نقش مشارکت شهروندان در مدیریت مطلوب شهری نمونه ی مورد مطالعه شهر پل سفید

:
نظام مدیریت شهری مانند دیگر نهادها درتبادل وتعامل با جامعه وشهروندان معنا پیدا می کند.یک بعد مساله تصمیمات؛قوانین وسیاستهای مدیریت شهروبعد دیگر انتظارات وخواسته ها ونهایتا حمایت ومشورت فعالانه شهروندان است.

مشاركت و دخیل كردن مردم در مدیریت شهری ، ضامن موفقیت طرحهای شهری می باشد ، اما مشاركت مردم و دخالت آنان در مراحل و قسمت های مختلف مدیریت شهری درحال حاضر در كشور ما به حداقل اطلاع رسانی محدود می شود. یكی از مهمترین فواید مشاركت شهروندان علاوه بر اطلاع رسانی ، دریافت نظرات و پیشنهادهای آنها در جهت ارتقای مشاركت مردمی از مسائل جدید و تازه ای  در چند سال اخیر توجه بیشتری به آن می شود. مسئولان به این نتیجه رسیده اند كه مدیریت شهر بدون در نظر گرفتن مردم كاری بس دشوار و ناموفق خواهد بود و عدم موفقیت بسیاری از طرح های شهری كه در عدم رضایت شهروندان و استفاده كنندگان از این برنامه ها نمود یافته است، مورد اعتراف همگان است.یكی از مشكلات و ضعف های مدیریت شهری فقدان چهارچوب مشخص به منظور بهره گیری از مشارکت شهروندان است. نگاه برخی مسئولان به مردم نگاه ارباب و رعیتی است، نه نگاه ولی نعمتی که مردم را ولی نعمت خود بدانند و به همین دلیل، در حل مشکلات کارشکنی می کنند. این نوع نگرش به دنبال حذف نهادهایی مانند شوراها و کاهش اختیارات آنها و به تبع کمرنگ شدن نقش مردم است.در حال حاضر تغییراتی در مبانی مدیریت شهری صورت پذیرفته است كه این تغییر سمت و سوی مردمی شدن را به خود گرفته است بر این اساس از اولویت های بالای سیاست های مدیران شهری و مدیریت شهری،ایجاد زمینه هایی برای جلب مشاركت مردمی است.نقش مردم در اداره اجتماعات بشری امری است كه امروزه بر آن تاكید فراوان می شود. حق تعیین سرنوشت مردم به دست خودشان و مشاركت مردمی در تمامی اموری كه مربوط به زندگی جمعی شان می شود، به عنوان حقی طبیعی مورد پذیرش همگانی قرار گرفته است.

1-2-بیان مسئله

موضوع مشاركت مردمی در سا ل های اخیر هم ا ز جنبه نظری و هم از بعد عملی بسیار مورد توجه بوده است. بسیاری از جوامع تلاش می كنند تا به منظور دستیابی به پایداری، اثربخشی سیاست ها و توسعه همه جانبه، حس مشاركت، مشورت و گفت وگو را میان شهروندان تقویت كنند. دیدگاه های متفاوتی در مورد امكانات و محدودیت های این طرز تفكر وجود دارد . نظریه های برنامه ریزی با پیش زمینه حمایت از دموكراسی مشاركتی همواره در تقابل با دیدگاه گروهی قرار دارد كه بر نیمه تاریك برنامه ریزی و تمركز قدرت تأكید می ورزند (Brownill & Carpenter;2007:401)                                                                                   دوتوكویل مشاركت را وجهی ضروری در جو امع شهری می داند و بر این باور است كه سنت مشاركت، جامعه شهری را زنده نگاه می دارد و پیوندهای اجتماعی را محكم تر می سازد. رابرت پاتنام از دیگر مدافعان سرسخت این ایده است كه مشاركت، منجر به مردم سالاری و در نتیجه جامعه ای بهتر می گردد. وی معتقد است كه مشار كت تأثیری غیرمستقیم بر مردم سالاری خواهد داشت، زیرا مردم از طریق مشاركت می آموزند كه چگونه شهروند باشند و به چه شكل با یكدیگر تعامل یا روابط متقابل برقرار كنند . با اینكه هنوز مشخص نیست چه چیز پایه گذار جامعه شهری است و آیا مشاركت به هر شكل و در هر سطحی به ارتقای مردم سالاری و جامعة شهری می انجامد و یا برخی از اشكال آن می تواند مهم تر باشد، ولی مسلم است كه مشاركت درزندگی عمومی یكی از مهم ترین عوامل پایه گذار جوامع شهری شناخته می شود.(Wallace & pichler;2008)

مشارکت به عنوان اساسی ترین عنصر در دستیابی به اهداف توسعه، به ویژه توسعه شهری از اهمیت خاصی برخوردار است. هر چه توده ی مردم جامعه مشارکت بیشتری در امور خود داشته باشند، امکان کسب موفقیت فراهم می شود. اقشار پایین و محروم جامعه از نتایج مشارکت و فواید حاصل از توسعه بهره مند می شوند. مشارکت مردم در هر یک از مراحل و انواع طرح های عمرانی، سبب بهبود شرایط عمومی، توزیع قدرت و بالا رفتن سطح امید به زندگی می شود. همچنین سیستم تصمیم گیری، برنامه ریزی و مدیریت دولتی متمرکز را به سمت مدیریت محلی و از پایین به بالا(توسعه ی مشارکتی)با توجه به نیازها، امکانات، توانمندی ها و اولویت هایشان سوق می دهد.(قاسمی، 1381، 38) زندگی در شهر نظام پیچیده ای دارد و چنین نظام هایی ناگزیر به مدیریت منسجم و عقلایی نیاز دارد . چنانچه مدیریت شهری اصول و قانونمندی منسجم و کارآمدی نداشته باشد بنیان های زندگی شهری را بسرعت مختل می کند و شهر خصوصیت بالندگی خود را از دست می دهد . اگر شهرهای کشوری سامان یافته و منظری متناسب داشته باشند نشان دهندة آن است که دولت و حکومتی مسئول و مردمی بر سر کار است و بر عکس بروز ناهنجاری در سامانه های شهری نشان از ناکارآمدی دولت و حکومت حاکم بر آن کشور است(رهنمایی  و شاه حسینی، 1389،ص 29)نظام مدیریت شهری مانند دیگر نهادها در تبادل وتعامل با جامعه وشهروندان معنا پیدا می کند.یک بعد مساله تصمیمات؛قوانین وسیاستهای مدیریت شهروبعد دیگر انتظارات وخواسته ها ونهایتا حمایت ومشورت فعالانه شهروندان است. واژه مشارکت به معنای درگیری و تجمع برای منظور خاص می باشد. عده ای از صاحبنظران مدیریت مشارکت را درگیری ذهنی ، عاطفی اشخاص درموقعیت های گروهی تعریف کردند که آنان را برمی انگیزد تا برای دستیابی به هدف های گروهی یکدیگر را یاری دهند و درمسئولیت کار شریک شوند.( علوی تبار، 1379، ص15). مشارکت وسیله ای برای رسیدن به اهداف توسعه انسانی و یک ارزش مستقل در توسعه جوامع شهری به حساب می آید . هرگونه اقدامی برای برنامه ریزی و طراحی و مدیریت شهر باید در تناسب و رابطه تنگاتنگ با نیاز و خواسته های مردم شهر صورت گیرد در غیر این صورت تقابل بین طرح ها و خواسته های شهروندان سبب بروز مشکلات و مهمل ماندن طرح ها خواهد شد . (پور محمدی ، محمد رضا ، 1386 ص 27 ) به تجربه ثابت شده است که هرگاه مردم در اجرای فعالیتها و پروژه های برنامه توسعه ،مشارکت داشته باشند اهداف پروژها بیشتر مورد حمایت واقع شده و دسترسی به اهداف آن آسانتر می شود. مشارکت مردم نه تنها بکارگیری نهادها را در اجرای فعالیتها و پروژه ها سهل می نماید . بلکه هزینه ها و خسارت را کاهش داده ونگهداری  و قابل استفاده بودن هر فعالیت و پروژه ای را دردوران بحرانی تضمین می نماید(شهابیان،1389،2). در چند سال اخیر در بیشتر کشورهای توسعه یافته هرگاه در اجرای طرحی مردم در مراحلی از آن مشارکت فعالانه داشته باشند غالباً موفقیت حاصل می شود و اهداف این پروژه بیشتر حمایت شده و زودتر هم به موفقیت می رسد . به همین دلیل مشارکت مردم به عنوان عاملی تأثیر گذار در موفقیت طرح ها به شمار می رود . بنابراین کلید دیگر برای برنامه ریزی موثر و کارآمد شناخت این موضوع است که دخالت دادن مردم برای رسیدن به توافق عمومی لازم است . یعنی این که برنامه ریز باید کمک کند که همه گروه های علاقمند به توافق در مورد ماهیت مسئله و طرح مطلوب برسند . نیاز اول دربیشتر پروژه های برنامه ریزی این است که همه تصمیم گیرندگان ، افرادحرفه ای و غیرحرفه ای، به این نتیجه برسند که مسئله ای وجود دارد که نیازبه راه حل دارد ونیاز دوم این است که تصمیم گیرندگان درموردموضوعات و بهترین راه حل مسائل به توافق برسند.( سیف الدینی،1381،ص 138) هسته مرکزی مفهوم مشارکت، قدرت یافتن شهروندان و تأثیر گذاری بیشتر آنان بر طرح های شهری است. آن چه در حال حاضر در طرح هایی که با عنوان مشارکتی در کشور اجرا می گردد به هیچ وجه ناظر بر این مفهوم نبوده و عمدتاً عبارت است از تأمین اعتبار مالی طرح یا پیش فروش واحدهای احداثی. در این شرایط، لازم است با کاوشی دقیق در نظریه های مشارکت، ابعاد و سطوح مختلف، برنامه ریزی شهری مشارکتی را مشخص کرد و براساس آن جایگاه واقعی طرح های شهری که باعنوان مشارکتی مطرح می شوند را تعیین نمود (حبیبی و سعیدی رضوانی، 1384: 16).

بنابراین جلب مشارکت مردمی در اقدامات مربوط به مجموع مدیریت شهری باتوجه به گستردگی مسائل از جمله مهمترین موضوعاتی است که از سوی مسئولین و مدیران شهری باید مورد توجه قرار بگیرد. این پژوهش ضمن بررسی اسنادی پیشینه ای از مشارکت ومبانی نظری توسعه مشارکتی جهت بهبود مدیریت به پیمایش میدانی در شهر پل سفید که به عنوان مطالعه موردی تحقیق انتخاب شده می پردازد و سپس با استفاده از نتایج بررسی های میدانی واسنادی وتحلیل یافته های تحقیق، پیشنهاداتی جهت دستیابی و به کارگیری راهکارهایی جهت بهبود مدیریت شهری را فراهم می آورد.

1-3-سؤالات تحقیق:

1-3-1-سئوال اصلی تحقیق:

آیا مشارکت شهروندان در مدیریت مطلوب شهری پل سفید مؤثر است ؟

1-3-2-سوال فرعی تحقیق:

وضعیت مشارکت شهروندان در مدیریت مطلوب شهر پل سفید در چه سطحی قرار دارد؟