دسته: چیست ها

فنگ شویی در آشپزخانه؛ چیجوری آشپزخانه ای قشنگ و پر انرژی داشته باشیم؟ 

«فنگ شویی» ازجمله باورها و رسوم اهالی شرق آسیا واسه قرار دادن هر وسیله در جای خود، در منزل و محیط کاره. به باور ی استادان فنگ شویی نتیجه هماهنگی آدم با محیط دورش یک زندگی مثبت، موفق و با نشاطه. در این بین رعایت اصول فنگ شویی در آشپزخانه به عنوان قلب خونه و یکی از سه ضلع مثلث لازم خونه یعنی آشپزخانه، حموم و اتاق خواب، یکی از مهم ترین ترفندها واسه ایجاد انرژی مثبت، سلامتی و سرزندگی در محیط خونه. با ما همراه باشین تا شما رو با ترفندهایی از راهنمای فنگ شویی واسه داشتن آشپزخانه ای با یک دکوراسیون منظم و خوشحال و خوش رنگ آشنا کنیم.

 

رعایت اصول فنگ شویی در آشپزخانه با رنگای دل پذیر

فنگ شویی و آشپزخانه ی خاکستری

برخلاف تصور عموم رنگ خاکستری ملایم رنگی سرحال، سرزنده و گرم واسه آشپزخانه و سایهای رنگ خاکستری روی دیوارها، رنگی طبیعی و منبع انرژی واسه آشپزخانهه. استفاده از رنگ خاکستری واسه آشپزخانه در بین عموم خیلی عادی نیس و به عبارت بهتر هنوز جا نیفتادهه، اما اگه طبق اصول فنگ شویی بدونین چه جوری از اون استفاده کنین، انرژی زیادی به آشپزخانه شما می بخشه.

لازم نیس حتما رنگ دیوار آشپزخانه رو خاکستری کنین؛ کابینتایی به رنگ خاکستری با تُنای مختلف رنگ چوب یا استفاده از یک نردبان چوبی قهوه ای، و هم انتخاب رنگای ملایم تر چوب واسه کانتر آشپزخانهای سبک جزیره که با کابینتای خاکستری، یک طیف رنگی شیک رو به وجود میارن، ازجمله بهترین ایدها واسه اجرای اصول فنگ شویی واسه آشپزخانه ای خوشحال و پرانرژی با فرمانروایی رنگ خاکستریه. اگه سبک آشپزخانه تون جزیره ایه به کابینتا رنگ خاکستری خیلی روشنِ نزدیک به سفید بزنین و یک کانتر رنگ چوب هم روی اونا بذارین؛ اینطوری هم سبکی شیک و سنتی به آشپزخانه تون می بخشین و هم آشپزخانه ای با فضایی پرانرژی دارین.

فنگ شویی و کابینتایی به رنگ آبی آسمونی و کف خاکی و قهوه ای

انتخاب رنگ آبی آسمونی واسه کابینتا به معنی چالشی واسه رعایت اصل فنگ شویی در آشپزخانهه، اما انتخاب رنگ «خاکی» واسه کف به شکل پارکت، کف پوش و سرامیک به عنوان مکملی واسه این رنگ آبی آسمونی مشکلات رو حل می کنه. اینطوری، آشپزخانه ای دوست داشتنی با رنگایی زنده و طبیعی که یادآور آسمان و زمین هستن، در اختیار شماس که حسابی سرحال تون میاره و انرژی رو در خونه ی شما جاری می سازه.

فنگ شویی و غوغای ترکیب سبز و زرد در آشپزخانه

ترکیب رنگای سبز و زرد ترکیبی ایده آل و دل نشین واسه طراحی و دکوراسیون آشپزخانه ای طبق اصول فنگ شوییه. با این همه انتخاب اندازه و مقدار هر کدوم از این رنگا هنره.

واقعا، آشپزخانه ای که در اون برابری رنگای گرم و سرد رعایت شده، منبعی از انرژی و سرزندگی در منزل شماس. از طرف دیگه، به خاطر احساس ناجوری که خیلی از مردم دنیا نسبت به رنگ زرد دارن، طبق اصول فنگ شویی استفاده از رنگ سبز به عنوان رنگی آروم بخش و پر انرژی در کنار رنگ زرد جلوه ای قشنگ به آشپزخانه تون می بخشه.

اگه تصمیم گرفتید از تونالیته رنگای سبز و زرد واسه دکوراسیون آشپزخانه استفاده کنین، بهتره رنگ کابینتا رو از طیق رنگی قهوه ای و البته از جنس چوب انتخاب کنین.

فنگ شویی با رنگ سفید؛ آشپزخانه ای مدرن

رنگ سفید واسه آشپزخانه هنوزم واسه خیلی محبوب ترین رنگه. تازگی و سادگی رنگ سفید، آشپزخانه ای دوست داشتنی رو واسه شما به ارمغان میاره که هر روز صبح با شروع روز تازگی و سرزندگی رو واسه شما تداعی می کنه. در یک آشپزخانه ی سفید، ترکیب دل نشین طیفای مختلف رنگ گرم چوب، سبکی «روستیک» و بی تکلف و ضمنا شیک به آشپزخانه شما می بخشه که خیلی موردعلاقه استادان فنگ شوییه.

فنگ شویی در آشپزخانه ای به رنگ سیاه هیجان انگیز

ظاهری شگفت انگیز، انرژی فوق العاده و طراحی باشکوه در آشپزخانه ای که با ترکیب رنگای مشکی و سفید تزیین شده یادآور معنی تنهایی سیاه و سفید در نماد مشهور شرق قدیم یعنی «yin yang» است. اگه یک آشپزخانه سیاه و سفید رو طراحی کردین با اجرا رنگایی مثل زرد و آبی ارغوانی در کنار اونا اصل فنگ شویی رو در یک آشپزخانه شیک به جا آورده اید.

فنگ شویی با آشپزخانه ای با رنگ سبزنعنایی

اگه دیوارهای آشپزخانه تون رو با آجر طراحی کردین، ترکیب «سبز نعنایی» با رنگای قرمز آجری یک فنگ شی فوق العاده واسه آشپزخانه شماس.

فنگ شویی با یک آشپزخانه قرمز و پرانرژی

رنگ قرمز به آشپزخانه شما هیجان و نشاط می بخشه. با این همه بهتره رنگ قرمز رو به شکل هنرمندانه و البته هوشمندانه ای با رنگایی مثل سفید ترکیب کنین. مثلا اگه رنگ کابینتا قرمزه، در و دیوار آشپزخانه رو رنگ سفید بزنین تا اینطوری با غوغای رنگ قرمز در قسمت بالایی آشپزخانه و رنگ سفید از بالا به پایین، هم تعادل و اصول فنگ شویی رو رعایت کرده باشین و هم انرژی، سرزندگی و سرحالی رو باهم در آشپزخانه تون داشته باشین.

فنگ شویی و آرامش با رنگ زرد مایل به سبز

به کار بردن رنگ زرد مایل به سبز یا همون رنگ به اصطلاح «لیمویی» در ترکیب رنگ آشپزخانه نتیجه اش رنگی آروم بخش و درعین حال قوی از نظر اصول فنگ شوییه، چراکه یکی از مهم ترین اصول فنگ شویی استفاه از رنگ سبز و مکملای اون در فضای آشپزخانه واسه القای حس نشاط و سرزندگیه.

فنگ شویی و آشپزخانه ای زرد و خاکستری

طبق فنگ شویی اگه به آشپزخانه ای با دیوارهای خاکستری علاقه دارین، بهتره رنگ زرد رو واسه کابینتای آشپزخانه انتخاب کنین؛ یک بازی واقعی با رنگا!

فنگ شویی دکوراسیون آشپزخانه با سبز تیره و ظرفای مسی

طبق اصول فنگ شویی آشپزخانه، رابطه ای شیک و قشنگ بین رنگ سبز تیره و ظرف وظروف و دکوریای مسی در آشپزخانه برقراره و توانایی ایجاد این رابطه یک هنره.

فنگ شویی و یک آشپزخانه آبی و سفید تر و تازه

طبق اصول فنگ شویی آشپزخانه، ترکیب دل پذیر و دل نشین آبی و سفید لذت بودن در آشپزخانه رو دوبرابر می کنه.

فنگ شویی و یک آشپزخانه مدرن چوبی

در حالی که طی سالای گذشته، حکومت بی قیدوشرط المانا مختلف چوب و کابینتای چوبی در آشپزخانهای مدرن تبدیل به یک اصل شده، طبق فنگ شویی آشپزخانه، چوب عنصری قشنگ و جذابه که انرژی مثبت طبیعت رو در آشپزخانه جاری می کنه.

فنگ شویی و ترکیب جادویی قرمز سالسا و مشکی

ترکیب جادویی رنگ خاص قرمز رقص سالسا واسه کابینتا و رنگ مشکی واسه المانایی مثل لوسترها و پایه های کانتر یا برعکس یعنی کابینتای مشکی و لوسترها و کانتر قرمز طبق اصول فنگ شویی پر از انرژی مثبت و سرزندگیه.

فنگ شویی و ترکیب چوب کم رنگ و خاکستری واسه آشپزخانه

طبق اصول فنگ شویی ترکیب دل نشین و پر انرژی کابینتا، لوستر و میز و صندلیایی به رنگ چوب کم رنگ در کنار دیوارهای خاکستری ملایم، حسابی سرحال تون میاره.

فنگ شویی و آشپزخانه ای صورتی

درست همون زمانی که فکر می کنین رنگ صورتی نمیتونه هیچ کارکردی در آشپزخانه داشته باشه، دیدن تصویر یک آشپزخانه با المانای صورتی حسابی نظرتون رو عوض می کنه. یکی از اصول اساسی فنگ شویی استفاده از المانای خوش رنگ صورتی در کنار رنگایی مثل خاکستریه.

لازم نیس تموم جزییات آشپزخانه رو صورتی انتخاب کنین. می تونین سرامیکای صورتی رو با کابینتای چوبی سفید، در و دیوار خاکستری یا لوازم برقی نقره ای یا ترکیبی از تموم این المانا هماهنگ کنین. ترکیب دیوارهای صورتی و کابینتای آبی اقیانوسی هم ترکیب دل نشین و رؤیایی فنگ شوییه.

فنگ شویی و جای درست و اصولی آشپزخانه در نقشه منزل

محل، طراحی و دکوراسیون همه در نقشه اشکوب فنگ شویی یک آشپزخانه دل پذیر و پرانرژی، نقش مهمی اجرا می کنن. همونجوریکه پیش از این گفتیم واقعا ازآنجایی که آشپزخانه ی منزل یکی از سه ضلع لازم مثلث فنگ شویی خونه ی شما یعنی حموم، اتاق خواب و آشپزخانهه، پس نقش مهمی در حال خوب و سلامتی شما اجرا می کنه. بر این پایه بهترین و بدترین جای واسه آشپزخانه کدوم نقطه از منزل شماس؟

  • طبق اصول فنگ شویی دکوراسیون منزل، یکی از بدترین ایدها واسه جای آشپزخانه، قرار گرفتن اون درست نزدیک درب ورودی منزله. طبق فنگ شویی، درب ورودی آشپزخانه نباید مقابل در ورودی منزل باشه. اگه در آشپزخانه روبه روی در ورودی منزله یک حائل یا پارتیشن بین اونا قرار بدین؛
  • از نظر فنگ شویی مهم ترین عنصر در آشپزخانه، آتیش پاک و سوزانه؛ پس بهتره که آشپزخانه در جهت شمال و شمال غربی آشپزخانه ساخته نشه؛
  • آشپزخانه تا حدممکن از توالت دور باشه؛
  • طراحی آشپزخانه به شکل گرد و دایره ای نباشه؛
  • آشپزخانه باید نور کافی داشته باشه؛
  • اجاق گاز رو روبه روی در ورودی منزل قرار ندین؛
  • اجاق گاز رو کنار یا جلو پنجره قرار ندین، چون انرژی هدر میره؛
  • اجاق گاز به عنوان عنصر آتیش رو در یک طرف و عناصر آبی مثل سینک ظرف شویی رو در طرف دیگری بذارین؛
  • در کاشی کاری آشپزخانه آینه به کار نبرین، تصویر آتیش اجاق گاز نباید داخل آینه بیفته؛
  • آشپزخانه باید از حموم دور باشه. بدترین طراحی آشپزخانه نزدیکی در حموم به اجاق آشپزخانه به ویژه در آشپزخانهای سبک جزیرهه؛
  • بدترین طراحی در منازل دوبلکس نزدیکی آشپزخانه به پله یا زیر پلهه، چراکه انرژی مثبت همدیگه رو خنثی می کنن.

فنگ شویی و دکوراسیون آشپزخانهای کوچیک

مشکل آشپزخانهای کوچیک اینه که شما همیشه فکر می کنین نمی تونین اون طور که دل تون می خواد دکوراسیون اونو طراحی کنین، لوازمی رو که دوست دارین در اون بذارین یا درست وحسابی تمیزش کنین. اما اگه به این قانون فنگ شویی که می گه: «هر وسیله ای جایی داره و باید در سر جای خودش قرار بگیره» عمل کنین می تونین آشپزخانه ای پرانرژی و سرحال داشته باشین. یکی از بهترین ایدها واسه آشپزخانهای کوچیک استفاه از شلفای دیواری بی دره که هم انرژی رو خوب منتقل می کنن و هم ظاهری شیک به آشپزخانه می بخشن و وسایل بی جا رو سر وسامان میدن. علاوه براین می تونین المانای چوبی آشپزخانه رو به رنگ چوب روشن انتخاب کنین تا فضای آشپزخانه بزرگ تر به نظر برسه. علاوه براین استفاده از «آینه» یکی از بهترین راه حلا واسه بزرگ تر به نظر رسیدن آشپزخانهه. با قرار دادن آینه فضا بزرگ تر به نظر می رسه اما مراقب باشین که آینه رو روبه روی اجاق گاز قرار ندین.

فنگ شویی و آشپزخانه ای منظم

قوانین فنگ شویی که بیشتر اونا بر مبنای کاربرد، ایمنی و نظافت فضا تعریف شدن به شما کمک می کنن تا بتونین فضایی برابر با نیازای خود و پر از انرژی مثبت بسازین. البته احتیاجی نیس تموم این موارد رو هم زمان در دکوراسیون آشپزخانه اجرا کنین. فقط به خاطر داشته باشین که کاربردی بودن” فضا باید در اولویت باشه. فضا رو با تموم شرایط آزمایش کنین و هر اون چه رو به نظرتون بهترین و درست ترین کاره انجام بدین. اما اگه دوست دارین قدم به قدم شروع کنین، اصول فنگ شویی رو در فضا مورد توجه قرار بگیرین. انرژی در یک آشپزخانه منظم و تمیز بهتر جریان پیدا می کنه. در فنگ شویی آشپزخانه به لوازم داخل کابینتا نظم بدین و اونا رو منظم کنین. سینک ظرف شویی و آب چکان رو تمیز و منظم نگه دارین. یخچال رو منظم کنین و لوازم و مواد اضافی و کهنه رو دور بریزین.

فنگ شویی و آشپزخانه ای پر از گل و گلدان

استفاده از گل و گلدان رو در آشپزخانه فراموش نکنین. گل و گیاه انرژی مثبت رو در آشپزخانه جاری می کنن. با این همه حواس تون باشه که از گیاهان تیغ دار مثل کاکتوس استفاده نکنین، چراکه در فنگ شویی زوایای تیز انرژی رو پریشون می کنن.

فنگ شویی و آشپزخانه ای پر نور

اگه محل درنظر گرفته شده واسه آشپزخانه در منزل تون به گونه ایه که نمی تونین از نور و روشنایی طبیعی بهره ببرین، حتما با روشنایی مصنوعی، آشپزخانه تون رو پر نور و روشن نگه دارین. نور و روشنایی احساس افسردگی و خستگیِ هنگام کار و آشپزی رو از شما دور می کنه.

