Posts

فواید آروم غذا خوردن و ۵ روش واسه اینکه از غذای خود لذت ببرین 

یکی از مهم ترین عوامل در سلامتی و جلوگیری از بیماریهای گوارشی، نحوه ی غذاخوردن ماست که بیشتر مواقع به اون بی توجه هستیم. آروم غذاخوردن آثار شگفت انگیزی بر سلامت بدن و هضم آسون غذا داره که در این مقاله به اونا اشاره می کنیم.

 

وقتی که بحث حفظ سلامت در بین باشه، خیلی از ما به چیزایی مثل خوردن غذاهای سالم و ورزش فکر می کنیم، اما تابه حال فکر کردین که آروم تر غذا بخورین؟ درحالی که خیلی از ما در مورد خوردن میوه ها و سبزیجات تازه یا کاهش مصرف قند آموزش دیده ایم، اما به کم در مورد نحوه ی خوردن یاد گرفتیم. شاید به این خاطره که ما فقط نگران این هستیم که چه چیزی باید بخوریم و چه چیزی نباید بخوریم و همین هم نشون می ده که ما به قوانین روشن و روشن واسه سالم ماندن بیشتر اشتیاق نشون میدیم (که واقعا کمه)، اما این از اهمیت موضوع کم نمی کنه.

علم اشتها و سیری: چیجوری باید بفهمین که سیر شدین؟

باخبر شدن از سیری یا گرسنه نبودن، پیچیدهه. واقعا دیدگاه های مخالف و ناشناخته ی زیادی در مورد امور مربوط به غذا و مفاهیمی مثل گرسنگی، سیری و اشتها هست. اما یکی از چیزایی که ما میدونیم، اینه که چیجوری حس سیری در بدن ما ایجاد می شه. مرکز سیری یا همون جایی که تشخیص می ده ما سیر شده ایم و دیگر گرسنه نیستیم، در هیپوتالاموس قرار داره. مغز عضو خیلی پیچیده ای از بدنه و از عوامل زیادی در تنظیم گرسنگی و مصرف غذا استفاده می کنه. مغز به ترکیبی از سیگنالای عصبی و هورمونی از دستگاه گوارش و سطوح مواد غذایی موجود در خون وابسته تا تشخیص بده ما چه زمانی سیر شده ایم و دیگر احساس گرسنگی نمی کنیم.

گفته می شه که عوامل روان شناختی هم در مورد این موضوع هست.

آروم تر غذا بخور، خیلی سریع غذا می خوری!

وقتی که این سیگنالای عصبی و هورمونی از دستگاه گوارش (مثل معده) فرستاده می شه، حدود ۲۰ دقیقه طول می کشه که معده به مغز بگه که سیره و دیگر احتیاجی به غذا نداره.

وقتی ما خیلی باسرعت غذا می خوریم، می تونیم خیلی سریع، قبل اینکه سیگنال سیری از معده به مغز برسه، بیشتر از نیاز واسه سیری مون غذا بخوریم. این نه تنها باعث ناراحتی معده می شه، بلکه زیادخوردن غیرعمدی یکی از عوامل چاقی و افزایش وزنه، مشکلات سلامتی طولانی رو بیشتر می کنه و کمیت و کیفیت زندگی ما رو کم می کنه.

بیش ازحد غذا خوردن، تنها یکی از کوچیک ترین عوارضیه که سریع غذاخوردن واسه ما داره. وقتی که شما سریع غذا می خورید، غذا رو کامل و به درستی نمی جوید. اولین قدم در هضم غذا در دهن و به وسیله دندانا شروع می شه. ما با دندانا غذا رو به تکهای کوچیک تر تقسیم می کنیم و بزاق دهن شروع به جدا سازی ی مولکولای خاص می کنه. وقتی ما خیلی سریع غذا می خوریم، سؤال دیگری دراین باره پیش میاد: بقیه ی سیستم گوارش چقدر باید کار کنه تا غذایی رو که کامل جویده نشده، هضم کنه؟

نکاتی درباره آهسته تر غذاخوردن واسه حفظ سلامتی

درحالی که آهسته غذاخوردن تنها دلیلی نیس که باید در رژیم غذایی واسه حفظ سلامتی درنظر گرفته شه، اما میشه اونو یکی از مهم ترین عوامل خواند. با روشایی که معرفی می کنیم، سعی کنین سرعت غذاخوردن خود رو پایین بیارین. با این روش ها حتی می تونین طعم غذا رو بهتر دریابید، از غذاخوردن بیشتر لذت ببرین و وزن کم کنین.

  • مقدار کمتری از غذا رو، نسبت به مقداری که همیشه در دهن می ذارین، گاز بزنین.
  • بعد از اینکه غذا رو در دهن گذاشتین، ظروف (یعنی قاشق، چنگال، چوب غذاخوری و…) رو روی میز یا درون بشقاب بذارین تا از دستان شما آزادی یابند. هنگامی که غذا رو می جوید، دستاتون باید آزاد از ظروف باشه. واقعا، این کار باعث می شه که بی معطلی بعد از بردن غذا درون دهن و جویدن اون، لقمه ی بعدی رو در دهن خود نگذارید.
  • درحالی که قاشق و چنگال تون روی میز یا بشقابه، غذا رو بجوید. به طعم و بافت غذا توجه کنین. با اینکه تحقیقات و پیشنهادا متفاوته، اما سعی کنین غذاهای نرم رو کمه کم ۵ الی ۱۰ بار و غذاهایی رو که سفت تر و چسبناک تر هستن، ۳۰ بار قبل از بلعیدن بجوید.
  • بعد از اینکه غذا رو کامل جویدید، اونو کامل ببلعید.
  • هنگامی که غذا رو بلعیدید، قاشق و چنگال رو وردارین و دوباره غذا رو وردارین و در دهن بذارین. مطمئن شید که این کار رو بعد از بلعیدن کامل لقمه ی قبل انجام میدید.
  • بعد دوباره روش قبلی (یعنی گذاشتن قاشق و چنگال روی میز یا بشقاب) رو در طول غذاخوردن به کار گیرید. با این کار زمان غذاخوردن شما زیاد می شه. شما به طور طبیعی کمتر غذا می خورید یا زودتر سیر میشید.

فواید آهسته غذاخوردن

آمریکاییا می تونن واسه آهسته غذاخوردن کلاس فشرده بگذرونن! در کشورها و فرهنگای خاص، خوردن یک وعده ی غذایی می تونه ساعتا طول بکشه. مردم دور میز می شینن، تموم اعضای خونواده دور هم جمع می شن، حرف میزنن و غذا می خورند؛ این کار شاید تا عصر به طول انجامد. در آمریکا اینطور نیس. خوردن یک وعده ی غذایی به طور متوسط ۱۱ دقیقه طول می کشه. بعضی صبحانه و ناهار خود رو در ۲ دقیقه می خورند! اما همونجوریکه اشاره شد، سریع غذاخوردن مشکلاتی رو به دنبال داره که در دراز مدت می تونه به سلامت شما آسیب جدی بزنه. اینجا دلایلی رو باهم مرور می کنیم که ضرورت آهسته غذاخوردن رو نشون می ده:

۱. طعم غذا رو بهتر می فهمید

یکی از مهمترین فواید آهسته غذاخوردن اینه که بیشتر و بهتر متوجه طعم غذا میشید. اگه مدت زمان غذاخوردن تون رو دو برابر کنین، بیشتر می تونین طعم ، بافت و بوی غذایی رو که نوش جون می کنین، احساس کنین. در این صورت، غذا واسه شما مطبوع تر به نظر می رسه.

۲. وزن کم می کنین

وقتی آروم تر غذا می خورید، متوجه میشید که یاد می گیرین زودتر دست از خوردن بکشین. ممکنه فهمیده باشین که سیر شدین و دیگر احتیاجی به ادامه خوردن ندارین. تحقیقات نشون می ده که «سیری» معنی پیچیده ایه که به تعداد دفعات جویدن غذا، زمانی که واسه غذا خوردن صرف می کنین، ظاهر غذای داخل بشقاب و میزان واقعی غذایی که می خورید، بستگی داره. اگه آهسته تر غذا بخورین، با مقدار کمتری از غذا سیر میشید.

۳. غذای بهتری انتخاب می کنین

وقتی آروم تر غذا می خورید، بیشتر به طعم اون اهمیت میدید. اینجور کاری خوبه چون هرچه بیشتر به غذای خود توجه کنین، بیشتر غذاهای سالم و طبیعی رو ترجیح میدید. به همین دلیله که غذاهایی که کارخانه ها تولید می کنن، در ۳ گاز اول طعم خوبی دارن. بعد از اون غذا بی مزه می شه. بعد از اینکه کمی غذا رو جویدید، احساس می کنین غذا یا چیپس دیگری می خورید! اگه سرعت غذاخوردن خود رو کاهش بدین و مطمئن شید که کامل اونو جویده اید، این غذای بی مزه خیلی براتون غیرقابل تحمل می شه. از طرف دیگه، غذاهای طبیعی حتی اگه به اندازه کافی هم جویده شن، خیلی جالب و خوشمزه هستن. وقتی توت فرنگی رو می جوید، بازم طعم خود رو از دست نداده و خوشمزهه. پرتقال، آجیل و سبزیجات هم همین طوره.

۴. اجتماعی تر میشید

غذاخوردن می تونه یک اتفاق اجتماعی باشه. وعدهای غذایی وقتیه که مردم دور هم جمع می شن و زمانی رو با هم سپری می کنن. وقتی غذا تموم می شه، هرکی راه خود رو میره و از هم جدا می شن. اگه زمان بیشتری واسه صرف غذا اختصاص بدین، می تونین بیشتر با خونواده و دوستان خود صحبت کنین، روابط خود رو بهبود ببخشین و بیشتر با مردم، خونواده و دوستان خود رابطه برقرار کنین.

۵. قبل اینکه سیر شید، دست از غذا می کشین

حدود ۲۰ دقیقه طول می کشه تا معده هورمونایی رو ترشح کنه که سیری شما رو به مغز آگاهی می ده. اگه آهسته تر غذا بخورین، به خود این فرصت رو میدید که سیر شید؛ پس قبل اینکه بیشتر از اندازه غذا بخورین، سیر میشید و دست از غذا می کشین.

پاداش: بهبود هضم غذا و دستگاه گوارش

آهسته غذاخوردن، زمان بیشتری به معده می ده تا غذا رو هضم کنه. زمانی که شما تموم وعده ی غذایی رو در ۵ دقیقه وارد معده می کنین، ممکنه دچار سوءهاضمه شید. به جای اون، همون مقدار غذا رو در ۲۰ دقیقه نوش جون کنین. معده ی شما در این صورت کار آسون تری داره. آهسته غذاخوردن باعث می شه؛ غذا رو بیشتر بجوید که این، شروعی واسه مراحل هضم بهتر غذاست.

علاوه بر مواردی که شمردیم، آهسته غذا خوردن یکی از راهکارهای صبور بودن و حفظ خونسردیه و در جلوگیری از پرخوری هم مؤثره.



 



فهرست ۶۰-۶ چیه و چیجوری زندگی شما رو متحول می کنه؟ 

 

یشتر ما اون قدر درگیر مسائل ریز و بزرگ زندگی روزمره هستیم که تا وقتی همه چیز عادی و بر روال معموله کمتر پیش میاد به تموم زندگی و اهداف و اولویتای اون فکر کنیم. اما بعضی وقتا شوکایی در زندگی پیش میاد که ما رو مجبور به تفکر درباره این مسائل می کنه. واسه من این شوک، مرگ مادرم بود که چند سال پیش رُخ داد. مرگ مادرم بدترین اتفاق زندگی ام بود و تلنگر بزرگی به من وارد کرد. این مرگ اون اونقدر به من نزدیک بود که باعث شد ارزشا، اهداف و اولویتای زندگی ام رو دوباره و به طور اساسی بازبینی کنم. حاصل این بازبینی رسیدن به ایده ای بود که در جهت شناخت بیشتر خودم و اولویتای زندگی ام، واسه من خیلی مفید واقع شد.

 

چرا از مرگ فرار می کنیم؟

همونجوریکه میدونیم قوی ترین غریزه ی ما «غریزه ی باقی موندن» است. مهم ترین وظیفه ی تموم سیستم فیزیولوژیک و ذهن ما حفظ باقی موندن و زندگی ماست. ذهن مأمور حفظ زندگی ما و دفع هرگونه خطریه که ممکنه موجب مرگ شه. با اینکه این ویژگی ضامن حفظ زندگی ماست اما ممکنه مانعی در راه تغییر واسه پیشرفت و تعالی هم باشه. پس از مرگ مادرم و شوک عاطفی شدیدی که به من وارد شد، نیاز داشتم که تنها باشم اما مراسم عزاداری عادی در منطقه ما اینجور اجازه ای به من نمی داد. در منطقه ما مرسومه که تا چند روز فامیل و آشنایان واسه تسلیت گفتن و بیان همدردی بین و ادب ایجاب می کنه که اونا رو قبول کنیم و آداب مهمانداری رو به جا بیاریم. این رسم خیلی خوبیه. آدم عزادار بیشتر از هرچیز به دلداری و همدردی نیاز داره تا بتونه با وجود مصیبت بزرگی که دچارش شده به زندگی اش ادامه بده. اینجوری مراسمی از این نوع تلاشیه در جهت فراموش کردن مرگ و بازگشت به زندگی عادی، اما با غافل ساختن ما از اندیشیدن آگاهانه درباره مرگ، ممکنه فرصت تغییر و رشد رو هم از ما بگیره.

چرا آدما می میرن؟

در مراسم عزاداری مادرم تقریبا تموم گفت وگوها در مورد زندگی و مسائل روزمره بود و نه مرگ. فاتحه ای خونده می شد و روحانی محل بعضی وقتا اشارهایی به مرگ و پس از اون می کرد و بعد این انبوه مسائل مربوط به زندگی روزمره بود که مطرح می شد. در این بین گویا تنها کسی که به اصل موضوع فکر می کرد پسر چهارساله ی من بود که پرسید: «بابا! چرا آدما می میرن؟» من اول سعی کردم دلایل فیزیولوژیکی مثل مریضی یا کهولت سن رو براش توضیح بدهم اما وقتی براش قانع کننده نبود، فهمیدم که با دشوارترین سؤال عمرم روبه رو شده ام. من داشتم به سؤال «چه جوری آدما می میرن؟» جواب می دادم، اما اون پرسیده بود: «چرا آدما می میرن؟» وقتی سعی کردم از دید اون به موضوع نگاه کنم، فهمیدم سؤالی که واسه اون پیش اومده خیلی اساسیه. اون چار سالش بود و واسه اولین بار مرگ یکی از عزیزانش رو تجربه می کرد. مادربزرگی که قسمت مهمی از زندگی اش بود حالا نبود. این از دست دادن بزرگ اونو به فکر واداشته و باعث شده بود که واسه اولین بار معنای مرگ رو درک کنه. اون ازم نپرسید: «چرا مادربزرگ مُرد؟» اون به مرگ مادربزرگش فکر کرده بود و فهمید که این اتفاق واسه خودش، پدر و مادرش و همه فامیل و آدما رُخ میده و واسه همین اون با گسترش اون به همه پرسیده بود: «چرا آدما می میرن؟»

پنجره ای رو به گورستان

با اینکه تنونستم به سؤال پسرم جواب بدهم اما اون سؤال رو فراموش هم نکردم؛ واقعا تنونستم از یاد ببرم. اون سؤال باعث شد که بیشتر به مرگ و حتما به مرگ خودم فکر کنیم. با اینکه همه ما هر روز اخبار مختلفی از مرگ آدما می شنوین اما غریزه ی زندگی باعث می شه که در کمترین زمان ممکن اونو به فراموشی بسپاریم. کمتر پیش میاد که خبر مرگ کسی ما رو به تفکر در مورد مرگ خود و نزدیکان مون مجبور کنه، مگه اینکه این مرگ از دید عاطفی خیلی نزدیک به ما باشه. وقتی پس از اون گفت وگو پسرم به من گفت که: «بابا! تو چرا ورزش نمی کنی؟» فهمیدم که اون به احتمالِ «مرگ پدرش» هم فکر کرده. من به اون گفته بودم که «با ورزش کردن آدم می تونه سالم تر باشه و بیشتر عمر کنه.» این سؤال اون دوباره باعث شد که به مرگ خودم بیشتر فکر کنم. وقتی به تفکر در مورد مرگ خودم ادامه دادم و در اون عمیق تر شدم، دیدم که ناخودآگاه دارم به آزمایش عمر گذشته ام می پردازم. فهمیدم از خیلی از کارایی که کردم و واسه خیلی از کارایی که نکرده ام، پشیمانم. فهمیدم خیلی از موضوعاتی که خیلی اونا رو جدی گرفته بودم چقدر بی اهمیت بودن و چه خیلی موضوعات مهمی که من اونا رو جدی نگرفته بودم. آزمایش گذشته ام باعث شد درک کنم که مرگ هم می تونه موهبت بزرگی باشه واسه اینکه بتونم معنای زندگی رو بفهمم و اولویتای اونو تشخیص بدهم. اما لزومی به مرگ عزیزان مون نیس تا به مرگ خودمون فکر کنیم.

در اتاقی زندگی کنین که پنجره ای رو به گورستان داشته باشه، این منظره ذهن آدم رو روشن می کنه و اولویتای زندگی رو در نظرش میاره.

