر به لباس) نکات تربیتی دقیقی است که هم نکته‌های اخلاقی و تربیتی را که صبغه ضمانت اجرای احکام فقهی و حقوقی را دارد بیان می کند و در این آیه پس از حکم جواز آمیزش همسران را لباس یکدیگر می داند. در این تشبیه لطیف (تشبیه همسر به لباس) نکات تربیتی دقیقی است که برخی از آنها بدین شرح است:
الف: لباس مانع از آسیب است ازدواج هر چند اطفای غریزه را به همراه دارد لیکن صبغه حکومتی آن صیانت از گناه و حراست از نگاه آلوده است. مهمترین بهره‌ای که از ازدواج نصیب همسران‌می‌شود صیانت گوهر دین از غارت ابلیس از خارج و چپاول هوس از داخل است.

ب) لباس عیوب انسان را‌می‌پوشاند و آبرو را حفظ‌می‌کند، زن و شوهر نیز باید عیوب هم را بپوشانند و آبروی اجتماعی یکدیگر را حفظ کنند.
ج) لباس انسان را از گرما و سرما و … حفظ‌می‌کند. زوجین باید در حوادث تلخ و شیرین گرم و سرد زندگی موجبات دلگرمی هم را فراهم کنند.
د) میان لباس و کسی که آن را پوشیده رابطه‌ای تنگاتنگ و صمیمی است که بیگانه میان آن دو راه ندارد. رابطه زوجین نیز باید همین باشد تا بیگانه‌ای به درون زندگی آنان راه نیابد که به اسرارشان پی برده، احیاناً فتنه گری کند.
ه) اعضای بدن با لباس در تماس است و لباس از تماس مستقیم آنها با بیرون ممانعت‌می‌کند. باید غرایز را بدون تعطیل، محدود، تعدیل کرد چنان که لباس انسان را محدود‌می‌کند.

و) انسان پوشیدن لباس آلوده و وصله دار را خوش ندارد، در انتخاب همسر نیز باید چنین دقت‌هایی اعمال شود.
ز) لباس مایه آرامش انسان است و زن و شوهر نیز موجب آرامش یکدیگرند.
ح) لباس آرایه انسان است و به وی زینت‌می‌بخشد، زن و شوهر باید زینت یکدیگر باشند. (جوادی آملی، 1385)
2-9-4- رشد و تکامل شخصیت زوجین
از آثار مهم ازدواج و برقراری روابط مشروع عاطفی و جنسی، کمال یابی معنوی و رشد شخصیت آن هاست کافی است بدانیم که در کلمات اولیای دین به تعدد به این موضوع تصریح شده است:
زن و مرد با ازدواج نیمی از دین خود را کامل می کنند
زن و مرد با ازدواج ارزش اعمال عبادی خود را به چندین برابر افراد مجرد می نمایند.
زن و مرد با ازدواج اخلاق و عفت خود را بهتر حفظ خواهند کرد (نوری طبرسی، ۱۳۷۸).
زن و مرد با ازدواج از آلودگی های جنسی و عاطفی و مفاسد اخلاقی نجات پیدا می کنند
مفسر شهید آیت الله مطهری به این موضوع اشاره دارد که انسان یک نوع کمال روحی دارد که جز با ازدواج و تشکیل خانواده و روابط و رفتار جنسی مشروع کسب نمی شود. ایشان افرادی را که از ازدواج سرباز زده و رفتار جنسی خود را مهار نموده‌اند را دچار نوعی نقص و خامی و عدم کمال می داند.
2-9-5- تربیت فرزند
رسول الله (ص) در تشویق افراد به ازدواج و تشکیل خانواده بر تولید نسل صالح تأکید می کند و آن را موجب افتخار خود می دانند. نسل سالم، کارآمد، موفق، کوشا، و توانمند از روابط سالم و مشروع جنسی و عاطفی زوجین پدید می آید. ارتباط معنا دار، هدفمند و زیبای زوجین بستر مناسبی را برای تولید و تربیت فرزندانی سالم و صالح فراهم می آورد.
در حقیقت فرزند، جلوه وحدت ثمره

رشته حقوق-دانلود پایان نامه با موضوع صفیه

در نظر گرفتن حساسیت‌های همسر
توجه داشتن به حساسیت‌های همسر، یکی دیگر از مهارت‌های ابراز علاقه در بین همسران است. در ارتباطات خانوادگی اگر خانم به دلبستگی همسرش توجه کند و به چیزهایی که او را دلخوش می‌کند، پایبند شود، باعث ایجاد محبت دردل شوهر می‌شود و متقابلاً آقا هم می‌تواند از همین شیوه برای ازدیاد محبت خانم نسبت به خود بهره گیرد (فرحزاد،1387). نمونه عالی چنین حساسیتی در گفتگوی فیمابین حضرت صدیقه طاهره و امام علی (ع)نقل شده است که در پاسخ به همسرشان هنگامی که از او پرسیدند: چرا ایشان را از نبود غذا و تحمل گرسنگی آگاه نکرده بودند، می‌فرمایند: رسول خدا به من سفارش فرمود: دخترم چیزی از پسر عمویت درخواست مکن، اگر چیزی برای تو آورد بپذیر و الا تو درخواست چیزی نداشته باش که بیش از طاقت همسرت باشد. (بحرانی،1416‌). در این نقل، علاقه شدید حضرت زهرا(س) به همسرشان در دقت و مراقبت در نگفتن حتی درخواست کوچکی که ممکن است همسر در برابر آن احساس نامطلوبی پیدا کند نمودی آشکار دارد.
همچنین شوهر بایستی در کلام و رفتار خود زمینه را برای سوءتفاهم فراهم نسازد و متقابلاً خانم هم از گمان‌های بی‌پایه و تفسیرهای منفی و وسواس‌های فکری خودداری نماید. (حیدری، 1387).