فنگ شویی و چیدمان اصولی لوازم آشپزخانه

همونجوریکه گفتیم فنگ شویی هنر ایجاد تعادل و هماهنگی و قرار دادن هر وسیله در سر جای خود و دکوراسیون و چیدمان مناسب در قسمتای مختلف محل زندگی و کار شماس تا اینطوری، انرژی مثبت به طرف شما جریان پیدا کنه. واسه همین واسه قرار دادن وسایل آشپزخانه مثل اجاق گاز، یخچال و سینک ظرف شویی و… بهتره از اصول فنگ شویی پیروی کنین.

  • طبق اصول فنگ شویی و اثر عناصر پنج گانه اون بر همدیگه، عنصر آب و آتیش نباید در رابطه مستقیم با همدیگه باشن. پس اجاق گاز و ماشین ظرف شویی یا سینک نباید به طور مستقیم در کنار همدیگه قرار داده شن، چون تقابل آب و آتیش، ایجاد نا آرومی می کنه. عنصری که بین این دو عنصر میونه روی برقرار می کنه، عنصر چوبه. پس می تونین از کابینت یا قفسهای چوبی بین این دو عنصر استفاده کنین یا عنصری سبز بین این دو عنصر بذارین.
  • اگه واسه تون امکان پذیره از مایکروفر استفاده نکنین یا کمه کم اونو نزدیک یا بالای اجاق گاز نصب نکنین، چون مایکروفر جریان انرژی رو پریشون می کنه.
  • طبق اصول فنگ شویی سینک ظرف شویی، یخچال و ماشین لباس شویی رو هم نباید مجاور اجاق گاز بذارین. بهترین مدل قرار گرفتن یخچال، سینک ظرف شویی و اجاق گاز باید به دسته ای باشه که این سه وسیله، سه رأس یک مثلث رو تشکیل بدن. اگه سینک ظرف شویی کنار اجاق گازه، بین این دو از یک تخته ی آشپزخانه استفاده کنین تا تعادل بین آب و آتیش برقرار شه.
  • مطمئن شید شیر آب در طرف چپ اجاق گاز قرار نگیرد، چون این مسئله باعث تضعیف انرژی عنصر آتیش می شه .
  • قرار گرفتن سینک ظرف شویی در طرف راست آشپزخانه از نظر فنگ شویی بهترین حالته و درعین حال یخچال و فریزر نباید روبه روی در آشپزخانه قرار گیرند.
  • آب کتری و سماور رو خالی کنین. قرار دادن آب بی حرکت به مدت طولانی روی اجاق گاز ازنظر قوانین فنگ شویی باعث افسردگی می شه. واسه اینکه آب سماور و کتری رو هدر ندین، می تونین از این آب واسه آبیاری گل وگیاه یا پخت وپز استفاده کنین.
  • ادویه جات، چاشنیای غذا و حبوبات رو در ظروف بسته و در کابینت نگهداری کنین.
  • از یک سیستم تهویه ی قوی واسه آشپزخانه استفاده کنین تا دود و چربی، نیروهای کهنه و بیات رو در منزل تون جاری نکنه.
  • در کابینتا رو باز نگذارید؛ سیر و پیاز و فلفل و ماهی تابه و قابلمه رو از در و دیوار آشپزخانه آویزون نکنین.
  • در آشپزخانه ساعت نصب نکنین.
  • حتما از سطل زباله ی در دار استفاده کنین و منظم اونو خالی کنین.
  • بهتره پیشخوان و کانتر آشپزخانه زوایای گرد داشته باشن نه تیز.
  • همیشه یک ظرف میوه تازه یا گل و گیاه تازه رو روی میز یا کانتر آشپزخانه بذارین.
  • کارد و چاقو و وسایل برنده رو مقابل دید قرار ندین. اونا رو در کشو و کابینت دربسته نگه دارین.



فنون صحبت در بازاریابی؛ چه جوری برگ برنده رو از اون خود کنیم؟ 

خیلی از ما به نمایشای تلویزیونیِ مربوط به دادگاها علاقه داریم. چون در این نمایشا (به غیر از اعتراضا و اعترافای تکان دهنده)، همیشه بحثای شدید و جالبی هست. واسه هر بازاریاب، بخش آخر، یعنی «بحثای شدید» خیلی هیجان انگیزه. همه ما مشتاق این هستیم که در مورد مسائل مختلف، بحث کنیم و این مهارتیه که باید بر اون تسلط پیدا کنیم. شاید واسه همین باشه که وقتی در تلویزیون، بحث و گفت وگویی پرشوروحرارت می بینیم، جذب اون میشیم. ما عاشق دیدن افرادی هستیم که واسه باورهایشان، دلیل و دلیل میارن و آرزو داریم که خودمون هم بتونیم این کار رو انجام بدیم و مثلا بتونیم در مورد تخصیص بودجه یا یک پروژه، بحث کنیم. البته این کار غیرممکن نیس و با داشتنِ راه حلا و مهارتای لازم، هرکی می تونه صحبت کردن رو یاد بگیره. این دانشی عملی و ارزشمنده که میشه اونو تقریبا در هر جایی، به ویژه در بخش ی بازاریابی، به کار گرفت. در این مقاله هم می خوایم نکاتی کاربردی در مورد فنون صحبت در بازاریابی رو مطرح کنیم.

 

چرا بازاریابا باید فنون صحبت بدونن؟

وقتی با بازاریابا صحبت می کنم، همیشه چیزی واسه صحبت پیدا می شه. بیشتر اوقات، صحبت بر سر تخصیص منابع، بودجه، استخدامای جدید یا زمان انجام می شه. البته موارد خاص دیگری هم در مورد بازاریابی هست که در اونا صحبت کردن، ضروریه. مثلا، شاید به دنبال رسیدن به توافق بازاریابی مشارکتی (co-marketing) باشین یا شاید هم سعی می کنین تا واسه ایده های خودتون، دلیل و دلیل بیارین.

صرف نظر از اینکه دلیل صحبت چه باشه، داشتن آمادگی واسه این جور گفت وگوها خیلی مهمه. بخش مهمی از این آمادگی رو اعتماد به نفس تشکیل می ده. تحقیقات نشون می ده ۱۹ درصد مردم صحبت نمی کنن؛ چون می ترسن که به نظر برسه می خوان خواسته ی خودشون رو مجبور کنن. درسته که صحبت تا حدی ترسناکه، به ویژه زمانی که در اون تازه کار باشین.

ولی ورود به این بحثا، در شرایطی که از انتظارات و اطلاعات درستی بهره مند هستیم، کمی از دلهره آور بودن انجام صحبت کم می کنه. در این مقاله، ۶ تکنیک رو میگیم که در طیف زیادی از صحبتا در محل کار یا هر جای دیگر، قابل استفادهه.

فنون صحبت در بازاریابی

۱. بر منافع تمرکز کنین، نه بر موضعا

در بطن هر صحبت، بین تمرکز بر منابع و تمرکز بر موضعا فرق زیادی هست. «منافع» به نتیجه ای اشاره داره که به سود شما هستش، ولی «موضع» به موضع گیری شما در مورد مسئله ای خاص اشاره داره.

بازاریابی مشارکتی، همون گونه که در بالا اشاره شد، بخش ایه که در اون، این معنی تا حدی نقش اجرا می کنه. مثلا، کار و کاسبی کوچیکی رو در نظر بگیرین که به دنبالِ شراکت با کسب و کاریه که نفوذ بیشتری در بازار داره.

  • ممکنه که مدیر شرکت کوچیک تر بگه: «ما می خواهیم با شرکت شما کار کنیم.»
  • ولی ممکنه که شرکت بزرگ تر بگه: «ما قبلا به بازار هدف خود دسترسی پیدا کردیم و این شراکت چه منفعتی واسه ما داره؟»

به طور خلاصه، موضعای این دو شرکت یعنی: «شما باید با ما شریک شید» و «ما احتیاجی به شما نداریم». اینجاست که شرکت کوچیک تر باید به منافع اساسی شرکت بزرگ تر و اینکه اونا چیجوری می تونن به همدیگه نیاز داشته باشن، فکر کنه.

لیزا تونر (Lisa Toner)، مدیر راه حل بازاریابیِ محتوا در شرکت نرم افزاریِ هاب اسپات (HubSpot)، می پرسد: «شرکتای بزرگ تر، نفوذ زیادی در بازار دارن، ولی شما اگه می خواید با اونا کار کنین، باید بفهمین که بی چه چیزی هستن؟ بی منابع لازم واسه تولید محتوایی عالی واسه مخاطبان شون هستن؟»

یکی از منافع واسه کار و کاسبی بزرگ تر، می تونه به دست آوردن منابع واسه ایجاد چیزایی مثل طراحی یا نرم افزارهای کاربردی جذاب باشه. تونر می گه: «همه چیز به تبلیغ فروش (pitch) مربوط می شه و اگه بتونین تجربه ای رو ارائه بدین، [طرف مقابل شما] یا مشتریان اونا از اون استقبال می کنن و اونا دیگر مجبور نخوان بود که خودشون اون کار رو بکنن.»

ولی به گفته تونر، واسه فهمیدن این منافع به تحقیق و خلاقیت نیاز داریم و اون تنها کسی نیس که این باور رو داره. در کتابِ عاقلانه صحبت کنین (Negotiating Rationally)، مَکس اِچ بازِرمَن (Max H. Bazerman) و مارگارت اِی رسیدن (Margaret A. Neale) میگن: «میشه با ارائه تعریف جدیدی از اختلاف، واسه هر یک از دو طرف و شناساییِ منافع اساسی اونا و طوفان فکری واسه یافتنِ طیف زیادی از راه حلای پنهون، راه حلای خلاقانه ای رو پیدا کرد.»

پس زمانی که در ظاهر، طرف مقابل موضع متفاوتی با شما داره، شاید منافع مشترکی با هم داشته باشین. شناختن این منافع مشترک می تونه به شما کمک کنه تا گفت وگویتان رو به صورتی تنظیم کنین که موجب موفقیت هر دوی شما شه.

۲. سناریوهای «اگه- پس» و یک برنامه پشتیبان داشته باشین

وقتی واردِ صحبت ای میشید، داشتن سناریوها و گزینه های مختلف تو ذهن، خیلی خوبه. در مدرسه ی کار و کاسبی (business school) گفته می شه که صحبتا رو با یک «ماتریس اگه- پس» تنظیم کنیم. یعنی جدولی داشته باشیم با ردیفایی از «اگرها»، یعنی چیزایی که ما می خواهیم، ولی ممکنه طرف مقابل به اونا نه بگه. در مقابل این ردیفا، ستونایی از «پس» هست، یعنی مواردی که در صورتِ رد شدنِ «اگرها» به وسیله مشتری، غیرقابل صحبت می شن و قطعی هستن.

داشتن گزینه هایی تو ذهن، به کاهش ترس ما از صحبت، کمک می کنه. یکی از دلایل این مسئله اینه که با این کار، اولویتاتون مشخص می شه. بررسی تازه ای نشون داده که ۵۶ درصد از زنان در مورد یک پیشنهاد کاری صحبت نمی کنن؛ چون نمی دونن که باید چه درخواستی داشته باشن. این مسئله نشون می ده که بخش زیادی از مردم (چه زن و چه مرد) به این موضوع فکر نکرده ان که چه چیزی، بیشترین اهمیت رو واسه اونا داره.

شاید واسه شما، تعادل بین کار و زندگی مهم تر از حقوق باشه. در این صورت اگه کارفرماتون به حقوق درخواستی شما نه بگه، ممکنه که انعطاف پذیر بودن ساعات کاری، غیرقابل صحبت باشه.

شما باید قبل اینکه واردِ صحبت شید، جواب این سؤال رو که همون BATNAی شماس، بدونین. باید گزینه های زیادی تو ذهن داشته باشین. هر چه گزینهاتون بیشتر باشه، احتمال اینکه صحبت به بن بست برسه و شما درمونده شید، کمتر هستش.این کار رو در مورد تموم «اگه»هایی که بیشترین اهمیت رو واسه شما دارن، انجام بدین. اگه انعطاف پذیر بودن ساعات کاری هم با مقاومت روبه رو شه، پس موضوع بعدی صحبت ی شما چه هستش؟ این همون جاییه که باید BATNA رو هم در نظر بگیریم که به معنیِ بهترین جانشینِ ممکن، واسه توافقِ مورد مذاکرهه. بعضی وقتا هر چقدر هم که واسه صحبت آمادگی داشته باشین، بازم نمی تونین به توافق برسین. در این صورت چیکار باید کرد؟

در این شرایط، وجود ماتریکس «اگه- پس» هم می تونه مفید باشه. توجه کنین که در صورت به توافق نرسیدن، کدوم عوامل نقش اجرا می کنن و نتیجه های نبود توافق، واسه مشتریان شما، شرکت شما، تیم شما و خود شما چه هستش. بر شکست تمرکز نکنین و بر چیزی که می تونین بکنین و موارد عملیِ همراه با اون، تمرکز کنین. فراموش نکنین که صحبت، فرایندی نیس که در اون همه چیز رو به دست بیارین یا از دست بدین. به منافع تون فکر کنین و بعد، طبق مواردی که بیشترین اهمیت رو واسه شما دارن، گزینه هاتون رو مشخص کنین.

۳. از خلاقیت، به نفع خودتون استفاده کنین

در هر صحبت، خلاقیت اهمیت خیلی زیادی داره.

در مطالعه ای که روی دانشجویان MBA انجام شد، شرکت کنندگان در مطالعه، به ۲ گروه تقسیم شدن تا در کارگاهای آموزشی متفاوتی شرکت کنن. یک گروه بر حل سیستماتیک مسئله تمرکز داشت و گروه دیگر بر راه حلایی تمرکز داشت که دانشجویان رو به «لذت بردن»، «انتقاد نکردن از ایدها» و «جست وجو واسه احتمالای جدید» تشویق می کرد. بعد از هر گروه خواسته شد تا در مورد تخصیص بودجه صحبت کنن. دانشجویانی که تحت آموزش خلاقانه قرار گرفته بودن (گروهی که بر ایدها و نتایج غیرمعمولی تأکید داشتن) این وظیفه رو بهتر از گروهی انجام دادن که در کارگاهای آموزشی سنتی تر شرکت کرده بودن.

مثل این تحقیقات، ارزش خلاقیت رو در تولید راه حلا و احتمالای جانشین منحصربه فرد نشون می ده و باید در زمان تنظیم دستور کار گفت و گوا تون به این مسئله فکر کنین. اگه دستور کار شما مثل به فهرستی با موارد زیاد، با موضوعات دقیقی مثل بودجه و پرسنل باشه، این دستور کار تمرکز رو بر موضعایی مثل «به ۳۵ درصد از بودجه نیاز دارم» یا «به تخصیص دوباره ۱۰ کارمند در تیم خود نیاز دارم» قرار می ده، ولی به دلیلِ وجود این نیازها (منافع موجود پشتِ اونا) نمی پردازه.

واسه مقابله با این مشکل، بر چیزای نامحدودی مثل هدفا و نگرانیا تمرکز کنین. در این صورت، به دلیلا خواهید پرداخت، یعنی به منافع اساسی که در ریشه و پایهِ موضع هر یک از طرفا قرار داره.

شاید طرف مقابل این نگرانی رو داره که تیم اون نمیتونه انجام حجم کاریِ روزافزون موجود رو بر عهده بگیره و واسه همین، قصد داره تا ۱۰ نفر دیگر رو هم به تیم اضافه کنه. با این دیدگاه، منافع اون ربطی به تخصیص پرسنل نداره، و بیشتر به جلوگیری از فرسودگی و خستگی کارکنانش مربوطه. به این صورت، راه واسه بحث در مورد راه حلای خلاقانه تر باز می شه.

۴. به این فکر کنین که چه چیزی واسه طرف مقابل، بیشترین اهمیت رو داره

با درک اولویتای طرف مقابل، می تونین با سرعت بیشتری منافع اساسی ای رو که همیشه بر اون تأکید کردم، مشخص کنین. طرف مقابل هم به شما کمک می کنن تا منافع اونا رو با منافع خود هماهنگ کنین و نتایج هم اینجور سودمند رو مشخص کنین.

