دسته: پایان نامه های روانشناسی

پایان نامه : ابعاد کیفیت زندگی-متن کامل-خرید پایان نامه

.
جدول 4-1- مشخصات دموگرافیک شرکت کنندگان در مطالعه به تفکیک گروه
متغییر
نوع زایمان (تعداد شرکت کنندگان در هر گروه= نفر50)
طبیعی
سزارین
سن (سال) *
61/4 ±9/25
4 ±5/25
سطح تحصیلات**
ابتدایی
متوسطه
دانشگاهی
(11) 11
(12) 12
(27) 27
(11) 11
(11) 11
(28) 28
* داده‌ها به صورت انحراف معیار ± میانگین بیان شده اند.
**داده‌ها به صورت فراوانی، درصد بیان شده اند.
درجدول (4-1) مشخصات دموگرافی شامل سن وسطح تحصیلات شرکت کنندگان درمطالعه به تفکیک گروه وبصورت انحراف معیارومیانگین برای (سن) وفراوانی ودرصد برای سطح تحصیلات بیان شده است که نتایج نشان می‌دهد میانگین سنی درهردوگروه زنان بازایمان سزارین وزنان بازایمان طبیعی تفاوت زیادی نداشته. حداقل سطح تحصیلات ابتدایی (11)درصد درهردوگروههمچنین بیشترشرکت کنندگان درهردوگروه تحصیلاتدانشگاهی داشته‌اند.
4-2- فرضیه ی (1)
کیفیت زندگی درمیان زنان باوضع حمل طبیعی وسزارین متفاوت است
جدول 4-2- مقایسه نمره کیفیت زندگی بر اساس مقیاس SF-36 در بین شرکت کنندگان در مطالعه به تفکیک گروه
متغیر
نوع زایمان (تعداد شرکت کنندگان در هر گروه= نفر50)
sig
t
طبیعی*
سزارین*
نمره کل کیفیت زندگی بر اساس مقیاس SF-36
98/138±14/529
65/82±96/380
000/0
720/6
* داده‌ها به صورت انحراف معیار ± میانگین بیان شده اند.
باتوجه به جدول 4-2 وبراساس نتایج مطالعه،آزمون تی، بین میانگین نمره کل کیفیت زندگی بر اساس مقیاس SF-36 و نوع زایمان تفاوت معنی دارنشان داد (000/0= sig) که با95درصداطمینان قابل اتکا است (05/0> p) .
جدول4-3:مقایسه نمرات ابعاد جسمانی و روانی کیفیت زندگی بر اساس مقیاس SF-36 در بین شرکت کنندگان در مطالعه به تفکیک گروه
متغیر
نوع زایمان (تعداد شرکت کنندگان در هر گروه= نفر50)
sig
t
طبیعی*
سزارین*
بعد جسمانی کیفیت زندگی
77/17±60/76
72/17±10/54
001/0
660/7
بعد روانی کیفیت زندگی
04/19±60/67
71/15±60/63
001/0
183/4
* داده‌ها به صورت انحراف معیار ± میانگین بیان شده اند.
با توجه به جدول 4-3 نتایج مطالعه نشان داد که میانگین نمره بعد جسمانی کیفیت زندگی در گروه زایمان باروش طبیعی بالاترازمیانگین نمره زایمان با روش سزارین است. همچنین میانگین نمره بعدروانی کیفیت زندگی درگروه زایمان باروش طبیعی بالاتر ازمیانگین گروه زایمان باروش سزارین می‌باشد. آزمون تی تفاوت معنی‌داری را بین دو گروه درحیطه‌‌های جسمانی وروانی کیفیت زندگی نشان داد (001/0 = sig)که با 95 درصد اطمینان قابل اتکا است(05/0< p).
جدول4-4-مقایسه نمرات کیفیت زندگی بر اساس مقیاس SF-36 در بین شرکت کنندگان در مطالعه به تفکیک گروه
ابعاد کیفیت زندگی
نوع زایمان (تعداد شرکت کنندگان در هر گروه= نفر50)
sig
t
طبیعی
سزارین
عملکرد جسمانی *
80/17±60/76
3/18±10/54
001/0
163/6

محدودیت در ایفای نقش به علت مشکلات جسمانی **
58/66
15/34
001/0
درد جسمی **
34/63
66/37
001/0
سلامت عمومی **
16/54
84/46
204/0
نشاط **
83/50
17/50
909/0
عملکرد اجتماعی **
55/57
45/43
014/0
محدودیت در ایفای نقش به علت مشکلات عاطفی**
44/65
65/35
001/0
سلامت روانی *
04/19±60/67
71/17±60/63

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

225/0
146/1
* داده‌‌های مربوطه به صورت انحراف ± میانگین بیان شده اند.
** داده‌‌های مربوطه به صورت میانگین رتبه ای بیان شده اند.
باتوجه به جدول شماره4-4 مقایسه ی نمرات پرسشنامه کیفیت زندگی پس اززایمان درگروه زایمان طبیعی بین دوتاهشت هفته پس اززایمان بااستفاده ازآزمون‌‌های تی مستقل، نشان داد نمره ی بعد عملکرد جسمانی مادران با زایمان طبیعی بالاتر ازمادران سزارینی بوده واین اختلاف از نظرآماری معنی دار بود (001/0= sig). اماآزمون تی مستقل اختلاف بین نمره سلامت روانی درمادران بازایمان طبیعی ومادران سزارینی رانشان نداد (225/0=sig). آزمون آماری من ویتنی، نشان داد میانگین نمرات حیطه‌‌های محدودیت در ایفای نقش به علت مشکلات جسمانی، درد جسمی، عملکرد اجتماعی ومحدودیت در ایفای نقش به علت مشکلات عاطفی در بین گروه‌ها اختلاف معنی دار دارد (05/0< p). که با 95درصداطمینان قابل اتکااست.
4-3- فرضیه (2)
تن انگاره زنان باوضع حمل طبیعی وسزارین متفاوت است.
جدول4-5: مقایسه نمره تصویر بدنی در بین شرکت کنندگان در مطالعه به تفکیک گروه
شاخص
نوع زایمان (تعداد شرکت کنندگان در هر گروه= نفر50)
sig
t
طبیعی*
سزارین*
نمره کل تن انگاره
66/19±22/247
47/15±56/240
063/0
882/1
* داده‌‌های مربوطه به صورت انحراف ± میانگین بیان شده اند.
باتوجه به جدول4-5 وبراساس نتایج مطالعه آزمون تی تفاوت معنی دار بین میانگین نمره کل تن انگاره و نوع زایمان(در2 تا 8 هفته بعداززایمان) نشان نداد (063/0= sig) که با 95 درصد اطمنیان قابل اتکااست(05/0>p).
جدول4-6- مقایسه نمرات ابعاد نگرش فرد در مورد تصور بدنی خود در بین شرکت کنندگان در مطالعه به تفکیک گروه
شاخص
نوع زایمان (تعداد شرکت کنندگان در هر گروه= نفر50)
sig
t
طبیعی*
سزارین*
نگرش در مورد ابعاد جسمانی
34/17±28/195
37/12±30/192
325/0
990/0
رضایت از بخش‌‌های مختلف بدن
66/5±86/35
05/7±50/32
010/0
628/2
نگرش فرد در باره وزن
18/3±52/18
02/3±10/19
352/0
935/0-
* داده‌ها به صورت انحراف ± میانگین بیان شده اند.
باتوجه به جدول 4-6وبراساس نتایج مطالعه،آزمون تی تفاوت معنادار بین میانگین نمرات شاخص‌‌های نگرش در مورد ابعاد جسمانی ونگرش فرد درباره وزن با نوع زایمان(در2 تا8 هفته بعداززایمان) نشان نداد (05/0جدول4-7- فراوانی وضعیت نگرش فرد در مورد تصور بدنی خود در بین شرکت کنندگان در مطالعه (100 = n)
شاخص نگرش درمورد تصویربدنی
ضعیف
متوسط
خوب
فراوانی مطلق
فراوانی نسبی
فراوانی مطلق
فراوانی نسبی
فراوانی مطلق
فراوانی نسبی
نگرش در مورد ابعاد جسمانی
0
0
77
77
23
23
رضایت از بخش‌‌های مختلف بدن
7
7

دانلود مقاله با موضوع اختلال شخصیت مرزی

تغییر هدفها، ارزشها و آرزوهای شغلی مشخص می شود. ممکن است تغییرات ناگهانی در عقاید و نقشه های مربوط به خط مشی شغلی، هویت جنسی، ارزشها و نوع دوستان وجودداشته باشد. این افراد ممکن است به طور ناگهانی نقش خود را از یک متقاضی نیازمند به کمک به یک انتقام جوی عادل بد رفتاریهای گذشته، تغییر دهند. اگر چه آنها معمولاً خودانگارهای دارند که بر بد یا شریر بودن مبتنی است، ولی افراد مبتلا به این اختلال گاهی ممکن است عواطفی داشته باشند که همیشه وجود ندارند. چنین تجربیاتی معمولاً در موقعیتهای تحصیلی نشان دهند.
افراد مبتلا به این اختلال، دست کم در دو زمینه که به صورت بالقوه خود آسیب زننده هستند، تکانشگری نشان می دهند. آنها ممکن است قمار کنند، بدون ملاحظه پول خرج کنند، زیاد غذا بخورند، سوءمصرف مواد و رابطه ی جنسی ناهنجار داشته باشند یا به گونه ای بی احتیاط رانندگی کنند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، رفتارهای مکرر خودکشی، حرکات بیانگر، تهدید یا رفتار خود آسیبی نشان میدهند. خودکشی کامل در 10%-8% از این افراد رخ می دهد و اعمال خودآسیبی (برای مثال بریدن یا سوزاندن) و تهدیدها و اقدامهای خودکشی در آنان بسیار شایع است. اقدام مکرر به خودکشی، علت مراجعهی این افراد برای دریافت کمک است . این اعمال خودتخریبی معمولاً با تهدیدهای جدایی یا طرد و یا با انتظاراتی آشکار می شوند که با افزایش مسئولیت پذیری رابطه دارند. آسیب به خود ممکن است در طی تجربه های تجزیهای رخ دهد و اغلب با تایید دوبارهی توانایی احساس بد بودن بر طرف میشود (نیکخو 1389، 1034).
افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی ممکن است بی ثباتی عاطفی را نشان دهند که از واکنش پذیری بارز خلق ناشی می شود (برای مثال، ملال دوره ای شدید، تحریک پذیری یا اضطراب که معمولاً پند ساعت به طول می انجامد و تنها در مورد نادر بیش از چند روز پایدار می ماند). خلق اساساً ملول افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، اغلب تحت تأثیر دوره های خشم، وحشت زدگی یا ناامیدی قرار می گیرد و به ندرت با دوره های احساس تندرستی یا رضایت همراه است. این دوره ها ممکن است بازتاب واکنش پذیری شدید فرد در برابر عوامل تنش زای بین فردی باشند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، ممکن است به دلیل احساسهای مزمن پوچی دچار ناراحتی باشند.ممکن است همواره در جستجوی انجام کاری برآیند ولی به سرعت از آن خسته می شوند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، اغلب خشم نامناسب و یا شدیدی را از خود نشان می دهند یا در کنترل خشم خود دچار مشکل هستند. آنها ممکن است سخنان به شدت کنایه آمیز، رک گویی همیشگی یا پرخاشگریهای کلامی را از خود نشان دهند. این خشم اغلب زمانی ایجاد می شود که یک حامی یا فرد محبوب مسامحه کار، خوددار، بی توجه یا بی قید به نظر برسد. اغلب به دنبال ابراز خشم احساس شرم و گناه می آید و در آنها احساس شریر بودن را به وجود می آورد. در طی دوره های فشار روانی شدید، ممکن است اندیشه پردازی پارانویایی یا نشانه های تجزیهای (برای مثال، مسخ شخصیت) ظاهر شوند، ولی معمولاً از شدت و یا مدت زمان کافی برخوردار نیستندتا یک تشخیص اضافی را ایجاب کنند. این دوره ها بیشتر در پاسخ به رهاشدگی واقعی یا خیالی رخ می دهند. نشانه ها بیشتر موقتی هستند و از چند دقیقه تا چند ساعت طول می کشند. بر گشت واقعی یا خیالی مهرورزی فرد حامی ممکن است به بر طرف شدن نشانه ها بینجامد (نیکخو 1389، 1034).

2-7-2-2 ویژگی ها و اختلال های همراه
افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی ممکن است درست در لحظه ای که هدف آنها در حال تحقیق است، یک الگوی خود ناکامی ساز را نشان می دهند (مانند ترک مدرسه درست قبل از فارغ التحصیل شدن، بازگشت شدید به وضعیت بیمارگون بعد از بحث در مورد اینکه درمان تا چه اندازه خوب پیشرفته است، از بین بردن یک رابطه ی خوب هنگامی که انتظار می رفت ایت رابطه پایدار بماند). بعضی از افراد در طی فشار روانی، نشانه های شبه روان پریشی را (برای مثال،توهمها، تحریفهای تصویر بدنی، افکار عطفی و پدیده های پیش از خواب ) از خود نشان میدهند. افراد مبتلا به این اختلال ممکن است در کنار موضوعهای غیرانسانی (مانند یک حیوان خانگی یا اموال بیجان) احساس امنیت بیشتری داشته باشند تا در روابط بین فردی. در افراد مبتلا به این اختلال، بویژه کسانی که همزمان مبتلا به اختلالهای خلقی یا مرتبط با مواد هستند، ممکن است مرگ زودرس ناشی از رفتارهای سوءمصرف عمدی مواد یا کوششهای ناموفق خودکشی باشند. از دست دادنهای مکرر شغل، ترک تحصیل و ازدواجهای ناموفق متداولند. بررفتاری بدنی و جنسی، غفلت، تعارض خصمانه و از دست دادن رود هنگان والدین یا جدایی از جمله موارد شایع در سوابق دوران کودکی افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی است. اختلالهای همایند شایع مربوط به محور I عبارتند از اختلالهای خلقی، اختلالهای مرتبط با مواد، اختلالهای خوردن (بویژه پرخوری عصبی)، اختلال فشار روانی پس آسیبی و اختلال کاستی توجه بیش فعالی. همچنین اختلال شخصیت مرزی غالباً با سایر اختلالهای شخصیت همراه است (نیکخو 1389، 1035).
2-7-2-3 ویژگی های خاص وایسته به فرهنگ، سن و جنسیت
الگوی رفتاری مشاهده شده در اختلالهای شخصیت مرزی، در بسیاری از مناطق دنیا شناسایی شده است. نوجوانان و جوانانی که مشکلات هویتی دارند (بویژه هنگامی که این مشکلات با مصرف مواد همراهند ) ممکن است به صورت گذرا رفتارهایی را نشان دهند که به اشتباه اختلال شخصیت مرزی تلقی شوند. چنین موقعیتهایی با بی ثباتی هیجانی، مشکلات «وجود »، عدم قطعیت، انتخابهای اضطراب زا، تعارضهای مربوط به جهت گیری جنسی و فشارهای رقابت آمیز اجتماعی در تصمیم گیریهای شغلی مشخص می شوند. اختلال شخصیت مرزی اغلب (تقریباً 75%) در زنان تشخیص داده میشود (نیکخو 1389، 1036).

2-7-3 اختلال شخصیت نمایشی
2-7-3-1 ویژگی های تشخیصی
ویژگی اصلی اختلال شخصیت نمایشی، رفتار توجه طلبانه و هیجان پذیر مفرط و فراگیر است. این الگو در اوایل بزرگسالی آغاز و در زمینه های گوناگون ظاهر می شود (نیکخو 1389، 1039).
افراد مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی، هرگاه مرکز توجه دیگران نباشند احساس ناراحتی یا عدم قدردانی میکنند. آنها اغلب با شور و نشاط زیاد و چشمگیر مایلند توجه دیگران را به خود جلب کنند و ممکن است با اشتیاق، گشاده رویی ظاهری یا عشوه گری، آشنایان جدید را شیفته ی خود سازند. اگرچه، وقتی این افراد پیوسته خواهان توجه باشند، این ویژگیها وضوح کمتری می یابند. آنها در میهمانیها به هر قیمتی که شده نقش «گل سر سبد مجلس» را بازی می کنند. هرگاه مورد توجه قرار نگیرند، ممکن است برای جلب توجه دیگران، کار برجستهای انجام دهند (برای مثال، داستانهایی بسازند و یا صحنه ای را خاق کنند). این نیاز اغلب در رفتارشان با متخصص بالینی نیز آشکار میشود (برای مثال، چاپلوسی، آوردن هدایا، ارائه ی توصیفهای مهیجی از نشانه های جسمانی و روانی که هر جلسه با نشانه های جدیدی جایگزین میشوند).

قیافهی ظاهری و رفتار افراد مبتلا به این اختلال، اغلب از لحاظ جنسی به طور نامناسبی تحریک آمیز یا اغوا کننده است. این رفتار نه تنها معطوف افرادی است که او به آنها علاقهی جنسی یا عاشقانه دارد، بلکه در طیف گستردهای از روابط اجتماعی، شغلی و حرفهای نیز به گونه ای رخ میدهد که فراسوی رفتار مناسب برای بافت اجتماعی است. بیان هیجانی آنان ممکن است سطحی باشد و به سرعت تغییر کندی. افراد مبتلا به این اختلال همواره از ظاهر جسمانی خود برای جلب توجه دیگران استفاده میکنندی. آنها به شدت علاقمند یه تحت تأثیر قرار دادن دیگران توسط ظاهر خود هستند و زمان، انرژی و پول زیادی را صرف خرید لباس و آراستن خود میکنند. آنها ممکن است به تعارفها و تمجیدهای مربوط به قیافهی ظاهری توجه زیادی داشته باشند و به سرعت و با شدت نسبت به انتقاد از سرو وضع خود واکنش نشان دهند و یا با یک عکس که آنها را خوشایند نشان نمیدهد، ناراحت شوند (نیکخو 1389، 1040).
سبک گفتاری این افراد به شدت تأثیر گذار و فاقد جزئیات استی. عقاید تند یا افراطی با فراست شگرفی بیان می شوند ولی دلایل زیر بنایی معمولاً مبهم و گنگ هستند و حقایق و نگات تأییدکننده وجود ندارند. برای مثال، یک فرد مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی، ممکن است معتقد باشد که شخص معینی، یک انسان شگفت آور است، ولی با اینحال قادر نیست که نمونه های خاصی از ویژگیهای خوب او را برای تأیید نظر خود ارائه دهد. افراد مبتلا به این اختلال با خودنمایی ، تظاهر و بیان افراطی هیجان مشخص میشوند. آنها ممکن است با ابزار علنی و افراطی هیجانهای خود باعث ناراحتی دوستان یا آشنایان شوند (برای مثال، در آغوش گرفتن آشنایان دور با شور و شوق افراطی، گریهی غیر قابل کنترل در موقعیتهای احساسی جزئی، یا قشقرق بازی). با وجود این اغلب به نظر می رسد که هیجانهای آنان چنان به سرعت تغییر می کنند که عمیقاً قابل احساس نیستند به همین دلیل ممکن است دیگران آنان چنان به سرعت تغییر می کنند که عمیقاً قابل احساس نیستند به همین دلیل ممکن است دیگران آنان را به وانمود کردن این احساسا متهم سازند (نیکخو 1389، 1040).
افراد مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی بسیار تلقین پذیرندی. عقاید و احساسهای آنها به سادگی تحت تأثیر دیگران و هوسهایگذرانی خودشان قرار می گیرد. آنها به ویژه از نظر اعتماد کردن به افراد صاحب قدرت، ممکن است بسیار زودباور یا ساده لوح باشند و عقیده داشته باشند که این افراد به صورت معجزه آسایی قادرند مشکلات آنها را حل کنند. این افراد میل دارند تا به دیگران شک کنند و به سرعت مجاب شوند. افراد مبتلا به این اختلال، اغلب روابط را صمیمانه تر از آنچه واقعاً هست در نظر می گیرند و تقریباً هر آشنایی را با «عزیزم» یا «دوست عزیزم» خطاب می کنند و پزشکانی را که تنها یک بار و یا دوبار و آنهم تحت شرایط حرفهای ملاقات کرده اند، با اسامی کوچک مورد خطاب قرار میدهندی. در این گونه افراد، خیالپردازیهای عشقی شایع است.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-7-3-2 ویژگی ها و اختلال های همراه
افراد مبتلا به اختلا شخصیت نمایشی ممکن است برای رشیدن به صمیمیت هیجانی در روابط عاشقانه یا جنسی خود مشکل داشته باشند. آنها اغلب در روابط خود با دیگران بدون اینکه آگاه باشند، نقش بازی می کنند (برای مثال، نقش « قربانی » یا « شاهزاده خانم » ). آنها ممکن است از یک سو با فریبکاری یا گمراهسازی هیجانی شریک جنسی خود را کنترل کنند، در حالی که از سوی دیگر وابستگی چشمگیری را نسبت به آنها نشان می دهند. افراد مبتلا به این اختلال، اغلب با دوستان همجنس خود روابط مختلفی دارند، زیرا روش بین فردی آنان از نظر جنسی برانگیزاننده بوده و ممکن است برای روابط دوستانهی آنها تهدید کننده به نظر برسد.
همچنین ممکن است به واسطهی خواستههای مربوط به توجه مداوم ، باعث بیزاری دوستان خود شوند. هرگاه مرکز توجه نباشند، بیشتر افسرده و پریشان میشوند. آنها ممکن است خواهان تازگی، تحریک و هیجان باشند و از انجام کارهای معمولی خود، کسل شوند. این افراد اغلب در موقعیتهایی که موجب به تأخیر افتادن پاداش میشوند، احساس ناکامی کرده و یا قادر به تحمل آنها نیستند و اغلب اعمالشان معطوف به کسب رضامندی فوری است. اگر چه اغلب یک شغل یا طرح کاری را با شور و اشتیاق فراوان آغاز می کنند، ولی علاقهشان ممکن است به سرعت کاهش یابد. روابط طولانی مدت ممکن است برای رسیدن به برانگیختگی ناشی از روابط جدید مورد غفلت قرار گیرند.
خطر واقعی خودکشی این افراد مشخص نیست، ولی تجربه های بالینی نشان می دهند که افراد مبتلا به این اختلال برای جلب توجه، در معرض خطر زیاد ژست ها و تهدیدهای خودکشی هستند. اختلال شخصیت نمایشی به میزان بیشتر با اختلال جسمانی کردن، اختلال تبذیلی و اختلال افسردگی عمده همراه است. معمولاً، اختلال شخصیت مرزی، خودشیفته، ضداجتماعی و وابسطه همراه با این اختلال، ظاهر میشوند (نیکخو 1389، 1041).

2-7-3-3 ویژگی های خاص وابسته به فرهنگ، سن و جنسیت
هنجارهای مربوط به رفتار بین فردی ، ظاهر شخصی و ابراز هیجانی در فرهنگهای مختلف، در گروه های سنی و در دو جنس تا اندازه ی زیادی با هم تفاوت دارند. قبل از توجه کردن به صفات گوناگون (برای مثال، هیجان پذیری، عشوه گری، سبک بین فردی نمایشی، نوجویی، جامعه پذیری، فریبندگی، تأثیر پذیری، و گرایش به جسمانی کردن) که مؤید اختلال شخصیت نمایشی است، ارزیابی اینکه آیا این موارد از لحاظ بالینی، آسیب یا پریشانی زیادی را به وجود می آورند یا خیر، مهم است. در موقعیتهای بالینی، این اختلال در زنان بیشتر تشخیص داده می شود؛ ولی، این نسبت جنسی به طور معنی دار متفاوت ازنسبت جنسی زنان در موقعیتهای بالینی دیگر نیست. در مقابل، دسته ای از مطالعات که سنجشهای ساخت دار را به کار برده اند، میزانهای شیوع مشابهی را در میان زنان و مردان گزارش کرده اند. بیان رفتاری اختلال شخصیت نمایشی ممکن است به شیوهای لباس بپوشد و رفتار کند که اغلب ابرمرد به نظر برسد و امکان دارد با لاف زدن در مورد مهارتهای ورزشی بخواهد مرکز توجه باشد، در حالی که یک زن ممکن است لباسهای کاملاً زنانه را انتخاب کند و در این باره صحبت کند که چقدر معلم رقص خود را تحت تأثیر قرار داده است (نیکخو 1389، 1042).

