پایان نامه رشته حقوق : مقرون به آزار یا تهدید

مشمول مادّه ی652 دانست. چه ظاهراً نظر قانونگذار این است که آزار یا تهدید، در صورتی علل مشدّد است که برای موفقیّت در سرقت و به همان مقصود انجام گرفته باشد. مطابق یکی از نظریّات مشورتی اداره ی حقوقی وزارت دادگستری به تاریخ 3/12/1353، :«سرقت مقرون به آزار در صورتی تحقّق پیدا می کند که آزار به قصد ارتکاب سرقت یا تسهیل وقوع آن و مقارن سرقت واقع شود و در پرونده ی خاصّ، تشخیص اینکه سرقت مقرون به آزار است یا نه، امری موضوعی و به عهده ی قاضی متصدّی پرونده است و در مورد سرقت مسلّحانه اگر سرقت مقرون به شرایط مذکور در مادّه ی 222 قانون مجازات عمومی باشد، از مصادیق سرقت مقرون به آزار خارج است.»
حال باید دید اگر سارق حین سرقت کسی را بکشد، مرتکب سرقت مقرون به آزار و تهدید شده است، یا اینکه دو جرم جداگانه؟ یعنی سرقت و قتل انجام داده است. در صورتی که قبول کنیم دو جرم انجام یافته، آیا سرقت مقرون به آزار است یا ساده؟ در اینکه سارق مرتکب دو جرم سرقت و قتل شده است، اشکالی به نظر نمی رسد، ولی بعضی معتقدند که پس از تفکیک و جدا کردن قتل از سرقت، باقیمانده، سرقت ساده خواهد بود. عدّه ای دیگر این نظر را نپذیرفته، معتقدند سارق مرتکب قتل و سرقت مقرون به آزار گردیده است. شعب دیوان عالی کشور در این باره، آراء متفاوتی صادر کرده اند: به موجب رأی شماره ی 3076 مورخ 28/9/1319 شعبه ی چهارم دیوان عالی کشور، «وقتی اقدام به قتل، به منظور دزدیدن مال منقول باشد، چنین سرقتی از مصادیق مسلّم مادّه ی 223 قانون کیفر خواهد بود.» طبق رأی شماره ی 1589 مورخ 1/5/1328 شعبه ی دوّم دیوان عالی کشور، «اگر سارق در حین سرقت، صاحبخانه یا مدافع مالی را بکشد، به این عمل قتل و سرقت مقرون به آزار اطلاق نمی شود، برای اینکه قتل یک جرم بیش نیست و وقتی مجازات این عمل فی نفسه، تعیین شد، دیگر سرقت مقرون به آزار تلقّی نمی شود و بلکه سرقت ساده محسوب است و چنین شخصی مجازات قتل و سرقت غیر مقرون به آزار را خواهد داشت.» در برابر نظریّه ی فوق، نظریّه ی دیگری به شماره ی 29/11/1317، وجود دارد که شعبه ی هفتم دیوان عالی کشور، می گوید: «قتل، حدّاکثر آزار، محسوب است و اگر سارق در حین سرقت، کسی را بکشد، مرتکب دو بزه جداگانه ی قتل و سرقت مقرون به آزار شده است و عملش را با مادّه ی 170 و 223 و مادّه ی 2 الحاقی، منطبق است.» در این باره هیأت عمومی دیوان عالی کشور، بر اساس رأی اصراری، اظهار نظر کرده است که جریان، ذیلاً ذکر می شود:
مردی به اتّهام ارتکاب قتل عمدی و سرقت اموال مقتول، تحت تعقیب دادسرای قوچان واقع شده و دادگاه جنایی استان نهم، به هر دو فقره اتّهام، رسیدگی و متّهم را از حیث شرکت در قتل به استناد مادّه ی 170 مکرّر قانون مجازات عمومی، به ده سال حبس با اعمال شاقّه و از جهت اینکه قتل به منظور سرقت بوده، سرقت را مقرون به آزار، تشخیص داده و طبق قسمت اخیر مادّه ی 223 قانون مذکور، متّهم را به پانزده سال حبس با اعمال شاقّه با قید اجرای کیفر اشدّ، محکوم کرده است. شعبه ی نهم دیوان عالی کشور، در اثر فرجام خواهی محکوم، رسیدگی کرده و به عنوان اینکه سرقت بعد از فراغ از جرم قتل و مقرون به تهدید و آزار نبوده، رأی دادگاه جنایی را نقض کرده و رسیدگی به شعبه ی دو دادگاه جنایی تهران، محوّل شده است. شعبه ی دوّم دادگاه جنایی، ارتکاب هر دو فقره جرم را از ناحیه ی متّهم، ثابت دانسته و او را از جهت شرکت در قتل، طبق مادّه ی 170 مکرّر با رعایت مادّه ی 2 الحاقی، به ده سال حبس با اعمال شاقّه و از حیث سرقت، از نظر اینکه قتل، به منظور سرقت اموال مقتول، انجام شده، سرقت را مقرون به آزار تشخیص داده و به استناد مادّه ی 223 قانون کیفر عمومی، متّهم را به پانزده سال حبس با اعمال شاقّه و قید اجرای کیفر اشدّ، محکوم کرده است. محکوم علیه تقاضای رسیدگی فرجام خواهی کرده و موضوع به نحوی که بیان شد، در هیأت عمومی مطرح می شود و هیأت مزبور در رأی شماره ی 3838 مورّخ 10/10/1335، چنین اظهار نظر می کند: «به طوری که در حکم فرجام خواسته، توضیح شده، قتل به منظور سرقت بوده و پس از وقوع قتل، اموال مقتول، ربوده شده، بنابراین استدلال شعبه ی نهم دیوان عالی کشور که سرقت پس از فراغ از قتل بوده و مقرون به آزار نبوده است صحیح نیست و حکم فرجام خواسته، به جهاتی که در آن شرح داده شده است، موافق اصول و مقرّرات قانونی بوده، ابرام می شود.»بدین ترتیب ملاحظه می شود که رویه ی قضایی کشور ما، بر این نظر بوده است که اگر در ضمن سرقت، قتلی اتّفاق بیفتد، بزهکار باید از لحاظ قتل و از جهت سرقت مقرون به آزار و تهدید، محکوم شود.
ب: سرقت مقرون به تهدید
«تهدید»، کلمه ای عربی و مصدر از باب تفعیل است که در لغت به معانی «ترسانیدن، بیم دادن و بیم عقوبت دادن»، به کار رفته استو به معانی «عِقاب و زَجر دادن» نیز استعمال شده است؛ خواه به صورت کتبی باشد، خواه شفاهی. در اصطلاح نیز مقصود از تهدید، عبارت از «هر نوع اعمال زور و قدرت برای ترسانیدن متصرّف مال یا شخص و اشخاص دیگر حاضر در صحنه‌ی جرم در حین سرقت» است. مثل اینکه سارق، پس از حضور در صحنه ی جرم، صاحبخانه را با سلاح کمری تهدید کند که اگر قصد خروج از صحنه و طلب کمک از دیگران داشته باشد، او را هدف قرار خواهد داد، یا اینکه به طرف بگوید که اگر فلان سند را امضاء نکند، او را به قتل خواهد رساند. یا اینکه یکی از فرزندان او را که فعلاً در اختیار دارد، خواهد کشت و امثال آن.
در مورد اَعمال تهدیدآمیز، باید خصوصیّات طرف و اوضاع و احوال واقعه از هر جهت، در نظر گرفته شود. بدیهی است صرف داشتن خوف از سارق، بدون اینکه از طرف وی عملاً تهدیدی شده باشد، سرقت مقرون به تهدید، تلقّی نخواهد شد.
در مادّه ی 223 قانون مجازات عمومی 1304، تهدید با عنوان یک کیفیّت مشدّده ی خاصّ در کنار آزار، مورد توجّه و اشاره ی قانونگذار وقت، قرار گرفته بود. لیکن در قانون مجازات اسلامی 1375، معلوم نیست قانونگذار به چه دلیل و با چه انگیزه ای تهدید را حذف کرده و در مادّه ی 652 فعلی، فقط سرقت مقرون به آزار، تصریح شده است. این در حالی است که در مادّه ی 651 قانون اخیر، (جایگزین مادّه ی 222 قبلی) که سرقت مقرون به تمام پنج شرط مشدّد را بیان کرده، مطابق بند 5 به عنوان یکی از شرایط لازمه ی تشدید مجازات سارق یا سارقین و آزار یا تهدید کسی در ضمن سرقت اشاره کرده است. از روال کار و متن پیش نویس مادّه ی مورد بحث، این طور به نظر می رسد که حذف کیفیّت مشدّد تهدید، در ماده ی 652، مبنی بر مسامحه بوده است. در مادّه ی 141 پیش نویس لایحه ی مجازات اسلامی (بخش تعزیرات)، آمده بود: «هر گاه سرقت مقرون به آزار یا تهدید باشد، در صورتی که مرتکب در حکم محارب نباشد، به حبس از سه تا ده سال و شلّاق تا هفتاد و چهار ضربه محکوم می شود و اگر جرحی نیز واقع شده است، علاوه بر مجازات جرم، به حدّاکثر مجازات مذکور در این مادّه محکوم می شود.»
صرف نظر از حذف واژه ی تهدید، از مادّه ی 652 قانون مجازات فعلی (مصوّب 1375)، می توان تهدید را نوعی آزار معنوی محسوب نمود. در هر حال، با توجه به قوانین گذشته و اینکه در بند 5 مادّه ی 651 قانون فعلی نیز، به تهدید به عنوان یکی از کیفیّات مشدّده جهت تشدید مجازات سارق اشاره شده است، به علاوه نظر به اینکه سرقت مقرون به تهدید نیز همانند سرقت مقرون به آزار، موجب ترس و وحشت و تشویش قربانی می شود و در واقع نوعی آزار معنوی تلقی شده و تقریباً غیر ممکن است که شخصی بتواند از خود، پیشاپیش در مقابل سارقین که تهدید به خشونت می کنند، محافظت نمایند، لذا تهدید نیز علی رغم عدم تصریح مقنن در مادّه ی 652، مورد اشاره و بررسی قرار گرفت.

ج: سرقت توأم با ایراد جرح
در قسمت اخیر مادّه ی 652 قانون مجازات اسلامی، کیفیّت مشدّد خاصّی نیز مورد حکم واقع شده است. مطابق این مادّه، در صورتی که سارق، در موقع سرقت مقرون به آزار یا تهدید یا به عبارتی در ضمن آزار قربانی، جرحی نیز به وی وارد کرده باشد، مثلاً سارق صاحب یا متصّرف مال یا پسر ایشان را مجروح کند، در این صورت، مجازات چنین سارقی که آشکارا به مقابله با قربانی برخاسته و جرم خود را علی رغم مخالفت قربانی، مرتکب شده است، علاوه بر مجازات جرح، حدّاکثر مجازات مقرّر قانونی خواهد بود.
یعنی، مطابق این مادّه ایراد جرح، موجب مجازات اَشدّ دانسته شده ست. به نظر می رسد منظور از جرح در این مادّه، شامل هر نوع جراحتی اعم از سطحی یا عمیق، باشد. بنابراین ایراد ضرب و جرح، به یک تعبیر آزار محسوب است. البتّه، به نظر می رسد که منظور از ایراد جرح، غیر از ایراد ضرب یا ارتکاب قتل است؛ چرا که در مورد ضرب، عنوان آزار پیدا می کند و در مورد قتل نیز، باید قصاص یا دیه اعمال شود.
بند سوّم: مسلّح بودن سارق
در مورد شرط مسلّحانه بودن سارق، بایستی گفت که سلاح مورد استفاده ی سارق اعمّ است از سلاح سرد؛ (مثل چاقوی ضامن دار) یا گرم؛ (مثل تپانچه) و نیز سلاح پرُ یا خالی.
در صورتی که سارق مسلّح باشد، فقط همان سارقِ مسلّح مشمول تشدید کیفر است و این موقعیّت، تأثیری در معاون سرقت مزبور ندارد؛ زیرا مادّه ی 652 قانون مجازات اسلامی، کیفیّت مشدّده ی شخصی را با عنوان «سارق مسلّح باشد»، مورد نظر قرار داده است و نه «سرقت مسلّحانه» را که موجب تشدید کیفر کلیّه ی مداخله کنندگان اعم از شرکاء و معاونین در سرقت مسلّحانه شده و کیفیّت مشدّده ی نوعی و موضوعی را تشکیل می دهد. مع هذا، مفاد مادّه ی 652 قانون مجازات اسلامی در جزء اوّل خود، «سرقت مقرون به آزار» را مورد توجّه قرار داده است؛ به طوری که ایراد صدمه توسط یکی از سارقین را موجب تشدید مجازات کلیّه ی مداخله کنندگان در سرقت دانسته است.
نکته‌ی دیگری که ذکر آن خالی از فایده نمی‌باشد این است که هر چند برای تحقّق جرم موضوع مادّه‌ی 654 قانون مجازات اسلامی، حتماً باید سلاح سارق یک سلاح واقعی باشد، لیکن آزار یا تهدید مورد نظر قانونگذار در جرم موضوع مادّه‌ی 652 قانون مذکور می‌تواند با استفاده از یک سلاح قلاّبی، علیه صاحب مال صورت گیرد؛ زیرا آنچه مهمّ است آزار یا ایجاد رعب وترس در صاحب مال یا شخص دیگراست و نه نوع وسیله‌ای که باعث ایجاد چنین آزار جسمی یا روحی شده است، در حالیکه در جرم موضوع مادّه ی 654 قانون مورد بحث، مسلّح بودن سارق از اهمیّت برخوردار می باشد، اگر چه در مادّه ی 652 نیز در قسمتی از مادّه، مسلّح بودن سارق می تواند به عنوان تنها شرط مورد نیاز تحقق این جرم، مورد استناد قرار گیرد: «…و یا سارق، مسلّح باشد…»

بند چهارم: مجازات مشدّد جرم

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مطابق مادّه ی 223 قانون مجازات عمومی 1304، مجازات سرقت مقرون به آزار یا تهدید، حبس جنایی درجه ی یک از سه الی پانزده سال، بود و اگر در ضمن سرقت، جراحتی نیز واقع می شد، مرتکب به حدّاکثر مجازات، یعنی پانزده سال محکوم می شد.
به موجب مادّه ی 410 قانون دادرسی و کیفر ارتش، مصوّب سال 1318 و با توجه به بند «الف» آن نیز، سرقت مقرون به آزار یا تهدید در خصوص سارقی که حامل سلاح بود و در غیر راهها و شوارع از قبیل دهات و قرا، قصبات یا شهرها یا توابع آنها مرتکب سرقت می شد، مجازات حبس با کار (حبس جنایی درجه ی یک) از سه تا پانزده سال به دنبال داشت. در حال حاضر مجازات سرقت مقرون به آزار با توجّه به مادّه ی 652 قانون مجازات اسلامی 1375، عبارت از سه ماه تا ده سال حبس و تا هفتاد و چهار ضربه شلّاق است و اگر ضمن سرقت، جرحی نیز واقع شده باشد، علاوه بر مجازات جرح (که حسب مورد، قصاص یا دیه است)، سارق به حدّاکثر مجازات مذکور در مادّه، یعنی ده سال حبس و هفتاد و چهار ضربه شلّاق محکوم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *