نقش گردشگری بر بهبود اوضاع اقتصادی شهرستان پاوه

گردشگری دارای پیامدها و جنبه­های بسیاری است که تأثیرات فضایی بر کالبد شهرها بر جای می­گذارد. در واقع منظور از فضا، همان مفهوم عینی از فضاست که بخش­های مختلف شهرها از جمله شبکه خیابان ها، بافت­های مسکونی و سایر بخش­های تشکیل دهنده­ی شهر را در بر می­گیرد.گردشگری می تواند با ایجاد تغییر در مؤلفه­های مختلفی مانند اقتصادی، جمعیت و فرهنگ و خصوصیات دیگر اجتماعی، در تغییرات فضایی شهر مؤثر باشد(حاجی نژاد و همکاران، 1388). ساختار فضای گردشگری، جدا از ساختار فضایی شهر نیست؛ اما به نسبت ساختار فضایی شهر کوچکتر و محدودتر است. ساختار فضایی شهر متشکل از سه عنصر مهم فضای طبیعی،  فضای مصنوع و فضای اجتماعی است که هر کدام از آنها می­تواند نقش مهمی در گردشگری داشته باشد، به نحوی که آن عنصر از کمیت و کیفیت مطلوب برای معرفی به گردشگران به عنوان جاذبه برخوردار باشد. گردشگری پدیده­ای است که از گذشته دور مورد توجه جوامع انسانی بوده و بر حسب نیازهای متفاوت اجتماعی، اقتصادی و تاریخی به حرکت خود ادامه داده است و با توجه به گسترش ارتباطات و افزایش چشمگیر تعداد جهانگردان و درآمد ارزی حاصل از آن، پیامدهای بسیاری هم­چون اشتغال را به همراه داشته است. یکی از مهمترین  مقصدهای که روندهای گردشگری جهان را در دهه­های گذشته تحت تأثیر قرار داده، مراکز شهری است. رشد سفرهای کوتاه مدت این مقصدها را به یکی از اصلی ترین مراکزگردشگری تبدیل نموده و این پدیده خود را در کاهش میانگین سفر گردشگران در سایر مقصدهای دنیا نشان داده است.(cooper & others, 1998)

آمارهایی كه سازمان جهانی جهانگردی ارائه می دهد نشان دهندة اثرات مهمی است كه گردشگری در سطح جهان بر سیستم اقتصادی دارد. درآمد گردشگری بین المللی در سال ١٩٩٨ بالغ بر ٨% كل درآمدهای صادراتی جهان و٣٧% صادرات در بخش خدمات را تشكیل داده و با توجه به رشد ٤ تا ٥ درصدی این صنعت در دهه ٩٠، صاحب نظران پیش بینی می نمایند اگر رشد گردشگری به همین شكل ادامه یابد، درآمد حاصل از این صنعت در سال ٢٠١٠ به بیش از55/1 تریلیون دلار و تعداد جهانگردان به بیش از یك میلیارد نفر خواهد رسید. برای ایجاد یك توسعه همه جانبه و پایدار و همچنین جایگزینی منابع جدید كسب درآمد به جای منابع نفتی نیازمند استفاده از تمامی امكانات و قابلیت ها می باشیم. در این راستا توسعه صنعت جهانگردی كه اقتصاددانان آن را سومین پدیده اقتصادی پویا و روبه رشد پس از صنعت نفت و خودروسازی می دانند، به عنوان نیاز اساسی كشور مطرح می شود لذا بررسی موانع توسعه این صنعت در مناطق مختلف كشور ضرورت می یابد(مدهوشی و ناصرپور، 1382: 27).

گردشگری در جهان کنونی، صنعتی پاک و سومین پدیده­ی اقتصادی پویا، پر رونق و رو به توسعه است که پس از صنایع نفت و خودروسازی گوی سبقت را از دیگر صنایع جهانی ربوده است(غفاری، 1386).

به گونه­ای که بر اساس برآورد سازمان جهانی جهانگردی، ارزش وجوه حاصل از جهانگردی و مسافرت در دهه های آتی با سرعتی افزون­تر از تجارت جهانی به سطحی بالاتر از اقلام صادراتی در دیگر بخش های اقتصادی خواهد رسید .(world TourismOrganization,1995)

از لحاظ اقتصادی، امروزه گردشگری بزرگترین و متنوع­ترین صنعت دنیا به حساب می­آید و با 200 میلیون نفر شاغل،گردش مالی سالانه آن به حدود 4/5 تریلیون دلار می­رسد. به بیان دیگر، این فعالیت دومین اقتصاد جهان پس از ایالات متحده آمریکا می­باشد و 8 درصد کل اشتغال جهانی را به خود اختصاص می­دهد. در چهار پنجم کشورهای جهان، یعنی در بیش از 150 کشور، گردشگری یکی از پنج منبع مهم کسب ارز خارجی است و در 60 کشور، رتبه اول را به خود اختصاص می­دهد. تعداد کل گردشگران ورودی جهان از 25 میلیون نفر در سال 1950، به 760 میلیون نفر در سال 2004 افزایش یافته و پیش بینی می­شود که این تعداد در سال2020 به 1056 میلیارد نفر برسد نرخ رشد سالانه گردشگری در دهه 1990، سالانه 7 درصد و در سال 2004 بیش از 10 درصد بوده است. در 83 درصد کشورهای در حال توسعه، گردشگری یکی از منابع اصلی درآمد و در یک سوم کشورهای فقیر عمده ترین منبع درآمد بوده است(رضوانی، 1387).

گردشگری صادرات عمده 83 درصد از کشورهای در حال توسعه را تشکیل می­دهد و برای یک سوم از آنها صادرات اساسی محسوب می­گردد(معصومی، 1384: 21).

1-2 بیان مسأله

قرن بیست و یکم، سده بهره­گیری از فرصت­های تجاری ارزشمند در بخش خدماتی بویژه گردشگری است. فعالیت گردشگری امروزه به عنوان یکی از مهمترین و پویاترین فعالیت­ها در جهان مطرح است. در تمامی عرصه­ها، چه در سطح جهانی، ملی و منطقه­ای مورد توجه برنامه­ریزان دولتی می باشد و شرکت های خصوصی قرار گرفته است. بسیاری از کشورها به این حقیقت پی برده­اند که برای بهبود وضعیت زندگی اقتصادی خود باید ابتکار عمل به خرج دهند و در صدد یافتن راه­های تازه­ای برآیند(لطفی و همکاران، 1384: 51). رشد روز افزون و شتابنده گردشگری موجب شده که بسیاری از صاحب نظران، قرن بیستم را قرن گردشگری بنامند. به نظر متولیان امور گردشگری در پایان قرن بیستم و آغاز قرن بیست و یکم، انقلابی در گردشگری رخ می­دهد، انقلابی که امواج آن در اقصی نقاط جهان اثر گذار خواهد بود.(W. T. O. 1996: 9) آنتونیو ساویگناک دبیر کل پیشین سازمان جهانگردی در سال 1998 اعلام کرد:

«گردشگری در پایان قرن حاضر به صنعت شماره یک جهان تبدیل خواهد شد».(Gee, 1994: 16)

این صنعت نقش و اهمیت بسزایی در رشد و توسعه اقتصادی بویژه ممالک در حال توسعه دارد، به طوری که گروهی به گردشگری به صورت یک فعالیت اقتصادی و در نتیجه  یک صنعت می­نگرند. بنابراین کشورها، ناحیه ها و جوامع برای این که از صنعت گردشگری بهره مند شوند و از آن به عنوان اهرمی برای توسعه استفاده کنند، باید برنامه­ای را به اجرا در آورند و تغییراتی را در این زمینه ایجاد نمایند. اشتغال و بیکاری امروزه یکی از مسائل مهم در ادبیات توسعه اقتصادی هر کشور می­باشد، زیرا اشتغال منبع عمده درآمد مردم و عامل اصلی تعدیل فقر در جامعه است؛ گسترش بیکاری نیز عامل مهم در جهت کاهش رشد اقتصادی و افزایش عارضه­های اجتماعی می باشد( نصیری زاده و دیگران، 1382: 211). گردشگری صنعتی کاربر است که افراد با مهارت­های گوناگون و در سنین مختلف را به اشتغال در می آورد و یکی از راه­های غلبه بر بیکاری است. از این رو توسعه گردشگری در مکان­های مختلف زمینه­های اشتغال دائم و فصلی و نیمه وقت را برای نیروی انسانی با تخصص و آموزش متوسط فراهم می­ آورد و از نرخ بیکاری می­کاهد. علاوه بر اشتغال­های مستقیم در گردشگری زمینه فعالیت­های دیگر در ارتباط با گردشگری اند همچون کارهای ساختمانی، تعمیرات، کرایه دادن اتومبیل، دست فروشی و مانند اینها برای افراد بومی فراهم می­شود(سلطانی، 1374: 109).

گردشگری تأثیر فراوانی در ابعاد اقتصادی، فرهنگی و سیاسی کشور می­گذارد. ایجاد اشتغال، به جریان انداختن سرمایه های اقتصادی، افزایش تقاضای سفر خارجی و به دنبال آن افزایش امنیت در کشور از جمله آثار مثبت گردشگری است. به علاوه گردشگری می تواند بیشترین درآمد را سبب شود، دریافتی های ارزی حاصل از گردشگری بیشتر از صادرات محصولات نفتی، خودرو و تجهیزات ارتباطی است. همچنین گردشگری نقش مهمی در ترغیب سرمایه­گذاری در زیرساخت­ها، ایجاد درآمد برای دولت و اشتغال­زایی مستقیم و غیر مستقیم در سراسر دنیا داشته است.گردشگری بیش از هر صنعت دیگری، حرکت سرمایه، انتقال پول وارز را در مقیاس محلی، منطقه ای، ملی وبین المللی را سبب گردیده بطوریکه هزینه­های جهانگردی به مراتب بیش از تولید ناخالص ملی و صادرات جهانی می باشد(تولایی، 1385).

در بسیاری از کشورهای جهان، گردشگری به عنوان یکی از بخش­های کلیدی واصلی، برای توسعه وپیشرفت اقتصادی عمل کرده است البته میزان تاثیر گردشگری در توسعه، با نظام حکومتی و جهت­گیری آنها، ارتباط مستقیم دارد. آثاراقتصادی گردشگری، چند گانه است. مهمترین اثر آن، ایجاد اشتغال و درآمد است. نتایج تحقیقات متعدد مؤید این است، که گردشگری به کاهش بیکاری و درآمد منتهی می گردد(زاهدی، 1385: 40).گردشگری یکی از بخش­های مهم اقتصادی است که توانسته است به عنوان یک صنعت پاک مطرح شود و ضمن افزایش درآمدهای ارزی برای اقتصاد ملی، کمک شایسته­ای به رونق اشتغال و ایجاد درآمدها، نماید. این صنعت به عنوان یک صنعت جلو برنده در توسعه مجموعه­ای از صنایع دیگر بویژه هتل داری، رستوران داری، حمل و نقل داخلی و بین المللی و صنایع دستی نقش مهمی داشته و دارد(معاونت برنامه ریزی و امور اقتصادی، 1388). گردشگری را می­توان صنعت سفید نامید زیرا بر خلاف اغلب صنایع تولیدی، بدون آلوده سازی محیط زیست انسانی، زمینه ساز دوستی و تفاهم بین ملت­هاست و صلح و صفا را برای مردم به ارمغان می­آورد(محسنی، 1388).

گردشگری در تنوع و غنا بخشیدن به اقتصاد محلی حائز اهمیت است. برای تولیدات محلی اعم از صنایع دستی و یا محصولات کشاورزی جهت ارتزاق گردشگران بازارهای جدید ایجاد میکند. علاوه بر آن، در بهبود کیفیت فرآورده های کشاورزی وصنایع دستی نیز مَؤثر می باشد(تولایی، 1385: 61).