– میشل دو مونتنی، فیلسوف فرانسوی قرن شانزدهم

 

 

دوستی با مرگ و هنر مردن

مرگ روی دیگر سکه ی زندگیه. قطعیتِ مرگه که این فرصت کوتاهِ زیستن رو بی آخر مهم می سازه. میشه عمری رو صرف سؤالای ناتموم درباره «پس از مرگ» کرد اما واسه غنی تر ساختن زندگی، آگاهی همیشگی از قطعیت مرگِ خودمون کافیه. اگه بی ترس و فرار، مرگ رو چون دوستی همیشگی در کنار خود قبول کنیم و اتفاق اونو در مورد خودمون قطعی و نزدیک بدونیم، می تونیم درسای خیلی واسه قشنگ تر، غنی تر و باشکوه تر زیستن از اون بیاموزیم. هر مرحله از رشد ما با مرگ مرحله قبل رُخ می ده. تولد جسمی ما به معنی ی مُردن نسبت به دنیای رحم مادرمانه. بلوغ به دنبال آزاد شدن از دنیا کودکی حاصل می شه. رشد ما در تموم ابعاد به دنبال مرگِ چیزی که بودیم اتفاق میفته. شاید «سِر توماس بروان» روان شناس انگلیسی، همین معنای مرگ رو در نظر داشت وقتی گفت: «مرگ درمان تموم مشکلات انسانه. اما هر کسی رو که می بینیم در حال جنگ با اینه.» به خاطر این واسه اینکه هنر زیستن رو بیاموزیم باید هنر مردن رو هم بیاموزیم؛ مردن نسبت به عادات محدودکننده، نسبت به گذشته ها، نسبت به وابستگیا و … تا بتونیم تولد و رشد دائمی رو تجربه کنیم.

از آنجایی که رشد لازمه شکسته شدن الگوهای قدیمیه، تمایل به مرگ یکی از پیش نیازای زندگیه. ترس تندرو از مرگ معمولا مربوط به وحشت عصبی از رشد و تغییره.

– فرانک هارونیان

 

 

فهرست ۶۰-۶

اندیشیدن درباره مرگ و به ویژه مرگ خودم من رو به ایده ی فهرست شش-شصت (۶۰-۶) رساند. ایده ای که ما رو مجبور به تفکر درباره مرگ خودمون می کنه تا طبق اون زندگی گذشته خود رو بازبینی و ارزشا، اولویتا و هدفای زندگی آینده خود رو مشخص کنیم. همونجوریکه در جدول زیر نشونه این فهرست دارای دو قسمت کلیه. قسمت بالا مربوط به آزمایش زندگی گذشته و قسمت پایین جدول به برنامه ریزی آینده مربوطه.

حسابرسیِ زندگی

در قسمت الف به سؤال «اگه دوباره زندگی می کردم چه کارایی رو انجام نمی دادم؟» جواب میدیم و کارا، رفتارها و باورهایی رو می نویسیم که الان اونا رو اشتباه میدونیم و واسه انجام دادن اونا پشیمون هستیم. مثالایی که آورده ام به ترتیب شامل یک تصمیم، یک نوع ترس و یک ذهنیته. این بخش کمک می کنه به اشتباهات گذشته خود پی ببریم. درک این اشتباهات می تونه باعث شه که اونا رو تکرار نکنیم و در صورت امکان اونا رو جبران کنیم. من در مثال سه مورد نوشتم اما هر تعدادی رو که به نظرمون می رسه بهتره بنویسیم. باید حواس مون باشه که درک اشتباهات گذشته نباید ما رو دچار سرزنش خود، غم و غصه یا خودخوری کنه. هدف فقط آزمایش زندگی گذشته، تشخیص اشتباهات و اصلاح اونا و غنی تر ساختن زندگی آیندهس، نه تنبیه یا خودآزاری.

در قسمت ب باید به سؤال «اگه دوباره زندگی می کردم چه کارایی رو انجام می دادم؟» جواب بدیم. بخش الف به ما کمک می کنه که موضوعات بخش ب رو بهتر تشخیص بدیم. مثلا من در بخش الف نوشته ام که «رشته مهندسی رو انتخاب نمی کردم» این چیزی بوده که من نمی خواستم و چیزی که در بخش ب نوشتم یعنی «معلم فیزیک می شدم» چیزیه که به جای اون باید انجام می دادم. تشخیص چیزی که دوست داشتیم یا چیزی که می خواستیم، به ما کمک می کنه که اگه امکانش باشه در آینده اونو اولویت خود قرار بدیم و به نحوی به اون بدیم یا به اون راه رفتار یا فکر کنیم.

من سعی می کنم این تمرین رو هر شب در مورد روزی که سپری کردم انجام بدهم. به آزمایش کارا، رفتارها، تصمیمات، افکار و نتایج اون روز می پردازم و سعی می کنم که فردا آدم بهتری باشم. اگه بتونین هر شب قبل از خواب به مدت چند دقیقه این تمرین رو انجام بدین، به مرور پیشرفت و رشد روزافزون رو در تموم ابعاد زندگی خود تجربه می کنین.

به حساب خود برسین پیش از اونکه به حساب شما برسن.

– پیامبر اسلام (ص)

 

 

اولویتای زندگی

دو قسمت بالا مربوط به گذشته ما بود اما قسمت پایین جدول به برنامه ریزی آینده مربوطه. فرق اون با برنامه ریزیای عادی اینه که اینجا برنامه ریزی طبق زمان احتمالی مرگ مون انجام می شه. صِرف در نظر گرفتن مرگ خودمون باعث می شه که نگاه عمیق تری به زندگی، ارزشا، باورها و رفتارهای خود داشته باشیم و بتونیم چیزی که رو که در زندگی واقعا مهم و شایسته ی اختصاص لحظات بی تکرار عمرمونه، تشخیص بدیم.

تنها هنگامی که به این آگاهی برسیم که روزی می میریم، می تونیم صد در صد زندگی کنیم.

– پائولو کوئیلو

 

 

این بخش طبق دو فرض درباره زمان مرگ مونه، یکی کوتاه مدت و دیگری درازمدت. من این فرضا رو ۶ ماه و ۶۰ سال در نظر گرفتم اما شما متناسب با سن تون می تونین اونا رو به ۸۰-۸، ۴۰-۶، ۶۰-۵ یا هر عدد مناسب دیگر تغییر بدین. هدف اندیشیدن جدی و آگاهانه به مرگ خودمونه نه حدس زدن زمان مرگ مون. سعی کنین که بخش اول رو بیشتر از یک سال در نظر نگیرید.

زندگی یک احتماله.

– امیلی دیکنسون

 

 

بخش ج به فرضِ، «اگه قرار باشه ۶ ماه دیگر بمیرم» مربوطه. در واقعیت هیچ بعید نیس که این اتفاق رخ بده. پس باید به طور جدی در مورد مرگ نزدیک الوقوع خود فکر کنیم.

  • اگه قرار بود ۶ ماه دیگر بمیرید، اون ۶ ماه رو صرف چه کارایی می کردین؟
  • چیکار انجام نشده ی مهمی داشتین که حتماً اونو در این مدت انجام می دادین؟
  • کدوم کارهای نیمه تموم رو کامل می کردین؟
  • انجام چه کارایی رو متوقف می کردین؟

و …

این بخش به ما کمک می کنه اولویتای اساسی زندگی و چیزی که رو که حقیقتا واسه مون ارزشمندتر یا لذت بخش تره تشخیص بدیم.

بخش د به فرضِ، «اگه قرار باشه ۶۰ سال دیگر بمیرم» مربوطه که چشم انداز زندگی درازمدت ما رو مشخص می کنه. اگه قرار بود سالای سال زندگی کنین چه کارایی رو انجام می دادین؟

  • چه مهارتایی رو یاد می گرفتید؟
  • چه پروژه هایی رو شروع می کردین؟
  • واسه هر وجه از زندگی خود (خونواده، پولی، روابط، سلامتی، رشد شخصی، الهی، تفریحات و …) چه برنامه ای داشتین؟

و …

طوری زندگی کن که انگار فردایی در کار نیس و طوری در حال آموختن باش که انگار تا ابد زندگی می کنی.

– ماهاتما گاندی

 

 

فلسفه و کارکرد فهرست ۶۰-۶

فهرست ۶۰-۶ ما رو مجبور می کنه که به مرگ خود فکر کنیم. ذهن که وظیفه ی حفظ زندگی ما رو برعهده داره با ترفندهای مختلف ما رو از اندیشیدن به مرگ خودمون باز می داره. شاید این ضرب المثل رو شنیده باشین که می گه «مرگ واسه همسایهه.» ذهن همیشه سعی می کنه مرگ خود رو نفی کنه. اما واقعیت اینه که ذهن ما رو از مرگ نجات نمی ده بلکه فقط مرگ ما رو به تعویق میندازه. پس اگه با تصور قطعیت مرگ خودتون و به طور جدی این فهرست رو واسه خود تهیه کنین، می تونه خیلی از ارزشا، اولویتا و اهداف فعلی شما رو به رقابت بکشه یا اونا رو جابه جا کنه. گذشته خود رو آزمایش می کنین و با شناخت اون واسه اصلاح و ساختن آینده بهره می گیرین. چیزی که رو فورا و هر روز باید بکنین مشخص و واسه آینده دور برنامه ریزی می کنین. بطالتا و شکستای گذشته رو تشخیص میدید و با درک ارزش هر لحظه عمر سعی می کنین به بهترین راه از اونا استفاده کنین. ممکنه اشتیاق و استعدادی سرکوب شده رو در کُنجی از قلب و ذهن خود تشخیص بدین و با زنده ساختن اون تولدی دوباره رو تجربه کنین. ممکنه به ارزش صَرف وقت با عزیزان و دوستان خود بیشتر پی ببرین و زمان بیشتری رو به اونا اختصاص بدین. با اینکه در تهیه این فهرست به مرگ خود فکر می کنیم اما هدف اون پی بردن به ارزش زندگی و غنی تر و قشنگ تر ساختن اینه. اگه این فهرست کوچیک ترین تأثیری در بهبود زندگی شما داشته باشه، حتما روح مادر من که با مرگ خود الهام بخش این ایده شد، خرسند هستش و این واسه نگارنده بزرگ ترین پاداشه.


فنگ شویی و راهنمای کامل اجرای اون در منزل

ریشه ی آیین فنگ شویی (Feng Shui) به باورهای مردمون شرق آسیا، به ویژه اهالی چین قدیم برمیگرده. طبق ادعای آیین فنگ شویی، پاکیزگی، روشنایی و هماهنگی، تناسب و نظم بین اشیا و لوازم، باعث جریان انرژی «چی» (انرژی بی مرز زندگی و کیهان واسه سلامت و زیبایی و موفقیت) در منزل و محل کار می شه و درنتیجه شادی، حال خوب، موفقیت و امید به زندگی زیاد می شه. اگه شمام از اون دسته افرادی هستین که تازگیا با فنگ شویی و رسم ورسوم خاص اون آشنا شدین و واسه به کارگرفتن قوانین اون سردرگم هستین، یا اینکه برخلاف آشنایی با این فرهنگ هنوزم احساس می کنین یک جای کارتون می لنگد، با ما همراه باشین؛ چراکه می خوایم راهنمای کامل فنگ شویی واسه تازه کارا و هم قوانین اساسی فنگ شویی واسه دکوراسیون گوشه وکنار منزل رو واسه تون توضیح بدیم.

 

چیجوری فنگ شویی رو شروع کنیم؟

«فنگ شویی» در کلمه به معنای «باد و آب» است. طبق این باور، حرکت باد و آب و به کاربردن درست عناصر، انرژی خوبی در محیط زندگی ما ایجاد می کنه. اصول فنگ شویی رو در تموم گوشه وکنار خونه و محل کار میشه اجرا کرد، اما معمولا قوانین فنگ شویی در اول واسه تازه کارا کمی پیچیده و گیج کننده به نظر می رسن.

در اول کار لازمه بدونین که واسه اجرای اصول فنگ شویی در منزل و محل کار نیاز نیس درک عمیقی از قوانین این آیین باستانی شرق آسیا داشته باشین. واسه جریان بهتر انرژی مثبت در خونه کافیه، نکات آسون و آسون فنگ شویی رو بدونین.

مثلا ممکنه بعضی نقاط منزل مثل آشپزخانه و سالن نشیمن حس بهتری به شما منتقل کنن و درنتیجه شما تموم هم و غم تون رو واسه اجرای اصول فنگ شویی اینجاا می ذارین و بقیه نقاط منزل رو مثل حموم و اتاق خواب که اتفاقا خیلی در جریان انرژی خوب و مثبت نقش اجرا می کنن، فراموش می کنین. اصل اول در آیین فنگ شویی اینه که خونه یک تکه ی کامل و هماهنگه و تموم نقاط منزل به هم ربط دارن، واسه همین انرژی مثبت از گوشه ای به گوشه دیگر در جریانه.

مثلا خیلی از آدما که در اجرای آیین فنگ شویی تازه کار هستن، نقاط مهمی مثل پارکینگ، زیر پلها، کمدها و انباری رو از قلم میندازن و تموم تمرکزشان رو روی نقاطی می ذارن که بیشتر از بقیه جاها دیده می شن؛ درحالی که اینجاا همیشه تمیز و منظم هستن. در اصل نامرتب بودن و کثیفی جایایی مثل انباری و کمدهاست که مانع جریان انرژی در بقیه نقاط منزل می شه. اولین پیشنهاد ی استادان فنگ شویی اینه که واسه شروع اجرای آیین فنگ شویی در منزل و محل کار بعضی اشتباهات آسون و به ظاهر سطحی، اما در باطن لازم و مهم رو انجام دهنده نشید.

قدم اول واسه مبتدیا؛ فنگ شویی یعنی تعادل بین تاریکی و روشنایی

فلسفه ی فنگ شویی بر این باوره که هر وسیله و شی ، دارای انرژی (چی) است و روش چیدمان وسایل بر روحیه و سلامت ما اثر مثبت یا منفی می ذاره. در هر خونه ای بعضی عناصر دارای نیروی «یین» هستن، که به معنی ایستایی و پایداریه، این عناصر معمولا نسبت به دیگر عناصر که دارای نیروی «یانگ» هستن، تاریک تر و سنگین ترن. «یانگ» به معنی روشن تر، گرم تر و سبک تر و نماد تحرکه. واقعا رمز اصلی چیدمانی مناسب طبق فنگ شویی، رسیدن به تعادل بین این دو نیروی تاریک و روشنه.

فراموش نکنین در خونه اجرای آیین فنگ شویی، می تونه خیلی آسون تغییردادن جای یک آینه باشه. قدم اول اینه که یک طرح قابل اجرا واسه اجرای آیین فنگ شویی در منزل تون بنویسین یا اینکه یک لیست آماده کنین و به ترتیب نقاطی از منزل یا محیط کار رو که بیشتر واسه تون اهمیت دارن، در اون مشخص و اولویت بندی کنین، با این همه فراموش نکنین که به ترتیب اهمیت، اصول فنگ شویی رو در تموم نقاط منزل و محیط کار پیاده کنین. به یاد داشته باشین هرچه هارمونی اشیا و وسایل در محیط بیشتر باشین، انرژی «چی» بهتر و آسون تر دور و بر شما جریان پیدا می کنه.

واسه اجرای فنگ شویی اولویتا رو مشخص کنین

یادتون باشه که اگه اولویت هاتون رو مشخص کنین، اجرای آیین فنگ شویی آسون تر می شه؛ پس این چند تا نکته مهم رو فراموش نکنین:

۱. فنگ شویی و درب ورودی منزل

درب ورودی و اصلی منزل یکی از مهم ترین رقابتا در آیین فنگ شوییه. درب ورودی منزل با درب پشتی منزل (اگه منزل تون درب پشتی هم داره) در یک ردیف هستن؟ درست روبه روی درب ورودی منزل تون راه پله دارین؟ در فلسفه ی فنگ شویی درب ورودی منزل، یکی از مهم ترین نقاطه؛ چون که انرژی «chi» یا انرژی بی مرز زندگی واسه زیبایی و سلامت و موفقیت از درب ورودی وارد منزل یا محل کار می شن.

«راه پله» یا درخت و تیر چراغ برق مانع ورود انرژی به منزل می شن. جلو درب ورودی منزل یا محل کارتون رو همیشه تمیز نگه دارین؛ چون که پاکی و تمیزی در هر فرهنگی باعث جریان انرژی مثبت در محیط می شه. فرهنگ تمیزی و پاکیزگی نه پیچیدهه و نه نیاز به اصول خاصی حتی رعایت اصول آیین فنگ شویی داره.

در آیین فنگ شویی به درب ورودی منزل به اصطلاح «دروازه ورود انرژی چی» میگن. همونجوریکه پیش از این گفتیم انرژی «چی» در فرهنگ سرزمینای شرق آسیا، انرژی بی مرز زندگی واسه سلامت و زیبایی و درحقیقت انرژی و نیروی زندگی بخش کیهانیه و این انرژی از درب ورودی وارد منزل می شه.

زمانی این انرژی وارد منزل می شه که ورودی منزل پاک و پاکیزه، منظم، روشن با نورپردازی مناسب و اندازه اون با اندازه ساختمان هماهنگ باشه. درب ورودی منزل خیلی آسون باید بازوبسته شه. بهتره زنگ درب همیشه درست و سالم باشه و از کمترین میزان شیشه در طراحی درب استفاده شده باشه.

بهتره سرویسای بهداشتی روبه روی درب ورودی منزل نباشن، چون انرژی «چی» وارد اونجا شده و هدر خواهد رفت. اتاق خواب و آشپزخانه هم نباید روبه روی درب ورودی باشن، در این صورت به طور ناخودآگاه احساس امنیت نمی کنین. اگه آشپزخانه روبه روی درب ورودی باشه، ممکنه همیشه احساس گرسنگی کنین.

بهترین طرح واسه نقشه معماری منزل اینه که اتاق نشیمن روبه روی درب ورودی باشه. در این صورت تموم اهالی منزل، بالاترین سطح از این انرژی رو تجربه می کنن. اگه راه پله دقیقا در راهروی ورودی منزل تون قرار داره، ممکنه باعث شه «چی» از راه پلکان بالا رود و طبقه ی پایین از انرژی مثبت بی نصیب بمونه. اضافه کردن یک رانر (قالیچه) به پلکان یا یک اثر هنری برجسته مثل یک تابلوی نقاشی در بالای پلکان، می تونه انرژی رو نگه داره. اگه به محض ورود به منزل یک دیوار مقابل روی شما قرار میگیره، حتما به اون دیوار یک آینه نصب کنین.

۲. فنگ شویی و هارمونی رنگ و اشیا در سالن نشیمن

سالن نشیمن معمولا از شلوغ ترین نقاط منزله و بخاطر این اهمیت رعایت اصول فنگ شویی و چگونگی روان ساختن انرژی مثبت و سالم در اون خیلی حیاتیه. قدم اول اینه که نقاط «باگو-آ» یا «نقشه انرژی فنگ شویی» رو در سالن نشیمن تون پیدا کنین.

پیداکردن این نقاط خیلی راحته!. مثلا در فنگ شویی سنتی، در قسمت جنوب شرقی، فنگ شویی خونه ی شما به جریان انرژی پول در زندگی شما متصله. یکی دیگر از اصول اساسی فنگ شویی، انتخاب درست رنگ اتاق نشیمن و سالن پذیراییه. به همین منظور بهتره اول عناصر «تولد» فنگ شویی و شماره kua یا مسیرهای خوش شانسی تون رو پیدا کنین. واسه پیداکردن عناصر «تولد» فنگ شویی بهتره بدونین مثلا، اگه عنصر شما آتشه، باید خصوصیات عنصر فنگ شویی آتیش رو پیدا کنین، مثل رنگای عنصرآتش (قرمز، نارنجی، بنفش، سرخ، صورتی و زرد)، شکلای مثلثی و غیره.

علاوه بر این شما به عنصر چوب در خونه تون نیاز دارین؛ چون چوب، آتیش رو تغذیه می کنه. از طرف دیگه، باید شماره kua (کووا) خودتون و اعضای خونواده تون رو پیدا کنین. شما می تونین با انرژی خوب از بهترین یا خوش شانس ترین مسیرهای فنگ شویی انرژی بگیرین. مثلا اگه شماره «کووا»ی شما عدد یک باشه، بهتره که با یکی از مسیرهای زیر روبه رو شید: جنوب شرقی، شرق، جنوب و شمال.

فراموش نکنین اصول «رنگی» فنگ شویی با پنج عنصر زمین، آتیش، آب و فلز مرتبطه. به باور ی استادان فنگ شویی شما طبق تاریخ تولد خود می تونین، فهمیده باشین که انرژی شما جزو کدوم دسته از این عناصره. مثلا اگه شما فردی شلوغ و پر سر و صدا یا عصبی هستین و رفتارهای خشن دارین، از تن رنگی قرمز در فضای خود استفاده نکنین.

در این صورت بهترین انتخاب واسه شما تنای رنگی سردتر مثل سبز و آبیه که تعادل و برابری و آرامش رو در فضا ایجاد می کنن. زرد و نارنجی هردو رنگای زنده ای هستن که سرزندگی و روحیه ی خوشحال رو تداعی می کنن، درحالی که طیف رنگای بنفش و آبی، آرامش بخش و رفع کننده ی نا آرومی هستن.

علاوه بر این استفاده از یک ترکیب حساب شده از تنای سرد و گرم (به ویژه شکلای مختلف رنگای زمینی و خاکی) می تونه موجب ایجاد ثبات و آرامش و انرژی در فضای خونه شه.

۳. فنگ شویی و انرژی خوش آهنگ و هماهنگ واسه اتاق خواب

به جرئت میشه گفت مهم ترین اتاق در منزل شما «اتاق خواب» است و واسه همین لازمه که هوشمندانه چیده شه. بیشتر از یک سوم عمر آدم در خواب میگذره و این به اون معناست که در این زمان انرژیای منفی و مضر و فعالیتای بی ثمر باید از اتاق خواب تون دور نگه داشته شه. به همین منظور در قدم اول یادتون باشه که:

  • اتاق خواب رو تمیز و منظم نگه دارین؛ چون که مهم ترین اصل واسه هماهنگ کردن انرژیا، پاکیزگی و منظم بودن محیطه.
  • هیچی رو زیر تختخواب تون نگذارید، حتی یک وسیله کوچیک، رعایت این مسئله به ویژه واسه اونایی که بدخواب هستن و معمولا شبا خواب خیلی راحتی ندارن، می تونه در روند خوابیدن شون خیلی مفید باشه.
  • سعی کنین قسمت بالای تخت تون کمه کم ۳ تا ۵ سانتی متر با دیوار فاصله داشته باشه تا انرژی بتونه خیلی آسون و آزادانه جریان پیدا کنه.
  • وسایل قدیمی، عکس و وسایل درگذشته گان و افرادی رو که از دنیا رفته ان از اتاق خواب بیرون ببرین، چون که با هر بار نگاه کردن به اونا غم و اندوه واسه تون مرور می شه.
  • روبه روی تختخواب یا جایی که می خوابید یا آینه و میز توالت آینه دار نگذارید، یا شبا موقع خواب روی اونو با یک پارچه بپوشونین. آینه انرژی و نور رو منتقل و خواب رو پریشون می کنه.
  • نور اتاق تون رو تنظیم کنین. بهتره از شمع واسه روشنایی اتاق خواب استفاده کنین. از لامپایی قابل تنظیم واسه درجه روشنایی اتاق تون استفاده کنین و نور اتاق رو در موقعیتای مختلف کم و زیاد کنین.
  • در طول روز پنجرهای اتاق خواب رو باز کنین تا هوای تازه در اتاق جریان پیدا کنه.
  • یک تختخواب آسون واسه خودتون انتخاب کنین.
  • از رنگای آروم بخش واسه رنگ اتاق خواب استفاده کنین. از طیف رنگی قهوه ای و کرم و آبی واسه اتاق خواب استفاده کنین. در آیین فنگ شویی تعادل رنگا یکی از اصول اساسیه.
  • اصلا در اتاق خواب تون تلویزیون و کامپیوتر قرار ندین. اگه هم میزتحریر یا کامپیوتر گوشه اتاق خواب تون دارین با استفاده از یک صفحه یا پارتیشن اونو از فضای اتاق خواب جدا کنین. به هنگام خواب، لپ تاپ و گوشی موبایل رو از خودتون دور کنین. یادتون باشه که خواب خوب روحیه و انرژی شما رو دوبرابر می کنه.
  • دربای اتاق رو ببندید. طبق قوانین فلسفه فنگ شویی، قسمت پایین تخت (قسمتی که پامون رو قرار میدیم) نباید به طرف در باشه چون انرژی بقیه قسمتای خونه آرامش فرد رو موقع خواب پریشون می کنن. از طرف دیگه، شبا تموم دربا رو، از درب ورودی گرفته تا درب کمد و سرویس بهداشتی، ببندید. این کار تموم انرژیای خوب واسه سلامتی و رابطه عاطفی سالم رو به طرف شما سرازیر می کنه.

۴. فنگ شویی و یک آشپزخانه تمیز و پر انرژی

چه در باور همه مردم سرتاسر دنیا و چه در آیین فنگ شویی، آشپزخانه «قلب» خونه. طبق آیین فنگ شویی انرژی، سلامتی، زیادی و برکت خونه از آشپزخانه میاد. با این همه عناصر و المانای زیادی در آشپزخانه وجود دارن که در اختیار ما نیستن. مثلا خطر به هم ریختگی، آشپزخانهای کوچیک رو تهدید می کنه که مخالف با آیین فنگ شوییه، اما رعایت یه سری اصول می تونه آشپزخانه شما رو منطبق با اصول فنگ شویی به قلبی تپنده و پاکیزه تبدیل کنه.

  1. طبق اصول فنگ شویی ، یکی از بدترین ایدها واسه جای آشپزخانه قرارگرفتن اون درست نزدیک درب ورودی منزله. درب ورودی آشپزخانه نباید مقابل درب ورودی منزل باشه. سعی کنین اجاق گاز رو روبه روی درب ورودی منزل قرار ندین. اگه درب آشپزخانه روبه روی درب ورودی منزله یک حائل یا پارتیشن بین اونا قرار بدین؛
  2. از نظر فنگ شویی مهم ترین عنصر در آشپزخانه آتیش پاک و سوزانه؛ پس بهتره که آشپزخانه در جهت شمال و شمال غربی آشپزخانه ساخته نشه؛
  3. آشپزخانه تاحد ممکن از توالت دور باشه؛
  4. طراحی آشپزخانه به شکل گرد و دایره ای نباشه؛
  5. آشپزخانه باید نور کافی داشته باشه؛ چون که نور و روشنایی نماینده ی نیروی «یانگ» در فلسفه فنگ شوییه و آدم رو به فردی خوشحال تر و خلاق تر تبدیل می کنه؛
  6. اجاق گاز رو روبه روی درب ورودی منزل قرار ندین؛
  7. اجاق گاز رو کنار یا جلو پنجره قرار ندین، چون انرژی هدر میره؛
  8. اجاق گاز به عنوان عنصر آتیش رو در یک طرف و عناصر آبی مثل سینک ظرفشویی رو در طرف دیگری بذارین؛
  9. در کاشی کاری آشپزخانه آینه به کار نبرین. تصویر آتیش اجاق گاز نباید داخل آینه بیفته؛
  10. آشپزخانه باید از حموم دور باشه. بدترین طراحی آشپزخانه نزدیکی درب حموم به اجاق آشپزخانه به ویژه در آشپزخانهای سبک جزیرهه؛
  11. بدترین طراحی در منازل دوبلکس، نزدیکی آشپزخانه به پله یا زیر پلهه؛ چون که انرژی مثبت همدگیر رو خنثی می کنن.

۵. فنگ شویی می گه حموم شفادهندهه

معمولا واسه اجرای آیین فنگ شویی، «حموم» منزل مثل دشوارترین جای هاست. با وجود این با ارائه چند راه حل میشه رقابتای حموم رو که در فنگ شویی حکم مکانی واسه شفای جسم و روح رو داره به درستی حل و فصل کرد.

  • حموم رو نظافت کنین و لوازم بهداشتی رو در طبقاتی که واسه اونا درنظر گرفته شده، منظم کنین؛
  • بهتره واسه حموم پنجره درنظر بگیرین، تا هوای تمیز در اون جریان پیدا کنه و نم و رطوبت باعث بروز مشکلاتی مثل بوی نم یا رشد قارچ در فضای مرطوب اون نشه. اگه حموم تون پنجره نداره، حتما از تهویه ی مصنوعی مناسب با فضای حموم تون استفاده کنین؛
  • از کاشی و سرامیکای زاویه دار استفاده نکنین. اگه سرامیک و کاشیای حموم زاویه دار و مثلثیه با زوایای گرد «وان» حموم این مشکل رو که مخالف با اصول فنگ شویی واسه جریان انرژیه برطرف کنین؛
  • از رنگای گرم و نزدیک به رنگ طبیعت واسه رنگ در و دیوار حموم استفاده کنین؛
  • در حموم از آینه استفاده کنین؛
  • در حموم از گل و گلدانای مناسب استفاده کنین تا جریان انرژی مثبت چند برابر شه؛
  • اگه اهل لوازم دکوری در حموم هستین بهتره از برگشت، شمع و گلدان استفاده کنین؛

۶. فنگ شویی واسه اتاق نوزاد و کودک

جریان انرژی مثبت و پاک در منزل یکی از مهم ترین اصول واسه داشتن فرزندانی سرحال و پرانرژی و سالمه. اگه محل خواب و بازی بچه ها برخلاف اصول فنگ شویی شلوغ، نامرتب، کثیف و بی شوروشادی و رنگ باشه، نتیجه اش کودکانی بد ایجاد، عصبی، افسرده و بیشتر بیماره. مهم ترین اصل واسه اتاق نوزاد و کودک خردسال سادگی، راحتی، هیجان، لذت و شادی و آرامشه، نه هرج ومرج و شلوغی اتاق.

  • واسه اتاق نوزاد و کودک از رنگ «آبی» تنها در صورت ترکیب با رنگای گرم تر (مثلا رنگ چوب تخت و کمد) استفاده کنین. علاوه بر این رنگ «سبز» یکی از بهترین رنگا واسه اتاق بچه هاست.
  • واسه اتاق بچه ها از تختخواب طبقه ای استفاده نکنین. در این صورت یک کودک در فضایی تنگ و نزدیک به سقف و دیگری بازم در فضایی تنگ و نزدیک زمین قرار میگیره که در هر صورت متعال نیس.
  • مبلمون راحتی و اثاثیه ساخته شده از مواد طبیعی ازجمله تخت و کمد چوبی، فرش، موکت، قالی پشمی، قاب بندیای چوبی و کاغذ دیواری که همه با عنصر چوب و رشد در رابطه هستن، ازجمله بهترین وسایل واسه اتاق کودک حساب می شن.

۷. فنگ شویی و اتاق کار در منزل

این روزها کم نیستن افرادی که وظایف و مسئولیتای محل کارشون رو از راه دور و در منزل انجام میدن. واسه همین داشتن یک اتاق کار آروم و به دور از نا آرومی در منزل درحالی که انرژی مثبت رو در دور تون احساس کنین و درنتیجه از کارتون لذت ببرین، به چیزی لازم تبدیل شده، پس لازمه که:

  • یک اتاق پر نور و روشن رو به عنوان اتاق کارتون انتخاب کنین؛
  • میز کارتون رو پشت پنجره نگذارید؛ چون که نور چشمان تون رو اذیت می کنه، میز رو پشت به پنجره هم نگذارید؛ چون در این صورت راه انرژی رو پریشون می کنه، بهترین ایده ی فنگ شویی واسه میز اتاق کار اینه که میز به شکل مایل و روبه روی درب ورودی اتاق باشه. درغیر این صورت سعی کنین که میز کارتون نزدیک پنجره باشه؛
  • سعی کنین میز کارتون رو در موقعیتی قرار ندین که در اون تنها یک دیوار در مقابل چشم تون یا پشت تون به درب ورودی اتاق باشه، این موقعیتا می تونن باعث ازبین رفتن خلاقیت و ابتکار در کارکرد شما بشن؛
  • طبیعیه که طراحی یک اتاق کار طبق اصول فنگ شویی رقابتای زیادی داره. مثلا اتاق کار افرادی که با هنر و کارهای هنری سر و کار دارن، مثل نقاشا و موزیسینا طبیعتا با اتاق کار یک نویسنده و مترجم فرق داره. با این همه داشتن یک اتاق روشن، منظم و به دور از شلختگی، اتاقی که هوا در اون جریان داره، از رنگای سرد و روشن واسه دیوار و وسایل اتاق استفاه شده و یکی یا دو گلدان در اون هست، یک اتاق کار ایده آل از نظر اصول فنگ شوییه.

۸. فنگ شویی کمدها، انباری و پارکینگ

شاید ترجیح میدید این طور فکر کنین که پارکینگ خونه، انباری و کمدها در قانون نظم و انرژی و حال خوب فنگ شویی جایی ندارن، اما سخت در اشتباهید. طبق درسای فنگ شویی «یک کمد منظم یعنی یک ذهن منظم»؛ چون که هر چه پشت دربای بسته کمدها و انباریا هست، روی انرژی جاری در خونه ی شما اثر زیادی می ذاره. این مسئله رو میشه به تموم گوشه وکنار خونه که در اونجا وسیله ای نگه می دارین، از پارکینگ و انباری گرفته تا کمدها و جالباسیا، گسترش داد.

۹. فنگ شویی واسه فضاهای کوچیک

یکی دیگر از رقابتای آیین فنگ شویی، منظم کردن و نظم و ترتیب منازل و محلای کار کوچیک مثل استودیوهاست. چون که به ویژه در منازل کوچیک فاصله بین محل خواب، آشپزخانه و سالن نشیمن خیلی کمه. هر چند این فضای کم، ممکنه شما رو عصبی و افسرده کنه، اما بهتره بدونین که با کمی نظم و ترتیب و رعایت اصول راحت ی فنگ شویی خیلی آسون می تونه انرژی مثبت رو در این محیطای کوچیک جاری کنین. اگه فضای منزل یا محل کارتون کوچکه، سعی کنین از رنگای روشن و تمیز واسه در و دیوار و لوازم منزل استفاده کنین، وسایلی رو که قدیمی شدن و انرژی کهنه و خسته کننده ای دارن، از خونه خارج کنین و لوازم سبک تر با حس تازگی رو جانشین اونا کنین.

۱۰. فنگ شویی و انرژی گیاهان

در آیین و فلسفه ی فنگ شویی، گیاهان نماد رشد، موفقیت و خوش شانسی هستن. با وجود اینکه نوع گیاهی که در خونه از اون نگهداری می کنین (البته به استثنای گیاهان تیغ دار) گونه های خاص گیاهان و محل قرار گرفتن اونا می تونه فضای منزل و محل کارتون رو به خاطر این به اونو کنه. مثلا گیاهی مثل بامبو که رو به بالا رشد می کنه، می تونه به بالارفتن انرژی در جهت درست کمک کنه. اگه می خواید احساس آرامش داشته باشین از گیاهانی با برگای پر و انبوه استفاده کنین.

۱۱. فنگ شویی و خونه های روشن

همونجوریکه گفتیم «نور» نماینده نیروی یانگ در آیین فنگ شوییه، نور طبیعی قوی آدم رو خوشحال تر و خلاق تر می کنه.در اتاقایی که نور طبیعی محدود دریافت می کنن، سعی کنین از لامپایی با نور گرم و آفتابی استفاده کنین تا نور بیرون رو مثل سازی کنه. یک راه حل هوشمندانه اینه که آینه اضافه کنین. آینه رو جایی بذارین تا یک پنجره رو مشخص کنه، دراین صورت هم نور بیشتری به درون خونه خواهد اومد و هم می تونین از چشم انداز زیبای بیرون لذت ببرین.




فنگ شویی در آشپزخانه؛ چیجوری آشپزخانه ای قشنگ و پر انرژی داشته باشیم؟ 

«فنگ شویی» ازجمله باورها و رسوم اهالی شرق آسیا واسه قرار دادن هر وسیله در جای خود، در منزل و محیط کاره. به باور ی استادان فنگ شویی نتیجه هماهنگی آدم با محیط دورش یک زندگی مثبت، موفق و با نشاطه. در این بین رعایت اصول فنگ شویی در آشپزخانه به عنوان قلب خونه و یکی از سه ضلع مثلث لازم خونه یعنی آشپزخانه، حموم و اتاق خواب، یکی از مهم ترین ترفندها واسه ایجاد انرژی مثبت، سلامتی و سرزندگی در محیط خونه. با ما همراه باشین تا شما رو با ترفندهایی از راهنمای فنگ شویی واسه داشتن آشپزخانه ای با یک دکوراسیون منظم و خوشحال و خوش رنگ آشنا کنیم.

 

رعایت اصول فنگ شویی در آشپزخانه با رنگای دل پذیر

فنگ شویی و آشپزخانه ی خاکستری

برخلاف تصور عموم رنگ خاکستری ملایم رنگی سرحال، سرزنده و گرم واسه آشپزخانه و سایهای رنگ خاکستری روی دیوارها، رنگی طبیعی و منبع انرژی واسه آشپزخانهه. استفاده از رنگ خاکستری واسه آشپزخانه در بین عموم خیلی عادی نیس و به عبارت بهتر هنوز جا نیفتادهه، اما اگه طبق اصول فنگ شویی بدونین چه جوری از اون استفاده کنین، انرژی زیادی به آشپزخانه شما می بخشه.

لازم نیس حتما رنگ دیوار آشپزخانه رو خاکستری کنین؛ کابینتایی به رنگ خاکستری با تُنای مختلف رنگ چوب یا استفاده از یک نردبان چوبی قهوه ای، و هم انتخاب رنگای ملایم تر چوب واسه کانتر آشپزخانهای سبک جزیره که با کابینتای خاکستری، یک طیف رنگی شیک رو به وجود میارن، ازجمله بهترین ایدها واسه اجرای اصول فنگ شویی واسه آشپزخانه ای خوشحال و پرانرژی با فرمانروایی رنگ خاکستریه. اگه سبک آشپزخانه تون جزیره ایه به کابینتا رنگ خاکستری خیلی روشنِ نزدیک به سفید بزنین و یک کانتر رنگ چوب هم روی اونا بذارین؛ اینطوری هم سبکی شیک و سنتی به آشپزخانه تون می بخشین و هم آشپزخانه ای با فضایی پرانرژی دارین.

فنگ شویی و کابینتایی به رنگ آبی آسمونی و کف خاکی و قهوه ای

انتخاب رنگ آبی آسمونی واسه کابینتا به معنی چالشی واسه رعایت اصل فنگ شویی در آشپزخانهه، اما انتخاب رنگ «خاکی» واسه کف به شکل پارکت، کف پوش و سرامیک به عنوان مکملی واسه این رنگ آبی آسمونی مشکلات رو حل می کنه. اینطوری، آشپزخانه ای دوست داشتنی با رنگایی زنده و طبیعی که یادآور آسمان و زمین هستن، در اختیار شماس که حسابی سرحال تون میاره و انرژی رو در خونه ی شما جاری می سازه.

فنگ شویی و غوغای ترکیب سبز و زرد در آشپزخانه

ترکیب رنگای سبز و زرد ترکیبی ایده آل و دل نشین واسه طراحی و دکوراسیون آشپزخانه ای طبق اصول فنگ شوییه. با این همه انتخاب اندازه و مقدار هر کدوم از این رنگا هنره.

واقعا، آشپزخانه ای که در اون برابری رنگای گرم و سرد رعایت شده، منبعی از انرژی و سرزندگی در منزل شماس. از طرف دیگه، به خاطر احساس ناجوری که خیلی از مردم دنیا نسبت به رنگ زرد دارن، طبق اصول فنگ شویی استفاده از رنگ سبز به عنوان رنگی آروم بخش و پر انرژی در کنار رنگ زرد جلوه ای قشنگ به آشپزخانه تون می بخشه.

اگه تصمیم گرفتید از تونالیته رنگای سبز و زرد واسه دکوراسیون آشپزخانه استفاده کنین، بهتره رنگ کابینتا رو از طیق رنگی قهوه ای و البته از جنس چوب انتخاب کنین.

فنگ شویی با رنگ سفید؛ آشپزخانه ای مدرن

رنگ سفید واسه آشپزخانه هنوزم واسه خیلی محبوب ترین رنگه. تازگی و سادگی رنگ سفید، آشپزخانه ای دوست داشتنی رو واسه شما به ارمغان میاره که هر روز صبح با شروع روز تازگی و سرزندگی رو واسه شما تداعی می کنه. در یک آشپزخانه ی سفید، ترکیب دل نشین طیفای مختلف رنگ گرم چوب، سبکی «روستیک» و بی تکلف و ضمنا شیک به آشپزخانه شما می بخشه که خیلی موردعلاقه استادان فنگ شوییه.

فنگ شویی در آشپزخانه ای به رنگ سیاه هیجان انگیز

ظاهری شگفت انگیز، انرژی فوق العاده و طراحی باشکوه در آشپزخانه ای که با ترکیب رنگای مشکی و سفید تزیین شده یادآور معنی تنهایی سیاه و سفید در نماد مشهور شرق قدیم یعنی «yin yang» است. اگه یک آشپزخانه سیاه و سفید رو طراحی کردین با اجرا رنگایی مثل زرد و آبی ارغوانی در کنار اونا اصل فنگ شویی رو در یک آشپزخانه شیک به جا آورده اید.

فنگ شویی با آشپزخانه ای با رنگ سبزنعنایی

اگه دیوارهای آشپزخانه تون رو با آجر طراحی کردین، ترکیب «سبز نعنایی» با رنگای قرمز آجری یک فنگ شی فوق العاده واسه آشپزخانه شماس.

فنگ شویی با یک آشپزخانه قرمز و پرانرژی

رنگ قرمز به آشپزخانه شما هیجان و نشاط می بخشه. با این همه بهتره رنگ قرمز رو به شکل هنرمندانه و البته هوشمندانه ای با رنگایی مثل سفید ترکیب کنین. مثلا اگه رنگ کابینتا قرمزه، در و دیوار آشپزخانه رو رنگ سفید بزنین تا اینطوری با غوغای رنگ قرمز در قسمت بالایی آشپزخانه و رنگ سفید از بالا به پایین، هم تعادل و اصول فنگ شویی رو رعایت کرده باشین و هم انرژی، سرزندگی و سرحالی رو باهم در آشپزخانه تون داشته باشین.

فنگ شویی و آرامش با رنگ زرد مایل به سبز

به کار بردن رنگ زرد مایل به سبز یا همون رنگ به اصطلاح «لیمویی» در ترکیب رنگ آشپزخانه نتیجه اش رنگی آروم بخش و درعین حال قوی از نظر اصول فنگ شوییه، چراکه یکی از مهم ترین اصول فنگ شویی استفاه از رنگ سبز و مکملای اون در فضای آشپزخانه واسه القای حس نشاط و سرزندگیه.

فنگ شویی و آشپزخانه ای زرد و خاکستری

طبق فنگ شویی اگه به آشپزخانه ای با دیوارهای خاکستری علاقه دارین، بهتره رنگ زرد رو واسه کابینتای آشپزخانه انتخاب کنین؛ یک بازی واقعی با رنگا!

فنگ شویی دکوراسیون آشپزخانه با سبز تیره و ظرفای مسی

طبق اصول فنگ شویی آشپزخانه، رابطه ای شیک و قشنگ بین رنگ سبز تیره و ظرف وظروف و دکوریای مسی در آشپزخانه برقراره و توانایی ایجاد این رابطه یک هنره.

فنگ شویی و یک آشپزخانه آبی و سفید تر و تازه

طبق اصول فنگ شویی آشپزخانه، ترکیب دل پذیر و دل نشین آبی و سفید لذت بودن در آشپزخانه رو دوبرابر می کنه.

فنگ شویی و یک آشپزخانه مدرن چوبی

در حالی که طی سالای گذشته، حکومت بی قیدوشرط المانا مختلف چوب و کابینتای چوبی در آشپزخانهای مدرن تبدیل به یک اصل شده، طبق فنگ شویی آشپزخانه، چوب عنصری قشنگ و جذابه که انرژی مثبت طبیعت رو در آشپزخانه جاری می کنه.

فنگ شویی و ترکیب جادویی قرمز سالسا و مشکی

ترکیب جادویی رنگ خاص قرمز رقص سالسا واسه کابینتا و رنگ مشکی واسه المانایی مثل لوسترها و پایه های کانتر یا برعکس یعنی کابینتای مشکی و لوسترها و کانتر قرمز طبق اصول فنگ شویی پر از انرژی مثبت و سرزندگیه.

فنگ شویی و ترکیب چوب کم رنگ و خاکستری واسه آشپزخانه

طبق اصول فنگ شویی ترکیب دل نشین و پر انرژی کابینتا، لوستر و میز و صندلیایی به رنگ چوب کم رنگ در کنار دیوارهای خاکستری ملایم، حسابی سرحال تون میاره.

فنگ شویی و آشپزخانه ای صورتی

درست همون زمانی که فکر می کنین رنگ صورتی نمیتونه هیچ کارکردی در آشپزخانه داشته باشه، دیدن تصویر یک آشپزخانه با المانای صورتی حسابی نظرتون رو عوض می کنه. یکی از اصول اساسی فنگ شویی استفاده از المانای خوش رنگ صورتی در کنار رنگایی مثل خاکستریه.

لازم نیس تموم جزییات آشپزخانه رو صورتی انتخاب کنین. می تونین سرامیکای صورتی رو با کابینتای چوبی سفید، در و دیوار خاکستری یا لوازم برقی نقره ای یا ترکیبی از تموم این المانا هماهنگ کنین. ترکیب دیوارهای صورتی و کابینتای آبی اقیانوسی هم ترکیب دل نشین و رؤیایی فنگ شوییه.

فنگ شویی و جای درست و اصولی آشپزخانه در نقشه منزل

محل، طراحی و دکوراسیون همه در نقشه اشکوب فنگ شویی یک آشپزخانه دل پذیر و پرانرژی، نقش مهمی اجرا می کنن. همونجوریکه پیش از این گفتیم واقعا ازآنجایی که آشپزخانه ی منزل یکی از سه ضلع لازم مثلث فنگ شویی خونه ی شما یعنی حموم، اتاق خواب و آشپزخانهه، پس نقش مهمی در حال خوب و سلامتی شما اجرا می کنه. بر این پایه بهترین و بدترین جای واسه آشپزخانه کدوم نقطه از منزل شماس؟

  • طبق اصول فنگ شویی دکوراسیون منزل، یکی از بدترین ایدها واسه جای آشپزخانه، قرار گرفتن اون درست نزدیک درب ورودی منزله. طبق فنگ شویی، درب ورودی آشپزخانه نباید مقابل در ورودی منزل باشه. اگه در آشپزخانه روبه روی در ورودی منزله یک حائل یا پارتیشن بین اونا قرار بدین؛
  • از نظر فنگ شویی مهم ترین عنصر در آشپزخانه، آتیش پاک و سوزانه؛ پس بهتره که آشپزخانه در جهت شمال و شمال غربی آشپزخانه ساخته نشه؛
  • آشپزخانه تا حدممکن از توالت دور باشه؛
  • طراحی آشپزخانه به شکل گرد و دایره ای نباشه؛
  • آشپزخانه باید نور کافی داشته باشه؛
  • اجاق گاز رو روبه روی در ورودی منزل قرار ندین؛
  • اجاق گاز رو کنار یا جلو پنجره قرار ندین، چون انرژی هدر میره؛
  • اجاق گاز به عنوان عنصر آتیش رو در یک طرف و عناصر آبی مثل سینک ظرف شویی رو در طرف دیگری بذارین؛
  • در کاشی کاری آشپزخانه آینه به کار نبرین، تصویر آتیش اجاق گاز نباید داخل آینه بیفته؛
  • آشپزخانه باید از حموم دور باشه. بدترین طراحی آشپزخانه نزدیکی در حموم به اجاق آشپزخانه به ویژه در آشپزخانهای سبک جزیرهه؛
  • بدترین طراحی در منازل دوبلکس نزدیکی آشپزخانه به پله یا زیر پلهه، چراکه انرژی مثبت همدیگه رو خنثی می کنن.

فنگ شویی و دکوراسیون آشپزخانهای کوچیک

مشکل آشپزخانهای کوچیک اینه که شما همیشه فکر می کنین نمی تونین اون طور که دل تون می خواد دکوراسیون اونو طراحی کنین، لوازمی رو که دوست دارین در اون بذارین یا درست وحسابی تمیزش کنین. اما اگه به این قانون فنگ شویی که می گه: «هر وسیله ای جایی داره و باید در سر جای خودش قرار بگیره» عمل کنین می تونین آشپزخانه ای پرانرژی و سرحال داشته باشین. یکی از بهترین ایدها واسه آشپزخانهای کوچیک استفاه از شلفای دیواری بی دره که هم انرژی رو خوب منتقل می کنن و هم ظاهری شیک به آشپزخانه می بخشن و وسایل بی جا رو سر وسامان میدن. علاوه براین می تونین المانای چوبی آشپزخانه رو به رنگ چوب روشن انتخاب کنین تا فضای آشپزخانه بزرگ تر به نظر برسه. علاوه براین استفاده از «آینه» یکی از بهترین راه حلا واسه بزرگ تر به نظر رسیدن آشپزخانهه. با قرار دادن آینه فضا بزرگ تر به نظر می رسه اما مراقب باشین که آینه رو روبه روی اجاق گاز قرار ندین.

فنگ شویی و آشپزخانه ای منظم

قوانین فنگ شویی که بیشتر اونا بر مبنای کاربرد، ایمنی و نظافت فضا تعریف شدن به شما کمک می کنن تا بتونین فضایی برابر با نیازای خود و پر از انرژی مثبت بسازین. البته احتیاجی نیس تموم این موارد رو هم زمان در دکوراسیون آشپزخانه اجرا کنین. فقط به خاطر داشته باشین که کاربردی بودن” فضا باید در اولویت باشه. فضا رو با تموم شرایط آزمایش کنین و هر اون چه رو به نظرتون بهترین و درست ترین کاره انجام بدین. اما اگه دوست دارین قدم به قدم شروع کنین، اصول فنگ شویی رو در فضا مورد توجه قرار بگیرین. انرژی در یک آشپزخانه منظم و تمیز بهتر جریان پیدا می کنه. در فنگ شویی آشپزخانه به لوازم داخل کابینتا نظم بدین و اونا رو منظم کنین. سینک ظرف شویی و آب چکان رو تمیز و منظم نگه دارین. یخچال رو منظم کنین و لوازم و مواد اضافی و کهنه رو دور بریزین.

فنگ شویی و آشپزخانه ای پر از گل و گلدان

استفاده از گل و گلدان رو در آشپزخانه فراموش نکنین. گل و گیاه انرژی مثبت رو در آشپزخانه جاری می کنن. با این همه حواس تون باشه که از گیاهان تیغ دار مثل کاکتوس استفاده نکنین، چراکه در فنگ شویی زوایای تیز انرژی رو پریشون می کنن.

فنگ شویی و آشپزخانه ای پر نور

اگه محل درنظر گرفته شده واسه آشپزخانه در منزل تون به گونه ایه که نمی تونین از نور و روشنایی طبیعی بهره ببرین، حتما با روشنایی مصنوعی، آشپزخانه تون رو پر نور و روشن نگه دارین. نور و روشنایی احساس افسردگی و خستگیِ هنگام کار و آشپزی رو از شما دور می کنه.

فنگ شویی و چیدمان اصولی لوازم آشپزخانه

همونجوریکه گفتیم فنگ شویی هنر ایجاد تعادل و هماهنگی و قرار دادن هر وسیله در سر جای خود و دکوراسیون و چیدمان مناسب در قسمتای مختلف محل زندگی و کار شماس تا اینطوری، انرژی مثبت به طرف شما جریان پیدا کنه. واسه همین واسه قرار دادن وسایل آشپزخانه مثل اجاق گاز، یخچال و سینک ظرف شویی و… بهتره از اصول فنگ شویی پیروی کنین.