۲-2-6- پاسخ دادن به محبت همسر

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

یکی از جلوه‌های مهم ابراز علاقه در بین زوجین پاسخ دادن به محبت از سوی همسر است. این مهم در تقویت و افزایش رابطه عاطفی و درک متقابل زوجین از یکدیگر تأثیر به سزایی دارا است؛ در این خصوص در روایتی آمده است: هنگامی که صفیه همراه با دیگر زنان پیامبر به هنگام احتضار آن حضرت کنار بستر ایشان نشست و گفت: به خدا سوگند دوست دارم بیماری شما بر جان من وارد شود و سالم می‌ماندید، عایشه و حفصه نگاهی معنادار به صفیه انداختند و برخوردی نامناسب از خود نشان دادند، اما پیامبر(ص) با اینکه در شرایط جسمی بسیار سختی بود، از حرکت آنان ناراحت شدند و فرمودند: دیگر بس است، از این کارها بپرهیزید؛ و با این سخن صداقت صفیه را در گفتارش تأیید نمودند. (طیبی، 1385).
2-3- جلوه‌های رفتاری
چگونگی رفتار و اعمال هر یک از زوجین در ابراز علاقه آنان نسبت به یکدیگر یکی دیگر از مهارت‌های مهم در مدیریت و استحکام ارتباطات خانوادگی است. با توجه به اهمیت و تاثیرگذاری اعمال و رسایی مفهومی که از این طریق منتقل می‌شود، در نگاه درون دینی، در این حوزه مهارت‌هایی به شرح زیر ارائه شده است:
2-3-1- هدیه دادن
هدیه دادن یکی از نمودهای عملی در نشان دادن علاقه زوجین نسبت به یکدیگر است که در ایجاد و افزایش محبت و نشاط روابط خانوادگی، تأثیر به سزایی دارا است. زن یا شوهر می‌توانند در مناسبت‌های مختلف علاقه خویش را با دادن هدیه‌هایی چه مادی و چه معنوی نسبت به هم ابراز نمایند. در این خصوص رسول اکرم(ص) می‌فرمایند: هرگاه هر یک از شما به سفری رفت، هنگام بازگشت به خانه برای اهل خانه هدیه و تحفه‌ای بیاورد، هرچند سنگی باشد. (مجلسی،1404).
2-3-2- غذا خوردن با خانواده و به میل آنان
یکی از جلوه‌هایی که نشان‌دهنده علاقه و محبت بین زوجین است انتخاب نوع غذا و صرف زمان برای باهم غذا خوردن با یکدیگر است که بیانگر علاقه‌مندی به خانواده و اهمیت دادن به آنان است.
رسول اکرم(ص) در این خصوص می‌فرمایند: مؤمن به میل خانواده‌اش غذا می‌خورد، و منافق خانواده‌اش به میل او غذا می‌خورند. (کلینی، 1365).
در این راستا از اُم‌ایوب پرسیده شد که با توجه به جایگاه رسول خدا(ص) نزد شما، آن حضرت کدام خوراک را بیش‌تر دوست داشت؟ گفت: هیچ وقت ندیدم که به خوراکی فرمان دهد و هرگز ندیدم که درباره خوراکی که برایش آورده می‌شود ایراد بگیرد و بد بگوید. (دلشاد تهرانی، 1386).
در این خصوص همسر امام خمینی، عارف فی‌الله و استاد اخلاق، بیان می‌کنند: امام به من خیلی احترام می‌گذاشتند و همیشه جای خوب را به من تعارف می‌کردند، و تا من سر سفره نمی‌آمدم، خوردن غذا را شروع نمی‌کردند، به بچه‌ها هم می‌گفتند، صبر کنید تا خانم بیاید. (مرکز تحقیقات اسلامی، 1378) و خیلی اظهار محبت و علاقه می‌کردند؛ و مقید بودند این اظهار محبت و علاقه را جلوی فرزندان هم علنی کنند. اگر روزی خانم غذا تهیه می‌کردند، هرچند هم که بد می‌شد، کسی حق اعتراض نداشت و امام از آن تعریف می‌کردند. (اسلاملو،1387).
2-3-3- استقبال از همسر
با توجه به اینکه در عصر حاضر به دلیل برخی از مشکلات ممکن است مرد خانه، زمان زیادی را برای تامین نیازهای معیشتی خانواده در بیرون از خانه صرف نماید و هنگام بازگشت به خانه خسته باشد یکی از جلوه‌های ابراز علاقه نسبت به شوهر، فراهم ساختن فضایی آرام در محیط خانه و به هنگام ورود به منزل به استقبال او رفتن است.
این مسئله در نگاه معصومین (ع) از اهمیت به سزایی برخوردار است، چنانچه مردی نزد رسول خدا(ص) آمد و گفت مرا همسری است که چون به خانه روم به استقبالم آید و چون بیرون شوم بدرقه‌ام نماید، و چون مرا اندوهناک ببیند،گوید چه چیز اندوهناکت ساخته؟ اگر اندوه روزی‌ات را داری، دیگری آنرا برایت تکفل کرده است و اگر اندوه کار آخرتت داری، خداوند آنرا فزونی بخشد؛ پس رسول خدا(ص) فرمود: او را به بهشت بشارت بده و به او بگو خداوند را کارگزارانی است و تو از زمره آنانی و تو در هر روز اجر هفتاد شهید را داری (طبرسی رضی الدین،1412).
البته یک مرد فهمیده و با محبت می‌داند که همسر او نیز در طول روز زحمات زیادی برای حفظ نشاط و آرامش در خانه متحمل شده است. در نتیجه، او نیز سعی می‌نماید در هنگام ورود به خانه مشکلات و خستگی‌ها را تاحد توان به فضای خانه داخل ننماید و با روحیه‌ای مناسب، با همسر خویش معاشرت نیکو داشته باشد. و در فرصتی مناسب به جستجوی راه حل برای مشکلات شغلی خویش بپردازد.
2-3-4- درک شرایط روحی همسر
هر یک از زوجین ممکن است در طول زندگی مشترک خویش با مشکلاتی رو به رو شوند که سبب ناراحتی و موجب کاهش حس امید و نشاط در آنان شود‌. در این مرحله روحیه زن یا شوهر از حساسیت خاصی برخوردار است و بایستی همسر او به عنوان نزدیک‌ترین فرد نسبت به او از مهارت‌های رفتاری خاصی جهت تسکین و بهبود روحیه او استفاده نماید.
در این خصوص می‌توان به ظرافت‌های رفتاری اسوه مهر در عالم‌، پیامبر اکرم (ص) اشاره نمود.
در یکی از سفرهای حج که همسران پیامبر اکرم(ص) همراه وی بودند، شخصی شترهای زنان پیامبر را با سرعت می‌راند. در بین راه شتر صفیه به زانو درآمد و از راه رفتن ایستاد. صفیه شروع به گریه کرد، و زمانیکه پیامبر اکرم(ص) صدای او را شنید، جلو آمدند و با دست، اشک‌های او را پاک کردند‌. در این هنگام گریه صفیه شدت یافت‌، حضرت وی را دلداری دادند تا او آرام شود، ولی او بیشتر گریه می‌کرد، حضرت او را از گریه کردن بازداشت و به مردم دستور داد همانجا فرود آیند، در حالی که تصمیم به فرود آمدن در آن مکان را نداشتند… (عابدینی،1381). کمی تامل در این سیره رفتاری اهمیت درک متقابل‌، همراهی و همدلی هر یک از زوجین را در مسائل مختلف زندگی خاطر نشان می‌سازد و ظرافت و نکته سنجی رسول اکرم(ص) در این شرایط الگوی خوبی در ابراز علاقه زن و شوهر نسبت به یکدیگر است.
2-3-5- اختصاص وقت معین به همسر
محیط خانه نیز “کوچک‌های بزرگ” دارد. ممکن است انسان مسئله‌ای به نظرش ناچیز و کوچک باشد، اما برای گرم کردن محیط خانه و دل همسر خود را به دست آوردن امری بسیار بزرگ است. به عنوان مثال شوهر بایستی در طول شبانه روز ساعتی را به همسرش اختصاص دهد، نه اینکه روز را در خارج خانه مشغول به کار باشد و شب هم دیروقت بیاید و شامی بخورد و بخوابد‌. از همین رو است که رسول اکرم در بیانی می‌فرمایند : نشستن مرد در کنار عیال خود در پیشگاه خداوند متعال از اعتکاف در مسجد من محبوب‌تر است . متقابلا یک زن فهیم نیز بایستی در مدیریت داخلی منزل، زمانی را مختص همسر خویش قرار دهد.
2-4- تامین نیازهای زیبایی دوستی
هر فردی به طور طبیعی زیبایی را دوست دارد و یکی از مهارت‌های ابراز علاقه دربین همسران زیبا ساختن خویش در ارتباطات و تعاملات خانوادگی است که این مسئله در نشاط و افزایش محبت در خانه تأثیر به سزایی را دارا است.
2-4-1- آراستگی زن و مرد در محیط خانه
در الگوهای رفتاری معصومین (ع)به امر زیبایی و آراستگی توجهی جدی شده است .چنانچه رسول اکرم (ص) می‌فرمایند: اگر زن‌، خود را برای شوهرش(زیبا) نمی‌ساخت، بی‌گمان در دل او جا نمی‌گرفت (محمدی ری شهری،1387). و به زنان می‌فرمودند: ناخن‌هایتان را کوتاه نکنید که کوتاه نکردن ناخن برای شما موجب زینت بیش‌تر است (شیخ حر عاملی،1409). و امام علی(ع) در سفارشی بیان می‌کنند: زن مسلمان بایستى خودش را براى شوهرش خوشبو سازد (مجلسی،1404).
و امام باقر(ع) در نقلی دیگر می‌فرمایند: سزاوار نیست زن خود را بدون زینت رها سازد‌، هر چند که فقط گردنبندی را زینت خود نماید؛ و سزاوار نیست که زن دستان خود را بی‌خضاب رها سازد هر چند که فقط به دستان خود حنا بمالد، حتی اگر زنی سالخورده باشد. )کلینی، 1365)
با وجود تأکیدات زیادی که در خصوص آراستگی زن در محیط خانه در نگاه درون دینی شده است، مردان نیز بایستی به این امر توجه نمایند. چنانچه پیامبر اکرم(ص) خود را با غالیه (عطری خوشبو)‌، خوشبو می‌کردند، بدین صورت که همسران پیامبر با دست خود، پیامبر را با آن عطر، معطر می‌کردند. (طبرسی رضی‌الدین‌، 1412).
همچنین گروهی مشاهده کردند که امام باقر(ع) خضاب کرده است در این باره از ایشان پرسیدند، امام فرمودند: من مردی همسر دوستم از این رو خود را برای همسرم آراسته می‌سازم (مجلسی،1404). و امام کاظم(ع) در بیان اثرات آراستگی شوهر می‌فرمایند: آراسته بودن مرد برای زن، از عواملی است که بر پاک دامنی زن می‌افزاید.
و از حسن بن جهم نقل شده است‌، به علی بن موسی (ع) گفتم : خضاب کرده‌اید؟ فرمود: بله، به حنا و وسمه؛ آیا نمی‌دانی آراسته کردن خود اجر و ثواب دارد؟ بی‌گمان همسرت دوست دارد تو را آراسته ببیند، همانطور که تو دوست داری او را آراسته ببینی. از سویی بایستی توجه داشت‌، با توجه به این که جذابیت‌های ظاهری یک محدودیت‌هایی دارد، و زندگی هرچه به پیش رود مخصوصاً اگر با ناهنجاریها همراه باشد، موجب می‌شود معمولا چهره‌ها مکدر و شکسته شوند، بایستی در ارتباطات جذابیت ایجاد نمود‌، مثلاً ارتباط کلامی مناسب یا ارتباط‌های غیرکلامی مثل ارتباط چشم با چشم که چه قدر ظرافت‌ها در آن وجود دارد .
حتی نوع نشستن تأثیر دارد‌. در هرصورت باید دنبال جذابیت‌ها بود و این امر مهم هم برعهده زن می‌باشد و هم بر عهده مرد می‌باشد (طبرسی رضی الدین‌، 1412).
2-4-2- توجه به علایق همسر
یکی دیگر از جلوه‌های ابراز علاقه‌مندی در بین زن و شوهر توجه به علایق و سلایق آنان در امور مختلف به ویژه کیفیت پوشش و آرایش آنان نسبت به یکدیگر است .
اینکه هر کدام از زن و مرد بدانند طرف مقابلشان به چه چیزهایی تمایل مثبت دارد و از چه چیزهایی احساس منفی و بدی دارد‌، در ایجاد و تحکیم علاقه‌ی فیمابین بسیار مؤثر است.
در این خصوص در نقلی آمده است: خدمت ابوجعفر باقر(ع) رسیدم، یک ردای زرد صورتی بر دوش آن سرور بود، من به لباس آن سرور خیره شدم و آن حضرت گفت: من به تازگی با یک خانم قریشی‌نسب ازدواج کرده‌ام. (ایشان طبعاً این پوشش را به خاطر جلب رضایت همسرشان انتخاب کرده اند)
و نیز آمده است: … من خدمت ابوجعفر باقر(ع) رسیدم، ابوجعفر یک قواره شمد سرخ رنگ بر تن خود حمایل کرده بود، من با دیدن آن جامه تبسم کردم. ابوجعفر گفت : فهمیدم که چرا تبسم کردی، از جامه من به شگفت آمده

رشته حقوق-دانلود پایان نامه با موضوع رشد و بالندگی

د شناخت، درک، پذیرش، همدلی با احساسات فرد دیگر، قدردانی و پذیرش دیدگاه اوست. صمیمیت، تنها یک تمایل یا آرزو نیست؛ بلکه یک نیاز اساسی و واقعی بوده و مفهوم وسیعی دارد که شامل خود افشایی، رابطه‌ی جنسی، نزدیکی هیجانی، بدنی و عقلی است (بطلانی و همکاران، ۱۳۸۹).
زوجین: زن و شوهری که به صورت رسمی و با رضایت آگاهانه به عنوان زوجین شناخته می‌شوند و توسط مرگ یکی و یا طلاق از یکدگیر جدا می‌شوند (فاتحی و دهقانی، ۱۳۸۹).
فصل دوم
صمیمیت بین زوجین و شیوه‌های ابراز آن

مقدمه
محبت که آسودگی و آرامش است همچون کشتی نجاتی است که بر امواج خشمگین مشکلات زندگی در حرکت است. کشتی که یک زن مهربان و هنرمند ناخدای آن است زیرا تسکین و آرامش بخشیدن به زندگی رسالتی است که بر دوش زنان نهاده شده است.
«اما حقا الزوجه فان تعلم ان الله جعلهالک سکنا و انسا فتعلم ان ذالک نعمه من الله علیک فتکرمها وترفق بها»
خداوند متعال زن را برای شوهرش مایه آسودگی و آسایش قرار داده او نعمت بزرگ الهی است، دست حکیم پروردگار همخوان یا رسالتی که بر دوش انسان قرارداده استعداد مهرورزی، محبوبیت و مطلوبیت را نیز در فطرت و غریزه انسان نهاده است.
به قول استاد شهید مطهری «طبیعت مرد را مظهر طلب و عشق و تقاضا آفریده است و زن را مظهر مطلوب بودن، معشوق بودن، غریزه مرد طلب و نیاز است و غریزه زن جلوه و ناز» (مطهری، 1389)
روشن است اگر زنان در مسیر طبیعی فطرت خویش و در پرتو آشنایی با معارف دینی و آموزه‌های روانشناسی که روشنگر راه زندگی خانوادگی است بتوانند به وظایف خویش عمل کنند به جای آن که مأمور نظافت باشند،‌می‌توانند نماد رحمت و مهربانی بوده و بسیاری از مشکلات و موانع را در مسیر زندگی عاشقانه از سر راه بردارند.
«بدون تردید غالب کشاکش‌های خانوادگی، سردی‌ها، بی‌اعتنایی‌ها، بی‌رغبتی‌ها، خانه‌گریزی‌ها، ستیزه‌ها، جدایی ها، طلاق‌های بین زن و شوهرها به دلیل فقدان آرامش روانی در کانون خانواده و عدم تأمین نیازهای عاطفی- روانی بوجود‌می‌آید.» (تورنیر، 1991).
لذا برای مرتفع شدن چنین مشکلاتی علاوه بر ضرورت محبت در تحکیم بنیان خانواده، شیوه‌های ابراز آن توسط زوجین بالاخص زنان مورد بررسی قرار‌می‌گیرد.
2- 1- ضرورت محبت و ابراز علاقه در روابط زوجین
قرآن کریم از رابطه میان زوجین با کلمه مودت و رحمت یاد می‌کند که این مسئله اشاره به جنبه انسانی و فوق حیوانی زندگی زناشویی دارد.زیرا عامل شهوت تنها رابطه طبیعی زندگی زناشویی نیست، بلکه رابطه اصلی‌، صفا و صمیمیت و اتحاد دو روح است.(مطهری،1377)، عبارت «وَ جَعَلَ بَینَکُم مَودهٌ وَ رَحمَه» بیانگر رابطه‌ی دوستی و مهربانی است .بدین معنا که هم یکدیگر را دوست بدارند و به هم عشق بورزند، و هم با یکدیگر مهربان باشند .(خامنه ای،1381).
از سویی خداوند متعال پیامبر اکرم (ص) را رحمتی برای عالم معرفی کرده است که به برکت وجود ایشان بسیاری از بلاها و مصیبت‌ها از عالمیان برداشته شده است.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

شاید بتوان بین رَحْمَهً لِلْعالَمینَ بودن پیامبر و وجود مودت و رحمت بین زوجین، این ارتباط مفهومی را برقرار ساخت که دوستی و محبت بین زن و شوهر علاوه بر اینکه آرامش و رحمت الهی را به ارمغان می‌آورد‌، دژ محکمی در برابر بلایا و آسیب‌هایی است که می‌تواند بنیان خانواده را متزلزل سازد‌.
با توجه به اینکه همسران نمونه، امانتدار خوبی برای این هدیه الهی هستند در دعاهایشان از درگاه خدا مى‏خواهند که همسران و فرزندان آنان را از کسانى قرار دهد که مایه روشنى چشم آنان گردد.

خداوند این اوصاف را برای گروه ممتاز مؤمنان که در صف مقدم قرار دارند تحت عنوان “عباد الرحمن” شرح مى‏دهد، و همانگونه که رحمت عام خدا همگان را فرا مى‏گیرد، رحمت این بندگان خدا نیز از جهاتى عام است،و علم و فکر و بیان و قلم و مال و قدرتشان پیوسته در مسیر هدایت خلق خدا کار مى‏کند. )مکارم شیرازی،1374) در نتیجه دیگران که دوستدار تقوایند از آنان می‌آموزند و پیروى می‌کنند، بدون تردید اهل بیت (ع) از روشنترین مصداقهاى این آیه هستند‌، اما این مانع از گسترش مفهوم آیه نخواهد بود که مؤمنان دیگر نیز هر کدام در شعاعهاى مختلف، امام و پیشواى دیگران باشند.( مکارم شیرازی، 1374).
پس می‌توان نتیجه گرفت که مودت و علاقه و ابراز آن دربین زوجین از آنرو دارای اهمیت است که هم سبب آرامش و نشاط روح و جسم زن و شوهر است و هم گامی مؤثر در مسیر بندگی است که ضمن جلب رحمت الهی می‌تواند الگو و سرمش خوبی برای دیگران در جهت گسترش این فرهنگ باشد .

با توجه به اینکه‌، ابراز علاقه در محیط خانواده درنگاه درون دینی‌، دارای نمودهایی در ابعاد مختلف است، در این حوزه به موارد زیر می‌توان اشاره نمود:
۲-2- جلوه‌های کلامی
یکی از مهمترین شیوه‌های ابراز علاقه در بین همسران استفاده از کلام و نعمت بیان کردن محبت و علاقه در ارتباطات زن و شوهر است .از جمله جلوه‌های این شیوه در روابط زن و شوهر عبارت است از:
۲-2- 1-گفتگو و تعامل همراه با درک و محبت
تعامل و گفتگو شایسته در ارتباطات زناشوئی یکی از مهم‌ترین مهارت‌های یک خانواده موفق و نشانه مهر و علاقه دوسویه بین همسران است.
در این خصوص، بایستی مرد در خانه حرف بزند و به نیازهای عاطفی زن پاسخ دهد. که این امر نقشی اساسی در قلمرو محبت ایفا می‌کند.
چنانچه پیغمبراکرم(ص) هر روز صبح بعد از نماز صبح از خانم‌هایشان دلجویی می‌کردند و می‌پرسیدند: نیازهایتان چیست؟ و چه درخواستی دارید؟
این رفتار پیامبر حامل این درس است که نیازهای عاطفی و معنوی زن و فرزندان بایستی تأمین گردد. و یکی از راههای تأمین این نیازها‌، گفتگو و دل جویی از سوی مرد است. (عرفان،1387).
همچنین از عایشه نقل است هنگامی که پیامبر دو رکعت نافله صبح را می‌گزارد اگر من بیدار بودم با من سخن می‌گفت و اگر من خفته بودم دراز می‌کشید تا اذان گفته شود(دلشاد تهرانی، 1386).
متقابلاً زن نیز بایستی این نیاز همسر را همواره در نظر بگیرد و سعی نماید ضمن بیان علاقه خویش نسبت به شوهر خود‌، خاصه در هنگام سختی‌ها و مشکلات‌، همراه خوبی در شنیدن سخنان او باشد و با کلام محبت‌آمیز و فهماندن این امر که شرایط همسر خود را درک می‌کند، با زبانی نرم و محبت‌آمیز آرامش را به همسر خویش هدیه کرده و با بیان جملات مثبت و امیدوارکننده در تقویت روحیه او برای پیشرفت زندگی خانوادگی شان کوشا باشد.
«زیرا کانون خانواده، جایی است که عواطف و احساسات باید در آن جا رشد و بالندگی پیدا کند؛ بچه‌ها محبت و نوازش ببینند؛ و شوهر که مرد است و طبیعت خام‌تری نسبت به زن دارد و در میدان خاصی، شکننده‌تر است، مرهم زخم او، فقط و فقط نوازش همسر است، حتی نه نوازش مادر. مرد باید نوازش ببیند. برای یک مرد بزرگ، همسرش کاری می‌کند که مادر برای یک بچه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی کوچک آن کار را می‌کند؛ و زنان دقیق و ظریف، به این نکته آشنا هستند. اگر این احساسات و عواطف محتاج وجود یک محور اصلی در خانه که آن محور خانم و کدبانوی خانه است، نباشد، خانواده یک شکل بدون معنا خواهد بود.» (خامنه‌ای،1381).
از سویی، همسران برتر به این حقیقت اذعان دارند که می‏توانند با گیرایی کلامی و بارانی از جذابیت‏های بیانی، آنچنان وجود همسر خود را سیراب نمایند که در برابر محرکهای صوتی و کلامی نامحرمان کاملا مصون باشند. اسلام عزیز بر این نکته تأکید دارد که با نامحرمان به نرمی و طنّازی سخن مگویید و از کلام غیر ضروری با نامحرمان بپرهیزید و در عوض توصیه می‏کند که با همسران خود با زیباترین بیان، گیراترین کلام و جذاب‏ترین لحن سخن بگویید. در نتیجه بایستی در خانه، از بیشترین فرصت برای صحبت و تبادل نگاههای گرم و کلمات جذاب و گیرا با همسر بهره جست و در حقیقت جذابیت صوتی و کلامی از محکم‏ترین حلقه‏های پیوند و قوی‏ترین جاذبه‏های نزدیکی در زندگی زناشویی است (افروز، 1376).
۲-2- 2- بیان نمودن علاقه و محبت
با توجه به اینکه روحیه زن نسبت به مرد عاطفی‌تر است و روح او دارای ظرافت‌های خاصی است که بیشتر در معرض آسیب است، بیان و ابراز محبت شوهر نسبت به او تأثیر به سزایی در آرامش، رشد و افزایش اعتماد به نفس او در محیط خانواده‌دار است. از این رو پیامبر اکرم(ص) در کلامی حکیمانه می‌فرمایند: مرد اگر به همسر خود بگوید دوستت دارم، این سخن هرگز از قلب او بیرون نمی‌رود. (شیخ حر عاملی، 1409).
در محیط خانواده شوهر باید عاطفه قلبی خود را نسبت به همسرش ابراز کند حتی اگر نسبت به او محبت زیادی ندارد، همان اندک را، در بیان زیاد جلوه دهد، قشنگ و خوب جلوه دهد، و خانمش را محبوب خودش اعلام کند؛ زیرا این مسئله موجب می‌شود خانواده گرم شود و خدای‌ناکرده فکر انحراف در ذهن او (زن) القا نشود.
زن و مرد هر دو نیاز به محبت دارند و اگر این محبت اعلان و تثبیت نشود مشکل ایجاد می‌کند. (حسینی، 1387)؛ از این رو امام صادق(ع) یکی از ویژگی‌های زن نمونه را اظهار عشق او نسبت به همسر خود همراه با دلبری و زیبا کردن خود در چشم او بیان می‌نمایند. (شعبه حرانی، 1404).
هنگامی که شخصی از امام باقر(ع) سوال نمود : که خانم من خیلی به من حساس است و مرتب می‌گوید کجا بودی؟ زودتر بیا، تا حالا کجا بودی؟ آنجا چرا رفتی؟ امام باقر(ع) فرمودند: دوستت دارد، قدر محبتش را بدان!
«البته زن بایستی شرایط همسر خویش را درک نماید و همواره در رفتار خویش حد اعتدال را رعایت نماید» زیرا مرد باید سامان زندگی را با تدبیر و علم و عقل انجام دهد، با این وجود بایستی شوهر به محبت زن خود احترام بگذارد و در گفتار و عمل طوری رفتار کند که به محبت او به خوبی پاسخ مثبت داده شود. (حسینی، 1387)
در این خصوص می‌توان به ابراز علاقه امام خمینی‌، استاد اخلاق و عارف فی‌الله‌، نسبت به همسرشان اشاره داشت که در نامه‌ای خطاب به ایشان می‌فرمایند: تصدقت شوم‌، الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلا به جدایی…ام متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آئینه قلبم منقوش است…. (سبحانی‌نیا، عسکری، 1379).
۲-2- 3- توجه به ویژگی‌های مثبت همسر و تکریم او
در زندگی خانوادگی ممکن است هر یک از زن و مرد دارای ویژگی‌های شایسته، زیبا و آشکار باشند که بیان و یادآوری آنان یکی از شیوه‌های مؤثر در بیان علاقه در ارتباطات آنان است.
چنانچه خداوند متعال در سوره ضحى آیه 11 می‌فرماید: «نعمتهاى خدا را یاد کنید و آنان را اظهار نمائید.» بازگو کردن نعمت خدا شکر است (طبرسی، 1360)، که گاه با زبان وگاهی با عمل است؛ این سنت افراد سخاوتمند و کریم است که وقتى نعمتى به آنها روى آورد بازگو مى‏کنند و شکر خدا را بجا مى‏آورند، و عملشان نیز تاییدی بر این حقیقت است (مکارم شیرازی،1377)، در نتیجه آراستگی به این مهارت ضمن جلب رحمت الهی و افزون شدن نعمتها باعث افزایش محبت در بین همسران می‌شود.
۲-2-4- نام آوری دلنشین در خطاب همسر
در ارتباطات همسران‌، صدا زدن به نامی که مطلوب و محبوب زن یا شوهر است‌، عامل مهمی در ایجاد و تقویت محبت در ارتباطات زناشویی به حساب می‌آید.
خداوند متعال از به کاربردن القاب ناپسند نهی فرموده اند و در سنت نبوی نیز پیامبر اکرم‌(ص) پسندیده می‌دانستند که شخص با نام و کنیه‌ای که بیش ازهمه دوست دارد خوانده شود. (دلشاد تهرانی، 1386). و امام علی(ع) می‌فرمایند: در خطاب کردن، زیبا و نیکو خطاب کنید تا جواب زیبا و نیکو بشنوید (تمیمی آمدی، 1366). در نتیجه شایسته است زن و شوهر در ارتباطات کلامی خویش از نام یا بیان برخی توصیف‌هایی که مورد پسند همسرشان است استفاده نمایند که این امر حاکی از ابراز علاقه آنان نسبت به یکدیگر است.
۲-2-5-

رشته حقوق-دانلود پایان نامه با موضوع روابط بین فردی

جرم‌انگاری نشوز مرد را ضروری می‌دانند (ظفری، ۱۳۹۰).
این پایان‌نامه با بررسی مصادیق حسن‌معاشرت در فقه و حقوق ایران، صمیمیت زوجین را در کردار اسلامی مورد توجه قرار می‏دهد.
۱-2- ضرورت انجام تحقیق

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

صمیمیت در زوجین یکی از مسائلی است که نقش تعیین‌کننده‌ای در روابط بین فردی دارد به طوری که می‌تواند زندگی موفق را پیش‌بینی کند و از جمله عواملی است که در اسلام تاکید زیادی بر آن شده است، صمیمیت در تمام ابعاد زندگی زناشویی تأثیر دارد، از روابط کلامی گرفته است تا روابط جنسی بین زوجین، وقتی که صمیمیت در بین زوجین به وجود می‌آید زوجین بهترین لحظات زندگی را تجربه می‌کنند و می‌توانند با تاون بیشتری در برابر ناملایمات زندگی در کنار هم بمانند و لحظات خوب بیشتری را داشته باشند، وجود روابط صمیمانه بین افراد از اهمیت خاصی برخوردار است. چنین روابطی بر بهزیستی فیزیکی، روان‌شناختی و توانایی افراد در جهت عملکرد مؤثر در زمینه‌های مختلف فردی، خانوادگی و شغلی مؤثر است. ایجاد و دوام رابطه‌ی صمیمانه توسط پیوندهای هیجانی خاصی تقویت می‌شود‌ همچنانکه روابط سالم در زندگی منافع و پیامدهای مثبتی را دربردارد، روابط غیررضایتبخش سلامت جسمانی و روان شناختی افراد را به خطر می‌اندازد. صمیمیت احساس نزدیکی، تشابه و رابطه‌ی شخصی عاشقانه یا هیجانی با شخص دیگر است و مستلزم شناخت و درک عمیق فرد دیگر به منظور بیان افکار و احساساتی است که به عنوان منشا تشابه و نزدیکی به کار می رود. صمیمیت یک فرآیند تعاملی است و شامل ابعادی مرتبط به هم است. محور این فرآیند شناخت، درک، پذیرش، همدلی با احساسات فرد دیگر، قدردانی و پذیرش دیدگاه اوست. صمیمیت، تنها یک تمایل یا آرزو نیست؛ بلکه یک نیاز اساسی و واقعی بوده و مفهوم وسیعی دارد که شامل خودافشایی، رابطه‌ی جنسی، نزدیکی هیجانی، بدنی و عقلی است.
حسن معاشرت و خوش‌رفتاری عامل اصلی در جهت رشد معنویت و زمینه‌ساز آسایش و آرامش در کانون خانواده و پایه رشد فکری و تربیت صحیح فرزندان توصیف است. این امر در رشد و پیشرفت جامعه و غنای فکری افراد مؤثر است. لذا تبیین ارکان رفتاری زوجین که تأثیر غیرقابل انکاری بر روابط شخصی آن‌ها و نیز تربیت فرزندان دارد، و بررسی این امر در فقه و قانون، و آگاهی از ضمانت اجرای سوءمعاشرت زوجین بر تمام خانواده‌ها امری ضروری به نظر می‏رسد.
صمیمت به وفور در احادیث و قرآن مورد تاکید واقع شده و پیامبر و امامان معصوم دین مبین اسلام زندگی و رفتار و کردارشان، نمونه عالی صمیمیت در بین زوجین بوده است، اما برخی سودجویان و عنادورزان، به طرح بعضی شبهات و سوءاستفاده از این موضوع نموده‌اند، بنابراین انجام پژوهش‌هایی که بتواند به طراحی ‌این شبهات و پاسخ‌های این شبهات بپردازد می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در روشن‌سازی و سرمشق‌دهی به خانواده‌ها و مخصوصا زوجین باشد، با توجه به مطالب ذکر شده و اهمیت صمیمیت در روابط بین فردی زوجین و تاکیدات اسلام بر صمیمت در بین زوجین، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش صمیمیت در بین زوجین از دیدگاه اسلام می‌باشد.
۱-3- اهداف تحقیق
هدف نهایی این تحقیق نشان دادن سبک رفتاری زوجین در سایه‏ی صمیمیت و حُسن رفتار است. همچنین بررسی عواقب سوءمعاشرت و آگاهی آن‏ها به حقوق و وظایفشان جزء اهداف است. به طور کلی اهداف این تحقیق عبارتند از:
یافتن مصادیق تمثیلی حُسن معاشرت و صمیمیت در نظر عرف، قانون و فقه
بررسی آیات و روایات مربوط به روابط عاطفی زوجین
یافتن مواردی از سلوک بین زوجین در قانون که توصیه‌ای هستند و مواردی که دارای ضمانت اجرا هستند
بررسی اثرات سوءمعاشرت زوجین بر حقوق و تکالیفشان
۱-4- سوالات پژوهش
۱-4-۱- سوال اصلی
مستند فقهی و حقوقی تکلیف زوجین در صمیمیت و حُسن رابطه با یکدیگر چیست؟
۱-4-۲- سوال فرعی
مصادیق بارز صمیمیت و حُسن معاشرت در فقه و حقوق کدامند؟
ظاهر آیاتی چون آیه 34 سوره نساء که بیانگر مجوز تنبیه بدنی زوجین و سوءمعاشرت با اوست چگونه با دلایل شرعی مبنی بر حُسن معاشرت سازگاری دارد؟
۱-5- فرضیه های تحقیق
الزام به صمیمیت زوجین و سلوک مبتنی بر کردار صحیح، براساس منابع فقهی کتب و سنت و عقل قابل اثبات است.
مصادیق حسن معاشرت در ظرف عرف و عادت جای می‌گیرند و حصری نیستند، ولی از بارزترین آن‏ها می‏توان خوش زبانی و مدارا، سکونت مشترک، پرهیز از اعمال مضر به سلامت جسمی و روحی یکدیگر، پرداخت نفقه، تمکین، اختصاص دادن زمان به همسر، همکاری در امور خانواده، اظهار محبت، هدیه دادن و سوغات آوردن، پرستاری از همسر را نام برد.
با تدقیق در آیات قرآن وروایت از دید مفسرین، معلوم می‏شود این تناقض ظاهری است و آیات توصیه به سوءمعاشرت ندارد.
۱-6- پیشینه تحقیق
مقاله ای با عنوان بایسته‌های اخلاقی همسران و نقش آن در تربیت فرزندان توسط علی‌احمد پناهی و احمد حسین شریفی، در مجله معرفت اخلاقی زمستان 1388، شماره 1 به چاپ رسیده است که این مقاله، با رویکرد تحلیلی و نظری به بررسی بایسته‌های اخلاقی همسران و آثار آن در تحکیم خانواده‌می‌پردازد. نویسندگان تأکید‌می‌کنند از منظر آموزه‌های دینی و روان‌شناختی، هر یک از همسران در برابر دیگری وظایفی دارند که التزام به آنها در ایجاد فضای مثبت و با نشاط خانوادگی، تأثیر قابل‌توجهی دارد. تکریم، رعایت ادب، قدردانی، خوش‌خلقی، محبت، خوش‌بینی، صیانت از آبروی یکدیگر، مدار و … از مسائلی است که همسران با عمل به آنها،‌می‌توانند روابط میان خود را جذاب و مستحکم سازند. نویسندگان با نگاهی روان‌شناختی به آموزه‌های مزبور، اذعان‌می‌کنند که تعهد همسران به وظایف اخلاقی، موجب احساس همگرایی و همدلی مثبت‌اندیش شده و فضای خانوادگی در اثر این نتایج، بالنده و بانشاط خواهد شد. همچنین فرزندان چنین خانواده‌ای در اثر یادگیری اجتماعی و مشاهده‌ای، به سوی خیر، صلاح و تعهدمداری سوق پیدا‌ می‌کنند.
در تحقیقی دیگر تحت عنوان راهکارهای اخلاقی مرتبط با اصل مؤدت و رحمت میان همسران از منظر قرآن کریم به قلم ناصر قبادی‌نیا و معصومه حافظی که در فصلنامه علمی- ترویجی بانوان شیعه بهار 1388، سال ششم، شماره 19 نگارش شده است. در این مقاله اصل مودت و رحمت یکی از اصول اخلاقی حاکم بر روابط همسران معرفی شده است و اذعان‌می‌شود، طبق باور قرآنی، ‌می‌توان چنین اصلی را از زمره اصول اخلاقی روابط اجتماعی مسلمانان پنداشت: لیکن جایگاه این اصل در خصوص روابط همسران، از اهمیت و تأکید فوق‌العاده‌ای بر خوردار است. خداوند متعال در آیه‌ای از قرآن کریم فلسفه خلقت هر یک از همسران را رسیدن آنها به آرامش دانسته و در همان آیه، سخن از جعل مؤدت و رحمت به میان آورده است. بر این اساس، به نظر می‌آید که مؤدت و رحمت، لازمه حصول چنین آرامشی است که همواره لازم است برای حفظ کیان و قداست خانواده، مورد اهتمام تمام صاحب‌نظران قرار گیرد و طبع انعطاف‌پذیر خانواده را به صرف احکام آمرانه منحصر ننمایند، بلکه برای ایجاد نظم و آرامش در خانواده، به حاکمیت چنین اصلی نیز توجه داشته باشند. نویسندگان در نهایت تأکید‌می‌کنند با عنایت به اهمیت این اصل از منظر قرآن کریم، اهتمام به راهکارهای اخلاقی مرتبط با آن همچون گذشت، سازش و فداکاری لازم و ضروری‌می‌باشد.
پژوهشی دیگر در قالب مقاله و با عنوان اصول مؤثر در روابط صمیمانه همسران با الگوبرداری از اسوه‌های قرآنی و همسران بهشتی توسط سوسن آل رسول و طیبه محمدخانی در نشریه مطالعات راهبردی زنان، تابستان 1390، دوره 13، شماره 52 به چاپ رسیده است.
در این مقاله اذعان‌می‌شود از آنجایی که قرآن ارتباط سالم و صمیمی زوجین را در چارچوب خانواده از ضروریات نیل به کمال فردی و اجتماعی‌می‌بیند، لذا شناخت عوامل مثبت و منفی مؤثر در روابط همسران بر مبنای قرآن و سنت از پژوهش‌های مهم و بنیادی است. با این فرض که بخشی از داستان‌های قرآنی که حاکی از ارتباطات همسران اسوه قرآنی با یکدیگر است و نیز آیات بیانگر اوصاف همسران بهشتی، به منظور الگوسازی و ارائه راهکارهای عملی است، نویسندگان ابتدا به بررسی اصول و معیارهای حاکم بر زندگی مشترک مطلوب اسلام پرداخته‌اند و سپس با تحلیل جلوه‌های رفتاری همسران اسوه قرآنی و اوصاف همسران بهشتی و کیفیت گفتار و کردار آنان در پرتو آن معیارها، الگوهایی راهبردی در ایجاد روابط صمیمی از قرآن استخراج نمودند.
مقاله ای دیگری نیز با عنوان بررسی اصل «معاشرت به معروف بین همسران» از منظر قرآن توسط ناصر قربان‌نیا و معصومه حافظی در فصلنامه علمی – ترویجی بانوان شیعه، تابستان 1388، سال ششم، شماره 20 به چاپ رسید که در این نویسندگان فضای روابط همسران از منظر قرآن کریم را مملو از بایسته‌ها و شایسته‌های ناب اخلاقی دانسته و تأکید کردند که این اخلاقیات پیوند مؤدت‌آمیز و عاشقانه همسران را محکم و استوار می‌نماید. در ادامه نیز اذعان شده است ثمره شناخت اصول اخلاقی حاکم بر روابط همسران از منظر متعالی قرآن کریم، ارمغانی نوین و تمدنی ناب است. از جمله آن اصول، اصل معاشرت به معروف است. مطابق فرهنگ غنی قرآنی، هر یک از همسران باید با یکدیگر به معروف رفتار نمایند. از آن رو که دایره معنایی «معروف» محدود و ثابت نیست، بلکه در هر زمانه‌ای، افزون بر مطابقت با معیارهای شرعی، همواره با تحول زمان و پیشرفت خردمندان متدین قابل تغییر است. لازم است مسائل مربوط به روابط همسران در هر زمانه‌ای، تحت حاکمیت چنین اصلی، لباس زیبای اخلاق را بر تن کنند. این باور منطقی آن است که اندیشمندان و صاحبنظران اسلامی در تعیین روابط و وظایف همسران به راهنما و بنیادین بودن اصل معاشرت به معروف میان همسران اهتمام داشته باشند.
1-7- روش تحقیق
پژوهش، با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و اینترنتی، به وسیله فیش‌برداری انجام خواهد شد. پس از تدوین پلان کلی تحقیق، جمع‌آوری داده‌ها و فیش‌برداری آغاز می‌شود، سپس با فصل‌بندی و مشخص نمودن عناوین بخش ها، داده‌ها جای‌گذاری خواهند شد. در مرحله آخر با استفاده از نظرات اساتید به تحلیل و نتیجه‌گیری اقدام خواهد شد.
1-7-1 روش ها و ابزارهای جمع‌آوری اطلاعات

ابزار جمع‌آوری اطلاعات محقق در روش کتابخانه‌ای، همه اسناد چاپی همانند کتاب، دایره‌المعارف‌ها، فرهنگ‌نامه‌ها، مجلات‌، روزنامه‌ها، هفته‌نامه‌ها، ماهنامه‌ها، لغت‌نامه‌ها، سالنامه‌ها، مصاحبه‌های چاپ شده، پژوهش‌نامه‌ها، کتاب‌های همایش‌های علمی، متون چاپی نمایه شده در بانک‌های اطلاعاتی و اینترنت و اینترانت و هر منبعی که به صورت چاپی قابل شناسایی باشد؛ است.
اطلاعات این پژوهش بااستفاده از منابع کتابخانه ای، کتاب‌ها، مجلات و مقاله‌های منتشر شده گردآوری شده است.
1-7-2- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات
پس از جمع‌آوری اطلاعات و فیش‌برداری از آنها، با استفاده از نظرات اساتید گرامی و دکترین حقوقی اطلاعات را تحلیل نموده و به نتیجه‌گیری و تأیید یا رد فرضیات اقدام خواهیم نمود.
1-7-3- سازماندهی تحقیق
این پژوهش شامل چهار فصل‌می‌باشد:
فصل اول با عنوان «کلیات پژوهش» به ارائه بیان مسأله، ضرورت انجام تحقیق، سوالات اصلی و فرعی، فرضیات تحقیق و روش تحقیق اختصاص دارد.
فصل دوم با عنوان «صمیمت زوجین و شیوه‌های ابراز آن» به بررسی مصادیق صمیمیت زوجین اختصاص دارد.
فصل سوم با عنوان «حسن معاشرت از دیدگاه قرآن، فقه و حقوق» به بررسی قوانین فقهی و حقوقی پیرامون پژوهش حاضر می‌پردازد.
نهایتا، در فصل چهارم با عنوان «نتیجه و پیشنهادات» به ارائه نتایج پیشنهادات حاصل از این پژوهش می‌پردازیم.

1-8- تعاریف عملیاتی
صمیمیت: صمیمیت یک فرآیند تعاملی است و شامل ابعادی مرتبط به هم است. محور این فرآین

منبع تحقیق با موضوع 470

ماهیت چنین عقدی یعنی اجاره دادن مال مشاع- صحیح است و فاقد هیچیک از شرایط اساسی عقد اجاره را نمیباشد تا حکم بر بطلان آن نماییم. همانطور که در عقد بیع نیز اگر یکی از شرکاء سهم مشاعی خود را به دیگری با عقد بیع منتقل نماید، هیچیک از علماء و فقهاء و یا حقوقدانان حکم بر بطلان آن ندادهاند. اجاره مال مشاع نیز همین حکم را دارد و لیکن جای بحث وسوال در مورد تسلیم مال مشاع است که نظرات مختلفی در این زمینه ارائه شده است.
نظیر همین عبارت در نوشتههای دیگر فقیهان نیز دیده میشود به عنوان نمونه- مرحوم محقق کرکی در جامع المقاصد بیان نمودهاند:«و اجاره المشاع جائزه کالمقسوم اذ لامانع باعتبار عدم القسمه»و همینطور:«المشاع ای یصح اجاره المشاع المشترک بینه و بین الغیر- لعموم ادله الاجاره، مع عدم صلاحیته الا شاعه و الشرکه و لاصل و عدم المنافاه، الا انه لایسلیم العین المشترکه الا باذن الشریک و اذا لم یاذن یرفع امره الی الحاکم کما اذن الشریکان».

ایشان میفرمایند: مال مشاع- اجاره دادن آن به خود شرکاء یا به غیرصحیح است به دلیل- عموم ادله اجاره- (که هر کس میتواند هرگونه تصرفی در مال خود بنماید از جمله آنکه مال خود را اجاره دهد. لذا شریک مشاع نیز نوعی مالکیت مشاعی در مال مشاع دارد، میتواند آن را اجاره دهد.،حال به شرکاء یا به غیر فرقی نمیکند) و دلیل دیگر آنکه اصل آن است که هر کس میتواند در اموال خود تصرف نماید، همانطور که میتواند مال مشاعی خود را با عقد بیع یا صلح، … منتقل نماید میتواند آن را نیز اجاره دهد و این منافاتی با عقد دیگر ندارد.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نکته قابل درنگ و متفاوت در این عبارت، قسمت آخر عبارت این فقیه بزرگوار است که در صورت عدم اذن شریک مشاعی به تسلیم مورد اجاره، مسأله همانند موردی است که چند شریک مشاعی با همدیگر در خصوص مورد مال مشاعی اختلاف دارند که لازم است به حکم حاکم تمکین نمایند. اما آیا میتوان این گونه نتیجهگیری کرد که حاکم میتواند از سوی شریک ممتنع اذن به تسلیم مال مشاعی بدهد؟ آیا حاکم میتواند شریک ممتنع را به دادن اذن اجبار کند؟
ازمنطوق عبارت این مطلب که حاکم می تواند ممتنع را اجبار کند، استنباط میگردد. در آنجا که میفرماید: «الا انه لایسلم العین المشترکه» فقط تسلیم نمودن مال مشترک نیاز به اذن شریک دارد و زمانیکه اذن ندهد به حاکم مراجعه میشود همانطور که اگر دو شریک با هم منازعه در مال مشاعی داشته باشند، حکم حاکم رافع منازعه شریکان خواهد بود. در اینجا نیز اگر شریکی مانع تسلیم مال مشاعی باشد، حاکم ممتنع را وادار به تسلیم خواهد نمود.

فقها دو مسأله را با دقت بیشتری مطرح میکنند:
اول اینکه مشاعی بودن ملک مورد اجاره منافاتی با امکان انتفاع و اجاره دادن ملک موصوف ندارد، البته به نظر میرسد شهید به گونهای راحت با مسأله برخورد کردهاند. زیرا اگر شرکا اذن ندهند در عین مالی که تصرف و تسلیم مستأجر منوط به اذن آنهاست چگونه امکان انتفاع وجود دارد؟ و میدانیم که شراکت در املاک، توافق نظرات شرکاء را دشوار میسازد.
نکته دوم که در مسأله اجاره مال مشاع فتح باب نمودهاند. اینکه تفاوتی در اجاره حصه شریک مشاعی به احدی از شرکاء و یا شخص ثالث (خارج از شرکاء مشاعی) وجود ندارد و حکم هر دو یکسان است. شاید بیان این نوع پاسخ به تقسیمبندی میان «اجاره به احدی از شرکاء مشاعی» و اجاره به شخص ثالث و خارج از شرکاء»- در اندیشههای فقهای اهل سنت و تفکیک میان حکم این دو نوع باشد که در بررسی آراء فقهاء اهل سنت نیز به آن توجه مینمایم.
مرحوم صاحب جواهر کلام حکم اجاره مشاعی را با موردی که مال مورد اجاره میان شرکاء تقسیم شده است یکسان میدانند و این مطلب را از عموم ادله و اطلاقات احادیث در خصوص اجاره استنباط مینمایند، همانند صاحب ریاض و محقق الاردبیلی در صورتی که شریک از دادن اذن و اجازه برای تسلیم مال مشاع خودداری نمود مسأله را به امر حاکم واگذار نمودهاند. اما سوال اساسی در فرض قبول این مقدمه در نوع و نحوه حکم حاکم است. به عبارت سادهتر حاکم چگونه مسئله را با درنظر گرفتن حقوق سایر شرکاء مشاعی و حقوق موجر و مستأجر مال مشاعی فیصله خواهد داد؟ پاسخ این مطلب همان چیزی است که در قسمت بعدی و در راهکارهای ارائه شده برای رفع تعارض ظاهری مادهی 470 و 475 قانون مدنی به دست خواهیم داد. و در این مقام به این مطلب بسنده مینماییم که در نظر برخی فقهای بزرگ امامیه این موضوع طرح بحث شده، که در صورت امتناع شرکای مشاعی از دادن اذن به تسلیم مورد اجاره موضوع میتواند از طریق حاکم پیگیری شود. ولی در خصوص نحوه حکم حاکم و اجرای حکم بیانی نداشتهاند.
لازم به ذکر است در آراء اهل سنت اجاره مشاع در ذیل بحث تسلیم مورد اجاره مطرح شده است. در حالی که در فقه امامیه اجاره مشاع در قسمت بیان حکم مورد اجاره و احکام کلی اجاره بیان شده است. شاید بدین علت باشد که نگاه فقهای اهل تسنن بیشتر با رویکرد عملیاتی و اجرایی است و حکم مسأله را به گونهای بیان میدارند که کمتر موجب نزاعات آتی میان شرکاء گردد.
البهوتی یکی از فقهای اهل سنت و صاحب «کشاف القناع» متوفی به سال 151 قمری اینگونه مسأله را بیان کرده است:”…… و لا تصح اجاره مشاع منفرد لغیر شریکه لانه ای الموجر لایقدر علی تسلیمه الا بتسلیم نصیبه شریکه و لایه علیه فلم یصح کالمغضوب”
عکس فقهای امامیه،اهل سنت حکم اجارهی مشاعی را محکوم به بطلان دانسته و دلیل آن را عدم قدرت بر تسلیم مورد اجاره ذکر کردهاند و در تحلیل آن بیان کرده و تسلیم مورد اجاره ناگریز از تسلیم حصه و مال شرکای دیگر است که این موضوع در حکم غصب است و موجبی برای صحت ندارد.
در ادامه فقیه پیش گفته فروعی را در مسأله تحریر نموده و حکم آنها را به گونهای متفاوت بیان کردهاند:” و ان کانت العین لواحد، فأجر رب العین نصفهای نصف الموجر صح لأنه یمکنه تسلیمه اذ العین کلها له فیسلمها للمستأجر، ثم آجر انصف الاخر للاول صح و ان کان لغیره فوجهان:
الا ان یوجر الشریکان معاً لواحد فیصح لعدم المانع، اویجر احد هما للاخر او لغیره باذنه ای شریکه قال فی الفائق و هو مقتضی تعلیلهم بکون لایقدر علی تسلیمه. لا نه اذا اذن له فقد قدر علی التسلیم و قد یمنع از لا یلزم من الا ذن فی الجاره الاذن فی التسلیم و مقتضی التعلیل، ان العین لو کانت لجمع فآجر احدهم نصیبه لواحد منهم بغیر اذن الباقین لم تصح، قال فی الرعایه الکبری لاتصح الا الشریکه بالباقی او معه لثالث.”
یکی از فروضی که در عبارات این فقیه بزرگوار آمده موردی است که صاحب ملک یک نفر است و نصف خانه را اجاره میدهد، در این صورت به دلیل اینکه قدرت بر تسلیم وجود دارد اجاره صحیح است، ولی روشن است که این مورد به بداهت منطقی از موضوع اجاره مشاعی خارج است. یا هنگامی که نصف دیگر را نیز به مستأجر اولی اجاره میدهد.
نکتهای که در عبارات فقهی پیش گفته ملحوظ نظر است، تفکیک اجاره حصه مشاعی به یکی از شرکاء و اجاره به ثالث است. شاید علت این تفکیک فقهی این است که در فرضی که احدی از شرکاء حصهی خود را به شریک دیگر اجاره میدهد، بیگانهای را در ملک مشاعی داخل نمیسازد و صرفاً حصهی مشاعی شریک دیگر را در تصرفات و انتفاع از ملک موصوف را گسترش میدهد و لهذا نیازی به اذن شرکاء نیست، زیرا شرکاء در حالت کلی با تصرف وی که احدی از شرکاء بوده موافقت نمودهاند. ولی در مورد ثالث این گونه نیست. اما می توان اینگونه انتقاد نمود که شرکاء مشاعی صرفاً در حدود حصهی موجود شرکاء اذن در تصرفات داده و گسترش حصه مشاعی و به تبع انتفاع از ملک موصوف نیازمند اذن جدید شرکاء است و از این رو است که فقهای امامیه در این مورد تفکیکی نکرده و شهید ثانی حکم هر دو قسم را محکوم به صحت دانستهاست.
2- بررسی مواد قانون مدنی در خصوص دراجاره مال مشاع ونحوه تصرف در آن:
حقودانان در تحلیل مبنای ماده 475ق میفرمایند:
«در مالکیت مشاع، حق مالکان در عین مال ملحوظ است. این حقوق در عالم اعتبار مستقل ولی در عالم خارج جدا نیست. به همین جهت تصرف حقوقی در مال مشاع، چون منافاتی با اجرای حقوق سایرین ندارد، مجاز است ولی تصرفات مادی بدین لحاظ که باعث تصرف در مال سایر مالکان و در نتیجه منافی با حقوق آنان است. بدون اذن ایشان امکان ندارد».
اگر چه مبنای ارائه شده تا حدودی مشکل توجیه مبنای قانون مدنی و نظرات فقهای امامیه را مرتفع میسازد ولی انتقاد اصلی را در خصوص اینکه چگونه امکان تسلیم مال مشاعی به مستأجر وجود دارد و چگونه وی قدرت بر تسلیم مورد معامله را دارد، همچنان باقی است.
قبل از هر پاسخی ضروری است که بدانیم که آیا قدرت بر تسلیم ماده 470 قانون مدنی و همینطور فقه امامیه قدرت بر تسلیم فیزیکی است و یا قدرت بر تسلیم حقوقی است؟
ماده 470 آورده است: ” در صحت اجاره قدرت بر تسلیم عین مستأجره شرط است” صراحت قانونگذار در این ماده و حکم صحت اجاره مال مشاعی در ماده 475 قانون مدنی چگونه با همدیگر قابل جمع است. آیا قانونگذار به فاصلهی چند ماده دو حکم و دو مبنای متعارض اتخاذ کرده است؟
فقهای امامیه در بحث اجاره مشاع صحبتی از قدرت بر تسلیم نداشته و موضوع را صرفاً با بیان حکم صحت به اختصار بیان داشتهاند. اساتید و حقوقدانان نیز به صراحت در خصوص این دو ماده اظهارنظری نداشتهاند. صرفاً در بیان دلیل حکم ماده 475در کنار انتقاد وارده مبنی بر تسلیم مال مشاعی اینگونه استدلال کردهاند:
” …… مالک مشاع با افراز سهم خود توان تسلیم را دارد و در غالب موارد نیز شریکان با نوعی تقسیم منافع میان خود به توافق میرسند، چرا که مصلحت و بنای آنان بر همزیستی است. پس موجر میتواند مستأجر را جانشین وضع خود سازد و در تحصیل رضای شریکان به اشکالی برنخورد، قانونگذار بر مبنای همین غلبه اجاره مال مشاع را اجازه داده است. ولی باید دانست که، اگر تسلیم بدون اذن انجام شود، شریکان دیگر میتوانند خلع ید مستأجر را از دادگاه بخواهند”.
به نظر میرسد تحلیل ارائه شده در راستای توجیه مبنای ماده 475 ق.م و رفع تعارض آن با ماده 470 همان قانون نتواند تمامی مسائل را حل نماید، زیرا اگر ملک مشاعی مورد اجاره قابلیت افراز نداشت و شرکاء نیز حاضر به تقسیم منافع میان خود نشوند و رضایت به تسلیم مورد اجاره نیز ندهند، در اینجا وضعیت مستأجر ملک موصوف چگونه خواهد بود؟ روشن است گاهی مستأجر به موضوع جاهل بوده که بیشک حق فسخ راهکاری مناسب برای جبران ضرر و زیان وی میباشد. اما در صورتی که مستأجر به مشاعی بودن ملک مورد اجاره آگاه بوده، ولی به گمان کسب رضایت شرکاء از سوی موجر اقدام به اجاره ملک مشاعی کرده و در حال حاضر نه ملک قابلیت افراز داشته و نه شرکاء حاضر به تقسیم منافع و یا اذن در تصرف مستأجر هستند، آیا در این صورت باید بگوییم مستأجر پای بند به اجاره منعقد شده است و به دلیل عدم انتفاع از ملک حکم عقد تابع ماده 481 بوده و اجاره باطل است. آیا اصولاً این مورد میتواند مصداق ماده 481 و خروج از انتفاع به دلیل عیب باشد؟ وآیا شراکت در ملک نوعی عیب محسوب میشود؟ و اینکه آیا مستأجر نمیتواند علیه شرکای مشاعی دعوی الزام به افراز منافع و تقسیم مدت استفاده از ملک موصوف اقامه نماید و با این دعوی هم عقد اجاره باطل نگردد و هم مستأجر به هدف عقد که انتفاع مشاعی از ملک موصوف است تأمین شود.
برای یافتن راه حلی در فقه امامیه و همینطور حقوق موضوعه ضروری است در ذیل بیان راهکارهای ارائه شده برای رفع تعارض مواد 470 و 745 قانون مدنی در آراء و اندیشههای بزرگان را پی گیری میکنیم.
بررسی مواد 470 و 475 قانون مدنی و بررسی تعارض و نظرات ارائه شده جهت رفع تعارض آن؛
ماده 470 ق. م، «در صحت اجاره قدرت بر تسلیم عین

منبع تحقیق با موضوع تایم

به تعدیل نیست. و در واقع طرفین میتوانند اموال قیمی مشاع را از دو طریق بتراضی تقسیم کنند:
الف- نخست تعدیل سهام کرده وسپس به تراضی هر یک سهم مفروزی را اختیار کند.
ب-بدون تعدیل سهام اموال را بین خود تقسیم کنند. فقط در اینصورت صلح مبتنی بر تسامح خواهد بود.
بند دوم: بررسی آرا حقوقدانان در مورد افراز منافع
افراز منافع بدین معناست که عین مال در مالکیت مشاعی چند نفراست و هیچیک حاضر به تقسیم و جدا کردن سهم خود نمیباشند، در حالیکه یکی از شرکاء قصد دارد از منافع مال مشاعی خود به مقدار سهم خود استفاده مفروز نماید و یا آن را به دیگری منتقل یا اجاره دهد.در زندگی معمولی مردم نیز از قدیم الایام چنین تفاهمی موجود بوده و منافع اعیانی مشاعی را به صورت مفروزی استفاده می نموده اند. مثلاً زمانیکه عدهای مالکیت مشاعی نسبت به میاه قنات داشتند. حق استفاده قسمتی از سهام میاه را در طول سال یا ماه و هفته به صورت مفروزی استفاده و یا به دیگری اجاره میدادند. حمامهای عمومی که با سرمایه عدهای از مردم به صورت مشاعی ساخته شده بود، منافع آن با برنامهریزی و تقسیمبندی در زمان یا دوره خاصی در مالکیت روزها برای زنان و شبها برای مردان قرار میدادند و امروزه نیز عدهای سرمایهگذاری درهتلها یا مکانهای تفریحی در شهرهای سیاحتی یا زیارتی نموده سپس منافع آن را در طول یک یا چند روز یا چند هفته و ماه به مردم واگذار مینمایند و در طول سال از منافع مفروز واحد یا ویلای خود استفاده میکنند.
سوال: خانهای است مشترک بین چند نفر اگر یکی از شرکاء از بعضی دیگر شرکاء تقاضا و طلب کند که اجازه تصرف در آن خانه را بدهد آیا بر آن بعض واجب است اجابت و اجازه تصرف در آن خانه یا این که برای او امتناع هم جایز است؟
جواب: منع شریک بنحو کلی از تصرف در مال مشاع و مشترک جایز نیست، باید اجازه در تصرف به مقدار سهم او بدهد ویا حاضر به قسمت شود و سهم هر یک مفروز گردد و یا حاضر به قسمت مهایاتی شود یعنی تقسیم به حسب از سند که مثلاً مدتی یکی تصرف کند و مدت دیگر، دیگری یا حاضر به خرید و فروش شود و چنانچه از همه شقوق استنکاف نماید حاکم شرع او را به اختیار یکی از امور مذکور مجبور کند.
در این اجوبه صراحت افراز منافع را پذیرفتهاند و بدواً هر گونه تصرف مفروزی در ملک مشاع را نیاز به اذن شرکاء دانستهاند. اما چنانچه شریک یا شرکاء منع در تصرف مفروزی شریکی را نمایند را جایز ندانستهاند، چون هر شریک به مقدار سهم خود مالک میباشد و هر مالکی هرگونه تصرف و انتفاع از مالکیت خود را دارد. (ماده 30 قانون مدنی) از طرفی تصرف فیزیکی در مال مشاع را قانونگذار نیاز به اذن سایر شرکاء دانستهاند حالی اگر شریکی بخواهد از این حکم قانونی سوء استفاده نماید و حتی بدون دلیل اذن در تصرف ندهداز باب قاعده ضرر، عدم اذن موجب اضرار به شریک مالک مشاعی میگردد، لذا منع شریک در تصرف در مال مشاع را جایز ندانستهاندچون موجب ضرر به شریک یا شرکاء میگردد.لذا به هر صورت یا باید اجازه تصرف مادی به شریک را به مقدار سهم خود بدهد یا اینکه ملک را به مقدار سهم هر یک از شرکاء تفکیک و تقسیم سهم هر یک مفروز گردد و اگر امکان افراز اعیان نباشد باید افراز منافع یا مهایات را بپذیرد. یعنی برحسب ازمنه «افراز منافع زمانی» بپذیرد که یکی از شرکاء مدتی در قسمتی از سبک تصرف نماید و در مدت زمان دیگر شریک دیگر تصرف مفروزی نماید و چنانچه به هیچیک از شقوق رضایت ندهد و حاکم شرع او را مجبور به پذیرش نماید.
سوال: کارخانهای است که دارای صد سهم میباشد واینجانب هم 18سهم آن را مالک هستم و به اشخاصی که برای کار به آن کارخانه مراجعه میکنند اخطار نمودهام که اینجانب رضایت ندارم که در این کارخانه کار کنید یک نفر از مراجعین به کارخانه که خودش هم در آن کارخانه دارای سهمی است و نیز چند نفر صغیر هم میباشد که از این کارخانه سهم دارند، اظهار نموده چون پای صغیر درکار است برای حفظ منافع صغیر، کارکردن برای من که قیم صغیر میباشد عیبی ندارد و نیز یک نفر از مراجعین دیگر اظهار نموده که چون شما رضایت ندارید نسبت به سهم آنهائیکه رضایت دارند کار میکنم. حکم مسئله را مرقوم فرمائید.
جواب: از موضوع شخصی اطلاع ندارم اما بطور کلی تصرف در مال مشترک بدون اذن جمیع شرکاء جایز نیست. ولی اگر استنکاف کند شرکاء او میتوانند با مراجعه به حاکم شرع به مقدار سهم او زمانی در هر ماه و یا هفته مثلاً برای او معین کنند و در باقی ازمنه خودشان از کارخانه استفاده کنند.
در جواب این مسئله نیز به صراحت حکم برقبول افراز منافع زمانی را صادر نمودهاند.
مبحث دوم: افراز منافع و انطباق آن با نهادهای حقوقی مشابه

گفتار نخست: انطباق افراز با مالکیت زمانی
امروزه تصور و نظر بعضی از حقوقدانان، این است که تایم شر نوعی عقد است در حالی که به نظر چنین فرضیهای اشتباه است.زیرا همانطور که بحث خواهد شد، خواهیم دید که تایم شر نه یک عقد بلکه یک نهاد حقوقی است که در آن عقود مختلف وجود دارد.گسترش استعمال «تایم شر» در برخی از کشورهای اروپایی و نقشی که این نهاد در جذب سرمایهها و جلوگیری از اتلاف منابع دارد، برخی از شرکتهای ایرانی را بر آن داشته تا این روش را الگوی فعالیتهای خود قرار دهند.در تایم شر عین و منافع مال به صورت زمانبندی شده در مالکیت دو یا چند نفر قرار میگیرد. ملاک بطلان در معاملات عرف و عقلاء است مگر آنکه شارع بطور خاص آن را باطل یا حرام اعلام کرده باشد مثل ربا که فرموده «احل اله البیع و حرام الربا» و معمولاً معاملات از نظر شرعی رضایی هستند نه تأسیسی و تعبدی، و صحت در معاملات اختصاص به معاملات متداول و جاری ندارد بلکه اگر معامله جدیدی حسب شرایط زمان به وجود بیاید که حق هیچ یک از عناوین فعلی معاملات بر آن صدق نکند و عقلاً آن را حق میدانند و شارع بطور خاص یا عدم آن را رد نکرده باشد صحیح و معتبر و ممضی خواهد بود.
بند نخست :مفهوم مالکیت زمانی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

تایم شر که به بیع تعبیر میشود- اولین بار در استفاده از رایانهها مطرح شد، بعداً برای استفاده از اموال، خصوصاً اموال غیرمنقول، تبدیل شد. تایم شر یا مالکیت زمانی، امکان استفاده افراد متعدد از مال واحد، در دورههای زمانی مشخص فراهم میآورد و زمینه استفاده حداکثری از اموالی را که بطور مستمر مورد نیاز مصرف کننده واحد نیستند، ایجاد میکند.
مالکیت زمانی یا به تعبیری تایم شر ،یک نهاد حقوقی جدید نیست، بلکه یک روش استفاده است که ممکن است در قالب عقد بیع، اجاره یا هر نوع عقد دیگری، متناسب با نهادهای پذیرفته شده در حقوق داخلی، مورد استفاده قرار گیرد. مهمترین مسئلهای که حقوقدانان ما با آن روبرو هستند، نبود تصویری صحیح از این نهاد تازه تأسیس حقوقی است. البته فقدان تصویر صحیح با عنایت بر جدید بودن مبحث، تعجبانگیز نیست. چرا که کشورهای دارای نهاد حقوقی «تایم شر» در ابتدا با چنین مشکلی مواجه بودهاند.امروزه تصور و نظر بعضی از حقوقدانان، این است که تایم شر نوعی عقد است در حالی که به نظر چنین فرضیهای اشتباه است. زیرا همانطور که بحث خواهد شد، خواهیم دید که تایم شیر نه یک عقد بلکه یک نهاد حقوقی است که در آن عقود مختلف وجود دارد.
بند دوم:تاریخچه مالکیت زمانی
همانطور که گفتیم این واژه برای اولین بار در استفاده از رایانه مطرح شد، این واژه بدین معنا بود که تعداد زیادی از افراد میتوانند به بانک اطلاعاتی یک شرکت رایانهای در قبال پرداخت هزینه مختصری دسترسی داشته باشند و کلاً روشی در اخذ اطلاعات از رایانه بود که در آن، رایانهای که به منظور دادن اطلاعات و سرویس عمومی در نظر گرفته میشد، امکان سرویسدهی به چندین کاربر را می یافت. این مفهوم در اوایل سال 1957 توسط «باب بور» در مقالهای در مجله “کنترل اتوماتیک” مطرح شد.
گسترش استعمال «تایم شر» در برخی از کشورهای اروپایی و نقشی که این نهاد در جذب سرمایهها و جلوگیری از اتلاف منابع دارد، برخی از شرکتهای ایرانی را بر آن داشته تا این روش را الگوی فعالیتهای خود قرار دهند. اگر چه این شرکتها تطبیق فعالیتهای خود بر موازین حقوقی و قوانین جاری، از قراردادهایی چون «بیع مشاع» و «صلح منافع» کمک گرفتهاند، اما با توجه به رواج این مسئله در سالهای اخیر و به ویژه استفاده از عناوین «بیع زمانی» و «تایم شر» و نیز با توجه به بهرهگیری از این شرکتها از تجارب شرکتهای خارجی، بیم آن میرود که مشکلاتی از این ناحیه ایجاد شود لذا لازم است در جهت قانونمندشدن آن اقدام شود.
امروزه هرگاه «از تایم شر» بطور مطلق استعمال میشود، ذهن متوجه استفاده از املاک و مستغلات، مخصوصاً در مناطق تفریحی میشود، «کوههای آلپ» در فرانسه که همیشه میزبان تعداد زیادی از طرفداران ورزش اسکی بود که برای گذراندن تعطیلات خود به آنجا میآمدند. در اوایل دهه شصت، جمعیت کسانی که میخواستنداز آن مناطق استفاده کنند روبه فزونی گذاشت و محدودیت خانههای ویلایی باعث شد که مالکان ویلا برای کسانیکه میخواستند همه ساله در آن ناحیه به اسکی بپردازند، بصورت تضمینی «رزرو» کنند.بدین ترتیب کسانی که قبلاً خانه را برای یکسال کامل به اجاره میگرفتند، مجبور نبودند برای خانهای که فقط یک یا چند هفته از آن استفاده میکردند، اجاره بهای یکسال را بپردازند و بقیه گردشگران نیز میتوانستند با خیالی آسوده نسبت به مکانی که از قبل رزرو کرده و هزینه آن را که کمتر از خرید یا اجاره بلند مدت بود پرداخته بودند به مسافرت بروند.
لذا خاستگاه اولیه مالکیت زمانبندی شده یا تایم شیر کشور فرانسه بوده است. البته سال دقیق پایهگذاری این تأسیس حقوقی مورد اختلاف است ولی صنایع متعددی در سالهای 1964، 1965، 1967، 1968 در فرانسه مشاهده شده است. اولین ارائه کننده این نهاد یک شرکت با مسئولیت محدود سوئیسی به نام «هی مک»میباشد که در سال 1963 به این کار دست زد از سال 1986 فرانسه نهاد مالکیت زمانبندی شده را در قانون حقوق شرکتهای خود وارد کرد.

کشور دیگری که مبحث مالکیت زمانی را دارا میباشد، ایالات متحده آمریکا است. از جمله موادی که این صنعت را در آمریکا گسترش داد، نهاد «آردا» میباشد. اولین نوع مالکیت زمانبندی شده در شکل حق استفاده در آمریکا در سال 1969 در هاوایی و در شکل دارای سند در کالیفرنیا در سال 1973 مطرح گردید. آنچه مسلم است این نوع مالکیت در اروپا در دهه 1960 به منظور افزایش حق انتخاب جهت گذاردن تعطیلات آغاز شد و قدمت صنعتی آن به بیش از 45سال میرسد و امروزه حدوداً 7/6 میلیون نفر در دنیا مالک این نوع نهاد حقوقی میباشند.
اتحادیه اروپا دستورالعمل EC/47/94 پارلمان و شورای اروپا مصوب 26 اکتبر 1994 در حمایت از خریداران در خصوص جنبههای خاص قرارداد مربوط به خرید حق استفاده از اموال غیرمنقول بر مبنای مالکیت زمانی «تام شیر» مقرراتی وضع کرد که به کشورهای عضو، سی ماه یعنی تا 30 آوریل 1997 فرصت داده شد تا اقدامات لازم را در راستای تطبیق با آن را به عمل آورده و به کمسیون مربوط اطلاع دهند.طی این مهلت تنها دوکشور عضو یعنی انگلستان و جمهوری آلمان اقدامات لازم در راستای انطباق قوانین داخلی خود با دستورالعمل را اعلام کردهاند، یونان آخرین کشوری بود که اقدامات خود را در اوایل اکتبر 1999 اعلام کرد.
مسئله مالکیت زمانی یا تام شیر به تعبیر فقهی ویا حقوقی آن افراز منافع از زمانی در ایران مطرح شد و به ادبیات حقوقی ما وارد شدکه شرکتی به نام «شرکت مجتمع توریستی و رفاهی آبادگران ایران» اقدام به فروش هفتگی آپارتمانها و ویلاهای توریستی واقع در ساحل جزیره کیش نمود این شرکت در آگهیها و برگههای تبلیغاتی خود از عنوان تایم شیر، مالکیت زمانی و بیع زمانی

منبع تحقیق با موضوع مفروزی

تحمیل میشود و بالاتر از آن عدول مومنین نیز از باب امور حسبی میتواند افراز به احدی از شقوق نمایند در این صورت مرحوم میرزا (ره) استفاده زمانی از حمام در هر فصل سال که مرغوبتر است یکی از پیشنهادات مستأجر بود را قبول نموده و این همان افراز منافع و یا افراز زمانی منافع در جائیکه امکان افراز مادی نیست، میباشد.
همینطور فقیه بزرگوار شیخ اصفهانی(ره) متوفی 1361 در کتاب الاجاره، مطالبی را در ذیل اجاره مال مشاع آورده که با افراز منافع میتوان تطبیق داد در عین حالیکه ایشان به مطلب دقیقی در افراز منافع اشاره میکنند: «اشکال فی اجاره المشاع تبیعه و غیره من العقود، …»
استفتائی از مرحوم گلپایگانی در مورد تصرفات موضوعی در مال مشاع شده است که جواب آن در واقع نوعی افراز منافع مکانی یا همان مهایات مکانی است.
سوال 185)زمین هایی است واقع در تهران و سندهای این اراضی که به قطعات مختلف تقسیم شده بطورمشاع درمحضرها نوشته میشود و در این زمینها ساختمان کردهاند وسکونت دارند، بطوریکه مسموع میشود میگویند سکونت و عبادت و تصرفات در خانههای مشاع محتاج به اجازه مجتهد جامعالشرایط است و اینجانب هم یکی از آن خانهها را خریدهام. مستدعی است اجازه فرمایند که تصرفات بنده در آن خانه شرعاً بی اشکال باشد.
جواب: از خصوصیات مورد سوال اطلاع کامل ندارم بنحو کلی تصرف در ملک مشاع بدون رضایت شرکاء جایز نیست و با فرض معلوم بودن شرکاء باید از خود آنها استیذان شود و اذن حاکم شرع کافی نیست بلی اگر هر یک از شرکاء مقداری از زمین را خانه بنا کردهاند و راضی هستند که دیگران هرجا بنا ساختهاند تصرف نمایند کافی است در جواز تصرف و اگر علم به رضا ندارید و ممکن نیست شرکاء را پیدا کنید، مجازید به عنوان تقاص از سهم خودتان که در دست دیگران از شرکاء میباشد تصرف نمایند.
در اجوبه مرحوم گلپایگانی به عنوان تصرف مفروزی در مال مشاع نکاتی وجود دارد که هر یک در موضوع حاضر آن قابل بررسی است، اما نکتهای که میتوان در مورد موضوع بحث استفاده نمود بحث انتفاع مفروزی در مال مشاع میباشد و در واقع نوعی مهایات مکانی است یا افراز منافع مکانی را پذیرفته است و آن در جائیکه امکان رضایت سایر شرکاء در تصرف مفروزی وجود نداشته باشد یا امکان دسترسی به سایر شرکاء نباشد، میتوان به عنوان تقاص از سهم مشاعی خود، تصرف مفروزی نماید. یعنی اگر ملکی به هزار سهم مشاعی بین هزار نفر تقسیم شده وهر سهم برابر 200 مترمربع باشد و یکی از شرکاء که دارای یک سهم مشاع میباشد بخواهد در قسمتی از ملک مشاع به میزان سهم خود از منافع آن استفاده نماید و انتفاع از مفروزی از آن به صورت سکونت یا عبادت و غیره باشد، در بدو امر تصرف مفروزی در ملک مشاع را نیاز به اذن سایر شرکاء دانستهاند و لیکن چنانچه سایر شرکاء به هیچ وجه اذن در تصرف مفروزی ندهند و یا امکان دسترسی به سایر شرکاء جهت استیذان تصرف مفروزی وجود نداشته باشد.مالک یک سهم میتواند به عنوان تقاص در مقدار 200 مترمربع مشاعی خود تصرف مفروزی نمایند.

مسأله دیگر، زید درخانهای سکونت دارد و شریکی دارد که قبلاً سکونت داشته و فعلاً ساکن نیست و شریک ساکن برای هر گونه تصرفات شریک غیرساکن رضایت دارد و حاضر برای افراز یا خرید و فروش هم هست در صورتیکه شریک غیرساکن افراز کند موجب اضرار شریک ساکن میشود بنابراین مرقوم فرمایند، تصرفات شریک ساکن چه صورت دارد.
جواب: تصرف هر یک از دو شریک موقوف به اذن دیگری است و شریک میتواند دیگری را به وسیله حاکم شرع و در صورت تعزر به وسیله حاکم بر عرفی ملزم به تقسیم نماید.در این اجوبه نیز،تصرف مفروزی در ملک مشاع را نیاز به اذن دانستهاند.لیکن در مورد عدم امکان اجازه از سایر شرکاء یا به هر نحو بدون دلیل موجه اذن در تصرف مفروزی ندهند. اذن حاکم یا شرع یا عرف را قائم مقام اذن شریک داشته و با این استیذان میتون از مهایات مکانی مال مشاع استفاده نمود.
سوال: زید مجری المیاه، پنج جریب آب از قناتی خریده از شبانهروز و میگوید بر حسب تقسیم، من دو ساعت مالک هستم و باید مطابق تمام قنوات، شب و روز تقسیم شود عدهای از شرکاء میگویند همیشه سالهای پیش این دو ساعت در تقسیم روز بوده و مالکین قبل مدتهای مدیر به این نحو استفاده مینمودند، حقی ندارند که در گردش معمولی قدیم از شب بگیرند، حکم شرعی را در این مورد بیان فرماید.
جواب: چون در قنات آنچه ملک مالکین است مجری المیاه و زمین قنات است پس در قنات مشترک اگر بخواهند تقسیم نمایند باید آب را با رضایت شرکاء نسبت به ازمنه، تقسیم مهایاتی نمایند و تقسیم مهایاتی لزومی ندارد مگر به الزام حاکم شرع.
در جواب این قسم از مسئله به صراحت تقسیم مهایاتی و در واقع افراز منافع را پذیرفتهاند. در سوال مذکور اشاره شده که در عرف معمول مردم نیز نوعی افراز منافع در تقسیم آبها وجود داشته است. بدین نحو که آب قنات را برحسب شبانهروز 24ساعت یا به 24 طاق یا سهام تقسیم مینمودند و هر کس یک سهم و .. مالک مشاعی آب قنات میشد، اما در استفاده مفروزی بعضی در روز و بعضی در شب (افراز زمانی) استفاده مینمودند و در جواب نیز به نوعی فتوا دادهاند که مهایات و یا افراز منافع با الزام حاکم شرع اشکالی ندارد.
گفتار دوم: ماهیت افراز در حقوق ایران
1- نظریه رفع اشاعه بدون هرگونه نقل و انتقال
حقوقدانان تقسیم مال مشترک را حکمی از احکام قانونگذار میدانند و معتقدند؛ که طرفین در افراز منافع، فیالواقع، نظر به مبادله و معاوضه ندارند، بلکه فقط میخواهند اشاعه را از بین ببرند. بر این نظر ایراد کردهاند که اولاً تراضی بر رفع اشاعه، بالملازمه تراضی بر نقل و انتقال هم خواهد بود. ثانیاً این تراضی دست کم عنوان صلح را دارد.
2- عدهای دیگر از حقوقدانان- این تراضی را در حدود مفاد خود الزامآور میدانند و تنظیم آن را در قالب صلح یا یکی دیگر از عقود معین ضروری نمیدانند.
منظورشان، تحلیل صحت و اعتبار این تراضی به ماده ده قانون مدنی است.
به نظر مهایات یا به عبارتی افراز منافع، معادل هیچیک از عقود معین حتی صلح نیست و نظر عدهای از حقوقدانان که آن را عقد اصلی، معاوضه یا حق انتفاع میپندارند، صحیح به نظر نمیرسد و اگر مهایات را اذن انتفاع بدانیم، عملاً شرکاء حق برخی تصرفات اعتباری و مادی را از دست میدهند، در حالیکه عملاً و عرفاً چنین اقتضایی از مهایات مستفاد نمیگردد.خلاصه آنکه تا زمانیکه مقررات قانونی در مورد مهایات پیشبینی نشده است، این عمل حقوقی، در حدود قراردادهای نامعین موضوع ماده 10 قانون مدنی منشاء اثر میباشد. حقوقدانان پیرامون افراز منافع و ماهیت حقوقی آن چنین نظر دادهاند:”در افراز و تقسیم مال مشاع (خواه عین باشد یا منفعت) معاوضه و مبادله مطلقاً وجود ندارد، طرفین در واقع حالت اشاعه را از بین می برند بدون اینکه نظر به مبادله و معاوضه داشته باشند هر چند که این کار مستلزم نقل و انتقال است”.
حقوقدانان بدواً به نظریه مذکور انتقاد نموده است و سپس در مقام پاسخ آن برآمده است.
انتقاد: اولاً درست است که در تقسیم بتراضی، طرفین قصد از بین بردن حالت اشاعه را دارند و هدف آنها مستقیماً نقل و انتقال نیست، لکن چون رفع اشاعه قهراً مستلزم نقل و انتقال است بنابراین تراضی بر نقل و انتقال نیست لکن چون رفع اشاعه قهراً مستلزم نقل و انتقال است بنابراین تراضی بر نقل و انتقال هم خواهد بود و طبعاً عنوان مبادله هم محقق میشود.
ثانیاً- فرضاً که مبادله محقق نشود تراضی محقق است و این تراضی است که عنوان عقد صلح را دارد و به همین دلیل امام فقهاء حنفیه مهایات را در فصل عقد صلح کتاب خود ذکر کرده است و کار او از این جهت بسیار درست است.
هر چند دلیل نظر بالا ضعیف بود ولی خود نظر، به نظر ما بدلیل ذیل درست است.
اولاً- ملاک در مفاهیم حقوقی در بسیاری از مسائل، نظر عرف است و عرف تقسیم مال مشترک را مبادله در مال نمیدانند.
ثانیاً- طرفین در تقسیم بتراضی در واقع کیفیت سلطهی مالکانه خود را تغییر میدهند و اسم این عمل را نمیتوان مبادله نهاد مثلاً دو همسایه که هر یک جداگانه مالک خانه خود هستند ضمن یک عقد به نفع یکدیگر تعهد میکنند که دیوار آجری وسط دو خانه را بردارند و به جای آن نرده آهنی بگذارند که فضای دو حیاط بازتر شود یا اینکه حق نداشته باشند دیوار مذکور را از ارتفاع دو متر بالاتر ببرند آیا این تراضی که کیفیت سلطه مالکانه آنها را تغییر میدهد مبادله است؟

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اگر اسم آن مبادله نباشد اسم افراز بتراضی هم مبادله نیست. زیرا در افراز بتراضی هم ماهیت مالکیت شریک و مقدار مالکیت تغییر نکرده و فقط طرفین در کیفیت سلطه مالکانه یکدیگر تغییر دادهاند و این را عرفاً مبادله نمیگویند و دست کم تحقق مبادله در این وضع، محل تردید میتواند باشد و مدعی تحقق مبادله باید دلیل بیاورد اما عدم مبادله دلیل لازم ندارد.
در مجموع انتقاد مبادله در مورد تقسیم بتراضی مانع تحقق عنوان تراضی نمیباشد و این تراضی هیچ عنوانی جز صلح نمیتواند داشته باشد و تقسیم ترکه بتراضی همانطور که امام سرخسی هم گفته است نمونهای از عقد صلح است.در قانون ایران و فقه اسلام تقسیم مال مشاع اثر قهقرایی ندارد، ولی قانون مدنی فرانسه در ماده 883 در تقسیم ما ترک، فرض قانونی بوجود آورده و به تقسیم جنبهی اعلامی (کاشفه) داده است. اساس این فرض قانونی رعایت مصالح ورثه بوده که در عین حال وابستگی تاریخی هم در آن دیده میشود.
در این صورت عنوان مبادله و معاوضه بکلی از تقسیم مال مشاع سلب شده است.
بند نخست: افراز منافع در حقوق
1- تقسیم مال مشاع، جنبه اعلامی نداشته و بعکس جبنه تأسیسی دارد و آثار حقوقی آن از حین تقسیم ظاهر میشود.
2- وجود عامل مبادله در تقسیم مال مشاع (خواه عین باشد یا منافع) محرز نیست.
3- محرز نیست که تقسیم مال مشاع در قانون ایران از عقود معینه (عقود با نام) باشد، مقنن با تقسیم مال مشترک و مشاع را به تبع عقد شرکت ذکر کرده است و عقد شرکت از عقود با نام است و این دلیل نمیشود که تقسیم مال مشترک هم راساً عقدی از عقود با نام باشد، علیهذا چون تراضی بین شرکاء واقع شده است و میدانیم که در خارج قلمرو عقود معینه هرگونه تراضی (خواه متضمن معاوضه باشد یا نباشد) عنوان صلح را دارد ناگریز تقسیم بتراضی (که مهایات هم از آن جمله است) عنوان صلح را دارد و علت اینکه امام سرخسی مبحث مهایات را در کتاب صلح ذکر کرده است همین است و سایرین متوجه این دقت که او کرده است نشدهاند.
4- از نظر فقه هم دلیلی بر اینکه تقسیم مال مشترک و مهایات از عقود متعارفه مستقل از عقد صلح بوده، دیده نمیشود- آیه 155 سوره الشعرا دلالت بر اینکه مهایات عقد مستقل است ندارد این آیه مربوط به امت صالح پیغمبر است او از خدا خواست تا به تقاضای امت وی شتری از سنگ بدر آورد و چنین کردو سپس به قوم خود گفت: این شتری است که خواستید او را از آب سهمی است و شما را نیز روز معینی از آب سهمی است . او را آزار نرسانید.
5- افراز مال مشاع بتراضی از نوع صلح غیرمعاوضه است. یعنی صلحی که در آن مفهوم معاوضه وجود ندارد.

6- حق الثبت معاملات شامل افراز بتراضی نمیشود، زیرا معامله اصطلاحاً معانی مختلف دارد و قانونگذار ما هم آن را تعریف نکرده است. ناگریز قدر متیقن آن را باید اساس کار قرار داد و آن قراردادی است که موضوع آن مال است و تملیک و تملک در آن وجود دارد در افراز بتراضی هر چند که موضوع آن مال است ولی در آن تملیک و تملک وجود ندارد، زیرا بشرح مذکور بالا انتقال و مبادله در آن دیده نمیشود.
7- در تقسیم اجباری ،مال مشترک هرگاه قیمی باشد تعدیل سهام به حسب قیمت ضرورت دارد (مادهی 598 قانون مدنی) و حال اینکه در تقسیم اموال قیمی ،بتراضی حاجت