پایان نامه با کلید واژگان فناوری اطلاعات، اجرایی تولید، مدیریت هزینه

ا میکند[7].
تولید هولونی
واژه هولون ریشه در واژه یونانی هولوس به معنی تمام دارد. هولونها در تولید دارای دو ویژگی مهم هستند، خودمختار بودن و ماهیت مشارکتی آنها. هولونها در نواحی که خود در آن حضور دارند با هم ارتباط دارند ضمن اینکه خصوصیت مشارکتی بودن آنها بین نواحی نیز نمود پیدا میکند. در ادامه معماریهای مبتنی بر این تولید آمده است[8].

شکل2.4تولید هولونی ]8[
سیستمهای چندعاملی
سیستمهای چندعاملی متشکل از عاملها و محیطشان است. معمولاً، سیستمهای چندعاملی بر عاملهای نرمافزاری تمرکز دارد، هرچند این عاملها میتوانند سختافزاری نیز باشند. محیط عامل میتواند دارای ویژگیهایی نظیر در دسترسبودن، پویایی، قطعیت، اپیزودیک بودن و … را داشتهباشد. مهمترین ویژگی سیستمهای چندعاملی، خودمختاری، دید محلی، و غیر متمرکز بودن آنها است. در ادامه نیز چندین معماری مبتنی بر سیستمهای چندعاملی مطرح شدهاست[9].
2.3.2فناوری اطلاعات و تولید توزیعشده
نقش ابزارهای فناوری اطلاعات در شکلدهی به مفاهیم تولید توزیعشده، نقشی غیرقابل چشمپوشی است. این ابزارها باایجاد محیطهای کاری مرکب از مجازی و واقعی و مشارکتی15 و خلق مفاهیمی نظیر 16P&P ، بستر تولیدرا با مزایا و نوآوریهای بسیار روبرو ساختهاست.
تولید توزیعشده در بسترفناوری اطلاعات، همواره با سبکهای به کارگیری متفاوتی همراه بودهاست. که عبارتند از :
• سبک موازی: این سبک سبب میشود تا زمان اجرای کوتاهتری را با اجرای چندین مرحله به صورت موازی و یا با همپوشانی به دست آوریم. این کارمستلزم بهروزرسانیهای بلادرنگ و مبتنی بر رخداد است.
• سبک حتمی: این سبک ترکیب مناسبی از تمامی شبکهها و زنجیره تامین را از بخشهای کوچکتر فراهم میآوردکه تقریباً به صورت مجزا مدیریت میشوند.
• سبک رفتاری: شبکههای ترکیبشدهای را به صورت پویا فراهم میآورد که ازلحاظ دادههای مبتنی بررویداد و منطق وتمامی تعاملات به یکدیگر وابستهاند.
• سبک تکراری: این سبک براین حقیقت تاکید دارد که ماهیت این ساختارها دائماً در حال تکامل است و نتایج تکرار در تغییرات بایستی در طول مراحل ساختاری منتشر شود.
• سبک کپسولهسازی: این سبک این امکان را فراهم میآورد تا بتوان شبکهها و فرآیندهایی را ایجاد کرد که عناصررابا هم ترکیب میکند تا موجودیتهای اتمی به وجود آورد تا دادههای تولید را بر حسب نیاز بایکدیگر تبادل کنند[4].
مفهوم شبکهای بودن در تولید جایگزین مدیریت سلسلهمراتبی شدهاست که بدون شک مزایای رقابتی بسیای را به همراه خواهد آورد و به طبع آن دیگر رویکردهای کنترل فعلی کارآمد نخواهد بود که این موضوع یکی از مهمترین چالشهای سیستمهای تولید توزیعشده است.ضن آنکه زمانبندی تولید به صورت پویا، قابلیت کار متقابل عناصر و تامین یکپارچگی بهینه سایر مشکلات پیش روی این رویکرد هستند[4].
