با موضوع مفهوم رقابت‌پذیری

رقابت پذیری در اثر ترکیبی از داراییها و فرایندها به وجود میاد. داراییها یا به صورت موهبتیه (مثل منابع طبیعی) و یا ساخته شده به وسیله انسانه (مثل زیر ساختها) و روند ها که داراییها رو به منافع اقتصادی حاصل از فروش به مشتریان تبدیل می کنه و در آخر موجب ایجاد رقابت پذیری می گردند.

اقتصاد

در بررسی رقابت پذیری می توان از زاویه دیگری هم به مسئله نگریست و اون منابع ایجاد رقابت پذیریه. منابع ایجاد رقابت پذیری رو می توان در سه دسته فناوری، سازمان و نیروی انسانی تقسیم بندی کرد. مزیت رقابتی حاصل از نیروی انسانی دووم و پایداری بیشتری نسبت به بقیه مزیتهای رقابتی دارن و مدت زمان بیشتری لازمه تا رقبا بتونن این مزیتهای رقابتی رو تقلید کنن.

 

۱-۸-۳)تدوین روش تو یه صنعت رقابتی

معنی “روش” تا حد زیادی با معنی “رقابت” آغشته و آمیخته و رقابت اثر زیادی در تعیین اهداف عالی واسه یه مجموعه و رشد اون مجموعه داره. پس نباید رقابت و وجود حریف رو به عنوان بدشانسی به حساب آورد. رقابت تو یه صنعت، نه فقط در بخش ی کاری اون و در رابطه با بقیه صنایع و شرکتها معنی می یابد، بلکه در تقسیم سهام یه صنعت بین سهامداران اون هم هست. یعنی رقابت در پایه ای ترین بخشهای یه صنعت و یا سازمان هم به چشم می خورد.

 

۱-۸-۴)مدل تطبیقی صنعت بیمه با  با مدل ۵ وجهی پورتر

ما می تونیم مدل پورتر رو با صنعت بیمــه تطبیق داده و  در میدون صنعت بیمــه ازش استفاده کنیم .

دراین تحقیق عامل رقابت بین شرکتای بیمه استان اصفهان  با در نظر گرفتن ابعاد فروش نمایندگان و ارائه تسهیلات مناسب  به بیمه گذاران موردبررسی قرار گرفته.

 

شکل زیر مدل تطبیقی صنعت بیمه با  با مدل ۵ وجهی پورتر رو نشون میده.

 

ورود شرکتای جدیدبه صنعت بیمه(قدرت تهدید تازه وارده ها)

شکل ۱-۲

 

 

 

بیمه گران وارائه کنندگان شکل های جور واجور بیمه نامه(قدرت چانه زنی )
بیمه گذاران وخریداران بیمه نامه

(قدرت چانه زنی )

 

 

شرکتای موجوددر صنعت بیمه

(شدت رقابت)

 

خود بیمه گریجایگزین اجناس شرکت بیمه

(قدرت جایگزینی)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۱-۸-۴-۱)تدوین عوامل رقابتی پورتر درصنعت بیمه :

وقتی به ردیابی تحلیلای مدیران بیمه می پردازیم،به این نکته بر می خوریم که این تحلیلا فقط به رقابت با بازیگران اصلی محدوده و در خوش بینانه ترین حالت،اونا فقط به یکی از نیروهای موثر بر رقابت توجه نشون میدن، بدون اینکه به همه  نیروهای موثر  و توان جمعی اونا توجه لازم رو داشته باشن.

وجود روش هدف دار یعنی در رابطه کردن یه شرکت به محیط دور و بر اون. جنبه کلیدی محیط ، نوع صنعتیه که شرکت در اون فعالیت و رقابت می کنه. ساختار صنعت نقش کلی ای در تعیین رقابت و استراتژیهایی داره که به طور بالقوه در اختیار اون شرکت قرار داره . اهمیت نیروهای بیرون صنعت از پایه نسبیه،چراکه این نیروها تموم شرکتها رو تحت تاثیر قرار میدن.

ساختار یه صنعت ریشه در پنج عامل اساسی رقابت داره که از نظر شکلی قابل شناسایی ان. توان جمعی این پنج عامله که سودآوری یه صنعت رو مشخص می کنه.از طرف دیگه این پنج عامل هستن که موقعیت رقابتی شرکت رو درون اون صنعت مشخص می کنن. هدف روش هدف دار پس،پیدا کردن موقعیتیه که شرکت در اون موقعیت به بهترین وجه در مقابل این عوامل از خود دفاع می کنه و یا اونا رو هم جهت با اهداف خود ناراحت می سازه. شناخت این عوامل نقاط ضعف و قوت شرکت فعال تو یه صنعت رو هم نمایان می سازه.نکته قابل توجه در این مدل اون هستش که سطح رقابت در اون  بالاتر از سطح بازیگران جا افتاده و فعال در اون صنعته.همه این پنج عامل با هم شدت رقابت تو یه صنعت و سودآوری اون رو تعیین می کنن،پس لازمه همه اونا در تحلیلا مورد آزمایش قرار گیرند،اما این پنج نیروبه طور خلاصه کدوما هستن ؟

 

 

۱-۸-۴-۱-۱)ورود شرکتای جدیدبه صنعت بیمه  :

تحلیل تازه وارده ها وتهدیدهایی که اونا متوجه ساختار صنعت میسازن،مورد علاقه تحلیل گران استراتژیکه. رقبای تازه وارد معمولا با هدف کسب سهم بازار وارد یه صنعت می شن؛ اونا به همراه خود  ظرفیتها و منابع جدیدی رو وارد صنعت می کنن .

از این میان شرکتهایی که به دنبال تنوع بخشیدن به کسب وکار خود هستن هم ممکنه با تکیه بر منابع خود وارد صنعت بیمه شن، پس تازه واردین در این بخش  همیشه شرکتهای نو پا نیستن.اما تهدید به ورود ، بستگی کامل و تموم به مشکلات حاضر واسه ورود و عکس العمل رقبای موجود داره.اگه این مشکلات زیاد و عکس العمل رقبای موجود ضعیف باشه، میشه توقع داشت که این ورود آسون باشه. به نظر       می رسه در صنعت بیمه کشور مشکلات حضور واسه تازه واردین داخلی کم اما واسه تازه واردین خارجی هنوز سنگینه. این در حالیه که به دلیل ضعف تفکر رقابتی در مدیران بیمه کشور،تماشاگر واکنشای اساسی  واسه محدود کردن ورود رقبای جدید نیستیم چون که این رقبای جدید واسه خیلی از کارکنان ومدیران بیمه که بسیار روون هستن فرصته و نه  تهدید !  مشکلاتی که بر سر راه  ورود رقبای تازه وارد در صنعت بیمه هست،  به طور خلاصه موارد زیر ان:

مشکلات

۱-     تفاوت اجناس و خدمات : منظور اون هستش که شرکتهای ثابت شده در بازار دارای برند شناخته شده و اعتماد مشتری هستن که ریشه در تبلیغات گذشته، خدمت دهی به مشتریان و تنوع محصول داره. پس تازه واردین واسه تامین چیزهای مورد علاقه و جذب مشتریان مجبورند هزینه های زیادی رو صرف کنن.از طرف دیگه این به زمان تقریبا طولانی نیاز داره. این زمان در صنعت بیمه به دلیل نیاز به اعتماد سازی که از نظر وجود بحث ای زمانبره به نسبت طولانی تر از دیگر صنایع هم میشه. این مانع،در صنعت بیمه مهمترین مانع بر سر راه ورود شرکتهای تازه وارد حساب می شه.

۲-     نیاز به سرمایه : نیاز به حجم خیلی از پول و پله و سرمایه واسه سرمایه گذاری در راه رقابت خود یه جور مانع حساب می شه.این سرمایه با اینکه در بسیاری موارد هست،اما خیلی از شرکتها به دلیل خطر بالای برگشت پذیری اون واسه ورود به این صنعت احتیاط زیادی به خرج میدن.البته باید توجه داشت این سرمایه فقط محدود به سرمایه لازم واسه تاسیس یه شرکت بیمه  نیس. با این حال قسمت بزرگی از اون رو در بر میگیره.

سرمایه گذاری

۳-     هزینه های تغییر : اگه مشتریان هر بار خرید اجناس و خدمات لازم خود رو از یه شرکت بیمه بکنن، نیازمند هزینه های اضافی هستندو اگر  خرید خود رو فقط از یه شرکت بیمه بکنن هزینه های کمتری رو متحمل می شن.این هزینه ها که شامل شکل های جور واجور هزینه ها مانند هزینه شناخته شدن ، یادگیری ، تخفیفات و … می شه می تونه یکی از مشکلات جدی واسه تازه واردین باشه.در صنعت بیمه هم مشتریان واسه مزیتهای کوچیک دیگه رقبا با احتمال خیلی کم به تغییر شرکت بیمه خود دست میزنن، هزینه های شناخته شدن،یادگیری پروسه های شرکت بیمه جدید،آرامشی که در مواجهه های خدماتی گذشته داشتن و … رو با هر امتیازی عوض نمی کنن.پس تازه واردین باید اونقدر ساختار هزینه و عملکردی داشته باشن که تغییر رو واسه مشتری توجیه کنندکه این یه بار در زمان ورود شرکتای بیمه خصوصی به میدون بیمه و در بخش بهبود کارکرد اتفاق افتاد و سهم زیادی رو نصیب اونا کرد، اما بر کسی پوشیده نیس که به دلیل نزدیک بودن پروسه های کاری و خدمات مشابه و جابجایی کارکنان و مدیران شعب به خصوص در بیمه های خصوصی این هزینه هم واسه تازه واردین قابل جبران میشه و می تونه مشکلات ورود اونا رو از سر راه برداره .

۴-     خسارتهای هزینه (جداگونه از اندازه ) : شرکتهای فعال تو یه صنعت ممکنه با یه جور مزیت هزینه روبه رو باشن که واسه تازه واردین قابل حصول نباشه. از این دسته میشه به فناوریای انحصاری ( که در بیمه این فناوریا کمتر دیده می شه ). موقعیت مکانی مناسب یا یارانه های دولتی اشاره کرد.موضوع بعد منحنی یادگیری یا تجربه هاست.در بعضی از کسب و کارا شرکتها با افزایش جمع شدن تجربه با روند رو به کاهش هزینه های متوسط روبه رو می شن.این بدون  دلیله که کارکنان روشای کار خود رو بهتر می کنن (یادگیری صورت میگیره ) طرحها پیشرفت              پیدا میکنه،عملکردها بهبود پیدا میکنه،تکنیکها بهتر می شن و… .

۵-      کاهش هزینه به وجود اومده توسط افزایش تجربه در کسب وکارهایی که با فعالیتهای زیاد و حساس و دقیق سروکار دارن یکی از مهمترین عوامل تعیین کننده واسه بالا بردن هزینه های ورود تازه واردینه. درصنعت بیمه اگه این تجربه ها به صورت انحصاری حفظ شن مانعی واسه ورود رقبا می شن،این در حالیه که تازه واردین با جذب مدیران و افراد با تجربه به سرعت این هزینه رو کاهش میدن.این وسط تنها افراد ان که هزینه جذب بیشتری رو به سازمان جدید تحمیل می کنن بدون اینکه معنی رقابت در بین شرکتای بیمه شکل گیرد. مثلا،افراد با سالها تجربه و شناخت کامل شرکت بیمه فعلی در شرکت بیمه دیگری مشغول به کار شده و تموم تجربیات و … رو به بهای حقوق و پست بالاتر در اختیار شرکت بیمه جدید قرار میدن.از طرف دیگه توانایی کپی شدن و خرید علم و نرم افزارهای فنی از شرکتها و مشاوران هم این هزینه رو شدیدا کاهش داده. پس با اینکه این مانع از پتانسیل بالایی واسه بالا بردن هزینه های تازه واردین برخورداره به دلیل نبود تفکر رقابت در بین شرکتای بیمه   کارکرد موثری در ایجاد مانع واسه ورود تازه واردین به حساب نمیاد.

۶-     سیاستهای دولت :دولت می تونه با اتخاذ سیاستهایی ورود به صنایع رو محدود کنه. مثلا،با وجود آمادگی خیلی از تازه واردین خارجی واسه حضور در صنعت بیمه ایران هنوز دولت مجوزی واسه فعالیت اونا صادر نکرده و مانعی جدی واسه حضور اونا جفت و جور کرده.

اما جدا از این مشکلات،انتظارات رقبای بالقوه از عکس العمل شرکتهای موجود ، تهدید ورود رو تحت تاثیر قرار میده. با نگاهی به گذشته میشه که با در نظر گرفتن جذابیتهای صنعت بیمه و نبود واکنشهای جدی از طرف شرکتای بیمه فعال در کشور، انتظار عکس العمل از طرف فعالین در این صنعت بسیار ضعیفه. شاید نبودن انگیزه عکس العمل در میان شرکت بیمه دولتی  منطقی باشه،اما در میان شرکتای  بیمه خصوصی هم با وجود انگیزه لازم اینجور نگاهی وجود نداره.شاید بشه دیدگاه دولتی و غیر رقابتی مدیران ارشد شرکتای بیمه خصوصی، نبود تفکر دراز مدت و این نگاه که  تازه واردین در کوتاه مدت نمی تونن مشکلی رو واسه شرکتای بیمه موجود بسازن و …رو از عوامل این نبود عکس العمل دونست.

مشکلی

از سویی شرایط ورود به یه صنعت هم می تونه تحت تاثیر قیمت قرار گیرد.اگه قیمتهای جاری بالاتر از قیمتای متصور واسه ورود باشه، تازه وارده ها با انتظار سود بالاتر از حد متوسط وارد می شن.اگه شرکت تازه وارد مجبور شه که با قیمتی پایین تر از قیمت متصور واسه  ورود به بازار داخل شه تهدید ورود به صنعت از بین میره .

نباید از یاد برد که مشکلات ورود می تونن با تغییر شرایط تغییر کنن. از طرف دیگه، بعضی شرکتها ممکنه دارای منابع یا مهارتایی باشن که مشکلات حضور واسه اونا با هزینه های بسیار کمتری قابل تحقق باشه. پس،این مشکلات واسه هر تازه واردی نیازمند روش هدف دار خاصی میشه؛البته واسه اونایی که تازه واردین قوی تری حساب می شن .

در نگاهی خلاصه میشه که مشکلات ورود تازه واردین به میدون بیمه خصوصی ـ بر خلاف پتانسیلای بالقوه ای که در صنعت بیمه دارن ـ به دلیل نبود تفکر رقابت تاثیر گذاری چندانی ندارن.تازه واردین بر خلاف اینکه انگار با هر کدوم از مشکلات روبه رو و دست به گریبانند اما مانع جدی ای در برابر خود احساس نمی کنن.