  • طبق اصول فنگ شویی و اثر عناصر پنج گانه اون بر همدیگه، عنصر آب و آتیش نباید در رابطه مستقیم با همدیگه باشن. پس اجاق گاز و ماشین ظرف شویی یا سینک نباید به طور مستقیم در کنار همدیگه قرار داده شن، چون تقابل آب و آتیش، ایجاد نا آرومی می کنه. عنصری که بین این دو عنصر میونه روی برقرار می کنه، عنصر چوبه. پس می تونین از کابینت یا قفسهای چوبی بین این دو عنصر استفاده کنین یا عنصری سبز بین این دو عنصر بذارین.
  • اگه واسه تون امکان پذیره از مایکروفر استفاده نکنین یا کمه کم اونو نزدیک یا بالای اجاق گاز نصب نکنین، چون مایکروفر جریان انرژی رو پریشون می کنه.
  • طبق اصول فنگ شویی سینک ظرف شویی، یخچال و ماشین لباس شویی رو هم نباید مجاور اجاق گاز بذارین. بهترین مدل قرار گرفتن یخچال، سینک ظرف شویی و اجاق گاز باید به دسته ای باشه که این سه وسیله، سه رأس یک مثلث رو تشکیل بدن. اگه سینک ظرف شویی کنار اجاق گازه، بین این دو از یک تخته ی آشپزخانه استفاده کنین تا تعادل بین آب و آتیش برقرار شه.
  • مطمئن شید شیر آب در طرف چپ اجاق گاز قرار نگیرد، چون این مسئله باعث تضعیف انرژی عنصر آتیش می شه .
  • قرار گرفتن سینک ظرف شویی در طرف راست آشپزخانه از نظر فنگ شویی بهترین حالته و درعین حال یخچال و فریزر نباید روبه روی در آشپزخانه قرار گیرند.
  • آب کتری و سماور رو خالی کنین. قرار دادن آب بی حرکت به مدت طولانی روی اجاق گاز ازنظر قوانین فنگ شویی باعث افسردگی می شه. واسه اینکه آب سماور و کتری رو هدر ندین، می تونین از این آب واسه آبیاری گل وگیاه یا پخت وپز استفاده کنین.
  • ادویه جات، چاشنیای غذا و حبوبات رو در ظروف بسته و در کابینت نگهداری کنین.
  • از یک سیستم تهویه ی قوی واسه آشپزخانه استفاده کنین تا دود و چربی، نیروهای کهنه و بیات رو در منزل تون جاری نکنه.
  • در کابینتا رو باز نگذارید؛ سیر و پیاز و فلفل و ماهی تابه و قابلمه رو از در و دیوار آشپزخانه آویزون نکنین.
  • در آشپزخانه ساعت نصب نکنین.
  • حتما از سطل زباله ی در دار استفاده کنین و منظم اونو خالی کنین.
  • بهتره پیشخوان و کانتر آشپزخانه زوایای گرد داشته باشن نه تیز.
  • همیشه یک ظرف میوه تازه یا گل و گیاه تازه رو روی میز یا کانتر آشپزخانه بذارین.
  • کارد و چاقو و وسایل برنده رو مقابل دید قرار ندین. اونا رو در کشو و کابینت دربسته نگه دارین.




فنون صحبت در بازاریابی؛ چه جوری برگ برنده رو از اون خود کنیم؟ 

خیلی از ما به نمایشای تلویزیونیِ مربوط به دادگاها علاقه داریم. چون در این نمایشا (به غیر از اعتراضا و اعترافای تکان دهنده)، همیشه بحثای شدید و جالبی هست. واسه هر بازاریاب، بخش آخر، یعنی «بحثای شدید» خیلی هیجان انگیزه. همه ما مشتاق این هستیم که در مورد مسائل مختلف، بحث کنیم و این مهارتیه که باید بر اون تسلط پیدا کنیم. شاید واسه همین باشه که وقتی در تلویزیون، بحث و گفت وگویی پرشوروحرارت می بینیم، جذب اون میشیم. ما عاشق دیدن افرادی هستیم که واسه باورهایشان، دلیل و دلیل میارن و آرزو داریم که خودمون هم بتونیم این کار رو انجام بدیم و مثلا بتونیم در مورد تخصیص بودجه یا یک پروژه، بحث کنیم. البته این کار غیرممکن نیس و با داشتنِ راه حلا و مهارتای لازم، هرکی می تونه صحبت کردن رو یاد بگیره. این دانشی عملی و ارزشمنده که میشه اونو تقریبا در هر جایی، به ویژه در بخش ی بازاریابی، به کار گرفت. در این مقاله هم می خوایم نکاتی کاربردی در مورد فنون صحبت در بازاریابی رو مطرح کنیم.

 

چرا بازاریابا باید فنون صحبت بدونن؟

وقتی با بازاریابا صحبت می کنم، همیشه چیزی واسه صحبت پیدا می شه. بیشتر اوقات، صحبت بر سر تخصیص منابع، بودجه، استخدامای جدید یا زمان انجام می شه. البته موارد خاص دیگری هم در مورد بازاریابی هست که در اونا صحبت کردن، ضروریه. مثلا، شاید به دنبال رسیدن به توافق بازاریابی مشارکتی (co-marketing) باشین یا شاید هم سعی می کنین تا واسه ایده های خودتون، دلیل و دلیل بیارین.

صرف نظر از اینکه دلیل صحبت چه باشه، داشتن آمادگی واسه این جور گفت وگوها خیلی مهمه. بخش مهمی از این آمادگی رو اعتماد به نفس تشکیل می ده. تحقیقات نشون می ده ۱۹ درصد مردم صحبت نمی کنن؛ چون می ترسن که به نظر برسه می خوان خواسته ی خودشون رو مجبور کنن. درسته که صحبت تا حدی ترسناکه، به ویژه زمانی که در اون تازه کار باشین.

ولی ورود به این بحثا، در شرایطی که از انتظارات و اطلاعات درستی بهره مند هستیم، کمی از دلهره آور بودن انجام صحبت کم می کنه. در این مقاله، ۶ تکنیک رو میگیم که در طیف زیادی از صحبتا در محل کار یا هر جای دیگر، قابل استفادهه.

فنون صحبت در بازاریابی

۱. بر منافع تمرکز کنین، نه بر موضعا

در بطن هر صحبت، بین تمرکز بر منابع و تمرکز بر موضعا فرق زیادی هست. «منافع» به نتیجه ای اشاره داره که به سود شما هستش، ولی «موضع» به موضع گیری شما در مورد مسئله ای خاص اشاره داره.

بازاریابی مشارکتی، همون گونه که در بالا اشاره شد، بخش ایه که در اون، این معنی تا حدی نقش اجرا می کنه. مثلا، کار و کاسبی کوچیکی رو در نظر بگیرین که به دنبالِ شراکت با کسب و کاریه که نفوذ بیشتری در بازار داره.

  • ممکنه که مدیر شرکت کوچیک تر بگه: «ما می خواهیم با شرکت شما کار کنیم.»
  • ولی ممکنه که شرکت بزرگ تر بگه: «ما قبلا به بازار هدف خود دسترسی پیدا کردیم و این شراکت چه منفعتی واسه ما داره؟»

به طور خلاصه، موضعای این دو شرکت یعنی: «شما باید با ما شریک شید» و «ما احتیاجی به شما نداریم». اینجاست که شرکت کوچیک تر باید به منافع اساسی شرکت بزرگ تر و اینکه اونا چیجوری می تونن به همدیگه نیاز داشته باشن، فکر کنه.

لیزا تونر (Lisa Toner)، مدیر راه حل بازاریابیِ محتوا در شرکت نرم افزاریِ هاب اسپات (HubSpot)، می پرسد: «شرکتای بزرگ تر، نفوذ زیادی در بازار دارن، ولی شما اگه می خواید با اونا کار کنین، باید بفهمین که بی چه چیزی هستن؟ بی منابع لازم واسه تولید محتوایی عالی واسه مخاطبان شون هستن؟»

یکی از منافع واسه کار و کاسبی بزرگ تر، می تونه به دست آوردن منابع واسه ایجاد چیزایی مثل طراحی یا نرم افزارهای کاربردی جذاب باشه. تونر می گه: «همه چیز به تبلیغ فروش (pitch) مربوط می شه و اگه بتونین تجربه ای رو ارائه بدین، [طرف مقابل شما] یا مشتریان اونا از اون استقبال می کنن و اونا دیگر مجبور نخوان بود که خودشون اون کار رو بکنن.»

ولی به گفته تونر، واسه فهمیدن این منافع به تحقیق و خلاقیت نیاز داریم و اون تنها کسی نیس که این باور رو داره. در کتابِ عاقلانه صحبت کنین (Negotiating Rationally)، مَکس اِچ بازِرمَن (Max H. Bazerman) و مارگارت اِی رسیدن (Margaret A. Neale) میگن: «میشه با ارائه تعریف جدیدی از اختلاف، واسه هر یک از دو طرف و شناساییِ منافع اساسی اونا و طوفان فکری واسه یافتنِ طیف زیادی از راه حلای پنهون، راه حلای خلاقانه ای رو پیدا کرد.»

پس زمانی که در ظاهر، طرف مقابل موضع متفاوتی با شما داره، شاید منافع مشترکی با هم داشته باشین. شناختن این منافع مشترک می تونه به شما کمک کنه تا گفت وگویتان رو به صورتی تنظیم کنین که موجب موفقیت هر دوی شما شه.

۲. سناریوهای «اگه- پس» و یک برنامه پشتیبان داشته باشین

وقتی واردِ صحبت ای میشید، داشتن سناریوها و گزینه های مختلف تو ذهن، خیلی خوبه. در مدرسه ی کار و کاسبی (business school) گفته می شه که صحبتا رو با یک «ماتریس اگه- پس» تنظیم کنیم. یعنی جدولی داشته باشیم با ردیفایی از «اگرها»، یعنی چیزایی که ما می خواهیم، ولی ممکنه طرف مقابل به اونا نه بگه. در مقابل این ردیفا، ستونایی از «پس» هست، یعنی مواردی که در صورتِ رد شدنِ «اگرها» به وسیله مشتری، غیرقابل صحبت می شن و قطعی هستن.

داشتن گزینه هایی تو ذهن، به کاهش ترس ما از صحبت، کمک می کنه. یکی از دلایل این مسئله اینه که با این کار، اولویتاتون مشخص می شه. بررسی تازه ای نشون داده که ۵۶ درصد از زنان در مورد یک پیشنهاد کاری صحبت نمی کنن؛ چون نمی دونن که باید چه درخواستی داشته باشن. این مسئله نشون می ده که بخش زیادی از مردم (چه زن و چه مرد) به این موضوع فکر نکرده ان که چه چیزی، بیشترین اهمیت رو واسه اونا داره.

شاید واسه شما، تعادل بین کار و زندگی مهم تر از حقوق باشه. در این صورت اگه کارفرماتون به حقوق درخواستی شما نه بگه، ممکنه که انعطاف پذیر بودن ساعات کاری، غیرقابل صحبت باشه.

شما باید قبل اینکه واردِ صحبت شید، جواب این سؤال رو که همون BATNAی شماس، بدونین. باید گزینه های زیادی تو ذهن داشته باشین. هر چه گزینهاتون بیشتر باشه، احتمال اینکه صحبت به بن بست برسه و شما درمونده شید، کمتر هستش.این کار رو در مورد تموم «اگه»هایی که بیشترین اهمیت رو واسه شما دارن، انجام بدین. اگه انعطاف پذیر بودن ساعات کاری هم با مقاومت روبه رو شه، پس موضوع بعدی صحبت ی شما چه هستش؟ این همون جاییه که باید BATNA رو هم در نظر بگیریم که به معنیِ بهترین جانشینِ ممکن، واسه توافقِ مورد مذاکرهه. بعضی وقتا هر چقدر هم که واسه صحبت آمادگی داشته باشین، بازم نمی تونین به توافق برسین. در این صورت چیکار باید کرد؟

در این شرایط، وجود ماتریکس «اگه- پس» هم می تونه مفید باشه. توجه کنین که در صورت به توافق نرسیدن، کدوم عوامل نقش اجرا می کنن و نتیجه های نبود توافق، واسه مشتریان شما، شرکت شما، تیم شما و خود شما چه هستش. بر شکست تمرکز نکنین و بر چیزی که می تونین بکنین و موارد عملیِ همراه با اون، تمرکز کنین. فراموش نکنین که صحبت، فرایندی نیس که در اون همه چیز رو به دست بیارین یا از دست بدین. به منافع تون فکر کنین و بعد، طبق مواردی که بیشترین اهمیت رو واسه شما دارن، گزینه هاتون رو مشخص کنین.

۳. از خلاقیت، به نفع خودتون استفاده کنین

در هر صحبت، خلاقیت اهمیت خیلی زیادی داره.

در مطالعه ای که روی دانشجویان MBA انجام شد، شرکت کنندگان در مطالعه، به ۲ گروه تقسیم شدن تا در کارگاهای آموزشی متفاوتی شرکت کنن. یک گروه بر حل سیستماتیک مسئله تمرکز داشت و گروه دیگر بر راه حلایی تمرکز داشت که دانشجویان رو به «لذت بردن»، «انتقاد نکردن از ایدها» و «جست وجو واسه احتمالای جدید» تشویق می کرد. بعد از هر گروه خواسته شد تا در مورد تخصیص بودجه صحبت کنن. دانشجویانی که تحت آموزش خلاقانه قرار گرفته بودن (گروهی که بر ایدها و نتایج غیرمعمولی تأکید داشتن) این وظیفه رو بهتر از گروهی انجام دادن که در کارگاهای آموزشی سنتی تر شرکت کرده بودن.

مثل این تحقیقات، ارزش خلاقیت رو در تولید راه حلا و احتمالای جانشین منحصربه فرد نشون می ده و باید در زمان تنظیم دستور کار گفت و گوا تون به این مسئله فکر کنین. اگه دستور کار شما مثل به فهرستی با موارد زیاد، با موضوعات دقیقی مثل بودجه و پرسنل باشه، این دستور کار تمرکز رو بر موضعایی مثل «به ۳۵ درصد از بودجه نیاز دارم» یا «به تخصیص دوباره ۱۰ کارمند در تیم خود نیاز دارم» قرار می ده، ولی به دلیلِ وجود این نیازها (منافع موجود پشتِ اونا) نمی پردازه.

واسه مقابله با این مشکل، بر چیزای نامحدودی مثل هدفا و نگرانیا تمرکز کنین. در این صورت، به دلیلا خواهید پرداخت، یعنی به منافع اساسی که در ریشه و پایهِ موضع هر یک از طرفا قرار داره.

شاید طرف مقابل این نگرانی رو داره که تیم اون نمیتونه انجام حجم کاریِ روزافزون موجود رو بر عهده بگیره و واسه همین، قصد داره تا ۱۰ نفر دیگر رو هم به تیم اضافه کنه. با این دیدگاه، منافع اون ربطی به تخصیص پرسنل نداره، و بیشتر به جلوگیری از فرسودگی و خستگی کارکنانش مربوطه. به این صورت، راه واسه بحث در مورد راه حلای خلاقانه تر باز می شه.

۴. به این فکر کنین که چه چیزی واسه طرف مقابل، بیشترین اهمیت رو داره

با درک اولویتای طرف مقابل، می تونین با سرعت بیشتری منافع اساسی ای رو که همیشه بر اون تأکید کردم، مشخص کنین. طرف مقابل هم به شما کمک می کنن تا منافع اونا رو با منافع خود هماهنگ کنین و نتایج هم اینجور سودمند رو مشخص کنین.

البته فکر کردن در مورد چیزایی که واسه طرف مقابل، بیشترین اهمیت رو داره، موجب می شه تا فهمیده باشین که اون در صحبت چه نوع سؤالایی از شما خواهد پرسید. شمام می تونین جواب هاتون واسه اون سؤالات رو آماده کنین و اطلاعات لازم واسه تأیید جواب هاتون رو، از پیش جمع آوری کنین.

فایده دیگر این کار اینه که متوجه میشید چه سؤالاتی رو باید در طول صحبت بپرسید. وقتی همکارم، جولیانا نیکلسون، مشغول نوشتن یک کتاب الکترونیک بود، تصمیم گرفت تا از سازمان خاصی به عنوان مطالعه ای موردی در کتاب خود استفاده کنه. ولی مدیران اون سازمان تمایلی نداشتن که مورد بررسی قرار بگیرن. به گفته نیکلسون، اونا «در مورد اینکه چیجوری در کتاب، در مورد اونا صحبت شه، خیلی حساس بودن.»

ولی اونا «واقعا می خواستن که در مورد اونا تبلیغ شه». باخبر شدن از اهمیت این مسئله واسه اونا، به نیکلسون کمک کرد تا بهترین سؤالای ممکن رو بپرسد تا خیال اونا رو آسون کنه و به اونا احسِاس کنترل داشتن روی مراحل رو بده. سؤالایی مثل: « می تونیم از نام و لوگوی واقعی شما استفاده کنیم تا بتونیم به سایت شما لینک بدیم و کاربران رو به طرف شما هدایت کنیم؟» توجه کنین که اون چیجوری منفعت شرکت رو در سؤال خود گفت. اون واسه کسب اجازه واسه انجام کاری خواسته می کرد (استفاده از هویت واقعی سازمان، به جای نام مستعار) و بی معطلی، نتیجه های مثبت انجام اون کار رو هم گفت.

نیکلسون با مطرح کردن این خواسته به شکل سؤالی، و بیان نکردن اون به شکل یک حقیقت، به طرف مقابل، احساس داشتنِ کنترل بر مراحل رو داد. از اونجا که می دونست این مسئله تا چه حد واسه اون سازمان مهمه، سؤال خود رو با عباراتی گفت که در اون به منافع اونا (هم از نظر تبلیغ واسه سازمان و هم از نظر کنترل داشتن بر مراحل) اشاره می شد. پس در طول صحبت، از کمی منحرف شدن از بخش ی قضایی هراسی نداشته باشین، به ویژه زمانی که مسئله اولویتای طرف مقابل در بینه.

۵. عناصر فرهنگی و چگونگی صحبت کردن در فرهنگای دیگر رو بدونین

نشونه های فیزیکی یا زبون بدن

با تحقیق در مورد فرهنگای دیگر، فهمیده ام که بعضی وقتا کارایی رو به طور طبیعی و ناخودآگاه انجام میدم (مثل تکان دادن دستا در زمان صحبت کردن) که ممکنه تعدادی از آدما رو برنجاند. پس باید علاوه بر آمادگی فکری، از نظر فیزیکی هم واسه صحبت با همتایان چینی ام آماده شوم و تمرین کنم که در طول گفت وگو، آروم بشینم.

سکوت

سکوت ناشیانه اصلا خوب نیس. به گفته استاد دانشگاه هاوایی، جون بارکای (John Barkai)، منطقیه که فرهنگای دیگر (مثل ژاپن)، از سکوت «به این امید استفاده می کنن که اجازه دن طرف مقابل، صحبت کنه» و در آخر چیزی باارزش رو رو کنه. ولی به جای اونکه اجازه بدین که سکوت آزاردهنده شه، از اون واسه تأمل استفاده کنین و اگه تصمیم می گیرین که اول صحبت کنین، از سکوت واسه فکر کردن در مورد اینکه چه باید بگید، بهره ببرین.

وقت شناسی

وقت شناسی در کشورهای مختلف، معانی زیادی داره. باید بدونین چه زمانی از شما انتظار میره که وقت شناس باشین و چه زمانی (بسته به طرف مقابل تون) احتیاجی نیس به این مسئله اهمیت زیادی بدین. مثلا، به گفته لیندسی کلوویچ (Lindsay Kolowich) وقت شناسی در انگلستان اهمیت زیادی داره در حالی که در فرانسه اگه ۱۰ دقیقه دیر برسین، گفته می شه که فرد وقت شناسی هستین. دانستن اینکه در هر فرهنگ، چه تصوری از وقت شناسی هست به شما کمک می کنه تا واسه صحبت برنامه ریزی کنین و صحبت ی مؤثری داشته باشین و مثلا اگه میهمانان تون دیرتر از زمان شروع برنامه ریزی شده رسیدن، غافلگیر و متعجب نشید.

۶. تیم تون رو آماده کنین

شما واسه صحبت آماده شدین؟ عالیه! ولی افرادی که در جلسه ی صحبت، کنار شما می شینن چه جوری؟

حتی اگه شما تنها کسی هستین که در صحبت صحبت می کنه، تموم همکارانی که در جلسه ی صحبت حضور دارن هم باید آماده باشن. اینجا شفافیت اهمیت زیادی داره. تیم شما باید از تموم اطلاعاتی که ممکنه در طول صحبت مطرح شه، آگاهی داشته باشه و از تموم نکات فرهنگی و رفتاری طرف مقابل (که قبلا گفتیم باید در مورد اون تحقیق کنین)، مطلع باشه.

وقتی اعضای تیم، آگاهی و اطلاعات لازم رو داشته باشن، می تونین از بینشای مهم اونا هم استفاده کنین. وقتی به شکل عمیق در مسئله ای غرق میشیم، عینی و بی طرفانه نگاه کردن به اون، سخت می شه. پس اعضای تیم صحبت باید از تموم آمادگیایی که شما دارین، بهره مند باشن و دیدگاه های اونا، دارایی باارزش و مفیدی هستش.

در زمان آماده شدن واسه شرکت در جلسه، باید واسه آمادگی تیم تون چند مسئله اساسی رو در نظر داشته باشین که در مورد آماده شدن واسه صحبت هم کاربرد دارن:

  • اصول و قوانین روشنی رو مشخص کنین. تیم شما باید به درستی درک کنه که مسئله مورد نظر چیه و مطلوب ترین راه حلای پیشنهادی چه هستن. اونا باید بدونن که چه زمانی می تونن در بحث شرکت کنن و در مورد چه مسائلی نباید صحبت کنن.
  • در مورد موارد غیرقابل صحبت بحث کنین. همکاران شما باید از موارد «اگه- پس» آگاه باشن. به اعضای تیم تون فهرستی از مواردی رو بدین که طرف شما، نمیتونه در مورد اونا با طرف مقابل توافق کنه و به اونا بگید که چیجوری باید با این موارد نبود توافق، برخورد کنن.
  • اجازه بدین سؤال بپرسند. حالا زمان اینه که تموم شک و تردیدها رو روشن کنین. اگه تیم شما از مسئله ای بی خبر باشه و در بین صحبت متعجب شه، طرف مقابل متوجه می شه و شما بی آمادگی به نظر می رسه و طرف مقابل، از جایگاه برتری بهره مند میشه.

واسه شروع آماده اید؟

اگه تموم کارهای لازم واسه آمادگی رو انجام دادین (تکالیف، تحقیق، تفکر و تأمل و برنامه ریزی واسه نتایج نه خیلی مطلوب) سعی کنین که در مورد صحبت ای که پیش رو دارین، احساس خوبی داشته باشین. ما معمولا تمایل داریم که انتظارِ بدترینا رو داشته باشیم و بعضی وقتا، ارقام تنها چیزیه که موجب می شه احساس بهتری داشته باشیم.

پس بهتره بدونین که:

  • ۸۰ درصد دانشجویان و فارغ التحصیلان (تازه وارد)، وقتی صحبت می کنن، دست کم تا حدی موفق هستن.

همونجوریکه در اول مقاله گفتم، صحبت کردن تا حدی ترسناکه. ولی با عمل کردن به نکاتی که در این مقاله اشاره کردیم، می تونین صحبت ی بهتری بکنین.

برگرفته از: blog.hubspot



فن بیان چیه؟

حتما واسه شمام این سؤال پیش اومده که چه جوری یک سخنران، توانایی فوق العاده ای در قانع کردن بقیه داره یا یک تبلیغ سیاسی چه جوری می تونه بر رأی بیشتر آدما تأثیرگذار باشه؟ فن بیان یا هنر متقاعدسازی بقیه با کلمات، راز پنهون در موفقیت سخنرانیا و تأثیرگذاره. همراه ما باشین، در این مقاله می خواهیم بفهمیم فن بیان چیه؟

 

بلاغت یا فن بیان، هنر باستانی و علم قانع کردن دیگرانه. متأسفانه در قرن بیست و یکم، این هنر از ارتباطات روزانه فاصله گرفته. با وجود این، چه بخوایم چه نخواهیم همه فعالیتای بشری، مربوط به فن بیان هستن.

فن بیان، واقعا انتخاب راه حلا و رویکردهایی واسه ایجاد رابطه با دیگرانه. این رابطه ممکنه نوشتاری، گفتاری و حتی دیداری و شنیداری باشه. زمانی که ما با قشرهای مختلفی از مخاطبان در مورد یک موضوع واحد صحبت می کنیم، واسه هر طیف از مخاطبان، رویکردهای متفاوتی انجام می کنیم. موضوع مورد بحث، یکسانه اما راه حل ما با توجه به مخاطب تغییر می کنه؛ بعضی وقتا با جزئیات همراهه و بعضی وقتا کلی تر عنوان می شه و مواردی مثل این.

بهتره با یک مثال این مطلب رو بیشتر توضیح بدیم. فرض کنین که در آخر هفته ای که گذشت، شما زمان خیلی کمی رو واسه مطالعه و درس خوندن صرف کردین و عوضش بیشتر وقت تون رو در مهمانی و جشن صمیمی ای گذرانده اید که به مناسبت برنده شدن تیم فوتبال مدرسه تون برگزار شده.

  • زمانی که در مورد آخر هفته ای که گذرانده اید با بهترین دوست تون صحبت می کنین، درباره مهمانی با جزئیات و آب و تاب حرف میزنین، هر کاری که انجام دادین مفصل واسه اون تعریف می کنین، حتی در مورد دوستان مشترک تون که در مهمانی بودن، با هم صحبت می کنین.
  • وقتی درباره همون آخر هفته با مادربزرگ تون صحبت می کنین، در مورد چند ساعتی که با دوستان تون مطالعه گروهی داشته اید یا غذایی که درست کردین، حرف میزنین و شاید کمی هم در مورد مهمانی صحبت کنین، البته نه با جزئیات و آب و تاب. فقط عنوان می کنین که به مناسبت پیروزی تیم تون، یک دورهمی صمیمی داشته اید.
  • وقتی با رئیس اداره تون حرف میزنین، در مورد موفقیت بزرگ تیم تون صحبت می کنین و اینکه واسه امتحانات درس خوندین و آماده هستین. شاید واسه اون توضیح بدین که چه جوری برنامه امتحانی و تحقیقات تون روی ساعت کاری شما در ترم بعد اثر می ذاره.

همه این موقعیتای گفت و گو، یک موضوع ثابت داشتن و اونم برنامه های آخر هفته شما بود. اما شما واسه موقعیتای مختلف، رویکردهای متفاوتی در توضیح برنامه های خود انتخاب کردین. در یکی از موقعیتای گفت و گو، با جزئیات در مورد مهمانی صحبت کردین و در موقعیت دیگر اصلا از مهمانی اسم نبردید. با توجه به این مثال میشه فهمید که نحوه ی رابطه برقرار کردن شما و مطالبی که عنوان می کنین تحت اثر عوامل زیر هستن:

  • نویسنده، مؤلف، سخنران یا گوینده که با عنوان ریتور (rhetor) شناخته می شه؛
  • مخاطب، که به سه دسته تقسیم می شه: مخاطبان راحت، مخاطبان ثانویه و مخاطبان گروه سوم؛
  • موضوع بحث؛
  • هدف بحث که اونم مثل مخاطب به سه دسته تقسیم می شه؛
  • زمینه و فرهنگی که یک بحث به شکل اون شکل میگیره.

زمینه و فرهنگی که بحث به شکل اون شکل میگیره بر بقیه بخشای یک موقعیت مباحثه و گفت و گو یعنی بیان کننده، مخاطب، موضوع و هدف، اثر می ذاره.

اصول سه گانه سخنوری که ارسطو گفته، شامل اتوس (ethos)، پاتوس (pathos) و لوگوس (logos) است. این سه اصل به شکل کایروس (kairos) که مربوط به زمان درست و اقتضای شرایطه قرار می گیرن. هرکدام از این سه اصل ممکنه به تنهایی در یک مباحثه و گفت و گو مورد استفاده قرار بگیرن، اما بهتره یک گفت و گو و بیان تأثیرگذار، ترکیبی از این سه اصل رو در بر بگیره.

اصل اول: اِتوس (ethos)

اتوس یا ایتوس واژه ای یونانی به معنای شخصیت و منشه. این اصل به شخصیت فرد به ویژه تسلط و تخصص اون در موضوع بحث، مرتبطه. البته ایتوس بعضی وقتا با اتیک (ethics) یا اصول اخلاقی اشتباه گرفته می شه. با وجود این، اتیک یکی از جنبه های ایتوس یا شخصیت یک سازمان یا یک فرده.

چیزایی مثل معروفیت یا تأیید شدن از طرف بقیه، طبق ایتوس شکل میگیره. واسه اینکه اهمیت ایتوس رو درک کنین به این مثال توجه کنین: زمانی که یک خمیردندان از طرف انجمن دندانپزشکی آمریکا تأیید می شه، خیلی بیشتر مورد توجه قرار میگیره تا زمانی که یک فرد بی تخصص پزشکی اونو تأیید می کنه.

، معنی ایتوس زمانی که در مورد استفاده قرار میگیره، کمی پیچیده می شه. مثلا بعضی وقتا افراد یا سازمانایی دارای ایتوس قوی هستن نه به این خاطر که در مورد ی مورد نظر حرفه ای هستن یا تخصص دارن، بلکه به خاطر این که نتایج ایده آل و فواید یک محصول رو اثبات می کنن.

واسه درک این موضوع به مثال سوفیا ورگارا (Sofia Vergara) توجه کنین. ورگارا بازیگریه که به خاطر بازی در کمدی تلویزیونی خونواده امروزی (Modern Family) به معروفیت رسیده. شخصیت اون به عنوان یکی از بازیگرهای جذاب دنیا، اونو به فردی مناسب واسه تبلیغ یا معرفی اجناس زیبایی تبدیل کرده. اون نه تنها به خاطر بازیگر بودن، بلکه به خاطر جذاب بودنش معروفیت داره. پس تعجبی نداره که این بازیگر رو به عنوان سخنگو، معرف و تبلیغ کننده ی خیلی از اجناس مربوط به زیبایی و بهداشت شخصی، از لوازم آرایش کاورگرل (Cover Girl) گرفته تا شامپوی هد ان شولدرز (Head and Shoulders) ببینیم.

در مورد آخر یعنی شامپوی هد ان شولدرز، مقبولیت و جذابیت ورگارا بیشتر به چشم میاد. خیلی از اجناس هد ان شولدرز تخصصی و ضدشوره سر هستن. شوره ی سر هم اصلا تناسبی با زیبایی نداره. ورگارا در این محصول حاضر شده و در اونا تأکید می کنه که خود و خونواده اش بیشتر از ۲۰ ساله که از شامپوهای هد ان شولدرز استفاده می کنن.

این شرکت واسه معرفی اجناس خود به افراد و به ویژه زنانی که از مشکل شوره ی سر رنج می برن از ورگارا به عنوان یک زن مقبول و قشنگ استفاده کرده. تأکید ورگارا بر این مسئله که خودش و خونواده اش سال هاست از این شامپو استفاده می کنن، باعث می شه که خیلی از آدما ناخودآگاه تصور کنن که بخشی از زیبایی ورگارا به خاطر استفاده از این شامپو بوجود اومده.

اصل دوم: پاتوس (pathos)

پاتوس بر احساسات مخاطبان تأکید داره. الان از این اصل هم واسه تحریک احساسات مثبت و هم احساسات منفی استفاده می شه. یک سخنران، نویسنده، مؤلف یا یعنی یک ریتور، می تونه احساسات مخاطبان رو در مورد یک موضوع خاص تغییر بده یا احساسات خاصی رو در اونا برانگیزد.

به گفته ارسطو، احساسات همون حسایی هستن که می تونن بر قضاوت بشر تأثیرگذار باشن و با درد یا لذت همراه هستن؛ احساساتی مثل خشم، ترحم، ترس، دوست داشتن و … .

واسه صحبت کردن درباره هرکدام از این احساسات، باید اونا رو در سه بخش مدیریت کنیم. مثلا، احساس خشم رو در نظر بگیرین. در مورد خشم باید مشخص کنیم که:

  1. وضعیت ذهنی افراد خشمگین به چه شکله؟
  2. افراد معمولا در مورد چه کسائی احساس خشم می کنن؟
  3. در چه زمینه ای دچار خشم می شن؟

با توجه به خاطر این ارسطو، احساسات در مرکز تصمیم گیریامون قرار دارن حتی اگه ما از اونا آگاهی نداشته باشیم، به شکل ناخودآگاه بر قضاوت و تصمیم گیری ما اثر می ذارن.

اگه یک ریتور تمایل داره که گروهی از مخاطبان خاص رو قانع کنه باید از نحوه ی تسلط بر احساسات با توجه به موضوع و مخاطب مورد نظر، آگاهی داشته باشه. با پرسیدن سؤالایی مثل این که چه چیزی مخاطب رو عصبانی یا خوشحال می کنه؟ کی یا چه دلیلی باعث برانگیختن احساس خشم یا لذت در مخاطب می شه؟ یا چرا مخاطب مورد نظر در یک زمینه خاص عصبانی یا خوشحال می شه؟ دانستن جواب این سؤالا، به ریتور کمک می کنه تا واسه یک مباحثه ی عالی، آمادگی کسب کنه. با این کار، مقدمات اثبات و شناسایی دلیلای مقابل فراهم می شه.

اصل پاتوس بعضی وقتا اثر زیادی داره به نحوی که بر کل بحث غالب می شه چون که احساسات کلا در بشر غالبه. زمانی که احساسات به اندازه کافی قوی باشه، می تونه از منطق و دلیل پیشی بگیره. کمپینای سیاسی نمونه های خوبی از اثر پاتوس هستن. سیاسی، معمولا روی ترسا و امیدهای گروه های مختلف جمعیت، مانور میدن.

مثلا، سیاسی رو در نظر بگیرین که بر رأی دهندگان سن بالا و بازنشسته تمرکز داره و ادعا می کنه که یک کاندیدا برنامه هایی واسه حذف برنامه های حمایتیِ اجتماعی مثلا برنامه ملی بیمه اجتماعی داره. این نوع واسه اینکه موفق باشن احتیاجی ندارن که دلایل، مدارک یا حقایقی ارائه کنن، چون که بر ترسا و نگرانیایی که مخاطبان مورد نظر در مورد مسائل اقتصادی و خدمات پزشکی دارن، تأکید کردن و از اونا به نفع خود استفاده کردن.

فراموش نکنین که پاتوس در مورد وضعیت احساسی مخاطبانه نه گوینده یا ریتور.

اصل سوم: لوگوس (Logos)

این اصل، وابسته به دلیل منطقیه. لوگوس بر وضوح، صحت و ثبات یک بحث تأکید داره. یک گوینده یا ریتور با ارائه ادعاهای مناسب و پشتیبانی از اونا با اثبات منطقی، این اصل رو در مباحثه و مناظره مورد توجه قرار می ده. اثبات منطقی باید طبق حقایق و آمار و داده های درست صورت بگیره.

با این حال، بحثای منطقی و مستدل در بین همه مخاطبان، زمینه ها، فرهنگا و زمانا، گسترده نیس. اینکه یک مخاطب چه استدلالی رو منطقی و قابل قبول در نظر بگیره تحت اثر عوامل زیادی چون ارزشا و اعتقادات مخاطبه. علاوه بر این، کم کم، همونجوریکه اطلاعات ما زیاد می شه، آمار و ارقامی که می تونیم از اونا در بحثا کمک بگیریم، گسترش پیدا می کنن.

مثلا، یه سری از آدما فکر می کنن که سازمان غذا و داروی آمریکا بخشی از توطئه ی مخفی کردن مدارکی مربوط به مضر بودن واکسنای عادی و اثر اونا بر دچار شدن به مریضیای جسمی و روانیه. با اینکه تحقیقات وسیع و دلایل زیادی از سراسر دنیا نشون می ده که واکسنای عادی، ایمن هستن و مشکلی واسه آدم به وجود نمی بیارن.

واسه کسائی که معتقد به توطئه هستن، دلایل و مدارک علمی نمیتونه منطقی و مناسب باشه، چون که اونا تصور می کنن نتایج این تحقیقات ممکنه از طرف سازندگان واکسنا، برنامه های تحقیقاتی که با هزینه این سازمان انجام می شن یا از طرف محققانی باشه که ارتباطی با این سازمان یا بقیه سازمانای دولتی دارن. اما با وجود این، واسه دیگر مخاطبان که فقط در مورد فواید و دلایل واکسیناسیون شک دارن، همون نتایج تحقیقات و داده های پزشکی می تونه متقاعدکننده باشه.

کایروس (kairos)

کایروس واژه یونانی به معنای زمونه. در اسطوره شناسی یونانی، کایروس، جوون ترین پسر زئوس، خدای فرصتا بود. در مورد فن بیان و بلاغت، کایروس به معنای زمان مناسب و درست واسه قانع کردن مخاطبان خاص در مورد یک موضوع خاصه. این اصل، نیازمند آگاهی دقیق و کامل از موقعیتای گفت و گوه. کایروس شناخت دقیق زمان، جای و دلیل یک مباحثه واسه متقاعدسازی دیگرانه. مثلا همه سرمقالها و مقاله های سیاسی در یک نشریه با توجه به این اصل منتشر می شن. نویسندگان این مقالات، پیام و ایده ای رو که تو سرشونه، با موضوعات روز پیوند میزنن و از فرهنگ مردمی و اخبار عادی جامعه واسه انتقال پیام خود استفاده میکردن.

برگرفته از: unizin



۶۰۰۰تومن


فلسفه واسه کودکان، درست اندیشیدن و تصمیم گیری 

نقطه اشتراک ملتا کجاست؟ چه چیزی باعث می شه همه ما فکر کنیم ژاپنیا مردمون سخت کوشی هستن و مردم کشورهای اسکاندیناوی با آغوش باز از تغییرات استقبال می کنن؟ کدوم ویژگی ما ایرونیا تا این اندازه برجستهه؟ اصلا اینجور ویژگی هست؟

همه ما در خونوادهایی متفاوت به دنیا اومدیم، تحصیلات خانوادگی یکسانی نداریم و حتی از نگاه اقتصادی در یک سطح قرار نمی گیریم اما همه در یک سیستم آموزشی درس خوندیم، همه ما کبری و تصمیمش رو می شناسیم. این نقطه اشتراک ماست، ۱۲ سال تحصیل در یک سیستم آموزشی و مطالعه کتابایی برابر، همه ما در یک امتحان کنکور شرکت کردیم.

فلسفه واسه کودکان

اولین چیزی که باید بدونیم اینه که فلسفه واسه کودکان با فلسفه ای که در دانشگاها تدریس می شه فرق داره. آموزش فلسفه به کودکان اصلاح وضعیت آموزش تفکر در تعلیم و تربیته. فلسفه به کودکان آموزش می ده که واسه خودشون فکر کنن، افکار خود رو به درستی به بقیه بگن و اگه لازم باشه از دلیلای خود دفاع کنن. فلسفه به کودکان کمک می کنه تا بتونن واسه سوال هاشون جوابای درستی پیدا کنن تا اهداف خود رو پیدا کرده و راه های رسیدن به اون اهداف رو هم یاد بگیرن.

واسه آموزش فلسفه به کودکان از روشی به نام حلقه جستجو یا انجمن تحقیق استفاده می شه. حلقه جستجو یک دورهمیه که کودکان بصورت دایره وار چشم در چشم همدیگه می شینن و یک نفر مربی بر این جلسه نظارت می کنه. در این جلسات یک موضوع مطرح میشه که می تونه بخشی از یک کتاب باشه بعد از کودکان خواسته می شه تا نظرات خود رو در مورد موضوع بگن. نظرات هر یک از اونا روی تابلویی نوشته می شه و بعد از اونا خواسته می شه با ارائه دلیل در مورد نظرات خود صحبت کنن. اینطوری بین کودکان گفت وگویی صورت میگیره که پایه اون جستجو و درواقع حقیقت جوییه. تحقیقات نشون داده که این روش بر پرورش توانایی پرسشگری کودکان موثر بوده .

نتیجه این جلسات اصلاح روش تفکر کودکانه که به تربیت شهروندان مناسب، خودآگاه، دقیق، مسئولیت پذیر، اجتماعی و محقق منجر می شه.

در مقاله ای جالب از گاردین با عنوان « فلسفه می تونه چیزایی رو به کودکان بیاموزد که گوگل نمیتونه » اشاره به اهمیت آموزش فلسفه به کودکان و تربیت اونا واسه آینده داره. در این مقاله به نقل از رئیس جمهور ایرلند، مایکل دی هیگینز اومده که:« فلسفه یکی از قدرتمندترین ابزاریه که در دسترس ما قرار داره تا کودکان رو قادر سازیم تا در جهانی که پیچیده، بهم پیوسته و غیرمنتظرهه به عنوان افرادی آزاد و مسئول عمل کنن».

در مقاله دیگری در مجله اینسایدر با عنوان « مدارس شروع به آموزش فلسفه به کودکان می کنن و این کار کلا روش فکرکردن علم آموزان رو تغییر می ده» که به بررسی آموزش فلسفه در مدارس امریکا می پردازه میخونیم که دکتر لون، مدیر و موسس مرکز فلسفه واسه کودکان در دانشگاه واشنگتن در مورد نتیجه این نوع آموزش روی علم آموزان به این نتیجه می رسه که «فلسفه همه مهارتایی که میخوایم کودکان بیاموزند رو به اون‍ها می ده.»


فسخ قرارداد به چه معناست و چه احکامی داره؟ “

 

یش از اینکه به طور اختصاصی به فسخ قرارداد و آثار اون بدیم باید با دو معنی حقوقی آشنا شیم: عقود لازم و عقود جایز.

 

عقود لازم

«قراردادهای لازم» قراردادهایی هستن که هیچکدام از متعهدین حق برهم زدن اونا رو ندارن (مگه در موارد معدود و مشخص شده در قانون). در این قراردادها تا زمانی که باعث قانونی به وجود نیامده باشه، قرارداد پابرجاست و دو طرف باید به تعهدات خود عمل کنن و نمی تونن به هیچ بهونه ای از انجام قرارداد سرباز زنند. از نمونه های این قراردادها میشه به قرارداد اجاره، نکاح و خریدوفروش اشاره کرد.

عقود جایز

«عقود جایز» قراردادهایی هستن که در اونا، هر کدوم از دو طرف می تونن هر زمان که بخوان بی اینکه به دلیل یا هرگونه تشریفات خاصی نیاز داشته باشن، اونو برهم بزنن.

از نمونه های مهم عقد جایز، قرارداد وکالته. وقتی شما به کسی واسه انجام کاری وکالت میدید، می تونین هر موقع که خواستین اونو عزل کنین. وکیل هم هر موقع که خواست می تونه از وکالت بی خیال شو و اینطوری، بی هیچ سختی خاصی رابطه قراردادی شما تموم می شه.

البته باید توجه کنین که منظور از عقد جایز این نیس که دو طرف هر موقع خواستن به تعهدات شون عمل کنن، بلکه تا زمانی که رابطه قراردادی پابرجاست، دو طرف مجبور به انجام وظایف خود برابر با قرارداد هستن، اما هرزمانی که خواستن می تونن قرارداد رو پایان دن.

لازم به ذکره که غالب قراردادها لازمن و تنها موارد معدودی از قراردادهای جایز داریم.

فسخ قرارداد

حال که با عقود لازم و جایز آشنا شدیم، می تونیم از فسخ قرارداد صحبت کنیم. فسخ قرارداد یکی از راه های ارادی انحلال و پایان ی قرارداده: یعنی دو طرف یا یکی از اونا این حق رو دارن که درمورد باقی موندن یا از بین رفتن قرارداد تصمیم بگیرن.

گفتیم که در عقود جایز این حق و اختیار همیشه هست و هر کدوم از دو طرف می تونه هر زمان که اراده کرد، به هر دلیلی قرارداد رو فسخ کنه؛ اما در عقود لازم این طور نیس و واسه برهم زدن و به اصطلاح فسخ قرارداد به باعث قانونی نیازه و دو طرف جز در موارد استثنایی و مشخصی که در قانون اشاره شده، نمی تونن قرارداد رو فسخ کنن.

در اصطلاح حقوقی به حق فسخ قرارداد «خِیار» یا «خیار فسخ» گفته می شه. واژه خیار به معنی اختیاره و منظور از اون اختیاریه که فرد در فسخ معامله داره. درواقع خیار، حقیه که قانون در مواردی به یکی از دو طرف عقد یا هر دوی اونا می ده تا قراردادی رو که منعقد کردن، برهم بزنن. این حق، نیاز به توافق و تراضی دو طرف نداره. مثلا اگه فردی در قراردادی دارای «خیار عیب» باشه (راجبه این خیار به زودی صحبت می کنیم)، می تونه یک طرفه و صرف نظر از رضایت یا نبود رضایت طرف مقابل، قرارداد رو فسخ کنه؛ یعنی، فسخ قرارداد، برخلاف انعقاد قرارداد، تنها به یک اراده نیاز داره.

نمونه هایی از خیارات

گفته شد که فسخ قرارداد در عقود لازم، تنها در موارد مشخصی که در قانون بیان شدن، ممکنه. اینجا سعی می کنیم تا به بعضی از این موارد که پرکاربردتر هستن و ممکنه در معاملات خود به اون برخورده باشین، اشاره کنیم و درخصوص اونا توضیحات مختصری بدیم.

خیار شرط یا شرط خیار

شما در هر قراردادی که منعقد می کنین (به استثنای عقد ضمان، نکاح و وقف) می تونین با طرف مقابل شرط کنین که ظرف مدت معینی (مثلاً یک هفته) بتونین قرارداد رو به هم بزنین. مثلا شما می خواید ماشینی بخرین؛ در زمان انعقاد قرارداد با فروشنده شرط می کنین که یک هفته به شما مهلت بده تا اگه به هر دلیلی از ماشین راضی نبودین، ماشین رو به اون بدین و پول تون رو پس بگیرین. قرارداد بسته شده و شما مالک این ماشین هستین، اما شرط خیار گذاشته اید و اگه خواستین می تونین درطول این یک هفته قرارداد رو به هم بزنین و پول خود رو پس بگیرین.

شرط خیار می تونه مخصوص یکی از دو طرف قرارداد یا هر دوی اونا یا حتی شخصی سوم باشه، اما حتما باید مدت محدودی داشته باشه.

خیار غَبن

ممکنه در گوشه و کنار نام این خیار رو شنیده باشین. «غَبن» زمانی ایجاد می شه که در انجام معامله، بین ارزش اون چیزی که پرداخت یا انجام می شه و ارزش اون چیزی که در برابر اون دریافت می شه، تعادل اقتصادی وجود نداشته باشه و یکی از دو طرف متضرر و در اصطلاح «مغبون» شه. مثلا کسی که خونه ای رو که ۴۰ میلیون تومن ارزش داره به قیمت ۸۰ میلیون تومن خریداری می کنه، از این معامله مغبون شده و زیان دیده؛ پس اینجا حق داره که معامله رو برهم بزنه. دقت کنین که شرط ایجاد خیار غبن اینه که فرد از زیان خودآگاه نباشه. اگه شما بدونین که ارزش خونه ای که دارین می خرید ۴۰ میلیون بیشتر نیس و با این حال ۸۰ میلیون بدین و خونه رو بخرین، مغبون حساب نمی شین. این حق فسخ، حمایتی قانونی واسه کسانیه که ناخواسته و نادانسته تن به معامله ای میدن و درنتیجه ی اون متضرر می شن و زیانی فاحش می بینن. ضمنا، هر نوع ضرر و زیانی هم موجب ایجاد خیار غبن نیس و زیان باید «فاحش» باشه؛ یعنی به میزانی نباشه که خیلی آسون قابل مسامحهه. این خیار در عقود مُعَوَض و قراردادهایی که افراد واسه منافع مادی خود منعقد می کنن، مثل خریدوفروش و اجاره متصوره و نه در عقود رایگانی مثل هِبِه.

خیار عیب

اگه بعد از انعقاد قرارداد روشن شه که در موضوع قرارداد عیبی وجود داشته، طرف قرارداد می تونه مابه ­التفاوت ثروث معیوب یا سالم رو بگیره یا اینکه قرارداد رو فسخ کنه. به این اختیار «خیار عیب» گفته می شه. واسه اینکه خیار عیب واسه کسی به وجود بیاد، دو شرط لازمه:

  • عیب باید مخفی باشه: یعنی عیب ثروث موضوع معامله از دید مشتری مخفی مونده باشه و اون به وجود این عیب آگاه نباشه. مثلا شما یک لپ تاپ خریده اید. بعد از خرید، متوجه میشید که این لپ تاپ نقصی داره و درست کار نمی کنه. اگه شما در زمان خرید از این عیب باخبر باشین و مثلاً به دلیل وجود این عیب از فروشنده تخفیف گرفته باشین، دیگر بعداً حق فسخ قرارداد رو نخواهید داشت.
  • عیب باید در زمان انعقاد قرارداد موجود باشه: این شرط به این معنیه که قبل از انجام معامله یا در زمان انجام اون، موضوع معامله معیوب باشه و اگه عیب بعد از انجام معامله ساخته شد، دیگر شما حق فسخ ندارین. در مثال قبل، اگه بعد از خرید لپ تاپ ضربه ای به اون وارد شده باشه که کارکرد لپ تاپ رو پریشون کرده، شما دیگر حق فسخ این قرارداد رو ندارین؛ چون که عیب زمانی ایجاد شده که مسئولیت ثروث بر عهده ی خود شما بوده.

خیار تَدلیس

«تدلیس» به معنای فریبکاری و مخفی کردن واقعیته. اگه طرف قرارداد عمدا شما رو فریب داده باشه که قراردادی رو منعقد کنین، تدلیس اتفاق افتاده: مثلا اگه کسی نقاشی یک نقاش دیگر رو به عنوان نقاشی استاد فرشچیان به شما بفروشه، در معامله تدلیس کرده. در تدلیس، طرف قرارداد با دسیسه و فریبکاری و دروغ موجب می شه که شما قراردادی رو ببندید که اگه اون فریبکاری و دروغ نبود، شما اون قرارداد رو امضا نمی کردین. اگه شما می دونستین که نقاشی اثر استاد فرشچیان نیس شک نداشته باشین حاضر به خریدن اثر با اون قیمت و شرایط نمی شدید. این تدلیس و فریبکاری قبل از انعقاد قرارداده. در این موارد قانونگذار واسه جبران ضرر وارده، به طرف قرارداد حق داده تا قرارداد خود رو با شخص فریبکار فسخ کنه.

خیارات دیگری هم وجود دارن که به دو طرف یا یکی از اونا حق فسخ قرارداد رو میدن که خارج از حوصله و فرصت این نوشتاره.

آثار فسخ قرارداد

مسئله مهم بعدی که باید به اون بدیم اینه که بعد از فسخ چه اتفاقی میفته؟ یا یعنی فسخ قرارداد چه آثاری داره؟

اثر فسخ، انحلال و از بین رفتن قرارداده. باید توجه داشت که اثر فسخ ناظر به آیندهس؛ یعنی تعهدات آینده (بعد از فسخ) رو از بین می بره؛ اما تعهدات قبلی معتبر باقی می مونن. مثلا اگه شما خونه ای خریده اید و بعد از سه ماه، قرارداد شما به دلیلی فسخ شد؛ اون خونه دیگر واسه شما نیس و باید اونو پس بدین، اما استفاده ی شما از اون خونه ظرف این سه ماه قانونی و درست بوده. گرچه که از این به بعد دیگر حق ندارین از اون خونه استفاده کنین. بعد از فسخ، سعی می شه تا وضع دو طرف به حالت سابق (قبل از انعقاد قرارداد) برگرده. مثلا اگه پولی که مبادله شده، پس داده شه، خونه رو پس میدید و پول خود رو پس می گیرین. اینجا سعی می شه که تا حد امکان شرایط به شرایط قبل از قرارداد برگردد.

نحوه ی فسخ قرارداد

حال که تا حدی با بعضی از موجبات فسخ قرارداد آشنا شدیم باید به یک سؤال دیگر هم جواب دهیم: چیجوری باید قرارداد رو فسخ کرد؟ فسخ قرارداد چه تشریفاتی داره؟

گفته شد که حق فسخ یک طرفه و تنها نیاز به یک اراده داره؛ پس اگه شما قراردادی بسته اید و حالا به دلیلی حق فسخ دارین، احتیاجی به توافق با طرف مقابل و دریافت رضایت اون ندارین. با اینحال شما طی قراردادی پایبند به چیزی شدین و ممکنه طرف مقابل شما خیلی آسون تصمیم شما واسه فسخ قرارداد رو قبول نکنه و مثلا پول یا ثروث شما رو پس نده؛ پس ممکنه ضرورت داشته باشین که به دادگاه مراجعه کنین و از دادگاه بخواهید تا فسخ قرارداد شما رو اعلام کنه؛ این اراده ی شماس که قرارداد رو فسخ می کنه اما اراده ی شما و همینطور وجود باعث قانونی فسخ باید گرفتن و اثبات شه. این به ویژه زمانی که قرارداد در دفاتر اسناد رسمی ثبت می شه ضرورت داره: واسه فسخ این قرارداد ارسال حکم دادگاه ضروریه.

در آخر اشاره به این نکته ضروریه، «خیار فسخ» یک حقه و شما می­ توانید از اون استفاده کنین یا از اون صرف نظر کنین یا در اصطلاح حقوقی خیار خود رو اِسقاط کنین. اگه در قراردادی، باعث، فسخ ایجاد شده باشه؛ این حق شماس که تصمیم بگیرین که می خواید در این قرارداد باقی بمونین یا نه.

مطالب این مقاله با استفاده از کتاب «اعمال حقوقی» نوشته دکتر ناصر کاتوزیان نوشتن شده.





فریلنسرها چیجوری می تونن درآمد بیشتری کسب کنن؟

کار کردن به شکل آزاد، یا واسه خود، مفهومی فریبنده و در نظر اول آسون تر از کارمندیه. اما در عمل، این روش کار هم سختیای خاص خود رو داره. مثل مهمترین این سختیا، تعیین دستمزدیه که باید خواسته کنین. باید بدونین که کارتون چقدر ارزش داره؟ چقدر می تونین دستمزد مشخص کنین و چه جوری می تونین میزان دستمزدتان رو بالا ببرین؟

 

به خاطر دارم که در اول کار اصلا نمی دونستم باید واسه خدماتم چه دستمزدی تعیین کنم. واسه همین، یه مدت طولانی رو به سعی و خطا، انتقاد از خود و مقایسه خودم با رقبایی گذراندم که سابقه بیشتری داشتن و میزان دریافتی شون به مقدار زیادی ازم بیشتر بود. در آخر به جایی رسیدم که درباره میزان ارزشم، به عنوان یک آزادکار (فریلنسر)، مطمئن باشم.

اما رو راست بگم، این چیزی نیس که بتونین خیلی آسون «از اون سر دربیاورید». باید در طول زمان با نقاط قوت خود آشنا شید، مهارتایی رو که بیشترین بازده رو دارن به دست بیارین، پرونده ی سوابق قدرتمندی واسه خود تهیه کنین و در بخش ی کاری خود برندی قوی بسازین.

۱. ارزش خود رو بدونین

ارزش یک آزادکار همیشه به درک مبانی عرضه و خواسته بازمی شه. به اینکه مهارت ها و منابع شما در مقابل خواسته بازار چه می تونن عرضه کنن؟ به جز مبانی لازم در عرضه و خواسته، باید ببینین که منابع و مهارتاتون در مقایسه با رقبا در کجا قرار میگیره. در بخش ی کاری خود متوسط حساب میشید یا سطح بالا یا پایین؟ درک رو راست از اینکه در صنعت خود، از دید مهارت ها، در کجا قرار دارین، به شما کمک می کنه نسبت به تعیین دستمزد، واقعی تر عمل کنین.

اشتباهی که خیلی از آزادکاران انجام دهنده می شن اینه که خدمات خود رو به شکل لیستی از فعالیتا به مشتری ارائه میدن. این اشتباه بزرگیه، چون که شما به عنوان یک آزادکار، قرار نیس فقط یک مجموعه فعالیت بکنین. شما مشکل پیچیده ای رو حل کرده و راه حلای کسب وکار به مشتری می فروشید. این یعنی که ارزش کل اون راه حل از جمع جبریِ ارزش تک تک اجزاء اون بیشتره.

خدماتی که شما ارائه میدید به مشتری کمک می کنه درآمد داشته باشه یا در هزینه ها صرفه جویی کنه. این یعنی شما در سود اون سهمی دارین و پس باید این سهم رو در تعیین دستمزد خود در نظر بگیرین.

۲. انتخاب درست مشتریان

اگه کارتون رو بلد باشین، در همون زمان تصمیم به راه اندازی کسب وکار آزاد، از دید نوع مشتریان و خدماتی که می خواید ارائه کنین، بخش خاص (niche) و مشخصی از بازار رو واسه خود انتخاب کردین که به شما کمک می کنه در بخش ی کاری خودتون، برند قدرتمندی به وجود بیارین.

معمولا در اول کار، این وسوسه هست که بخواهید هرچه می تونین مشتری جمع کنین. اما باید یاد بگیرین که به بعضی پیشنهادات نه بگید و اینطوری وقت و منابع خود رو به پروژه هایی که بیشترین ارزش رو واسه شما دارن اختصاص بدین. این شامل انتخاب مشتریان درست هم هست، یعنی مشتریانی که بیشترین سود بلندمدت رو واسه شما به ارمغان میارن و کمک می کنن تا در اون بخش ی کاری که تمایل دارین، برند خود رو بسازین. حتی وقتی تازه وارد هستین هم باید واسه انتخاب مشتریان استانداردهایی مشخص کنین.

کلا، هدف شما باید ساخت روابط بلندمدت با مشتریان باشه. کمترین دلیلش اینه که هزینه به دست آوردن مشتری جدید می تونه چیزی بین ۵ تا ۲۵ برابر بیشتر از هزینه ای باشه که صرف نگهداری مشتریان موجود می کنین. وجود مشتریان یکسانی که واسه شما کار منظم بیارن، نون هر کسب وکار آزادِ پایداری رو در روغن میندازه. هر قدر که ممکنه این روابط رو تحکیم کنین.

۳. درک مشتریان

اگه قصد دارین دستمزد خود رو بالاتر از استانداردهای صنعت تون تعیین کرده و یا اونو افزایش بدین، لازمه بتونین مشتریان خود رو درک کنین. هرچه بیشتر از مشتریان خود، مشکلات و نیازهایشان بدونین، بیشتر می تونین راه حلای با ارزش بالایی تولید کنین که اهمیت گفت و گوا پولی رو بالا ببرن.

به عنوان یک آزادکار باید کمه کم یه قدم از چیزی که مشتری از شما می خواد، و چیزی که واقعاً به اون نیاز داره جلوتر باشین. مثلا، اگه نویسنده ی محتوا باشین، فقط واسه نوشتن متن استخدام نشده اید؛ مشتری از شما می خواد کاری کنین بازدیدکنندگان بیشتری به سایت اون جلب شن و تعداد کلیکا و میزان تبدیلای بیشتری به دست آورد (و در آخر مشتری بیشتری پیدا کنه). این ارزشیه که شما واسه مشتری خود ایجاد می کنین.با اضافه کردن به این ارزشی که واسه مشتری فراهم می کنین و با ارتقای سطح کیفیِ کار خود، می تونین افزایش میزان دستمزدتان رو توجیه کنین.

۴. برندسازی و معروفیت در بخش ی کاری

داشتن یک برند شخصی قوی و معروفیت خوب خیلی در دستمزد شما تعیین کنندهه، چون که نشونه ای از تجربه، اعتبار، حرفه ای گری و کیفیت کار شماس. برندسازی می تونه خیلی آسون با نوشتن مقاله مهمون، مصاحبه یا همکاری با بقیه آزادکاران باسابقه تر در بخش ی کاری خودتون شروع شه. مثل فعالیتای مفید واسه برندسازی، به روز نگه داشتن سایت و کانالای کسب و کارتون در شبکه های اجتماعیه، طوری که همکاری هاتون رو هم درخشش بدن. حضور آنلاین فعالی داشته باشین. پرونده ای از سوابق کاریتون درست کنین و هرجا که لازم بود به اون برگشت بدین. این واسه مخاطبان هدف شما پیام اعتبار و تجربه داره.

۵. با داشتن یک راه حل پیشرفت ی عالی، مشتریان رو به تشویق وادارید

روابط معنی دار شما با مشتریان در درون راه حل پیشرفت ی موثر شما ساخته می شن نه در بازاریابی. اهمیتِ داشتنِ یک راه حل پیشرفت ی فوق العاده در اینه که افراد بیشتر به پیشنهاد ی شخص سوم بیشتر از چیزی که افراد یا کسب وکارها درباره خودشون میگن، اعتماد می کنن.

از راه رابطه بیشتر با مشتریان روابط پایداری بسازین و باعث شید اونا «قصه»ی برند شما رو واسه بقیه تعریف کنن. این باعث تشویق مشتریان پنهون شده و ارزش درک شده ی خدمات شما رو بالا می بره؛ پس می تونی دستمزد بیشتری خواسته کنین.

۶. پروپوزالی بنویسین که مو لای درزش نرود!

تهیه پروپوزال عالی واسه پروژه، کلید به دست آوردن مشتریانیه که می خواید. از طرف دیگر، پروپوزالی که می نویسید وسیله اصلی نشون دادن ارزش خدمات شما به مشتریه. پس، پروپوزال خوب به دستمزد بالاتر منتهی میشه.

متأسفانه، بیشتر آزادکاران نمی تونن از این فرصت استفاده کنن، چون نمی دونن چه جوری باید یک پروپوزال خوب بنویسند. بد نیس در دوره های آموزش پروپوزال نویسی شرکت کنین تا در این باره بیشتر بدونین.

۷. خدمات مشتریِ عالی داشته باشین

به عنوان یک آزادکار، «خدمات مشتری» بخش ایه که می تونین خوب خود رو در اون نشون داده و از رقبا جدا کنین. خدمات مشتری از مرحله رسیدن به مشتریان پنهون شروع می شه. داشتن خدمات مشتری فوق العاده از اول کار، احتمال دریافت دستمزد بیشتر رو واسه شما افزایش داده و حفظ این استاندارد در تموم راه تا زمان تحویل کار، احساس رضایت در مشتری رو بالا می بره. اینطوری مشتری خواهان خدمات بیشتر بوده و راه همکاریای بعدی با اون صاف میشه.

۸. از روانشناسی قیمت استفاده کنین

واسه افزایش میزان کار آزاد خود از معنی درک قیمتی (price perception) استفاده کنین. در دفاع از میزان دستمزد خود به چیزایی مثل هزینه های شخصی یا مالیات اشاره نکنین. عوضش، تصویری از امتیازات خدماتی که ارائه می کنین و ارزشی که واسه مشتری ایجاد می کنین ترسیم کنین و اجازه بدین این تصویر واسه مشتری انگیزه ای واسه پرداخت دستمزد شما باشه.

روش «لنگراندازی» (Anchoring) تکنیک دیگریه که در اون شما هستین که اول قیمت رو می گین و اینطوری واسه گفت و گوا «لنگر» یا مبنایی تعیین می کنین. طبیعتا هدف شما این هستش که بیشترین حد قیمت رو واسه کار خود مشخص کنین. از این نوع ترفندها واسه تعیین دستمزد بیشتر واسه خدمات خود استفاده کنین.

۹. مهارتای جدیدی فرا بگیرین که ارزش بیشتری واسه مشتری بسازن

یاد گرفتن مهارتای جدید و در رابطه، روشی عالی واسه افزایش میزان دستمزد کار شماس. این مهارت ها ممکنه شامل حل مسئله، ارتباطات یا مدیریت کار و کاسبی باشن. لازم نیس برید مدرک بازرگانی بگیرین، اما باید اطلاعاتی درباره اصول کسب وکار یا کارکرد کسب وکارِ مشتریان یا صنایع مربوطه به دست بیارین. این باعث می شه واسه شناسایی و حل مشکلات مشتریان مجهزتر بوده و راه حلای ارزشمندتری تولید کنین.

۱۰. فوران اعتماد به نفس باشین!

خوشتون بیاد یا نیاد، شاخص مهارت ها و کیفیت کار شما به عنوان یک آزادکار، «اعتماد به نفس» شماس. اگه شما به خودتون و توانایی تون در تهیه نتایج عالی واسه مشتری اطمینان نداشته باشین، چه جوری توقع دارین شخص دیگری به شما ایمان داشته باشه؟

ترسیدن و نامطمئن بودن باعث می شه در گفت و گوا ضعیف باشین، چون که مشتری به آسونی از شما سوء استفاده کرده و شما رو مجبور به قبول کردن دستمزدی می کنه که براتون سودآور نیس، دوست ندارین و یا با اون آسون نیستین. وقتی از خودتون اعتماد به نفس نشون داده و در آخرِ آرامش اما قاطعانه واسه به دست آوردن شرایطی که مناسب شماس صحبت کنین، میتونین دستمزدهای خیلی بالاتری مشخص کنین.

s.about.com

شغلی رو انتخاب کن که عاشق اون هستی، اون وقت حتی یک روز هم در زندگیت مجبور بخای بود کار کنی


۴۰۰۰۰تومن


۲۰۰۰۰تومن


فریزبی و روش درست بازی با اون 

فریزبی ورزشی مفرحه که دانشجویان و علم آموزان بیشتر در دانشگاها و مدارس اونو انجام میدن. فریزبی رو میشه خیلی آسون یاد گرفت و در فضای باز انجام داد. با ما باشین تا در این نوشته با روش انجام اون آشنا شید.

 

بازی التیمیت (Ultimate) که به اون فریزبی میگن، ورزش رقابتیه که بیشتر در بین دانشجویان رواج داره. بازی التیمیت فریزبی با هفت بازیکن انجام می شه. هدف بازی اینه که با دریافت فریزبی در منطقه انتهایی زمین، امتیاز کسب کنن. این ورزش تا سال ۱۹۶۷ میلادی جز ورزشای المپیکی نبود اما با افزایش تعداد علاقه مندان در طول سالا باعث شد تا به شکل رسمی جزء بازیای المپیک شه.

واسه انجام این ورزش، به داشتن تکنیکی خاص، نیاز نیس و این یکی از دلایل افزایش محبوبیت اون بین دانشجو هاس. این ورزش ورزشیه که می تونین به آسونی اونو یاد بگیرین. اصل اساسی در یادگیری این ورزش، پرتاب و گرفتن صفحه مدوره.

شکلای مختلف پرتاب کردن

در این ورزش، سه مدل پرتاب کردن هست. پرتاب از جلو و از پشت که به عنوان روشای پرتاب پایه در نظر گرفته می شن. پرتاب بالای سر هم سومین نوع پرتابه که به عنوان پرتاب چکشی هم شناخته می شه که پرتاب پیشرفته تریه.

واسه پرتاب از جلو باید فریزبی رو به درستی از لبه های اون بگیرین. انگشت شست باید روی فریزبی و بقیه انگشتا زیر اون قرار بگیره. (البته انگشت اشاره و میانی کمی جلوتر از ۲ انگشت دیگر باشن) واسه پرتاب، صفحه رو از بدن دور کنین و مچ دست رو کمی به داخل بدن مایل کنین و بعد با استفاده از نیروی تموم بدن، صفحه رو آزاد کنین. اگه این کار رو درست بکنین، صفحه بی تکان خوردن به هدف برخورد می کنه.

واسه پرتاب از پشت هم، انگشت شست روی فریزبی و چار انگشت دیگر زیر اون قرار بگیرن. بدن باید در زاویه ۴۵ درجه قرار بگیره. فریزبی با زمین موازی باشه و با کمک ساق دست پرتاب رو انجام بدین. بازوی شمام باید راه صفحه رو دنبال کنه تا جهت صفحه فریزبی تغییر نکنه.

قبل از اجرای پرتاب چکشی بهتره در دو پرتاب قبلی به مهارت برسین. از آنجایی که کنترل راه پرتاب چکشی مشکله، این پرتاب باید در محلی انجام شه که فضای کافی وجود داشته باشه. نحوه گرفتن صفحه مثل پرتاب از جلوه فرقش اینه که صفحه عمود بر زمینه. صفحه فریزبی رو بالای سر و با کمی زاویه نگه می دارین. واسه پرتاب صفحه، مچ دست رو کمی به طرف پایین هدایت می کنین و بازو هم راه پرتاب رو دنبال می کنه.

دریافت

دو نوع دریافت در فریزبی داریم: دریافت پنکیک و دریافت دودستی. هر دو روش مثل هم هستن و از دو دست استفاده می کنن، اما متدهای متفاوتی دارن.

دریافت پنکیک آسون ترین و امن ترین روش گرفتن فریزبیه. کف هر دو دست روبه روی هم قرار دارن و سعی می کنن که راه حرکت فریزبی رو حدس بزنن. وقتی راه رو تشخیص دادن با کمک دو دست سعی کنین فریزبی رو بین دو دست بگیرین. این حرکت مثل دست زدن می مونه، اما فرقش اینه که به شکل عمودی شکل میگیره.

دریافت دو دستی کمی سخت تر به نظر می رسه. دستا رو دراز می کنین و راه رسیدن صفحه رو پیش بینی می کنین. واسه دریافت، انگشت شست زیر صفحه و بقیه انگشتا بالای صفحه قرار داشته باشن.