نویسنده: 99

قبل از انتخاب پرستار کودک به این نکات حتما دقت کنید

 

خدمات و وظایف پرستار کودک در منزل

خدماتی که پرستار کودک به کودکان و نوزادان در منزل ارائه می دهد شامل :

مراقبت و نگهداری از کودکان و نوزادان به صورت شبانه روزی
تهیه غذا برای کودکان
عوض کردن پوشک
استحمام و دستشویی بردن کودک
دادن دارو در صورت بیمار بودن کودک
آموزش های لازم مطابق با سن کودک
آموزش و مشاوره دادن به مادرانی که تجربه ی اولین نوزاد را دارند توسط پرستار نوزاد در منزل
نرمش دادن بدن نوزاد
پر کردن اوقات فراغت کودک
کمک به کودک در انجام تکالیف مدرسه
تنظیم خواب کودک و نوزاد
خواندن کتاب برای کودک و نوازد
انجام امور نظافتی
انجام امور منزل

مزیت های داشتن پرستار در منزل برای کودکان
پایین بودن هزینه نسبت به مکان های نگهداری مانند مهدکودک ها
پرستار بچه در منزل به طور خصوصی از کودک و نوازد شما مراقبت می کند.
هزینه های بردن و آوردن کودک از مهدکودک حذف می شود.
در مهدکودک ها انتقال بیماری از دیگر کودک ها بسیار راحت می باشد.
کودک شما در منزل راحت تر می تواند استراحت کند تا در مهدکودک
کودک شما در منزل راحت تر می تواند با اسباب بازیهای خودش بازی کند

نکات مهم در استخدام پرستار کودک
از پرستاری استفاده کنید که تجربه ی کافی در نگهداری و مراقبت از کودک و نوزاد را داشته باشد.
اگر کودک شما سن پایینی دارد سعی کنید از پرستاری استفاده کنید که تجربه ی مادر شدن را داشته باشد.
سن مراقب کودک در منزل  خیلی مهم می باشد . مثلا اگر پرستار سن پایینی داشته باشد معمولا برای این کار تجربه ی کافی را ندارد و اگر هم سن پرستار زیاد باشد معمولا حوصله ی بازی کردن با کودک را ندارد .
قبل از استخدام و قرارداد بستن با پرستار سعی کنید با پرستار صحب کنید و درخواست ها و انتظارات خود را به او بگویید.
عادتهای غذایی ، ویژگی های اخلاقی کودک  و مواردی از این قبیل را به پرستار بگویید.
محل قرار گرفتن داروها ، کمک های اولیه ، شیر گاز ، فیوز برق و مواردی از این قبیل را به پرستار نشان دهید.
لیستی از شماره تلفن های ضروری مانند اورژانس ، آتش نشانی ، ۱۱۰ ، شماره های تعدادی از افوام نزدیک ، شماره های تعدادی از همسایه ها و مواردی از این قبیل را در اختیار پرستار  قرار دهید.
سعی کنید در محل زندگی دوربین نصب کنید و عملکرد کودک و پرستار را زیر نظر داشته باشید.
پرستار  را در جریان نصب دوربین قرار دهید.

 

شاید در روزهای اول یا هفته های اول کودک شما از پرستار دوری کند و یا حتی از او بترسد اما نگران نباشید به مرور زمان این مشکل حل می شود. حتما خانواده ها در هنگام استخدام مراقب  سعی کنند به یکباره کودک و پرستار را با هم تنها نگذارند و حتما چند هفته اول والدین در کنار  پرستار از کودک مراقبت کنند تا کودک کم کم با پرستار اُنس بگیرد.

از دیگر نکاتی که والدین باید به آن توجه داشته باشند این است که تا حد امکان پرستار یا مراقب کودک خود را عوض نکنند چون کودک با پرستار اُنس گرفته و اگر بخواهید پرستار دیگر را جایگزین کنید به روحیه ی کودک شما لطمه وارد می شود . البته در مواقع ضروری می توانید این کار را کنید.

 

پرستار در منزل

چگونه یک مراقب کودک و قابل اعتماد پیدا کنیم؟

همیشه یکی از نگرانی های والدین این بوده که چگونه می توان یک پرستار قابل اطمینان برای کودک یا نوزاد خود استخدام کنند. در مرحله ی اول والدین سعی کنند که از نزدیکان خود که آشنایی کامل با او دارند را برای مراقبت از کودک خود در نظر بگیرند. مثل خواهر ، مادر و مواردی از این قبیل. اما اگر امکان این نبود که از آشنایان برای این کار استفاده کنند می توانند با مراجعه به موسسات پرستاری معتبر و دارای مجوز یک پرستار ایده آل  و با تجربه برای کودک و نوزاد دلبندشان استخدام کنند.

برخی از وظایف پرستار کودک در منزل

آشنایی با رژیم غذایی کودک

پرستار در منزل باید رژیم غذایی کودک را از والدین پرسیده و یادداشت نماید تا در طول روز بتواند به درستی آنها را اعمال کند.

تعویض پوشک

مراقب در منزل باید همیشه به طور مرتب پوشاک کودک را بررسی کند و در صورت نیاز آن را تعویض نماید تا مشکلاتی همچون سوختگی و سوزش در بدن کودک ایجاد نشود.

آموزش های لازم مطابق با سن کودک ویا نوزاد

یکی از مهمترین وظایف پرستاران کودک در منزل ، نحوه آموزش دادن می باشد. پرستار باید بداند که چه آموزش هایی مطابق با سن کودک می باشد.

داشتن آرامش در شرایط کاری پرفشار

درست است که شغل پرستار بسیار پر فشار می باشد اما یک پرستار خوب در هر شرایطی می بایست آرامش خود را حفظ کند که این آرامش خود به خود به کودک انتقال پیدا می کند.

رعایت بهداشت کودک و نوزاد

پرستار باید موارد بهداشتی کودک را بدرسی اعمال کند تا مشکلی برای کودک پیش نیاید . مانند تمیز کردن ، نحوه حمام کردن و مواردی از این قبیل

 

تعویض لباس

معمولا کودکان در هنگام غذا خوردن و نوشیدنی ، لباس خود را کثیف می کنند . پرستار باید بلافاصله لباس های کودک را عوض کند تا کودک دچار مشکل یا سرماخوردگی نشود .

توانایی ارتباط برقرار کردن با کودک

پرستار باید در نحوه ارتباط با کودک دقت کافی را داشته باشد تا کودک ارتباط نزدیکی با او داشته باشد . این امر مستلزم  داشتن حسی کودکانه از طرف پرستار نسبت به کودک می باشد.

داشتن انرژی و استقامت

داشتن انرژی و استقامت بالا یکی از پایه های اساسی شغل پرستاری می باشد. پس یک مراقب در منزل همیشه باید پرانرژی بوده و انرژی مثبت خود را به کودک انتقال دهد.

رسیدگی ومراقبت از کودک بیمار

پرستار باید اطلاعات کافی در مورد بیماری کودک داشته باشد تا بتواند مراقبت های ویژه ای از کودک بعمل بیاورد و همچنین اطلاعات کافی در مورد نحوه مصرف داروهای کودک از والدین گرفته و یادداشت کند.

بازی با کودک با صبوری و حوصله

کودکان دوست دارن همیشه بازی کنند و سرگرم شوند . در این میان پرستار در منزل باید یک روانشناس قوی باشد تا بتواند کودک را سرگرم کرده و باعث خوشحالی کودک شود .

صبور و شوخ طبع باشد

آدمهای شاد و شوخ طبع همیشه انرژی مثبت به اطرافیان خود انتقال می دهند . داشتن این خصوصیات در پرستار باعث نزذیک شدن کودک به پرستار می شود.

حلال مشکلات باشد نه تماشاچی

در هنگام مواقع بحرانی همیشه یک پرستار خوب می داند چگونه این شرایط را عوض کند و آرامش را به فضای موجود باز گرداند.

در مورد : اجزای بانکداری الکترونیک در ایران:

کارتای اعتباری و بدهی: حالا بیشتر از ۲/۸ میلیون کارت ازسوی بانکهای تجاری صادر شده.

کارتای غیر بانکی: بعضی موسسات غیربانکی مبادرت به منتشر کردن کارتای خرید مانند ثمین و سایپا کارت کرده ان.

ب- شبکه شتاب

این یه شبکه Online ملیه و خدمات مربوط به کارتای بدهی رو انجام می دهد و کارتای بدهی داخلی رو بین بانکا تسویه می کنه.

ج- سیستم تسویه بین بانکی مبادلات ارزی
این سیستم با بهره گرفتن از سوئیفت روی خط بین شعبه مرکزی بانکهای تجاری عمل می کنه و بانک مرکزی نقش تسویه کننده رو رو دوش داره.

د- شبکه سوئیچ عملیات خرد بانکی و بین بانکی

این سیستم ازطریق ATM درحال حاضربین شعب مرکزی دو بانک تجاری به صورت آزمایشی در حال اجرا هستش.

و- شبکه مرکزی سوئیفت(SWIFT).

سوئیفت یه انجمن تعاونی غیرانتفاعیه که درماه می ۱۹۷۳میلادی به وسیله ۲۳۹ بانک ازپانزده کشور اروپایی و آمریکای شمالی راه اندازی شد و هدف از اون جایگزینی روشای ارتباطی غیر استاندارد کاغذی و یا از راه تلکس درسطح بین الملل با یه روش استاندارد شده جهانی بود.ایران ازسال ۱۳۷۱ به عضویت سوئیفت درآمد و درسال ۱۳۷۲ به این شبکه وصل گردید. بانک مرکزی و بقیه بانکهای ایران از این شبکه استفاده می کنن و شتاب رو به عنوان بخشی ازآن اجرا میکنه. از دیگر اجزاء بانکداری الکترونیک ایران میشه به همراه بانک، دستگاه های خودپرداز، شعب مکانیزه، PinPad، [۱]Pos، کارتهای هوشمند، تلفن بانک و فاکس بانک و چیزای دیگه ای به جز اینا اشاره کرد. (ماهنامه تدبیر، ۱۳۸۳)

 

 

 

 

 

بخش دوم:       موبایل بانک (Mobile banking )

موبایل

تعریف Mobile banking

بانکداری همراه رو میشه این جور تعریف کرد: انجام هرگونه عملیات مالی، بانکی و اعتباری به وسیله گوشی موبایل که واسطه اون بانک یا مؤسسه مالی واعتباری باشه.(کهزادی ۱۳۸۲). یا به کار گیری فناوری گوشی موبایل در میدون بانکداری رو موبایل بانک می گن.یعنی مشتری بانک به صورت ۲۴ ساعته و همه روزه و با امنیت بالا میتونه بانک رو در هر کجا که می خواد به همراه داشته باشه و بخشی از عملیات بانکی خود رو از راه دور انجام بده.(بولتن داخلی بانکداری الکترونیکی اقتصاد نوین، ۱۳۸۷)

اقتصاد

چه احتیاجی به به کار گیری موبایل بانکه؟

۱- رشد روز افزون جمعیت،شلوغی شهرها،صفا طولانی بانکا،خستگی و عصبانیت رو میشه به عنوان یکی از دلایل اجتماعی حرکت به طرف به کار گیری این فناوری جدید در نظر گرفت.

عصبانی

۲- نبود دسترسی بانکا در تموم شرایط. به طور مثال تصور کنین وارد شهری شدین که نه دستگاه خودپرداز داره و شعبه ای از بانکی که شما در اون حساب دارین،شما کافیه با یه پیام کوتاه عملیات بانکی خود رو خیلی راحت انجام بدین.

۳- افزایش تبادلات بانکی و نیاز به مراجعه زیاد در طول ماه به شعبه بانک.

 

۴- حذف جا و زمان در انجام عملیات بانکی.

(بولتن داخلی بانکداری الکترونیکی ۱۳۸۷).

 

 

نظر محقق:

کاهش هزینه حمل و نقل و هم اینکه صرفه جویی وقتی، با در نظر گرفتن مشغله های فراوون زندگی، یکی از دلایل روی آوردن به به کار گیری سیستم موبایل بانکه. که از این دید سریع ترین سیستم واسه انجام عملیات بانکیه. موبایل به عنوان یه وسیله لازم چون در پیش بیشتر مردم هست، امکان دسترسی به بانکا رو  به شکل شبونه روز واسه انجام امور بانکی جفت و جور میاورد. و هم سهولت دسترسی به بانکا رو افزایش می ده.

به چه دلیل گوشی موبایل؟

حالا که نیازمند به فناوری جدید هستیم کدوم فناوری، بهترین راه حل واسه ما میشه؟ شک نداشته باشین جواب تلفن همراه س. اما سوال دیگری که پیش میاد اینه که اینترنت خدمات بسیار گسترده تری رو نمی تونه ارائه دهد و تواناییای بالاتری نداره،پس به چه دلیل اینترنت نه؟ واسه داشتن راه حل ساده و بدون پیچیدگی، به کار گیری گوشی موبایل بهتره.نبود دسترسی دائم به اینترنت و تحقق عمومیت پیدا کردن گوشی موبایل در آینده ای نزدیک، نشون می ده که بهترین و قابل دسترس ترین وسیله واسه انجام امور بانکی تلفن همراه س. گوشی موبایل امروز به زندگی مردم بسیار نزدیک تر از اینترنته و در آینده هم اگه قرار باشه مردم همیشه به اینترنت وصل باشن بازم از راه تلفنای همراه میشه. از طرف دیگه، به کار گیری خدمات موبایل بانک، امنیت بیشتری نسبت به خدمات اینترنتی داره. یکی از موسسات مالی ارائه دهنده مدل گسترده بانکداری با گوشی موبایل در جهان، نظرخواهی در مورد چهار ملاک قیمت، امنیت، سهولت و سرعت در بین کاربران خود و آدمایی که با این فناوری آشنا بودن انجام داده که یافته های قابل توجه زیر رو به دست آورده:

راه حل

۷۰درصد فکر می کنند که این خدمات ارزانتره و ۹۰درصد هم فکر می کنند که این خدمات گران نیس.۶۹ درصد فکر می کنند این خدمات امن تره.۶۸ درصد فکر می کنند به کار گیری این خدمات راحت تره.۶۸ درصد فکر می کنند این خدمات سریع تره. با در نظر گرفتن چیزی که گفته شد به نظر میرسه الان بهترین راه حل واسه بهبود امر بانکداری الکترونیکی به کار گیری فناوری موبایل بانک باشه. (بولتن داخلی بانکداری الکترونیکی اقتصاد نوین ۱۳۸۷)

 

نظر محقق:

در جواب به این سوال میشه گفت گوشی موبایل به دلیل توانایی حمل آسون، امنیت بیشتر، نبود نیاز به حمل کارت بانکی، تسریع انتقال پول، دسترسی سریع، هزینه کم و امکان به کار گیری اون در هر جا و زمان و به شکل شبونه روز بهترین روش واسه انجام امور بانکیه.

به کار گیری موبایل بانک از امنیت کافی برخورداره؟

سیستم موبایل بانک با تکیه بر معماری امنیت بسیار مدرن، قادر به حفاظت از خود در برابر تهدیدهای جانبی مثل دزدیده شدن رمز و اطلاعات ارسالی محرمانه س. به این صورت که رمز کاربری و یا اطلاعات در هر ارسال رمزنگاری دوباره شده و پس از هر بار به کار گیری برنامه، سابقه اطلاعات مشتری از روی گوشی و بانک اطلاعاتی در رابطه پاک می شه. فناوری امنیتی به کار برده شده در این مورد قرارداد امنیتی sslه، که الان مورد استفاده و تایید خیلی از بانکای معتبر دنیاس. (خاص نامه داخلی مسئولان نظام بانکی، ۱۳۸۷)

نظر محقق:

با در نظر گرفتن وجود هکرهای فراوون در فضای اینترنت و احتمال سوء به کار گیری حسابا و عملیات بانکی، سیستم موبایل بانک بواسطه نبود حضور هکرهای اینترنتی امنیت بیشتری رو داره. هم اینکه با در نظر گرفتن تجربه کشورای پیشرفته پروتکلای امنیتی موبایل بانک هم امنیت لازم و استاندارد رو دارا هستن.

 

 

 

 

روشای اجرا بانکداری گوشی موبایل:

کلا چهار روش اصلی جهت اجرا خدمات بانکداری با گوشی موبایل هست که به فراخور وضعیت بستر مخابراتی شبکه گوشی موبایل قابل اجرا و اجرا هستن:

– روش اول:

سرویس دهی روی بستر پیام کوتاه

– روش دوم:

سرویس دهی روی بستر سرویس دیتا(به کار گیری سرویسwap)

– روش سوم:

سرویس دهی روی بستر پیام کوتاه و بستر امن شده سرویسای IVR یا سرویسای دیتا یا روی سرویسUSSD

– روش چهارم:

سرویس دهی روی بستر اپراتور و سیم کارتا (با به کار گیری سرویس دیتا، SMS و سرویس USSD).(بولتن داخلی بانکداری الکترونیکی اقتصاد نوین ۱۳۸۷)

[۱] . PinPad، Pos

[۲] . Mobile banking

در مورد : نظریه ناهمسازی چندگانه[۱] ( MDT)

– رضایت مندی مشخض گزارش شده( شادی یا آرامش روانی) پیرو خطی مثبته از ناهمسازی درک شده بین اون چیزی که فرد داره و می خواهد، افراد شایسته دارن، بهترین فرد در گذشته س و …

– ناهمسازی درک شده بین چیزی که فرد داره و اون چیزی که می خواهد، متغیر واسطیه بین دیگه ناهمسازی های درک شده و رضایت مندی خالص گزارش شده.

– تعقیب و باقی موندن رضایت مندی خالص، باعث تحریک عمل انسانی به سمت سطوح مورد استحضار رضایتمندی خالص می شه.

– همه ناهمسازی ها، رضایتمندنی و عمل ها، از متغیر سن، جنس، تحصیلات، قومیت، درآمد، اعتماد به نفس و پشتیبانی اجتماعی بطور مستقیم و غیر مستقیم تاثیر می پذیرن.

اعتماد به نفس

ناهمسازی های قابل امتحان پیرو عمل انسانی و شرایط هستن.( میکالوس۱۹۸۵،به نقل از آقا پور ۱۳۸۷).

 

۲-۲-۶-۳-نظریه برابری

براساس این تئوری اگه یه فرد از طبقات پایین جامعه بر این باور باشه که در جامعه عدالت طوری برقراره که می تونه پایگاه اجتماعی خود رو پیشرفت دهد یعنی جنب و جوش داشته باشه، از نظر روانی تو یه شرایط مثبت قرار می گیرد که برآیند اینجور برداشته هایی در جامعه شک نداشته باشینً منتهی به بروز استعدادها و لیاقت های افراد در جامعه می شه و کاملا معلومه جامعه ای که بتونه از استعدادها و لیاقتهای تموم مردم بهره مند شه می تونه به آینده و اصلاح خود در جهت رفاه بهتر هم امیدوار بشه. پس آثار احساسی عدالت در افراد و در میدون های جور واجور زندگی اجتماعی مثل سطوح خرد و کلان دارای جنبه مثبت و سازنده میشه ضمن اینکه که احساس رضایت در بعد سیاسی به گفته وبر می تونه واسه نظام سیاسی قانون آفرین باشه( توسلی، ۱۳۶۹؛۲۰).

 

۲-۲-۶-۴-نظریه هورنکوئیست

هورنکوئیست[۲] (۱۹۹۶) کیفیت زندگی رو براساس تحقیقات خود و یافته های بقیه به عنوان رضایت فرد تو یه تعداد از ابعاد اصلی زندگی، با تمرکز خالص بر احساس خوب بودن تعریف می کنه. به نظر ایشون اندازه گیری کیفیت زندگی بوسیله بررسی ابعاد زیر از زندگی افراد امکان پذیره:

۱- قلمرو فیزیکی: شامل سلامت بدنی ودر نقطه مقابل، فشار به وجود اومده توسط مریضی خاص.

۲- قلمرو روانی و عاطفی: شامل احساس رضایت از زندگی، احساس خوب بودن و کارکرد فکری و عقلانی و هم اینجور اعتقادات شخص.

۳- قلمرو اجتماعی: شامل تماس اجتماعی و رابطه مناسب با بقیه بطور عموم و خونواده و همسر بطور خاص.

۴- قلمور مالی: شامل وضعیت اقتصادی و مالی فرد( لطیفی، ۱۳۹۰؛ ۹۷-۹۶).

اقتصادی

 

۲-۲-۶-۵-نظریه ادراکی فرانس

فرانس[۳] در مدل ادراکی خود واسه کیفیت زندگی چهار عامل اصلی خونواده، وضعیت اجتماعی و اقتصادی، وضعیت روحی و روانی و وضعیت جسمی رو موثر می دونه.

اقتصاد

این چهار متغیر اصلی می تونه جداً یا توأم با هم روی کیفیت زندگی اثر گذار باشن. البته درک فرد از کیفیت زندگی هم می تونه بر هر کدوم از متغیرهای نامبرده تاثیر داشته باشه. اگه درک فرد از کیفیت زندگی اش کم بشه می تونه بر توانایی ایشون در محیط کاری و شغلی اش تاثیر گذاشته و موجب نقصان شرایط اقتصادی و اجتماعی می شه. برخورداری از کیفیت زندگی ضعیف می تونه روی ارتباطات خانوادگی هم تاثیر بگذاد. کیفیت زندگی ضعیف هم می تونه موجب استفاده عملکرد های مقابله و سازگاری ناموقر در افراد شده ومتعاقباً موجب تنش در اونا شه و افزایش تنش های خود در رابطه مستقیم با عوامل فیزیکی و جمعی بوده و می تونه شدت مریضی رو در فرد زیاد کنه. بنابر این مشاهده می شه که کیفیت زندگی یه معنی وساختار چند بعدی و پیچیده س که باید از جنبه های جور واجور آزمایش شه (آقامولائی،۷۳:۱۳۸۴).

 

 

 

وضعیت اجتماعی و اقتصادی

 

خونواده

.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل ۲-۴-مدل کیفیت زندگی فرانس

 

 

۲-۲-۶-۶– راه و روش ویلکینسون به کیفیت زندگی

ویلکینسون( ۱۹۹۲) کیفیت زندگی، سلامتی و امید به زندگی رو در جوامع پیشرفته به وجود اومده توسط عوامل روانی و اجتماعی می دونه نه عوامل مادی. ایشون عقیده داره که جوامع برابر حساسیت بیشتری نسبت به اخلاق اجتماعی و زندگی گروهی دارن، از شبکه های اجتماعی کیفی تری بهره مند هستن و پشتیبانی بیشتری از اعضایشان می کنن که این عوامل سطح بالاتری از رفاه ذهنی، اعتماد به نفس و کم شدن اندازه استرس و در نتیجه کم شدن اندازه های مریضی ومرگ و میر رو بدنبال دارن. ایشون هم اینجور عقیده داره که بالا بودن اندازه مرگ ومیر در میان شهروندان فقیر در جوامع نابرابر نه از سوء تغذیه، از دست دادن پول یا مسکن ناجور بلکه از محرومیت های نسبی و شرایط روانی اجتماعی چون افسردگی، ناخوشایندی، ناامیدی و بیهودگی، آسیب پذیری، احساسی بی ارزش و… ناشی می شه ( نوبخت،۱۳۸۹؛۵۹).
استرس

۲-۲-۶-۷-راه و روش ماسام به کیفیت زندگی

ماسام(۲۰۰۲) کیفیت زندگی رو نتیجه کنشی می دونه که نیازمند ثبات و برابری اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی می باشه و در صورتی افزایش می یابد که شهروندان بطور آزادنه، آگاهانه و فعالانه در امور مشارکت داده شده باشن ودولت در تنظیم ها و پروسه ها و کارکرد های جمعی به شهروندان نزدیک باشه. از این رو اون طور که ماسام نشون می دهددولتهامی بایست پنج اصل رادربرنامه ریزی های اجتماعی با هدف بهبود کیفیت زندگی مهم بدوننش. این پنج اصل که شرایط لازم و کافی رو واسه ایجاد جامعه ای کل، که در اون کیفیت زندگی واسه همه تضمین شده رو شامل می شن عبارتند از:

۱- امنیت

۲- وابستگی وتقابل: اعضاء جماعت این رو قبول کنن که اعتماد به بقیه یه تعهد اجتماعیه.

۳-انصاف و برابری:روابط اجتماعی و اقتصادی باید بوسیله اصولی که به کارآیی و موثر هم توجه دارن هدایت شن.

۴- مشارکت و همکاری: استفاده روش هایی واسه هویت سازی و ایجاد احساس تعلق از راه فرصت دادن به شهروندان واسه اجرا نقش معنا دار در پروسه تصمیم گیری.

۵- فراوونی:احترام به فرق ها موجب ارتقا جماعت می شه و به اون منزلت می بخشه ( بلیکمور، به نقل از نوبخت، ۱۳۸۹؛۵۸).

۲-۲-۶-۸-نظریه فلاناگان

ایشون عقیده داره که اعضای یه جامعه از این نظر که کیفیت زندگی تا چه حد بر اونا اثر میذاره متفاوت هستن. این اختلاف توجه به خصوص در میان گروه های سنی وجنسی میشه دید. چون ادما از این نظر که کدوم بعد اهمیت بیشتری در کیفیت زندگی اونا داره متفاوت هستن اون پنج بخش رو در گروه بندی زندگی مطرح می کنه:

۱- خوب بودن فیزیکی و مادی شامل رفاه مادی و تامین مالی و بهداشتی و شخصی

۲- رابطه با بقیه مثل رابطه با همسر و داشتن و اضافه کردن بچه و رابطه با والدین و آشنایان

۳- فعالیت های جمعی و اجتماعی مثل کمک به مردم

۴- تکامل فردی و رو سازی شخصیت مثل تکامل عقلانی

۵- اجتماعی شدن مثل فعالیت های سرگرم کننده( مختاری، ۱۳۸۹؛ ۱۲۰).

۲-۲-۶-۹-نظریه براون

براون کیفیت زندگی رو از یه نظر با در نظر گرفتن دو سطح خرد( فردی و ذهنی) و کلان( اجتماعی و عینی) تعریف می کنه. بعد واسه هر کدوم از این سطوح شاخص هایی رو بر می شمرد که بدین طرح  می باشه:

-شاخص های کلان تاثیرگذاربرکیفیت زندگی عبارتنداز: درآمد، اشتغال، مسکن، آموزش و پرورش و بقیه شرایط زندگی ومحیطی.

-شاخص های خرد موثر روی کیفیت زندگی عبارتند از: ادراکات کلی کیفیت زندگی، تجارب وارزشهای فرد و معرف های در رابطه مثل: رفاه، خوشبختی و رضایت از زندگی( فرخی، ۱۳۸۶؛ ۱۳).

 

۲-۲-۶-۱۰-نظریه سازمان بهداشت جهانی

بنا به تعریف سازمان بهداشت جهانی، کیفیت زندگی عبارتست از « درک ادما از موقعیت خود در زندگی از نظر فرهنگ و سیستم ارزشی ای که در اون زندگی می کنن، اهداف، انتظارات، استانداردها و اولویت هاشون، پس به طور کاملً فردی بوده و به وسیله بقیه قابل دیدن نیس و بر درک ادما از جنبه های جورواجور زندگی شون استواره»( نجات، ۱۳۸۵،؛۲).سازمان بهداشت جهانی چهار بعد رو واسه امتحان کیفیت زندگی در نظر می گیرد :

– سلامت فیزیکی؛ شامل توانایی انجام فعالیت ها روزمره زندگی، اندازه وابستگی به درمان های پزشکی، قدرت و خستگی، جنب و جوش و چابکی، درد و ناراحتی، خواب و استراحت، ظرفیت و توانایی واسه کار و فعالیت می باشه.

– سلامت روانی: شامل رضایت و تصور شخص از خود و ظاهر بدنی اش، احساسات مثبت و منفی فرد، اعتماد به نفس، اعتقادات روحی، مذهبی، شخصی و تفکر، یادگیری ، حافظه و تمرکزه .

-روابط اجتماعی:شامل ارتباطات شخصی،پشتیبانی عاطفی و فعالیتهای جنسیه.

– سلامت محیط: شامل منابع مادی و مالی، آزادی، ایمنی، اندازه در دسترس بودن و کیفیت  مراقبت های بهداشتی، درمانی و اجتماعی ، فرصت های پیش رو واسه کسب و به دست آوردن اطلاعات و مهارت های جدید، امکان فعالیت های تفریحی، سلامت محله ای که شخص در اون زندگی می کنه و امکانات اون و سلامت محیط خونه می باشه ( همون؛۱۱).

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل۲-۵-ابعادکیفیت زندگی از دید سازمان جهانی بهداشت

۲-۲-۶-۱۱-نظریه کیفیت زندگی دیوب

دیوب بیان می داره که همیشه شکاف معینی میان اون چیزی که مطلوب بوده وآنچه که برآورده شده، وجود داشته و تلاش همه نظام های اجتماعی پل زدن بین اونا بوده؛ بعضی موفق شده و یه سری های دیگه شکست خورده ان، ، بعضی از تمدن ها موفق به ایجاد تعادل و هماهنگی میان مردم، طبیعت و جامعه شده ان، اما بعضی در جستجوی کیفیت زندگی عالی شرایطی رو ساختن که در آخر به تلاش و نابودی اونا منجر شده.

به نظر دیوب واسه معنی دار ساختن هرگونه توجهی به کیفیت زندگی، باید مسئله لذت و کامروایی فردی و نیازای اجتماعی، هر دو مورد توجه قرار گیرند و به حساب آیند. تاکید زیادتر از اندازه بر ارضاء شخصی، نظم اجتماعی رو غیر قابل مواظبت و دفاع ناپذیر می سازه و در جامعه نبود تعادل بوجود می آورد که ممکنه اداره اون سخت باشه، اما به طور مسلم در هر گونه توجهی به مسئله کیفیت زندگی، افراد رو نمی توان ندیده گرفت، نیازای افراد  و تامین و ارضای اون ها مهمه اما باید گفت که نیازای افراد تا حد زیادی مخلوق فرهنگ شون می باشه و تامین و ارضای اونا رو هیچوقت نمی توان از اهداف و وسایل نظم اجتماعی که تحقق اونا رو ممکن  می سازدجدا کرد. در عین حال توجه تموم به کیفیت محیط فیزیکی هم مهمه، چون تا اندازه زیادی تعیین کننده شرایط عینی و هم اینکه تامین و ارضای داخلی و ذهنی فرده.اون طور که دیوب می گوید هر تعریف راضی کننده ای از کیفیت زندگی باید شامل سه مجموعه جور واجور از معیارها و تعامل پویایشان باشه: معیارهای خاص گرایانه که به طور فرهنگی تعیین می شن، معیارهای عام گرایانه که به طور علمی تعیین می شن و معیارهایی که از یه طرف به بهره کشی زیادتر از اندازه و تخریب زیست محیطی و از طرف دیگه به ارتقای زیست محیطی توجه دارن. در تحلیل پایانی هم کیفیت زندگی به عنوان تعادلی در تامین و ارضای نیازای زیست شناختی، ثانوی یا فرعی و کامل ساز مردم در میدون ها و موقعیت های اجتماعی شون تعریف می شه.

در آخر دیوب به معرفی مهم ترین نیازها و ملزومات برجسته کیفیت زندگی می پردازه و اون ها رو در دو سطح فردی و جمعی نشون می دهد، این نیازها و ملزومات عبارتند از:

– باقی موندن( نیازای حیاتی)

– نیازای اجتماعی

– نیازای فرهنگی و روانی

– رفاه( نیازای رفاهی)

– نیازای انطباقی و سازش بخش

– نیازای مترقی

رفاه( نیازای رفاهی) در دوسطح فردی واجتماعی بدین قرار می باشن:

در سطح فردی:

– توانایی غلبه پیدا کردن بر محرومیت ها و تبعیضات ساخته دست بشر.

– توانایی رهبری زندگی به درد بخور، با وجود مشکل و ناتوانی طبیعی یا تصادفی

در سطح اجتماعی

– کهنه و بی اعتبار کردن روش های بی عدالتی آمیز بر اساس جنسیت، نژاد، مذهب، با توجه خاص به گروه های تحقیر شده و فرومانده و از نظر فرهنگی محروم.

– طرح و برنامه های خاص واسه معلولین ذهنی و بدنی

– اقدام مثبت واسه دو نکته بالا.

دیوب بیان می داره که واسه معنی سازی و اداراک کیفیت زندگی واسه مردم فقیر جهان به طور عموم و واسه بیشترین تعداد اون در جهان سوم به طور خاص، مسئله اساسی امر باقی موندن هستش، اما انسانی زیستن چیزی بیشتر از باقی موندن فیزیکی رو می طلبد، به خاطر همین این قانون توجه به باقی موندن هم اینکه دست کمی از سطوحی که اون طرف نیازای زیست شناختی هستندو آدما رو از حیوانات جدا میسازن،رو لازم می دونه.(لطیفی،۱۰۲:۱۳۹۰-۱۰۰).

[۱] -Multiple Discrepancies Theory

[۲] – Horn quist

[۳] – France

[۴] -Flanagan

[۵]- Brown

[۶]-Shyam  charan  Dube

معرف های باسک و سولزباچر

– زندگی در کل

– شرایط زندگی و محیط زندگی

– حرفه و محل کار

– سلامت

– ایمنی و امنیت

– اوقات فراغت و تفریح

– موقعیت مالی

– دیدگاه فرد در مورد آینده

– خونواده، همسایگان و دوستان

امتحان کیفیت زندگی به معنی نوسان بین رفاه ذهنی و داده های اندازه گیری شده عینی می باشه. مثلاً احساس امنیت ذهنی حتماً ملاک های عینی مانند: اندازه های جنایت یا تصادفات رو مشخص نمی کنه.

اثرات شرایط عینی زندگی بر رفاه ذهنی بوسیله دو نکته زیر دستکاری می شه:

الف- ابعاد متفاوت زندگی که به وسیله فرد قضاوت قرار می گیرد، تحت تاثیر افراد و گروه های منبع قرار داره؛ مثلا یه میلیونر تو یه گروه از میلونرها ممکنه مثل یه فقیر تو یه گروه از گرسنگان بدبخت باشه.

ب- از این گذشته، هر فرد ابعاد زندگی اش رو به شکل متفاوت از بقیه سبک و سنگین می کنه، مثلا واسه یه فرد اوقات فراغت چیز بسیار مهمیه، در حالی که واسه فرد دیگه حرفه مهم می باشه. آزمایش فرد هم تحت تاثیر فرهنگ، جامعه و زمان قرار داره (فرخی، ۱۳۸۶: ۲۵).

با در نظر گرفتن نُه بخش کیفیت زندگی که در بالا به اونا گفته شد، باسک و سولزباچر به فرق های برجست بین موثر های جورواجور بر کیفیت زندگی اشاره کرده و سه دسته از شرایط رو معرفی کردن: شروط ” کافی”، ” لازم” و ” طولی” .

شروط کافی ” دلالت ها و استلزامات” بوده و بخش های خونواده، همسایه ها، دوستان، شرایط زندگی و محیط زندگی به این گروه تعلق دارن. مثلا رضایت بالا از شرایط زندگی فردی به طور خودکار به معنی رضایت بالا در کل زندگی می باشه.

شروط نیاز به بخش های نقطه نظرات شخصی افراد در مورد آینده و شروط مالی در رابطه می باشه. مثلا نقطه نظرات با بدبینی نسبت به آینده منتهی به نارضایتی در کل زندگی می شه.

اگه شروط کافی براورده شده باشن، هیچکدام از بقیه عوامل واسه تضمین کیفیت بالای زندگی لازم نمی باشن. اگه شروط لازم براورده شده باشن، کیفیت زندگی نباید بالا باشه مگه اینکه بقیه بخش ها هم نقش مهمی بازی کنن، ولی اگه شروط لازم برآورده نشده باشه، کیفیت بالای زندگی غیر ممکنه.

از طرف دیگه این دو محقق بین سه بُعد زیر فرق قایل می شن:

– معرف های عمومی( مانند رضایت از زندگی) و خاص( مانند رضایت از شرایط زندگی).

– معرف های عینی( مانند اندازه بیکاری یا جرم و جمایت) و ذهنی( مانند رضایت از موقعیت مالی).

– معرف های جمعی( تشریح رضایت یه گروه، منطقه، ملت و…) و فردی( تشریح رضایت فرد) فرخی، ۱۳۸۶: ۲۷-۲۶).

۲-۲-۶-۱۳-ماتریس کیفیت زندگی ولف مبهم زاف

زاف کیفیت زندگی رو ترکیبی از شرایط عینی و زندگی و رفاه ذهنی افراد و گروه ها تعریف می کنه. اون با بهره گرفتن از یه جدول ساده، تفاوت بین عینی- ذهنی و فردی- اجتماعی رو نشون داده و با ارائه جدول زیر اون رو تشریح می کنه.

جدول۲-۶-گونه شناسی معرف های کیفیت زندگی زاف

پولدار

عینیذهنی
سطح فردیشرایط عینی زندگی ( مانند درآمد)رفاه ذهنی( مانند رضایت مندی از درآمد)
سطح اجتماعیکیفیت جامعه( مانند پخش و درآمد)کیفیت درک شده جامعه( مانند تقسیم درک شده بین پولدار و فقیر)

ایشون عقیده داره که در آزمایش کیفیت زندگی باید شرایط عینی زندگی و آزمایش ذهنی ادما از این شرایط رو با رفاه واقعی، همزمان در نظر گرفت. ایشون جهت بیان نظراتش جدول زیر رو ارائه کرده.

جدول۲-۷- برآیند رفاه ذهنی و شرایط عینی زندگی  (منبع: فرخی، ۱۳۸۶؛۲۳)

رفاه ذهنی
خوب(+)  بد(-)
شرایط عینی زندگیخوب(+)رفاهناهنجاری
بد(-)سازگاریمحرومیت و شکست

 

۲-۲-۶-۱۵-مدل ادراکی کیفیت زندگی زان

زان عقیده داره که کیفیت زندگی یه معنی چند بعدیه و شاخص ها ومعرف های متفاوتی رو شامل می شه ابعاد کیفیت زندگی از نظر زان عبارتند از: رضایت از زندگی، تصویر از خود، فاکتورهای بهداشتی- عملکردی واقتصادی- اجتماعی براساس  این مدل زمینه های شخصی هر فرد، بهداشت، وضعیت اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، محیط و سن بر کیفیت زندگی تاثیر داره. معنی درک شده از کیفیت زندگی، اثر دوطرفه بین شخص و محیط اون ایجاد می کنه. زان نموداری رو واسه کیفیت زندگی ارائه کرده که در اون عوامل تاثیر گذرونده بر کیفیت زندگی رو به تصویر کشیده.

اقتصادی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل۲-۶-عوامل موثر بر کیفیت زندگی از نظر زان

۲-۲-۷-چهارچوب نظری

هدف از چهارچوب نظری ساختن مدلیه که بشه جزئیات، مفاهیم و متغیرها رو از اون استخراج کرد ودر جامعه مورد مطالعه فرضیات رو به بوته آزمون قرار داد. پس از تایید پایانی بعضی از جزئیات و رسیدن به مرحله قانون مندیه که مدل نظری و چهارچوب نظری همراه با اصول مکتبی تبدیل به تئوری می شه( حیدرآبادی، ۱۳۸۹: ۲۸) .با مرور دیدگاه های مطرح شده در مورد سرمایه اجتماعی، بنظر می رسه که بیشتر دیدگاههابر پایه یه برداشت خاص از سخنان پاتنام هستن بطوری که برژنف (۲۰۰۳)در مطالعه خود با عنوان “روشی واحد واسه اندازه گیری سرمایه اجتماعی)همه روشای اندازه گیری سرمایه اجتماعی رو احصاءو مورد بحث قرار میده و از روشای آماری ثابت می کنه که شاخص و روش پاتنام نسبت به بقیه روشای مورد استفاده شده بهترین روش جهت برآورد سرمایه اجتماعیه (نظرپور،۱۳۸۹؛۶۱)..بنابر این دراین تحقیق  دیدگاه رابرت پاتنام جهت بخش سرمایه اجتماعی انتخاب گردید. پاتنام عقیده داره که اتحاد خیلی قوی و مثبتی بین متغیرهای سلامت و سرمایه اجتماعی، هم اینجور رابطه قوی و منفی بین سرمایه اجتماعی و اندازه مرگ ومیر هست ایشون عقیده داره که افراد با سرمایه اجتماعی بیشتر طول عمر بیشتری دارن و کمتر از ضعف سلامت جسمی و روانی رنج می برند( محمدی، ۱۳۸۴؛ ۱۵۱) و به رابطه اتحاد بین سرمایه اجتماعی  وتمام شرایط اجتماعی مثل اندازه پایین جرم وجنایت، جرم، سطح بالای تولید ثروت، حد بالای سلامت و احساس خوشبختی و رضایتمندی از زندگی اشاره داره و سرمایه اجتماعی رو در تولید یا نبود تولید این عامل موثر می دونه.( همون؛ ۷۱).

پاتنام ضمن طرح سه معنی شبکه ها(شبکه های رسمی و غیررسمی)، هنجارها و اعتماد به عنوان پایه های اصلی سرمایه اجتماعی، سه دلیل کلی رو در تبیین رابطه بین سرمایه اجتماعی، سلامت و کیفیت زندگی برمی شمارد که رابطه مستقیمی با موضوع تحقیق و تبیین رابطه سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی رو نشون میدن:

– شبکه های اجتماعی می تونن کمکای مالی محسوسی به نیازمندان شبکه خود کنن که این باعث کاهش فشار روحی-روانی افراد عضو می شه.

–     شبکه ها می تونن هنجارهای سالم و روان رو تقویت کرده و واسه رسیدن افراد شبکه به خدمات اجتماعی و بهزیستی چانه زنی کنن.

–     خرید و فروش و تعامل افراد در شبکه روابط اجتماعی، می تونه به تقویت سیستم ایمنی و دفاعی بدن کمک کنه.

ایشون در ادامه تأکید می کنه که در تموم قلمروهای اثر سرمایه اجتماعی که در جوامع جورواجور جست و جو کرده، در هیچ جا اهمیتی بالاتر از نقش اتحاد اجتماعی در تندرستی و کیفیت زندگی نیافته(همون،۱۵۳).پاتنام در بحث از مهمترین عامل های سرمایه اجتماعی به شبکه افراد اشاره داره که عقیده داره این عنصردر کنار بقیه عناصر موجب رابطه و مشارکت بهینه در اجتماع می شه و از این بیان پاتنام ،یکی از فرضیات تحقیق که مشارکت اجتماعی می تونه دلیل بهبود کیفیت زندگی شه استنتاج می شه.خیلی از نظریه پردازان فکر می کنند  آدمایی که از شبکه های اجتماعی قوی و روابط اجتماعی گسترده تر بهره مند هستن در واقع از سرمایه اجتماعی بالاتری نسبت به بقیه افراد برخورداربوده در نتیجه فشار روحی وروانی کمتری رادر زندگی تجربه کرده واز کیفیت زندگی بهتری بهره مند هستن .به همین ترتیب آدمایی که دارای سلامت کمتری باشن افردی هستن که شیکهای اجتماعی کوچیک ودر نتیجه دوستان صمیمی کمی دارن.(همون،۱۵۲).یعنی بین حجم و کیفیت شبکه های اجتماعی افراد و سلامتی اونا رابطه هست پاتنام هم میگه که شبکه های اجتماعی ارزش دارن وتماس و رابطه های اجتماعی بر کیفیت زندگی افراد تاثیر میذاره پس شبکه های رسمی و غیر رسمی واعتماد حاصل از اون رابطه در شبکه ها می تونه به بهتر شدن کیفیت زندگی منتهی شه که یکی دیگه از فرضیه های تحقیق بر اساس این بیانه.

پاتنام عقیده داره که سرمایه اجتماعی شامل سه عامل اعتماد، شبکه هاوهنجارهاییه که مشارکت کندگان رو قادر می سازه که بطور موثرتری با همدیگه عمل داشته باشن و اهداف مشترک شون رو پیگیری کنن. اون براین  باوره که این منابع خصلتی خود تقویت کننده دارن  و باعث ارتقا همکاری، مشارکت اجتماعی، اعتماد دوطرفه و رفاه اجتماعی می گردند. سرمایه اجتماعی در نظر پاتنام یه رابطه پیوسته و دوطرفه بین شبکه اجتماعی، اعتماد و مشارکته.

« منظور من از سرمایه اجتماعی اون دسته از ویژگی های زندگی اجتماعی، شبکه ها، هنجارها و اعتماده که مشارکت کنندگان رو قادر می سازه تا به روش ای موثر تر اهداف مشترک خود رو تعقیب کنن( پاتنام ۱۹۹۶ به نقل از جون فیلد، ۱۳۸۸؛ ۵۵).

– شبکه های مشارکت اجتماعی: شبکه های رسمی و غیر رسمی ارتباطات در هر جامعه ای هست که بر دو نوع هستن: افقی( که اعضا دارای وضعیت برابر هستن) و عمودی( که اعضا دارای وضعیت نابرابر و سلسله مراتب هستن). هر چی شبکه های اجتماعی در جامعه ای متراکم تر باشه احتمال همکاری شهروندان واسه منافع دوطرفه بیشتر میشه.

– اعتماد اجتماعی: مهم ترین عامل سرمایه اجتماعی از نظر پاتنام، اعتماد می باشه و به وجود اومده توسط دو منبع می باشه:

۱- هنجارهای معامله دوطرفه    ۲- شبکه های مشارکت مدنی

اینجوری که شبکه ها، هنجارها رو تولید می کنن و هنجارهای تولید شده باعث ایجاد اعتماد می شن. از نظر ایشون اعتماد همکاری رو آسون کردن می کنه و هرچه سطح اعتماد تو یه جامعه بالاتر باشه احتمال همکاری بیشتر میشه و باز این همکاری به نوبه خود اعتماد رو ایجاد می کنه.

– هنجارهای اجتماعی: هنجارهای اجتماعی حق کنترل یه عمل رو از یه کنشگر به بقیه انتقال میدن از راه اجتماعی شدن، تشویق ها و مجازات ها آموخته می شن. ایشون معتقد به دو نوع هنجارها می باشه: ۱- متوازن                 ۲- گسترش یافته

در نوع متوازن به مبادله هم زمان چیزایی باارزش برابر اشاره می کنه و در حالت زیاد شده رابطه تبادلی مداومی در جریانه که در همه حال یه طرفه غیر متوازنه اما انتظارات دوطرفه رو ایجاد می کنه مبنی بر این که سودمندی که حالا اعطاء شده باید در آینده برگردوندن شه( غلامزاده،۱۳۸۷؛۲۲۶).

در مبحث مربوط به کیفیت زندگی نظریه سازمان جهانی بهداشت انتخاب گردید. بنا به تعریف سازمان بهداشت جهانی کیفیت زندگی عبارتست از« درک ادما از موقعیت خود در زندگی از نظر فرهنگ و سیستم ارزشی که در اون زندگی می کنن، اهداف، انتظارات، استانداردها و اولویت هاشون پس به طور کاملً فردی بوده و به وسیله بقیه قابل دیدن نیس و بر درک ادما از جنبه های جورواجور زندگی شون استواره» ( نجات، ۱۳۸۵؛ ۲). سازمان بهداشت جهانی چهار بعد رو واسه امتحان کیفیت زندگی مشخص کرده.

– سلامت جسمی( فیزیکی): شامل توانایی های انجام فعالیت روزمره و اندازه وابستگی به درمان های پزشکی، خواب واستراحت و توانایی واسه کار وفعالیت می باشه.

– سلامت روانی: شامل رضایت و تصور شخص از خود و ظاهر بدنی اش، احساسات مثبت ومنفی فرد، اعتماد به نفس، تفکر، یادگیری ، حافظه ، اعتقادات روحی ، مذهبی و شخصیه.
سلامت روانی  

– سلامت محیطی: شامل منابع مادی و مالی، آزادی، ایمنی، اندازه در دسترس بودن و کیفیت مراقبت های بهداشتی و درمانی و اجتماعی، فرصت های پیش روی کار و کاسبی، امکان فعالیت های تفریحی، سلامت محله ای که شخص در اون زندگی می کنه می باشه.

– روابط اجتماعی: شامل ارتباطات شخصی، پشتیبانی و فعالیت جنسی می باشه.

هم اینجور به خاطر کنترل تاثیر متغیر جداگونه( سرمایه اجتماعی) بر متغیر وابسته(کیفیت زندگی) ، متغیرهایی با عنوان متغیرهای زمینه ای هم در نظر گرفته شده ان تا به این هدف برسیم که چه رابطه ای بین این متغیرها و بحث کیفیت زندگی هست و این متغیرها تاثیری در کیفیت زندگی جامعه آماری مورد مطالعه دارن و یا یعنی وضعیت کیفیت زندگی افراد مورد مطالعه تحت تاثیر ابعاد سرمایه اجتماعی می باشه یا این که از متغیرهای زمینه ای هم تاثیر پذیرفته ان.

باید خاطر نشون ساخت که پایه انتخاب متغیرهای زمینه ای مورد توجه  ، نظریاتیه که به اونها اشاره شده؛

زان در مدل خود ویژگی هاو عوامل فردی رو یکی از عوامی موثر بر کیفیت زندگی میدونه (مانند سن ،جنس،اندازه تحصیلات ،وضعیت تاهل) .هم اینکه از نظر زان وضعیت اقتصادی اجتماعی سه جزء اشتغال به کار ،تحصیلات و آموزش،درآمد رو در برمیگیرد(نصیری،۱۳۸۸؛۲۶).در راه و روش روانشناختی هم درجه مطلوبیت کیفیت زندگی به وجود اومده توسط خصوصیات و ویژگیهای فردیه.
تاهل

براون هم که کیفیت زندگی رو باتوجه به دو سطح خرد(ذهنی )وکلان(عینی)تعریف می کنه یکی از شاخصای کلان موثر بروی کیفیت زندگی رو درآمد می دونه.

هم اینکه زاف در گونه شناسی خود از معرفهای کیفیت زندگی، درآمد رو یکی از شرایط عینی موثر در سطح فردی می دونه.از نظرفرانس وهورنکوئیست هم یکی از شاخصای تعیین کننده کیفیت زندگی درآمده.

علاوه براین رویکردهایی رو که بطور مستقیم به کیفیت زندگی مربوط می شن به دودسته تقسیم می کنن :توصیفی و تبیینی.

در راه و روش توصیفی رابطه کیفیت زندگی رابامتغیرهایی چون سن ،جنس ،سوادو..بررسی می شه

ومساله اساسی اون امتحان کیفیت زندگی براساس متغیرهای زمینه ایه.دراین راه و روش گرایش نظری ضعیفه و بیشتر بدنبال توصیفه (عبدی،۱۳۸۸٫)اما در راه و روش تبیینی به شناخت عوامل موثر بر کیفیت زندگی مثل عینی و ذهنی پرداخته می شه که خود به دو دسته عاملیت گرا و ساختارگرا تبدیل می شه.

رویکردعاملیت گرا بیشترً بر اساس فردگرایی روش شناختیاست  و جامعه رو نه به عنوان یه تمام بلکه به عنوان جمع جبری افراد روش زوم می کنه این جور تبیین هرچند قبول می کنه که عوامل فرا فردی واسه تبیین به درد بخور هستن اما این عوامل رو بازم به زمینه های فردی فرو می کاهدو برنقش کنشگری فرد در شکل دادن به پروسه ها تأکید داره، یعنی بیشتر ناظر بر ذهنیات، قابلیتا وتوانمندیای افراده تا شرایط ساختاری اجتماعی یا محیط پیرامونی. درعوض رویکردساختاری بهره مند از دو ویژگی متمایزه،اول اینکه مفهومی کامل و گسترده از کیفیت زندگی ارائه میده که همه بخش هایی راکه در بهبود کیفیت زندگی تاثیردارن رو در برمی گیردودوم اینکه جامعه رو به عنوان یه تمام میبینه (همون،۴۱).

بنابر این متغیرهای زمینه ای مورد توجه عبارتنداز:

جنس، تحصیلات، وضعیت تاهل، شغل همسر، تحصیلات همسر، اندازه درآمد خونواده، وضعیت اشتغال( مثل استخدام رسمی، پیمانی، قراردادی) که تحت عناوین و ویژگی های فردی( شامل جنس، سن، تحصیلات، وضعیت تاهل)، ویژگی های خانوادگی( شغل همسر، تحصیلات همسر، درآمد خونواده) و ویژگی های شغلی( استخدام رسمی، قراردادی و پیمانی) دسته بندی می شن.

 

  متغییرهای زمینه ای
 

ویژگی های فردی– سن

– جنس

-تحصیلات

ویژگی های خانوادگی

– وضعیت تاهل

– شغل همسر

– تحصیلات همسر

– درآمد ماهانه خونواده

ویژگی های  شغلی

– استخدام رسمی

–  استخدام قراردادی

– استخدام پیمانی

 

بنابر این مدل نظری تحقیق به شکل زیر میشه:

 

   کیفیت زندگی
     سرمایه اجتماعی

 

 

 

 

 

 

 

  سلامت محیطی

 

 

 

 

 

 

شکل۲-۷- مدل نظری تحقیق

۲-۲-۸-فرضیات

فرضیه: قضیه ایه که رابطه بین دو عبارت رو پیش بینی می کنه که طبق مورد ممکنه مفاهیم یا پدیده ها باشن پس یه فرضیه قضیه ای موقتیه( کیوی،۱۳۸۲؛۱۲۶)و یه فرضیه هیچ گاه اثبات یا باطل شدن نمی شه بلکه براساس داده های بدست اومده فقط تایید می شه. فرضیه ها به طور منطقی محتمل ان و دلایل بهتری محقق رو قادر می سازه تا نتیجه بگیره که تبیین از نظر احتمالی درسته و بطور منطقی می توان اونا رو قبول کرد( بازرگان، ۱۳۷۷؛۳۷) .

یافته های بررسی ها و تحقیقات درنقاط جور واجور دنیا به ما می گوید که سرمایه اجتماعی، با کم شدن فقر در جامعه و بهبود وضع سلامت، کاهش مرگ و میر، جنایت، احساس خوشبختی رابطه داره. پس از اونجایی که کیفیت زندگی به عنوان یکی از یافته های پیشرفت تلقی می شه در این تحقیق فرض بر اینه که میان سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی رابطه مثبتی هست. بنابر این فرضیات مورد توجه عبارتنداز:

فرضیه اصلی:

– بین اندازه سرمایه اجتماعی و  اندازه کیفیت زندگی کارکنان رابطه مستقیم و معنی دار هست.

فرضیات فرعی:

– بین اندازه اعتماد اجتماعی و اندازه کیفیت زندگی کارکنان رابطه مستقیم و معنی دار هست.

– بین اندازه مشارکت احتماعی و اندازه کیفیت زندگی کارکنان رابطه مستقیم و معنی دار هست.

– بین اندازه شبکه های اجتماعی و اندازه کیفیت زندگی کارکنان رابطه مستقیم و معنی دار هست.

– بین ویژگی های فردی( سن، جنس، تحصیلات ،وضعیت تاهل) کارکنان و اندازه کیفیت زندگی اونا رابطه هست.

– بین ویژگی های خانوادگی کارکنان(شغل همسر، تحصیلات همسر، درآمد خونواده) و اندازه کیفیت اونا رابطه هست.

– بین ویژگی های شغلی کارکنان(مثل استخدام رسمی، پیمانی و قراردادی) و اندازه کیفیت زندگی اونا رابطه هست.

 

 

 

[۱] -W.baaske

[۲] -R.Sulzbacher

[۳] -Zaph

[۴] -Zhan

[۵] -Hypothesis

در مورد خدمات بانکداری الکترونیک:

الف – اطلاع رسانی: این سطح ابتدایی ترین سطح بانکداری اینترنتیه. بانک اطلاعات مربوط به خدمات و عملیات بانکی خود رو از راه شبکه های عمومی یا خصوصی معرفی می کنه.

ب – ارتباطات: این سطح از بانکداری اینترنتی امکان انجام مبادلات بین سیستم بانکی و مشتری رو جفت و جور می آورد. خطر این سطح در بانکداری الکترونیک بیشتر از راه سنتیه و طبق این، واسه جلوگیری و آگاه ساختن مدیریت بانک از هرگونه تلاش غیر مجاز واسه دسترسی به شبکه اینترنتی بانک و سیستمای رایانه ای به کنترل های مناسبی نیازه.

ج – تراکنش: این سیستم متناسب با نوع اطلاعات و ارتباطات خود، از بالاترین سطح خطر برخورداره و باید سیستم امنیتی قوی بر اون حاکم باشه. در این سطح مشتری تو یه رابطه دوطرفه میتونه تا عملیاتی چون پرداخت صورتحساب، ارسال چک، انتقل وجه و گشایش حساب رو انجام بده. (کهزادی،۱۳۸۲(

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شاخه های بانکداری الکترونیک:

نوعای جورواجور بانکداری الکترونیک عبارت ان از:

۱- بانکداری اینترنتی

بانکداری اینترنتی به معنی انجام تراکنش های بانکی و مالی به کمک اینترنته  و فرق اون با بقیه تراکنش های مالی شبکه ای در نوع شبکه ایه که مورد استفاده قرار می گیرد، یعنی در بانکداری اینترنتی، اینترنت به عنوان شبکه گسترده جهانی مورد استفاده قرار می گیرد. کلا طیف وظایف مالی که از راه اینترنت قابل دسترسیه، عبارتند از:

۱- نمایش حساب ها و صورتحساب ها
۲- صورتحساب های پرداخت
۳- انتقال پول بین حساب ها
۴- مشاهده ترتیب پردازش حساب ها
۵- مشاهده تراکنش ها
۶- ترتیب لیست چک ها (الهیاری فرد، ۱۳۸۴)

۲- بانک داری بر اساس گوشی موبایل و فناوری های مربوط به اون

موبایل

بانکداری همراه یعنی انجام هرگونه عملیات مالی، بانکی و اعتباری به وسیله گوشی موبایل که واسطه اون بانک یا مؤسسه مالی واعتباری باشه.(کهزادی، ۱۳۸۲).

به کار گیری فناوری گوشی موبایل در میدون بانکداری رو موبایل بانک می گن. یعنی مشتری بانک به صورت ۲۴ ساعته و همه روزه و با امنیت بالا میتونه بانک رو در هر کجا که می خواد به همراه داشته باشه و بخشی از عملیات بانکی خود رو از راه دور انجام بده.(بولتن داخلی بانکداری الکترونیکی اقتصاد نوین، ۱۳۸۷)

۳- بانک داری تلفنی

بانکداری تلفن یکی از ویژگیای سرویس های داده شده به وسیله خیلی از موسسات بانکیه. The process involves using the keypad on a touch-tone telephone to perform a variety of banking functioدر بانکداری تلفنی مشتریان میتونن که عملیات مالی خودشون رو از راه تلفن بکنن. که این خدمات به دو روش انجام می گیرد. یکی بانکداری تلفنی بر اساس اپراتور انسانی و دیگری به طور خودکار. در بانکداری الکترونیکی بر اساس اپراتور، یه فرد مسوول پاسخگویی و راهنمایی ارباب رجوعه که این به صورت شبونه روزی هزینه عملیاتی بالایی رو به دنبال داشته و از کارایی و تاثیر لازم بهره مند نخواد بود اما در بانکداری الکترونیکی خودکار این کار از راه یه سیستم کامپیوتری جوابگو انجام می گیرد.( مالکوم تاتوم، ۲۰۰۵)

۴- بانک داری بر اساس دستگاه های خودپرداز

خودپرداز یا عابر بانک دستگاهی الکترونیکیه که مشتری از راه اون با کارت پولی که بانک صادر کرده، مبالغ محدودی وجه نقد از موجودی حساب شخصی برداشت می کنه، عملیات انتقال وجه ، خرید از فروشگاه ها و چیزای دیگه ای به جز اینا رو انجام می ده. (شیخانی، ۱۳۷۸)

۵- بانک داری بر اساس پایانه های فروش:

 

پایانه های فروش به دستگاه هایی می گن که امکان به کار گیری کارت اعتباری به عنوان وسیله پرداخت، بدون نیاز به تبدیل موجودی به پول نقد رو جفت و جور می کنن. این پایانه های فروش در فروشگاه ها و مراکز خرید و فروش واسه سهولت در پرداخت نصب شدن. (شیخانی ۱۳۷۸)

 

 

 

کانال های بانکداری الکترونیک:

واسه سرویس دهی بانکداری الکترونیک کانالای زیادی هست که بعضی از اونا عبارت ان از:

 -۱رایانه های شخصی

در روش رایانه های شخصی، بانک از راه ایجاد یه پایگاه اینترنتی و معرفی اون به مشتریان با اونا رابطه دوطرفه برقرار کرده و ارائه خدمت می کنه. در این نوع از بانکداری دسترسی به اطلاعات حساب ها و خدمات بانکی از راه کامپیوترای شخصی و با بهره گرفتن از یه مودم و یه خط تلفن هم اینکه یه نرم افزار کاربردی مالی و یا بانکی صورت می پذیرد. فرق کلی ای که بین این نوع از بانکداری و بانکداری اینترنتی هست در نوع شبکه ها مورد استفاده می باشه. (کهزادی۱۳۸۲(

۲- کیوسک

کیوسک واسه شرکت ‏های مخابراتی و بانک‏ها فواید زیادی رو به ارمغان آورده. کیوسک‏ها مشتریان رو قادر می سازه تا در هر زمان و هر مکانی که مناسبه بدون نیاز به رفتن به شعبه‏ های بانکی خدمات موردنیاز رو دریافت دارن. از طرفی دیگه کیوسکا هزینه‏ های اضافی رو از راه کاهش نیاز به شعبه‏ های جدید با کارکنان بیشتر، به کمترین حد ممکن می‏ رسونن. مشتریان با وارد کردن شماره تلفن و یه  [۱]PIN code می‏تونن به کیوسک وصل شن. این PIN code اولین بار که مشتری در سیستم سلف سرویس عضو شه به وسیله یه SMS به مشتری مخابره می شه.(ماهنامه آموزشی بانک ملی، ۱۳۸۹)

۳- شبکه های مدیریت یافته

در روش شبکه های مدیریت یافته، بانک ها واسه رابطه با مشتریان خود از شبکه هایی که ایجاد شده؛ استفاده می کنن. مانند شبکه رد و بدل کردن اطلاعات بین بانکی موسوم به شتاب. (الهیاری فرد ۱۳۸۴)

۴- تلفن ثابت و همراه :

در روش بانکداری تلفنی، تلفن (مثل تلفن ثابت و همراه) وسیله ارتباطی بانک با مشتریان خود بوده و از این روش خدمات بانکی عرضه می شه انجام هرگونه عملیات مالی، بانکی و اعتباری به وسیله تلفن که واسطه اون بانک یا مؤسسه مالی و اعتباری باشه. (کهزادی، ۱۳۸۲(

 

۵- دستگاه های خودپرداز

با بهره گرفتن از ماشین های خودپرداز بانکها می تونن خدمات متنوعی مثل برداشت نقدی، سپرده گذاری، ، خرید شارژ،انتقال وجوه، پرداخت صورتحساب، قبوض و چیزای دیگه ای به جز اینا رو به مشتریان خود ارائه بدن. (کهزادی،۱۳۸۲(

امتیازات بانک داری الکترونیک:

بانکداری الکترونیک به بانک ها اجازه پیشرفت فعالیت هاشون رو جهت ایجاد اجناس و خدمات جدید می دهد و دلیل ایجاد موفقیت رقابتی قوی جهت سرویس دهی بانکی می شه. پیشرفت دائمی بانکداری الکترونیک به بهتر شدن کارآئی و سیستم پرداخت کمک می کنه و دلیل کاهش هزینه های مربوط به تعاملات در سطح ملی و بین المللی می شه، که نتیجه اون رسیدن به بهره وری و بهبود در اقتصاده. بانکداری الکترونیک برخلاف پرداخت های سنتی و سیستم های پردازش اطلاعات، از کانال های متفاوتی واسه سرویس دهی استفاده می کنه و کارآئی و قدرت رقابت رو بهبود می بخشه. اثرات مستقیم و سریع بانکداری الکترونیک روی روابط مشتری با بانک، دلیل افزایش سرعت و کارآئی و کاهش هزینه های بانکداری می شه. اثر دراز مدت اون، ایجاد اعتماد در مشتری و هم اینکه تعهد و رضایتمندی می باشه. رضایت، هم روی اعتماد و هم روی تعهد، موثره که هر دو اینا روی به کار گیری بانکداری الکترونیک اثر می گذارن. بانکداری الکترونیک، قابل دسترسی تر از بانکداری سنتیه و این امکان رو واسه مشتریان جفت و جور می کنه تا خدمات مورد نیازشون رو سریع تر و کارآتر دریافت کنن. مؤسسات مالی، از راه به کار گیری بانکداری الکترونیک قادر به صرفه جوئی در هزینه های عملیاتی و بازاریابی می باشن. (رکسا ۲۰۰۶). بسترهای بانکداری الکترونیک، مشتریان جدیدی رو جذب می کنه و شعب بانک ها آسون تر با مراکز رابطه برقرار می کنن. بیشتر بانکدارها به بانکداری الکترونیک به عنوان یه کانال جدیدی که جانشین شعبه ها می شه، می نگرند.

براساس تحقیقات دیتامانیتور، مهمترین امتیازات بانکداری الکترونیک یعنی:
– دقیق شدن و فوکوس کردن بر کانال های پخش جدید
– سرویس دهی جدید به مشتریان
– به کار گیری راهبردهای تجارت الکترونیک
– کامل سازی کانال های جور واجور
– مدیریت اطلاعات
– هدایت مشتریان به طرف کانال های مناسب با ویژگی های مطلوب
– کاهش هزینه ها (ماهنامه آموزشی بانک ملی، ۱۳۸۸)

امتیازات بانکداری الکترونیک رو میشه از دو جنبه مشتریان و موسسات مالی روش زوم کرد از دید مشتریان می توان به صرفه جویی در هزینه ها، صرفه جویی در زمان و دسترسی به کانالای زیاد واسه انجام عملیات بانکی نام برد.از دید موسسات مالی می توان به ویژگیایی چون ایجاد و افزایش معروفیت بانک ها در ارائه نوآوری، حفظ مشتریان بر خلاف تغییرات مکانی بانکها، ایجاد فرصت واسه جستجوی مشتریان جدید در بازارهای هدف، گسترش محدوده جغرافیایی فعالیت و ایجاد شرایط رقابت کامل رو نام برد.البته امتیازات بانکداری الکترونیک از دیدگاه های کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت هم قابل بررسیه. رقابت ، نگهداری و جذب مشتریان از جمله امتیازات بانکداری الکترونیک در کوتاه مدت (کمتر از یکسال) هستن. در میان مدت (کمتر از ۱۸ ماه) امتیازات بانکداری الکترونیک عبارت ان از: کامل سازی کانالهای جور واجور، مدیریت اطلاعات، گستردگی طیف مشتریان، هدایت مشتریان به طرف کانالای مناسب با ویژگیای مطلوب و کاهش هزینه ها، کاهش هزینه پردازش معاملات، سرویس دهی به مشتریان بازار هدف و ایجاد در اومد هم از جمله امتیازات دراز مدت بانکداری الکترونیک هستن. (الهیاری فرد ۱۳۸۴)

 

 

نتیجه گیری:

نتیجه میگیریم که بانکداری الکترونیک با سرویس دهی خود امکان دسترسی مشتریان به دریافت خدمات بانکی رو بدون حضور در شعب بانکی جفت و جور میاورد. و باعث صرفه جویی در زمان و هزینه مشتریان مثل ترافیک و هزینه حمل و نقل میشه. هم اینکه  کانالای جور واجور سرویس دهی الکترونیکی این امکان رو جفت و جور میکنه تا مشتری با در نظر گرفتن نیاز خود انتخاب مناسب رو جهت انجام عملیات بانکی خود بعمل آورد.از دیگر امتیازات بانکداری الکترونیک کاهش بروکراسی اداری و دیوانسالاریه. و هم از آلودگی هوا مخصوصا در کلان شهرها، به خاطر کاهش تردد، واسه دریافت خدمات جور واجور بانکی جلوگیری می کنه

 

 

چالش های بانکداری الکترونیک:

چالشی که خیلی از بانک ها با اون مواجه هستن، اطمینان از این مورده که صرفه جوئی به وجود اومده توسط به کار گیری تکنولوژی بانکداری الکترونیک بیشتر از هزینه ها و خطر های مربوط به این تغییرات باشه. بانکداری الکترونیک می تونه دسترسی به سیستم های داخلی بانک رو از راه شبکه های عمومی زیاد کنه و این سیستم ها ممکنه که با خطر حمله هکرها و ویروس ها مواجه شن. بانکداری الکترونیک می تونه وابستگی بانک رو تأمین کنندگان خدمت و فروشندگان نرم افزار که سیستم های الکترونیکی رو طراحی و پیاده سازی می کنن، زیاد کنه. وابستگی به تأمین کنندگان خدمت و فروشندگان نرم افزار، نیازمند مدیریت خطر می باشه. شناسائی و موشکافی خطر می بایست که بانک رو در جهت پذیرش نگاه مناسب، عمل کردن به روش ها و سیاست ها و برنامه های اقتصادی مناسب هدایت کنه. واسه بانک ها مثل مشتریان، تهدید امنیت، شاید جدی ترین تهدید باشه. امنیت یه بحث کلی در بانکداری الکترونیک می باشه. اما بیشتر از امنیت، قوانین و مقررات مثل قوانین مربوط به مالیات و یا قوانین مربوط به جا به جائی محصول، تهدید جدی تری واسه رشد بانکداری الکترونیک در میان کشورها حساب می شن. در دنیای بانکداری الکترونیک پیشرفت مقررات به اندازه پیشرفت موارد دیگه نمی باشه، خیلی از سازمانها هنوز به چارچوب مقررات واسه ایجاد بانکداری الکترونیک اطمینان ندارن. سؤال مهم اینه که لازمه که بانکداری الکترونیک یه مجموعه مقررات جهانی داشته باشه؟

هک

دیوید لی، رئیس بانک آسیای شرقی عقیده داره که اسیا تمایل به برابری مقررات براساس استانداردهای آمریکا داره. سیستم بانکداری چین از روی سیستم فدرال رزرو ایجاد شده و سیستم مقررات چین براساس مقررات آمریکا به وجود آمده. تعداد خیلی از کشورها حالا مشکلات مربوط به تعیین مالیات و تعاملات کار و کاسبی رو درک کرده ان. قوانین مالیاتی بیشتر کشورها با بالا برد و ستد در تولیدات دیجیتالی، حرکتی به سمت جلو نداشته، به عنوان مثال در هند، زیرساخت های قانونی واسه ارتقا بانکداری الکترونیک هنوز ایجاد نشده. تعقیب تعاملات و اخذ مالیات جنسا و خدمات فروش رفته از راه اینترنت، تقریباً شدنی نیس. هیچ شکلی وجود نداره که بانکداری الکترونیک بزرگترین رقابت رو به قدرت های مالیاتی تحمیل می کنه. نکته قابل توجه اینجا اینه که مشکلات ایجاد شده در مورد مالیات در بانکداری الکترونیک، هنوز در اول راه س. (مادهوویج ۲۰۰۲)

دیجیتال

سهیلا سلطانی در وبلاگ “مدیریت نوین” آورده: خدمات بانکی به صورت های مختلفی از جمله به وسیله کارکنان بانک، اینترنت، دستگاه های خودپرداز، پایانه های فروش، موبایل و چیزای دیگه ای به جز اینا ارائه می شه. اما اون چیزی که تماشاگر اون هستیم نشون می دهد که بانک ها تلاش کمی در آموزش چگونگی ارئه خدمات و چگونگی به کار گیری این خدمات رو می کنه. یکی از مشکلات موجود آگاهی کم کارکنان و مخصوصا مسئولان امور بانکی در رابطه با خدمات بانکیه. وقتی مسئول نمی تونه خدمات مطلوب به مشتری ارائه دهد و به راه شایسته و صحیحی اون رو راهنمایی کنه که چه خدمتی واسه اون مناسبه. یا نمی تونه پاسخگوی مشکلات اونا باشه مسلمه که مشتری، ناراضی از بانک بیرون میره و شاید دیگه به اون بانک مراجعه نکنه. این جاست که ضرورت سرمایه گذاری بیشتر بانک ها بر آموزش کارکنان خود، که در رابطه مستقیم با مشتریان هستن کرد پیدا می کنه و این مهم رو میرسونه که همه تلاش های یه بانک واسه جلب مشتری و کسب رضایت اون می تونه فقط به وسیله یه مسئول با آگاهی کم نسبت به امور بانکی به هدر رود. از دیگر مشکلات، سخت و پیچیده بودن به کار گیری خدمات بانکداری الکترونیکی مخصوصا خدمات بانکداری اینترنتی واسه بعضی اقشار جامعه س. در اول ورود ATM ها و POS ها تماشاگر مشکلات بسیار زیاد در رابطه با بهره گرفتن از اونا بودیم. که این مشکلات در میان بعضی اقشار جامعه که از سطح سواد بالایی بهره مند نبوده و البته سهم خیلی از مشتریان بانک رو به دلیل کسب و کارشون شامل می شدن بیشتر بود. این قشر از جامعه اکثرا بازاریان رو شامل می شه که بیشتر میان سال یا سن بالا هستن. و آشنایی کافی با خدمات بانکداری الکترونیکی رو ندارن. حال با گسترش اینترنت و همه گیر شدن اون مسوولان بانکی چه تدبیری واسه این بخش از مشتریان کرده ان؟ نباید خدمات بانکداری اینترنتی همه گیر شه. ولی با وضع موجود تنها تحصیلکرده ها و از بین اونا کسائی که علم به کار گیری اینترنت رو دارن می تونن از این خدمات بهره مند شن. البته بعضی وقتا تماشاگر بودیم که به دلیل ساختار ضعیف این خدمات بعضی وقتا همین افراد هم نتونسته ان از اون بهره مند شن. پس اینجا هم می بینیم که بانک ها باید در بخش آموزش مشتریان هم سرمایه گذاری کنن. که تا الان کمتر صورت گرفته.( سهیلا سلطانی،۱۳۸۴)

مجله هاردوارد بیزینس در سال ۲۰۰۰ به مناسبت هفتادمین سال انتشار خود از پنج اندیشمند و نظریه پرداز، چالشای ورود به قرن بیست و یه رو سوال کرد. بیشتر پاسخای این متفکران، چالشهای فرهنگی رو شامل میشه.مدیریت بانکداری الکترونیک هم در این بخش با دو رقابت اساسی و اساسی روبرو شدن. اول اینکه با گرایش به سمت بانکداری الکترونیک خیلی از روشای کهنه باید به شکل سیستمای الکترونیکی گذاشته شن. که پذیرش اون از طرف مشتریان  سخته. رقابت دوم مربوط به تطبیق وسیله ها و روشای این پدیده با فرهنگ،روحیه و علم مردمه.(مجله هاردوارد بیزینس، ۲۰۰۰)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه گیری:

نبود نیروی آموزش دیده و موثر در سیستم بانکداری الکترونیکی یکی از چالشای پیشرفت بانکداری الکترونیکه، هم اینکه مردمی که سالهاست با روشای سنتی خو گرفتن. خیلی راحت حاضر به کنار گذاشتن اونا نیستن. خیلی از مشتریان هنوز به سیستم بانکی الکترونیکی اعتماد ندارن. و یا بعضی از وسایل بانکی رو بدون کارایی لازم می دونن و به اونا بی اعتمادند. بعضی هم خدمات سیستم الکترونیکی بانکا رو غیر کاربردی و سطحی می دونن.

یکی دیگه از چالشای پیشرفت بانکداری الکترونیک، نبود لوازم کافی و استاندارده. که به عنوان یکی از مهمترین چالشای مد نظره. چون که اعتماد مشتریان نسبت به سیستم بانکی الکترونیکی بواسطه صحت و امنیت و دقت انجام امور بانکی جلب می شه. که واسه رسیدن به اینجور هدفی سیستمی لازمه که از لوازم و استانداردهای لازم بهره گیرد.

از دیگر چالشا در این مورد وجود فرهنگای متفاوت در جامعه و هم وجود علم متفاوت در میان افراد و هم اینکه روحیات متفاوت و متغیر مردم س. که تطبیق روش ها و وسایل بانکداری الکترونیک با فرهنگ و علم جامعه رو با مشکل روبرو شدن می کنه.

 

 

 

 

 

زیر ساختا و بسترهای لازم واسه پیشرفت بانکداری الکترونیکی:

۱- زیر ساخت ارتباطی:

مهم ترین و اثرگذارترین وسیله در شروع روند بانکداری الکترونیکی دسترسی عمومی به بسترهای زیرساختی ارتباطات الکترونیکیه. درمدیریت بانکداری الکترونیکی باید برحسب نوع خدمات و انتظاراتی که از سرویسای جدید میره از مناسب ترین وسیله ارتباطی بهره برد.مهمترین ویژگی و نکته ای که در انتخاب این وسیله الزامیه، توجه به اصل اول بانکداری الکترونیکی، یعنی مشتری مداری، در به کار گیری سامانه های بانکداری الکترونیکیه. این وسیله شامل به کار گیری شبکه جهانی اینترنت، سامانه ماهواره ([۲]VSAT)، خطوط فیبر نوری، شبکه گسترده گوشی موبایل و تلفن ثابته.(پژوهشکده پولی و مالی بانکی ۱۳۸۲)

۲- زیر ساخت مالی و بانکی:

یکی از مهم ترین اقدامات بانکا در راه تبدیل شدن به یه بانک الکترونیکی ایجاد زیر ساختایی مانند کارتای اعتباری، کارتای هوشمند و پیشرفت سخت افزاری شبکه های بانکیه. (ماهنامه آموزشی بانک ملی، ۱۳۹۰)

۳- زیر ساخت حقوقی و قانونی:

هر فناوری جدید واسه گسترش و پیشرفت، قبل از مقبولیت عمومی نیازمند مقبولیت قانونیه. تا همه ظرفیتای اون استفاده بشه. یعنی اگه به دنبال این هستیم که روند بانکداری الکترونیکی با اقبال عمومی مواجه شه، باید بسترهای قانونی لازم رو جفت و جور کنیم و با شناخت همه احتمالات در روند بانکداری الکترونیکی درصد خطر رو کاهش داده و اعتماد عمومی نسبت به سامانه های بر اساس بانکداری الکترونیکی رو افزایش بدیم. واسه این کار باید در تدوین نظام نامها و آیین اسمای اجرایی توجه زیادی رو به اصل مشتری مداری معطوف کنیم. همیشه باید توجه داشت که بیشتر مردم در مباحث اقتصادی خطر بالا رو نمیپذیزند. مخصوصا اگه دریچه جدیدی واسه حرکت و فعالیت اقتصادی باز شده باشه. که در این صورت تا از پشتوانه های قانونی اون مطمئن نشن نقشی در پیشرفت این روند بردوش ندارن. (ماهنامه آموزشی بانک ملی، ۱۳۹۰)

۴- زیر ساخت فرهنگی و نیروی انسانی:

در این بخش واسه مدیریت بانکداری الکترونیکی با دوچالش اساسی و اساسی مواجه هستیم.

۱- اینکه با گرایش به سمت سامانه های بانکداری الکترونیکی باید خیلی از روشای کهنه رو به شکل این سامانه ها گذاشت و این خود نیاز به اعمال آموزشای لازم واسه کارمندان بانکا داره تا با دیدی روشن و بدون ترس از این پدیده جدید استقبال کنن و خود رو با اون هماهنگ و هم جهت کنن. باید کارمندان رو توجیه کرد که در بانکداری به روش الکترونیکی خیلی از کارای سخت اونا حذف می شه و درعوض سرعت کار اونا بالا میره یعنی به جای سخت کارکردن، سریع تر کار می کنن. به عبارت بهتر بانکداری الکترونیکی نیروهای بنگاهای مالی رو از نیروی کمی به نیروهای کیفی تبدیل می کنه.

۲- تطبیق وسیله ها و روشای بانکداری الکترونیکی با فرهنگ و روحیه و علم مردمه. بعضی هنوز به کارتا، اعتباری ندارن و یا تلفنای انگار رو ابزاری گرون قیمت و غیر لازم می دونن. در واقع واسه پیشرفت بانکداری الکترونیکی نیاز جدی به فرهنگ سازی واسه جذب و توجیه اقتصادی به کار گیری این سامانه ها واسه مشتریاس.( مجله هاردوارد بیزینس، ۲۰۰۰)

زیر ساخت نرم افزاری:

یکی از عوامل مهم در مقبولیت و گسترده شدن پروسه های بانکداری الکترونیکی، پیشرفت نرم افزاری و افزایش امنیت در سامانه های اون هستش. اگر زمینه لازم جهت تامین این دو نیاز جفت و جور شه کاربرد عمومی از سامانه های الکترونیکی گسترش و آسون کردن می شه و خطر به کار گیری اینجور سامانه هایی با حفظ درجه امنیت بالا کم میشه و اعتماد و رضایت مندی مشتری زیاد می شه.( ماهنامه آموزشی بانک ملی، ۱۳۹۰)

[۱]. PIN code

[۲] Vsat.

بانکداری الکترونیکی در جهان:

تحولات بانکداری الکترونیک در جهان:

– رشد اقتصادی چین در بیست سال گذشته از تموم کشورای آسیایی بالاتر بوده و حالا بالاترین ذخیره ارزی جهان رو که برابر ۱۴۰۰ میلیارد دلاره، در اختیار داره. بانک صنعتی و تجارتی چین(icbc) که بزرگترین بانک تجاری دولتی این کشوره. برنامه های بزرگی رو واسه افزایش خدمات الکترونیک خود اجرا کرده. الان بیشتر از ۲۵۰ هزار شرکت، مشتری این بانک هستن. هم اینکه بیشتر از هیجده میلیون چینی امور بانکی خود رو در این بانک انجام میدن. در سال ۲۰۰۶ ارزش کلی مبادلات الکترونیک این بانک به بیشتر از ۳۰۰ میلیارد دلار رسید. که رشدی بیست و هفت درصدی رو نسبت به سال ۲۰۰۵ نشون می ده. پایین بودن هزینه انجام مبادلات الکترونیک به رونق این بخش از فعالیتای اقتصادی بانکا منجر شده. هر پنج بانک دولتی بزرگ چین برنامه هایی واسه پیشرفت خدمات الکترونیک به مشتریا اجرا کردن. در آخر سال ۲۰۰۶ بیشتر از هشتاد میلیون چینی از خدمات بانکداری الکترونیک استفاده کردن. پیش بینی میشه هر سال ۱۵ درصد بر تعداد این افراد اضافه بشه.  در سال ۲۰۰۵ بانک ساخت و ساز چین (ccb) که بزرگترین بانک ارائه دهنده خدمات بانکی الکترونیکی در هنگ کنگه. و ۶۰ درصد این بازار رو در این شهر در اختیار داره. اعلام کرد ۱۰ میلیون حساب الکترونیک جدید در اون سال گشایش کرده. هم اینکه در سال ۲۰۰۵ ارزش مبادلات الکترونیک این بانک ۴۰ درصد رشد کرده. به باور کارشناسان طی ۵ سال آینده بانکداری الکترونیک به مهمترین بخش فعالیت بانکای چین تبدیل می شه. یکی از مهم ترین انگیزه ها، مقابله با رقابت شدیدیه که از طرف بانکهای خارجی موجود در چین بوجود آمده. از طرف دیگه این خدمات از عامل های اصلی موندگاری رشد اقتصادی کشور چین حساب میشه. کارشناسان معتقداند وجود بانکداری الکترونیک، با تغییر همراه س. به خاطر همین هیچ بانکی نباید تصور کنه با انجام یه مجموعه اقدامات همه چیز به پایان رسیده. هر روز یه تکنولوژی جدید و محصولی نوین از طرف رقبا وارد بازار میشه. به خاطر همین بانکها و دولت باید قبول کنن که رقابت همیشه ادامه داره. در مورد چین وضعیت در بعضی جنبه ها فرق داره. مثلا سیستم اینترنتی و سایتای بانکای چینی بیشتر از هر سایتی در جهان، مورد حمله هکرها قرار می گیرن. به خاطر همین مدیران باید تدابیری خاص واسه امنیت مبادلات مالی الکترونیک اتخاذ کنن. (خاص نامه داخلی مسئولان نظام بانکی، ۱۳۸۷)

هک

– با در نظر گرفتن بعضی بررسیا در آخر سال ۲۰۰۰ سرویس دهی بانکداری الکترونیکی در آمریکا بر بانکای کلی متمرکز بوده. ۶۲ درصد بانکای اون کشور دارای سایت اینترنتی بودن و ۳۷ درصد اونا معاملات اینترنتی ارائه می دادن که این ارقام در مقایسه با سه ماهه آخر سال ۱۹۹۹(با حجم ۲۰درصد) افزایش زیادی رو نشون میدن. در آمریکا بانکایی که خدمات بانکداری اینترنتی رو ارائه میدن، بیشتر از ۹۰ درصد داراییای سیستم بانکداری رو به خود دادن. هم اینکه ۱۸ درصد از بانکا، طرحای جدیدی رو واسه ارائه بانکداری اینترنتی از اواسط سال۲۰۰۱ داشتن. بانکای بزرگ تر خواهان سرویس دهی بانکداری الکترونیکی گسترده تر و جور واجور تری هستن. که درخواست وام و خدمات واسطه گری رو هم شامل می شه. با وجودی که بیشتر مشتریان بانکا در بانکایی که خدمات بانکداری اینترنتی رو ارائه میدن. حساب دارن، این مشتریان هنوز محدود بوده و به حدود چهار درصد کل مشتریان بانکا می رسه. با اینکه این ظرفیت محدود به نظر می رسه. اما قسمت بزرگی از اون می تونه به عملیات برون مرزی اختصاص داشته باشه.در این حال، تعداد بانکای مجازی هم کم باقی مونده. طوری که تا جولای ۲۰۰۱، حدود ۹ بانک مجازی با اساسنامه جداگونه و ۲۰ بانک مجازی با علامت تجاری خاص خود در آمریکا فعالیت کردن. (بانکداری الکترونیک www.cnn.com)

– در فصل سوم سال ۱۳۸۵ به کار گیری خدمات بانکداری الکترونیک در کره زیاد شد. به گزارش موج ، با استفاده بیشتر مردم کشور کره جنوبی، از خدمات اینترنتی بانکی و به کار گیری وسایل ارتباطی خود واسه مدیریت حساب هاشون در بانکا ، سرویس دهی الکترونیکی در این کشور با رشد مناسبی مواجه شده. در این فصل کل مبلغی که از راه روشای الکترونیکی بین حسابا منتقل شده با ۵/۱ درصد رشد به ۱۸۲۶ تریلیون وون (۹۸/۱ تریلیون دلار) رسید. جالبه بدونین کره با داشتن زیرساختای مناسب رابطه آنلاین ، سهم مهمی از تراکنشای مالی در این کشور از راه های الکترونیکی انجام می شه.( خبرگزاری موج، ۱۳۸۵)

دلار

مقایسه:

سرعت روز افزون قطار سریع السیر فناوری اطلاعات و ارتباطات در دنیا، در روبرو شدن با نظام دولتی بانک های ایران دچار مشکلات زیادیه. هنوز مسیرهای زیادی ریل گذاری نشده. نظام بانکی کشور تازگیا نگاهی به حرکت سریع وسیله الکترونیکی انداخته و به دنبال اجرای آیین نامه ها و مصوباتیه، که سال ها در انتظار اجرا هستن. استفاده ناقص و جور واجور بانک های دولتی و خصوصی از وسیله و فناوری های مدرن ارتباطات، هرچند مشکلاتی رو واسه مشتریان به وجود می آورد، اما همه هنوز امید دارن تا نظام بانکی تکونی به خود بده. و خدمات الکترونیکی خود رو بهتر کنه. این وسط هنوز خدمات پیشرفته بانکی در دنیا هستن، که در ایران به اون ها توجهی نشده. بهبود سرویس های داده شده فعلی و سرویس دهی نوین الکترونیکی و اینترنتی گزینه ایه، که باعث تغییر بزرگی در رونق گرفتن سیستم بانکی و حرکت سریع تر اون در رسیدن به ایستگاه بانکداری الکترونیکی می شه.

مشکلات

 

 

 

بانکداری الکترونیک در ایران:

گذشته بانکداری الکترونیک در ایران:

سابقه فعالیتای بانکداری الکترونیک در ایران به سال ۱۳۵۰ برمیگرده. در اون موقع بانک تهران با در اختیار قرار گرفتن ۷تا۱۰ دستگاه خودپرداز در شعبه ای خود اولین تجربه پرداخت خودکار پول رو در همون شعبه نصب شده برعهده داشتن. اواخر دهه ۶۰ بانکهای کشور با در نظر گرفتن کاربرد کامپیوتر و احساس نیاز به اتوماسیون عملیات بانکی به رایانه ای کردن عملیات بانکی پرداختن. طرح کامل اتوماسیون بانکی پس از مطالعه و بررسیای جورواجور به شکل پیشنهادی واسه تحولی کامل در برنامه ریزی فعالیتای انفورماتیکی بانکها به مسئولان شبکه بانکی ارائه شد. که با مصوبه مجمع عمومی بانکها در سال ۷۲ شکل رسمی به خود گرفت. در سالهای ۷۲ و ۷۳ جرقهای ایجاد سوئیچ ملی جهت بانکداری الکترونیک وقتی زده شد که شبکه ارتباطی بین بانک ملی و فروشگاه های شهروند ایجاد شد و آدمایی که کارت بانک ملی رو داشتن می تونستن از خدمات فروشگاه های شهروند استفاده کنن. در بیست خرداد ۱۳۸۱ یه سری از مقررات حاکم بر مرکز شبکه رد و بدل کردن اطلاعات بین بانکی موسوم به شتاب تصویب شد که فعالیت خود رو از اول تیر ماه ۱۳۸۱ با هدف جفت و جور کردن زیر ساخت بانکداری الکترونیک شروع کرد، کلیه سخت افزارها و نرم افزارها در ۱۳ مرداد ماه ۸۱ دراختیار اداره شتاب مرکزی قرار گرفت و از شرکت خدمات انفورماتیک و شرکت ملی انفورماتیک سلب مسئولیت شد. طرح شتاب که جهت هماهنگی و همکاری بین بانکها و سازماندهی سیستم پولی کشور از طرف مرحوم دکتر نوربخش در شورای عالی بانکها به تصویب رسید، کلیه بانکها رو مجبور به پیوستن به این شبکه ساخت. آزمایشای اولیه این شبکه با سه بانک دولتی شروع شد. دو بانک تخصصی (کشاورزی و پیشرفت صادرات) و یه بانک تجاری (صادرات ایران) در پایلوت اولیه این طرح حضور داشتن. شتاب که با ایجاد رابطه بین دستگاه های خودپرداز ATM در این سه بانک به دنیا اومد، در دو مرحله طراحی شد. در مرحله اول شبکه شتاب به ایجاد رابطه کارتی Debit  و [۲]Credit واسه سرویس دهی برابر کارتای الکترونیک پرداخت ودر مرحله دوم کلیه ارتباطات بین بانکی و انتقال پولی بین بانکها رو پوشش می دهد. آزمایش های اولیه شتاب با ایجاد اتصال بین دستگاه های خودپرداز ATM و پایانه های فروش ([۳]POS – POINT OF SALE) سه بانک اولیه عضو شتاب و بانک سروسامون به عنوان بانک خصوصی که در سال ۸۲ به عضویت شبکه شتاب درآمد اجراء گردید. در اواخر سال ۸۲ بانک ملی ایران به عنوان دارنده بیشترین شعب و بزرگترین بانک تجاری کشور به طرح شتاب ملحق شد و از پنجم اردیبهشت ۸۳ فعالیت خود رو در این بخش شروع کرد .حالا بانکهای ملی، صادرات، کشاورزی، پیشرفت صادرات، صنعت معدن، سروسامون، پارسیان و اقتصاد نوین از جمله بانکهای دولتی و خصوصی هستن که عضوطرح شتاب هستن. الان حدود هشت میلیون و دویست هزار کارت الکترونیک در سراسر کشور منتشر گردیده که از شونزده هزار دستگاه خودپرداز وصل این شبکه استفاده می کنن. (سید جوادین ۱۳۸۵)

برنامه ریزی

[۱]. Internet Banking:،  Mobile BankingوBanking Cyber

. Debit وCredit

  1. ۵. POS – POINT OF SALE

ساختار بازدارنده

در ساختار بازدارنده، بهره­­وری مفهومی از دست­ رفته. این نوع ساختار می ­تونه کیفیت خدمات سازمانی رو تحت تاثیر بذاره. ساختار بازدارنده نبود اعتماد بین­فردی رو موجب می­شه؛ و همین امر خود به کژکارکردی سیستم سازمانی می­انجامد (گگ، ۲۰۰۳). این نوع ساختار، بیزاری کارمندان رو به دنبال داره و نه تعهد (پذیرش با شور و شوق خیلی زیاد و کارکرد وفادارانه) اونا رو (هوی و سوئیتلند، ۲۰۰۰). به­علاوه نتیجه های به وجود اومده توسط ساختار بازدارنده، اثرات منفی مثل غیبت، استرس، احساس غریبگی و نارضایتی شغلی رو موجب می­شه (گگ، ۲۰۰۳؛ هوی و سوئیتلند، ۲۰۰۰؛ آرچز[۳]، ۱۹۹۱).

استرس

ساختار بازدارنده در مقایسه با ساختار تواناساز، به­وجودآورنده محیط کاریه که کمتر موثر­ می­باشه (گگ، ۲۰۰۳). در این نوع ساختار، جو سازمانی به شکلی منفی جهت می­یابد (هوی و سوئیتلند، ۲۰۰۱) و فضای موجود، در کار حل موضوع و انجام وظایف کاری مانعه نه کمک­دهنده. این نوع ساختار ماهیتاً از­بین­برنده روند حل موضوع س. به­علاوه بازدارنده هرگونه نوآوری و رشده (گگ، ۲۰۰۳). ارتباطات در اون از نوع سخت­پیوند، یه­طرفه و از بالا به پایین بوده (هوی و میسکل، ۲۰۰۵ و ۲۰۰۸؛ هوی، ۲۰۰۳) و اندازه مشارکت افراد ناچیزه. چون تعاملات بین­فردی رو محدود کرده و کنترل اداری زیادی رو اعمال می­کنه (هوی و میسکل، ۲۰۰۵ و ۲۰۰۸؛ تایلوس، ۲۰۰۹).  پرواضحه که ساختار بازدارنده از راه نفوذ در و بر رفتار سازمانی افراد در سطوح فردی، گروهی و سازمانی، سازمان رو هم جهت با تحقق سلامت سازمانی باز می­داره. ویژگیای ساختار بازدارنده رو میشه به توضیح زیر شمرد:

– اجرای  قوانین و روش های سخت

– تلقی مشکلات به عنوان محدودیت و گرفتاری

مشکلات

– خواهان همنوایی و توافق

توافق

– تنبیه اشتباهات

– گسترش بدگمانی

– خواهان اجابت

– کنترل

– تنبیه کارکنان

– جلوگیری تغییر

– قوانین مستبدانه

– تصمیم ­گیری یه جانبه

– اعمال فشار واسه انجام کار مورد نظر

– بی­اعتمادی کارمندان

– فریب و کلک

– اختلاف

– ایجاد احساس بی­قدرتی و بی­نفوذی در افراد (هوی و سوئیتلند، ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱؛ هوی و میسکل، ۲۰۰۵؛ ۲۰۰۸).

 

 

 

 

۲-۱-۱-۵-۲-۸-۳- مقایسه دو نوع ساختار

در آخر اینم بگیم که به­ طور ­کلی، ساختار تواناساز با قوانین و مقررات منعطف و نتیجه های مثبت، دارای ماهیتی کارکردیه و ساختار بازدارنده با به کار گیری قوانین و مقررات سخت و نامنعطف و نتیجه های منفی خود، منتهی به کژکارکردی سازمان می­شه (هوی و میسکل، ۲۰۰۵ و ۲۰۰۸).  در زیر ابعاد چهارگانه شکل های جور واجور ساختارهای تواناساز و بازدارنده در جدول شماره (۱)، با همدیگه مقایسه گردیده­ان. این مقایسه ضرورت توجه و تلاش سازمانها واسه طراحی، قرار گرفتن و پیشرفت ساختار تواناساز و کم کردن از بازدارندگی ساختارهای موجود خود به خاطر بهره­وری از نتیجه های مثبت حاصل از اون نوع ساختار رو قطعی می­گردونه (هوی، ۲۰۰۳).

 

جدول شماره ۱: مقایسه ابعاد چهارگانه شکل های جور واجور ساختارهای تواناساز و  بازدارنده

               ابعادشکل های جور واجور ساختاررسمیتتمرکزروندزمینه
بازدارنده·        قوانین و روش­های سخت و انعطاف­ناپذیر·        تلقی مشکلات به عنوان محدودیت و گرفتاری

·        خواهان همنوایی و توافق

·        تنبیه اشتباهات

·        گسترش بدگمانی

·        خواهان اجابت·        کنترل

·        تنبیه کارمندان

·        نبود تشویق به تغییر

·        قوانین مستبدانه

·        تصمیم ­گیری یه­جانبه·        اعمال فشار واسه انجام کار مورد نظر·        بی­اعتمادی کارمندان·        فریب و کلک

·        اختلاف

·        ایجاد احساس بی­قدرتی و بی­نفوذی در افراد

تواناساز·        ارتقای قوانین و روش­های منعطف·        تلقی مشکلات به عنوان فرصت­های یادگیری

·        پذیرش فرق در ارزش­ها

·        تشویق ابتکارات و نوآوری­ها

·        پرورش اعتماد

·        آسون کردن روند حل موضوع·        ارتقای همکاری

·        تشویق گشودگی

·        پشتیبانی از کارمندان

·        مشارکت­جویی

·        تشویق ابتکارات و نوآوری­ها

·        تصمیم­­گیری مشارکتی·        حل مسأله·        اعتماد·        صداقت و اعتبار

·        اتحاد

·        ایجاد احساس قدرت و نفوذ در افراد

 

منبع: هوی و سوئیتلند (۲۰۰۰ و ۲۰۰۱) و هوی و میسکل (۲۰۰۵؛ ۲۰۰۸).

۲-۱-۲- قدرت

۲-۱-۲-۱- تعریف قدرت و وجود اون

 

واسه شناخت زندگی سازمانی می­بایست به اشکال قدرت هم به صورت رسمی و هم غیر رسمی، هم قانونی و هم حروم توجه کرد (هوی و میسکل، ۲۰۰۸). چون هر اندازه که رهبران سازمانی به حساب بیشتری از منابع قدرت دسترسی داشته باشن، بالقوه توانایی رهبری موثرتری دارن (علاقه­بند، ۱۳۸۴). از این رو مدیران می­بایست قدرت و منابع قدرت خود رو به خاطر هماهنگی و پشتیبانی کار زیر دستان خود کشف و اون رو پیشرفت بخشن (کریتنر و کنیکی، ۱۳۸۶).

قدرت دارای دو سطح انگیزه و رفتاره ( مک­کللند و برنهام، ۲۰۰۳):

قدرت پدیده­ایه که تا وقتی که استفاده کرده نشه، معنا و معنی پیدا نمی کنه (هال،۲۰۰۲). در واقع قدرت ظرفیتی بالقوه س (رابینز، ۲۰۰۱). موضوع کلیدی در معنی قدرت اون هستش که وسعت قدرت آدما به اندازه اندازه واقعیت قدرتی که اونا دارن نیس، بلکه بر اساس تصوریه که بقیه از اون دارن. در واقع اون چیزی که به افراد توانایی نفوذ می-دهد تصور بقیه در مورد قدرت آنانه (هرسی و همکاران، ۲۰۰۲).

قدرت رابطه­ای موقعیتیه (هال،۲۰۰۲؛ رولینسون و برودفیلد، ۲۰۰۲). یعنی، قدرت نه به عنوان یه ویژگی فردی بلکه به عنوان یه رابطه اجتماعی در نظر گرفته می­شه (اسکات، ۱۳۸۷). چون گفته می­شه که ساختار در روابط قدرت و روابط قدرت در ساختار تنیده شده؛ یعنی این دو نمی­تونن از هم جدا گردند (هچ، ۱۳۸۷). چون قدرت در جدایی ادما از همدیگه به وجود نمی­آید، بلکه در روابط بین دو نفر یا بیشتر کرد پیدا می­ کنه (رولینسون و برودفیلد، ۲۰۰۲). تاثیر قدرت به شرایط موجود در موقعیت بستگی داره. از این­رو قدرت، پدیده­ای موقعیتی حساب می­شه.

تعریف قدرت، موضوع­ای کلیدیه (تورنر[۴]، ۲۰۰۵). چون قدرت دارای ماهیتی پویا و مهم می­باشه (هال، ۲۰۰۲). قدرت فی­نفسه، یه منبعه (هچ، ۱۳۸۷)؛ و توانایی نفوذ بر رفتار بقیه و راهیابی در آنانه (هرسی و همکاران،۲۰۰۲). در واقع قدرت ظرفیت و توانایی بالقوه تاثیر و تغییر دیگرونه (افجه­ای ،۱۳۸۰؛ ریون[۵]،۱۹۹۳). چون پایه قدرت یعنی کنترل بقیه (جیمز[۶]، ۲۰۰۵؛ کارن[۷]، ۲۰۰۷). قدرت، رفتارای سازمانی افراد رو تحت تاثیر قرار می­دهد (هال، ۲۰۰۲)؛ و امکان پیش ­بینی رفتار افراد رو ممکن می­سازه (راب و روبرت، ۲۰۱۰). از این رو قدرت مثل استعداد نفوذ و نظام کنترل تعریف می­شه (شرمرهورن و همکاران،۱۳۸۶؛ اسکات،۱۳۸۷؛ هرسی و همکاران،۲۰۰۲). از طرفی قدرت توانایی رسیدن به هدف و یافته هاس (ولدرینگ[۸]، ۲۰۰۱؛ کریتنر،۱۳۸۷). چون قدرت، کنترل منابع ارزشمنده (تی جوسوالد[۹] و همکاران، ۲۰۰۵) منتهی به هدایت سرمایه انسانی و اطلاعاتی هم جهت با انجام کارای تعیین شده می­شه (کریتنر و کنیکی، ۱۳۸۶). به­ طور کلی می­توان گفت قدرت، عمل (هال،۲۰۰۲) و توانایی جهت نفوذ در روند در پیش گرفتن تصمیمات می­باشه (ساراکوگلو، ۲۰۰۹).

 

[۱]Adams & Forsyth

[۲]Hoy

[۳]Arches

[۴]Turner

[۵]Raven

[۶]James

[۷]Karen

[۸]Woldring

[۹]Tjosvold

مدیریت : نظریه ارتقا اجتماعی

یکی از نظریه­هایی که در مورد باروری و اندازه اون ارائه شده، نظریه منزلت اجتماعیه در این نظریه متفکران و اندیشمندان، اندازه باروری هر خونواده و جامعه رو مبنی بر جایگاه و منزلت والدین و یا ساکنان اون جامعه می دانند.

دمونت[۱] عقیده داره که داشتن بچه کم­تر یا بیش­تر رابطه نزدیکی با منزلت اجتماعی والدین داره. مثلا، اگه در جامعه ای داشتن بچه بیش­تر امکان پیشرفت منزلت اجتماعی بالاتر رو به دنبال داشته باشه (مثل خیلی از جوامع پیشرفت نیافته بر اساس کشاورزی)، خونواده­ها بهتر می دونن که تعداد فرزندان بیش­تری داشته باشن (بیهند[۲]، ۱۹۸۸: ۲۶۸).
کشاورزی

 

۳-۲- نظریه­ های اقتصادی

 

به نظر بکر رفتار باروری خونواده ناراحت از رفتار اقتصادیه. همون­گونه که خونواده­ها در مورد اقتصادی در مورد انتخاب یه کالا تصمیم می گیرند، به همون راه در مورد ترجیحات و سلیقه­های خود، اندازه درآمدها و هزینه­ های بچه هم اقدام می­کنن. پس، براساس این نظریه تعداد بچه­هایی که خونواده­ها دارن بیشتر به واسطه عامل درآمد تعیین می­شن. در نتیجه، خونواده­های پولدار باید فرزندان بیش­تری داشته باشن. اما دلایل تجربی اروپای غربی عکس این موضوع رو نشون می دهد. بکر در جواب می گوید که یه متغیر دخالت­گر بنیادی مثل دسترسی به تکنولوژی و وسایل پیشگیری از بارداری هست که این عامل با درآمد رابطه مثبتی داره و رابطه موجود بین درآمد و بعد خونواده رو از بین می­برد (فریدمن و بقیه[۳]، ۱۹۹۴: ۳۷۹).

اقتصادی

اندازه درخواست واسه بچه، نه فقط از قیمت بچه، بلکه از درآمد حقیقی هم تاثیر می پذیرد. افزایش درآمد، کلا باعث افزایش درخواست واسه کالا­های جور واجور می­شه. ولی اگه افزایش درآمد همراه با افزایش هزینه بچه، باشه ممکنه باعث کم شدن اندازه درخواست واسه بچه شه. در سال­های گذشته، رشد اقتصادی، نه فقط درآمد­ها رو زیاد کرده، بلکه باعث افزایش هزینه فرزندان هم گشته. این به وجود اومده توسط افزایش اشتغال زنان و با ارزش­تر شدن وقتیه که صرف مراقبت از فرزندان می­شه. افزایش هزینه فرزندان منتهی به جایگزینی دیگه جنسا به جای اونا در پیرو درخواست والدین می­شه. پیروز شدن اثر جانشینی بر اثر درآمدی، باعث شده که رابطه منفی قوی بین درآمد سرانه و درخواست واسه بچه دیده شه. تحقیق­ها در کشور­های جور واجور هم نشون دهنده اون هستش که اثر منفی افزایش دستمزد زنان بر تعداد فرزندان، به دلیل اثر مثبت افزایش منابع خانواده س (بکر، ۱۹۹۱).

لیبنشتاین[۴] یکی دیگه از نظریه پردازان اقتصاد باروری، نظریه خود رو بر این فرض استوار کرده که سود یا نبود سود اقتصادی عاملیه که باعث می شه والدین تصمیم بگیرن که چه تعداد بچه داشته باشن.از این رو، ایجاد تعادل بین رضایتمندی اقتصادی و هزینه­ های نگهداری فرزندان زیر بنای اصلی نگاه مردم در مورد تعداد فرزنده (لیبنشتاین، ۱۹۷۷: ۱۵۷).

 

۳-۳- نظریه­ های اجتماعی

 

۳-۲- ۱- باروری مثل عمل اجتماعی

 

با در نظر گرفتن این­که باروری کلا یه امر ارادی بوده و فرد در شکل­ گیری اون نقشی اساسی داره، پس می­توان اون­رو یه عمل حساب داشت. هر چند در اصطلاح عادی جمعیت شناسی از باروری به عنوان یه رفتار یاد می­شه، ولی با در نظر گرفتن این­که در عقاید جامعه­شناختی بین رفتار و عمل فرق هست؛ پس در این جا هم براساس ویژگی­هایی که در مورد عمل ذکر می­شه، باروری رو یه عمل در نظر می­گیریم.

 

۳-۲-۲- نظریه عمل اجتماعی

 

نظریه عمل ریشه در کار ماکس وبر در مورد عمل اجتماعی داره. هر چند وبر کارش رو براساس مفروضاتی در مورد کنشگران و عمل بنا نهاده بود، اما علاقه اصلی­اش متوجه تاثیر اجبار­های فرهنگی و ساختاری روی کنشگران بود. نظریه عمل به­جای تاکید بر این جنبه از کار وبر، در سطح اندیشه و عمل فردی عمل می­ کنه (ریتزر، ۱۳۸۲: ۵۲۸).

تالکوت پارسونز به عنوان مشهورترین نظریه­پرداز در مورد عمل اجتماعی، تلاش داشت نظریه عمل رو از رفتارگرایی جدا سازه. در واقع، اون واسه اون اصطلاح عمل رو انتخاب کرد که دلالتی متفاوت از اصطلاح رفتار داره. رفتار دلالت بر عکس العمل مکانیکی در برابر محرک­ها داره، حال­اون­که اصطلاح عمل بر یه فراگرد فعالانه، خلاقانه و ذهنی دلالت می­ کنه (همون: ۵۲۹).

واسه پارسونز معنی نظام عمل، مفهومی عینی نیس؛ به هیچ واقعیت عینی رابطه نداره، مثلا به کارخانه یا به خونواده. اون­طور که پارسونز اون­رو به کار می­برد، نظام عمل از سنخ معنی­سازی و تحلیله؛ روش بازسازی ذهنی واقعیته، چگونگی درک چیزها و خلاصه کلام، مفهومی اکتشافیه. در واقعیت چیزی نیس که بشه گفت این نظام کنشه. با این همه هر عمل رو می­توان به راه و روش یه نظام عمل تحلیل کرد، مهم نیس که این عمل در چه سطحی از واقعیت بوده باشه، خواه رفتاری باشه که دو شخص در برابر همدیگه در پیش می­گیرند یا مقابله طبقاتی یا کشمکشی بین المللی. نظام اجتماعی خیلی زیاد کلیه و نمونه مستقیمی در دنیای واقعیت نداره، چون که این معنی یه وسیله تحلیلی با میدون کاربرد بسیار گسترده س (روشه، ۱۳۷۶: ۶۲).

در منابع جامعه­شناسی از نظریه عمل پارسونز با سه نام یاد می­شه: ۱- نظریه عمومی عمل، ۲- نظریه داوطلبانه عمل، ۳- نظریه تحلیلی عمل. نام­گذاری اول از نظر سطح گسترش و جامعیت اون صورت گرفته. نام­گذاری نوع دوم از نظر تاکید تئوری بر آشتی آزادی (اختیار) کنشگر (به­خاص فاعل انسانی) با نظم اجتماعی. نام­گذاری نوع سوم از نظر تاکید روی اخلاق ­­(کارکرد) ابزارگرایانه تئوری صورت گرفته ­(چلبی، ۱۳۸۱: ۱۶). در این تحقیق براساس موضوع مورد بررسی، اخلاق رفتار داوطلبانه­ی کنشگر بیش­تر روش زوم شده.

عمل اجتماعی در معنایی که پارسونز اون­رو می­فهمد، همه رفتار انسانیه که انگیزه و راهنمای اون معانیه که کنشگر اون­ها رو در دنیای خارج کشف می­ کنه، معانی­ای که توجهش رو جلب می­ کنه و به اون­ها جواب می­دهد. پس، ویژگی­های اصلی عمل اجتماعی در حساسیت کنشگر به معانی چیزها و موجوداتیه که در محیط هستن و آگاهی پیدا کردن به این معانی و عکس العمل به پیام­هاییه که اون­ها می­فرستند.

عمل اجتماعی که با معنیش تعریف شده با تصور کنشگر تفسیر می­شه، یعنی بر مبنای ادراکی که از محیطش داره، احساساتی که اون رو برمی­انگیزد، افکاری که در سر داره، انگیزه­هایی که اون رو به عمل وامی­داره و عکس العمل­هایی که در برابر عمل­های خودش داره(روشه، ۱۳۷۶: ۵۶).

عمل اجتماعی رو می­توان بر مبنای اختلاف ” کنشگر- وضعیت ” که در نظریه عمل پارسونز نقش اساسی داره، تحلیل کرد. کنشگر پارسونز ” موجودی در وضعیت ” است، چون عمل­اش پیوسته درک معانی مجموعه­ نشونه­هاییه که اون در محیط می­یابد و به اون­ها جواب می­دهد. همه این مناسبات با محیط فیزیکی بر مجموعه ­ای از توضیح و تعبیر استواره که کنشگر از گذر اون­ها واقعیت رو درک و به اون معنایی می­دهد و به دنبال اون عمل می­ کنه (همون: ۵۷).

 

۳-۲-۳- واحد عمل داوطلبانه

 

پدیده بنیادی در نظریه عمل پارسونز همون چیزیه که اون واحد کنشی خوانده. اون این پدیده رو طبق چهار عنصر سازنده مشخص می­ کنه: اول اون­که، این واحد به وجود یه کنشگر نیاز داره؛ دوم اون­که، واحد کنشی لازمه هدف یا وضعیتی آتیه که کنشگر نسبت به اون جهت­گیری می­ کنه؛ سوم اون­که، این عمل در موقعیتی انجام می­گیرد که لازمه دو عنصره: چیزایی­که کنشگر نمی­تونه تحت نظارتشان داشته باشه (شرایط)، و دیگه اون چیزایی که کنشگر می ­تونه بر اون­ها نظارت داشته باشه (وسایل)؛ چهارم این­که، هنجارها و ارزش­ها در جهت تعیین انتخاب وسایل دست­یابی به هدف­ها نقش بازی می­ کنن (ریتزر، ۱۳۸۲: ۵۳۰). تصویر شماره ۳-۱ معنی­سازی واحد عمل داوطلبانه رو به صورت شماتیک نشون می­دهد.

هنجارها و ارزش­ها
کنشگر
شرایط وضعیتی
اهداف
شکل شماره۳-۱- عناصر واحد عمل داوطلبانه (ترنر، ۲۰۰۳: ۴۰)
وسیله یه
وسیله دو
وسیله سه
وسیله n ام

کنشگر طبق شرایط حاکم و هم اینکه هنجارها و اجبار­های فرهنگی مسلط و با در نظر گرفتن وسایل مختلفی که به اون­ها دسترسی داره، اهدافی رو واسه خود بر می­گزیند. از طرف دیگه، براساس همین محدودیت­ها و امکانات، نگرشی مشخص تو ذهن ایشون شکل می­گیرد. این نگاه روی یه طیف از نبود دست­یابی کامل به اهداف مورد نظر تا کام­یابی کامل در رسیدن به اهداف قرار می­گیرد. کنشگر در رسیدن به هدف با دسته­ای از محدودیت­ها روبرو شدن که در طرح نظری پارسونز به عنوان شرایط حاکم شامل شرایط فیزیکی و هم اینکه شرایط فرهنگی معرفی می­شن. با در نظر گرفتن اینکه کنشگر توانایی ایجاد تغییر در این بخش از نظام اجتماعی رو نداره، بنابرین اهداف ایشون در جهت و تحت این شرایط شکل می­گیرد. اما وسیله ها و وسایل دست­یابی به اهداف، با اینحال­که تحت تاثیر شرایط حاکم هستن، ولی کنشگر می ­تونه در مورد این وسیله مبادرت به انتخاب آزادانه­ی به شرط وضعیت بکنه. از این­رو، می­توان توقع داشت با در نظر گرفتن حضور دراز مدت فرد در خونواده، شرایط خانوادگی در اندازه باروری و فاصله­گذاری تاثیر زیادی داشته باشه.

 

۳-۲-۴- کارکردهای نظام عمل

 

هر نظام عمل از دیدگاه پارسونز دارای چهار کارکرد اساسی می­باشه که به نظر ایشون چهار نیاز ابتدایی و اساسی نظام عمل رو تامین می­ کنه (روشه، ۱۳۷۶: ۷۵). یه کارکرد، مجموعه فعالیت­هاییه که در جهت برآوردن یه نیاز یا نیازای نظام انجام می­گیرد (ریتزر، ۱۳۸۲: ۱۳۱).

از طرف دیگه، پارسونز کارکردهای ابتدایی رو به عنوان چهار ” بعد ” نظام عمل معرفی می­ کنه، درست در همون معنایی که اصطلاح بعد در فیزیک داره. یعنی، در هر لحظه از زندگی یه نظام عمل، اجزای کنشی که اون رو تشکیل می­ بدن باید در یکی از ابعاد چهارگانه جا گرفته باشن (روشه، ۱۳۷۶: ۷۵). هم­اون طور که از معنی فوق برمی­آید، کارکردهای پارسونز هم نشون دهنده وجود تحلیلی نظریه ایشون می­باشن که نوع نگاه به معنی جایگاه اون­ رو تغییر می­دهد، ولی در آخر نظام عمل تبیین می­شه.

چهار کارکرد یا چهار بعد نظام عمل عبارتند از: سازگاری، دست­یابی به اهداف، تنهایی و حفظ الگو.

۱- سازگاری: هر نظامی باید خودشو با موقعیتی که در اون قرار گرفته تطبیق دهد و محیط رو هم با نیازهایش موافق سازه (ریتزر، ۱۳۸۲: ۱۳۱). سازگاری کارش اینه که از نظام­های خارجی (نظام عمل) منابع مختلفی رو که نظام نیاز داره بگیره و عوضش­، فراورده­های تولید نظام رو عرضه کنه و با فرآوری و تبدیل این منابع، اونا رو واسه نیازای این نظام به­کار ببره.

۲- دست­یابی به اهداف: این بعد شامل مجموعه عمل­هاییه که اهداف نظام رو تعیین کرده و در واسه رسیدن به اهداف و جایزه­های مطلوب و تعریف شده، منابع و انرژی­هایی رو بسیج کرده و اداره می­ کنن.

۳- تنهایی: در هر نظام عمل، بعضی از اجزای عمل کارشون مراقبت و جلوگیری از گرایش­های کج­روی و حفظ هماهنگی میان اجزا و دوری کردن از مشکل­های عمیقه.

۴- حفظ الگو: هر نظامی باید انگیزه­های افراد و الگوهای فرهنگی آفریننده و نگه­دارنده­ این انگیزه­ها رو ایجاد، نگه­داری و تجدید کنه (روشه، ۱۳۷۵: ۷۶).

براساس نظر پارسونز، چهار کارکرد نامبرده با چهار نظام عمل پیوند دارن. ارگانیسم زیستی یه جور نظام کنشه که کارکرد سازگاری­اش رو از راه تطبیق و تغییر شکل جهان خارجی انجام می­دهد. نظام شخصیتی کارکرد رسیدن به هدف رو از راه تعیین هدف­های نظام و بسیج منابع واسه دست­یابی به اونا، انجام می­دهد. نظام اجتماعی، با تحت نظارت درآوردن اجزای سازنده­اش کارکرد تنهایی رو انجام می­دهد. آخرسر، نظام فرهنگی، کارکرد سکون رو با تجهیز کنشگران به هنجارها و ارزش­هایی که اون­ها رو به عمل برمی­انگیزد، انجام می­دهد (ریتزر، ۱۳۸۲: ۱۳۱).

زیر سیستم­های نظریه نظام عمل پارسونز، طبق یه نظام سلسله مراتبی با مبادله انرژی و اطلاعات با همدیگه رابطه دارن. پارسونز با الهام گرفتن از نظریه سیبرنتیک می­گوید نظام عمل، مثل هر سیستم فعالی، چه جاندار و چه بی­جون محل گردش بی­معطلی انرژی و اطلاعاته. این مبادله­های انرژی و اطلاعات میان اجزای نظامه که عمل نظام رو بر می­انگیزد. همه اجزای یه نظام از دید ذخیره اطلاعات و انرژی برابر نیستن؛ بعضی­ها بیش­تر انرژی در اختیار دارن، یه سری های دیگه ذخیره اطلاعاتشون بیش­تره (روشه، ۱۳۷۶: ۸۸).

یه سیب

 

 

 

 

 

 

 

ابعاد کارکردی نظام عملنظام­های فرعی نظام عملروابط سیبرنتیکی
حفظ الگوهای فرهنگی 

تنهایی

 

دست­یابی به اهداف

 

سازگاری

نظام فرهنگی 

نظام اجتماعی

 

نظام شخصیت

 

نظام ارگانیسم زیستی

مراتب عامل­های وضعی
مراتب عامل­های نظارت­کننده
غنی از انرژی
غنی از اطلاعات                   (نظارت­ها) 

 

شکل شماره ۳-۲- سلسله مراتب سیبرنتیکی نظام عمومی عمل(روشه، ۱۳۷۶: ۸۹)

 

حال اگه چهار نظام فرعی عمل رو در نظر بگیریم، می­توان گفت که نظام فرعی ارگانیسم زیستی از دید انرژی غنی­ترین و از دید اطلاعات فقیرترینه. پس از اون نظام روانی (شخصیت) و در مرتبه بالاتر نظام اجتماعی و در راس سلسله مراتب، نظام فرعی فرهنگی جا داره که بدون دودلی غنی­ترین اونا از دید اطلاعات و فقیرترین اونا از دید انرژیه. نتیجه این­که، عناصر فرهنگی نظام عمل بر نظام اجتماعی، بر شخصیت و بر ارگانیسم زیستی نظارت می­ کنن، در حالی که شخصیت بر ارگانیسم زیستی اعمال نظارت می­ کنه و خودش تحت نظارت نظام اجتماعی و نظام فرهنگی قرار داره (روشه، ۱۳۷۶: ۹۰). بر این پایه نظام شخصیت براساس هنجارها و ارزش­های تعریف شده به­وسیله نظام­های فرهنگی و اجتماعی، کارکرد خود رو مبنی بر دست­یابی به اهداف با بهره گرفتن از امکانات نظام ارگانیکی به انجام می­رساند. ارزش­ها و هنجارهای خانوادگی، شخصیت افراد رو تحت تاثیر قرار داده و روش مشارکت اون­ها در امور مربوط به خونواده رو تغییر می­دهد پس افراد طبق اندازه استقلال شخصیتی که در خونواده دارن، به عمل می­پردازند. با در نظر گرفتن این­که رفتار باروری به عنوان یه عمل جمعی در سطح خونواده مطرح می­باشه، به نظر می­رسد تحت تاثیر اندازه استقلال فرد قرار گیرد.

از طرف دیگه، با در نظر گرفتن گسترش حضور زنان در میدون­های اجتماعی، اندازه استقلال زنان بر مشارکت اجتماعی اون­ها اثرگزار می­باشه. نکته قابل توجه اینه که حضور اجتماعی لازمه کسب بعضی توانمندی­ها و مهارت­ها می­باشه و فرد هر اندازه دارای توانمندی­های بیشتری باشه، قدرت مشورت بیشتری واسه حضور اجتماعی داره.

 

۳-۲-۵- نظریه منابع در دسترس

 

در نظریه منابع در دسترس، تقسیم قدرت در خونواده و پایگاه قدرت هر کدوم از همسران، ناراحت از منابع در دسترس هر کدوم از اون­ها بوده و هم­اینجور اندازه استقلال و وابستگی زن و شوهر رو تحت تاثیر قرار می­دهد. در این نظریه، توانایی هر کدوم از همسران در برآورده کردن نیازای طرف مقابل، به عنوان منبع قدرت فرد تلقی می شه. از این رو، در جوامعی که وظیفه تامین زن رو دوش مرده و مرد، تنها منبع برآوردن نیازای خانواده س، همسر مرد از نظر ایدئولوژیک اجازه اعمال قدرت و تصمیم ­گیری پایانی یه سویه رو به شوهر می دهد. با افزایش نسبت زنان شاغل در جامعه و تامین بخشی از هزینه های خونواده به وسیله درآمد زنان شاغل، پایگاه قدرت زنان هم بهبود پیدا کرده. نظریه منابع، بر ارزش نابرابر مبادلات زن و شوهر در خونواده تاکید می کنه. با این نگاه، قدرت بیشتر در اختیار فردیه که نقش بیشتری در تامین نیازای خونواده داره و جنسیت این وسط اهمیتی نداره. در مقابل، دیدگاه دیگری هم هست که بر توانایی ارزش­های پدرسالارانه تاکید می ورزد. این ارزش­ها می­تونن پایه­ های قدرت زنان رو سست و قدرت مردان رو تقویت کنن ( گروسی، ۱۳۸۷، ۱۲).

بلود و ولف در سال ۱۹۶۰ مطرح کرده­ان که منابع شامل توانایی کسب درآمد، تحصیلات، اعتبار شغلیه که همه وابسته به دنیای اقتصاد بیرون از خونه هستن، جایی­که مردان برتری بیشتری نسبت به زنان دارن. با اینکه منابع غیر اقتصادی مانند مشارکت، پشتیبانی عاطفی و مهارت­های اجتماعی واسه زنان فایده هایی داره، اما در جوامع غربی اهمیت بیش­تری به پول، پایگاه شغلی میدن و این ویژگی­ها به طور دقیق چیزایی هستن که زنان رو در ازدواج برتر می سازه (ریتزر، ۱۹۷۹: ۳۹۰، به نقل از سفیری وآراسته، ۱۳۸۶: ۱۲۱).

بررسی­هایی که بلود و ولف انجام داده­ان نشون می دهد که پخش قدرت در خونواده بیش­تر به وجود اومده توسط تملک منابع ارزشمنده تا نقش­های جنسی سنتی. البته می توان بیان کرد که فرق­ها در منابع به خاطر تجویز نقش­های جنسی سنتیه که به روشنی این اجازه رو به مرد می دهد تا در زندگی توانایی کسب منابع مهم رو داشته باشه. یعنی، بین قدرت جدا از نقش­های جنسی سنتی و قدرت جدا از تملک منابع، رابطه دوطرفه هست (همون: ۴۳). شغل زن در روابط ایشون با همسر در بخش قدرت، انجام کارای منزل، معنی نقش­های زن و مرد، تعداد واقعی و تعداد مطلوب بچه­ها، موفقیت در برنامه ­ریزی خانوادگی و در آخر رضایت زن موثره. از طرفی شاغل شدن زن، موجب مشارکت بیشتر مرد در کارای خونه می شه. این از یه طرف موجب کاهش قدرت شوهر و از طرف دیگه موجب افزایش برابری­ها در تصمیم ­گیری­ها می شه و مشارکت مرد در امور منزل رو افزایش می دهد (میشل،۱۳۵۴: ۱۹۴).

بخشی از منابع قدرت زنان در خونواده مربوط به اندازه توانمندی اون­ها در زندگی اجتماعی و دسترسی به منابع اطلاعاتی و کسب آگاهی می­باشه. امروزه یکی از منابع اصلی کسب اگاهی و توانمندی در سطح اجتماع، اندازه دسترسی و به کار گیری رسانه­های جمعی می­باشه. از طرف دیگه، مهارت­های فرد شامل مهارت­های ارتباطی و اجتماعی و هم اینکه توان انجام اموری می­باشه که می ­تونه قدرت اقتصادی زن رو بالا برده و از وابستگی ایشون به همسرش کم کنه.

امروزه رسانه­ها، چه رسانه­های جمعی و چه رسانه­های نوین، نقش کلی­ای در زندگی جمعی افراد اجرا می­ کنن. رسانه­ها نقش کلی­ای در تغییرات فرهنگی، اجتماعی شدن، هویت بخشی، آگاه­سازی اعضای جامعه و … اجرا می­ کنن، به خاطر همین، مصرف و کاربرد شکل های جور واجور رسانه­ها از جهات جورواجور و در میان گروه­های اجتماعی روش زوم شده. مطالعه مصرف رسانه­ها در جامعه ایران خیلی خیلی مهمه، چون شدیدا ترجیحات زنان رو تحت تاثیر قرار می­دهد. یکی از دلایل این موضوع، به وجود اومده توسط روندهای گذشته اجتماعی در جامعه ایران و برجسته  شدن حضور زنان در میدون­های جورواجور اجتماعیه که به دنبال اون مطالعه خواسته­ها، نیازها و مصارف فرهنگی زنان و رفتارای اونا می­باشه (کلانتری و همکاران، ۱۳۹۱: ۸۰). رفتار باروری هم از جمله رفتارهاییه که با در نظر گرفتن الگوبخشی رسانه­ها و هم اینکه آگاهی بخشی نسبت به امتیازات و مشکلات فرزندآوری تحت تاثیر اندازه و نوع به کار گیری رسانه­ها قرار می­گیرد.

 

 

۳- ۴- چارچوب نظری تحقیق

 

چارچوب اصلی این تحقیق بر نظریه عمل اجتماعی پاسونز می­باشه. با در نظر گرفتن این­که باروری کلا یه امر ارادی بوده و فرد در شکل­ گیری اون نقشی اساسی داره، پس می­توان اون رو یه عمل حساب داشت. هر چند در اصطلاح عادی جمعیت شناسی از باروری به عنوان یه رفتار یاد می­شه، ولی تالکوت پارسونز به عنوان مشهورترین نظریه­پرداز در مورد عمل اجتماعی، تلاش داشت نظریه عمل رو از رفتارگرایی جدا سازه. در واقع، اون واسه اون اصطلاح عمل رو انتخاب کرد که دلالتی متفاوت از اصطلاح رفتار داره. رفتار دلالت بر عکس العمل مکانیکی در برابر محرک­ها داره، حال­اون­که اصطلاح عمل بر یه فراگرد فعالانه، خلاقانه و ذهنی دلالت می­ کنه(ریتزر، ۱۳۸۲: ۵۲۹).

پدیده بنیادی در نظریه عمل پارسونز همون چیزیه که اون واحد کنشی خوانده که از نظر ایشون ماهیتی داوطلبانه داره. کنشگر طبق شرایط حاکم و هم اینکه هنجارها و اجبار­های فرهنگی مسلط و با در نظر گرفتن وسایل مختلفی که به اون­ها دسترسی داره، اهدافی رو واسه خود بر می­گزیند. از طرف دیگه، براساس همین محدودیت­ها و امکانات، نگرشی مشخص تو ذهن ایشون شکل می­گیرد. این نگاه روی یه طیف از نبود دست­یابی کامل به اهداف مورد نظر تا کام­یابی کامل در رسیدن به اهداف قرار می­گیرد. کنشگر در رسیدن به هدف با دسته­ای از محدودیت­ها روبرو شدن که در طرح نظری پارسونز به عنوان شرایط حاکم شامل شرایط فیزیکی و هم اینکه شرایط فرهنگی معرفی می­شن. با در نظر گرفتن این­که کنشگر توانایی ایجاد تغییر در این بخش از نظام اجتماعی رو نداره، بنابرین اهداف ایشون در جهت و تحت این شرایط شکل می­گیرد. اما وسیله ها و وسایل دست­یابی به اهداف، با اینحال­که تحت تاثیر شرایط حاکم هستن، ولی کنشگر می ­تونه در مورد این وسیله مبادرت به انتخاب آزادانه­ی به شرط وضعیت بکنه. از این­رو، می­توان توقع داشت با در نظر گرفتن حضور دراز مدت فرد در خونواده، شرایط خانوادگی در اندازه باروری و فاصله­گذاری تاثیر زیادی داشته باشه.

در نظریه منابع در دسترس، تقسیم قدرت در خونواده و پایگاه قدرت هر کدوم از همسران، ناراحت از منابع در دسترس هر کدوم از اون­ها بوده و هم اینکه اندازه استقلال و وابستگی زن و شوهر رو تحت تاثیر قرار می­دهد. بخشی از منابع قدرت زنان در خونواده مربوط به اندازه توانمندی اون­ها در زندگی اجتماعی و دسترسی به منابع اطلاعاتی و کسب آگاهی می­باشه. امروزه یکی از منابع اصلی کسب آگاهی و توانمندی در سطح اجتماع، اندازه دسترسی و به کار گیری رسانه­های جمعی می­باشه. از طرف دیگه، مهارت­های فرد شامل مهارت­های ارتباطی و اجتماعی و هم اینکه توان انجام اموری می­باشه که می ­تونه قدرت اقتصادی زن رو بالا برده و از وابستگی ایشون به همسرش کم کنه.

امروزه رسانه­ها، چه رسانه­های جمعی و چه رسانه­های نوین، نقش کلی­ای در زندگی جمعی افراد اجرا می­ کنن. رسانه­ها نقش کلی­ای در تغییرات فرهنگی، اجتماعی شدن، هویت بخشی، اگاهی اعضای جامعه و … اجرا می­ کنن، به خاطر همین، مصرف و کاربرد شکل های جور واجور رسانه­ها از جهات جورواجور و در میان گروه­های اجتماعی روش زوم شده (کلانتری و همکاران، ۱۳۹۱: ۸۰). رفتار باروری هم از جمله رفتارهاییه که با در نظر گرفتن الگوبخشی رسانه­ها و هم اینکه آگاهی بخشی نسبت به امتیازات و مشکلات فرزندآوری تحت تاثیر اندازه و نوع به کار گیری رسانه­ها قرار می­گیرد.

به­طور خلاصه به نظر می­رسد رفتار باروری زنان تحت تاثیر اندازه استقلال اون­ها در خونواده می­باشه. از طرف دیگه، اندازه توانمندی­های فردی و اجتماعی زنان که شامل آگاهی و ارتباطات اجتماعی اونا و هم اینکه توانایی­های فردی­شون می­باشه؛ بر رفتار باروری زنان موثره. استقلال زنان بستری رو واسه ارتقای توانمندی­های اجتماعی اونا جفت و جور می­سازه، هر چند توانمندی­های اجتماعی هم در دراز مدت می­تونن بر استقلال زنان اثر­گذار باشن، ولی به طور نظری می­توان گفت هر اندازه اندازه استقلال زنان بیشتر باشه، اندازه توانمندی­های اون­ها هم بیشتر میشه. پس براساس چارچوب نظری تحقیق می­توان مدل نظری زیر رو نشون داد:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۳-۴-۱- مدل نظری تحقیق

ویژگی­های جمعیتی
رفتار باروری
توانمندی اجتماعی
استقلال زنان

 

 

 

 

 

 

 

شکل شماره ۳-۴-۱- مدل نظری تحقیق

 

۳-۴-۲- مدل تجربی تحقیق

 

استقلال زنان
اراده کردن
اقتصادی
جابجایی
توانمندی اجتماعی
مصرف رسانه
شبکه روابط
مهارت اجتماعی
مهارت زندگی
رفتار باروری
فاصله ازدواج تا تولد اول
تعداد فرزندان
فاصله تولد اول تا دوم 
ویژگی­های جمعیتی
سن
سن همسر
تحصیلات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل شماره ۳-۴-۲- مدل تجربی تحقیق

 

۵-۳- فرضیات تحقیق:

 

[۱] . Demont

[۲] . Bhende

[۳] . Fridman and et al

[۴] . Leibenstein

[۵]. Concrete Concept

[۶]. Heuristic Concept

[۷]. Actor – Situation

[۸] . Dimension

[۹] . Adaptation

[۱۰] . Goal – Attainment

[۱۱] . Integration

[۱۲]. Latency

[۱۳]. Blood & Wolfe

[۱۴]. Ritzer

[۱۵]. Michel

درباره : ساختار سازمان

ما ساختار رو به عنوان یکی از اجزاء سازمان، که از عنصر پیچیدگی، رسمیت و تمرکز تشکیل شده، تعریف می کنیم.
سازمان پدیده ای اجتماعی به حساب میاد که به طور آگاهانه هماهنگ شده و دارای حدود و ثغور تقریباً مشخصی بوده و واسه تحقق هدف یا اهدافی، براساس یه سلسله مبانی دائمی فعالیت می کنه.

عبارت ” به صورت آگاهانه هماهنگ شده” دلالت بر مدیریت داره.”  “پدیده اجتماعی”، مربوط به این معناست که سازمان از افراد یا گروه های که با هم در تعاملند، تشکیل شده(رابینز ،۱۳۸۸).

یه سازمان مرزهای تقریباً مشخصی داره. این مرزها کم کم، می تونن تغییر کنن و ممکنه به طور کاملً روشن نباشن. اما بهرحال باید مرزهای مشخصی وجود داشته باشن تا بشه اعضاء سازمان رو از غیر اعضاء بازشناخت.

در آخرً اینکه، سازمانها واسه انجام امور بوجود اومده ان. این امور یا فعالیت ها، همون اهدافند، که رسیدن به اونا به وسیله یه فرد به تنهائی، ممکن نیس، یا اگه هم بوسیله یه فرد قابل حصول باشه، حصول اون از راه سازمان، موثر تراست.

پیچیدگی، حدود تفکیک درون سازمان رو نشون میده. هم اینکه اندازه تخصص گرائی، تقسیم کار و تعداد سطوح در سلسله مراتب سازمان رو اشاره میکنه. و حد و حدودی که واحدهای سازمانی از دید جغرافیایی پراکنده شدن رو هم میگفت. البته پیچیدگی یه اصطلاح نسبیه.

حدی که یه سازمان واسه جهت دهی رفتار کارکنانش، به قوانین، مقررات و روش ها متکیه، رسمیت نام دارد۳تمرکز، به جائیکه اختیار اراده کردن در اونجا متمرکزه، اشاره داره.در بعضی سازمانها اراده کردن بشدت متمرکزه.معمولاً دقیق شدن و فوکوس کردن ونبود تمرکز رو روی یه پیوستار نشون میدن(الوانی،۱۳۸۵)

اراده کردن

۱-۳-۲پیچیدگی

پایه کارایی که روی ساختار انجام شده، براساس عقاید وبر[۲] (۱۹۴۷) قرار داره. ایشون شکل آرزو گرایانه از ساختار سازمانی به نام دیوان سالاری (بوروکراسی) رو نشون داد.

دو پژوهشگر دیگه به نام های برنز و استاکر[۳] (۱۹۶۱) دو الگو از سازمان رو ارائه دادن، که در دو سر یه پیوستار قرار داشت. ساختار “مکانیکی” یکی از این دو الگو بود، که با سازمان رویایی وبر (دیوان سالاری) شباهت زیادی داره و ساختار “ارگانیک” اونا در نقطه مقابل این ساختار قرار داره.

هیج (۱۹۶۵) هم ویژگی های ساختار سازمانی رو شمرد و گفت که در سازمان های جور واجور، اندازه یا مقدار این ویژگی ها خیلی فرق داره؛ از این روی، باعث شد که در راه و روند بررسی شکل سازمان، قدم بلندی ورداشته شه(دفت[۴]، ۱۳۷۴)

مقصود از پیچیدگی، تعداد کارا یا سیستم های فرعیه که در درون یه سازمان انجام می‏شه یا هست.

پیچیدگی به سه دسته تقسیم می شه:

۲-۳-۲تفکیک افقی؛

تفکیک افقی، اندازه یا حد تفکیک بین واحدها رو نشون می دهد. این نوع تفکیک، به اندازه تفکیک بین واحدهای سازمانی، براساس موقعیّت اعضای سازمان، ماهیّت وظایف اون ها و اندازه تحصیلات و آموزش هایی که فراگرفته ان، اشاره میکنه. وجود حرفه های زیاد در سازمان، که به علم تخصصی و مهارت علمی نیاز دارن، سازمان رو از پیچیدگی بیشتری بهره مند می کنه؛ چون موقعیت های شغلی متفاوت افراد، ارتباطات رو از جا در آورد کرده و مدیریت رو در مورد هماهنگی بین فعالیت های اون ها، با مشکل مواجه می کنه. مهم ترین تماشاگر تفکیک افقی درون سازمانی، تخصص گرایی و بخش بندی داخلی سازمانه؛ به طوری که این دو، رابطه دوطرفه با همدیگه دارن. (رضائیان۱۳۸۲).

هرچقدر تعداد شاغلین متخصص بیش تر و دوره آموزشی لازم، طولانی تر و در سطحی بالاتر باشه، سازمان از پیچیدگی بیشتری برخورداره

۳-۳-۲تفکیک عمودی؛

تفکیک عمودی  به عمق یا ارتفاع سلسله مراتب سازمانی نظر داره. با افزایش سطوح سلسله مراتب سازمانی، تفکیک عمودی سازمان زیاد شده و پیچیدگی سازمانی، بیشتر می شه. سطوح بیشتر، بین مدیریت عالی و عملیاتی سازمان، دلیلی بالقوه جهت خراب ساختن ارتباطاته؛ که هماهنگی بین بخش های پرسنلی مدیریت و نظارت بر فعالیت های عملیاتی، به وسیله مدیریت عالی رو سخت می سازه.

تفکیک عمودی و افقی رو نباید دو بحث به طور کامل جدا از هم از هم درنظر گرفت. تفکیک عمودی ممکنه جواب مناسبی به افزایش تفکیک افقی در سازمان باشه. وقتی تخصص گرایی، درون سازمان بیشتر شه، هماهنگی بین وظایف، ضرورت بیشتری می یابد. (باقی ؛۱۳۸۱)

تقسیم کار عمودی، سه موضوع قابل تأمل باید روش زوم بشه:

الف) تعداد سطوح سازمانی لازم در سلسله مراتب سازمانی؛ اینطوری طبق تعداد سطوح سازمانی، ممکنه شکل هرم سازمانی، به صورت “تخت”، “متوسط” یا “بلند” در بیاد؛

ب) بخش نظارت؛ بخش نظارت به تعداد کارکنانی که مستقیما به یه مدیر گزارش میدن دلالت داره؛

ج) درجه تمرکز؛ این موضوع بر جایگاه اصلی تصمیم گیری در سازمان دلالت داره(رحمان ذات؛ ۱۳۷۲)

۴-۳-۲ تفکیک براساس مناطق جغرافیایی

به طور خلاصه، تفکیک براساس مناطق جغرافیایی، سومین عنصر در تعریف پیچیدگی سازمانه که نشون می دهد، هر چند تفکیک عمودی و افقی، واحدهای سازمانی رو از هم پراکنده تر ساخته، ولی جدایی واحدها از دید فیزیکی هم می تونه این پیچیدگی رو زیاد کنه.

تفکیک براساس مناطق جغرافیایی، به اندازه پراکندگی واحدها، امکانات و نیروهای انسانی، از دید جغرافیایی اشاره داره. این تفکیک، اندازه پراکندگی ادارات، کارخانجات و افراد سازمان براساس مناطق جغرافیایی رو نشون می دهد.

این تفکیک، با تفکیک عمودی دارای ارتباطه. ساختارهای بلند نسبت به ساختارهای تخت دارای پیچیدگی بیشتری هستن؛ به همین تناسب، یه سازمان دارای ساختار بلند که از دید جغرافیایی، سطوح اختیارات اون پراکنده س، نسبت به سازمانی که کلیه اختیارات اون در مدیریت متمرکزه، خیلی پیچیده تره. در بحث تفکیک براساس مناطق جغرافیایی، فاصله بین مناطق هم مدّ نظر قرار می گیرد.

فواصل مناطق از همدیگه و فواصل اون ها نسبت به اداره مرکزی و هم اینکه تعداد پرسنل هر واحد منطقه ای، دارای مهم ترینّیتند. با افزایش فواصل واحدها از همدیگه و اداره مرکزی و هم بالا رفتن نسبت تعداد پرسنل اون ها به پرسنل اداره مرکزی، پیچیدگی سازمانی هم بیشتر می شه(صادقپور؛ ۱۳۷۸)

 

۵-۳-۲رسمیّت

رسمیّت، به اندازه یا حد استاندارد مشاغل سازمانی، اشاره می کنه. در سازمان رسمی، روابط سازمانی به طور نوشته شده و دقیق و طبق نمودار سازمانی واسه کارکنان، تشریح می شه و در صورت ضرورت، تغییرات بعدی هم به طور رسمی به وسیله مدیر، ابلاغ می شه؛ ولی در سازمان غیر رسمی، روابط سازمانی به طور شفاهی واسه کارکنان بیان می شه و در صورت ضرورت، به طور طبیعی تغییر می پیدا کنن(اچ هال ،۱۳۷۶)

اگه شغلی از اندازه رسمیّت بالایی بهره مند باشه، مسئول اون، واسه انجام دادن فعالیت های مربوط به اون شغل و هم زمان و چگونگی انجام اون، از دست کم آزادی عمل بهره مند میشه. درچنین حالتی، از کارکنان انتظار می رود همیشه نهاده های برابری رو با روش معیّنی به کار برند؛ تا به یافته ها از پیش تعیین شده ای منجر شه. از این رو وقتی رسمیّت بالاست، توضیح شغل های مشخص، قوانین و مقررات زیاد و دستورالعمل های روشن در مورد روند کار در سازمان وجود دارن. وقتی رسمیّت کمه، رفتار کارکنان به طور نسبی می تونه برنامه ریزی نشده باشه؛ در اینجور موقعیّتی، افراد در مشاغل خود در به کارگیری نقطه نظرات خود، از آزادی عمل بیشتری بهره مند هستن. (پی رابینز،۱۳۸۰)

سازمان ها از جهت درجه رسمیّت با همدیگه متفاوتند. “ریچارد اچ. هال(۱۹۹۷) رسمیّت بیشترین حد رو از رسمیّت دست کم جدا می کنه. رسمیّت وقتی حداکثره که روش های رسمی زیاد باشه و روش های انجام کار به وسیله یه عالمه از قوانین و مقررات، به طور دقیق مشخص شده باشه (مثل کارخانه خط مونتاژ اتومبیل). وقتی که یه موقعیت منحصر به فرد، وجود داشته باشه و در این حالت روش های مشخصی واسه انجام کار موجود نباشه، گفته می شه که رسمیّت در سازمان حداقله(صادقپور؛ ۱۳۷۸)

 

۶-۳-۲تمرکز

تمرکز در سلسله مراتب اختیارات، به اون سطح از اختیارات گفته می شه، که قدرت تصمیم گیری داره. وقتی که تصمیم در رده های بالای سازمانی گرفته شه، اون سازمان رو متمرکز می نامند. وقتی که تصمیم گیری ها به سطوح پایین تر سازمان واگذار شه، سازمان رو غیر متمرکز می می گن.

به عبارت دیگه، تمرکز به سطوحی از سلسله مراتب اختیارات گفته می شه که می تونن تصمیماتی رو بگیرن. در سازمان های متمرکز، مدیران ارشد و اونا که در رأس سازمان هستن، حق تصمیم گیری دارن. در سازمان های غیر متمرکز، همین تصمیمات در سطوح پایین تر گرفته می شن. (صادقپور؛ ۱۳۷۸)

مسئله نبود تمرکز، به صورت یکی از معمّاهای حل نشدنی درآمده است؛ چون در سازمان هایی که دیوان سالاری، به صورت صددرصد رعایت می شه، همه تصمیمات، به وسیله مدیریت عالی سازمان گرفته می شه و اون به طور کامل سازمان رو کنترل می کنه؛ ولی با بزرگتر شدن سازمان و بالارفتن تعداد کارکنان، واحدها و دوایر، نمی توان همه تصمیمات رو به مقام عالی سازمان برگشت کرد. یا اینکه اندازه بار تصمیم گیری بدون حد می رسد که یه مقام ارشد، نمی تونه اون رو تحمّل کنه. پس، نتیجه تحقیقاتی که روی سازمان های بزرگ انجام شده، نشون می دهد که در سازمان های بزرگ (مثل شرکت هواپیمایی آمریکا) پدیده نبود تمرکز بیشتر رعایت می شه.

امروزه، مدیران، اون مقدار از تمرکز یا نبود تمرکز رو برمی گزینند که به اونا کمک کنه، به بهترین راه، تصمیماتشان رو اجرا کنن و به اهداف سازمانی برسن. چیزی که تو یه سازمان، مؤثره، حتما در سازمان دیگه کارآ نیس. پس مدیران، باید درجه نبود تمرکز رو واسه هر سازمان و واحدهای اون تعیین کنن(رحمان ذات؛ ۱۳۷۲).

هرچه مدیران به زیردستان اعتماد بیشتری داشته باشن و اونا رو آدمایی شایسته بدونن، تفویض اختیارات به زیردستان بیشتر می شه و در آخر در سازمان، نبود تمرکز ایجاد می شه. هرچه عملکرد های رد و بدل کردن اطلاعات به نقاط تصمیم گیری، بیشتر باشه و سیستمِ بازخور مناسبی واسه آزمایش یافته های تصمیمات وجود داشته باشه، نبود تمرکز هم بیشتر می شه. هرچه تصمیمات متخذه به وسیله یه واحد، بر عملیات واحدهای دیگه تأثیرگذارتر باشه، اندازه مشارکت بقیه واحدها در تصمیم گیری بیشتر می شه. این مسئله، زمینه رو واسه نبود تمرکز سازمانی جفت و جور می کنه.

اگه بیشتر تصمیمات در رأس هرم سازمانی گرفته شه، سازمان، متمرکزه. البته پدیده تمرکز، موضوع خیلی ساده ای نیس؛ که بشه گفت چه کسی یا کسائی می تونن، تصمیم بگیرن. اگه فردی در رده پایین سازمان هم تصمیمات زیادی بگیره؛ ولی این تصمیمات، براساس سیاست های سازمانی مشخص و برنامه ریزی شده باشه، سازمان مزبور، تاحد زیادی متمرکزه. در سازمان هایی که امور، به صورت دموکراسی و تصمیمات به صورت جمعی و گروهی گرفته می شن، بیشتر می توان تماشاگر تمرکززدایی بود.

یکی از ارکان پدیده تمرکز اینه که ببینیم کارا و فعالیتهای اعضای سازمان، چیجوری مورد آزمایش قرار می گیرند. روند آزمایش، لازمه اینه که ببینیم کارای سازمان، به صورتی درست، عالی یا به سرعت انجام شده یا خیر؟ اگه کار آزمایش به وسیله آدمایی که در رأس سازمان قرار گرفته ان، انجام شه (جدا از اینکه چه نوع تصمیماتی گرفته شه)، سازمان، متمرکزه. در سازمانهایی که آزمایش کار افراد، به صورت متمرکز انجام می شه، معمولاً سیاست ها هم متمرکزه؛ ولی ً همیشه وضع بدین گونه نیس. (باقی ؛۱۳۸۱).

 

 

۴-۲  رابطه درجه دقیق شدن و فوکوس کردن وارتفاع ساخت سازمانی با بخش نظارت

میان ارتفاع ساخت سازمانی و پیشرفت بخش نظارت، رابطه ای برعکس هست. یعنی هرچه بخش نظارت  محدودتر شه، ارتفاع ساخت سازمانی بیشتر می شه و هر چی بخش نظارت پیشرفت یابد، از ارتفاع ساخت سازمانی کم می شه. بخش نظارت، بر اندازه تمرکز در سازمان اثر می گذارد. اگه بخش نظارت گسترده باشه، مدیر، قادر به اتخاذ همه تصمیم ها نخواد بود؛ در نتیجه مجبور می شه که بخشی از اختیارات خود واسه تصمیم گیری رو تفویض کنه. ولی اگه بخش نظارت کوچیک و محدود باشه، امکان تصمیم گیری متمرکز به وجود میاد. البته اینطوری، سلسله مراتب طولانی می شه و فاصله مدیران عالی از رده عملیاتی افزایش می یابد. در سازمان های بسیار پویا، مدیران واسه افزایش سرعت فراگرد تصمیم گیری، مجبور به کاهش تمرکز می شن. (صادقپور؛ ۱۳۷۸)

۵-۲ارتباط تمرکز، پیچیدگی و رسمیّت

  1. مدارک و دلایل دلالت بر این داره، که یه رابطه برعکس بین دقیق شدن و فوکوس کردن وپیچیدگی هست. نبود تمرکز با پیچیدگی سطح بالا ربط داره.
  2. رابطه دقیق شدن و فوکوس کردن ورسمی بودن، به همون اندازه که رابطه دقیق شدن و فوکوس کردن وپیچیدگی روشن بود، مبهمه. رسمیّت زیاد، می تونه با یه ساختار متمرکز و یا با یه ساختار غیر متمرکز در رابطه شه. اگه سازمان، تشکیل شده از کارکنان حرفه ایه شما باید توقع داشته باشی که رسمیّت و نبود تمرکز کمی بر سازمان حکم فرما باشه. کارکنان حرفه ای توقع دارن در مورد تصمیماتی که مستقیماً بر کار اون ها اثر میذاره، نبود تمرکز حاکم باشه، اما این نبود تمرکز در مورد مسائل پرسنلی (مثل حقوق، دستمزد و روش های ارزشیابی کارکرد) و یا تصمیمات هدف دار سازمان، ضرورت نداره. می توان گفت تمرکز بیشتر با تصمیمات هدف دار موافق بوده تا تصمیمات عملیاتی. تصمیمات هدف دار اثر کمی بر فعالیت های کاری کارکنان حرفه ای دارن. (رحمان ذات؛ ۱۳۷۲)

 

 

۶-۲ارکان ساختار سازمانی

در طرح ریزی ساختار سازمانی سه بخش مورد توجه قرار می گیرد:

  1. ساختار سازمانی، تعیین کننده روابط رسمی و گزارش گیری در سازمانه و نشون دهنده سطوحیه که در سلسله مراتب اداری هست و بخش کنترل مدیران رو هم مشخص می کنه.
  2. ساختار سازمانی، تعیین کننده جایگاه افرادیه که به صورت گروهی تو یه واحد کار می کنن و به گروه بندی یا تقسیم بندی واحدهایی که در کل سازمان هست، می پردازه.
  3. ساختار سازمانی، شامل طرح سیستم هاییه که به وسیله اون ها همه واحدها هماهنگ و کامل می شن. در نتیجه، رابطه مؤثر در سازمان تضمین می شه. (اولسن و همکاران؛ ۲۰۰۵)

۷-۲خلاقیت مدیران

خلاقیت

 از خلاقیت تعریف های زیادی شده. اینجا بعضی از تعاریف مهم رو مورد برسی قرار می بدیم:

خلاقیت یعنی گذروندن راهی تازه یا پیمودن یه راه طی شده قبلی به شکلی نوین(اولسن و همکاران؛ ۲۰۰۵)

۱-۷-۲تعریف خلاقیت از دیدگاه روانشناسی

روانشناسی

خلاقیت یکی از جنبه های اصلی تفکر یا اندیشیدنه. تفکر یعنی روند بازآرایی یا تغییر اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت. تفکر بر دو نوعه:

۱-۱-۷-۲تفکر همگرا

تفکر همگرا یعنی روند بازآرایی یا دوباره سازی اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت.

۲-۱-۷-۲تفکر واگرا

تفکر واگرا یعنی روند ترکیب و نوآرایی اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت، خلاقیت یعنی تفکر واگرا.

براساس این تعریف خلاقیت رابطه مستقیمی با قوه تخیل یا توانایی تصویرسازی ذهنی داره. این توانایی یعنی روند تشکیل تصویرهایی از پدیده های درک شده تو ذهن و خلاقیت یعنی روند پیدا کردن راه های جدید واسه انجام دادن بهتر کارا؛ خلاقیت یعنی توانایی ارائه راه حل جدید واسه حل مسائل؛ خلاقیت یعنی ارائه فکرها و طرح های نوین واسه تولیدات و خدمات جدید و ادامه اون پس از غیبت اون پدیده ها(زاچمن، ۱۹۸۷).

۲-۷-۲تعریف خلاقیت از دیدگاه سازمانی

خلاقیت یعنی ارائه فکر و طرح نوین واسه بهبود و ارتقا کمیت یا کیفیت فعالیت های سازمان؛ مثلاً افزایش بهره وری، افزایش تولیدات یا خدمات، کاهش هزینه ها، تولیدات یا خدمات از راه بهتر، تولیدات یا خدمات جدید و چیزای دیگه ای به جز اینا.

روبرت جی استرنبرگ و لینداای اوهارا در بررسی های خود شش عامل رو در خلاقیت افراد مؤثر دونسته ان:

۱-علم: داشتن علم پایه ای در مورد ای محدود و کسب تجربه و تخصص در سالیان متمادی.

۲-توانایی عقلانی: توانایی ارائه ایده خلاق از راه تعریف دوباره و ایجاد ارتباطات جدید در مسائل.

۳-سبک فکری: افراد خلاق عموماً در مقابل روش ارائه شده از طرف سازمان و مدیریت ارشد، سبک فکری ابداعی رو بر می گزینند.

۴-انگیزه: افراد خلاق عموماً واسه به فعل در آوردن ایده های خود برانگیخته می شن.

۵-شخصیت: افراد خلاق عموماً دارای ویژگی های شخصیتی مانند مصر بودن، مقاوم بودن در مقابل فشارهای خارجی و داخلی و هم مقاوم بودن در مقابل وسوسه همرنگ جماعت شدن هستن.

۶-محیط: افراد خلاق عموماً در داخل محیط های حمایتی بیشتر امکان ظهور می پیدا کنن.

این محققان مشخص کردن که کلی ترین دلیل نبود کارایی برنامه های آموزش خلاقیت تاکید صرف این برنامه ها بر تفکر خلاق به عنوان یکی از شش منبع مؤثر در خلاقیت می باشه. جایی که بقیه عوامل هم اثر زیادی در موفقیت و شکست برنامه های آموزشی خلاقیت اجرا می کنن جورج اف نلر در کتاب هنر و علم خلاقیت واسه خلاقیت مراحل چهارگانه: آمادگی، پنهون شدگی، اشراق و اثبات رو ذکر کرده

از این دید، افراد خلاق اول با مسئله یا یه فرصت آشنا شده و بعد از راه جمع آوری اطلاعات با مسئله یا فرصت مورد نظر درگیر می شن. در مرحله بعد افراد خلاق روی مسئله تمرکز می کنن، در این مرحله فعالیت ملموسی مشاهده نمی شه و فرد تلاش در نظم دادن تفکرات، اندیشه ها، تجارب و زمینه های قبلی خود واسه رسیدن به یه ایده داره. درگیری ذهنی عمیق فرد (خودآگاه و ناخودآگاه) جفت و جور کردن فرصت (جهت تفکر بر مسئله) منتهی به خلق و ظهور ایده ای جدید و تازه می شه. در آخر فرد خلاق در صدد برمی آید صلاحیت و پتانسیل ایده خود رو ثابت کنه(الوانی؛ ۱۳۸۵).

۳-۷-۲فرصت های خلاقیت

فرصت های خلاقیت در چهار گروه فرصت داخلی و سه گروه فرصت های خارجی تقسیم بندی شده:

 

۱-۳-۷-۲فرصت های داخلی

۲-۳-۷-۲فرصت های خارجی(در محیط علمی و اجتماعی سازمان)

 

۴-۷-۲موانع بروز خلاقیت

شاید اولین سؤالی که بعد مطرح شدن بحث خلاقیت و ویژگیای آدمای خلاق به وجود میاد، این باشه که برخلاف اینکه تقریباً تموم آدما دارای دو قوه تفکر و تعقل هستن، به چه دلیل بعضیا خلاق و پر از ایده های نو و تازه هستن و یه گروه دیگه بیابان لم یزرعی هستن خالی از هر گونه نسیمی که کمی بوی تمایل واسه کارای جدید، نو، جور واجور و متفاوت از گذشته رو داره؟ پاره ای از این دلایل عبارتند از (آبایی ۱۳۸۲).

فکر اینکه مسئله تنها یه راه حل درست داره تلاش بر اینکه همیشه منطقی باشیم طاعت بی چون و به چه دلیل از قوانین ترس از ابهامات و علاقه به مشخص بودن همه چیز اصرار بر اینکه همیشه عملی فکر کنیم ترس از شکست و دوری از انجام کارای خطر انگیز نبود تفریح و سرگرمی تخصص پیدا کردن تنها تو یه کار ترس از احمق جلوه داده شدن به وسیله بقیه باور نداشتن به اینکه می تونیم خلاق باشیم.

 

۵-۷-۲ویژگی های سازمان خلاق

۱-۵-۷-۲برخی از ویژگی های سازمان خلاق عبارتند از:

۲-۵-۷-۲رقابت

رقابت کامل و فشرده س: تو یه سازمان در صورتی خلاقیت صورت می پذیرد که رقابت کامل در اون حاکم باشه.

۳-۵-۷-۲فرهنگ

یکی از عوامل کلی ای که به رشد مدیریت کمک می کنه فرهنگ مردمه. برپایه یه فرهنگ خوب، اتلاف وقت گناه حساب می شه. کاملا معلومه در اینجور بستر مناسبی جهت رقابت، خلاقیت یا سازمان های پویا بهتر شکل می گیرد.

۴-۵-۷-۲دسترسی به مدیران

در سازمان های خلاق بر این باور هستن که علم در سطح سازمان فت و فراوون پراکنده شده و مدیران خیلی راحت می تونن افکار و نظرات بقیه رو مستقیم و بدون واسطه دریافت کنن.

۵-۵-۷-۲احترام به افراد

ویژگی دیگه سازمان خلاق احترام به افراده و اونا باور دارن که می تونن همگام با نیازای سازمان، رشد کنن.

۶-۵-۷-۲ارائه خدمات مردمی

هدف پایانی در این سازمان ها توجه به نیازمندی های اجتماع و جلب رضایت آحاد مردمه.

۷-۵-۷-۲تخصص

در سازمان خلاق افراد دارای یه تخصص خاص نیستن و این امکان رو دارن که واسه قرار گرفتن در جایگاه مناسب گردش شغلی داشته باشن.

۸-۵-۷-۲کارگروهی

۹-۵-۷-۲رابطه کارکنان با سازمان

 روابط دائمی و بلندمدت کارکنان با این نوع سازمان ها و در نتیجه برخورداری اونا از امنیت شغلی از دیگر ویژگی های این سازمانهاست.

۱۰-۵-۷-۲استقبال مدیران از عامل تغییر

در این سازمان ها همه مدیران، مسئله تغییر رو به عنوان تنها عامل ثابت و گریزناپذیر می دانند و با خوشحالی اون رو پذیرفته و در برابر اون مقاومت نمی کنن. طبیعیه در اینجور سازمانی ضرورت نداره که مدیر قسمت بزرگی از وقت خود رو واسه جلوگیری برخورد با تغییرات اختصاص بده چون همه به این باور رسیده ان که تغییر یه ارزش مثبته(نیلی آروم، ۱۳۸۷)

[۱] Complexity

[۲] Weber

[۳] Burns and Stalker

[۴] Daft

[۵] Horizontal Differentiation

[۶] Vertical Differentiation)

[۷]  Spatial Differentiation

[۸] Formalization)

درباره : نظریه گشتالت

خلاقیت به عنوان نتیجه تصعید و پالایش روانی و تعادل حیاتی )همیشه معنی روانکاوی نام زیگموندفروید (۱۹۴۹)یکی از تاثیرگذارترین متفکرین تاریخ جهان و واضع تئوری روانکاوی رو تداعی می کنه. روانکاوی فروید، بیشتر از هرمکتب دیگری ایده هایی بنیادی در مورد خلاقیت ارائه داده که رهنمودی واسه پژوهشهای علمی مربوطه. فروید به فکر بود خلاقیت و هنر در واقع یه جور تطهیر عاطفی و پالایش روانیه که موجب حفظ سلامتی آدم می شه. به نظر اون هنرمند خلاق کسیه که هنر رو وسیله ای واسه بیان اختلافات داخلی خود قرار داده و تمایلات گوشه گیر و سرگوفته رو به شکل قبول شده ای ظاهر می سازه که وگرنه باید تماشاگر روان نژندی فرد باشیم. به نظر فروید رشد و تعادل روانی فرد درگرو تعادل درست بین نیروهای خلاقه و نیروهای متهاجم(تا حدودی با برتری نیروهای خلاقه)بستگی داره. فروید زندگی و هر نوع گرایش مثبت به اونو به وجود اومده توسط یه نیروی ذاتی بنام اروس ( نام خدای عشق در یونان قدیم وسمبل غریزه عشق به زنده موندن) می دونه که سرمنشاء همه نیروهای خلاقه و حیاتیه. در مقابل از نیروی ذاتی دیگری بنام تاناتوس (نام خدای مرگ و داداش هوپنوس که خدای خواب در پیش یونانیان قدیم بود) نام می بره که مانع خلاقیت و انرژی حیاتیه (وهاب زاده،۱۳۷۶) اون به فکر بود خاستگاه خلاقیت، در تعارضیه که تو ذهن ناخودآگاه هست و ذهن پیوسته به دنبال حل اون هستش که در صورت حل منطقی و موفقیت آمیزمنجر به خلاقیت میشه(با کمک بخش خودآگاه شخصیت) و گرنه اون اختلاف واپس زده شده و یا در شکل مریضی (روان نژندی ) ظاهر می شه(مخالف راه حل بخش خودآگاه شخصیت ) پس خلاقیت و روان نژندی هر دو ریشه واحد در اختلافات ناخودآگاه فرد دارن یعنی هم فرد خلاق و هم فرد روان نژند با یه نیروی واحد هدایت می شن. شخص خلاق، در واقع اندازه کنترل “خود” روی “نهاد” رو کم کرده و اجازه می ده اندیشه های آزادخیز ناخودآگاه بروز داده شن یعنی تکانهای خلاق از سطح ناخودآگاه به سطح خودآگاه آیند. به نظر فروید خلاقیت ماهیتی چون غذا داره. بوسیله غذا تنش داخلی و نبود تعادل به وجود اومده توسط گرسنگی فرد رفع می شه بوسیله خلاقیت هم تنش فرد برطرف می شه.در هرحال به نظر فروید خلاقیت ریشه بیمارگونه داشته و نتیجه نبود تعادل و اختلافات درونیه. فروید به فکر بود جوامع از پایه نسبت به رفتار خلاقانه حالت دفاعی و حتی سرکوبگر داره.

راه حل

روانکاوان و پیروان جدید فروید فکر می کنند خلاقیت نه در ناخودآگاه، بلکه ریشه در نیمه آگاه داره، ذهن نیمه آگاه بدلیل داشتن آزادی در جمع آوری ایده ها، مقایسه و آرایش دوباره اونا، سرچشمه خلاقیت به حساب میاد. افرد خلاق حتما دارای زمینه های بیمارگونه و پریشونی روانی نیستن بلکه مثل آدمایی دارای چهارچوب شخصیتی محکم هستن تا بتونن به عمق ناخودآگاه خود مراجعه و پس از کشفیات خلاقانه سالم به واقعیت برگردن. اریک فروم(۱۹۴۱) بیان می داره که خلاقیت در شرائط سلامتی و هماهنگی فعالیت روانی بروز داده می شه(کفایت،۱۳۷۳)اون پنج طرح شخصیتی رو که شامل شخصیت پذیرا، بهره کش، سوداگر، محتکر و سازنده س توصیف می کنه که آخرین اونا نمونه کامل شخصیت رشد یافته بوده و ویژگی مهم اون ” عشق به خلاقیت “است. چهارچوب نظریه فروم در تائید نقش خاص عوامل محیطی و فرهنگیه که به شخصیت افراد شکل میده. اون میگه ” افراد محصولی از فرهنگ خود هستن” براین پایه در جوامع صنعتی، آدما دچار از خودبیگانگی می شن(وهاب زاده، ۱۳۷۶).

خلاقیت

۴-۶-۷-۲نظریه انسانگرایی کارل راجرز وآبراهام مازل

راجرز (۱۹۵۴) و مازلو(۱۹۶۲) دو تن از مشهورترین روانشناسان انسانگرا هستن. راجرز صاحب نظریه “پدیدارشناختی ” عقیده داره انگیزه کلی دررشد شخصیت یعنی ” تمایل فعلیت بخشیدن به استعدادها، توانائیها و خواسته ها “. خلاقیت هم واقعا یه جور خودشکوفائی به عنوان عالی ترین مرحله ارضاء نیازها و رشد شخصیته و اون یعنی اینکه موجود زنده میل داره و تلاش می کنه. تموم استعدادهای بالقوه خود رو تا حد امکان بالفعل ساخته و تعالی ببخشد. (وهاب زاده، ۱۳۷۶) خاستگاه این میل، واقع بینی، استقلال عقیده و رضایت داخلی فرداست. بطوریکه واقعیت پدیده ها رو همونجوری که هستن قبول کنه، نظرات خود رو پیرو بقیه نسازد و از نتیجه تلاش فکری و کار خلاقانه هم احساس شعف کنه. به نظر راجرز امنیت روانی و آزادی، احتمال ظهور خلاقیت رو زیاد می کنن(مویدنیا، ۱۳۸۴) مازلو خلاقیت رو به دو حالت کلی ” خلاقیت استعداد خاص ” و” خلاقیت خودشکوفائی ” تقسیم بندی می کنه. به نظراو شکل اول می تونه همراه با حالت روان نژندی هم بروز داده شه لکن شکل دوم در بستر شخصیتی سالم ظاهر می شه (کفایت، ۱۳۷۳، ص ۲۸) هاتز ( ۲۰۰۱) تصریح داره در نظریه های انسانگرایانه خلاقیت ذاتی آدم در نظر گرفته شده. چراکه آدم ذات زیباشناسانه داشته و میل وافر به پیشرفت داره و دراثر رسیدن به موفقیت و کارکرد خلاقانه احساس مثبت دشت می کنه( حاجی دخت، ۱۳۸۷) .

 

در مورد نظریه گشتالت

  • حساسیت به مسئله
  • سیالی
  • افکار
  • انعطاف پذیری
  • هم نهادی ( ترکیب )
  • تحلیل گری
  • پیچیدگی
  • ۸٫٫        ارزشیابی

     

    ۷-۷-۲پیشینه تحقیق

    ۸-۷-۲تحقیقات داخلی

    1. کرامتی و جهانی(۱۳۸۸) در تحقیقی به بررسی رابطه بین ساختار سازمانی و خلاقیت سازمانی در مدارس متوسطه شهر شیراز پرداختن. جامعه آماری تحقیق ایشون ۱۶۰ مدیر مدارس متوسطه بود که با بهره گرفتن از فرمول کوکران به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب گردید. ایشون در تحقیق خود واسه ساختار سازمانی از سه متغیر( تمرکز، رسمیت، پیچیدگی) و واسه خلاقیت مدیران از شش متغیر( تحمل شکست، پذیرش ابهام، استرس نظریه های جدید، پذیرش تغییر، تحمل اختلاف و کنترل خارجی کم) استفاده کردن. ایشون جهت آزمون فرضیه خود از آزمونهای t، تحلیل واریانس، ضریب اتحاد و رگرسیون استفاده کردن. یافته های تحقیق ایشون نشون دادکه بین ساختار سازمانی وخلاقیت سازمانی رابطه معنی داری هست.
    2. خلاقیت

    3. رمضانی و همکاران(۱۳۸۸) در تحقیقی به بررسی رابطه ساختار سازمانی با خلاقیت سازمانی از دیدگاه مدیران بیمارستانای تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی زابل پرداختندایشان جه جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده کردن که این سوال نامه حاو ۱۴ سوالی ساختار سازمانی رابینز و ایوانزویچ و سوال نامه امتحان خلاقیت بیمارستانها ، کرامت اسمی( شامل ۳۰ سوال) بود .ایشون پس از جمع آوری داده ها از نرم افزار SPSS 15 و آزمون ضریب اتحاد اسپیرمن و آزمون تی جداگونه و بررسی واریانس یه طرفه ، موشکافی شده و ۰۵/۰ P≤ به عنوان سطح معناداری جهت آزمون فرضیات استفاده کردن. یافته ها ایشون نشون داد که بین بعد رسمیت با ابعاد تحمل شکست ، تشویق نظریه های جدید ، پذیرش تغییر و کنترل خارجی کم رابطه مثبت معناداری هست . و بین بعد تمرکز با ابعاد پذیرش ابهام ، تشویق نظریه های جدید و کنترل خارجی کم رابطه مثبت معنی داری وجود داشت . از نظر بعد رسمیت از دیدگاه ۵/۷۷ % ، از نظر بعد تمرکز از دیدگاه ۵/۸۲ % و از نظر بعد پیچیدگی از دیدگاه ۸۵ % مدیران ، دارای ساختار مکانیکی بودن.
    4. موشکافی

    5. جعفری و همکاران(۱۳۸۹) در تحقیقی به بررسی ساختار سازمانی متناسب با رشد و پیشرفت خلاقیت نوآوری پرداخند. یافته ها ایشون نشون داد که متغیرای شخصی سازمانی مانند فناوری، ساختار، روش، فرهنگ هم اینکه متغیرهای محیطی بر نوآوری خلاقیت سازمان تاثیر می ذارن که از این سه دسته، متغیرهای سازمانی بیشترین نقش رو دارن و در آخر میشه ساختار سازمانی رو به عنوان اصلی ترین عامل موثر بر خلاقیت نوآوری سازمانا شمرد. ایشون به این نتیجه رسیدن که سازمان با ارائه آموزشای جور واجور و همیشگی با بهره گرفتن از روشای جور واجور به خاطر افزایش سطح علم و مهارت شغلی مدیران به خصوص اون دسته از مدیرانی که سابقه خدمت طولانی داشته و شاید به اطلاعات نوآوریای جدید نیاز دارن هم اینکه اصلاح دستورالعملای اجرایی و مقررات موجود و حذف قوانین اضافی و زاید و جلوگیری از ایجاد تمرکز در سطوح بالای مدیریت با واگذاری مسئولیت اختیارات از راه معاونت به بخشای کوچیک تر با توان انعطاف پذیری بیشتر و دادن منابع لازم واسه اونا موجب می شه تا کارکنان فضای لازم واسه ائدهای خلاق و نو داشته باشن و از طرف دیگه با تلاشای انجام شده، مدیران سازمان هم پشتیبانی لازم در این مورد به عمل بیارن.
    6. میرکمالی و همکاران(۱۳۹۰) در تحقیقی به بررسی رابطه بین خلاقیت سازمانی با ساختار ارگانیکی و مکانیکی مدارس شیراز پرداختن جامعه آماری ایشون ۲۸۰ نفر از مدیران مدارس شیراز بود که تعداد ۱۳۰ نفر از اونا براساس فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای – سهمیه ای به عنوان افراد نمونه انتخاب شدن. ایشون در تحقیق خود از دو اندازه ساختار سازمانی با سه بعد (تمرکز، رسمیت، پیچیدگی) و خلاقیت سازمانی با شش بعد (تحمل شکست، پذیرش ابهام، تشویق نظریه های جدید، پذیرش تغییر، تحمل اختلاف و کنترل خارجی کم) استفاده کردن که پایایی اونا از راه ضریب آلفای کرانباخ و روایتی اونا به صورت ظاهری تایید شد. ایشون جهت تحلیل داده ها از آزمون هایt جداگونه، اتحاد پیرسون و تحلیل واریانس دوطرفه استفاده کردن. یافته های تحقیق ایشون نشون داد که اندازه خلاقیت سازمانی در مدارس با ساختار ارگانیکی بیشتر از مکانیکیه. یافته ها به دست اومده از آزمون t روشن کننده اون بود که بین مدارس با ساختار ارگانیکی و مکانیکی از نظر ابعاد شش گانه خلاقیت سازمانی هم فرق معناداری هست که اندازه همه ابعاد در ساختارهای ارگانیکی بیشتر از مکانیکی بود. بر این پایه ساختارهای ارگانیکی از شکست هول و هراسی ندارن، ایده ها و عقاید مبهم رو قبول می کنن و افراد رو تشویق به ارائه ایده های جدید می کنن. در مقابل تغییر مقاومت کمتری داشته و از تغییر استقبال می کنن و از پیدایش عقاید تناقص آمیز در سازمان استقبال کرده و از کنترل و نظارت مستقیم کمتری نسبت به مدارس مکانیکی بهره مند هستن.
    7. ایده

    8. امیدی و همکاران(۱۳۸۸) در تحقیقی به بررسی رابطه بین ساختار سازمانی و خلاقیت مدیران ستادی سازمان تربیت بدنی پرداختن. جامعه آماری تحقیق ایشون ۴۲ نفر از مدیران ستادی سازمان تربیت بدنی بود. ایشون واسه جمع آوری داده های تحقیق از پرسشنامه ساختار سازمانی حمیدی(۱۳۸۳) برگرفته از رابینز و پرسشنامه استاندارد شده خلاقیت رندسیب(۱۹۸۶) با تجدید نظر دوباره به وسیله کارشناسان این رشته استفاده کردن.ایشون جهت آزمون فرضیه های تحقیق از اتحاد پیرسون و اتحاد رتبه ای اسپیرمن استفاده کردن. یافته های تحقیق ایشون نشون داد که بین ساختار سازمانی و خلاقیت مدیران ستادی رابطه معنی داری هست براساس یافتهاشون مهم ترین عامل در رابطه بر کاهش خلاقیت مدیران ستادی سازمان تربیت بدنی، دقیق شدن و فوکوس کردن بر اراده کردن شخصی به جای مشارکت در اراده کردن و نبود تناسب بین سغل و رشته تحصیلی و سطح تحصیلاته.
    9. اراده کردن

    ۹-۷-۲تحقیقات خارجی

    1. اندرسون (۲۰۰۱) در تحقیقی به بررسی نقش سازمانها کوچیک و بزرگ بر خلاقیت و نوآوری سازمانها پرداختن.ایشون در تحقیق خود جهت اندازه گیری متغیرها از پرسشنامه استفاده کردن. ایشون طی مقایسه سازمان­های کوچیک و بزرگ و نقش اونا در خلاقیت و نوآوری سازمانی به این نتیجه رسید که سازمان­های کوچیک با وجود دوایر سازمانی کمتر، واحدهای خودگردان و آزادی عمل بیشتر نسبت به سازمان­های بزرگ­تر با وجود دوایر سازمانی زیاد و عناوین شغلی جورواجور به طور معنی­داری موجب افزایش خلاقیت سازمانی شده ­ان.
    2. ویلیامز (۲۰۰۱) در تحقیقی به بررسی عوامل موثر بر افزایش خلاقیت مشترک کارکنان و مدیران سازمان­ها پرداختن یافته های تحقیق ایشون بیان داشت که در بیشتر سازمان­ها به کار گیری و آموزش مدیران ارشد واسه ایجاد محیطی خلاق واسه کارکنان ندیده گرفته شده طوری که بیشتر سازمان­ها بر حفظ و پرورش خلاقیت کارکنان تمرکز دارن.در حالی که بخش کلی جریان خلاقیت و نوآوری هم جهت با چگونگی کارکرد مدیران بخش­ها و واحدهای سازمان­هاست.
    3. پیرس ودلبک و یوتربک(۲۰۰۱) به بررسی تاثیر ساختار سازمانی بر خلاقیت ونوآوری پرداختن. ایشون در تحقیق خود جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده کردن. هم اینکه جهت آزمون فرضیه های تحقیق از اتحاد پیرسون و اتحاد رتبه ای اسپیرمن استفاده کردن یافته های تحقیق ایشون نشون داد که بین ساختار سازمانی و اندازه خلاقیت ونوآوری در سازمان­ها رابطه هست. اونا اعلام کردن که ساختار انعطاف­پذیر نه فقط به پیشرفت در به کار­گیری ایده­ها و نظرات جدید می­انجامد بلکه اندازه نوآوری این ساختارها خیلی بیشتر از ساختارهای سخته.
    4. سانتیس و همکاران (۲۰۰۲) در تحقیقی به بررسی تاثیر ساختار سازمانی بر خلاقیت افراد پرداختن. ایشون جهت تحلیل داده ها از آزمون هایt جداگونه، اتحاد پیرسون و تحلیل واریانس دوطرفه استفاده کردن  یافته های تحقیق ایشون نشون داد که سازمان­های با ساختار صاف و منعطف نسبت به سازمان­های بروکراتیک با ساختار سنتی و سلسله مراتبی، مافوق و برتر بوده و واسه ارتقای خلاقیت افراد مساعدتر و سودمندتر هستن.

    مدیریت : فرضیه ترکیب توزیع­ها MDH:

    فرضیه قیمت گذاری دارایی­ها براساس انتظارات عقلایی یا REAP:

    مدلهای انتظارات عقلایی واسه قیمت گذاری داراییها نشون داده ان که اختلاف نظرها سر گرفته از اطلاعات پنهونی می باشه.

    فرضیه اختلاف عقیده DO:

    هریس و راویو (۱۹۹۳) فرض کردن که مبادله گران اطلاعات مشترکی به دستشون می رسد. اما مبادله گران در تحلیل و تفسیر اونا فرق دارن و هر کدوم از مبادله گران تحلیل خود رو معتبر می پندارند. اونا بدین موضوع اشاره می کنن که مبادله گران اختلاف سلیقه دارن و فرض کردن که مبادله گران در اول اعتقادات مشترکی در مورد بازدهی یه دارایی خاص دارن، وقتی که اطلاعات در مورد اون دارایی میاد هر کدوم از مبادله گران مدل خود از رابطه بین اخبار واصله و بازدهی دارایی رو جهت بازنگری در اعتقادات خودش به کار می برد.

    هریس و راویو فرض کردن که دو نوع خطر طبیعی هست و با در نظر گرفتن این موضوع هم دو دسته مبادله گر هست. این دو دسته در اینکه یه دسته اطلاعات قابل توجه هستن یا نه سازگاری دارن اما اونا در دامنه اهمیت اخبار اختلاف نظر دارن. وقتی که اونا اطلاعات قابل توجه دریافت می کنن، سفته­بازان در گروه حساس احتمال انتظار بازدهی بالا رو افزایش (کاهش) میدن. سفته­بازان در گروه غیر حساس این جوری نیستن. در نتیجه وقتی که اثرات جمعی از اطلاعات گذشته قابل توجه باشه سفته­بازان حساس قیمت دارایی ها رو بیشتر آزمایش کرده و اما وقتی که اثرات جمعی گذشته قابل توجه نباشه سفته بازان غیر حساس قیمت دارایی ها رو بالا آزمایش می کنن. مبادله وقتی رخ می دهد که اطلاعات جمعی از قابل توجه به غیر قابل توجه منتقل شه و برعکس. در نتیجه این دو محقق نتیجه می گیرند که قدر مطلق تغییر قیمت و حجم معاملات به طور مثبتی یکی می باشن.

    در این تحقیق محقق جهت انجام کار سه روش رو پیشنهاد کرده:

      1. روش به کار گیری داده های روزانه شاخص: در این روش به کار گیری داده های روزانه شاخص پیشنهاد شده که این روش داده ها رو به صورت کلی واسه کل بورس در نظر می گیرد.

     

    1. روش به کار گیری داده های روزانه شرکت­های بورسی: به کار گیری داده های روزانه بین بورسی جهت انجام تحقیق پیشنهاد شده.
    2. روش به کار گیری داده های بین روزی شرکت­های بورسی: به کار گیری داده های بین روزی شرکت­های بورسیه که در این روش داده های مربوط به معاملات بین روزی (دقیقه ای و ساعتی و…) رو پیشنهاد کرده.

    زیودار روش داده های روزانه رو به دلایل زیر بر دو روش دیگه ارجحیت داده:

    البته با در نظر گرفتن تحقیقات انجام شده در نقاط جور واجور دنیا مانند مطالعه برایلسفورد (۱۹۹۴) و مطالعه چن، فیرث و روی (۲۰۰۱)، به کار گیری داده های روزانه شاخص در تحقیقاتی که قصد مقایسه بورس­های جور واجور دنیا رو با هم داشته ان به کار برده شده.

    محقق در این تحقیق به صورت تقریبی اطلاعات خود رو در ۱۵ ماه (۰۸/۰۱/۸۳ تا ۱۱/۰۳/۸۴) جمع بیاری کرده و در این ۱۵ ماه به بررسی سه حالت:

    در این سه بازه وقتی پرداخته.

    در این تحقیق ۱۴ شرکت از بین شرکت­های پر معامله سهام انتخاب شده ان و چگونگی انتخاب هم به این صورته که، بورس اوراق بهادار هر سه ماه یه بار مبادرت به ارائه فهرستی از ۵۰ شرکت فعال­تر بورس (با در نظر گرفتن درجه نقد شوندگی) می کنه که از این بین در فاصله یکسال اسامی ۱۴ شرکت به صورت متناوب تکرار گردیده و همین مطلب ملاکی جهت انتخاب شرکتهای پر معامله در تحقیق آقای زیودار قرار داده شده.

    روش تحقیق:

    اول از راه آزمون ریشه واحد این مطلب رو بررسی کرده که متغیرهای سری وقتی مورد استفاده پایا (مانا) هستن یا خیر بعد از راه های اقتصاد سنجی مدل خود توضیح ورداری (VAR)، ARCH و  GARCH استفاده کرده.

    اقتصاد

    در این تحقیق به خاطر بررسی رابطه همزمان حجم معاملات و تغییر قیمت مدل زیر رو مورد آزمون قرار داده

    =++

    =++

    که در اون  حجم معاملات (تعداد سهام معامله شده) و  بازدهی می باشه.

    زیودار در بررسی روابط علی به مبحث علیت گرنجر می پردازه و بیان می داره که آینده نمی تونه بر گذشته اثر داشته باشه مثلا اگه حادثه X قبل از حادثه Y اتفاق بیفته می تونیم بگیم که X باعث Yه. طبق گرنجر اگه پیش بینی X با بهره گرفتن از گذشته Y روشن تر از پیش بینی بدون به کار گیری گذشته X باشه پس گفته می شه که X عامل گرنجر Yه. اون بیان می داره که در بیشتر مطالعاتی که بررسی شده جهت بررسی روابط علی حجم معاملات و بازدهی سهام از روابط علیتی گرنجر و بر مبنای مدل خود توضیح ورداری دو متغیره VAR استفاده شده.

    در تحقیقی که به وسیله آقای زیودار انجام پذیرفته همونجوری که بیان گردید ایشون فارغ از مسائل بازار توجه خود رو به مسائل ورود اطلاعات به بازار و چگونگی رسیدن این اطلاعات به دست سرمایه گذاران کرده و کمتر به شرایط بازار به عامل تعیین کننده در قیمت سهام توجه کرده و با مطرح کردن فرضیه MDH و فرضیه SIAH بیشتر به دنبال آزمون کردن این دو فرضیه بوده.

    نکته دیگری که از نقاط قوت این تحقیق به حساب می رود بررسی دوره رکود، نرمال و رونق می باشه یعنی زیودار هم تاثیر حجم معاملات بر قیمت سهام رو در دوره رکود در نظر گرفتن و هم در دوره رونق.

    نقطه ضعف این تحقیق، زمان در نظر گرفته شده در این تحقیق بسیار محدود می باشه (یکسال) و می توان در بازه وقتی بیشتری انجام شه.

    نتیجه:

    یه رابطه بازخوردی بین حجم معاملات و بازده سهام در بورس تهران هست یعنی هم از مقادیر با معطلی حجم معاملات مقادیر جاری بازدهی قابل پیش بینیه و هم از مقادیر با معطلی بازدهی میشه مقادیر جاری حجم معاملات رو پیش بینی کرد.

    1. رابطه بین حجم معاملات و تغییر قیمت سهام مثبته (فرضیه تایید شد).
    2. رابطه بین حجم معاملات و قدر مطلق تغییر قیمت سهام مثبته (فرضیه تایید شد).
    3. یه رابطه پویا بین حجم معاملات و بازده سهام هست (فرضیه به صورت دو طرفه تایید شد).
    4. حجم معاملات توضیح دهنده ناپایداری بازده می­ باشه ( فرضیه رد شد). (نجار زاده، رضا و زیودار، مهدی.، ۱۳۸۵، بررسی رابطه تجربی بین  حجم معاملات  و بازده سهام در بورس اوراق بهادار تهران، فصلنامه پژوهشهای اقتصادی، شماره ۲).
    5. اقتصادی

     

     

     

    دانشگاهی : فرضیه ترکیب توزیع­ها MDH:

    حال مفاهیم تعریف فوق رو بررسی می­کنیم:

    منشاء و بخش اساسی نظام بازاریابی نیازه.

    s نیازها: احساس فیزیولوژی آدما هستش که بیان کننده حالت محرومیت و یا کمبود احساس شده. نیاز شخص رو مجبور به تلاش می­ کنه و اون رو در جهت برطرف کردن کمبودهایش وا می­داره. مثل نیاز به غذا، آب، هوا، لباس، شغل، پناهگاه، نیاز جنسی، آسایش، آموزش و…

    s خواسته­ها: شکل برآورده کردن نیازها هستش که این فرق طبق عادات، فرهنگ، سلیقه و ذائقه و یا شرایط جا و زمان فرق داره. مثل رفع گرسنگی با یه تیکه نون خشک و یا با سلف سرویس هر دو شدنیه یا نیاز شغلی هم به شکل نجاری و هم به شکل پزشکی شدنیه.

    s محصول: زائیده نیازها و خواسته های بشره و شامل چیزای قابل لمس و مشخص (کالا) غیرملموس اما مشخص (خدمت) می­باشه و می ­تونه به شکل بی­آخر واسه بشر تعریف شه.

    s مبادله: دونستیم که بشر دارای نیازها و خواسته­ های زیادیه  و کالاهایی بالفعل و یا بالقوه وجود واسه ارضاء اونا وجود دارن. اما این واسه ایجاد عمل بازاریابی کافی نیس.

    بازاریابی از وقتی شروع می­شه که فرد تصمیم می­گیرد نیازها و خواسته­هاش رو روش مبادله ارضاء کنه (Gök & Hacioglu, 2010).

    تعریف انجمن بازاریابی آمریکا از بازاریابی، عبارته ازاینکه: «بازاریابی یه کارکرد یا وظیفه سازمانیه و یه مجموعه ­ای از پروسه های ایجاد، ابلاغ و رسوندن ارزش به مشتریه. هم اینکه اداراه روابط مشتری به روشی که به سازمان و صاحبان سرمایه اون سود برسونه، می­باشه (Murphy & Wang, 2006).

     

    ۲-۲-۲- شکل های جور واجور بازاریابی

    بازاریابی رو میشه به دو دسته طبقه بندی کرد.

    ۲-۲-۲-۱- معنی بازاریابی معامله­ای

    در بازاریابی معامله­ای همونطور که از نام اون پیداست، نگرشی کوتاه­مدت در هر جایی که دقیق شدن و فوکوس کردن وتأکید منحصراً روی معامله فعلیه، می­باشه. این نوع بازاریابی بیشتر جنبه تاکتیکی داره و شامل تفکر و فعالیت کوتاه­مدته و تمرکز اصلی اون، جستجو واسه مشتریان جدید و ایجاد کار و کاسبی براساس معامله می­باشه. بازاریابی معامله­ای احتیاجی به یه ساختار واسه ادامه کار و کاسبی مثل باشگاه­ها و عضویت­های افراد واسه استفاده­های تکراری نداره. مقدار فروش مهم­ترین ملاک کارکرد در اون می­باشه و هزینه­ های پشتیبانی و خدمات پس از فروش به عنوان هزینه­ های اضافی در نظر گرفته می­شه. عموماً نگاه معامله­ای مناسب­ترین حالت در بازاریابی انبوه یا کار و کاسبی های محصول محور در جایی­که تعداد معاملات، استواری کار و کاسبی رو تعیین می­ کنه و بازاریابی نمی­تونن بدون معاملات باقی بمونن، می­باشه. از این­رو در این روش هدف دار روی افزایش مشتریان با قصد معامله­ای و تمایل کمتر رابطه یا بدون رابطه تمرکز می­شه و شرکت فقط در حال بهره ­ورداری از فرصت­های فعلی از مشتریان به قصد معامله می­باشه. یکی از اصول بازاریابی معامله محور (معاملاتی) باور به اینه که رقابت و سود فردی محرک­های خلق ارزش هستن. از راه رقابت به فروشندگان حق انتخاب عرضه داده می­شه و این انتخاب از طرف عرضه کنندگان مطرح می شه و بازاریابان رو تحریک می­ کنه تا ارزش بیشتری واسه سود فردی خود بسازن. این اصل از رقابت اینک به وسیله مدافعان بازاریابی رابطه ­مند به رقابت کشانده شده، چون که اونا فکر می کنند مشارکت دوطرفه در برابر رقابت و نزاع، منتهی به خلق ارزش بالاتری می شه (اسماعیل و شهنیایی، ۱۳۸۹).

    از دیگر اصول بازاریابی معامله محور باور به این نکته س که استقلال انتخاب در میان فعالان بازار، سیستم مؤثرتری رو واسه خلق و پخش ارزش بازاریابی جفت و جور می­آورد. سازمانای صنعتی و سیاست­گذاران فکر می کنند که استقلال در میان فعالان بازاریابی به اونا آزادی می­دهد تا شرکای معاملاتی خود رو انتخاب کنن و این انتخاب رو بر مبنای منافع فردی در تصمیم ­گیری­ها صورت بدن. این منتهی به توانایی خرید با پایین­ترین هزینه از راه چانه­زنی و پیشنهاد قیمت می­شه. اما این باور هم تازگیا در میدون اقتصادی به رقابت کشیده. طبق ابن باور، هر معامله­ای شامل هزینه­ های معاملاتی مانند جستجو، گفتگو و بقیه فعالیت­های در رابطه می­شه که به جای کاهش هزینه بر هزینه­ های اون می­افزاید و در نتیجه به جای بهره­وری واسه شرکت­های درگیر در معاملات، واسه اونا نزول بهره­وری رو به همراه داره (Stavros & Westberg, 2009)

    اقتصادی

    در جدول زیر فرق­های بازاریابی رابطه­ای و معامله­ای نشون داده شده.

     

     

    بازاریابی معامله­ایبازاریابی رابطه ­مند
    دقیق شدن و فوکوس کردن روی خرید و فروش فعلی–        رانش قیمت

    –        دقیق شدن و فوکوس کردن وفعالیت کوتاه مدت

    –        ایجاد کار و کاسبی براساس معامله

    –        گرفتن مشتریان سود رسون

    –        همدلی کوتاه مدت

    –        انگیزه آماده واسه انجام معامله

    –        دقیق شدن و فوکوس کردن روی محصول و فروش

    –        تمرکز کمتر در بعد از خرید

    –        خدمات بعد از فروش به عنوان یه هزینه

    –        معامله نقطه انتهاییه

    دقیق شدن و فوکوس کردن روی خرید و فروش آینده هم جهت با داره و ستد فعلی–        ترفیع دادن ارزش

    –        دقیق شدن و فوکوس کردن وفعالیت بلندمدت

    –        ایجاد کار و کاسبی براساس روابط

     

    –        نگهداری مشتریان سود رسون فعلی

    –        همدلی و تفاهم بلندمدت

    –        انگیزه پیشرفت روابط بلندمدت

    –        دقیق شدن و فوکوس کردن روی انتظارات، اعتماد و درک

    –        یافته های سریع، محکم، امن و بادوام به واسطه ایجاد رابطه

    –        پشتیبانی محکم و قوی بعد از خرید و خدمت رسانی

    –        خدمات بعد از فروش به عنوان یه سرمایه گذاری

    –        معامله نقطه ابتدایی و شروعه.

    جدول (۲-۱) فرق بازاریابی رابطه ­مند و معامله­ای (منبع: Stavros & Westberg, 2009)

    از اونجایی­که موضوع این پایان نامه بر بازاریابی رابطه ­مند تمرکز داره، بخشی جدا از هم رو واسه بررسی این نوع بازاریابی اختصاص داده­ایم.

    ۲-۳- بازاریابی رابطه ­مند

    ۲-۳-۱- تعاریف و مفاهیم بازاریابی رابطه ­مند

    بازاریابی رابطه ­مند یکی از گسترده­ترین مفاهیمیه که می­توان اون­رو از تموم دیدگاه های بازاریابی که روی رابطه مندی بحث می­ کنه، نتیجه گرفت. پایه این شاخه بازاریابی که رابطه تنگاتنگی هم با رفتار مصرف ­کننده داره از دل تحقیقات مربوط به روابط بین خریدار و فروشنده در کار و کاسبی های متوسط و تقریباً بزرگ بیرون آمده (صادقی و همکاران، ۱۳۸۸). مشتریان و طرف­های معامله در بیست سال گذشته در مورد بازاریابی پیشرفت زیادی داشته و ظهور نگاه­های بازاریابی رابطه ­مند دلیل پدیدآمدن تغییرات قابل توجه­ای در روش بازاریابی شده که خیره کننده و قابل اجرا می­باشن. پایه های اصلی جهان بینی بازاریابی رابطه ­مند بر مفهومی قرار داره که اولین بار به وسیله لئونارد بری[۱] با عنوان نظریه ساختار رابطه­ها مطرح شد و به وسیله دیگه کارشناسان گسترش یافت. بازاریابی رابطه ­مند مرهون تلاش­های کریستوفر[۲]، پاینی و بالانتین[۳] است که در گسترش قلمرو و بخش مبانی نظری اون تلاش چشم­گیری داشتن. دیدگاه اونا مبنی بر نکات ذیله:

    t تأکید بر رابطه بین مشتریان و عرضه کنندگان که ایجاد رابطه رو به جای معامله مورد توجه قرار می­دهد.

    t دیدگاه بازاریابی رابطه مند به پیشرفت و تقویت رابطه قوی با مشتریان و عرضه کنندگان، بازارهای حاصل از مشتریان پیشنهاد شده، بازارهای حاصل از اثر افرا با نفوذ و بازارهای جذب نیروی انسانی داخلی که درون سازمانه معطوف می­باشه.

    t کیفیت، سرویس دهی به مشتری و بازاریابی، هر چند که بیشترً به طور جدا از هم مدیریت می­شن رابطه نزدیکی با هم دارن دیدگاه بازاریابی رابطه مند بین این دو عنصر انسجام و اتحاد برقرار می­ کنه (Kasabov, 2007).

    تعاریف مختلفی به وسیله محققان و تئوری­پردازان واسه بیان معنی و معنی بازاریابی رابطه ­مند مطرح شده که در ادامه بعضی از پرکاربردترین اونا میگن.

    t تعریف انجمن بازاریابی آمریکا از بازاریابی رابطه­ای: بازاریابی رابطه­ای، بازاریابی با هدف آگاهانه واسه پیشرفت و اداره روابط بلندمدت و قابل اعتماد با مشتری­ها، عرضه­کنندگان و پخش کنندگان و بقیه عوامل موجود در محیط بازاریابیه (Izquierdo et al, 2005).

    t بازاریابی رابطه­ای یه ایده اساسی و پایه­ایه که هدف مدیران بازاریابی در اون پیشرفت اراتباطات بلندمدت با بهره گرفتن از یه ساختار امتیازات چندگانه واسه دو طرف رابطه می­باشه. این امتیازات از راه اعمال همکاری دو طرف به دست می­آید.

    t بازاریابی رابطه ­مند یعنی روش هدف دار جذب، حفظ و تقویت روابط با مشتریان (رنجبران و براری، ۱۳۸۸).

    t بازاریابی رابطه مند شامل تموم قدم­هاییه که شرکت جهت شناخت و سرویس دهی بهتر به مشتریان با ارزش خود بر می­داره (Patsioura et al, 2009).

    t بازاریابی رابطه ­مند، روند دائمی جهت شناسایی و ایجاد ارزش­های جدید واسه مشتریاس که در منافع دو جانبه مورد توجه قرار داره و این منافع در طول دوره عمر مشتری با اون تقسیم می­شه.

    t بازاریابی رابطه مند اشاره به تموم فعالیت­های بازاریابی هم جهت با تشکیل، پیشرفت و نگهداری مبادلاتی به درد بخور داره (امینی و سهرابی، ۱۳۸۹).

    بازاریابی رابطه مند یعنی: شناسایی، نگهداری و افزایش روابط با مشتریان و دیگه ذینفعان؛ طوری که اهداف و منافع دو طرف درگیر تأمین شه.

    t از نظر پورتر[۴] بازاریابی رابطه ­مند فرایندیه که به موجب اون خریدار و ارائه­کننده، روابط مؤثر، کارا، اخلاقی، با شور و شوق خیلی زیاد و خویشاوندی رو برقرار می­ کنن که این واسه دو طرف سود داره.

    t بازاریابی رابطه مند، نگهداری مشتریان و پیشرفت روابط و جذابتر کردن هر چی بیشتر این رابطه با مشتریاس (باقری، ۱۳۹۰).

    t بازاریابی رابطه مند فهم و مدیریت ارتباطات مشتریان و تأمین کنندگانه.

    t بازاریابی رابطه ­مند شناسایی، ایجاد و نگهداری و ارتقای روابط با مشتریان و دینفعانه که این از راه ایجاد اعتماد و در نتیجه عمل به تعهدات محقق می­شه (Cobbs, 2011).

     

    ۲-۳-۲- ضرورت توجه به بازاریابی رابطه ­مند

    به دنبال افزایش سریع تعداد تولیدکنندگان و رقابت در تولید کالا و خدمات، سبک بازاریابی معاملاتی عوض شد و بازاریابی اجناس براساس رابطه بلندمدت با مشتریان بنا شد (بازاریابی رابطه ای). بازاریابی داخلی هم از شکل های جور واجور بازاریابی رابطه­ایه و شامل اقدامات مدیریتیه که به کارکنان یه شرکت کمک می­ کنه تا نقش خود رو در رابطه با اجرای روش هدف دار­های بازاریابی به طور درست اجرا کنن (Ward & Dagger, 2007). در بازاریابی داخلی کارکنان شرکت مثل مشتریان داخلی هستن. عوامل مؤثر بر ضرورت اجرای بازاریابی رابطه­ای در چهار دسته اصلی تقسیم­بندی می شه.

    1. تغییر رقابت: تغییر شرایط رقابت مانند ورود رقبای جدید به صنعت و جهانی شدن تجارت، ضرورت اجرای بازاریابی رابطه­ای رو نمایان می­ سازه.
    2. تغییر مشتریان: تغییر مشتریان در موار زیر ضرورت بازاریابی رابطه ­مند رو نشون میده:
    1. تغییر محیط: تغییر شرایط محیطی بازاریابی معاملاتی رو به سمت بازایابی رابطه ای هدایت کرده. این عوامل محیطی شامل: تغییر قوانین و مقررات، تکنولوژی و تغییر شرایط اقتصادی می­باشه (دلیلی، ۱۳۹۰)
    2. اقتصاد

    3. ایجاد روابط: پیشرفت روابط با مشتری مزیت رقابتی قابل توجه­ای می­باشه. مدیران بازاریابی تشخیص داده­ان که مزیت رقابتی می ­تونه به وسیله سرویس دهی جور واجور علاوه بر محصول اصلی به دست بیاد. بیشتر شرکت­ها برنامه ­های بازاریابی رابطه­ای رو اجرا می کنن تا وفاداری مشتری به اجناس و خدماتشون رو زیاد کنن. بازاریابی رابطه­ای به عنوان ساختاری از وابستگی بین شرکت و مشتری توصیف شده. شرکت­ها تجاری می تونن روابط با مشتری رو با ایجاد یک یا چند نوع وابستگی برقرار کنن. این نوع وابستگی­ها می تونن وابستگی­های مالی، اجتماعی یا ساختاری باشن. تحقیقات نشون می­دهد که راحت­طلبی مشتری، قیمت و توانایی دسترسی به محصول ممکنه بر نیات رفتاری متشری اثر بزاره. در واقع وقتی مشتری فهم بهتری از ارزش صرفه جویی­های اقتصادی، وقتی و انرژی حاصل از این روابط به دست می­آورد، احتمال کمتری داره که طرف معامله رو در خریدهای بعدی عوض کنه. از دیدگاه بازاریابی رابطه­ای هدف بازاریابی برآورده کردن نیازای مشتری همراه با بهبود کارایی و تاثیر با استفاده عوامل آمیخته بازاریابی می­باشه. هدف بازاریابی رابطه­ای اتحادیه­های ً سودمنده که با ایجاد مشکلات ورودی تجارت رو به این رقبا محدود می­ کنن. اما اگه این اتحادیه­های تجاری حالت اجباری داشته باشن یا نوآوری و رقابت رو محدود کنه ممکنه که شرایط خاطر جمع نبودن زیادی رو به وجود آورد حتی اگه اون­ها از روابط معاملاتی تعهد شده به وجود اومده باشن (Sweeney et al, 2011).
    4. مشکلات

     

    ۲-۳-۳- اهداف بازاریابی رابطه مند

    هدف بازاریابی رابطه ­مند یعنی بهبود در سودآوری شرکت از راه تغییر دیدگاه شرکت از بازاریابی معاملاتی و سنتی و تأکید بر جذب مشتریان جدید به طرف حفظ و نگهداری مشتریان از راه کاربرد مدیریت مؤثر رابطه با مشتری. بازاریابی رابطه مند در تلاشه تا مشتریان، عر ضه کنندگان و بقیه شرکای مهم اقتصادی رو در فعالیت­های پیشرفت­ای و بازاریابی شرکت موثر سازه. اینجور هدفی منتهی به پیدایش روابط تعاملی نزدیک با عرضه­کنندگان، مشتریان و بقیه شرکای زنجیره ارزش اقتصادی، می­شه. این به جای استقلال عمل در میان دو طرف، بازتابنده وابستگی دو سویه س و به جای رقابت و درگیری حاصل از اون، در میان فعالان بازار بر همکاری تأکید می­ کنه. در نتیجه پیشرفت بازاریابی رابطه مند به تغییری مهم در طول بازاریابی اشاره داره: تغییر از رقابت و نزاع به مشارکت. به طور خلاصه کیفیت بهتر با هزینه پایین­تر از راه وابستگی دو طرف در میان فعالان زنجیره ارزش­گذاری، بدست میاد. از این رو هدف بازاریابی رابطه مند، ارتقای بهره­وری بازاریابی از راه رسیدن به تاثیرگذاری و لیاقت متمایزکنندهه (حیدرزاده، ۱۳۸۸).

     

    ۲-۳-۴- عوامل مؤثر در رشد بازاریابی رابطه­ای

    چندین عامل در رشد و پیشرفت بازاریابی رابطه­ای اثر داره.

    t تکنولوژی و مخابرات (ارتباطات از راه دور): پیشرفت­های تکنولوژیکی به تولیدکنندگان اجازه می­دهد تا با تعداد خیلی از مصرف­ کنندگان مستقیماً رابطه برقرار کنن. اینجور تکنولوژی­هایی نیاز به واسطه­ها رو کاهش می­دهد و به تولیدکنندگان اجازه می­دهد با بهره گرفتن از پایگاه داده­ ها و بازاریابی مستقیم با خریداران رابطه نزدیک و خاص داشته باشن.

    t رشد اقتصادی صنعت خدمات: این عامل در رشد بازاریابی رابطه­ای مؤثر بوده و در کاهش نیاز به واسطه­ها هم اثر داشته. چون تولید و تغییر خدمات ً در مکان مشابهی صورت می­گیرد. علاوه بر این با وجود وجود ناملموس خدمات و نیاز به اعتماد مشتری، روابط نزدیک بین عرضه کننده خدمت و مشتری خیلی با اهمیته (David & Sagun, 2012).

    t معروفیت پیدا کردن مدیریت کیفیت کامل (TQM): با در نظر گرفتن اینکه نقش مدیریت کیفیت کامل کیفیت و کاهش هزینه­ها هستش، اجرای اون لازمه ایجاد روابط کاری نزدیک با مشتریاس تا در تموم مراحل تولید و مصرف بازخور دریافت شه.

    t آزادی ورود به صنایع خدماتی: در سالهای ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۰ آزادی ورود به خیلی از صنایع خدماتی باعث افزایش رقابت بین عرضه­کنندگان خدمات شد. شرکت­ها همیشهً واسه جذب مشتریان رقبایشان، تلاش می­کردن تا اونا رو از راه معامله، کاهش قیمت و چیزای دیگه ای به جز اینا جذب کنن. پس اجرای روش هدف دار­های تهاجمی واسه حفظ وفاداری مشتری در این دوره بسیار اهمیت داشت (Song et al, 2012).

    [۱] – Leonard Berry

    [۲] – Christopher

    [۳] -Payne & Ballantin

    [۴] – Porter

    ارشد : مزایای دانش

    علم بر خلاف اجناس جدید، می تونه موجب مزیت پایدار شه. بر این پایه، همه رقبا، بها و کیفیت کالای خود رو به حد مطلوبِ عادی در بازار و به سطح کیفیت و قیمت های شرکت های پیشرو می رسونن، ولی تا وقتی که این اتفاق بیفته، شرکت های بهره ور از مدیریت علم و ارزش علمی، خود رو به پله های بالاتر رسونده و به درجه بالاتری از کیفیت، ایجاد و کارآیی می رسن. مزیت های به وجود اومده توسط توجه به علم، پایدار هستن چون هم سود بیشتری عاید شرکت می کنن و هم می تونن به صورت روش ای خاص ادامه پیدا کنن. برخلاف سرمایه های مادی که در صورت به کار گیری ارزش اونا کاسته می شه، ارزش سرمایه علم همراه با استفاده ای که از اون می شه افزایش می یابد.

    تفکرات جدید باعث پیدایش تفکرات جدیدتر شده و تسهیم علم در حالی که مالک اون، علم خود رو از دست نمی دهد، دریافت کننده رو غنی تر می سازه. مزیت علمی، مزیتی پایداره. استعداد تولید افکار جدید از راه بهره گیری از ذخایر علم موجود در همه شرکت ها، در عمل نامحدود به نظر می رسد، مخصوصا اگه به کارکنان شرکت اجازه و فرصت تفکر، مطالعه و گفتگو با بقیه داده شه (عبدالکریمی، ۱۳۸۹).

    مدیریت علم دلیل کاهش زمان یادگیری در سازمان می شه که این خود، منتهی به افزایش بهره وری می شه.

     

    شکل ۲-۴- اثر علم بر سیکل وقتی انجام کار

    علم

    منحنی یادگیری        چیزی که می تونیم بدونیم

     

    چیزی که باید بدونیم

     

       منحنی انجام کار

     

    چیزی که حالا  میدونیم  

    زمان                             

    سیکل وقتی کوتاه تر

    منبع: (تولایی، ۱۳۸۹)

     

    علاوه بر این، مدیریت درست علم می تونه ضمن افزایش بهره وری، تسریع در یادگیری، در پیش گرفتن تصمیمات بهتر و سریع تر، افزایش توانایی واسه پیشرفت، تقویت نوآوری و ایجاد انگیزه واسه کارکنان، باعث شناخت دقیق نیاز سیستم، بهبود چهره سازمان، رسیدن به علم مناسب، کاهش دوباره کاری ها و اشتباهات، کاهش زمان پروژه های پیشرفت اجناس و خدمات، به کمترین حد ممکن رسوندن هزینه های طراحی و پیشرفت، اتحاد واحدهای سازمانی، افزایش توان تحلیل بازار و قدرت رقابتی، ایجاد یه سازمان هوشمند و یادگیرنده، بازبینی مهندسی ساختار و رسیدن به استانداردهای مناسب شه(تولایی، ۱۳۸۹).

    ۲-۱-۱۴- عناصر اساسی مدیریت علم

    مدیریت علم دارای چهار عنصر اساسیِ؛ علم، مدیریت، تکنولوژی اطلاعات و فرهنگ سازمانیه که هر کدوم می تونه نقش زیادی در موفقیت یا شکست سازمان ها داشته باشه(اخوان و همکاران، ۱۳۸۹).

    نقش علم در مدیریت علم

    علم، دانستنی اییه که در تجربیات، مهارت ها، توانایی ها، توانایی ها، استعدادها، افکار، عقاید، طرز کارا، الهامات و تصوّرات افراد، هست و به شکل مصنوعات قابل لمس، فرایندهای کاری و امور روزمره یه سازمان، خود رو رو می سازه. همون گونه که قبلاً هم مطرح گردید، علم دو نوعه عیان (روشن) و مخفی (ضمنی). علم روشن، دانشیه که مدوّن شده و یا به فرمت های خاصی ارائه شده. مثلا؛ توضیح داده شده، ثبت شده و یا مستند شده. پس به آسونی می توان بقیه رو در اون سهیم کرد. علم روشن می تونه در اشکال دستنامه ها، روش کارای نوشته شده، بایگانی های تجاری، مجلّه یا مقالاتِ مجله ها، کتاب ها، صفحات وب، بانک های اطلاعاتی، اینترنت ها، ایمیل ها، یادداشت ها و منابع دیداری، شنیداری، آماده شده باشه. وقتی که علم، مدوّن و کدگذاری شه، مصنوع علم تولید می شه و این مصنوعِ دانشه که می تونه مدیریت شه(خوانساری و حری، ۱۳۸۷).

    ولی علم مخفی، علم شخصی و بیان نشده ایه که یه فرد داره. دانشیه که تو ذهن افراد یا در یادداشت های شخصی و فایل های کامپیوتری اونا مستقره؛ مثل باخبر شدن از چگونگی چیزی، ترفندهای ظریف، بینش و نظری که می تونه به درد بخور واقع شه. به بیان ساده تر، علم مخفی، علم و تجربه ایه که یه فرد در طول سال ها در تعامل با بقیه و یا از راه آزمون و خطا بدست آورده. دانشی که هیچوقت به طور کامل و قابل فهم واسه بقیه بیان نشده. طبق برآورده ها هشتاد درصد علم رو علم مخفی یا ضمنی تشکیل می دهد. تقریباً همه فعالیت هایی که افراد درگیر این هستن نیاز به ترکیبی از چند علم مخفی و عیان داره. واسه یه مدیریت علمِ کار و موثر، تصرف هر دو علم، الزامیه. رقابت واقعی علم در توانایی تشخیص و تصرف علم نهانه طوری که موقع نیاز، قابل بازیابی باشه. علم عیان به آسونی قابل ثبت و انتقاله ولی تشخیص، تصرّف و انتقال علمِ مخفی، مشکله. پس، بیشتر سازمان ها تنها بر مدیریتِ علم عیان، که دانشی آسون الوصوله و فقطً بیست درصد از کلِ علم سازمان رو تشکیل می دهد، تمرکز می کنن و به کار گیری علم مخفی رو به وقوع تصادفی اون واگذار می کنن(تولایی ورشیدی، ۱۳۸۹).

    تبدیل علم مخفی به علم عیان مشکله اما غیرممکن نیس. علم مخفی یا همون علم ضمنی عموماً به شکل شرحی از تجربیات مفیدی که ثبت شده ان و به وسیله بقیه واسه یادگیری و بهبود فرایندها استفاده شده ان، منتقل می شه. بعضی از شرکت ها از کارکنان خود خواسته ان که راهنمایی قدم به قدم واسه تموم کارایی که انجام میدن، بنویسن. در واقع اونا رو مجبور کرده ان تا دانشی رو که به عنوان تجربه یا حافظه، داخلی شده رو ثبت کنن. این روند به ایجاد نقشه های مفصل از راه کلیه فرایندها واسه همکاران و افراد جانشین و هم اینکه کشف اشکالاتی که نیازه به اونا پرداخته شه، کمک می کنه.

    یعنی، واسه موفقیّت پروژه های مدیریت علم باید بین اطلاعات و علم تفکیک قائل شد. چون که هر اطلاعاتی، علم نیس. اطلاعات تا وقتی که تحلیل نشده و منشأ عمل نیستش، نمی تونه تبدیل به علم شه و این فقط تو یه فرهنگ سازمانی درست قابل اجرا هستش. بیشتر سازمان ها و کارکنان اونا، نه از علم زیاد بلکه از اطلاعات زیاد، رنج می برند. یعنی با وجود اطلاعات زیاد، کمیابی علم هست. چون اطلاعات به سهولت به علم تبدیل نمی شه، طوری که از دست دادن درک اطلاعات، جدا کردن اطلاعات مهم و به اشتراک گذاردن اونا، به یکی از بزرگترین رقابت های مدیریت علم تبدیل شده(اخوان و همکاران، ۱۳۸۹).

    نقش مدیریت در مدیریت علم

    مدیریت سر بستهً بر طبقه بندی، جفت و جور کردن ساختار، هماهنگی، کنترل، مشارکت، استفاده درست از نیروی انسانی، فرایندها و درک بهم ترتیب تو یه سازمان دلالت داره که جملگی واسه رسیدن به یه هدف واحد در مدیریت علم ــ مثل علم عیان و مخفی ــ انجام می شه(خوانساری و حری، ۱۳۸۷).

    واسه مدیریت علم عیان (روشن)، سازمان ها باید؛

     

    علم مخفی به دو روش قابل مدیریته؛  این قسمت از علم از راه ارتباطات نوشتاری، مصاحبه ها و گذشته های شفاهی می تونه به علم روشن تبدیل شه. راه دیگرانتقال علم مخفی، ایجاد گروه های علم در سازما ن هاست که با تعاملات روبرو، گفتگوها و ارتباطات گفتاری، آموزش همیشگی، حل مسأله تعاملی، شبکه ارتباطی، راهبری، مربی گری، آموزش و موقعیت های پیشرفت حرفه ای می تونن علم مخفی خود رو منتقل کنن(تبریزی و رحیمی، ۱۳۸۷: ۵۲).

    نقش تکنولوژی اطلاعات در مدیریت علم

    تکنولوژی اطلاعات می تونه به عنوان ابزاری قوی عمل کرده و واسه تموم وجوه مدیریت علم شامل تصرف، اشتراک و کاربرد علم، ابزارهایی مؤثر و موثر تأمین کنه. توانایی تکنولوژی اطلاعات در جستجو، نمایه، ترکیب، بایگانی و انتقال اطلاعات می تونه تحولی در جمع آوری، سازماندهی، رده بندی و گسترش اطلاعات بسازه. تکنولوژی هایی مانند سیستم های مدیریت بانک های اطلاعات در رابطه، سیستم های مدیریت مدارک، اینترنت، اینترانت، موتورهای جستجو، وسایل جریان کار، سیستم های پشتیبان اجراء، سیستم های پشتیبان تصمیم گیری، داده کاوی، ذخیره داده ها، پست الکترونیک، کنفرانس تصویری، تابلوی اعلانات و گروه های خبری می تونن نقش اساسی در آسون کردن مدیریت علم داشته باشن. البته تکنولوژی اطلاعات به خودی خود قلب مدیریت علم نیس و هیچ پروژه ای فقطً به دلیل کاربرد آخرین تکنولوژی های اطلاعاتی به پروژه مدیریت علم تبدیل نمی شه. تکنولوژی اطلاعات می تونه به افراد در پیدا کردن اطلاعات کمک کنه و این خود افراد هستن که باید تعیین کنن که اطلاعات، متناسب و مربوط به نیاز اونا هست یا خیر. در واقع افراد باید واسه تبدیل اطلاعات به علم، اطلاعات رو تحلیل، تفسیر و درک کرده و اون رو در متنی جای بدن(رادینگ، ۱۳۸۶:۸۲).

    نقش فرهنگ سازمانی در مدیریت علم

    ً در اجرای موفقیت آمیز سیستم مدیریت علم، عوامل زیادی نقش دارن که یکی از مهم ترین اونا، فرهنگه. فرهنگ در برگیرنده مجموعه اعتقادات و باورهاییه که در کل، رفتار افراد رو شکل می دهد. کاملا معلومه که سازمان ها اگه توقع دارن که روند مدیریت علم و مؤلفه های اون مثل؛ تشخیص، کسب، خلق، پیشرفت، اشتراک، استفاده و آزمایش علم در واحدها و قسمت های جور واجور اونا به درستی شکل گیرد باید همه افراد مثل مدیران و کارکنان به این باور برسن که مدیریت علم در تبدیل سازمان به یه سازمان ممتاز با مزیت های رقابتی نقش تعیین کننده ای داره و این ممکن نمیشه مگه با آموزش و فرهنگ سازی که در این روند باید روش زوم بشه. باید کارکنان و دیگه اعضاء سازمان، آموزش دیده و درجه اعتمادشون نسبت به سازمان و مدیران زیاد شه. چون که بدون برخورداری از درجه بالایی از اعتماد دوطرفه میان کارکنان، اونا در مورد مقاصد و رفتارای همدیگه بدبین شده، علم خود رو با همدیگه تسهیم نمی کنن(تولایی و رشیدی، ۱۳۸۹).

    ایجاد روابط بر اساس اعتماد بین افراد و گروه ها به آسون کردن روند مدیریت علم مخصوصا تسهیم و خلق و دانش اندوزی کمک زیادی می کنه. وقتی که اعتماد در روابط میان افراد زیاد می شه، افراد بیشتری در روند تسهیم علم، شرکت می کنن. از دست دادن اعتماد در بین کارکنان یکی از مهم ترین مشکلات سیستم مدیریت دانشه، چون که نبود اینجور اعتمادی از تسهیم علم و در آخرً خلق علم جلوگیری می کنه(ربیعی و خواجوی، ۱۳۸۹).

    مدیریت علم به پرورش فرهنگی نوآورانه که در اون کارکنان همیشهً به تولید ایده های نو، خلق علم جدید و ارائه راه حل های تازه تشویق می شن، نیاز داره. از این جهت کارکنان باید اجازه سؤال کردن در مورد فعالیت هاشون رو داشته باشن تا بتونن این فعالیت ها رو با توانمندی کامل بکنن. در واقع با توانمندسازی افراد، اونا فرصت بیشتری واسه جستجو در مورد دیدگاه های جدید دارن.

    فرهنگ نوآورانه با عناصری مثل پویائی، کارآفرینی و خلاقیت شناخته می شه. در این نوع فرهنگ، اعضای سازمان تلاش می کنن تا خلاق و منعطف بوده و بتونن پاسخگوی تغییرات محیطی سازمان باشن(ابطحی و صلواتی، ۱۳۸۸).

    کارآفرینی

    ۲-۱-۱۵- گرایش های مدیریت علم

    از بین رفتن مرزهای وقتی و مکانی، به دلیل نوآوری هایی بوده که در فن بیاری ارتباطات انجام شده و این انتخاب کردن یه روش جدید از مدیریت علم رو آسون می کنه. این نوآوری ها فقط سیستم اطلاعات در سراسر یه سازمان رو ساده نکرده، بلکه تقریباً اون رو واسه باقی موندن و گسترش سازمان اجباری کرده(اخوان و همکاران، ۱۳۸۹).

    نظریه های سازمانی جدید که تازگیا در حال پیدایش ان و بر این موضوع تأکید دارن که تنها امتیاز رقابتی سازمان ها در قرن بیست و یکم، علم و چگونگی به کار گیری اون هستش، به روشنی بر این معنی مهر تأیید می زنند که الان دو گرایش کلی در مدیریت علم هست؛

    الف- امتحان سرمایه فکری سازمان: ایجاد معیارها، نسبت ها و شاخص ها.

    ب- نگاشت علم: ثبت دانستنی هایی که آدما به دست می بیارن و منتشر کردن اون در سراسر سازمان که بیشترً از راه فناوری های اطلاعاتی صورت می گیرد.

    مدیریت علم، یه زمینه علمیه، بنابر این دارای مفاهیم و ایده های مشترک با زمینه ها و نظریه های گوناگونه.

    مدیریت علم و نظام های پشتیبانی گروهی در مفاهیمی مثل کارکردن، تسهیم و آسون کردن در گروه ها و تیم های کاری دارای نقاط مشترکند. علاوه بر این، مدیریت علم و استخراج داده ها در تعامل با یکدیگرند. در واقع، مدیریت علم به ایجاد دانشی می پردازه که با شناخت وسایل خلّاقِ جمع آوری علم از داده های موجود در پایگاه های داده میسّر می باشه (آذری، ۱۳۸۹).

     

    ۲-۱-۱۶- عوامل مؤثر در طراحی روش هدف دار مدیریت علم

    از دیدگاه بعضی از اندیشمندان و محققان به خاطر طراحی و اجرای موفق روش هدف دار مدیریت علم باید به عوامل زیادی توجه شه که موارد زیر از جمله مهم ترین اونا بشمار میاد:

    انتظارات سازمان: روش هدف دارِ مدیریت علم باید به اون چیزی که سازمان توقع داره به اون برسه، وصل باشه. در واقع باید انتظارت سازمان از مدیریت علم و امتیازات حاصل از اون، به درستی مشخص شه. یعنی باید هدف از طراحی و اجرای روش هدف دار مدیریت علم به روشنی بیان شه.

    پشتیبانی مدیریت رده بالا: طراحی و اجرای روش هدف دار مدیریت علم در مرحله اول لازمه تعهد و پشتیبانی مدیریت عالی سازمانه. چون که تا پشتیبانی و پشتیبانی مدیران رده بالا نباشه، نمی توان از موفقیت روش هدف دار ها اطمینان حاصل کرد.

    ارتباطات: یکی از مهم ترین عواملی که عموماً کمتر هم مورد توجه قرار می گیرد، عامل ارتباطاته. از نظر کارشناسان و مشاوران مدیریت، بیشتر سازمان ها به دلیل از دست دادن ارتباطات درست در اجرای روش هدف دار ها ناموفق بوده ان. مدیریت علم هم از این قانون مستثنی نیس.

    خلاقیت: نتیجه های خلاقیت در کار و کاسبی به نوع اتحاد ایجاد شده بین مدیریت علم و مهارت های پایداری در خلاقیت بستگی داره. نقش خلاقیت در روش هدف دار های مدیریت علم بی بدیله.

    خلاقیت

    فرهنگ و کارکنان: ایجاد باور و باور مخصوصا در میان کارکنان، نسبت به این که مدیریت علم می تونه واسه سازمان، مزیت های رقابتی ممتاز بوجود آورد از جمله مواردیه که باید روش زوم بشه. در واقع ایجاد فرهنگ مزبور نسبت به امتیازات مدیریت علم می تونه یکی از موارد مؤثر در موفقیت روش هدف دار های مدیریت علم حساب شه.

    اشتراک علم: توانایی اشتراک علم و مشارکت، همون چیزیه که سازمان ها در اون دچار مشکل ان. چون که کارکنان سازمان ها عموماً از تسهیم و به اشتراک گذاردن تجربیاتشون، اکراه دارن. دلیل احتمالی این هم اینه که کارکنان ماهیتاً رقابت جو هستن، بر این پایه تمایل بیشتری به احتکار علم دارن و از اشتراک علم و تجربیات خود طفره می روند.

    ایجاد انگیزه: یکی از مهمترین عوامل موفقیت آمیز در روند و روش هدف دار های مدیریت علم، ایجاد انگیزه های درست واسه کارکنانه. ایجاد انگیزه در تسهیم و کاربرد علم، نقش داره.

    زمان: واسه موفقیت در روند مدیریت علم باید واسه کارکنان، زمان و فرصت یادگیری لازم رو ایجاد کرد.

    آزمایش: بدون دودلی آزمایش جهت اصلاح هر روند یا روش هدف دار صورت می گیرد. روند مدیریت علم هم از این قانون مستثنی نیس. بنابر این ایجاد سیستم آزمایش می تونه دلیلی مهم در طراحی و اجرای موفقیت آمیز یه روش هدف دار مدیریت علم باشه(امانتی، ۱۳۸۹).

     

    دانش و فناوری

    شکل زیر می تونه نمونه هایی از فناوری هایی باشه که واسه آسون کردن روند همگرایی علم، مورد استفاده قرار می گیرند.

     

     

    شکل ۲-۵- نقش فناوری در روند مدیریت علم

    مخفی[۱] به رو[۲]                             مخفی به مخفی

     

     

          رو به رو                       رو به مخفی

     

     

     

     

    منبع: (افرازه، ۱۳۸۶: ۲۷)

    به کار گیری فناوری در روند علم مخفی به مخفی: عادی ترین روشی که منتهی به شکل گیری علم مخفی گردیده و باعث به اشتراک گذاردن (تسهیم) اون می شه، ملاقات های رو در روه که به صورت غیررسمی رخ می دهد. البته امروزه ملاقات های همزمان با بهره گرفتن از فناوری های اطلاعاتی، این روند رو تسریع کرده است.

    به کار گیری فناروی در روند علم مخفی به رو: تبدیل علم مخفی به رو، شامل ایجاد قالب فکری مشترک و بررسی دقیق اون از راه مکالمه س. بانک های اطلاعاتی همزمان هم وسیله بالقوه دیگری جهت جذب علم مخفی می باشه.

    به کار گیری فناوری در روند علم رو به رو: فناوری در روند تبدیل علم رو به رو افراد، نقش روشن تری نسبت به دیگر موارد داره. در همین زمینه به کار گیری فناوری واسه مدیریت و جستجوی مجموعه های علم رو خوب شکل گرفته. فناوری در تصرف و دانش اندوزی، از راه ایجاد اسناد الکترونیکی عمل کرده و به سهولت از راه صفحه وب، پست الکترونیکی و یا سامانه مدیریت اسناد، قابل اشتراکه. فناوری با کم شدن مشکلات، هم اینکه ایجاد اسناد الکترونیکی و در اختیار قرار دادن وسیله مناسب جستجو، انگیزه افراد رو ارتقا می بخشه.
    مشکلات

    به کار گیری فناوری در روند علم رو به مخفی: فناوری به کاربران در ایجاد علم مخفی جدید کمک می کنه. از اون جا که جذب علم، پیش نیاز لازم واسه فعالیت های سازنده می باشه، یه سامانه مدیریت علم باید علاوه بر بازخوانی اطلاعات، استفاده و فهم اطلاعات رو هم آسون کنه (افرازه، ۱۳۸۵)

    ۲-۱-۱۸- جریان علم در سازمان

    قبل از این که نظریه هایی دور و بر چگونگی پخش و جریان علم در سازمان ها مطرح شه، محققان مخصوصا محققان و اندیشمندان علوم انسانی به تعریف و دسته بندی علم، توجه داشته ان. طوری که بر اساس معرفت شناسی، تعاریف و دسته بندی های مختلفی رو هم بیان داشته ان. به طور نمونه، «هرون[۳]» که یکی از افراد پرکار در بخش مدیریت علم حساب می شه، علم رو به چهار دسته طبقه بندی می کنه. از نظر ایشون علم شامل؛ علم تجربی، علم توصیف کننده، علم پیشنهاد کننده و علم کارکردی می باشه. علم تجربی، از تماس و برخورد مستقیم با پدیده ها حاصل می شه. علم توصیف کننده، برآمده از علم قبلیه. این علم از راه تصاویر، شعر، داستان، موسیقی و امثالهم، پدیده ای رو توصیف می کنه. علم پیشنهاددهنده، می تونه پدیده ها رو با گزاره های اخباری توضیح بده. علم کارکردی هم نشون دهنده چگونگی انجام دادن عمله و به شکل مهارت ها و صلاحیت ها، خود رو نشون می دهد(اخوان و همکاران، ۱۳۸۹).

    شعر

    همه تعاریف و دسته بندی هایی که دور و بر علم و مدیریت علم ارائه می شه، بیشترً ریشه در تعریف ارسطو از شکل های جور واجور علم داره. ارسطو، شکل های جور واجور علم رو برحسب مقاصدشان به سه دسته تقسیم کرده؛

    ۱- علم نظری ۲- علم ساخت  ۳- علم کارکردی

    غایت علم نظری، فهم و تبیینِ چی پدیده هاست. علم ساخت، نشون دهنده چیجوری ساختن و تولید وسایل و پدیده هاست. علم کارکردی هم مربوط به چگونگی استفاده و کارکردن با پدیده هاست. علم گذشته، چیزی رو خلق نمی کنه بلکه اون رو تکمیل و اداره می کنه.

    نظریه پردازان سازمان های یادگیرنده فقطً بر بعد عملی علم تأکید دارن. اونا علم رو توانایی یا ظرفیت اقدام موثر، تعریف می کنن و اطلاعات رو داده ای می دانند که ممکنه در اقدام موثر، کمک کنن(رادینگ، ۱۳۸۶: ۴۱).

    از دیدگاه «سنگه»، ندیده گرفتن این تفکیک بین علم و اطلاعات، باعث شده که سازمان ها در موج اول مدیریت علم، هزینه زیادی رو صرف نرم افزارهای فناوری اطلاعات واسه جمع بیاری، ذخیره و به کار گیری اطلاعات کنن. این دیدگاه تا وقتی که به علم به عنوان یه وسیله نگاه می کنه نه یه روند، توانایی کمی در به کار گیری علم داره. به خاطر همین، شکست خورده تلقی می شه. «سنگه»، ایجاد موج دوم و سازنده تر مدیریت علم رو به شرط پاسخگویی به دو سؤال می دونه؛ اول این که، آدم ها چیجوری علم رو تولید می کنن؟ دوم این که، چیجوری این علم، بین سایرینی که اتفاقاً نقشی هم در تولید علم نداشته ان، منتشر و پخش می یابد. پس از رشد نظریه هایی که بر چگونگی پخش و جریان علم در سازمان ها تأکید داشتن، مدل هایی هم واسه تبیین جریان علم، پیشرفت یافته که در میان اونا، دو مدل بیشتر مورد توجه می باشه. مدل اول، «چرخه عمر علم[۴]» اسمشه و به وسیله مؤسسه همکاری بین المللی مدیریت علم ارائه گردیده(سنگه[۵]، ۱۳۸۰، ۳۷).

     

     

    شکل ۲-۶- دوره عمر علم در سازمان

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    منبع: (سنگه[۶]، ۱۳۸۰، ۳۷)

    در مرحله اول از این جریان، اطلاعات و علم تأیید نشده از تعامل با دنیای خارج به دست میاد. بعد علم و اطلاعات تحصیل شده، در سازمان و به شکل تلاش های فردی یا گروهی تأیید و معتبر می شه و در آخر، علم تأیید شده در قسمت های جور واجور، واسه افزایش تاثیر سازمانی ترکیب و به کارگرفته می شه.

    مدل دیگری که با نام «مدل عمومی علم[۷]» مطرح می شه، جریان علم رو در چهار فعالیت کلی، سازماندهی می کنه:

    1. خلق علم: به همه فعالیت هایی اشاره داره که موجب ورود علم جدید به سازمان می شه.
    2. ذخیره و نگهداری علم: حفظ و موجود بودن علم در سازمان رو تضمین می کنه.
    3. انتقال علم: جریان علم از یه فرد یا گروه در سازمان به فرد یا گروه دیگه رو دلیل می شه.
    4. استفاده علم: شامل کلیه فعالیت هاییه که از علم در فرایندهای کار و کاسبی استفاده می کنن(سنگه، ۱۳۸۰: ۳۹).

    ۲-۱-۱۹- مؤلفه های مدیریت علم

    با اینکه دور و بر ابعاد و مؤلفه های مدیریت علم، نگاه و دیدگاه واحدی وجود نداره، ولی برابر با اون چیزی که در روند مدیریت علم به وقوع می پیوندد، در مرحله اول باید علم موجود در سطح سازمان و منابع اون ــ مثل علم روشن و ضمنی پیش افراد، بانک های اطلاعاتی، مستندات و … ــ مورد شناسایی واقع شده و بعد اخذ و کسب گشته و به صورت مناسبی ذخیره سازی شه. بعد واسه این که علم، با ارزش شده و به هم افزایی و زایش دوباره اون منجر شه، باید علم موجود پیش آدما به اشتراک گذاشته شده و تسهیم شه. پس از طی این مراحل، باید از علم کسب شده در جهت اهداف عالیه سازمان استفاده کرد چون که وگرنه، همه تلاش های انجام گرفته ابتر می مونه (شهبازی، ۱۳۸۸)

    پس براساس اون چیزی که در این روند اتفاق می افتد، می توان مؤلفه های اصلی روند مدیریت علم رو به توضیح زیر تبیین کرد.

    ۱- تشخیص علم[۸]: واسه کار و کاسبی های که می خواهند در گردونه رقابت باقی بمونن، تشخیص علم موردنیاز واسه پشتیبانی از راه هدف دار های رقابتی، الزامیه. تشخیص علم به معنی توصیف و تحلیل محیط علم شرکته. تشخیص علم، تلاشی ساخت یافته واسه تعیین فضای خالی ها و نواقص علم یه سازمانه. هر چی این فاصله بزرگتر باشه، رسیدن به اهداف هدف دار سازمان مشکل تر می شه. یه مدیریت موثر باید بتونه تصویری شفاف از مهارت ها، اطلاعات و داده های داخلی و خارجی خود ارائه کنه و به کارکنان کمک کنه تا اون چه رو که نیاز دارن پیدا کنن.

    ۲- دانش اندوزی[۹]: تحصیل علم به فعالیت هایی گفته می شه که موجب از بین رفتن فاصله تشخیص داده شده در مرحله قبل می شه. این علم می تونه از افراد، گروه ها یا منابع درون و برون سازمانی  کسب شه. در واقع سازمان ها، بخش مهمی از علم خود رو از منابع خارجی کسب می کنن. روابط با مشتریان، رقبا و شرکاء در کارای جمعی، پتانسیل بالایی در جفت و جور علم دارن که سازمان ها می تونن از اون بهرمند شن. علاوه بر این، سازمان ها می تونن دانشی رو که خود قادر به تولید اون نیستن از کارشناسان یا دیگه سازمان های مبتکر، بخرند.

    ۳- پیشرفت علم[۱۰]: پیشرفت علم عنصر بنیادیه که اکتساب علم رو تکمیل می کنه و بر مهارت ها، تولیدات جدید، ایده های بهتر و روند مفیدتر تمرکز داره و باعث جست و خیز کارکنان و علم اونا می شه. پیشرفت علم دربردارنده همه تلاش های مدیریتیه که آگاهانه به تولید توانایی ها تمرکز دارن که هنوز در درون سازمان ارائه نشده ان، یا حتی هنوز در درون یا بیرون اون وجود نداره. عموماً پیشرفت علم در بخش تحقیق و پیشرفت سازمان ها صورت می گیرد، هرچند ممکنه از راه منابع دیگه هم ایجاد شه.

    ۴- اشتراک علم[۱۱]: مهیاسازی شرایط، سیاست ها، سازوکارها و فناوری های مناسب واسه به اشتراک گذاری علم در سازمان، حلقه دیگری از مدیریت دانشه که بر ترکیب جنبه های فرهنگ و فناوری سازمان تأکید داره. به بیان دیگه، شرط لازم واسه تبدیل اطلاعات و تجارب به اون چه که کل سازمان بتونه ازش استفاده کنه، پخش و به اشتراک گذاردن علم در درون سازمانه.

    ۵- به کار گیری علم[۱۲]: موثر ترین جزء از روند مدیریت علم، به کار گیری علمِ کسب شده. در واقع همه تلاش ها در این سیستم اطمینان از کاربرد درست علم در کلیه واحدها و قسمت های سازمانیه. متأسفانه، شناسایی و پخش موفقیت آمیز علم، تضمینی واسه بهره گیری از علم کسب شده ایجاد نمی کنه. فعالیت ها در سازمان باید به گونه ای باشه تا این تضمین حاصل آید که علم و مهارت های مهم افراد، مورد بهره ورداری قرار گیرد.

    ۶- نگاهداری علم[۱۳]: توانایی های پیش گفته، به طور خودکار و در تموم مدت در دسترس نیستن. نگهداری گزینشی اطلاعات، مدارک و تجارب به مدیریت نیاز داره. سازمان ها معمولاً اعلام نارضایتی می کنن که سازماندهی دوباره به قیمت از دست دادن بخشی از حافظه (علم) اونا تموم شده. پس فرایندهای انتخاب، ذخیره سازی و روزآمد کردن علم ـ که دارای ارزش بالقوه ای واسه آینده هستن ــ باید به دقت سازماندهی شه. دوری از این کار، ممکنه تخصص های مهم خیلی راحت دور ریخته شه. نگهداری علم به به کار گیری دامنه بزرگی از رسانه های ذخیره سازمانی بستگی داره.

    ۷- آزمایش علم[۱۴]: اندازه گیری علم واسه آزمایش ذخیره و اندازه بهره وری علم سازمان در سیستم مدیریت علم گذاشته شده (پروست، ۱۳۸۵: ۶۳-۵۴)

    خلق و به کار گیری علم واسه رقابت گرایی و زندگی سازمان ها لازم شناخته شده. علم نمی تونه خیلی راحت دیگه منابع، ذخیره و یا تصرف شه و نمی تونه خیلی راحت اونا، به طور سیستماتیک، مدیریت و به کارگرفته شن. فناروی اطلاعات تا الان بیشترین سهم رو در مدیریت علم داشته، طوری که در پشت همه فعالیت های مدیریت علم، فناوری اطلاعات نهفته بوده. اما باید توجه داشت که فناوری پردازش اطلاعات تنها مؤلفه مدیریت علم نیس، تغییر در فرایندهای تصمیم گیری، ساختار سازمانی و چگونگی انجام امور هم از دیگر اجزای این مدیریت حساب می شه. سازماندهی براساس علم می تونه متفاوت با سازماندهی براساس مزیت های رقابتی سنتی باشه.

    ادبیات مدیریت علم با سازمان های یادگیرنده هم پیوند خورده. یه سازمان یادگیر؛ سازمانیه که در خلق، تحصیل و تبدیل علم، هم اینکه در همسان سازی رفتارش با علم مهارت داره. واسه یادگیری سازمانی، وجود علم جدید ضرورت داره. این علم می تونه از داخل یا خارج سازمان نشأت بگیره، ولی تا وقتی که به تغییر در نوع کارکرد سازمان منجر نشه، یادگیری و بهبودی حاصل نمی شه. از این جهت، یادگیری سازمانی به مدیریت علم نیاز داره(صلواتی و حق نظر، ۱۳۸۸).

    ۲-۱-۲۰- مفاهیم کارآیی، تاثیر و کارکرد

    مفاهیم «کارآیی»، «تاثیر» و «کارکرد» همیشه با بهبود روش ها و سیستم ها و کلا با بهبود سازمان مطرح بوده و از اهمیت خاصی برخودار می باشه. در فرهنگ سازمانی بیشترً این مفاهیم به جای همدیگه به کار می روند، در حالی که مفاهیمی به طور کاملً جدا از هم بوده و معانی متفاوتی دارن.

    کارآیـی[۱۵]

    «کارآیی» یعنی نسبت ستاده به داده و یا به بیان دیگه؛ نسبت تولید کالا یا خدمات پایانی به منابع به کار رفته در اون می باشه. کارآیی یه معنی کمّیه که به اندازه رضایت مشتری یا اندازه رسیدن به اهداف دلخواه اشاره داره. کارآیی رو «انجام درست کار» هم تعریف کرده ان.

    کارآیی سازمان یعنی مقدار منابعی که واسه تولید یه واحد محصول به مصرف رسیده و می توان اون رو طبق نسبت مصرف به محصول محاسبه کرد. براین پایه اگه سازمانی بتونه در مقایسه با یه سازمان دیگه با صرف مقدار کمتری از منابع به اهداف خود برسه، از کارآیی بیشتری برخودار می باشه(صفر زاده و همکاران، ۱۳۹۲).

     

     

     

    اثـربخشی[۱۶]

    «تاثیر»، اندازه رسیدن اهداف سازمان رو می سنجد. به بیان دیگه، اثرات اجناس یا خدمات رو بر جامعه، کمی کرده و مشخص می کنه که خدمات یا اجناس ارائه شده تا چه اندازه با استانداردها و اهدافی که سازمان به خاطر اون به وجود اومده، مطابقت می کنه. در واقع تاثیر یه معنی کیفیه که رضایت ارباب مراجعه از خدمات و اجناس سازمان رو نشون می دهد. تاثیر به عنوان «انجام کار درست» یا «تحقق اهداف سازمان» هم تعریف گردیده.

    تاثیر سازمان یعنی درجه یا میزانی که سازمان به هدف های دلخواه خود نائل میاد. «پیتر دراکر» تاثیر رو کلید موفقیت سازمان می دونه.

    بر این پایه، کارآیی نشون می دهد که یه فرد یا سازمان به چه صورت منابع رو در جهت ایجاد خروجی (محصول یا خدمت) به کار می گیرد و تاثیر نشون می دهد که این خروجی تا چه حد هم جهت با اهداف سازمان می باشه. در واقع سازمانی که هم جهت با هدف حرکت نمی کنه، منابع رو با سرعت بالاتری به هدر می دهد(عباس پور، ۱۳۸۴: ۴۲).

    در هر سازمان باید کارآیی و تاثیر با هم روش زوم بشه، چون که ممکنه سازمان دارای کارآیی باشه، اما خدمات یا اجناس ارائه شده، مطلوبیت لازم رو نداشته باشن یا اندازه رسیدن به اهداف در سطح پائینی قرار داشته باشن. در این حالت سازمان موثر نیس و چه بسا ممکنه به اهداف خود برسه اما با هزینه بسیار زیاد، که در این حالت، سازمان کارآ نیس.

    از این جهت پروسه کارآیی و تاثیر باید به طور توأمان روش زوم بشه. چون که بنیاد و پایه موفقیت، اثربخشیه، در حالی که کارآیی، اولین شرط بقاء پس از رسیدن به موفقیت است. «دراکر»، در بیان فرق کارآیی و تاثیر، به اختلاف بین این دو، از نظر وقتی اشاره می کنه، طوری که زمان در کارآیی، عامل رایج ولی در تاثیر، عامل قاطع به حساب می رود. شکار فرصت ها، نیاز به حساسیت شدید نسبت به زمان داره(دفت، ۱۳۸۸: ۳۷).

    کارکرد[۱۷]

    کارکرد، رفتاری در واسه رسیدن به اهداف سازمانی ارزش گذار شده است. کارکرد، ملاک پیش بینی شده یا ملاک وابسته کلیدی تو یه چارچوب ارائه شده. چارچوبی که به عنوان وسیله ای واسه قضاوت دور و بر تاثیر افراد، گروه ها و سازمان ها عمل می کنه.

    کارکرد سازمانی هم یعنی توانایی یه سازمان در به کار گیری داده ها و منابع اش طوری که در سازگاری با اهداف و رابطه با گروه های ذینفع باعث ایجاد بازدهی شه. یعنی می توان گفت که کارکرد شامل مجموعه رفتارهایی است که افراد در رابطه با شغل خود میدن و تحت اثر عوامل و منابع مختلفی از جمله علم می باشه(بدری آذرین و همکاران، ۱۳۹۲).

    ۱ – منظور از مخفی، همون علم ضمنیه.

    ۲- منظور از رو، همون علم صریحه.

    [۳] – Heron

    [۴] – Knowledge life cycle

    [۵] -Senge

    [۶] -Senge

    [۷] – Knowledge Generation Model

    [۸] – knowledge Identification

    [۹] – Knowledge Acquisition

    [۱۰] – Knowledge Development

    [۱۱] – Knowledge Sharing

    [۱۲] – Knowledge Utilization

    [۱۳] – Knowledge  Retention

    [۱۴] – Knowledge Evaluation

    [۱۵]- Efficiency

    [۱۶]-  Effectiveness

    [۱۷]- Performance