Posts

مهارت رفتار جرات مندانه و مدیریت استرس از دیدگاه روانشناختی

مهارت رفتار جرات مندانه

رفتار جرات مندانه عبارت است از بیان مناسب هر احساسی غیر از اضطراب. بطور کلی جرات مندی را می توان توانایی ابراز صادقانه نظرات، احساسات و نگرش ها و دفاع فرد از حقوق خود، به شکلی که حقوق دیگران پایمال نشود، بدون احساس اضطراب دانست .(بوالهری،1385).

 

2-25 اهمیت رفتار جرات مندانه

اشکال در رفتار جرات مندانه میتواند مشکلاتی برای فرد ایجاد کند از قبیل :

– ناکامی در بدست آوردن خواسته های فرد

– رنجیدگی، عصبانیت از دیگران و احساس کنترل شدن از جانب دیگران و در نتیجه رنجش و دلخوری فرد از دیگران

– اضطراب و به دنبال آن اجتناب از افراد یا موقعیت هایی که سبب ناراحتی می شود باعث می شود فرد بسیاری از موقعیت های زندگی و فرصت های مناسب را از دست بدهد

– انفجار خشم ، عدم ابراز خشم به شیوه ای مناسب که باعث می شود این خشم انباشته شده و در مواردی به شکلی نامناسب و پرخاشگرانه ابراز شود. ( سازمان بهداشت جهانی، 1998. ترجمه. فتحی، 1385).

 

 

 

 

2-26 مهارت مدیریت استرس

استرس تجربه انسان است که از زمان غارنشینی تا کنون با او همراه بوده است. استرس به معنای در آغوش گرفتن، فشردن است. استرس حالت فیزیکی یا روانشناختی ناخوشایندی است که در پاسخ به محرک های تنش زا ایجاد می شود. زندگی مشترک نیز خالی از استرس نمی باشد. زوجین ممکن است روزانه با دهها مورد استرس برخورد داشته باشند، خواه شکل مثبت آن مانند تولد یک فرزند سالم و خواه شکل منفی آن مانند تولد یک فرزند عقب مانده ذهنی در خانواده. آنچه اهمیت دارد مقابله نمودن با این استرس هاست در مقابله با استرس ویژگی های شخصیتی اهمیت فراوانی دارد. استرس می تواند فردی را در هم بشکند، به فرد دیگر درس جدیدی بدهد یا فرد دیگر را به مبارزه وا دارد. با آموزش مهارت مدیریت استرس و کسب راه های مقابله با آن فرد می تواند از زندگی مشترک خود رضایتمندی بهتری را بدست آورد. (فتحی ،1384 ) .

 

2-27 انواع مقابله با استرس

1 – مقابله مساله مداری: در این مقابله فرد به صورت مستقیم کار یا فعالیتی را انجام می دهد که عامل استرس را از بین بر ده یا آن را به حداقل برساند. با استفاده از حل مساله، برنامه ریزی، کنار گذاشتن فعالیت های غیر ضروری مشورت فکر کردن و غیره سعی بر حذف استرس دارد .

– مقابله هیجان مدارانه: در این مقابله فرد تلاشی  برای حذف استرس نمی کند ف بلکه سعی می کند خود را ارام سازد تا هیجانها و ناراحتی هایی که در اثر استرس ایجاد شده را بر طرف سازد. مانند تفکر آرزومندانه، خود سرزنشی، خود انزوایی، دعا کردن، درد دل کردن، نذر ونیاز و… هیجانها مانع از تفکر وتصمیم گیری صحیح برای حل مساله و استرس می شود .

3- ترکیبی از مقاله مساله مدارانه و هیجان مدارانه: جستجوی حمایت اجتماعی، به دست آوردن از اطلاعات از دیگران به منظور انجام کاری در جهت حل مشکل، جستجوی حمایت عاطفی و آرامش .

 

2-28 راهبرد های مقابله با استرس

راهبردهای مقابله سازگارانه با استرس را می توان به دو بخش تقسیم نمود:

– راهبردهای شناختی (خود اگاهی )

– راهبردهای رفتاری

– آگاهی یافتن از احساسات خود:بدلیل تفاوت در ساختارژنتیکی و تفاوت در محیط زندگی و نحوه تربیت، افراد از نظر سطح هیجانی با یکدگر متفاوتند. با آگاهی از احساسات خود می توان کنترل یشتر بر فشارهای روانی ایجاد شده  اعمال کرد.

– آگاهی یافتن از افکار خود: هنگاممواجه شدن با استرس، برخی افراد نگرش منفی نسبت به خود داشته، مهارتهایشان را دست کم می گیرند، بنابر این دچار اضطراب یا افسردگی یا … شده و این به بروز رفتارهای نامناسب می شود ،در حالی اگر افکار  خود را  بشناسیم، می توانیم افکار خود را کنترل کرده ،استرس را از بین برده پیشگیری کنیم .

آگاهی از چگونگی پردازش و تفسیر رویداد ها :

باید به این مساله که چطور موقعیات را ارزیابی می کنیم؟ چطور رویدادهایی را یاد آوری می کنیم که باورهایمان سازگارترند، توجه زیادی داشته باشیم. هر فرد متناسب با باوره و عقاید خود اطلاعات دریافتی را پردازش و درک می کند. معمولا ارزیابی های شناختی شخص از موقعیت فشار زا، نحوه ی مواجه او با موقعیت مشخص می سازد. این ارزیابی های شخصی، همواره چارچوب منطقی ندارد ودر بسیاری موارد تحلیل های افراد از موقعیت مخدوش می گردد. مکاتب روان درمانی شناختی نگر، این خدشه های منطقی را ” خطاهای شناختی می نامند. خطا های شناختی وقتی نمایان می شوند که پردازش اطلاعات نادرست یا نا موثر باشد

– مقابله هیجان مدارانه: در این مقابله فرد تلاشی  برای حذف استرس نمی کند ف بلکه سعی می کند خود را ارام سازد تا هیجانها و ناراحتی هایی که در اثر استرس ایجاد شده را بر طرف سازد. مانند تفکر آرزومندانه، خود سرزنشی، خود انزوایی، دعا کردن، درد دل کردن، نذر ونیاز و… هیجانها مانع از تفکر وتصمیم گیری صحیح برای حل مساله و استرس مس شود .

– ترکیبی از مقاله مساله مدارانه و هیجان مدارانه: جستجوی حمایت اجتماعی، به دست آوردن از اطلاعات از دیگران به منظور انجام کاری در جهت حل مشکل، جستجوی حمایت عاطفی و آرامش. (  فتحی ،1384).


ویژگی های مهم در خلاقیت

ویژگی های مهم در خلاقیت

یکی از ویژگی­های مهم در خلاقیت از دیدگاه گیلفورد داشتن تفکر واگرا[1] می باشد. گیلفورد (1950 ، 1959 ، 1942) در بیان نظریه ساخت ذهنی خود گفته­است که ویژگی مهم تفکر آفریننده واگرایی آن است او به طور کلی شیوه تفکر آدمیان را به دو دسته واگرا و همگرا تقسیم کرده­است. در نظر گیلفورد هم تفکر همگرا و هم تفکر و اگرا در ساخت ذهنی نقش اساسی دارند، اما تفاوت آنها در این است که تفکر همگرا، نتیجه تفکر از قبل معلوم است یعنی همیشه یک جواب «درست» یا «غلط» وجود دارد. اما در تفکر واگرا جواب قطعی وجود ندارد و تعداد زیادی جواب موجود است که از نظر منطقی هر یک از آنها ممکن است درست باشد.

گیلفورد در نظریه خود تفکر واگرا را به سه ویژگی تقسیم کرده­است:

1-انعطاف­پذیری یا نرمشی

2-اصالت

3-سیالی مشخص کرده و برای اندازه­گیری هر یک از آنها آزمونی ساخته­است. آزمون گیلفورد برای اندازه­گیری انعطاف­پذیری تفکر یا آزمون استفاده­های غیر معمول نام دارد. برای مثال به آزمون شونده کلمه آجر داده می­شود و از او خواسته می­شود تا در مدت 8 دقیقه تمام موارد استفاده از آجر را نام ببرد (گیلفورد، 1959). پاسخ­های یکی از دانش­آموزان از این قرار بوده­است: ساختن خانه، ساختن طویله، ساختن مدرسه، ساختن کلیسا، ساختن اجاق. چنانچه ملاحظه می­شود همه این پاسخها به طبقه واحدی از موارد استفاده آجر یعنی ساختن مربوط می­شود و نشان دهنده واگرایی بیشتر تفکر هستند.

اصالت بوسیله آزمون عنوان داستان (Plot Title Test)  گیلفورد اندازه­گیری می­شود. در این آزمون داستان کوتاهی به آزمودنی گفته می­شود و از او خواسته می­شود تا تمام عنوان­هایی که برای داستان مناسب تشخیص می­دهد بگوید. یکی از این داستان­ها درباره­ی گرفتار شدن یک مبلغ مذهبی بدست آدم خوارهاست. در این داستان شاهزاده خانم قبیله آدم خوارها به مبلغ مذهبی پیشنهاد می­کند که با او ازدواج کند تا آزاد شود. مبلغ دو راه بیشتر ندارد یا ازدواج کند یا بمیرد. او از ازدواج سرباز می­زند و پخته می­شود.

یکی از دانش آموزان برای داستان بالا این عنوان را گفته است.

شکست شاهزاده خانم خورده شدن به وسیله وحشی­ها شاهزاده خانم مبلغ مذهبی و پخته شدن بوسیله وحشی­ها، دانش­آموزان دیگر عنوان­های زیر را انتخاب کرده است: داستان دیگ، شام خوشمزه، خورش واعظ، جفتی بدتر از مرگ، او غذا را ول کرد و دیگ را چسبید، پاک ولی مجهول، جایزه­ای داغ برای آزادی.

گیلفورد پاسخ های دانش­آموز دوم را اصیل تر از پاسخ­های دانش­آموز اول می­داند. سیالی به تعداد پاسخ­های مختلفی که آزمودنی به یک سؤال اشاره می­کند.

در آزمون­های مخصوص سنجش سیالی، سرعت و تعداد پاسخ­های داده­شده ملاک سیالی فکر هستند، گیلفورد مشاهده کرده­است که بعضی از افراد در دادن پاسخ به سؤالات، مثلاً دادن اطلاعاتی درباره­ی یک موضوع، از دیگران پاسخ­های بیشتری می­دهند، او اظهار می­دارد که صرف دادن پاسخ­های بیشتر این احتمال را که بعضی از آن پاسخ­ها ممکن است و اگرا باشند افزایش می­دهند. (دفتر برنامه ریزی و تألیف کتب درسی؛ 1380).

2-2-4 عوامل مؤثر در خلاّقیت و رشد آن

بدون تردید دارند. عوامل ارثی و امور طبیعی و فرهنگی همه در پیدایش استعداد و رشد خلاقیت تأثیر دارند. آزمایش­هایی که در بحث وراثت ذکر شد نشان می­دهد که نویسندگان بزرگ ریاضی­دان­های معروف و مخترعین، اغلب در دوران کودکی آثار نبوغ و خلاّقیت را از خود ظاهر ساخته­اند. اثر وراثت در پیدایش نیروی ابتکار قابل انکار نیست افراد بیشماری در محیط­های مساعد پرورش یافته­اند ولی همه آنها موجب فکر و اندیشه تازه نشدند یا اینکه عامل ارثی پیدایش استعداد خلاّقیت را در افراد ممکن می­سازد. بنابر­این بروز این استعدادها تحت تأثیر عوامل محیطی قرار داد. در اجتماعاتی که فرد انسانی بدون توجه به وضع مالی، موقعیت اجتماعی و عقیده حق استفاده از فرصت­های تربیتی را دارد و می­تواند طبق استعداد و امکانات خود پیشرفت کند معمولاً افراد مبتکر و خلاق بیشتر دیده می­شود. بنابر این محیط مساعد چه در زمینه جغرافیا و چه از لحاظ اجتماعی و فرهنگی در رشد و پرورش قوه ابتکار افراد تأثیر فراوان دارد عوامل محیطی نه تنها سبب پرورش استعدادهای مختلف افراد می­شود بلکه موجباتی برای تحریک و تشویق افراد مخلوق اندیشه­ها و طرق تاره فراهم می­سازد. در اجتماعی که رشد فردی و رفاه اجتماعی از طریق روش علمی در یک وضع رضایت آمیزی توافق  و سازگاری کرده­اند معمولاًتمایل پرورش افکار خلاق اندیشه­های تازه بیشتر فراهم می­شود. بنابر­این خلاقیت تنها زاییده یک استعداد فطری نیست، بلکه تا حدود زیادی مربوط به روش­های تربیتی و زمینه­های فعالیت، به ویژه در دوران کودکی تا هنگام بلوغ است. خلاقیت نوعی توانایی است که در بعضی از افراد پرورش می­یابد و در بعضی از افراد سرکوب می­شود. بنابر­این با اصول و تکنیک­های درست می­توان خلاقیت را پرورش داد. (فستوان[2] ، 1999).

«روبرت جی و لیندا[3]» (بی­تا) روانشناسان مسائل اجتماعی، در بررسی­های خود شش عامل را در خلاقیت افراد مؤثر دانسته­اند:

1 – دانش : داشتن دانش پایه­ای در زمینه محدود و کسب تجربه و تخصص در سالیان متمادی

2-توانایی عقلانی : توانایی ارائه ایده خلاق از طریق تعریف مجدد و برقراری ارتباطات جدید در مسائل.

3 – سبک فکری : افراد خلاق عموماً در مقابل روش ارائه شده از طرف سازمان و مدیریت ارشد، سبک فکری ابداعی را بر می­گزینند.

4 – انگیزش : افراد خلاق عموماً برای به فعل در آوردن ایده­های خود برانگیخته می­شوند.

5- شخصیت : افراد خلاق عموماً دارای ویژگی شخصیتی مقاوم در مقابل فشارهای بیرونی و درونی سازمان هستند.

6 – محیط : افراد خلاق عموماً در داخل محیط­های حمایتی بیشتر امکان ظهور می­یابند (روبرت جی و لیندا، بی­تا، نقل از بنیاد فکری رضوی، 1387).

تورنس تحقیقی انجام داد که این سؤال آیا امکان پرورش خلاقیت وجود دارد؟ فرضیه آن را تشکیل می­داد. براساس این تحقیق، تورنس نتیجه­گیری می­کند که می­توان دسته­ای از اصول را به کودکان یاد داد که با آنها اجازه می­دهد تعداد بسیار زیادی عقیده آن هم عقایدی خیلی بهتر نسبت به زمانی که هیچ گونه تربیتی در این مورد ندیده باشند، از خود ابراز دارند (تورنس، ترجمه خانزاده، 1358).

بنابر­این، در این مورد که خلاّقیت را می­توان پرورش داد تردید وجود دارد. روان­شناسان از مدت­ها قبل این اعتقاد را که هر استعدادی را می­توان با تمرین تربیت نمود و پرورش داد، پذیرفته­اند (تورنس، ترجمه قاسم زاده، 1375).

[1] . Dirergent

[2] . Fostvan

[3] . Robeltg & linda


چگونه هوش خود را بسنجیم؟

آزمونهای سنجش هوش

ماهیت هوش هرچه باشد جز ازراه کاربرد تستهای هوشی قابل سنجش نیست. به همین دلیل برای اندازه گیری توانشهای ذهنی یک داوطلب استخدام، باید او را مورد آزمون قرار داد. برای این کار آزمونهای متعددی ابداع شده است. هدف از طراحی این آزمونها دستیابی به شاخصهایی است که بتوانیم به کمک آنها اقداماتی چند را به شکلی منطقی تر ومنظم تر انجام دهیم. این اقدامات عبارتنداز: طبقه بندی دانش آموزان، متناسب با سطح برنامه های آموزشی، راهنمایی حرفه ای وشغلی دانش آموزان دبیرستانی وافراد جویای کار، گزینش واستخدام کارگران، کارمندان ومتخصصان داوطلب شغل، ارتقاء شغلی وجابجایی کارگران وکارمندان وبالاخره انتخاب افراد، برایر مشاغل ومسئولیتها وماموریتهای خاص.

اولین آزمونهای هوشی به صورت امروزی، توسط آلفرد بینه وهمکارش تئودور سیمون ابداع شد که مخصوص کودکان ونوجوانان بود وسن عقلی آنان رامی سنجید. زیرا فرض او براین بود که افراد از لحاظ هوشی باهم تفاوتی ندارند بلکه سرعت رشد ذهنی آنها باهم برابر نیست. مثلا” رشد ذهن یک کودک کودن ازلحاظ کارکرد، برابر با ذهن کودکی است که درسن پایین تر از او قرار دارد. این روش پس از چندین بار تجدید نظر، توسط ترمن کامل و ارائه گردید که به آزمون هوشی استانفورد – بینه نوع LM شهرت یافت. و بالاخره جدیدترین فرم تجدید نظر شده آن در سال 1985 توسط رابرت تورندایک و الیزابت هیگن تهیه گردیده است که سن عقلی را به کلی کنار گذاشته و به جای آن ضریب هوشی استاندارد را قرار داده اند. این آزمون از روایی و اعت بار بالایی بر خوردار است. شاخص حاصل از آزمون استانفورد– بینه، ضریب هوش یا هوشبهر می باشد که عبارتست از نسبت سن عقلی به سن واقعی وبا استفاده از فرمول:IQ=M.A/C.A*100  محاسبه می گردد. در این آزمون تواناییهای ذهنی شامل: مهارتهای بصری-حرکتی، استدلال، فهم معانی واژگان، مفاهیم عددی، تشابه و تفاوت اشکال وحافظه، مورد سنجش قرار می گیرد.

نوع دیگر، آزمون وکسلر است که شامل دو گروه سؤالات برای اندازه گیری استعدادهای کلامی و عملی بوده و مجموع نمرات هر گروه را با استفاده از جدولهای خاص به هوشبهر تبدیل می نمایند. وکسلر هوش کلی را نیز با همین شیوه محاسبه می کند. پرسشهایی که در این آزمون مطرح می شود، اطلاعات عمومی، اطلاعات عملی و توانایی ارزیابی تجربه های قبلی، استدلال ریاضی، توانایی تشخیص شباهتهای اشکال یا مفاهیم، حافظه طوطی وار، معلومات لغوی، توانایی رمزگردانی، توانایی تکمیل تصاویر، استعداد طراحی با قطعات، قدرت تنظیم تصاویر و الحاق قطعات یک شیء را در فرد می سنجد.

آزمون استانفورد – بینه و آزمون وکسلر، آزمونهای مفید و مؤثری هستند، به طوری که به ترتیب از ضرایب پایانی 90/0 و 91/0 با روش بازآزمایی ، برخوردارند. این آزمونها شاخصی از هوشمندی، آنگونه که مورد نظر عمومی است به دست می دهد. زیرا بین نتایج این آزمونها و درجه بندی که معلمان از دانش آموزان به عمل می آورند 60/0 تا 80/0 همبستگی وجود دارد.

یکسری آزمونهای متنوع دیگر وجود دارد که ما از بین آنها آزمونهایی را نام می بریم که در صنایع و واحدهای کار و امور گزینش و استخدام و راهنمایی حرفه ای از آنها استفاده می شود.

■ آزمون کلامی B.V.C.8 : بوناردل درباره درک و دریافت واژه هاست و از یکسری جملات شش کلمه ای ساخته شده است که پنج تای آنها از لحاظ معنی نزدیک به هم و یکی دیگر با آنها متفاوت است. آزمودنی باید واژه ی اخیر را مشخص نماید.

■ آزمون D.48 : که توسط رن پیشو و فاور تهیه شده و برای همه افراد با تحصیلاتی در مقاطع مختلف از خواندن و نوشتن تا عالی به کار می رود. این تست از سری تستهایی است که در راهنمایی حرفه ای مورد استفاده قرار می گیرد.

■ آزمون دیگری از رن موجود است که به خصوص به منظور سنجش هوش داوطلبان استخدام و طبقه بندی کارمندان و کارگران در صنایع و سازمانهای اداری تهیه شده است و شامل 42 پرسش می باشد.

■ آزمون غیرکلامی B.INV.53 : نیز ساخته بوناردل می باشد که ابعاد عملی هوش افراد را در زمینه فعالیتهای حرفه ای می سنجد. این آزمون شامل چند تصویر مرتبط به هم می باشد که یکی از آنها جدا و در بین چند تصویر دیگر قرار دارد که آزمودنی باید آن را پیدا کند.

■ بالاخره باید از آزمون هوشی نوع 2 و 3 کاتل نام برد که از نوع 2 اغلب در مشاوره حرفه ای و از نوع 3 آن بیشتر برای گزینش و استخدام کارمندان اداری استفاده می شود.

 

گروههای هوشی در جامعه

بر اساس نتایج آزمونهای هوشی – که با استفاده از فنون گوناگون بدست می آیند- در نهایت به کمیتی می رسیم که بیانگر میزان هوش افراد می باشد. این کمیت ضریب هوش است. مطالعه روی هوش گروههای نمونه، جدولی را بدست داده است که طبقه بندی افراد را از نظر هوش نشان می دهد(جدول1). مطابقت بهره هوشی هر آزمودنی با هر یک از گروههای جدول، وضعیت هوشی او را مشخص می سازد. ضرایب هوشی مقادیری بین صفرو اعدادی در حدود 180 یا بیشتر را به خود اختصاص می دهند.روان شناسان افرادی را که دارای بهره هوشی بین 90 تا 110 می باشند-و نیمی از افراد جامعه را تشکیل می دهند- طبیعی یا نرمال گویند و تعدادی دیگر، یعنی واجدین ضرایب هوشی کمتر از 70 و بیشتر از 130 را به ترتیب عقب مانده و پیشرفته ذهنی می نامند. ما در جایی دیگرخواهیم گفت که حتی می توان از بعضی افراد عقب مانده ذهنی در انجام برخی مشاغل استفاده نمود.

حدود بهره هوشگروهها ی هوشی
25 – صفرکانا  ldiot
50 – 25کالیوlmbecile
70 – 50کودن Moron
80 – 70مرزیBorder  Line
90 – 80هنجار ضعیفLow  Normal
110 – 90طبیعی Normal
120 – 110باهوشBright  Normal
130 – 120پرهوشSuperior
150 – 130سرآمدVery  Superior
200 – 150نزدیک به نابغه-نابغهNear  genius-genius

جدول شماره 1: گروههای هوشی و طبقه بندی آنها

 


اختلال‌های همبود با اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی

معرفی اختلال‌های همبود با اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی

جدول 1-3- میزان شیوع اختلالات همبود مبتلایان به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی با سایر اختلال‌ها

اختلالدرصد شیوع همبودی با ADHD (%)
اختلال افسردگی اساسی با افسرده خویی32-27 (%)
اختلال‌های سوء مصرف مواد30-20 (%)
اختلال دوقطبی (شروع در بزرگسالی)20-10 (%)
اختلال دوقطبی (شروع در کودکی)97-80 (%)
اختلال اضطراب تعمیم یافته45-11 (%)

در مورد بزرگسالان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی که قبلاً با اهمال کاری و مشکل در تمرکز کردن درگیر بوده اند، علایم افسرگی ممکن است مشکلات در شروع کردن رفتارها یا حفظ توجه را بیشتر کند.

بیشتر اشکال اضطراب با احساس‌های رنجش یا عصبانیت، مشکل در تمرکز کردن (مثل اینکه ذهن از هر گونه فکری خالی است)، نگرانی و تحریک پذیری، مرتبطند. افراد مبتلا به اضطراب، سطوحی از برانگیختگی راحتی خارج از موقعیت خطرناک یا در نتیجه بزرگنمایی ارزیابی خطر احساس می‌کنند. که باعث می‌شود آنها از موقعیت‌های مختلف اجتناب کنند بزرگسلان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی، اغلب الگوهای مشابهی از اجتناب را با توجه به تکالیفی که در گذشته برای آنها مشکل یا نومید کننده بوده مانند تکالیف تحصیلی یا الزامات محیط کار، گزارش می‌کنند. گرچه اضطراب معمولاً با موقعیتها و تکالیف خاصی که با تهدید همراهند، مرتبط است. اما این نشانه‌ها هنگامی که افراد مضطرب با این عوامل تنیدگی‌زا مواجه نشوند، بروز نمی‌کند. افراد مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی، اغلب مشکلات گسترده و پایدار مرتبط با نشانه‌هایشان را گزارش می کنند .

سوء مصرف مواد: اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی درمان نشده، عامل خطرناکی برای تاریخچه مادام‌العمر سوء مصرف مواد است. از سوی دیگر، سوء مصرف مواد، بیماری شناخته شده‌ای است که باعث اختلال در کنش‌های شناختی متعدد شده و مشکلات کنشی شدیدی را ایجاد می‌کند که ممکن است مشابه با نشانه‌های اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی به نظر رسد. [به نقل از بارکلی، ترجمه مشهدی، 1390]

نوجوانان و بزرگسالان با اختلال دوقطبی معمولا نشانه‌های مشخص تری از افسردگی و شیدایی از قبیل اختلال خواب، حمله ناگهانی یا نشانه‌های توهمی را دارند. کانرز و جت [ترجمه علیزاده، 1387].

افراد مبتلا به همبودی اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی و اختلال‌های طیف[1] دو قطبی، حتی اگر طوری کنترل شوند تا از شکست‌های عمده در زندگی شان مانند طلاق یا تغییرات شغلی غیرمنتظره جلوگیری شود، باز هم ممکن است به عوامل تنیدگی زای مختلف مانند اختلاف نظر با رؤسا و همکاران، ملامت و تنیدگی مرتبط با خواسته‌ها و گرفتاری‌های زندگی به شدت واکنش نشان دهند.

 

تشخیص افتراقی

  • اختلال اضطراب: نشانه‌های رایج اختلال‌های اضطرابی مثل بی‌قراری، تحریک پذیری، بی‌حوصلگی و اختلال خواب در افرادی که اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی دارند نیز وجود دارد. اختلال اضطرابی در کل، دوره کوتاه‌تری دارد و همراه با نشانه‌های برانگیختگی دستگاه عصبی خودمختار (مانند عرق کردن، تپش قلب، گیجی و ادرار مکرر) هستند و نسبت به آینده بیمناک‌اند.[ کانرز و جت ، ترجمه علیزاده ، 1387)
  • اختلال دوقطبی: افرادی که اختلال دوقطبی دارند، نسبت به افراد با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی، اختلال خلق دوره‌ای و بیش فعالی و تکانش گری بیشتری دارند.

اختلال سلوک: افراد با اختلال سلوک به طور ویژه پرخاشگری جسمانی و اعمال غیرمنطقی را نسبت به افراد با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی شدیدتر و با فراوانی انجام می‌دهند. کودکان و نوجوانان با اختلال سلوک رفتار خصمانه آشکار شدیدتر و پایدارتری را نسبت به کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی بروز می‌دهند. کانرز و جت [ترجمه علیزاده، 1387].

Hypomania


تفاوت بزهکار و مجرم در چیست؟

تفاوت بزهکاری و مجرم :

بزهکاری در برگیرنده کودکان و نوجوانان بوده و مجرم شامل افراد بالاتر از 18 سال می گردد. دورکیم جامعه شناس معروف فرانسوی تعریفی راجع به جرم کرده است که مورد تأیید اتفاق مجامع علمی است وی اعمالی را جرم و بزه می داند که وقوع آنها در جامعه وجدان جمعی را آزرده و اجتماع نسبت به مرتکبین آن واکنش نشان داده و آنها رامجازات می نماید .

در گذشته به علت ثبات زندگی قبیله ای و اشتراک شدید افراد در آداب و رسوم ، عرف و سنت مانع بزرگی برای رفتار مجرمانه محسوب می شد و جرائم مسئله اجتماعی مهمی به حساب نمی آورند ولی با توسعه تمدن و صنعتی شدن جامعه پیدایش شهرهای بزرگ و تراکم جمعیت ، آداب و رسوم اجتماعی و قوانین اجتماعی قدرت دیرین خود را ار دست دادند . (کی نیا، مهدی ، مبانی جرم شناسی علت شناسی انحرافات نوجوانان و جوانان)

عوامل ارثی و تناقضات زندگی علمی و تضادهای سیاسی و محرومیت ها در افراد و انحرافاتی بوجود آورند و بر روی هم عدم توانایی فرد برای تطبیق خود با محیط اجتماعی باعث رفتار بزهکارانه می گردد.( کی نیا ، مهدی، مبانی جرم شناس علت شناسی انحرافات نوجوانان و جوانان)

روان شناسان به این نتیجه می رسند که در چهارچوب یک اجتماع و یا حتی یک گروه پاره ای از افراد می توانند خود را تابع قواعد و ممنوعیت های مورد قبول آن اجتماع و یا گروه سازند در حالی که پاره ای دیگر فاقد چنین ظرفیتی هستند.

افرادی که به این تبعیت تن در نمی دهند گروهی راتشکیل می دهند که از نظر روانی
نامتجانس اند ولی در عین حال مکانیزم رفتار افراد آن را می توان بر اساس مفاهیم روان شناسی روشن ساخت.

بزهکاران نیز در شمار افراد این گروهند از سوی دیگر عقیده عوام افراد اجتماع به نوبه خود علیه بزهکار بسیج می شود مستقل از خصوصیات شخص وی تنها به این دلیل که بزهکار نامیده شده به نوعی او را مطرود می سازد .

بررسی روانی این واکنش ها مخصوصاً از نظر موثر واقع شدن در حال بزهکاران حائز اهمیت است. در حقوق کیفری ایران هر فعل یا ترک فعل که مطابق قانون مکمل مجازات یا مستلزم اقدامات تأمینی و تربیتی باشد جرم محسوب می شود و هیچ امری را نمی توان جرم دانست مگر به موجب قانون برای آن مجازات یا اقدامات تأمینی و تربیتی تعیین شده باشد .


راهنمای خرید کاغذ خردکن

Shredder ها یا کاغذ خردکن ها در ساده ترین شکل خود ابزارهائی هستند که با بریدن و تغییر شکل کاغذ ها مانع از بازیابی دوباره آنها می گردند در ساختار تمامی خردکن ها و فارغ از رده قیمتی دستگاه، تیغه های چند گانه منظمی وجود دارد که بسته به نوع استفاده، امکان برش کاغذ در جهت های مختلف و با فرم های گوناگون را فراهم می آورند .
اولین قدم در انتخاب یک خردکن مناسب به نوع کاربری افراد و نوع انتظاری که از دستگاه خود دارند باز می گردد. طیف متنوع استفاده کنندگان این وسیله از کاربران خانگی با استفاده های محدود تا کاربران حرفه ای با سطوح بالای مدیریتی و امنیتی گسترده گردیده است که نگفته پیداست که با بالا رفتن امکانات دستگاه با قیمت های بالاتری نیز در هر رده مواجه هستیم .
کاربری خانگی و ادارات کوچک با حداکثر 3 کاربر
در یک بررسی کلی کاربران خانگی کاغذ خردکن به دسته افرادی گفته می شود که در طول روز احتیاج به خرد کردن حداکثر 100 برگ کاغذ معمولی را با حداکثر با 3 کاربر داشته باشند. سایزهای استاندارد برای دهانه ورود کاغذ یا (Throat) تا رقم 8.75 اینچ (222 میلیمتر) برای کاربران خانگی در نظر گرفته می شود. همچنین کاغذ خردکن هایی با نوع برش رشته ای نیز بهترین گزینه در بین انواع برش برای این دسته از کاربرد ها است.
کاربری اداری با استفاده متوسط با حداکثر 10 کاربر
میزان استفاده کاربران صنعتی و اداری کاغذ خردکن با استفاده متوسط به به 3500 تا 14000 برگ کاغذ بازای حداکثر 10 کاربر می رسد . سایزهای استاندارد برای دهانه ورود کاغذ یا (Throat) تا رقم 9 تا 11 اینچ (228 تا 280 میلیمتر) برای کاربران صنعتی و حرفه ای در نظر گرفته می شود. . همچنین کاغذ خردکن هایی با نوع برش پودری نیز بهترین گزینه در بین انواع برش برای این دسته از کاربرد ها است.
کاربری اداری پر کار با بیش از 10 کاربر
میزان استفاده کاربران صنعتی کاغذ خردکن در یک استفاده سنگین و کاربری حرفه ای به بیش از 36000 کاغذ در روز بازای بیش از 10 کاربر بالغ می گردد . سایزهای استاندارد برای دهانه ورود کاغذ (یا Throat) تا رقم 9 تا 11 اینچ (228 تا 280 میلیمتر) برای کاربران صنعتی و حرفه ای و بیش از 15 اینچ (400 میلیمتر) برای کاربران خاص در نظر گرفته می شود. . همچنین کاغذ خردکن هایی با نوع برش پودری نیز بهترین گزینه در بین انواع برش برای این دسته از کاربرد ها است.
کاربری صنعتی
کاغذ خردکن صنعتی به خردکن هایی گفته می شود که به منظور امحا اسناد و مدارک با حجم بسیار بالا استفاده می شوند. مهمترین مشخصه این خردکن ها کارکرد تحت بار زیاد و همچنین امکان خردکردن اسناد در حجم کاری بالا است. عمده مشتریان این خردکن های صنعتی به عنوان تجهیزات بانک ها و سازمان هایی هستند که آرشیو اسناد بزرگی دارند که نیاز به از بین رفتن اسناد در زمان کم دارد. خردکن های این رده عموما از قیمت بالایی برخوردار هستند و حجم کارکرد بسیار بالایی دارند.


همه چیز در مورد پروتز سینه

  • پروتز سینه چیست؟
    پروتز سینه یک شکل سنتی مصنوعی است. عموما پروتز سینه برای خانم ها ، کاربرد زیبایی دارد ولی گاهی نیز، برخی از افراد مجبور به استفاده از پروتز سینه می شوند.
    تصمیم به استفاده از پروتز سینه یک تصمیم بسیار شخصی است و بر اساس سلیقه، خواسته و سبک زندگی افراد و… می باشد.

گاهی خانم ها برای بازسازی سینه در اثر بیماری هایی مثل سرطان سینه نیاز به استفاده از پروتز پیدا می کنند.

گاهی نیز صرفا جهت بزرگ تر شدن و زیباتر شدن اندام ها به دنبال استفاده از پروتز هستند.

– انواع پروتز سینه
در یک تقسیم بندی کلی پروتز های سینه به دو دسته ی موقتی و دائمی تقسیم می شوند.

پروتز های موقت که عموما در خارج از کشور رواج بیشتری دارند؛ محصولاتی هستند که در فروشگاه ها به فروش می رسند و به شکل و فرم سینه هستند و در اشکال،اندازه ها و رنگهای مختلفی می باشند. نحوه استفاده از آنها نیز به کمک سینه بند می باشد.

و پروتز های دائمی همان چیزیست که در کشور ما تحت عنوان پروتز سینه شناخته شده است و از طریق جراحی در بافت بدن قرار می گیرد.

 

 

– پروتز موقت سینه ‏
پروتز موقت ، یک شیء نرم و سبک است که در داخل لباس یا داخل سینه بند قرار می گیرد.

– پروتز دائمی  سینه
پروتز دائمی در ظاهر، وزن و حتی لمس شبیه به یک سینه ی طبیعی است.

معمولا پروتز ها از جنس سیلیکون ساخته می شوند.

شاید در ابتدا، بعد از انجام این عمل فرد مقداری احساس سنگینی در سینه ها کند. ولی به مرور برایش عادی می شود .
اگر تمایل به انجام پروتز سینه دارید؛ توصیه می شود حتما به متخصین با تجربه در این حوزه مراجعه کنید .

جراح متخصص ماهر علاوه بر اینکه به خوبی می داند چگونه پروتز را به بهترین شکل در بدن شما جای دهد، بهترین نوع پروتز را به شما توصیه خواهد کرد .
علاوه بر این نحوه درست مراقبت های بعد از عمل را به شما آموزش خواهد داد.
بعد از جراحی پروتز سینه توصیه می شود همسرتان یا یکی از نزدیکان در کنارتان باشند و از شما مراقبت کنند.
پروتزهای سینه ؛ وزن و راحتی آن ها

وزن پروتز سینه مسئله ایست که اخیرا مورد توجه واقع شده است.  مطالب سنتی بیشتر بر این مسله متمرکز بود که پروتز می بایستی وزنی شبیه سینه ی طبیعی داشته باشد.

اما یافته های جدید بیشتر بر مسئله ی وزن کمتر پروتز سینه متمرکز هستند.
در هر حال، با پیشرفت علم و تکنولوژی قطعا روش ها و گزینه های بهتری برای بهبود کیفیت زندگی مردم ایجاد می شود.

در تمام صنایع همین مسئله صدق می کند. زمانی که محصول جدیدتری به بازار می آید مصرف کنندگان در می یابند که گزینه های بهتری هم می توانند داشته باشند.
و این پیشرفت های تکنولوژیکی، رفتار مصرف کننده و ادراکات وی را تغییر خواهد داد.

– مسائل جدید پیرامون وزن پروتز سینه

علل پزشکی وزن سبکتر
از نقطه نظر علمی، در حال حاضر چندین عامل پزشکی وجود دارد که پروتز سبک وزن تر را تأیید می کنند.

مثلا زنان بالای 60 سال که دارای بیماری تراکم استخوان هستند، برای کاهش شتاب پوکی استخوان بهتر است پروتز های سبک تری داشته باشند.
علاوه بر این، در برخی بیماری ها نیز، بیماران بهتر است از پروتز سبک وزن استفاده کنند. زیرا پروتزهای سنگین ممکن است فشار بیش از حدی بر گره های لنفاوی بالای استخوان ایجاد کنند.
آیا من نیاز به پروتز سینه دارم؟
بسیاری از بانوانی که در اثر سرطان سینه ، یک سینه یا هر دو را از دست داده اند ؛ به کمک پروتز سینه می توانند تعادل بدن شان را مجدد به دست آورند.

پروتز سینه سیلیکونی، وزن و فرمی شبیه سینه طبیعی دارد. و یکی از مزایای آن اینست که به بدن شما کمک می کند تا دوباره متقارن و متعادل شود.

مزایای داشتن پروتز سینه چیست؟
استفاده از پروتز سینه یک انتخاب شخصی است.

بسیاری از بانوان که در اثر جراحی مجبور به تخلیه سینه ها می شوند؛ به کمک پروتز می توانند فرم سینه طبیعی را دوباره بدست آورند.

علاوه بر این مورد؛ بسیاری از خانم ها به دلایل صرفا زیبایی شناختی تصمیم به استفاده از پروتز سینه می گیرند.

شاید یکی از مزایای پروتز سینه در خصوص بسیاری افراد، افزایش اعتماد بنفس فرد باشد.

  • دوران نقاهت پس از پروتز سینه چقدر است؟

تا حد زیادی این مسئله به حال عمومی خود فرد بستگی دارد.

معمولا پس از انجام جراحی پروتز سینه، فرد از بیمارستان مرخص شده و دوران نقاهت و استراحت را در خانه طی می کند.

در این دوران داشتن یک همراه و حامی بسیار مهم است.

 

 

  • نکاتی در خصوص انتخاب پروتز سینه
    پروتزها در انواع مختلفی از شکل و اندازه وجود دارند و از موادی ساخته می شوند که برای حرکت، لمس و وزن تقریبا شبیه به سینه طبیعی باشند.

انتخاب نوع و سبک پروتز هم یک مسله شخصی است و بستگی به سبک زندگی و سلیقه فرد دارد و هم یک مسئله پزشکی است!

یعنی باید در خصوص آن با جراح ماهری مشورت کنید تا سایز و فرم مناسب بدن تان را به شما معرفی کند.
اکثر پروتزها از سیلیکون ساخته شده اند که یک ماده ژل مانند نرم است.
پروتزهای فوم نیز موجود است. پروتز فوم سبک تر است.

برخی از پروتزها با دانه های پلی پروپیلن پر شده است.

توضیحاتی در خصوص بهبودی پس از عمل:

دوران نقاهت و بهبودی سینه ، چندین هفته طول می کشد.

طبیعی است در این دوران کمی کبودی و سوزش داشته باشید.

بهبودی تان تا حد زیادی به ساختار و فیزیولوژیک بدن تان نیز بستگی دارد.

در مورد بازگشت به فعالیت های عادی و روزمره مثل ورزش، رانندگی و… حتما با جراح تان مشورت کنید و نظر وی را جویا شوید.

طبیعی است چند هفته ای باید به طور کامل استراحت کنید.

سوالات متداول در مورد پروتز سینه :

  • ماندگاری پروتز سینه به چه صورت است؟
  • پروتز های جدید نسبت به نمونه های قبل با دوام تر و دائمی در نظر گرفته می شوند.
  • و تا زمانیکه مشکلی برای پروتز ایجاد نشود؛ نیازی به تعویض ندارد.

گاهی این تعویض پروتز به سلیقه شخصی اتفاق می افتد و مشکل از پروتز نیست.

مثلا فرد بنا به خواست و سلیقه خودش سایز بزرگتری را برای سینه ها طلب می کند. در نتیجه پزشک ناچار است با تعویض پروتز، سایز بزرگتری برای وی جاساز کند.

زنان شیرده و پروتز سینه:

در طول دوران بارداری و شیردهی نمی توان پروتز سینه برای فرد قرار داد.

حداقل 6ماه پس از قطع شیردهی می توان دست به این عمل زد.

در صورت اقدام عجولانه ممکن است در اثر غدد شیردهی فرم سینه مجدد برهم بخورد و تغییر کند.

آیا پروتز ها پاره می شوند؟

خطر پارگی پروتز ها در برند های معتبر و نسل های جدید پروتز کم است اما در مجموع در صورت پارگی پروتز، پروتز تخلیه می شود.

آیا محدودیت خاصی برای انجام عمل پروتز سینه وجود دارد؟

محدودیت سنی خاصی در این خصوص وجود ندارد. منتها بایستی رشد سینه کامل شود . علاوه بر این دوران بارداری و شیردهی نیز منع انجام این عمل می باشد .

در سایر موارد، ممنوعیت خاصی وجود ندارد. مگر به صلاحدید و تشخیص پزشک.

رابطه پروتز سینه و سرطان سینه چیست ؟

آیا پروتز سینه می تواند سبب ایجاد سرطان در فرد شود؟

در مطالعات انجام شده هیچ رابطه ای بین پروتز سینه و سرطان یافت نشده است . همچنین مدرکی نیز دال بر سرطان زا بودن پروتز های سینه وجود ندارد.

فردی که پروتز سینه انجام داده است بایستی چکاپ ها و بررسی های دائمی از سینه اش انجام دهد.

و اگر برای عکس برداری و بررسی های خاص سینه، مراجعه نمود بایستی داشتن پروتز را به مسئول آزمایشگاه اطلاع دهید تا با بررسی بیشتر و دقیق تر به انجام آزمایشات تان بپردازد.

مراقبت های بعد از انجام پروتز سینه:

به دستورات جراح تان در خصوص مراقبت های بعد از عمل به خوبی گوش کنید.

دارو ها و آنتی بیوتیک هایتان را به موقع و درست مصرف کنید.

در مورد انجام ورزش ها وفعالیت های سنگین نیز احتیاط کنید و بدون اجازه ی جراح تان به این فعالیت ها نپردازید.

پروتز سینه یا تزریق چربی؟

کدام روش بهتر و کاراتر است؟

برای افزایش سایز سینه ها دو روش رایج پروتز سینه و نیز تزریق چربی وجود دارد.

با توجه به شرایط تان و خواسته و ترجیح خودتان همچنین صلاحدید جراح تان، یکی از روش ها به شما توصیه می شود.

حجم چربی ای که در تزریق چربی به سینه تزریق می شود؛ محدود می باشد . علاوه بر این سایز پروتز نیز به همین صورت است.

جراح با بررسی بافت و ساختار پوست، بدن و… تان سایز پروتز مناسب تان و یا میزان چربی مجاز تزریقی را به شما توصیه می کند.

هر کدام از این روش ها مزایا و معایب خاصی دارد .

پروتز سینه ماندگار تر است.

پروتز سینه ، رایج تر است.

تزریق چربی نقاهت کوتاه تری دارد و هم چنین راحت تر است.

درد بعد از عمل وجود دارد یا خیر؟

درد بعد از پروتز سینه کاملا طبیعی است.

مصرف داروهایتان را طبق دستور پزشک انجام دهید.

بعد از پروتز سینه تغییر در حس سینه وجود دارد یا خیر؟

تغییر در احساس نوک سینه وخود سینه؛ ممکن است رخ دهد . ولی معمولا این مسئله در کوتاه مدت طبیعی است.

آیا پروتز سینه مانع بارداری و شیر دهی است؟!

خیر. پروتز سینه مانعی جهت حاملگی و یا شیردادن به نوزاد ایجاد نمی کند و کسی که توان تولید شیر کافی دارد با پروتز هم می تواند شیر تولید کند.

مراقبت های خاص بعد از عمل چیست؟

بعد از عمل پروتز سینه به هیچ عنوان اشیاء سنگین بلند نکنید و یا نکشید.

هر چقدر در دوران بهبودی بیشتر استراحت کنید و به دستورالعمل های جراح گوش کنید زودتر و بهتر بهبود می یابید.

چه کسانی بهترین نامزد انجام پروتز سینه هستند؟

کسانی که مشکلات ظاهری و عدم تقارن در سینه ها دارند،

کسانی که سینه های کوچکی دارند،

کسانی که اختلاف سایز در سینه هایشان دارند،

کسانی که در اثر بارداری و شیردهی سین ههایشان دچار مشکل و تغییر شده است؛

و…

چنین کسانی می توانند کاندید انجام پروتز سینه باشند.

چگونه جراح پروتز سینه را انتخاب کنیم؟

برای انتخاب جراح تان، لازم است صلاحیت علمی و مدارک وی و همجنین تجربه ی عملی وی را بررسی کنید.

علاوه بر این نمونه کارهای ایشان را بررسی کنید.

اگر در خصوص پروتز سینه سوالی داشتید؛ می توانید با کلیینیک زیبایی دکتر محسن فدایی تماس بگیرید:

02188873550-09101414089

هم چنین می توانید ما را در اینستاگرام به آدرس @drfadaeiclinic  و تلگرام به
آدرس @drfadaeiplastic دنبال کنید.

 


معرفی محصولات شرکت پریماتوی  

معرفی محصولات شرکت پریماتوی

شرکت پریماتوی از سال ۱۳۹۴ فعالیت خود را در زمینه طراحی و ساخت هواپیمای مدل رادیوکنترل و کوادکوپترهای کاستوم و فروش انواع کواد کوپتر ، هواپیما ، هلیکوپتر و ماشین رادیوکنترل آغاز کرده است . پریما (prima) در زبان ایتالیایی به معنای “اول” میباشد . شرکت پریماتوی با داشتن تیم متخصص همراه با کارشناسان مجرب سعی در ارائه بهترین خدمات به مشتریان خود را دارد .

طراحی ، ساخت و آموزش پرواز انواع هواپیمای مدل و کواد کوپتر

شرکت پریماتوی علاوه بر فروش محصولات اورجینال و برند های معتبر ، برای مشتریان خود محصولات اختصاصی را طراحی می کند و ساخت آنها را بر اساس بودجه مورد نظر و با بالاترین کیفیت انجام می دهد . علاوه بر این شما می توانید آموزش پرواز انواع هواپیماهای مدل و کوادکوپترها را از شرکت پریماتوی دریافت کنید .

واردات جزئی ، فروش و تعمیرات انواع سرگرمی های رادیوکنترل (کوادکوپتر ، ماشین کنترلی ، هواپیما و اسکوتر برقی) ممکن است شما هم جزو افراد علاقه مند به وسایل کنترل از راه دور باشید . شما می توانید بهترین برندهای روز دنیا را با بیشترین تنوع از شرکت پریماتوی بخواهید . همچنین اگر دستگاه های رادیوکنترل شما دچار مشکل شد ، شما می تواند برای تعمیر آنها به بخش فنی و تعمیرات شرکت پریماتوی مراجعه نمایید .

افتخارات کسب شده توسط شرکت پریماتوی

شرکت پریماتوی از سال ۱۳۹۴ شروع به کار کرده است و تاکنون افتخارات بیشماری در زمینه طراحی ، ساخت و اختراع وسایل میکروکنترل کسب کرده است .

از جمله افتخارات شرکت پریماتوی :

کسب مقام اول لیگ ربات های پرنده (کوادکوپتر) در مسابقات بین المللی ایران اپن سال ۲۰۱۲

کسب مقام دوم لیگ ربات های مریخ نورد در مسابقات بین المللی دانشگاه امیرکبیر سال ۲۰۱۰

ثبت اختراع تحت عنوان (هواپیمای بدون سرنشین) در سال ۱۳۹۱ توسط هئیت داوران در همایش حمایت از مبتکرین و مخترعین غرب کشور

عضو کارگروه تخصصی (نرم افزار) در سال ۱۳۹۲ توسط مرکز حمایت از مبتکرین و مخترعین غرب کشور

کوادکوپتر چیست؟ ‏

خرید کوادکوپتر ، یا مالتی روتر (چند پروانه)، یا پهباد، یا کوادروتر، یک وسیله مکانیکی پروازی ساده با چهار بازو ‏است، که در هر یک از بازوها موتوری به یک پروانه متصل شده است. مالتی کوپترها با سه، شش یا هشت بازو ‏نیز وجود دارند، اما عمدتا شبیه به کوادکوپتر عمل می کنند. دو پروانه در جهت عقربه های ساعت و دو پروانه ‏دیگر خلاف جهت ساعت می چرخند. کوادکوپترها به لحاظ ایرودینامیکی ناپایدار هستند، و به یک کامپیوتر ‏پرواز نیاز دارند تا فرمان های ورودی را به فرمان هایی تبدیل کنند که ‏RPM‏ های (دور موتور) پروانه ها را ‏تغییر دهند تا حرکت مطلوب و مورد نظر را ایجاد نمایند. این پاراگراف در واقع پاسخی کوتاه به سؤال بالا بود. ‏در ادامه این مقاله اطلاعات بیشتری برای آشنایی شما با دنیای کوادکوپترها ارائه می دهیم.‏

کوادکوپترها با هلیکوپترها یا هواپیماهای بال ثابت تفاوت دارند چرا که نیروهای بالارونده و کنترلی ایجاد می ‏کنند. چرا که در هواپیما بلند شدن بوسیله بال ها انجام می شود، اما در کوادکوپتر این امر توسط پروانه ها ‏صورت می گیرد. هلیکوپتر از روتر اصلی خود برای بلند شدن استفاده می کند، اما در عین حال می تواند ‏چرخش تیغه های روتر را به منظور ایجاد نیروهای کنترلی تغییر دهد.‏

ایده کوادکوپتر جدید نیست. طراحی های کوادکوپترهای با سرنشین در دهه 1920 و 1930 ارائه شد، اما این ‏ایده ها دارای عملکردی نامطلوب، و سطح بالایی از ناپایداری بودند، و به حجم بالایی از فرمان های خبان نیاز ‏داشتند. با پیشرفت فناوری الکترونیک در کامپیوترهای کنترل پرواز، موتورهای بدون هسته یا براش لس، ‏میکروپردازشگرهای کوچکتر، باتری ها، دوربین ها، و حتی سیستم های ‏GPS‏ طراحی و پرواز کوادکوپترها ‏امکان پذیر شد. سادگی کوادکوپترها آن را به یک وسیله عکسبرداری هوایی و پلت فرم ویدئویی مؤثر تبدیل ‏کرده است.‏ کوادکوپترها یک شیوه اقتصادی برای معرفی خود به دنیای وسایل هوایی کنترل از را دور هستند. به پرواز ‏درآوردن آن ها جالب ‏است، و با کمی تمرین و صبر هرکسی می تواند یادبگیرد که چگونه یک کوادکوپتر را به ‏پرواز درآورد.‏

اسکوتر های برقی را بهتر بشناسیم!‏

اگر شما از نیز مانند افراد متعددی شیفته و مجذوب انواع خرید اسکوتر برقی هستید یا اگر می خواهید یکی از آن ‏ها را خریداری کنید، در این مقاله ما به شما کمک می کنیم تا یکی از بهترین نوع اسکوتر برقی را انتخاب ‏کرده و خریداری نمایید. اسکوتر ها توسط باطری و یا برق شارژ شده و حرکت می کنند. از جمله وسایلی ‏است که امروزه اکثریت از آن برای تفریح استفاده می کنند اسکوتر های برقی هستند. در یک زمان بسیار ‏کوتاه این وسیله فوق العاده مدرن سهمی بسیار بزرگ از بازار را با انواع شبیه به خود مانند دیگر انواع اسکوتر ‏های برقی سگوی یا همان دوچرخه الکتریکی و هاوربورد از آن خود کرده است. این وسیله بسیار سبک و ‏مناسب حمل و نقل می باشد. اسکوتر برقی از جمله وسایل محبوب برای جهانگردان و سایرین می باشد. ‏اسکوتر های برقی در انواع چرخ های تکی و دو چرخی موجود می باشد. امروزه قیمت اسکوتر برقی مانند کلوچه به ‏راحتی در فروشگاه های انلاین و فروشگاه های سراسر دنیا یافت می شود  و قابل خریداری است. امروزه در ‏سراسر اینترنت و همچنین در فروشگاه های سراسر دنیا می توانید طیف وسیعی از معامله گران و فروشندگان ‏اسکوترهای برقی را ببینید. این باعث می شود که شما برای انتخاب کمی سردرگم و گیج شوید. اما ما اینجا ‏هستیم تا شما را به بهترین نحو راهنمایی کنیم، ما به شما برخی از بهترین و بی نظیر ترین انواع اسکوتر های ‏برقی را معرفی می کنیم تا انتخاب بهتری در خرید این وسیله داشته باشید.‏

ماشین کنترلی سرگرمی بزرگسالان

در چند سال اخیر اسباب بازی ها و ابزار سرگرمی بزرگسالان رو به افزایش است. این اسباب بازی ها کمک ‏می کند آرزوها و هیجانات خود را در مقیاس کوچکی تجربه کنید. قیمت این محصولات متنوع است . شما ‏می توانید هر محصولی را با هر اندازه ای از فروشگاه های سراسر دنیا و یا به صورت اینترنتی تهیه نمایید. اما ‏قبل از خرید بایستی اظلاعات کافی راجع به محصول مورد نظر خود را به دست آورید. در این مقاله ما در ‏رابطه با خرید ماشین کنترلی و خصوصیات هر محصول صحبت می کنیم. با دانستن این اطلاعان شما می توانید ‏محصولی متناسب با نیاز ها و علایق خود را با قیمتی فوق العاده ایده آل تهیه نمایید.‏

علاقه مندان به مسابقات رانندگی و جاده ای با ماشین کنترلی به طور معمول ترجیح می دهند اتومبیل های ‏دقیق با سرعت بالا و قدرت کنترل بالا و پیشرفته و منحصر به فرد خود را داشته باشند. با این وجود رانندگی ‏با این نوع از خودرو ها بسیار سخت می باشد و نیاز به اشنایی و تجربه دارد. با این حال تمام موارد ذکر شده ‏از ویژگی های این ماشین ها است. همان گونه که کودکان در هنگام بازی با ماشین کنترلی؛ کنترل آن ‏برایشان بسیار سخت است و کنترل کردن آن ممکن است برایشان قدری دشوار باشد و ماشین اسباب بازی ‏آن ها باید بسیار مقاوم باشد تا دوام بیاورد. برای ماشین کنترلی بزرگسالان نیز همین امر صادق است شاید ‏مدتی زمان ببرد تا بتوانید به کنترل آن مسلط گردید. شاید این ماشین ها ظاهری شگفت انگیز نداشته باشند ‏اما قدرت بدنه و سرعت و ایمنی بالایی دارند تا بتوانند نیاز شما را برطرف کنند. برای خرید ماشین کنترلی ‏ابتدا شما باید تصمیم بگیرید که این محصول را برای کدام نوع از مسابقات شهری و یا خارج از شهر می ‏خواهید، یا اینکه برای چه امری نیاز به یک ماشین کنترلی دارید. برای خرید ماشین کنترلی شما باید در نظر ‏داشته باشید که قرار است بر روی سطح صاف و هموار از این ماشین استفاده نمایید یا قرار است رانندگی را ‏بر روی جاده های پر دست انداز و ناهموار انجام دهید. در نهایت  باید تمام این نکات را در نظر بگیرید و ‏مطابق با آن برای قیمت ماشین کنترلی عمل کنید. از طرف دیگر اگر شما ماشینی برای بیرون از شهر می ‏خواهید بنابراین شما باید در نظر داشته باشید که شما بر روی نا همواری ها خواهید بود و ممکن است با ‏سرعت پرش بزنید و بنابرین قدرت کنترل و ایمنی ماشین باید بسیار بالا باشد، چرا که شما بر روی یک سطح ‏صاف حرکت نمی کنید و مدام در حال بالا پایین شدن هستید. بهترین ماشین های کنترلی دارای باتری های ‏قابل شارژ هستند، چرا که شما پس از هر بار استفاده می توانید آن هارا شارژ کنید. و در نهایت موجب صرفه ‏جویی در وقت و هزینه های شما می شود. عمر باتری های ماشین کنترلی نقاط ضعف آن ها هستند بنابرین ‏باتری نامناسب باعث آزردگی خریدار می شود و طول عمر کوتاهی دارد و این برای مسابقات بسیار بسیار مهم ‏می باشد. چرا که باید در طول مسابقات ماشین کنترلی سالم باشد و زمان شارژ آن و طول عمر بسیار مساله ‏مهمی می باشد. بسیاری از رانندگان مسابقات ماشین کنترلی از چندین باتری مختلف استفاده می کنند تا در ‏زمان مسابقه دچار مشکل نشوند بنابرین شما باید بسیار به این نکته توجه داشته باشید در هنگام انتخاب ‏ماشین کنترلی حتما این مسئله را یکی از عوامل اصلی مورد نظر خود عنوان کنید. برخی از ماشین های ‏کنترلی در حد ابتدایی و بسیار ساده می باشند، در حالی که برخی از آن ها کنترل بسیار بالا و دقیق با قدرت ‏‏2.4 گیگاهرتز را ارائه می دهد. اگر بسیار نزدیک به هم رانندگی کنید و در یک مسیر باشید ممکن است ‏اختلالاتی در کنترل آن ها پیش بیاید.‏

چه نوع ماشین کنترلی ای برای من مناسب است؟

این بستگی به نوع مسابقه ای که می خواهید در آن شرکت کنید دارد آیا شما برای مسابقات جاده ای نیاز به یک ماشین با سرعت بالا دارید؟ ایا قلب شما برای مسابقات جاده ای میزد و یا برعکس شما به مسابقات خارج از جاده علاقه دارید؟ آیا شما به ماشین مسابقه ای با دو چرخ علاقه دارید و یا به صورت پیچیده تر به چهار چرخ احتیاج دارید. همچنین مقیاس را فراموش نکنید ماشن کنترلی هر چه در مقیاس و اندازه بسیار بزرگتر باشد گران تر است. اما خود را خسته نکنید ما در اینجا به صورت اساسی ماشن کنترلی را به شما معرفی خواهیم کرد.

ماشین های مسابقه ای

اکثر ماشین های مسابقه ای برای مسابقات جاده ای ساخته شده اند چرا که دارای حداقل تعلیق می باشند. آن ها برای سرعت گرفتن و دور زدن ساخته شده اند و با نهایت سرعت میروند اگر شما به دنبال مسابقات جاده ای هستید این گونه ماشین ها بهترین انتخاب برای شما هستند.

کامیون های مسابقه ای

این کامیون های غول پیکر اوج لذت را به شما در حین مسابقات جاده ای می دهند می توان با آن ها در هر گونه مسابقه ای شرکت کرد. برای بیرون از جاده آن ها بسیار هیجان انگیز هستند. این ماشن ها میتوانند بدون اسیب دیدن ماشین های دیگر را خرد کنند.

تراگی و باگی های مسابقه ای

این ماشن کنترلی برای مسابقات در بیابان ها و یا سواحل شنی طراحی شده اند. با لاستیک های عریض و بزرگ بهترین انتخاب برای مسابقات در تپه ها و بیابان ها می باشند. با ترکیب یک ماشین مسابقه ای و یک کامیون مسابقه ای شما یک باگی تحویل می گیرید. باگی ها قدرت و سرعت بالایی دارند و هیجان زیادی در مسابقات به شما می دهند.

کامیونت های مسابقه ای

با محبوبیت این مدل از ماشین ها که بسیار تخصصی می باشند و دارای سرعت بسیار هستند مسابقات آن ها در حال افزایش می باشد و مسیر این ماشن کنترلی احتمالا ساده ترین و اسان ترین مسیر برای مسابقه نیست اما اگر به این چالش علاقه دارید و دوست دارید برای مسابقاتش شرکت کنید پس این ماشین را بخرید و این کار را انجام دهید و هیجانی تکرار نشدنی را تجربه کنید.

هیولاهای مسابقه ای

چرخ های غول پیکر و موتور قدرتمند و کنترل بالا از جمله ویژگی اصلی هیولاهای مسابقه ای هستند. این خودرو ها بهترین تپه نوردان و بالارونده ها و له کننده ها هستند. اگر شما زیاد به سرعت توجه ندارید و به دنبال قدرت هستید این ماشین ها انتخاب مناسبی برای شما خواهند بود.

صخره نورد

اگر می خواهید از هر مانعی رد شوید و از بین صخره ها و سنگ ها بگذرید. یک ماشین مسابقه ای صخره نورد برای شما مناسب است. برف و باران، شن و ماسه، یخ و اب، گل و حتی جهنم هیچ چیز این قاتلان را متوقف نمی کند. چیزی در طبیعت وجود ندارد که بتواند این ماشین را متوقف کند. اگر به دنبال یک سرگرمی و لذت هستید پس این ماشین بهترین انتخاب برای شماست تا هیجانی بی نظیر به شما بدهد.

 


مرجع آگهی و نیازمندیها : سایت دو فانوس

سایت دوفانوس

www.2fanoos.com

درج رایگان نیازمندی اینترنتی صنعتی
سفارش رایگان آگهی اینترنتی دام و طیور
درج نیازمندی اینترنتی کشاورزی

درج رایگان نیازمندی اینترنتی خدمات
ثبت رایگان آگهی موبایل و کامپیوتر
سفارش آگهی اینترنتی خدمات ساختمانی
ثبت رایگان نیازمندی لوازم خانگی

مرجع آگهی و نیازمندیها…بازار خرید و فروش کالا و خدمات ..خرید و فروش محصولات وخدمات کشاورزی..

لوازم شخصی-لوازم خانگی–لوازم الکترونیک-املاک-وسایل نقلیه–خدمات عمومی

خدمات- اداری-مالی- بازرگانی- بیمه-وکالت- نظافت-و-خدمات-منزل- آموزش -فرهنگی -هنری -تبلیغات- خدمات- موتور- ماشین- خدمات پزشکی-پرستاری- درمانی-مشاور
اسباب-کشی-و-حمل-ونقل- خدمات -لوازم- خانگی- خدمات -ساختمانی – دکوراسیون- ورزش-و-سرگرمی

 

مخاطب شناسی در تبلیغ و روش‌های مشتری مداری جلب و جذب مشتری (8)

ثبت رایگان آگهی آموزش خصوصی
سفارش رایگان نیازمندی اینترنتی ماشین آلات
سفارش نیازمندی اینترنتی خودرو و موتور
سفارش نیازمندی اینترنتی خدماتی

چطور متن آگهی را به بهترین نحو بنویسیم:

آگهی خوب در درجه اول باید توجه مخاطب را به خود معطوف و سپس او را بدان محصول علاقه مند سازد. سپس تمایل او را برای پیگیری موضوع افزایش دهد و بالاخره همان آگهی خوب باعث فروش کالا، خدمت یا ایده مورد نظر شود.

۱) اصل اول: طرح مناسب
یک آگهی خوب باید دارای طرح مناسب باشد؛ این طرح می تواند عکس، نقاشی یا حروف چاپی باشد که به عنوان عناصر گرافیگی مورد استفاده قرار می گیرد. ▪ از طرحهای ساده  و جذاب استفاده کنید
۲) اصل دوم: تیتر مناسب و مفید
شما باید به گونه ای تیر مناسب و مفید را برای آگهی خود انتخاب کنید تا توجه و علاقه خوانندگان را چون شکارچی، شکار کنید.

۳) اصل سوم: تبلیغ در متن آگهی

▪ معرفی و حمایت از ویژگیهایی که محصول، مدعی دارا بودن آنهاست.
▪ مزایای مثبت محصول خود را به معرض نمایش بگذارید.
▪ مداراک و دلایلی برای ویژگیهایی که محصول شما مدعی دارا بودن آنهاست ارایه بدهید.
▪ وقتی یک متن مشکل و پیچیده برای ارایه به مخاطب دارید، از طولانی شدن آن هراس نداشته باشید.
▪ مدارک و مستندات شما باید متقاعد کننده و به یادماندنی باشد.
▪ اجازه دهید مخاطبان بدانند که چرا به محصولی که برای آن تبلیغ می کنید نیاز دارند.
۴) اصل چهارم: تحریک مخاطب به خرید
اصل چهارم در ساخت یک آگهی خوب، «تحریک مخاطب به خرید» است؛ باید در آگهی خود، مخاطب را برای اقدام به خرید تحریک نماییم. برای این منظور می توانیم موارد زیر را انجام دهیم.
▪ باید به گونه ای عمل کنیم که مخاطب رفتاری خاص- در جهت هدف آگهی- از خود بروز دهد؛ مطمئن ترین راه برای آن که شخصی را به چنین رفتاری وادار کنید، درخواست از او برای انجام آن کار است.
▪ توجه داشته باشید هنگامی که انجام رفتاری را القا یا درخواست می کنید، باید انگیزه و محرکی هم برای آن ارایه دهید؛ مثلاً یک محدودیت زمانی قایل شوید یا جایزه ای برای آن کار و رفتار خاص تعیین کنید یا قیمت استثنایی برای آن مورد خاص اعلام کنید.
▪ برای آن که شخص را به انجام رفتار مورد نظر وادارید، باید از خواسته ها و نیازهای عقلانی و احساسی مخاطب – هر دو- استفاده کنید. ▪ یکی از راههای دیگر برای تحریک مخاطب برای خرید کالا، ارایه خلاصه ای از ایده و فکر مورد قبول آگهی دهنده، در آگهی مورد نظر است. ایده نهایی باید شامل همه اطلاعات لازم برای خوانندگان باشد تا دست به کار شوند؛ مثل مشخصات فروشگاه، ساعت کار، تاریخ و …

برای درج آگهی می توانید به لینک زیر از سایت دو فانوس مراجعه نمایید


درج آگهی در سایت دو فانوس


فواید اهدای خون واسه سلامتی و مراحل انجام اون 

همه کسائی که به سلامتی خود اهمیت میدن شک نداشته باشین واسه بررسی سلامتی خود آزمایش خون رو تجربه کردن اما شاید از فواید اهدای خون بی خبر باشن، در این مقاله با چه جوری همراه باشین تا شما رو از امتیازات اهدای خون، روش و مضرات اون آشنا کنیم.

 

امتیازات و فواید اهدای خون

آبیلبون پاول (Abialbon Paul) پژوهشگر داروشناسی یا فارماکولوژیه که در مورد ی عکاسی، وبلاگ نویسی، سفر و تکنولوژی به شکل حرفه ای فعالیت می کنه.

۱. تجربه احساس شادی با نجات جون آدما

تجربه احساس شادی یکی از فواید اهدای خونه. با اهدای خون و نجات جون کمه کم سه آدم می تونه حس فوق العاده ای رو به شما بده، چون با این کار می تونین در نجات جون آدما سهیم باشین. خونی که شما اهدا می کنین به فراوردهای موردنیاز بیماران تبدیل می شه و هر فراورده می تونه واسه افراد مختلف و واسه اهداف متفاوت و خاص استفاده شه. خیلی از نوزادان تازه متولدشده نیازمند خون هستن که در این شرایط یک واحد خونی می تونه نیاز اونا رو برطرف کنه. هر زمان اقدام به اهدای خون کنین، می تونین زندگی ۳ یا ۴ دریافت کننده ی خون رو نجات بدین. پس خون تون رو اهدا کنین و قهرمون باشین!

۲. چکاپ رایگان

تنها زمانی اقدام به اهدای خون کنین که واقعا از سلامت جسم خود مطمئن هستین و فکر می کنین خون کافی واسه اهدا دارین. هر چند قبل از اهدای خون، از فرد اهداکننده تعدادی آزمایش به شکل رایگان گرفته می شه که می تونه امتیاز بزرگی واسه فرد حساب شه. مثلا، با انجام این معاینات پزشکی می تونین فهمیده باشین که علائم فشار خون در شما دیده می شه یا نه. انجام این آزمایشا به فرد اهدا کننده کمک می کنه تا بعضی مریضیای مخفی در مراحل راحت اون شناسایی شه و همین مسئله روند کنترل، پیشگیری و درمان مریضی رو آسون تر می کنه.

بعد از اهدا، خون و فراوردهای خونی واسه اطمینان از سلامت کامل خون و نبود هیچ گونه آلودگی و عفونت خون به دقت آزمایش می شن. شما می تونین از مراکز انتقال خون خواسته کنین که درصورت مشاهده ی هر گونه مورد مشکوکی در آزمایشات، به شما آگاهی دن. با اهدای خون می تونین از آزمایشات رایگان بهره مند شید. البته نباید فواید اهدای خون واسه سلامت جسم رو هم از یاد برد.

هر فرد اهداکننده قبل از اهدای خون معاینه می شه. فرد اهداکننده با یک معاینه ی دقیق پزشکی از سلامت جسمی خود مطمئن می شه و با آگاهی بیشتر اقدام به این کار می کنه. داشتن سلامت جسمی کامل، مثلا نداشتن فشار خون بالا یا پایین از شروط اصلی اهدای خونه.

فرد اهداکننده در صورت دچار شدن به یکی از مریضیای خونی مثل هپاتیت B، هپاتیت C یا HIV (ویروس ایدز) نباید اقدام به اهدای خون بکنه. بهتره فرد قبل از اقدام به این کار در مورد نگرانیا و مریضیای احتمالی با دکتر مرکز انتقال خون مشورت کنه.

با اینکه کم خونی یا کاهش تعداد سلولای خونی موجب می شه فرد نتونه خون بده، اما باعث می شه فرد اطلاعات بیشتری درخصوص سلامت جسمی خود به دست بیاره.

۳. کاهش خطر دچار شدن به مریضی قلبی

یکی دیگر از فواید اهدای خون کاهش خطر مریضیای قلبیه. اهدای منظم خون به ویژه در مردها به کنترل سطح آهن کمک زیادی می کنه. حفظ تعادل در سطح آهن خون اثر خیلی زیادی در بهبود وضعیت قلب داره. آهن ماده ای لازم واسه بدنه که واسه حفظ کارکرد درست انداما خیلی ضروریه، اما تجمع زیاد آهن در بدن ممکنه باعث آسیب اکسیداتیو شه. آسیب اکسیداتیو با افزایش سن، حملات قلبی و بروز سکتها بیشتر می شه و ممکنه موجب آسیب جدی به بافتا و اندامای بدن شه.

۴. سوزاندن کالری

یکی از فواید اهدای خون سوزاندن کالریه. در هر بار اهدای خون، شما حدود ۶۵۰ کیلوکالری می سوزونین. درواقع با اهدای خون شما می تونین به بدن خون کمک کنین تا کالری بیشتری بسوزونه و درنتیجه، به ثابت نگه داشتن وزن خود در سطح ایده آل کمک کنین. با اینکه اهدای خون معمولا هر دو تا سه ماه یک بار باید انجام شه و البته تکرار اونم به شرایط جسمی و میزان هموگلوبین و آهن خون تون بستگی داره.

۵. کاهش خطر دچار شدن به سرطان

کاهش خطر دچار شدن به سرطان یکی دیگر از فواید اهدای خونه. بالابودن سطح آهن خون می تونه خطر دچار شدن به سرطان رو دو برابر کنه. بخاطر این گفته می شه که اهدای منظم خون می تونه خطر دچار شدن به سرطان رو خیلی کاهش بده. البته واسه اثبات این ادعا لازمه تحقیقات و تحقیقای بیشتری انجام شه. در گذشته بعضی بر این باور بودن که اهدای خون خطر دچار شدن به سرطان رو افزایش می ده که تحقیقات گذشته این فرضیه رو به طور کامل رد می کنه.

۶. کاهش سطح آهن بدن

گرچه بدن واسه تولید گلبولای قرمز به آهن نیاز داره، ولی بالا بودن آهن خون ممکنه سلامت فرد رو به خطر بندازه. درواقع، آهن مازاد بدن به دیگر اندامای بدن مثل جگر و قلب منتقل می شه و ممکنه بر کارکرد این انداما اثر بزاره.

اهدای خون یکی از سخاوتمندانه ترین کارهاییه که هر فرد می تونه در طول زندگی خود بکنه. درواقع فرد با اهدای خون، می تونه خون و فراوردهای موردنیاز مراکز درمانی و بیماران نیازمند رو فراهم کنه.

۷. کمک به هم نوع

هر فرد با اهدای خون خود می تونه کمه کم به سه فرد مریض و نیازمند به خون کمک کنه. اینکه فرد اهداکننده بدونه این کار سخاوتمندانه ی اون چقدر می تونه در زندگی افراد دیگر اثر مثبت بزاره و حتی موجب نجات جون افراد می شه، حس بهتری رو در اون ایجاد می کنه و با انگیزه و نشاط بیشتری دست به این کار می زنه.

مشکلات احتمالی اهدای خون

استفاده از سرنگ مشترک در مراکز انتقال خون می تونه خطر انتقال عفونتای خونی از یک فرد به فرد دیگر رو زیاد کنه. بخاطر این، استفاده از سرنگای یک بار مصرف و استریل و شستن دستا یکی از اقدامات اصلی و لازم در مراحل اهدای خونه.

فرد اهداکننده با توجه به شرایط خاص و متفاوت جسمی ممکنه بعد از اهدای خون دچار سرگیجه، احساس ضعف، گیجی و حالت تهوع شه که بعضی وقتا این علائم تا سه روز هم ادامه پیدا میکنه.

اگه فرد اهداکننده احساس کنه سطح آهن خونش افت کرده، می تونه با مصرف مواد غذایی شامل آهن این کمبود رو جبران کنه. تعدادی از شکلای مختلف غذاهای شامل آهن میشه به گوشت قرمز، اسفناج و غلات غنی اشاره کرد.

روش اهدای خون

اگه قصد اهدای خون دارین، آشنایی با مراحل و روشای اونم اهمیت زیادی داره.

۱. آمادگی

فرد قبل از اهدای خون باید از سلامت خون مطمئن شه. قبل از اقدام به اهدای خون، باید فرم مربوط به مشخصات خود رو به طور کامل و با دقت پر کنه و هرگونه اطلاعات پزشکی و دارویی خود رو یادداشت کنه. بعد دکتر با انجام معاینه ای آسون از سلامت فرد مطمئن می شه.

این مراحل به مراکز انتقال خون کمک می کنه تا مطمئن شن فرد اهداکننده در خطر مریضیای خونی قرار نداره و خونی اهدایی سالمه.

این آزمایشا نشون می ده که فرد گزینه مناسبی واسه اهدای خون هست یا نه. وجود مشکلاتی مثل پایین بودن سطح هموگلوبین خون یا فشار خون پایین و بالا ازجمله فاکتورهاییه که موجب می شه فرد نتونه خون اهدا کنه.

۲. اهدای خون

بازوی فرد اهداکننده با الکل تمیز می شه و یکی از اعضای تیم اهدا سرنگ رو وارد رگ می کنه. این سرنگ باید تمیز، استریل و یک بارمصرف باشه. سوزن به یک لوله و کیسه جمع آوری خون وصل می شه و خون از راه لوله وارد کیسه می شه و تا پر شدن کیسه این اتصال قطع نمی شه.

طبق تحقیقای انجام شده در سازمان صلیب سرخ آمریکا کل مراحل اهدای خون به طور میانگین حدود ۸ الی ۱۰ دقیقه طول می کشه. اگه فرد بخواد یکی از فراوردهای خونی مثل پلاکت یا پلاسما رو اهدا کنه ممکنه مراحل ی اهدای خون بیشتر از ۲ ساعت طول بکشه.

۳. بعد از اهدای خون

وقتی مراحل ی اهدای خون تموم می شه، یکی از کادر پزشکی سرنگ یا کاتتر وریدی رو جدا می کنه و محل فرورفتن سوزن رو با پنبه ای فشار می ده و با یک باند می بندد.

معمولا پیشنهاد می شه فرد اهداکننده کمه کم ۱۰ الی ۲۰ دقیقه در مرکز بمونن و در این فاصله زمانی از فرد با نوشیدنیای مناسب پذیرایی می شه.

بعد از اهدای خون، تیم پزشکی خون دریافتی رو واسه اطمینان از سالم بودن و نبود مریضیای پنهون ایی مثل HIV، هپاتیت B، هپاتیت C و سفلیس آزمایش می کنن. سازمان انتقال خون روی خون دریافتی بیشتر از دوازده آزمایش مختلف انجام می ده تا از سلامت اون مطمئن شه.

خون اهدایی رو تنها میشه به مدت محدودی نگهداری کرد و قبل از پایان زمان انقضا باید حتما استفاده شه. البته نیاز بانکای خون و بیمارستانا به خونای اهدایی همیشه هست.

سن اهدای خون

اهدای خون روشی مطمئنه و هیچ ضرری واسه شما نداره. قبل اینکه اقدام به اهدای خون بکنین، می تونین با کادر پزشکی مراکز انتقال خون مشورت کنین و با اطمینان این کار رو انجام بدین. سن مناسب واسه این کار ممکنه در افراد مختلف و در کشورهای مختلف خیلی فرق داشته باشه، اما در خیلی از کشورها داشتن کمه کم سن ۱۶ تا ۱۷ سال و وزنی حدود ۵۰ کیلوگرم واسه اهدای خون ضروریه که باید با اجازه والدین باشه.

ملاحظات

خوردن مایعات زیاد قبل از اهدای خون اهمیت زیادی داره.

اهداکنندگان پنهون ی خون باید اقدامات مختلفی رو قبل از خون دادن بکنن. داشتن سلامت جسمی و کمه کم وزن ۵۰ کیلوگرم ازجمله شرایط راحت واسه اهدای خونه.

اگه شخصی تصمیم بگیره خون بده، باید شب قبل استراحت کافی داشته باشه و از خوردن غذاهای پرچرب در روز اهدای خون خودداری کنه. مصرف غذاهای پرچرب دقت آزمایشات پزشکی رو کم می کنه.

نوشیدن آب زیاد قبل و بعد از اهدای خون می تونه به فرد اهداکننده کمک کنه تا مایعات ازدست رفته ی خون رو تا حد زیادی جبران کنه.

پلاکت نقش مهمی در انعقاد خون داره، واسه همین افرادی که پلاکت اهدا می کنن، نباید قبل از خون دادن، آسپرین مصرف کنن. این دارو رقیق کننده خونه و بخاطر این ممکنه فرد اهداکننده با مشکل روبرو شه؛ به ویژه اگه سابقه مریضی خاصی داشته باشه.

هر چند خون اهدایی در کمتر از چند ساعت جانشین می شه، اما فرد اهدا کنن نمیتونه در یک فاصله زمانی کمتر از ۵۶ روز دوباره اقدام به اهدای خون کنه.

چشم انداز

نیاز به دریافت خون و فراوردهای خونی در افرادی گرفتار به مریضیای خاص، تصادف یا خون ریزیای شدید خیلی حیاتیه. افراد گرفتار به مریضی کم خونی داسی شکل یا بعضی از شکلای مختلف سرطان ممکنه نیازمندِ شدید خون باشن.

اگه هنوز سؤالات و ابهاماتی درخصوص مضرات و فواید اهدای خون تو ذهن خون دارین، بهتره با مراکز پزشکی، هلال احمر یا مراکز انتقال خون مشورت کنین تا به طور کامل با مراحل ی انتقال خون، فواید اهدای خون و خطرات احتمالی اون آشنا شید.




فواید آروم غذا خوردن و ۵ روش واسه اینکه از غذای خود لذت ببرین 

یکی از مهم ترین عوامل در سلامتی و جلوگیری از بیماریهای گوارشی، نحوه ی غذاخوردن ماست که بیشتر مواقع به اون بی توجه هستیم. آروم غذاخوردن آثار شگفت انگیزی بر سلامت بدن و هضم آسون غذا داره که در این مقاله به اونا اشاره می کنیم.

 

وقتی که بحث حفظ سلامت در بین باشه، خیلی از ما به چیزایی مثل خوردن غذاهای سالم و ورزش فکر می کنیم، اما تابه حال فکر کردین که آروم تر غذا بخورین؟ درحالی که خیلی از ما در مورد خوردن میوه ها و سبزیجات تازه یا کاهش مصرف قند آموزش دیده ایم، اما به کم در مورد نحوه ی خوردن یاد گرفتیم. شاید به این خاطره که ما فقط نگران این هستیم که چه چیزی باید بخوریم و چه چیزی نباید بخوریم و همین هم نشون می ده که ما به قوانین روشن و روشن واسه سالم ماندن بیشتر اشتیاق نشون میدیم (که واقعا کمه)، اما این از اهمیت موضوع کم نمی کنه.

علم اشتها و سیری: چیجوری باید بفهمین که سیر شدین؟

باخبر شدن از سیری یا گرسنه نبودن، پیچیدهه. واقعا دیدگاه های مخالف و ناشناخته ی زیادی در مورد امور مربوط به غذا و مفاهیمی مثل گرسنگی، سیری و اشتها هست. اما یکی از چیزایی که ما میدونیم، اینه که چیجوری حس سیری در بدن ما ایجاد می شه. مرکز سیری یا همون جایی که تشخیص می ده ما سیر شده ایم و دیگر گرسنه نیستیم، در هیپوتالاموس قرار داره. مغز عضو خیلی پیچیده ای از بدنه و از عوامل زیادی در تنظیم گرسنگی و مصرف غذا استفاده می کنه. مغز به ترکیبی از سیگنالای عصبی و هورمونی از دستگاه گوارش و سطوح مواد غذایی موجود در خون وابسته تا تشخیص بده ما چه زمانی سیر شده ایم و دیگر احساس گرسنگی نمی کنیم.

گفته می شه که عوامل روان شناختی هم در مورد این موضوع هست.

آروم تر غذا بخور، خیلی سریع غذا می خوری!

وقتی که این سیگنالای عصبی و هورمونی از دستگاه گوارش (مثل معده) فرستاده می شه، حدود ۲۰ دقیقه طول می کشه که معده به مغز بگه که سیره و دیگر احتیاجی به غذا نداره.

وقتی ما خیلی باسرعت غذا می خوریم، می تونیم خیلی سریع، قبل اینکه سیگنال سیری از معده به مغز برسه، بیشتر از نیاز واسه سیری مون غذا بخوریم. این نه تنها باعث ناراحتی معده می شه، بلکه زیادخوردن غیرعمدی یکی از عوامل چاقی و افزایش وزنه، مشکلات سلامتی طولانی رو بیشتر می کنه و کمیت و کیفیت زندگی ما رو کم می کنه.

بیش ازحد غذا خوردن، تنها یکی از کوچیک ترین عوارضیه که سریع غذاخوردن واسه ما داره. وقتی که شما سریع غذا می خورید، غذا رو کامل و به درستی نمی جوید. اولین قدم در هضم غذا در دهن و به وسیله دندانا شروع می شه. ما با دندانا غذا رو به تکهای کوچیک تر تقسیم می کنیم و بزاق دهن شروع به جدا سازی ی مولکولای خاص می کنه. وقتی ما خیلی سریع غذا می خوریم، سؤال دیگری دراین باره پیش میاد: بقیه ی سیستم گوارش چقدر باید کار کنه تا غذایی رو که کامل جویده نشده، هضم کنه؟

نکاتی درباره آهسته تر غذاخوردن واسه حفظ سلامتی

درحالی که آهسته غذاخوردن تنها دلیلی نیس که باید در رژیم غذایی واسه حفظ سلامتی درنظر گرفته شه، اما میشه اونو یکی از مهم ترین عوامل خواند. با روشایی که معرفی می کنیم، سعی کنین سرعت غذاخوردن خود رو پایین بیارین. با این روش ها حتی می تونین طعم غذا رو بهتر دریابید، از غذاخوردن بیشتر لذت ببرین و وزن کم کنین.

  • مقدار کمتری از غذا رو، نسبت به مقداری که همیشه در دهن می ذارین، گاز بزنین.
  • بعد از اینکه غذا رو در دهن گذاشتین، ظروف (یعنی قاشق، چنگال، چوب غذاخوری و…) رو روی میز یا درون بشقاب بذارین تا از دستان شما آزادی یابند. هنگامی که غذا رو می جوید، دستاتون باید آزاد از ظروف باشه. واقعا، این کار باعث می شه که بی معطلی بعد از بردن غذا درون دهن و جویدن اون، لقمه ی بعدی رو در دهن خود نگذارید.
  • درحالی که قاشق و چنگال تون روی میز یا بشقابه، غذا رو بجوید. به طعم و بافت غذا توجه کنین. با اینکه تحقیقات و پیشنهادا متفاوته، اما سعی کنین غذاهای نرم رو کمه کم ۵ الی ۱۰ بار و غذاهایی رو که سفت تر و چسبناک تر هستن، ۳۰ بار قبل از بلعیدن بجوید.
  • بعد از اینکه غذا رو کامل جویدید، اونو کامل ببلعید.
  • هنگامی که غذا رو بلعیدید، قاشق و چنگال رو وردارین و دوباره غذا رو وردارین و در دهن بذارین. مطمئن شید که این کار رو بعد از بلعیدن کامل لقمه ی قبل انجام میدید.
  • بعد دوباره روش قبلی (یعنی گذاشتن قاشق و چنگال روی میز یا بشقاب) رو در طول غذاخوردن به کار گیرید. با این کار زمان غذاخوردن شما زیاد می شه. شما به طور طبیعی کمتر غذا می خورید یا زودتر سیر میشید.

فواید آهسته غذاخوردن

آمریکاییا می تونن واسه آهسته غذاخوردن کلاس فشرده بگذرونن! در کشورها و فرهنگای خاص، خوردن یک وعده ی غذایی می تونه ساعتا طول بکشه. مردم دور میز می شینن، تموم اعضای خونواده دور هم جمع می شن، حرف میزنن و غذا می خورند؛ این کار شاید تا عصر به طول انجامد. در آمریکا اینطور نیس. خوردن یک وعده ی غذایی به طور متوسط ۱۱ دقیقه طول می کشه. بعضی صبحانه و ناهار خود رو در ۲ دقیقه می خورند! اما همونجوریکه اشاره شد، سریع غذاخوردن مشکلاتی رو به دنبال داره که در دراز مدت می تونه به سلامت شما آسیب جدی بزنه. اینجا دلایلی رو باهم مرور می کنیم که ضرورت آهسته غذاخوردن رو نشون می ده:

۱. طعم غذا رو بهتر می فهمید

یکی از مهمترین فواید آهسته غذاخوردن اینه که بیشتر و بهتر متوجه طعم غذا میشید. اگه مدت زمان غذاخوردن تون رو دو برابر کنین، بیشتر می تونین طعم ، بافت و بوی غذایی رو که نوش جون می کنین، احساس کنین. در این صورت، غذا واسه شما مطبوع تر به نظر می رسه.

۲. وزن کم می کنین

وقتی آروم تر غذا می خورید، متوجه میشید که یاد می گیرین زودتر دست از خوردن بکشین. ممکنه فهمیده باشین که سیر شدین و دیگر احتیاجی به ادامه خوردن ندارین. تحقیقات نشون می ده که «سیری» معنی پیچیده ایه که به تعداد دفعات جویدن غذا، زمانی که واسه غذا خوردن صرف می کنین، ظاهر غذای داخل بشقاب و میزان واقعی غذایی که می خورید، بستگی داره. اگه آهسته تر غذا بخورین، با مقدار کمتری از غذا سیر میشید.

۳. غذای بهتری انتخاب می کنین

وقتی آروم تر غذا می خورید، بیشتر به طعم اون اهمیت میدید. اینجور کاری خوبه چون هرچه بیشتر به غذای خود توجه کنین، بیشتر غذاهای سالم و طبیعی رو ترجیح میدید. به همین دلیله که غذاهایی که کارخانه ها تولید می کنن، در ۳ گاز اول طعم خوبی دارن. بعد از اون غذا بی مزه می شه. بعد از اینکه کمی غذا رو جویدید، احساس می کنین غذا یا چیپس دیگری می خورید! اگه سرعت غذاخوردن خود رو کاهش بدین و مطمئن شید که کامل اونو جویده اید، این غذای بی مزه خیلی براتون غیرقابل تحمل می شه. از طرف دیگه، غذاهای طبیعی حتی اگه به اندازه کافی هم جویده شن، خیلی جالب و خوشمزه هستن. وقتی توت فرنگی رو می جوید، بازم طعم خود رو از دست نداده و خوشمزهه. پرتقال، آجیل و سبزیجات هم همین طوره.

۴. اجتماعی تر میشید

غذاخوردن می تونه یک اتفاق اجتماعی باشه. وعدهای غذایی وقتیه که مردم دور هم جمع می شن و زمانی رو با هم سپری می کنن. وقتی غذا تموم می شه، هرکی راه خود رو میره و از هم جدا می شن. اگه زمان بیشتری واسه صرف غذا اختصاص بدین، می تونین بیشتر با خونواده و دوستان خود صحبت کنین، روابط خود رو بهبود ببخشین و بیشتر با مردم، خونواده و دوستان خود رابطه برقرار کنین.

۵. قبل اینکه سیر شید، دست از غذا می کشین

حدود ۲۰ دقیقه طول می کشه تا معده هورمونایی رو ترشح کنه که سیری شما رو به مغز آگاهی می ده. اگه آهسته تر غذا بخورین، به خود این فرصت رو میدید که سیر شید؛ پس قبل اینکه بیشتر از اندازه غذا بخورین، سیر میشید و دست از غذا می کشین.

پاداش: بهبود هضم غذا و دستگاه گوارش

آهسته غذاخوردن، زمان بیشتری به معده می ده تا غذا رو هضم کنه. زمانی که شما تموم وعده ی غذایی رو در ۵ دقیقه وارد معده می کنین، ممکنه دچار سوءهاضمه شید. به جای اون، همون مقدار غذا رو در ۲۰ دقیقه نوش جون کنین. معده ی شما در این صورت کار آسون تری داره. آهسته غذاخوردن باعث می شه؛ غذا رو بیشتر بجوید که این، شروعی واسه مراحل هضم بهتر غذاست.

علاوه بر مواردی که شمردیم، آهسته غذا خوردن یکی از راهکارهای صبور بودن و حفظ خونسردیه و در جلوگیری از پرخوری هم مؤثره.



 



فهرست ۶۰-۶ چیه و چیجوری زندگی شما رو متحول می کنه؟ 

 

یشتر ما اون قدر درگیر مسائل ریز و بزرگ زندگی روزمره هستیم که تا وقتی همه چیز عادی و بر روال معموله کمتر پیش میاد به تموم زندگی و اهداف و اولویتای اون فکر کنیم. اما بعضی وقتا شوکایی در زندگی پیش میاد که ما رو مجبور به تفکر درباره این مسائل می کنه. واسه من این شوک، مرگ مادرم بود که چند سال پیش رُخ داد. مرگ مادرم بدترین اتفاق زندگی ام بود و تلنگر بزرگی به من وارد کرد. این مرگ اون اونقدر به من نزدیک بود که باعث شد ارزشا، اهداف و اولویتای زندگی ام رو دوباره و به طور اساسی بازبینی کنم. حاصل این بازبینی رسیدن به ایده ای بود که در جهت شناخت بیشتر خودم و اولویتای زندگی ام، واسه من خیلی مفید واقع شد.

 

چرا از مرگ فرار می کنیم؟

همونجوریکه میدونیم قوی ترین غریزه ی ما «غریزه ی باقی موندن» است. مهم ترین وظیفه ی تموم سیستم فیزیولوژیک و ذهن ما حفظ باقی موندن و زندگی ماست. ذهن مأمور حفظ زندگی ما و دفع هرگونه خطریه که ممکنه موجب مرگ شه. با اینکه این ویژگی ضامن حفظ زندگی ماست اما ممکنه مانعی در راه تغییر واسه پیشرفت و تعالی هم باشه. پس از مرگ مادرم و شوک عاطفی شدیدی که به من وارد شد، نیاز داشتم که تنها باشم اما مراسم عزاداری عادی در منطقه ما اینجور اجازه ای به من نمی داد. در منطقه ما مرسومه که تا چند روز فامیل و آشنایان واسه تسلیت گفتن و بیان همدردی بین و ادب ایجاب می کنه که اونا رو قبول کنیم و آداب مهمانداری رو به جا بیاریم. این رسم خیلی خوبیه. آدم عزادار بیشتر از هرچیز به دلداری و همدردی نیاز داره تا بتونه با وجود مصیبت بزرگی که دچارش شده به زندگی اش ادامه بده. اینجوری مراسمی از این نوع تلاشیه در جهت فراموش کردن مرگ و بازگشت به زندگی عادی، اما با غافل ساختن ما از اندیشیدن آگاهانه درباره مرگ، ممکنه فرصت تغییر و رشد رو هم از ما بگیره.

چرا آدما می میرن؟

در مراسم عزاداری مادرم تقریبا تموم گفت وگوها در مورد زندگی و مسائل روزمره بود و نه مرگ. فاتحه ای خونده می شد و روحانی محل بعضی وقتا اشارهایی به مرگ و پس از اون می کرد و بعد این انبوه مسائل مربوط به زندگی روزمره بود که مطرح می شد. در این بین گویا تنها کسی که به اصل موضوع فکر می کرد پسر چهارساله ی من بود که پرسید: «بابا! چرا آدما می میرن؟» من اول سعی کردم دلایل فیزیولوژیکی مثل مریضی یا کهولت سن رو براش توضیح بدهم اما وقتی براش قانع کننده نبود، فهمیدم که با دشوارترین سؤال عمرم روبه رو شده ام. من داشتم به سؤال «چه جوری آدما می میرن؟» جواب می دادم، اما اون پرسیده بود: «چرا آدما می میرن؟» وقتی سعی کردم از دید اون به موضوع نگاه کنم، فهمیدم سؤالی که واسه اون پیش اومده خیلی اساسیه. اون چار سالش بود و واسه اولین بار مرگ یکی از عزیزانش رو تجربه می کرد. مادربزرگی که قسمت مهمی از زندگی اش بود حالا نبود. این از دست دادن بزرگ اونو به فکر واداشته و باعث شده بود که واسه اولین بار معنای مرگ رو درک کنه. اون ازم نپرسید: «چرا مادربزرگ مُرد؟» اون به مرگ مادربزرگش فکر کرده بود و فهمید که این اتفاق واسه خودش، پدر و مادرش و همه فامیل و آدما رُخ میده و واسه همین اون با گسترش اون به همه پرسیده بود: «چرا آدما می میرن؟»

پنجره ای رو به گورستان

با اینکه تنونستم به سؤال پسرم جواب بدهم اما اون سؤال رو فراموش هم نکردم؛ واقعا تنونستم از یاد ببرم. اون سؤال باعث شد که بیشتر به مرگ و حتما به مرگ خودم فکر کنیم. با اینکه همه ما هر روز اخبار مختلفی از مرگ آدما می شنوین اما غریزه ی زندگی باعث می شه که در کمترین زمان ممکن اونو به فراموشی بسپاریم. کمتر پیش میاد که خبر مرگ کسی ما رو به تفکر در مورد مرگ خود و نزدیکان مون مجبور کنه، مگه اینکه این مرگ از دید عاطفی خیلی نزدیک به ما باشه. وقتی پس از اون گفت وگو پسرم به من گفت که: «بابا! تو چرا ورزش نمی کنی؟» فهمیدم که اون به احتمالِ «مرگ پدرش» هم فکر کرده. من به اون گفته بودم که «با ورزش کردن آدم می تونه سالم تر باشه و بیشتر عمر کنه.» این سؤال اون دوباره باعث شد که به مرگ خودم بیشتر فکر کنم. وقتی به تفکر در مورد مرگ خودم ادامه دادم و در اون عمیق تر شدم، دیدم که ناخودآگاه دارم به آزمایش عمر گذشته ام می پردازم. فهمیدم از خیلی از کارایی که کردم و واسه خیلی از کارایی که نکرده ام، پشیمانم. فهمیدم خیلی از موضوعاتی که خیلی اونا رو جدی گرفته بودم چقدر بی اهمیت بودن و چه خیلی موضوعات مهمی که من اونا رو جدی نگرفته بودم. آزمایش گذشته ام باعث شد درک کنم که مرگ هم می تونه موهبت بزرگی باشه واسه اینکه بتونم معنای زندگی رو بفهمم و اولویتای اونو تشخیص بدهم. اما لزومی به مرگ عزیزان مون نیس تا به مرگ خودمون فکر کنیم.

در اتاقی زندگی کنین که پنجره ای رو به گورستان داشته باشه، این منظره ذهن آدم رو روشن می کنه و اولویتای زندگی رو در نظرش میاره.

– میشل دو مونتنی، فیلسوف فرانسوی قرن شانزدهم

 

 

دوستی با مرگ و هنر مردن

مرگ روی دیگر سکه ی زندگیه. قطعیتِ مرگه که این فرصت کوتاهِ زیستن رو بی آخر مهم می سازه. میشه عمری رو صرف سؤالای ناتموم درباره «پس از مرگ» کرد اما واسه غنی تر ساختن زندگی، آگاهی همیشگی از قطعیت مرگِ خودمون کافیه. اگه بی ترس و فرار، مرگ رو چون دوستی همیشگی در کنار خود قبول کنیم و اتفاق اونو در مورد خودمون قطعی و نزدیک بدونیم، می تونیم درسای خیلی واسه قشنگ تر، غنی تر و باشکوه تر زیستن از اون بیاموزیم. هر مرحله از رشد ما با مرگ مرحله قبل رُخ می ده. تولد جسمی ما به معنی ی مُردن نسبت به دنیای رحم مادرمانه. بلوغ به دنبال آزاد شدن از دنیا کودکی حاصل می شه. رشد ما در تموم ابعاد به دنبال مرگِ چیزی که بودیم اتفاق میفته. شاید «سِر توماس بروان» روان شناس انگلیسی، همین معنای مرگ رو در نظر داشت وقتی گفت: «مرگ درمان تموم مشکلات انسانه. اما هر کسی رو که می بینیم در حال جنگ با اینه.» به خاطر این واسه اینکه هنر زیستن رو بیاموزیم باید هنر مردن رو هم بیاموزیم؛ مردن نسبت به عادات محدودکننده، نسبت به گذشته ها، نسبت به وابستگیا و … تا بتونیم تولد و رشد دائمی رو تجربه کنیم.

از آنجایی که رشد لازمه شکسته شدن الگوهای قدیمیه، تمایل به مرگ یکی از پیش نیازای زندگیه. ترس تندرو از مرگ معمولا مربوط به وحشت عصبی از رشد و تغییره.

– فرانک هارونیان

 

 

فهرست ۶۰-۶

اندیشیدن درباره مرگ و به ویژه مرگ خودم من رو به ایده ی فهرست شش-شصت (۶۰-۶) رساند. ایده ای که ما رو مجبور به تفکر درباره مرگ خودمون می کنه تا طبق اون زندگی گذشته خود رو بازبینی و ارزشا، اولویتا و هدفای زندگی آینده خود رو مشخص کنیم. همونجوریکه در جدول زیر نشونه این فهرست دارای دو قسمت کلیه. قسمت بالا مربوط به آزمایش زندگی گذشته و قسمت پایین جدول به برنامه ریزی آینده مربوطه.

حسابرسیِ زندگی

در قسمت الف به سؤال «اگه دوباره زندگی می کردم چه کارایی رو انجام نمی دادم؟» جواب میدیم و کارا، رفتارها و باورهایی رو می نویسیم که الان اونا رو اشتباه میدونیم و واسه انجام دادن اونا پشیمون هستیم. مثالایی که آورده ام به ترتیب شامل یک تصمیم، یک نوع ترس و یک ذهنیته. این بخش کمک می کنه به اشتباهات گذشته خود پی ببریم. درک این اشتباهات می تونه باعث شه که اونا رو تکرار نکنیم و در صورت امکان اونا رو جبران کنیم. من در مثال سه مورد نوشتم اما هر تعدادی رو که به نظرمون می رسه بهتره بنویسیم. باید حواس مون باشه که درک اشتباهات گذشته نباید ما رو دچار سرزنش خود، غم و غصه یا خودخوری کنه. هدف فقط آزمایش زندگی گذشته، تشخیص اشتباهات و اصلاح اونا و غنی تر ساختن زندگی آیندهس، نه تنبیه یا خودآزاری.

در قسمت ب باید به سؤال «اگه دوباره زندگی می کردم چه کارایی رو انجام می دادم؟» جواب بدیم. بخش الف به ما کمک می کنه که موضوعات بخش ب رو بهتر تشخیص بدیم. مثلا من در بخش الف نوشته ام که «رشته مهندسی رو انتخاب نمی کردم» این چیزی بوده که من نمی خواستم و چیزی که در بخش ب نوشتم یعنی «معلم فیزیک می شدم» چیزیه که به جای اون باید انجام می دادم. تشخیص چیزی که دوست داشتیم یا چیزی که می خواستیم، به ما کمک می کنه که اگه امکانش باشه در آینده اونو اولویت خود قرار بدیم و به نحوی به اون بدیم یا به اون راه رفتار یا فکر کنیم.

من سعی می کنم این تمرین رو هر شب در مورد روزی که سپری کردم انجام بدهم. به آزمایش کارا، رفتارها، تصمیمات، افکار و نتایج اون روز می پردازم و سعی می کنم که فردا آدم بهتری باشم. اگه بتونین هر شب قبل از خواب به مدت چند دقیقه این تمرین رو انجام بدین، به مرور پیشرفت و رشد روزافزون رو در تموم ابعاد زندگی خود تجربه می کنین.

به حساب خود برسین پیش از اونکه به حساب شما برسن.

– پیامبر اسلام (ص)

 

 

اولویتای زندگی

دو قسمت بالا مربوط به گذشته ما بود اما قسمت پایین جدول به برنامه ریزی آینده مربوطه. فرق اون با برنامه ریزیای عادی اینه که اینجا برنامه ریزی طبق زمان احتمالی مرگ مون انجام می شه. صِرف در نظر گرفتن مرگ خودمون باعث می شه که نگاه عمیق تری به زندگی، ارزشا، باورها و رفتارهای خود داشته باشیم و بتونیم چیزی که رو که در زندگی واقعا مهم و شایسته ی اختصاص لحظات بی تکرار عمرمونه، تشخیص بدیم.

تنها هنگامی که به این آگاهی برسیم که روزی می میریم، می تونیم صد در صد زندگی کنیم.

– پائولو کوئیلو

 

 

این بخش طبق دو فرض درباره زمان مرگ مونه، یکی کوتاه مدت و دیگری درازمدت. من این فرضا رو ۶ ماه و ۶۰ سال در نظر گرفتم اما شما متناسب با سن تون می تونین اونا رو به ۸۰-۸، ۴۰-۶، ۶۰-۵ یا هر عدد مناسب دیگر تغییر بدین. هدف اندیشیدن جدی و آگاهانه به مرگ خودمونه نه حدس زدن زمان مرگ مون. سعی کنین که بخش اول رو بیشتر از یک سال در نظر نگیرید.

زندگی یک احتماله.

– امیلی دیکنسون

 

 

بخش ج به فرضِ، «اگه قرار باشه ۶ ماه دیگر بمیرم» مربوطه. در واقعیت هیچ بعید نیس که این اتفاق رخ بده. پس باید به طور جدی در مورد مرگ نزدیک الوقوع خود فکر کنیم.

  • اگه قرار بود ۶ ماه دیگر بمیرید، اون ۶ ماه رو صرف چه کارایی می کردین؟
  • چیکار انجام نشده ی مهمی داشتین که حتماً اونو در این مدت انجام می دادین؟
  • کدوم کارهای نیمه تموم رو کامل می کردین؟
  • انجام چه کارایی رو متوقف می کردین؟

و …

این بخش به ما کمک می کنه اولویتای اساسی زندگی و چیزی که رو که حقیقتا واسه مون ارزشمندتر یا لذت بخش تره تشخیص بدیم.

بخش د به فرضِ، «اگه قرار باشه ۶۰ سال دیگر بمیرم» مربوطه که چشم انداز زندگی درازمدت ما رو مشخص می کنه. اگه قرار بود سالای سال زندگی کنین چه کارایی رو انجام می دادین؟

  • چه مهارتایی رو یاد می گرفتید؟
  • چه پروژه هایی رو شروع می کردین؟
  • واسه هر وجه از زندگی خود (خونواده، پولی، روابط، سلامتی، رشد شخصی، الهی، تفریحات و …) چه برنامه ای داشتین؟

و …

طوری زندگی کن که انگار فردایی در کار نیس و طوری در حال آموختن باش که انگار تا ابد زندگی می کنی.

– ماهاتما گاندی

 

 

فلسفه و کارکرد فهرست ۶۰-۶

فهرست ۶۰-۶ ما رو مجبور می کنه که به مرگ خود فکر کنیم. ذهن که وظیفه ی حفظ زندگی ما رو برعهده داره با ترفندهای مختلف ما رو از اندیشیدن به مرگ خودمون باز می داره. شاید این ضرب المثل رو شنیده باشین که می گه «مرگ واسه همسایهه.» ذهن همیشه سعی می کنه مرگ خود رو نفی کنه. اما واقعیت اینه که ذهن ما رو از مرگ نجات نمی ده بلکه فقط مرگ ما رو به تعویق میندازه. پس اگه با تصور قطعیت مرگ خودتون و به طور جدی این فهرست رو واسه خود تهیه کنین، می تونه خیلی از ارزشا، اولویتا و اهداف فعلی شما رو به رقابت بکشه یا اونا رو جابه جا کنه. گذشته خود رو آزمایش می کنین و با شناخت اون واسه اصلاح و ساختن آینده بهره می گیرین. چیزی که رو فورا و هر روز باید بکنین مشخص و واسه آینده دور برنامه ریزی می کنین. بطالتا و شکستای گذشته رو تشخیص میدید و با درک ارزش هر لحظه عمر سعی می کنین به بهترین راه از اونا استفاده کنین. ممکنه اشتیاق و استعدادی سرکوب شده رو در کُنجی از قلب و ذهن خود تشخیص بدین و با زنده ساختن اون تولدی دوباره رو تجربه کنین. ممکنه به ارزش صَرف وقت با عزیزان و دوستان خود بیشتر پی ببرین و زمان بیشتری رو به اونا اختصاص بدین. با اینکه در تهیه این فهرست به مرگ خود فکر می کنیم اما هدف اون پی بردن به ارزش زندگی و غنی تر و قشنگ تر ساختن اینه. اگه این فهرست کوچیک ترین تأثیری در بهبود زندگی شما داشته باشه، حتما روح مادر من که با مرگ خود الهام بخش این ایده شد، خرسند هستش و این واسه نگارنده بزرگ ترین پاداشه.


فنگ شویی و راهنمای کامل اجرای اون در منزل

ریشه ی آیین فنگ شویی (Feng Shui) به باورهای مردمون شرق آسیا، به ویژه اهالی چین قدیم برمیگرده. طبق ادعای آیین فنگ شویی، پاکیزگی، روشنایی و هماهنگی، تناسب و نظم بین اشیا و لوازم، باعث جریان انرژی «چی» (انرژی بی مرز زندگی و کیهان واسه سلامت و زیبایی و موفقیت) در منزل و محل کار می شه و درنتیجه شادی، حال خوب، موفقیت و امید به زندگی زیاد می شه. اگه شمام از اون دسته افرادی هستین که تازگیا با فنگ شویی و رسم ورسوم خاص اون آشنا شدین و واسه به کارگرفتن قوانین اون سردرگم هستین، یا اینکه برخلاف آشنایی با این فرهنگ هنوزم احساس می کنین یک جای کارتون می لنگد، با ما همراه باشین؛ چراکه می خوایم راهنمای کامل فنگ شویی واسه تازه کارا و هم قوانین اساسی فنگ شویی واسه دکوراسیون گوشه وکنار منزل رو واسه تون توضیح بدیم.

 

چیجوری فنگ شویی رو شروع کنیم؟

«فنگ شویی» در کلمه به معنای «باد و آب» است. طبق این باور، حرکت باد و آب و به کاربردن درست عناصر، انرژی خوبی در محیط زندگی ما ایجاد می کنه. اصول فنگ شویی رو در تموم گوشه وکنار خونه و محل کار میشه اجرا کرد، اما معمولا قوانین فنگ شویی در اول واسه تازه کارا کمی پیچیده و گیج کننده به نظر می رسن.

در اول کار لازمه بدونین که واسه اجرای اصول فنگ شویی در منزل و محل کار نیاز نیس درک عمیقی از قوانین این آیین باستانی شرق آسیا داشته باشین. واسه جریان بهتر انرژی مثبت در خونه کافیه، نکات آسون و آسون فنگ شویی رو بدونین.

مثلا ممکنه بعضی نقاط منزل مثل آشپزخانه و سالن نشیمن حس بهتری به شما منتقل کنن و درنتیجه شما تموم هم و غم تون رو واسه اجرای اصول فنگ شویی اینجاا می ذارین و بقیه نقاط منزل رو مثل حموم و اتاق خواب که اتفاقا خیلی در جریان انرژی خوب و مثبت نقش اجرا می کنن، فراموش می کنین. اصل اول در آیین فنگ شویی اینه که خونه یک تکه ی کامل و هماهنگه و تموم نقاط منزل به هم ربط دارن، واسه همین انرژی مثبت از گوشه ای به گوشه دیگر در جریانه.

مثلا خیلی از آدما که در اجرای آیین فنگ شویی تازه کار هستن، نقاط مهمی مثل پارکینگ، زیر پلها، کمدها و انباری رو از قلم میندازن و تموم تمرکزشان رو روی نقاطی می ذارن که بیشتر از بقیه جاها دیده می شن؛ درحالی که اینجاا همیشه تمیز و منظم هستن. در اصل نامرتب بودن و کثیفی جایایی مثل انباری و کمدهاست که مانع جریان انرژی در بقیه نقاط منزل می شه. اولین پیشنهاد ی استادان فنگ شویی اینه که واسه شروع اجرای آیین فنگ شویی در منزل و محل کار بعضی اشتباهات آسون و به ظاهر سطحی، اما در باطن لازم و مهم رو انجام دهنده نشید.

قدم اول واسه مبتدیا؛ فنگ شویی یعنی تعادل بین تاریکی و روشنایی

فلسفه ی فنگ شویی بر این باوره که هر وسیله و شی ، دارای انرژی (چی) است و روش چیدمان وسایل بر روحیه و سلامت ما اثر مثبت یا منفی می ذاره. در هر خونه ای بعضی عناصر دارای نیروی «یین» هستن، که به معنی ایستایی و پایداریه، این عناصر معمولا نسبت به دیگر عناصر که دارای نیروی «یانگ» هستن، تاریک تر و سنگین ترن. «یانگ» به معنی روشن تر، گرم تر و سبک تر و نماد تحرکه. واقعا رمز اصلی چیدمانی مناسب طبق فنگ شویی، رسیدن به تعادل بین این دو نیروی تاریک و روشنه.

فراموش نکنین در خونه اجرای آیین فنگ شویی، می تونه خیلی آسون تغییردادن جای یک آینه باشه. قدم اول اینه که یک طرح قابل اجرا واسه اجرای آیین فنگ شویی در منزل تون بنویسین یا اینکه یک لیست آماده کنین و به ترتیب نقاطی از منزل یا محیط کار رو که بیشتر واسه تون اهمیت دارن، در اون مشخص و اولویت بندی کنین، با این همه فراموش نکنین که به ترتیب اهمیت، اصول فنگ شویی رو در تموم نقاط منزل و محیط کار پیاده کنین. به یاد داشته باشین هرچه هارمونی اشیا و وسایل در محیط بیشتر باشین، انرژی «چی» بهتر و آسون تر دور و بر شما جریان پیدا می کنه.

واسه اجرای فنگ شویی اولویتا رو مشخص کنین

یادتون باشه که اگه اولویت هاتون رو مشخص کنین، اجرای آیین فنگ شویی آسون تر می شه؛ پس این چند تا نکته مهم رو فراموش نکنین:

۱. فنگ شویی و درب ورودی منزل

درب ورودی و اصلی منزل یکی از مهم ترین رقابتا در آیین فنگ شوییه. درب ورودی منزل با درب پشتی منزل (اگه منزل تون درب پشتی هم داره) در یک ردیف هستن؟ درست روبه روی درب ورودی منزل تون راه پله دارین؟ در فلسفه ی فنگ شویی درب ورودی منزل، یکی از مهم ترین نقاطه؛ چون که انرژی «chi» یا انرژی بی مرز زندگی واسه زیبایی و سلامت و موفقیت از درب ورودی وارد منزل یا محل کار می شن.

«راه پله» یا درخت و تیر چراغ برق مانع ورود انرژی به منزل می شن. جلو درب ورودی منزل یا محل کارتون رو همیشه تمیز نگه دارین؛ چون که پاکی و تمیزی در هر فرهنگی باعث جریان انرژی مثبت در محیط می شه. فرهنگ تمیزی و پاکیزگی نه پیچیدهه و نه نیاز به اصول خاصی حتی رعایت اصول آیین فنگ شویی داره.

در آیین فنگ شویی به درب ورودی منزل به اصطلاح «دروازه ورود انرژی چی» میگن. همونجوریکه پیش از این گفتیم انرژی «چی» در فرهنگ سرزمینای شرق آسیا، انرژی بی مرز زندگی واسه سلامت و زیبایی و درحقیقت انرژی و نیروی زندگی بخش کیهانیه و این انرژی از درب ورودی وارد منزل می شه.

زمانی این انرژی وارد منزل می شه که ورودی منزل پاک و پاکیزه، منظم، روشن با نورپردازی مناسب و اندازه اون با اندازه ساختمان هماهنگ باشه. درب ورودی منزل خیلی آسون باید بازوبسته شه. بهتره زنگ درب همیشه درست و سالم باشه و از کمترین میزان شیشه در طراحی درب استفاده شده باشه.

بهتره سرویسای بهداشتی روبه روی درب ورودی منزل نباشن، چون انرژی «چی» وارد اونجا شده و هدر خواهد رفت. اتاق خواب و آشپزخانه هم نباید روبه روی درب ورودی باشن، در این صورت به طور ناخودآگاه احساس امنیت نمی کنین. اگه آشپزخانه روبه روی درب ورودی باشه، ممکنه همیشه احساس گرسنگی کنین.

بهترین طرح واسه نقشه معماری منزل اینه که اتاق نشیمن روبه روی درب ورودی باشه. در این صورت تموم اهالی منزل، بالاترین سطح از این انرژی رو تجربه می کنن. اگه راه پله دقیقا در راهروی ورودی منزل تون قرار داره، ممکنه باعث شه «چی» از راه پلکان بالا رود و طبقه ی پایین از انرژی مثبت بی نصیب بمونه. اضافه کردن یک رانر (قالیچه) به پلکان یا یک اثر هنری برجسته مثل یک تابلوی نقاشی در بالای پلکان، می تونه انرژی رو نگه داره. اگه به محض ورود به منزل یک دیوار مقابل روی شما قرار میگیره، حتما به اون دیوار یک آینه نصب کنین.

۲. فنگ شویی و هارمونی رنگ و اشیا در سالن نشیمن

سالن نشیمن معمولا از شلوغ ترین نقاط منزله و بخاطر این اهمیت رعایت اصول فنگ شویی و چگونگی روان ساختن انرژی مثبت و سالم در اون خیلی حیاتیه. قدم اول اینه که نقاط «باگو-آ» یا «نقشه انرژی فنگ شویی» رو در سالن نشیمن تون پیدا کنین.

پیداکردن این نقاط خیلی راحته!. مثلا در فنگ شویی سنتی، در قسمت جنوب شرقی، فنگ شویی خونه ی شما به جریان انرژی پول در زندگی شما متصله. یکی دیگر از اصول اساسی فنگ شویی، انتخاب درست رنگ اتاق نشیمن و سالن پذیراییه. به همین منظور بهتره اول عناصر «تولد» فنگ شویی و شماره kua یا مسیرهای خوش شانسی تون رو پیدا کنین. واسه پیداکردن عناصر «تولد» فنگ شویی بهتره بدونین مثلا، اگه عنصر شما آتشه، باید خصوصیات عنصر فنگ شویی آتیش رو پیدا کنین، مثل رنگای عنصرآتش (قرمز، نارنجی، بنفش، سرخ، صورتی و زرد)، شکلای مثلثی و غیره.

علاوه بر این شما به عنصر چوب در خونه تون نیاز دارین؛ چون چوب، آتیش رو تغذیه می کنه. از طرف دیگه، باید شماره kua (کووا) خودتون و اعضای خونواده تون رو پیدا کنین. شما می تونین با انرژی خوب از بهترین یا خوش شانس ترین مسیرهای فنگ شویی انرژی بگیرین. مثلا اگه شماره «کووا»ی شما عدد یک باشه، بهتره که با یکی از مسیرهای زیر روبه رو شید: جنوب شرقی، شرق، جنوب و شمال.

فراموش نکنین اصول «رنگی» فنگ شویی با پنج عنصر زمین، آتیش، آب و فلز مرتبطه. به باور ی استادان فنگ شویی شما طبق تاریخ تولد خود می تونین، فهمیده باشین که انرژی شما جزو کدوم دسته از این عناصره. مثلا اگه شما فردی شلوغ و پر سر و صدا یا عصبی هستین و رفتارهای خشن دارین، از تن رنگی قرمز در فضای خود استفاده نکنین.

در این صورت بهترین انتخاب واسه شما تنای رنگی سردتر مثل سبز و آبیه که تعادل و برابری و آرامش رو در فضا ایجاد می کنن. زرد و نارنجی هردو رنگای زنده ای هستن که سرزندگی و روحیه ی خوشحال رو تداعی می کنن، درحالی که طیف رنگای بنفش و آبی، آرامش بخش و رفع کننده ی نا آرومی هستن.

علاوه بر این استفاده از یک ترکیب حساب شده از تنای سرد و گرم (به ویژه شکلای مختلف رنگای زمینی و خاکی) می تونه موجب ایجاد ثبات و آرامش و انرژی در فضای خونه شه.

۳. فنگ شویی و انرژی خوش آهنگ و هماهنگ واسه اتاق خواب

به جرئت میشه گفت مهم ترین اتاق در منزل شما «اتاق خواب» است و واسه همین لازمه که هوشمندانه چیده شه. بیشتر از یک سوم عمر آدم در خواب میگذره و این به اون معناست که در این زمان انرژیای منفی و مضر و فعالیتای بی ثمر باید از اتاق خواب تون دور نگه داشته شه. به همین منظور در قدم اول یادتون باشه که:

  • اتاق خواب رو تمیز و منظم نگه دارین؛ چون که مهم ترین اصل واسه هماهنگ کردن انرژیا، پاکیزگی و منظم بودن محیطه.
  • هیچی رو زیر تختخواب تون نگذارید، حتی یک وسیله کوچیک، رعایت این مسئله به ویژه واسه اونایی که بدخواب هستن و معمولا شبا خواب خیلی راحتی ندارن، می تونه در روند خوابیدن شون خیلی مفید باشه.
  • سعی کنین قسمت بالای تخت تون کمه کم ۳ تا ۵ سانتی متر با دیوار فاصله داشته باشه تا انرژی بتونه خیلی آسون و آزادانه جریان پیدا کنه.
  • وسایل قدیمی، عکس و وسایل درگذشته گان و افرادی رو که از دنیا رفته ان از اتاق خواب بیرون ببرین، چون که با هر بار نگاه کردن به اونا غم و اندوه واسه تون مرور می شه.
  • روبه روی تختخواب یا جایی که می خوابید یا آینه و میز توالت آینه دار نگذارید، یا شبا موقع خواب روی اونو با یک پارچه بپوشونین. آینه انرژی و نور رو منتقل و خواب رو پریشون می کنه.
  • نور اتاق تون رو تنظیم کنین. بهتره از شمع واسه روشنایی اتاق خواب استفاده کنین. از لامپایی قابل تنظیم واسه درجه روشنایی اتاق تون استفاده کنین و نور اتاق رو در موقعیتای مختلف کم و زیاد کنین.
  • در طول روز پنجرهای اتاق خواب رو باز کنین تا هوای تازه در اتاق جریان پیدا کنه.
  • یک تختخواب آسون واسه خودتون انتخاب کنین.
  • از رنگای آروم بخش واسه رنگ اتاق خواب استفاده کنین. از طیف رنگی قهوه ای و کرم و آبی واسه اتاق خواب استفاده کنین. در آیین فنگ شویی تعادل رنگا یکی از اصول اساسیه.
  • اصلا در اتاق خواب تون تلویزیون و کامپیوتر قرار ندین. اگه هم میزتحریر یا کامپیوتر گوشه اتاق خواب تون دارین با استفاده از یک صفحه یا پارتیشن اونو از فضای اتاق خواب جدا کنین. به هنگام خواب، لپ تاپ و گوشی موبایل رو از خودتون دور کنین. یادتون باشه که خواب خوب روحیه و انرژی شما رو دوبرابر می کنه.
  • دربای اتاق رو ببندید. طبق قوانین فلسفه فنگ شویی، قسمت پایین تخت (قسمتی که پامون رو قرار میدیم) نباید به طرف در باشه چون انرژی بقیه قسمتای خونه آرامش فرد رو موقع خواب پریشون می کنن. از طرف دیگه، شبا تموم دربا رو، از درب ورودی گرفته تا درب کمد و سرویس بهداشتی، ببندید. این کار تموم انرژیای خوب واسه سلامتی و رابطه عاطفی سالم رو به طرف شما سرازیر می کنه.

۴. فنگ شویی و یک آشپزخانه تمیز و پر انرژی

چه در باور همه مردم سرتاسر دنیا و چه در آیین فنگ شویی، آشپزخانه «قلب» خونه. طبق آیین فنگ شویی انرژی، سلامتی، زیادی و برکت خونه از آشپزخانه میاد. با این همه عناصر و المانای زیادی در آشپزخانه وجود دارن که در اختیار ما نیستن. مثلا خطر به هم ریختگی، آشپزخانهای کوچیک رو تهدید می کنه که مخالف با آیین فنگ شوییه، اما رعایت یه سری اصول می تونه آشپزخانه شما رو منطبق با اصول فنگ شویی به قلبی تپنده و پاکیزه تبدیل کنه.

  1. طبق اصول فنگ شویی ، یکی از بدترین ایدها واسه جای آشپزخانه قرارگرفتن اون درست نزدیک درب ورودی منزله. درب ورودی آشپزخانه نباید مقابل درب ورودی منزل باشه. سعی کنین اجاق گاز رو روبه روی درب ورودی منزل قرار ندین. اگه درب آشپزخانه روبه روی درب ورودی منزله یک حائل یا پارتیشن بین اونا قرار بدین؛
  2. از نظر فنگ شویی مهم ترین عنصر در آشپزخانه آتیش پاک و سوزانه؛ پس بهتره که آشپزخانه در جهت شمال و شمال غربی آشپزخانه ساخته نشه؛
  3. آشپزخانه تاحد ممکن از توالت دور باشه؛
  4. طراحی آشپزخانه به شکل گرد و دایره ای نباشه؛
  5. آشپزخانه باید نور کافی داشته باشه؛ چون که نور و روشنایی نماینده ی نیروی «یانگ» در فلسفه فنگ شوییه و آدم رو به فردی خوشحال تر و خلاق تر تبدیل می کنه؛
  6. اجاق گاز رو روبه روی درب ورودی منزل قرار ندین؛
  7. اجاق گاز رو کنار یا جلو پنجره قرار ندین، چون انرژی هدر میره؛
  8. اجاق گاز به عنوان عنصر آتیش رو در یک طرف و عناصر آبی مثل سینک ظرفشویی رو در طرف دیگری بذارین؛
  9. در کاشی کاری آشپزخانه آینه به کار نبرین. تصویر آتیش اجاق گاز نباید داخل آینه بیفته؛
  10. آشپزخانه باید از حموم دور باشه. بدترین طراحی آشپزخانه نزدیکی درب حموم به اجاق آشپزخانه به ویژه در آشپزخانهای سبک جزیرهه؛
  11. بدترین طراحی در منازل دوبلکس، نزدیکی آشپزخانه به پله یا زیر پلهه؛ چون که انرژی مثبت همدگیر رو خنثی می کنن.

۵. فنگ شویی می گه حموم شفادهندهه

معمولا واسه اجرای آیین فنگ شویی، «حموم» منزل مثل دشوارترین جای هاست. با وجود این با ارائه چند راه حل میشه رقابتای حموم رو که در فنگ شویی حکم مکانی واسه شفای جسم و روح رو داره به درستی حل و فصل کرد.

  • حموم رو نظافت کنین و لوازم بهداشتی رو در طبقاتی که واسه اونا درنظر گرفته شده، منظم کنین؛
  • بهتره واسه حموم پنجره درنظر بگیرین، تا هوای تمیز در اون جریان پیدا کنه و نم و رطوبت باعث بروز مشکلاتی مثل بوی نم یا رشد قارچ در فضای مرطوب اون نشه. اگه حموم تون پنجره نداره، حتما از تهویه ی مصنوعی مناسب با فضای حموم تون استفاده کنین؛
  • از کاشی و سرامیکای زاویه دار استفاده نکنین. اگه سرامیک و کاشیای حموم زاویه دار و مثلثیه با زوایای گرد «وان» حموم این مشکل رو که مخالف با اصول فنگ شویی واسه جریان انرژیه برطرف کنین؛
  • از رنگای گرم و نزدیک به رنگ طبیعت واسه رنگ در و دیوار حموم استفاده کنین؛
  • در حموم از آینه استفاده کنین؛
  • در حموم از گل و گلدانای مناسب استفاده کنین تا جریان انرژی مثبت چند برابر شه؛
  • اگه اهل لوازم دکوری در حموم هستین بهتره از برگشت، شمع و گلدان استفاده کنین؛

۶. فنگ شویی واسه اتاق نوزاد و کودک

جریان انرژی مثبت و پاک در منزل یکی از مهم ترین اصول واسه داشتن فرزندانی سرحال و پرانرژی و سالمه. اگه محل خواب و بازی بچه ها برخلاف اصول فنگ شویی شلوغ، نامرتب، کثیف و بی شوروشادی و رنگ باشه، نتیجه اش کودکانی بد ایجاد، عصبی، افسرده و بیشتر بیماره. مهم ترین اصل واسه اتاق نوزاد و کودک خردسال سادگی، راحتی، هیجان، لذت و شادی و آرامشه، نه هرج ومرج و شلوغی اتاق.

  • واسه اتاق نوزاد و کودک از رنگ «آبی» تنها در صورت ترکیب با رنگای گرم تر (مثلا رنگ چوب تخت و کمد) استفاده کنین. علاوه بر این رنگ «سبز» یکی از بهترین رنگا واسه اتاق بچه هاست.
  • واسه اتاق بچه ها از تختخواب طبقه ای استفاده نکنین. در این صورت یک کودک در فضایی تنگ و نزدیک به سقف و دیگری بازم در فضایی تنگ و نزدیک زمین قرار میگیره که در هر صورت متعال نیس.
  • مبلمون راحتی و اثاثیه ساخته شده از مواد طبیعی ازجمله تخت و کمد چوبی، فرش، موکت، قالی پشمی، قاب بندیای چوبی و کاغذ دیواری که همه با عنصر چوب و رشد در رابطه هستن، ازجمله بهترین وسایل واسه اتاق کودک حساب می شن.

۷. فنگ شویی و اتاق کار در منزل

این روزها کم نیستن افرادی که وظایف و مسئولیتای محل کارشون رو از راه دور و در منزل انجام میدن. واسه همین داشتن یک اتاق کار آروم و به دور از نا آرومی در منزل درحالی که انرژی مثبت رو در دور تون احساس کنین و درنتیجه از کارتون لذت ببرین، به چیزی لازم تبدیل شده، پس لازمه که:

  • یک اتاق پر نور و روشن رو به عنوان اتاق کارتون انتخاب کنین؛
  • میز کارتون رو پشت پنجره نگذارید؛ چون که نور چشمان تون رو اذیت می کنه، میز رو پشت به پنجره هم نگذارید؛ چون در این صورت راه انرژی رو پریشون می کنه، بهترین ایده ی فنگ شویی واسه میز اتاق کار اینه که میز به شکل مایل و روبه روی درب ورودی اتاق باشه. درغیر این صورت سعی کنین که میز کارتون نزدیک پنجره باشه؛
  • سعی کنین میز کارتون رو در موقعیتی قرار ندین که در اون تنها یک دیوار در مقابل چشم تون یا پشت تون به درب ورودی اتاق باشه، این موقعیتا می تونن باعث ازبین رفتن خلاقیت و ابتکار در کارکرد شما بشن؛
  • طبیعیه که طراحی یک اتاق کار طبق اصول فنگ شویی رقابتای زیادی داره. مثلا اتاق کار افرادی که با هنر و کارهای هنری سر و کار دارن، مثل نقاشا و موزیسینا طبیعتا با اتاق کار یک نویسنده و مترجم فرق داره. با این همه داشتن یک اتاق روشن، منظم و به دور از شلختگی، اتاقی که هوا در اون جریان داره، از رنگای سرد و روشن واسه دیوار و وسایل اتاق استفاه شده و یکی یا دو گلدان در اون هست، یک اتاق کار ایده آل از نظر اصول فنگ شوییه.

۸. فنگ شویی کمدها، انباری و پارکینگ

شاید ترجیح میدید این طور فکر کنین که پارکینگ خونه، انباری و کمدها در قانون نظم و انرژی و حال خوب فنگ شویی جایی ندارن، اما سخت در اشتباهید. طبق درسای فنگ شویی «یک کمد منظم یعنی یک ذهن منظم»؛ چون که هر چه پشت دربای بسته کمدها و انباریا هست، روی انرژی جاری در خونه ی شما اثر زیادی می ذاره. این مسئله رو میشه به تموم گوشه وکنار خونه که در اونجا وسیله ای نگه می دارین، از پارکینگ و انباری گرفته تا کمدها و جالباسیا، گسترش داد.

۹. فنگ شویی واسه فضاهای کوچیک

یکی دیگر از رقابتای آیین فنگ شویی، منظم کردن و نظم و ترتیب منازل و محلای کار کوچیک مثل استودیوهاست. چون که به ویژه در منازل کوچیک فاصله بین محل خواب، آشپزخانه و سالن نشیمن خیلی کمه. هر چند این فضای کم، ممکنه شما رو عصبی و افسرده کنه، اما بهتره بدونین که با کمی نظم و ترتیب و رعایت اصول راحت ی فنگ شویی خیلی آسون می تونه انرژی مثبت رو در این محیطای کوچیک جاری کنین. اگه فضای منزل یا محل کارتون کوچکه، سعی کنین از رنگای روشن و تمیز واسه در و دیوار و لوازم منزل استفاده کنین، وسایلی رو که قدیمی شدن و انرژی کهنه و خسته کننده ای دارن، از خونه خارج کنین و لوازم سبک تر با حس تازگی رو جانشین اونا کنین.

۱۰. فنگ شویی و انرژی گیاهان

در آیین و فلسفه ی فنگ شویی، گیاهان نماد رشد، موفقیت و خوش شانسی هستن. با وجود اینکه نوع گیاهی که در خونه از اون نگهداری می کنین (البته به استثنای گیاهان تیغ دار) گونه های خاص گیاهان و محل قرار گرفتن اونا می تونه فضای منزل و محل کارتون رو به خاطر این به اونو کنه. مثلا گیاهی مثل بامبو که رو به بالا رشد می کنه، می تونه به بالارفتن انرژی در جهت درست کمک کنه. اگه می خواید احساس آرامش داشته باشین از گیاهانی با برگای پر و انبوه استفاده کنین.

۱۱. فنگ شویی و خونه های روشن

همونجوریکه گفتیم «نور» نماینده نیروی یانگ در آیین فنگ شوییه، نور طبیعی قوی آدم رو خوشحال تر و خلاق تر می کنه.در اتاقایی که نور طبیعی محدود دریافت می کنن، سعی کنین از لامپایی با نور گرم و آفتابی استفاده کنین تا نور بیرون رو مثل سازی کنه. یک راه حل هوشمندانه اینه که آینه اضافه کنین. آینه رو جایی بذارین تا یک پنجره رو مشخص کنه، دراین صورت هم نور بیشتری به درون خونه خواهد اومد و هم می تونین از چشم انداز زیبای بیرون لذت ببرین.




فنگ شویی در آشپزخانه؛ چیجوری آشپزخانه ای قشنگ و پر انرژی داشته باشیم؟ 

«فنگ شویی» ازجمله باورها و رسوم اهالی شرق آسیا واسه قرار دادن هر وسیله در جای خود، در منزل و محیط کاره. به باور ی استادان فنگ شویی نتیجه هماهنگی آدم با محیط دورش یک زندگی مثبت، موفق و با نشاطه. در این بین رعایت اصول فنگ شویی در آشپزخانه به عنوان قلب خونه و یکی از سه ضلع مثلث لازم خونه یعنی آشپزخانه، حموم و اتاق خواب، یکی از مهم ترین ترفندها واسه ایجاد انرژی مثبت، سلامتی و سرزندگی در محیط خونه. با ما همراه باشین تا شما رو با ترفندهایی از راهنمای فنگ شویی واسه داشتن آشپزخانه ای با یک دکوراسیون منظم و خوشحال و خوش رنگ آشنا کنیم.

 

رعایت اصول فنگ شویی در آشپزخانه با رنگای دل پذیر

فنگ شویی و آشپزخانه ی خاکستری

برخلاف تصور عموم رنگ خاکستری ملایم رنگی سرحال، سرزنده و گرم واسه آشپزخانه و سایهای رنگ خاکستری روی دیوارها، رنگی طبیعی و منبع انرژی واسه آشپزخانهه. استفاده از رنگ خاکستری واسه آشپزخانه در بین عموم خیلی عادی نیس و به عبارت بهتر هنوز جا نیفتادهه، اما اگه طبق اصول فنگ شویی بدونین چه جوری از اون استفاده کنین، انرژی زیادی به آشپزخانه شما می بخشه.

لازم نیس حتما رنگ دیوار آشپزخانه رو خاکستری کنین؛ کابینتایی به رنگ خاکستری با تُنای مختلف رنگ چوب یا استفاده از یک نردبان چوبی قهوه ای، و هم انتخاب رنگای ملایم تر چوب واسه کانتر آشپزخانهای سبک جزیره که با کابینتای خاکستری، یک طیف رنگی شیک رو به وجود میارن، ازجمله بهترین ایدها واسه اجرای اصول فنگ شویی واسه آشپزخانه ای خوشحال و پرانرژی با فرمانروایی رنگ خاکستریه. اگه سبک آشپزخانه تون جزیره ایه به کابینتا رنگ خاکستری خیلی روشنِ نزدیک به سفید بزنین و یک کانتر رنگ چوب هم روی اونا بذارین؛ اینطوری هم سبکی شیک و سنتی به آشپزخانه تون می بخشین و هم آشپزخانه ای با فضایی پرانرژی دارین.

فنگ شویی و کابینتایی به رنگ آبی آسمونی و کف خاکی و قهوه ای

انتخاب رنگ آبی آسمونی واسه کابینتا به معنی چالشی واسه رعایت اصل فنگ شویی در آشپزخانهه، اما انتخاب رنگ «خاکی» واسه کف به شکل پارکت، کف پوش و سرامیک به عنوان مکملی واسه این رنگ آبی آسمونی مشکلات رو حل می کنه. اینطوری، آشپزخانه ای دوست داشتنی با رنگایی زنده و طبیعی که یادآور آسمان و زمین هستن، در اختیار شماس که حسابی سرحال تون میاره و انرژی رو در خونه ی شما جاری می سازه.

فنگ شویی و غوغای ترکیب سبز و زرد در آشپزخانه

ترکیب رنگای سبز و زرد ترکیبی ایده آل و دل نشین واسه طراحی و دکوراسیون آشپزخانه ای طبق اصول فنگ شوییه. با این همه انتخاب اندازه و مقدار هر کدوم از این رنگا هنره.

واقعا، آشپزخانه ای که در اون برابری رنگای گرم و سرد رعایت شده، منبعی از انرژی و سرزندگی در منزل شماس. از طرف دیگه، به خاطر احساس ناجوری که خیلی از مردم دنیا نسبت به رنگ زرد دارن، طبق اصول فنگ شویی استفاده از رنگ سبز به عنوان رنگی آروم بخش و پر انرژی در کنار رنگ زرد جلوه ای قشنگ به آشپزخانه تون می بخشه.

اگه تصمیم گرفتید از تونالیته رنگای سبز و زرد واسه دکوراسیون آشپزخانه استفاده کنین، بهتره رنگ کابینتا رو از طیق رنگی قهوه ای و البته از جنس چوب انتخاب کنین.

فنگ شویی با رنگ سفید؛ آشپزخانه ای مدرن

رنگ سفید واسه آشپزخانه هنوزم واسه خیلی محبوب ترین رنگه. تازگی و سادگی رنگ سفید، آشپزخانه ای دوست داشتنی رو واسه شما به ارمغان میاره که هر روز صبح با شروع روز تازگی و سرزندگی رو واسه شما تداعی می کنه. در یک آشپزخانه ی سفید، ترکیب دل نشین طیفای مختلف رنگ گرم چوب، سبکی «روستیک» و بی تکلف و ضمنا شیک به آشپزخانه شما می بخشه که خیلی موردعلاقه استادان فنگ شوییه.

فنگ شویی در آشپزخانه ای به رنگ سیاه هیجان انگیز

ظاهری شگفت انگیز، انرژی فوق العاده و طراحی باشکوه در آشپزخانه ای که با ترکیب رنگای مشکی و سفید تزیین شده یادآور معنی تنهایی سیاه و سفید در نماد مشهور شرق قدیم یعنی «yin yang» است. اگه یک آشپزخانه سیاه و سفید رو طراحی کردین با اجرا رنگایی مثل زرد و آبی ارغوانی در کنار اونا اصل فنگ شویی رو در یک آشپزخانه شیک به جا آورده اید.

فنگ شویی با آشپزخانه ای با رنگ سبزنعنایی

اگه دیوارهای آشپزخانه تون رو با آجر طراحی کردین، ترکیب «سبز نعنایی» با رنگای قرمز آجری یک فنگ شی فوق العاده واسه آشپزخانه شماس.

فنگ شویی با یک آشپزخانه قرمز و پرانرژی

رنگ قرمز به آشپزخانه شما هیجان و نشاط می بخشه. با این همه بهتره رنگ قرمز رو به شکل هنرمندانه و البته هوشمندانه ای با رنگایی مثل سفید ترکیب کنین. مثلا اگه رنگ کابینتا قرمزه، در و دیوار آشپزخانه رو رنگ سفید بزنین تا اینطوری با غوغای رنگ قرمز در قسمت بالایی آشپزخانه و رنگ سفید از بالا به پایین، هم تعادل و اصول فنگ شویی رو رعایت کرده باشین و هم انرژی، سرزندگی و سرحالی رو باهم در آشپزخانه تون داشته باشین.

فنگ شویی و آرامش با رنگ زرد مایل به سبز

به کار بردن رنگ زرد مایل به سبز یا همون رنگ به اصطلاح «لیمویی» در ترکیب رنگ آشپزخانه نتیجه اش رنگی آروم بخش و درعین حال قوی از نظر اصول فنگ شوییه، چراکه یکی از مهم ترین اصول فنگ شویی استفاه از رنگ سبز و مکملای اون در فضای آشپزخانه واسه القای حس نشاط و سرزندگیه.

فنگ شویی و آشپزخانه ای زرد و خاکستری

طبق فنگ شویی اگه به آشپزخانه ای با دیوارهای خاکستری علاقه دارین، بهتره رنگ زرد رو واسه کابینتای آشپزخانه انتخاب کنین؛ یک بازی واقعی با رنگا!

فنگ شویی دکوراسیون آشپزخانه با سبز تیره و ظرفای مسی

طبق اصول فنگ شویی آشپزخانه، رابطه ای شیک و قشنگ بین رنگ سبز تیره و ظرف وظروف و دکوریای مسی در آشپزخانه برقراره و توانایی ایجاد این رابطه یک هنره.

فنگ شویی و یک آشپزخانه آبی و سفید تر و تازه

طبق اصول فنگ شویی آشپزخانه، ترکیب دل پذیر و دل نشین آبی و سفید لذت بودن در آشپزخانه رو دوبرابر می کنه.

فنگ شویی و یک آشپزخانه مدرن چوبی

در حالی که طی سالای گذشته، حکومت بی قیدوشرط المانا مختلف چوب و کابینتای چوبی در آشپزخانهای مدرن تبدیل به یک اصل شده، طبق فنگ شویی آشپزخانه، چوب عنصری قشنگ و جذابه که انرژی مثبت طبیعت رو در آشپزخانه جاری می کنه.

فنگ شویی و ترکیب جادویی قرمز سالسا و مشکی

ترکیب جادویی رنگ خاص قرمز رقص سالسا واسه کابینتا و رنگ مشکی واسه المانایی مثل لوسترها و پایه های کانتر یا برعکس یعنی کابینتای مشکی و لوسترها و کانتر قرمز طبق اصول فنگ شویی پر از انرژی مثبت و سرزندگیه.

فنگ شویی و ترکیب چوب کم رنگ و خاکستری واسه آشپزخانه

طبق اصول فنگ شویی ترکیب دل نشین و پر انرژی کابینتا، لوستر و میز و صندلیایی به رنگ چوب کم رنگ در کنار دیوارهای خاکستری ملایم، حسابی سرحال تون میاره.

فنگ شویی و آشپزخانه ای صورتی

درست همون زمانی که فکر می کنین رنگ صورتی نمیتونه هیچ کارکردی در آشپزخانه داشته باشه، دیدن تصویر یک آشپزخانه با المانای صورتی حسابی نظرتون رو عوض می کنه. یکی از اصول اساسی فنگ شویی استفاده از المانای خوش رنگ صورتی در کنار رنگایی مثل خاکستریه.

لازم نیس تموم جزییات آشپزخانه رو صورتی انتخاب کنین. می تونین سرامیکای صورتی رو با کابینتای چوبی سفید، در و دیوار خاکستری یا لوازم برقی نقره ای یا ترکیبی از تموم این المانا هماهنگ کنین. ترکیب دیوارهای صورتی و کابینتای آبی اقیانوسی هم ترکیب دل نشین و رؤیایی فنگ شوییه.

فنگ شویی و جای درست و اصولی آشپزخانه در نقشه منزل

محل، طراحی و دکوراسیون همه در نقشه اشکوب فنگ شویی یک آشپزخانه دل پذیر و پرانرژی، نقش مهمی اجرا می کنن. همونجوریکه پیش از این گفتیم واقعا ازآنجایی که آشپزخانه ی منزل یکی از سه ضلع لازم مثلث فنگ شویی خونه ی شما یعنی حموم، اتاق خواب و آشپزخانهه، پس نقش مهمی در حال خوب و سلامتی شما اجرا می کنه. بر این پایه بهترین و بدترین جای واسه آشپزخانه کدوم نقطه از منزل شماس؟

  • طبق اصول فنگ شویی دکوراسیون منزل، یکی از بدترین ایدها واسه جای آشپزخانه، قرار گرفتن اون درست نزدیک درب ورودی منزله. طبق فنگ شویی، درب ورودی آشپزخانه نباید مقابل در ورودی منزل باشه. اگه در آشپزخانه روبه روی در ورودی منزله یک حائل یا پارتیشن بین اونا قرار بدین؛
  • از نظر فنگ شویی مهم ترین عنصر در آشپزخانه، آتیش پاک و سوزانه؛ پس بهتره که آشپزخانه در جهت شمال و شمال غربی آشپزخانه ساخته نشه؛
  • آشپزخانه تا حدممکن از توالت دور باشه؛
  • طراحی آشپزخانه به شکل گرد و دایره ای نباشه؛
  • آشپزخانه باید نور کافی داشته باشه؛
  • اجاق گاز رو روبه روی در ورودی منزل قرار ندین؛
  • اجاق گاز رو کنار یا جلو پنجره قرار ندین، چون انرژی هدر میره؛
  • اجاق گاز به عنوان عنصر آتیش رو در یک طرف و عناصر آبی مثل سینک ظرف شویی رو در طرف دیگری بذارین؛
  • در کاشی کاری آشپزخانه آینه به کار نبرین، تصویر آتیش اجاق گاز نباید داخل آینه بیفته؛
  • آشپزخانه باید از حموم دور باشه. بدترین طراحی آشپزخانه نزدیکی در حموم به اجاق آشپزخانه به ویژه در آشپزخانهای سبک جزیرهه؛
  • بدترین طراحی در منازل دوبلکس نزدیکی آشپزخانه به پله یا زیر پلهه، چراکه انرژی مثبت همدیگه رو خنثی می کنن.

فنگ شویی و دکوراسیون آشپزخانهای کوچیک

مشکل آشپزخانهای کوچیک اینه که شما همیشه فکر می کنین نمی تونین اون طور که دل تون می خواد دکوراسیون اونو طراحی کنین، لوازمی رو که دوست دارین در اون بذارین یا درست وحسابی تمیزش کنین. اما اگه به این قانون فنگ شویی که می گه: «هر وسیله ای جایی داره و باید در سر جای خودش قرار بگیره» عمل کنین می تونین آشپزخانه ای پرانرژی و سرحال داشته باشین. یکی از بهترین ایدها واسه آشپزخانهای کوچیک استفاه از شلفای دیواری بی دره که هم انرژی رو خوب منتقل می کنن و هم ظاهری شیک به آشپزخانه می بخشن و وسایل بی جا رو سر وسامان میدن. علاوه براین می تونین المانای چوبی آشپزخانه رو به رنگ چوب روشن انتخاب کنین تا فضای آشپزخانه بزرگ تر به نظر برسه. علاوه براین استفاده از «آینه» یکی از بهترین راه حلا واسه بزرگ تر به نظر رسیدن آشپزخانهه. با قرار دادن آینه فضا بزرگ تر به نظر می رسه اما مراقب باشین که آینه رو روبه روی اجاق گاز قرار ندین.

فنگ شویی و آشپزخانه ای منظم

قوانین فنگ شویی که بیشتر اونا بر مبنای کاربرد، ایمنی و نظافت فضا تعریف شدن به شما کمک می کنن تا بتونین فضایی برابر با نیازای خود و پر از انرژی مثبت بسازین. البته احتیاجی نیس تموم این موارد رو هم زمان در دکوراسیون آشپزخانه اجرا کنین. فقط به خاطر داشته باشین که کاربردی بودن” فضا باید در اولویت باشه. فضا رو با تموم شرایط آزمایش کنین و هر اون چه رو به نظرتون بهترین و درست ترین کاره انجام بدین. اما اگه دوست دارین قدم به قدم شروع کنین، اصول فنگ شویی رو در فضا مورد توجه قرار بگیرین. انرژی در یک آشپزخانه منظم و تمیز بهتر جریان پیدا می کنه. در فنگ شویی آشپزخانه به لوازم داخل کابینتا نظم بدین و اونا رو منظم کنین. سینک ظرف شویی و آب چکان رو تمیز و منظم نگه دارین. یخچال رو منظم کنین و لوازم و مواد اضافی و کهنه رو دور بریزین.

فنگ شویی و آشپزخانه ای پر از گل و گلدان

استفاده از گل و گلدان رو در آشپزخانه فراموش نکنین. گل و گیاه انرژی مثبت رو در آشپزخانه جاری می کنن. با این همه حواس تون باشه که از گیاهان تیغ دار مثل کاکتوس استفاده نکنین، چراکه در فنگ شویی زوایای تیز انرژی رو پریشون می کنن.

فنگ شویی و آشپزخانه ای پر نور

اگه محل درنظر گرفته شده واسه آشپزخانه در منزل تون به گونه ایه که نمی تونین از نور و روشنایی طبیعی بهره ببرین، حتما با روشنایی مصنوعی، آشپزخانه تون رو پر نور و روشن نگه دارین. نور و روشنایی احساس افسردگی و خستگیِ هنگام کار و آشپزی رو از شما دور می کنه.

فنگ شویی و چیدمان اصولی لوازم آشپزخانه

همونجوریکه گفتیم فنگ شویی هنر ایجاد تعادل و هماهنگی و قرار دادن هر وسیله در سر جای خود و دکوراسیون و چیدمان مناسب در قسمتای مختلف محل زندگی و کار شماس تا اینطوری، انرژی مثبت به طرف شما جریان پیدا کنه. واسه همین واسه قرار دادن وسایل آشپزخانه مثل اجاق گاز، یخچال و سینک ظرف شویی و… بهتره از اصول فنگ شویی پیروی کنین.

  • طبق اصول فنگ شویی و اثر عناصر پنج گانه اون بر همدیگه، عنصر آب و آتیش نباید در رابطه مستقیم با همدیگه باشن. پس اجاق گاز و ماشین ظرف شویی یا سینک نباید به طور مستقیم در کنار همدیگه قرار داده شن، چون تقابل آب و آتیش، ایجاد نا آرومی می کنه. عنصری که بین این دو عنصر میونه روی برقرار می کنه، عنصر چوبه. پس می تونین از کابینت یا قفسهای چوبی بین این دو عنصر استفاده کنین یا عنصری سبز بین این دو عنصر بذارین.
  • اگه واسه تون امکان پذیره از مایکروفر استفاده نکنین یا کمه کم اونو نزدیک یا بالای اجاق گاز نصب نکنین، چون مایکروفر جریان انرژی رو پریشون می کنه.
  • طبق اصول فنگ شویی سینک ظرف شویی، یخچال و ماشین لباس شویی رو هم نباید مجاور اجاق گاز بذارین. بهترین مدل قرار گرفتن یخچال، سینک ظرف شویی و اجاق گاز باید به دسته ای باشه که این سه وسیله، سه رأس یک مثلث رو تشکیل بدن. اگه سینک ظرف شویی کنار اجاق گازه، بین این دو از یک تخته ی آشپزخانه استفاده کنین تا تعادل بین آب و آتیش برقرار شه.
  • مطمئن شید شیر آب در طرف چپ اجاق گاز قرار نگیرد، چون این مسئله باعث تضعیف انرژی عنصر آتیش می شه .
  • قرار گرفتن سینک ظرف شویی در طرف راست آشپزخانه از نظر فنگ شویی بهترین حالته و درعین حال یخچال و فریزر نباید روبه روی در آشپزخانه قرار گیرند.
  • آب کتری و سماور رو خالی کنین. قرار دادن آب بی حرکت به مدت طولانی روی اجاق گاز ازنظر قوانین فنگ شویی باعث افسردگی می شه. واسه اینکه آب سماور و کتری رو هدر ندین، می تونین از این آب واسه آبیاری گل وگیاه یا پخت وپز استفاده کنین.
  • ادویه جات، چاشنیای غذا و حبوبات رو در ظروف بسته و در کابینت نگهداری کنین.
  • از یک سیستم تهویه ی قوی واسه آشپزخانه استفاده کنین تا دود و چربی، نیروهای کهنه و بیات رو در منزل تون جاری نکنه.
  • در کابینتا رو باز نگذارید؛ سیر و پیاز و فلفل و ماهی تابه و قابلمه رو از در و دیوار آشپزخانه آویزون نکنین.
  • در آشپزخانه ساعت نصب نکنین.
  • حتما از سطل زباله ی در دار استفاده کنین و منظم اونو خالی کنین.
  • بهتره پیشخوان و کانتر آشپزخانه زوایای گرد داشته باشن نه تیز.
  • همیشه یک ظرف میوه تازه یا گل و گیاه تازه رو روی میز یا کانتر آشپزخانه بذارین.
  • کارد و چاقو و وسایل برنده رو مقابل دید قرار ندین. اونا رو در کشو و کابینت دربسته نگه دارین.




فنون صحبت در بازاریابی؛ چه جوری برگ برنده رو از اون خود کنیم؟ 

خیلی از ما به نمایشای تلویزیونیِ مربوط به دادگاها علاقه داریم. چون در این نمایشا (به غیر از اعتراضا و اعترافای تکان دهنده)، همیشه بحثای شدید و جالبی هست. واسه هر بازاریاب، بخش آخر، یعنی «بحثای شدید» خیلی هیجان انگیزه. همه ما مشتاق این هستیم که در مورد مسائل مختلف، بحث کنیم و این مهارتیه که باید بر اون تسلط پیدا کنیم. شاید واسه همین باشه که وقتی در تلویزیون، بحث و گفت وگویی پرشوروحرارت می بینیم، جذب اون میشیم. ما عاشق دیدن افرادی هستیم که واسه باورهایشان، دلیل و دلیل میارن و آرزو داریم که خودمون هم بتونیم این کار رو انجام بدیم و مثلا بتونیم در مورد تخصیص بودجه یا یک پروژه، بحث کنیم. البته این کار غیرممکن نیس و با داشتنِ راه حلا و مهارتای لازم، هرکی می تونه صحبت کردن رو یاد بگیره. این دانشی عملی و ارزشمنده که میشه اونو تقریبا در هر جایی، به ویژه در بخش ی بازاریابی، به کار گرفت. در این مقاله هم می خوایم نکاتی کاربردی در مورد فنون صحبت در بازاریابی رو مطرح کنیم.

 

چرا بازاریابا باید فنون صحبت بدونن؟

وقتی با بازاریابا صحبت می کنم، همیشه چیزی واسه صحبت پیدا می شه. بیشتر اوقات، صحبت بر سر تخصیص منابع، بودجه، استخدامای جدید یا زمان انجام می شه. البته موارد خاص دیگری هم در مورد بازاریابی هست که در اونا صحبت کردن، ضروریه. مثلا، شاید به دنبال رسیدن به توافق بازاریابی مشارکتی (co-marketing) باشین یا شاید هم سعی می کنین تا واسه ایده های خودتون، دلیل و دلیل بیارین.

صرف نظر از اینکه دلیل صحبت چه باشه، داشتن آمادگی واسه این جور گفت وگوها خیلی مهمه. بخش مهمی از این آمادگی رو اعتماد به نفس تشکیل می ده. تحقیقات نشون می ده ۱۹ درصد مردم صحبت نمی کنن؛ چون می ترسن که به نظر برسه می خوان خواسته ی خودشون رو مجبور کنن. درسته که صحبت تا حدی ترسناکه، به ویژه زمانی که در اون تازه کار باشین.

ولی ورود به این بحثا، در شرایطی که از انتظارات و اطلاعات درستی بهره مند هستیم، کمی از دلهره آور بودن انجام صحبت کم می کنه. در این مقاله، ۶ تکنیک رو میگیم که در طیف زیادی از صحبتا در محل کار یا هر جای دیگر، قابل استفادهه.

فنون صحبت در بازاریابی

۱. بر منافع تمرکز کنین، نه بر موضعا

در بطن هر صحبت، بین تمرکز بر منابع و تمرکز بر موضعا فرق زیادی هست. «منافع» به نتیجه ای اشاره داره که به سود شما هستش، ولی «موضع» به موضع گیری شما در مورد مسئله ای خاص اشاره داره.

بازاریابی مشارکتی، همون گونه که در بالا اشاره شد، بخش ایه که در اون، این معنی تا حدی نقش اجرا می کنه. مثلا، کار و کاسبی کوچیکی رو در نظر بگیرین که به دنبالِ شراکت با کسب و کاریه که نفوذ بیشتری در بازار داره.

  • ممکنه که مدیر شرکت کوچیک تر بگه: «ما می خواهیم با شرکت شما کار کنیم.»
  • ولی ممکنه که شرکت بزرگ تر بگه: «ما قبلا به بازار هدف خود دسترسی پیدا کردیم و این شراکت چه منفعتی واسه ما داره؟»

به طور خلاصه، موضعای این دو شرکت یعنی: «شما باید با ما شریک شید» و «ما احتیاجی به شما نداریم». اینجاست که شرکت کوچیک تر باید به منافع اساسی شرکت بزرگ تر و اینکه اونا چیجوری می تونن به همدیگه نیاز داشته باشن، فکر کنه.

لیزا تونر (Lisa Toner)، مدیر راه حل بازاریابیِ محتوا در شرکت نرم افزاریِ هاب اسپات (HubSpot)، می پرسد: «شرکتای بزرگ تر، نفوذ زیادی در بازار دارن، ولی شما اگه می خواید با اونا کار کنین، باید بفهمین که بی چه چیزی هستن؟ بی منابع لازم واسه تولید محتوایی عالی واسه مخاطبان شون هستن؟»

یکی از منافع واسه کار و کاسبی بزرگ تر، می تونه به دست آوردن منابع واسه ایجاد چیزایی مثل طراحی یا نرم افزارهای کاربردی جذاب باشه. تونر می گه: «همه چیز به تبلیغ فروش (pitch) مربوط می شه و اگه بتونین تجربه ای رو ارائه بدین، [طرف مقابل شما] یا مشتریان اونا از اون استقبال می کنن و اونا دیگر مجبور نخوان بود که خودشون اون کار رو بکنن.»

ولی به گفته تونر، واسه فهمیدن این منافع به تحقیق و خلاقیت نیاز داریم و اون تنها کسی نیس که این باور رو داره. در کتابِ عاقلانه صحبت کنین (Negotiating Rationally)، مَکس اِچ بازِرمَن (Max H. Bazerman) و مارگارت اِی رسیدن (Margaret A. Neale) میگن: «میشه با ارائه تعریف جدیدی از اختلاف، واسه هر یک از دو طرف و شناساییِ منافع اساسی اونا و طوفان فکری واسه یافتنِ طیف زیادی از راه حلای پنهون، راه حلای خلاقانه ای رو پیدا کرد.»

پس زمانی که در ظاهر، طرف مقابل موضع متفاوتی با شما داره، شاید منافع مشترکی با هم داشته باشین. شناختن این منافع مشترک می تونه به شما کمک کنه تا گفت وگویتان رو به صورتی تنظیم کنین که موجب موفقیت هر دوی شما شه.

۲. سناریوهای «اگه- پس» و یک برنامه پشتیبان داشته باشین

وقتی واردِ صحبت ای میشید، داشتن سناریوها و گزینه های مختلف تو ذهن، خیلی خوبه. در مدرسه ی کار و کاسبی (business school) گفته می شه که صحبتا رو با یک «ماتریس اگه- پس» تنظیم کنیم. یعنی جدولی داشته باشیم با ردیفایی از «اگرها»، یعنی چیزایی که ما می خواهیم، ولی ممکنه طرف مقابل به اونا نه بگه. در مقابل این ردیفا، ستونایی از «پس» هست، یعنی مواردی که در صورتِ رد شدنِ «اگرها» به وسیله مشتری، غیرقابل صحبت می شن و قطعی هستن.

داشتن گزینه هایی تو ذهن، به کاهش ترس ما از صحبت، کمک می کنه. یکی از دلایل این مسئله اینه که با این کار، اولویتاتون مشخص می شه. بررسی تازه ای نشون داده که ۵۶ درصد از زنان در مورد یک پیشنهاد کاری صحبت نمی کنن؛ چون نمی دونن که باید چه درخواستی داشته باشن. این مسئله نشون می ده که بخش زیادی از مردم (چه زن و چه مرد) به این موضوع فکر نکرده ان که چه چیزی، بیشترین اهمیت رو واسه اونا داره.

شاید واسه شما، تعادل بین کار و زندگی مهم تر از حقوق باشه. در این صورت اگه کارفرماتون به حقوق درخواستی شما نه بگه، ممکنه که انعطاف پذیر بودن ساعات کاری، غیرقابل صحبت باشه.

شما باید قبل اینکه واردِ صحبت شید، جواب این سؤال رو که همون BATNAی شماس، بدونین. باید گزینه های زیادی تو ذهن داشته باشین. هر چه گزینهاتون بیشتر باشه، احتمال اینکه صحبت به بن بست برسه و شما درمونده شید، کمتر هستش.این کار رو در مورد تموم «اگه»هایی که بیشترین اهمیت رو واسه شما دارن، انجام بدین. اگه انعطاف پذیر بودن ساعات کاری هم با مقاومت روبه رو شه، پس موضوع بعدی صحبت ی شما چه هستش؟ این همون جاییه که باید BATNA رو هم در نظر بگیریم که به معنیِ بهترین جانشینِ ممکن، واسه توافقِ مورد مذاکرهه. بعضی وقتا هر چقدر هم که واسه صحبت آمادگی داشته باشین، بازم نمی تونین به توافق برسین. در این صورت چیکار باید کرد؟

در این شرایط، وجود ماتریکس «اگه- پس» هم می تونه مفید باشه. توجه کنین که در صورت به توافق نرسیدن، کدوم عوامل نقش اجرا می کنن و نتیجه های نبود توافق، واسه مشتریان شما، شرکت شما، تیم شما و خود شما چه هستش. بر شکست تمرکز نکنین و بر چیزی که می تونین بکنین و موارد عملیِ همراه با اون، تمرکز کنین. فراموش نکنین که صحبت، فرایندی نیس که در اون همه چیز رو به دست بیارین یا از دست بدین. به منافع تون فکر کنین و بعد، طبق مواردی که بیشترین اهمیت رو واسه شما دارن، گزینه هاتون رو مشخص کنین.

۳. از خلاقیت، به نفع خودتون استفاده کنین

در هر صحبت، خلاقیت اهمیت خیلی زیادی داره.

در مطالعه ای که روی دانشجویان MBA انجام شد، شرکت کنندگان در مطالعه، به ۲ گروه تقسیم شدن تا در کارگاهای آموزشی متفاوتی شرکت کنن. یک گروه بر حل سیستماتیک مسئله تمرکز داشت و گروه دیگر بر راه حلایی تمرکز داشت که دانشجویان رو به «لذت بردن»، «انتقاد نکردن از ایدها» و «جست وجو واسه احتمالای جدید» تشویق می کرد. بعد از هر گروه خواسته شد تا در مورد تخصیص بودجه صحبت کنن. دانشجویانی که تحت آموزش خلاقانه قرار گرفته بودن (گروهی که بر ایدها و نتایج غیرمعمولی تأکید داشتن) این وظیفه رو بهتر از گروهی انجام دادن که در کارگاهای آموزشی سنتی تر شرکت کرده بودن.

مثل این تحقیقات، ارزش خلاقیت رو در تولید راه حلا و احتمالای جانشین منحصربه فرد نشون می ده و باید در زمان تنظیم دستور کار گفت و گوا تون به این مسئله فکر کنین. اگه دستور کار شما مثل به فهرستی با موارد زیاد، با موضوعات دقیقی مثل بودجه و پرسنل باشه، این دستور کار تمرکز رو بر موضعایی مثل «به ۳۵ درصد از بودجه نیاز دارم» یا «به تخصیص دوباره ۱۰ کارمند در تیم خود نیاز دارم» قرار می ده، ولی به دلیلِ وجود این نیازها (منافع موجود پشتِ اونا) نمی پردازه.

واسه مقابله با این مشکل، بر چیزای نامحدودی مثل هدفا و نگرانیا تمرکز کنین. در این صورت، به دلیلا خواهید پرداخت، یعنی به منافع اساسی که در ریشه و پایهِ موضع هر یک از طرفا قرار داره.

شاید طرف مقابل این نگرانی رو داره که تیم اون نمیتونه انجام حجم کاریِ روزافزون موجود رو بر عهده بگیره و واسه همین، قصد داره تا ۱۰ نفر دیگر رو هم به تیم اضافه کنه. با این دیدگاه، منافع اون ربطی به تخصیص پرسنل نداره، و بیشتر به جلوگیری از فرسودگی و خستگی کارکنانش مربوطه. به این صورت، راه واسه بحث در مورد راه حلای خلاقانه تر باز می شه.

۴. به این فکر کنین که چه چیزی واسه طرف مقابل، بیشترین اهمیت رو داره

با درک اولویتای طرف مقابل، می تونین با سرعت بیشتری منافع اساسی ای رو که همیشه بر اون تأکید کردم، مشخص کنین. طرف مقابل هم به شما کمک می کنن تا منافع اونا رو با منافع خود هماهنگ کنین و نتایج هم اینجور سودمند رو مشخص کنین.

البته فکر کردن در مورد چیزایی که واسه طرف مقابل، بیشترین اهمیت رو داره، موجب می شه تا فهمیده باشین که اون در صحبت چه نوع سؤالایی از شما خواهد پرسید. شمام می تونین جواب هاتون واسه اون سؤالات رو آماده کنین و اطلاعات لازم واسه تأیید جواب هاتون رو، از پیش جمع آوری کنین.

فایده دیگر این کار اینه که متوجه میشید چه سؤالاتی رو باید در طول صحبت بپرسید. وقتی همکارم، جولیانا نیکلسون، مشغول نوشتن یک کتاب الکترونیک بود، تصمیم گرفت تا از سازمان خاصی به عنوان مطالعه ای موردی در کتاب خود استفاده کنه. ولی مدیران اون سازمان تمایلی نداشتن که مورد بررسی قرار بگیرن. به گفته نیکلسون، اونا «در مورد اینکه چیجوری در کتاب، در مورد اونا صحبت شه، خیلی حساس بودن.»

ولی اونا «واقعا می خواستن که در مورد اونا تبلیغ شه». باخبر شدن از اهمیت این مسئله واسه اونا، به نیکلسون کمک کرد تا بهترین سؤالای ممکن رو بپرسد تا خیال اونا رو آسون کنه و به اونا احسِاس کنترل داشتن روی مراحل رو بده. سؤالایی مثل: « می تونیم از نام و لوگوی واقعی شما استفاده کنیم تا بتونیم به سایت شما لینک بدیم و کاربران رو به طرف شما هدایت کنیم؟» توجه کنین که اون چیجوری منفعت شرکت رو در سؤال خود گفت. اون واسه کسب اجازه واسه انجام کاری خواسته می کرد (استفاده از هویت واقعی سازمان، به جای نام مستعار) و بی معطلی، نتیجه های مثبت انجام اون کار رو هم گفت.

نیکلسون با مطرح کردن این خواسته به شکل سؤالی، و بیان نکردن اون به شکل یک حقیقت، به طرف مقابل، احساس داشتنِ کنترل بر مراحل رو داد. از اونجا که می دونست این مسئله تا چه حد واسه اون سازمان مهمه، سؤال خود رو با عباراتی گفت که در اون به منافع اونا (هم از نظر تبلیغ واسه سازمان و هم از نظر کنترل داشتن بر مراحل) اشاره می شد. پس در طول صحبت، از کمی منحرف شدن از بخش ی قضایی هراسی نداشته باشین، به ویژه زمانی که مسئله اولویتای طرف مقابل در بینه.

۵. عناصر فرهنگی و چگونگی صحبت کردن در فرهنگای دیگر رو بدونین

نشونه های فیزیکی یا زبون بدن

با تحقیق در مورد فرهنگای دیگر، فهمیده ام که بعضی وقتا کارایی رو به طور طبیعی و ناخودآگاه انجام میدم (مثل تکان دادن دستا در زمان صحبت کردن) که ممکنه تعدادی از آدما رو برنجاند. پس باید علاوه بر آمادگی فکری، از نظر فیزیکی هم واسه صحبت با همتایان چینی ام آماده شوم و تمرین کنم که در طول گفت وگو، آروم بشینم.

سکوت

سکوت ناشیانه اصلا خوب نیس. به گفته استاد دانشگاه هاوایی، جون بارکای (John Barkai)، منطقیه که فرهنگای دیگر (مثل ژاپن)، از سکوت «به این امید استفاده می کنن که اجازه دن طرف مقابل، صحبت کنه» و در آخر چیزی باارزش رو رو کنه. ولی به جای اونکه اجازه بدین که سکوت آزاردهنده شه، از اون واسه تأمل استفاده کنین و اگه تصمیم می گیرین که اول صحبت کنین، از سکوت واسه فکر کردن در مورد اینکه چه باید بگید، بهره ببرین.

وقت شناسی

وقت شناسی در کشورهای مختلف، معانی زیادی داره. باید بدونین چه زمانی از شما انتظار میره که وقت شناس باشین و چه زمانی (بسته به طرف مقابل تون) احتیاجی نیس به این مسئله اهمیت زیادی بدین. مثلا، به گفته لیندسی کلوویچ (Lindsay Kolowich) وقت شناسی در انگلستان اهمیت زیادی داره در حالی که در فرانسه اگه ۱۰ دقیقه دیر برسین، گفته می شه که فرد وقت شناسی هستین. دانستن اینکه در هر فرهنگ، چه تصوری از وقت شناسی هست به شما کمک می کنه تا واسه صحبت برنامه ریزی کنین و صحبت ی مؤثری داشته باشین و مثلا اگه میهمانان تون دیرتر از زمان شروع برنامه ریزی شده رسیدن، غافلگیر و متعجب نشید.

۶. تیم تون رو آماده کنین

شما واسه صحبت آماده شدین؟ عالیه! ولی افرادی که در جلسه ی صحبت، کنار شما می شینن چه جوری؟

حتی اگه شما تنها کسی هستین که در صحبت صحبت می کنه، تموم همکارانی که در جلسه ی صحبت حضور دارن هم باید آماده باشن. اینجا شفافیت اهمیت زیادی داره. تیم شما باید از تموم اطلاعاتی که ممکنه در طول صحبت مطرح شه، آگاهی داشته باشه و از تموم نکات فرهنگی و رفتاری طرف مقابل (که قبلا گفتیم باید در مورد اون تحقیق کنین)، مطلع باشه.

وقتی اعضای تیم، آگاهی و اطلاعات لازم رو داشته باشن، می تونین از بینشای مهم اونا هم استفاده کنین. وقتی به شکل عمیق در مسئله ای غرق میشیم، عینی و بی طرفانه نگاه کردن به اون، سخت می شه. پس اعضای تیم صحبت باید از تموم آمادگیایی که شما دارین، بهره مند باشن و دیدگاه های اونا، دارایی باارزش و مفیدی هستش.

در زمان آماده شدن واسه شرکت در جلسه، باید واسه آمادگی تیم تون چند مسئله اساسی رو در نظر داشته باشین که در مورد آماده شدن واسه صحبت هم کاربرد دارن:

  • اصول و قوانین روشنی رو مشخص کنین. تیم شما باید به درستی درک کنه که مسئله مورد نظر چیه و مطلوب ترین راه حلای پیشنهادی چه هستن. اونا باید بدونن که چه زمانی می تونن در بحث شرکت کنن و در مورد چه مسائلی نباید صحبت کنن.
  • در مورد موارد غیرقابل صحبت بحث کنین. همکاران شما باید از موارد «اگه- پس» آگاه باشن. به اعضای تیم تون فهرستی از مواردی رو بدین که طرف شما، نمیتونه در مورد اونا با طرف مقابل توافق کنه و به اونا بگید که چیجوری باید با این موارد نبود توافق، برخورد کنن.
  • اجازه بدین سؤال بپرسند. حالا زمان اینه که تموم شک و تردیدها رو روشن کنین. اگه تیم شما از مسئله ای بی خبر باشه و در بین صحبت متعجب شه، طرف مقابل متوجه می شه و شما بی آمادگی به نظر می رسه و طرف مقابل، از جایگاه برتری بهره مند میشه.

واسه شروع آماده اید؟

اگه تموم کارهای لازم واسه آمادگی رو انجام دادین (تکالیف، تحقیق، تفکر و تأمل و برنامه ریزی واسه نتایج نه خیلی مطلوب) سعی کنین که در مورد صحبت ای که پیش رو دارین، احساس خوبی داشته باشین. ما معمولا تمایل داریم که انتظارِ بدترینا رو داشته باشیم و بعضی وقتا، ارقام تنها چیزیه که موجب می شه احساس بهتری داشته باشیم.

پس بهتره بدونین که:

  • ۸۰ درصد دانشجویان و فارغ التحصیلان (تازه وارد)، وقتی صحبت می کنن، دست کم تا حدی موفق هستن.

همونجوریکه در اول مقاله گفتم، صحبت کردن تا حدی ترسناکه. ولی با عمل کردن به نکاتی که در این مقاله اشاره کردیم، می تونین صحبت ی بهتری بکنین.

برگرفته از: blog.hubspot



فلسفه واسه کودکان، درست اندیشیدن و تصمیم گیری 

نقطه اشتراک ملتا کجاست؟ چه چیزی باعث می شه همه ما فکر کنیم ژاپنیا مردمون سخت کوشی هستن و مردم کشورهای اسکاندیناوی با آغوش باز از تغییرات استقبال می کنن؟ کدوم ویژگی ما ایرونیا تا این اندازه برجستهه؟ اصلا اینجور ویژگی هست؟

همه ما در خونوادهایی متفاوت به دنیا اومدیم، تحصیلات خانوادگی یکسانی نداریم و حتی از نگاه اقتصادی در یک سطح قرار نمی گیریم اما همه در یک سیستم آموزشی درس خوندیم، همه ما کبری و تصمیمش رو می شناسیم. این نقطه اشتراک ماست، ۱۲ سال تحصیل در یک سیستم آموزشی و مطالعه کتابایی برابر، همه ما در یک امتحان کنکور شرکت کردیم.

فلسفه واسه کودکان

اولین چیزی که باید بدونیم اینه که فلسفه واسه کودکان با فلسفه ای که در دانشگاها تدریس می شه فرق داره. آموزش فلسفه به کودکان اصلاح وضعیت آموزش تفکر در تعلیم و تربیته. فلسفه به کودکان آموزش می ده که واسه خودشون فکر کنن، افکار خود رو به درستی به بقیه بگن و اگه لازم باشه از دلیلای خود دفاع کنن. فلسفه به کودکان کمک می کنه تا بتونن واسه سوال هاشون جوابای درستی پیدا کنن تا اهداف خود رو پیدا کرده و راه های رسیدن به اون اهداف رو هم یاد بگیرن.

واسه آموزش فلسفه به کودکان از روشی به نام حلقه جستجو یا انجمن تحقیق استفاده می شه. حلقه جستجو یک دورهمیه که کودکان بصورت دایره وار چشم در چشم همدیگه می شینن و یک نفر مربی بر این جلسه نظارت می کنه. در این جلسات یک موضوع مطرح میشه که می تونه بخشی از یک کتاب باشه بعد از کودکان خواسته می شه تا نظرات خود رو در مورد موضوع بگن. نظرات هر یک از اونا روی تابلویی نوشته می شه و بعد از اونا خواسته می شه با ارائه دلیل در مورد نظرات خود صحبت کنن. اینطوری بین کودکان گفت وگویی صورت میگیره که پایه اون جستجو و درواقع حقیقت جوییه. تحقیقات نشون داده که این روش بر پرورش توانایی پرسشگری کودکان موثر بوده .

نتیجه این جلسات اصلاح روش تفکر کودکانه که به تربیت شهروندان مناسب، خودآگاه، دقیق، مسئولیت پذیر، اجتماعی و محقق منجر می شه.

در مقاله ای جالب از گاردین با عنوان « فلسفه می تونه چیزایی رو به کودکان بیاموزد که گوگل نمیتونه » اشاره به اهمیت آموزش فلسفه به کودکان و تربیت اونا واسه آینده داره. در این مقاله به نقل از رئیس جمهور ایرلند، مایکل دی هیگینز اومده که:« فلسفه یکی از قدرتمندترین ابزاریه که در دسترس ما قرار داره تا کودکان رو قادر سازیم تا در جهانی که پیچیده، بهم پیوسته و غیرمنتظرهه به عنوان افرادی آزاد و مسئول عمل کنن».

در مقاله دیگری در مجله اینسایدر با عنوان « مدارس شروع به آموزش فلسفه به کودکان می کنن و این کار کلا روش فکرکردن علم آموزان رو تغییر می ده» که به بررسی آموزش فلسفه در مدارس امریکا می پردازه میخونیم که دکتر لون، مدیر و موسس مرکز فلسفه واسه کودکان در دانشگاه واشنگتن در مورد نتیجه این نوع آموزش روی علم آموزان به این نتیجه می رسه که «فلسفه همه مهارتایی که میخوایم کودکان بیاموزند رو به اون‍ها می ده.»


فسخ قرارداد به چه معناست و چه احکامی داره؟ “

 

یش از اینکه به طور اختصاصی به فسخ قرارداد و آثار اون بدیم باید با دو معنی حقوقی آشنا شیم: عقود لازم و عقود جایز.

 

عقود لازم

«قراردادهای لازم» قراردادهایی هستن که هیچکدام از متعهدین حق برهم زدن اونا رو ندارن (مگه در موارد معدود و مشخص شده در قانون). در این قراردادها تا زمانی که باعث قانونی به وجود نیامده باشه، قرارداد پابرجاست و دو طرف باید به تعهدات خود عمل کنن و نمی تونن به هیچ بهونه ای از انجام قرارداد سرباز زنند. از نمونه های این قراردادها میشه به قرارداد اجاره، نکاح و خریدوفروش اشاره کرد.

عقود جایز

«عقود جایز» قراردادهایی هستن که در اونا، هر کدوم از دو طرف می تونن هر زمان که بخوان بی اینکه به دلیل یا هرگونه تشریفات خاصی نیاز داشته باشن، اونو برهم بزنن.

از نمونه های مهم عقد جایز، قرارداد وکالته. وقتی شما به کسی واسه انجام کاری وکالت میدید، می تونین هر موقع که خواستین اونو عزل کنین. وکیل هم هر موقع که خواست می تونه از وکالت بی خیال شو و اینطوری، بی هیچ سختی خاصی رابطه قراردادی شما تموم می شه.

البته باید توجه کنین که منظور از عقد جایز این نیس که دو طرف هر موقع خواستن به تعهدات شون عمل کنن، بلکه تا زمانی که رابطه قراردادی پابرجاست، دو طرف مجبور به انجام وظایف خود برابر با قرارداد هستن، اما هرزمانی که خواستن می تونن قرارداد رو پایان دن.

لازم به ذکره که غالب قراردادها لازمن و تنها موارد معدودی از قراردادهای جایز داریم.

فسخ قرارداد

حال که با عقود لازم و جایز آشنا شدیم، می تونیم از فسخ قرارداد صحبت کنیم. فسخ قرارداد یکی از راه های ارادی انحلال و پایان ی قرارداده: یعنی دو طرف یا یکی از اونا این حق رو دارن که درمورد باقی موندن یا از بین رفتن قرارداد تصمیم بگیرن.

گفتیم که در عقود جایز این حق و اختیار همیشه هست و هر کدوم از دو طرف می تونه هر زمان که اراده کرد، به هر دلیلی قرارداد رو فسخ کنه؛ اما در عقود لازم این طور نیس و واسه برهم زدن و به اصطلاح فسخ قرارداد به باعث قانونی نیازه و دو طرف جز در موارد استثنایی و مشخصی که در قانون اشاره شده، نمی تونن قرارداد رو فسخ کنن.

در اصطلاح حقوقی به حق فسخ قرارداد «خِیار» یا «خیار فسخ» گفته می شه. واژه خیار به معنی اختیاره و منظور از اون اختیاریه که فرد در فسخ معامله داره. درواقع خیار، حقیه که قانون در مواردی به یکی از دو طرف عقد یا هر دوی اونا می ده تا قراردادی رو که منعقد کردن، برهم بزنن. این حق، نیاز به توافق و تراضی دو طرف نداره. مثلا اگه فردی در قراردادی دارای «خیار عیب» باشه (راجبه این خیار به زودی صحبت می کنیم)، می تونه یک طرفه و صرف نظر از رضایت یا نبود رضایت طرف مقابل، قرارداد رو فسخ کنه؛ یعنی، فسخ قرارداد، برخلاف انعقاد قرارداد، تنها به یک اراده نیاز داره.

نمونه هایی از خیارات

گفته شد که فسخ قرارداد در عقود لازم، تنها در موارد مشخصی که در قانون بیان شدن، ممکنه. اینجا سعی می کنیم تا به بعضی از این موارد که پرکاربردتر هستن و ممکنه در معاملات خود به اون برخورده باشین، اشاره کنیم و درخصوص اونا توضیحات مختصری بدیم.

خیار شرط یا شرط خیار

شما در هر قراردادی که منعقد می کنین (به استثنای عقد ضمان، نکاح و وقف) می تونین با طرف مقابل شرط کنین که ظرف مدت معینی (مثلاً یک هفته) بتونین قرارداد رو به هم بزنین. مثلا شما می خواید ماشینی بخرین؛ در زمان انعقاد قرارداد با فروشنده شرط می کنین که یک هفته به شما مهلت بده تا اگه به هر دلیلی از ماشین راضی نبودین، ماشین رو به اون بدین و پول تون رو پس بگیرین. قرارداد بسته شده و شما مالک این ماشین هستین، اما شرط خیار گذاشته اید و اگه خواستین می تونین درطول این یک هفته قرارداد رو به هم بزنین و پول خود رو پس بگیرین.

شرط خیار می تونه مخصوص یکی از دو طرف قرارداد یا هر دوی اونا یا حتی شخصی سوم باشه، اما حتما باید مدت محدودی داشته باشه.

خیار غَبن

ممکنه در گوشه و کنار نام این خیار رو شنیده باشین. «غَبن» زمانی ایجاد می شه که در انجام معامله، بین ارزش اون چیزی که پرداخت یا انجام می شه و ارزش اون چیزی که در برابر اون دریافت می شه، تعادل اقتصادی وجود نداشته باشه و یکی از دو طرف متضرر و در اصطلاح «مغبون» شه. مثلا کسی که خونه ای رو که ۴۰ میلیون تومن ارزش داره به قیمت ۸۰ میلیون تومن خریداری می کنه، از این معامله مغبون شده و زیان دیده؛ پس اینجا حق داره که معامله رو برهم بزنه. دقت کنین که شرط ایجاد خیار غبن اینه که فرد از زیان خودآگاه نباشه. اگه شما بدونین که ارزش خونه ای که دارین می خرید ۴۰ میلیون بیشتر نیس و با این حال ۸۰ میلیون بدین و خونه رو بخرین، مغبون حساب نمی شین. این حق فسخ، حمایتی قانونی واسه کسانیه که ناخواسته و نادانسته تن به معامله ای میدن و درنتیجه ی اون متضرر می شن و زیانی فاحش می بینن. ضمنا، هر نوع ضرر و زیانی هم موجب ایجاد خیار غبن نیس و زیان باید «فاحش» باشه؛ یعنی به میزانی نباشه که خیلی آسون قابل مسامحهه. این خیار در عقود مُعَوَض و قراردادهایی که افراد واسه منافع مادی خود منعقد می کنن، مثل خریدوفروش و اجاره متصوره و نه در عقود رایگانی مثل هِبِه.

خیار عیب

اگه بعد از انعقاد قرارداد روشن شه که در موضوع قرارداد عیبی وجود داشته، طرف قرارداد می تونه مابه ­التفاوت ثروث معیوب یا سالم رو بگیره یا اینکه قرارداد رو فسخ کنه. به این اختیار «خیار عیب» گفته می شه. واسه اینکه خیار عیب واسه کسی به وجود بیاد، دو شرط لازمه:

  • عیب باید مخفی باشه: یعنی عیب ثروث موضوع معامله از دید مشتری مخفی مونده باشه و اون به وجود این عیب آگاه نباشه. مثلا شما یک لپ تاپ خریده اید. بعد از خرید، متوجه میشید که این لپ تاپ نقصی داره و درست کار نمی کنه. اگه شما در زمان خرید از این عیب باخبر باشین و مثلاً به دلیل وجود این عیب از فروشنده تخفیف گرفته باشین، دیگر بعداً حق فسخ قرارداد رو نخواهید داشت.
  • عیب باید در زمان انعقاد قرارداد موجود باشه: این شرط به این معنیه که قبل از انجام معامله یا در زمان انجام اون، موضوع معامله معیوب باشه و اگه عیب بعد از انجام معامله ساخته شد، دیگر شما حق فسخ ندارین. در مثال قبل، اگه بعد از خرید لپ تاپ ضربه ای به اون وارد شده باشه که کارکرد لپ تاپ رو پریشون کرده، شما دیگر حق فسخ این قرارداد رو ندارین؛ چون که عیب زمانی ایجاد شده که مسئولیت ثروث بر عهده ی خود شما بوده.

خیار تَدلیس

«تدلیس» به معنای فریبکاری و مخفی کردن واقعیته. اگه طرف قرارداد عمدا شما رو فریب داده باشه که قراردادی رو منعقد کنین، تدلیس اتفاق افتاده: مثلا اگه کسی نقاشی یک نقاش دیگر رو به عنوان نقاشی استاد فرشچیان به شما بفروشه، در معامله تدلیس کرده. در تدلیس، طرف قرارداد با دسیسه و فریبکاری و دروغ موجب می شه که شما قراردادی رو ببندید که اگه اون فریبکاری و دروغ نبود، شما اون قرارداد رو امضا نمی کردین. اگه شما می دونستین که نقاشی اثر استاد فرشچیان نیس شک نداشته باشین حاضر به خریدن اثر با اون قیمت و شرایط نمی شدید. این تدلیس و فریبکاری قبل از انعقاد قرارداده. در این موارد قانونگذار واسه جبران ضرر وارده، به طرف قرارداد حق داده تا قرارداد خود رو با شخص فریبکار فسخ کنه.

خیارات دیگری هم وجود دارن که به دو طرف یا یکی از اونا حق فسخ قرارداد رو میدن که خارج از حوصله و فرصت این نوشتاره.

آثار فسخ قرارداد

مسئله مهم بعدی که باید به اون بدیم اینه که بعد از فسخ چه اتفاقی میفته؟ یا یعنی فسخ قرارداد چه آثاری داره؟

اثر فسخ، انحلال و از بین رفتن قرارداده. باید توجه داشت که اثر فسخ ناظر به آیندهس؛ یعنی تعهدات آینده (بعد از فسخ) رو از بین می بره؛ اما تعهدات قبلی معتبر باقی می مونن. مثلا اگه شما خونه ای خریده اید و بعد از سه ماه، قرارداد شما به دلیلی فسخ شد؛ اون خونه دیگر واسه شما نیس و باید اونو پس بدین، اما استفاده ی شما از اون خونه ظرف این سه ماه قانونی و درست بوده. گرچه که از این به بعد دیگر حق ندارین از اون خونه استفاده کنین. بعد از فسخ، سعی می شه تا وضع دو طرف به حالت سابق (قبل از انعقاد قرارداد) برگرده. مثلا اگه پولی که مبادله شده، پس داده شه، خونه رو پس میدید و پول خود رو پس می گیرین. اینجا سعی می شه که تا حد امکان شرایط به شرایط قبل از قرارداد برگردد.

نحوه ی فسخ قرارداد

حال که تا حدی با بعضی از موجبات فسخ قرارداد آشنا شدیم باید به یک سؤال دیگر هم جواب دهیم: چیجوری باید قرارداد رو فسخ کرد؟ فسخ قرارداد چه تشریفاتی داره؟

گفته شد که حق فسخ یک طرفه و تنها نیاز به یک اراده داره؛ پس اگه شما قراردادی بسته اید و حالا به دلیلی حق فسخ دارین، احتیاجی به توافق با طرف مقابل و دریافت رضایت اون ندارین. با اینحال شما طی قراردادی پایبند به چیزی شدین و ممکنه طرف مقابل شما خیلی آسون تصمیم شما واسه فسخ قرارداد رو قبول نکنه و مثلا پول یا ثروث شما رو پس نده؛ پس ممکنه ضرورت داشته باشین که به دادگاه مراجعه کنین و از دادگاه بخواهید تا فسخ قرارداد شما رو اعلام کنه؛ این اراده ی شماس که قرارداد رو فسخ می کنه اما اراده ی شما و همینطور وجود باعث قانونی فسخ باید گرفتن و اثبات شه. این به ویژه زمانی که قرارداد در دفاتر اسناد رسمی ثبت می شه ضرورت داره: واسه فسخ این قرارداد ارسال حکم دادگاه ضروریه.

در آخر اشاره به این نکته ضروریه، «خیار فسخ» یک حقه و شما می­ توانید از اون استفاده کنین یا از اون صرف نظر کنین یا در اصطلاح حقوقی خیار خود رو اِسقاط کنین. اگه در قراردادی، باعث، فسخ ایجاد شده باشه؛ این حق شماس که تصمیم بگیرین که می خواید در این قرارداد باقی بمونین یا نه.

مطالب این مقاله با استفاده از کتاب «اعمال حقوقی» نوشته دکتر ناصر کاتوزیان نوشتن شده.





فریلنسرها چیجوری می تونن درآمد بیشتری کسب کنن؟

کار کردن به شکل آزاد، یا واسه خود، مفهومی فریبنده و در نظر اول آسون تر از کارمندیه. اما در عمل، این روش کار هم سختیای خاص خود رو داره. مثل مهمترین این سختیا، تعیین دستمزدیه که باید خواسته کنین. باید بدونین که کارتون چقدر ارزش داره؟ چقدر می تونین دستمزد مشخص کنین و چه جوری می تونین میزان دستمزدتان رو بالا ببرین؟

 

به خاطر دارم که در اول کار اصلا نمی دونستم باید واسه خدماتم چه دستمزدی تعیین کنم. واسه همین، یه مدت طولانی رو به سعی و خطا، انتقاد از خود و مقایسه خودم با رقبایی گذراندم که سابقه بیشتری داشتن و میزان دریافتی شون به مقدار زیادی ازم بیشتر بود. در آخر به جایی رسیدم که درباره میزان ارزشم، به عنوان یک آزادکار (فریلنسر)، مطمئن باشم.

اما رو راست بگم، این چیزی نیس که بتونین خیلی آسون «از اون سر دربیاورید». باید در طول زمان با نقاط قوت خود آشنا شید، مهارتایی رو که بیشترین بازده رو دارن به دست بیارین، پرونده ی سوابق قدرتمندی واسه خود تهیه کنین و در بخش ی کاری خود برندی قوی بسازین.

۱. ارزش خود رو بدونین

ارزش یک آزادکار همیشه به درک مبانی عرضه و خواسته بازمی شه. به اینکه مهارت ها و منابع شما در مقابل خواسته بازار چه می تونن عرضه کنن؟ به جز مبانی لازم در عرضه و خواسته، باید ببینین که منابع و مهارتاتون در مقایسه با رقبا در کجا قرار میگیره. در بخش ی کاری خود متوسط حساب میشید یا سطح بالا یا پایین؟ درک رو راست از اینکه در صنعت خود، از دید مهارت ها، در کجا قرار دارین، به شما کمک می کنه نسبت به تعیین دستمزد، واقعی تر عمل کنین.

اشتباهی که خیلی از آزادکاران انجام دهنده می شن اینه که خدمات خود رو به شکل لیستی از فعالیتا به مشتری ارائه میدن. این اشتباه بزرگیه، چون که شما به عنوان یک آزادکار، قرار نیس فقط یک مجموعه فعالیت بکنین. شما مشکل پیچیده ای رو حل کرده و راه حلای کسب وکار به مشتری می فروشید. این یعنی که ارزش کل اون راه حل از جمع جبریِ ارزش تک تک اجزاء اون بیشتره.

خدماتی که شما ارائه میدید به مشتری کمک می کنه درآمد داشته باشه یا در هزینه ها صرفه جویی کنه. این یعنی شما در سود اون سهمی دارین و پس باید این سهم رو در تعیین دستمزد خود در نظر بگیرین.

۲. انتخاب درست مشتریان

اگه کارتون رو بلد باشین، در همون زمان تصمیم به راه اندازی کسب وکار آزاد، از دید نوع مشتریان و خدماتی که می خواید ارائه کنین، بخش خاص (niche) و مشخصی از بازار رو واسه خود انتخاب کردین که به شما کمک می کنه در بخش ی کاری خودتون، برند قدرتمندی به وجود بیارین.

معمولا در اول کار، این وسوسه هست که بخواهید هرچه می تونین مشتری جمع کنین. اما باید یاد بگیرین که به بعضی پیشنهادات نه بگید و اینطوری وقت و منابع خود رو به پروژه هایی که بیشترین ارزش رو واسه شما دارن اختصاص بدین. این شامل انتخاب مشتریان درست هم هست، یعنی مشتریانی که بیشترین سود بلندمدت رو واسه شما به ارمغان میارن و کمک می کنن تا در اون بخش ی کاری که تمایل دارین، برند خود رو بسازین. حتی وقتی تازه وارد هستین هم باید واسه انتخاب مشتریان استانداردهایی مشخص کنین.

کلا، هدف شما باید ساخت روابط بلندمدت با مشتریان باشه. کمترین دلیلش اینه که هزینه به دست آوردن مشتری جدید می تونه چیزی بین ۵ تا ۲۵ برابر بیشتر از هزینه ای باشه که صرف نگهداری مشتریان موجود می کنین. وجود مشتریان یکسانی که واسه شما کار منظم بیارن، نون هر کسب وکار آزادِ پایداری رو در روغن میندازه. هر قدر که ممکنه این روابط رو تحکیم کنین.

۳. درک مشتریان

اگه قصد دارین دستمزد خود رو بالاتر از استانداردهای صنعت تون تعیین کرده و یا اونو افزایش بدین، لازمه بتونین مشتریان خود رو درک کنین. هرچه بیشتر از مشتریان خود، مشکلات و نیازهایشان بدونین، بیشتر می تونین راه حلای با ارزش بالایی تولید کنین که اهمیت گفت و گوا پولی رو بالا ببرن.

به عنوان یک آزادکار باید کمه کم یه قدم از چیزی که مشتری از شما می خواد، و چیزی که واقعاً به اون نیاز داره جلوتر باشین. مثلا، اگه نویسنده ی محتوا باشین، فقط واسه نوشتن متن استخدام نشده اید؛ مشتری از شما می خواد کاری کنین بازدیدکنندگان بیشتری به سایت اون جلب شن و تعداد کلیکا و میزان تبدیلای بیشتری به دست آورد (و در آخر مشتری بیشتری پیدا کنه). این ارزشیه که شما واسه مشتری خود ایجاد می کنین.با اضافه کردن به این ارزشی که واسه مشتری فراهم می کنین و با ارتقای سطح کیفیِ کار خود، می تونین افزایش میزان دستمزدتان رو توجیه کنین.

۴. برندسازی و معروفیت در بخش ی کاری

داشتن یک برند شخصی قوی و معروفیت خوب خیلی در دستمزد شما تعیین کنندهه، چون که نشونه ای از تجربه، اعتبار، حرفه ای گری و کیفیت کار شماس. برندسازی می تونه خیلی آسون با نوشتن مقاله مهمون، مصاحبه یا همکاری با بقیه آزادکاران باسابقه تر در بخش ی کاری خودتون شروع شه. مثل فعالیتای مفید واسه برندسازی، به روز نگه داشتن سایت و کانالای کسب و کارتون در شبکه های اجتماعیه، طوری که همکاری هاتون رو هم درخشش بدن. حضور آنلاین فعالی داشته باشین. پرونده ای از سوابق کاریتون درست کنین و هرجا که لازم بود به اون برگشت بدین. این واسه مخاطبان هدف شما پیام اعتبار و تجربه داره.

۵. با داشتن یک راه حل پیشرفت ی عالی، مشتریان رو به تشویق وادارید

روابط معنی دار شما با مشتریان در درون راه حل پیشرفت ی موثر شما ساخته می شن نه در بازاریابی. اهمیتِ داشتنِ یک راه حل پیشرفت ی فوق العاده در اینه که افراد بیشتر به پیشنهاد ی شخص سوم بیشتر از چیزی که افراد یا کسب وکارها درباره خودشون میگن، اعتماد می کنن.

از راه رابطه بیشتر با مشتریان روابط پایداری بسازین و باعث شید اونا «قصه»ی برند شما رو واسه بقیه تعریف کنن. این باعث تشویق مشتریان پنهون شده و ارزش درک شده ی خدمات شما رو بالا می بره؛ پس می تونی دستمزد بیشتری خواسته کنین.

۶. پروپوزالی بنویسین که مو لای درزش نرود!

تهیه پروپوزال عالی واسه پروژه، کلید به دست آوردن مشتریانیه که می خواید. از طرف دیگر، پروپوزالی که می نویسید وسیله اصلی نشون دادن ارزش خدمات شما به مشتریه. پس، پروپوزال خوب به دستمزد بالاتر منتهی میشه.

متأسفانه، بیشتر آزادکاران نمی تونن از این فرصت استفاده کنن، چون نمی دونن چه جوری باید یک پروپوزال خوب بنویسند. بد نیس در دوره های آموزش پروپوزال نویسی شرکت کنین تا در این باره بیشتر بدونین.

۷. خدمات مشتریِ عالی داشته باشین

به عنوان یک آزادکار، «خدمات مشتری» بخش ایه که می تونین خوب خود رو در اون نشون داده و از رقبا جدا کنین. خدمات مشتری از مرحله رسیدن به مشتریان پنهون شروع می شه. داشتن خدمات مشتری فوق العاده از اول کار، احتمال دریافت دستمزد بیشتر رو واسه شما افزایش داده و حفظ این استاندارد در تموم راه تا زمان تحویل کار، احساس رضایت در مشتری رو بالا می بره. اینطوری مشتری خواهان خدمات بیشتر بوده و راه همکاریای بعدی با اون صاف میشه.

۸. از روانشناسی قیمت استفاده کنین

واسه افزایش میزان کار آزاد خود از معنی درک قیمتی (price perception) استفاده کنین. در دفاع از میزان دستمزد خود به چیزایی مثل هزینه های شخصی یا مالیات اشاره نکنین. عوضش، تصویری از امتیازات خدماتی که ارائه می کنین و ارزشی که واسه مشتری ایجاد می کنین ترسیم کنین و اجازه بدین این تصویر واسه مشتری انگیزه ای واسه پرداخت دستمزد شما باشه.

روش «لنگراندازی» (Anchoring) تکنیک دیگریه که در اون شما هستین که اول قیمت رو می گین و اینطوری واسه گفت و گوا «لنگر» یا مبنایی تعیین می کنین. طبیعتا هدف شما این هستش که بیشترین حد قیمت رو واسه کار خود مشخص کنین. از این نوع ترفندها واسه تعیین دستمزد بیشتر واسه خدمات خود استفاده کنین.

۹. مهارتای جدیدی فرا بگیرین که ارزش بیشتری واسه مشتری بسازن

یاد گرفتن مهارتای جدید و در رابطه، روشی عالی واسه افزایش میزان دستمزد کار شماس. این مهارت ها ممکنه شامل حل مسئله، ارتباطات یا مدیریت کار و کاسبی باشن. لازم نیس برید مدرک بازرگانی بگیرین، اما باید اطلاعاتی درباره اصول کسب وکار یا کارکرد کسب وکارِ مشتریان یا صنایع مربوطه به دست بیارین. این باعث می شه واسه شناسایی و حل مشکلات مشتریان مجهزتر بوده و راه حلای ارزشمندتری تولید کنین.

۱۰. فوران اعتماد به نفس باشین!

خوشتون بیاد یا نیاد، شاخص مهارت ها و کیفیت کار شما به عنوان یک آزادکار، «اعتماد به نفس» شماس. اگه شما به خودتون و توانایی تون در تهیه نتایج عالی واسه مشتری اطمینان نداشته باشین، چه جوری توقع دارین شخص دیگری به شما ایمان داشته باشه؟

ترسیدن و نامطمئن بودن باعث می شه در گفت و گوا ضعیف باشین، چون که مشتری به آسونی از شما سوء استفاده کرده و شما رو مجبور به قبول کردن دستمزدی می کنه که براتون سودآور نیس، دوست ندارین و یا با اون آسون نیستین. وقتی از خودتون اعتماد به نفس نشون داده و در آخرِ آرامش اما قاطعانه واسه به دست آوردن شرایطی که مناسب شماس صحبت کنین، میتونین دستمزدهای خیلی بالاتری مشخص کنین.

s.about.com

شغلی رو انتخاب کن که عاشق اون هستی، اون وقت حتی یک روز هم در زندگیت مجبور بخای بود کار کنی


۴۰۰۰۰تومن


۲۰۰۰۰تومن


در مورد : اجزای بانکداری الکترونیک در ایران:

کارتای اعتباری و بدهی: حالا بیشتر از ۲/۸ میلیون کارت ازسوی بانکهای تجاری صادر شده.

کارتای غیر بانکی: بعضی موسسات غیربانکی مبادرت به منتشر کردن کارتای خرید مانند ثمین و سایپا کارت کرده ان.

ب- شبکه شتاب

این یه شبکه Online ملیه و خدمات مربوط به کارتای بدهی رو انجام می دهد و کارتای بدهی داخلی رو بین بانکا تسویه می کنه.

ج- سیستم تسویه بین بانکی مبادلات ارزی
این سیستم با بهره گرفتن از سوئیفت روی خط بین شعبه مرکزی بانکهای تجاری عمل می کنه و بانک مرکزی نقش تسویه کننده رو رو دوش داره.

د- شبکه سوئیچ عملیات خرد بانکی و بین بانکی

این سیستم ازطریق ATM درحال حاضربین شعب مرکزی دو بانک تجاری به صورت آزمایشی در حال اجرا هستش.

و- شبکه مرکزی سوئیفت(SWIFT).

سوئیفت یه انجمن تعاونی غیرانتفاعیه که درماه می ۱۹۷۳میلادی به وسیله ۲۳۹ بانک ازپانزده کشور اروپایی و آمریکای شمالی راه اندازی شد و هدف از اون جایگزینی روشای ارتباطی غیر استاندارد کاغذی و یا از راه تلکس درسطح بین الملل با یه روش استاندارد شده جهانی بود.ایران ازسال ۱۳۷۱ به عضویت سوئیفت درآمد و درسال ۱۳۷۲ به این شبکه وصل گردید. بانک مرکزی و بقیه بانکهای ایران از این شبکه استفاده می کنن و شتاب رو به عنوان بخشی ازآن اجرا میکنه. از دیگر اجزاء بانکداری الکترونیک ایران میشه به همراه بانک، دستگاه های خودپرداز، شعب مکانیزه، PinPad، [۱]Pos، کارتهای هوشمند، تلفن بانک و فاکس بانک و چیزای دیگه ای به جز اینا اشاره کرد. (ماهنامه تدبیر، ۱۳۸۳)

 

 

 

 

 

بخش دوم:       موبایل بانک (Mobile banking )

موبایل

تعریف Mobile banking

بانکداری همراه رو میشه این جور تعریف کرد: انجام هرگونه عملیات مالی، بانکی و اعتباری به وسیله گوشی موبایل که واسطه اون بانک یا مؤسسه مالی واعتباری باشه.(کهزادی ۱۳۸۲). یا به کار گیری فناوری گوشی موبایل در میدون بانکداری رو موبایل بانک می گن.یعنی مشتری بانک به صورت ۲۴ ساعته و همه روزه و با امنیت بالا میتونه بانک رو در هر کجا که می خواد به همراه داشته باشه و بخشی از عملیات بانکی خود رو از راه دور انجام بده.(بولتن داخلی بانکداری الکترونیکی اقتصاد نوین، ۱۳۸۷)

اقتصاد

چه احتیاجی به به کار گیری موبایل بانکه؟

۱- رشد روز افزون جمعیت،شلوغی شهرها،صفا طولانی بانکا،خستگی و عصبانیت رو میشه به عنوان یکی از دلایل اجتماعی حرکت به طرف به کار گیری این فناوری جدید در نظر گرفت.

عصبانی

۲- نبود دسترسی بانکا در تموم شرایط. به طور مثال تصور کنین وارد شهری شدین که نه دستگاه خودپرداز داره و شعبه ای از بانکی که شما در اون حساب دارین،شما کافیه با یه پیام کوتاه عملیات بانکی خود رو خیلی راحت انجام بدین.

۳- افزایش تبادلات بانکی و نیاز به مراجعه زیاد در طول ماه به شعبه بانک.

 

۴- حذف جا و زمان در انجام عملیات بانکی.

(بولتن داخلی بانکداری الکترونیکی ۱۳۸۷).

 

 

نظر محقق:

کاهش هزینه حمل و نقل و هم اینکه صرفه جویی وقتی، با در نظر گرفتن مشغله های فراوون زندگی، یکی از دلایل روی آوردن به به کار گیری سیستم موبایل بانکه. که از این دید سریع ترین سیستم واسه انجام عملیات بانکیه. موبایل به عنوان یه وسیله لازم چون در پیش بیشتر مردم هست، امکان دسترسی به بانکا رو  به شکل شبونه روز واسه انجام امور بانکی جفت و جور میاورد. و هم سهولت دسترسی به بانکا رو افزایش می ده.

به چه دلیل گوشی موبایل؟

حالا که نیازمند به فناوری جدید هستیم کدوم فناوری، بهترین راه حل واسه ما میشه؟ شک نداشته باشین جواب تلفن همراه س. اما سوال دیگری که پیش میاد اینه که اینترنت خدمات بسیار گسترده تری رو نمی تونه ارائه دهد و تواناییای بالاتری نداره،پس به چه دلیل اینترنت نه؟ واسه داشتن راه حل ساده و بدون پیچیدگی، به کار گیری گوشی موبایل بهتره.نبود دسترسی دائم به اینترنت و تحقق عمومیت پیدا کردن گوشی موبایل در آینده ای نزدیک، نشون می ده که بهترین و قابل دسترس ترین وسیله واسه انجام امور بانکی تلفن همراه س. گوشی موبایل امروز به زندگی مردم بسیار نزدیک تر از اینترنته و در آینده هم اگه قرار باشه مردم همیشه به اینترنت وصل باشن بازم از راه تلفنای همراه میشه. از طرف دیگه، به کار گیری خدمات موبایل بانک، امنیت بیشتری نسبت به خدمات اینترنتی داره. یکی از موسسات مالی ارائه دهنده مدل گسترده بانکداری با گوشی موبایل در جهان، نظرخواهی در مورد چهار ملاک قیمت، امنیت، سهولت و سرعت در بین کاربران خود و آدمایی که با این فناوری آشنا بودن انجام داده که یافته های قابل توجه زیر رو به دست آورده:

راه حل

۷۰درصد فکر می کنند که این خدمات ارزانتره و ۹۰درصد هم فکر می کنند که این خدمات گران نیس.۶۹ درصد فکر می کنند این خدمات امن تره.۶۸ درصد فکر می کنند به کار گیری این خدمات راحت تره.۶۸ درصد فکر می کنند این خدمات سریع تره. با در نظر گرفتن چیزی که گفته شد به نظر میرسه الان بهترین راه حل واسه بهبود امر بانکداری الکترونیکی به کار گیری فناوری موبایل بانک باشه. (بولتن داخلی بانکداری الکترونیکی اقتصاد نوین ۱۳۸۷)

 

نظر محقق:

در جواب به این سوال میشه گفت گوشی موبایل به دلیل توانایی حمل آسون، امنیت بیشتر، نبود نیاز به حمل کارت بانکی، تسریع انتقال پول، دسترسی سریع، هزینه کم و امکان به کار گیری اون در هر جا و زمان و به شکل شبونه روز بهترین روش واسه انجام امور بانکیه.

به کار گیری موبایل بانک از امنیت کافی برخورداره؟

سیستم موبایل بانک با تکیه بر معماری امنیت بسیار مدرن، قادر به حفاظت از خود در برابر تهدیدهای جانبی مثل دزدیده شدن رمز و اطلاعات ارسالی محرمانه س. به این صورت که رمز کاربری و یا اطلاعات در هر ارسال رمزنگاری دوباره شده و پس از هر بار به کار گیری برنامه، سابقه اطلاعات مشتری از روی گوشی و بانک اطلاعاتی در رابطه پاک می شه. فناوری امنیتی به کار برده شده در این مورد قرارداد امنیتی sslه، که الان مورد استفاده و تایید خیلی از بانکای معتبر دنیاس. (خاص نامه داخلی مسئولان نظام بانکی، ۱۳۸۷)

نظر محقق:

با در نظر گرفتن وجود هکرهای فراوون در فضای اینترنت و احتمال سوء به کار گیری حسابا و عملیات بانکی، سیستم موبایل بانک بواسطه نبود حضور هکرهای اینترنتی امنیت بیشتری رو داره. هم اینکه با در نظر گرفتن تجربه کشورای پیشرفته پروتکلای امنیتی موبایل بانک هم امنیت لازم و استاندارد رو دارا هستن.

 

 

 

 

روشای اجرا بانکداری گوشی موبایل:

کلا چهار روش اصلی جهت اجرا خدمات بانکداری با گوشی موبایل هست که به فراخور وضعیت بستر مخابراتی شبکه گوشی موبایل قابل اجرا و اجرا هستن:

– روش اول:

سرویس دهی روی بستر پیام کوتاه

– روش دوم:

سرویس دهی روی بستر سرویس دیتا(به کار گیری سرویسwap)

– روش سوم:

سرویس دهی روی بستر پیام کوتاه و بستر امن شده سرویسای IVR یا سرویسای دیتا یا روی سرویسUSSD

– روش چهارم:

سرویس دهی روی بستر اپراتور و سیم کارتا (با به کار گیری سرویس دیتا، SMS و سرویس USSD).(بولتن داخلی بانکداری الکترونیکی اقتصاد نوین ۱۳۸۷)

[۱] . PinPad، Pos

[۲] . Mobile banking


در مورد : نظریه ناهمسازی چندگانه[۱] ( MDT)

– رضایت مندی مشخض گزارش شده( شادی یا آرامش روانی) پیرو خطی مثبته از ناهمسازی درک شده بین اون چیزی که فرد داره و می خواهد، افراد شایسته دارن، بهترین فرد در گذشته س و …

– ناهمسازی درک شده بین چیزی که فرد داره و اون چیزی که می خواهد، متغیر واسطیه بین دیگه ناهمسازی های درک شده و رضایت مندی خالص گزارش شده.

– تعقیب و باقی موندن رضایت مندی خالص، باعث تحریک عمل انسانی به سمت سطوح مورد استحضار رضایتمندی خالص می شه.

– همه ناهمسازی ها، رضایتمندنی و عمل ها، از متغیر سن، جنس، تحصیلات، قومیت، درآمد، اعتماد به نفس و پشتیبانی اجتماعی بطور مستقیم و غیر مستقیم تاثیر می پذیرن.

اعتماد به نفس

ناهمسازی های قابل امتحان پیرو عمل انسانی و شرایط هستن.( میکالوس۱۹۸۵،به نقل از آقا پور ۱۳۸۷).

 

۲-۲-۶-۳-نظریه برابری

براساس این تئوری اگه یه فرد از طبقات پایین جامعه بر این باور باشه که در جامعه عدالت طوری برقراره که می تونه پایگاه اجتماعی خود رو پیشرفت دهد یعنی جنب و جوش داشته باشه، از نظر روانی تو یه شرایط مثبت قرار می گیرد که برآیند اینجور برداشته هایی در جامعه شک نداشته باشینً منتهی به بروز استعدادها و لیاقت های افراد در جامعه می شه و کاملا معلومه جامعه ای که بتونه از استعدادها و لیاقتهای تموم مردم بهره مند شه می تونه به آینده و اصلاح خود در جهت رفاه بهتر هم امیدوار بشه. پس آثار احساسی عدالت در افراد و در میدون های جور واجور زندگی اجتماعی مثل سطوح خرد و کلان دارای جنبه مثبت و سازنده میشه ضمن اینکه که احساس رضایت در بعد سیاسی به گفته وبر می تونه واسه نظام سیاسی قانون آفرین باشه( توسلی، ۱۳۶۹؛۲۰).

 

۲-۲-۶-۴-نظریه هورنکوئیست

هورنکوئیست[۲] (۱۹۹۶) کیفیت زندگی رو براساس تحقیقات خود و یافته های بقیه به عنوان رضایت فرد تو یه تعداد از ابعاد اصلی زندگی، با تمرکز خالص بر احساس خوب بودن تعریف می کنه. به نظر ایشون اندازه گیری کیفیت زندگی بوسیله بررسی ابعاد زیر از زندگی افراد امکان پذیره:

۱- قلمرو فیزیکی: شامل سلامت بدنی ودر نقطه مقابل، فشار به وجود اومده توسط مریضی خاص.

۲- قلمرو روانی و عاطفی: شامل احساس رضایت از زندگی، احساس خوب بودن و کارکرد فکری و عقلانی و هم اینجور اعتقادات شخص.

۳- قلمرو اجتماعی: شامل تماس اجتماعی و رابطه مناسب با بقیه بطور عموم و خونواده و همسر بطور خاص.

۴- قلمور مالی: شامل وضعیت اقتصادی و مالی فرد( لطیفی، ۱۳۹۰؛ ۹۷-۹۶).

اقتصادی

 

۲-۲-۶-۵-نظریه ادراکی فرانس

فرانس[۳] در مدل ادراکی خود واسه کیفیت زندگی چهار عامل اصلی خونواده، وضعیت اجتماعی و اقتصادی، وضعیت روحی و روانی و وضعیت جسمی رو موثر می دونه.

اقتصاد

این چهار متغیر اصلی می تونه جداً یا توأم با هم روی کیفیت زندگی اثر گذار باشن. البته درک فرد از کیفیت زندگی هم می تونه بر هر کدوم از متغیرهای نامبرده تاثیر داشته باشه. اگه درک فرد از کیفیت زندگی اش کم بشه می تونه بر توانایی ایشون در محیط کاری و شغلی اش تاثیر گذاشته و موجب نقصان شرایط اقتصادی و اجتماعی می شه. برخورداری از کیفیت زندگی ضعیف می تونه روی ارتباطات خانوادگی هم تاثیر بگذاد. کیفیت زندگی ضعیف هم می تونه موجب استفاده عملکرد های مقابله و سازگاری ناموقر در افراد شده ومتعاقباً موجب تنش در اونا شه و افزایش تنش های خود در رابطه مستقیم با عوامل فیزیکی و جمعی بوده و می تونه شدت مریضی رو در فرد زیاد کنه. بنابر این مشاهده می شه که کیفیت زندگی یه معنی وساختار چند بعدی و پیچیده س که باید از جنبه های جور واجور آزمایش شه (آقامولائی،۷۳:۱۳۸۴).

 

 

 

وضعیت اجتماعی و اقتصادی

 

خونواده

.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل ۲-۴-مدل کیفیت زندگی فرانس

 

 

۲-۲-۶-۶– راه و روش ویلکینسون به کیفیت زندگی

ویلکینسون( ۱۹۹۲) کیفیت زندگی، سلامتی و امید به زندگی رو در جوامع پیشرفته به وجود اومده توسط عوامل روانی و اجتماعی می دونه نه عوامل مادی. ایشون عقیده داره که جوامع برابر حساسیت بیشتری نسبت به اخلاق اجتماعی و زندگی گروهی دارن، از شبکه های اجتماعی کیفی تری بهره مند هستن و پشتیبانی بیشتری از اعضایشان می کنن که این عوامل سطح بالاتری از رفاه ذهنی، اعتماد به نفس و کم شدن اندازه استرس و در نتیجه کم شدن اندازه های مریضی ومرگ و میر رو بدنبال دارن. ایشون هم اینجور عقیده داره که بالا بودن اندازه مرگ ومیر در میان شهروندان فقیر در جوامع نابرابر نه از سوء تغذیه، از دست دادن پول یا مسکن ناجور بلکه از محرومیت های نسبی و شرایط روانی اجتماعی چون افسردگی، ناخوشایندی، ناامیدی و بیهودگی، آسیب پذیری، احساسی بی ارزش و… ناشی می شه ( نوبخت،۱۳۸۹؛۵۹).
استرس

۲-۲-۶-۷-راه و روش ماسام به کیفیت زندگی

ماسام(۲۰۰۲) کیفیت زندگی رو نتیجه کنشی می دونه که نیازمند ثبات و برابری اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی می باشه و در صورتی افزایش می یابد که شهروندان بطور آزادنه، آگاهانه و فعالانه در امور مشارکت داده شده باشن ودولت در تنظیم ها و پروسه ها و کارکرد های جمعی به شهروندان نزدیک باشه. از این رو اون طور که ماسام نشون می دهددولتهامی بایست پنج اصل رادربرنامه ریزی های اجتماعی با هدف بهبود کیفیت زندگی مهم بدوننش. این پنج اصل که شرایط لازم و کافی رو واسه ایجاد جامعه ای کل، که در اون کیفیت زندگی واسه همه تضمین شده رو شامل می شن عبارتند از:

۱- امنیت

۲- وابستگی وتقابل: اعضاء جماعت این رو قبول کنن که اعتماد به بقیه یه تعهد اجتماعیه.

۳-انصاف و برابری:روابط اجتماعی و اقتصادی باید بوسیله اصولی که به کارآیی و موثر هم توجه دارن هدایت شن.

۴- مشارکت و همکاری: استفاده روش هایی واسه هویت سازی و ایجاد احساس تعلق از راه فرصت دادن به شهروندان واسه اجرا نقش معنا دار در پروسه تصمیم گیری.

۵- فراوونی:احترام به فرق ها موجب ارتقا جماعت می شه و به اون منزلت می بخشه ( بلیکمور، به نقل از نوبخت، ۱۳۸۹؛۵۸).

۲-۲-۶-۸-نظریه فلاناگان

ایشون عقیده داره که اعضای یه جامعه از این نظر که کیفیت زندگی تا چه حد بر اونا اثر میذاره متفاوت هستن. این اختلاف توجه به خصوص در میان گروه های سنی وجنسی میشه دید. چون ادما از این نظر که کدوم بعد اهمیت بیشتری در کیفیت زندگی اونا داره متفاوت هستن اون پنج بخش رو در گروه بندی زندگی مطرح می کنه:

۱- خوب بودن فیزیکی و مادی شامل رفاه مادی و تامین مالی و بهداشتی و شخصی

۲- رابطه با بقیه مثل رابطه با همسر و داشتن و اضافه کردن بچه و رابطه با والدین و آشنایان

۳- فعالیت های جمعی و اجتماعی مثل کمک به مردم

۴- تکامل فردی و رو سازی شخصیت مثل تکامل عقلانی

۵- اجتماعی شدن مثل فعالیت های سرگرم کننده( مختاری، ۱۳۸۹؛ ۱۲۰).

۲-۲-۶-۹-نظریه براون

براون کیفیت زندگی رو از یه نظر با در نظر گرفتن دو سطح خرد( فردی و ذهنی) و کلان( اجتماعی و عینی) تعریف می کنه. بعد واسه هر کدوم از این سطوح شاخص هایی رو بر می شمرد که بدین طرح  می باشه:

-شاخص های کلان تاثیرگذاربرکیفیت زندگی عبارتنداز: درآمد، اشتغال، مسکن، آموزش و پرورش و بقیه شرایط زندگی ومحیطی.

-شاخص های خرد موثر روی کیفیت زندگی عبارتند از: ادراکات کلی کیفیت زندگی، تجارب وارزشهای فرد و معرف های در رابطه مثل: رفاه، خوشبختی و رضایت از زندگی( فرخی، ۱۳۸۶؛ ۱۳).

 

۲-۲-۶-۱۰-نظریه سازمان بهداشت جهانی

بنا به تعریف سازمان بهداشت جهانی، کیفیت زندگی عبارتست از « درک ادما از موقعیت خود در زندگی از نظر فرهنگ و سیستم ارزشی ای که در اون زندگی می کنن، اهداف، انتظارات، استانداردها و اولویت هاشون، پس به طور کاملً فردی بوده و به وسیله بقیه قابل دیدن نیس و بر درک ادما از جنبه های جورواجور زندگی شون استواره»( نجات، ۱۳۸۵،؛۲).سازمان بهداشت جهانی چهار بعد رو واسه امتحان کیفیت زندگی در نظر می گیرد :

– سلامت فیزیکی؛ شامل توانایی انجام فعالیت ها روزمره زندگی، اندازه وابستگی به درمان های پزشکی، قدرت و خستگی، جنب و جوش و چابکی، درد و ناراحتی، خواب و استراحت، ظرفیت و توانایی واسه کار و فعالیت می باشه.

– سلامت روانی: شامل رضایت و تصور شخص از خود و ظاهر بدنی اش، احساسات مثبت و منفی فرد، اعتماد به نفس، اعتقادات روحی، مذهبی، شخصی و تفکر، یادگیری ، حافظه و تمرکزه .

-روابط اجتماعی:شامل ارتباطات شخصی،پشتیبانی عاطفی و فعالیتهای جنسیه.

– سلامت محیط: شامل منابع مادی و مالی، آزادی، ایمنی، اندازه در دسترس بودن و کیفیت  مراقبت های بهداشتی، درمانی و اجتماعی ، فرصت های پیش رو واسه کسب و به دست آوردن اطلاعات و مهارت های جدید، امکان فعالیت های تفریحی، سلامت محله ای که شخص در اون زندگی می کنه و امکانات اون و سلامت محیط خونه می باشه ( همون؛۱۱).

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل۲-۵-ابعادکیفیت زندگی از دید سازمان جهانی بهداشت

۲-۲-۶-۱۱-نظریه کیفیت زندگی دیوب

دیوب بیان می داره که همیشه شکاف معینی میان اون چیزی که مطلوب بوده وآنچه که برآورده شده، وجود داشته و تلاش همه نظام های اجتماعی پل زدن بین اونا بوده؛ بعضی موفق شده و یه سری های دیگه شکست خورده ان، ، بعضی از تمدن ها موفق به ایجاد تعادل و هماهنگی میان مردم، طبیعت و جامعه شده ان، اما بعضی در جستجوی کیفیت زندگی عالی شرایطی رو ساختن که در آخر به تلاش و نابودی اونا منجر شده.

به نظر دیوب واسه معنی دار ساختن هرگونه توجهی به کیفیت زندگی، باید مسئله لذت و کامروایی فردی و نیازای اجتماعی، هر دو مورد توجه قرار گیرند و به حساب آیند. تاکید زیادتر از اندازه بر ارضاء شخصی، نظم اجتماعی رو غیر قابل مواظبت و دفاع ناپذیر می سازه و در جامعه نبود تعادل بوجود می آورد که ممکنه اداره اون سخت باشه، اما به طور مسلم در هر گونه توجهی به مسئله کیفیت زندگی، افراد رو نمی توان ندیده گرفت، نیازای افراد  و تامین و ارضای اون ها مهمه اما باید گفت که نیازای افراد تا حد زیادی مخلوق فرهنگ شون می باشه و تامین و ارضای اونا رو هیچوقت نمی توان از اهداف و وسایل نظم اجتماعی که تحقق اونا رو ممکن  می سازدجدا کرد. در عین حال توجه تموم به کیفیت محیط فیزیکی هم مهمه، چون تا اندازه زیادی تعیین کننده شرایط عینی و هم اینکه تامین و ارضای داخلی و ذهنی فرده.اون طور که دیوب می گوید هر تعریف راضی کننده ای از کیفیت زندگی باید شامل سه مجموعه جور واجور از معیارها و تعامل پویایشان باشه: معیارهای خاص گرایانه که به طور فرهنگی تعیین می شن، معیارهای عام گرایانه که به طور علمی تعیین می شن و معیارهایی که از یه طرف به بهره کشی زیادتر از اندازه و تخریب زیست محیطی و از طرف دیگه به ارتقای زیست محیطی توجه دارن. در تحلیل پایانی هم کیفیت زندگی به عنوان تعادلی در تامین و ارضای نیازای زیست شناختی، ثانوی یا فرعی و کامل ساز مردم در میدون ها و موقعیت های اجتماعی شون تعریف می شه.

در آخر دیوب به معرفی مهم ترین نیازها و ملزومات برجسته کیفیت زندگی می پردازه و اون ها رو در دو سطح فردی و جمعی نشون می دهد، این نیازها و ملزومات عبارتند از:

– باقی موندن( نیازای حیاتی)

– نیازای اجتماعی

– نیازای فرهنگی و روانی

– رفاه( نیازای رفاهی)

– نیازای انطباقی و سازش بخش

– نیازای مترقی

رفاه( نیازای رفاهی) در دوسطح فردی واجتماعی بدین قرار می باشن:

در سطح فردی:

– توانایی غلبه پیدا کردن بر محرومیت ها و تبعیضات ساخته دست بشر.

– توانایی رهبری زندگی به درد بخور، با وجود مشکل و ناتوانی طبیعی یا تصادفی

در سطح اجتماعی

– کهنه و بی اعتبار کردن روش های بی عدالتی آمیز بر اساس جنسیت، نژاد، مذهب، با توجه خاص به گروه های تحقیر شده و فرومانده و از نظر فرهنگی محروم.

– طرح و برنامه های خاص واسه معلولین ذهنی و بدنی

– اقدام مثبت واسه دو نکته بالا.

دیوب بیان می داره که واسه معنی سازی و اداراک کیفیت زندگی واسه مردم فقیر جهان به طور عموم و واسه بیشترین تعداد اون در جهان سوم به طور خاص، مسئله اساسی امر باقی موندن هستش، اما انسانی زیستن چیزی بیشتر از باقی موندن فیزیکی رو می طلبد، به خاطر همین این قانون توجه به باقی موندن هم اینکه دست کمی از سطوحی که اون طرف نیازای زیست شناختی هستندو آدما رو از حیوانات جدا میسازن،رو لازم می دونه.(لطیفی،۱۰۲:۱۳۹۰-۱۰۰).

[۱] -Multiple Discrepancies Theory

[۲] – Horn quist

[۳] – France

[۴] -Flanagan

[۵]- Brown

[۶]-Shyam  charan  Dube


معرف های باسک و سولزباچر

– زندگی در کل

– شرایط زندگی و محیط زندگی

– حرفه و محل کار

– سلامت

– ایمنی و امنیت

– اوقات فراغت و تفریح

– موقعیت مالی

– دیدگاه فرد در مورد آینده

– خونواده، همسایگان و دوستان

امتحان کیفیت زندگی به معنی نوسان بین رفاه ذهنی و داده های اندازه گیری شده عینی می باشه. مثلاً احساس امنیت ذهنی حتماً ملاک های عینی مانند: اندازه های جنایت یا تصادفات رو مشخص نمی کنه.

