نویسنده: 90

پایان نامه رشته حقوق درباره : قصد مجرمانه

رویکرد روانشناختی جرم تهدید
در این فصل جرم تهدید از دیدگاه روانشناختی مورد بررسی قرار می‌گیرد.

تداخل تهدید با آزادی اراده
انسان در انجام یا عدم انجام امور زندگی خود مختار می‌باشد و دارای اراده آزاد می‌باشد اما تهدید ارتکابی آزادی اراده فرد را مختل می‌سازد و سبب تزلزل و تشویش اراده او می‌گردد و بنابراین در گفتار اول به تبیین و تشریح آزادی اراده افراد می‌پردازیم و در گفتار دوم تهدید و سلب آزادی افراد مورد بررسی قرار می‌گیرد.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

آزادی اراده
انسان آزاد آفریده شده است و آزادی یکی از حقوق اساسی و بنیادین او تلقی می‌شود که همه مکتاب الهی و بشری این حق انسانی را تایید می‌نمایند. آزادی انسان در وضع طبیعی به دو صورت جلوه می‌کند: یکی آزادی انسان به عنوان قدرت آزادی وی در انجام کاری که برای حفظ حیات فردی او ضرورت داشته و محدودیت در قلمرو آن تنها از سوی قانون طبیعت متصور است و دیگری قصد وی برای تضمین و اجرای همین قانون طبیعت.
منظور از قانون طبیعت یعنی این که همه افراد بشر یک اندازه از حقوق طبیعی برخوردارند و هیچ کس نمی‌تواند به بهانه‌ی استفاده از آزادی به آزادی دیگری لطمه بزند. کمال و شکوفایی شخصیت هر فردی در پرتو احترام در رعایت حقوق و آزادی‌های فردی است از جمله مصادیق آزادی‌های فردی این است که کسی در انجام یا عدم انجام امور مباح زندگی روزانه خود در حدود نظامات حقوقی کسی بدون جهت معترض وی نشود. امروزه در نظام‌های حقوقی حاکمیت اراده به عنوان یک اصل عام و فراگیر و در چارچوب قانون پذیرفته شده است «اراده از لحاظ معنوی به معنای خواستن خواست، میل و آهنگ به کار رفته است. مراحل مختلف اراده که هر فرد برای انجام دادن یک عمل اختیاری که اعمال حقوقی از جمله آنان است طی می‌کند عبارت است از مرحله ادراک، مرحله تدبر و سنجش و مرحله عزم و تصمیم و مرحله اجرای تصمیم یا طلب.
اراده در اصطلاح از معنای لغوی خود دور نیفتاده و به معنای حرکت نفس به طرف کاری معین پس از تصور تصدیق منفعت آن می‌باشد ، بنابراین در بیان ماهیت اراده می‌توان گفت: اراده جریانی است که معمول فعالیت غریزه‌ای از غرایز انسان می‌باشد که بیانگر یک کیفیت روانی است که تحت نفوذ جنبه عقلانی، شخصیت فرد را برای رسیدن به هدف خاص به انجام یا ترک فعلی مصمم می‌کند. این کیفیت‌های روانی همگی روشنگر اراده آدمی است و هر انسانی می‌تواند با الهام از وجدان نفس خویش آن را در جریان فعالیت‌های روزانه درک کند.
در اصطلاح مفهوم آزادی اراده عبارت است از «حق انتخاب انجام یا عدم انجام یک فعل حقوقی و در مقابل این حق انتخاب موقعیت‌هایی قرار دارد که در آن افراد تحت اجبار عمل می‌نمایند، این امر بدان معنا نیست که همه افعال ناشی از تصمیم‌گیری‌های منطقی است یا افراد از تأثیرات نیرومند خارجی بر رفتارشان آزادند یا می‌توانند باشند».
پس برای تحقق این منظور قانون به عنوان مظهر قدرت اجتماعی وظیفه دارد از هرگونه برخورد ناشی از اعمال ارادی افراد به هر طریق ممکن جلوگیری کند.اصل آزادی اراده قلمرو وسیعی دارد و تمامی اعمال و افعال انسان‌ها را (اعم از حقوقی و غیرحقوقی) را دربرمی‌گیرد آنچه مورد اتفاق اکثر صاحب‌نظران قرار گرفته این است که اولاً آزادی افراد باید رعایت شود و ثانیاً آزادی به هیچ وجه نمی‌تواند مطلق و بدون قید و شرط باشد.
سخن دیگر آنکه مبنای اصلی حمایت از آزادی‌های تن و روان و سایر آزادی‌های افراد اعلامیه جهانی حقوق بشر است و معمولاً قانونگذاران داخلی در تدوین قانون اساسی خود مفاد این اعلامیه را به عنوان معیاری برای تعیین حقوق آزادی‌های افراد مدنظر قرار داده است. بند 4 این اعلامیه مقرر می‌دارد: «آزادی عبارت است از توانایی انجام دادن هر کاری که به دیگران زیان نرساند.» و در بند 11 نیز آزادی را از گرانبهاترین حقوق نوع بشر برشمرده است. در حقیقت کشور ما با وضع قانونگذاری های خاص داخلی به حمایت و آزادی اراده پرداخته‌اند تا از تعرض و تجاوز به این حق که یکی از والاترین و در عین حال حساس‌ترین حقوق انسانی است اجتناب شود.

تهدید و سلب آزادی اراده
یکی از جرایم علیه حقوق فردی افراد، تهدید افراد است. هدف قانونگذار از جرم‌انگاری جرم تهدید تأمین آزادی فردی است. تهدید عاملی است که بر اراده شخص فشار وارد و او را مجبور به ارتکاب عمل یا وادار به خودداری از ارتکاب عمل می‌نماید. در واقع با خطر شدید و قریب‌الوقوعی در صورت تن ندادن به خواسته مرتکب متوجه عامل شود و او را تحت فشار قرار داده به طوری که ترس از آن خطر آزادی اراده عامل را تحت تأثیر قرار داده و موجب سلب آزادی اراده او گردد. تهدید همیشه به صورت صدمه و لطمه به نظم اخلاقی مجنی علیه و مستقل و جدای از موضوع آن تحقق می‌پذیرد و در واقع برای ایجاد تشویش و نگرانی و مضطرب ساختن دیگری و یا ورود ضرر به نظم اخلاقی است که مجنی علیه بر ضرب و شتم و حرق و انفجار خانه و یا حتی ورود خسارت جانی و مالی تهدید می‌شود. در واقع تهدید علاوه بر هدفی که در پی آن است همیشه یک لطمه و فشار روحی به شخص وارد می‌کند که البته به منظور نگران کردن شخص صورت می‌گیرد یعنی موجب لطمه روحی به وی می‌شود. به عنوان مثال او را به ضرب و شتم و یا انفجار منزل تهدید کند و حتی موضوع تهدید می‌تواند آسیب جسمی و یا خسارت به اموال تهدید شونده باشد.
هدف مطلق تهدید محو مطلق آزادی اراده در انجام یا عدم انجام عمل و در برآوردن و یا برنیاوردن تقاضاست، از طرفی آزادی مطلق اراده در افراد جامعه به آزادی سایر افراد جامعه لطمه وارد می‌کند به همین جهت است که هر جامعه‌ای مقرراتی وضع و اجرا می‌شود که آزادی اراده همه افراد جامعه محدود به حدود می‌گردد تا آزادی سایرین تأمین گردد.
امروزه در زندگی اجتماعی، مفهوم آزادی و ظرافت آن بشتر شده است و ارزش انسان‌ها و آزادی اراده آن‌ها نیز بهتر شناخته شده است به همین جهت ارزیابی که از جرم تهدید حاصل می‌شود و طرق جبران و مقابله با آن نیز برحسب زمان و مکان متفاوت خواهد بود، در جرم تهدید با آنکه مرتکب قصد مجرمانه باطنی خود را نسبت به اموری که مورد تهدید قرار داده است فعلیت نبخشیده اما همین اندازه از اقدام مرتکب موجب ترس و وحشت و مخل آزادی اراده و روان تهدید شونده می‌گردد و به همین جهت است که قانونگذار صرف ابراز قصد ارتکاب جرم را صرف نظر از فعلیت بخشیدن آن جرم دانسته و ضمانت اجرای کیفری برای آن درنظر گرفته است.
فشاری که روی اراده انسان در نتیجه ترس و تهدیدات شخص دیگر وارد می‌آید موجب ایجاد چند وضعیت می‌گردد:
اول: آنکه ترس نتیجه یک سلسله تهدیداتی است که برای مجبور کردن شخصی به اجرای جرمی اعمال شده که این حالت با وجود شرایط دیگر داخل در دسته اجبار معنوی می‌گردد.
دوم: ترس از یک حمله نامشروع و یا ارتکاب جنایات یا جنحه باشد که تحت شرایطی موضوع جرم تهدید به عنوان جرم مستقل قرار می‌گیرد.
نکته دیگر آنکه حالت شدید تهدید هنگامی است که تهدیدکننده شروع به اجرای اعمال تهدید خودکند و در صورتی که تهدید عملی شود به عنوان یک جرم مکمل در تقارن واقعی با جرم اول به حساب می‌آید.

بنابراین تهدید و ترس ناشی از آن از جمله علل مخدوش کننده اراده می‌باشد، زیرا شخص تهدید شونده با اختیار خود برای گریز و رهایی از ضرری که او را تهدید می‌کند بدین انتخاب و گزینش دست می‌زند و بدیهی است کمترین ضرر را برای خود برگزیند.

گفتار دوم: تحلیل جرم شناختی جرم تهدید
بررسی جامع و مانع جرم تهدید سمتلزم تحلیل جرم‌شناخت نیز می‌باشد بدین منظور در این فصل تهدید از منظر جرم‌شناسی، بزهکاران جرم تهدید بزه‌دیدگان جرم تهدید و در نهایت پیشگیری از جرم تهدید مورد بررسی قرار می‌گیرد.
تهدید از منظر جرم‌شناسی
جرم از نظر جرم‌شناسی یک عمل ضد اخلاقی و ضد اجتماعی شدید است که معمولاً به وسیله قانون منع شده و این عمل ناشی از فرایندهای پیچیده اجتماعی روانی، زیستی است. پس آن چه مورد توجه و اهمیت جرم‌شناسی است فرایند و روند ارتکاب جرم و چگونگی تولد جرم در یک فرایند است برای آن که عملی جرم و قابل مجازات ساخته شود لازم است مراحل مختلف طی شود و مسیر فعل مجرمانه به مقصد برسد. مراحل مختلف این مسیر عبارت‌اند از: قصد مجرمانه عملیات مقدماتی، شروع به جرم و نهایت جرم تام، جرم‌شناسی معمولاً به دنبال مطالعه علل بزهکاری است، یعنی اینکه هر جرم یا بزه معمولاً معلول علل و عواملی می‌باشد؛ وقتی از عوامل صحبت می‌کنیم منظورمان خصوصیات فردی، محیطی و شرایط وصفی است. جرم تهدید نیز از این امر مستثنی نیست یعنی می‌خواهیم بررسی کنیم که چه عواملی در فرد سبب و محرک ارتکاب چنین جرمی شده است، آیا این علل و عوامل عامل پیشگیری است و اینکه آیا چنین فردی قابل درمان و اصلاح است؟ آنچه مسلم است اینکه خصوصیات فردی، محیطی و شرایط وصفی از جمله شرایط بسیار موثر در وقوع جرم است. در عین حال که هریک از این شرایط می‌تواند مربوط به بزهکار، بزه دیده جامعه و محیط پیرامون باشد.

الف) پیشگیری از جرم تهدید
پیشگیری عبارت است از مجموعه اقدامات و تدابیر غیرقهرآمیز که با هدف خاص مهار بزهکاری، کاهش احتمالی جرم کاهش وخامت جرم، پیرامون علل جرایم اتخاذ می‌شود.
اولین نکته‌ای که باید بدان توجه داشت این است که پیشگیری نافی اجرای مجازات افراد نیست. زیرا اگر به هر دلیلی پیشگیری و ابراز و کارکردهای آن نتواند فرد را از ارتکاب رفتارهای ممنوعه و جرم بازدارد و در نهایت فرد دست به اعمال خلاف قانون بزند که طبق قانون جرم و قابل مجازات باشد، در این صورت فرد مجرم شناخته شده و قابل مجازات می‌باشد. افرادی که دست به ارتکاب جرم تهدید می‌زنند با اعمال خشونت و زور و تهدید خواسته‌هایشان را مطرح می‌کنند. در واقع وجود حالت خطرناک و طبع خشن و پرخاشگرانه خود را به منصه ظهور می‌رسانند، لذا از طرفی می‌توان با بهره‌گیری از اقدامات پیشگیرانه به نوعی عوامل زمینه‌ساز جرم تهدید را خنثی نموده و از طرفی دیگر با مدد جستن از رهیافت‌های روانشناسی و زیست‌شناسی و جرم‌شناسی مرتکبین این جرم را تحت درمان و اصلاح قرار داد تا آمار این جرم را به حداقل رساند در نتیجه از آثار و تبعاتی که بر اثر ارتکاب این جرم بر بزه دیده و دیگر افراد و جامعه تحمیل می‌شود جلوگیری نمود. در این خصوص مواردی قابل است:
1- یکی از دلایل عمده افراد به رفتارهای پرخاشگرانه فقدان مهارت‌های اجتماعی می‌توان از این روش امیدبخش برای کاستن هرچه بیشتر خشونت‌های انسانی علی‌الخصوص تهدید بهره جست. از دیگر راههای کنترل و پیشگیری از پرخاشگری می‌توان به ابداع و ایجاد واکنش‌های نامتجانس از جمله (هم حسی، شوخی، تحریک جنسی ملایم) اشاره کرد.
2- با استفاده از اقدامات وضعی و اعمال تغبیرات فیزیکی در مناطق خارج از دید و جرم‌ از دید و جرم‌زا نظیر روشن کردن چراغ در یک خیابان یا کوچه یا مکان‌های تاریک، می‌توان فرصت ارتکاب جرم تهدید و اخاذی را از بزهکارانی که در تاریکی شب و با استفاده از خلوت بودن مکان اقدام به انجام چنین اعمالی می‌زنند را گرفت.
3- منع رفت و آمد و تردد با وضع ظاهری آراسته و همراه داشتن وسایلی مانند کیف، خصوصاً برای خانم‌ها در مکان‌ها و معابری که فاقد محافظت پلیس و نقاط دورافتاده و خارج از شهر به ویژه در هنگام شب
4- جمع‌آوری و محدود کردن ادوات و ابزارهایی که ممکنا ست در ارتکاب جرم تهدید موثر واقع شده یا وقوع این جرم را تسهیل کند نظیر اسلحه و چاقو و قمه
5- از طریق تربیت صحیح و اصولی فرزندان توسط خانواده و تأمین معقول و به جای نیازها و خواسته‌های ایشان و ایجاد رابطه مسالمت‌آمیز از طریق تربیت و تعامل با دیگران و پرهیز از هرگونه

معاونت در جرم

تعریف و تبیین شود و خصوصیات و ویژگی‌های آن مطرح گردد.

گفتار اول: مفاهیم لغوی و اصطلاحی
الف) مفهوم لغوی
تهدید در فرهنگ لغت فارسی به معنای «بیم کردن، بیم دادن، ترسانیدن و عده عقاب و زجردادن است و واژه تهدیدآمیز نیز به معنای ترسانیدن توأم با تهدید است. تهدید کردن به معنای ترساندن، عقاب، زجر دادن می‌باشد. تهدید در ترمینولوژی حقوق نیز به معنای ترسانیدن، وعده عقاب و زجردادن آمده است.

آن‌چه از موارد فوق‌الذکر برداشت می‌شود بیان این نکته که مبنای جرم تهدید خشونت، ترس، ارعاب می‌باشد به عبارتی مرتکب با اعمال ترس و وحشت موجب تشویش خاطر تهدید شونده می‌گردد و او را وادار به ارتکاب اعمالی می‌نماید که راضی به انجام آن نیست و اراده آزاد او را بدین نحو متزلزل و سلب می‌نماید. عرف و قانون نیز همین تلقی را از جرم تهدید دارد، یعنی تهدید عبارت است از واداشتن دیگری با ارتکاب جرم یا گرفتن مال و… چنانچه ترس از عاقبت فعل و یا ترک فعل مزبور، تهدید شونده را در برابر مرتکب تهدید مطیع ساخته باشد.

تهدید در حقوق مدنی
عناصر تهدید در قانون مدنی عبارت است از:
الف) وعده انجام عملی یا اعمالی به ضرر کسی که او را در آتیه دچار ضرر خواهد کرد.
ب) وعده مذکور باید به حسب طبیعت خود نوعاً در عاقل متعارف به لحاظ سن و شخصیت و اخلاق و جنس تأثیر کند به این معنی که در او بیم بر جان، مال یا عرض خود یا خویشاوندان ایجاد نماید. میزان تهدید ممکن است به قدری باشد که امکان قصد انشاء را هم سلب کند و از همین جا است که تهدید با اکراه فرق پیدا می‌کند زیرا اکراه تا حدی است که قصد انشاء را سلب نکند.
علم شخص تهدید شده به عدم توانایی تهدید کننده در اجراء تهدید خود مانع تحقق تهدید نیست و حال اینکه مانع تحقق اکراه محسوب است به دلیل این که در شناسایی تهدید به جنبه‌ی فاعلی آن توجهی شود و در شناسایی اکراه به جنبه‌ی قابلی یا نتیجه‌ی آن.
عناصر تهدید در قانون جزا این است:
الف) تحقق تهدید به خصوصیت روحی و جسمی و سن و شخصیت و اخلاق و جنس تهدیدشونده مرتبط است.
ب) امری که تهدیدکننده انجام دادن آن را از تهدید شده توقع دارد باید برخلاف قوانین الزامی می‌باشد یا خلاف میل تهدیدشونده ولی ممکن است اساساً تقاضای انجام امری را نکند.
ج) عمد، تهدید غیرعمدی وجود ندارد.
د) تهدید ممکن است به جان یا مال یا حیثیت باشد.
تهدید در حقوق جزا
در قوانین جزایی تعریفی از تهدید ارائه نشده است در واقع قانونگذار فقط با ذکر موضوعاتی که می‌تواند مورد تهدید قرار گیرد و همچنین با اشاره به مصادیق و صور خاص تهدید به بیان جرم تهدید و شرایط و احکام مربوط به آن پرداخته است. تهدید در مبنای اعلام یک خبر بد که باعث نگرانی شنونده آن می‌شود به عناوین مختلف مورد توجه حقوق جزا قرار گرفته است. در مرتبه اول تهدید به عنوان یکی از مصادیق معاونت در جرم درنظر گرفته می‌شود (موضوع بند یک ماده 43 ق.م.ا) در مرتبه بعد تهدید به عنوان کیفیات مشدده برخی از جرایم مانند نشان دادن اسلحه به قصد تهدید توسط یک فرد موضوع بند یک ماده 607 ق.م.ا. مورد توجه قرار می‌گیرد. گاهی نیز تهدید به عنوان یکی از عناصر تشکیل دهنده برخی از جرایم مطرح می‌شود.
موضوع بند 5 ماده 651 ق.م.ا. راجع به سرقت مشدده توأم با تهدید در نهایت در مرتبه‌ی دیگر که موضوع این پایان نامه است صرف تهدید ارتکابی و به طور مستقل به عنوان عمل مقدماتی جرمی که مباشر آن بزه دیده را مورد تهدید قرار می‌دهد قابل بررسی است. (موضوع ماده 668 ق.م.ا. – 669 ق.م.ا.)

ب) مفهوم اصطلاحی
برخی از حقوقدانان تهدید را چنان تعریف نموده‌اند: تهدید عبارت است از بیان رفتار نامشروعی است که مرتکب نمی‌خواهد آن را انجام دهد یا اینکه تهدید عبارت است از ترسانیدن طرف مقابل بر اعمال مجرمانه علیه او بنحوی که تحقق آن بر میزان توانایی تهدیدکننده بر انجام فعلی که نوعاً در تهدید شونده به لحاظ سن، جنس، شخصیت و سایر اوضاع و احوالی که موثر واقع شود بستگی دارد. تهدید از نظر حقوقی عبارت است از مجموعه اقدامات کتبی و یا شفاهی که شخص به عمل می‌آورد تا دیگری را برخلاف میل باطنی خود وادار به ارتکاب عملی بنماید به نحوی که اگر از ارتکاب این اعمال امتناع کند احتمال خطر جانی، مالی، شرافتی، افشای سر، یا نسبت دادن اموری که موجب هتک شرف و حیثیت او می‌شوند را تهدید می‌کند که با توجه به وضعیت وی از جمله وضع شخصی و سنی و جسمی تهدید شونده قادر به مقابله با آن نباشد. به نظر می‌رسد تعریف مذکور با توجه به بیان شرایط تهدیدکننده و تهدید شونده، همچنین اوضاع و احوال حاکم بر ارتکاب جرم تعریف کامل‌تری نسبت به سایر تعاریف ارائه شده از سوی حقوقدانان می‌باشد.

گفتار دوم: رابطه تهدید با مفاهیم نزدیک
الف) رابطه تهدید با معاونت در جرم
موقعیت تهدید در حقوق جزای عمومی با موقعیت تهدید در حقوق جزای اختصاصی تفاوت دارد. در حقوق جزای عمومی تهدید یکی از مصادیق معاونت در جرم است، به طوری که وقتی معاون جرم مباشر را مصمم به ارتکاب جرم نماید به تبع مباشر جرم معاون نیز حداقل کیفر را خواهد داشت. در حقوق جزای اختصاصی تهدید گاهی به عنوان یکی از ارکان تشکیل‌دهنده جرم است مانند شانتاژ و اخاذی و گاهی از کیفیات مشدده جرایم دیگری مانند زنای به عنف و اکراه و یا هتک ناموس و یا سرقت همراه با تهدید، بند 5 ماده 651.
1- دیدگاه نخست
2- دیدگاه دوم

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

3- دیدگاه سوم

دیدگاه اول:
یکی از اشکال ارتکاب جرم، معاونت در جرم به صورت همکاری و مساعدت با سایر بزهکاران است به طوری که می‌توان معاون را چنین تعریف کرد: معاون جرم کسی است که شخصاً در ارتکاب عنصر مادی قابل استناد به مباشر یا شرکای جرم دخالت نداشته بلکه از طریق تحریک، ترغیب و تهدید و… در ارتکاب رفتار مجرمانه همکاری و دخالت داشته است. عنصر قانونی معاونت در جرم ماده 43 ق.م.ا. می‌باشد که بر اساس بند یک این ماده یکی از مصادیق عنصر مادی معاونت تهدید می باشد. بر اساس ماده فوق‌الذکر چنانچه شخص دیگری را از طریق تهدید مصمم به ارتکاب جرم نماید به عنوان معاون جرم مستوجب کیفر است در این نوع خصوص نوع تهدید مهم نیست بلکه آن چه حائز اهمیت است این نکته است که بیم و اضطراب ناشی از تهدید در مباشر جرم او را به ارتکاب جرم سوق دهد. تهدید ممکن است بر جان، مال، ناموس یا آبروی افراد و… وارد شود. در واقع موضوع تهدید در مقام معاونت در جرم غیراحصایی است و در هر مورد باید بررسی شود ومشخص گردد که آیا این مورد خاص می‌تواند موضوع تهدید قرار گیرد یا نه؟ در حالی که موضوع جرم تهدید به عنوان جرم سمتقل و خاص احصایی است و فقط محدود به مورد منصوص در ماده 668-669ق.م.ا. دیگر و موارد خاص مرتبط با جرم تهدید می‌باشد. در تحقق تهدید به عنوان رکن مادی معاونت در جرم مواردی قابل تأمل است:
اولاً: تهدید باید موثر باشد بدین صورت که توأم با اوضاع و احوالی باشد که آن را تقویت کند.
ثانیاً: باید میان تهدید و نتیجه مرجمانه اصلی رابطه‌ی عرفی باشد. یعنی تهدید به اندازه‌ای قوی باشد که عملاً در مباشر اصلی جرم تأثیر بگذارد.
ثالثاً: تهدید باید مستقیم باشد یعنی به طور صریح از طرف تهدیدکننده بیان شود واو را مورد تهدید قرار دهد.
رابعاً: تهدید باید نامشروع و غیرقانونی باشد و به طور عمدی صورت گیرد. برای تحقق رکن روانی معاونت، معاون باید عالماً و عامداً با مجرم اصلی مساعدت کرده باشد همچنین باید بین قصد مرجمانه مباشر و معاون وحدت وجود داشته باشد مقصود از قصد و اراده مجرمانه آنست که معاون علی‌الرغم علم و آگاهی به محرمانه بودن عمل اصلی با اراده آزاد خواستار همکاری با فاعل بوده و خواهان تحقق جرم باشد. بنابراین شرط تحقق تهدید مورد بحث قصد مجرمانه معاون می‌باشد و در صورتی که تهدیدکننده فاقد قصد باشد باید تهدید ارتکابی از سوی او به نحوی باشد که عرفاً بتوان قصد و اراده را از آن برداشت نمود. همچنین علاوه بر وحدت قصد بین معاون و مباشر – تهدید ارتکابی باید مقدم بر فعل اصلی یا مقارن با آن باشد تا اطلاق معاونت به آن بار شود. نکته دیگری که باید بدان توجه نمود این مطلب است که جرم دانستن تهدید ارتکابی از سوی معاون منوط به انجام عمل مجرمانه توسط مباشر است در حالی که در جرم تهدید به عنوان جرم مستقل صرف تهدید ارتکابی جرم بوده و قابل مجازات می‌باشد.
مجازات تهدید در مقام معاونت یا در جرایم خاص به طور معین مشخص شده و یا وفق ماده 726 ق.م.ا. حداقل مجازات مقرر برای همان جرم اصلی می‌باشد در حالی که مجازات جرم تهدید به عنوان جرم مستقل به طور خاص در ماده 668-669 ق.م.ا. و دیگر قوانین خاص تصریح شده است.
حالیه با توجه به موارد فوق‌الذکر پرسش مهمی که مطرح می‌شود بدین صورت که فرض کنید تهدید صورت گیرد و این تهدید از مصادیق ماده 668-669 ق.م.ا. می‌باشد.
همچنین این تهدید منجر به یک نتیجه‌ی مجرمانه‌ی دیگری نیز شده است که به استناد ماده 43 ق.م.ا. آن را می‌توان از مصادیق معاونت در جرم محسوب نمود. اینک با توجه به اطلاق مواد 669-668ق.م.ا. مجازات این عمل مجرمانه چیست؟ در پاسخ به این سوال چند دیدگاه قابل تصور است.
ممکن است چنین استدلال شود که تهدید مندرج در ماده 669 ق.م.ا. صرف تهدید است و لازم نیست جرم دیگری واقع شود در حالی که در بحث معاونت در جرم باید تهدید صورت گرفته و منتهی به نتیجه‌ی مجرمانه که جرم دیگری است بشود. بنابراین اگر تهدیدی منجر به نتیجه‌ی مجرمانه شود فقط به مجازات معاونت در جرم محکوم شود زیرا معاونت در جرم یک عنوان خاص است و چون برای معاونت در جرم حکم خاصی در ماده 43 ق.م.ا. پیش بینی شده است تهدیدی که منجر به نتیجه‌ی محرمانه شود از شمول اطلاق ماده 669ق.م.ا خارج و شخص تهدیدکننده معاون جرم محسوب می‌شود. بر این دیدگاه این ایراد اساسی وارد است که چگونه می‌توان تهدیدی را که در ماده 43 ق.م.ا. به عنوان یکی از مصادیق معاونت در جرم مطرح شده است را جرم خاص تلقی نموده و از شمول ماده669 ق.م.ا. خارج نماییم و فقط مجازات معاونت را اعمال نماییم.

دیدگاه دوم:
استدلال دیگر این است که ماده 43 ق.م.ا. کلیات و اصول را بیان کرده و در بند یک ماده 43 ق.م.ا. به طور کلی تهدید از مصادیق معاونت محسوب شده است در حالی که در ماده 669 ق.م.ا. تهدید در مورد خاص و به طور مستقل جرم‌انگاری شده است.
همچنین به نظر می‌رسد که ماده 43 ق.م.ا. در تبیین تهدید در رابطه با جانی و مرتکب جرم می باشد. ولی در مورد 669 ق.م.ا. شخص تهدیدکننده مبار اصلی جرم می باشند و به طور مستقیم در جرم تهدید نقش داشته، بنابراین پاسخ به اینکه مجازات تهدیدی که هم مصداق ماده 43 و هم ماده 669 ق.م.ا. می باشد می‌توان گفت عمل مذکور تعدد معنوی جرم می باشد در واقع هرچند با یک تهدید 2 عنوان مجرمانه تحقق پذیرفته است: معاونت در جرم ارتکابی و جرم خاص تهدید؛ ولی با این حال عناوین مذکور مشمول حکم ماده 46 ق.م.ا. تعدد معنوی جرم می‌شود و به مجازات اشد محکوم می‌گردد.

دیدگاه سوم:
دیدگاه دیگر این است که تهدید در بعضی از موارد از شمول معاونت خارج می‌شود و جرم خاصی تلقی می‌گردد. مانند ماده 669 ق.م.ا. قانونگذار در این ماده تهدید را از حالات معاونت خارج نموده و به عنوان یک جرم خاص تلقی می‌نماید. در این فرض شخص تهدیدکننده مباشر اصلی جرم است ومعاون نمی‌تواند باشد. تهدیدی که مصداق معاونت است در ماده 43 ق.م.ا. به طور عام و کلی در خصوص هر جرم مصداق پیدا می‌کند. در واقع به طور ضمنی جرمی به وقوع بپیوندد که تا شخص تهدیدکننده عنوان معاون جرم به خود گیرد بنابراین اگر تهدید از مصادیق ماده 669 و 43 قانون مجازات اسلامی محسو

پایان نامه رشته حقوق درباره : نظام عدالت کیفری

نوعی تهدید برای تهدیدکننده به حساب می‌آید. برای نمونه می‌توان به موردی اشاره داشت که مردی پس از رابطه‌ی نامشروعی با زن شوهرداری با حضور خود درب منزل وی و با نشان دادن خود به همسر زن و مراوده با او زن را بدین نحو تهدید به افشای رابطه‌ی نامشروع نموده و حق سکوت می‌خواهد. در واقع علی‌رغم اینکه چنین تهدیدی به صراحت از سوی فرد ابراز نشده ولی با توجه به اوضاع و احوال حاکم به قضیه چنین تهدیدی قابل بداشت و استنباط می‌باشد. تهدید ضمنی در عمل بسیار گسترده‌تر از تهدید صریح می‌باشد. اهمیت این نوع از تهدید زمانی آشکار خواهد شد که بدانیم تهدید صمتی به همان اندازه صریح و علنی و حتی بیشتر از آن برای افراد موثر واقع می‌شود.

ب) تهدید ساده، دستوری یا شرطی
به تهدیدی اطلاق می‌گردد که تهدیدکننده صرف نظر از اینکه خواسته و اوامری از تهدیدشونده داشته باشد و او را وادار به انجام عمل و ترک علمی نماید وی را مورد تهدید قرار می‌دهد. در واقع دراین نوع از تهدید، صرف تهدید مخاطب مورد نظر و مطلوب تهدیدکننده می‌باشد. به عبارت دیگر تهدید سازده و ناب تهدیدهایی است که همراه با دستور و با شرطی نباشد. در حقوق ایران قانونگذار در ماده 669 ق.م.ا. با آوردن عبارت (اعم از اینکه بدین واسطه تقاضای وجه یا مال یا تقاضای انجام امر یا ترک فعلی را ننموده باشد) حرف تهدید و در واقع تهدید ساده و ناب را پیش‌بینی و مدنظر قرار داده است.
ب) تهدید ساده و دستوری یا شرطی
از اقسام دیگر تهدید، تهدید دستوری یا شرطی می‌باشد هنگامی که اعمال تهدید همراه و توأم با دستور و شرط باشد تهدید ارتکابی معمولاً شدت خاصی یافته و ترس و وحشت و فشار روانی زیادی بر تهدید شونده تحمیل می‌گردد. تهدید دستوری در واقع به تهدیدی اطلاق می‌‌گردد که تهدیدکننده علاوه بر اعمال تهدید از تهدید شونده درخواست اجرای اوامر و دستوراتی را نیز می‌نماید.
در این نوع از تهدید، تهدید کننده اجرا و عملی ساختن تهدیدات خود را موکول به عدم اجابت و پاسخ به خواسته‌هایش از طرف تهدید شونده می‌کند. اکثر قریب به اتفاق تهدیدات ارتکابی توام با دستور می‌باشد و معمولاً تهدیدات دستوری شدیدتر از تهدیدات ساده و فاقد دستور می‌باشد.
در حقوق ایران، تهدید دستوری نیز در ماده 669 ق.م.ا. مدنظر قرار گرفته است. به عبارت دیگر قانونگذار با بیان عبارت (تقاضای وجه یا مال یا انجام امر یا ترک فعل نموده باشد) تهدید دستوری را پیش‌بینی نموده است نکته‌ای که در این خصوص حائز اهمیت است این مطلب است که تهدید بدون تقسیم‌بندی ساده و دستوری به طرق مطلق در ماده 669 ق.م.ا. جرم‌انگاری شده است و بین تهدید ساده و تهدیدی که توأم با دستور باشد و مجازات متناسب با هریک از این‌ها تمایزی وجود ندارد، البته در صورتی که تهدید ارتکابی توام با دستور یا تقاضایی باشد می‌تواند به عنوان کیفیات مشدده مورد توجه قرار گیرد.

ج) تهدید بزه دیده در فرایند دادرسی
طبق قاعده کلی تا زمانی که جرمی ارتکاب نیافته مفهومی به نام بزه دیده و بزهکار قابل تصور نمی‌باشد. در این مرحله است که شخص متحمل جرم و آثار زیانبار می شود و می‌توان نام بزه دیده بر آن گذاشت. بزه دیده یکی از بازیگران صحنه‌ی مجرمانه است که باید به عنوان یکی از ارکان پدیده مجرمانه به طور خاص مورد بررسی و توجه قرار گیرد. مطالعه و اصولاً توجه به بزه دیده چه از منظر علمی صرف و چه از دیدگاه حقوقی در چارچوب نظام عدالت کیفری از اهمیت خاصی برخوردار می‌باشد. زمانی که بزه ارتکابی به طور اساسی به مصالح خصوصی بزه دیده لطمه وارد سازد و نقش عمومی جامعه آسیب‌ زیادی نبیند حکم تعقیب بزهکار به خواست و اراده زیان دیده از جرم متوقف می‌گردد. چنین بزه‌دیده‌ای ممکن است به نظام عدالت کیفری متوسل شود که در این حالت شاکی نامیده می‌شود.
به عبارت دیگر شکایت شاکی به ویژه در چارچوب قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری و با توجه به گسترده بودن مفهوم حق‌الناس در حقوق اسلامی می‌تواند از اهمیت خاصی برخوردار باشد. از طرفی در جرایم قابل گذشت وفق ماده 727 قانون مجازات، اسلامی شکایت شاکی برای تعقیب متهم از سوی دادسرا ضروری است. همچنین وفق بند الف ماده 65 قانون آیین دادرسی کیفری، یکی از جهات قانونی برای شروع به تحقیقات و رسیدگی شکایت شاکی می‌باشد. بنابراین با درنظر گرفتن این نکته که در اکثریت نظام‌های حقوقی برخی جرایم صرفاً با شکایت شاکی (بزه دیده) شروع می‌شود و نقش بزه دیده چنین جرایمی و اقدام به طرح شکایت از جانب وی نقطه‌ی آغازین رسیدگی نظام عدالت کیفری می‌گردد، لذا بسیاری از بزهکاران با آگاهی از این نقش بزه دیدگان، تمامی تلاش خود را برای سکوت و انفعال آن‌ها به کار می‌برند، برخلاف تصور عادی مبنی بر اینکه کشمکش میان بزه‌دیده و بزهکار مدتی پس از وقوع جرم ادامه می‌یابد، بزهکاران معمولاً از همان زمان وقوع جرم تمامی تلاش خود را برای جلوگیری از گزارش جرم توسط بزه‌دیده به پلیس به کار می‌برند، بنابراین از همان زمان وقوع جرم، بزه دیده را تهدید به عدم گزارش جرم می‌نمایند و در برخی موارد نیز اگرچه در زمان وقوع جرم تهدیدی صورت نگرفته است اما بلافاصله پس از آن احتمال تهدید بزه دیده وجود دارد. تهدید بزه دیدگان اگر در این مرحله با موفقیت انجام گرید درصد زیادی از بزه‌دیدگان در همان اوایل وقوع جرم از همکاری با نظام عدالت کیفری باز می‌ماند.
احتمال توسل به تهدید بزه دیدگان زمانی قوت می‌گیرد که عوامل دیگری مانند شناسایی بزهکاران توسط بزه دیده، گزارش جرم توسط این افراد به پلیس و دستگیری متهم این ذهنیت را در مرتکب ایجاد می‌کند که جمیع این عوامل می‌تواند منجر به محکومیت وی به مجازات گردد. از طرفی عواملی مانند خشونت‌آمیز بودن جرم ارتکابی، شناسایی مجرم توسط بزه‌دیده، گزارش جرم توسط بزه‌دیده، آسیب‌پذیر بودن بزه دیدگان.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در برابر تهدید و وجود رابطه خویشاوندی و آشنایی میان بزه دیده و بزهکار می‌تواند موجب افزایش تهدید بزه‌دیدگان گردد .
در حقوق کیفری ایران، تهدید بزه دیدگان به منظور عدم طرح شکایت و یا استرداد شکایت آن موضع حکم جرم خاصی قرار گرفته است و صرفاً در موارد خاصی تهدید جرم انکاری شده است. که د راین میان صراحتی در مورد تهدید بزه‌دیدگان در فرایند دادرسی مشاهده نمی‌گردد. بنابراین در این خصوص ناگزیر باید به مقررات حاکم بر جرم تهدید که در مواد 668 و 669 ق.م.ا. مقرر شده است مراجعه نمود. هرچند ممکن است گفته شود که همین مقدار از حمایت کافی است و نیازی به جرم‌ شناختن خاص تهدید بزه‌دیده نیست، ولی در پاسخ می‌توان استدلال نمود که هرچند به نظر می‌رسد که در ماده 669 ق.م.ا. واژه «دیگری» به طور عام و مطلق ذکر شده و به دلیل اطلاق آن شامل کلیه افرادی که به هر نحو مورد تهدید قرار می‌گیرند علی‌الخصوص بزه‌دیدگان می‌شود ولی با بررسی جامع‌تر و بنا به دلایل زیر لزوم جرم‌انگاری تهدید بزه‌دیدگان بسیار ضروری به نظر می‌رسد.

اولاً: با توجه به قید اعم از اینکه بدین واسطه تقاضای وجه یا مال یا تقاضای انجام امر یا ترک فعلی را نموده یا ننموده باشد در ماده 669 ق.م.ا. به نظر می‌رسد که در توصیف عمل مذکور نتیجه لحاظ نشده و صرف تهدید مطلق جرم می‌باشد، در حالی که بر فرض وجودجرمی خاص تحت عنوان تهدید بزده دیده چنین جرمی مقید به این است که تهدید باید مانع از مراجعه بزه‌دیده یا انحراف او از شکایت گردد.
ثانیاً: جرم‌انگاری خاص در این زمینه این پیام را به بزه دیدگان القاء می‌نماید که جان و مال امنیت آنها به مدتی برای قانونگذار حائز اهمیت است که مبادرت به حمایت رسمی از نوع حمایت کیفری از آن نموده است. این امر در افزایش احساس اعتماد و همکاری بزه دیدگان با نهادهای عدالت کیفری بسیار مفید به نظر می‌رسد.
ثالثاً: وجود جرمی مستقل و با مجازات متناسب در مجموعه قواعد جرم‌انگاری خاص تهدید بزه دیدگان اثرات منفی بر نظام قضایی و پلیس در خصوص برخورد با این پدیده داشته است زیرا مرتکبین احتمالی با ملاحظه برخورد شدید قانونگذار کمتر به تهدید بزه‌دیدگان مبادرت خواهد نمود.
به نظر می‌رسد با توجه به دلایل فوق‌الذکر، تمهیداتی در خصوص حمایت از بزه‌دیدگان در برابر هرگونه تهدید در لایحه آ.د.ک. مقرر گردیده ماده 7-123 این لایحه اشعار می‌دارد: «بازپرس می‌تواند در صورت ضرورت و به منظور حمایت از بزه‌دیده و خانواده او در برابر تهدیدات احتمالی برخی از اقدامات احتیاطی را به ضابطان دادگستری دستور دهد در این صورت ضابطین دادگستری مکلف به انجام دستورات و ارائه گزارش به بازپرس می‌باشند». همچنین طبق ماده 11- 123 بازپرس مکلف است در مواردی که دسترسی به اطلاعات فردی بزه‌دیده از قبیل نام، نشانی، شماره تلفن، احتمال خطر و تهدید جدی علیه تمامیت جسمانی و حیثیت وی را به همراه داشته باشد تدابیر مقتضی را برای جلوگیری از این دسترسی اتخاذ کند. این امر در مرحله رسیدگی در دادگاه نیز به تشخیص رئیس دادگاه و با مصالح بزه‌دیده قابل اعمال است.
بنابراین در حال حاضر اگر بزه‌دیده یا شاکی مورد تهدید قرار گیرند و هدف از تهدید این افراد عدم طرح شکایت و یا انحراف آنان از شکایت و عدم پیگیری شکایت باشد در خصوص جرایم ارتکابی علیه آنان عمل ترکیب مسئول ماده 669 ق.م.ا. بوده و قابل مجازات می‌باشد. البته تهدید ارتکابی بدین نحو می‌تواند به عنوان کیفیات مشدده مورد توجه دادگاه قرار گیرد.

د) تهدید مطبوعاتی و انتخاباتی
وجه غالب زمینه حقوق مطبوعاتی به حقوق و آزادی عقیده و بیان مربوط می‌شود. تاریخ مطبوعات نشان دهنده این عنصر موضوعی است، چون مطبوعات همیشه به عنوان پشتیبان آزادی عقاید سیاسی، مذهبی، ادبی، فلسفی تلقی شده و همواره به عنوان یک پدیده آرمانی مورد توجه بوده است. آزادی بیان حقی است طبیعی که همه افراد آدمی بنا به موجودیت انسانی به طور برابر از آن برخوردارند و به موجب آن در بیان اندیشه و فکر خود تا آنجا که موجب نقص حقوق طبیعی دیگران و اصول ارزشی مورد احترام جامعه نشوند مجاز می‌باشند. امروزه یکی از معیارهای آزادی و علی‌الخصوص آزادی بیان آزادی مطوبعاتی است. در سال‌های اخیر چه در سطح داخلی و چه در سطح بین‌المللی یکی از بزرگترین چالش‌های نظام جمهوری، آزادی مطبوعات و حدود آن بوده است. آزادی مطبوعات به طور خاص نشر آزاد روزنامه بدون هیچ گونه محدودیت و نظارت قبل از انتشار، عدم توقیف تعطیلی خودسرانه پس از انتشار و پیش‌بینی دقیق ضوابط و مسئولیت قانون نشریات و رسیدگی به تخلفات و جرایم احتمالی آنان در دادگاههای عادی و با حضور هیأت منصفه را شامل می‌شود.
به رغم وجود مقررات گوناگون و انواع نظارت‌ها در مورد محتوی مطبوعات آن چه که رسماً در قوانین کشورها تثبیت شده است اصل آزادی مطبوعات است که امروزه به طور گسترده آزادی بیان و اطلاع‌رسانی و ارتباطات را شامل می‌شود. بدیهی است که این آزادی نمی‌تواند مطلق باشد و با توجه به ورزش‌های قابل قبول هرنظام لزوماً محدودیت‌هایی را می‌طلبد تا از تعرض به منافع عمومی و یا حقوق فردی اشخاص جلوگیری شود. این مهم مورد توجه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته و اصل 24 در این خصوص اشعار می‌دارد: «نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر این که مطالب مخل به مبانی اسلام و یا حقوق عمومی باشد». اولین منطقه ممنوعه برای آزادی بیان مسائل اخلاقی و حرمت انسانی و شخصیت انسان می‌باشد. همان‌طور که عقل انسانی آزادی بیان را جزء حقوق طبیعی او تلقی می‌کند. همین قل نیز تأیید می‌کند که آن منوط به عدم تعارض با اصول و مبانی اخلاقی و حرمت اشخاص می‌باشد.
حریم اخلاق و حرمت انسان به عنوان منطقه ممنوعه برای

پایان نامه رشته حقوق درباره : قصد مجرمانه

گردد زیرا در امر دائر است بین ارتکاب قتل غیر (فعل حرام) یا ترک حفظ نفس خود (فعل واجب) و چون ترجیحی برای یکی از این دو نیست، لذا مکره مخیر است. او می‌تواند اقدام به قتل غیرکند و یا خود را به کشتن دهد، در این صورت چنانچه اقدام به قتل مکره علیه کند، نمی‌توان او را قصصا کرد، بلکه خون مسلمان نباید هدر رود و مکره می‌باید دیه بپردازد.
این حکم در صورتی اختصاص دارد که اکراه شونده عاقل باشد. حال اگر اکراه شونده دیوانه یا طفل غیرممیز باشد هیچ یک مستحق قصاص نبوده، بلکه دیه را می‌بایست عاقله آنان پرداخت و اکراه کننده به حبس ابد محکوم خواهد شد.
با توجه به این توضیحات، قانونگذار جمهوری اسلامی ایران در ماده 4 قانون حدود و قصاص سابق تنها اشاره به «وادار کردن کسی به قتل دیگری» نموده و می‌گوید: «اکراه مجوز قتل نیست. بنابراین اگر کسی را وادار به قتل کنند نباید مرتکب شود و اگر مرتکب شد قصاص می‌شود و اکراه کننده به حبس ابد محکوم می‌گردد» در صورتی که در ماده 211 قانون مجازات اسلامی جدید به منظور رد استدلال مخالفین عبارت «یا دستور به قتل دیگری» را اضافه و اکراه در قتل او به نحو زیر اصلاح نمود:
«اکراه در قتل و یا دستور به قتل دیگری مجوز قتل نیست، بنابراین اگر کسی را وادار به قتل دیگری کنند یا دستور به قتل رساندن دیگری را بدهند، مرتکب قصاص می‌شود و اکراه کننده و آمر، به حبس ابد محکوم می‌گردند.
تبصره 1- اگر اکراه شونده طفل غیرممیز یا مجنون باشد، فقط اکراه کننده محکوم به قصاص است.

تبصره 2- اگر اکراه شونده طفل ممیز باشد نباید قصاص شود، بلکه باید عاقله او دیه را بپردازد و اکراه کننده به حبس ابد محکوم است».
خلاصه بحث اینکه تهدید از مصادیق اکره می‌باشد که می‌بایستی این تهدید غیرمشروع و غیرقابل تحمل باشد تا اکراه مجوز جرم شناخته شود البته اگر تهدید به حد الحاء (انجام) برسد موضوع از مصادیق احیاء خواهد شد. در احیاء فرد مجبور، نه اراده و اختیار و نه رضایت دارد در حالی که در اکراه، فرد مکره فقط طیب نفس ندارد لکن اراده و اختیار دارد.

د) رابطه‌ی تهدید با اخاذی
اخای از واژه فرانسوی chantage و از حقوق فرانسه اقتباس شده است و در لغت به معنای زورگیری، باج‌گیری، اخذ مال یا چیزی به زور و عنف و تهدید است. در اصطلاح به معنای گرفتن پول، سند و غیره از مردم با جبر و تهدید می‌باشد.
اخاذی جلوه‌ی روشنی از عنصر تهدید است، توسل به غلبه به روز و قهر اگر منتهی به تحصیل وجه و یا مال یا سند و نوشته گردد اخاذی است و اگر صرفاً متوجه تهدید به قتل یا ضرر به جان، مال و شرف گردد تهدید محض است. تنها حصول نتیجه مجرمانه عناصر و ارکان تشکیل‌دهنده تهدید و اخاذی را از یکدیگر متمایز می‌سازد و عنصر قانونی جرم اخاذی ماده 669 ق.م.ا. می‌باشد که ماده‌ای عام در خصوص تهدید و اخاذی می‌باشد. عنصر مادی جرم اخاذی از دو بخش تشکیل شده است: یک بخش از آن مربوط به تهدید است بدین صورت که شخص با ترسانیدن طرف مقابل به هر آنچه که برای وی زیانبار و ناخوشایند است او را وادار به تسلیم در برابر خواسته‌هایش می‌نماید. برای تحقق جرم اخاذی مطلق تهدید کفایت نمی کند بلکه این تهدید بنا به تصریح ماده 669 باید در یکی از موارد تهدید به قتل، تهدید به ضررهای نفسی، شرافتی یا مالی و یا تهدید به افشای سر نمود، پیدا کند. بخش دیگر آن این است که تهدید ارتکابی به صورت فوق‌الذکر باید همراه با تقاضای وجه یا مال یا انجام کار یا ترک عملی باشد جرم اخاذی محقق می‌شود و در صورت عدم تقاضا، تهدید صرف خواهد بود و نمی‌توان به آن نام اخاذی نهاد. اخاذی از جمله جرایم عمدی است و همچون سایر جرایم عمدی باید با آگاهی و اراده همراه باشد. همچنین تحقق عنصر روانی این جرم مقید به تحصیل منفعت مادی نامشروع از ناحیه تهدیدکننده عالم و آگاه به تهدید است، بنابراین اجزای عنصر روانی جرم اخاذی موکول به تحقق عمد عام در انجام آگاهانه عمل تهدید از جانب مرتکب نسبت به طرف جرم و یا بستگان اوست برای بدست آوردن مال یا وجوهی که مستحق دریافت آن نیست (عمد خاص).
برای نمونه اگر کسی که از دیگری طلبی داشته باشد و از هیچ راهی موفق به اخذ آن مال نشود چنانچه این فرد از راه تهدید مال خود را اخذ کند مشمول جرم اخاذی خواهد بود همچنان که رأی شماره 682/8431 مورخ 21/3/1316 دیوان عالی کشور مؤید این مطلب است.
دو جرم تهدید و اخاذی با همه‌ی شباهت‌هایی که با هم دارند، دو عنوان مستقل می‌باشند با اجزا و ارکان خاص خود. از تمایزات این دو جرم می‌توان به لزوم سوء نیت خاص و تحقق نتیجه‌ی محرمانه در جرم اخاذی اشاره کرد در حالی که برای تحقق جرم تهید، حرف تهدید کفایت می کند و نیاز به حصول نتیجه‌ی مجرمانه نیست.
با توجه به سوابق قانونی مشخص می‌گردد که قانونگذار تعریف روشنی برای جرم اخاذی ارائه ننموده است و در واقع اخاذی نیز عنصر قانونی خود را به طور عاریتی از عنوان تهدید و اکراه کسب کرده است. در واقع قانونگذار با قراردادن اخاذی در دایره شمول تهدید و اکراه همان نتایج و ارکان قانونی مورد نظر را بر جرم اخاذی مترتب نموده و صرف‌نظر از ابهامات مذکور و نارسایی در تعریف وجه تمایز حاصل از حیثیت مجازات روشن نبوده است بنابراین قانونگذار با تعمیم مجازات تهدید و اکراه بر اخاذی استنباط شخصی را جایگزین استنباط نوعی و قانونی قرار داده است و دست قاضی را در اتخاذ عنوان مجرمانه با هر یک از عناوین تهدید، اکراه و اخاذی باز گذاشته است.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مبحث دوم: روش‌ها و اقسام
گفتار اول: روش‌ها
الف) تهدید کتبی
در این نوع از تهدید، فرد با استفاده از نوشته، متن یا سند مکتوبی طرف خود را به انجام عمل مجرمانه یا انجام عملی که تهدید شونده راضی به انجام آن نیست مورد تهدید قرار می‌دهد. در مورد نوشته قانون اطلاق دارد، بنابراین فرقی نمی‌کند که نوشته چاپی یا دستنویس، به زبان و با خط فارسی باشد یا غیر از آن همچنین با امضاء یا بی‌امضاء بودن نوشته موثر در تهدید نیست ولی در هر حال نوشته باید قابلیت انتساب بر تهدید شونده را داشته باشد.

تهدید کتبی می‌تواند به صورت رسمی باشد یا غیررسمی، همچنین تهدید کتبی می‌تواند به صورت درج در روزنامه یا محله و نشریات صورت گیرد.
تهدید کتبی می‌تواند به صورت فعل یا ترک فعل باشد یعنی می‌تواند دائر بر انجام کار یا تقاضایی باشد یا به صورت ترک فعل یا خودداری از انجام کار و… . در تهدید کتبی فرقی نمی‌کند که تهدید کننده نوشته را شخصاً و به طور مستقیم به فرد تهدید شونده بدهد یا به وسیله شخص دیگر و به صورت غیرمستقیم توسط پست یا ارسال یک پیامک یا از طریق نمابر (فاکس) در اختیار تهدید شونده قرار دهد.
تهدید به وسیله تصویر، علامت، رسم و نقاشی را باید شکل دیگری از تهدید کتبی پنداشت زیرا اولاً در خصوص تهدید به وسیله این موارد در حقوق ایران متنی وجود ندارد، ثانیاً اگر وسایل فوق‌الذکر از مصادیق کتابت نباشد به طریق اولی شفاهی نیز نخواهد بود ثانیاً تهدید به وسایل مذکور تهدید عملی نیز محسوب نمی‌شود.
نوع خاصی از تهدید از تهدید نوشتاری و کتبی که موضوع جرایم سایبری نیز قرار گرفته است، تهدید از طریق دستگاههای کامپیوتری و اینترنت است که تهدید کننده با دستیابی به اطلاعات و اسرار محرمانه و سری اشخاص از طریق نفوذ شبکه‌های کامپیوتری صاحبان آن اطلاعات را مورد تهدید قرار می‌دهد (موضوع ماده 15 و 17 جرایم رایانه‌ای).

ب) تهدید شفاهی
در این نوع از تهدید ابراز قصد ارتکاب جرم به وسیله لفظ است. تهدید شفاهی ممکن است همراه با تقاضا یا امر به انجام کار یا خودداری از انجام کار باشد. در تهدید شفاهی علنی بودن شرط نیست و حتی در غالب شخص مخاطب می‌توان فرد را مورد تهدید قرار داد و این جرم محقق می‌شود. تهدید شفاهی معمولاً در زمانی پیش می‌آید که مرتکب دستخوش هیجانات عاطفی یا خشم قرار می‌گیرد. در واقع تهدید شفاهی بیشتر در درگیری‌ها و مشاجره‌های لفظی دیده می‌شود. تهدید شفاهی می‌تواند به صورت غیرمستقیم واقع شود، بدین صورت که مطلب تهدید آمیز به شخص گفته شود با علم براینکه وی آن را به شخص موردنظر تهدیدکننده منعکس خواهد نمود.
تهدید ارتکابی به وسیله رادیو، تلویزیون و نوار کاست را باید از مصادیق تهدید شفاهی به شمار آورد زیرا این‌گونه وسایل، زبان و شفاهاً انجام می‌گیرد و به تهدید شونده عرضه می‌شود و او را تحت تأثیر قرار می‌دهد. تهدید شفاهی از طریق تلفن وقتی عنصر مادی جرم تهدید را تشکیل می‌دهد که مکالمه تلفنی از طریق اداره مخابرات کنترل شود و مرتکب شناسایی گردد. در ضمن تهدید تلفنی ممکن است به صورت مزاحمت تلفنی باشد که در این صورت موضوع مصداق تعدد معنوی قرار می‌گیرد.

ج) تهدید تصویری
در تهدید تصویری تهدید کننده با استفاده از تصاویر و تمثال و شمایلی که از آن برداشت می‌شود تهدید شونده را مورد تهدید قرار می‌دهد. تهدید تصویری می‌تواند در غالب یک کاریکاتور، مجسمه، دیسک کامپیوتری و یا عکس و فیلم صورت گیرد و فرد را مورد تهدید قرار دهد.
در خصوص تهدید تصویری می‌توان به موردی اشاره داشت که مردی با برقراری رابطه‌ی جنسی نامشروع با زنی اقدام به فیلمبرداری و عکسبرداری از این رابطه نمود و این آثار مستهجن را دستمایه تهدید زن به منظور سوء استفاده جنسی قرار داده است.

بنابراین در تهدید تصویری، تهدیدکننده به زبان تصویر تهدید شونده را تحت فشار قرار داده تا وی در اثر تهدید به خواسته‌ او تن دهد.

د) تهدید عملی
در این نوع از تهدید فرد برای آنکه به اهداف موردنظر دست یابد اعمال و اقدامات عملی و مستقیم و بی‌واسطه روی شخص مخاطب انجام می‌دهد. در واقع جسم و تمامیت فیزیکی شخص را هدف می‌گیرد و آن را وسیله تهدید قرار می‌دهد. برای نمونه می‌توان به موردی اشاره داشت که تهدیدکننده با قرار دادن اسلحه بر روی شقیقه‌ی فردی او را وادار به برقراری رابطه جنسی با خود بنماید و یا با گذاشتن چاقو بر روی گردن شخصی او را تهدید به مرگ می‌نماید.
تهدید عملی با توجه به اعمال و اقداماتی که مرتکب به منظور تهدید فرد به کار می‌برد خطرناک‌ترین نوع تهدید می‌باشد و به دلیل خشونت آمیز بودن این‌گونه تهدید ضمانت اجراهای بسیار شدیدی نیز نسبت به آن اتخاذ می‌شود.

گفتار دوم: اقسام و انواع
الف) تهدید صریح و ضمنی
یکی از اقسام جرم تهدید، تهدید صریح است به طور معمول مرتکب در این نوع تهدید، قصد مجرمانه خود را به صراحت اعلام می‌کند. تهدید صریح زمانی رخ می‌دهد که شخص به طور مستقیم دست به اقداماتی برای تهدید کردن افراد می‌زند، در واقع در این نوع تهدید صراحت فردی مورد تهدید قرار می‌گیرد. متداول‌ترین و در عین حال ساده‌ترین وسیله ابراز تهدید الفاظ می‌باشد. بدین صورت که تهدید به وسیله گفتار و شفاهاً صورت بگیرد. از طرفی اعلام صریح تهدید به وسیله نوشته و کتباً نیز امکان‌پذیر می‌باشد. در واقع در این گونه تهدید مرتکب باید اعمال و اقداماتی به کار گیرد که به وضوح و به طور صریح تهدید از آن برداشت شود مانند این که شخصی به فردی بگوید که امروز تو را خواهم گشت یا با ارسال یک پیامک فردی را تهدید به ایراد ضرب و جرح نماید به عبارت دیگر صرف اعمال و اقدامات مرتکب باید خود گویای تهدید ارتکابی از ناحیه مرتکب باشد و تهدیدکننده به وضوح تهدید صورت گرفته را حس و درک کند.
تهدید ضمنی
از اقسام دیگر جرم تهدید، تهدید غیرصریح و در واقع تهدید ضمنی می‌باشد. این نوع از تهدید دربردارنده حالت‌هایی است که تهدید واقعی اما به صورت بیان نشده‌ای علیه افراد صورت می‌گیرد. به عبارت دیگر در این نوع تهدید اقداماتی صریح از طرف تهدیدکننده صورت نمی‌گیرد ولی اوضاع و احوال و قراین نشانگر

پایان نامه رشته حقوق درباره : مسئولیت کیفری

ن مجازات اسلامی محسوب گردد باید این گونه تهدید را دو تهدید جداگانه درنظر گرفت، یعنی با اینکه یک تهدید ارتکاب یافته است ولی چون دو نتیجه حاصل شده و موضوع در دو ماده متفاوت پیش‌بینی شده است پس عمل مذکور عنوان تعدد مادی به خود گرفته و مجازات آن دو جرم با هم جمع شود بر این دیدگاه نیز این ایراد اساسی وارد است که چگونه یک تهدید واحد می‌تواند دو عمل مجرمانه محسوب شود و مشمول تعدد مادی قرار گیرد. بنابراین با توجه به تجزیه و تحلیل دیدگاههای فوق‌الذکر به نظر می‌رسد دیدگاه دوم بیشتر با واقعیت منطبق است زیرا تعدد معنوی در خصوص تهدید واقع شده بیشتر مصداق پیدا می‌کند. در واقع در صورتی که تهدید ارتکاربی هم از مصادیق معاونت در جرم و ماده 43 ق.م.ا. باشد و هم از مصادیق جرم تهدید (ماده 669ق.م.ا.) موضوع تعدد معنوی بوده و مرتکب به مجازات اشد محکوم می‌شود.

ب) رابطه‌ی تهدید مدنی با تهدید جزایی
تهدید مدنی و جزایی علی‌الرغم نقاط مشترک از جمله تأثیر و فشار بر اراده اکراه شونده برای انجام معامله در حقوق مدنی و یا اقدام بر امری مجرمانه برخلاف رضای واقعی در حقوق جزا دارای ویژگی‌ها و عناصر خاص خود می‌باشد که سبب افتراق این دو از یکدیگر شده است. عناصر تهدید در ح مدنی عبارت است از اولاً وعده انجام عملی و یا اعمالی به ضرر کسی که او را در آتیه دچار ضرر خواهد کرد ثانیاً وعده مذکور باید برحسب طبیعت خود نوعاً در شخص عاقل متعارف و به لحاظ سن، شخصیت و اطلاق جنس تأثیرگذار باشد و میزان تهدید ممکن است به قدری باشد که امکان قص انشاء را هم سلب کند و از طرفی علم تهدید شونده به علم توانایی تهدیدکننده در اجرای تهدید مانع از تحقق نیست. در حقوق جزا نیز تهدید دارای عناصر منحصر به فردی می‌باشد. از جمله اینکه تحقق تهدید به خصوصیت روحی – جسمی، سن شخصیت، اخلاق و جنس تهدید شونده مرتبط می‌باشد. دیگر آن که امری که تهدیدکننده انجام آن را از تهدید شونده انتظار دارد باید برخلاف قانون باشد و از طرفی تهدید فقط به صورت عمدی متصور است و تهدید غیرعمدی وجود ندارد و تهدید ممکن است نسبت به جان، مال شرف و حیثیت تهدید شونده وارد شود.
با توجه به مطالب فوق‌الذکر بین تهدید مدنی و تهدید جزایی تمایزاتی وجود دارد از جمله:
الف) در تهدید مدنی قصد از تهدیدکردن علی‌الاصول ضرر مالی است که متوجه تهدید شونده می‌شود به ضرر نفسانی و جسمانی و شرفی. در حالی که تهدید جزایی قصد مرتکب می‌تواند از ضرر مالی باشد یا شرفی، نفسی، حتی افشای سر.
ب) در تهدید مدنی ممکن است تهدید شونده پس از تهدید ارتکابی در اقدام ارادی و با رضایت کامل با تنفیذ خود به عمل انجام شده در آن وضعیت آثار قانونی ببخشد و نظرش را بر بقای عمل حقوقی اعلام کند در حالی که در تهدید جزایی رضایت تهدید شونده به عمل تهدیدکننده آثار قانونی نمی‌بخشد زیرا نفس تهدید و گرفتن وجه یا مال یا سند غیرقانونی است. فقط ممکن است با توجه به قابل گذشت بودن این جرم با توجه به ماده‌ی 727 ق.م.ا. از خصوصیات و امتیازات مرتبط با جرایم قابل گذشت بهره‌مند گردد.
ج) تهدید مدنی در معاملات صورت می‌گیرد یعنی باری انشای عمل حقوقی به کار گرفته می‌شود در حالی که تهدید جزایی در غیر مورد معامله واقع می‌شود، یعنی تهدیدکننده در ازای مطالبه مال یا سند و یا… اصولاً وعده پرداخت نمی‌دهد در حالی که در تهدید مدنی تهدیدکننده در مقابل تهدید شونده عوض دهد.

ج) رابطه‌ی تهدید با اکراه و اجبار
تهدید به جهت اخلال و تشویشی که در اراده شخص ایجاد می‌نماید ممکن است با اکراه یا اجبار خلط گردد بدین سبب در این مبحث رابطه تهدید با اکراه و اجبار مورد بررسی قرار می‌گیرد.
اجبار از ماده‌ی جبر است. این واژه در زبان فارسی به معنی وسیعی استعمال می‌شود و بعضاً هم به معنی اکراه و اضطرار نیز به کار می‌رود ولی محققاً معنی آن با اکراه و اضطرار متفاوت است.

به طور کلی مراد از اجبار آن است که عاملی اعم از انسانی یا غیرانسانی دیگری را وادار سازد که بدون اختیار، کاری را انجام ندهد و وظیفه‌ای را ترک کند. در مسائل جزائی، اجبار به هر علتی اطلاق می‌شود که باعث سلب اراده مرتکب جرم شده و قابلیت انتساب نتیجه ی مجرمانه را به مرتکب آن، از بین برد و از این حیث یکی از عوامل قانونی زوال مسئولیت کیفری محسوب می‌شود.
یکی از شروط تکلیف اختیار است یعنی کسی را می‌توان به حفظ و احترام جان و مال، عرض و ناموس مردم مکلف ساخت که در افعالش مختار باشد. قانونگذار داشتن اختیار را در ارتکاب جرایم مستلزم حد (مواد 64 و 111 و 130 و 166 ق.م.ا.) شرط ثبوت مجازات دانسته است. در مورد سرقت نیز مجازات را در صورتی روا داشته است که سارق با تهدید و اجبار وادار به سرقت نشده باشد (بند 3 ماده 198). به همین ترتیب در جرایم موضوع مجازات‌های تعزیری و بازدارنده، حکم به معافیت از مجازات کسانی داده است که بر اثر اجبار و اکراه که عادتاً قابل تحمل نباشد مرتکب جرم شده‌اند، بنابراین اختیار و اجبار و یا مختار و مجبور واژه‌هایی است که در مقررات کیفری مقابل یکدیگر و هریک در بیان حالتی از احوال آدمی به کار رفته است.
اختیار در لغت به معنای آزادی عمل و قدرت بر انجام دادن کار به اراده خویش تعریف شده است. مختار نیز کسی است که آن چه خواسته است برگزیند، لذا اگر ارتکاب جرم نتیجه خواست فاعل نباشد و اراده او بر ارتکاب فعل مذکور استقرار نیافته باشد و اراده او بر ارتکاب فعل مذکور استقرار نیافته باشد جرم را نمی‌توان به حساب او گذاشت و از او مؤاخذه کرد زیرا فاعل مجبور فاقد مسئولیت کیفری است.
مصادیق اجبار، شامل اجبار مادی و معنوی نیز خواهد شد:
الف) اجبار مادی و اقسام آن:
به طور کلی به هر علتی اطلاق می‌شود که موجب اختلال عام در اراده و قصد مرتکب جرم شود علت اجبار مادی ممکن است داخلی باشد یا خارجی.
1) اجبار مادی داخلی: معمولاً از تظاهر خصوصیات جسمی و ارگانیسم مرتکب جرم نشأت می‌گیرد، مانند کسی که تحت تأثیر خستگی زیاد به خواب رفته بدون اختیار مرتکب جرم شود.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2) اجبار مادی خارجی: مقصود از این اجبار آن است که عامل خارجی باعث سلب قدرت اراده و قصد مرتکب، شود این عوامل، ممکن است ناشی از حوادث طبیعی، چون طوفان و سیل، زلزله و امثال آن باشد که مثلاً مانع حضور به موقع شاهدی در دادگاه شوند.

ب) اجبار معنوی و اقسام آن:
به طور کلی اجبار معنوی به عواملی اطلاق می‌شود که روان مرتکب را مختل ساخته او را مجبور به ارتکاب جرم می‌کند. علت معنوی اجبار هم ممکن است داخلی یا خارجی باشد.
1) اجبار معنوی داخلی: اجباری است که ریشه و علت آن در خود فرد وجود دارد و عبارت است از فشار عاطفی و هیجانی که فرد را به طرف ارتکاب جرم سوق می‌دهد. از نظر قضایی جرایم ناشی از فشار عاطفی و هیجانی چون خشم، عشق، دشمنی و انتقام و امثال آن‌ها نمی‌توانند موجب عدم مسئولیت کیفری مرتکب جرم شوند ولی در موارد استثنایی هرگاه شدت هیجان و اختلال روانی به حد غیرقابل کنترل برسد و به صورت حالت جنون در نزد مرتکب جرم ظاهر شود.
2) اجبار معنوی خارجی: مراد از اجبار معنوی خارجی آن است که عامل خارجی قدرت اراده و قصد مرتکب جرم را به کلی مختلف سازد و عبارت است از وادار کردن دیگری به ارتکاب جرم با تهدید یا تخویف یا تحریک شدید یا تلقین.
مانند اینکه کسی دیگری را تهدید کند که اگر فلان مطلب را در دادگاه فشا کند او را خواهد کشت. بدیه است که تهدیدی که موجب سلب اراده مرتکب می‌شود باید از نظر زمان و مکان و موقعیت و سایر خصوصیات فردی به حدی باشد که اختیار و قدرت تصمیم‌گیری مرتکب را زائل گرداند.
برای آن که تهدید باعث زوال مسئولیت خرابی گردد باید شرایطی داشته باشد:
اولاً: آن که عمل انجام شده عرفاً تهدید تلقی شود، پس برای مثال مستخدم یک منزل و یا کارمند اداره نمی‌توانند به این عنوان که نسبت به ارباب یا رئیس خود علاقه و احترام خاصی قائل هستند، پیشنهاد یا توصیه آنان را در ارتکاب جرم، یک نوع اجبار معنوی تلقی و ادعای سلب مسئولیت جزایی را از خود بنماید، مگر در صورتی که ارباب خانه یا رئیس اداره عملاً تهدیدی هم به عمل آورده باشند.
دوم: آنکه تهدید باید غیرقانونی و غیر مشروع باشد بدین ترتیب اگر شخصی که از بزهکاری شخص دیگر، که هنوز کشف نشده، اطلاع یافته به او بگوید که اگر فلان عمل عمل مجرمانه را انجام ندهد جریان جرم ارتکابی او را به اطلاع پلیس می‌رساند، این گفته و بیان از نظر اینکه غیرقانونی نیست مسئولیت جزایی مرتکب عمل مجرمانه را از بین نمی‌برد.

بالاخره شرط سوم آن است که تهدید آزادی اراده را به طور کلی سلب کرده باشد بدین ترتیب اگر شخص تهدید شده باشد تهدید را نادیده بگیرد و یا پس از شروع به ارتکاب جرم امکان نادیده گرفتن تهدید بوجود آید و با این وصف شخص تهدید شده جرم را با اتمام برساند، مسئولیت جزایی زائل نخواهد شد.
در لغت به معنای وادار کردن و در اصطلاح عبارت است از وادار کردن دیگری بر انجام یا ترک عملی که از آن کراهت دارد. حمل‌الغیر علی ما یکره راغب.
با توجه به تعریف اکراه هر نوع صدمه و اعمال فشار غیرقابل تحملی که از ناحیه اکراه کننده به منظور وارد کردن دیگری به انجام کار یا ترک وظیفه‌ای صورت می‌گیرد ممکن است به صورت عملیات عینی و محسوس بر روی تهامی اعضا جسمی اکراه شده تحقق پیدا کند و یا اینکه از طریق تهدید به هتک موقعیت‌های خانوادگی یا اجتماعی و شغلی مورد علاقه اکراه شده و یا بستگان او محقق شود، از این نظر اکراه را می‌توان به اکراه مادی و معنوی تقسیم کرد.

الف) اکراه مادی
عبارت است از وادار کردن دیگری به انجام کار یا ترک وظیفه‌ای از طریق صدمه و فشار مستقیم نسبت به جسم و اعضاء عینی اکراه شده مانند اینکه کسی دست دیگری را با زور و عنف گرفته و او را وادار کند که علی‌رغم میل و رضای خود از حساب جاریش چک به مبلغ ده میلیون ریال در وجه حامل امضاء کند، بنابراین اگر اکراه، مستقیماً از طریق اعمال زور و صدمه بدنی اکراه شود و از ناحیه اکراه کننده حاصل شود آن را اکراه مادی یا فیزیکی می‌نامند.
بعضی از فقها و شارحان اسلامی در آثار خود بدون اشاره به تقسیم بندی اکراه مادی و معنوی در بحث راجع به شرایط اکراه معتقدند که یکی از شرایط تحقق اکراه آن است که عملیات اکراه آن نیز اکراه کننده نسبت به اکراه شونده باید با تهدید همراه شود.
برعکس، گروهی دیگر از فقها و صاحبنظران اسلامی با تمسک و استناد به دادستان عماریاسر و امتناع او از سبب پیامبر و شرک نسبت به خداوند متعال که کفار برای وادار کردن او به پذیرفتن خواسته‌هایش او را با زور به زیر آب فرو بردند – معتقدند که: مجرد تهدید برای تحقق اکراه کفایت نمی‌کند، بلکه باید تهدید اکراه شده با عملیات مادی و ایراد صدمه و آزار از قبیل زیرآب فرو بردن، مضروب یا مجروح کردن و سایر آزار بدنی اکراه شده همراه باشند تا اکراه، محقق شود.
ولی مشاهیر فقهای منأخر در آثار خود ضمن اشاره به نظریات گذشتگان صریحاً اظهارنظر کرده‌اند که همراه بودن اکراه با تهدید شرط تحقق اکراه مادی نیست بلکه کافی است که اکراه شده مطمئن شود که اکراه کننده در وضع و معاقی است که توانایی به اجرا درآوردن آزار موردنظر خود را دارد و او از ضرر و زیان آن آزار در امان نیست.
ظاهراً قانونگذار نیز در تدوین قانون تعزیرات به پیروی از نظریه اخیر فقها، حکم ممنوعیت و قابل مجازات بودن اکراه مادی را در ماده 668 قانون مذکور با استعمال کلمه اکراه، در عداد کلمات جبر و قهر و یا تهدید به شرح ذیل تشریع و پیش‌بینی کرده است:
هر کس دیگری را به جبر و قهر و یا اکراه و تهدید ملزم کند به اینکه نوشته یا سندی بدهد یا نوشته یا

پایان نامه رشته حقوق درباره : معاونت در جرم

اول باید تهدید تعریف و تبیین شود و خصوصیات و ویژگی‌های آن مطرح گردد.

گفتار اول: مفاهیم لغوی و اصطلاحی
الف) مفهوم لغوی
تهدید در فرهنگ لغت فارسی به معنای «بیم کردن، بیم دادن، ترسانیدن و عده عقاب و زجردادن است و واژه تهدیدآمیز نیز به معنای ترسانیدن توأم با تهدید است. تهدید کردن به معنای ترساندن، عقاب، زجر دادن می‌باشد. تهدید در ترمینولوژی حقوق نیز به معنای ترسانیدن، وعده عقاب و زجردادن آمده است.
آن‌چه از موارد فوق‌الذکر برداشت می‌شود بیان این نکته که مبنای جرم تهدید خشونت، ترس، ارعاب می‌باشد به عبارتی مرتکب با اعمال ترس و وحشت موجب تشویش خاطر تهدید شونده می‌گردد و او را وادار به ارتکاب اعمالی می‌نماید که راضی به انجام آن نیست و اراده آزاد او را بدین نحو متزلزل و سلب می‌نماید. عرف و قانون نیز همین تلقی را از جرم تهدید دارد، یعنی تهدید عبارت است از واداشتن دیگری با ارتکاب جرم یا گرفتن مال و… چنانچه ترس از عاقبت فعل و یا ترک فعل مزبور، تهدید شونده را در برابر مرتکب تهدید مطیع ساخته باشد.

تهدید در حقوق مدنی
عناصر تهدید در قانون مدنی عبارت است از:
الف) وعده انجام عملی یا اعمالی به ضرر کسی که او را در آتیه دچار ضرر خواهد کرد.
ب) وعده مذکور باید به حسب طبیعت خود نوعاً در عاقل متعارف به لحاظ سن و شخصیت و اخلاق و جنس تأثیر کند به این معنی که در او بیم بر جان، مال یا عرض خود یا خویشاوندان ایجاد نماید. میزان تهدید ممکن است به قدری باشد که امکان قصد انشاء را هم سلب کند و از همین جا است که تهدید با اکراه فرق پیدا می‌کند زیرا اکراه تا حدی است که قصد انشاء را سلب نکند.
علم شخص تهدید شده به عدم توانایی تهدید کننده در اجراء تهدید خود مانع تحقق تهدید نیست و حال اینکه مانع تحقق اکراه محسوب است به دلیل این که در شناسایی تهدید به جنبه‌ی فاعلی آن توجهی شود و در شناسایی اکراه به جنبه‌ی قابلی یا نتیجه‌ی آن.

عناصر تهدید در قانون جزا این است:
الف) تحقق تهدید به خصوصیت روحی و جسمی و سن و شخصیت و اخلاق و جنس تهدیدشونده مرتبط است.
ب) امری که تهدیدکننده انجام دادن آن را از تهدید شده توقع دارد باید برخلاف قوانین الزامی می‌باشد یا خلاف میل تهدیدشونده ولی ممکن است اساساً تقاضای انجام امری را نکند.
ج) عمد، تهدید غیرعمدی وجود ندارد.
د) تهدید ممکن است به جان یا مال یا حیثیت باشد.
تهدید در حقوق جزا
در قوانین جزایی تعریفی از تهدید ارائه نشده است در واقع قانونگذار فقط با ذکر موضوعاتی که می‌تواند مورد تهدید قرار گیرد و همچنین با اشاره به مصادیق و صور خاص تهدید به بیان جرم تهدید و شرایط و احکام مربوط به آن پرداخته است. تهدید در مبنای اعلام یک خبر بد که باعث نگرانی شنونده آن می‌شود به عناوین مختلف مورد توجه حقوق جزا قرار گرفته است. در مرتبه اول تهدید به عنوان یکی از مصادیق معاونت در جرم درنظر گرفته می‌شود (موضوع بند یک ماده 43 ق.م.ا) در مرتبه بعد تهدید به عنوان کیفیات مشدده برخی از جرایم مانند نشان دادن اسلحه به قصد تهدید توسط یک فرد موضوع بند یک ماده 607 ق.م.ا. مورد توجه قرار می‌گیرد. گاهی نیز تهدید به عنوان یکی از عناصر تشکیل دهنده برخی از جرایم مطرح می‌شود.
موضوع بند 5 ماده 651 ق.م.ا. راجع به سرقت مشدده توأم با تهدید در نهایت در مرتبه‌ی دیگر که موضوع این پایان نامه است صرف تهدید ارتکابی و به طور مستقل به عنوان عمل مقدماتی جرمی که مباشر آن بزه دیده را مورد تهدید قرار می‌دهد قابل بررسی است. (موضوع ماده 668 ق.م.ا. – 669 ق.م.ا.)

ب) مفهوم اصطلاحی
برخی از حقوقدانان تهدید را چنان تعریف نموده‌اند: تهدید عبارت است از بیان رفتار نامشروعی است که مرتکب نمی‌خواهد آن را انجام دهد یا اینکه تهدید عبارت است از ترسانیدن طرف مقابل بر اعمال مجرمانه علیه او بنحوی که تحقق آن بر میزان توانایی تهدیدکننده بر انجام فعلی که نوعاً در تهدید شونده به لحاظ سن، جنس، شخصیت و سایر اوضاع و احوالی که موثر واقع شود بستگی دارد. تهدید از نظر حقوقی عبارت است از مجموعه اقدامات کتبی و یا شفاهی که شخص به عمل می‌آورد تا دیگری را برخلاف میل باطنی خود وادار به ارتکاب عملی بنماید به نحوی که اگر از ارتکاب این اعمال امتناع کند احتمال خطر جانی، مالی، شرافتی، افشای سر، یا نسبت دادن اموری که موجب هتک شرف و حیثیت او می‌شوند را تهدید می‌کند که با توجه به وضعیت وی از جمله وضع شخصی و سنی و جسمی تهدید شونده قادر به مقابله با آن نباشد. به نظر می‌رسد تعریف مذکور با توجه به بیان شرایط تهدیدکننده و تهدید شونده، همچنین اوضاع و احوال حاکم بر ارتکاب جرم تعریف کامل‌تری نسبت به سایر تعاریف ارائه شده از سوی حقوقدانان می‌باشد.

گفتار دوم: رابطه تهدید با مفاهیم نزدیک
الف) رابطه تهدید با معاونت در جرم
موقعیت تهدید در حقوق جزای عمومی با موقعیت تهدید در حقوق جزای اختصاصی تفاوت دارد. در حقوق جزای عمومی تهدید یکی از مصادیق معاونت در جرم است، به طوری که وقتی معاون جرم مباشر را مصمم به ارتکاب جرم نماید به تبع مباشر جرم معاون نیز حداقل کیفر را خواهد داشت. در حقوق جزای اختصاصی تهدید گاهی به عنوان یکی از ارکان تشکیل‌دهنده جرم است مانند شانتاژ و اخاذی و گاهی از کیفیات مشدده جرایم دیگری مانند زنای به عنف و اکراه و یا هتک ناموس و یا سرقت همراه با تهدید، بند 5 ماده 651.
1- دیدگاه نخست
2- دیدگاه دوم
3- دیدگاه سوم

دیدگاه اول:

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

یکی از اشکال ارتکاب جرم، معاونت در جرم به صورت همکاری و مساعدت با سایر بزهکاران است به طوری که می‌توان معاون را چنین تعریف کرد: معاون جرم کسی است که شخصاً در ارتکاب عنصر مادی قابل استناد به مباشر یا شرکای جرم دخالت نداشته بلکه از طریق تحریک، ترغیب و تهدید و… در ارتکاب رفتار مجرمانه همکاری و دخالت داشته است. عنصر قانونی معاونت در جرم ماده 43 ق.م.ا. می‌باشد که بر اساس بند یک این ماده یکی از مصادیق عنصر مادی معاونت تهدید می باشد. بر اساس ماده فوق‌الذکر چنانچه شخص دیگری را از طریق تهدید مصمم به ارتکاب جرم نماید به عنوان معاون جرم مستوجب کیفر است در این نوع خصوص نوع تهدید مهم نیست بلکه آن چه حائز اهمیت است این نکته است که بیم و اضطراب ناشی از تهدید در مباشر جرم او را به ارتکاب جرم سوق دهد. تهدید ممکن است بر جان، مال، ناموس یا آبروی افراد و… وارد شود. در واقع موضوع تهدید در مقام معاونت در جرم غیراحصایی است و در هر مورد باید بررسی شود ومشخص گردد که آیا این مورد خاص می‌تواند موضوع تهدید قرار گیرد یا نه؟ در حالی که موضوع جرم تهدید به عنوان جرم سمتقل و خاص احصایی است و فقط محدود به مورد منصوص در ماده 668-669ق.م.ا. دیگر و موارد خاص مرتبط با جرم تهدید می‌باشد. در تحقق تهدید به عنوان رکن مادی معاونت در جرم مواردی قابل تأمل است:
اولاً: تهدید باید موثر باشد بدین صورت که توأم با اوضاع و احوالی باشد که آن را تقویت کند.
ثانیاً: باید میان تهدید و نتیجه مرجمانه اصلی رابطه‌ی عرفی باشد. یعنی تهدید به اندازه‌ای قوی باشد که عملاً در مباشر اصلی جرم تأثیر بگذارد.
ثالثاً: تهدید باید مستقیم باشد یعنی به طور صریح از طرف تهدیدکننده بیان شود واو را مورد تهدید قرار دهد.
رابعاً: تهدید باید نامشروع و غیرقانونی باشد و به طور عمدی صورت گیرد. برای تحقق رکن روانی معاونت، معاون باید عالماً و عامداً با مجرم اصلی مساعدت کرده باشد همچنین باید بین قصد مرجمانه مباشر و معاون وحدت وجود داشته باشد مقصود از قصد و اراده مجرمانه آنست که معاون علی‌الرغم علم و آگاهی به محرمانه بودن عمل اصلی با اراده آزاد خواستار همکاری با فاعل بوده و خواهان تحقق جرم باشد. بنابراین شرط تحقق تهدید مورد بحث قصد مجرمانه معاون می‌باشد و در صورتی که تهدیدکننده فاقد قصد باشد باید تهدید ارتکابی از سوی او به نحوی باشد که عرفاً بتوان قصد و اراده را از آن برداشت نمود. همچنین علاوه بر وحدت قصد بین معاون و مباشر – تهدید ارتکابی باید مقدم بر فعل اصلی یا مقارن با آن باشد تا اطلاق معاونت به آن بار شود. نکته دیگری که باید بدان توجه نمود این مطلب است که جرم دانستن تهدید ارتکابی از سوی معاون منوط به انجام عمل مجرمانه توسط مباشر است در حالی که در جرم تهدید به عنوان جرم مستقل صرف تهدید ارتکابی جرم بوده و قابل مجازات می‌باشد.
مجازات تهدید در مقام معاونت یا در جرایم خاص به طور معین مشخص شده و یا وفق ماده 726 ق.م.ا. حداقل مجازات مقرر برای همان جرم اصلی می‌باشد در حالی که مجازات جرم تهدید به عنوان جرم مستقل به طور خاص در ماده 668-669 ق.م.ا. و دیگر قوانین خاص تصریح شده است.
حالیه با توجه به موارد فوق‌الذکر پرسش مهمی که مطرح می‌شود بدین صورت که فرض کنید تهدید صورت گیرد و این تهدید از مصادیق ماده 668-669 ق.م.ا. می‌باشد.
همچنین این تهدید منجر به یک نتیجه‌ی مجرمانه‌ی دیگری نیز شده است که به استناد ماده 43 ق.م.ا. آن را می‌توان از مصادیق معاونت در جرم محسوب نمود. اینک با توجه به اطلاق مواد 669-668ق.م.ا. مجازات این عمل مجرمانه چیست؟ در پاسخ به این سوال چند دیدگاه قابل تصور است.

ممکن است چنین استدلال شود که تهدید مندرج در ماده 669 ق.م.ا. صرف تهدید است و لازم نیست جرم دیگری واقع شود در حالی که در بحث معاونت در جرم باید تهدید صورت گرفته و منتهی به نتیجه‌ی مجرمانه که جرم دیگری است بشود. بنابراین اگر تهدیدی منجر به نتیجه‌ی مجرمانه شود فقط به مجازات معاونت در جرم محکوم شود زیرا معاونت در جرم یک عنوان خاص است و چون برای معاونت در جرم حکم خاصی در ماده 43 ق.م.ا. پیش بینی شده است تهدیدی که منجر به نتیجه‌ی محرمانه شود از شمول اطلاق ماده 669ق.م.ا خارج و شخص تهدیدکننده معاون جرم محسوب می‌شود. بر این دیدگاه این ایراد اساسی وارد است که چگونه می‌توان تهدیدی را که در ماده 43 ق.م.ا. به عنوان یکی از مصادیق معاونت در جرم مطرح شده است را جرم خاص تلقی نموده و از شمول ماده669 ق.م.ا. خارج نماییم و فقط مجازات معاونت را اعمال نماییم.

دیدگاه دوم:
استدلال دیگر این است که ماده 43 ق.م.ا. کلیات و اصول را بیان کرده و در بند یک ماده 43 ق.م.ا. به طور کلی تهدید از مصادیق معاونت محسوب شده است در حالی که در ماده 669 ق.م.ا. تهدید در مورد خاص و به طور مستقل جرم‌انگاری شده است.
همچنین به نظر می‌رسد که ماده 43 ق.م.ا. در تبیین تهدید در رابطه با جانی و مرتکب جرم می باشد. ولی در مورد 669 ق.م.ا. شخص تهدیدکننده مبار اصلی جرم می باشند و به طور مستقیم در جرم تهدید نقش داشته، بنابراین پاسخ به اینکه مجازات تهدیدی که هم مصداق ماده 43 و هم ماده 669 ق.م.ا. می باشد می‌توان گفت عمل مذکور تعدد معنوی جرم می باشد در واقع هرچند با یک تهدید 2 عنوان مجرمانه تحقق پذیرفته است: معاونت در جرم ارتکابی و جرم خاص تهدید؛ ولی با این حال عناوین مذکور مشمول حکم ماده 46 ق.م.ا. تعدد معنوی جرم می‌شود و به مجازات اشد محکوم می‌گردد.

دیدگاه سوم:
دیدگاه دیگر این است که تهدید در بعضی از موارد از شمول معاونت خارج می‌شود و جرم خاصی تلقی می‌گردد. مانند ماده 669 ق.م.ا. قانونگذار در این ماده تهدید را از حالات معاونت خارج نموده و به عنوان یک جرم خاص تلقی می‌نماید. در این فرض شخص تهدیدکننده مباشر اصلی جرم است ومعاون نمی‌تواند باشد. تهدیدی که مصداق معاونت است در ماده 43 ق.م.ا. به طور عام و کلی در خصوص هر جرم مصداق پیدا می‌کند. در واقع به طور ضمنی جرمی به وقوع بپیوندد که تا شخص تهدیدکننده عنوان معاون جرم به خود گیرد بنابراین اگر تهدید از مصادیق ماده 669 و 43 قانو

رشته حقوق-دانلود پایان نامه در مورد اختلالات روانی

. اکثر آزمایشهای ماگندا قبل از سال ۱۸۴۶ انجام می شد که هنوز داروی بی حسی کشف نشده بود . او هیچ احتیاط و محدودیتی در ایجاد درد در حیوان در نظر نمی گرفت . اغلب آزمایشها در انظار عموم تکرار می شد . هدف آزمایشهای او بررسی کار سیستم عصبی و جذب سموم از بافتهای بدن بود . در یکی از نمایشها که در لندن انجام می داد آنقدر حیوان را دچار زجر و درد و شکنجه کرد که صدای خشم و اعتراض مردم در آمد . این اتفاق منجر شد به اینکه مجلس انگلیس به فکر ایجاد قوانینی برای کنترل آزمایش روی حیوان افتاد که البته ۵۰ سال بعد این قانون تصویب شد .
نه تنها مردم بلکه دانشمندانی مانند چارلز بل اناتومیست انگلیسی نیز با کارهای ماگندا مخالفت کردند . در سال ۱۸۳۹ در London medical Gazette بحث اخلاقی کردن آزمایشها و نظریه نوین روشهای جایگزین مطرح شد . در سال ۱۸۹۰ پزشکی انگلیسی بنام Alfred perry از دانشکده دامپزشکی نزدیک پاریس دیدن کرد و گزارشی در The lancet به این قرار نوشت :

دانشجویان مهارتهای جراحی را روی اسبهایی که به هوش بودند انجام می دادند . اسبها و قاطر های از کار افتاده را هر هفته از ۹ صبح با جراحی های کوچکتر از ناحیه گردن و پا و دم شروع کرده تا اواسط روز به جراحی های جدی تر مانند قطع اعصاب و Firing and lithotomy سوزاندن با آهن داغ و برداشتن سنگ می رسیدند . کلاس تا ۵ عصر ادامه داشت و در آخر اگر حیوان از درد و خونریزی نمرده بود او را به داخل حیاط کشیده و از بین می بردند .
اولین کتاب مربوط به آزمایشگاه های فیزیولوژی بنام Hand book for the physiologists در ۱۸۷۳ به چاپ رسید که حاکی از استفاده وسیعی از حیوانات در آزمایشها بود که با اعتراض شدید مردم روبرو شد .
کمتر نوع حیوانی وجود دارد که در آزمایشات استفاده نشود . موشهای شهری و موشهای صحرایی جمعا ۸۰ درصد حیوانات آزمایشی را تشکیل میدهند . دلیل استفادۀ بیشتر از جوندگان این است که آنها کوچک و ارزان هستند و پرورش آنها آسان است . علاوه بر این ، دورۀ بارداری در این حیوانات کوتاهتر از سایر حیوانات است و محققان با صرف کمترین زمان میتوانند عوارض یک مادۀ شیمیایی یا درمان یا دارو را بر نسلهای بعد نیز مطالعه کنند .
در کنار موشها ، گربه ها ، سگها ، خرگوشها ، خوکچه های هندی ، میمونها ، پرندگانی مثل سهره یا فنچ ، بلدرچین و مرغ ، همسترهای طلایی ، بزها ، گوسفندها ، اسبها ، گاوها ، ماهیها و انواع دیگر حیوانات مانند خفاشها و سمندرها مورد استفاده قرار میگیرند .
معمولا شرکتهای داروسازی و دانشگاهها حیوانات مورد نیاز خود را خود پرورش می دهند. سایر شرکتها و مراکز ، مانند تولید کنندگان مواد شیمیایی ، لوازم آرایشی- بهداشتی و غیره حیوانات مورد نیاز خود را از پرورش دهندگان حیوانات آزمایشگاهی خریداری میکنند . در واقع ، میتوان هزاران حیوان را در کاتالوگهای این پرورش دهندگان جستجو کرد و مانند لباس یا کفش سفارش داد . مراکز پرورش حیوانات آزمایشگاهی حتی اقدام به فروش حیوانات از پیش جراحی شده مانند موشهایی با عصبها یا شریانهای قطع شده ، حیواناتی که در بدن آنها دستگاههای اندازه گیری کار گذاشته شده است ، حیوانات بدون طحال یا کلیه و … میکنند .
به عنوان نمونه ، در کاتالوگهای آزمایشگاه جکسون میتوان هزاران موش سفارش داد که با استفاده از تغییرات ژنتیکی به چاقی ، سرطان یا دیابت مبتلا شده اند .
بزرگ ترین پرورش دهندگان حیوانات آزمایشگاهی ” آزمایشگاههای چارلز ریور” و ” هارلان وینکلمن ” هستند که در کشورهای زیادی شعبه دارند . چارلز ریور ، موش ، خوکچه هندی ، همستر ، خرگوش و ماهی و هارلان وینکلمن سگ ، موش ، خوکچه هندی و همستر پرورش میدهد .
بیشترمیمون ها از کشورهایی مثل اندونزی و فیلیپین وارد میشوند . برخی از این حیوانات برای آزمایشات پرورش داده میشوند و برخی دیگر در جنگلها شکار میشوند . بسیاری از این حیوانات در همان مرحلۀ پرورش یا شکار یا انتقال بر اثر استرس یا بیماریها یا شرایط بسیار ناهنجار زندگی میمیرند .

بند دوم : کمیته های اخلاقی حقوق حیوانات

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

امروزه اکثر کشور ها فاقد قانونی درمورد استفاده از حیوان زنده در آزمایشگاه هستند . در کشور هایی که استفاده از حیوان زنده باید تحت نظر کمیته مخصوصی انجام گیرد حیوانات غیر پستاندار و موشهایی که برای آزمایش پرورش داده می شوند شامل این قانون نمی شوند .
با اینکه بودجۀ آزمایشات معمولا از مالیاتی که شهروندان پرداخت میکنند ، تامین میشود کسی جز کارکنان آزمایشگاهها اجازۀ بازدید از آزمایشگاهها را ندارد . به همین دلیل ، طرفداران حقوق حیوانات معمولا مجبورند به عنوان کارمند یا کارگر وارد آزمایشگاهها شده و وضعیت آنها را به صورت مخفیانه فیلمبرداری کنند . گاهی نیز خود کارکنان دست به کار شده ، مخفیانه از حیوانات و آزمایشات عکسبرداری یا فیلمبرداری میکنند و آنها را در اختیار سازمانهای دفاع از حقوق حیوانات قرار میدهند . آنچه از این عکسها و فیلمها بر میآید گواهی بر این ادعاست که حتی در بهترین آزمایشگاههای دنیا زندگی حیوانات یک مرگ تدریجی و رنج آور است . این حیوانات در جعبه ها یا قفسهای کوچک بتونی یا فلزی زیر نور مصنوعی نگهداری میشوند بی آنکه بتوانند ذرهای از نیازهای طبیعی خود مانند حرکت کردن ، بازی ، دسترسی به هوای آزاد و نور ، همزیستی با همنوعان و .. را تجربه کنند . آنها هر لحظه منتظر انجام یک آزمایش دردناک دیگر یا مرگ خود هستند .
برای حمایت از حقوق حیوانات مورد استفاده در علوم پزشکی ، کمیته های اخلاقی از بیش از صد سال قبل در برخی کشورها تأسیس شدند ؛ وظیفه این کمیته ها را می توان در چند سطر خلاصه نمود :
۱- نظارت بر نوع تحقیقات انجام شده و ارزیابی تناسب میزان آسیب وارده به جانداران و منافع کسب شده از تحقیق ؛ و در نتیجه جلوگیری از انجام تحقیقات بیهوده و تکراری که فاقد اهمیت حیاتی برای موجودات زنده دیگر هستند .
۲- اطمینان از به کارگیری روشهای انسانی در تحقیق ؛ بدین معنی که موجودات مورد تحقیق کمترین درد ، رنج و استرس را متحمل شده و تا آنجا که ممکن است کشته نشوند .
۳- نظارت بر نوع و تعداد حیوانات مورد تحقیق . در اینجا کمیته با نظر مدیریتی خود ، کمترین تعداد حیوانات ممکن و پایین ترین رده های حیات ( از نظر تکامل سیستم عصبی) را برای هر تحقیق ارزیابی و انتخاب می کند .
۴- متوقف نمودن تحقیقات بدون مجوز
۵- کمک به دانشمندان در جهت یافتن راههای انسانی تر برای انجام تحقیقات خود
۶- حمایت مالی و فکری و مدیریت کلان بر تحقیقات مربوطه به یافتن روشهای جایگزین نسبت به حیوانات .
در ایران با وجود تلاش های صورت گرفته توسط فعالان این بخش ، هنوز کمیته ای رسمی در این خصوص اجازه ی فعالیت پیدا نکرده است و با اینکه منشوری نیز در باب حمایت از حیوانات و تاسیس کمیته ی اخلاقی نوشته شد و تقدیم مجلس شورای اسلامی گردید و لکن به دلایل نا مشخصی این جریان روند قانونی خود را طی نکرد و به صورت مسکوت شده ای در میان سایر لوایح و طرح ها باقی گذاشته شد .
این در حالی است که در ایالات متحده ی آمریکا با وجود آنکه مبانی محکم و آماده ای نظیر آنچه در فقه اسلام در خصوص حفظ و نگهداری از حیوانات موجود است ، وجود نداشته است ولی از سال ها پیش در زمینه ی تشکیل کمیته ها و NGO ها تلاش صورت پذیرفته و امروزه یکی از ارکان حمایت از حیوانات را در تمام مراحل ، از قانونگذاری تا اجرا ، این موسسات بر عهده دارند برای نمونه باید گفت آنچه که از داخل آزمایشگاه ها یا کشتارگاه ها و یا محل های نگه داری حیوانات فاش می گردد و النهایه سبب منظم شدن امور و تعقیب کیفری متخلفین می شود ، توسط این گروه ها و نظارت و پیگیری آنها صورت می پذیرد .
به طور مثال برای حمایت از حیوانات « انجمن های مدافع حقوق حیوانات لایحه ای را پیشنهاد کرده اند که در صورت قانونی شدن آن خرید و فروش هرگونه حیوان خانگی از سگ و گربه گرفته تا ماهی آکواریمی ، ممنوع می شود . »

بند سوم : شکنجه شدن حیوانات آزمایشگاهی

در طی آزمایش و تشریح حیوان دچار رنج و صدمات و شکنجه زیادی می شوند . گاهی حیوان از بیهوشی خارج شده و از درد فریاد میکشد . بی حس کردن آنها نیز دلیلی بر بی درد بودن کامل نمی باشد . بسیاری از حیوانات قبل یا در حین انجام آزمایش می میرند .

برای مشاهده مراحل مختلف گوارش در بدن خرگوش مقدار زیادی غذا به خوردش می دهند . سپس بدنش را برش برش میکنند . برای مشاهده انواع سوء تغذیه ها موشها را تا سر حد مرگ گرسنگی و تشنگی می دهند . برای ایجاد مرگ مغزی در قورباغه یک شی تیز را از قاعده سر به داخل مغز فرو کرده و تکان می دهند . یا یک تیغه قیچی را داخل دهانش برده و در حالی که زنده و به هوش است سر قورباغه را قیچی می کنند . موشها را از طریق شکستن گردن آنها می کشند . برای کشتن قورباغه آن را داخل محلول آب و الکل می اندازند . ۱۵ تا ۲۰ دقیقه طول می کشد تا حیوان به این طریق بمیرد . بعضی از حیوانات را با 2Co خفه می کنند . بعضی را با کوبیدن چیزی به سرشان می کشند . حیوانات خونسرد را با فریز کردن میکشند . انواع میکربهای مختلف را بداخل شکم حیوان تزریق می کنند . از حیوان حامله برای مطالعات سم شناسی و تاثیر مواد روی مرگ یا ایجاد نقص روی جنین استفاده می کنند . همستر را با الکترود جوشکاری میسوزانند تا ترمیم سوختگی را بررسی کنند . بعضی از آزمایشها نیاز به بررسی حیوان بعد از به هوش آمدن دارد . یعنی حیوان باید با درد و رنج به هوش بیاید .
برای نگهداری موشها و سایر جوندگان کوچک از روش انبارداری قطعات استفاده میشود . این حیوانات ، در جعبه های کوچک پلاستیکی که به صورت کشویی باز و بسته و روی هم چیده میشوند ، نگهداری میشوند . این روش ، ” استانداردسازی” نامیده میشود . بیشتر این حیوانات نیز به تدریج دچار اختلالات روانی و آسیبهای مغزی شدید میشوند .
میمون ها ، سگها و گربه ها معمولا در قفسهای تکی و بدون هیچ امکان سرگرمی نگهداری میشوند . این بیتحرکی و عدم توجه به نیازهای اجتماعی حیوانات منجر به نوعی اختلال روانی به نام حرکات استریوتایپی میشود . در این حالت ، حیوان مرتب سر خود را بالا و پایین میبرد ، در جا میزند و سر خود را به میلهها و دیوارههای قفس میکوبد .
در مدارس آمریکا سالیانه یک میلیون آزمایش تحت عنوان Science fair انجام میشود که طی آنها دانش اموزان ضایعات شدیدی در مهره داران ایجاد میکنند و با بی حسی ناقص و بدون بی حسی ؛ حتی گاهی بدون سرپرستی مربی در ساعتهای بعد از مدرسه در اطاق خواب خانه ، گاراژ یا زیر زمین . حیوانات زنده را سر کلاس با شوخی و خنده و مسخره بازی تشریح می کنند و سلولهای سرطانی ، نیکوتین ، آنتی بیوتیک ، یا آمفتامین با دوز بالا به داخل بدن آنها تزریق میکنند . برای جراحی مغز میمون جوایزی نیز به دانش آموز اهدا می شده است . نه تنها دانش آموزان بلکه معلم ها نیز گاهی خارج از استاندارد عمل میکنند .
برای مومیایی کردن و نگهداری نمونه های تشریح شده از فرمالین استفاده می کنند . غلظت بالای فرمالین اگر به داخل چشم بپاشد مشکلات دایمی بینایی ایجاد می کند و استنشاق طولانی مدت آن باعث مشکلات تنفسی می شود . فرمالدیید احتمالا سرطانزا می باشد . هنگامی که بوی آن به مشام برسد نشانه آن است که غلظت آن از حد قابل قبول بالاتر است .
اگر کسی با حیوانات ارتباط مستقیم داشته باشد، به خوبی میداند که حتی تزریق یک آمپول ساده برای یک خرگوش، موش یا سگ میتواند تا چه حد اضطرابآمیز باشد. در واقع، ناآگاهی حیوان از اینکه چه بلایی بر سرش خواهد آمد، آنچنان شدید است که میتواند

رشته حقوق-دانلود پایان نامه در مورد بیحسی

باعث تغییرات اساسی در وضعیت جسمی حیوان شود. این در حالی است که بیشتر آزمایشات بیش از حد تصور ما دردآور هستند. علاوه بر این، تزریق یک آمپول به یک حیوان آزمایشگاهی با تزریق آمپول به یک انسان یک تفاوت بسیار عمدۀ دیگر هم دارد: در مورد انسانها تزریق یک آمپول برای تسکین درد یا بهبود بیماری است در حالی که تزریق یک آمپول به یک حیوان آزمایشگاهی برای انتقال یک نوع بیماری یا مادۀ سمّی یا سلولهای سرطانی به حیوان انجام میشود و در واقع، شروع رنج و بیماری است .
مسلما عملهای جراحی زیر با بی حسی یا بیهوشی انجام میشوند ولی نکته اینجاست که پس از انجام عمل جراحی این حیوانات باید تا مدتها درد و رنج ناشی از تغییر انجام شده را تحمل کنند. برای نمونه :
موشهایی که در حال بیحسی با آب جوش دچار سوختگی شده اند باید درد ناشی از سوختگی را در هوشیاری کامل به مدت ۳۳ روز تحمل کنند .

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

عصب نخاع گربه ها در حالت بیحسی قطع میشود ولی این پایان ماجرا نیست .
پاهای گوسفندان ارّه شده و دوباره به هم وصل میشوند . پس از عمل جراحی این حیوانات باید تا ۸۴ روز درد ناشی از عمل را تحمل کنند .
با انجام بی حسی سوراخی در معدۀ خوکها ایجاد میشود تا محتویات معده به داخل حفرۀ شکم بریزد . سه چهارم این حیوانات در چند روز بعد از عمل جراحی زیر شدیدترین دردهای ناشی از عفونت حفرۀ شکم میمیرند .

از طرف دیگر ، در بسیاری از آزمایشات مانند آزمایشاتی که برای اندازه گیری شوک یا مشاهدۀ حالتهای روانی انجام میشوند از مواد بیحسی استفاده نمیشود . تصور کنید قرار باشد یک داروی سوختگی روی یک سگ آزمایش شود . در این حالت ، حداقل در یک آزمایشگاه قانونی و استاندارد قبل از ایجاد سوختگی سگ بیحس یا بیهوش میشود ولی اگر قرار باشد همین آزمایش برای تخمین شوک ناشی از سوختگی انجام شود ، سگ بیچاره باید در هوشیاری کامل دچار سوختگی شود ! یا ممکن است پای یک گربه در حالت هوشیاری کامل له شود تا شوک ناشی از آن مشاهده شود !!!
به همین ترتیب ، در آزمایشاتی که برای تشخیص میزان سمّیت مواد شیمیایی انجام میشوند از مواد بیحس کننده استفاده نمیشود . در بدترین نوع این آزمایشات که به
۵۰LD معروف است ، میزان مواد سمّی خورانده یا تزریق شده به حیوانات را مرتب افزایش میدهند تا جایی که ۵۰ درصد حیوانات مورد آزمایش بمیرند !!! این حیوانات قبل از مرگ تا ۴۰ ساعت شدیدترین دردها را تحمل میکنند .

بند چهارم : چگونگی تهیه حیوانات آزمایشگاهی

الگوهای درد و ترس برخی حیوانات مانند موجودات بیمهره کاملاا شناخته شده نیست ولی تحقیقات بسیار زیادی در مورد الگوهای درد و ترس مهرهداران و مخصوصا پستانداران انجام شده اند . این تحقیقات به طور یقین نشان میدهند که درد و ترس از مرگ در تمام پستانداران مشابه است . در میان حیوانات ، الگوهای درد و ترس در میمونهای نزدیک به انسان ( گوریلها ، شامپانزهها و اوران گوتانها ) ، نهنگها و دلفینها به الگوهای درد و ترس در انسان نزدیکترند .
تهیه حیوانات آزمایشی یک تجارت بزرگ و سود آور می باشد . حداقل ۲۰ شرکت رسما در آمریکا مشغول این کارند . بزگترین آنها (Carolina biological supply company (cbsc است که ۴۰۰ کارمند دارد و از سال ۱۹۲۷ شروع به کار کرده است . آنها با روشهای ظالمانه ای حیوانات را دستگیر و حمل و نقل می کنند .
مثلا قورباغه هایی را که از طبیعت اسیر می کنند ، در تابستان در تانکهایی گرم نگه می دارند که تا سر حد تشنج دچار تشنگی و گاهی مرگ می شوند . گربه ها را در تعداد زیاد در قفسهای تنگ در ماشینهای فاقد تهویه هوا حمل و نقل کرده ، آنها را با یک قلاب فلزی که به داخل بدن آنها فرو می رود از یک قفس به قفس دیگر و نهایتا به داخل اطاق گاز جابجا می کنند .
در مکزیک گربه های خیابان را جمع کرده داخل کیسه ای انداخته و غرق می کنند یا سر کیسه را جلوی لوله اگزوز ماشین میگیرند تا خفه شوند . سپس اجساد را مومیایی کرده برای تشریح در مدارس آمریکا می فرستند . در مزرعه ای در مکزیک جسد ۸۰۰ گربه پیدا شد که با فرو کردن چوب به داخل دهانشان کشته شده بودند و برای تشریح به آمریکا میفرستادند . رفتارهای غیر انسانی در صنعت تهیه حیوان آزمایشگاهی متداول و احیانا روتین می باشد .
منبع دیگر تامین حیوانات این شرکتها سگها و گربه هایی هستند که در پناهگاهها بعلت کمبود جا و جمعیت زیاد اتانازی می شوند و چون پای پول در میان میاید این احتمال میرود که حیوانات را بدون دلیل موجه خودشان و برای ایجاد درآمد کشته و به این شرکتها بفروشند . کشتار حیوان حتی بخاطر کمبود جا خود کاری ضد اخلاقی میباشد . بعضی معامله کننده ها حیوان را بعنوان نگهداری از پناهگاه گرفته و به این شرکتها می فروشند . ارتباطی بین دزدیده شدن حیوانات خانگی و فروش آنها به این شرکتها وجود دارد .
منبع دیگر تهیه حیوان کشتارگاهها میباشند . جنین خوکها متداولترین حیوان برای تشریح در مدارس هستند . حیواناتی که برای کشتار پرورش داده میشوند در زمان نگهداری ، حمل و نقل و کشتار دچار رنج و استرس شدیدی می شوند .
منبع دیگر ، مراکز تهیه پوست هستند . در کاتالوگ این شرکتها جسد روباه ، سمور و خرگوشهایی که پوست آنها کنده شده ، دیده میشود . در ایرلند سگهای نژاد Greyhound را که برای مسابقه پرورش میدهند ، اگر به استاندارد مطلوب نرسند برای آموزش میفرستند . یعنی حیوان را بخاطر سرگرمی تکثیر بیش از حد کرده و به نام اهداف آموزشی دور میاندازند . مراکز آموزشی با خرید حیوان از این شرکتها در حقیقت از سوی استفاده و آزار حیوان حمایت میکنند .

بند پنجم : غیر علمی بودن بسیاری از مطالعات آزمایشگاهی

شواهد زیادی ثابت می کنند که بسیاری از آزمایش های حیوانی غیر موثر و غیر واقعی هستند . با مطالعات روی خود انسان است که اطلاعات واقعی کسب می شود . مثلا ارتباط بین سیگار کشیدن و سرطان ریه در تمام تلاشهای آزمایشگاهی به نتیجهای نرسید ، اما در انسان مشاهده شد . ارتباط بین مصرف الکل و سیروز کبدی که در انسان قطعی است در تلاشهای مکرر برای ایجاد سیروز در در تمام پریماتها بجز بابون ها با شکست روبرو شد . البته اطلاعات راجع به بابونها هم متناقض است .
بسیاری از پیشرفتهای علم پزشکی به دلیل اطلاعات نادرست منتج از مطالعات حیوانی با تاخیر مواجه شده است . در انسان از ورید خود بیمار برای جاگزینی شریانهای مسدود شده میتوان استفاده کرد ، در صورتی که در سگها با شکست مواجه میشده است . پیوند کلیه نیز در سگها پس زده میشده و به همین خاطر تا مدتها در انسان بکار نمیرفته است . مردم نمیدانند و نمی پرسند که آیا برای پیشرفت علم این تحقیقات ضروری و یا حتی مفید هستند؟
در سال ۱۹۷۱ فعالیت جهانی مبارزه با سرطان آغاز شد . سال ۱۹۷۶ را سال نابودی و ریشه کنی سرطان تخمین زدند . علت آن تفاوتهای زیاد بین انسان و حیوان از نظر ژنتیک ، سلولی ، مولکولی و ژنتیک می باشد . مدل حیوانی مدلی مناسب برای جستجوی درمان سرطان انسان نیست . در تحقیقاتی که برای درمان بیماری ایدز روی حیوانات انجام شده – بیش از 50 واکسن برای پیشگیری و ۳۰ واکسن درمانی در پریماتها موثر بوده اما در انسان با شکست مواجه شده است .
روانپزشکها آزمایشهای روانی زجر آور روی حیوانات را رد می کنند و قبول ندارند چرا که مشکلات روانی انسان بازتابی از مسایل فرهنگی ، اجتماعی و خانوادگی او بوده و در حیوان قابل بازسازی نیست . مثلا آزمایش محرومیت از مادر که شامل جدا کردن بچه میمون در بدو تولد از مادر و بزرگ کردن او در محیط کاملا ایزوله با ماکتی از جنس سیم و پارچه از مادر می باشد . ترس و وحشت و بیماری روانی متعاقب آن نشان دهنده اهمیت تماس با مادر است گرچه در بسیاری از مطالعات انسانی به همین نتیجه رسیده اند اما باز هم مطالعات محرومیت همچنان ادامه دارد .
تلاش۶۰ ساله دانشمندان برای مشاهده رفتارهای خود تخریبی ناشی از خوردن الکل در حیوانات با شکست مواجه شده است . در زمینه بیماریهای ژنتیک ، چون این بیماریها انعکاسی از ژن معیوب و سایر ژنها و محیط می باشد در نتیجه هیچکدام از مدلهای حیوانی نمیتوانند شرایط مشابه انسانی را تقلید کنند . در مورد تستهای سمیت ؛ تست۵۰LD (مقدار دارو یا ماده شیمیایی یا محصول خانگی که در۵۰ درصد بیماران موجب مرگ و میر می شود) نیازمند ۶۰ الی ۱۰۰ حیوان است که در اثر تستها دچار عذاب شدیدی می شوند و بعلت مشکل بودن استنتاج نتایج به انسانها ، غیر قابل اطمینان هستند .
تستهای In vitro در این موارد اعتبار بیشتری دارند . در تست Draize که برای امتحان تحریک کنندگی مواد محرک روی چشم میباشد – از چشم خرگوشها بدون انجام بیحسی استفاده میکنند . در صورتی که پلک و قرنیه و تولید اشک در انسان و خرگوش بسیار متفاوت میباشد .
مطالعات حیوانی نه می توانند فرضیه ها را در موارد فیزیولوژی یا پاتولوژی انسان تایید و نه می توانند رد کنند . تنها راه اثبات این فرضیه ها مطالعات بالینی روی انسان است . شرایط غیر طبیعی ایجاد شده در حیوان از نظر سبب شناسی و بالینی از حالت بیماری در انسان متفاوت است . درمانهای موثر در حیوان برای انسان ناقص بوده و دارای اثرات سویی می باشد . محیط غیر طبیعی آزمایشگاه باعث استرس حیوان شده که بر تمام ارگانهای بدن از طریق تغییر در ضربان قلب و فشار خون و میزان ترشح هورمونها و فعالیتهای بدن تاثیر می گذارد . بسیاری از داروهایی که در مدلهای حیوانی جواب مثبت می دهند در انسان تاثیر مثبت ندارند . از صد ها درمان ژنی در مدلهای حیوانی تنها یک مدل در انسان کارایی داشته است . درمان جایگزین هورمون در زنان با عوارضی مانند بیماری قلبی وسرطان سینه و سکته همراه بوده که در مدلهای حیوانی این اثرات نشان داده نشد .
واکنشهای نامطلوب داروها در آمریکا پنجمین علت مرگ ومیر معرفی شده اند ( سالیانه بیش از ۱۰۰۰۰۰ مرگ ) . طبق گزارش FDA، نود و دو درصد تمام داروهایی که در حیوانات نتایج مطلوب داشتند ، در آزماشات بالینی روی انسان بعلت سمیت یا ناکارایی ، رد شدند . نیمی از ۸ در صدی که مجوز تولید گرفتن ، بعدا بعلت اثرات جانبی نامطلوب یا پیش بینی نشده از رده خارج شدند .
انجام آزمایشهای حیوانی برای انسانها خطراتی در پی دارد . زیرا آنها را در معرض ویروسهای کشنده حیوانی قرار میدهد . ۱۶ کارمند یک آزمایشگاه بعلت ابتلا به ویروسهای کشنده میمونها جان خود را از دست دادند . شواهدی در دست است که ویروس HIV از طریق تولید واکسن فلج اطفال با استفاده از میمونها ایجاد شده است .

بند ششم : آموزش انسانی و روش های جایگزین آزمایش روی حیوانات

تا ۲۰ سال پیش در تمام دانشکده های پزشکی و رشته های وابسته از حیوانات زنده در کلاسهای فیزیولوژی ،‌ فارماکولوژِی و جراحی استفاده می کردند . امروزه حدود ۹۵ در صد دانشکده های آمریکا استفاده از حیوان را کاملا حذف کرده اند . ۵ در صد بقیه هم بطور بسیار محدودی از حیوان استفاده میکنند . پیشرفتهایی که در تکنولوژی شبیه سازی پزشکی بوجود آمده و افزایش اگاهی در مورد مسایل اخلاقی و شناخت لزوم آموزش بر پایه بیمار انسانی موجب شده که روشهای جایگزین حیوانات بکار گرفته شوند . حتی مهارتهای جراحی مانند بخیه زدن وجراحی لاپاراسکوپی را نیز توسط شبیه ساز میتوان آموخت . روشهای جراحی باز در حین جراحی زیر دست مربی آموخته میشوند . شبیه ساز هایی وجود دارند که واکنش انسان را نسبت به داروها خیلی بهتر از واکنش حیوان نشان می دهند . نمرات قبولی دانشجوهایی که از روشهای جایگزین استفاده کردند مساوی و حتی بیشتر از دانشجوهایی بوده که روی حیوان آموزش دیدند .
با استفاده از این

رشته حقوق-دانلود پایان نامه در مورد پیامبر اسلام (ص)

روشها به هیچ حیوانی صدمه نرسیده و کشته نخواهد شد . در ضمن هیچ دانشجویی هم بدون کسب اطلاعات و مهارتهای لازم فارغ التحصیل نخواهد شد . در حال حاضر حدود۵۰۰ محصول جایگزین ساخته شده است و تمرکز روز افزونی روی بیولوژی مولکولی و سلولی و ژنتیک ایجاد شده است .
دانشجو با حیات ارتباط مجدد برقرار می کند که هم روی حیوان وهم برای خودش اثر مثبت دارد . ارزشهای اخلاقی مانند حساسیت ، احترام ، همدردی ، رحم و شفقت و عشق که نقش مهمی در حفظ یکپارچگی جامعه دارند ، حفظ می شوند و خشونت و بهره کشی در جامعه ترویج نمیشود .
از نظر محیط زیست دستگیری حیوان ، پرورش ، نگهداری ، حمل و نقل و کشتار سالیانه میلیونها حیوان تاثیرات منفی زیادی داشته و تهدیدی برای گونه های در معرض نابودی می باشد . برای مثال قورباغه ها چون هم شکار و هم شکارچی هستند نقش مهمی در ثبات اکوسیستم دارند و کاهش تعداد آنها باعث افزایش جمعیت حشرات و بالا رفتن احتمال ایجاد مالاریا در انسان میشود . سالیانه تعداد ۳ میلیون قورباغه برای تشریح کشته میشوند .
از نظر اقتصادی ؛ خرید نرم افزار ، ویدیو و مدلها بسیار ارزانتر از خرید حیوان برای یک سال تحصیلی می باشد . در ضمن این وسایل یکبار مصرف هم نیستند .
کسانی که معتقدند آموزش نباید به موجود زنده صدمه برساند و برای تغییر در روشهای موجود فعالیت میکنند گاهی دچار نا امیدی می شوند . مبارزه کردن برای رسیدن به هدفی که مستلزم تغییر در فرهنگ اجتماعی و فکری مردم میباشد ، بسیار سخت و کند پیش میرود . زیرا که سنتها دارای قدرت و نیروی زیادی بوده و اکثر مردم در برابر ترک منطقه امن خود مقاومت زیادی می کنند . به گفته آلبرت انیشتین همیشه الهامات بزرگ از طرف اذهان پیش پا افتاده با مخالفت شدیدی روبرو بوده است .
در علم راههای متعددی برای پاسخ دادن به یک سوال وجود دارد . آزمایش حیوانی روشی غیر قابل اطمینان تر از روشهای غیر حیوانی موجود می باشد . آموزش انسانی آموزشی است که در آن از روشهای غیر حیوانی استفاده میشود یا از روشهایی که به حیوان آسیبی نمیرسد.
روشهای جایگزین روشهایی هستند که جانشین روشهای دیگر میشوند در حالی که همان اطلاعات را فراهم میکنند . در آموزش از مدلهای مختلفی میتوان استفاده کرد . در آزمایش حیوانی از حیوان به عنوان مدل آموزشی استفاذه می شود . جایگزین ها نیز نوعی مدل آموزشی هستند که باید دارای خصوصیات لازم و کافی برای بررسی بیماری ها و ضایعات باشند و بتوانند حالات خاصی را تقلید کنند و قابل انتقال از یک آزمایشگاه به آزمایشگاه دیگر باشند و در اکثر آزمایشگاهها قابل استفاده باشند و با روشهای موجود قابل بررسی کردن باشند .
بعضی از روشهای جایگزینی که در حال حاضر وجود دارند عبارتند از :
۱- فیلمهای ویدیویی
۲- شبیه ساز های کامپیوتری
۳- مانکن یا آدمک : نوعی از آنها به این شکل است که اعضای حیوان را با سیلیکون پر میکنند و تا زمان نا محدودی قابل استفاده می شود و به جای تشریح و کشتن حیوان زنده استفاده می شود .
۴- جسد حیوانات مرده
۵- اتوپسی و بیوپسی
۶- کار در کلینیک روی بیمار
۷- اپیدمیولوژی
۸- کشتهای سلولی و بافتی در آزمایشگاه
۹- روش Microdosing
۱۰- آزمایش و تجربه روی خود دانشجو
۱۱- لابراتوار های In vitro
۱۲- آزمایش روی گیاهان
۱۳- مطالعات و مشاهدات حیوان در محیط طبیعی زندگی او
14- Microfluidic circuit : یک چیپ میباشد که کانالهای ظریفی از سلولهای ارگانهای مختلف انسان را توسط جریان خون به هم مرتبط میکند و مشابه ترین روش به بدن انسان است و داروهای جدید را میتوان روی ان امتحان کرد . اثر دارو را روی تمام سیستم بدن انسان نشان می دهد و سنسورهای ان اطلاعات را برای آنالیز به کامپیوتر منتقل میکنند.
مدل های کامپیوتری آنقدر پیشرفته شده اند که دانشمندان میتوانند آزمایشی را که ماهها یا سالها زمان میبرد تا روی حیوان انجام شود ، در عرض چند دقیقه یا چند ساعت انجام دهند . MICRODOSING روشی است که انقلاب بزرگی در داروسازی ایجاد کرده است . اساس آن بر این عقیده است که بهترین مدل برای انسان خود انسان است . در این روش مقادیر زیر 1 در صد دوز نرمال داروی جدید را مصرف کرده و اثر آتش را در بدن انسان بررسی می کنند . ثابت شده که این روش بسیار دقیق است و جانشین تستهای گمراه کننده و غیر قابل اطمینان روی حیوان خواهد شد .
اپیدمیولوژی ، مطالعه جمعیتهای انسانی می باشد . علم پزشکی در پی یافتن علت بیماریها و پیشگیری از آنهاست . علت ایجاد بیماری و مکانیسم آن در مدلهای حیوانی با شرایط انسانی فرق دارد . مطالعه جمعیتهای انسانی بسیار پر ثمرتر است . برای مثال تشخیص علل اصلی بیماریهای قلبی عروقی مانند سیگار کشیدن ، کلسترول و فشار خون بالا از مطالعات اپیدمیولوژِی حاصل شده است . در اپیدمیولوژی مولکولی ، محققان خصوصیات مولکولی و سلولی را در کسانی که از سرطان یا نقص مادر زادی رنج میبرند بررسی کرده و مکانیسم و علت صدمه DNA را مشخص میکنند .
با مشاهده مستقیم بیماران ، محققان قلب دریافتند که رژیم گیاهی کم چربی و ورزش منظم و قطع مصرف سیگار و کنترل استرس میتواند بیماری قلب را از بین برد .
وسایل مدرنی مانند CAT ، MRI ،PET ، SPECT SCANS ؛ مشاهدات کلینیکی را دچار انقلاب کرده اند . بیوپسی آندوسکوپیک نشان داده است که سرطان روده از توده های خوش خیم ادنوما سرچشمه می گیرد . در صورتی که در مدلهای حیوانی این ارتباط دیده نمی شود. بیوپسی های کوچک پوستی که به همراه عروق باشند میتوانند وسیله ای جهت امتحان دارو ها ی جدید باشند .
کشتهای سلولی و بافتی ، قابل اطمینان و کم هزینه هستند و صدمات DNA را خیلی راحت تر مشخص میکنند . نتایج امتحان داروهای جدید روی بافتهای انسانی بسیار قابل اطمینان تر هستند . واکسنهایی که از کشتهای بافتهای انسانی به دست می آیند نه تنها موثرتر و ارزانتر از واکسنهایی هستند که از بافت میمون بدست میایند بلکه خطرات عفونت با ویروسهای حیوانی را هم ندارند .
سازمانهایی مانند PCRM و interniche برای کسانی که ابداعاتی در این زمینه انجام دهند، جوایزی اختصاص داده است .

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در همین مورد در حقوق ایالات متحده شاهد در نظر گیری برخی از موارد از سوی قانونگذار هستیم برای نمونه در قانون ایالت ایلینویز داریم :
” حمایت از حیوانات در قانون ایالت ایلینویز ایالات متحده ی آمریکا مصوب دسامبر 2007
بخش سوم :
در صورتی که بتوان در انجام یک آزمایش که به قصد هر یک از اهداف علمی مقرر در ماده ی 510 ilcs 70/3.1 این قانون آورده شده است ، به روش علمی و قابل قبولی که در آن از حیوانات استفاده نشود و از نظر علمی و عملی نیز قابل قبول باشد بهره برد ، دیگر استفاده از حیوانات جهت آن آزمایش مجاز نمی باشد .
در این خصوص تمام انجمن ها و کمیته های علمی موظفند تا در باب استفاده از سایر روشها مطالعه نموده و در صورت دستیابی به نتایج صحیح آنرا برای اجرا در اختیار مقامات ذی ربط قرار دهند . “
چنانچه از متن قانون ایالت ایلینویز بر می آید ، مقامات و قانونگذاران آمریکایی در باب حمایت از حیوانات حتی در مقوله ی آزمایشات پزشکی و دارویی هم که کمتر کسی به دلیل نفع و سود عقلایی که از آن بدست می آید در انجام آنها تردید می کند ، به فکر قرار دادن جایگزین و روشهای مناسب دیگر شده اند و این همان است که در پیمان نامه ی اروپا راجه به حمایت از حیوانات در بند ششم از بخش سوم آورده شده است .
لذا مناسب به نظر می رسد که قانونگذار ایران نیز در این خصوص اقدام به قانونگذاری کرده و دستورات لازم در جهت استفاده از روشهای جایگزین را صادر نماید .

مبحث دوم : بهره برداری تفریحی و ورزشی از حیوانات

با توجه به اینکه در بسیاری از رشته های ورزشی از حیوانات استفاده می شود بررسی این مطلب که محدوده مجاز برای استفاده از آنها تا چه حد می باشد و چه حقوقی باید برای آنها در نظر گرفته شود خود جای بحث دارد که در ذیل به بررسی آن پرداخته می شود .

گفتار اول : محدوده مجاز بهره برداری تفریحی و سرگرمی از حیوانات

استفاده تفریحی از حیوانات در صورتی که حیات و آسایش حیوان را با مخاطره روبرو سازد امری ناپسند و غیر معقول به شمار می رود . یکى از سرگرمى هایى که از دیرباز تاکنون رواج دارد و انسان ها براى تفریح خود مبادرت به این کار مى کنند ، به جنگ انداختن حیوانات مختلف از سگ گرفته تا خروس و قوچ و غیر آن است . امروزه در مناطق مختلف جهان از کشورهاى توسعه یافته گرفته تا غیر آن ، به جنگ انداختن حیوانات رایج است حتى شبکه هاى مختلف تلویزیونى به ضبط و پخش این مسابقات پرداخته و به نوعى در ترویج آن نقش دارند . در این میان همواره انسان هاى فرهیخته و انجمن هاى مختلف حمایت از حیوانات ، سعى در جلوگیرى از این کار دارند . هر چند توفیق چندانى نیافته اند و این عمل هنوز منسوخ نشده است اما در قوانین متعالى اسلامى از این عمل نهى شده و آن را ممنوع ساخته است .
ابن سعید حلى به این موضوع پرداخته و در ضمن نقل حدیثى از پیامبر اسلام (ص) آورده است : پیامبر از به جنگ انداختن میان حیوانات نهى فرمودند مگر سگهاى شکارى .

گفتار دوم : استفاده ورزشی و حد مجاز بهره کشی در ورزش

استفاده از حیوانات در ورزش هم همانند سایر امور , مادامی مجاز است که حیات آن ها را به مخاطره نیاندازد .
تفریح با حیوانات همواره مورد توجه بشر بوده است . اسلام همان طور که تفریحات و مسابقات سالمی مثل اسب دوانی و شتر سواری را تشویق و حتی شرط‌ بندی بر سر آنها را مجاز شمرده از تفریحاتی که باعث تضییع حقوق حیوانات می‌شود ، به شدت نهی کرده است .
در عصر جاهلیت بعضی افراد در کشتن شتر‌های خویش با یکدیگر مسابقه می‌گذاشتند و هر کس تعداد بیشتری از شتر‌های خود را می‌کشت ، غلبه و پیروزی از آن وی بود . این عمل را معاقره می‌خواندند .
ریشه روانی این عمل ، خود خواهی ، تفوق طلبی ، ریاکاری و فخر فروشی بود . مسابقه ‌دهندگان گوشت شتر‌های نحر شده را به رایگان در اختیار عموم می‌گذاردند ، و در واقع با این بذل و بخشش به کار خلاف اخلاق خود لباس فتوت و انفاق می‌پوشاندند و عمل قبیح خود را زیبا نشان می‌دادند . پیامبر (ص) این مسابقه خلاف اخلاق را ممنوع کرد و جنبه انفاق و احسان آن را نادیده گرفت و پیروان خود را از چنین رقابت جاهلانه و زیانباری که مایه فساد اجتماعی و کینه‌توزی بود ، بر حذر داشت . به علاوه از قطع کردن پای حیوانات زنده که یک عمل غیر انسانی و از رسوم قبیح دوره جاهلیت بود ، نهی فرموده آن را غیر مشروع اعلام کرد .
از دیگر تفریحات مرسوم در زمان جاهلیت که هنوز هم در جوامع و ملل گوناگون دیده می‌شود ، مسابقه از طریق به جنگ انداختن حیوانات بود . طرفین مسابقه دو حیوان نظیر خروس یا سگ را وادار به جنگیدن با هم می‌کردند و هر حیوان که می‌برد ، آن طرف برنده محسوب می‌شد و تماشاچیان هم بر سر برد و باخت آنها شرط‌بندی می‌کردند . پیامبر (ص) این کار غیر انسانی را به شدت نهی و قدغن نمودند .

رشته حقوق-دانلود پایان نامه در مورد قوانین حمایتی

صاحب حیوان فروخته ، معیشت حیوان را تأمین کند و اگر تأمین زندگی با اجاره دادن حیوان امکان‌پذیر باشد ، حاکم می‌تواند آن را به اجاره بدهد .
صاحب جواهر می‌گوید : به مجرد اینکه صاحب حیوان از اداره زندگی حیوان امتناع بورزد و هیچ راهی را برای رهایی جاندار انتخاب نکند ، حاکم مجبور نیست که صاحب حیوان را به اداره زندگی حیوان اجبار نماید ، بلکه به جهت ولایتی که دارد ، اقدام به تأمین حیات جاندار می‌نماید .
اگر مواد معیشت حیوان نزد صاحب حیوان وجود نداشته باشد و شخص دیگری آن مواد را داشته باشد ، واجب است که صاحب حیوان آن مواد را بخرد و اگر صاحب ماده از فروش آن امتناع بورزد ، جایز است صاحب حیوان در موقع ضرورت آن را با ضمانت مثل همان ماده یا قیمت آن غصب کند ، چنان‌که غصب ماده ضروری معیشت برای انسان جایز است . البته غصب ماده ضروری معیشت برای ابقای حیوان هنگامی جایز است که خود صاحب آن ماده یا حیوانی که در اختیار اوست ، احتیاج حیاتی به آن ماده نداشته باشد .
مالک موظف است علاوه بر نفقه خود حیوان ، مراقب تأمین وسایل ادامه حیات بچه حیوان نیز باشد . بنابراین اگر جاندار بچه شیرخوار داشته باشد ، باید به اندازه کفایت تغذیه بچه ، شیر در پستان مادر نگهداری شود . لذا اگر شیر مادر فقط به اندازه احتیاج تغذیه بچه‌اش بوده باشد دوشیدن شیر مادر حرام است ، البته اگر دوشیدن شیر حیوان ضرری به حیوان یا بچه‌اش نرساند یا اگر بچه از علف بیابـان تغذیه کند ، دوشیـدن شیر واجب است ، زیرا در غیر ایـن صورت مـال مفید اسراف می‌شود .
در مواردی که وسیله حیات به یکی از چند حیوان کفایت کند به طوری که یکی از آنها با آن وسیله بتواند نجات پیدا کند و بقیه هلاک شوند مانند اینکه مقداری آب باشد که فقط یکی از حیوانات را بتواند نجات بدهد ، فرض بر دو گونه است :
الف‌ـ در صورتی که حیوانات از همه جهات حیاتی مساوی باشند ، مکلف در به کار بردن وسیله حیات برای ادامه زندگی هر یک از این حیوانات مخیر است .
ب ـ حیواناتی که از همه جهات مساوی نبوده باشند ، مانند سگ غیر مضر و گوسفند ، بدان جهت که پایان دادن به حیات گوسفند با ذبح شرعی امری است قانونی ولی مردن سگ از تشنگی خلاف قانون است ، لذا آب به سگ داده می‌شود تا بدون علت هلاک نشود . با نظر به ملاک فوق مثلاً اگر جانداری بتواند تا دو روز از تشنگی هلاک نشود . مانند شتر ، ولی جاندار دیگر تا آن مدت نتواند دوام بیاورد ، مسلم است که آب را به جاندار دوم باید داد .

بند دوم : نفقه حیوانات در حقوق امریکا
حمایت از حیوانات در قانون ایالت ایلینویز ایالات متحده ی آمریکا مصوب دسامبر 2007

در زمینه حقوق حیوانات در این قانون در بخش سوم ، ماده ی 03- 3 می خوانیم :
” در مورد حیواناتی که دچار بیماری شده و نمی توانند بدون کمک راه بروند ، باید با رحم و شفقت مورد درمان قرار بگیرند . مراقبت های دامپزشکی برای کاهش درد و رنج آنها باید به کار گرفته شود و یا در صورتی که امکان معالجه وجود ندارد ، باید حیوان را بدون درد و ناراحتی کشت . “
در این خصوص قانون در ماده ی 03-3 مقرر نموده :
” هر کس که حیوانات را حفاظت می کند یا مورد کنترل قرار می دهد مجبور به معالجه ی حیوانات می باشد و این کار باید مهربانانه و همراه با رحم و شفقت صورت پذیرد و تمات هزینه ها در این خصوص به عهده ی مالک می باشد ” .
آنچه در این قسمت مورد عنایت قانوگذار قرار گرفته رعایت حقوق حیوانات به عنوان بخشی از طبیعت است که باید مورد احترام قرار بگیرد . در این خصوص برای زمانی که حیوان دچار بیماری می گردد ، قانوگذار علاوه بر الزام مالک به درمان ، مالک و صاحب حیوان را ملزم نموده تا در رفتار خود نیز دارای رحم و عطوفت بوده و با رفتاری وحشیانه با حیوان برخورد نکند .
نیز برای کاهش درد و رنج حیواناتی که دارای درد هستند ، لزوم مراجعه به مراکز تخصصی در این زمینه را یادآوری می کند و النهایه هنگامی که چاره ای برای نجات حیوان نباشد ، تاکید می نماید که حیوان بدون درد و رنج کشته شود .
قانوگذار آمریکا برای صاحبان حیوانات با وضع مقررات اخیر ، جبر قانونی برای مراجعه به مراکز درمانی ایجاد نموده است و برای امتناع از آن مجازات قانونی وضع نموده است . ضمن آنکه یاد آوری می کند که مالک خود باید از عهده ی هزینه در این خصوص بر آید . با این اقدام از حیوانات به گونه ای نرم حمایت نموده تا کسانی که استطاعت مالی لازم در این مورد را ندارند ، اقدام به نگهداری حیوان و پایین آوردن شانس زندگی او ، ننمایند .

فصل سوم

محدودیت های بهره مندی از حیوانات

اهمیت بحث حاضر هم اکنون بیش از گذشته به چشم می‌خورد چرا که استفاده از حیوانات در تحقیقات علوم پزشکی جایگاه ویژه‌ای را به خود اختصاص داده است .
امروزه بدون انجام دادن آزمایش‌های مقدماتی بر روی حیوانات ، کمتر می‌توان روشهای جدید را درباره انسان بکار بست . در واقع حیوانات عصای دست محققان علوم پزشکی و زیستی هستند . چنان که در مورد بیماریهایی که برای آنها مدل حیوانی وجود ندارد ، تحقیقات با اشکال زیادی مواجه می‌شود . اما حد مجاز این تصرفات مسأله‌ مهمی است که از دیدگاه اخلاق در پژوهش باید به آن توجه کرد . با توجه به اصل «عبث نبودن جهان خلقت» و احادیث منقول از ائمه معصومین و سیره آنان به نظر می‌رسد تصرف انسان در حیات موجودات مطلق نیست و سلب حیات از آنان باید در حد ضروریات باشد .

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مبحث اول : تحقیقات علمی و پزشکی بر روی حیوانات

یکی از مواردی که امروزه در مورد حقوق حیوانات بسیار چالش برانگیز می باشد نحوه استفاده از حیوانات در مسائل علمی بخصوص استفاده در آزمایشگاه ها به منظور تست و آزمایش دارو های درمانی و همچنین مواد شیمیایی است . بسیاری از کشورها خود را ملزم به اعلام آمار آزمایشات نمیدانند به همین دلیل آمار سالیانۀ دقیقی از تعداد حیوانات آزمایش شده درجهان وجود ندارد .
با این وجود ، با توجه به آمار سالانۀ اعلام شده در برخی کشورها میتوان این تعداد را تخمین زد مثلا در هر یک از کشورهای اروپایی مانند انگلستان و آلمان هر ساله بر روی ۲ تا ۳ میلیون حیوان آزمایش میشود . این تعداد تنها حیوانات پستاندار را شامل میشود و ماهیها ، خزندگان ، خرچنگها و حشرات را در بر نمیگیرد . در آمریکا هر ساله حدود ۱۱۵ میلیون حیوان مهره دار (همۀ حیوانات به جز خرچنگها و حشرات) در آزمایشات مورد استفاده قرار میگیرند . آمار اعلام شده تنها حیواناتی را شامل میشوند که در آزمایشات استفاده شده اند . تعداد بسیار زیادی از حیوانات در مرحلۀ پرورش یا حمل و نقل یا شکار کشته میشوند . با یک حساب سرانگشتی میتوان تخمین زد سالانه حدود پانصد میلیون حیوان قربانی این آزمایشات میشوند به عبارت دیگر در هر ثانیه ۳۳ حیوان در آزمایشگاههای دنیا کشته میشوند .

گفتار اول : اخلاق زیستی

حیوانات به اندازۀ انسان​ها باهوش نیستند . اخلاق و معنویتی که ما برای گونۀ خود تعریف کرده​ایم ، در حیوانات دیگر تعریف نشده است در واقع ، ما انسان​ها نیستیم که باید برای حیوانات حقوق تعریف کنیم . تمام موجودات زنده با حقوق تعریف شده​ای به دنیا می​آیند ، حقوقی که طبیعت برای آنها تعریف کرده است و ما انسان​ها با خودخواهی تمام آنها را از موجودات دیگر گرفته​ایم . انسان ، قدم کج اول را چند هزار سال پیش هنگامی که حیوانات وحشی را با نام حیوانات پرورشی و حیوانات کار به بردگی خود کشاند برداشت .
در طول چند هزار سال گذشته ابعاد سوء استفاده از حیوانات آنچنان وسیع شده است که امروز به هر گوشه​ای از زندگی انسان​ها نگاه کنیم مستقیم یا غیر مستقیم به نمونه​های بارزی از زیر پا گذاشتن حقوق طبیعی حیوانات می​رسیم در زمانی که در هر ثانیه ۱۶۸۰ حیوان بعد از یک زندگی نکبت​ بار در کشتارگاه​های دنیا کشته می​شوند یا در راه کشتارگاه جان می​بازند یا بر اثر شرایط بسیار ناهنجار دامداری​​ها می​میرند .
همانطور که در فصل های قبلی هم بیان گردید در حقیقت ، وقتی از حقوق حیوانات صحبت می​کنیم ، صحبت از ” دادن ” به معنای ” اعطا کردن ” نیست بلکه صحبت از ” پس دادن ” است و آن هم نه ” پس دادن کامل ” . ما حتی اگر بخواهیم نمی​توانیم تمام حقوقی را که در طول چند هزار سال از حیوانات گرفته​ایم به آنها پس دهیم ، ما نمی​توانیم رنج و شکنجه و وحشتی را که سالیانه بر میلیاردها حیوان تحمیل کرده​ایم جبران کنیم ، ما نمی​توانیم زندگی و جان از دست رفتگان را برگردانیم ، ما حتی نمی​توانیم حیوانات به اصطلاح ” پرورشی ” یا ” خانگی ” که قابلیت خود را برای زندگی در طبیعت از دست داده​اند به طبیعت برگردانیم . . .

گفتار دوم : محدوده مجاز انجام آزمایشات پزشکی

برابر قوانین حمایتی از حیوانات در ایالات متحده ی آمریکا در باب آزمایشات موارد ذیر به چشم می خورد :
1. محل زندگی هر حیوان مورد استفاده یا مور نظر جهت استفاده در یک آزمایش ، می بایست مورد نظر قرار بگیرد و برای هر حیوان محل مناسبی تدارک دیده شود .
2. تا قبل از آزمایشات می بایست محیط زندگی آنها هر روز مورد بازبینی قرار بگیرد و نیازهای حیوان تا حد استاندارد زندگی ، یعنی بهره از فضای کافی و دسترسی به آب و غذا ، مورد تامین قرار بگیرد .
3. مسئولین آزمایشگاه ها موظفند تدابیر و روشهای لازم را برای مقابله بر هر تخلفی مورد لحاظ قرار داده و از رنج حیوانات در باب ازمایشات بکاهند .
با این همه آنچه در عمل بروز می کند در برخی موارد خلاف این مقررات و قوانین می باشد لذا باید گفت که در بخش نظارتی این قوانین دچار خلل هستند و این در خصوص کشورهایی چون ایران که در بخش قانونی هم دچار نواقص و کمبود های جدی هستند ، ملموس تر خواهد بود .
بند اول : تاریخچه آزمایش روی حیوانات

انجام آزمایش روی حیوانات زنده و انسان ها دارای دیرینه تاریخی می باشد . حدود ۲۰۰۰ سال پیش روی برده ها و مجرم ها آزمایش انجام می دادند . در عصر حاضر هم با وجود مشکلات آموزشی و اخلاقی و با وجود روشهای پیشرفته و انسانی هنوز هم بطور گسترده در کلاسهای عملی بسیاری از رشته ها از حیوانات زنده برای آموزش و آزمایش استفاده می شود. سالیانه دهها و شاید صدها میلیون حیوان مهره دار و ۵ برابر این تعداد حیوان بی مهره برای تشریح و آزمایش کشته می شوند .
پیمان نامه هلسینکی که به دنبال افشای جنایات هولناک آلمانها در آزمایش بر روی انسان، در سال ۱۹۶۴ میلادی به تصویب رسیده هرگونه آزمایش بر روی گونه بشر را بدون انجام آزمایشات اولیه بر روی حیوانات ، در بعد بین‏المللی ممنوع اعلام کرده است .
روش های آزمایش های تجربی در قرن ۱۷ توسط گالیله و بیکن کشف شدند . تا قبل از قرن ۱۷ کالبد شکافی حیوان زنده بطور محدود انجام می گرفت . قرن ۱۷ شروع پیشرفتهای علمی در زمینه طب و فیزیک و شیمی بود . بیکن اصرار زیادی روی استفاده از حیوان زنده در تحقیقات داشت . در آن زمان در انگلیس و فرانسه این کار بسیار مرسوم شد . آنها اعتقاد داشتند که حیوان درد را درک نمی کند ؛ دکارت ، فیلسوف فرانسوی ، حیوانات را به ماشینی تشبیه کرد که فریاد آنها چیزی بیش از صدای تیک تیک ساعت معنا نداشت .

در قرن ۱۹ با انقلاب صنعتی که رخ داد انجام آزمایشها شدت گرفت . محققان بطور تمام وقت در آزمایشگاه های مخصوص حیوانات به کار گرفته شدند . دو فیزیولوژیست فرانسوی به نامهای ماگندی و کلود برنارد روشهای جدید علمی با استفاده از حیوان را ابداع و متداول کردند .
در همین زمان بود که جنبشهای ضد کالبد شکافی موجود زنده در انگلستان بطور رسمی شکل گرفت