فایل تاریخچه فرسودگی شغلی

فرسودگی شغلی واژه تقریباً جدیدیه که از اون واسه توصیف پاسخای آدم درحین کار در برابر استرسای تجربه شده استفاده می شه و شامل واکنشای روانیه که افراد هنگام روبه رو شدن با استرسای شغلی از خود نشون میدن . فرسودگی شغلی نتیجه ای از فشار شغلی دایم و تکراری بوده و به عنوان از دست دادن انرژی و نشاط تعریف می شه؛ طوری که شخص احساس مریضی باری نسبت به شغل خود پیدا می کنه، یعنی شخص به دلیل عوامل داخلی و خارجی که در محیط کارش هست احساس فشار می کنه و این فشار، در آخر به احساس فرسودگی تبدیل می شه و در این وضعیت احساس کاهش انرژی اتفاق می افته. فرسودگی شغلی مرحلای از خستگی و ناامیدیه و وقتی به وجود میاد که فرد نتونه بر اهداف زندگی و اهداف کاری خود فایق آید. تا سال ۱۹۸۰ فرسودگی شغلی منحصراً درآمریکا مطالعه می شد ولی کم کم توجه کشورای دیگه به خصوص کشورای انگلیسی زبون مثل کانادا و انگلیس هم به این پدیده جلب شد. بعد مقالات و کتابا به زبانای دیگه ترجمه شد و در نیمه دوم سال ۱۹۸۰ وسایل تحقیق مخصوصا پرسشنامه “مسلچ” به زبانای فرانسوی، آلمانی، هندی، ایتالیایی، سوئدی، اسپانیایی و عربی ترجمه شد و تحقیقات بین فرهنگی شروع شده. کلا تحقیقات فرسودگی شغلی به دو مرحله قابل تقسیم بندی هستن؛ در مرحله اول فرسودگی شغلی به عنوان یه مشکل اجتماعی مطرح و از راه مشاهدات میدونی معنی سازی شد که در این مرحله بیشترین تأکید بر توصیفای بالینی فرسودگی شغلی بود و مرحله دوم تحقیقات فرسودگی شغلی هم شامل پژوهشای تجربی و منظم، مخصوصا آزمایش این پدیده در جوامع آماری جور واجور بود. در واقع پس از این دو مرحله بود که نظریه ها رشد یافته و معنی فرسودگی شغلی پیشرفت پیدا کرد.( امیری و همکاران،۱۳۹۰، ۴۱)

استرس

آدم عصر حاضر در جریان سازگاری با محیط اجتماعی و شغلی خود ناچاره محدودیتا و فشارهایی رو متحل شه . بنابر این ممکنه شغل باعث نارضایتی و نبود سازگاری شده و در نتیجه فرد از روال طبیعی و عادی خود خارج گردیده و دچار فرسودگی شه. احساس دائمی فشار، اثرات آسیب زای چندی رو بر جای میذاره که از اون به فرسودگی شغلی (Burnout) یاد می کنن. (حنانی و همکاران ، ۱۳۹۰، ۷۰)

 

۲-۲-۲-  نگاهی کلی به بحث فرسودگی شغلی

فرسودگی شغلی به وجود اومده توسط فشارهای شغلیه. فشارهای عصبی و روانی که به اصطلاح استرس نامیده می شن، در زندگی روزانه فراوون مشاهده می شن . اطلاعات منتشر شده نشون دهنده این نکته س که از هر هفت نفر شاغل، یه نفر در آخر روز کاری دچار تحلیل قوای روانی می شه . تقریباًنصف جمعیت کلی کارکنان، در مشاغل خود احساس شادی ندارن و  درصدی از  افراد شاغل، بیشترین وقت و انرژی خود رو در کاری صرف می کنن که راه گشای اونا در دستیایی به اهداف زندگیشون نیست. علاوه بر اون، تقریباً ۷۵ درصد مراجعه کنندگان جهت مشاوره روانی، با مشکلات کاهش و یا از دست دادن رضایت شغلی  فرسودگی شغلی می تونه باعث شه فرد تصمیم  بگیره شغل یا حرفه خود رو تغییردهد. به هرحال، بیشتر قربانیان فرسودگی شغلی، یا شغل خود رو تغییر میدن  و یا از جهت روانی کناره جویی می کنن و به انتظار بازنشستگی می شینن. همونجوریکه بیان شد، عامل اصلی و اولیه ایجاد فرسودگی کاری قرار گرفتن شخص در مدت طولانی تحت فشارهای روانی و عصبی شدیده. اما اینجا باید این نکته رو اعلام کرد که علاوه بر عامل نامبرده، متغیرها و عوامل دیگری هم در این رابطه نقش اساسی بازی می کنن . مثلا، بعضی از شرایط کاری از جمله این که فرد احساس کنه تلاشش بی فایده س و در سازمان فردی به درد نخور و بی تأثیره در ایجاد فرسودگی شغلی سهم کلی و مهمی داره. هم اینکه، فرصتهای کم واسه ارتقا، و وجود قوانین و مقررات خشک و  دست وپاگیر در سازمان از عوامل پیش برنده این پدیده هستن.

مشکلات

گروهی فرسودگی شغلی رو با استرس شغلی یکی می دونن در حالی که یه سری های دیگه استرس شغلی رو دلیل اصلی فرسودگی شغلی میگن؛ وجه اشتراک تعاریف ارائه شده اینه که همه کارشناسان انگار فرسودگی شغلی رو در رابطه با استرس شغلی می دونن.(فاربر،۲۰۰۳)

فرسودگی شغلی تنها مسئله برخاسته از ضعف یا ناتوانی محض در کارمندان نیس، بلکه مربوط به محیط کار و نبود هماهنگی بین خصوصیات ذاتی افراد و وجود شغلشون هم هست. به هر اندازه نبود هماهنگی بیشتر باشه به همون اندازه پتانسیل فرسودگی شغلی بالا میره. (مسلچ و لیتر، ۲۰۰۵) و باعث کاهش اهمیت ارزشا، ضعیف شدن اراده و روحیه می شه.(سوارز و جابلونسکا، ۲۰۰۴)

روحیه

“فرویدنبرگر” (۱۹۷۵) به عنوان اولین کسی که از واژه فرسودگی شغلی با مضمون امروزی اون استفاده کرده، فرسودگی شغلی رو یه حالت خستگی بیش از اندازه که از کار سخت و بدون انگیزه و بدون علاقه ناشی می شه تعریف کرده. باید توجه کرد، فرسودگی شغلی یه جور بیماریه که دارای علایم و نشون ههای جسمی و روحی دیگری هم هست و نباید این نوع خستگی طولانی رو با خستگیای معمولی و زودگذر اشتباه کرد.

فرسودگی شغلی به وجود اومده توسط فشارهای شغلیه. فشارهای عصبی و روانی که به اصطلاح استرس نامیده می شن، در زندگی روزانه فراوون مشاهده می شن . اطلاعات منتشر شده نشون دهنده این نکته س که از هر هفت نفر شاغل، یه نفر در آخر روز کاری دچار تحلیل قوای روانی می شه . تقریباًنصف جمعیت کلی کارکنان، در مشاغل خود احساس شادی ندارن و  درصدی از  افراد شاغل، بیشترین وقت و انرژی خود رو در کاری صرف می کنن که راه گشای اونا در دستیایی به اهداف زندگیشون نیست. علاوه بر اون، تقریباً ۷۵ درصد مراجعه کنندگان جهت مشاوره روانی، با مشکلات کاهش و یا از دست دادن رضایت شغلی  فرسودگی شغلی می تونه باعث شه فرد تصمیم  بگیره شغل یا حرفه خود رو تغییردهد. به هرحال، بیشتر قربانیان فرسودگی شغلی، یا شغل خود رو تغییر میدن  و یا از جهت روانی کناره جویی می کنن و به انتظار بازنشستگی می شینن. همونجوریکه بیان شد، عامل اصلی و اولیه ایجاد فرسودگی کاری قرار گرفتن شخص در مدت طولانی تحت فشارهای روانی و عصبی شدیده. اما اینجا باید این نکته رو اعلام کرد که علاوه بر عامل نامبرده، متغیرها و عوامل دیگری هم در این رابطه نقش اساسی بازی می کنن . مثلا، بعضی از شرایط کاری از جمله این که فرد احساس کنه تلاشش بی فایده س و در سازمان فردی به درد نخور و بی تأثیره در ایجاد فرسودگی شغلی سهم کلی و مهمی داره. هم اینکه، فرصتهای کم واسه ارتقا، و وجود قوانین و مقررات خشک و  دست وپاگیر در سازمان از عوامل پیش برنده این پدیده هستن. واژه فرسودگی شغلی اولین بار در اواخر دهه ۱۹۶۰ ، وقتی که فرودنبرگر علائم خستگی رو در کارکنان خود دید، تعریف شد، اون این پدیده رو سندرم تحلیل قوای جسمی و  روانی نام برد.(عارفی و همکاران، ۲۰۱۰، ۷۴) اما مسلش و جکسون  عادی ترین تعریف از فرسودگی شغلی رو اینجور ارائه کردن:  فرسودگی شغلی سندرمی روان شناختی شامل مسخ شخصیت ، خستگی عاطفیه خستگی عاطفی به از بین رفتن منابع هیجانی یا تخلیه توان روحی میگن، مسخ شخصیت، تمایلات بد بینانه و جواب منفی به اشخاصیه که معمولا در یافت کنندگان خدمت از طرف فرد حساب می شن و کاهش موفقیت فردی به کم شدن احساس لیاقت در انجام وظایف شخصی و آزمایش منفی از خود در مورد انجام کار تلقی می شه. (عبدی ماسوله و همکاران، ۲۰۰۷، ۶۸؛ طلایی و همکاران، ۲۰۰۶)

گیلمور و دانسون باور دارن که عوامل خارجی مثل درآمد پایین، می تونه زمینه رو واسه فرسودگی شغلی جفت و جور کنن. پس میشه قبول کرد که فرسودگی در کار، یه  مشکل کلی بهداشت عمومی حساب می شودکه می تونه سلامت عمومی فرد رو تحت تاثیر خود بذاره. از عوامل مؤثر در سلامتی میشه به عوامل ژنتیکی و فردی مانند: سن، جنس، شغل و طبقه اجتماعی، عوامل محیطی، روش های زندگی مردم و وسعت و کیفیت سرویس دهی اشاره کرد. (نستیزایی و همکاران، ۲۰۰۸، ۵۲)

دور و بر فرسودگی شغلی در اول کارشناسان بالینی تصور می کردن که نشونه فرسودگی شغلی منحصر به حرفه های امدادی و کمک کنی  مانند مددکاری اجتماعی، روان شناسی بالینی و مشاوره س. اما امروزه مشخص شده که این نشونه یه مشکل بالقوه در تموم مشاغل و حرفه ها هستش. در این حالت، کار اهمیت و معنی خود رو واسه فرد از دست میده و فردی که دچار فرسودگی شده، احساس تحلیل رفتگی و خستگی طولانی می کنه، خلق وخوی خشن پیدا کرده، در روابط بین فردی تا اندازه ای بدگمان و بدبین شده و بیشترً حالت منفی بافی داره . در این وضعیت، تحمل و حوصله فرد شدیدا کم شده و عصبانیت، زودرنجی و دردهای جسمی مثل کمردرد، زخم معده وسردردهای تکراری بروز می کنه. (سید جوادین ، شهباز مرادی،۲۰۰۶، ۷۸-۶۳)

فرسودگی شغلی در دنیای امروز گسترش افزون تری یافته ، جوری که حجم بزرگی از تحقیقات به اون اختصاص پیدا کرده.فرسودگی شغلی ، امروزه تموم شئون زندگی رو در بر میگیره.از یه سو موجب افزایش اندازه طلاق ،ترک شغل ، بیماریای جسمی ، مشکلات روانی ، ناخشنودگی از زندگی و اعتیاد و از طرف دیگه موجب کاهش نیروی تولید کننده کار ،کاهش انگیزه و بهره وری نیروی انسانی و در آخر ضرر به اقتصاد ، تولید و رفاه کشور می شه.اینجور پدیده ای جامعه رو در همه ابعاد با خطرات بسیار زیاد ای مواجه می کنه.

نتیجه اینکه پژوهشای انجام شده ، عوامل زیادی رو در بروز فرسودگی شغلی مؤثر دونسته ان :

کار دائمی و زیاد که فرد در اون احساس کمبود وقت کنه ، تغییرات تکراری در انتظارات و درخواستای شغلی که بیشتر به دلیل تغییرات سریع تکنولوژی پیش میاد و فرد توانایی برابری با در خواستای جدید رو ندارد۰تعارض نقش یعنی شرایطی که انتظارات و در خواستای نابجا از طرف بقیه از شاغل هست.ابهام نقش یعنی شرایطی که انتظارات از فرد در محیط کار روشن و تعریف شده نیس.کمبود نظام حمایتی از شاغل و از دست دادن پاداشای مناسب از جمله عوامل مربوط به کار و محیط کاره که همه فشارزا هستن. (نستیزایی و همکاران، ۲۰۰۸، ۵۴)

فرسودگی شغلی منتهی به افت کیفیت سرویس دهی می شه. فرسودگی شغلی در درازمدت منتهی به دست کشیدن از کار، غیبت، روحیه پایین، تحریک پذیری، درموندگی، عزت نفس پایین، افزایش اضطراب می شه. اگه به علایم فرسودگی شغلی توجه نشه و درمانی واسه اون انجام نشه هم فرد و هم سازمانی که فرد در اون کار  میکنه تحت تاثیر اون قرار میگیره. (رسولی، ۱۳۹۱،۱۳۴)

غیبت از کار، تمایل واسه ترک کار و جابه جایی از جمله یافته های درازمدت فرسودگی شغلی در درازمدته. بعضی از کارکنان هم که در محیط باقی می مانند، باعث بروز مشکلات دیگری مثل کاهش بهره وری و تاثیر، نبود رضایت شغلی و کاهش تعهد نسبت به کار و سازمان می شن. هم اینکه افراد گرفتار به فرسودگی شغلی ممکنه بر همکاران خود هم تاثیر منفی داشته باشن چون که ممکنه ایجاد اختلاف کرده و یا وظایف مربوط به خود رو بدرستی انجام ندن. (مسلچ و همکاران، ۲۰۰۱)

در قرن حاضر استرس شغلی و به دنبال اون فرسودگی شغلی در نتیجه کاهش بهره وری بخش کلی ای از زندگی افراد رو در ابعاد جور واجور تحت تاثیر قرار داده. (رسولی،۱۳۹۱، ۱۳۴)

 

۲-۲-۳- تعریف فرسودگی شغلی

هر کدوم از محققان از لحاظ خود به فرسودگی شغلی نگاه می کنن و تعریفی از اون ارائه میدن. اینجا به چتد تعریف از فرسودگی شغلی اشاره می شه.

جدول ۲-۱: تعریف فرسودگی شغلی از دیدگاه محققان جور واجور

 

محققسالتعریف
فرویدنبرگر۱۹۷۵فرویدنبرگر فرسودگی شغلی رو یه حالت خستگی بیش از اندازه که از کار سخت و بدون انگیزه و بدون علاقه ناشی می شه تعریف کرده.
مسلچ و جکسون۱۹۸۲“مسلچ” و “جکسون” در سال تعریفی کامل از فرسودگی شغلی ارائه کردن؛ این دو پژوهشگر فرسودگی شغلی رو سندرمی روان شناختی می دونن که ترکیبی از سه مؤلفه تحلیل عاطفی، مسخ شخصیت و کاهش موفقیت فردیه که در میان آدمایی که با مردم کار می کنن به میزانای متفاوت اتفاق میفته. (هاکانن و همکاران، ۲۰۰۶)
دیک۱۹۹۲فرسودگی شغلی یعنی خستگی شدید و احساس مورد سوءاستفاده قرار گرفتن شخص، که این نوع خستگی با استراحت و به کار گیری مرخصی هم برطرف نمی شه.(دیک،۱۹۹۲)
شوفلی ، گریگلاس۲۰۰۱عادی ترین تعریفی که از فرسودگی شغلی ارائه شده یعنی خستگی جسمی، روحی و ذهنی که به وجود اومده توسط کار بلندمدت در شرایط روحی غیر قابل تحمل هستش. (شوفلی ، گریگلاس،۲۰۰۱)
فابر۲۰۰۳فرسودگی شغلی، حالتی از خستگی جسمی، عاطفی و روحیه که در نتیجه روبرو شدن مستقیم و درازمدت با مردم در شرایطی که از دید عاطفی طاقت و تاب و تحمل زیادی لازم داره ایجاد می شه. (فاربر، ۲۰۰۳)
هالبرگ۲۰۰۵هالبرگ این پدیده رو سندرم تحلیل جسمی و روانی نامیده س. (هالبرگ،۲۰۰۵)

 

 

۲-۲-۴ – رویکردهای جور واجور نسبت به فرسودگی شغلی

رویکردهای متفاوت نسبت به فرسودگی شغلی به قرار ذیله:

۲-۲-۴ ۱- راه و روش بالینی

فروید(۱۹۷۵) عقیده داره گروهی از کارکنان بیشتر احتمال فرسودگی شغلی دارن. این گروه شامل افراد زیر هستن:

الف .کارکنان فداکار و معتقد به سازمان: آدمایی که همیشه درصدد کمک به بقیه هستن و براشون اهمیتی نداره که مراجعه کننده چه ویژگیایی داره .کارکنان معتقد سازمان، از یه طرف نیرویی از درونشون اونا رو واسه کارکرد بهتر تحریک کرده ،و از طرف دیگه، مراجعین اونا رو تحت فشار قرار  میدن. اگر این عوامل فشارآور با عوامل فشارزای سازمانی همراه شه، فرد معتقد به سازمان به طرف فرسودگی شغلی رانده  می شه .

ب.افراد سلطه طلب: این گروه از افراد نیاز به کنترل بقیه دارن. قدرت طلبی این افراد اثرات منفی بر سازمان گذاشته و منتهی به نگاه منفی، بدبینی و نفرت افراد سازمان می شه. این دسته آدما که در تموم امور سازمان اعمال کنترل و دخالت  میکنن ، بهتدریج دچار فرسودگی شغلی می شن .

ج.آدمایی که سازمان رو جانشین زندگی اجتماعی می کنن: کارکنانی که تعهد زیادتر از اندازه به کار دارن و مدت طولانی در سازمان کار  میکنن. تعهد زیادتر از اندازه این کارکنان، خطری جدی تلقی می شه و نشون دهنده این مسئله س که ،کارمند زندگی خارج از کار رو رها کرده و زندگی بیرون از سازمان براش خوب نیس. این دسته از افراد بیشتر از بقیه زمینه ای واسه تجربه فرسودگی دارن .

د.مدیران: گروه دیگری از کارکنان که استعداد بیشتری واسه دچار شدن به فرسودگی دارن، مدیرانی هستن که زیادتر از اندازه کار می کنن. این دسته از مدیران وقتی که شروع به کار در سازمانی می کنن، دارای نیرویی بسیار واسه فعال نگاه داشتن و تحتِ کنترل و نظارت در آوردن امور سازمان هستن. ولی اگه سیستم ایمنی به موقع پیش بینی نشه، کم کم مدیران احساس می کنن که مشکلات چاره ناپذیرن. پس، احساس تنهایی کرده و مانع پیشرفت بقیه کارکنان سازمان می شن .کار زیادتر از اندازه مدیران، منتهی به خستگی روحی و جسمی شده و این اولین قدم دچار شدن به فرسودگیه. .(رضایی آدریانی و همکاران، ۱۳۹۰، ۶۶)

 

۲-۲-۴  ۲- راه و روش روان شناختی  اجتماعی

مسلش و همکاران اولین پرسشنامه فرسودگی شغلی رو ساختن و به رابطه بین فردی توجه بیشتری مبذول داشتن. در محیط کتابخونه هم، رابطه بین مراجعه کننده و کتابدار از عوامل بین فردیه که در ایجاد فرسودگی کتابداران نقش داره. مسلش و همکارانش تلاش کردن شرایطی رو که منتهی به فرسودگی شغلی  می شه، روشن کنن. تحقیقات اونا به این نتیجه رسید که فرسودگی شغلی یه سندرم روان شناختیه و از سه بعد خستگی عاطفی، مسخ شخصیت، و کاهش کارکرد شخصی تشکیل شده. این ابعاد از نظر مفهومی جدا و جدا از یکدیگرند، ولی به صورت تجربی به هم ربط دارن .

خستگی عاطفی، احساس تخلیه روحی و احساس زیر فشار قرار گرفتن و از بین رفتن منابع هیجانی در فرده. مسخ شخصیت، جواب منفی خالی از احساس، توأم با بی توجهی بیش از اندازه و سنگ دلانه به اشخاصیه که معمولاً دریافت کنندگان خدمت از طرف فرد هستن، و به برداشت منفی فرد از مراجعین اشاره داره .کاهش کارکرد شخصی ،کم شدن احساس لیاقت در انجام وظیفه شخصیه، و یه آزمایش منفی از خود در مورد انجام کار به حساب  میره. .(رضایی آدریانی و همکاران، ۱۳۹۰، ۶۷)