2-7-4 اختلال شخصیت خودشیفته
2-7-4-1 ویژگی های تشخیصی
ویژگی اصلی اختلال شخصیت خودشیفته، الگوی فراگیر بزرگ منشی، نیاز به تحسین و فقدان همدلی است که از اوایل بزرگسالی آغاز و در زمینه های گوناگون ظاهر می شود. . (نیکخو،1044:1389)
افراد مبتلا به این اختلال، یک حس بزرگ منشی مبنی بر مهم بودن دارند. آنها به طور معمول توانائیهای خود را بیش از اندازه برآورده می کنند و مهارتهای خود را بزرگ جلوه میدهند، اغلب مغرور و پرمدعا به نظر میرسند و با شادمانی تصور می کنند که دیگران ارزش همانندی را برای کوششهای آنان قایلند و هرگاه تمجیدی را که فکر می کنند سطاوار آنند دریافت نکنند، ممکن است شگفت زده شوند. اغلب در قضاوتهای مغرورانه از مهارتهای خود، مهارتهای دیگران را به طور ضمنی کمتر از اندازه برآورد می کنند ( بی ارزش کردن ). آنها اغلب با خیالپردازیهای مربوط به موفقیت نامحدود، قدرت، استعداد برجسته، زیبایی یا عشق آرمانی اشتغال ذهنی دارند. آنها ممکن است درباره ی تحسین و امتیازی که مدتهاست «به تأخیر افتاده» ، اشتغال ذهنی داشته باشند و خودشان را به گونه ای دلخواه با افراد مشهور یا ممتاز مقایسه کنند.
افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته معتقدند که برتر، استثنایی یا بی همتا هستند و از دیگران انتظار دارند که آنها را به همین صورت در نظر بگیرند. ممکن است احساس کنند که تنها افراد استثنایی و یا از طبقه ی اجتماعی بالا می توانند آنها را درک کنند و فقط باید با اینگونه اشخاص ارتباط داشته باشند و ممکن است ویژگیهایی چون «بی همتا»، «کامل» و یا «سرآمد» را به اشخاصی که با آنها ارتباط دارند، نسبت دهند. افراد مبتلا به این اختلال معتقدند که نیازهایشان استثنایی و فراسوی بینش افراد معمولی است. عزت نفس این افراد با نسبت دادن ارزش آرمانی به کسانی که با آنها در رابطه هستند، افزایش می یابد (یعنی بازتاب آیینه وار از خودشان). آنها احتمالاً در ارتباط داشتن با اشخاص «سطح بالا» (دکتر، وکیل، آرایشگر، استاد) و به عضویت در آمدن در «بهترین» مؤسسات پافشاری می کنند ولی ممکن است برای اعتبار افرادی که آنها را مأیوس می کنند، ارزشی قایل نشوند (نیکخو 1389، 1045).
افراد مبتلا به این اختلال معمولاً به تحسین زیادی نیاز دارند. عزت نفس آنها تقریباً به طور ثابتی بسیار شکننده است. آنها ممکن است نسبت به اینکه تا چه اندازه کارها را خوب انجام می دهند و تا چه اندازه توسط دیگران مورد احترام قرار می گیرند، اشتغال ذهنی داشته باشند. این امر اغلب به شکل نیاز به توجه و تحسین دایمی ظاهر می شود. ممکن است انتظار داشته باشند که با هیاهوی بسیار از آنها استقبال به عمل