اثرات شرایط عینی زندگی بر رفاه ذهنی بوسیله دو نکته زیر دستکاری می شه:

الف- ابعاد متفاوت زندگی که به وسیله فرد قضاوت قرار می گیرد، تحت تاثیر افراد و گروه های منبع قرار داره؛ مثلا یه میلیونر تو یه گروه از میلونرها ممکنه مثل یه فقیر تو یه گروه از گرسنگان بدبخت باشه.

ب- از این گذشته، هر فرد ابعاد زندگی اش رو به شکل متفاوت از بقیه سبک و سنگین می کنه، مثلا واسه یه فرد اوقات فراغت چیز بسیار مهمیه، در حالی که واسه فرد دیگه حرفه مهم می باشه. آزمایش فرد هم تحت تاثیر فرهنگ، جامعه و زمان قرار داره (فرخی، ۱۳۸۶: ۲۵).

با در نظر گرفتن نُه بخش کیفیت زندگی که در بالا به اونا گفته شد، باسک و سولزباچر به فرق های برجست بین موثر های جورواجور بر کیفیت زندگی اشاره کرده و سه دسته از شرایط رو معرفی کردن: شروط ” کافی”، ” لازم” و ” طولی” .

شروط کافی ” دلالت ها و استلزامات” بوده و بخش های خونواده، همسایه ها، دوستان، شرایط زندگی و محیط زندگی به این گروه تعلق دارن. مثلا رضایت بالا از شرایط زندگی فردی به طور خودکار به معنی رضایت بالا در کل زندگی می باشه.

شروط نیاز به بخش های نقطه نظرات شخصی افراد در مورد آینده و شروط مالی در رابطه می باشه. مثلا نقطه نظرات با بدبینی نسبت به آینده منتهی به نارضایتی در کل زندگی می شه.

اگه شروط کافی براورده شده باشن، هیچکدام از بقیه عوامل واسه تضمین کیفیت بالای زندگی لازم نمی باشن. اگه شروط لازم براورده شده باشن، کیفیت زندگی نباید بالا باشه مگه اینکه بقیه بخش ها هم نقش مهمی بازی کنن، ولی اگه شروط لازم برآورده نشده باشه، کیفیت بالای زندگی غیر ممکنه.

از طرف دیگه این دو محقق بین سه بُعد زیر فرق قایل می شن:

– معرف های عمومی( مانند رضایت از زندگی) و خاص( مانند رضایت از شرایط زندگی).

– معرف های عینی( مانند اندازه بیکاری یا جرم و جمایت) و ذهنی( مانند رضایت از موقعیت مالی).

– معرف های جمعی( تشریح رضایت یه گروه، منطقه، ملت و…) و فردی( تشریح رضایت فرد) فرخی، ۱۳۸۶: ۲۷-۲۶).

۲-۲-۶-۱۳-ماتریس کیفیت زندگی ولف مبهم زاف

زاف کیفیت زندگی رو ترکیبی از شرایط عینی و زندگی و رفاه ذهنی افراد و گروه ها تعریف می کنه. اون با بهره گرفتن از یه جدول ساده، تفاوت بین عینی- ذهنی و فردی- اجتماعی رو نشون داده و با ارائه جدول زیر اون رو تشریح می کنه.

جدول۲-۶-گونه شناسی معرف های کیفیت زندگی زاف

پولدار

عینیذهنی
سطح فردیشرایط عینی زندگی ( مانند درآمد)رفاه ذهنی( مانند رضایت مندی از درآمد)
سطح اجتماعیکیفیت جامعه( مانند پخش و درآمد)کیفیت درک شده جامعه( مانند تقسیم درک شده بین پولدار و فقیر)

ایشون عقیده داره که در آزمایش کیفیت زندگی باید شرایط عینی زندگی و آزمایش ذهنی ادما از این شرایط رو با رفاه واقعی، همزمان در نظر گرفت. ایشون جهت بیان نظراتش جدول زیر رو ارائه کرده.

جدول۲-۷- برآیند رفاه ذهنی و شرایط عینی زندگی  (منبع: فرخی، ۱۳۸۶؛۲۳)

رفاه ذهنی
خوب(+)  بد(-)
شرایط عینی زندگیخوب(+)رفاهناهنجاری
بد(-)سازگاریمحرومیت و شکست

 

۲-۲-۶-۱۵-مدل ادراکی کیفیت زندگی زان

زان عقیده داره که کیفیت زندگی یه معنی چند بعدیه و شاخص ها ومعرف های متفاوتی رو شامل می شه ابعاد کیفیت زندگی از نظر زان عبارتند از: رضایت از زندگی، تصویر از خود، فاکتورهای بهداشتی- عملکردی واقتصادی- اجتماعی براساس  این مدل زمینه های شخصی هر فرد، بهداشت، وضعیت اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، محیط و سن بر کیفیت زندگی تاثیر داره. معنی درک شده از کیفیت زندگی، اثر دوطرفه بین شخص و محیط اون ایجاد می کنه. زان نموداری رو واسه کیفیت زندگی ارائه کرده که در اون عوامل تاثیر گذرونده بر کیفیت زندگی رو به تصویر کشیده.

اقتصادی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل۲-۶-عوامل موثر بر کیفیت زندگی از نظر زان

۲-۲-۷-چهارچوب نظری

هدف از چهارچوب نظری ساختن مدلیه که بشه جزئیات، مفاهیم و متغیرها رو از اون استخراج کرد ودر جامعه مورد مطالعه فرضیات رو به بوته آزمون قرار داد. پس از تایید پایانی بعضی از جزئیات و رسیدن به مرحله قانون مندیه که مدل نظری و چهارچوب نظری همراه با اصول مکتبی تبدیل به تئوری می شه( حیدرآبادی، ۱۳۸۹: ۲۸) .با مرور دیدگاه های مطرح شده در مورد سرمایه اجتماعی، بنظر می رسه که بیشتر دیدگاههابر پایه یه برداشت خاص از سخنان پاتنام هستن بطوری که برژنف (۲۰۰۳)در مطالعه خود با عنوان “روشی واحد واسه اندازه گیری سرمایه اجتماعی)همه روشای اندازه گیری سرمایه اجتماعی رو احصاءو مورد بحث قرار میده و از روشای آماری ثابت می کنه که شاخص و روش پاتنام نسبت به بقیه روشای مورد استفاده شده بهترین روش جهت برآورد سرمایه اجتماعیه (نظرپور،۱۳۸۹؛۶۱)..بنابر این دراین تحقیق  دیدگاه رابرت پاتنام جهت بخش سرمایه اجتماعی انتخاب گردید. پاتنام عقیده داره که اتحاد خیلی قوی و مثبتی بین متغیرهای سلامت و سرمایه اجتماعی، هم اینجور رابطه قوی و منفی بین سرمایه اجتماعی و اندازه مرگ ومیر هست ایشون عقیده داره که افراد با سرمایه اجتماعی بیشتر طول عمر بیشتری دارن و کمتر از ضعف سلامت جسمی و روانی رنج می برند( محمدی، ۱۳۸۴؛ ۱۵۱) و به رابطه اتحاد بین سرمایه اجتماعی  وتمام شرایط اجتماعی مثل اندازه پایین جرم وجنایت، جرم، سطح بالای تولید ثروت، حد بالای سلامت و احساس خوشبختی و رضایتمندی از زندگی اشاره داره و سرمایه اجتماعی رو در تولید یا نبود تولید این عامل موثر می دونه.( همون؛ ۷۱).

پاتنام ضمن طرح سه معنی شبکه ها(شبکه های رسمی و غیررسمی)، هنجارها و اعتماد به عنوان پایه های اصلی سرمایه اجتماعی، سه دلیل کلی رو در تبیین رابطه بین سرمایه اجتماعی، سلامت و کیفیت زندگی برمی شمارد که رابطه مستقیمی با موضوع تحقیق و تبیین رابطه سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی رو نشون میدن:

– شبکه های اجتماعی می تونن کمکای مالی محسوسی به نیازمندان شبکه خود کنن که این باعث کاهش فشار روحی-روانی افراد عضو می شه.

–     شبکه ها می تونن هنجارهای سالم و روان رو تقویت کرده و واسه رسیدن افراد شبکه به خدمات اجتماعی و بهزیستی چانه زنی کنن.

–     خرید و فروش و تعامل افراد در شبکه روابط اجتماعی، می تونه به تقویت سیستم ایمنی و دفاعی بدن کمک کنه.

ایشون در ادامه تأکید می کنه که در تموم قلمروهای اثر سرمایه اجتماعی که در جوامع جورواجور جست و جو کرده، در هیچ جا اهمیتی بالاتر از نقش اتحاد اجتماعی در تندرستی و کیفیت زندگی نیافته(همون،۱۵۳).پاتنام در بحث از مهمترین عامل های سرمایه اجتماعی به شبکه افراد اشاره داره که عقیده داره این عنصردر کنار بقیه عناصر موجب رابطه و مشارکت بهینه در اجتماع می شه و از این بیان پاتنام ،یکی از فرضیات تحقیق که مشارکت اجتماعی می تونه دلیل بهبود کیفیت زندگی شه استنتاج می شه.خیلی از نظریه پردازان فکر می کنند  آدمایی که از شبکه های اجتماعی قوی و روابط اجتماعی گسترده تر بهره مند هستن در واقع از سرمایه اجتماعی بالاتری نسبت به بقیه افراد برخورداربوده در نتیجه فشار روحی وروانی کمتری رادر زندگی تجربه کرده واز کیفیت زندگی بهتری بهره مند هستن .به همین ترتیب آدمایی که دارای سلامت کمتری باشن افردی هستن که شیکهای اجتماعی کوچیک ودر نتیجه دوستان صمیمی کمی دارن.(همون،۱۵۲).یعنی بین حجم و کیفیت شبکه های اجتماعی افراد و سلامتی اونا رابطه هست پاتنام هم میگه که شبکه های اجتماعی ارزش دارن وتماس و رابطه های اجتماعی بر کیفیت زندگی افراد تاثیر میذاره پس شبکه های رسمی و غیر رسمی واعتماد حاصل از اون رابطه در شبکه ها می تونه به بهتر شدن کیفیت زندگی منتهی شه که یکی دیگه از فرضیه های تحقیق بر اساس این بیانه.

پاتنام عقیده داره که سرمایه اجتماعی شامل سه عامل اعتماد، شبکه هاوهنجارهاییه که مشارکت کندگان رو قادر می سازه که بطور موثرتری با همدیگه عمل داشته باشن و اهداف مشترک شون رو پیگیری کنن. اون براین  باوره که این منابع خصلتی خود تقویت کننده دارن  و باعث ارتقا همکاری، مشارکت اجتماعی، اعتماد دوطرفه و رفاه اجتماعی می گردند. سرمایه اجتماعی در نظر پاتنام یه رابطه پیوسته و دوطرفه بین شبکه اجتماعی، اعتماد و مشارکته.

« منظور من از سرمایه اجتماعی اون دسته از ویژگی های زندگی اجتماعی، شبکه ها، هنجارها و اعتماده که مشارکت کنندگان رو قادر می سازه تا به روش ای موثر تر اهداف مشترک خود رو تعقیب کنن( پاتنام ۱۹۹۶ به نقل از جون فیلد، ۱۳۸۸؛ ۵۵).

– شبکه های مشارکت اجتماعی: شبکه های رسمی و غیر رسمی ارتباطات در هر جامعه ای هست که بر دو نوع هستن: افقی( که اعضا دارای وضعیت برابر هستن) و عمودی( که اعضا دارای وضعیت نابرابر و سلسله مراتب هستن). هر چی شبکه های اجتماعی در جامعه ای متراکم تر باشه احتمال همکاری شهروندان واسه منافع دوطرفه بیشتر میشه.

– اعتماد اجتماعی: مهم ترین عامل سرمایه اجتماعی از نظر پاتنام، اعتماد می باشه و به وجود اومده توسط دو منبع می باشه:

۱- هنجارهای معامله دوطرفه    ۲- شبکه های مشارکت مدنی

اینجوری که شبکه ها، هنجارها رو تولید می کنن و هنجارهای تولید شده باعث ایجاد اعتماد می شن. از نظر ایشون اعتماد همکاری رو آسون کردن می کنه و هرچه سطح اعتماد تو یه جامعه بالاتر باشه احتمال همکاری بیشتر میشه و باز این همکاری به نوبه خود اعتماد رو ایجاد می کنه.

– هنجارهای اجتماعی: هنجارهای اجتماعی حق کنترل یه عمل رو از یه کنشگر به بقیه انتقال میدن از راه اجتماعی شدن، تشویق ها و مجازات ها آموخته می شن. ایشون معتقد به دو نوع هنجارها می باشه: ۱- متوازن                 ۲- گسترش یافته

در نوع متوازن به مبادله هم زمان چیزایی باارزش برابر اشاره می کنه و در حالت زیاد شده رابطه تبادلی مداومی در جریانه که در همه حال یه طرفه غیر متوازنه اما انتظارات دوطرفه رو ایجاد می کنه مبنی بر این که سودمندی که حالا اعطاء شده باید در آینده برگردوندن شه( غلامزاده،۱۳۸۷؛۲۲۶).

در مبحث مربوط به کیفیت زندگی نظریه سازمان جهانی بهداشت انتخاب گردید. بنا به تعریف سازمان بهداشت جهانی کیفیت زندگی عبارتست از« درک ادما از موقعیت خود در زندگی از نظر فرهنگ و سیستم ارزشی که در اون زندگی می کنن، اهداف، انتظارات، استانداردها و اولویت هاشون پس به طور کاملً فردی بوده و به وسیله بقیه قابل دیدن نیس و بر درک ادما از جنبه های جورواجور زندگی شون استواره» ( نجات، ۱۳۸۵؛ ۲). سازمان بهداشت جهانی چهار بعد رو واسه امتحان کیفیت زندگی مشخص کرده.

– سلامت جسمی( فیزیکی): شامل توانایی های انجام فعالیت روزمره و اندازه وابستگی به درمان های پزشکی، خواب واستراحت و توانایی واسه کار وفعالیت می باشه.

– سلامت روانی: شامل رضایت و تصور شخص از خود و ظاهر بدنی اش، احساسات مثبت ومنفی فرد، اعتماد به نفس، تفکر، یادگیری ، حافظه ، اعتقادات روحی ، مذهبی و شخصیه.
سلامت روانی  

– سلامت محیطی: شامل منابع مادی و مالی، آزادی، ایمنی، اندازه در دسترس بودن و کیفیت مراقبت های بهداشتی و درمانی و اجتماعی، فرصت های پیش روی کار و کاسبی، امکان فعالیت های تفریحی، سلامت محله ای که شخص در اون زندگی می کنه می باشه.

– روابط اجتماعی: شامل ارتباطات شخصی، پشتیبانی و فعالیت جنسی می باشه.

هم اینجور به خاطر کنترل تاثیر متغیر جداگونه( سرمایه اجتماعی) بر متغیر وابسته(کیفیت زندگی) ، متغیرهایی با عنوان متغیرهای زمینه ای هم در نظر گرفته شده ان تا به این هدف برسیم که چه رابطه ای بین این متغیرها و بحث کیفیت زندگی هست و این متغیرها تاثیری در کیفیت زندگی جامعه آماری مورد مطالعه دارن و یا یعنی وضعیت کیفیت زندگی افراد مورد مطالعه تحت تاثیر ابعاد سرمایه اجتماعی می باشه یا این که از متغیرهای زمینه ای هم تاثیر پذیرفته ان.

باید خاطر نشون ساخت که پایه انتخاب متغیرهای زمینه ای مورد توجه  ، نظریاتیه که به اونها اشاره شده؛

زان در مدل خود ویژگی هاو عوامل فردی رو یکی از عوامی موثر بر کیفیت زندگی میدونه (مانند سن ،جنس،اندازه تحصیلات ،وضعیت تاهل) .هم اینکه از نظر زان وضعیت اقتصادی اجتماعی سه جزء اشتغال به کار ،تحصیلات و آموزش،درآمد رو در برمیگیرد(نصیری،۱۳۸۸؛۲۶).در راه و روش روانشناختی هم درجه مطلوبیت کیفیت زندگی به وجود اومده توسط خصوصیات و ویژگیهای فردیه.
تاهل

براون هم که کیفیت زندگی رو باتوجه به دو سطح خرد(ذهنی )وکلان(عینی)تعریف می کنه یکی از شاخصای کلان موثر بروی کیفیت زندگی رو درآمد می دونه.

هم اینکه زاف در گونه شناسی خود از معرفهای کیفیت زندگی، درآمد رو یکی از شرایط عینی موثر در سطح فردی می دونه.از نظرفرانس وهورنکوئیست هم یکی از شاخصای تعیین کننده کیفیت زندگی درآمده.

علاوه براین رویکردهایی رو که بطور مستقیم به کیفیت زندگی مربوط می شن به دودسته تقسیم می کنن :توصیفی و تبیینی.

در راه و روش توصیفی رابطه کیفیت زندگی رابامتغیرهایی چون سن ،جنس ،سوادو..بررسی می شه

ومساله اساسی اون امتحان کیفیت زندگی براساس متغیرهای زمینه ایه.دراین راه و روش گرایش نظری ضعیفه و بیشتر بدنبال توصیفه (عبدی،۱۳۸۸٫)اما در راه و روش تبیینی به شناخت عوامل موثر بر کیفیت زندگی مثل عینی و ذهنی پرداخته می شه که خود به دو دسته عاملیت گرا و ساختارگرا تبدیل می شه.

رویکردعاملیت گرا بیشترً بر اساس فردگرایی روش شناختیاست  و جامعه رو نه به عنوان یه تمام بلکه به عنوان جمع جبری افراد روش زوم می کنه این جور تبیین هرچند قبول می کنه که عوامل فرا فردی واسه تبیین به درد بخور هستن اما این عوامل رو بازم به زمینه های فردی فرو می کاهدو برنقش کنشگری فرد در شکل دادن به پروسه ها تأکید داره، یعنی بیشتر ناظر بر ذهنیات، قابلیتا وتوانمندیای افراده تا شرایط ساختاری اجتماعی یا محیط پیرامونی. درعوض رویکردساختاری بهره مند از دو ویژگی متمایزه،اول اینکه مفهومی کامل و گسترده از کیفیت زندگی ارائه میده که همه بخش هایی راکه در بهبود کیفیت زندگی تاثیردارن رو در برمی گیردودوم اینکه جامعه رو به عنوان یه تمام میبینه (همون،۴۱).

بنابر این متغیرهای زمینه ای مورد توجه عبارتنداز:

جنس، تحصیلات، وضعیت تاهل، شغل همسر، تحصیلات همسر، اندازه درآمد خونواده، وضعیت اشتغال( مثل استخدام رسمی، پیمانی، قراردادی) که تحت عناوین و ویژگی های فردی( شامل جنس، سن، تحصیلات، وضعیت تاهل)، ویژگی های خانوادگی( شغل همسر، تحصیلات همسر، درآمد خونواده) و ویژگی های شغلی( استخدام رسمی، قراردادی و پیمانی) دسته بندی می شن.

 

  متغییرهای زمینه ای
 

ویژگی های فردی– سن

– جنس

-تحصیلات

ویژگی های خانوادگی

– وضعیت تاهل

– شغل همسر

– تحصیلات همسر

– درآمد ماهانه خونواده

ویژگی های  شغلی

– استخدام رسمی

–  استخدام قراردادی

– استخدام پیمانی

 

بنابر این مدل نظری تحقیق به شکل زیر میشه:

 

   کیفیت زندگی
     سرمایه اجتماعی

 

 

 

 

 

 

 

  سلامت محیطی

 

 

 

 

 

 

شکل۲-۷- مدل نظری تحقیق

۲-۲-۸-فرضیات

فرضیه: قضیه ایه که رابطه بین دو عبارت رو پیش بینی می کنه که طبق مورد ممکنه مفاهیم یا پدیده ها باشن پس یه فرضیه قضیه ای موقتیه( کیوی،۱۳۸۲؛۱۲۶)و یه فرضیه هیچ گاه اثبات یا باطل شدن نمی شه بلکه براساس داده های بدست اومده فقط تایید می شه. فرضیه ها به طور منطقی محتمل ان و دلایل بهتری محقق رو قادر می سازه تا نتیجه بگیره که تبیین از نظر احتمالی درسته و بطور منطقی می توان اونا رو قبول کرد( بازرگان، ۱۳۷۷؛۳۷) .

یافته های بررسی ها و تحقیقات درنقاط جور واجور دنیا به ما می گوید که سرمایه اجتماعی، با کم شدن فقر در جامعه و بهبود وضع سلامت، کاهش مرگ و میر، جنایت، احساس خوشبختی رابطه داره. پس از اونجایی که کیفیت زندگی به عنوان یکی از یافته های پیشرفت تلقی می شه در این تحقیق فرض بر اینه که میان سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی رابطه مثبتی هست. بنابر این فرضیات مورد توجه عبارتنداز:

فرضیه اصلی:

– بین اندازه سرمایه اجتماعی و  اندازه کیفیت زندگی کارکنان رابطه مستقیم و معنی دار هست.

فرضیات فرعی:

– بین اندازه اعتماد اجتماعی و اندازه کیفیت زندگی کارکنان رابطه مستقیم و معنی دار هست.

– بین اندازه مشارکت احتماعی و اندازه کیفیت زندگی کارکنان رابطه مستقیم و معنی دار هست.

– بین اندازه شبکه های اجتماعی و اندازه کیفیت زندگی کارکنان رابطه مستقیم و معنی دار هست.

– بین ویژگی های فردی( سن، جنس، تحصیلات ،وضعیت تاهل) کارکنان و اندازه کیفیت زندگی اونا رابطه هست.

– بین ویژگی های خانوادگی کارکنان(شغل همسر، تحصیلات همسر، درآمد خونواده) و اندازه کیفیت اونا رابطه هست.

– بین ویژگی های شغلی کارکنان(مثل استخدام رسمی، پیمانی و قراردادی) و اندازه کیفیت زندگی اونا رابطه هست.

 

 

 

[۱] -W.baaske

[۲] -R.Sulzbacher

[۳] -Zaph

[۴] -Zhan

[۵] -Hypothesis


در مورد خدمات بانکداری الکترونیک:

الف – اطلاع رسانی: این سطح ابتدایی ترین سطح بانکداری اینترنتیه. بانک اطلاعات مربوط به خدمات و عملیات بانکی خود رو از راه شبکه های عمومی یا خصوصی معرفی می کنه.

ب – ارتباطات: این سطح از بانکداری اینترنتی امکان انجام مبادلات بین سیستم بانکی و مشتری رو جفت و جور می آورد. خطر این سطح در بانکداری الکترونیک بیشتر از راه سنتیه و طبق این، واسه جلوگیری و آگاه ساختن مدیریت بانک از هرگونه تلاش غیر مجاز واسه دسترسی به شبکه اینترنتی بانک و سیستمای رایانه ای به کنترل های مناسبی نیازه.

ج – تراکنش: این سیستم متناسب با نوع اطلاعات و ارتباطات خود، از بالاترین سطح خطر برخورداره و باید سیستم امنیتی قوی بر اون حاکم باشه. در این سطح مشتری تو یه رابطه دوطرفه میتونه تا عملیاتی چون پرداخت صورتحساب، ارسال چک، انتقل وجه و گشایش حساب رو انجام بده. (کهزادی،۱۳۸۲(

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شاخه های بانکداری الکترونیک:

نوعای جورواجور بانکداری الکترونیک عبارت ان از:

۱- بانکداری اینترنتی

بانکداری اینترنتی به معنی انجام تراکنش های بانکی و مالی به کمک اینترنته  و فرق اون با بقیه تراکنش های مالی شبکه ای در نوع شبکه ایه که مورد استفاده قرار می گیرد، یعنی در بانکداری اینترنتی، اینترنت به عنوان شبکه گسترده جهانی مورد استفاده قرار می گیرد. کلا طیف وظایف مالی که از راه اینترنت قابل دسترسیه، عبارتند از:

۱- نمایش حساب ها و صورتحساب ها
۲- صورتحساب های پرداخت
۳- انتقال پول بین حساب ها
۴- مشاهده ترتیب پردازش حساب ها
۵- مشاهده تراکنش ها
۶- ترتیب لیست چک ها (الهیاری فرد، ۱۳۸۴)

۲- بانک داری بر اساس گوشی موبایل و فناوری های مربوط به اون

موبایل

بانکداری همراه یعنی انجام هرگونه عملیات مالی، بانکی و اعتباری به وسیله گوشی موبایل که واسطه اون بانک یا مؤسسه مالی واعتباری باشه.(کهزادی، ۱۳۸۲).

به کار گیری فناوری گوشی موبایل در میدون بانکداری رو موبایل بانک می گن. یعنی مشتری بانک به صورت ۲۴ ساعته و همه روزه و با امنیت بالا میتونه بانک رو در هر کجا که می خواد به همراه داشته باشه و بخشی از عملیات بانکی خود رو از راه دور انجام بده.(بولتن داخلی بانکداری الکترونیکی اقتصاد نوین، ۱۳۸۷)

۳- بانک داری تلفنی

بانکداری تلفن یکی از ویژگیای سرویس های داده شده به وسیله خیلی از موسسات بانکیه. The process involves using the keypad on a touch-tone telephone to perform a variety of banking functioدر بانکداری تلفنی مشتریان میتونن که عملیات مالی خودشون رو از راه تلفن بکنن. که این خدمات به دو روش انجام می گیرد. یکی بانکداری تلفنی بر اساس اپراتور انسانی و دیگری به طور خودکار. در بانکداری الکترونیکی بر اساس اپراتور، یه فرد مسوول پاسخگویی و راهنمایی ارباب رجوعه که این به صورت شبونه روزی هزینه عملیاتی بالایی رو به دنبال داشته و از کارایی و تاثیر لازم بهره مند نخواد بود اما در بانکداری الکترونیکی خودکار این کار از راه یه سیستم کامپیوتری جوابگو انجام می گیرد.( مالکوم تاتوم، ۲۰۰۵)

۴- بانک داری بر اساس دستگاه های خودپرداز

خودپرداز یا عابر بانک دستگاهی الکترونیکیه که مشتری از راه اون با کارت پولی که بانک صادر کرده، مبالغ محدودی وجه نقد از موجودی حساب شخصی برداشت می کنه، عملیات انتقال وجه ، خرید از فروشگاه ها و چیزای دیگه ای به جز اینا رو انجام می ده. (شیخانی، ۱۳۷۸)

۵- بانک داری بر اساس پایانه های فروش:

 

پایانه های فروش به دستگاه هایی می گن که امکان به کار گیری کارت اعتباری به عنوان وسیله پرداخت، بدون نیاز به تبدیل موجودی به پول نقد رو جفت و جور می کنن. این پایانه های فروش در فروشگاه ها و مراکز خرید و فروش واسه سهولت در پرداخت نصب شدن. (شیخانی ۱۳۷۸)

 

 

 

کانال های بانکداری الکترونیک:

واسه سرویس دهی بانکداری الکترونیک کانالای زیادی هست که بعضی از اونا عبارت ان از:

 -۱رایانه های شخصی

در روش رایانه های شخصی، بانک از راه ایجاد یه پایگاه اینترنتی و معرفی اون به مشتریان با اونا رابطه دوطرفه برقرار کرده و ارائه خدمت می کنه. در این نوع از بانکداری دسترسی به اطلاعات حساب ها و خدمات بانکی از راه کامپیوترای شخصی و با بهره گرفتن از یه مودم و یه خط تلفن هم اینکه یه نرم افزار کاربردی مالی و یا بانکی صورت می پذیرد. فرق کلی ای که بین این نوع از بانکداری و بانکداری اینترنتی هست در نوع شبکه ها مورد استفاده می باشه. (کهزادی۱۳۸۲(

۲- کیوسک

کیوسک واسه شرکت ‏های مخابراتی و بانک‏ها فواید زیادی رو به ارمغان آورده. کیوسک‏ها مشتریان رو قادر می سازه تا در هر زمان و هر مکانی که مناسبه بدون نیاز به رفتن به شعبه‏ های بانکی خدمات موردنیاز رو دریافت دارن. از طرفی دیگه کیوسکا هزینه‏ های اضافی رو از راه کاهش نیاز به شعبه‏ های جدید با کارکنان بیشتر، به کمترین حد ممکن می‏ رسونن. مشتریان با وارد کردن شماره تلفن و یه  [۱]PIN code می‏تونن به کیوسک وصل شن. این PIN code اولین بار که مشتری در سیستم سلف سرویس عضو شه به وسیله یه SMS به مشتری مخابره می شه.(ماهنامه آموزشی بانک ملی، ۱۳۸۹)

۳- شبکه های مدیریت یافته

در روش شبکه های مدیریت یافته، بانک ها واسه رابطه با مشتریان خود از شبکه هایی که ایجاد شده؛ استفاده می کنن. مانند شبکه رد و بدل کردن اطلاعات بین بانکی موسوم به شتاب. (الهیاری فرد ۱۳۸۴)

۴- تلفن ثابت و همراه :

در روش بانکداری تلفنی، تلفن (مثل تلفن ثابت و همراه) وسیله ارتباطی بانک با مشتریان خود بوده و از این روش خدمات بانکی عرضه می شه انجام هرگونه عملیات مالی، بانکی و اعتباری به وسیله تلفن که واسطه اون بانک یا مؤسسه مالی و اعتباری باشه. (کهزادی، ۱۳۸۲(

 

۵- دستگاه های خودپرداز

با بهره گرفتن از ماشین های خودپرداز بانکها می تونن خدمات متنوعی مثل برداشت نقدی، سپرده گذاری، ، خرید شارژ،انتقال وجوه، پرداخت صورتحساب، قبوض و چیزای دیگه ای به جز اینا رو به مشتریان خود ارائه بدن. (کهزادی،۱۳۸۲(

امتیازات بانک داری الکترونیک:

بانکداری الکترونیک به بانک ها اجازه پیشرفت فعالیت هاشون رو جهت ایجاد اجناس و خدمات جدید می دهد و دلیل ایجاد موفقیت رقابتی قوی جهت سرویس دهی بانکی می شه. پیشرفت دائمی بانکداری الکترونیک به بهتر شدن کارآئی و سیستم پرداخت کمک می کنه و دلیل کاهش هزینه های مربوط به تعاملات در سطح ملی و بین المللی می شه، که نتیجه اون رسیدن به بهره وری و بهبود در اقتصاده. بانکداری الکترونیک برخلاف پرداخت های سنتی و سیستم های پردازش اطلاعات، از کانال های متفاوتی واسه سرویس دهی استفاده می کنه و کارآئی و قدرت رقابت رو بهبود می بخشه. اثرات مستقیم و سریع بانکداری الکترونیک روی روابط مشتری با بانک، دلیل افزایش سرعت و کارآئی و کاهش هزینه های بانکداری می شه. اثر دراز مدت اون، ایجاد اعتماد در مشتری و هم اینکه تعهد و رضایتمندی می باشه. رضایت، هم روی اعتماد و هم روی تعهد، موثره که هر دو اینا روی به کار گیری بانکداری الکترونیک اثر می گذارن. بانکداری الکترونیک، قابل دسترسی تر از بانکداری سنتیه و این امکان رو واسه مشتریان جفت و جور می کنه تا خدمات مورد نیازشون رو سریع تر و کارآتر دریافت کنن. مؤسسات مالی، از راه به کار گیری بانکداری الکترونیک قادر به صرفه جوئی در هزینه های عملیاتی و بازاریابی می باشن. (رکسا ۲۰۰۶). بسترهای بانکداری الکترونیک، مشتریان جدیدی رو جذب می کنه و شعب بانک ها آسون تر با مراکز رابطه برقرار می کنن. بیشتر بانکدارها به بانکداری الکترونیک به عنوان یه کانال جدیدی که جانشین شعبه ها می شه، می نگرند.

براساس تحقیقات دیتامانیتور، مهمترین امتیازات بانکداری الکترونیک یعنی:
– دقیق شدن و فوکوس کردن بر کانال های پخش جدید
– سرویس دهی جدید به مشتریان
– به کار گیری راهبردهای تجارت الکترونیک
– کامل سازی کانال های جور واجور
– مدیریت اطلاعات
– هدایت مشتریان به طرف کانال های مناسب با ویژگی های مطلوب
– کاهش هزینه ها (ماهنامه آموزشی بانک ملی، ۱۳۸۸)

امتیازات بانکداری الکترونیک رو میشه از دو جنبه مشتریان و موسسات مالی روش زوم کرد از دید مشتریان می توان به صرفه جویی در هزینه ها، صرفه جویی در زمان و دسترسی به کانالای زیاد واسه انجام عملیات بانکی نام برد.از دید موسسات مالی می توان به ویژگیایی چون ایجاد و افزایش معروفیت بانک ها در ارائه نوآوری، حفظ مشتریان بر خلاف تغییرات مکانی بانکها، ایجاد فرصت واسه جستجوی مشتریان جدید در بازارهای هدف، گسترش محدوده جغرافیایی فعالیت و ایجاد شرایط رقابت کامل رو نام برد.البته امتیازات بانکداری الکترونیک از دیدگاه های کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت هم قابل بررسیه. رقابت ، نگهداری و جذب مشتریان از جمله امتیازات بانکداری الکترونیک در کوتاه مدت (کمتر از یکسال) هستن. در میان مدت (کمتر از ۱۸ ماه) امتیازات بانکداری الکترونیک عبارت ان از: کامل سازی کانالهای جور واجور، مدیریت اطلاعات، گستردگی طیف مشتریان، هدایت مشتریان به طرف کانالای مناسب با ویژگیای مطلوب و کاهش هزینه ها، کاهش هزینه پردازش معاملات، سرویس دهی به مشتریان بازار هدف و ایجاد در اومد هم از جمله امتیازات دراز مدت بانکداری الکترونیک هستن. (الهیاری فرد ۱۳۸۴)

 

 

نتیجه گیری:

نتیجه میگیریم که بانکداری الکترونیک با سرویس دهی خود امکان دسترسی مشتریان به دریافت خدمات بانکی رو بدون حضور در شعب بانکی جفت و جور میاورد. و باعث صرفه جویی در زمان و هزینه مشتریان مثل ترافیک و هزینه حمل و نقل میشه. هم اینکه  کانالای جور واجور سرویس دهی الکترونیکی این امکان رو جفت و جور میکنه تا مشتری با در نظر گرفتن نیاز خود انتخاب مناسب رو جهت انجام عملیات بانکی خود بعمل آورد.از دیگر امتیازات بانکداری الکترونیک کاهش بروکراسی اداری و دیوانسالاریه. و هم از آلودگی هوا مخصوصا در کلان شهرها، به خاطر کاهش تردد، واسه دریافت خدمات جور واجور بانکی جلوگیری می کنه

 

 

چالش های بانکداری الکترونیک:

چالشی که خیلی از بانک ها با اون مواجه هستن، اطمینان از این مورده که صرفه جوئی به وجود اومده توسط به کار گیری تکنولوژی بانکداری الکترونیک بیشتر از هزینه ها و خطر های مربوط به این تغییرات باشه. بانکداری الکترونیک می تونه دسترسی به سیستم های داخلی بانک رو از راه شبکه های عمومی زیاد کنه و این سیستم ها ممکنه که با خطر حمله هکرها و ویروس ها مواجه شن. بانکداری الکترونیک می تونه وابستگی بانک رو تأمین کنندگان خدمت و فروشندگان نرم افزار که سیستم های الکترونیکی رو طراحی و پیاده سازی می کنن، زیاد کنه. وابستگی به تأمین کنندگان خدمت و فروشندگان نرم افزار، نیازمند مدیریت خطر می باشه. شناسائی و موشکافی خطر می بایست که بانک رو در جهت پذیرش نگاه مناسب، عمل کردن به روش ها و سیاست ها و برنامه های اقتصادی مناسب هدایت کنه. واسه بانک ها مثل مشتریان، تهدید امنیت، شاید جدی ترین تهدید باشه. امنیت یه بحث کلی در بانکداری الکترونیک می باشه. اما بیشتر از امنیت، قوانین و مقررات مثل قوانین مربوط به مالیات و یا قوانین مربوط به جا به جائی محصول، تهدید جدی تری واسه رشد بانکداری الکترونیک در میان کشورها حساب می شن. در دنیای بانکداری الکترونیک پیشرفت مقررات به اندازه پیشرفت موارد دیگه نمی باشه، خیلی از سازمانها هنوز به چارچوب مقررات واسه ایجاد بانکداری الکترونیک اطمینان ندارن. سؤال مهم اینه که لازمه که بانکداری الکترونیک یه مجموعه مقررات جهانی داشته باشه؟

هک

دیوید لی، رئیس بانک آسیای شرقی عقیده داره که اسیا تمایل به برابری مقررات براساس استانداردهای آمریکا داره. سیستم بانکداری چین از روی سیستم فدرال رزرو ایجاد شده و سیستم مقررات چین براساس مقررات آمریکا به وجود آمده. تعداد خیلی از کشورها حالا مشکلات مربوط به تعیین مالیات و تعاملات کار و کاسبی رو درک کرده ان. قوانین مالیاتی بیشتر کشورها با بالا برد و ستد در تولیدات دیجیتالی، حرکتی به سمت جلو نداشته، به عنوان مثال در هند، زیرساخت های قانونی واسه ارتقا بانکداری الکترونیک هنوز ایجاد نشده. تعقیب تعاملات و اخذ مالیات جنسا و خدمات فروش رفته از راه اینترنت، تقریباً شدنی نیس. هیچ شکلی وجود نداره که بانکداری الکترونیک بزرگترین رقابت رو به قدرت های مالیاتی تحمیل می کنه. نکته قابل توجه اینجا اینه که مشکلات ایجاد شده در مورد مالیات در بانکداری الکترونیک، هنوز در اول راه س. (مادهوویج ۲۰۰۲)

دیجیتال

سهیلا سلطانی در وبلاگ “مدیریت نوین” آورده: خدمات بانکی به صورت های مختلفی از جمله به وسیله کارکنان بانک، اینترنت، دستگاه های خودپرداز، پایانه های فروش، موبایل و چیزای دیگه ای به جز اینا ارائه می شه. اما اون چیزی که تماشاگر اون هستیم نشون می دهد که بانک ها تلاش کمی در آموزش چگونگی ارئه خدمات و چگونگی به کار گیری این خدمات رو می کنه. یکی از مشکلات موجود آگاهی کم کارکنان و مخصوصا مسئولان امور بانکی در رابطه با خدمات بانکیه. وقتی مسئول نمی تونه خدمات مطلوب به مشتری ارائه دهد و به راه شایسته و صحیحی اون رو راهنمایی کنه که چه خدمتی واسه اون مناسبه. یا نمی تونه پاسخگوی مشکلات اونا باشه مسلمه که مشتری، ناراضی از بانک بیرون میره و شاید دیگه به اون بانک مراجعه نکنه. این جاست که ضرورت سرمایه گذاری بیشتر بانک ها بر آموزش کارکنان خود، که در رابطه مستقیم با مشتریان هستن کرد پیدا می کنه و این مهم رو میرسونه که همه تلاش های یه بانک واسه جلب مشتری و کسب رضایت اون می تونه فقط به وسیله یه مسئول با آگاهی کم نسبت به امور بانکی به هدر رود. از دیگر مشکلات، سخت و پیچیده بودن به کار گیری خدمات بانکداری الکترونیکی مخصوصا خدمات بانکداری اینترنتی واسه بعضی اقشار جامعه س. در اول ورود ATM ها و POS ها تماشاگر مشکلات بسیار زیاد در رابطه با بهره گرفتن از اونا بودیم. که این مشکلات در میان بعضی اقشار جامعه که از سطح سواد بالایی بهره مند نبوده و البته سهم خیلی از مشتریان بانک رو به دلیل کسب و کارشون شامل می شدن بیشتر بود. این قشر از جامعه اکثرا بازاریان رو شامل می شه که بیشتر میان سال یا سن بالا هستن. و آشنایی کافی با خدمات بانکداری الکترونیکی رو ندارن. حال با گسترش اینترنت و همه گیر شدن اون مسوولان بانکی چه تدبیری واسه این بخش از مشتریان کرده ان؟ نباید خدمات بانکداری اینترنتی همه گیر شه. ولی با وضع موجود تنها تحصیلکرده ها و از بین اونا کسائی که علم به کار گیری اینترنت رو دارن می تونن از این خدمات بهره مند شن. البته بعضی وقتا تماشاگر بودیم که به دلیل ساختار ضعیف این خدمات بعضی وقتا همین افراد هم نتونسته ان از اون بهره مند شن. پس اینجا هم می بینیم که بانک ها باید در بخش آموزش مشتریان هم سرمایه گذاری کنن. که تا الان کمتر صورت گرفته.( سهیلا سلطانی،۱۳۸۴)

مجله هاردوارد بیزینس در سال ۲۰۰۰ به مناسبت هفتادمین سال انتشار خود از پنج اندیشمند و نظریه پرداز، چالشای ورود به قرن بیست و یه رو سوال کرد. بیشتر پاسخای این متفکران، چالشهای فرهنگی رو شامل میشه.مدیریت بانکداری الکترونیک هم در این بخش با دو رقابت اساسی و اساسی روبرو شدن. اول اینکه با گرایش به سمت بانکداری الکترونیک خیلی از روشای کهنه باید به شکل سیستمای الکترونیکی گذاشته شن. که پذیرش اون از طرف مشتریان  سخته. رقابت دوم مربوط به تطبیق وسیله ها و روشای این پدیده با فرهنگ،روحیه و علم مردمه.(مجله هاردوارد بیزینس، ۲۰۰۰)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه گیری:

نبود نیروی آموزش دیده و موثر در سیستم بانکداری الکترونیکی یکی از چالشای پیشرفت بانکداری الکترونیکه، هم اینکه مردمی که سالهاست با روشای سنتی خو گرفتن. خیلی راحت حاضر به کنار گذاشتن اونا نیستن. خیلی از مشتریان هنوز به سیستم بانکی الکترونیکی اعتماد ندارن. و یا بعضی از وسایل بانکی رو بدون کارایی لازم می دونن و به اونا بی اعتمادند. بعضی هم خدمات سیستم الکترونیکی بانکا رو غیر کاربردی و سطحی می دونن.

یکی دیگه از چالشای پیشرفت بانکداری الکترونیک، نبود لوازم کافی و استاندارده. که به عنوان یکی از مهمترین چالشای مد نظره. چون که اعتماد مشتریان نسبت به سیستم بانکی الکترونیکی بواسطه صحت و امنیت و دقت انجام امور بانکی جلب می شه. که واسه رسیدن به اینجور هدفی سیستمی لازمه که از لوازم و استانداردهای لازم بهره گیرد.

از دیگر چالشا در این مورد وجود فرهنگای متفاوت در جامعه و هم وجود علم متفاوت در میان افراد و هم اینکه روحیات متفاوت و متغیر مردم س. که تطبیق روش ها و وسایل بانکداری الکترونیک با فرهنگ و علم جامعه رو با مشکل روبرو شدن می کنه.

 

 

 

 

 

زیر ساختا و بسترهای لازم واسه پیشرفت بانکداری الکترونیکی:

۱- زیر ساخت ارتباطی:

مهم ترین و اثرگذارترین وسیله در شروع روند بانکداری الکترونیکی دسترسی عمومی به بسترهای زیرساختی ارتباطات الکترونیکیه. درمدیریت بانکداری الکترونیکی باید برحسب نوع خدمات و انتظاراتی که از سرویسای جدید میره از مناسب ترین وسیله ارتباطی بهره برد.مهمترین ویژگی و نکته ای که در انتخاب این وسیله الزامیه، توجه به اصل اول بانکداری الکترونیکی، یعنی مشتری مداری، در به کار گیری سامانه های بانکداری الکترونیکیه. این وسیله شامل به کار گیری شبکه جهانی اینترنت، سامانه ماهواره ([۲]VSAT)، خطوط فیبر نوری، شبکه گسترده گوشی موبایل و تلفن ثابته.(پژوهشکده پولی و مالی بانکی ۱۳۸۲)

۲- زیر ساخت مالی و بانکی:

یکی از مهم ترین اقدامات بانکا در راه تبدیل شدن به یه بانک الکترونیکی ایجاد زیر ساختایی مانند کارتای اعتباری، کارتای هوشمند و پیشرفت سخت افزاری شبکه های بانکیه. (ماهنامه آموزشی بانک ملی، ۱۳۹۰)

۳- زیر ساخت حقوقی و قانونی:

هر فناوری جدید واسه گسترش و پیشرفت، قبل از مقبولیت عمومی نیازمند مقبولیت قانونیه. تا همه ظرفیتای اون استفاده بشه. یعنی اگه به دنبال این هستیم که روند بانکداری الکترونیکی با اقبال عمومی مواجه شه، باید بسترهای قانونی لازم رو جفت و جور کنیم و با شناخت همه احتمالات در روند بانکداری الکترونیکی درصد خطر رو کاهش داده و اعتماد عمومی نسبت به سامانه های بر اساس بانکداری الکترونیکی رو افزایش بدیم. واسه این کار باید در تدوین نظام نامها و آیین اسمای اجرایی توجه زیادی رو به اصل مشتری مداری معطوف کنیم. همیشه باید توجه داشت که بیشتر مردم در مباحث اقتصادی خطر بالا رو نمیپذیزند. مخصوصا اگه دریچه جدیدی واسه حرکت و فعالیت اقتصادی باز شده باشه. که در این صورت تا از پشتوانه های قانونی اون مطمئن نشن نقشی در پیشرفت این روند بردوش ندارن. (ماهنامه آموزشی بانک ملی، ۱۳۹۰)

۴- زیر ساخت فرهنگی و نیروی انسانی:

در این بخش واسه مدیریت بانکداری الکترونیکی با دوچالش اساسی و اساسی مواجه هستیم.

۱- اینکه با گرایش به سمت سامانه های بانکداری الکترونیکی باید خیلی از روشای کهنه رو به شکل این سامانه ها گذاشت و این خود نیاز به اعمال آموزشای لازم واسه کارمندان بانکا داره تا با دیدی روشن و بدون ترس از این پدیده جدید استقبال کنن و خود رو با اون هماهنگ و هم جهت کنن. باید کارمندان رو توجیه کرد که در بانکداری به روش الکترونیکی خیلی از کارای سخت اونا حذف می شه و درعوض سرعت کار اونا بالا میره یعنی به جای سخت کارکردن، سریع تر کار می کنن. به عبارت بهتر بانکداری الکترونیکی نیروهای بنگاهای مالی رو از نیروی کمی به نیروهای کیفی تبدیل می کنه.

۲- تطبیق وسیله ها و روشای بانکداری الکترونیکی با فرهنگ و روحیه و علم مردمه. بعضی هنوز به کارتا، اعتباری ندارن و یا تلفنای انگار رو ابزاری گرون قیمت و غیر لازم می دونن. در واقع واسه پیشرفت بانکداری الکترونیکی نیاز جدی به فرهنگ سازی واسه جذب و توجیه اقتصادی به کار گیری این سامانه ها واسه مشتریاس.( مجله هاردوارد بیزینس، ۲۰۰۰)

زیر ساخت نرم افزاری:

یکی از عوامل مهم در مقبولیت و گسترده شدن پروسه های بانکداری الکترونیکی، پیشرفت نرم افزاری و افزایش امنیت در سامانه های اون هستش. اگر زمینه لازم جهت تامین این دو نیاز جفت و جور شه کاربرد عمومی از سامانه های الکترونیکی گسترش و آسون کردن می شه و خطر به کار گیری اینجور سامانه هایی با حفظ درجه امنیت بالا کم میشه و اعتماد و رضایت مندی مشتری زیاد می شه.( ماهنامه آموزشی بانک ملی، ۱۳۹۰)

[۱]. PIN code

[۲] Vsat.


بانکداری الکترونیکی در جهان:

تحولات بانکداری الکترونیک در جهان:

– رشد اقتصادی چین در بیست سال گذشته از تموم کشورای آسیایی بالاتر بوده و حالا بالاترین ذخیره ارزی جهان رو که برابر ۱۴۰۰ میلیارد دلاره، در اختیار داره. بانک صنعتی و تجارتی چین(icbc) که بزرگترین بانک تجاری دولتی این کشوره. برنامه های بزرگی رو واسه افزایش خدمات الکترونیک خود اجرا کرده. الان بیشتر از ۲۵۰ هزار شرکت، مشتری این بانک هستن. هم اینکه بیشتر از هیجده میلیون چینی امور بانکی خود رو در این بانک انجام میدن. در سال ۲۰۰۶ ارزش کلی مبادلات الکترونیک این بانک به بیشتر از ۳۰۰ میلیارد دلار رسید. که رشدی بیست و هفت درصدی رو نسبت به سال ۲۰۰۵ نشون می ده. پایین بودن هزینه انجام مبادلات الکترونیک به رونق این بخش از فعالیتای اقتصادی بانکا منجر شده. هر پنج بانک دولتی بزرگ چین برنامه هایی واسه پیشرفت خدمات الکترونیک به مشتریا اجرا کردن. در آخر سال ۲۰۰۶ بیشتر از هشتاد میلیون چینی از خدمات بانکداری الکترونیک استفاده کردن. پیش بینی میشه هر سال ۱۵ درصد بر تعداد این افراد اضافه بشه.  در سال ۲۰۰۵ بانک ساخت و ساز چین (ccb) که بزرگترین بانک ارائه دهنده خدمات بانکی الکترونیکی در هنگ کنگه. و ۶۰ درصد این بازار رو در این شهر در اختیار داره. اعلام کرد ۱۰ میلیون حساب الکترونیک جدید در اون سال گشایش کرده. هم اینکه در سال ۲۰۰۵ ارزش مبادلات الکترونیک این بانک ۴۰ درصد رشد کرده. به باور کارشناسان طی ۵ سال آینده بانکداری الکترونیک به مهمترین بخش فعالیت بانکای چین تبدیل می شه. یکی از مهم ترین انگیزه ها، مقابله با رقابت شدیدیه که از طرف بانکهای خارجی موجود در چین بوجود آمده. از طرف دیگه این خدمات از عامل های اصلی موندگاری رشد اقتصادی کشور چین حساب میشه. کارشناسان معتقداند وجود بانکداری الکترونیک، با تغییر همراه س. به خاطر همین هیچ بانکی نباید تصور کنه با انجام یه مجموعه اقدامات همه چیز به پایان رسیده. هر روز یه تکنولوژی جدید و محصولی نوین از طرف رقبا وارد بازار میشه. به خاطر همین بانکها و دولت باید قبول کنن که رقابت همیشه ادامه داره. در مورد چین وضعیت در بعضی جنبه ها فرق داره. مثلا سیستم اینترنتی و سایتای بانکای چینی بیشتر از هر سایتی در جهان، مورد حمله هکرها قرار می گیرن. به خاطر همین مدیران باید تدابیری خاص واسه امنیت مبادلات مالی الکترونیک اتخاذ کنن. (خاص نامه داخلی مسئولان نظام بانکی، ۱۳۸۷)

هک

– با در نظر گرفتن بعضی بررسیا در آخر سال ۲۰۰۰ سرویس دهی بانکداری الکترونیکی در آمریکا بر بانکای کلی متمرکز بوده. ۶۲ درصد بانکای اون کشور دارای سایت اینترنتی بودن و ۳۷ درصد اونا معاملات اینترنتی ارائه می دادن که این ارقام در مقایسه با سه ماهه آخر سال ۱۹۹۹(با حجم ۲۰درصد) افزایش زیادی رو نشون میدن. در آمریکا بانکایی که خدمات بانکداری اینترنتی رو ارائه میدن، بیشتر از ۹۰ درصد داراییای سیستم بانکداری رو به خود دادن. هم اینکه ۱۸ درصد از بانکا، طرحای جدیدی رو واسه ارائه بانکداری اینترنتی از اواسط سال۲۰۰۱ داشتن. بانکای بزرگ تر خواهان سرویس دهی بانکداری الکترونیکی گسترده تر و جور واجور تری هستن. که درخواست وام و خدمات واسطه گری رو هم شامل می شه. با وجودی که بیشتر مشتریان بانکا در بانکایی که خدمات بانکداری اینترنتی رو ارائه میدن. حساب دارن، این مشتریان هنوز محدود بوده و به حدود چهار درصد کل مشتریان بانکا می رسه. با اینکه این ظرفیت محدود به نظر می رسه. اما قسمت بزرگی از اون می تونه به عملیات برون مرزی اختصاص داشته باشه.در این حال، تعداد بانکای مجازی هم کم باقی مونده. طوری که تا جولای ۲۰۰۱، حدود ۹ بانک مجازی با اساسنامه جداگونه و ۲۰ بانک مجازی با علامت تجاری خاص خود در آمریکا فعالیت کردن. (بانکداری الکترونیک www.cnn.com)

– در فصل سوم سال ۱۳۸۵ به کار گیری خدمات بانکداری الکترونیک در کره زیاد شد. به گزارش موج ، با استفاده بیشتر مردم کشور کره جنوبی، از خدمات اینترنتی بانکی و به کار گیری وسایل ارتباطی خود واسه مدیریت حساب هاشون در بانکا ، سرویس دهی الکترونیکی در این کشور با رشد مناسبی مواجه شده. در این فصل کل مبلغی که از راه روشای الکترونیکی بین حسابا منتقل شده با ۵/۱ درصد رشد به ۱۸۲۶ تریلیون وون (۹۸/۱ تریلیون دلار) رسید. جالبه بدونین کره با داشتن زیرساختای مناسب رابطه آنلاین ، سهم مهمی از تراکنشای مالی در این کشور از راه های الکترونیکی انجام می شه.( خبرگزاری موج، ۱۳۸۵)

دلار

مقایسه:

سرعت روز افزون قطار سریع السیر فناوری اطلاعات و ارتباطات در دنیا، در روبرو شدن با نظام دولتی بانک های ایران دچار مشکلات زیادیه. هنوز مسیرهای زیادی ریل گذاری نشده. نظام بانکی کشور تازگیا نگاهی به حرکت سریع وسیله الکترونیکی انداخته و به دنبال اجرای آیین نامه ها و مصوباتیه، که سال ها در انتظار اجرا هستن. استفاده ناقص و جور واجور بانک های دولتی و خصوصی از وسیله و فناوری های مدرن ارتباطات، هرچند مشکلاتی رو واسه مشتریان به وجود می آورد، اما همه هنوز امید دارن تا نظام بانکی تکونی به خود بده. و خدمات الکترونیکی خود رو بهتر کنه. این وسط هنوز خدمات پیشرفته بانکی در دنیا هستن، که در ایران به اون ها توجهی نشده. بهبود سرویس های داده شده فعلی و سرویس دهی نوین الکترونیکی و اینترنتی گزینه ایه، که باعث تغییر بزرگی در رونق گرفتن سیستم بانکی و حرکت سریع تر اون در رسیدن به ایستگاه بانکداری الکترونیکی می شه.

مشکلات

 

 

 

بانکداری الکترونیک در ایران:

گذشته بانکداری الکترونیک در ایران:

سابقه فعالیتای بانکداری الکترونیک در ایران به سال ۱۳۵۰ برمیگرده. در اون موقع بانک تهران با در اختیار قرار گرفتن ۷تا۱۰ دستگاه خودپرداز در شعبه ای خود اولین تجربه پرداخت خودکار پول رو در همون شعبه نصب شده برعهده داشتن. اواخر دهه ۶۰ بانکهای کشور با در نظر گرفتن کاربرد کامپیوتر و احساس نیاز به اتوماسیون عملیات بانکی به رایانه ای کردن عملیات بانکی پرداختن. طرح کامل اتوماسیون بانکی پس از مطالعه و بررسیای جورواجور به شکل پیشنهادی واسه تحولی کامل در برنامه ریزی فعالیتای انفورماتیکی بانکها به مسئولان شبکه بانکی ارائه شد. که با مصوبه مجمع عمومی بانکها در سال ۷۲ شکل رسمی به خود گرفت. در سالهای ۷۲ و ۷۳ جرقهای ایجاد سوئیچ ملی جهت بانکداری الکترونیک وقتی زده شد که شبکه ارتباطی بین بانک ملی و فروشگاه های شهروند ایجاد شد و آدمایی که کارت بانک ملی رو داشتن می تونستن از خدمات فروشگاه های شهروند استفاده کنن. در بیست خرداد ۱۳۸۱ یه سری از مقررات حاکم بر مرکز شبکه رد و بدل کردن اطلاعات بین بانکی موسوم به شتاب تصویب شد که فعالیت خود رو از اول تیر ماه ۱۳۸۱ با هدف جفت و جور کردن زیر ساخت بانکداری الکترونیک شروع کرد، کلیه سخت افزارها و نرم افزارها در ۱۳ مرداد ماه ۸۱ دراختیار اداره شتاب مرکزی قرار گرفت و از شرکت خدمات انفورماتیک و شرکت ملی انفورماتیک سلب مسئولیت شد. طرح شتاب که جهت هماهنگی و همکاری بین بانکها و سازماندهی سیستم پولی کشور از طرف مرحوم دکتر نوربخش در شورای عالی بانکها به تصویب رسید، کلیه بانکها رو مجبور به پیوستن به این شبکه ساخت. آزمایشای اولیه این شبکه با سه بانک دولتی شروع شد. دو بانک تخصصی (کشاورزی و پیشرفت صادرات) و یه بانک تجاری (صادرات ایران) در پایلوت اولیه این طرح حضور داشتن. شتاب که با ایجاد رابطه بین دستگاه های خودپرداز ATM در این سه بانک به دنیا اومد، در دو مرحله طراحی شد. در مرحله اول شبکه شتاب به ایجاد رابطه کارتی Debit  و [۲]Credit واسه سرویس دهی برابر کارتای الکترونیک پرداخت ودر مرحله دوم کلیه ارتباطات بین بانکی و انتقال پولی بین بانکها رو پوشش می دهد. آزمایش های اولیه شتاب با ایجاد اتصال بین دستگاه های خودپرداز ATM و پایانه های فروش ([۳]POS – POINT OF SALE) سه بانک اولیه عضو شتاب و بانک سروسامون به عنوان بانک خصوصی که در سال ۸۲ به عضویت شبکه شتاب درآمد اجراء گردید. در اواخر سال ۸۲ بانک ملی ایران به عنوان دارنده بیشترین شعب و بزرگترین بانک تجاری کشور به طرح شتاب ملحق شد و از پنجم اردیبهشت ۸۳ فعالیت خود رو در این بخش شروع کرد .حالا بانکهای ملی، صادرات، کشاورزی، پیشرفت صادرات، صنعت معدن، سروسامون، پارسیان و اقتصاد نوین از جمله بانکهای دولتی و خصوصی هستن که عضوطرح شتاب هستن. الان حدود هشت میلیون و دویست هزار کارت الکترونیک در سراسر کشور منتشر گردیده که از شونزده هزار دستگاه خودپرداز وصل این شبکه استفاده می کنن. (سید جوادین ۱۳۸۵)

برنامه ریزی

[۱]. Internet Banking:،  Mobile BankingوBanking Cyber

. Debit وCredit

  1. ۵. POS – POINT OF SALE

ساختار بازدارنده

در ساختار بازدارنده، بهره­­وری مفهومی از دست­ رفته. این نوع ساختار می ­تونه کیفیت خدمات سازمانی رو تحت تاثیر بذاره. ساختار بازدارنده نبود اعتماد بین­فردی رو موجب می­شه؛ و همین امر خود به کژکارکردی سیستم سازمانی می­انجامد (گگ، ۲۰۰۳). این نوع ساختار، بیزاری کارمندان رو به دنبال داره و نه تعهد (پذیرش با شور و شوق خیلی زیاد و کارکرد وفادارانه) اونا رو (هوی و سوئیتلند، ۲۰۰۰). به­علاوه نتیجه های به وجود اومده توسط ساختار بازدارنده، اثرات منفی مثل غیبت، استرس، احساس غریبگی و نارضایتی شغلی رو موجب می­شه (گگ، ۲۰۰۳؛ هوی و سوئیتلند، ۲۰۰۰؛ آرچز[۳]، ۱۹۹۱).

استرس

ساختار بازدارنده در مقایسه با ساختار تواناساز، به­وجودآورنده محیط کاریه که کمتر موثر­ می­باشه (گگ، ۲۰۰۳). در این نوع ساختار، جو سازمانی به شکلی منفی جهت می­یابد (هوی و سوئیتلند، ۲۰۰۱) و فضای موجود، در کار حل موضوع و انجام وظایف کاری مانعه نه کمک­دهنده. این نوع ساختار ماهیتاً از­بین­برنده روند حل موضوع س. به­علاوه بازدارنده هرگونه نوآوری و رشده (گگ، ۲۰۰۳). ارتباطات در اون از نوع سخت­پیوند، یه­طرفه و از بالا به پایین بوده (هوی و میسکل، ۲۰۰۵ و ۲۰۰۸؛ هوی، ۲۰۰۳) و اندازه مشارکت افراد ناچیزه. چون تعاملات بین­فردی رو محدود کرده و کنترل اداری زیادی رو اعمال می­کنه (هوی و میسکل، ۲۰۰۵ و ۲۰۰۸؛ تایلوس، ۲۰۰۹).  پرواضحه که ساختار بازدارنده از راه نفوذ در و بر رفتار سازمانی افراد در سطوح فردی، گروهی و سازمانی، سازمان رو هم جهت با تحقق سلامت سازمانی باز می­داره. ویژگیای ساختار بازدارنده رو میشه به توضیح زیر شمرد:

– اجرای  قوانین و روش های سخت

– تلقی مشکلات به عنوان محدودیت و گرفتاری

مشکلات

– خواهان همنوایی و توافق

توافق

– تنبیه اشتباهات

– گسترش بدگمانی

– خواهان اجابت

– کنترل

– تنبیه کارکنان

– جلوگیری تغییر

– قوانین مستبدانه

– تصمیم ­گیری یه جانبه

– اعمال فشار واسه انجام کار مورد نظر

– بی­اعتمادی کارمندان

– فریب و کلک

– اختلاف

– ایجاد احساس بی­قدرتی و بی­نفوذی در افراد (هوی و سوئیتلند، ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱؛ هوی و میسکل، ۲۰۰۵؛ ۲۰۰۸).

 

 

 

 

۲-۱-۱-۵-۲-۸-۳- مقایسه دو نوع ساختار

در آخر اینم بگیم که به­ طور ­کلی، ساختار تواناساز با قوانین و مقررات منعطف و نتیجه های مثبت، دارای ماهیتی کارکردیه و ساختار بازدارنده با به کار گیری قوانین و مقررات سخت و نامنعطف و نتیجه های منفی خود، منتهی به کژکارکردی سازمان می­شه (هوی و میسکل، ۲۰۰۵ و ۲۰۰۸).  در زیر ابعاد چهارگانه شکل های جور واجور ساختارهای تواناساز و بازدارنده در جدول شماره (۱)، با همدیگه مقایسه گردیده­ان. این مقایسه ضرورت توجه و تلاش سازمانها واسه طراحی، قرار گرفتن و پیشرفت ساختار تواناساز و کم کردن از بازدارندگی ساختارهای موجود خود به خاطر بهره­وری از نتیجه های مثبت حاصل از اون نوع ساختار رو قطعی می­گردونه (هوی، ۲۰۰۳).

 

جدول شماره ۱: مقایسه ابعاد چهارگانه شکل های جور واجور ساختارهای تواناساز و  بازدارنده

               ابعادشکل های جور واجور ساختاررسمیتتمرکزروندزمینه
بازدارنده·        قوانین و روش­های سخت و انعطاف­ناپذیر·        تلقی مشکلات به عنوان محدودیت و گرفتاری

·        خواهان همنوایی و توافق

·        تنبیه اشتباهات

·        گسترش بدگمانی

·        خواهان اجابت·        کنترل

·        تنبیه کارمندان

·        نبود تشویق به تغییر

·        قوانین مستبدانه

·        تصمیم ­گیری یه­جانبه·        اعمال فشار واسه انجام کار مورد نظر·        بی­اعتمادی کارمندان·        فریب و کلک

·        اختلاف

·        ایجاد احساس بی­قدرتی و بی­نفوذی در افراد

تواناساز·        ارتقای قوانین و روش­های منعطف·        تلقی مشکلات به عنوان فرصت­های یادگیری

·        پذیرش فرق در ارزش­ها

·        تشویق ابتکارات و نوآوری­ها

·        پرورش اعتماد

·        آسون کردن روند حل موضوع·        ارتقای همکاری

·        تشویق گشودگی

·        پشتیبانی از کارمندان

·        مشارکت­جویی

·        تشویق ابتکارات و نوآوری­ها

·        تصمیم­­گیری مشارکتی·        حل مسأله·        اعتماد·        صداقت و اعتبار

·        اتحاد

·        ایجاد احساس قدرت و نفوذ در افراد

 

منبع: هوی و سوئیتلند (۲۰۰۰ و ۲۰۰۱) و هوی و میسکل (۲۰۰۵؛ ۲۰۰۸).

۲-۱-۲- قدرت

۲-۱-۲-۱- تعریف قدرت و وجود اون

 

واسه شناخت زندگی سازمانی می­بایست به اشکال قدرت هم به صورت رسمی و هم غیر رسمی، هم قانونی و هم حروم توجه کرد (هوی و میسکل، ۲۰۰۸). چون هر اندازه که رهبران سازمانی به حساب بیشتری از منابع قدرت دسترسی داشته باشن، بالقوه توانایی رهبری موثرتری دارن (علاقه­بند، ۱۳۸۴). از این رو مدیران می­بایست قدرت و منابع قدرت خود رو به خاطر هماهنگی و پشتیبانی کار زیر دستان خود کشف و اون رو پیشرفت بخشن (کریتنر و کنیکی، ۱۳۸۶).

قدرت دارای دو سطح انگیزه و رفتاره ( مک­کللند و برنهام، ۲۰۰۳):

قدرت پدیده­ایه که تا وقتی که استفاده کرده نشه، معنا و معنی پیدا نمی کنه (هال،۲۰۰۲). در واقع قدرت ظرفیتی بالقوه س (رابینز، ۲۰۰۱). موضوع کلیدی در معنی قدرت اون هستش که وسعت قدرت آدما به اندازه اندازه واقعیت قدرتی که اونا دارن نیس، بلکه بر اساس تصوریه که بقیه از اون دارن. در واقع اون چیزی که به افراد توانایی نفوذ می-دهد تصور بقیه در مورد قدرت آنانه (هرسی و همکاران، ۲۰۰۲).

قدرت رابطه­ای موقعیتیه (هال،۲۰۰۲؛ رولینسون و برودفیلد، ۲۰۰۲). یعنی، قدرت نه به عنوان یه ویژگی فردی بلکه به عنوان یه رابطه اجتماعی در نظر گرفته می­شه (اسکات، ۱۳۸۷). چون گفته می­شه که ساختار در روابط قدرت و روابط قدرت در ساختار تنیده شده؛ یعنی این دو نمی­تونن از هم جدا گردند (هچ، ۱۳۸۷). چون قدرت در جدایی ادما از همدیگه به وجود نمی­آید، بلکه در روابط بین دو نفر یا بیشتر کرد پیدا می­ کنه (رولینسون و برودفیلد، ۲۰۰۲). تاثیر قدرت به شرایط موجود در موقعیت بستگی داره. از این­رو قدرت، پدیده­ای موقعیتی حساب می­شه.

تعریف قدرت، موضوع­ای کلیدیه (تورنر[۴]، ۲۰۰۵). چون قدرت دارای ماهیتی پویا و مهم می­باشه (هال، ۲۰۰۲). قدرت فی­نفسه، یه منبعه (هچ، ۱۳۸۷)؛ و توانایی نفوذ بر رفتار بقیه و راهیابی در آنانه (هرسی و همکاران،۲۰۰۲). در واقع قدرت ظرفیت و توانایی بالقوه تاثیر و تغییر دیگرونه (افجه­ای ،۱۳۸۰؛ ریون[۵]،۱۹۹۳). چون پایه قدرت یعنی کنترل بقیه (جیمز[۶]، ۲۰۰۵؛ کارن[۷]، ۲۰۰۷). قدرت، رفتارای سازمانی افراد رو تحت تاثیر قرار می­دهد (هال، ۲۰۰۲)؛ و امکان پیش ­بینی رفتار افراد رو ممکن می­سازه (راب و روبرت، ۲۰۱۰). از این رو قدرت مثل استعداد نفوذ و نظام کنترل تعریف می­شه (شرمرهورن و همکاران،۱۳۸۶؛ اسکات،۱۳۸۷؛ هرسی و همکاران،۲۰۰۲). از طرفی قدرت توانایی رسیدن به هدف و یافته هاس (ولدرینگ[۸]، ۲۰۰۱؛ کریتنر،۱۳۸۷). چون قدرت، کنترل منابع ارزشمنده (تی جوسوالد[۹] و همکاران، ۲۰۰۵) منتهی به هدایت سرمایه انسانی و اطلاعاتی هم جهت با انجام کارای تعیین شده می­شه (کریتنر و کنیکی، ۱۳۸۶). به­ طور کلی می­توان گفت قدرت، عمل (هال،۲۰۰۲) و توانایی جهت نفوذ در روند در پیش گرفتن تصمیمات می­باشه (ساراکوگلو، ۲۰۰۹).

 

[۱]Adams & Forsyth

[۲]Hoy

[۳]Arches

[۴]Turner

[۵]Raven

[۶]James

[۷]Karen

[۸]Woldring

[۹]Tjosvold


مدیریت : نظریه ارتقا اجتماعی

یکی از نظریه­هایی که در مورد باروری و اندازه اون ارائه شده، نظریه منزلت اجتماعیه در این نظریه متفکران و اندیشمندان، اندازه باروری هر خونواده و جامعه رو مبنی بر جایگاه و منزلت والدین و یا ساکنان اون جامعه می دانند.

دمونت[۱] عقیده داره که داشتن بچه کم­تر یا بیش­تر رابطه نزدیکی با منزلت اجتماعی والدین داره. مثلا، اگه در جامعه ای داشتن بچه بیش­تر امکان پیشرفت منزلت اجتماعی بالاتر رو به دنبال داشته باشه (مثل خیلی از جوامع پیشرفت نیافته بر اساس کشاورزی)، خونواده­ها بهتر می دونن که تعداد فرزندان بیش­تری داشته باشن (بیهند[۲]، ۱۹۸۸: ۲۶۸).
کشاورزی

 

۳-۲- نظریه­ های اقتصادی

 

به نظر بکر رفتار باروری خونواده ناراحت از رفتار اقتصادیه. همون­گونه که خونواده­ها در مورد اقتصادی در مورد انتخاب یه کالا تصمیم می گیرند، به همون راه در مورد ترجیحات و سلیقه­های خود، اندازه درآمدها و هزینه­ های بچه هم اقدام می­کنن. پس، براساس این نظریه تعداد بچه­هایی که خونواده­ها دارن بیشتر به واسطه عامل درآمد تعیین می­شن. در نتیجه، خونواده­های پولدار باید فرزندان بیش­تری داشته باشن. اما دلایل تجربی اروپای غربی عکس این موضوع رو نشون می دهد. بکر در جواب می گوید که یه متغیر دخالت­گر بنیادی مثل دسترسی به تکنولوژی و وسایل پیشگیری از بارداری هست که این عامل با درآمد رابطه مثبتی داره و رابطه موجود بین درآمد و بعد خونواده رو از بین می­برد (فریدمن و بقیه[۳]، ۱۹۹۴: ۳۷۹).

اقتصادی

اندازه درخواست واسه بچه، نه فقط از قیمت بچه، بلکه از درآمد حقیقی هم تاثیر می پذیرد. افزایش درآمد، کلا باعث افزایش درخواست واسه کالا­های جور واجور می­شه. ولی اگه افزایش درآمد همراه با افزایش هزینه بچه، باشه ممکنه باعث کم شدن اندازه درخواست واسه بچه شه. در سال­های گذشته، رشد اقتصادی، نه فقط درآمد­ها رو زیاد کرده، بلکه باعث افزایش هزینه فرزندان هم گشته. این به وجود اومده توسط افزایش اشتغال زنان و با ارزش­تر شدن وقتیه که صرف مراقبت از فرزندان می­شه. افزایش هزینه فرزندان منتهی به جایگزینی دیگه جنسا به جای اونا در پیرو درخواست والدین می­شه. پیروز شدن اثر جانشینی بر اثر درآمدی، باعث شده که رابطه منفی قوی بین درآمد سرانه و درخواست واسه بچه دیده شه. تحقیق­ها در کشور­های جور واجور هم نشون دهنده اون هستش که اثر منفی افزایش دستمزد زنان بر تعداد فرزندان، به دلیل اثر مثبت افزایش منابع خانواده س (بکر، ۱۹۹۱).

لیبنشتاین[۴] یکی دیگه از نظریه پردازان اقتصاد باروری، نظریه خود رو بر این فرض استوار کرده که سود یا نبود سود اقتصادی عاملیه که باعث می شه والدین تصمیم بگیرن که چه تعداد بچه داشته باشن.از این رو، ایجاد تعادل بین رضایتمندی اقتصادی و هزینه­ های نگهداری فرزندان زیر بنای اصلی نگاه مردم در مورد تعداد فرزنده (لیبنشتاین، ۱۹۷۷: ۱۵۷).

 

۳-۳- نظریه­ های اجتماعی

 

۳-۲- ۱- باروری مثل عمل اجتماعی

 

با در نظر گرفتن این­که باروری کلا یه امر ارادی بوده و فرد در شکل­ گیری اون نقشی اساسی داره، پس می­توان اون­رو یه عمل حساب داشت. هر چند در اصطلاح عادی جمعیت شناسی از باروری به عنوان یه رفتار یاد می­شه، ولی با در نظر گرفتن این­که در عقاید جامعه­شناختی بین رفتار و عمل فرق هست؛ پس در این جا هم براساس ویژگی­هایی که در مورد عمل ذکر می­شه، باروری رو یه عمل در نظر می­گیریم.

 

۳-۲-۲- نظریه عمل اجتماعی

 

نظریه عمل ریشه در کار ماکس وبر در مورد عمل اجتماعی داره. هر چند وبر کارش رو براساس مفروضاتی در مورد کنشگران و عمل بنا نهاده بود، اما علاقه اصلی­اش متوجه تاثیر اجبار­های فرهنگی و ساختاری روی کنشگران بود. نظریه عمل به­جای تاکید بر این جنبه از کار وبر، در سطح اندیشه و عمل فردی عمل می­ کنه (ریتزر، ۱۳۸۲: ۵۲۸).

تالکوت پارسونز به عنوان مشهورترین نظریه­پرداز در مورد عمل اجتماعی، تلاش داشت نظریه عمل رو از رفتارگرایی جدا سازه. در واقع، اون واسه اون اصطلاح عمل رو انتخاب کرد که دلالتی متفاوت از اصطلاح رفتار داره. رفتار دلالت بر عکس العمل مکانیکی در برابر محرک­ها داره، حال­اون­که اصطلاح عمل بر یه فراگرد فعالانه، خلاقانه و ذهنی دلالت می­ کنه (همون: ۵۲۹).

واسه پارسونز معنی نظام عمل، مفهومی عینی نیس؛ به هیچ واقعیت عینی رابطه نداره، مثلا به کارخانه یا به خونواده. اون­طور که پارسونز اون­رو به کار می­برد، نظام عمل از سنخ معنی­سازی و تحلیله؛ روش بازسازی ذهنی واقعیته، چگونگی درک چیزها و خلاصه کلام، مفهومی اکتشافیه. در واقعیت چیزی نیس که بشه گفت این نظام کنشه. با این همه هر عمل رو می­توان به راه و روش یه نظام عمل تحلیل کرد، مهم نیس که این عمل در چه سطحی از واقعیت بوده باشه، خواه رفتاری باشه که دو شخص در برابر همدیگه در پیش می­گیرند یا مقابله طبقاتی یا کشمکشی بین المللی. نظام اجتماعی خیلی زیاد کلیه و نمونه مستقیمی در دنیای واقعیت نداره، چون که این معنی یه وسیله تحلیلی با میدون کاربرد بسیار گسترده س (روشه، ۱۳۷۶: ۶۲).

در منابع جامعه­شناسی از نظریه عمل پارسونز با سه نام یاد می­شه: ۱- نظریه عمومی عمل، ۲- نظریه داوطلبانه عمل، ۳- نظریه تحلیلی عمل. نام­گذاری اول از نظر سطح گسترش و جامعیت اون صورت گرفته. نام­گذاری نوع دوم از نظر تاکید تئوری بر آشتی آزادی (اختیار) کنشگر (به­خاص فاعل انسانی) با نظم اجتماعی. نام­گذاری نوع سوم از نظر تاکید روی اخلاق ­­(کارکرد) ابزارگرایانه تئوری صورت گرفته ­(چلبی، ۱۳۸۱: ۱۶). در این تحقیق براساس موضوع مورد بررسی، اخلاق رفتار داوطلبانه­ی کنشگر بیش­تر روش زوم شده.

عمل اجتماعی در معنایی که پارسونز اون­رو می­فهمد، همه رفتار انسانیه که انگیزه و راهنمای اون معانیه که کنشگر اون­ها رو در دنیای خارج کشف می­ کنه، معانی­ای که توجهش رو جلب می­ کنه و به اون­ها جواب می­دهد. پس، ویژگی­های اصلی عمل اجتماعی در حساسیت کنشگر به معانی چیزها و موجوداتیه که در محیط هستن و آگاهی پیدا کردن به این معانی و عکس العمل به پیام­هاییه که اون­ها می­فرستند.

عمل اجتماعی که با معنیش تعریف شده با تصور کنشگر تفسیر می­شه، یعنی بر مبنای ادراکی که از محیطش داره، احساساتی که اون رو برمی­انگیزد، افکاری که در سر داره، انگیزه­هایی که اون رو به عمل وامی­داره و عکس العمل­هایی که در برابر عمل­های خودش داره(روشه، ۱۳۷۶: ۵۶).

عمل اجتماعی رو می­توان بر مبنای اختلاف ” کنشگر- وضعیت ” که در نظریه عمل پارسونز نقش اساسی داره، تحلیل کرد. کنشگر پارسونز ” موجودی در وضعیت ” است، چون عمل­اش پیوسته درک معانی مجموعه­ نشونه­هاییه که اون در محیط می­یابد و به اون­ها جواب می­دهد. همه این مناسبات با محیط فیزیکی بر مجموعه ­ای از توضیح و تعبیر استواره که کنشگر از گذر اون­ها واقعیت رو درک و به اون معنایی می­دهد و به دنبال اون عمل می­ کنه (همون: ۵۷).

 

۳-۲-۳- واحد عمل داوطلبانه

 

پدیده بنیادی در نظریه عمل پارسونز همون چیزیه که اون واحد کنشی خوانده. اون این پدیده رو طبق چهار عنصر سازنده مشخص می­ کنه: اول اون­که، این واحد به وجود یه کنشگر نیاز داره؛ دوم اون­که، واحد کنشی لازمه هدف یا وضعیتی آتیه که کنشگر نسبت به اون جهت­گیری می­ کنه؛ سوم اون­که، این عمل در موقعیتی انجام می­گیرد که لازمه دو عنصره: چیزایی­که کنشگر نمی­تونه تحت نظارتشان داشته باشه (شرایط)، و دیگه اون چیزایی که کنشگر می ­تونه بر اون­ها نظارت داشته باشه (وسایل)؛ چهارم این­که، هنجارها و ارزش­ها در جهت تعیین انتخاب وسایل دست­یابی به هدف­ها نقش بازی می­ کنن (ریتزر، ۱۳۸۲: ۵۳۰). تصویر شماره ۳-۱ معنی­سازی واحد عمل داوطلبانه رو به صورت شماتیک نشون می­دهد.

هنجارها و ارزش­ها
کنشگر
شرایط وضعیتی
اهداف
شکل شماره۳-۱- عناصر واحد عمل داوطلبانه (ترنر، ۲۰۰۳: ۴۰)
وسیله یه
وسیله دو
وسیله سه
وسیله n ام

کنشگر طبق شرایط حاکم و هم اینکه هنجارها و اجبار­های فرهنگی مسلط و با در نظر گرفتن وسایل مختلفی که به اون­ها دسترسی داره، اهدافی رو واسه خود بر می­گزیند. از طرف دیگه، براساس همین محدودیت­ها و امکانات، نگرشی مشخص تو ذهن ایشون شکل می­گیرد. این نگاه روی یه طیف از نبود دست­یابی کامل به اهداف مورد نظر تا کام­یابی کامل در رسیدن به اهداف قرار می­گیرد. کنشگر در رسیدن به هدف با دسته­ای از محدودیت­ها روبرو شدن که در طرح نظری پارسونز به عنوان شرایط حاکم شامل شرایط فیزیکی و هم اینکه شرایط فرهنگی معرفی می­شن. با در نظر گرفتن اینکه کنشگر توانایی ایجاد تغییر در این بخش از نظام اجتماعی رو نداره، بنابرین اهداف ایشون در جهت و تحت این شرایط شکل می­گیرد. اما وسیله ها و وسایل دست­یابی به اهداف، با اینحال­که تحت تاثیر شرایط حاکم هستن، ولی کنشگر می ­تونه در مورد این وسیله مبادرت به انتخاب آزادانه­ی به شرط وضعیت بکنه. از این­رو، می­توان توقع داشت با در نظر گرفتن حضور دراز مدت فرد در خونواده، شرایط خانوادگی در اندازه باروری و فاصله­گذاری تاثیر زیادی داشته باشه.

 

۳-۲-۴- کارکردهای نظام عمل

 

هر نظام عمل از دیدگاه پارسونز دارای چهار کارکرد اساسی می­باشه که به نظر ایشون چهار نیاز ابتدایی و اساسی نظام عمل رو تامین می­ کنه (روشه، ۱۳۷۶: ۷۵). یه کارکرد، مجموعه فعالیت­هاییه که در جهت برآوردن یه نیاز یا نیازای نظام انجام می­گیرد (ریتزر، ۱۳۸۲: ۱۳۱).

از طرف دیگه، پارسونز کارکردهای ابتدایی رو به عنوان چهار ” بعد ” نظام عمل معرفی می­ کنه، درست در همون معنایی که اصطلاح بعد در فیزیک داره. یعنی، در هر لحظه از زندگی یه نظام عمل، اجزای کنشی که اون رو تشکیل می­ بدن باید در یکی از ابعاد چهارگانه جا گرفته باشن (روشه، ۱۳۷۶: ۷۵). هم­اون طور که از معنی فوق برمی­آید، کارکردهای پارسونز هم نشون دهنده وجود تحلیلی نظریه ایشون می­باشن که نوع نگاه به معنی جایگاه اون­ رو تغییر می­دهد، ولی در آخر نظام عمل تبیین می­شه.

چهار کارکرد یا چهار بعد نظام عمل عبارتند از: سازگاری، دست­یابی به اهداف، تنهایی و حفظ الگو.

۱- سازگاری: هر نظامی باید خودشو با موقعیتی که در اون قرار گرفته تطبیق دهد و محیط رو هم با نیازهایش موافق سازه (ریتزر، ۱۳۸۲: ۱۳۱). سازگاری کارش اینه که از نظام­های خارجی (نظام عمل) منابع مختلفی رو که نظام نیاز داره بگیره و عوضش­، فراورده­های تولید نظام رو عرضه کنه و با فرآوری و تبدیل این منابع، اونا رو واسه نیازای این نظام به­کار ببره.

۲- دست­یابی به اهداف: این بعد شامل مجموعه عمل­هاییه که اهداف نظام رو تعیین کرده و در واسه رسیدن به اهداف و جایزه­های مطلوب و تعریف شده، منابع و انرژی­هایی رو بسیج کرده و اداره می­ کنن.

۳- تنهایی: در هر نظام عمل، بعضی از اجزای عمل کارشون مراقبت و جلوگیری از گرایش­های کج­روی و حفظ هماهنگی میان اجزا و دوری کردن از مشکل­های عمیقه.

۴- حفظ الگو: هر نظامی باید انگیزه­های افراد و الگوهای فرهنگی آفریننده و نگه­دارنده­ این انگیزه­ها رو ایجاد، نگه­داری و تجدید کنه (روشه، ۱۳۷۵: ۷۶).

براساس نظر پارسونز، چهار کارکرد نامبرده با چهار نظام عمل پیوند دارن. ارگانیسم زیستی یه جور نظام کنشه که کارکرد سازگاری­اش رو از راه تطبیق و تغییر شکل جهان خارجی انجام می­دهد. نظام شخصیتی کارکرد رسیدن به هدف رو از راه تعیین هدف­های نظام و بسیج منابع واسه دست­یابی به اونا، انجام می­دهد. نظام اجتماعی، با تحت نظارت درآوردن اجزای سازنده­اش کارکرد تنهایی رو انجام می­دهد. آخرسر، نظام فرهنگی، کارکرد سکون رو با تجهیز کنشگران به هنجارها و ارزش­هایی که اون­ها رو به عمل برمی­انگیزد، انجام می­دهد (ریتزر، ۱۳۸۲: ۱۳۱).

زیر سیستم­های نظریه نظام عمل پارسونز، طبق یه نظام سلسله مراتبی با مبادله انرژی و اطلاعات با همدیگه رابطه دارن. پارسونز با الهام گرفتن از نظریه سیبرنتیک می­گوید نظام عمل، مثل هر سیستم فعالی، چه جاندار و چه بی­جون محل گردش بی­معطلی انرژی و اطلاعاته. این مبادله­های انرژی و اطلاعات میان اجزای نظامه که عمل نظام رو بر می­انگیزد. همه اجزای یه نظام از دید ذخیره اطلاعات و انرژی برابر نیستن؛ بعضی­ها بیش­تر انرژی در اختیار دارن، یه سری های دیگه ذخیره اطلاعاتشون بیش­تره (روشه، ۱۳۷۶: ۸۸).

یه سیب

 

 

 

 

 

 

 

ابعاد کارکردی نظام عملنظام­های فرعی نظام عملروابط سیبرنتیکی
حفظ الگوهای فرهنگی 

تنهایی

 

دست­یابی به اهداف

 

سازگاری

نظام فرهنگی 

نظام اجتماعی

 

نظام شخصیت

 

نظام ارگانیسم زیستی

مراتب عامل­های وضعی
مراتب عامل­های نظارت­کننده
غنی از انرژی
غنی از اطلاعات                   (نظارت­ها) 

 

شکل شماره ۳-۲- سلسله مراتب سیبرنتیکی نظام عمومی عمل(روشه، ۱۳۷۶: ۸۹)

 

حال اگه چهار نظام فرعی عمل رو در نظر بگیریم، می­توان گفت که نظام فرعی ارگانیسم زیستی از دید انرژی غنی­ترین و از دید اطلاعات فقیرترینه. پس از اون نظام روانی (شخصیت) و در مرتبه بالاتر نظام اجتماعی و در راس سلسله مراتب، نظام فرعی فرهنگی جا داره که بدون دودلی غنی­ترین اونا از دید اطلاعات و فقیرترین اونا از دید انرژیه. نتیجه این­که، عناصر فرهنگی نظام عمل بر نظام اجتماعی، بر شخصیت و بر ارگانیسم زیستی نظارت می­ کنن، در حالی که شخصیت بر ارگانیسم زیستی اعمال نظارت می­ کنه و خودش تحت نظارت نظام اجتماعی و نظام فرهنگی قرار داره (روشه، ۱۳۷۶: ۹۰). بر این پایه نظام شخصیت براساس هنجارها و ارزش­های تعریف شده به­وسیله نظام­های فرهنگی و اجتماعی، کارکرد خود رو مبنی بر دست­یابی به اهداف با بهره گرفتن از امکانات نظام ارگانیکی به انجام می­رساند. ارزش­ها و هنجارهای خانوادگی، شخصیت افراد رو تحت تاثیر قرار داده و روش مشارکت اون­ها در امور مربوط به خونواده رو تغییر می­دهد پس افراد طبق اندازه استقلال شخصیتی که در خونواده دارن، به عمل می­پردازند. با در نظر گرفتن این­که رفتار باروری به عنوان یه عمل جمعی در سطح خونواده مطرح می­باشه، به نظر می­رسد تحت تاثیر اندازه استقلال فرد قرار گیرد.

از طرف دیگه، با در نظر گرفتن گسترش حضور زنان در میدون­های اجتماعی، اندازه استقلال زنان بر مشارکت اجتماعی اون­ها اثرگزار می­باشه. نکته قابل توجه اینه که حضور اجتماعی لازمه کسب بعضی توانمندی­ها و مهارت­ها می­باشه و فرد هر اندازه دارای توانمندی­های بیشتری باشه، قدرت مشورت بیشتری واسه حضور اجتماعی داره.

 

۳-۲-۵- نظریه منابع در دسترس

 

در نظریه منابع در دسترس، تقسیم قدرت در خونواده و پایگاه قدرت هر کدوم از همسران، ناراحت از منابع در دسترس هر کدوم از اون­ها بوده و هم­اینجور اندازه استقلال و وابستگی زن و شوهر رو تحت تاثیر قرار می­دهد. در این نظریه، توانایی هر کدوم از همسران در برآورده کردن نیازای طرف مقابل، به عنوان منبع قدرت فرد تلقی می شه. از این رو، در جوامعی که وظیفه تامین زن رو دوش مرده و مرد، تنها منبع برآوردن نیازای خانواده س، همسر مرد از نظر ایدئولوژیک اجازه اعمال قدرت و تصمیم ­گیری پایانی یه سویه رو به شوهر می دهد. با افزایش نسبت زنان شاغل در جامعه و تامین بخشی از هزینه های خونواده به وسیله درآمد زنان شاغل، پایگاه قدرت زنان هم بهبود پیدا کرده. نظریه منابع، بر ارزش نابرابر مبادلات زن و شوهر در خونواده تاکید می کنه. با این نگاه، قدرت بیشتر در اختیار فردیه که نقش بیشتری در تامین نیازای خونواده داره و جنسیت این وسط اهمیتی نداره. در مقابل، دیدگاه دیگری هم هست که بر توانایی ارزش­های پدرسالارانه تاکید می ورزد. این ارزش­ها می­تونن پایه­ های قدرت زنان رو سست و قدرت مردان رو تقویت کنن ( گروسی، ۱۳۸۷، ۱۲).

بلود و ولف در سال ۱۹۶۰ مطرح کرده­ان که منابع شامل توانایی کسب درآمد، تحصیلات، اعتبار شغلیه که همه وابسته به دنیای اقتصاد بیرون از خونه هستن، جایی­که مردان برتری بیشتری نسبت به زنان دارن. با اینکه منابع غیر اقتصادی مانند مشارکت، پشتیبانی عاطفی و مهارت­های اجتماعی واسه زنان فایده هایی داره، اما در جوامع غربی اهمیت بیش­تری به پول، پایگاه شغلی میدن و این ویژگی­ها به طور دقیق چیزایی هستن که زنان رو در ازدواج برتر می سازه (ریتزر، ۱۹۷۹: ۳۹۰، به نقل از سفیری وآراسته، ۱۳۸۶: ۱۲۱).

بررسی­هایی که بلود و ولف انجام داده­ان نشون می دهد که پخش قدرت در خونواده بیش­تر به وجود اومده توسط تملک منابع ارزشمنده تا نقش­های جنسی سنتی. البته می توان بیان کرد که فرق­ها در منابع به خاطر تجویز نقش­های جنسی سنتیه که به روشنی این اجازه رو به مرد می دهد تا در زندگی توانایی کسب منابع مهم رو داشته باشه. یعنی، بین قدرت جدا از نقش­های جنسی سنتی و قدرت جدا از تملک منابع، رابطه دوطرفه هست (همون: ۴۳). شغل زن در روابط ایشون با همسر در بخش قدرت، انجام کارای منزل، معنی نقش­های زن و مرد، تعداد واقعی و تعداد مطلوب بچه­ها، موفقیت در برنامه ­ریزی خانوادگی و در آخر رضایت زن موثره. از طرفی شاغل شدن زن، موجب مشارکت بیشتر مرد در کارای خونه می شه. این از یه طرف موجب کاهش قدرت شوهر و از طرف دیگه موجب افزایش برابری­ها در تصمیم ­گیری­ها می شه و مشارکت مرد در امور منزل رو افزایش می دهد (میشل،۱۳۵۴: ۱۹۴).

بخشی از منابع قدرت زنان در خونواده مربوط به اندازه توانمندی اون­ها در زندگی اجتماعی و دسترسی به منابع اطلاعاتی و کسب آگاهی می­باشه. امروزه یکی از منابع اصلی کسب اگاهی و توانمندی در سطح اجتماع، اندازه دسترسی و به کار گیری رسانه­های جمعی می­باشه. از طرف دیگه، مهارت­های فرد شامل مهارت­های ارتباطی و اجتماعی و هم اینکه توان انجام اموری می­باشه که می ­تونه قدرت اقتصادی زن رو بالا برده و از وابستگی ایشون به همسرش کم کنه.

امروزه رسانه­ها، چه رسانه­های جمعی و چه رسانه­های نوین، نقش کلی­ای در زندگی جمعی افراد اجرا می­ کنن. رسانه­ها نقش کلی­ای در تغییرات فرهنگی، اجتماعی شدن، هویت بخشی، آگاه­سازی اعضای جامعه و … اجرا می­ کنن، به خاطر همین، مصرف و کاربرد شکل های جور واجور رسانه­ها از جهات جورواجور و در میان گروه­های اجتماعی روش زوم شده. مطالعه مصرف رسانه­ها در جامعه ایران خیلی خیلی مهمه، چون شدیدا ترجیحات زنان رو تحت تاثیر قرار می­دهد. یکی از دلایل این موضوع، به وجود اومده توسط روندهای گذشته اجتماعی در جامعه ایران و برجسته  شدن حضور زنان در میدون­های جورواجور اجتماعیه که به دنبال اون مطالعه خواسته­ها، نیازها و مصارف فرهنگی زنان و رفتارای اونا می­باشه (کلانتری و همکاران، ۱۳۹۱: ۸۰). رفتار باروری هم از جمله رفتارهاییه که با در نظر گرفتن الگوبخشی رسانه­ها و هم اینکه آگاهی بخشی نسبت به امتیازات و مشکلات فرزندآوری تحت تاثیر اندازه و نوع به کار گیری رسانه­ها قرار می­گیرد.

 

 

۳- ۴- چارچوب نظری تحقیق

 

چارچوب اصلی این تحقیق بر نظریه عمل اجتماعی پاسونز می­باشه. با در نظر گرفتن این­که باروری کلا یه امر ارادی بوده و فرد در شکل­ گیری اون نقشی اساسی داره، پس می­توان اون رو یه عمل حساب داشت. هر چند در اصطلاح عادی جمعیت شناسی از باروری به عنوان یه رفتار یاد می­شه، ولی تالکوت پارسونز به عنوان مشهورترین نظریه­پرداز در مورد عمل اجتماعی، تلاش داشت نظریه عمل رو از رفتارگرایی جدا سازه. در واقع، اون واسه اون اصطلاح عمل رو انتخاب کرد که دلالتی متفاوت از اصطلاح رفتار داره. رفتار دلالت بر عکس العمل مکانیکی در برابر محرک­ها داره، حال­اون­که اصطلاح عمل بر یه فراگرد فعالانه، خلاقانه و ذهنی دلالت می­ کنه(ریتزر، ۱۳۸۲: ۵۲۹).

پدیده بنیادی در نظریه عمل پارسونز همون چیزیه که اون واحد کنشی خوانده که از نظر ایشون ماهیتی داوطلبانه داره. کنشگر طبق شرایط حاکم و هم اینکه هنجارها و اجبار­های فرهنگی مسلط و با در نظر گرفتن وسایل مختلفی که به اون­ها دسترسی داره، اهدافی رو واسه خود بر می­گزیند. از طرف دیگه، براساس همین محدودیت­ها و امکانات، نگرشی مشخص تو ذهن ایشون شکل می­گیرد. این نگاه روی یه طیف از نبود دست­یابی کامل به اهداف مورد نظر تا کام­یابی کامل در رسیدن به اهداف قرار می­گیرد. کنشگر در رسیدن به هدف با دسته­ای از محدودیت­ها روبرو شدن که در طرح نظری پارسونز به عنوان شرایط حاکم شامل شرایط فیزیکی و هم اینکه شرایط فرهنگی معرفی می­شن. با در نظر گرفتن این­که کنشگر توانایی ایجاد تغییر در این بخش از نظام اجتماعی رو نداره، بنابرین اهداف ایشون در جهت و تحت این شرایط شکل می­گیرد. اما وسیله ها و وسایل دست­یابی به اهداف، با اینحال­که تحت تاثیر شرایط حاکم هستن، ولی کنشگر می ­تونه در مورد این وسیله مبادرت به انتخاب آزادانه­ی به شرط وضعیت بکنه. از این­رو، می­توان توقع داشت با در نظر گرفتن حضور دراز مدت فرد در خونواده، شرایط خانوادگی در اندازه باروری و فاصله­گذاری تاثیر زیادی داشته باشه.

در نظریه منابع در دسترس، تقسیم قدرت در خونواده و پایگاه قدرت هر کدوم از همسران، ناراحت از منابع در دسترس هر کدوم از اون­ها بوده و هم اینکه اندازه استقلال و وابستگی زن و شوهر رو تحت تاثیر قرار می­دهد. بخشی از منابع قدرت زنان در خونواده مربوط به اندازه توانمندی اون­ها در زندگی اجتماعی و دسترسی به منابع اطلاعاتی و کسب آگاهی می­باشه. امروزه یکی از منابع اصلی کسب آگاهی و توانمندی در سطح اجتماع، اندازه دسترسی و به کار گیری رسانه­های جمعی می­باشه. از طرف دیگه، مهارت­های فرد شامل مهارت­های ارتباطی و اجتماعی و هم اینکه توان انجام اموری می­باشه که می ­تونه قدرت اقتصادی زن رو بالا برده و از وابستگی ایشون به همسرش کم کنه.

امروزه رسانه­ها، چه رسانه­های جمعی و چه رسانه­های نوین، نقش کلی­ای در زندگی جمعی افراد اجرا می­ کنن. رسانه­ها نقش کلی­ای در تغییرات فرهنگی، اجتماعی شدن، هویت بخشی، اگاهی اعضای جامعه و … اجرا می­ کنن، به خاطر همین، مصرف و کاربرد شکل های جور واجور رسانه­ها از جهات جورواجور و در میان گروه­های اجتماعی روش زوم شده (کلانتری و همکاران، ۱۳۹۱: ۸۰). رفتار باروری هم از جمله رفتارهاییه که با در نظر گرفتن الگوبخشی رسانه­ها و هم اینکه آگاهی بخشی نسبت به امتیازات و مشکلات فرزندآوری تحت تاثیر اندازه و نوع به کار گیری رسانه­ها قرار می­گیرد.

به­طور خلاصه به نظر می­رسد رفتار باروری زنان تحت تاثیر اندازه استقلال اون­ها در خونواده می­باشه. از طرف دیگه، اندازه توانمندی­های فردی و اجتماعی زنان که شامل آگاهی و ارتباطات اجتماعی اونا و هم اینکه توانایی­های فردی­شون می­باشه؛ بر رفتار باروری زنان موثره. استقلال زنان بستری رو واسه ارتقای توانمندی­های اجتماعی اونا جفت و جور می­سازه، هر چند توانمندی­های اجتماعی هم در دراز مدت می­تونن بر استقلال زنان اثر­گذار باشن، ولی به طور نظری می­توان گفت هر اندازه اندازه استقلال زنان بیشتر باشه، اندازه توانمندی­های اون­ها هم بیشتر میشه. پس براساس چارچوب نظری تحقیق می­توان مدل نظری زیر رو نشون داد:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۳-۴-۱- مدل نظری تحقیق

ویژگی­های جمعیتی
رفتار باروری
توانمندی اجتماعی
استقلال زنان

 

 

 

 

 

 

 

شکل شماره ۳-۴-۱- مدل نظری تحقیق

 

۳-۴-۲- مدل تجربی تحقیق

 

استقلال زنان
اراده کردن
اقتصادی
جابجایی
توانمندی اجتماعی
مصرف رسانه
شبکه روابط
مهارت اجتماعی
مهارت زندگی
رفتار باروری
فاصله ازدواج تا تولد اول
تعداد فرزندان
فاصله تولد اول تا دوم 
ویژگی­های جمعیتی
سن
سن همسر
تحصیلات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل شماره ۳-۴-۲- مدل تجربی تحقیق

 

۵-۳- فرضیات تحقیق:

 

[۱] . Demont

[۲] . Bhende

[۳] . Fridman and et al

[۴] . Leibenstein

[۵]. Concrete Concept

[۶]. Heuristic Concept

[۷]. Actor – Situation

[۸] . Dimension

[۹] . Adaptation

[۱۰] . Goal – Attainment

[۱۱] . Integration

[۱۲]. Latency

[۱۳]. Blood & Wolfe

[۱۴]. Ritzer

[۱۵]. Michel


درباره : ساختار سازمان

ما ساختار رو به عنوان یکی از اجزاء سازمان، که از عنصر پیچیدگی، رسمیت و تمرکز تشکیل شده، تعریف می کنیم.
سازمان پدیده ای اجتماعی به حساب میاد که به طور آگاهانه هماهنگ شده و دارای حدود و ثغور تقریباً مشخصی بوده و واسه تحقق هدف یا اهدافی، براساس یه سلسله مبانی دائمی فعالیت می کنه.

عبارت ” به صورت آگاهانه هماهنگ شده” دلالت بر مدیریت داره.”  “پدیده اجتماعی”، مربوط به این معناست که سازمان از افراد یا گروه های که با هم در تعاملند، تشکیل شده(رابینز ،۱۳۸۸).

یه سازمان مرزهای تقریباً مشخصی داره. این مرزها کم کم، می تونن تغییر کنن و ممکنه به طور کاملً روشن نباشن. اما بهرحال باید مرزهای مشخصی وجود داشته باشن تا بشه اعضاء سازمان رو از غیر اعضاء بازشناخت.

در آخرً اینکه، سازمانها واسه انجام امور بوجود اومده ان. این امور یا فعالیت ها، همون اهدافند، که رسیدن به اونا به وسیله یه فرد به تنهائی، ممکن نیس، یا اگه هم بوسیله یه فرد قابل حصول باشه، حصول اون از راه سازمان، موثر تراست.

پیچیدگی، حدود تفکیک درون سازمان رو نشون میده. هم اینکه اندازه تخصص گرائی، تقسیم کار و تعداد سطوح در سلسله مراتب سازمان رو اشاره میکنه. و حد و حدودی که واحدهای سازمانی از دید جغرافیایی پراکنده شدن رو هم میگفت. البته پیچیدگی یه اصطلاح نسبیه.

حدی که یه سازمان واسه جهت دهی رفتار کارکنانش، به قوانین، مقررات و روش ها متکیه، رسمیت نام دارد۳تمرکز، به جائیکه اختیار اراده کردن در اونجا متمرکزه، اشاره داره.در بعضی سازمانها اراده کردن بشدت متمرکزه.معمولاً دقیق شدن و فوکوس کردن ونبود تمرکز رو روی یه پیوستار نشون میدن(الوانی،۱۳۸۵)

اراده کردن

۱-۳-۲پیچیدگی

پایه کارایی که روی ساختار انجام شده، براساس عقاید وبر[۲] (۱۹۴۷) قرار داره. ایشون شکل آرزو گرایانه از ساختار سازمانی به نام دیوان سالاری (بوروکراسی) رو نشون داد.

دو پژوهشگر دیگه به نام های برنز و استاکر[۳] (۱۹۶۱) دو الگو از سازمان رو ارائه دادن، که در دو سر یه پیوستار قرار داشت. ساختار “مکانیکی” یکی از این دو الگو بود، که با سازمان رویایی وبر (دیوان سالاری) شباهت زیادی داره و ساختار “ارگانیک” اونا در نقطه مقابل این ساختار قرار داره.

هیج (۱۹۶۵) هم ویژگی های ساختار سازمانی رو شمرد و گفت که در سازمان های جور واجور، اندازه یا مقدار این ویژگی ها خیلی فرق داره؛ از این روی، باعث شد که در راه و روند بررسی شکل سازمان، قدم بلندی ورداشته شه(دفت[۴]، ۱۳۷۴)

مقصود از پیچیدگی، تعداد کارا یا سیستم های فرعیه که در درون یه سازمان انجام می‏شه یا هست.

پیچیدگی به سه دسته تقسیم می شه:

۲-۳-۲تفکیک افقی؛

تفکیک افقی، اندازه یا حد تفکیک بین واحدها رو نشون می دهد. این نوع تفکیک، به اندازه تفکیک بین واحدهای سازمانی، براساس موقعیّت اعضای سازمان، ماهیّت وظایف اون ها و اندازه تحصیلات و آموزش هایی که فراگرفته ان، اشاره میکنه. وجود حرفه های زیاد در سازمان، که به علم تخصصی و مهارت علمی نیاز دارن، سازمان رو از پیچیدگی بیشتری بهره مند می کنه؛ چون موقعیت های شغلی متفاوت افراد، ارتباطات رو از جا در آورد کرده و مدیریت رو در مورد هماهنگی بین فعالیت های اون ها، با مشکل مواجه می کنه. مهم ترین تماشاگر تفکیک افقی درون سازمانی، تخصص گرایی و بخش بندی داخلی سازمانه؛ به طوری که این دو، رابطه دوطرفه با همدیگه دارن. (رضائیان۱۳۸۲).

هرچقدر تعداد شاغلین متخصص بیش تر و دوره آموزشی لازم، طولانی تر و در سطحی بالاتر باشه، سازمان از پیچیدگی بیشتری برخورداره

۳-۳-۲تفکیک عمودی؛

تفکیک عمودی  به عمق یا ارتفاع سلسله مراتب سازمانی نظر داره. با افزایش سطوح سلسله مراتب سازمانی، تفکیک عمودی سازمان زیاد شده و پیچیدگی سازمانی، بیشتر می شه. سطوح بیشتر، بین مدیریت عالی و عملیاتی سازمان، دلیلی بالقوه جهت خراب ساختن ارتباطاته؛ که هماهنگی بین بخش های پرسنلی مدیریت و نظارت بر فعالیت های عملیاتی، به وسیله مدیریت عالی رو سخت می سازه.

تفکیک عمودی و افقی رو نباید دو بحث به طور کامل جدا از هم از هم درنظر گرفت. تفکیک عمودی ممکنه جواب مناسبی به افزایش تفکیک افقی در سازمان باشه. وقتی تخصص گرایی، درون سازمان بیشتر شه، هماهنگی بین وظایف، ضرورت بیشتری می یابد. (باقی ؛۱۳۸۱)

تقسیم کار عمودی، سه موضوع قابل تأمل باید روش زوم بشه:

الف) تعداد سطوح سازمانی لازم در سلسله مراتب سازمانی؛ اینطوری طبق تعداد سطوح سازمانی، ممکنه شکل هرم سازمانی، به صورت “تخت”، “متوسط” یا “بلند” در بیاد؛

ب) بخش نظارت؛ بخش نظارت به تعداد کارکنانی که مستقیما به یه مدیر گزارش میدن دلالت داره؛

ج) درجه تمرکز؛ این موضوع بر جایگاه اصلی تصمیم گیری در سازمان دلالت داره(رحمان ذات؛ ۱۳۷۲)

۴-۳-۲ تفکیک براساس مناطق جغرافیایی

به طور خلاصه، تفکیک براساس مناطق جغرافیایی، سومین عنصر در تعریف پیچیدگی سازمانه که نشون می دهد، هر چند تفکیک عمودی و افقی، واحدهای سازمانی رو از هم پراکنده تر ساخته، ولی جدایی واحدها از دید فیزیکی هم می تونه این پیچیدگی رو زیاد کنه.

تفکیک براساس مناطق جغرافیایی، به اندازه پراکندگی واحدها، امکانات و نیروهای انسانی، از دید جغرافیایی اشاره داره. این تفکیک، اندازه پراکندگی ادارات، کارخانجات و افراد سازمان براساس مناطق جغرافیایی رو نشون می دهد.

این تفکیک، با تفکیک عمودی دارای ارتباطه. ساختارهای بلند نسبت به ساختارهای تخت دارای پیچیدگی بیشتری هستن؛ به همین تناسب، یه سازمان دارای ساختار بلند که از دید جغرافیایی، سطوح اختیارات اون پراکنده س، نسبت به سازمانی که کلیه اختیارات اون در مدیریت متمرکزه، خیلی پیچیده تره. در بحث تفکیک براساس مناطق جغرافیایی، فاصله بین مناطق هم مدّ نظر قرار می گیرد.

فواصل مناطق از همدیگه و فواصل اون ها نسبت به اداره مرکزی و هم اینکه تعداد پرسنل هر واحد منطقه ای، دارای مهم ترینّیتند. با افزایش فواصل واحدها از همدیگه و اداره مرکزی و هم بالا رفتن نسبت تعداد پرسنل اون ها به پرسنل اداره مرکزی، پیچیدگی سازمانی هم بیشتر می شه(صادقپور؛ ۱۳۷۸)

 

۵-۳-۲رسمیّت

رسمیّت، به اندازه یا حد استاندارد مشاغل سازمانی، اشاره می کنه. در سازمان رسمی، روابط سازمانی به طور نوشته شده و دقیق و طبق نمودار سازمانی واسه کارکنان، تشریح می شه و در صورت ضرورت، تغییرات بعدی هم به طور رسمی به وسیله مدیر، ابلاغ می شه؛ ولی در سازمان غیر رسمی، روابط سازمانی به طور شفاهی واسه کارکنان بیان می شه و در صورت ضرورت، به طور طبیعی تغییر می پیدا کنن(اچ هال ،۱۳۷۶)

اگه شغلی از اندازه رسمیّت بالایی بهره مند باشه، مسئول اون، واسه انجام دادن فعالیت های مربوط به اون شغل و هم زمان و چگونگی انجام اون، از دست کم آزادی عمل بهره مند میشه. درچنین حالتی، از کارکنان انتظار می رود همیشه نهاده های برابری رو با روش معیّنی به کار برند؛ تا به یافته ها از پیش تعیین شده ای منجر شه. از این رو وقتی رسمیّت بالاست، توضیح شغل های مشخص، قوانین و مقررات زیاد و دستورالعمل های روشن در مورد روند کار در سازمان وجود دارن. وقتی رسمیّت کمه، رفتار کارکنان به طور نسبی می تونه برنامه ریزی نشده باشه؛ در اینجور موقعیّتی، افراد در مشاغل خود در به کارگیری نقطه نظرات خود، از آزادی عمل بیشتری بهره مند هستن. (پی رابینز،۱۳۸۰)

سازمان ها از جهت درجه رسمیّت با همدیگه متفاوتند. “ریچارد اچ. هال(۱۹۹۷) رسمیّت بیشترین حد رو از رسمیّت دست کم جدا می کنه. رسمیّت وقتی حداکثره که روش های رسمی زیاد باشه و روش های انجام کار به وسیله یه عالمه از قوانین و مقررات، به طور دقیق مشخص شده باشه (مثل کارخانه خط مونتاژ اتومبیل). وقتی که یه موقعیت منحصر به فرد، وجود داشته باشه و در این حالت روش های مشخصی واسه انجام کار موجود نباشه، گفته می شه که رسمیّت در سازمان حداقله(صادقپور؛ ۱۳۷۸)

 

۶-۳-۲تمرکز

تمرکز در سلسله مراتب اختیارات، به اون سطح از اختیارات گفته می شه، که قدرت تصمیم گیری داره. وقتی که تصمیم در رده های بالای سازمانی گرفته شه، اون سازمان رو متمرکز می نامند. وقتی که تصمیم گیری ها به سطوح پایین تر سازمان واگذار شه، سازمان رو غیر متمرکز می می گن.

به عبارت دیگه، تمرکز به سطوحی از سلسله مراتب اختیارات گفته می شه که می تونن تصمیماتی رو بگیرن. در سازمان های متمرکز، مدیران ارشد و اونا که در رأس سازمان هستن، حق تصمیم گیری دارن. در سازمان های غیر متمرکز، همین تصمیمات در سطوح پایین تر گرفته می شن. (صادقپور؛ ۱۳۷۸)

مسئله نبود تمرکز، به صورت یکی از معمّاهای حل نشدنی درآمده است؛ چون در سازمان هایی که دیوان سالاری، به صورت صددرصد رعایت می شه، همه تصمیمات، به وسیله مدیریت عالی سازمان گرفته می شه و اون به طور کامل سازمان رو کنترل می کنه؛ ولی با بزرگتر شدن سازمان و بالارفتن تعداد کارکنان، واحدها و دوایر، نمی توان همه تصمیمات رو به مقام عالی سازمان برگشت کرد. یا اینکه اندازه بار تصمیم گیری بدون حد می رسد که یه مقام ارشد، نمی تونه اون رو تحمّل کنه. پس، نتیجه تحقیقاتی که روی سازمان های بزرگ انجام شده، نشون می دهد که در سازمان های بزرگ (مثل شرکت هواپیمایی آمریکا) پدیده نبود تمرکز بیشتر رعایت می شه.

امروزه، مدیران، اون مقدار از تمرکز یا نبود تمرکز رو برمی گزینند که به اونا کمک کنه، به بهترین راه، تصمیماتشان رو اجرا کنن و به اهداف سازمانی برسن. چیزی که تو یه سازمان، مؤثره، حتما در سازمان دیگه کارآ نیس. پس مدیران، باید درجه نبود تمرکز رو واسه هر سازمان و واحدهای اون تعیین کنن(رحمان ذات؛ ۱۳۷۲).

هرچه مدیران به زیردستان اعتماد بیشتری داشته باشن و اونا رو آدمایی شایسته بدونن، تفویض اختیارات به زیردستان بیشتر می شه و در آخر در سازمان، نبود تمرکز ایجاد می شه. هرچه عملکرد های رد و بدل کردن اطلاعات به نقاط تصمیم گیری، بیشتر باشه و سیستمِ بازخور مناسبی واسه آزمایش یافته های تصمیمات وجود داشته باشه، نبود تمرکز هم بیشتر می شه. هرچه تصمیمات متخذه به وسیله یه واحد، بر عملیات واحدهای دیگه تأثیرگذارتر باشه، اندازه مشارکت بقیه واحدها در تصمیم گیری بیشتر می شه. این مسئله، زمینه رو واسه نبود تمرکز سازمانی جفت و جور می کنه.

اگه بیشتر تصمیمات در رأس هرم سازمانی گرفته شه، سازمان، متمرکزه. البته پدیده تمرکز، موضوع خیلی ساده ای نیس؛ که بشه گفت چه کسی یا کسائی می تونن، تصمیم بگیرن. اگه فردی در رده پایین سازمان هم تصمیمات زیادی بگیره؛ ولی این تصمیمات، براساس سیاست های سازمانی مشخص و برنامه ریزی شده باشه، سازمان مزبور، تاحد زیادی متمرکزه. در سازمان هایی که امور، به صورت دموکراسی و تصمیمات به صورت جمعی و گروهی گرفته می شن، بیشتر می توان تماشاگر تمرکززدایی بود.

یکی از ارکان پدیده تمرکز اینه که ببینیم کارا و فعالیتهای اعضای سازمان، چیجوری مورد آزمایش قرار می گیرند. روند آزمایش، لازمه اینه که ببینیم کارای سازمان، به صورتی درست، عالی یا به سرعت انجام شده یا خیر؟ اگه کار آزمایش به وسیله آدمایی که در رأس سازمان قرار گرفته ان، انجام شه (جدا از اینکه چه نوع تصمیماتی گرفته شه)، سازمان، متمرکزه. در سازمانهایی که آزمایش کار افراد، به صورت متمرکز انجام می شه، معمولاً سیاست ها هم متمرکزه؛ ولی ً همیشه وضع بدین گونه نیس. (باقی ؛۱۳۸۱).

 

 

۴-۲  رابطه درجه دقیق شدن و فوکوس کردن وارتفاع ساخت سازمانی با بخش نظارت

میان ارتفاع ساخت سازمانی و پیشرفت بخش نظارت، رابطه ای برعکس هست. یعنی هرچه بخش نظارت  محدودتر شه، ارتفاع ساخت سازمانی بیشتر می شه و هر چی بخش نظارت پیشرفت یابد، از ارتفاع ساخت سازمانی کم می شه. بخش نظارت، بر اندازه تمرکز در سازمان اثر می گذارد. اگه بخش نظارت گسترده باشه، مدیر، قادر به اتخاذ همه تصمیم ها نخواد بود؛ در نتیجه مجبور می شه که بخشی از اختیارات خود واسه تصمیم گیری رو تفویض کنه. ولی اگه بخش نظارت کوچیک و محدود باشه، امکان تصمیم گیری متمرکز به وجود میاد. البته اینطوری، سلسله مراتب طولانی می شه و فاصله مدیران عالی از رده عملیاتی افزایش می یابد. در سازمان های بسیار پویا، مدیران واسه افزایش سرعت فراگرد تصمیم گیری، مجبور به کاهش تمرکز می شن. (صادقپور؛ ۱۳۷۸)

۵-۲ارتباط تمرکز، پیچیدگی و رسمیّت

  1. مدارک و دلایل دلالت بر این داره، که یه رابطه برعکس بین دقیق شدن و فوکوس کردن وپیچیدگی هست. نبود تمرکز با پیچیدگی سطح بالا ربط داره.
  2. رابطه دقیق شدن و فوکوس کردن ورسمی بودن، به همون اندازه که رابطه دقیق شدن و فوکوس کردن وپیچیدگی روشن بود، مبهمه. رسمیّت زیاد، می تونه با یه ساختار متمرکز و یا با یه ساختار غیر متمرکز در رابطه شه. اگه سازمان، تشکیل شده از کارکنان حرفه ایه شما باید توقع داشته باشی که رسمیّت و نبود تمرکز کمی بر سازمان حکم فرما باشه. کارکنان حرفه ای توقع دارن در مورد تصمیماتی که مستقیماً بر کار اون ها اثر میذاره، نبود تمرکز حاکم باشه، اما این نبود تمرکز در مورد مسائل پرسنلی (مثل حقوق، دستمزد و روش های ارزشیابی کارکرد) و یا تصمیمات هدف دار سازمان، ضرورت نداره. می توان گفت تمرکز بیشتر با تصمیمات هدف دار موافق بوده تا تصمیمات عملیاتی. تصمیمات هدف دار اثر کمی بر فعالیت های کاری کارکنان حرفه ای دارن. (رحمان ذات؛ ۱۳۷۲)

 

 

۶-۲ارکان ساختار سازمانی

در طرح ریزی ساختار سازمانی سه بخش مورد توجه قرار می گیرد:

  1. ساختار سازمانی، تعیین کننده روابط رسمی و گزارش گیری در سازمانه و نشون دهنده سطوحیه که در سلسله مراتب اداری هست و بخش کنترل مدیران رو هم مشخص می کنه.
  2. ساختار سازمانی، تعیین کننده جایگاه افرادیه که به صورت گروهی تو یه واحد کار می کنن و به گروه بندی یا تقسیم بندی واحدهایی که در کل سازمان هست، می پردازه.
  3. ساختار سازمانی، شامل طرح سیستم هاییه که به وسیله اون ها همه واحدها هماهنگ و کامل می شن. در نتیجه، رابطه مؤثر در سازمان تضمین می شه. (اولسن و همکاران؛ ۲۰۰۵)

۷-۲خلاقیت مدیران

خلاقیت

 از خلاقیت تعریف های زیادی شده. اینجا بعضی از تعاریف مهم رو مورد برسی قرار می بدیم:

خلاقیت یعنی گذروندن راهی تازه یا پیمودن یه راه طی شده قبلی به شکلی نوین(اولسن و همکاران؛ ۲۰۰۵)

۱-۷-۲تعریف خلاقیت از دیدگاه روانشناسی

روانشناسی

خلاقیت یکی از جنبه های اصلی تفکر یا اندیشیدنه. تفکر یعنی روند بازآرایی یا تغییر اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت. تفکر بر دو نوعه:

۱-۱-۷-۲تفکر همگرا

تفکر همگرا یعنی روند بازآرایی یا دوباره سازی اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت.

۲-۱-۷-۲تفکر واگرا

تفکر واگرا یعنی روند ترکیب و نوآرایی اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت، خلاقیت یعنی تفکر واگرا.

براساس این تعریف خلاقیت رابطه مستقیمی با قوه تخیل یا توانایی تصویرسازی ذهنی داره. این توانایی یعنی روند تشکیل تصویرهایی از پدیده های درک شده تو ذهن و خلاقیت یعنی روند پیدا کردن راه های جدید واسه انجام دادن بهتر کارا؛ خلاقیت یعنی توانایی ارائه راه حل جدید واسه حل مسائل؛ خلاقیت یعنی ارائه فکرها و طرح های نوین واسه تولیدات و خدمات جدید و ادامه اون پس از غیبت اون پدیده ها(زاچمن، ۱۹۸۷).

۲-۷-۲تعریف خلاقیت از دیدگاه سازمانی

خلاقیت یعنی ارائه فکر و طرح نوین واسه بهبود و ارتقا کمیت یا کیفیت فعالیت های سازمان؛ مثلاً افزایش بهره وری، افزایش تولیدات یا خدمات، کاهش هزینه ها، تولیدات یا خدمات از راه بهتر، تولیدات یا خدمات جدید و چیزای دیگه ای به جز اینا.

روبرت جی استرنبرگ و لینداای اوهارا در بررسی های خود شش عامل رو در خلاقیت افراد مؤثر دونسته ان:

۱-علم: داشتن علم پایه ای در مورد ای محدود و کسب تجربه و تخصص در سالیان متمادی.

۲-توانایی عقلانی: توانایی ارائه ایده خلاق از راه تعریف دوباره و ایجاد ارتباطات جدید در مسائل.

۳-سبک فکری: افراد خلاق عموماً در مقابل روش ارائه شده از طرف سازمان و مدیریت ارشد، سبک فکری ابداعی رو بر می گزینند.

۴-انگیزه: افراد خلاق عموماً واسه به فعل در آوردن ایده های خود برانگیخته می شن.

۵-شخصیت: افراد خلاق عموماً دارای ویژگی های شخصیتی مانند مصر بودن، مقاوم بودن در مقابل فشارهای خارجی و داخلی و هم مقاوم بودن در مقابل وسوسه همرنگ جماعت شدن هستن.

۶-محیط: افراد خلاق عموماً در داخل محیط های حمایتی بیشتر امکان ظهور می پیدا کنن.

این محققان مشخص کردن که کلی ترین دلیل نبود کارایی برنامه های آموزش خلاقیت تاکید صرف این برنامه ها بر تفکر خلاق به عنوان یکی از شش منبع مؤثر در خلاقیت می باشه. جایی که بقیه عوامل هم اثر زیادی در موفقیت و شکست برنامه های آموزشی خلاقیت اجرا می کنن جورج اف نلر در کتاب هنر و علم خلاقیت واسه خلاقیت مراحل چهارگانه: آمادگی، پنهون شدگی، اشراق و اثبات رو ذکر کرده

از این دید، افراد خلاق اول با مسئله یا یه فرصت آشنا شده و بعد از راه جمع آوری اطلاعات با مسئله یا فرصت مورد نظر درگیر می شن. در مرحله بعد افراد خلاق روی مسئله تمرکز می کنن، در این مرحله فعالیت ملموسی مشاهده نمی شه و فرد تلاش در نظم دادن تفکرات، اندیشه ها، تجارب و زمینه های قبلی خود واسه رسیدن به یه ایده داره. درگیری ذهنی عمیق فرد (خودآگاه و ناخودآگاه) جفت و جور کردن فرصت (جهت تفکر بر مسئله) منتهی به خلق و ظهور ایده ای جدید و تازه می شه. در آخر فرد خلاق در صدد برمی آید صلاحیت و پتانسیل ایده خود رو ثابت کنه(الوانی؛ ۱۳۸۵).

۳-۷-۲فرصت های خلاقیت

فرصت های خلاقیت در چهار گروه فرصت داخلی و سه گروه فرصت های خارجی تقسیم بندی شده:

 

۱-۳-۷-۲فرصت های داخلی

۲-۳-۷-۲فرصت های خارجی(در محیط علمی و اجتماعی سازمان)

 

۴-۷-۲موانع بروز خلاقیت

شاید اولین سؤالی که بعد مطرح شدن بحث خلاقیت و ویژگیای آدمای خلاق به وجود میاد، این باشه که برخلاف اینکه تقریباً تموم آدما دارای دو قوه تفکر و تعقل هستن، به چه دلیل بعضیا خلاق و پر از ایده های نو و تازه هستن و یه گروه دیگه بیابان لم یزرعی هستن خالی از هر گونه نسیمی که کمی بوی تمایل واسه کارای جدید، نو، جور واجور و متفاوت از گذشته رو داره؟ پاره ای از این دلایل عبارتند از (آبایی ۱۳۸۲).

فکر اینکه مسئله تنها یه راه حل درست داره تلاش بر اینکه همیشه منطقی باشیم طاعت بی چون و به چه دلیل از قوانین ترس از ابهامات و علاقه به مشخص بودن همه چیز اصرار بر اینکه همیشه عملی فکر کنیم ترس از شکست و دوری از انجام کارای خطر انگیز نبود تفریح و سرگرمی تخصص پیدا کردن تنها تو یه کار ترس از احمق جلوه داده شدن به وسیله بقیه باور نداشتن به اینکه می تونیم خلاق باشیم.

 

۵-۷-۲ویژگی های سازمان خلاق

۱-۵-۷-۲برخی از ویژگی های سازمان خلاق عبارتند از:

۲-۵-۷-۲رقابت

رقابت کامل و فشرده س: تو یه سازمان در صورتی خلاقیت صورت می پذیرد که رقابت کامل در اون حاکم باشه.

۳-۵-۷-۲فرهنگ

یکی از عوامل کلی ای که به رشد مدیریت کمک می کنه فرهنگ مردمه. برپایه یه فرهنگ خوب، اتلاف وقت گناه حساب می شه. کاملا معلومه در اینجور بستر مناسبی جهت رقابت، خلاقیت یا سازمان های پویا بهتر شکل می گیرد.

۴-۵-۷-۲دسترسی به مدیران

در سازمان های خلاق بر این باور هستن که علم در سطح سازمان فت و فراوون پراکنده شده و مدیران خیلی راحت می تونن افکار و نظرات بقیه رو مستقیم و بدون واسطه دریافت کنن.

۵-۵-۷-۲احترام به افراد

ویژگی دیگه سازمان خلاق احترام به افراده و اونا باور دارن که می تونن همگام با نیازای سازمان، رشد کنن.

۶-۵-۷-۲ارائه خدمات مردمی

هدف پایانی در این سازمان ها توجه به نیازمندی های اجتماع و جلب رضایت آحاد مردمه.

۷-۵-۷-۲تخصص

در سازمان خلاق افراد دارای یه تخصص خاص نیستن و این امکان رو دارن که واسه قرار گرفتن در جایگاه مناسب گردش شغلی داشته باشن.

۸-۵-۷-۲کارگروهی

۹-۵-۷-۲رابطه کارکنان با سازمان

 روابط دائمی و بلندمدت کارکنان با این نوع سازمان ها و در نتیجه برخورداری اونا از امنیت شغلی از دیگر ویژگی های این سازمانهاست.

۱۰-۵-۷-۲استقبال مدیران از عامل تغییر

در این سازمان ها همه مدیران، مسئله تغییر رو به عنوان تنها عامل ثابت و گریزناپذیر می دانند و با خوشحالی اون رو پذیرفته و در برابر اون مقاومت نمی کنن. طبیعیه در اینجور سازمانی ضرورت نداره که مدیر قسمت بزرگی از وقت خود رو واسه جلوگیری برخورد با تغییرات اختصاص بده چون همه به این باور رسیده ان که تغییر یه ارزش مثبته(نیلی آروم، ۱۳۸۷)

[۱] Complexity

[۲] Weber

[۳] Burns and Stalker

[۴] Daft

[۵] Horizontal Differentiation

[۶] Vertical Differentiation)

[۷]  Spatial Differentiation

[۸] Formalization)


درباره : نظریه گشتالت

خلاقیت به عنوان نتیجه تصعید و پالایش روانی و تعادل حیاتی )همیشه معنی روانکاوی نام زیگموندفروید (۱۹۴۹)یکی از تاثیرگذارترین متفکرین تاریخ جهان و واضع تئوری روانکاوی رو تداعی می کنه. روانکاوی فروید، بیشتر از هرمکتب دیگری ایده هایی بنیادی در مورد خلاقیت ارائه داده که رهنمودی واسه پژوهشهای علمی مربوطه. فروید به فکر بود خلاقیت و هنر در واقع یه جور تطهیر عاطفی و پالایش روانیه که موجب حفظ سلامتی آدم می شه. به نظر اون هنرمند خلاق کسیه که هنر رو وسیله ای واسه بیان اختلافات داخلی خود قرار داده و تمایلات گوشه گیر و سرگوفته رو به شکل قبول شده ای ظاهر می سازه که وگرنه باید تماشاگر روان نژندی فرد باشیم. به نظر فروید رشد و تعادل روانی فرد درگرو تعادل درست بین نیروهای خلاقه و نیروهای متهاجم(تا حدودی با برتری نیروهای خلاقه)بستگی داره. فروید زندگی و هر نوع گرایش مثبت به اونو به وجود اومده توسط یه نیروی ذاتی بنام اروس ( نام خدای عشق در یونان قدیم وسمبل غریزه عشق به زنده موندن) می دونه که سرمنشاء همه نیروهای خلاقه و حیاتیه. در مقابل از نیروی ذاتی دیگری بنام تاناتوس (نام خدای مرگ و داداش هوپنوس که خدای خواب در پیش یونانیان قدیم بود) نام می بره که مانع خلاقیت و انرژی حیاتیه (وهاب زاده،۱۳۷۶) اون به فکر بود خاستگاه خلاقیت، در تعارضیه که تو ذهن ناخودآگاه هست و ذهن پیوسته به دنبال حل اون هستش که در صورت حل منطقی و موفقیت آمیزمنجر به خلاقیت میشه(با کمک بخش خودآگاه شخصیت) و گرنه اون اختلاف واپس زده شده و یا در شکل مریضی (روان نژندی ) ظاهر می شه(مخالف راه حل بخش خودآگاه شخصیت ) پس خلاقیت و روان نژندی هر دو ریشه واحد در اختلافات ناخودآگاه فرد دارن یعنی هم فرد خلاق و هم فرد روان نژند با یه نیروی واحد هدایت می شن. شخص خلاق، در واقع اندازه کنترل “خود” روی “نهاد” رو کم کرده و اجازه می ده اندیشه های آزادخیز ناخودآگاه بروز داده شن یعنی تکانهای خلاق از سطح ناخودآگاه به سطح خودآگاه آیند. به نظر فروید خلاقیت ماهیتی چون غذا داره. بوسیله غذا تنش داخلی و نبود تعادل به وجود اومده توسط گرسنگی فرد رفع می شه بوسیله خلاقیت هم تنش فرد برطرف می شه.در هرحال به نظر فروید خلاقیت ریشه بیمارگونه داشته و نتیجه نبود تعادل و اختلافات درونیه. فروید به فکر بود جوامع از پایه نسبت به رفتار خلاقانه حالت دفاعی و حتی سرکوبگر داره.

راه حل

روانکاوان و پیروان جدید فروید فکر می کنند خلاقیت نه در ناخودآگاه، بلکه ریشه در نیمه آگاه داره، ذهن نیمه آگاه بدلیل داشتن آزادی در جمع آوری ایده ها، مقایسه و آرایش دوباره اونا، سرچشمه خلاقیت به حساب میاد. افرد خلاق حتما دارای زمینه های بیمارگونه و پریشونی روانی نیستن بلکه مثل آدمایی دارای چهارچوب شخصیتی محکم هستن تا بتونن به عمق ناخودآگاه خود مراجعه و پس از کشفیات خلاقانه سالم به واقعیت برگردن. اریک فروم(۱۹۴۱) بیان می داره که خلاقیت در شرائط سلامتی و هماهنگی فعالیت روانی بروز داده می شه(کفایت،۱۳۷۳)اون پنج طرح شخصیتی رو که شامل شخصیت پذیرا، بهره کش، سوداگر، محتکر و سازنده س توصیف می کنه که آخرین اونا نمونه کامل شخصیت رشد یافته بوده و ویژگی مهم اون ” عشق به خلاقیت “است. چهارچوب نظریه فروم در تائید نقش خاص عوامل محیطی و فرهنگیه که به شخصیت افراد شکل میده. اون میگه ” افراد محصولی از فرهنگ خود هستن” براین پایه در جوامع صنعتی، آدما دچار از خودبیگانگی می شن(وهاب زاده، ۱۳۷۶).

خلاقیت

۴-۶-۷-۲نظریه انسانگرایی کارل راجرز وآبراهام مازل

راجرز (۱۹۵۴) و مازلو(۱۹۶۲) دو تن از مشهورترین روانشناسان انسانگرا هستن. راجرز صاحب نظریه “پدیدارشناختی ” عقیده داره انگیزه کلی دررشد شخصیت یعنی ” تمایل فعلیت بخشیدن به استعدادها، توانائیها و خواسته ها “. خلاقیت هم واقعا یه جور خودشکوفائی به عنوان عالی ترین مرحله ارضاء نیازها و رشد شخصیته و اون یعنی اینکه موجود زنده میل داره و تلاش می کنه. تموم استعدادهای بالقوه خود رو تا حد امکان بالفعل ساخته و تعالی ببخشد. (وهاب زاده، ۱۳۷۶) خاستگاه این میل، واقع بینی، استقلال عقیده و رضایت داخلی فرداست. بطوریکه واقعیت پدیده ها رو همونجوری که هستن قبول کنه، نظرات خود رو پیرو بقیه نسازد و از نتیجه تلاش فکری و کار خلاقانه هم احساس شعف کنه. به نظر راجرز امنیت روانی و آزادی، احتمال ظهور خلاقیت رو زیاد می کنن(مویدنیا، ۱۳۸۴) مازلو خلاقیت رو به دو حالت کلی ” خلاقیت استعداد خاص ” و” خلاقیت خودشکوفائی ” تقسیم بندی می کنه. به نظراو شکل اول می تونه همراه با حالت روان نژندی هم بروز داده شه لکن شکل دوم در بستر شخصیتی سالم ظاهر می شه (کفایت، ۱۳۷۳، ص ۲۸) هاتز ( ۲۰۰۱) تصریح داره در نظریه های انسانگرایانه خلاقیت ذاتی آدم در نظر گرفته شده. چراکه آدم ذات زیباشناسانه داشته و میل وافر به پیشرفت داره و دراثر رسیدن به موفقیت و کارکرد خلاقانه احساس مثبت دشت می کنه( حاجی دخت، ۱۳۸۷) .

 


در مورد نظریه گشتالت

  • حساسیت به مسئله
  • سیالی
  • افکار
  • انعطاف پذیری
  • هم نهادی ( ترکیب )
  • تحلیل گری
  • پیچیدگی
  • ۸٫٫        ارزشیابی

     

    ۷-۷-۲پیشینه تحقیق

    ۸-۷-۲تحقیقات داخلی

    1. کرامتی و جهانی(۱۳۸۸) در تحقیقی به بررسی رابطه بین ساختار سازمانی و خلاقیت سازمانی در مدارس متوسطه شهر شیراز پرداختن. جامعه آماری تحقیق ایشون ۱۶۰ مدیر مدارس متوسطه بود که با بهره گرفتن از فرمول کوکران به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب گردید. ایشون در تحقیق خود واسه ساختار سازمانی از سه متغیر( تمرکز، رسمیت، پیچیدگی) و واسه خلاقیت مدیران از شش متغیر( تحمل شکست، پذیرش ابهام، استرس نظریه های جدید، پذیرش تغییر، تحمل اختلاف و کنترل خارجی کم) استفاده کردن. ایشون جهت آزمون فرضیه خود از آزمونهای t، تحلیل واریانس، ضریب اتحاد و رگرسیون استفاده کردن. یافته های تحقیق ایشون نشون دادکه بین ساختار سازمانی وخلاقیت سازمانی رابطه معنی داری هست.
    2. خلاقیت

    3. رمضانی و همکاران(۱۳۸۸) در تحقیقی به بررسی رابطه ساختار سازمانی با خلاقیت سازمانی از دیدگاه مدیران بیمارستانای تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی زابل پرداختندایشان جه جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده کردن که این سوال نامه حاو ۱۴ سوالی ساختار سازمانی رابینز و ایوانزویچ و سوال نامه امتحان خلاقیت بیمارستانها ، کرامت اسمی( شامل ۳۰ سوال) بود .ایشون پس از جمع آوری داده ها از نرم افزار SPSS 15 و آزمون ضریب اتحاد اسپیرمن و آزمون تی جداگونه و بررسی واریانس یه طرفه ، موشکافی شده و ۰۵/۰ P≤ به عنوان سطح معناداری جهت آزمون فرضیات استفاده کردن. یافته ها ایشون نشون داد که بین بعد رسمیت با ابعاد تحمل شکست ، تشویق نظریه های جدید ، پذیرش تغییر و کنترل خارجی کم رابطه مثبت معناداری هست . و بین بعد تمرکز با ابعاد پذیرش ابهام ، تشویق نظریه های جدید و کنترل خارجی کم رابطه مثبت معنی داری وجود داشت . از نظر بعد رسمیت از دیدگاه ۵/۷۷ % ، از نظر بعد تمرکز از دیدگاه ۵/۸۲ % و از نظر بعد پیچیدگی از دیدگاه ۸۵ % مدیران ، دارای ساختار مکانیکی بودن.
    4. موشکافی

    5. جعفری و همکاران(۱۳۸۹) در تحقیقی به بررسی ساختار سازمانی متناسب با رشد و پیشرفت خلاقیت نوآوری پرداخند. یافته ها ایشون نشون داد که متغیرای شخصی سازمانی مانند فناوری، ساختار، روش، فرهنگ هم اینکه متغیرهای محیطی بر نوآوری خلاقیت سازمان تاثیر می ذارن که از این سه دسته، متغیرهای سازمانی بیشترین نقش رو دارن و در آخر میشه ساختار سازمانی رو به عنوان اصلی ترین عامل موثر بر خلاقیت نوآوری سازمانا شمرد. ایشون به این نتیجه رسیدن که سازمان با ارائه آموزشای جور واجور و همیشگی با بهره گرفتن از روشای جور واجور به خاطر افزایش سطح علم و مهارت شغلی مدیران به خصوص اون دسته از مدیرانی که سابقه خدمت طولانی داشته و شاید به اطلاعات نوآوریای جدید نیاز دارن هم اینکه اصلاح دستورالعملای اجرایی و مقررات موجود و حذف قوانین اضافی و زاید و جلوگیری از ایجاد تمرکز در سطوح بالای مدیریت با واگذاری مسئولیت اختیارات از راه معاونت به بخشای کوچیک تر با توان انعطاف پذیری بیشتر و دادن منابع لازم واسه اونا موجب می شه تا کارکنان فضای لازم واسه ائدهای خلاق و نو داشته باشن و از طرف دیگه با تلاشای انجام شده، مدیران سازمان هم پشتیبانی لازم در این مورد به عمل بیارن.
    6. میرکمالی و همکاران(۱۳۹۰) در تحقیقی به بررسی رابطه بین خلاقیت سازمانی با ساختار ارگانیکی و مکانیکی مدارس شیراز پرداختن جامعه آماری ایشون ۲۸۰ نفر از مدیران مدارس شیراز بود که تعداد ۱۳۰ نفر از اونا براساس فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای – سهمیه ای به عنوان افراد نمونه انتخاب شدن. ایشون در تحقیق خود از دو اندازه ساختار سازمانی با سه بعد (تمرکز، رسمیت، پیچیدگی) و خلاقیت سازمانی با شش بعد (تحمل شکست، پذیرش ابهام، تشویق نظریه های جدید، پذیرش تغییر، تحمل اختلاف و کنترل خارجی کم) استفاده کردن که پایایی اونا از راه ضریب آلفای کرانباخ و روایتی اونا به صورت ظاهری تایید شد. ایشون جهت تحلیل داده ها از آزمون هایt جداگونه، اتحاد پیرسون و تحلیل واریانس دوطرفه استفاده کردن. یافته های تحقیق ایشون نشون داد که اندازه خلاقیت سازمانی در مدارس با ساختار ارگانیکی بیشتر از مکانیکیه. یافته ها به دست اومده از آزمون t روشن کننده اون بود که بین مدارس با ساختار ارگانیکی و مکانیکی از نظر ابعاد شش گانه خلاقیت سازمانی هم فرق معناداری هست که اندازه همه ابعاد در ساختارهای ارگانیکی بیشتر از مکانیکی بود. بر این پایه ساختارهای ارگانیکی از شکست هول و هراسی ندارن، ایده ها و عقاید مبهم رو قبول می کنن و افراد رو تشویق به ارائه ایده های جدید می کنن. در مقابل تغییر مقاومت کمتری داشته و از تغییر استقبال می کنن و از پیدایش عقاید تناقص آمیز در سازمان استقبال کرده و از کنترل و نظارت مستقیم کمتری نسبت به مدارس مکانیکی بهره مند هستن.
    7. ایده

    8. امیدی و همکاران(۱۳۸۸) در تحقیقی به بررسی رابطه بین ساختار سازمانی و خلاقیت مدیران ستادی سازمان تربیت بدنی پرداختن. جامعه آماری تحقیق ایشون ۴۲ نفر از مدیران ستادی سازمان تربیت بدنی بود. ایشون واسه جمع آوری داده های تحقیق از پرسشنامه ساختار سازمانی حمیدی(۱۳۸۳) برگرفته از رابینز و پرسشنامه استاندارد شده خلاقیت رندسیب(۱۹۸۶) با تجدید نظر دوباره به وسیله کارشناسان این رشته استفاده کردن.ایشون جهت آزمون فرضیه های تحقیق از اتحاد پیرسون و اتحاد رتبه ای اسپیرمن استفاده کردن. یافته های تحقیق ایشون نشون داد که بین ساختار سازمانی و خلاقیت مدیران ستادی رابطه معنی داری هست براساس یافتهاشون مهم ترین عامل در رابطه بر کاهش خلاقیت مدیران ستادی سازمان تربیت بدنی، دقیق شدن و فوکوس کردن بر اراده کردن شخصی به جای مشارکت در اراده کردن و نبود تناسب بین سغل و رشته تحصیلی و سطح تحصیلاته.
    9. اراده کردن

    ۹-۷-۲تحقیقات خارجی

    1. اندرسون (۲۰۰۱) در تحقیقی به بررسی نقش سازمانها کوچیک و بزرگ بر خلاقیت و نوآوری سازمانها پرداختن.ایشون در تحقیق خود جهت اندازه گیری متغیرها از پرسشنامه استفاده کردن. ایشون طی مقایسه سازمان­های کوچیک و بزرگ و نقش اونا در خلاقیت و نوآوری سازمانی به این نتیجه رسید که سازمان­های کوچیک با وجود دوایر سازمانی کمتر، واحدهای خودگردان و آزادی عمل بیشتر نسبت به سازمان­های بزرگ­تر با وجود دوایر سازمانی زیاد و عناوین شغلی جورواجور به طور معنی­داری موجب افزایش خلاقیت سازمانی شده ­ان.
    2. ویلیامز (۲۰۰۱) در تحقیقی به بررسی عوامل موثر بر افزایش خلاقیت مشترک کارکنان و مدیران سازمان­ها پرداختن یافته های تحقیق ایشون بیان داشت که در بیشتر سازمان­ها به کار گیری و آموزش مدیران ارشد واسه ایجاد محیطی خلاق واسه کارکنان ندیده گرفته شده طوری که بیشتر سازمان­ها بر حفظ و پرورش خلاقیت کارکنان تمرکز دارن.در حالی که بخش کلی جریان خلاقیت و نوآوری هم جهت با چگونگی کارکرد مدیران بخش­ها و واحدهای سازمان­هاست.
    3. پیرس ودلبک و یوتربک(۲۰۰۱) به بررسی تاثیر ساختار سازمانی بر خلاقیت ونوآوری پرداختن. ایشون در تحقیق خود جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده کردن. هم اینکه جهت آزمون فرضیه های تحقیق از اتحاد پیرسون و اتحاد رتبه ای اسپیرمن استفاده کردن یافته های تحقیق ایشون نشون داد که بین ساختار سازمانی و اندازه خلاقیت ونوآوری در سازمان­ها رابطه هست. اونا اعلام کردن که ساختار انعطاف­پذیر نه فقط به پیشرفت در به کار­گیری ایده­ها و نظرات جدید می­انجامد بلکه اندازه نوآوری این ساختارها خیلی بیشتر از ساختارهای سخته.
    4. سانتیس و همکاران (۲۰۰۲) در تحقیقی به بررسی تاثیر ساختار سازمانی بر خلاقیت افراد پرداختن. ایشون جهت تحلیل داده ها از آزمون هایt جداگونه، اتحاد پیرسون و تحلیل واریانس دوطرفه استفاده کردن  یافته های تحقیق ایشون نشون داد که سازمان­های با ساختار صاف و منعطف نسبت به سازمان­های بروکراتیک با ساختار سنتی و سلسله مراتبی، مافوق و برتر بوده و واسه ارتقای خلاقیت افراد مساعدتر و سودمندتر هستن.

    مدیریت : فرضیه ترکیب توزیع­ها MDH:

    فرضیه قیمت گذاری دارایی­ها براساس انتظارات عقلایی یا REAP:

    مدلهای انتظارات عقلایی واسه قیمت گذاری داراییها نشون داده ان که اختلاف نظرها سر گرفته از اطلاعات پنهونی می باشه.

    فرضیه اختلاف عقیده DO:

    هریس و راویو (۱۹۹۳) فرض کردن که مبادله گران اطلاعات مشترکی به دستشون می رسد. اما مبادله گران در تحلیل و تفسیر اونا فرق دارن و هر کدوم از مبادله گران تحلیل خود رو معتبر می پندارند. اونا بدین موضوع اشاره می کنن که مبادله گران اختلاف سلیقه دارن و فرض کردن که مبادله گران در اول اعتقادات مشترکی در مورد بازدهی یه دارایی خاص دارن، وقتی که اطلاعات در مورد اون دارایی میاد هر کدوم از مبادله گران مدل خود از رابطه بین اخبار واصله و بازدهی دارایی رو جهت بازنگری در اعتقادات خودش به کار می برد.

    هریس و راویو فرض کردن که دو نوع خطر طبیعی هست و با در نظر گرفتن این موضوع هم دو دسته مبادله گر هست. این دو دسته در اینکه یه دسته اطلاعات قابل توجه هستن یا نه سازگاری دارن اما اونا در دامنه اهمیت اخبار اختلاف نظر دارن. وقتی که اونا اطلاعات قابل توجه دریافت می کنن، سفته­بازان در گروه حساس احتمال انتظار بازدهی بالا رو افزایش (کاهش) میدن. سفته­بازان در گروه غیر حساس این جوری نیستن. در نتیجه وقتی که اثرات جمعی از اطلاعات گذشته قابل توجه باشه سفته­بازان حساس قیمت دارایی ها رو بیشتر آزمایش کرده و اما وقتی که اثرات جمعی گذشته قابل توجه نباشه سفته بازان غیر حساس قیمت دارایی ها رو بالا آزمایش می کنن. مبادله وقتی رخ می دهد که اطلاعات جمعی از قابل توجه به غیر قابل توجه منتقل شه و برعکس. در نتیجه این دو محقق نتیجه می گیرند که قدر مطلق تغییر قیمت و حجم معاملات به طور مثبتی یکی می باشن.

    در این تحقیق محقق جهت انجام کار سه روش رو پیشنهاد کرده:

      1. روش به کار گیری داده های روزانه شاخص: در این روش به کار گیری داده های روزانه شاخص پیشنهاد شده که این روش داده ها رو به صورت کلی واسه کل بورس در نظر می گیرد.

     

    1. روش به کار گیری داده های روزانه شرکت­های بورسی: به کار گیری داده های روزانه بین بورسی جهت انجام تحقیق پیشنهاد شده.
    2. روش به کار گیری داده های بین روزی شرکت­های بورسی: به کار گیری داده های بین روزی شرکت­های بورسیه که در این روش داده های مربوط به معاملات بین روزی (دقیقه ای و ساعتی و…) رو پیشنهاد کرده.

    زیودار روش داده های روزانه رو به دلایل زیر بر دو روش دیگه ارجحیت داده:

    البته با در نظر گرفتن تحقیقات انجام شده در نقاط جور واجور دنیا مانند مطالعه برایلسفورد (۱۹۹۴) و مطالعه چن، فیرث و روی (۲۰۰۱)، به کار گیری داده های روزانه شاخص در تحقیقاتی که قصد مقایسه بورس­های جور واجور دنیا رو با هم داشته ان به کار برده شده.

    محقق در این تحقیق به صورت تقریبی اطلاعات خود رو در ۱۵ ماه (۰۸/۰۱/۸۳ تا ۱۱/۰۳/۸۴) جمع بیاری کرده و در این ۱۵ ماه به بررسی سه حالت:

    در این سه بازه وقتی پرداخته.

    در این تحقیق ۱۴ شرکت از بین شرکت­های پر معامله سهام انتخاب شده ان و چگونگی انتخاب هم به این صورته که، بورس اوراق بهادار هر سه ماه یه بار مبادرت به ارائه فهرستی از ۵۰ شرکت فعال­تر بورس (با در نظر گرفتن درجه نقد شوندگی) می کنه که از این بین در فاصله یکسال اسامی ۱۴ شرکت به صورت متناوب تکرار گردیده و همین مطلب ملاکی جهت انتخاب شرکتهای پر معامله در تحقیق آقای زیودار قرار داده شده.

    روش تحقیق:

    اول از راه آزمون ریشه واحد این مطلب رو بررسی کرده که متغیرهای سری وقتی مورد استفاده پایا (مانا) هستن یا خیر بعد از راه های اقتصاد سنجی مدل خود توضیح ورداری (VAR)، ARCH و  GARCH استفاده کرده.

    اقتصاد

    در این تحقیق به خاطر بررسی رابطه همزمان حجم معاملات و تغییر قیمت مدل زیر رو مورد آزمون قرار داده

    =++

    =++

    که در اون  حجم معاملات (تعداد سهام معامله شده) و  بازدهی می باشه.

    زیودار در بررسی روابط علی به مبحث علیت گرنجر می پردازه و بیان می داره که آینده نمی تونه بر گذشته اثر داشته باشه مثلا اگه حادثه X قبل از حادثه Y اتفاق بیفته می تونیم بگیم که X باعث Yه. طبق گرنجر اگه پیش بینی X با بهره گرفتن از گذشته Y روشن تر از پیش بینی بدون به کار گیری گذشته X باشه پس گفته می شه که X عامل گرنجر Yه. اون بیان می داره که در بیشتر مطالعاتی که بررسی شده جهت بررسی روابط علی حجم معاملات و بازدهی سهام از روابط علیتی گرنجر و بر مبنای مدل خود توضیح ورداری دو متغیره VAR استفاده شده.

    در تحقیقی که به وسیله آقای زیودار انجام پذیرفته همونجوری که بیان گردید ایشون فارغ از مسائل بازار توجه خود رو به مسائل ورود اطلاعات به بازار و چگونگی رسیدن این اطلاعات به دست سرمایه گذاران کرده و کمتر به شرایط بازار به عامل تعیین کننده در قیمت سهام توجه کرده و با مطرح کردن فرضیه MDH و فرضیه SIAH بیشتر به دنبال آزمون کردن این دو فرضیه بوده.

    نکته دیگری که از نقاط قوت این تحقیق به حساب می رود بررسی دوره رکود، نرمال و رونق می باشه یعنی زیودار هم تاثیر حجم معاملات بر قیمت سهام رو در دوره رکود در نظر گرفتن و هم در دوره رونق.

    نقطه ضعف این تحقیق، زمان در نظر گرفته شده در این تحقیق بسیار محدود می باشه (یکسال) و می توان در بازه وقتی بیشتری انجام شه.

    نتیجه:

    یه رابطه بازخوردی بین حجم معاملات و بازده سهام در بورس تهران هست یعنی هم از مقادیر با معطلی حجم معاملات مقادیر جاری بازدهی قابل پیش بینیه و هم از مقادیر با معطلی بازدهی میشه مقادیر جاری حجم معاملات رو پیش بینی کرد.

    1. رابطه بین حجم معاملات و تغییر قیمت سهام مثبته (فرضیه تایید شد).
    2. رابطه بین حجم معاملات و قدر مطلق تغییر قیمت سهام مثبته (فرضیه تایید شد).
    3. یه رابطه پویا بین حجم معاملات و بازده سهام هست (فرضیه به صورت دو طرفه تایید شد).
    4. حجم معاملات توضیح دهنده ناپایداری بازده می­ باشه ( فرضیه رد شد). (نجار زاده، رضا و زیودار، مهدی.، ۱۳۸۵، بررسی رابطه تجربی بین  حجم معاملات  و بازده سهام در بورس اوراق بهادار تهران، فصلنامه پژوهشهای اقتصادی، شماره ۲).
    5. اقتصادی

     

     

     


    دانشگاهی : فرضیه ترکیب توزیع­ها MDH:

    حال مفاهیم تعریف فوق رو بررسی می­کنیم:

    منشاء و بخش اساسی نظام بازاریابی نیازه.

    s نیازها: احساس فیزیولوژی آدما هستش که بیان کننده حالت محرومیت و یا کمبود احساس شده. نیاز شخص رو مجبور به تلاش می­ کنه و اون رو در جهت برطرف کردن کمبودهایش وا می­داره. مثل نیاز به غذا، آب، هوا، لباس، شغل، پناهگاه، نیاز جنسی، آسایش، آموزش و…

    s خواسته­ها: شکل برآورده کردن نیازها هستش که این فرق طبق عادات، فرهنگ، سلیقه و ذائقه و یا شرایط جا و زمان فرق داره. مثل رفع گرسنگی با یه تیکه نون خشک و یا با سلف سرویس هر دو شدنیه یا نیاز شغلی هم به شکل نجاری و هم به شکل پزشکی شدنیه.

    s محصول: زائیده نیازها و خواسته های بشره و شامل چیزای قابل لمس و مشخص (کالا) غیرملموس اما مشخص (خدمت) می­باشه و می ­تونه به شکل بی­آخر واسه بشر تعریف شه.

    s مبادله: دونستیم که بشر دارای نیازها و خواسته­ های زیادیه  و کالاهایی بالفعل و یا بالقوه وجود واسه ارضاء اونا وجود دارن. اما این واسه ایجاد عمل بازاریابی کافی نیس.

    بازاریابی از وقتی شروع می­شه که فرد تصمیم می­گیرد نیازها و خواسته­هاش رو روش مبادله ارضاء کنه (Gök & Hacioglu, 2010).

    تعریف انجمن بازاریابی آمریکا از بازاریابی، عبارته ازاینکه: «بازاریابی یه کارکرد یا وظیفه سازمانیه و یه مجموعه ­ای از پروسه های ایجاد، ابلاغ و رسوندن ارزش به مشتریه. هم اینکه اداراه روابط مشتری به روشی که به سازمان و صاحبان سرمایه اون سود برسونه، می­باشه (Murphy & Wang, 2006).

     

    ۲-۲-۲- شکل های جور واجور بازاریابی

    بازاریابی رو میشه به دو دسته طبقه بندی کرد.

    ۲-۲-۲-۱- معنی بازاریابی معامله­ای

    در بازاریابی معامله­ای همونطور که از نام اون پیداست، نگرشی کوتاه­مدت در هر جایی که دقیق شدن و فوکوس کردن وتأکید منحصراً روی معامله فعلیه، می­باشه. این نوع بازاریابی بیشتر جنبه تاکتیکی داره و شامل تفکر و فعالیت کوتاه­مدته و تمرکز اصلی اون، جستجو واسه مشتریان جدید و ایجاد کار و کاسبی براساس معامله می­باشه. بازاریابی معامله­ای احتیاجی به یه ساختار واسه ادامه کار و کاسبی مثل باشگاه­ها و عضویت­های افراد واسه استفاده­های تکراری نداره. مقدار فروش مهم­ترین ملاک کارکرد در اون می­باشه و هزینه­ های پشتیبانی و خدمات پس از فروش به عنوان هزینه­ های اضافی در نظر گرفته می­شه. عموماً نگاه معامله­ای مناسب­ترین حالت در بازاریابی انبوه یا کار و کاسبی های محصول محور در جایی­که تعداد معاملات، استواری کار و کاسبی رو تعیین می­ کنه و بازاریابی نمی­تونن بدون معاملات باقی بمونن، می­باشه. از این­رو در این روش هدف دار روی افزایش مشتریان با قصد معامله­ای و تمایل کمتر رابطه یا بدون رابطه تمرکز می­شه و شرکت فقط در حال بهره ­ورداری از فرصت­های فعلی از مشتریان به قصد معامله می­باشه. یکی از اصول بازاریابی معامله محور (معاملاتی) باور به اینه که رقابت و سود فردی محرک­های خلق ارزش هستن. از راه رقابت به فروشندگان حق انتخاب عرضه داده می­شه و این انتخاب از طرف عرضه کنندگان مطرح می شه و بازاریابان رو تحریک می­ کنه تا ارزش بیشتری واسه سود فردی خود بسازن. این اصل از رقابت اینک به وسیله مدافعان بازاریابی رابطه ­مند به رقابت کشانده شده، چون که اونا فکر می کنند مشارکت دوطرفه در برابر رقابت و نزاع، منتهی به خلق ارزش بالاتری می شه (اسماعیل و شهنیایی، ۱۳۸۹).

    از دیگر اصول بازاریابی معامله محور باور به این نکته س که استقلال انتخاب در میان فعالان بازار، سیستم مؤثرتری رو واسه خلق و پخش ارزش بازاریابی جفت و جور می­آورد. سازمانای صنعتی و سیاست­گذاران فکر می کنند که استقلال در میان فعالان بازاریابی به اونا آزادی می­دهد تا شرکای معاملاتی خود رو انتخاب کنن و این انتخاب رو بر مبنای منافع فردی در تصمیم ­گیری­ها صورت بدن. این منتهی به توانایی خرید با پایین­ترین هزینه از راه چانه­زنی و پیشنهاد قیمت می­شه. اما این باور هم تازگیا در میدون اقتصادی به رقابت کشیده. طبق ابن باور، هر معامله­ای شامل هزینه­ های معاملاتی مانند جستجو، گفتگو و بقیه فعالیت­های در رابطه می­شه که به جای کاهش هزینه بر هزینه­ های اون می­افزاید و در نتیجه به جای بهره­وری واسه شرکت­های درگیر در معاملات، واسه اونا نزول بهره­وری رو به همراه داره (Stavros & Westberg, 2009)

    اقتصادی

    در جدول زیر فرق­های بازاریابی رابطه­ای و معامله­ای نشون داده شده.

     

     

    بازاریابی معامله­ایبازاریابی رابطه ­مند
    دقیق شدن و فوکوس کردن روی خرید و فروش فعلی–        رانش قیمت

    –        دقیق شدن و فوکوس کردن وفعالیت کوتاه مدت

    –        ایجاد کار و کاسبی براساس معامله

    –        گرفتن مشتریان سود رسون

    –        همدلی کوتاه مدت

    –        انگیزه آماده واسه انجام معامله

    –        دقیق شدن و فوکوس کردن روی محصول و فروش

    –        تمرکز کمتر در بعد از خرید

    –        خدمات بعد از فروش به عنوان یه هزینه

    –        معامله نقطه انتهاییه

    دقیق شدن و فوکوس کردن روی خرید و فروش آینده هم جهت با داره و ستد فعلی–        ترفیع دادن ارزش

    –        دقیق شدن و فوکوس کردن وفعالیت بلندمدت

    –        ایجاد کار و کاسبی براساس روابط

     

    –        نگهداری مشتریان سود رسون فعلی

    –        همدلی و تفاهم بلندمدت

    –        انگیزه پیشرفت روابط بلندمدت

    –        دقیق شدن و فوکوس کردن روی انتظارات، اعتماد و درک

    –        یافته های سریع، محکم، امن و بادوام به واسطه ایجاد رابطه

    –        پشتیبانی محکم و قوی بعد از خرید و خدمت رسانی

    –        خدمات بعد از فروش به عنوان یه سرمایه گذاری

    –        معامله نقطه ابتدایی و شروعه.

    جدول (۲-۱) فرق بازاریابی رابطه ­مند و معامله­ای (منبع: Stavros & Westberg, 2009)

    از اونجایی­که موضوع این پایان نامه بر بازاریابی رابطه ­مند تمرکز داره، بخشی جدا از هم رو واسه بررسی این نوع بازاریابی اختصاص داده­ایم.

    ۲-۳- بازاریابی رابطه ­مند

    ۲-۳-۱- تعاریف و مفاهیم بازاریابی رابطه ­مند

    بازاریابی رابطه ­مند یکی از گسترده­ترین مفاهیمیه که می­توان اون­رو از تموم دیدگاه های بازاریابی که روی رابطه مندی بحث می­ کنه، نتیجه گرفت. پایه این شاخه بازاریابی که رابطه تنگاتنگی هم با رفتار مصرف ­کننده داره از دل تحقیقات مربوط به روابط بین خریدار و فروشنده در کار و کاسبی های متوسط و تقریباً بزرگ بیرون آمده (صادقی و همکاران، ۱۳۸۸). مشتریان و طرف­های معامله در بیست سال گذشته در مورد بازاریابی پیشرفت زیادی داشته و ظهور نگاه­های بازاریابی رابطه ­مند دلیل پدیدآمدن تغییرات قابل توجه­ای در روش بازاریابی شده که خیره کننده و قابل اجرا می­باشن. پایه های اصلی جهان بینی بازاریابی رابطه ­مند بر مفهومی قرار داره که اولین بار به وسیله لئونارد بری[۱] با عنوان نظریه ساختار رابطه­ها مطرح شد و به وسیله دیگه کارشناسان گسترش یافت. بازاریابی رابطه ­مند مرهون تلاش­های کریستوفر[۲]، پاینی و بالانتین[۳] است که در گسترش قلمرو و بخش مبانی نظری اون تلاش چشم­گیری داشتن. دیدگاه اونا مبنی بر نکات ذیله:

    t تأکید بر رابطه بین مشتریان و عرضه کنندگان که ایجاد رابطه رو به جای معامله مورد توجه قرار می­دهد.

    t دیدگاه بازاریابی رابطه مند به پیشرفت و تقویت رابطه قوی با مشتریان و عرضه کنندگان، بازارهای حاصل از مشتریان پیشنهاد شده، بازارهای حاصل از اثر افرا با نفوذ و بازارهای جذب نیروی انسانی داخلی که درون سازمانه معطوف می­باشه.

    t کیفیت، سرویس دهی به مشتری و بازاریابی، هر چند که بیشترً به طور جدا از هم مدیریت می­شن رابطه نزدیکی با هم دارن دیدگاه بازاریابی رابطه مند بین این دو عنصر انسجام و اتحاد برقرار می­ کنه (Kasabov, 2007).

    تعاریف مختلفی به وسیله محققان و تئوری­پردازان واسه بیان معنی و معنی بازاریابی رابطه ­مند مطرح شده که در ادامه بعضی از پرکاربردترین اونا میگن.

    t تعریف انجمن بازاریابی آمریکا از بازاریابی رابطه­ای: بازاریابی رابطه­ای، بازاریابی با هدف آگاهانه واسه پیشرفت و اداره روابط بلندمدت و قابل اعتماد با مشتری­ها، عرضه­کنندگان و پخش کنندگان و بقیه عوامل موجود در محیط بازاریابیه (Izquierdo et al, 2005).

    t بازاریابی رابطه­ای یه ایده اساسی و پایه­ایه که هدف مدیران بازاریابی در اون پیشرفت اراتباطات بلندمدت با بهره گرفتن از یه ساختار امتیازات چندگانه واسه دو طرف رابطه می­باشه. این امتیازات از راه اعمال همکاری دو طرف به دست می­آید.

    t بازاریابی رابطه ­مند یعنی روش هدف دار جذب، حفظ و تقویت روابط با مشتریان (رنجبران و براری، ۱۳۸۸).

    t بازاریابی رابطه مند شامل تموم قدم­هاییه که شرکت جهت شناخت و سرویس دهی بهتر به مشتریان با ارزش خود بر می­داره (Patsioura et al, 2009).

    t بازاریابی رابطه ­مند، روند دائمی جهت شناسایی و ایجاد ارزش­های جدید واسه مشتریاس که در منافع دو جانبه مورد توجه قرار داره و این منافع در طول دوره عمر مشتری با اون تقسیم می­شه.

    t بازاریابی رابطه مند اشاره به تموم فعالیت­های بازاریابی هم جهت با تشکیل، پیشرفت و نگهداری مبادلاتی به درد بخور داره (امینی و سهرابی، ۱۳۸۹).

    بازاریابی رابطه مند یعنی: شناسایی، نگهداری و افزایش روابط با مشتریان و دیگه ذینفعان؛ طوری که اهداف و منافع دو طرف درگیر تأمین شه.

    t از نظر پورتر[۴] بازاریابی رابطه ­مند فرایندیه که به موجب اون خریدار و ارائه­کننده، روابط مؤثر، کارا، اخلاقی، با شور و شوق خیلی زیاد و خویشاوندی رو برقرار می­ کنن که این واسه دو طرف سود داره.

    t بازاریابی رابطه مند، نگهداری مشتریان و پیشرفت روابط و جذابتر کردن هر چی بیشتر این رابطه با مشتریاس (باقری، ۱۳۹۰).

    t بازاریابی رابطه مند فهم و مدیریت ارتباطات مشتریان و تأمین کنندگانه.

    t بازاریابی رابطه ­مند شناسایی، ایجاد و نگهداری و ارتقای روابط با مشتریان و دینفعانه که این از راه ایجاد اعتماد و در نتیجه عمل به تعهدات محقق می­شه (Cobbs, 2011).

     

    ۲-۳-۲- ضرورت توجه به بازاریابی رابطه ­مند

    به دنبال افزایش سریع تعداد تولیدکنندگان و رقابت در تولید کالا و خدمات، سبک بازاریابی معاملاتی عوض شد و بازاریابی اجناس براساس رابطه بلندمدت با مشتریان بنا شد (بازاریابی رابطه ای). بازاریابی داخلی هم از شکل های جور واجور بازاریابی رابطه­ایه و شامل اقدامات مدیریتیه که به کارکنان یه شرکت کمک می­ کنه تا نقش خود رو در رابطه با اجرای روش هدف دار­های بازاریابی به طور درست اجرا کنن (Ward & Dagger, 2007). در بازاریابی داخلی کارکنان شرکت مثل مشتریان داخلی هستن. عوامل مؤثر بر ضرورت اجرای بازاریابی رابطه­ای در چهار دسته اصلی تقسیم­بندی می شه.

    1. تغییر رقابت: تغییر شرایط رقابت مانند ورود رقبای جدید به صنعت و جهانی شدن تجارت، ضرورت اجرای بازاریابی رابطه­ای رو نمایان می­ سازه.
    2. تغییر مشتریان: تغییر مشتریان در موار زیر ضرورت بازاریابی رابطه ­مند رو نشون میده:
    1. تغییر محیط: تغییر شرایط محیطی بازاریابی معاملاتی رو به سمت بازایابی رابطه ای هدایت کرده. این عوامل محیطی شامل: تغییر قوانین و مقررات، تکنولوژی و تغییر شرایط اقتصادی می­باشه (دلیلی، ۱۳۹۰)
    2. اقتصاد

    3. ایجاد روابط: پیشرفت روابط با مشتری مزیت رقابتی قابل توجه­ای می­باشه. مدیران بازاریابی تشخیص داده­ان که مزیت رقابتی می ­تونه به وسیله سرویس دهی جور واجور علاوه بر محصول اصلی به دست بیاد. بیشتر شرکت­ها برنامه ­های بازاریابی رابطه­ای رو اجرا می کنن تا وفاداری مشتری به اجناس و خدماتشون رو زیاد کنن. بازاریابی رابطه­ای به عنوان ساختاری از وابستگی بین شرکت و مشتری توصیف شده. شرکت­ها تجاری می تونن روابط با مشتری رو با ایجاد یک یا چند نوع وابستگی برقرار کنن. این نوع وابستگی­ها می تونن وابستگی­های مالی، اجتماعی یا ساختاری باشن. تحقیقات نشون می­دهد که راحت­طلبی مشتری، قیمت و توانایی دسترسی به محصول ممکنه بر نیات رفتاری متشری اثر بزاره. در واقع وقتی مشتری فهم بهتری از ارزش صرفه جویی­های اقتصادی، وقتی و انرژی حاصل از این روابط به دست می­آورد، احتمال کمتری داره که طرف معامله رو در خریدهای بعدی عوض کنه. از دیدگاه بازاریابی رابطه­ای هدف بازاریابی برآورده کردن نیازای مشتری همراه با بهبود کارایی و تاثیر با استفاده عوامل آمیخته بازاریابی می­باشه. هدف بازاریابی رابطه­ای اتحادیه­های ً سودمنده که با ایجاد مشکلات ورودی تجارت رو به این رقبا محدود می­ کنن. اما اگه این اتحادیه­های تجاری حالت اجباری داشته باشن یا نوآوری و رقابت رو محدود کنه ممکنه که شرایط خاطر جمع نبودن زیادی رو به وجود آورد حتی اگه اون­ها از روابط معاملاتی تعهد شده به وجود اومده باشن (Sweeney et al, 2011).
    4. مشکلات

     

    ۲-۳-۳- اهداف بازاریابی رابطه مند

    هدف بازاریابی رابطه ­مند یعنی بهبود در سودآوری شرکت از راه تغییر دیدگاه شرکت از بازاریابی معاملاتی و سنتی و تأکید بر جذب مشتریان جدید به طرف حفظ و نگهداری مشتریان از راه کاربرد مدیریت مؤثر رابطه با مشتری. بازاریابی رابطه مند در تلاشه تا مشتریان، عر ضه کنندگان و بقیه شرکای مهم اقتصادی رو در فعالیت­های پیشرفت­ای و بازاریابی شرکت موثر سازه. اینجور هدفی منتهی به پیدایش روابط تعاملی نزدیک با عرضه­کنندگان، مشتریان و بقیه شرکای زنجیره ارزش اقتصادی، می­شه. این به جای استقلال عمل در میان دو طرف، بازتابنده وابستگی دو سویه س و به جای رقابت و درگیری حاصل از اون، در میان فعالان بازار بر همکاری تأکید می­ کنه. در نتیجه پیشرفت بازاریابی رابطه مند به تغییری مهم در طول بازاریابی اشاره داره: تغییر از رقابت و نزاع به مشارکت. به طور خلاصه کیفیت بهتر با هزینه پایین­تر از راه وابستگی دو طرف در میان فعالان زنجیره ارزش­گذاری، بدست میاد. از این رو هدف بازاریابی رابطه مند، ارتقای بهره­وری بازاریابی از راه رسیدن به تاثیرگذاری و لیاقت متمایزکنندهه (حیدرزاده، ۱۳۸۸).

     

    ۲-۳-۴- عوامل مؤثر در رشد بازاریابی رابطه­ای

    چندین عامل در رشد و پیشرفت بازاریابی رابطه­ای اثر داره.

    t تکنولوژی و مخابرات (ارتباطات از راه دور): پیشرفت­های تکنولوژیکی به تولیدکنندگان اجازه می­دهد تا با تعداد خیلی از مصرف­ کنندگان مستقیماً رابطه برقرار کنن. اینجور تکنولوژی­هایی نیاز به واسطه­ها رو کاهش می­دهد و به تولیدکنندگان اجازه می­دهد با بهره گرفتن از پایگاه داده­ ها و بازاریابی مستقیم با خریداران رابطه نزدیک و خاص داشته باشن.

    t رشد اقتصادی صنعت خدمات: این عامل در رشد بازاریابی رابطه­ای مؤثر بوده و در کاهش نیاز به واسطه­ها هم اثر داشته. چون تولید و تغییر خدمات ً در مکان مشابهی صورت می­گیرد. علاوه بر این با وجود وجود ناملموس خدمات و نیاز به اعتماد مشتری، روابط نزدیک بین عرضه کننده خدمت و مشتری خیلی با اهمیته (David & Sagun, 2012).

    t معروفیت پیدا کردن مدیریت کیفیت کامل (TQM): با در نظر گرفتن اینکه نقش مدیریت کیفیت کامل کیفیت و کاهش هزینه­ها هستش، اجرای اون لازمه ایجاد روابط کاری نزدیک با مشتریاس تا در تموم مراحل تولید و مصرف بازخور دریافت شه.

    t آزادی ورود به صنایع خدماتی: در سالهای ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۰ آزادی ورود به خیلی از صنایع خدماتی باعث افزایش رقابت بین عرضه­کنندگان خدمات شد. شرکت­ها همیشهً واسه جذب مشتریان رقبایشان، تلاش می­کردن تا اونا رو از راه معامله، کاهش قیمت و چیزای دیگه ای به جز اینا جذب کنن. پس اجرای روش هدف دار­های تهاجمی واسه حفظ وفاداری مشتری در این دوره بسیار اهمیت داشت (Song et al, 2012).

    [۱] – Leonard Berry

    [۲] – Christopher

    [۳] -Payne & Ballantin

    [۴] – Porter


    ارشد : مزایای دانش

    علم بر خلاف اجناس جدید، می تونه موجب مزیت پایدار شه. بر این پایه، همه رقبا، بها و کیفیت کالای خود رو به حد مطلوبِ عادی در بازار و به سطح کیفیت و قیمت های شرکت های پیشرو می رسونن، ولی تا وقتی که این اتفاق بیفته، شرکت های بهره ور از مدیریت علم و ارزش علمی، خود رو به پله های بالاتر رسونده و به درجه بالاتری از کیفیت، ایجاد و کارآیی می رسن. مزیت های به وجود اومده توسط توجه به علم، پایدار هستن چون هم سود بیشتری عاید شرکت می کنن و هم می تونن به صورت روش ای خاص ادامه پیدا کنن. برخلاف سرمایه های مادی که در صورت به کار گیری ارزش اونا کاسته می شه، ارزش سرمایه علم همراه با استفاده ای که از اون می شه افزایش می یابد.

    تفکرات جدید باعث پیدایش تفکرات جدیدتر شده و تسهیم علم در حالی که مالک اون، علم خود رو از دست نمی دهد، دریافت کننده رو غنی تر می سازه. مزیت علمی، مزیتی پایداره. استعداد تولید افکار جدید از راه بهره گیری از ذخایر علم موجود در همه شرکت ها، در عمل نامحدود به نظر می رسد، مخصوصا اگه به کارکنان شرکت اجازه و فرصت تفکر، مطالعه و گفتگو با بقیه داده شه (عبدالکریمی، ۱۳۸۹).

    مدیریت علم دلیل کاهش زمان یادگیری در سازمان می شه که این خود، منتهی به افزایش بهره وری می شه.

     

    شکل ۲-۴- اثر علم بر سیکل وقتی انجام کار

    علم

    منحنی یادگیری        چیزی که می تونیم بدونیم

     

    چیزی که باید بدونیم

     

       منحنی انجام کار

     

    چیزی که حالا  میدونیم  

    زمان                             

    سیکل وقتی کوتاه تر

    منبع: (تولایی، ۱۳۸۹)

     

    علاوه بر این، مدیریت درست علم می تونه ضمن افزایش بهره وری، تسریع در یادگیری، در پیش گرفتن تصمیمات بهتر و سریع تر، افزایش توانایی واسه پیشرفت، تقویت نوآوری و ایجاد انگیزه واسه کارکنان، باعث شناخت دقیق نیاز سیستم، بهبود چهره سازمان، رسیدن به علم مناسب، کاهش دوباره کاری ها و اشتباهات، کاهش زمان پروژه های پیشرفت اجناس و خدمات، به کمترین حد ممکن رسوندن هزینه های طراحی و پیشرفت، اتحاد واحدهای سازمانی، افزایش توان تحلیل بازار و قدرت رقابتی، ایجاد یه سازمان هوشمند و یادگیرنده، بازبینی مهندسی ساختار و رسیدن به استانداردهای مناسب شه(تولایی، ۱۳۸۹).

    ۲-۱-۱۴- عناصر اساسی مدیریت علم

    مدیریت علم دارای چهار عنصر اساسیِ؛ علم، مدیریت، تکنولوژی اطلاعات و فرهنگ سازمانیه که هر کدوم می تونه نقش زیادی در موفقیت یا شکست سازمان ها داشته باشه(اخوان و همکاران، ۱۳۸۹).

    نقش علم در مدیریت علم

    علم، دانستنی اییه که در تجربیات، مهارت ها، توانایی ها، توانایی ها، استعدادها، افکار، عقاید، طرز کارا، الهامات و تصوّرات افراد، هست و به شکل مصنوعات قابل لمس، فرایندهای کاری و امور روزمره یه سازمان، خود رو رو می سازه. همون گونه که قبلاً هم مطرح گردید، علم دو نوعه عیان (روشن) و مخفی (ضمنی). علم روشن، دانشیه که مدوّن شده و یا به فرمت های خاصی ارائه شده. مثلا؛ توضیح داده شده، ثبت شده و یا مستند شده. پس به آسونی می توان بقیه رو در اون سهیم کرد. علم روشن می تونه در اشکال دستنامه ها، روش کارای نوشته شده، بایگانی های تجاری، مجلّه یا مقالاتِ مجله ها، کتاب ها، صفحات وب، بانک های اطلاعاتی، اینترنت ها، ایمیل ها، یادداشت ها و منابع دیداری، شنیداری، آماده شده باشه. وقتی که علم، مدوّن و کدگذاری شه، مصنوع علم تولید می شه و این مصنوعِ دانشه که می تونه مدیریت شه(خوانساری و حری، ۱۳۸۷).

    ولی علم مخفی، علم شخصی و بیان نشده ایه که یه فرد داره. دانشیه که تو ذهن افراد یا در یادداشت های شخصی و فایل های کامپیوتری اونا مستقره؛ مثل باخبر شدن از چگونگی چیزی، ترفندهای ظریف، بینش و نظری که می تونه به درد بخور واقع شه. به بیان ساده تر، علم مخفی، علم و تجربه ایه که یه فرد در طول سال ها در تعامل با بقیه و یا از راه آزمون و خطا بدست آورده. دانشی که هیچوقت به طور کامل و قابل فهم واسه بقیه بیان نشده. طبق برآورده ها هشتاد درصد علم رو علم مخفی یا ضمنی تشکیل می دهد. تقریباً همه فعالیت هایی که افراد درگیر این هستن نیاز به ترکیبی از چند علم مخفی و عیان داره. واسه یه مدیریت علمِ کار و موثر، تصرف هر دو علم، الزامیه. رقابت واقعی علم در توانایی تشخیص و تصرف علم نهانه طوری که موقع نیاز، قابل بازیابی باشه. علم عیان به آسونی قابل ثبت و انتقاله ولی تشخیص، تصرّف و انتقال علمِ مخفی، مشکله. پس، بیشتر سازمان ها تنها بر مدیریتِ علم عیان، که دانشی آسون الوصوله و فقطً بیست درصد از کلِ علم سازمان رو تشکیل می دهد، تمرکز می کنن و به کار گیری علم مخفی رو به وقوع تصادفی اون واگذار می کنن(تولایی ورشیدی، ۱۳۸۹).

    تبدیل علم مخفی به علم عیان مشکله اما غیرممکن نیس. علم مخفی یا همون علم ضمنی عموماً به شکل شرحی از تجربیات مفیدی که ثبت شده ان و به وسیله بقیه واسه یادگیری و بهبود فرایندها استفاده شده ان، منتقل می شه. بعضی از شرکت ها از کارکنان خود خواسته ان که راهنمایی قدم به قدم واسه تموم کارایی که انجام میدن، بنویسن. در واقع اونا رو مجبور کرده ان تا دانشی رو که به عنوان تجربه یا حافظه، داخلی شده رو ثبت کنن. این روند به ایجاد نقشه های مفصل از راه کلیه فرایندها واسه همکاران و افراد جانشین و هم اینکه کشف اشکالاتی که نیازه به اونا پرداخته شه، کمک می کنه.

    یعنی، واسه موفقیّت پروژه های مدیریت علم باید بین اطلاعات و علم تفکیک قائل شد. چون که هر اطلاعاتی، علم نیس. اطلاعات تا وقتی که تحلیل نشده و منشأ عمل نیستش، نمی تونه تبدیل به علم شه و این فقط تو یه فرهنگ سازمانی درست قابل اجرا هستش. بیشتر سازمان ها و کارکنان اونا، نه از علم زیاد بلکه از اطلاعات زیاد، رنج می برند. یعنی با وجود اطلاعات زیاد، کمیابی علم هست. چون اطلاعات به سهولت به علم تبدیل نمی شه، طوری که از دست دادن درک اطلاعات، جدا کردن اطلاعات مهم و به اشتراک گذاردن اونا، به یکی از بزرگترین رقابت های مدیریت علم تبدیل شده(اخوان و همکاران، ۱۳۸۹).

    نقش مدیریت در مدیریت علم

    مدیریت سر بستهً بر طبقه بندی، جفت و جور کردن ساختار، هماهنگی، کنترل، مشارکت، استفاده درست از نیروی انسانی، فرایندها و درک بهم ترتیب تو یه سازمان دلالت داره که جملگی واسه رسیدن به یه هدف واحد در مدیریت علم ــ مثل علم عیان و مخفی ــ انجام می شه(خوانساری و حری، ۱۳۸۷).

    واسه مدیریت علم عیان (روشن)، سازمان ها باید؛

     

    علم مخفی به دو روش قابل مدیریته؛  این قسمت از علم از راه ارتباطات نوشتاری، مصاحبه ها و گذشته های شفاهی می تونه به علم روشن تبدیل شه. راه دیگرانتقال علم مخفی، ایجاد گروه های علم در سازما ن هاست که با تعاملات روبرو، گفتگوها و ارتباطات گفتاری، آموزش همیشگی، حل مسأله تعاملی، شبکه ارتباطی، راهبری، مربی گری، آموزش و موقعیت های پیشرفت حرفه ای می تونن علم مخفی خود رو منتقل کنن(تبریزی و رحیمی، ۱۳۸۷: ۵۲).

    نقش تکنولوژی اطلاعات در مدیریت علم

    تکنولوژی اطلاعات می تونه به عنوان ابزاری قوی عمل کرده و واسه تموم وجوه مدیریت علم شامل تصرف، اشتراک و کاربرد علم، ابزارهایی مؤثر و موثر تأمین کنه. توانایی تکنولوژی اطلاعات در جستجو، نمایه، ترکیب، بایگانی و انتقال اطلاعات می تونه تحولی در جمع آوری، سازماندهی، رده بندی و گسترش اطلاعات بسازه. تکنولوژی هایی مانند سیستم های مدیریت بانک های اطلاعات در رابطه، سیستم های مدیریت مدارک، اینترنت، اینترانت، موتورهای جستجو، وسایل جریان کار، سیستم های پشتیبان اجراء، سیستم های پشتیبان تصمیم گیری، داده کاوی، ذخیره داده ها، پست الکترونیک، کنفرانس تصویری، تابلوی اعلانات و گروه های خبری می تونن نقش اساسی در آسون کردن مدیریت علم داشته باشن. البته تکنولوژی اطلاعات به خودی خود قلب مدیریت علم نیس و هیچ پروژه ای فقطً به دلیل کاربرد آخرین تکنولوژی های اطلاعاتی به پروژه مدیریت علم تبدیل نمی شه. تکنولوژی اطلاعات می تونه به افراد در پیدا کردن اطلاعات کمک کنه و این خود افراد هستن که باید تعیین کنن که اطلاعات، متناسب و مربوط به نیاز اونا هست یا خیر. در واقع افراد باید واسه تبدیل اطلاعات به علم، اطلاعات رو تحلیل، تفسیر و درک کرده و اون رو در متنی جای بدن(رادینگ، ۱۳۸۶:۸۲).

    نقش فرهنگ سازمانی در مدیریت علم

    ً در اجرای موفقیت آمیز سیستم مدیریت علم، عوامل زیادی نقش دارن که یکی از مهم ترین اونا، فرهنگه. فرهنگ در برگیرنده مجموعه اعتقادات و باورهاییه که در کل، رفتار افراد رو شکل می دهد. کاملا معلومه که سازمان ها اگه توقع دارن که روند مدیریت علم و مؤلفه های اون مثل؛ تشخیص، کسب، خلق، پیشرفت، اشتراک، استفاده و آزمایش علم در واحدها و قسمت های جور واجور اونا به درستی شکل گیرد باید همه افراد مثل مدیران و کارکنان به این باور برسن که مدیریت علم در تبدیل سازمان به یه سازمان ممتاز با مزیت های رقابتی نقش تعیین کننده ای داره و این ممکن نمیشه مگه با آموزش و فرهنگ سازی که در این روند باید روش زوم بشه. باید کارکنان و دیگه اعضاء سازمان، آموزش دیده و درجه اعتمادشون نسبت به سازمان و مدیران زیاد شه. چون که بدون برخورداری از درجه بالایی از اعتماد دوطرفه میان کارکنان، اونا در مورد مقاصد و رفتارای همدیگه بدبین شده، علم خود رو با همدیگه تسهیم نمی کنن(تولایی و رشیدی، ۱۳۸۹).

    ایجاد روابط بر اساس اعتماد بین افراد و گروه ها به آسون کردن روند مدیریت علم مخصوصا تسهیم و خلق و دانش اندوزی کمک زیادی می کنه. وقتی که اعتماد در روابط میان افراد زیاد می شه، افراد بیشتری در روند تسهیم علم، شرکت می کنن. از دست دادن اعتماد در بین کارکنان یکی از مهم ترین مشکلات سیستم مدیریت دانشه، چون که نبود اینجور اعتمادی از تسهیم علم و در آخرً خلق علم جلوگیری می کنه(ربیعی و خواجوی، ۱۳۸۹).

    مدیریت علم به پرورش فرهنگی نوآورانه که در اون کارکنان همیشهً به تولید ایده های نو، خلق علم جدید و ارائه راه حل های تازه تشویق می شن، نیاز داره. از این جهت کارکنان باید اجازه سؤال کردن در مورد فعالیت هاشون رو داشته باشن تا بتونن این فعالیت ها رو با توانمندی کامل بکنن. در واقع با توانمندسازی افراد، اونا فرصت بیشتری واسه جستجو در مورد دیدگاه های جدید دارن.

    فرهنگ نوآورانه با عناصری مثل پویائی، کارآفرینی و خلاقیت شناخته می شه. در این نوع فرهنگ، اعضای سازمان تلاش می کنن تا خلاق و منعطف بوده و بتونن پاسخگوی تغییرات محیطی سازمان باشن(ابطحی و صلواتی، ۱۳۸۸).

    کارآفرینی

    ۲-۱-۱۵- گرایش های مدیریت علم

    از بین رفتن مرزهای وقتی و مکانی، به دلیل نوآوری هایی بوده که در فن بیاری ارتباطات انجام شده و این انتخاب کردن یه روش جدید از مدیریت علم رو آسون می کنه. این نوآوری ها فقط سیستم اطلاعات در سراسر یه سازمان رو ساده نکرده، بلکه تقریباً اون رو واسه باقی موندن و گسترش سازمان اجباری کرده(اخوان و همکاران، ۱۳۸۹).

    نظریه های سازمانی جدید که تازگیا در حال پیدایش ان و بر این موضوع تأکید دارن که تنها امتیاز رقابتی سازمان ها در قرن بیست و یکم، علم و چگونگی به کار گیری اون هستش، به روشنی بر این معنی مهر تأیید می زنند که الان دو گرایش کلی در مدیریت علم هست؛

    الف- امتحان سرمایه فکری سازمان: ایجاد معیارها، نسبت ها و شاخص ها.

    ب- نگاشت علم: ثبت دانستنی هایی که آدما به دست می بیارن و منتشر کردن اون در سراسر سازمان که بیشترً از راه فناوری های اطلاعاتی صورت می گیرد.

    مدیریت علم، یه زمینه علمیه، بنابر این دارای مفاهیم و ایده های مشترک با زمینه ها و نظریه های گوناگونه.

    مدیریت علم و نظام های پشتیبانی گروهی در مفاهیمی مثل کارکردن، تسهیم و آسون کردن در گروه ها و تیم های کاری دارای نقاط مشترکند. علاوه بر این، مدیریت علم و استخراج داده ها در تعامل با یکدیگرند. در واقع، مدیریت علم به ایجاد دانشی می پردازه که با شناخت وسایل خلّاقِ جمع آوری علم از داده های موجود در پایگاه های داده میسّر می باشه (آذری، ۱۳۸۹).

     

    ۲-۱-۱۶- عوامل مؤثر در طراحی روش هدف دار مدیریت علم

    از دیدگاه بعضی از اندیشمندان و محققان به خاطر طراحی و اجرای موفق روش هدف دار مدیریت علم باید به عوامل زیادی توجه شه که موارد زیر از جمله مهم ترین اونا بشمار میاد:

    انتظارات سازمان: روش هدف دارِ مدیریت علم باید به اون چیزی که سازمان توقع داره به اون برسه، وصل باشه. در واقع باید انتظارت سازمان از مدیریت علم و امتیازات حاصل از اون، به درستی مشخص شه. یعنی باید هدف از طراحی و اجرای روش هدف دار مدیریت علم به روشنی بیان شه.

    پشتیبانی مدیریت رده بالا: طراحی و اجرای روش هدف دار مدیریت علم در مرحله اول لازمه تعهد و پشتیبانی مدیریت عالی سازمانه. چون که تا پشتیبانی و پشتیبانی مدیران رده بالا نباشه، نمی توان از موفقیت روش هدف دار ها اطمینان حاصل کرد.

    ارتباطات: یکی از مهم ترین عواملی که عموماً کمتر هم مورد توجه قرار می گیرد، عامل ارتباطاته. از نظر کارشناسان و مشاوران مدیریت، بیشتر سازمان ها به دلیل از دست دادن ارتباطات درست در اجرای روش هدف دار ها ناموفق بوده ان. مدیریت علم هم از این قانون مستثنی نیس.

    خلاقیت: نتیجه های خلاقیت در کار و کاسبی به نوع اتحاد ایجاد شده بین مدیریت علم و مهارت های پایداری در خلاقیت بستگی داره. نقش خلاقیت در روش هدف دار های مدیریت علم بی بدیله.

    خلاقیت

    فرهنگ و کارکنان: ایجاد باور و باور مخصوصا در میان کارکنان، نسبت به این که مدیریت علم می تونه واسه سازمان، مزیت های رقابتی ممتاز بوجود آورد از جمله مواردیه که باید روش زوم بشه. در واقع ایجاد فرهنگ مزبور نسبت به امتیازات مدیریت علم می تونه یکی از موارد مؤثر در موفقیت روش هدف دار های مدیریت علم حساب شه.

    اشتراک علم: توانایی اشتراک علم و مشارکت، همون چیزیه که سازمان ها در اون دچار مشکل ان. چون که کارکنان سازمان ها عموماً از تسهیم و به اشتراک گذاردن تجربیاتشون، اکراه دارن. دلیل احتمالی این هم اینه که کارکنان ماهیتاً رقابت جو هستن، بر این پایه تمایل بیشتری به احتکار علم دارن و از اشتراک علم و تجربیات خود طفره می روند.

    ایجاد انگیزه: یکی از مهمترین عوامل موفقیت آمیز در روند و روش هدف دار های مدیریت علم، ایجاد انگیزه های درست واسه کارکنانه. ایجاد انگیزه در تسهیم و کاربرد علم، نقش داره.

    زمان: واسه موفقیت در روند مدیریت علم باید واسه کارکنان، زمان و فرصت یادگیری لازم رو ایجاد کرد.

    آزمایش: بدون دودلی آزمایش جهت اصلاح هر روند یا روش هدف دار صورت می گیرد. روند مدیریت علم هم از این قانون مستثنی نیس. بنابر این ایجاد سیستم آزمایش می تونه دلیلی مهم در طراحی و اجرای موفقیت آمیز یه روش هدف دار مدیریت علم باشه(امانتی، ۱۳۸۹).

     


    دانش و فناوری

    شکل زیر می تونه نمونه هایی از فناوری هایی باشه که واسه آسون کردن روند همگرایی علم، مورد استفاده قرار می گیرند.

     

     

    شکل ۲-۵- نقش فناوری در روند مدیریت علم

    مخفی[۱] به رو[۲]                             مخفی به مخفی

     

     

          رو به رو                       رو به مخفی

     

     

     

     

    منبع: (افرازه، ۱۳۸۶: ۲۷)

    به کار گیری فناوری در روند علم مخفی به مخفی: عادی ترین روشی که منتهی به شکل گیری علم مخفی گردیده و باعث به اشتراک گذاردن (تسهیم) اون می شه، ملاقات های رو در روه که به صورت غیررسمی رخ می دهد. البته امروزه ملاقات های همزمان با بهره گرفتن از فناوری های اطلاعاتی، این روند رو تسریع کرده است.

    به کار گیری فناروی در روند علم مخفی به رو: تبدیل علم مخفی به رو، شامل ایجاد قالب فکری مشترک و بررسی دقیق اون از راه مکالمه س. بانک های اطلاعاتی همزمان هم وسیله بالقوه دیگری جهت جذب علم مخفی می باشه.

    به کار گیری فناوری در روند علم رو به رو: فناوری در روند تبدیل علم رو به رو افراد، نقش روشن تری نسبت به دیگر موارد داره. در همین زمینه به کار گیری فناوری واسه مدیریت و جستجوی مجموعه های علم رو خوب شکل گرفته. فناوری در تصرف و دانش اندوزی، از راه ایجاد اسناد الکترونیکی عمل کرده و به سهولت از راه صفحه وب، پست الکترونیکی و یا سامانه مدیریت اسناد، قابل اشتراکه. فناوری با کم شدن مشکلات، هم اینکه ایجاد اسناد الکترونیکی و در اختیار قرار دادن وسیله مناسب جستجو، انگیزه افراد رو ارتقا می بخشه.
    مشکلات

    به کار گیری فناوری در روند علم رو به مخفی: فناوری به کاربران در ایجاد علم مخفی جدید کمک می کنه. از اون جا که جذب علم، پیش نیاز لازم واسه فعالیت های سازنده می باشه، یه سامانه مدیریت علم باید علاوه بر بازخوانی اطلاعات، استفاده و فهم اطلاعات رو هم آسون کنه (افرازه، ۱۳۸۵)

    ۲-۱-۱۸- جریان علم در سازمان

    قبل از این که نظریه هایی دور و بر چگونگی پخش و جریان علم در سازمان ها مطرح شه، محققان مخصوصا محققان و اندیشمندان علوم انسانی به تعریف و دسته بندی علم، توجه داشته ان. طوری که بر اساس معرفت شناسی، تعاریف و دسته بندی های مختلفی رو هم بیان داشته ان. به طور نمونه، «هرون[۳]» که یکی از افراد پرکار در بخش مدیریت علم حساب می شه، علم رو به چهار دسته طبقه بندی می کنه. از نظر ایشون علم شامل؛ علم تجربی، علم توصیف کننده، علم پیشنهاد کننده و علم کارکردی می باشه. علم تجربی، از تماس و برخورد مستقیم با پدیده ها حاصل می شه. علم توصیف کننده، برآمده از علم قبلیه. این علم از راه تصاویر، شعر، داستان، موسیقی و امثالهم، پدیده ای رو توصیف می کنه. علم پیشنهاددهنده، می تونه پدیده ها رو با گزاره های اخباری توضیح بده. علم کارکردی هم نشون دهنده چگونگی انجام دادن عمله و به شکل مهارت ها و صلاحیت ها، خود رو نشون می دهد(اخوان و همکاران، ۱۳۸۹).

    شعر

    همه تعاریف و دسته بندی هایی که دور و بر علم و مدیریت علم ارائه می شه، بیشترً ریشه در تعریف ارسطو از شکل های جور واجور علم داره. ارسطو، شکل های جور واجور علم رو برحسب مقاصدشان به سه دسته تقسیم کرده؛

    ۱- علم نظری ۲- علم ساخت  ۳- علم کارکردی

    غایت علم نظری، فهم و تبیینِ چی پدیده هاست. علم ساخت، نشون دهنده چیجوری ساختن و تولید وسایل و پدیده هاست. علم کارکردی هم مربوط به چگونگی استفاده و کارکردن با پدیده هاست. علم گذشته، چیزی رو خلق نمی کنه بلکه اون رو تکمیل و اداره می کنه.

    نظریه پردازان سازمان های یادگیرنده فقطً بر بعد عملی علم تأکید دارن. اونا علم رو توانایی یا ظرفیت اقدام موثر، تعریف می کنن و اطلاعات رو داده ای می دانند که ممکنه در اقدام موثر، کمک کنن(رادینگ، ۱۳۸۶: ۴۱).

    از دیدگاه «سنگه»، ندیده گرفتن این تفکیک بین علم و اطلاعات، باعث شده که سازمان ها در موج اول مدیریت علم، هزینه زیادی رو صرف نرم افزارهای فناوری اطلاعات واسه جمع بیاری، ذخیره و به کار گیری اطلاعات کنن. این دیدگاه تا وقتی که به علم به عنوان یه وسیله نگاه می کنه نه یه روند، توانایی کمی در به کار گیری علم داره. به خاطر همین، شکست خورده تلقی می شه. «سنگه»، ایجاد موج دوم و سازنده تر مدیریت علم رو به شرط پاسخگویی به دو سؤال می دونه؛ اول این که، آدم ها چیجوری علم رو تولید می کنن؟ دوم این که، چیجوری این علم، بین سایرینی که اتفاقاً نقشی هم در تولید علم نداشته ان، منتشر و پخش می یابد. پس از رشد نظریه هایی که بر چگونگی پخش و جریان علم در سازمان ها تأکید داشتن، مدل هایی هم واسه تبیین جریان علم، پیشرفت یافته که در میان اونا، دو مدل بیشتر مورد توجه می باشه. مدل اول، «چرخه عمر علم[۴]» اسمشه و به وسیله مؤسسه همکاری بین المللی مدیریت علم ارائه گردیده(سنگه[۵]، ۱۳۸۰، ۳۷).

     

     

    شکل ۲-۶- دوره عمر علم در سازمان

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    منبع: (سنگه[۶]، ۱۳۸۰، ۳۷)

    در مرحله اول از این جریان، اطلاعات و علم تأیید نشده از تعامل با دنیای خارج به دست میاد. بعد علم و اطلاعات تحصیل شده، در سازمان و به شکل تلاش های فردی یا گروهی تأیید و معتبر می شه و در آخر، علم تأیید شده در قسمت های جور واجور، واسه افزایش تاثیر سازمانی ترکیب و به کارگرفته می شه.

    مدل دیگری که با نام «مدل عمومی علم[۷]» مطرح می شه، جریان علم رو در چهار فعالیت کلی، سازماندهی می کنه:

    1. خلق علم: به همه فعالیت هایی اشاره داره که موجب ورود علم جدید به سازمان می شه.
    2. ذخیره و نگهداری علم: حفظ و موجود بودن علم در سازمان رو تضمین می کنه.
    3. انتقال علم: جریان علم از یه فرد یا گروه در سازمان به فرد یا گروه دیگه رو دلیل می شه.
    4. استفاده علم: شامل کلیه فعالیت هاییه که از علم در فرایندهای کار و کاسبی استفاده می کنن(سنگه، ۱۳۸۰: ۳۹).

    ۲-۱-۱۹- مؤلفه های مدیریت علم

    با اینکه دور و بر ابعاد و مؤلفه های مدیریت علم، نگاه و دیدگاه واحدی وجود نداره، ولی برابر با اون چیزی که در روند مدیریت علم به وقوع می پیوندد، در مرحله اول باید علم موجود در سطح سازمان و منابع اون ــ مثل علم روشن و ضمنی پیش افراد، بانک های اطلاعاتی، مستندات و … ــ مورد شناسایی واقع شده و بعد اخذ و کسب گشته و به صورت مناسبی ذخیره سازی شه. بعد واسه این که علم، با ارزش شده و به هم افزایی و زایش دوباره اون منجر شه، باید علم موجود پیش آدما به اشتراک گذاشته شده و تسهیم شه. پس از طی این مراحل، باید از علم کسب شده در جهت اهداف عالیه سازمان استفاده کرد چون که وگرنه، همه تلاش های انجام گرفته ابتر می مونه (شهبازی، ۱۳۸۸)

    پس براساس اون چیزی که در این روند اتفاق می افتد، می توان مؤلفه های اصلی روند مدیریت علم رو به توضیح زیر تبیین کرد.

    ۱- تشخیص علم[۸]: واسه کار و کاسبی های که می خواهند در گردونه رقابت باقی بمونن، تشخیص علم موردنیاز واسه پشتیبانی از راه هدف دار های رقابتی، الزامیه. تشخیص علم به معنی توصیف و تحلیل محیط علم شرکته. تشخیص علم، تلاشی ساخت یافته واسه تعیین فضای خالی ها و نواقص علم یه سازمانه. هر چی این فاصله بزرگتر باشه، رسیدن به اهداف هدف دار سازمان مشکل تر می شه. یه مدیریت موثر باید بتونه تصویری شفاف از مهارت ها، اطلاعات و داده های داخلی و خارجی خود ارائه کنه و به کارکنان کمک کنه تا اون چه رو که نیاز دارن پیدا کنن.

    ۲- دانش اندوزی[۹]: تحصیل علم به فعالیت هایی گفته می شه که موجب از بین رفتن فاصله تشخیص داده شده در مرحله قبل می شه. این علم می تونه از افراد، گروه ها یا منابع درون و برون سازمانی  کسب شه. در واقع سازمان ها، بخش مهمی از علم خود رو از منابع خارجی کسب می کنن. روابط با مشتریان، رقبا و شرکاء در کارای جمعی، پتانسیل بالایی در جفت و جور علم دارن که سازمان ها می تونن از اون بهرمند شن. علاوه بر این، سازمان ها می تونن دانشی رو که خود قادر به تولید اون نیستن از کارشناسان یا دیگه سازمان های مبتکر، بخرند.

    ۳- پیشرفت علم[۱۰]: پیشرفت علم عنصر بنیادیه که اکتساب علم رو تکمیل می کنه و بر مهارت ها، تولیدات جدید، ایده های بهتر و روند مفیدتر تمرکز داره و باعث جست و خیز کارکنان و علم اونا می شه. پیشرفت علم دربردارنده همه تلاش های مدیریتیه که آگاهانه به تولید توانایی ها تمرکز دارن که هنوز در درون سازمان ارائه نشده ان، یا حتی هنوز در درون یا بیرون اون وجود نداره. عموماً پیشرفت علم در بخش تحقیق و پیشرفت سازمان ها صورت می گیرد، هرچند ممکنه از راه منابع دیگه هم ایجاد شه.

    ۴- اشتراک علم[۱۱]: مهیاسازی شرایط، سیاست ها، سازوکارها و فناوری های مناسب واسه به اشتراک گذاری علم در سازمان، حلقه دیگری از مدیریت دانشه که بر ترکیب جنبه های فرهنگ و فناوری سازمان تأکید داره. به بیان دیگه، شرط لازم واسه تبدیل اطلاعات و تجارب به اون چه که کل سازمان بتونه ازش استفاده کنه، پخش و به اشتراک گذاردن علم در درون سازمانه.

    ۵- به کار گیری علم[۱۲]: موثر ترین جزء از روند مدیریت علم، به کار گیری علمِ کسب شده. در واقع همه تلاش ها در این سیستم اطمینان از کاربرد درست علم در کلیه واحدها و قسمت های سازمانیه. متأسفانه، شناسایی و پخش موفقیت آمیز علم، تضمینی واسه بهره گیری از علم کسب شده ایجاد نمی کنه. فعالیت ها در سازمان باید به گونه ای باشه تا این تضمین حاصل آید که علم و مهارت های مهم افراد، مورد بهره ورداری قرار گیرد.

    ۶- نگاهداری علم[۱۳]: توانایی های پیش گفته، به طور خودکار و در تموم مدت در دسترس نیستن. نگهداری گزینشی اطلاعات، مدارک و تجارب به مدیریت نیاز داره. سازمان ها معمولاً اعلام نارضایتی می کنن که سازماندهی دوباره به قیمت از دست دادن بخشی از حافظه (علم) اونا تموم شده. پس فرایندهای انتخاب، ذخیره سازی و روزآمد کردن علم ـ که دارای ارزش بالقوه ای واسه آینده هستن ــ باید به دقت سازماندهی شه. دوری از این کار، ممکنه تخصص های مهم خیلی راحت دور ریخته شه. نگهداری علم به به کار گیری دامنه بزرگی از رسانه های ذخیره سازمانی بستگی داره.

    ۷- آزمایش علم[۱۴]: اندازه گیری علم واسه آزمایش ذخیره و اندازه بهره وری علم سازمان در سیستم مدیریت علم گذاشته شده (پروست، ۱۳۸۵: ۶۳-۵۴)

    خلق و به کار گیری علم واسه رقابت گرایی و زندگی سازمان ها لازم شناخته شده. علم نمی تونه خیلی راحت دیگه منابع، ذخیره و یا تصرف شه و نمی تونه خیلی راحت اونا، به طور سیستماتیک، مدیریت و به کارگرفته شن. فناروی اطلاعات تا الان بیشترین سهم رو در مدیریت علم داشته، طوری که در پشت همه فعالیت های مدیریت علم، فناوری اطلاعات نهفته بوده. اما باید توجه داشت که فناوری پردازش اطلاعات تنها مؤلفه مدیریت علم نیس، تغییر در فرایندهای تصمیم گیری، ساختار سازمانی و چگونگی انجام امور هم از دیگر اجزای این مدیریت حساب می شه. سازماندهی براساس علم می تونه متفاوت با سازماندهی براساس مزیت های رقابتی سنتی باشه.

    ادبیات مدیریت علم با سازمان های یادگیرنده هم پیوند خورده. یه سازمان یادگیر؛ سازمانیه که در خلق، تحصیل و تبدیل علم، هم اینکه در همسان سازی رفتارش با علم مهارت داره. واسه یادگیری سازمانی، وجود علم جدید ضرورت داره. این علم می تونه از داخل یا خارج سازمان نشأت بگیره، ولی تا وقتی که به تغییر در نوع کارکرد سازمان منجر نشه، یادگیری و بهبودی حاصل نمی شه. از این جهت، یادگیری سازمانی به مدیریت علم نیاز داره(صلواتی و حق نظر، ۱۳۸۸).

    ۲-۱-۲۰- مفاهیم کارآیی، تاثیر و کارکرد

    مفاهیم «کارآیی»، «تاثیر» و «کارکرد» همیشه با بهبود روش ها و سیستم ها و کلا با بهبود سازمان مطرح بوده و از اهمیت خاصی برخودار می باشه. در فرهنگ سازمانی بیشترً این مفاهیم به جای همدیگه به کار می روند، در حالی که مفاهیمی به طور کاملً جدا از هم بوده و معانی متفاوتی دارن.

    کارآیـی[۱۵]

    «کارآیی» یعنی نسبت ستاده به داده و یا به بیان دیگه؛ نسبت تولید کالا یا خدمات پایانی به منابع به کار رفته در اون می باشه. کارآیی یه معنی کمّیه که به اندازه رضایت مشتری یا اندازه رسیدن به اهداف دلخواه اشاره داره. کارآیی رو «انجام درست کار» هم تعریف کرده ان.

    کارآیی سازمان یعنی مقدار منابعی که واسه تولید یه واحد محصول به مصرف رسیده و می توان اون رو طبق نسبت مصرف به محصول محاسبه کرد. براین پایه اگه سازمانی بتونه در مقایسه با یه سازمان دیگه با صرف مقدار کمتری از منابع به اهداف خود برسه، از کارآیی بیشتری برخودار می باشه(صفر زاده و همکاران، ۱۳۹۲).

     

     

     

    اثـربخشی[۱۶]

    «تاثیر»، اندازه رسیدن اهداف سازمان رو می سنجد. به بیان دیگه، اثرات اجناس یا خدمات رو بر جامعه، کمی کرده و مشخص می کنه که خدمات یا اجناس ارائه شده تا چه اندازه با استانداردها و اهدافی که سازمان به خاطر اون به وجود اومده، مطابقت می کنه. در واقع تاثیر یه معنی کیفیه که رضایت ارباب مراجعه از خدمات و اجناس سازمان رو نشون می دهد. تاثیر به عنوان «انجام کار درست» یا «تحقق اهداف سازمان» هم تعریف گردیده.

    تاثیر سازمان یعنی درجه یا میزانی که سازمان به هدف های دلخواه خود نائل میاد. «پیتر دراکر» تاثیر رو کلید موفقیت سازمان می دونه.

    بر این پایه، کارآیی نشون می دهد که یه فرد یا سازمان به چه صورت منابع رو در جهت ایجاد خروجی (محصول یا خدمت) به کار می گیرد و تاثیر نشون می دهد که این خروجی تا چه حد هم جهت با اهداف سازمان می باشه. در واقع سازمانی که هم جهت با هدف حرکت نمی کنه، منابع رو با سرعت بالاتری به هدر می دهد(عباس پور، ۱۳۸۴: ۴۲).

    در هر سازمان باید کارآیی و تاثیر با هم روش زوم بشه، چون که ممکنه سازمان دارای کارآیی باشه، اما خدمات یا اجناس ارائه شده، مطلوبیت لازم رو نداشته باشن یا اندازه رسیدن به اهداف در سطح پائینی قرار داشته باشن. در این حالت سازمان موثر نیس و چه بسا ممکنه به اهداف خود برسه اما با هزینه بسیار زیاد، که در این حالت، سازمان کارآ نیس.

    از این جهت پروسه کارآیی و تاثیر باید به طور توأمان روش زوم بشه. چون که بنیاد و پایه موفقیت، اثربخشیه، در حالی که کارآیی، اولین شرط بقاء پس از رسیدن به موفقیت است. «دراکر»، در بیان فرق کارآیی و تاثیر، به اختلاف بین این دو، از نظر وقتی اشاره می کنه، طوری که زمان در کارآیی، عامل رایج ولی در تاثیر، عامل قاطع به حساب می رود. شکار فرصت ها، نیاز به حساسیت شدید نسبت به زمان داره(دفت، ۱۳۸۸: ۳۷).

    کارکرد[۱۷]

    کارکرد، رفتاری در واسه رسیدن به اهداف سازمانی ارزش گذار شده است. کارکرد، ملاک پیش بینی شده یا ملاک وابسته کلیدی تو یه چارچوب ارائه شده. چارچوبی که به عنوان وسیله ای واسه قضاوت دور و بر تاثیر افراد، گروه ها و سازمان ها عمل می کنه.

    کارکرد سازمانی هم یعنی توانایی یه سازمان در به کار گیری داده ها و منابع اش طوری که در سازگاری با اهداف و رابطه با گروه های ذینفع باعث ایجاد بازدهی شه. یعنی می توان گفت که کارکرد شامل مجموعه رفتارهایی است که افراد در رابطه با شغل خود میدن و تحت اثر عوامل و منابع مختلفی از جمله علم می باشه(بدری آذرین و همکاران، ۱۳۹۲).

    ۱ – منظور از مخفی، همون علم ضمنیه.

    ۲- منظور از رو، همون علم صریحه.

    [۳] – Heron

    [۴] – Knowledge life cycle

    [۵] -Senge

    [۶] -Senge

    [۷] – Knowledge Generation Model

    [۸] – knowledge Identification

    [۹] – Knowledge Acquisition

    [۱۰] – Knowledge Development

    [۱۱] – Knowledge Sharing

    [۱۲] – Knowledge Utilization

    [۱۳] – Knowledge  Retention

    [۱۴] – Knowledge Evaluation

    [۱۵]- Efficiency

    [۱۶]-  Effectiveness

    [۱۷]- Performance


    فروش اثربخشی سازمانی[۱] و معیارهای آن

    یه جور ارزیابیه که از معیارهای زیادی بهره می گیرد. معمولاً از راه ترکیب کردن اسناد کارکرد گذشته یا به دست آوردن آزمایش های کلی و یا از راه قضاوت های افراد بصیر و باخبر نسبت به کارکرد سازمان، اندازه گیری می شه.

    بهره وری یعنی توانایی در به کار گیری مقدار کمتری از نیروی کار و بقیه مواد مصرفی و تولید یا سرویس دهی بیشتر (سید جوادین، ۱۳۸۶ : ۹۱).

    نسبتیه که مقایسه بین بعضی از جنبه های کارکرد واحد با هزینه های متحمل شده جهت تحقق اون رو نشون می دهد.

    شامل درآمد حاصل از فروش منهای هزینه کل می باشه. اندازه برگشت سرمایه و درصد بازدهی فروش کل رو هم میشه برابر سود در نظر گرفت.

    کیفیت یعنی آماده بودن خدمت یا کالا واسه استفاده کننده که خود نیازمند کیفیت طراحی، برابری، در دسترس بودن و مناسب بودن مکان ارائه خدمت می باشه (سید جوادین وکیماسی، ۱۳۸۹ : ۳۵)

    اندازه سوانحی که بین کار اتفاق می افتد و اتلاف وقت رو موجب می شه.

    به وسیله افزایش در متغیرهایی مثل نیروی کار، ظرفیت کارخانه، دارایی ها، اندازه فروش و سود و سهم بازار، نشون داده می شه.

    البته این وضعیت بیشترً شامل غیبت های غیر موجه س.

    جابه جایی در کار (ترک خدمت)

    شامل ترک خدمت اختیاری کارکنان از سازمانه.

    شامل احساس ها و نگاه های هرکی نسبت به شغلش می باشه.

    حالتی درونیه که آدم رو به انجام فعالیت خاصی تشویق می کنه.

    پدیده ای گروهیه که شامل تلاش دوبرابر، یکی شدن اهداف فرد و سازمان و ایجاد تعهد و احساس تعلق می باشه.

    فعالیتیه که ضمن اون، عملیات پیش بینی شده با عملیات انجام شده مقایسه گردیده و در صورت وجود اختلاف و انحراف بین چیزی که باید باشه و چیزی که هست، نسبت به رفع و اصلاح اون اقدام می شه(دفت، ۱۳۸۸: ۷۳).

    انسجام نشون دهنده اون هستش که افراد در سازمان همدیگه رو دوست داشته و دارای ارتباطات باز و همه جانبه باشن. اختلاف هم وضعیتی اجتماعیه که در اون، دو یا چند نفر در مورد موضوعات اساسی با همدیگه توافق ندارن.

    توافق

    به توانایی یه سازمان واسه تغییر روش های استاندارد عملیاتی خود در جواب به تغییرات محیطی گفته می شه.

    نشون دهنده روش هدف دار و قدم های اصولی و منظمیه که سازمان باید در آینده برداره و خود رو درگیر رفتارای هدف گذاری شده کنه.

    نشون دهنده هدف واحدیه که همه افراد سازمان واسه خود متصورند.

    بر پذیرش اهداف سازمانی اشاره داشته و عقیده داره که اهداف سازمانی درست و درست می باشن.

    به حد و حدودی که اعضاء سازمان در مورد موضوعاتی مثل نگاه های مناسب نسبت به سرپرستی، انتظارات نقش، روحیه و چیزای مهم نقش توافق دارن، اشاره می کنه.

     

    به سطوح مهارت هایی که مدیران در رابطه با سرپرستان، زیر دستان و همکاران خود به شکل ارائه پشتیبانی های جور واجور یا آسون کردن تعاملات سازنده و به درد بخور و ایجاد اشتیاق واسه تحقق اهداف و کارکرد عالی به کار می گیرند، اشاره داره.

    به مهارت هایی اشاره داره که مدیران سازمان ها و رهبران گروه ها واسه تحقق وظایف سازمانی خود لازم دارن.

    شامل کارآیی، صحت و دقت در موشکافی اطلاعات واسه افزایش تاثیر سازمانیه.

    موشکافی

    قضاوت کلی در مورد این احتمال که سازمان می تونه بعضی از وظایف جدیدی که از اون خواسته می شه رو به طور موفقیت آمیز انجام بده.

    حد یا میزانیه که سازمان به طور موفقیت آمیز با محیط خود در تعامل بوده و منابع با ارزش و کم پیدا موردنیاز خود رو به دست می آورد.

    شامل آزمایش سازمان یا واحد به وسیله افراد و سازمان های موجود در محیطه.

    ثبات

    منظور از ثبات، حفظ و نگهداری ساختار، بخش های کارکردی سازمان و منابع موردنیاز اون درزمان زمونه.

    شامل افزایش توانائی های تخصصی و مهارت کارکنان در انجام وظایف محوله و به فعلیت درآوردن بعضی از توانائی های بالقوه می باشه.

    قیاسیه بین نیاز فردی واسه رسیدن به موفقیت و ارزشی که سازمان واسه تحقق اهداف جدید خود قائله (رابینز، ۱۳۸۱)

    ۲-۱-۲۱-۲- مدل های تاثیر سازمانی

    مدل های مختلفی واسه بررسی اندازه تاثیر سازمانی ایجاد شده ان. این تنوّع در مدل ها به دلیل ماهیّت معنی تاثیر، به خاص مرزهای نامشخص اون و به دلیل معنی سازی های جور واجور سازمان هاییه که مدل های جور واجور تاثیر رو به کار می گیرند.

    ۱) مدل هدف[۲]

    به طور کلی، مدل هدف (رسیدن به هدف)، تاثیر رو به عنوان تحقق کامل یا دست کم بخشی از اهداف سازمان تعریف می کنه.

    مدل سنّتی تاثیر، متّکی بر یه جور از سازمان به عنوان مجموعه ای از اجزاییه که گرایش به تحقق اهداف دارن. در این دیدگاه یا مدل، تاثیر به عنوان رسیدن یا حصول به نتیجه های سازمانی تعریف می شه. در این مدل، تمرکز  زیادی بر رسیدن به اهداف و مقاصده.

    هدف های عملی از جمله هدف های مهمی هستن که در این روش مورد توجه قرار می گیرند. اگه تلاش شه از هدف های عملی (و نه هدف های رسمی) استفاده شه، یافته های بسیار بهتری به دست میاد. معمولاً هدف های رسمی به صورت ذهنی و ذهنی هستن و امتحان یا اندازه گیری اونا مشکله. هدف های عملی نشون دهنده فعالیت هایی هستن که سازمان واقعاً اونا رو انجام می دهد.

    در سازمان های تجاری واسه امتحان تاثیر سازمان از راه بر اساس تأمین هدف یا رسیدن به هدف استفاده می شه؛ چون می توان هدف های تولیدی شرکت رو به آسونی اندازه گیری کرد. معمولاً سازمان ها کارکرد خود رو برحسب سودآوری، رشد، سهم بازار و بازده سرمایه گذاری اندازه گیری می کنن (دفت، ۱۳۸۸: ۴۱)

     ۲) مدل سیستمی[۳]

    مدل سیستمی ضمن توجه به اهداف، بر وسایل لازم واسه رسیدن به اهداف خاص، کسب منابع و پروسه ها تمرکز داره. در این مدل، سازمان در دیدگاه سیستم باز ریشه داره؛ که درون داده ها به پروسه ها تبدیل (درون داد به برون داد) شده و برون داده ها به عنوان بخشی از یه کل نگریسته می شن.

    راه و روش سیستمی نسبت به تاثیر اینجور اعلام می داره که سازمانها تشکیل شده از قسمت های فرعی در رابطه به هم هستن. اگه یه تیکه از این سیستم ضعیف بکنه، اثر کارکرد ضعیف اون، بر کارکرد کل سیستم مؤثر واقع می شه.

    تاثیر، لازمه آگاهی و تعاملات مؤثر با عوامل محیطیه. مدیریت  نمی تونه روابط حسنه خود رو با مشتریان، عرضه کنندگان مواد اولیه، مؤسسات و نهادهای دولتی، اتحادیه ها و عوامل مشابه که قدرت خراب کردن عملیات باثبات سازمان رو دارن، ندیده بگیره (رابینز، ۱۳۸۱: ۶۲)

     ۳) مدل ذی نفعان هدف دار [۴]

    ذی نفعان هدف دار به عنوان گروهی از افراد تعریف می شن که نفعی در سازمان دارن. به طور خاص تر، عوامل هدف دار می تونن با در نظر گرفتن آدمایی که به طور قانونی واسه سازمان فعالیت می کنن (کارکنان، مشاوران، نمایندگان، اعضای هیئت مدیره و چیزای دیگه ای به جز اینا) و آدمایی که به طور کامل بیرون سازمان هستن و واسه خودشون کار می کنن و یا بر اقدامات اعضای سازمان اثر می گذارن و یا از اونا اثر می پذیرن، تعریف گردند.

    این مدل، با اضافه کردن انتظارات گروه های ذی نفع که تحت اثر سازمان قرار دارن، بخش دو مدل قبلی رو پیشرفت و گسترش می دهد. پس، سازمان به عنوان مجموعه ای از عوامل داخلی و خارجی نگریسته می شه که در مورد مجموعه پیچیده ای از مشکلات و اهداف، گفتگو و توافق می کنن. در این مدل، صاحبان، کارکنان، مشتریان، جفت و جور کنندگان، اعتبار دهندگان، جامعه و دولت، گروه های ذی نفعی هستن که باید به منظور تضمین تاثیر و باقی موندن سازمان راضی شن.

    مشکلات

    راه و روش ذی نفعان هدف دار اینجور فرض می کنه که مدیران، مجموعه اهدافی رو دنبال می کنن که این مجموعه اهداف انتخابی، خواسته های همه ذی نفعانی که منابع لازم جهت باقی موندن سازمان رو کنترل می کنن، دربر داره. هیچ کدوم از اهدافی که مدیران انتخاب می کنن خالی از ارزش نیستن. مدیران باید با تعیین ذی نفع های کلیدی و مؤثر بر باقی موندن سازمان و قدرت نسبی هرکدوم و هم اینکه با در نظر گرفتن انتظارات هر کدوم از اون ها از سازمان، تلاش در برآورده کردن نیازای اونا کنه (رابینز، ۱۳۸۸: ۶۵)

     

     

     ۴) مدل ارزش های رقابتی[۵]

    راه و روش ارزش های رقابتی با این فرض شروع می شه که واسه آزمایش تاثیر سازمانی، بهترین ملاک وجود نداره. معنی تاثیر، فی نفسه مفهومی ذهنیه و اهدافی که یه ارزیاب انتخاب می کنه، متکی به ارزش های شخصی، ترجیحات و منافع فردیه. این راه و روش، دلیل آوردن می کنه که عناصر مشترکی وجود دارن که در هر فهرستی از معیارهای تاثیر قرار گرفته و می تونن به روش ای با هم ترکیب شده و مجموعه ای از ارزش های رقابتی رو بسازن. هرکدوم از این مجموعه ارزش ها، مدل تاثیر منحصر به فردی رو تعریف می کنه(سید جوادین، ۱۳۸۶).

     

     

     ۵) مدل نبود تاثیر[۶]

    این مدل، با دقیق شدن و فوکوس کردن بر عواملی که از کارکرد موفق سازمان جلوگیری می کنن و با نگاه کردن به سازمان، به عنوان مجموعه ای از مشکلات و خطاها، یه دیدگاه متفاوت ارائه می کنه. فرض اصلی و پایه ای این مدل اینه که  بیشتر، مشکلات و نواقص (نبود تاثیر) مشخص شه تا معیارهای لیاقت (تاثیر). در واقع  تاثیر سازمانی به عنوان نبود عوامل نبود تاثیر تعریف می شه(هنری[۷]، ۲۰۰۶).

     

     

    جدول ۲-۱:  مدل های تاثیر سازمانی

    مدلمعنی  سازی سازمانتمرکز
    مدل هدفسازمان به عنوان مجموعه عقلایی از ترتیبات (Arrangments) که گرایش به رسیدن به اهداف دارن.رسیدن و تحقق پیامدها (اهداف)
    مدل سیستمیسازمان به عنوان یه سیستم باز (درون داد، تغییر، برون داد).درون داد، کسب منابع و منابع داخلی (وسیله ها و روش ها)
    مدل عوامل هدف دارسازمان به عنوان عوامل داخلی و خارجی که با مجموعه پیچیده ای از محدودیتها و اهداف، گفتگو  و توافق می کنن.جواب به انتظارات گروه های ذی نفع که دور سازمان هستن.
    مدل ارزش های رقابتیسازمان به عنوان ارزش های رقابتی، که اهداف مخالف زیادی رو خلق می کنه.سه بُعد ارزش های رقابتی:* تمرکز داخلی در مقابل خارجی

    * کنترل در مقابل انعطاف پذیری

    * اهداف در مقابل وسیله یا روش

    مدل نبود تاثیرسازمان به عنوان مجموعه ای از مشکلات و شکست هاعواملی که از کارکرد موفقیت آمیز سازمان جلوگیری می کنن.

    منبع: (هنری[۸]، ۲۰۰۶)

    کارشناسان در مورد مدل ها و معیارهای تاثیر، یه راه و روش چندبعدی رو واسه رسیدن به تاثیر در سازمان های مدرن پیشنهاد کرده ان؛ بدین معنا که به کارگیری یه ملاک واحد، واسه تموم مراحل چرخه زندگی مناسب نیس و هیچ ملاک واحدی وجود نداره که بتونه نیازای همه افراد سازمان رو برآورده سازه، به خصوص اینکه منافع اونا رقابتی بوده و متفاوت از یکدیگرند.

    سازمان هایی که از مدیریت خوبی بهره مند هستن، معیارهای تاثیر رو به گونه ای با همدیگه ترکیب و هماهنگ می کنن تا با نیازای اون موقعیت، تناسب داشته باشن. مدیران، باید به طور دائم ورودی های لازم خود رو تعیین کرده و اونا رو از راه اعضای هدف دار جفت و جور کنن. وقتی که اطلاعات به دست اومده از این روش، با فلسفه و رسالت اصلی سازمان ترکیب شه، مدیریت قادر میشه تا ترکیبی از معیارهای مناسب تاثیر رو استنتاج کنه. در واقع واسه رسیدن به اطلاعات موردنیاز باید منابعی مثل داشن به درستی مورد استفاده و مدیریت شه(ریاحی، ۱۳۸۹).

     

     

    [۱]-organizational

    [۲] -Goal Model

    [۳] – System Model

    [۴] – Strategic-Constituencies Model

    [۵] – Competing-Values Model

    [۶] – Ineffectiveness Model

    [۷] – Henri

    [۸] – Henri