2.3.3 توسعه محصول همروند
طبق اصطلاح قدیمی که همواره حق با مشتری است، این اصطلاح، در دنیای امروز و در شرایطی که مشتریها به جای خرید آنچه تولید کننده میسازد، خودشان هستند که تصمیم میگیرند تولید کننده چه چیزی برای آنها تولید کند نیز صادق است. درک ویژگیهای چنین تولیدی سبب میشود تا مدیریت تولید جدید و موثری داشته باشیم. فاکتورهای موفقیت در تولید در چنین شرایطی به دو گروه تقسیم میشود:
• ویژگیهای فرآیند: فاکتورهایی که ماهیت فرآیندهای تولید جدید را ضبط میکنند. معمولاً فاکتورهایی هستند که قابل کنترلند( انجام دادن درست پروژه)
• ویژگیهای انتخابی: فاکتورهایی که پروژههای جدید محصولات و شرایط آنها را شرح میدهد و خارج از کنترل رهبر پروژه و تیم است( انتخاب پروژه درست)[10]

با وجود چنین فاکتورهایی تولید در سازمانهای گسترده مبتنی بر 5 رویکرد است:
• استراتژی تولید: هدف استراتژی تولید سازمانهای توسعه یافته این است که همه محصولات را به نحوی به هدف اصلی خود برساند و به دنبال جستجو برای محصول جدید باشد و اصولاً بر چهار تابع طراحی جامع- تکنولوژی محور، بازار محور، مبتنی بر پندار و کاربر محور- استوار است[11].
• برنامهریزی تولید پیشرفته: توسعه محصول شتابزده برای سازمانهای توسعه یافته بسیار مهم بوده، چرا که نیازمند این هستند که همواره پیشرو باشند، پیشرو بودن بدین معنی است که محصول جدید و یا نسل جدیدی از تولید داشته باشد. مهمترین ویژگی پیشرو بودن این است که تحمل زیادی در برابر ریسک داشته باشد و چرخه حیات کوتاهی داشته باشد. هفت ویژگی چنین کسبوکارهایی عبارتست از: فرآیند تعریف محصول بازارگرا، تیمهای پروژه چندعملکردی، برنامهریزی پیشتوسعه یافته، فازهای توسعه که با هم همپوشانی دارند، تمرکز برویژگیهای کلیدی، توسعه محصول افزایشی بر اساس استفاده مجدد و حافظه سازمانی در دسترس. توسعه محصول در سازمانهای توسعهیافته، بایستی همواره با تولید خانوادهای از محصولات باشد و هستهای تحت عنوان پلتفرم شکل میگیرد که شامل معماری مشترک تمامی خانواده است[12].
• مدیریت هزینههای تولید: مهمترین گام در مدیریت هزینههای فرآیند این است که دریابیم چگونه سه فاکتور تکنولوژی، تولید و سیستم را همراستا قرار داده تا بتوان کاهش چشمگیری در هزینهها ایجاد کرد[13].
• تحلیل بازار: این رویکرد شامل فعالیتهای موقعیتیابی محصول است.
• هماهنگ کردن فعالیتها: این کار باعث یکپارچه شدن قابلیتهای خاص در محیط توزیعشده است.
فناوری اطلاعات، توسعه
محصول را از جهات مختلف پشتیبانی کرده است و ابزارهای مختلفی برای وظایف مختلف پیشنهاد کردهاست.
• ابزارهایی که اجرای وظایف محصول جدید را پشتیبانی میکنند.
• ابزارهایی که طراحی و کنترل فرآیند را پشتیبانی میکنند.
• ابزارهایی که همکاری بین بازیگران را پشتیبانی میکنند.
• ابزارهایی که مدیریت اطلاعات را پشتیبانی میکنند.
تکامل مشارکتی 17
سوالی که در ابتدا مطرح میشود این است که چه تفاوتی در مفهوم شبکههای صنعتی و تولید توزیعشده وجود دارد. در شبکههای صنعتی، مهمترین مشکل موضوع همکاری است ولی تولید توزیعشده که منشا آن فناوری اطلاعات است چگونه است؟
موضوع همکاری، همانطور که در شبکههای صنعتی مطرح بود در تولید توزیعشده نیز بهعنوان یک موضوع مهم مطرح میشود ونیاز به بسط بر اساس مفاهیم فعلی دارد تا بتوان به یک تئوری پایه رسید. مبنای این تئوری پایه بایستی عبور از سیستم سلسله مراتبی و کنترل مستقیم منابع به سمت مفهوم شبکههایی با موجودیتهای اتصال سست 18باشد.
در تولید توزیع شده مفهومی تحت عنوان تکامل مشارکتی مطرح میشود. این موضوع پیش از این در مفاهیم زیستشناسی مطرح شده و مدلهای آن برای تولید توزیعشده نیز کاربردی است و به معنای همکاری دوطرفه بین دو جفت است که به یکدیگر وابسته هستند، برای رسیدن به هدفی جامعتر. میتوان این مفهوم را برای عاملهای خودمختار در تولید که دوبهدو به هم وابستهاند نیز بسط داد[4].
2.3.4 انعطافپذیری و قابلیت پیکربندی مجدد با استفاده از سیستمهای توزیعشده خودمختار
تغییر سریع مرزهای سیستمهای تولید صنعتی، این نیاز را به بار آورده است تا طبق شرایط مختلف، رفتار انعطافپذیری صورت گیرد. برای امکان پذیر ساختن این انعطافپذیری پیشرفته، سیستمهای کنترل تولید، بایستی در این شرایط خود را تغییر دهند.
برای انعطافپذیری مطلوب، تکنولوژیها و معماریهای جدید در تمامی سطوح کنترل مورد نیاز است. تکنولوژیهای مختلفی برای رسیدن به این هدف مطرح شدند ولی اکثر آنها به خوبی با یکدیگر سازگار نیستند. برای رفع این چالش از معماریهای جامع شیگرا، سرویسگرا و عاملگرا استفاده میشود.
معماری شیگرا چشم انداز بسیار قوی است که نه تنها بر طراحی نرمافزار تمرکز دارد بلکه میتواند بسیار سریع در حوزههای دیگر نظیر سیستم کنترلی و پیادهسازی آن به کار رود. چنانچه میتوان آثار این چشمانداز را در دو معماری بعدی نیز مشاهده کرد. مهمترین ویژگی معماری شیگرا تعریف اشیا و مشخصههای دادههای اشیا و واسطهای پرکاربرد و تعریف وابستگیهای مختلف در بین اشیا است. لذا معماری شیگرا دارای ساختاری است که میتواند اهداف تولید توزیعشده را برای انعطافپذیری تحت پوشش قرار دهد[15].
معماریدیگر معماری عاملگرا است که مهمترین عنصر آن عامل است. با وجود تعاریف مختلف برای واژه عامل19، عاملها موجودیتهایی هستند که به صورت مستقل از هم عمل میکنند و شامل مدل محیطی خاص خود و اهداف داخلی هستند و توانایی این را دارند که به صورت هدفمند با شرایط محیطی ارائه شده عمل کند.
در سیستمهای کنترل تولید، معمولاً سیستمهای چندعاملی برای این به کار میروند تا فرآیند تصمیمگیری کنترلی را در بین موجودیتهای خودمختار اما شریک با هم توزیع کند. مهمترین مزیت معماری عاملگرا در کنترل ، امکان ایجاد کپسولهسازی مناسب از بخشهای فرآیندتصمیمگیری کنترل است[17].
معماری بعدی، معماری سرویسگرا است که ایده آن از سال 1996 مطرح شد، معماری سرویسگرا تحت عنوان چشماندازی رفتاریساختاری تعریف میشود که کاراییهای سیستم را با استفاده از کاراییهای محل و موجودیت توزیعشده بالا میبرد. مهمترین ویژگی معماری سرویسگرا، به صورت سرویساست که برای هر موجودیت و قوانینی که آنها به کار میبرند تعریفشده است. سرویسهای موردنظر بایستی توسط شبکهای از موجودیتها در دسترس باشد و از واسطهای استاندارد استفاده کنند . بنا بر این لازم نیست دانشجزئیشده در مورد رفتار داخلی سرویسها به کاربران آموخته شود.
استفاده از معماری سرویسگرا برای کنترل یک سیستم در سالهای اخیر بسیار پرکاربرد شدهاست. مثالهایی برای این برنامهکاربردی، سیستمهای مبتنی بر وبسرویس برای پیکربندی وسایل و یا تعامل مبتنی بر وبسرویسهای سازمانها است[16].
همانطور که قبلاً اشاره شد، سیستمهای کنترلی تولیدکه در حال حاضر استفاده میشود، به اندازه کافی ساختار کارآمد و رفتار مناسب و قابلیت استفاده بهینه و یکپارچگی را در رویههایشان ندارند لذا تعدادی از اهدافی که بایستی تامین شود، با نیمنگاهی به فناوری در ادامه عنوان شده است[14].
• تولید بصری: هدفش تامین واسط کنترلی مناسب با بهرهگیری از فناوری و خلق تصویری بزرگ از رویدادها و دادههای مختلف تولید است.
• تولید مشارکتی: به کارگیری فناوری در لایههای پایین تولید تمرکز دارد.
• تولید واقعی: بر تعریف سیستمهای اجرایی تولید در محیط واقعی و ارائه راهحل جامع اشاره دارد.
• تولید باز: تمرکز تولید توزیعشده بر رویکرد منبع باز میباشد.
• تولید مبتنی بر رویداد: توسعه یک سرویس واسط برای رویدادها که امکان ثبت رویدادها، توسط تولیدکنندگان رویدادها و مصرفکنندگان رویدادها است را فراهم میآورد. در اینجا معماری سرویسگرا میتواند راهحل مناسبی باشد.

شکل2.5 چالشهای تولید توزیع شده] 4[
2.4 سیستمهای اجرایی تولید توزیع شده
با روبروشدن با نیازهای روز افزون برای انعطافپذیری و ساز
گاری سیستمهای تولید، غیرمتمرکزسازی کنترلهای اجرایی تولید اهمیت بسیاری پیدا کردهاست. از این رو در سالهای اخیر تحقیقات بسیار و فعالیتهای توسعهای بسیاری برای حل این مشکل انجامشده است. یکی از بهترین نتایج این فعالیتها مجموعهای از الگوهای طراحی است که شامل شرح موجودیتهای اصلی و شمای تعاملی بین آنها است. در ادامه برخی از این الگوها شرح داده شده است و نمونههای آن در سه رویکرد 20PROSA، متامورف و21 PABADIS نشان داده شده است.
سیستمهای کنترلی متعارف امروزی با چالشهای زیر برای روبرو شدن با سیستمهای تولید مدرن روبهرو هستند.
• سفارشات غیرقابل پیشبینی: مشتریان و سفارشات تولید دائماً تغییر میکنند، معمولاً زمانیکه تولید آغاز شدهاست.
• کارگاهپویا: پیکربندی منابع در سطح کارگاه در طول تولید تغییر میکند، چیزی که طراحی اجرای سفارشات را دشوار میسازد.
• پیچیدگی کارگاه و سفارشات: سیستمهای تولید مدرن با پیچیدگی روزافزون و نیازمندیهای انعطافپذیر سفارشات تولید و همچنین تغییر در پیکربندی کارگاه روبرو هستند.

به علت ماهیت سلسلهمراتبی سیستمهای متمرکز که به شدت ایستا بوده و به سختی خود را با این

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *