پایان نامه : کیفیت زندگی زنان-پایان نامه آماده

می‌گذاردوبیشتر احتمال دارد به رفتار‌های افراطی به منظور تطابق بدن با الگو‌های ایدال اقدام کنند. بنابر مطالعات سالیانه 52 زن بر اثرعمل جراحی، لیپوساکشن (برداشتن چربی) جان خود راازدست می‌دهند (نیک نژاد1383). گاهی عدم رضایت از بدن ونگرانی نسبت به آن منجر به اختلال روانی واختلال عملکرد می‌شود.

2-2-7-6-2- بارداری وزایمان ونقش آن در تصویربدن زنان
ازجمله رخداد‌های مهم در زندگی زنان بارداری وزایمان است که تغییرات جسمی وروانی زیادی برای مادر به همراه دارد، این تغییرات می‌تواند زندگی خانوادگی واجتماعی او را تحت تأثیر قرار دهد. بارداری دوران خاصی است که طی آن بدن دچارتغییرات زیادی می‌شود.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در طول حاملگی تغییرات اساسی درشکل ووزن بدن ایجاد می‌شود (باسکاگلیاواسکات ریس2003). بررسی‌ها نشان می‌دهد زنان در این دوره نگرش منفی نسبت به بدن خود پیدا می‌کنندواین نگرش منفی محدود به دوران بارداری نبوده واین زنان در آینده در معرض خطراتی چون چاقی، کاهش اعتماد به نفس، افسردگی و…قرار دارند.
نگرانی در مورد پایدار ماندن تغییرات ظاهری نامطلوب در دوران بعداز زایمان شامل نگرانی درباره بزرگ ماندن شکم، باقی ماندن لکه هاوتیرگی پوست و کاهش زیبایی شکم ازمهم‌ترین نگرانی‌‌های زنان است (گروسی، نعمت الهی ورفسنجانی1392).
مطالعه نوروزی وهمکاران نشان دادزنان باردار نگرش‌هایی مبنی برپایدارماندن تغییرات بدن در دوره بعداز زایمان تجربه می‌کنند وبرای بازگشت به فرم بدنی قبل از بارداری تصمیم به تغییر در زندگی ورفتار خودمی‌گیرند، بخصوص برای کسب رضایت همسر. آنها از جمله نگرانی‌ها را نگرانی درباره بزرگ ماندن شکم وکاهش زیبایی شکم ذکر کردندوازجمله تغییرات رفتاری، جهت کاهش تنش ناشی ازتغییرات بدن تصمیم برای رژیم گرفتن در دوران شیر‌دهی، انجام ورزش، پوشیدن لباس‌های تنگ، استفاده از لوازم آرایش، مراجعه به پزشک جهت درمان ذکر کردند (نوروزی1385).
در دوره بعد از زایمان بیشتر زنان مشکل اضافه وزن پیدا می‌کنند، همچنین ضعف بدنی وعضلانی بویژه در شکم ولگن خاصره از مشکلات شایع این دوره بشمار می‌رود (کائینی، نوروزی ووطنی1386).
عدم رضایت ازوزن وابعاد بدنی، احتمال رفتار‌های مخاطره آمیزاز نظر سلامتی مانندرژیم‌های غذایی نادرست ودر نتیجه دریافت ناکافی مواد مغذی را افزایش می‌دهد، یافته‌ها نشان می‌دهد بین تصویر ذهنی بدنی ودریافت مواد غذایی رابطه وجود دارد بطوری که میانگین مصرف همه گروه‌های غذایی در گروه با تصویر بدنی نامطلوب، کمترازگروه دیگراست (امیدواروهمکاران1381).
حاملگی ودوران بعداز زایمان زمانی است که تغییرات قابل ملاحظه‌ای در وزن، رضایت ازشکل بدن وعادات خوردن دربسیاری از زنان رخ می‌دهد (نوروزی1385).
این تغییرات می‌تواند ناشی ازعوامل متعدد باشد، نوع زایمان ممکن است از طریق تأثیر بر تصویر بدن یکی از عوامل زمینه‌ای یاتشدید کننده این تغییرات ورفتار‌های زنان در دوران بعداززایمان باشد.
دلمشغولی ودغدغه ذهنی وروحی، تصویرنامطلوب ذهنی از بدن وعدم رضایت از وضعیت جسمانی، زنان را درگیرمشکلاتی می‌سازد تا تمام انرژی ووقتشان را به خود معطوف نموده از دستیابی وحتی توجه به مسا ئل وموضوعات حیاتی‌تر زندگی بازداشته شوند، همچنین این موضوع می‌تواند برمیزان اعتمادبه نفس زنان وسلامت روانی واجتماعی آنان بسیار مؤثر باشد (کیوان آرا، حقیقیان وکاوه زاده1391). لذا شناسایی عوامل مؤثر بر تن انگاره منفی زنان دراین دوره وگسترش عوامل ورفتارهایی که همراه با تصویر ذهنی مثبت در خلال حاملگی و بعداز زایمان برای محققان و عاملان بهداشتی حائزاهمیت است.
2-3- پیشینه مطالعات
مطالعات درمورد کیفیت زندگی وتن انگاره بدلیل جدید بودن مفاهیم مزبور محدود است، بخصوص در ایران درحوزه کیفیت زندگی زنان وعوامل مؤثر برآن مطالعات زیاد نیست، در مورد تأثیر نوع زایمان برکیفیت زندگی زنان مطالعات بسیارمحدود است وتنها چند مطالعه درمورد کیفیت زندگی بعداز زایمان، استرس واضطراب بعداز زایمان ومسائل جنسی بعداز زایمان صورت کرفته است، همچنین مطالعات در مورد تن انگاره چه در سطح جهانی وچه در ایران بیشتر حول عوامل اجتماعی مؤثر برتصویر بدن واعمال جراحی زیبایمتمرکز است ومطالعات خارجی بدلیل تفاوت‌های فرهنگی وتفاوت در امکانات وابزار پزشکی قابل تعمیم در کشورما نیست. در ایران تنها چند مطالعه در مورد تن انگاره در دوران بارداری، ارتباط تن انگاره با درماندگی روانشناختی، ارتباط تن انگاره باعزت نفس، ارتباط تن انگاره با رضایت جنسی، انجام شده است، اما در موردتأثیر نوع زایمان بر تن انگاره زنان دردوران بعداز زایمان مطالعه‌ای یافت نشد وبرای اولین بار است که این موضوع در استان ایلام بررسی می‌شود. با توجه به مطالب بالا در ذیل به برخی مطالعات داخلی وخارجی در این زمینه ونتایج آنها اشاره می‌شود.
2-3-1- مطالعات داخلی
ترکان وهمکاران (2009) در مطالعه‌ای تحلیلی از نوع آینده نگرو بصورت همگروهی (50 نفرزایمان سزارین و50 نفرزایمان طبیعی)با بهره گرفتن از پرسشنامهSF-36، به بررسی مقایسه‌ای کیفیت زندگی در مادران در دو روش زایمان طبیعی وسزارین پرداختند، نتایج نشان داد که نمره گروه زایمان طبیعی 8-6 هفته پس از زایمان، در همه ابعاد به جزسلامت عمومی، بالاتر از گروه سزارین بود.
عابدیان وهمکاران (2010) در مطالعه‌ای کیفیت زندگی را در 155 نفر با زایمان طبیعی و145 نفر با زایمان سزارین مقایسه نمودند، در این پژوهش از پرسشنامه عمومی کیفیت زندگی طراحی شده توسط سازمان بهداشت جهانی استفاده شد ونتایج نشان داد که گروه زایمان طبیعی در 8-2 هفته پس از زایمان در حیطه‌‌های جسمی وروانی به طور معنی دار، نمره بیشتری دریافت کرداما در ابعاد اجتماعی وکلی دو گروه با هم تفاوتی نداشتند.
کرمی وهمکاران (1391) دربررسی مقایسه کیفیت زندگی وسلامت عمومی بعداز زایمان سزارین وطبیعی در زنان مراجعه کننده به مراکزبهداشتی ودرمانی خرم آباددر سال 90-1388 پرداختند داده‌ها با فرم اطلاعات دموگرافی وپرسشنامه سلامت عمومیو باپرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت گرد آوری وبا آمارتوصیفی وتحلیلی آنالیز شد. یافته‌ها نشان داد میانگین نمراتحیطه جسمی وروانی کیفیت زندگی تفاوت معنی‌داری دارد. شانس ایجاد علائم مرضی در زنان با زایمان سزارین سه برابر بیشتر از زنان با زایمان طبیعی بودو شانس ایجاد علائم مرضی در مقیاس شکایت جسمانی در زنان بازایمان سزارین، بیشتراز زنان طبیعی زا بود، در مجموع کیفیت زندگی در ابعاد مختلف آن وهمچنین سلامت عمومی مادران بازایمان طبیعی نمرات بهتر ومطلوب‌تری را نشان می‌دهد.
رحمانی وهمکاران (1390)در بررسی عوامل مستعد کننده افسردگی پس از زایمان، به مطالعه 560 زن مراجعه کننده به مراکز بهداشتی- درمانی تبریز در دو ماه بعد از زایمان پرداختند. نتایج آزمون کای دو، نوع زایمان وتعداد زایمان را بعنوان یکی از عواملی که ارتباط معنی داری با افسردگی بعداز زایمان دارد، نشان داد.
بیات وبیات (1389) درمطالعه‌ای به بررسی کیفیت زندگی مبتنی بر سلامت زنان در مناطق چهارگانه شهر مشهد پرداختند، در این مطالعه توصیفی –تحلیلی، داده‌ها به کمک پرسشنامه کیفیت زندگی توسط 320 زن ساکن در مناطق جهارگانه مشهد که بصورت تصادفی انتخاب شده بودند گردآوری شد. یافته‌ها نشان داد کیفیت زندگی زنان در بعد عملکرد جسمی بالاتر از بعد روانی بود، همچنین اختلاف معناداری بین حیطه عملکرد جسمی، مشکلات جسمی وسلامت عمومی وجود داشت.
مطالعه بهدانی وهمکاران (1384) در بررسی تأثیرعوامل مامایی وروانشناختی مؤثر بر سلامت روانی زنان پس از زایمان، به این نتیجه رسیدند که مجموعه عوامل روانشناختی، اجتماعی ومامایی برسلامت روانی مادران بعداز زایمان مؤثرمی‌باشد که با کنترل عوامل وتشخیص زودرس گروه در معرض خطرواقدام درمانی مناسب می‌توان از عوارض اختلالات روانپزشکی روی کودک ومادر جلوگیری کرده ویاآن را به حداقل رساند.
مقیمی وهمکاران (1391) در مطالعه‌ای به بررسی عملکرد جنسی زنان پس از زایمان طبیعی وسزارین پرداختند، این پژوهش که مطالعه ای هم گروهی بود برروی 100زن که به روش سزارین و100 زن که به روش طبیعی زایمان کرده بودن در مراکز بهداشتی کرج انجام شد، ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌هایی در زمینه حصوصیات فردی- باروری واستاندارد‌‌های شاخص عملکرد جنسی بود، تحلیل داده‌ها نشان داد میانگیننمرات عملکرد، رضایت واختلالات جنسی (در تمام ابعاد) در زنان با زایمان طبیعی بهتر از روش سزارین بود وتفاوت معنی داری بین نمرات این دو گروه بر اساس زایمان وجود داشت.
در مطالعه‌ای، خواجه ای وهمکاران (2014) به بررسی عملکرد جنسی پس از زایمان طبیعی وسزارین پرداختند، این مطالعه مقطعی ودر بیمارستان انجام شد، 40زن نخست زاکه 6 تا 12 ماه از زایمان آنها گذشته بود به پرسشنامه پاسخ دادن، نتایج نشان دادزمان به راه اندازی رابطه جنسی در زایمان طبیعی 40 روز ودر سزارین 10 روز بعداز زایمان بود.شایع‌ترین مشکالات جنسی در زایمان طبیعی کاهش میل جنسی، عدم رضایت جنسی، ولقی واژنودر گروه زایمان سزاین، شایع‌ترین مشکلات جنسی خشکی واژن، عدم رضایت جنسی و کاهش میل جنسی بود، اما این اختلاف از نظر آماری معنی دار نبود. نتیجه اینکه مشکلات جنسی در هر دو گروه معمول بود و وفور این مشکلات پس از زایمان بیانگر ضرورتتوجه بیشترو سعی در بهبود کیفیت زندگی بعداز زایمان است.
در مطالعه سادات وهمکاران (2014)، در بررسی تأثیر افسردگی پس از زایمان، برکیفیت زندگی زنان پس از تولد بچه، به این نتیجه رسیدند که تفاوت معنی داری، بین زنان افسرده وغیر افسرده، در ماه دوم وماه چهارم پس از زایمان، وجود دارد، هفتاددرصد مادران حداقل یک مشکل جسمی رابخاطر وضع حمل متحمل می‌شوند، این مشکلات مربوط به محدودیت‌های عملکردی می‌باشند، کیفیت زندگی بعداز زایمان تحت تأثیر، خصوصیات مادی، اجتماعی ودموگرافیک، عوامل تولد، نوع وضع حمل وحمایت اجتماعی می‌باشدوافسردگی پس از زایمان منجر به کیفیت زندگی پایین‌تر، در ماه دوم وماه چهارم پس از زایمان می‌شود.
بهرامی و بهرامی (1390)، درمطالعه بررسی کیفیت زندگی مادران اول زا پس از زایمان، نتایج حاصل از مطالعه نشان داد، میانگین نمره افسردگی زنان در 8-6 هفته پس از زایمان، بطور معناداری بیشتراز میانگین آن در 14-12 هفته پس از زایمان بود، میانگین بعد جسمانی وبعدشادابی ونشاط به ترتیب بیش‌ترین وکم‌ترین امتیاز را بدست آوردکه نشان دهنده کیفیت زندگی بسیارخوب وضعیف در این ابعاد است. امتیازات ابعاد مختلف پرسشنامه کیفیت زندگی در8-6 هفته و14-12 هفته پس از زایمان در حد کیفیت متوسط بود.پس بدلیل ایجاد تغییرات فیزیولوژیکی، روحی واجتماعی در این دوره نیاز به اقدامات حمایتی مادر در طول بارداری ودروان پس از زایمان توسط همسر، خانواده ومراقبین مادر به منظوربهبود سلامت وکیفیت زندگی او ضروری است.
موسوی وهمکاران (1392) در بررسی مقایسه کیفیت زندگی و وضعیت روانشناختی زنان اول زا وچندزا در دوره بارداری وپس از زایمان. نتایج نشان داد میانگین نمره کیفت زندگی زنان نخست زا در دوره بارداری وپس از زایمان، بیشتر از گروه دیگر بود.

هادی زاده طلاساز وهمکاران (1383) در بررسی مقایسه‌ای میزان افسردگی پس از زایمان طبیعی وسزارین در خانم‌‌های نخست زا، شهرستان گناباد، که45 روز از زایمان آنها گذشته بود، نتایج نشان داد میانگین نمره افسردگی پس از زایمان در گروه سزارین نسبت به زایمان طبیعی افزایش داشتودو گروه از این نظر اختلاف معنا داری داشتند. همچنین خانم‌‌های با زایمان سزارین بعلت استرس جراحی دارای نمره افسردگی بیشتری بودندوبدلیل مستعد بودن، احتمال ابتلای آنها به افسردگی اشکارتر در آینده بیشتر بود.
درمطالعه ناصح وهمکاران (1389) دربررسی شیوع سزارین وعلل وعوارض آن، مقایسه عوارض مادری با نوع زایمان معنی دار بودولی مقایسه عوارض نوزادی با نوع زایمان معنی دار نبود.
گروسی وهمکاران (1392) در مطالعه‌ای به بررسی رابطه افسردگی وعزت نفس با تصور از بدن در زنان باردارمراجعه کننده به مراکز درمانی وابسته به دانشگاه کرمان پرداختند، در این بررسی مقطعی تعداد 225 زن بارداربا استفاده از پرسشنامه‌‌های استاندارد رضایت از بدن، افسردگی بک و عزت نفس روزنبرگ، بررسی شدند، نتایج نشان داد رابطه بین افسردگی وتصورخوب از بدن، رابطه‌ای معنی دارومنفی ورابطه بین عزت نفس ورضایت ازبدن مثبت ومعنی‌داربود، لذا با توجه به تأثیر عوامل اجتماعی وروانی بر تصور از بدن، توصیه شده در برنامه‌ریزی‌های بهداشتی بمنظورارتقای سلامت زنان به این مسأله توجه شود.
نوروزی وهمکاران (1385) در مطالعه ای با عنوان تصویرذهنی زنان از بدنشان در دوران بارداری انجام دادند، نوع پژوهش کیفی وروش آن پدیدارشناختی بوده، جامعه آماری آن کلیه زنان باردار تشکیل دادند که در مدت انجام پژوهش به مراکزبهداشتی درمانی امیرحمزه شهراصفهان مراجعه کرده اند، نمونه گیری بصورت مبتنی بر هدف وتعداد شرکت کنندگان 12 نفربودواطلاعات از طریق مصاحبه عمیق جمع آوری گردید. از 12نفر 7 نفربارداری اول را تجربه می‌کردند، 4 نفربارداری دوم، یک نفر بارداری سوم، یافته‌‌های حاصل از مصاحبه‌ها در دو دسته اصلی تغییرات همراه با عدم رضایت وتغییرات همراه با رضایت، قرارگرفت. دسته تغییرات همراه با عدم رضایت دارای سه زیردسته بود، زیر دسته اول تغییرات ظاهری نامطلوب، زیردسته دوم باورها، اعتقادات وتفکرات درباره پایدارماندن تغییرات در دوره بعداز زایمان و زیر دسته سوم تغییرات در رفتاروظاهر بدن جهت کاهش تنش حاصل از تغییرات بارداری بود. نتایج نشان داد، زنان بخصوص زنان اول زا تغییرات گسترده در بدن خود تجربه می‌کنند ونگرانی بیشتری را نسبت به زنان دیگران احساس می‌کنند.
توسلی وهمکاران (1391)درمطالعه‌ای با عنوان بررسی گرایش زنان به جراحی زیبایی درشهرتهران وبا هدف تعیین عوامل مؤثر برتمایل زنان به جراحی‌‌های مذکورانجام داد.نتایج نشان داد عوامل متعدددر این زمینه نقش دارند از جمله خصوصیات فردی والزام‌‌های خارجی واین تمایل در میان افرادی که دارای تصویرمنفی از بدن خویش هستند وافراد با اعتماد به نفس پایین‌تر بیشتر بوده وهمچنین خانواده، دوستان، فامیل، همسر، پزشکان و…مؤثر هستند.
امیدوار وهمکاران (1381) در پژوهشی با عنوان تصویر ذهنی بدن وارتباط آن با نمایه توده بدنی والگوی مصرف مواد غذایی، به این نتیجه رسیدندکه تصویرذهنی نامطلوب یا عدم رضایت از وزن خویش می‌تواند بر رفتار‌های تغذیه‌ای وبهداشتی تأثیر بگذارد.
دهقان وهمکاران (1390) در مطالعه‌ای توصیفی- مقطعی، که برای تعیین تأثیرمیزان رضایت از تن انگاره در دختران شهر رشت وارتباط آن با سلامت روان انجام دادند، گردآوری اطلاعات با پرسشنامه چندبعدی نگرش فرددرموردبدن خود مشتمل برچهارحیطه، ارزیابی ازوضع ظاهر، گرایش به ظاهر، رضایت از قسمت‌های مختلف بدن ومشغولیت فکری با اضافه وزن انجام شد، سپس داده‌هابانرم افزارSPSSوآمار توصیفی (میانگین وانحراف معیار) تجزیه وتحلیل شد. میانگین رضایت از تن انگاره در حیطه‌‌های گرایش به ظاهر، ارزیابی وضع ظاهرورضایت از قسمت‌‌های مختلف بدن، بالاودرحیطه مشغولیت فکری با اضافه وزن پایین بود. نتایج نشان داد شرکت کنندگان در مطالعه به جز حیطه گرایش به ظاهر درسه حیطه ی ارزیابی وضع ظاهری، رضایت از قسمت‌‌های مخلتف بدن و مشغولیت فکری با اضافه وزن، از تن انگاره خود رضایت داشتند، لذا نگرش فرد در مورد بدن خود می‌تواند در بهداشت روان وسلامت فرد مؤثر باشد.
خزیروهمکاران (1392)درمطالعه‌ای توصیفی –تحلیلی به بررسی نگرش دانشجویان نسبت به انجام عمل جراحی ورابطه آن باتصور از بدن پرداختند نتایج نشان داد بین نگرش نسبت به حراحی زیبایی وتصوراز بدن رابطه معنی‌داری وجود دارد.
مرادی منش وهمکاران (1391) در مطالعه‌ای از نوع همبستگی با عنوان بررسی رابطه تن انگاره بادرماندگی روان شناختی در زنان مبتلا به سرطان سینه در بیمارستان امام

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *