دسته: مقالات و پایان نامه ها

پایان نامه درباره هوش اخلاقي/:عوامل مؤثر بر تعهد مستمر

عوامل مؤثر بر تعهد مستمر

در مدل تعهد سازمانی آلن و می‌یر دو متغیر اصلی مؤثر بر تعهد مستمر کارکنان مطرح شده‌اند که عبارتند از سرمایه‌گذاری‌ها و فرصت‌های شغلی جایگزین؛

سرمایه‌گذاری‌ها[1]

هر کدام از اعضای سازمان برای ترک سازمانی که در آن شاغل هستند، سود و زیان ترک سازمان را مورد محاسبه و بررسی قرار داده و زمانی که فرد هزینه های ترک سازمان را بیشتر از منافع آن ببیند، تلاش می‌کند تا در سازمان بماند. به‌عبارتی دیگر، اگر فرد متوجه شود با خروج از سازمان مزایای خود را از دست خواهد داد، به احتمال زیاد سعی برای باقی ماندن در سازمان خود خواهد داشت. انصاری و همکارانش در پژوهش خود پیرامون سرمایه‌گذاری‌های افراد در سازمان بیان می‌کنند: سرمایه‌گذاری‌ فرد می‌تواند به هر شکلی باشد؛ مربوط به کار باشد یا نباشد. سرمایه‌گذاری‌های مربوط به کار می‌تواند شامل مواردی از قبیل زمان صرف شده برای کسب مهارت‌های غیرقابل انتقال، از دست دادن مزایای احتمالی و از دست دادن یک موقعیت عالی و مزایای مرتبط با آن باشد. سرمایه‌گذاری‌های نامربوط به کار نیز می‌تواند شامل برهم خوردن روابط فردی و مخارج و هزینه‌های اسکان و آشنایی خانواده در شهر دیگر باشد(انصاری و همکاران، 1389). بر این اساس سرمایه‌گذاری‌های افراد بر تعهد مستمر آن‌ها نسبت به سازمان تأثیر خواهد داشت.

 

 

فرصت های شغلی جایگزین[2]

بر اساس مطالعه‌ی تحقیقات پیشین می‌توان به این نتیجه رسید که وجود فرصت‌های شغلی جایگزین برای اعضای سازمان با تعهد مستمر آن‌ها نسبت به سازمان رابطه‌ی منفی دارد؛ بدین ‌معنا که هرگاه اعضای یک سازمان احساس کنند در خارج از سازمان فرصت‌های شغلی جایگزینی برای آن‌ها وجود دارد، تعهد مستمر کمتری نسبت به سازمان خود داشته و گاهاً ممکن است به خروج از سازمان مبادرت ورزند، و در نقطه‌ی مقابل این افراد، کارکنانی هستند که جایگزین‌های شغلی دیگری برای خود در خارج از سازمان متصور نیستند؛ ایشان بر عکس گروه اول از تعهد مستمر بیشتری نسبت به سازمان خود بهره‌مند هستند و دائماً درتلاشند تا شغل و موقعیت کاری خود را در سازمان ابقا نمایند. همانند سرمایه‌گذاری‌ها، رویدادها یا فعالیت های گوناگون می‌تواند روی ادراک یک فرد از وجود فرصت های شغلی جایگزین، تأثیر گذارد(انصاری و همکاران، 1389).

 

عوامل مؤثر بر تعهد هنجاری

اجتماعی کردن

در بدو ورود کارمندان جدیدالاستخدام به سازمان، سازمان تلاش می‌کند تا آن‌ها را با فرهنگ و ساختار سازمان هماهنگ و همسو‌ نماید و به ‌عبارتی دیگر ویژگی‌های سازمانی از قبیل ساختار، فرهنگ، و سیاست‌های خود را برای کارکنان جدید روشن ساخته و آن‌ها را ملزم به همراهی با آن‌ها نماید. ویژگی‌های سازمانی از قبیل ساختار، فرهنگ، راهبردها و سیاست‌های سطح سازمانی که می‌توانند ادراک کارکنان را از حمایت سازمانی افزایش دهند، به احتمال زیاد منجر به افزایش تعهد سازمانی خواهند شد(انصاری و همکاران، 1389).

سرمایه‌گذاری‌های سازمانی

در هر سازمانی برای استخدام و به‌کارگیری نیروی کار جدید، هزینه های فراوانی اعم از گزینش، استخدام، آموزش و … خواهد شد که سازمان جبران این هزینه‌ها را برای فرد سخت و گاهاً آن‌ها را غیر قابل جبران می‌داند؛ لذا افراد استخدام شده را ملزم به تعهد در قبال سازمان دانسته و از آن‌ها می‌خواهد نسبت به سازمان وفادار بوده و سازمان را در جهت نیل به اهدافش یاری نمایند. برای مثال اگر یک سازمان هزینه‌ی آموزش کارکنان خود را بپردازد، ممکن است کارمند یک احساس بدهکاری و شرمندگی نسبت به سازمان داشته و در پاسخ به آن، کارمند در خود یک نوع احساس تکلیف برای باقی ماندن در سازمان و جبران این سرمایه‌گذاری ‌را داشته باشد(انصاری و همکاران، 1389).

بر اساس آنچه مطرح شد، در مدل سه مؤلفه ای آلن و می‌یر، عوامل مختلفی آورده شده است که منجر به ابعاد سه‌گانه‌ی تعهد سازمانی اعم از عاطفی، مستمر و هنجاری شده و با میزان تعهد سازمانی رابطه داشته و میزان آن را در سازمان دستخوش تغییر می‌نمایند. بر اساس این مدل، مؤلفه‌های تعهد سازمانی، پیامدهای مختلفی را برای سازمان و کارکنانش به همراه دارد، که از آن‌ها می‌توان به‌عنوان رفتارهای کاری  یاد کردکه نهایتاً منجر به تعهد رفتاری خواهند شد.

 

[1]. Investments

[2]. Employment Alternatives

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

رابطه هوش اخلاقي با تعهد سازماني و اعتماد سازماني در بين كاركنان دانشگاه آزاد اسلامي واحد مرودشت

پایان نامه سازگاری زناشویی/:حل تعارض

تعریف تعارض و حل تعارض

در فرهنگ لغت فارسی تعارض به معنای معترض و مزاحم یکدیگر شدن ،با هم خلاف کردن و اختلاف داشتن است. رابینز[1] در تعریفی می گوید : تعارض فرآیندی است که در آن شخص الف به طور عمدی می کوشد تا به گونه ای بازدارنده، سبب ناکامی شخص ب در رسیدن به علایق و اهدافش می گردد وی توضیح می دهد که در این تعریف، مفاهیم ادراک یا آگاهی، مخالفت، کمیابی و بازدارندگی نشان دهنده ماهیت تعارض هستند سایر وجوه مشترک تعریف های واژه تعارض عبارت از مخالفت، نزاع، کشمکش، پرخاشگری و آشوب است                ( فرهنگی، 1378). رحیم (2002) تعارض را یک فرآیند تعاملی آشکار می داند که به صورت ناسازگاری اختلاف نظر بین افراد وجود دارد.

وقتی رادیو و تلویزیون را روشن می کنیم تعارض های موجود درجهان به منزلمان وارد می شود گزارش اخبار به توصیف منازعه کارگران علیه مدیران و دولت مردان، نهادهای دولتی علیه یکدیگر، احزاب و گروهای سیاسی در قبال هم، اعتصاب آموزگاران و… می پردازد. وقتی به نشریات مراجعه می کنیم با آمار بالای اختلاف زناشویی که به طلاق ختم می شود و فاصله ای که در بسیاری از خانواده ها میان والدین و فرزندان ایجاد شده است و در شکاف بین نسل ها نامیده می شود، مواجه می شویم (پولتون[2]، ترجمه سهرابی، 1387 ).

در مکتب بروکراسی تعارض در نتیجه خلقیات ناپسند انسانی نظیر ترسوئی، بی انضباطی، کودنی، گیجی، زیاده خواهی و… پدید می آید و در صورت اجرای دقیق قوانین و مقررات و تقسیم کار بر اساس تخصص و رعایت سایر اصول بروکراسی و تعارض پدید نخواهد آمد (میرکمالی، 1381).

استونر[3] در تعریف خود تعارض را شرایطی می داند که در آن مسائل مورد توجه دو طرف ناسازگار و نا هماهنگ به نظر برسد، در تعریف استونر اصطلاحی به کار گرفته شده است که در شناخت تعارض کلیدی به نظر می رسد که به قرار زیر است :

شرایط : حالت، موقعیت یا وضعیتی است که الزاما به معنی رفتار نیست، تعارض می تواند بدون درگیری و نزاع و یا با جنگ و درگیری همراه باشد نزاع یا جنگ یکی از اشکال تعارض است.

مسائل مورد توجه  : به وجود جنبه های مختلفی اطلاق می شود که مورد توجه و علاقه فرد یا گروه باشد، مسئولیتی که فرد یا گروهی پذیرفته است. مجموعه ارزشها و اعتقاداتی که افراد دارند، از مسائل مورد توجه است ( لطف آبادی، 1374، به نقل مظلوم 1385).

تعارض بین فردی به عنوان، نوعی تعامل که در آن اشخاص تمایلات، دیدگاه ها و عقاید متضادی را بیان       می کنند تعریف می شود. (کلاین، پلیسنت، والتون و مارکمن[4]، 2006)

اگر چه ممکن است تعارض با احساسات منفی مرتبط باشد و تحت برخی از شرایط به عنوان یک تردید بالقوه محسوب شود. نکته مهم این است که تعارض به عنوان یک فرصت برای ارتقای صمیمیت و بهبود روابط به شمار می آید. همچنین عدم توافق ممکن است شانس دیگری را در اختیار زوجین قرار دهد که از راهبردهای سازنده حل تعارض برای سازگاری با نیازهای یک دیگر بهره گیرند ( بارت[5] 2004، ترجمه حقیقی و همکاران، 1390).

[1] Robinz

[2] Pultoon

[3] Stovner

[4] Kline , pleasant , whittoon & markman

[5] Barret

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

رابطه پنج عامل بزرگ شخصیت با حل تعارض و سازگاری زناشویی

مدل­های تصمیم­ گیری سرمایه ­گذاران:-پایان نامه درباره خرید سهام

مفهوم سرمایه­گذاری

قبل از بررسی عوامل مؤثر بر تصمیم سرمایه­گذاران در انتخاب یک سهام عادی باید با مفهوم سرمایه­گذاری آشنا شویم. سرمایه گذاری از دیدگاه کلی، به معنای مصرف پول­های در دسترس برای دستیابی به پول­های بیشتر، در آینده است؛ به عبارت دیگر، سرمایه­گذاری یعنی به تعویق انداختن مصرف فعلی برای دستیابی به امکان مصرف بیشتر در آینده. در سرمایه­گذاری، دو ویژگی متفاوت و مهم وجود دارند که عبارتند از: 1- زمان و 2- ریسک. اهمیت این دو موضوع به این علت است که در سرمایه­گذاری، صرف پول، در زمان حال صورت می­گیرد و مقدار آن معین است؛ در حالی که پاداش حاصل از آن، در آینده به دست می­آید و معمولاً با نبود اطمینان همراه است. در بعضی مواقع، ویژگی زمان غالب می­گردد (مانند اوراق قرضه دولتی) و در بعضی مواقع، ریسک از نظر اهمیت مقدم است (مانند برگه اختیار خرید) و در مواقع دیگر هر دو مهم هستند (مانند سهام عادی)(دوف[1]، 2008).

 

2-4-2- راهبردهای سرمایه­گذاری

دو راهبرد سرمایه­گذاری غالب که در بازارهای بورس اوراق بهادار به کار گرفته می­شود به شرح زیر است:

  1. راهبرد قدرت نسبی

طبق این راهبرد توصیه می­شود سهامی خريداری شود که در دوره گذشته بالاترین بازده را داشته است و سهامی به فروش رسد که در دروه­های گذشته پایین­ترین بازده را کسب کرده است.

  1. راهبرد سرمایه­گذاری معکوس

طبق این راهبرد، توصیه می­شود سهامی که در گذشته عملکرد خوبی داشته­اند به فروش رسند و سهامی که عملکرد ضعیفی داشته­اند خریداری شوند. به عبارت بهتر، توصیه می­شود سهامی خریداری شود که در حال حاضر بازار نسبت به آن سهم بسیار بدبین است و سهامی فروخته شود که بازار نسبت به آن بسیار خوش­بین است (نیکبخت و مرادی، 1384).

2-4-3- مدل­های تصمیم­ گیری سرمایه ­گذاران

2-4-3-1- مدل تصمیم­گیری اقتصادی عقلائی

در مدل­های عقلائی سرمایه­گذاران جهت حداکثر نمودن مطلوبیت کل باید تا جایی بخرند که مطلوبیت نهایی آخرین خرید برابر با قیمت شود هر چه قیمت پایین می­آید برای برابر شدن مطلوبیت نهایی با قیمت پایین­تر سرمایه­گذار به خرید بیشتر تحریک می­شود از آنجا که با کاهش قیمت، میزان تقاضای سرمایه­گذار بیشتر می­شود منحنی تقاضای هر یک از سرمایه­گذاران و منحنی تقاضای کل نزولی خواهد بود در این مدل منظم ساده هر فردی برای حداکثر ساختن سود کل یا مطلوبیت کل تصمیمات عقلایی می­گیرد به این نوع مدل­ها، مدل اقتصادی عقلائی می­گویند(ژنگ و شن،2008[2]).

 

2-4-3-2- مدل اقتصادی رفتاری

حرکت کردن به سوی یک مدل اقتصادی رفتاری و بیان تأثیر تصمیمات غیرعقلائی بر قیمت بازار سهام دشوار نیست. فرض کنید سرمایه­گذار، براساس مناسب بودن ریسک و بازده، در خصوص قیمت قضاوت می­کند و فرض کنید سرمایه­گذاران اطلاعات محدودی نسبت به سهام داشته باشند و در مواجهه با دو سهامی که یکسان بنظر می­رسند فرض می­کنند سهام با بازدهی بیشتر بهتر است. این امر برای اقتصاددانان رفتاری، مشکلی پدید نمی­آورد فقط مطلوبیت را تابع درون­زایی از قیمت و بازدهی فرض کرده و بدین­گونه تابع مطلوبیت را اصلاح می­کند(رامچارون و كيم[3]، 2008).

فرض کنید ورود بعضی از سرمایه­گذاران به بورس بر تقاضای دیگر سرمایه­گذاران اثر بگذارد. همچنین فرض کنید سرمایه­گذاران، تحت تأثیر قرار گرفته و به دیگران توجهی یکسان ندارند، هر چند بعضی از آن­ها ممکن است هوشیارتر به نظر برسند و برخی نیز پرستیژ، ثروت و قدرت بیشتری داشته باشند. باید توجه داشت که ورود این افراد به بازار بورس می­تواند نشانی از بازدهی بالای سهام به دیگران باشد. خرید این افراد ممکن است مطلوبیت در نظر گرفته شده از سهام را برای دیگران تغییر دهد(اهرندسين و كاتچيو[4]، 2012).

[1] – Doff

[2] – Zheng & Shen

[3] – Ramcharran & Kim

[4] – Ahrendsen & Katchova

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

شناسایی و رتبه¬بندی عوامل موثر بر تصمیم¬گیری سهامداران در خرید سهام عادی در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از تکنیک¬های تصمیم¬گیری چند معیاره

پایان نامه خسارت وسائل نقلیه/شرایط تصادم

میزان مسئولیت متصادمین

مطابق مواد 527 و 528 قانون مجازات اسلامی جدید میزان مسئولیت هر یک از متصادمین پرداخت نیمی از دیه و خسارات وارده به وسیلة نقلیه طرف مقابل می باشد صرف نظر از میزان خسارت و نوع وسیلة نقلیه دلیل این حکم در منابع فقهی چنین بیان شده: به دلیل استناد خسارت یا فوت هر یک از متصادمین به دو سبب[1] و در اشتراک اسباب یا به عبارت دیگر چند سبب در عرض یکدیگر مسئولیت به نسبت مساوی تقسیم می شود؛ بنابراین، هر یک  ضامن نیمی از خسارات طرف مقابل است و تا حد کمترین دین بین آن ها تهاتر ایجاد شده و کسی که عهده دار مازاد است باید آن را پرداخت نماید. البته در کتاب شرایع  الاسلام محقق حلی، علت مسئولیت متصادمین را اینگونه بیان می نماید: برای اینکه هر یک از آن ها با فعل خودش و فعل دیگری تلف شده است. در واقع اشتراک در اتلاف یعنی چند نفر مشترکا اقدام به اتلاف مال یا جان دیگری نمایند، در این صورت نیز مسئولیت اشتراکی است.

 

1-4-شرایط تصادم

الف- هر دو وسیله نقلیه در حال حرکت باشد.[2] در نتیجه اگر در اثر برخورد یک وسیله در حال حرکت به یک وسیله متوقف خسارتی وارد شود این واقعه مشمول تصادم موضوع مادة 528 قانون مجازات اسلامی جدید نخواهد بود. به تعبیردیگر در موردی که حادثه بین دو وسیله نقلیهای که یکی ثابت و دیگری متحرک بوده حادثه تصادم محسوب نمی شود؛[3] بنابراین برای تحقق مسئولیت طرفین تصادم که فاقد تقصیر باشند، حداقل لازم است تصادم قابل انتساب به ایشان باشد و الا مسئولیت منتفی خواهد بود.[4]

ب- حرکت آن ها موثر در حادثه باشد، به عنوان مثال اگر وسیله نقلیه در حال حرکت از عقب با وسیله نقلیه در حال حرکت دیگری برخورد نماید این حادثه تصادم نمی باشد زیرا حرکت یکی از آن دو موثر بوده است علاوه بر این برخورد دو وسیله نقلیه که حرکت یکی از آن ها اثری در حادثه نمی تواند داشته باشد از قبیل برخورد دوچرخه با کامیون را نمیتوان تصادم تلقی کرد. اگر یکی از دو وسیله نقلیه در حرکت به اندازهای ضعیف و آهسته باشد که عرفا اثری برای حرکت وی نباشد و در مقابل وسیلة نقلیه شخص دیگر قوی باشد حرکت وسیلة نقلیه ضعیف، موثر نیست. در حالتی که برخورد و اصطکاک یا تعدی از یک طرف صورت گرفته باشد که دراین حالت طرف دیگر ضامن نیست بلکه ضمان، متوجه متعدی یا برخورد کننده است.

ج- رانندگان وسایل نقلیه هر دو تقصیر داشته باشند یا هر دو فاقد تقصیر باشند ولی حادثه به آن ها انتساب داشته باشد. در موردی که هر دو راننده مقصر هستند یعنی هر دو در فعل رانندگی خطاکار بوده و مرتکب تخلف از مقررات مندرج در آیین نامه راهنمایی و رانندگی شده اند، به عنوان مثال هر دو راننده از روی خط وسط یا اصطلاحا با تجاوز به چپ در حال رانندگی هستندیا یکی در هنگام شب با نور بالا در حال رانندگی است و دیگری تجاوز به چپ دارد. اما مواردی که هر دو فاقد تقصیر هستند ولی هر دو در حادثه نقش و تأثیر دارند، به عنوان مثال هر دو وسیله نقلیه به علت عیب و نقص حادث با یکدیگر برخورد نمایند، ولی اگر یکی از وسایل نقلیه به علت ترکیدن ناگهانی لاستیک نو با وسیلة نقلیه که در حال حرکت از رو به رو، برخورد نماید در این حادثه هر چند هر دو وسیله نقلیه فاقد تأثیر هستند و هر دو در حال حرکت بوده و حرکت آنها ظاهراً موثر در حادثه بوده ولی چون حادثه فقط به یکی انتساب دارد و  در واقع یکی از وسایل نقلیه در حادثه نقش دارد؛ بنابراین ، نمی توان آن را تصادم تلقی کرد.

د- تقصیر هر یک از رانندگان مقدم بر دیگری نباشد، به عنوان مثال اگر یکی از وسایل نقلیه در حال سبقت غیر مجاز با وسیلة نقلیه مقابل که با سرعت زیاد در حال حرکت است با یکدیگر برخورد نمایند. با توجه به اینکه تقصیر وسیله نقلیهای که سبقت غیرمجاز گرفته است از نظر رتبی مقدم بر تقصیر وسیله نقلیهایست که سرعتش زیاد است و در واقع علت تامه تصادف بوده است؛ بنابراین، نمی توان این حادثه را تصادم تلقی کرد. به عبارت دیگر حذف تقصیر مقدم مانع بروز حادثه ولی حذف تقصیر موخر مانع بروز حادثه نمی گردد یا میتوان از آن تحت عنوان سنگینی زیاد یک تقصیر نسبت به تقصیر دیگر، یاد کرد، مثلا اگر شخصی در کنار جاده منتظر عبور اتومبیلی بماند که بالاتر از حد مجاز سرعت دارد و آنگاه خود را جلوی آن بیاندازد، در این صورت نمی توان به راننده به علت داشتن سرعت غیر مجاز مراجعه نمود.[5]

[1] محمدبن جمال مکی العاملی(شهید اول)، ادامعه اله مشقیه، جلد اول، دار احیاء اتراث العربی، بیروت، الطبعه الثانیه، 1403 ق ، ص116

[2]شهیدی، مهدی، مجموعه مقالات حقوقی کیفری بازرگانی ، تهران، نشر حقوقدان ، چاپ اول، زمستان 1375، ص63

[3] همان، ص163

[4] مرعشی ، سیدمحمد حسین، شرح قانون حدود و قصاص، تهران، جلد اول، انتشارات چاپخانه وزارت ارشاد اسلامی، چاپ اول، 1365، ص 137

[5] السنهودی، عبدالرزاق حقوق تعهدات،قم، ترجمه سید مهدی دادمرزی، محمدحسین دانش کیا، ص118

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی مسئولیت مدنی ناشی از جبران خسارت وسائل نقلیه موتوری زمینی

پایان نامه درمورد فساد عقد//عیب و تغییر اوصاف عین

عیب و تغییر اوصاف عین

الف: ردّ عین در صورت معیوب یا ناقص شدن

بدون تردید عیب و نقص مورد معامله در صورتی که منجر به تلف آن نشود هیچ تأثیری در مسؤولیت قابض نسبت به ردّ آن به مالک نخواهد داشت و همان ادله مربوط به لزوم ردّ عین در این‌جا نیز مورد استفاده فقهای امامیه قرار گفته است[1] و بر متصرّف است که علاوه بر ردّ عین معیوب و ناقص، ارزش آن را نیز به مالک بپردازد.‌‌[2] ولی در صورتی که عیب و نقص با گسترش خود سرانجام به تلف مورد معامله می‌انجامد در این‌که آیا چنین مالی در حکم تلف محسوب می‌شود و شخص قابض مجبور یه ردّ مثل یا قیمت آن می‌شود یا این‌که وی مکلف به ردّ عین با ارش عیب تا زمان تلف یا توقف سرایت می‌باشد اختلافی است. طرفداران قول او چنین استدلال کرده‌اند که مال معیوب مشرف به تلف به منزله مال تلف شده است[3] و تلف، ناشی از نقص و عیبی است که در زمان تصرّف قابض ایجاد شده است.

ولی طرفداران قول دوم به این استدلال که ارش با وصف ساری بودن آن به مالک پرداخت می‌شود و در نتیجه آن، کل حق مالک پرداخت می‌گردد، معتقدند که ردّ عین و پرداخت ارش با چنین وصفی

موجب برائت ذمه قابض می‌گردد.[4] برخی دیگر در این‌که آیا عین معیوب در هنگام رد، امکان اصلاح داشته یا خیر قائل به تفصیل شده و گفته‌اند، در صورت اول قابض، متعهد به پرداخت ارش به میزان عیبی است که در هنگام تحویل وجود دارد و بیش از آن بر عهده وی نیست، چرا که امکان اصلاح آن برای مالک وجود داشته و با ترک آن، حدوث نقص زاید عمل و ترک فعل وی مستند می‌گردد ولی در صورت دوم که امکان اصلاح وجود ندارد شیء، در حکم تلف محسوب می‌گردد.[5] سؤال قابل طرح در این‌جا این است که اگر مالک از گرفتن عین معیوب یا ناقص، خودداری کند و به جای آن تمام قیمت یا مثل را بخواهد یا مالک به جای مطالبه ارش از طرف معامله فاسد، ردّ عین اصلاح شده توسط وی را بخواهد تکلیف چیست؟ برخی از فقها در پاسخ به قسم اول این سؤال، قائل به عدم امکان الزام متصرّف به اخذ معیوب و پرداخت تمام قیمت آن به مالک شده‌اند.[6] ولی در خصوص قسم دوم سؤال می‌توان گفت که ردّ عین اصلاح شده به جای ردّ عین معیوب و ارش به مفهوم عرفی ردّ عین نزدیک‌تر است ولی صحیحه ابی ولاد صریحاً به ردّ عین و پرداخت ارش دلالت دارد.[7]

 

ب: ردّ عین در صورت تغییر اوصاف آن

هرگاه در نتیجه عمل قابض، وصف عین به گونه‌ی تغییر یابد که از نظر عرف دارای نام دیگری گردد مانند گندمی که آرد شده یا پارچه‌ای که به لباس تبدیل شده است، آیا در چنین مواردی نیز قابض مکلف به ردّ آن به مالک است یا خیر؟ ابوحنیفه بر این اعتقاد است که هرگاه شیء نام دیگری پیدا کرده و منافع آم تغییر کند در حکم تلف بوده و قابض، مالک آن می‌گردد و صرفاً متعهد به پرداخت قیمت آن به مالک اولیه خواهد بود.[8]

 

 

این قول مورد پذیرش فقهای امامیه قرار نگرفته است و آن را مخالف قاعده‌ی بقای مال در مالکیّت صاحب آن دانسته‌اند.[9] از جنبة دیگری نمی‌توان قول ابو حنیفه را پذیرفت زیرا ممکن است در عمل نتایج نا‌مطلوبی به بار آورد از جمله این‌که مالک با اعسار قابض روبرو شود، در حالی که عین مال او در زمره مستثنیات دین متصرّف، قرار گرفته باشد. در دید عرف تا زمانی که ماده‌ی اصل مال، باقی است و در بازار مالیت دارد نمی‌توان آن را تلف شده انگاشت؛ به همین دلیل فقهای امامیه به اجماع، مالکیّت غاصب را در مورد دگرگونی اوصاف مال مغصوب را نپذیرفته‌اند.[10] از نظر قانون مدنی ایران تردید در وجوب ردّ چنین مالی، روا نیست.[11] به هر حال اگر طرف معامله فاسد، تغییری در مال غیر داده باشد که نتوان مال را به صورت نخست درآورد مثلاً، شمش طلا را تبدیل به زنجیری نموده باشد وی حق ندارد آن را به شکل اولی برگرداند؛ زیرا اگر قبول کنیم که با تغییر یافتن شکل مال مغصوب، حق مالکیّت صاحب آن از بین نمی‌رود بنابراین کار غاصب بر مال دیگری انجام شده و او نمی‌تواند در آن مال تصرّف کند حتّی می‌تواند گفت اگر مال ساخته شده تلف گردد غاصب ضامن قیمت آن در حال تلف است. قانون مدنی[12] ایران نیز متصرّف را، حتّی در صورت افزایش قیمت به دلیل نمای متصل، محق در مطالبه آن ندانسته است. با وجود این، رعایت این حکم به ویژه در جای که قابض، بر فساد معامله جاهل بوده و مشمول عنوان غاصب نگردد بامنطق حقوی سازگار نمی‌رسد برای مثال، ردّ آن به مالک و تملیک چنین ثروتی از سوی مالک نیز مستند به هیچ سبب قانونی نیست.[13] مطابق ماده 33 قانون مدنی ایران[14] همین ایراد در مورد اصله و حبه غیر نیز جاری است. به نظر می‌رسد این ایراد وارد باشد؛ چرا که حمایت از مالک نباید منجبر به تملک سرمایه بدون سبب قانونی توسط وی گردد و متصرّف با حسن نیت را متضرر سازد. البته در صورتی که عمل قابض، مالی باشد که از عین، قابل انفصال می‌باشد مطابق بخش اخیر ماده 314 ق.م وی می‌تواند آن را بردارد.[15]

[1] ـ نجفى، محمد حسن، جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، جلد 37، ص 83.

[2] ـ خمينى، سيد روح اللّه، تحرير الوسيلة، جلد 2، چاپ اول، مؤسسه مطبوعات دار العلم، ايران ـ قم، بی تا، ص 180.

[3] ـ نجفى، محمد حسن، جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، جلد 37، ص 83 .

[4] ـ طوسی، محمدبن حسن، المبسوط، جلد 3، ص 82.

[5] ـ محقق کرکی در جامع المقاصد، شهید ثانی در مسالک الافهام، به نقل از نجفى، محمد حسن، جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، جلد 37، ص 84 .

[6] ـ امام خميني، سید روح‌الله، تحريرالوسيله ، جلد 2، ص 180.

[7] ـ در صحیحه ابی ولاد آمده است: «قُلْتُ فَإِنْ أَصَابَ الْبَغْلَ كَسْرٌ أَوْ دَبَرٌ أَوْ غَمْزٌ فَقَالَ (ع) عَلَيْكَ قِيمَةُ مَا بَيْنَ الصِّحَّةِ وَ الْعَيْبِ يَوْمَ تَرُدُّهُ عَلَيْه‏» کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، جلد 5، ص 290 و 291.

[8] ـ به نقل از نجفى، محمدحسن، جواهرالكلام في شرح شرائع الإسلام، جلد 37، ص 83.

[9] ـ همان، ص 83.

[10] ـ کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی، الزامهاي خارج از قرارداد (ضمان قهري)، در یک جلد، انتشارات دانشگاه تهران، ١٣٧٤ ه‍ .ش، ص 389.

[11] ـ ماده 330 ق.م: «اگر کسی حیوان متعلق به غیر را بدون اذن صاحب آن بکشد باید تفاوت قیمت زنده و کشته آن را بدهد … »

[12] ـ ماده 314 ق.م: «اگر در نتیجه عمل غاصب قیمت مال مغصوب زیاد شود غاصب حق مطالبه قیمت زیادی را نخواهد داشت مگر این‌که آن زیادی عین باشد.»

[13] ـ کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی، الزامهای خارج از قرارداد (ضمان قهري)، ص 387.

[14] ـ ماده 33 ق.م: « … مگر این‌که نما یا حاصل از اصله و حبه غیر حاصل شده باشد که در این صورت درخت و محصول مال صاحب اصله یا حبه خواهد بود … »

[15] ـ عاملى، زين الدين بن على، الروضةالبهيةفي شرحاللمعةالدمشقية، جلد 7، ص 51.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

آثار فساد عقد در فقه امامیه، فقه عامّه و حقوق ایران

پایان نامه درمورد فساد عقد//ضمان معاوضی

شرط مجهولي كه موجب جهل به دو عوض می‌شود

گرچه شرط مجهولي كم و بيش سبب مبهم ماندن دوعوض (مثلاً مجهول ماندن كالا و ثمن در عقد بيع) می‌گردد ولي به لحاظ فرعي بودن شرط هر شرطي مبطل عقد اصلي نيست بلكه چون استفاده از شرط از مورد اصلي معامله جدا شده و به صورت تعهد تبعي در آمده است، بطلان آن به صحّت تعهدهاي اصلي زيان نمي­رساند و فقط وقتي بايد عقد را باطل دانست كه شرط مربوط و وابسته به يكي از دو عوض باشد و در نتيجه، مجهول بودن آن مورد اصلي معامله را نيز مبهم سازد شرط مجهول (غيرمعلوم و مبهم) ضمن عقد وقتي سبب ايجاد جهل و ابهام در مال مورد معامله يا ثمن (وجه) پرداختي می‌شود که يکي از شرايط صحيح بودن معاملات (معلوم بودن مورد معامله) از بين رفته و در نتيجه معامله باطل می‌شود و چون عقد اصلي باطل می‌گردد وجهي براي بقاء شرط نمي‌ماند و آن هم از بين مي رود.[1]

 

مبحث سوم: ضمان معاوضی

ضمان در لغت به معنای التزام، تعهد و کفالت است و در ادبیات حقوقی، تعهد، بودن شیئی برعهده دیگری و برعهده گرفتن و شیئی را در عهده قرار دادن تعریف شده است. بنابراین در تعریف ضمان می‌توان گفت که عبارت است از التزام اختیاری یا قهری کسی به پرداخت مالی به دیگری و یا التزام به پرداخت مالی به کسی، اعم از این‌که به اختیار باشد یا به موجب قانون منشأ ایجاد ضمان معاوضی عقد است.

در عقود معوّض تملیکی، انتقال مالکیّت، اثر مستقیم عقد است که با وقوع عقد و بدون واسطه تحقق می‌یابد؛ اما تسلیم، تعهدی است که باید ایفا شود. به عنوان مثال تملیک عین در عقد بیع و تملیک منافع در عقد اجاره، اثر مستقیم عقد است و تعهد به تسلیم مبیع از سوی بایع و نیز تعهد به تسلیم عین مستأجره برای استیفای منفعت از جانب مؤجر، اثر تبعی و غیرمستقیم آن می‌باشد. در عقود معوّض، تعهد هریک از دو طرف عقد در مقابل عین دریافتی، تعهد به دادن عوض معین است و به این تعهد «ضمان معاوضی» گویند. در فقه به ضمان معاوضی از این جهت که مضمون ‌به از لحاظ جنس، مقدار و خصوصیات معین است، «ضمان جعلی» یا «ضمان مسمّی» نیز گفته‌اند. وجه تسمیه ضمان جعلی یا ضمان مسمّی آن است که متعاقدان آن را تعیین کرده و عوض چیزی قرار می‌دهند که از جانب طرف دیگر معامله به او انتقال می‌یابد.

مبیع، ضمان مسمّی است برای ثمن و ثمن، ضمان مسمّی است برای مبیع. در حقوق ما اگر مبیع عین معین باشد، انتقال مالکیّت، فوری و بدون قید و شرط است. (بند یک ماده 362 قانون مدنی) اما تسلیم مبیع و تأدیه ثمن به ‌مجرد وقوع بیع تحقق نمی‌یابد؛ بلکه تعهدی است که دو طرف ملتزم به ایفای آن هستند. این التزام که با انعقاد عقد ایجاد و با ایفای آن خاتمه می‌یابد، تعهدی یک‌طرفه نیست؛ بلکه علت وجودی آن تعهد طرف دیگر است و اگر یکی از آن دو ساقط شود، دیگری نیز از بین می‌‌رود.

این التزام اگرچه به طور معمول در «تلف مبیع قبل از قبض» و در «تلف مبیع در زمان خیار» مورد بحث قرار می‌گیرد اما به نظر می‌رسد با تلف یکی از دو عوض به وجود نمی‌آید؛ بلکه منشأ ایجاد عقد است. به این التزام که در مقابل التزام طرف دیگر عقد به‌ وجود می‌آید، ضمان معاوضی گفته می‌شود. از این ‌رو در تعریف ضمان معاوضی می‌توان گفت که عبارت است از التزام به پرداخت عوض معین در مقابل عوض دریافتی. میرزای‌ نائینی می‌گوید که معنای ضمان، تفویض است چرا که مشتری ثمن را به‌رایگان به بایع پرداخت نمی‌کند و بایع نیز مثمن را مجانی به مشتری نمی‌دهد بلکه هریک از آن دو، مال خود را عوض مال دیگر قرار می‌دهند.

معنای ضمان در قاعده «الخراج بالضمان» و «کل مایضمن بصحیحه» هم همین است. به عنوان مثال در بیع التزام مشتری به تأدیه ثمن در ازای دریافت مبیع و التزام بایع به تسلیم مبیع در مقابل دریافت ثمن، ضمان معاوضی است. هم‌چنین است در عقد اجاره که تعهد مؤجر به تسلیم عین مستأجره برای استیفای منفعت در ازای دریافت اجاره‌بها و تعهد مستأجر به تأدیه اجاره‌بها در قبال گرفتن عین مستأجره، ضمان معاوضی نامیده می‌شود.

حقوق‌دانان‌‌ ضمانی را که بنا بر مفاد این ماده برعهده بایع قرار گرفته، ضمان معاوضی نامیده‌اند. در فقه نیز ضمان بایع در قاعده «تلف مبیع قبل از قبض» و «تلف مبیع در زمان خیار» مورد بحث قرار گرفته است. شیخ انصاری در بحث از قاعده تلف مبیع قبل از قبض می‌گوید: «یکی از احکام قبض، انتقال ضمان از انتقال‌ دهنده مال به قابض است.» این ضمان قبل از قبض برعهده بایع بوده و پس از قبض در مقابل عوض برعهده مشتری قرار می‌گیرد. آن‌چه از گفته صاحب مکاسب برمی‌آید این است که ضمان مبیع پیش از قبض برعهده بایع است و پس از آن به مشتری منتقل می‌شود ولی از آن نمی‌توان دریافت که ماهیت ضمان معاوضی چیست و از چه زمانی برعهده بایع قرار می‌گیرد.

ضمان به معنای بودن مال بر ذمه است و معاوضی بودن آن از آنجاست که هریک از دو طرف عقد متعهد می‌شود در مقابل آن‌چه می‌گیرد، عوضش را بپردازد. پس بدین ترتیب ضمان معاوضی محدود به مسؤولیت تلف نیست بلکه تعهدی است که طرفین برای دادن عوض معین در ازای عین دریافتی برعهده دارند. در بیع تعهد به تسلیم مبیع، تعهد اصلی بایع است و استرداد ثمن در صورت تلف مبیع از آثار آن به شمار می‌رود. مالی که پیش از تلف بر ذمه بایع قرار دارد، عین مورد تعهد است اما اگر مبیع تلف شد، بایع باید ثمن را برگرداند.

بدین ترتیب تعهد به دادن عوض معین، جای خود را به تعهد دیگری می‌دهد که عبارت است از پس دادن ثمن. به بیان دیگر، تعهد اصلی بایع تسلیم مبیع است در مقابل دریافت ثمن. بایع با ایفای تعهد بری می‌شود و ضمان مبیع برعهده مشتری قرار می‌گیرد. اما اگر مبیع تلف شود و بایع نتواند به تعهد خود عمل کند، باید عوض دریافتی را برگرداند و این تعهد دیگری است تعهدی که جایگزین تعهد اصلی می‌شود و اثر قهری فسخ شدن عقد است. این تعهد را می‌توان «ضمان تلف» نامید. این دو تعهد جدا از هم نیستند، ‌هر دو ماهیتی واحد دارند و مکمل یکدیگرند. تعهد اصلی بایع، یعنی تسلیم مبیع و تعهدی که در صورت تلف مبیع جایگزین آن می‌شود، هردو ضمان معاوضی هستند.

[1] ـ مؤمنی، مهدی، آیین معاملات در اسلام و قوانین ایران، چاپ اول، نشر مکیال، ايران ـ تهران، 1379 ه‍ .ش، ص 105.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

آثار فساد عقد در فقه امامیه، فقه عامّه و حقوق ایران

هویت بخشی در مجتمع زیستی:-پایان نامه مجتمع زیستی

نیاز به حفظ فاصله های فردی و اجتماعی

آزمایشهادرموردبیشترانسانهادرشرایط اجتماعی مختلف نشان می دهدثبت فاصله هابسیارپیچیده است. درمیان آنها چهارفاصله وجود داردکه به صورت فواصل خصوصی، شخصی،اجتماعی، وعمومی نام گذازی شده اند. این فواصل تحت تاثیرمطالعات هایدگربرروی حیوانات که معرف تداوم بین شالوده فرهنگ بودند به عنوان یک آرزوکلیدی برای انواع فعالیتهاوروابط مرتبط باهر فاصله صورت گرفته است، وبدین طریق ارتباط آنهادرذهن افرادبانوع به خصوصی ازروابط وفعالیتهانیزخواهدبود. دراینجا بایدتوجه شودکه احساس افراد نسبت به همدیگردرزمان معین،عامل تعیین کننده ای درنحوه استفاده ازفاصله است. درک انسان ازفضا و فاصله ایستانیست، این احساس ارتباط بسیارکمی باپرسپکتیوخطی یک نقطه ای که توسط هنرمندان دوره رنسانس بسط داده شد،دارد. توصیف چهارناحیه فاصله ای حاصل مشاهدات ومصاحبات باافراد بزرگسال سالم، غیرتماسی وازطبقه متوسط جامعه است. هرکدام ازچهارفاصله دارای یک حالت دوریانردیک هستند، بایستی توجه کردکه فواصل اندازه گیری شده،تحت شرایط محیطی مختلف وحالات شخصیتی متفاوت تاحدودی تغییرمی یابد. به عنوان مثال،معمولاً سروصدای زیاد و یا روشنایی کم موجب می شود افراد درفاصله نزدیکتری نسبت به همدیگرقرارگیرند.

2-2-5-11- نیاز به حفظ حریم ها و فاصله ها متناسب با بسترفرهنگی

همگام بارشدجمعیت انسانهای ساکن درشهرهابایک واکنش زنجیره ای رودرروهستند وعملاًهیچ اطلاعی ازساختاراتم های فرهنگی آن ندارند. اگر آنچه درباره وضعیت حیوانی که درشرایط ازدحام قرارمی گیرند و یا به یک بیوتب ناآشنا منتقل شوند،کلاً درموردبشرهم مصداق داشته باشد، باید گفت که درحال حاضر باعواقب مهیبی درچرخه های شهری روبروهستیم. تعدیل وتنظیم این جمعیت تنها ازطریق بهبود شرایط اقتصادی امکان پذیرنیست بلکه مستلزم تغییردرکل روش زندگی است. مسائل پیچیده دیگری هم دربرخورد باسیستم های ارتباطی ناآشنا،فضاهای ناهمگون، وآسیب شناسی مربوط به یک چرخه رفتاری فعال ودرتورم ،به شرایط حاضراضافه می شود[1].

2-2-6-پايگاه نظري در ارتباط با هویت بخشی در مجتمع زیستی

مقصود از هويت در اين متن، پاسخي است كه به پرسش در خصوص كيستي يا چيستي موجودات داده مي‌شود، و معادل كلمة Identity در زبان انگليسي است. معناي اين كلمه در فرهنگ آكسفورد چنين ذكر شده است: «آنچه كه كسي يا چيزي هست، همان بودن». تنها پديده اي كه دغدغة هويت‌دار انسان است. به گفتة‌ سارتر، در مورد انسان «وجود برماهيت تقدم دارد». انسان همواره به دنبال ابزاري مي‌گردد كه خود را به واسطة آن تبيين كند. بديهي است كه تبيين خويشتن به صورت منتزع از سايرين امكان پذير نيست، چرا كه هويت شخصي بخشي از حوزة قلمرو حيات اجتماعي است كه فرد خودش را با آن معرفي مي‌كند. وارد شدن مفهوم اجتماع در عرصة بحث دربارة هويت، خواه‌ناخواه مفهوم هويت جمعي را نيز مطرح مي‌سازد. فرد يا حضور و رشد يافتن در جمع، علاوه بر آنكه داراي هويت شخصي- يعني نام،  منزلت اجتماعي و روابط شخص با  ديگران- مي‌گردد، بلكه با گرفتن عناصر مشتركي كه فرهنگ خوانده مي‌شود هويت جمعي مي‌يابد.[2] از اين پس اين «ما» است كه به دنبال كيستي خود مي‌گردد و كيستي افراد نيز خارج از چارچوب آب بي‌معني است. هويت جمعي از آن جهت داراي اهميت است كه با توجه به ارزش‌ها و تجربيات جمعي گروه، تصويري از يك «من» مثالي ارائه مي‌دهد. تصوير ياد شده اين امكان را فراهم مي‌سازد كه فرد دائماً با رجوع به آن و مقايسة خود با «من» مذكور، جايگاه خويش را نسبت به جمع مورد ارزيابي قرار دهد و از هويت خود ((Self-Identityاطمينان حاصل كند، يا به عبارت ساده‌تر، خود را با آن تصوير انطباق دهد. اگر اين انطباق به صورت نسبي ميسر گردد، خيال وي راحت‌ مي‌شود. در صورت عدم انطباق اساسي در كليات است كه فرد دچار تنش و گام آسيب‌هاي رواني شده، براي تبيين هويت خويش به سردرگمي مبتلا مي‌گردد. كنجكاوي و تمايل به تعريف خود از طريق برقراري ارتباط با محيط، انسان را وارد مي‌سازد كه علاوه بر كيستي خود به تفحص در خصوص چيستي سايرعينيت‌ها (Object) نيز بپردازد. وي براي هويت سنجي تمام پديده هاي ديگر هم چنين فرايندي را در پيش مي‌گيرد. يعني همان مسيري را كه براي پاسخ به پرسش در مورد كيستي خود مي‌پيمايد، براي يافتن جواب در خصوص چيستي ساير پديده‌ها نيز طي مي‌كند. به اين ترتيب كه فرد تصوير ذهني (Image) خود از يك عينيت را با خود عينيت موجود تطبيق مي‌دهد و اين فرايند قياسي را به عنوان مبناي تشخيص هويت پديده مد نظر قرار مي‌دهد. براين اساس، هويت اعتبار خود را از تشخيص مي‌گيرد و در واقع حكم نوعي ارزيابي كيفي را مي‌يابد كه با اندوخته‌هاي ذهني فرد از تجربيات مستقيم تا فرهنگ و سنت ارتباط كامل دارد.البته لازم به ذكر است كه هيچ‌گاه انطباق ميان عينيت و تصوير ذهني آن كامل و مطلق نيست و فرد براي آنكه بتواند پديده‌اي را با هويت بداند، همواره ناگزير از اغماض نسبت به برخي اختلاف‌هاي جزئي است. تا زماني كه اين اغماض امكان پذير باشد، تشخيص هويت با مشكل مواجه مي‌شود، چرا كه پديده ديگر قادر نيست توقعاتي را كه از آن وجود دارد برآورده سازد. در جريان دنبال كردن توقعات و تشخيص هويت نبايد اين نكته را از نظر دور داشت كه تصوير ذهني مورد مراجعه از ابتدا تا انتهاي فرايند يكي است و نمي‌توان از ميانه راه مبناي مقايسه- يعني ذهنيت- را عوض كرد. بديهي است كه كسي عامدانه چنين نمي‌كند. اما اين دامي است كه در راه تشخيص هويت قرار دارد و غلتيدن در آن علت بسياري از مناقشات بر سر هويت است. براي مثال اگر مجموعه‌اي نظير اكتابان تهران را با تصوير ذهني خود از همان مجموعه مقايسه كنيم، طبيعتاً ميان عينيت و تصوير ذهني انطباق حاصل مي‌شود. حال آنكه اگر آن را با تصوير ذهني از يك محلة ‌مسكوني قياس مي‌كرديم، شايد چنين نتيجه‌اي به دست نمي‌آمد. بنابراين ممكن است پديده هويت خاص خود را دارا باشد- كه قطعاً چنين است- ولي اين مسئله بدان معنا نيست كه الزاماً همان هويت مورد نظر يا مورد انتظار ما را در خود دارد. [3]

[1] ادوارد تی،هال،بعد پنهان،ترجمه دکتر منوچهر طبیبیان،انتشارات دانشگاه تهران،چاپ اول،1376،صفحه 166

[2] پاکزاد،جهانشاه،(1375)،”هویت و این همانی با فضا”،نشریه علمی پژوهشی صفه، دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی،شماره22-21

[3] قاسمی اصفهانی،مروارید،(1383)،اهل کجا هستیم، انتشارات روزنه،چاپ اول

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی قابلیت های مجتمع زیستی

روند امضای الکترونیکی در اسناد/:پایان نامه آثار حقوقی امضا

مشکلات حقوقی روند امضای الکترونیکی در اسناد

1- توجیه حقوقی سیستم های الکترونیکی در امضای اسناد: بنابر بند17ماده2 قانون تجارت الکترونیکی ایران از جمله اشخاصی که می تواند صاحب امضای الکترونیکی شود سیستم های رایانه ای تحت کنترل انسان ها هستند.حقیقت این است که امروزه سیستم های هوشمند الکترونیکی در فضای تجارت الکترونیک مورد استفاده فراوان واقع می شوند.اما واضح است که با تمام هوشمندی و اطمینان از عملکرد این سیستم همواره نگرانی در مورد انها وجود دارد.از سویی امروزه مبادلات تجاری سرعت بیشتری به خود گرفته و در دنمیای تجاری کسی موفق است که گام های بلند تری بر دارد.اشخاص حقیقی و حقوقی که داده ها و اسناد مهم تجاری خویش را به طور الکترونیکی مبادله کنند اگر  همواره در یک نگرانی دائم در مورد سرانجام مبادلات و معاملالت تجاری خویش به سر می برند سرانجام راه به جایی نخواهند برد.در سیستم های الکترونیکی نگرانی های مزبور بیشتر است.زیرا در صدور امضا بوسیله اشخاص حقیقی یا حقوقی همواره امضاکننده یک شخص حقیقی هوشمند است که بار مسوولیت  عمل خویش را به دوش می کشد.اما در سیستم های الکترونیکی این امر کمی گیج کننده است به همین دلیل باید شخصی حقیقی در این مساله مسوولیت را بپذیرد.

الف. مسوولیت ناشی از اشکالات سیستم: در سیستم هایی که عملا به طور الکترونیکی از جانب اشخاص حقوقی امضا می کنند همواره نگرانی های خاصی وجود دارد. در این سیستم ها گواهینامه الکترونیکی برای کلیدی که بوسیله سیستم استفاده می شود صادر شده و برای سیستم یا شخص حقوقی صادر نشده است. در این سیستم ها همواره شخصی مسوول کنترل وظایف سیستم و حراست از ایمنی ان می باشد و حتی نمی توان گفت که گواهینامه فوق برای شخص مسوول صادر شده باشد. در صدور گواهینامه های اشخاص حقیقی همیشه شخص مالک کلید در امضاهای خود مسوول است اما در اینجا مشکل این است که سیستم را نمی توان مسوول در صدور امضاها تلقی کرد. اما بالاخره در هر سازمان باید کسی مسوول نظارت بر دستگاه های تولید امضا باشد. این مساله بار سنگینی بر دوش این اشخاص حقیقی خواهد گذاشت اما در این زمینه می توان میزان مسئولیت اشخاص را بر اساس کیفیت دستگاه ها ارزیابی نمود تا این مسوولیت قدری محدودتر گردد..یعنی زمانی شخص حقیقی ناظر بر سیستم را مسوول مطلق  بدانیم که امنیت دستگاه ها و کارایی انها توسط کارشناسان خبره تامین شده باشد.

  • مسوولیت ناشی از امضاهای غیر مجاز: کلید خصوصی امضا نرم افزاریست که بر روی یک دستگاه پردازنده ذخیره شده است فاکتورهای گوناگون ممکن است موجب کپی برداری از کلید یا استفاده غیرقانونی اشخاص غیر مجاز از کلید شود. مثلا در یک ارتباط نا امن بر خط یا در صورت عدم کنترل یا عدم دقت در کنترل کلید این احتمالات به حقیقت نزدیک می شوند.حال سوال این است که اگر شخصی با دستیابی به دستگاه به هر طریق از کلید سو استفاده کند مسوولیت این امر به عهده کیست؟ سارق یا سو استفاده کننده از کلید یا شخص حقیقی ناظر بر سیستم ؟ قطعا نمی توان گفت  تنها مسوول این امر شخص ناظر بر سیستم است اما انچه که موضوع را پیچیده می کند این است که کلید های خصوصی امضا به ندرت بوسیله دستبرد فیزیکی از دستگاه های  حامل سرقت میشوند بلکه اغلب سارقین به دنبال فرصت هستند تا در یک ارتباط نا امن یا از لحظه های غفلت استفاده کرده و عمل خود را انجام دهند و در اغلب قریب به اتفاق موارد هیچ رد پایی از شخص  سارق برجای نمی ماند. چه کسی می تواند با اطمینان ابراز کند که سارق در فضای لایتناهی سارقین سایبر چه کسی است؟ اما به هرحال بهترین راه حل برای بالا بردن ضریب ایمنی  در کنترل کلید این است که شخص ناظر بر سیستم را همانند یک مالک کلید در حفظ کلید خصوصی دستگاه مسوول بدانیم و صد البته این مسوولیت زمانی شکل قانونی دارد که ضریب ایمنی دستگاه ها از قبل کنترل شده و در اختیار شخص مزبور قرار گرفته باشد.

2-امضاهای چندگانه و انواع آن:  بسیاری از اسناد اعم از تجاری و غیر تجاری برای تاثیر گذاری قانونی خود به بیش از یک امضا  نیاز دارند. استفاده از امضاها برای منظور های مختلف به روشهای گوناگون امضا نیاز دارد. الف:امضاهای چند گانه مستقل: در دنیای تجارت در اغلب اوقات با مواردی برخورد می کنیم ک سندی کامل نیست مگر با اتفاق امضای اشخاص معین مثلا بر اساس قانون تجارت ایران در یک شرکت سهامی باید اساسنامه به امضای کلیه موسسین رسیده باشد. این بدین معناست که زمانی فرم امضا شده تصور میشود که اخرین امضا قانونی نیز بر روی ان قرار گرفته باشد. این وضعیت امضاهای چندگانه است: البته این به معنای بی اعتباری سایر امضاها در صورت عدم تواشیح  یک شخص نیست اما دلیل نقص و بی اعتباری قانونی سند مزبور می باشد و اهمیت مطلب در این است که امضاها نیاز به سلسله مراتب ندارند یعنی تفاوتی نمی کند که ابتدا شخص (الف) امضا کند وسپس شخص( ب )و بالعکس. در این مورد یک امضاکننده سند الکترونیکی که امضای خود را به سند ضمیمه میکند تنها در مورد اعتبار سند و امضای خود مسوولیت دارد. ب: امضاهای چندگانه وابسته(سلسله مراتبی): در این مورد هرچند سند فقط با امضای کلیه اشخاص تکمیل می گردد اما روش امضاها متفاوت است. مثلا در اسناد گمرکی سلسه مراتب در امضا ها اهمیت خاصی دارند یعنی اگر قانونگذار تکلیف به سلسله مراتب کرده باشد شخص(الف) نمی تواند  قبل از شخص(ب) امضا نماید. در این گونه اسناد برخلاف مورد فوق اجبارا باید دو حالت تواما موجود باشد تا سند کامل شده و قابلیت قانونی داشته باشد.*سند توسط کلیه اشخاص ذکر شده امضا شده باشد. *امضاهای سند باید بر طبق سلسله مراتب انجام گرفته باشد. این بدین معنا است که نه تنها امضاکننده خود سند را تصویب می کند بلکه سایر امضای ما قبل خود را نیز تایید می کند. در امضاهای الکترونیکی نیز به همین طریق عمل می شود و امضا کننده سند الکترونیکی نه تنها در مورد اصالت سند و امضا خود مسوول است بلکه در مورد اصالت تمامی امضاهای ما قبل خود نیز مسوولیت دارد. پ: امضاهای چندگانه تو در تو (زنجبره ای): این امضا ها نوعی فناوری جدید هستند که در روند امضاهای سنتی مصداقی از انها وجود ندارد و این نوع  فقط مشمول امضاهای دیجیتالی می شود. در موارد قبل امضاهای چندگانه حتی اگر وابسته به هم باشند به نحوی مستقل از سایر امضاها عمل می کنند اما در این نوع فناوری رویه امضا کاملا متفاوت است. بدین شکل که روند امضا کامل نمی شود مگر با اعمال امضاهای دیگر بر روی آن در مقابل امضاهای دیجیتال مستقل که به کل پیام ضمیمه می شوند این نوع از امضا فقط به یک قسمت از پیام  ضمیمه می شود و سایر امضاهای مکمل بر روی ان قرار می گیرد. بدین طریق هر امضا امضای قبل را کامل تر می کند و بالاخره با اخرین امضا روند امضا کامل می گردد. در این روش به عکس امضاهای دیجیتال مستقل. امضا.تضمینی راجع به صحت و تمامیت پیام و یا اصالت سند نیست اما اصالت و صحت امضاهای دیگر را تایید می کند و دریافت کننده  با اعتماد به امضاکنندگان که امضای یکدیگر را کامل نموده اند سند را می پذیرد. این روش در سیستم های باز ایمنی قابل قبولی را تامین می کند زیرا در این سیستم  ها اشخاص یکدیگر را نمی شناسند و با تکیه بر شناخت یک یا دو امضا کننده خاص می توانند به محتوای سند اعتماد کنند.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

آثار حقوقی امضا، مهر و اثرانگشت در حقوق مدنی و تجارت

فرآیند تصمیم خرید:پایان نامه درمورد بازاریابی حسی

فرآیند تصمیم خرید:

مصرف کنندگان همه روزه تصمیمات خرید بسیاری می گیرند. مصرف کننده برای تصمیم گیری 5 مرحله را پشت سر می گذارد شامل: شناخت مشکل ،تحقیق برای جمع آوری اطلاعات ،ارزیابی

گزینه ها ، تصمیم گیری خرید و رفتار پس از خرید  می باشد

شناخت مشکل: بازاریاب باید در رفتار مصرف کننده تحقیق کند .هدف از این تحقیق پی بردن به نوع مشکلات و نیازهای مصرف کننده و نحوه بوجودآمدن آن ها است و اینکه چگونه این مشکلات ونیازها مصرف کننده را بطرف کالای خاصی رهنمون می شوند.

جمع آوری اطلاعات: اطلاعات مورد نیاز مصرف کننده از منابع مختلفی قابل تهیه و جمعآوری هستند .بازاریاب باید نسبت به این منابع و میزان تاثیر و نفوذ هرکدام بر تصمیم گیری های خرید آگاهی و اطلاع کامل داشته باشد.

ارزیابی گزینه ها: منظور بازپروری اطلاعات توسط مصرف کننده برای انتخاب مارک کالاهای مختلف می باشد. دراین مرحله ،مصرف کننده مارک ها ی مختلف را درجه بندی می کند و قصد خرید در او ایجاد می شود

تصمیم گیری خرید : در این مرحله مصرف کننده پس از بررسی های لازم ،بهترین مارک را انتخاب میکند.

رفتار پس از خرید: وظیفه بازاریاب با خریده شدن کالا به اتمام نمی رسد .مصرف کننده پس از خرید کالا یا از خرید خود رضایت خواهد داشت یا اینکه از کرده خود پشیمان می شود .هردو وضعیت رضایت یا عدم رضایت رفتار پس از خرید را بدنبال خواهد داشت .رفتاری که باید مورد توجه بازاریاب قرار گیرد(کاتلر و آرمسترانگ،1997).

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

تاثیر بازاریابی حسی بر جذب مشتری در صنعت هتل و رستوران

پایان نامه درباره تولید ملی/:بازار اسباب بازي چین

بازار اسباب بازي چین

چین به عنوان بزرگترین صادر کننده اسباب بازي در جهان شناخته شداست. قابل ذکر است که این رتبه برتري چین بیش از هرچیز دیگر مدیون پیشرفت این کشور در فن آوري ساخت است، به شکلی که بیشتر صادرات اسباب بازي این کشور سفارشات شرکتهاي بزرگ اروپایی و آمریکایی است که طراحی محصول در کشورهاي مبدأ صورت گرفته و تنها سفارش ساخت به چین داده شده است . همچنین پیوستن هنگ کنگ به چین که بزرگترین متخصص در ساخت اسباب بازي بوده است) سان و همکاران،  2005) سبب بهبود بیشتر این کشور در این صنعت شده است.

براي شناخت بهتر بازار اسباب بازي کشور چین ناگزیریم به نقش هنگ کنگ که از تیر 1997 به عنوان بخشی از کشور چین به شمار آمد بیشتر توجه کنیم.

تولیدکنندگان هنگ کنگ یکی از کاراترین تولیدکنندگان اسباب بازي و نیز بزرگترین صادر کننده اسباب بازي در جهان هستند با این حال صنعت اسباب بازي هنگ کنگ در واقع بر اساس مهندسی اولیه تولید (OEM)  بنا شده است و در زمینه فعالیتهاي تحقیق و توسعه مثل طراحی اسباب بازي جدید و ساخت  اسباب بازی هاي جدید  سرمایه گذاري عمده اي صورت نداده است (سان  و همکاران، 2005)

مهارتهاي بهتر براي ارائه و عرضه به مشتریان اروپایی و آمریکایی، آگاهی بهتر از ملزومات صنعت اسباب بازي، آموزشهاي تخصصی گسترد ه تر و ابتکارات بیشتر براي حل مشکل مزیتهاي مهندسی  هنگ کنگی هاست که هنوز کسی در سرزمین اصلی چین به آن دست نیافته است (لاو  و همکاران،2003)

هنگ کنگ در زمینه مهندسی اولیه تولید  (OEM)متخصص شده است و در حقیقت به این دانش مجهز شده است که بتواند هر نوع سفارشی را از شرکتهاي طراح  بگیرد و به تولید انبوه برساند. دولت چین تلاش زیادي کرده است که این دانش را از هنگ کنگ به سایر نقاط سرزمین چین نیز منتقل کند که تا کنون پیشرفت کار کند بوده است با این حال با توجه به اینکه خود هنگ کنگی ها هم براي ارزان تر شدن تولید روي به سرزمین اصلی چین آورده اند به زودي این مهارت را در سراسر چین گسترده تر ببینیم.

به هر روي چین امروزه به تنهایی 94.6 درصد از کل واردات اسباب بازي اروپا را در انحصار خود گرفته است که اغلب آن سفارشهاي شرکتهاي اروپایی و آمریکایی است. همین امر نشانه قدرت برتر این کشور در تولید کارخانهاي ارزان و به صرفه در مقیاس انبوه میباشد. در زیر آمار صادرات چین را بر اساس طبقه هاي مختلف اسباب بازي می بینیم :

جدول2-13:آمار واردات و صادرات اسباب بازي کشور چین در سال 2006

طبقه حجم صادرات

(به دلار)

حجم واردات (به دلار)
دوچرخه های 16-18-20 اینچ 260999221 17122
دوچرخه های زیر 16 اینچ 214011194 64672
کالسکه، وسایل حمل بچه و تجهیزات 66350087 9806131
جعبه های موسیقی و ابزار های جانبی 28690084 1450369
اسباب بازی های چرخدار و کالسکه عروسک 355774372 943052
عروسک 389714240 13382616
پوشاک و تجهیزات عروسک 72254540 3436787
سایر قطعات و تجهیزات عروسک 37706999 13195698
قطارها و ماشین های برقی با تجهیزات 39582741 1066407
کیت های الکترونیکی قابل مونتاژ 45886660 3871976
اسباب بازی ها و مجموعه های سازه ای 12243909 255553
اسباب بازی های پارچه ای و غیر پارچه ای از جانورن 1741967639 8671145
ابزار و لوازم اسباب بازی های موزیکال 75767193 704982
جورچین و معما 397326556 10541972
ابزار و لوازم اسباب بازی های مجموعه ای 307838064 4501503
اسباب بازی های موتوردار 724520854 11116661
سایر اسباب بازی ها 2855080436 51001271
لوازم کریسمس 1151238737 2592939
لوازم جشن ها و فضای باز 1639168886 2729764

 

همچنین مقاصد اصلی صادرات چین  بر اساس ارزش دلاری صادرات ، آمریکا، آلمان، هلند، انگلستان، ژاپن، فرانسه، روسیه و استرالیا و اسپانیا و اروپای شرقی می شود.

 

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی فرصت های موجود در صنعت اسباب بازی در جهت تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی)

پایان نامه تعدیل قيمت سهام/ارزیابی قیمت سهام

–  روش‌های ارزیابی قیمت سهام

جهت ارزیابی قیمت سهام روش‌های مختلفی پیشنهاد شده که به طور اختصار عبارتند از :

1- ارزش سهام با فرض تداوم فعالیت

ارزش سهام شرکتی که سودآور است و پیش‌بینی می‌شود فعالیت آن به‌طور نامحدود ادامه داشته باشد را با فرض تداوم فعالیت مورد ارزیابی قرار می‌دهند. این روش ارزیابی سهام، ارتباطی با دارایی‌های شرکت نداشته و تابعی از سود سال‌های آتی از درجه اطمینان، نسبت به تحقق سودهای مذبور است.

2- ارزش سهام با فرض انحلال

در صورتی که فعالیت شرکت متوقف شود، ارزش شرکت بر اساس بهای فروش دارایی‌ها تعیین می‌شود. دارایی‌ها در مجموعه یک شرکت دارای ارزش خاصی است (زمانی که در جهت هدف معین و تولید کالای خاصی بکار گرفته شوند) و زمانی که بر اساس انحلال و توقف عملیات ارزیابی شوند، صرفاً “بر مبنای فروش آنها” ارزیابی قرار خواهند گرفت.

در این روش ارزش دارایی‌ها (بر مبنای کارشناسی) پس از کسر بدهی‌ها، اساس ارزش‌گذاری سهام خواهد بود البته در شرکت‌های سهامی، در صورتی که ارزش دارایی‌ها کمتر از بدهی‌ها باشد به سهامداران چیزی تعلق نگرفته و ارزش سهام صفر خواهد بود.

3- ارزش بازار سهام

در مورد شرکت‌های سهامی عام که سهام آن‌ها در بازار مورد معامله قرار می‌گیرند، جهت تعیین قیمت سهام می‌توان بر اساس قیمت بازار سهام اقدام نمود و ارزش بازار سهام برابر است با آخرین قیمتی که سهام شرکت در آن قیمت مورد معامله قرار می‌گیرد.

واقعی بودن قیمت سهام در این روش (یعنی اینکه قیمت بازار تا چه میزان می‌تواند بیانگر قیمت واقعی آن باشد) بستگی به کارایی بازار اوراق بهاداری دارد که سهام مزبور در آن معامله می‌شود. هر آنچه کاراتر باشد ارزش بازار سهام نزدیک‌تر به ارزش واقعی آن است.

 

4- ارزش ذاتی

این اصطلاح برای افراد مختلف مفهوم متفاوتی دارد. تعریف ارزش ذاتی عبارت است از ارزشی که یک سهم از نظر یک سرمایه‌گذار باید داشته باشد. تفاوت بین ارزش ذاتی و ارزش جاری بازار غالباً مبنای تصمیمات خرید یا فروش سهام است. تعریف جدید ارزش ذاتی عبارت است از “بهترین بر آورد ارزش یک سهم با توجه به مجموع کل اطلاعات موجود”.

ارزش ذاتی با توجه به حقایق مرتبط با سهام توجیه‌پذیر است. این ارزش را می‌توان به عنوان ارزش واقعی سهام یا ارزش تئوریک نامید. معمولاً برای ارزشیابی سهام شرکت‌هایی که قصد دارند سهام خود را برای اولین بار به عموم عرضه نمایند، از روش ارزشیابی با فرض تداوم فعالیت استفاده می‌کنند. در این روش برای تعیین ارزش واقعی و یا تئوریک سهام از تجزیه و تحلیل اصولی استفاده می‌کنند. در تجزیه و تحلیل اصولی ارزیاب به عوامل بنیادی و مؤثر بر ارزش سهام، مانند قدرت سودآوری و میزان ریسک مالی شرکت و غیره توجه می‌کند و بدین ترتیب در این روش ارزش سهام از طریق ارزش فعلی عایدات آتی متعلق به هر سهم و با توجه به عوامل دیگر تعیین می‌گردد.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسي رابطه بين كيفيت حسابداري، تأخير درتعدیل قيمت سهام و بازده آتي سهام در شركت هاي پذيرفته شده در بورس تهران

پایان نامه درباره شهر خلّاق/:راهبرد شهر خلّاق

اهميّت يافتن اقتصادهاي فرهنگ پايه و دانش بنيان

فرآيند بازساخت اقتصادي اخير تغييري مداوم در اقتصادهاي شهري را از وضعيّت فورديسم كه در آن صنايع كارخانه­اي از طريق استاندارد­سازي فرآيند توليد شناخته مي­شد به وضعيت پست- فورديسم كه مشخصه­هاي اصلي بخش­هاي تجارت و خدمات مصرف كننده و ارتباطات، به عنوان فرآيندهاي توليدي كه كم­تر استاندارد شده و بيشتر انعطاف­پذيرند؛ به سوي وضعيت اخير كه فناوري، خدمات و ارتباطات در افزايش دانش، بخش­هاي فرهنگي با عناصري كه براي خلّاقيت و نوآوري مناسبند، آشكار مي­سازد(Musterd,2002,3). در واقع اقتصادهاي شهري پر هزينه رقابتي، ديگر نمي توانند در توليد انبوه رقابت كنند. بلكه، مجبورند بر ارزش­هاي سمبوليك تمركز كنند. اين نيازمند تغيير ساختارهاي توليد به سوي فعاليت­هاي طراحی خلّاق است­(.(Romein and Jacob Trip, 2009, 3 بدين­ترتيب در پايان قرن بيستم، فرهنگ و خلّاقيت با بخش­هاي خاص اقتصادي به وضوح پيوند خورد( 27,2008 ,Van Loon). دگرگونی­ها به­طور معناداری با تغييراتي كه در شهرها به عنوان موتورهاي رشد اقتصادي و مراكز توليد، مصرف، نوآوري و تجمع ثروت؛ رخ مي­دهد، در ارتباط است. برخي از اين شهرها در اين دگرگوني­ها بيشتر از سايرين پيشرفت مي­كنند. توليد امروز در شهرها زياد به مواد اوّليّه وابسته نيست. توليد امروز در محيطي از خدمات، آگاهي­ها، دانش، مصرف، فرهنگ و نوآوري شكل مي­گيرد. بنابراين، هيچ ماده­اي به اندازه استعداد (مهارت بالا) يا همان سرمايه انساني در توليد نقش محوري ندارد. امروزه برخي شهرها قادرند تا خصوصيات ويژه مكاني كه اغلب به طور كامل براي تقاضاي جديد مناسبند را در خود به وجود آورند. اين شهرهاي موفّق ، شهرهاي دانش و شهرهاي خلّاق هستند(­(Musterd, 2002,3.

2-6-  راهبرد شهر خلّاق

راهبرد شهر خلّاق، به “بازسازی” کل شهرها نمی‏پردازد، بلکه به عنوان یک مدل غالب، درک ما از شهرها، روش زندگی در آن‌ها و اندیشیدن به شهرها را تغییر می‏دهد. به عبارت دیگر، اگر بتوانیم شرایطی فراهم کنیم که مردم بتوانند بر اساس تخیلات بلندپروازانه، فکر، برنامه‏ریزی و عمل کنند و فرصت‏های توسعه وجود داشته باشند، می‏توانیم به شهر خلاق نزدیک شویم. این فرصت‏ها می‏توانند شامل اقداماتی برای تولید ثروت و افزایش بازده اقتصادی، ارتقاء زیبایی‏های بصری در محیط شهری یا حل مسائل اجتماعی باشند. مفهوم شهر خلّاق برای مفهوم‏سازی و تصویرسازی از شهرها به طور فزاینده‏ای از واژگانی مانند “شهر خلّاق” (لندری 2008) و “طبقه خلّاق” (فلوریدا 2002) استفاده می‏شود که بر اهمیت فرهنگ و هنر در بافت شهری تأکید دارند. تا اواسط دهه 1990، ابتدا در بریتانیا و سپس در آمریکا، مفهوم شهر خلاق تبدیل به یک پارادایم هنجاری و مدلی جدید از جهت‏گیری سیاست‏ها و برنامه‏ریزی شهری شد. (لندری نظریه‏پرداز شهری) و فلوریدا (اقتصاددان) نماد اصلی “مفهوم شهر خلّاق” بوده‏اند. مفهوم شهر خلّاق عموماً توسط مقامات شهری، برنامه‏ریزان شهری، کسب و کارها و همه افراد علاقمند به توسعه شهر و با هدف بازتعریف شهر به عنوان یک مرکز “خلّاق” و نیز به عنوان نوعی از برنامه‏ریزی راهبردی به کار می‏رود. موفقیت کلان مفهوم شهر خلّاق، به واسطه تغییرات گسترده‏تر اقتصادی و اجتماعی است که در نتیجه آن، خلّاقیت انسانی تبدیل به یک عامل کلیدی شده است.

تغییر سبک زندگی و کار منجر به ایجاد طبقه‏ای جدید با عادات یا ویژگی‏های فرهنگی جدید شده که بر ارزش‏ها و هنجارهای جدید نظیر فردگرایی، تنوع، انگیزش درونی، خوداظهاری و آزادی تمرکز دارد. واژگان کلیدی و مفاهیم زیربنایی شهر تغییر و تمرکز بر خلّاقیت در استفاده فراوان از مفهوم “شهر خلّاق”، به عنوان مثال توسط فلوریدا و لندری مشاهده می‏شود. این واژه در رشته‏های مختلفی نظیر روان‏شناسی، جامعه‏شناسی، انسان‏شناسی و اقتصاد مورد بحث و بررسی قرار گرفته و آن را تبدیل به یک حوزه پژوهشی گسترده نموده است. تعاریف خلّاقیت بستگی به ویژگی‏های عمومی جامعه و رشته خاصی دارد که به بررسی آن می‏پردازد. به طور کلی می‏توان خلاقیت را این‏گونه تعریف کرد: “ظهور یک امر نو و مناسب از یک فرد، گروه یا جامعه”. از نظر فلوریدا، اعضای طبقه خلّاق، از خلّاقیت برای خلق ارزش اقتصادی استفاده می‏کنند و بر این مبنا می‏توان آنها را به “هسته فوق‏خلّاق” و “افراد حرفه‏ای خلّاقتقسیم کرد.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

ارزیابی میزان تحقق¬پذیری مولفه¬های شهر خلّاق (نمونه موردی: شهر بناب)

پایان نامه استراتژی منابع انسانی:پرورش آگاهی عاطفی

  • توسعه و پرورش آگاهی عاطفی:

آگاهی عاطفی چنین تعریف می شود: ظرفیت و توان درک احساسات خودمان و احساسات دیگران، به منظور انگیزش خودمان، به منظور مدیریت عواطفمان هم در درون خود و هم در پیکره روابطمان. یک رهبر برای موفق شدن باید از سطح آگاهی عاطفی بالا برخوردار باشد. گولمن چهار جزء آگاهی عاطفی را چنین تعریف کرده است:

  • مدیریت خود: توانایی کنترل یا تصحیح حالات نامناسب خود و تنظیم رفتارهای خود همراه با تقویت انگیزه خود برای پیگیری اهداف با پشتکار بسیار و صرف انرژی. شش شایستگی همراه این جزء عبارت اند از: کنترل خود، قابل اعتماد بودن/درستکاری، خلاقیت، قابلیت سازگاری با تغییرها و میلی زیاد به موفق شدن.
  • خودآگاهی: توان شناسایی و درک حالات، عواطف و انگیزه های خود و تاثیر اینها بر دیگران. این توانایی با سه شایستگی در ارتباط و در واقع تابع آنها می باشد: اعتماد به نفس، ارزیابی واقع بینانه خود و آگاهی از عواطف خود.
  • آگاهی اجتماعی: توان درک ترکیب عاطفی (عواطف مختلف) دیگر کارکنان و مهارت برخورد با کارکنان بر اساس واکنش های عاطفی شان. این موضوع به شش شایستگی بستگی دارد: همدردی، تخصص در ایجاد و حفظ استعدادها، آگاهی سازمانی، حساسیت بین فرهنگی، احترام گذاشتن به تنوع و تفاوت ها و خدمت رسانی به مشتریان و کارفرمایان.
  • مهارت های اجتماعی: مهارت در مدیریت روابط و ایجاد شبکه های ارتباطی به منظور دستیابی به نتیجه مطلوب و مورد انتظار خود از دیگران و حصول به اهداف شخصی و توانایی پیداکردن زمینه و نقطه ای مشترک و ایجاد رابط حسنه. پنج شایستگی همراه با این مهارت عبارت اند از: رهبری، کارایی در هدایت تغییر، مدیریت تعارض، ارتباطات/نفوذ و تخصص در ایجاد و هدایت گروه ها(آرمسترانگ، 1381، ص 269).
  • توسعه قابلیت استراتژیک:

قابلیت استراتژیک عبارت است از توانایی انتخاب مناسب ترین استراتژی و سلسله اقدامات لازم برای اجرای آن استراتژی، از جمله نیازهای منابع. یک استراتژی توسعه منابع انسانی برای تقویت قابلیت استراتژیک شامل برنامه ریزی نوع فعالیت های یادگیری که به بهبود موارد زیر منجر خواهد شد:

  • درک محیط های به سرعت در حال تغییر؛
  • توانایی خلق بینشی استراتژیک؛
  • درک فرایندها و ابزارهای تصمیم گیری استراتژیک؛
  • درک مدل های مختلف ساخت و طراحی استراتژی؛
  • انتخاب و ارزیابی عملکرد کسانی که تصمیم های استراتژیک می گیرند؛
  • ارتباط بین استراتژی و اجرای عملیات؛
  • کیفیت تفکر و یادگیری استراتژیک؛
  • مدیریت و توسعه پایه دانش شرکت(آرمسترانگ، 1381، ص 270)

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

مطالعه تاثیر استراتژی های منابع انسانی بر عملکرد سازمانی در شرکت داروسازی باریج اسانس کاشان

پایان نامه آموزش ذهن آگاهی/نظريه‌هاي‌ زيستي افسردگی

نظريه‌هاي‌ زيستي (عوامل زيستي)

نظریه‌ی زیست­شناختی فرضش بر این است که علت افسردگی یا در ژن­ها و یا در بعضی کارکردهای ناقص فیزیولوژیکی است که احتمال دارد مبنای ارثی داشته باشد، یافته­های بدست آمده از تحقیقات صورت گرفته بر روی دو قلوهای یکسان نشان می‌دهد که افرادی که در بعضی موارد افسردگی را تجربه می­کنند حداقل در دو نسل از بستگان خودشان چنین رفتارهایی مشاهده شده است. بیشتر افسردگی تک­ قطبی که انتظار می‌رود تصادفی باشد نیز در خانواده‌های افراد دو قطبی روی می‌دهد (مختصر روان­پزشکی ویرایش 1384). «صرف نظر از اينكه چه چيزي باعث وقوع افسردگي مي­شود، افراد افسرده دست­خوش تغييرات زيستي می شوند لذا هر مداخله‌اي بايد به وضعيت جسماني و رواني فرد بپردازد» (هالجین[1]، ویتبورن؛ 1390). جست­جو براي مكانيسم­هاي عصبي اختلالات عاطفي روي افسردگي متمركز بوده است؛ امّا اين حقيقت كه بيماران معمولاً به طور هم­زمان دچار افسردگي و شيدايي مي­شوند، يعني دچار اختلال عاطفي دوقطبي هستند و برخي از داروها روي هر دو اختلال تأثير مي‌گذراند، نشان­گر رابطه‌ي تنگاتنگ آن­ها است (پینل[2]؛ 1392). مهم‌ترین عامل موجود افسردگی اشکالات ژنتیک است. اقدام به خودکشی و یا میل به آن در نظام ژنتیک بدن است. بدون شک عوامل ژنتیکی می­توانند منجر به مانیا و افسردگی شوند. اطلاعات موجود نقش عامل ژن در اختلالات عاطفی را تأیید می­کند. مطالعه روی دو قلوهای یک تخمکی که ژن­های کاملاً یکسان دارند نشان می­دهد که اگر یکی از دو قلوها از افسردگی یا از مانیا رنج ببرد به احتمال 50 تا 90 درصد همتای دیگر او نیز به این ناراحتی دچار می­شود. با توجه به بررسی‌های به عمل آمده بیماری افسردگی ـ مانیا گاه به ارث می­رسد. فرزندانی که پدر و مادر آن­ها با دشواری عاطفی و روانی رو به رو هستند در مقایسه با فرزندان طبیعی، آن خانواده سه برابر به افسردگی دچار می‌شوند. علل زیست‌شناختی افسردگی می‌تواند ارثی باشد حتی اگر این حالت نه در فامیل نزدیک باشد. گاهی اوقات بیماری به شکل و ترتیب از یک نسل به نسل دیگر منتقل نشده بلکه به اشکال مختلف ممکن است ظاهر شود. مثلاً تحقیقات نشان‌داده که افسردگی در فرزند پدر الکلی بیشتر از افراد معمولی دیده می‌شود یا مادری که مبتلا به شیدایی ـ افسردگی ممکن است آن را به شکل بیماری افسردگی مطلق به فرزند خود انتقال دهد (سگال، تیزدل، ویلیامز، 2002).

2-3-1-1- نظريه‌ مونوآميني افسردگي

در نظريه‌ی مونوآميني افسردگي، سروتونين[3] و نوراپي­نفرين[4] دو نوروترانسميتر (عصب ـ رسانه)، از نوع آمين زيستي هستند كه بيشترين دخالت را در پاتوفيزيولوژي اختلالات خلقي دارند. در كنار نوراپي­نفرين و سروتونين نظريه‌ی ديگري نيز از ميزان فعاليت دوپامين[5] و ارتباط آن با افسردگي حمايت مي‌كند، چراكه داروهايي مانند رزرپين[6] و نيز بيماري پاركينسون كه هر دو كاهنده­ی غلظت دوپامين هستند با ايجاد علائم افسردگي ارتباط دارند (کاپلان و سادوک؛ 1387). نظريه‌ی مونوآميني افسردگي که از اقبال بيشتري در بين نظريات زيستي برخوردار است، معتقد است كه افسردگي باكمبودِ فعاليت در سيناپس‌هاي سروتونرژيك و نورآدرنرژيك ارتباط دارد، اين ارتباط به اين دليل است كه بازدارنده­هاي منوآمين­اكسيداز، ضد افسردگي‌هاي سه‌حلقه‌اي، بازدارنده‌هاي انتخابي بازجذبِ سروتونين و بازدارنده‌هاي انتخابي بازجذبِ نوراپي‌نفرین، همگي آگونيست سروتونين، نوراپي‌نفرين يا هر دو هستند (پینل؛ 1392).

[1]– Haligin

[2]– Pinhel

[3]– Serotonin

[4]– Nure-epinephrine

[5]– Dopamine

[6]– serpasil  

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر اضطراب و افسردگی و کاهش سردرد تنشی زنان شهر کرمانشاه

پایان نامه ضمانت نامه بانکی/:جلوگيري از پرداخت ضمانت نامه

جلوگيري از پرداخت ضمانت نامه

هنگامي كه ذي نفع، درخواست پرداخت يك ضمانت نامه بي قيد و شرط را مي كند، بانك اصولاً بايد فوراً وجه ضمانت نامه را پرداخت كند و نمي تواند درخواست توضيح و يا توجيه بيشتر از ذي نفع بكند. همچنين بانك نمي تواند به بررسي در زمينه شيوه اجراي قرارداد پايه و ايرادات مربوط به آن بپردازد. ديوان تميز فرانسه در رأي مورخ 20 دسامبر 1982 ، هر گونه تأخير غير موجه بانك در اجراي ضمانت نامه را موجب محكوميت او به پرداخت ضرر و زيان دانسته است. اصولاً هنگامي كه درخواست پرداخت يك ضمانت نامه مي شود، بانك نفع مهمي در عدم پرداخت آن ندارد و غالباً آمادگي پرداخت آن را نيز دارد. با اين حال بند 2 مقرّرات يكنواخت ضمانت نامه هاي قراردادي، براي حفظ حقوق احتمالي دستور دهنده چنين مي گويد:

“به محض دريافت درخواست پرداخت ضمانت نامه، بانك بايد طرف قرارداد يا دستوردهنده را بدون تأخير از اين درخواست پرداخت و مداركي كه دريافت كرده است آگاه سازد” (کاشانی،1385).

در اين صورت دستوردهنده ممكن است به شيوه هاي گوناگون در مقام جلوگيري از پرداخت ضمانت نامه برآيد:

2-15-1. دستور منع پرداخت ساده

كسي كه ضمانت نامه به دستور و براي تضمين تعهد او صادر شده است ممكن است درست يا نادرست بر اين باور باشد كه درخواست پرداخت به طور ناروا صورت گرفته است. دستور دهنده ممكن است دلائل خوبي هم براي اعتراض به پرداخت ضمانت نامه داشته باشد. مانند بطلان قرارداد پايه يا فسخ آن به گونه غير موجه از سوي ذي نفع و يا عدم امكان اجراي قرارداد به دلائلي كه مستقل از اراده طرفين است مانند دلائل سياسي، شوش، جنگ و مانند آنها. همچنين دستوردهنده ممكن است بر اين باور باشد كه تعهدات خود را به طور كامل انجام داده و يا لااقل بخش هاي اساسي آن را انجام داده و خود را از دي نفع ضمانت نامه در مورد تعهداتي كه داشته و يا به دليل ضرر و زيان، بستانكار هم بداند. آيا اين موارد مي تواند مبناي حقوقي كافي براي جلوگيري از پرداخت ضمانت نامه به صِرف درخواست دستور دهنده از بانك باشد؟

مي توان گفت هيچ يك از اين موارد، اصولاً نمي تواند مانع بانك از پرداخت ضمانت نامه باشد. زيرا طبيعت ضمانت نامه بانكي بر پايه توافقهاي طرفين، بي قيد و شرط بوده و اكنون دستور دهنده نمي تواند به طور يك جانبه از تعهد قراردادي خود كه طبق اصول كلّي حاكم برقراردادها به ويژه ماده 239 قانون مدني نسبت به طرفين الزام آور است پرهيز نمايد. او خود به بانك دستور داده است ضمانت نامه اي صادر كند كه مستقل بوده و با اولين درخوسات قابل پرداخت باشد.

از سوي ديگر، دستور جلوگيري از پرداخت ملازمه آشكار با بررسي اعتراضات مربوط به قرارداد پايه دارد و حال آنكه ويژگي ضمانت نامه مستقل، كنار گذاردن هر گونه امكان بررسي و ارزيابي نسبت به قرارداد پايه مي باشد(کاشانی،1385).

2-15-2. دستور منع پرداخت از مرجع قضايي

در پاره اي از موارد دستور دهنده (پيمانكار يا متعهد) به اين بسنده نمي كند كه از بانك درخواست عدم پرداخت ضمانت نامه را بكند بلكه با مراجعه به دادگاه و طرح دعوي درخواست صدور حكم بر منع پرداخت ضمانت نامه را از سوي بانك مي كند. آيا دادگاه مي تواند چنين دعوايي را بپذيرد؟ در فرانسه در سالهاي 1981 تا 1983 تعدادي از اين دعاوي كه به طور عمده مربوط به ضمانت نامه هايي بود كه ذي نفع آنها مؤسسات ايراني بودند مطرح گرديد و دادگاه ها بادلائل گوناگوني اين دعاوي را قابل پذيرش دانستند. توجيهاتي كه براي پذيرش اين دعاوي و صدور دستور موقت بر منع پرداخت و در مواردي در ماهيت دعوي و به صورت حكم قطعي ارائه گرديده در هيچ مورد قوي و مبتني بر دلائل كافي نيست. براي نمونه در يك پرونده چنين توجيه شده است كه دستور دهنده داراي طلبهاي بزرگي از ذي نفع ضمانت نامه است (دادگاه تجارت بروكسل 6 آوريل 1982 و دادگاه تجارت پاريس 12 فوريه 1982). اين آراء بر اين نكته مبتني بوده اند كه درخواست پرداخت از سوي ذي نفع مبتني بر تقلب و سوء استفاده و ناشي از انگيزه هاي سياسي بوده است.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

نقش ضمانت نامه های بانکی در تهیه منابع پولی و ارائه راهکارهایی برای افزایش آنها