البته فکر کردن در مورد چیزایی که واسه طرف مقابل، بیشترین اهمیت رو داره، موجب می شه تا فهمیده باشین که اون در صحبت چه نوع سؤالایی از شما خواهد پرسید. شمام می تونین جواب هاتون واسه اون سؤالات رو آماده کنین و اطلاعات لازم واسه تأیید جواب هاتون رو، از پیش جمع آوری کنین.

فایده دیگر این کار اینه که متوجه میشید چه سؤالاتی رو باید در طول صحبت بپرسید. وقتی همکارم، جولیانا نیکلسون، مشغول نوشتن یک کتاب الکترونیک بود، تصمیم گرفت تا از سازمان خاصی به عنوان مطالعه ای موردی در کتاب خود استفاده کنه. ولی مدیران اون سازمان تمایلی نداشتن که مورد بررسی قرار بگیرن. به گفته نیکلسون، اونا «در مورد اینکه چیجوری در کتاب، در مورد اونا صحبت شه، خیلی حساس بودن.»

ولی اونا «واقعا می خواستن که در مورد اونا تبلیغ شه». باخبر شدن از اهمیت این مسئله واسه اونا، به نیکلسون کمک کرد تا بهترین سؤالای ممکن رو بپرسد تا خیال اونا رو آسون کنه و به اونا احسِاس کنترل داشتن روی مراحل رو بده. سؤالایی مثل: « می تونیم از نام و لوگوی واقعی شما استفاده کنیم تا بتونیم به سایت شما لینک بدیم و کاربران رو به طرف شما هدایت کنیم؟» توجه کنین که اون چیجوری منفعت شرکت رو در سؤال خود گفت. اون واسه کسب اجازه واسه انجام کاری خواسته می کرد (استفاده از هویت واقعی سازمان، به جای نام مستعار) و بی معطلی، نتیجه های مثبت انجام اون کار رو هم گفت.

نیکلسون با مطرح کردن این خواسته به شکل سؤالی، و بیان نکردن اون به شکل یک حقیقت، به طرف مقابل، احساس داشتنِ کنترل بر مراحل رو داد. از اونجا که می دونست این مسئله تا چه حد واسه اون سازمان مهمه، سؤال خود رو با عباراتی گفت که در اون به منافع اونا (هم از نظر تبلیغ واسه سازمان و هم از نظر کنترل داشتن بر مراحل) اشاره می شد. پس در طول صحبت، از کمی منحرف شدن از بخش ی قضایی هراسی نداشته باشین، به ویژه زمانی که مسئله اولویتای طرف مقابل در بینه.

۵. عناصر فرهنگی و چگونگی صحبت کردن در فرهنگای دیگر رو بدونین

نشونه های فیزیکی یا زبون بدن

با تحقیق در مورد فرهنگای دیگر، فهمیده ام که بعضی وقتا کارایی رو به طور طبیعی و ناخودآگاه انجام میدم (مثل تکان دادن دستا در زمان صحبت کردن) که ممکنه تعدادی از آدما رو برنجاند. پس باید علاوه بر آمادگی فکری، از نظر فیزیکی هم واسه صحبت با همتایان چینی ام آماده شوم و تمرین کنم که در طول گفت وگو، آروم بشینم.

سکوت

سکوت ناشیانه اصلا خوب نیس. به گفته استاد دانشگاه هاوایی، جون بارکای (John Barkai)، منطقیه که فرهنگای دیگر (مثل ژاپن)، از سکوت «به این امید استفاده می کنن که اجازه دن طرف مقابل، صحبت کنه» و در آخر چیزی باارزش رو رو کنه. ولی به جای اونکه اجازه بدین که سکوت آزاردهنده شه، از اون واسه تأمل استفاده کنین و اگه تصمیم می گیرین که اول صحبت کنین، از سکوت واسه فکر کردن در مورد اینکه چه باید بگید، بهره ببرین.

وقت شناسی

وقت شناسی در کشورهای مختلف، معانی زیادی داره. باید بدونین چه زمانی از شما انتظار میره که وقت شناس باشین و چه زمانی (بسته به طرف مقابل تون) احتیاجی نیس به این مسئله اهمیت زیادی بدین. مثلا، به گفته لیندسی کلوویچ (Lindsay Kolowich) وقت شناسی در انگلستان اهمیت زیادی داره در حالی که در فرانسه اگه ۱۰ دقیقه دیر برسین، گفته می شه که فرد وقت شناسی هستین. دانستن اینکه در هر فرهنگ، چه تصوری از وقت شناسی هست به شما کمک می کنه تا واسه صحبت برنامه ریزی کنین و صحبت ی مؤثری داشته باشین و مثلا اگه میهمانان تون دیرتر از زمان شروع برنامه ریزی شده رسیدن، غافلگیر و متعجب نشید.

۶. تیم تون رو آماده کنین

شما واسه صحبت آماده شدین؟ عالیه! ولی افرادی که در جلسه ی صحبت، کنار شما می شینن چه جوری؟

حتی اگه شما تنها کسی هستین که در صحبت صحبت می کنه، تموم همکارانی که در جلسه ی صحبت حضور دارن هم باید آماده باشن. اینجا شفافیت اهمیت زیادی داره. تیم شما باید از تموم اطلاعاتی که ممکنه در طول صحبت مطرح شه، آگاهی داشته باشه و از تموم نکات فرهنگی و رفتاری طرف مقابل (که قبلا گفتیم باید در مورد اون تحقیق کنین)، مطلع باشه.

وقتی اعضای تیم، آگاهی و اطلاعات لازم رو داشته باشن، می تونین از بینشای مهم اونا هم استفاده کنین. وقتی به شکل عمیق در مسئله ای غرق میشیم، عینی و بی طرفانه نگاه کردن به اون، سخت می شه. پس اعضای تیم صحبت باید از تموم آمادگیایی که شما دارین، بهره مند باشن و دیدگاه های اونا، دارایی باارزش و مفیدی هستش.

در زمان آماده شدن واسه شرکت در جلسه، باید واسه آمادگی تیم تون چند مسئله اساسی رو در نظر داشته باشین که در مورد آماده شدن واسه صحبت هم کاربرد دارن:

  • اصول و قوانین روشنی رو مشخص کنین. تیم شما باید به درستی درک کنه که مسئله مورد نظر چیه و مطلوب ترین راه حلای پیشنهادی چه هستن. اونا باید بدونن که چه زمانی می تونن در بحث شرکت کنن و در مورد چه مسائلی نباید صحبت کنن.
  • در مورد موارد غیرقابل صحبت بحث کنین. همکاران شما باید از موارد «اگه- پس» آگاه باشن. به اعضای تیم تون فهرستی از مواردی رو بدین که طرف شما، نمیتونه در مورد اونا با طرف مقابل توافق کنه و به اونا بگید که چیجوری باید با این موارد نبود توافق، برخورد کنن.
  • اجازه بدین سؤال بپرسند. حالا زمان اینه که تموم شک و تردیدها رو روشن کنین. اگه تیم شما از مسئله ای بی خبر باشه و در بین صحبت متعجب شه، طرف مقابل متوجه می شه و شما بی آمادگی به نظر می رسه و طرف مقابل، از جایگاه برتری بهره مند میشه.

واسه شروع آماده اید؟

اگه تموم کارهای لازم واسه آمادگی رو انجام دادین (تکالیف، تحقیق، تفکر و تأمل و برنامه ریزی واسه نتایج نه خیلی مطلوب) سعی کنین که در مورد صحبت ای که پیش رو دارین، احساس خوبی داشته باشین. ما معمولا تمایل داریم که انتظارِ بدترینا رو داشته باشیم و بعضی وقتا، ارقام تنها چیزیه که موجب می شه احساس بهتری داشته باشیم.

پس بهتره بدونین که:

  • ۸۰ درصد دانشجویان و فارغ التحصیلان (تازه وارد)، وقتی صحبت می کنن، دست کم تا حدی موفق هستن.

همونجوریکه در اول مقاله گفتم، صحبت کردن تا حدی ترسناکه. ولی با عمل کردن به نکاتی که در این مقاله اشاره کردیم، می تونین صحبت ی بهتری بکنین.

برگرفته از: blog.hubspot


فن بیان چیه؟

حتما واسه شمام این سؤال پیش اومده که چه جوری یک سخنران، توانایی فوق العاده ای در قانع کردن بقیه داره یا یک تبلیغ سیاسی چه جوری می تونه بر رأی بیشتر آدما تأثیرگذار باشه؟ فن بیان یا هنر متقاعدسازی بقیه با کلمات، راز پنهون در موفقیت سخنرانیا و تأثیرگذاره. همراه ما باشین، در این مقاله می خواهیم بفهمیم فن بیان چیه؟

 

بلاغت یا فن بیان، هنر باستانی و علم قانع کردن دیگرانه. متأسفانه در قرن بیست و یکم، این هنر از ارتباطات روزانه فاصله گرفته. با وجود این، چه بخوایم چه نخواهیم همه فعالیتای بشری، مربوط به فن بیان هستن.

فن بیان، واقعا انتخاب راه حلا و رویکردهایی واسه ایجاد رابطه با دیگرانه. این رابطه ممکنه نوشتاری، گفتاری و حتی دیداری و شنیداری باشه. زمانی که ما با قشرهای مختلفی از مخاطبان در مورد یک موضوع واحد صحبت می کنیم، واسه هر طیف از مخاطبان، رویکردهای متفاوتی انجام می کنیم. موضوع مورد بحث، یکسانه اما راه حل ما با توجه به مخاطب تغییر می کنه؛ بعضی وقتا با جزئیات همراهه و بعضی وقتا کلی تر عنوان می شه و مواردی مثل این.

بهتره با یک مثال این مطلب رو بیشتر توضیح بدیم. فرض کنین که در آخر هفته ای که گذشت، شما زمان خیلی کمی رو واسه مطالعه و درس خوندن صرف کردین و عوضش بیشتر وقت تون رو در مهمانی و جشن صمیمی ای گذرانده اید که به مناسبت برنده شدن تیم فوتبال مدرسه تون برگزار شده.

  • زمانی که در مورد آخر هفته ای که گذرانده اید با بهترین دوست تون صحبت می کنین، درباره مهمانی با جزئیات و آب و تاب حرف میزنین، هر کاری که انجام دادین مفصل واسه اون تعریف می کنین، حتی در مورد دوستان مشترک تون که در مهمانی بودن، با هم صحبت می کنین.
  • وقتی درباره همون آخر هفته با مادربزرگ تون صحبت می کنین، در مورد چند ساعتی که با دوستان تون مطالعه گروهی داشته اید یا غذایی که درست کردین، حرف میزنین و شاید کمی هم در مورد مهمانی صحبت کنین، البته نه با جزئیات و آب و تاب. فقط عنوان می کنین که به مناسبت پیروزی تیم تون، یک دورهمی صمیمی داشته اید.
  • وقتی با رئیس اداره تون حرف میزنین، در مورد موفقیت بزرگ تیم تون صحبت می کنین و اینکه واسه امتحانات درس خوندین و آماده هستین. شاید واسه اون توضیح بدین که چه جوری برنامه امتحانی و تحقیقات تون روی ساعت کاری شما در ترم بعد اثر می ذاره.

همه این موقعیتای گفت و گو، یک موضوع ثابت داشتن و اونم برنامه های آخر هفته شما بود. اما شما واسه موقعیتای مختلف، رویکردهای متفاوتی در توضیح برنامه های خود انتخاب کردین. در یکی از موقعیتای گفت و گو، با جزئیات در مورد مهمانی صحبت کردین و در موقعیت دیگر اصلا از مهمانی اسم نبردید. با توجه به این مثال میشه فهمید که نحوه ی رابطه برقرار کردن شما و مطالبی که عنوان می کنین تحت اثر عوامل زیر هستن:

  • نویسنده، مؤلف، سخنران یا گوینده که با عنوان ریتور (rhetor) شناخته می شه؛
  • مخاطب، که به سه دسته تقسیم می شه: مخاطبان راحت، مخاطبان ثانویه و مخاطبان گروه سوم؛
  • موضوع بحث؛
  • هدف بحث که اونم مثل مخاطب به سه دسته تقسیم می شه؛
  • زمینه و فرهنگی که یک بحث به شکل اون شکل میگیره.

زمینه و فرهنگی که بحث به شکل اون شکل میگیره بر بقیه بخشای یک موقعیت مباحثه و گفت و گو یعنی بیان کننده، مخاطب، موضوع و هدف، اثر می ذاره.

اصول سه گانه سخنوری که ارسطو گفته، شامل اتوس (ethos)، پاتوس (pathos) و لوگوس (logos) است. این سه اصل به شکل کایروس (kairos) که مربوط به زمان درست و اقتضای شرایطه قرار می گیرن. هرکدام از این سه اصل ممکنه به تنهایی در یک مباحثه و گفت و گو مورد استفاده قرار بگیرن، اما بهتره یک گفت و گو و بیان تأثیرگذار، ترکیبی از این سه اصل رو در بر بگیره.

اصل اول: اِتوس (ethos)

اتوس یا ایتوس واژه ای یونانی به معنای شخصیت و منشه. این اصل به شخصیت فرد به ویژه تسلط و تخصص اون در موضوع بحث، مرتبطه. البته ایتوس بعضی وقتا با اتیک (ethics) یا اصول اخلاقی اشتباه گرفته می شه. با وجود این، اتیک یکی از جنبه های ایتوس یا شخصیت یک سازمان یا یک فرده.

چیزایی مثل معروفیت یا تأیید شدن از طرف بقیه، طبق ایتوس شکل میگیره. واسه اینکه اهمیت ایتوس رو درک کنین به این مثال توجه کنین: زمانی که یک خمیردندان از طرف انجمن دندانپزشکی آمریکا تأیید می شه، خیلی بیشتر مورد توجه قرار میگیره تا زمانی که یک فرد بی تخصص پزشکی اونو تأیید می کنه.

، معنی ایتوس زمانی که در مورد استفاده قرار میگیره، کمی پیچیده می شه. مثلا بعضی وقتا افراد یا سازمانایی دارای ایتوس قوی هستن نه به این خاطر که در مورد ی مورد نظر حرفه ای هستن یا تخصص دارن، بلکه به خاطر این که نتایج ایده آل و فواید یک محصول رو اثبات می کنن.

واسه درک این موضوع به مثال سوفیا ورگارا (Sofia Vergara) توجه کنین. ورگارا بازیگریه که به خاطر بازی در کمدی تلویزیونی خونواده امروزی (Modern Family) به معروفیت رسیده. شخصیت اون به عنوان یکی از بازیگرهای جذاب دنیا، اونو به فردی مناسب واسه تبلیغ یا معرفی اجناس زیبایی تبدیل کرده. اون نه تنها به خاطر بازیگر بودن، بلکه به خاطر جذاب بودنش معروفیت داره. پس تعجبی نداره که این بازیگر رو به عنوان سخنگو، معرف و تبلیغ کننده ی خیلی از اجناس مربوط به زیبایی و بهداشت شخصی، از لوازم آرایش کاورگرل (Cover Girl) گرفته تا شامپوی هد ان شولدرز (Head and Shoulders) ببینیم.

در مورد آخر یعنی شامپوی هد ان شولدرز، مقبولیت و جذابیت ورگارا بیشتر به چشم میاد. خیلی از اجناس هد ان شولدرز تخصصی و ضدشوره سر هستن. شوره ی سر هم اصلا تناسبی با زیبایی نداره. ورگارا در این محصول حاضر شده و در اونا تأکید می کنه که خود و خونواده اش بیشتر از ۲۰ ساله که از شامپوهای هد ان شولدرز استفاده می کنن.

این شرکت واسه معرفی اجناس خود به افراد و به ویژه زنانی که از مشکل شوره ی سر رنج می برن از ورگارا به عنوان یک زن مقبول و قشنگ استفاده کرده. تأکید ورگارا بر این مسئله که خودش و خونواده اش سال هاست از این شامپو استفاده می کنن، باعث می شه که خیلی از آدما ناخودآگاه تصور کنن که بخشی از زیبایی ورگارا به خاطر استفاده از این شامپو بوجود اومده.

اصل دوم: پاتوس (pathos)

پاتوس بر احساسات مخاطبان تأکید داره. الان از این اصل هم واسه تحریک احساسات مثبت و هم احساسات منفی استفاده می شه. یک سخنران، نویسنده، مؤلف یا یعنی یک ریتور، می تونه احساسات مخاطبان رو در مورد یک موضوع خاص تغییر بده یا احساسات خاصی رو در اونا برانگیزد.

به گفته ارسطو، احساسات همون حسایی هستن که می تونن بر قضاوت بشر تأثیرگذار باشن و با درد یا لذت همراه هستن؛ احساساتی مثل خشم، ترحم، ترس، دوست داشتن و … .

واسه صحبت کردن درباره هرکدام از این احساسات، باید اونا رو در سه بخش مدیریت کنیم. مثلا، احساس خشم رو در نظر بگیرین. در مورد خشم باید مشخص کنیم که:

  1. وضعیت ذهنی افراد خشمگین به چه شکله؟
  2. افراد معمولا در مورد چه کسائی احساس خشم می کنن؟
  3. در چه زمینه ای دچار خشم می شن؟

با توجه به خاطر این ارسطو، احساسات در مرکز تصمیم گیریامون قرار دارن حتی اگه ما از اونا آگاهی نداشته باشیم، به شکل ناخودآگاه بر قضاوت و تصمیم گیری ما اثر می ذارن.

اگه یک ریتور تمایل داره که گروهی از مخاطبان خاص رو قانع کنه باید از نحوه ی تسلط بر احساسات با توجه به موضوع و مخاطب مورد نظر، آگاهی داشته باشه. با پرسیدن سؤالایی مثل این که چه چیزی مخاطب رو عصبانی یا خوشحال می کنه؟ کی یا چه دلیلی باعث برانگیختن احساس خشم یا لذت در مخاطب می شه؟ یا چرا مخاطب مورد نظر در یک زمینه خاص عصبانی یا خوشحال می شه؟ دانستن جواب این سؤالا، به ریتور کمک می کنه تا واسه یک مباحثه ی عالی، آمادگی کسب کنه. با این کار، مقدمات اثبات و شناسایی دلیلای مقابل فراهم می شه.

اصل پاتوس بعضی وقتا اثر زیادی داره به نحوی که بر کل بحث غالب می شه چون که احساسات کلا در بشر غالبه. زمانی که احساسات به اندازه کافی قوی باشه، می تونه از منطق و دلیل پیشی بگیره. کمپینای سیاسی نمونه های خوبی از اثر پاتوس هستن. سیاسی، معمولا روی ترسا و امیدهای گروه های مختلف جمعیت، مانور میدن.

مثلا، سیاسی رو در نظر بگیرین که بر رأی دهندگان سن بالا و بازنشسته تمرکز داره و ادعا می کنه که یک کاندیدا برنامه هایی واسه حذف برنامه های حمایتیِ اجتماعی مثلا برنامه ملی بیمه اجتماعی داره. این نوع واسه اینکه موفق باشن احتیاجی ندارن که دلایل، مدارک یا حقایقی ارائه کنن، چون که بر ترسا و نگرانیایی که مخاطبان مورد نظر در مورد مسائل اقتصادی و خدمات پزشکی دارن، تأکید کردن و از اونا به نفع خود استفاده کردن.

فراموش نکنین که پاتوس در مورد وضعیت احساسی مخاطبانه نه گوینده یا ریتور.

اصل سوم: لوگوس (Logos)

این اصل، وابسته به دلیل منطقیه. لوگوس بر وضوح، صحت و ثبات یک بحث تأکید داره. یک گوینده یا ریتور با ارائه ادعاهای مناسب و پشتیبانی از اونا با اثبات منطقی، این اصل رو در مباحثه و مناظره مورد توجه قرار می ده. اثبات منطقی باید طبق حقایق و آمار و داده های درست صورت بگیره.

با این حال، بحثای منطقی و مستدل در بین همه مخاطبان، زمینه ها، فرهنگا و زمانا، گسترده نیس. اینکه یک مخاطب چه استدلالی رو منطقی و قابل قبول در نظر بگیره تحت اثر عوامل زیادی چون ارزشا و اعتقادات مخاطبه. علاوه بر این، کم کم، همونجوریکه اطلاعات ما زیاد می شه، آمار و ارقامی که می تونیم از اونا در بحثا کمک بگیریم، گسترش پیدا می کنن.

مثلا، یه سری از آدما فکر می کنن که سازمان غذا و داروی آمریکا بخشی از توطئه ی مخفی کردن مدارکی مربوط به مضر بودن واکسنای عادی و اثر اونا بر دچار شدن به مریضیای جسمی و روانیه. با اینکه تحقیقات وسیع و دلایل زیادی از سراسر دنیا نشون می ده که واکسنای عادی، ایمن هستن و مشکلی واسه آدم به وجود نمی بیارن.

واسه کسائی که معتقد به توطئه هستن، دلایل و مدارک علمی نمیتونه منطقی و مناسب باشه، چون که اونا تصور می کنن نتایج این تحقیقات ممکنه از طرف سازندگان واکسنا، برنامه های تحقیقاتی که با هزینه این سازمان انجام می شن یا از طرف محققانی باشه که ارتباطی با این سازمان یا بقیه سازمانای دولتی دارن. اما با وجود این، واسه دیگر مخاطبان که فقط در مورد فواید و دلایل واکسیناسیون شک دارن، همون نتایج تحقیقات و داده های پزشکی می تونه متقاعدکننده باشه.

کایروس (kairos)

کایروس واژه یونانی به معنای زمونه. در اسطوره شناسی یونانی، کایروس، جوون ترین پسر زئوس، خدای فرصتا بود. در مورد فن بیان و بلاغت، کایروس به معنای زمان مناسب و درست واسه قانع کردن مخاطبان خاص در مورد یک موضوع خاصه. این اصل، نیازمند آگاهی دقیق و کامل از موقعیتای گفت و گوه. کایروس شناخت دقیق زمان، جای و دلیل یک مباحثه واسه متقاعدسازی دیگرانه. مثلا همه سرمقالها و مقاله های سیاسی در یک نشریه با توجه به این اصل منتشر می شن. نویسندگان این مقالات، پیام و ایده ای رو که تو سرشونه، با موضوعات روز پیوند میزنن و از فرهنگ مردمی و اخبار عادی جامعه واسه انتقال پیام خود استفاده میکردن.

برگرفته از: unizin



۶۰۰۰تومن

فلسفه واسه کودکان، درست اندیشیدن و تصمیم گیری 

نقطه اشتراک ملتا کجاست؟ چه چیزی باعث می شه همه ما فکر کنیم ژاپنیا مردمون سخت کوشی هستن و مردم کشورهای اسکاندیناوی با آغوش باز از تغییرات استقبال می کنن؟ کدوم ویژگی ما ایرونیا تا این اندازه برجستهه؟ اصلا اینجور ویژگی هست؟

همه ما در خونوادهایی متفاوت به دنیا اومدیم، تحصیلات خانوادگی یکسانی نداریم و حتی از نگاه اقتصادی در یک سطح قرار نمی گیریم اما همه در یک سیستم آموزشی درس خوندیم، همه ما کبری و تصمیمش رو می شناسیم. این نقطه اشتراک ماست، ۱۲ سال تحصیل در یک سیستم آموزشی و مطالعه کتابایی برابر، همه ما در یک امتحان کنکور شرکت کردیم.

فلسفه واسه کودکان

اولین چیزی که باید بدونیم اینه که فلسفه واسه کودکان با فلسفه ای که در دانشگاها تدریس می شه فرق داره. آموزش فلسفه به کودکان اصلاح وضعیت آموزش تفکر در تعلیم و تربیته. فلسفه به کودکان آموزش می ده که واسه خودشون فکر کنن، افکار خود رو به درستی به بقیه بگن و اگه لازم باشه از دلیلای خود دفاع کنن. فلسفه به کودکان کمک می کنه تا بتونن واسه سوال هاشون جوابای درستی پیدا کنن تا اهداف خود رو پیدا کرده و راه های رسیدن به اون اهداف رو هم یاد بگیرن.

واسه آموزش فلسفه به کودکان از روشی به نام حلقه جستجو یا انجمن تحقیق استفاده می شه. حلقه جستجو یک دورهمیه که کودکان بصورت دایره وار چشم در چشم همدیگه می شینن و یک نفر مربی بر این جلسه نظارت می کنه. در این جلسات یک موضوع مطرح میشه که می تونه بخشی از یک کتاب باشه بعد از کودکان خواسته می شه تا نظرات خود رو در مورد موضوع بگن. نظرات هر یک از اونا روی تابلویی نوشته می شه و بعد از اونا خواسته می شه با ارائه دلیل در مورد نظرات خود صحبت کنن. اینطوری بین کودکان گفت وگویی صورت میگیره که پایه اون جستجو و درواقع حقیقت جوییه. تحقیقات نشون داده که این روش بر پرورش توانایی پرسشگری کودکان موثر بوده .

نتیجه این جلسات اصلاح روش تفکر کودکانه که به تربیت شهروندان مناسب، خودآگاه، دقیق، مسئولیت پذیر، اجتماعی و محقق منجر می شه.

در مقاله ای جالب از گاردین با عنوان « فلسفه می تونه چیزایی رو به کودکان بیاموزد که گوگل نمیتونه » اشاره به اهمیت آموزش فلسفه به کودکان و تربیت اونا واسه آینده داره. در این مقاله به نقل از رئیس جمهور ایرلند، مایکل دی هیگینز اومده که:« فلسفه یکی از قدرتمندترین ابزاریه که در دسترس ما قرار داره تا کودکان رو قادر سازیم تا در جهانی که پیچیده، بهم پیوسته و غیرمنتظرهه به عنوان افرادی آزاد و مسئول عمل کنن».

در مقاله دیگری در مجله اینسایدر با عنوان « مدارس شروع به آموزش فلسفه به کودکان می کنن و این کار کلا روش فکرکردن علم آموزان رو تغییر می ده» که به بررسی آموزش فلسفه در مدارس امریکا می پردازه میخونیم که دکتر لون، مدیر و موسس مرکز فلسفه واسه کودکان در دانشگاه واشنگتن در مورد نتیجه این نوع آموزش روی علم آموزان به این نتیجه می رسه که «فلسفه همه مهارتایی که میخوایم کودکان بیاموزند رو به اون‍ها می ده.»

فسخ قرارداد به چه معناست و چه احکامی داره؟ “

 

یش از اینکه به طور اختصاصی به فسخ قرارداد و آثار اون بدیم باید با دو معنی حقوقی آشنا شیم: عقود لازم و عقود جایز.

 

عقود لازم

«قراردادهای لازم» قراردادهایی هستن که هیچکدام از متعهدین حق برهم زدن اونا رو ندارن (مگه در موارد معدود و مشخص شده در قانون). در این قراردادها تا زمانی که باعث قانونی به وجود نیامده باشه، قرارداد پابرجاست و دو طرف باید به تعهدات خود عمل کنن و نمی تونن به هیچ بهونه ای از انجام قرارداد سرباز زنند. از نمونه های این قراردادها میشه به قرارداد اجاره، نکاح و خریدوفروش اشاره کرد.

عقود جایز

«عقود جایز» قراردادهایی هستن که در اونا، هر کدوم از دو طرف می تونن هر زمان که بخوان بی اینکه به دلیل یا هرگونه تشریفات خاصی نیاز داشته باشن، اونو برهم بزنن.

از نمونه های مهم عقد جایز، قرارداد وکالته. وقتی شما به کسی واسه انجام کاری وکالت میدید، می تونین هر موقع که خواستین اونو عزل کنین. وکیل هم هر موقع که خواست می تونه از وکالت بی خیال شو و اینطوری، بی هیچ سختی خاصی رابطه قراردادی شما تموم می شه.

البته باید توجه کنین که منظور از عقد جایز این نیس که دو طرف هر موقع خواستن به تعهدات شون عمل کنن، بلکه تا زمانی که رابطه قراردادی پابرجاست، دو طرف مجبور به انجام وظایف خود برابر با قرارداد هستن، اما هرزمانی که خواستن می تونن قرارداد رو پایان دن.

لازم به ذکره که غالب قراردادها لازمن و تنها موارد معدودی از قراردادهای جایز داریم.

فسخ قرارداد

حال که با عقود لازم و جایز آشنا شدیم، می تونیم از فسخ قرارداد صحبت کنیم. فسخ قرارداد یکی از راه های ارادی انحلال و پایان ی قرارداده: یعنی دو طرف یا یکی از اونا این حق رو دارن که درمورد باقی موندن یا از بین رفتن قرارداد تصمیم بگیرن.

گفتیم که در عقود جایز این حق و اختیار همیشه هست و هر کدوم از دو طرف می تونه هر زمان که اراده کرد، به هر دلیلی قرارداد رو فسخ کنه؛ اما در عقود لازم این طور نیس و واسه برهم زدن و به اصطلاح فسخ قرارداد به باعث قانونی نیازه و دو طرف جز در موارد استثنایی و مشخصی که در قانون اشاره شده، نمی تونن قرارداد رو فسخ کنن.

در اصطلاح حقوقی به حق فسخ قرارداد «خِیار» یا «خیار فسخ» گفته می شه. واژه خیار به معنی اختیاره و منظور از اون اختیاریه که فرد در فسخ معامله داره. درواقع خیار، حقیه که قانون در مواردی به یکی از دو طرف عقد یا هر دوی اونا می ده تا قراردادی رو که منعقد کردن، برهم بزنن. این حق، نیاز به توافق و تراضی دو طرف نداره. مثلا اگه فردی در قراردادی دارای «خیار عیب» باشه (راجبه این خیار به زودی صحبت می کنیم)، می تونه یک طرفه و صرف نظر از رضایت یا نبود رضایت طرف مقابل، قرارداد رو فسخ کنه؛ یعنی، فسخ قرارداد، برخلاف انعقاد قرارداد، تنها به یک اراده نیاز داره.

نمونه هایی از خیارات

گفته شد که فسخ قرارداد در عقود لازم، تنها در موارد مشخصی که در قانون بیان شدن، ممکنه. اینجا سعی می کنیم تا به بعضی از این موارد که پرکاربردتر هستن و ممکنه در معاملات خود به اون برخورده باشین، اشاره کنیم و درخصوص اونا توضیحات مختصری بدیم.

خیار شرط یا شرط خیار

شما در هر قراردادی که منعقد می کنین (به استثنای عقد ضمان، نکاح و وقف) می تونین با طرف مقابل شرط کنین که ظرف مدت معینی (مثلاً یک هفته) بتونین قرارداد رو به هم بزنین. مثلا شما می خواید ماشینی بخرین؛ در زمان انعقاد قرارداد با فروشنده شرط می کنین که یک هفته به شما مهلت بده تا اگه به هر دلیلی از ماشین راضی نبودین، ماشین رو به اون بدین و پول تون رو پس بگیرین. قرارداد بسته شده و شما مالک این ماشین هستین، اما شرط خیار گذاشته اید و اگه خواستین می تونین درطول این یک هفته قرارداد رو به هم بزنین و پول خود رو پس بگیرین.

شرط خیار می تونه مخصوص یکی از دو طرف قرارداد یا هر دوی اونا یا حتی شخصی سوم باشه، اما حتما باید مدت محدودی داشته باشه.

خیار غَبن

ممکنه در گوشه و کنار نام این خیار رو شنیده باشین. «غَبن» زمانی ایجاد می شه که در انجام معامله، بین ارزش اون چیزی که پرداخت یا انجام می شه و ارزش اون چیزی که در برابر اون دریافت می شه، تعادل اقتصادی وجود نداشته باشه و یکی از دو طرف متضرر و در اصطلاح «مغبون» شه. مثلا کسی که خونه ای رو که ۴۰ میلیون تومن ارزش داره به قیمت ۸۰ میلیون تومن خریداری می کنه، از این معامله مغبون شده و زیان دیده؛ پس اینجا حق داره که معامله رو برهم بزنه. دقت کنین که شرط ایجاد خیار غبن اینه که فرد از زیان خودآگاه نباشه. اگه شما بدونین که ارزش خونه ای که دارین می خرید ۴۰ میلیون بیشتر نیس و با این حال ۸۰ میلیون بدین و خونه رو بخرین، مغبون حساب نمی شین. این حق فسخ، حمایتی قانونی واسه کسانیه که ناخواسته و نادانسته تن به معامله ای میدن و درنتیجه ی اون متضرر می شن و زیانی فاحش می بینن. ضمنا، هر نوع ضرر و زیانی هم موجب ایجاد خیار غبن نیس و زیان باید «فاحش» باشه؛ یعنی به میزانی نباشه که خیلی آسون قابل مسامحهه. این خیار در عقود مُعَوَض و قراردادهایی که افراد واسه منافع مادی خود منعقد می کنن، مثل خریدوفروش و اجاره متصوره و نه در عقود رایگانی مثل هِبِه.

خیار عیب

اگه بعد از انعقاد قرارداد روشن شه که در موضوع قرارداد عیبی وجود داشته، طرف قرارداد می تونه مابه ­التفاوت ثروث معیوب یا سالم رو بگیره یا اینکه قرارداد رو فسخ کنه. به این اختیار «خیار عیب» گفته می شه. واسه اینکه خیار عیب واسه کسی به وجود بیاد، دو شرط لازمه:

  • عیب باید مخفی باشه: یعنی عیب ثروث موضوع معامله از دید مشتری مخفی مونده باشه و اون به وجود این عیب آگاه نباشه. مثلا شما یک لپ تاپ خریده اید. بعد از خرید، متوجه میشید که این لپ تاپ نقصی داره و درست کار نمی کنه. اگه شما در زمان خرید از این عیب باخبر باشین و مثلاً به دلیل وجود این عیب از فروشنده تخفیف گرفته باشین، دیگر بعداً حق فسخ قرارداد رو نخواهید داشت.
  • عیب باید در زمان انعقاد قرارداد موجود باشه: این شرط به این معنیه که قبل از انجام معامله یا در زمان انجام اون، موضوع معامله معیوب باشه و اگه عیب بعد از انجام معامله ساخته شد، دیگر شما حق فسخ ندارین. در مثال قبل، اگه بعد از خرید لپ تاپ ضربه ای به اون وارد شده باشه که کارکرد لپ تاپ رو پریشون کرده، شما دیگر حق فسخ این قرارداد رو ندارین؛ چون که عیب زمانی ایجاد شده که مسئولیت ثروث بر عهده ی خود شما بوده.

خیار تَدلیس

«تدلیس» به معنای فریبکاری و مخفی کردن واقعیته. اگه طرف قرارداد عمدا شما رو فریب داده باشه که قراردادی رو منعقد کنین، تدلیس اتفاق افتاده: مثلا اگه کسی نقاشی یک نقاش دیگر رو به عنوان نقاشی استاد فرشچیان به شما بفروشه، در معامله تدلیس کرده. در تدلیس، طرف قرارداد با دسیسه و فریبکاری و دروغ موجب می شه که شما قراردادی رو ببندید که اگه اون فریبکاری و دروغ نبود، شما اون قرارداد رو امضا نمی کردین. اگه شما می دونستین که نقاشی اثر استاد فرشچیان نیس شک نداشته باشین حاضر به خریدن اثر با اون قیمت و شرایط نمی شدید. این تدلیس و فریبکاری قبل از انعقاد قرارداده. در این موارد قانونگذار واسه جبران ضرر وارده، به طرف قرارداد حق داده تا قرارداد خود رو با شخص فریبکار فسخ کنه.

خیارات دیگری هم وجود دارن که به دو طرف یا یکی از اونا حق فسخ قرارداد رو میدن که خارج از حوصله و فرصت این نوشتاره.

آثار فسخ قرارداد

مسئله مهم بعدی که باید به اون بدیم اینه که بعد از فسخ چه اتفاقی میفته؟ یا یعنی فسخ قرارداد چه آثاری داره؟

اثر فسخ، انحلال و از بین رفتن قرارداده. باید توجه داشت که اثر فسخ ناظر به آیندهس؛ یعنی تعهدات آینده (بعد از فسخ) رو از بین می بره؛ اما تعهدات قبلی معتبر باقی می مونن. مثلا اگه شما خونه ای خریده اید و بعد از سه ماه، قرارداد شما به دلیلی فسخ شد؛ اون خونه دیگر واسه شما نیس و باید اونو پس بدین، اما استفاده ی شما از اون خونه ظرف این سه ماه قانونی و درست بوده. گرچه که از این به بعد دیگر حق ندارین از اون خونه استفاده کنین. بعد از فسخ، سعی می شه تا وضع دو طرف به حالت سابق (قبل از انعقاد قرارداد) برگرده. مثلا اگه پولی که مبادله شده، پس داده شه، خونه رو پس میدید و پول خود رو پس می گیرین. اینجا سعی می شه که تا حد امکان شرایط به شرایط قبل از قرارداد برگردد.

نحوه ی فسخ قرارداد

حال که تا حدی با بعضی از موجبات فسخ قرارداد آشنا شدیم باید به یک سؤال دیگر هم جواب دهیم: چیجوری باید قرارداد رو فسخ کرد؟ فسخ قرارداد چه تشریفاتی داره؟

گفته شد که حق فسخ یک طرفه و تنها نیاز به یک اراده داره؛ پس اگه شما قراردادی بسته اید و حالا به دلیلی حق فسخ دارین، احتیاجی به توافق با طرف مقابل و دریافت رضایت اون ندارین. با اینحال شما طی قراردادی پایبند به چیزی شدین و ممکنه طرف مقابل شما خیلی آسون تصمیم شما واسه فسخ قرارداد رو قبول نکنه و مثلا پول یا ثروث شما رو پس نده؛ پس ممکنه ضرورت داشته باشین که به دادگاه مراجعه کنین و از دادگاه بخواهید تا فسخ قرارداد شما رو اعلام کنه؛ این اراده ی شماس که قرارداد رو فسخ می کنه اما اراده ی شما و همینطور وجود باعث قانونی فسخ باید گرفتن و اثبات شه. این به ویژه زمانی که قرارداد در دفاتر اسناد رسمی ثبت می شه ضرورت داره: واسه فسخ این قرارداد ارسال حکم دادگاه ضروریه.

در آخر اشاره به این نکته ضروریه، «خیار فسخ» یک حقه و شما می­ توانید از اون استفاده کنین یا از اون صرف نظر کنین یا در اصطلاح حقوقی خیار خود رو اِسقاط کنین. اگه در قراردادی، باعث، فسخ ایجاد شده باشه؛ این حق شماس که تصمیم بگیرین که می خواید در این قرارداد باقی بمونین یا نه.

مطالب این مقاله با استفاده از کتاب «اعمال حقوقی» نوشته دکتر ناصر کاتوزیان نوشتن شده.




فریلنسرها چیجوری می تونن درآمد بیشتری کسب کنن؟

کار کردن به شکل آزاد، یا واسه خود، مفهومی فریبنده و در نظر اول آسون تر از کارمندیه. اما در عمل، این روش کار هم سختیای خاص خود رو داره. مثل مهمترین این سختیا، تعیین دستمزدیه که باید خواسته کنین. باید بدونین که کارتون چقدر ارزش داره؟ چقدر می تونین دستمزد مشخص کنین و چه جوری می تونین میزان دستمزدتان رو بالا ببرین؟

 

به خاطر دارم که در اول کار اصلا نمی دونستم باید واسه خدماتم چه دستمزدی تعیین کنم. واسه همین، یه مدت طولانی رو به سعی و خطا، انتقاد از خود و مقایسه خودم با رقبایی گذراندم که سابقه بیشتری داشتن و میزان دریافتی شون به مقدار زیادی ازم بیشتر بود. در آخر به جایی رسیدم که درباره میزان ارزشم، به عنوان یک آزادکار (فریلنسر)، مطمئن باشم.

اما رو راست بگم، این چیزی نیس که بتونین خیلی آسون «از اون سر دربیاورید». باید در طول زمان با نقاط قوت خود آشنا شید، مهارتایی رو که بیشترین بازده رو دارن به دست بیارین، پرونده ی سوابق قدرتمندی واسه خود تهیه کنین و در بخش ی کاری خود برندی قوی بسازین.

۱. ارزش خود رو بدونین

ارزش یک آزادکار همیشه به درک مبانی عرضه و خواسته بازمی شه. به اینکه مهارت ها و منابع شما در مقابل خواسته بازار چه می تونن عرضه کنن؟ به جز مبانی لازم در عرضه و خواسته، باید ببینین که منابع و مهارتاتون در مقایسه با رقبا در کجا قرار میگیره. در بخش ی کاری خود متوسط حساب میشید یا سطح بالا یا پایین؟ درک رو راست از اینکه در صنعت خود، از دید مهارت ها، در کجا قرار دارین، به شما کمک می کنه نسبت به تعیین دستمزد، واقعی تر عمل کنین.

اشتباهی که خیلی از آزادکاران انجام دهنده می شن اینه که خدمات خود رو به شکل لیستی از فعالیتا به مشتری ارائه میدن. این اشتباه بزرگیه، چون که شما به عنوان یک آزادکار، قرار نیس فقط یک مجموعه فعالیت بکنین. شما مشکل پیچیده ای رو حل کرده و راه حلای کسب وکار به مشتری می فروشید. این یعنی که ارزش کل اون راه حل از جمع جبریِ ارزش تک تک اجزاء اون بیشتره.

خدماتی که شما ارائه میدید به مشتری کمک می کنه درآمد داشته باشه یا در هزینه ها صرفه جویی کنه. این یعنی شما در سود اون سهمی دارین و پس باید این سهم رو در تعیین دستمزد خود در نظر بگیرین.

۲. انتخاب درست مشتریان

اگه کارتون رو بلد باشین، در همون زمان تصمیم به راه اندازی کسب وکار آزاد، از دید نوع مشتریان و خدماتی که می خواید ارائه کنین، بخش خاص (niche) و مشخصی از بازار رو واسه خود انتخاب کردین که به شما کمک می کنه در بخش ی کاری خودتون، برند قدرتمندی به وجود بیارین.

معمولا در اول کار، این وسوسه هست که بخواهید هرچه می تونین مشتری جمع کنین. اما باید یاد بگیرین که به بعضی پیشنهادات نه بگید و اینطوری وقت و منابع خود رو به پروژه هایی که بیشترین ارزش رو واسه شما دارن اختصاص بدین. این شامل انتخاب مشتریان درست هم هست، یعنی مشتریانی که بیشترین سود بلندمدت رو واسه شما به ارمغان میارن و کمک می کنن تا در اون بخش ی کاری که تمایل دارین، برند خود رو بسازین. حتی وقتی تازه وارد هستین هم باید واسه انتخاب مشتریان استانداردهایی مشخص کنین.

کلا، هدف شما باید ساخت روابط بلندمدت با مشتریان باشه. کمترین دلیلش اینه که هزینه به دست آوردن مشتری جدید می تونه چیزی بین ۵ تا ۲۵ برابر بیشتر از هزینه ای باشه که صرف نگهداری مشتریان موجود می کنین. وجود مشتریان یکسانی که واسه شما کار منظم بیارن، نون هر کسب وکار آزادِ پایداری رو در روغن میندازه. هر قدر که ممکنه این روابط رو تحکیم کنین.

۳. درک مشتریان

اگه قصد دارین دستمزد خود رو بالاتر از استانداردهای صنعت تون تعیین کرده و یا اونو افزایش بدین، لازمه بتونین مشتریان خود رو درک کنین. هرچه بیشتر از مشتریان خود، مشکلات و نیازهایشان بدونین، بیشتر می تونین راه حلای با ارزش بالایی تولید کنین که اهمیت گفت و گوا پولی رو بالا ببرن.

به عنوان یک آزادکار باید کمه کم یه قدم از چیزی که مشتری از شما می خواد، و چیزی که واقعاً به اون نیاز داره جلوتر باشین. مثلا، اگه نویسنده ی محتوا باشین، فقط واسه نوشتن متن استخدام نشده اید؛ مشتری از شما می خواد کاری کنین بازدیدکنندگان بیشتری به سایت اون جلب شن و تعداد کلیکا و میزان تبدیلای بیشتری به دست آورد (و در آخر مشتری بیشتری پیدا کنه). این ارزشیه که شما واسه مشتری خود ایجاد می کنین.با اضافه کردن به این ارزشی که واسه مشتری فراهم می کنین و با ارتقای سطح کیفیِ کار خود، می تونین افزایش میزان دستمزدتان رو توجیه کنین.

۴. برندسازی و معروفیت در بخش ی کاری

داشتن یک برند شخصی قوی و معروفیت خوب خیلی در دستمزد شما تعیین کنندهه، چون که نشونه ای از تجربه، اعتبار، حرفه ای گری و کیفیت کار شماس. برندسازی می تونه خیلی آسون با نوشتن مقاله مهمون، مصاحبه یا همکاری با بقیه آزادکاران باسابقه تر در بخش ی کاری خودتون شروع شه. مثل فعالیتای مفید واسه برندسازی، به روز نگه داشتن سایت و کانالای کسب و کارتون در شبکه های اجتماعیه، طوری که همکاری هاتون رو هم درخشش بدن. حضور آنلاین فعالی داشته باشین. پرونده ای از سوابق کاریتون درست کنین و هرجا که لازم بود به اون برگشت بدین. این واسه مخاطبان هدف شما پیام اعتبار و تجربه داره.

۵. با داشتن یک راه حل پیشرفت ی عالی، مشتریان رو به تشویق وادارید

روابط معنی دار شما با مشتریان در درون راه حل پیشرفت ی موثر شما ساخته می شن نه در بازاریابی. اهمیتِ داشتنِ یک راه حل پیشرفت ی فوق العاده در اینه که افراد بیشتر به پیشنهاد ی شخص سوم بیشتر از چیزی که افراد یا کسب وکارها درباره خودشون میگن، اعتماد می کنن.

از راه رابطه بیشتر با مشتریان روابط پایداری بسازین و باعث شید اونا «قصه»ی برند شما رو واسه بقیه تعریف کنن. این باعث تشویق مشتریان پنهون شده و ارزش درک شده ی خدمات شما رو بالا می بره؛ پس می تونی دستمزد بیشتری خواسته کنین.

۶. پروپوزالی بنویسین که مو لای درزش نرود!

تهیه پروپوزال عالی واسه پروژه، کلید به دست آوردن مشتریانیه که می خواید. از طرف دیگر، پروپوزالی که می نویسید وسیله اصلی نشون دادن ارزش خدمات شما به مشتریه. پس، پروپوزال خوب به دستمزد بالاتر منتهی میشه.

متأسفانه، بیشتر آزادکاران نمی تونن از این فرصت استفاده کنن، چون نمی دونن چه جوری باید یک پروپوزال خوب بنویسند. بد نیس در دوره های آموزش پروپوزال نویسی شرکت کنین تا در این باره بیشتر بدونین.

۷. خدمات مشتریِ عالی داشته باشین

به عنوان یک آزادکار، «خدمات مشتری» بخش ایه که می تونین خوب خود رو در اون نشون داده و از رقبا جدا کنین. خدمات مشتری از مرحله رسیدن به مشتریان پنهون شروع می شه. داشتن خدمات مشتری فوق العاده از اول کار، احتمال دریافت دستمزد بیشتر رو واسه شما افزایش داده و حفظ این استاندارد در تموم راه تا زمان تحویل کار، احساس رضایت در مشتری رو بالا می بره. اینطوری مشتری خواهان خدمات بیشتر بوده و راه همکاریای بعدی با اون صاف میشه.

۸. از روانشناسی قیمت استفاده کنین

واسه افزایش میزان کار آزاد خود از معنی درک قیمتی (price perception) استفاده کنین. در دفاع از میزان دستمزد خود به چیزایی مثل هزینه های شخصی یا مالیات اشاره نکنین. عوضش، تصویری از امتیازات خدماتی که ارائه می کنین و ارزشی که واسه مشتری ایجاد می کنین ترسیم کنین و اجازه بدین این تصویر واسه مشتری انگیزه ای واسه پرداخت دستمزد شما باشه.

روش «لنگراندازی» (Anchoring) تکنیک دیگریه که در اون شما هستین که اول قیمت رو می گین و اینطوری واسه گفت و گوا «لنگر» یا مبنایی تعیین می کنین. طبیعتا هدف شما این هستش که بیشترین حد قیمت رو واسه کار خود مشخص کنین. از این نوع ترفندها واسه تعیین دستمزد بیشتر واسه خدمات خود استفاده کنین.

۹. مهارتای جدیدی فرا بگیرین که ارزش بیشتری واسه مشتری بسازن

یاد گرفتن مهارتای جدید و در رابطه، روشی عالی واسه افزایش میزان دستمزد کار شماس. این مهارت ها ممکنه شامل حل مسئله، ارتباطات یا مدیریت کار و کاسبی باشن. لازم نیس برید مدرک بازرگانی بگیرین، اما باید اطلاعاتی درباره اصول کسب وکار یا کارکرد کسب وکارِ مشتریان یا صنایع مربوطه به دست بیارین. این باعث می شه واسه شناسایی و حل مشکلات مشتریان مجهزتر بوده و راه حلای ارزشمندتری تولید کنین.

۱۰. فوران اعتماد به نفس باشین!

خوشتون بیاد یا نیاد، شاخص مهارت ها و کیفیت کار شما به عنوان یک آزادکار، «اعتماد به نفس» شماس. اگه شما به خودتون و توانایی تون در تهیه نتایج عالی واسه مشتری اطمینان نداشته باشین، چه جوری توقع دارین شخص دیگری به شما ایمان داشته باشه؟

ترسیدن و نامطمئن بودن باعث می شه در گفت و گوا ضعیف باشین، چون که مشتری به آسونی از شما سوء استفاده کرده و شما رو مجبور به قبول کردن دستمزدی می کنه که براتون سودآور نیس، دوست ندارین و یا با اون آسون نیستین. وقتی از خودتون اعتماد به نفس نشون داده و در آخرِ آرامش اما قاطعانه واسه به دست آوردن شرایطی که مناسب شماس صحبت کنین، میتونین دستمزدهای خیلی بالاتری مشخص کنین.

s.about.com

شغلی رو انتخاب کن که عاشق اون هستی، اون وقت حتی یک روز هم در زندگیت مجبور بخای بود کار کنی


۴۰۰۰۰تومن


۲۰۰۰۰تومن

فریزبی و روش درست بازی با اون 

فریزبی ورزشی مفرحه که دانشجویان و علم آموزان بیشتر در دانشگاها و مدارس اونو انجام میدن. فریزبی رو میشه خیلی آسون یاد گرفت و در فضای باز انجام داد. با ما باشین تا در این نوشته با روش انجام اون آشنا شید.

 

بازی التیمیت (Ultimate) که به اون فریزبی میگن، ورزش رقابتیه که بیشتر در بین دانشجویان رواج داره. بازی التیمیت فریزبی با هفت بازیکن انجام می شه. هدف بازی اینه که با دریافت فریزبی در منطقه انتهایی زمین، امتیاز کسب کنن. این ورزش تا سال ۱۹۶۷ میلادی جز ورزشای المپیکی نبود اما با افزایش تعداد علاقه مندان در طول سالا باعث شد تا به شکل رسمی جزء بازیای المپیک شه.

واسه انجام این ورزش، به داشتن تکنیکی خاص، نیاز نیس و این یکی از دلایل افزایش محبوبیت اون بین دانشجو هاس. این ورزش ورزشیه که می تونین به آسونی اونو یاد بگیرین. اصل اساسی در یادگیری این ورزش، پرتاب و گرفتن صفحه مدوره.

شکلای مختلف پرتاب کردن

در این ورزش، سه مدل پرتاب کردن هست. پرتاب از جلو و از پشت که به عنوان روشای پرتاب پایه در نظر گرفته می شن. پرتاب بالای سر هم سومین نوع پرتابه که به عنوان پرتاب چکشی هم شناخته می شه که پرتاب پیشرفته تریه.

واسه پرتاب از جلو باید فریزبی رو به درستی از لبه های اون بگیرین. انگشت شست باید روی فریزبی و بقیه انگشتا زیر اون قرار بگیره. (البته انگشت اشاره و میانی کمی جلوتر از ۲ انگشت دیگر باشن) واسه پرتاب، صفحه رو از بدن دور کنین و مچ دست رو کمی به داخل بدن مایل کنین و بعد با استفاده از نیروی تموم بدن، صفحه رو آزاد کنین. اگه این کار رو درست بکنین، صفحه بی تکان خوردن به هدف برخورد می کنه.

واسه پرتاب از پشت هم، انگشت شست روی فریزبی و چار انگشت دیگر زیر اون قرار بگیرن. بدن باید در زاویه ۴۵ درجه قرار بگیره. فریزبی با زمین موازی باشه و با کمک ساق دست پرتاب رو انجام بدین. بازوی شمام باید راه صفحه رو دنبال کنه تا جهت صفحه فریزبی تغییر نکنه.

قبل از اجرای پرتاب چکشی بهتره در دو پرتاب قبلی به مهارت برسین. از آنجایی که کنترل راه پرتاب چکشی مشکله، این پرتاب باید در محلی انجام شه که فضای کافی وجود داشته باشه. نحوه گرفتن صفحه مثل پرتاب از جلوه فرقش اینه که صفحه عمود بر زمینه. صفحه فریزبی رو بالای سر و با کمی زاویه نگه می دارین. واسه پرتاب صفحه، مچ دست رو کمی به طرف پایین هدایت می کنین و بازو هم راه پرتاب رو دنبال می کنه.

دریافت

دو نوع دریافت در فریزبی داریم: دریافت پنکیک و دریافت دودستی. هر دو روش مثل هم هستن و از دو دست استفاده می کنن، اما متدهای متفاوتی دارن.

دریافت پنکیک آسون ترین و امن ترین روش گرفتن فریزبیه. کف هر دو دست روبه روی هم قرار دارن و سعی می کنن که راه حرکت فریزبی رو حدس بزنن. وقتی راه رو تشخیص دادن با کمک دو دست سعی کنین فریزبی رو بین دو دست بگیرین. این حرکت مثل دست زدن می مونه، اما فرقش اینه که به شکل عمودی شکل میگیره.

دریافت دو دستی کمی سخت تر به نظر می رسه. دستا رو دراز می کنین و راه رسیدن صفحه رو پیش بینی می کنین. واسه دریافت، انگشت شست زیر صفحه و بقیه انگشتا بالای صفحه قرار داشته باشن.



 


مغازه والمارت و ۱۰ دلیل اصلی موفقیت ساموئل والتون رئیس اون 

ساموئل والتون خواربارفروشی کوچیک خود رو به مغازه های زنجیره ای بزرگ والمارت تبدیل کرد و موفق شد در زمان رکود بزرگ در امریکا ارزش مغازه هاش رو به بیشتر از ۲۳میلیون دلار برسونه. اون واسه تأمین نیازای خونواده اش کارهای زیادی می کرد: گاوا رو می دوشید، از شیرشون کره می گرفت و به مغازه می بره و می فروخت. اون واسه خرید مغازه اول وام گرفت، اما پس از چندی و به یمن اولین نوآوری در کسب وکارش، خیلی سریع تونست دومین مغازه اش رو هم بخرد.

در طول ۳ سال حجم فروش اون به ۲۲۵هزار دلار رسید. اولین مغازه والمارت در ۲جولای۱۹۶۲ در منطقه راجرز در ایالت آرکانزاس باز شد. سم والتون در بین سالای ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۸ ثروتمندترین فرد در امریکا بود. اون در زمان مرگش در سال ۱۹۹۲ صاحب ۱۹۶۰ مغازه والمارت بود، ۳۸۰هزار کارمند داشت و فروش هرساله اش چیزی حدود ۵۰میلیارد دلار بود.

 

دروس موفقیت سم والتون

اینجا ۱۰ درس موفقیت سم والتون رو واسه کارآفرینان میگیم، دروسی که اونو از فقر به ثروت رساند.

۱. به ارزشای اصلی توجه کنین

سم والتون ارزشای آسون ای داشت که در زندگی و کسب وکارش اونو هدایت می کردن. اون از جدید ترین روشای مدیریت که یهو گسترده می شن و خیلی زود فروکش می کنن، پیروی نمی کرد و هیچ یک از ایده های پول دارشدن در کوتاه مدت رو باور نداشت. اون با ارزشایی زندگی می کرد که از کودکی یاد گرفته بود. شمام به عنوان رهبر تیم یا بنیان گذار سازمان، نباید به چیزایی با عنوان «آخرین چهارچوبای مدیریت» یا «ایده های نوین رهبری» توجهی داشته باشین.

۲. از افرادتان مراقبت کنین

سم والتون خیلی مراقب کارمندانش بود و واسه همه اونا این فرصت رو فراهم می کرد که همراه با اون موفقیت رو لمس کنن. اون به اونا اجازه می داد سهام والمارت رو با تخفیف بخرن. والتون با کارمندانش مثل شریک رفتار می کرد و میخواس اونا هم از موفقیت والمارت لذت ببرن.

اگه بتونین واسه همه کارمندان یا اعضای تیم در سازمان تون ارزش قائل شید، خودتون هم در کارتون موفق تر هستین. اما این کار رو تنها به خاطر این انجام بدین که واقعا واسه اونا ارزش قائلید. از راه مشارکت دادن کارمندان در موفقیت سازمان، اونا رو تبدیل به بخشی از سازمان تون بکنین. می تونین با فراهم کردن فرصت خرید سهام یا روشای دیگر این کار رو بکنین.

۳. به شریکای تون انگیزه بدین

پول و همکاری به تنهایی کافی نیس. به طور منظم و هر روز به شکلای جدید و جالب واسه انگیزه دادن و به رقابت کشیدن مشتری هایی تون فکر کنین. اهداف بلندی واسه خود مشخص کنین، افراد رو به رقابت تشویق کنین و به اونا امتیاز بدین. اگه چیزایی در دور شما کهنه و قدیمی شدن، روح تازه ای در اونا بدمید. شغل مدیرها رو با هم عوض کنین تا اونا رو به رقابت بکشین. کاری کنین هیچکی نتونه حدس بزنه که اسلاح ی بعدی شما چیه. بیش ازحد پیش بینی پذیر نباشید.

۴. به دنبال پول نباشید، علاقه تون رو دنبال کنین

سم والتون مغازه هاش رو با هدف ثروتمندشدن باز نکرد؛ اون به کارش علاقه داشت و همیشه به دنبال این بود که کارش رو بهتر و بهتر بکنه. اگه به دنبال پول باشین، اونم بی اینکه روی کارتون تمرکز کنین، [پس از یه مدت] کسب وکارهای تون رو عوض می کنین. اما سم والتون تمرکز زیادی روی کارش داشت. زمانی که علاقه تون رو دنبال می کنین، هر کاری که باشه، در اون کار موفق و در اون زمینه به یکی از رهبران تبدیل میشید.

۵. بدونین کنترل هزینه ها بهترین راه واسه رقابته

اینجا جاییه که همیشه می تونین در اون امتیاز رقابتی پیدا کنین. والمارت به مدت ۲۵ سال بزرگ ترین خرده فروش در امریکا شناخته می شد. اگه شما کسب وکارتان رو به شکلی مقرون به صرفه اداره کنین، می تونین اشتباهات زیادی کنین و بعد هم اونا رو جبران کنین. در مقابل اگه فعالیتای تون مقرون به صرفه نباشه، هرچقدر هم خوب کار کنین، باز ممکنه شکست بخورین.

۶. درباره همه چیز با بقیه صحبت کنین

درباره هرچیزی که می شه، با شرکا ی تون صحبت کنین. اونا هرچه بیشتر بدونن، فهم بهتری از کار شما پیدا می کنن و هرچه بهتر بفهمن، توجه بیشتری به کار می کنن و اینطوری چیزی نمیتونه مانع اونا بشه. کسب اطلاعات باعث قدرتمندی می شه. فایده ای که شما با قدرت بخشیدن به شرکا ی تون به دست میارید، بیشتر از خطریه که ممکنه با آگاه شدن رقبا از کارهای تون شما رو تهدید کنه.

۷. با مشتری مثل رئیس رفتار کنین

سم والتون واقعا بر این باور بود که مشتری رئیس اوست. این ایده باعث شد اون خدمات و فعالیتای ویژه ی زیادی واسه مشتریا تدارک ببینه. این خدمات باتوجه به نگاه های موجود در شهرهای کوچیک امریکا طراحی شده بودن. مثلا، اون جلوِ ورودی همه مغازه های والمارت افرادی رو واسه خوشامدگویی به مشتریا گماشته بود یا از سال ۱۹۶۲، علامتایی واسه نشون دادن رضایت در اولین مغازه های والمارت نصب کرده بود. اینطوری والمارت با استفاده از این فلسفه که «مشتری همیشه رئیسه» خودش رو از دیگر خرده فروشا جدا کرد.

۸. سپاس گزار باشین

واسه هرکاری که همکاران تون انجام میدن، قدردان اونا باشین. هیچی نمیتونه جانشین تشکرِ بموقع و درخور باشه. این کار هزینه ای واسه شما نداره، اما ارزش خیلی زیادی واسه شما داره. پرداخت پول و پیشنهادای ویژه به کارمندان واسه خرید سهام می تونه یه جور وفاداری با خود به همراه بیاره. اما همه ما دوست داریم بقیه به خاطر کاری که انجام دادیم، به شکل کلامی از ما تشکر کنن. همه ما مشتاقیم پس از انجام کاری که واقعا به اون افتخار می کنیم، مورد تشکر قرار بگیریم.

۹. از فناوریای جدید استفاده کنین

پیش از عصر اینترنت و تجارت الکترونیک، مغازها در امریکا از نظر فناورانه خیلی ضعیف بودن. تنها پس از اینکه بعضی کارآفرینان ازجمله سم والتون تصمیم گرفتن مرزای صنعت خرده فروشی رو پیش ببرن، تکنولوژیای جدید وارد این میدون شدن. والتون در سال ۱۹۶۶ به مدرسه ی IBM در ایالت شمالی نیویورک رفت تا بهترین علم آموزان تکنولوژی رو واسه کسب وکارش پیدا کنه. اینطوری والمارت می تونست همیشه از جدید ترین تکنولوژیا بهره مند باشه. مثلا والمارت یکی از مغازه های راحت ای بود که از بارکدهای سراسری استفاده می کرد. اولین فروشگاهی بود که اسکنرای الکترونیک رو واسه ثبت خریدهای روزانه به خدمت گرفت. دستگاه ثبت خرید نه تنها شکلای مختلف خریداری شده رو ثبت می کرد، بلکه به کامپیوترِ کنترل موجودی هم وصل بود، درنتیجه انباردارها می فهمیدن که موجودی شون چه زمانی کم شده و دوباره سفارش می دادن.

۱۰. برخلاف جریان آب شنا کنین

راه های تازه رو امتحان کنین. راهکارهای سنتی رو از یاد ببرین. اگه همه ، کاری رو به یک روش انجام میدن، فرصت خوبیه که شما با حرکت در راه مخالف، جایگاه خود رو در بازار پیدا کنین. اما بدونین که افراد زیادی شما رو سرزنش می کنن و به شما میگن که راه رو اشتباه می روید.

برگرفته از: knowstartup

 


فروش موفق با ۲۶ راه حل منحصر به فرد

فروش موفق، هدف اصلی همه کسب و کارهاست. اما چیجوری میشه به بیشترین حد میزان فروش رسید؟ واسه موفقیت هر کار و کاسبی، عرضه اجناس و خدمات خوب و با کیفیت و افزایش حجم فروش، به تنهایی کافی نیس و شما باید بتونین سود خود رو هم افزایش بدین. واسه رسیدن به موفقیت، نکات و تکنیکایی هست که دانستن و اجرای اونا خالی از لطف نیس. نکات و تکنیکایی که حاصل تجربه افراد موفق در بخش ی تجارت و عامل اصلی موفقیتِ صاحبان کسب و کارهای برتر بوده. اینجا می خوایم ۲۶ مورد از تکنیکای فروش موفق رو معرفی کنیم؛ تکنیکایی که واسه همه قابل اجرا هستن و فروش موفق و سودآوری بیشتر رو واسه کار و کاسبی شما به ارمغان میارن.

 

راه حل ۱: از بازاریابی محتوا استفاده کنین

شما نباید با تصمیم گیرنده تماس بگیرین، بلکه باید کاری کنین که تصمیم گیرنده با شما تماس بگیره – جِفری گیتمور

چند سال پیش، وقتی محصول یا خدمتی واسه فروش داشتین، چه جوری در مورد اون، آگاهی رسانی می کردین؟ شاید آگهی در نشریات و مطبوعات، آگهیای تلویزیونی، چاپی، تماس سرد، بنری، بیلبوردهای تبلیغاتی و هر وسیله دیگری که توانایی پرداخت هزینه اش رو داشتین، امتحان می کردین. در اون زمان، کار و کاسبی افرادی موفق تر بود که بیشترین بودجه رو واسه صرف می کردن.

حال بیایید به امروز و زمان حال برگردیم. مردم دیگر به هزاران پیام تبلیغاتی که هر روز، می بینن و می شن، توجهی نمی کنن. با افزایش آگاهی مردم و استفاده از اینترنت، تموم روشای سنتی بازاریابی، روز به روز در حال ضعیف شدن هستن.

افرادی که از بازاریابی رابطه مند (relationship marketing) استقبال می کنن، قدرت بازاریابی محتوا (content marketing) رو خوب درک کردن. بازاریابی محتوا در مقایسه با روشای سنتی بازاریابی، به معنایِ کشف شدن به وسیله مشتری هایی بالقوهه، در حالی که در بازاریابی سنتی سعی داریم محصول یا خدمت خود رو به انبوهی از آدما بی علاقه ارائه کنیم.

بازاریابی محتوا، امتیازای زیادی داره، مثل:

  • مشتریان راغبی که صلاحیت اونا از پیش تعیین شده؛
  • هزینه های پایین تر بازاریابی؛
  • میزان تبدیل بالاتر؛
  • رضایت بیشتر مشتری؛
  • میزانای پایین تر جذب مشتری (customer acquisition).

شما خواه ناخواه باید بازاریابی محتوا رو قبول کنین، البته نه فقط به دلیل امتیازای اون. بلکه چون با وجود زمان بر بودن، الان روشی خیلی کارآمده و شاید، تنها تکنیک بازاریابی مؤثر در آینده هستش.

راه حل ۲: به طور مؤثری از بیش فروشی استفاده کنین

اگه از بیش فروشی (Upsell، تکنیکی در بازاریابیه که در اون فروشنده مشتری رو تشویق می کنه تا محصول یا خدمات گرون تر یا محصولی در مورد محصول مورد نیاز خود رو بخره) استفاده نمی کنین، یعنی خیلی آسون از پولی که می تونستید به دست بیارین، می گذرید. تا به حال چند بار، تنها به خاطر این که فروشنده از شما پرسیدهه: « می خواید همراه غذاتون، سیب زمینی سرخ کرده هم بخورین؟» سیب زمینی سرخ کرده سفارش دادین؟ یا در خرید دوم خود از فروشگاهی تخفیف دریافت کردین؟

بیش فروشی واسه فروش موفق، خیلی خوبه. وقتی مشتری محصولی رو از شما می خره و هنوز در حال و هوای خرید کردنه، آسون تر میشه محصول دیگری رو که مربوط به خرید اصلیه، به اون فروخت. خیلی از افرادی که کار و کاسبی آنلاین دارن، واسه فروش محصولاتشان به شعبهای خود ۱۰۰ درصد حق کمیسیون میدن. چون وقتی فردی محصول تبلیغ شده رو بخره، محصول گرون دیگری هم به عنوان آپ سِل (بیش فروش)، به اون پیشنهاد می شه. خیلی از آدما به همین روش، بیشتر درآمد خود از فروش آنلاینِ کالاهایی که اطلاعات اونا رو از راه عکس، فیلم یا محتوا ارائه میدن (info products) به دست میارن.

راه حل ۳: محصولی رو تولید کنین که واسه اون، خواسته هست

عرضه همیشه بی معطلی پس از خواسته میاد – رابرت کالیِر

فهمیدن اینکه مشتری چه می خواد، خیلی راحته!. الان، محصولی در بازار هست که مورد نیاز مشتری پنهون ی شما باشه؟ اگه وجود نداره، پس اونو عرضه کنین. اگه هم اینجور محصولی هست، به راه حل و محصول بهتری فکر کنین که نیازای مشتری شما رو برآورده کنه. مثلا می تونین محصولی با کیفیت بهتر ارائه بدین. حتی می تونین در محصولی که الان عرضه می کنین، تغییراتی بسازین و اونو جذاب تر کنین.

راه حل ۴: قیمت گذاری هوشمندانه، در رسیدن به فروش موفق، اهمیت زیادی داره

حتی صلح رو هم میشه به قیمت بالایی فروخت – بنجامین فرانکلین

بیشتر ما بچه پولدار نیستیم و موقع خرید، قیمتا رو با هم مقایسه می کنیم و اجناس ارزون تر رو ترجیح میدیم. حتی وقتی محصولی عالی دارین که همه به اون نیاز دارن، اگه در مقایسه با رقبایتان، قیمت خیلی بالایی واسه اون مشخص کنین، به سختی می تونین فروش مناسبی داشته باشین (مگه اینکه شرکت اپل باشین).

۵ راه حل واسه قیمت گذاری اجناس

۱. در بازار تحقیق کنین و از قیمت گذاری رقبای خود خبردار شین. بعد محصولی تولید کنین که ویژگیای خیلی بیشتری نسبت به محصول تولید شده به وسیله رقبای تون داره و قیمت بالاتری واسه اون مشخص کنین، یا کالایی با کیفیت مثل با اجناس رقبای تون تولید کنین و قیمت پایین تری واسه اون درنظر بگیرین.

۲. قیمت بالا، حسی از «کیفیت بالا» رو در مردم ایجاد می کنه، چون این باور در بین مردم خیلی ریشه داره که هیچ ارزانی بی دلیل نیس و هیچ گرانی، بی حکمت. اگه واسه محصول تون قیمت بالایی تعیین می کنین، واسه ارا ئه ی کیفیت مورد انتظار مشتریان تون هم آمادگی داشته باشین.

۳. همونجوریکه در نکته ی ۲ گفته شد، قیمت پایین تر می تونه به معنی کیفیت پایین تر باشه. بهترین راه، واسه مطالبه قیمتای بالاتر، ارائه ارزش بیشتر به مشتریانه.

۴. قیمت هر محصول، مستقیما با «ارزش درک شده»ی اون، متناسبه. اگه کاری کنین که محصول شما نسبت به محصول رقبایتان بهتر به نظر برسه، می تونین قیمت بیشتری رو نسبت به رقبایتان واسه اون مطالبه کنین.

۵. قیمت با ارزشِ درک شده ی برند هم متناسبه. اگه اجناس شما با برندی معتبر و مهم عرضه شن، مردم واسه پرداخت قیمت بالاتر واسه اجناس یا خدمات شما راغب تر هستن.

نکته ی آخر: ارزش محصول طبق مبلغی تعیین می شه که مشتری حاضره واسه اون بده.

راه حل ۵: واسه مشتری، برنامه ای تشویقی داشته باشین

لازم نیس که حتما یکی از سودآورترین و بهترین شرکتا باشین تا بتونین برنامه تشویقی مشتری رو اجرا کنین. فقط کافیه که در برنامه خود، به ازای هر خرید و برخورداری از چند ملاک آسون، تخفیفایی رو واسه مشتریان خود درنظر بگیرین. مثلا:

  • در صورت یک سال خرید از شما، اونا می تونن از تخفیفی ۵۰ درصدی واسه اولین خرید خود در سال دوم، بهره مند شن.
  • در ازای خریدهای خود امتیاز دریافت کنن و از این امتیازها واسه برخورداری از تخفیف، دریافت هدیه و غیره استفاده کنن.
  • واسه خریدهای بالای ۱۰۰ هزار تومن، از تخفیفی ۱۰ درصدی بهره مند شن.

راه حل ۶: ، بد ولی ضروریه

مجله، فقط ابزاری واسه تشویق افراد به خوندنه – جِیمز کالینز

خیلی از مردم، باور دارن که ، ابزاری واسه فروش اجناس، به هر شکل ممکنه. چیزی که بازاریاب به اون توجه نمی کنه، این مسئله که مشتری دوست نداره فریب داده شه. پس فقط فایدهایی رو تبلیغ کنین که محصول شما به مشتری ارائه می ده و هیچوقت در مورد چیزی، بزرگ نمایی نکنین. مردم تنها در صورتی واسه خرید دوباره پیش شما برمی گردن که ادعای شما در مورد محصول تون، درست باشه.

استفاده از ، واسه جلب توجه افراد به طرف محصول شما ضروریه. از رسانه هایی واسه استفاده کنین که بیشترین تناسب رو با محصول شما و زمان پخش اون دارن. رادیو، تلویزیون، انتشارات و اینترنت، بعضی از رسانه هایی هستن که می تونین واسه تبلیغ کار و کاسبی خود بر اونا تکیه کنین. هیچوقت واسه انجام تموم خود فقط با یک شرکت قرارداد نبندید. اگه صاحب یک سِری از اجناس هستین، هر یک از اجناس خود رو به یک شرکت بسپارید و واسه امتحان اینکه کدوم شرکت، بیشترین بازدهی و کارایی رو داشته، آزمون دوگانه یا دوبخشی (split test) رو انجام بدین.

راه حل ۷: نمونه های رایگان پخش کنین

بارها این مسئله به اثبات رسیده که پخش نمونه های رایگان به مشتری می تونه موجب فروش موفق شه. اگه کتابی واسه فروش دارین، یک یا دو فصل از اونو به شکل رایگان در اختیار افراد بذارین. اگه محصولی رو می فروشید، بسته هایی کوچیک از نمونه رو به مصرف کنندگان بدین تا محصول شما رو امتحان کنن. اگه خدمتی رو ارائه میدید، مشاوره ی راحت رو به شکل رایگان انجام بدین. وقتی مشتری پنهون، از محصول یا خدمت شما استفاده می کنه، در مورد تصمیم واسه خرید از شما، اطمینان بیشتری پیدا میکنه و این مسئله باعث سرعت دادن فرآیند خرید می شه.

راه حل ۸: به مشتریان تون، توجه و رسیدگی کنین

تبلیغ کردن واسه اجناس، به تنهایی کافی نیس و فقط موجب می شه تا خریدار، واسه استقبال از محصول شما راغب تر باشه. وقتی محصول خود رو آزمایش کردین، به مشتریان تون توجه و رسیدگی کنین و مطمئن شید که می تونن خیلی آسون و بی دردسر، محصول شما رو بخرن. روی مهارتای برخورد با مشتری بیشتر کار کنین.

راه حل ۹: توجه به ظاهر اجناس، واسه رسیدن به فروش موفق، مهمه

من تقریبا همیشه، کالاهایی رو خریداری می کنم که طراحی و ظاهر زیبایی دارن. هر وقت که با خونواده ام به خرید میرم، ترجیح میدم کالاهایی رو انتخاب کنم که تصاویر خیلی زیبایی دارن. اگه بسته بندی و ظاهر محصولی خیلی آسون باشه و غیرحرفه ای به نظر برسه، بی شک از خرید اون محصول، بیخیال میشم. شما باید در ظاهر محصول خود، حسی از حرفه ای بودن رو القا و ، پیام تون رو هم منتقل کنین. این مسئله، به ویژه در مورد اجناس مربوط به مواد غذایی، صادقه. مثلا، شرکت اپل روی طراحی تمرکز کرده و همه چیز رو در خدمت زیباییِ ظاهری اجناس خود قرار داده. رابط کاربری لمسی آسون و طراحی باریک و خیلی کاربردی، موجب شده که اپل، به ارزشمندترین شرکت فناوری روز تبدیل شه.

راه حل ۱۰: به نام، اهمیت بدین چون نام محصول، چیزی خیلی مهم تر از فقط یک «اسم» است

چه چیزی در نام هست؟ اگه به گل سرخ، نام دیگری بدیم، بازم همون بوی خوش رو داره – ویلیام شکسپیر

همیشه واسه محصول خود نامی انتخاب کنین که تلفظ اون واسه مشتری آسون باشه و خیلی آسون بتونه اونو به خاطر بسپارد. در نام گذاری اجناس خود توجه داشته باشین که نامی که انتخاب می کنین، جزئیات و اطلاعات محصول رو نشون بده. نام انتخاب شده، باید به سرعت تو ذهن مشتریان هدف، افزایش شه.

ایده ی خیلی خوبیه که نامی منحصربه فرد رو انتخاب و اونو به یک برند تبدیل کنین. کمترین ویژگی ای که نام انتخاب شده باید داشته باشه اینه که مردم بتونن با شنیدن اون نام، به درستی اونو بنویسند. فکر می کنین افرادی که با برند خودروی شورولت آشنا نیستن، وقتی فقط نام اونو ، می تونن اونو درست بنویسند؟

راه حل ۱۱: کیفیت محصول، اهمیت خیلی زیادی در فروش موفق اون داره

معیاری واسه کیفیت باشین. بعضیا به محیطی که از اونا انتظار عالی بودن داره، عادت ندارن – استیو جابز

هیچوقت و به هیچ قیمتی، کیفیت اجناس خود رو کاهش ندین. اگه مشتری اعتماد خود رو به برند شما از دست بده، کار و کاسبی شما خیلی آسون سقوط می کنن. بعضیا کیفیت رو فدای کاهش قیمت می کنن. ولی در صورت نیاز، باید قیمت رو افزایش بدین و کیفیت محصول رو حفظ کنین و هیچوقت محصولی با کیفیت پایین تولید نکنین. راه دیگر در این شرایط، اینه که مقدار محصول رو کم کنین و قیمت رو ثابت نگه دارین. اگه می خواید کسب و کارتون واسه یه مدت طولانی دووم بیاره، باید بدونین که هر گونه کاهش کیفیت، موجب دور شدن شما از هدف تون می شه.

راه حل ۱۲: به فروشندگان اجناس خود، دلیلی واسه فروش بدین

هیچی بدتر از این نیس که فروشندگان، از فروش اجناس شما خودداری کنن. دلیل این مسئله می تونه ارائه قیمتای بهتر به وسیله برندهای حریف، یا نداشتن انگیزه واسه فروش اجناس شما باشه. پورسانت خوبی واسه فروش اجناس تون به اونا بدین و همیشه، پرداخت هاتون رو به موقع انجام بدین. با این روش، می تونین با فروشندگان خود، رابطه ای بلندمدت بسازین و اونا هم واسه فروش اجناس شما بیشتر سعی می کنن.

اگه خدمت یا نرم افزاری رو به فروش می رسانید، محاسبه کنین که بیشترین حد پورسانتی که توانایی پرداخت اون به همکاران فروش رو دارین (بی اینکه متحمل ضرر و زیان شید)، چقدره. معمولا فروشندگان نرم افزار و ارائه دهندگان خدمات، پورسانتایی در محدوده ۳ تا ۲۵ درصد رو به همکاران فروش اختصاص میدن.

در دنیای آنلاین، مفهومی به نام بازاریابی پورسانتی یا سیستم همکاری در فروش هست. همکاران فروش در این روش، افرادی هستن که اجناس شما رو در ازای دریافت پورسانت، به فروش می رسانند. در کار و کاسبی پخش اطلاعات، پورسانتایی تا ۷۵ درصد به همکاران فروش پرداخت می شه. اگه به اونا پورسانتای کمتری بدین، اونا هم اجناس کسائی رو به فروش می رسانند که پورسانتای بهتری به اونا پیشنهاد میدن. پاداش، همیشه به همکاران فروش انگیزه می ده. همکاران فروشِ خیلی کمی وجود دارن که اجناس رو طبق میزان ارزش اونا تبلیغ می کنن و البته این مسئله، حقیقت زشتی در کار و کاسبی آنلاینه. پس باید واسه فروش اجناس اطلاعاتی خود، به همکاران فروش۵۰ تا ۷۵ درصد پورسانت بدین تا فروش اجناس تون زیاد شه. بعضیا حتی پورسانتایی به میزان ۱۰۰ درصد قیمت محصول میدن تا فهرستی از خریداران رو به جمع خریداران خود اضافه کنن.

راه حل ۱۳: مراکز تولید خود رو در بخشای مختلفی از کشور راه اندازی کنین

همیشه سعی کنین که مراکز تولید اجناس خود رو در جایای مختلفی تأسیس کنین. بهترین روش اینه که مراکز مختلفی رو در محدوده جغرافیایی زیادی پخش کنین. وقتی بیشتر کارکنان رو در یک منطقه متمرکز می کنین، مشکلاتی به وجود میاد. پس فکرتون رو به کار بندازین و تصمیم بگیرین که مرکز تولید بعدی رو در کجا برقرار کنین.

اگه کسب و کاری آنلاین دارین، بهتره که از کارکنان بخش پشتیبانی در مناطق متنوعی استفاده کنین. بهتره که حضوری محلی داشته باشین تا مردم، بیشتر به شما اعتماد کنن. مثلا اگه یک شرکت سئو (انجام خدمات بهینه سازی سایتا واسه موتورهای جستجو) دارین که محل دفتر اون در تهرانه، بهتره که واسه جذب مشتریان تهرانی سعی کنین.

راه حل ۱۴: طیف اجناس خود رو گسترش بدین

استیو جابز می گفت: خیلی از شرکتا ترجیح دادن که اندازه خود رو کوچیک کنن و شاید این کار، واسه اونا کار درستی بود. ولی ما راه دیگری رو انتخاب کردیم. ما باور داشتیم که اگه به عرضه اجناس عالی به مشتریان ادامه بدیم، اونا به خرج کردن پول بیشتر واسه این اجناس ادامه میدن.

رمز کار در اینه که سهم خود رو در بقیه بازارهای در رابطه، افزایش بدین. اگه بر تولید یک محصول خاص تمرکز کنین، خطر اینکه شرکتای بزرگ جای شما رو بگیرن، خیلی زیاده. پس همیشه تنوع اجناس خود رو گسترش بدین. مثلا، اگه ژامبون تولید می کنین، شکلای مختلف مختلفی از مواد غذایی منجمد رو هم تولید کنین و فقط به تولید ژامبون اکتفا نکنین. اگه کارکنان میدونی (field staff، کارکنانی که خارج از ساختمان اداری شرکت یا سازمان شما کار می کنن) دارین و می خواید بهترین استفاده رو از اونا ببرین، باید طیف زیادی از اجناس رو واسه فروش داشته باشین. اگه فقط بر یک محصول تمرکز کنین، با توجه به حقوق مناسبی که باید به کارکنان میدونی خود پرداخت کنین، سود زیادی عاید شما نمی شه.

در دنیای آنلاین هم، ایجاد تنوع واسه فروش موفق، ضروریه. مثلا، اگه محصولی عرضه می کنین که چگونگی عضله سازی رو آموزش می ده، لازم نیس که اطلاعات مربوط به چگونگی ساخت سیکس پک (عضلات شکم شش تکه ای) رو در همون محصول بذارین. عوضش می تونین ۲ محصول متفاوت تولید کنین و آموزش ساخت سیکس پک رو در محصول جداگونه ای ارائه بدین. این راه حل فروش بیشتر به شما کمک می کنه تا واسه ۲ محصول خود، قیمتایی رقابتی مشخص کنین و از راه بیش فروشی (upsell) یا گسترش متقاطعِ (cross promoting) اجناس به ۲ فهرست خریداران خود، درآمد بیشتری کسب کنین.

راه حل ۱۵: گوش دادن به مشتریان، اثر مفیدی بر کار و کاسبی و رسیدن به فروش موفق داره

سعی کنین بفهمین که مشتریان تون به چه چیزی نیاز دارن، چرا از محصول شما استفاده می کنن و چه چیزی می تونست کار اونا رو آسون تر کنه. همیشه به جزئیات این جور موارد، دقت کنین. گوش دادن به مشتریان، به خاطر این موجب فروش موفق می شه که از این راه، زبون مشتری رو یاد می گیرین. وقتی رفت و امد با مشتری رو شروع می کنین و مشکلات اونا رو درک می کنین، یاد می گیرین که پیام بازاریابی محصول خود رو به زبانی قابل درک به اونا انتقال بدین.

راه حل ۱۶: با داشتن USP عالی، منحصربه فرد باشین

داشتن صدای خوب خیلی مهم نیس. مهم تر اینه که منحصربه فرد باشین – استیون مَلکموس

هر محصولی که به بازار عرضه می کنین، باید دارای ویژگی منحصربه فردی باشه. مثلا اگه مدادهای معمولی رو تولید می کنین، کاری کنین که مدادهای شما منحصربه فرد باشن، مثلا از ویژگیای اضافه ای مثل مقاومتِ بیشتر در برابر شکستنِ نوک مداد، یا راحتی بیشتر در زمان گرفتن اون در دست، یا چیزی مثل اون، بهره مند باشن.

سعی کنین که پیشنهاد فروش منحصر به فردِ (USP) آسون ولی قانع کننده ای داشته باشین. مثلا، اگه کتابی در مورد «کسب درآمد آنلاین» می فروشید، حتما باید ویژگی ای داشته باشین که شما رو از بقیه ی افرادی که اینجور کتابایی رو میفروشن، جدا کنه. اگه مغازه اینترنتی دارین، کاری کنین که مغازه شما منحصربه فرد باشه؛ مثلا از امتیازایی مثل ارسال رایگان کالا یا تحویل کالا در همون روز ثبت سفارش، بهره مند باشه.

راه حل ۱۷: در سطح محلی آزمایش کنین و به شکل بین المللی گسترش پیدا کنین

اول باید محصول تون رو به مصرف کنندگان محلی عرضه و اونو آزمایش کنین و ببینین که چیجوری عمل می کنه. اگه نتونین محصول خود رو در سطح محلی به فروش برسونین، واسه فروش گسترده ی اون در سطحی بین المللی هم شانس زیادی نخواهید داشت. بازار محلیِ آزمایشی خود رو طوری انتخاب کنین که در اون، واسه محصول شما خواسته وجود داشته باشه.

اگه فهرستی از ایمیلای افرادی رو دارین که واسه دریافت اطلاعات از شما، مشترک شدن، سعی کنین محصول تون رو با قیمت تخفیفی به اونا بفروشین. بعضیا این روش رو معرفی محصول داخلی (internal launch) می گن. توجه کنین که کاربراتون، چقدر این روش ارائه محصول رو قبول می کنن. تغییراتی جزئی بسازین و به طور دائمی اونو بهبود بدین. به این روش می تونین فروش آنلاین خود رو افزایش بدین.

راه حل ۱۸: با سودهای به دست اومده دوباره سرمایه گذاری کنین

چند ثروتمند رو می شناسین که با سرمایه گذاری در حسابای پس اندازشان، به ثروت دست یافته ان؟ من که اینجور فردی رو سراغ ندارم – رابرت جی آلن

بهتره که همیشه، چیزی که از کسب و کارتون به دست آورده اید رو دوباره واسه کسب و کارتون سرمایه گذاری کنین. هیچوقت درآمد به دست اومده رو واسه چیزای غیرضروری هزینه نکنین (مثلا واسه خرید مبلمون اداری جدید یا دفتر کاری گرون قیمت). شما همیشه باید واسه گسترش کسب وکار خود در آینده، مقداری پول نقدِ ذخیره داشته باشین.

واسه فروش موفق، اول باید محصول خوبی داشته باشین. واسه اطمینان یافتن از این مسئله باید روی تحقیق و پیشرفت سرمایه گذاری کنین. از درآمد کسب و کارتون واسه تأمین هزینه های فرآیند تحقیق و پیشرفت استفاده کنین و حقوق بالایی رو واسه خود، کنار نگذارید.

راه حل ۱۹: واسه رسیدن به فروش موفق، باید حرفه ای باشین

من تازگیا به دکتر جدیدی مراجع کردم و فهمیدم که مطب اون در جایی به نام ساختمان تخصصی پزشکان قرار داره. همین مسئله باعث شد که بی معطلی احساس بهتری پیدا کنم – جورج کارلین

با گسترش کسب و کارتون، مدیریت اون به تنهایی، واسه شما سخت میشه. در زمان نیاز، افرادی رو استخدام کنین که می تونن خود رو با ارزشاتون و اهداف کسب و کارتون، وفق دن. در کار و کاسبی آنلاین، خیلیا توانایی پولی استخدام افراد زیاد رو ندارن. اگه شمام اینجور شرایطی دارین، افراد مورد نیازتون رو گلچین کنین. شما واسه فروش موفق، به تیمی اختصاصی نیاز دارین تا در رسیدن به اهداف تون به شما کمک کنه.

راه حل ۲۰: به کارکنان تون به چشم همکاران تون نگاه کنین

هیچوقت رئیس بازی درنیاورید. همیشه کاری کنین که کارکنان تون حس کنن که شمام یکی از اونا هستین. اگه طوری رفتار کنین که اونا حس کنن شما رئیس اونا هستین و رابطه خوبی با اونا برقرار نکنین، ممکنه که اثر بدی بر روحیه ی اونا بذارین.

خیلی از افرادی که کار و کاسبی آنلاین دارن، افرادی رو واسه دورکاری استخدام می کنن یا یک تیم مجازی دارن. در این صورت، نباید طوری رفتار کنین که مغرور به نظر برسین و همیشه باید دستمزد اونا رو به موقع پرداخت کنین.

راه حل ۲۱: کارکنان، باارزش ترین دارایی شمان

در صورت به تعویق افتادن پرداخت دستمزدها، کارکنان نباید احساس کنن که شما عمدا پرداخت دستمزد اونا رو به تعویق انداختین. در شرایط افزایش میزان کار هم، از قبل به کارکنان تون آگاهی بدین که باید حجم زیادی از کار رو بکنن. اگه کارکنان میدونی دارین، به اونا آموزشای عملی لازم رو ارائه بدین. باید اطمینان پیدا کنین که اونا از توانایی لازم واسه جواب دادن به همه سؤالات مشتریان پنهون، بهره مند هستن.

سعی کنین که به رشد و پیشرفت افراد در تیم تون کمک کنین. این کار می تونه تا حد زیادی، اعتماد به نفس و روحیه ی کارکنان شما رو افزایش بده. تا جایی که می تونین افراد بومی رو استخدام کنین و اگه کارکنانی دارین که از مناطقی دور به محل کار خود بین، تا جای ممکن از اونا حمایت کنین. کیفیت کارکنان، تأثیر مستقیمی بر فروش موفق اجناس داره. اگه تیمی عالی داشته باشین، اجناس شمام عالی هستش و تیم شما سریع تر می تونه مشکلات رو پیدا و حل کنه و آسون تر دست به ابتکار و نوآوری بزنه.

راه حل ۲۲: صادق باشین تا به فروش موفق برسین

دستاوردها در زمین گلف اهمیتی ندارن، چیزی که مهمه، نجابت و صداقته – تایگر وودز

مالیات بر درآمدتان رو درست ثبت کنین. اگه به اندازه کافی با حسابداری آشنا نیستین، حسابداری رو استخدام کنین تا کارهای مربوط به حسابداری رو واسه شما بکنه. اگه خدمتی رو ارائه میدید، به مشتریان تون ضمانت برگشت پول بدین (در صورت نبود رضایت از خدمات). اگه نمی تونین خدمتی رو به صورتی که توضیح شده انجام بدین، بی درنگ، پول پرداختی رو به مشتری برگردونین.

راه حل ۲۳: خدمات پس از فروش بی همتایی ارائه بدین (Unmatched After Sales Service)

اگه شما به مشتریان تون توجه نداشته باشین، حریف تون این کار رو انجام میده – باب هوئی

خیلی از کسب و کارا در همین مسئله با شکست روبرو می شن. اونا واسه محصول شون بازاریابی می کنن، اونو به مشتریان شون میفروشن ولی پس از اون، خبری از تیم پشتیبانی نیس. ارائه خدمات پشتیبانی به مشتریان هم به اندازه بقیه مراحل، مهمه. فقط مشتریان راضی هستن که دوباره واسه خرید به شما مراجعه می کنن و کیفیت اجناس و خدمات شما رو به بقیه پیشنهاد می کنن. فراموش نکنین که بازاریابی دهن به دهن، هنوزم بهترین وسیله واسه به معروفیت رسیدن یک برند و فروش موفقه.

راه حل ۲۴: واسه تیم فروش تون، برنامه تشویقی داشته باشین

چه چیزی بیشتر از حقوق ماهیانه به کارکنان تون انگیزه می ده تا فروش رو افزایش دن؟ اگه هیچ پاداشی واسه فروشندگان درنظر نگرفته باشین، بیشتر اونا پس از رسیدن به سهمیه ی فروشِ (مقدار کالائی که باید در دوره ای مشخص، به وسیله عاملین فروش فروخته شه) خود، دیگر واسه فروش بیشتر تلاشی نمی کنن. واسه اونا چه سودی داره که فقط واسه فروش چند محصول بیشتر، سخت تر کار کنن؟

ولی اگه واسه تیم فروش تون برنامه ای تشویقی رو ترتیب بدین، مشاهده می کنین که فروش اجناس شما پس از اجرای برنامه تشویقی، افزایش پیدا می کنه. تشویق کننده تعیین شده می تونه هر چیزی باشه، مثل نمایش ماهانه ی نام و تصویر بهترین فروشنده در سایت شرکت، یا پرداخت اضافه حقوق. توجه کنین که کدوم تشویق کننده واسه کارکنان شما بهتر جواب می ده و چیزی رو که می خوان به اونا بدین.

راه حل ۲۵: به آزمایش کردن ادامه بدین

به آزمایش کردن اجناس یا خدمات خود ادامه بدین. متن آگهی تبلیغاتی، نقاط قیمت (price points، قیمتایی که در اون قیمتا، تصور می شه که خواسته واسه محصولی خاص، تقریبا بالا باقی خواهد موند)، ساختار سایت، ترفیعایی که اعطا می کنین و بقیه موارد رو آزمایش کنین. تنها پس از آزمایشای فراوانه که می تونین مؤثرترین راه رو واسه فروش موفق، پیدا کنین. اگه کار و کاسبی شما طبق وبه، حتما باید از تکنیکای بهینه سازی تبدیل (conversion optimization techniques) واسه آزمایش و یافتن کارآمدترین راه واسه بستن فروش، استفاده کنین.

راه حل ۲۶: همیشه بیشتر از حدِ انتظار و خواسته مشتری عرضه کنین

مشتریان شما همیشه از دریافت محصولی اضافه، خوشحال می شن. شمام می خواید که مشتریان تون خوشحال و راضی باشن تا دوباره واسه خرید، پیش شما برگردند. مثلا، وقتی خدمات مشاوره انجام میدید، کارهای کوچیکی مثل ارائه کمک در مورد بعضی جنبه های فنی سایت رو بی دریافت هزینه اضافه بکنین. بعضی وقتا وقتی مشتریان واسه انجام کارهای کوچیک پیش شما بین، اون کارا رو بی دریافت دستمزد بکنین. همین چیزای کوچیک به شما کمک می کنه تا وفادارترین مشتریان و مشتریانی رو که بالاترین دستمزدها رو به شما پرداخت”