تحریف های شناختی

غیر ارادی و خاطرات بصری و رویدادهای فکری ناسالم در بیماران بروز می کند.
-همچنین درمطالعه ای روی شناخت های ناکارآمد وافسردگی درافرادبالغ ، این موضوع را بررسی کردند که آیا مولفه زودرنجی شناختی به عنوان یک تحریف شناختی قبل از دوره افسردگی دراین افراد وجود دارد آنها دریافتند افرادی که بعداً افسردگی شان گسترده می شود به نسبت کسانی که افسرده نمی شوند ناکارآمدی شناختی بیشتری نشان نمی دهند (میراندا ، گراس ، پرسونز وهان ، 1998).
-اخیرترین پژوهش(مبینی و همکاران ، 2006) نشان داد که افراد با تکانشگری بالا که در بسیاری از بیماری های خاص جزو اصلی ترین صفات بیماری است به طور معناداری، سطوح بالاتری ازشناخت های غیرکارکردی و نیزتحریک جویی دارند یافته اصلی این تحقیق این بود که افراد با تکانشگری بالا ، سطح بالاتری ازشناخت های منفی را نشان دادند درراستای این یافته ها نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که فاکتورهای تکانشگری ، پیش بین های تحریف های شناختی هستند همبستگی منفی من با تکانشگری و تحریف شناختی پیشنهاد می دهد که تکانشگری و تحریف های شناختی با افزایش من کاهش می یابند همسوبا یافته های پیشین( مثلا زاکرمن و دیگران ، 1983؛ به نقل از مبینی و همکاران ، 2006) . این یافته ها ، همبستگی مثبتی بین مقیاس جستجوگری و تکانشگری را نشان داد به علاوه ارتباطی بین جستجوگری و نمرات تحریف های شناختی یافت نشد. این تحقیقات دریافتند که تعدادی از تحریفات شناختی وجود دارد که ممکن است زیربنای رفتارهای غیرکارکردی باشند برای مثال افکارخودآیند غیرانطباقی با ترجیح ارضای بلافاصله (ارضای فوری) تمرکز بر پیامدهای نزدیکتر نسبت به پیامدهای طولانی تر( تفکر کوتاه مدت) .
-همچنین درزمینه عقاید ناکارآمد درافراد مبتلا به وسواس فکری و عملی تحقیقات کلارک (1989)و همکاران نشان می دهد که افرادمبتلا به وسواس فکری ، عملی نسبت به گروه های کنترل اضطرابی و کنترل بهنجار ، عقاید ناکارآمدتری رابروز می دهد (رضایی 1382).

-برطبق نظریه بک افسردگی بیش از اینکه اختلال درخلق یا هیجان باشد اختلال در تفکراست . (کوواکس و بک ، 1978؛ چرچارد ، 1991؛ به نقل از رضایی ، 1382 ) .
-چرچارد) 1991(نیز بیان می‌کند که تحریف‌های شناختی زمانی روی می‌دهند که فرضیه‌های فرد در مورد خودشان، دیگران، محیطش و درباره آینده فرد نادرست و بیش از اندازه منفی باشد و هنگامی که این فرضیه‌ها در عملکرد بهینه تداخل ایجاد کند اخیراً بواینز (2004) بحث کرده است که خطاهای شناختی ممکن است همیشه غیر کارکردی نباشد. ژنگ و همکاران (2008) بدست آوردند که مقداری از تحریف‌های شناختی به طور معمول در بین جمعیت‌های سالم از نظر ذهنی هم دیده می‌شود (رضایی، 1382).
جمع بندی
در مجموع با توجه به بررسی نظرات و دیدگاه ها می توان دریافت که بیماری سرطان نقش بسیار زیادی در بیماری های روان شناختی به ویژه اختلالات خلقی و اضطرابی دارد و همچنین مشکلات زیادی را در روابط بین فردی ایجاد می کند از طرفی با توجه به دیدگاه های شناختگرایی وجود بیماری های روان شناختی به منزله وجود تحریف های شناختی و طرح واره های ناسازگار اولیه در این بیماران می باشد و همچنین بررسی ها نشان می دهد که تحقیقات مدونی در حوزه روان شناختی صورت نگرفته و نیاز جدی است که ضمن بررسی های عمیق تر بتوان روان درمانگران را نیز در حوزه درمان بیماری سرطان یاری نمود .
4-2- فرضیه های تحقیق
ابعاد طرح واره‌های ناسازگار اولیهبیماران سرطانی و افراد عادی متفاوت است .
ابعاد تحریف های شناختی بیماران سرطانی و افراد عادی متفاوت است .

فصل سوم
روش تحقیق

این فصل ابتدا به معرفی طرح کلی پژوهش ، جامعه و نمونه آماری می پردازد . سپس ابزارهای تحقیق معرفی و روش اجرا و روش تحلیل آماری و ملاحظات اخلاقی بیان می گردد .
1-3- طرح کلی پژوهش :
طرح کلی تحقیق حاضر مقایسه ای پس رویدادی می باشد که در آن پژوهشگر علاقه مند استخصوصیات شناختی (طرح واره های ناسازگار اولیه و تحریف های شناختی ) را در بیماران سرطانی و افراد عادی مقایسه نماید.
با توجه به اینکه تحقیق از نوع پس رویدادی است و امکان تغیر در شرایط متغیر مستقل وجود ندارد محقق جهت بررسی نقش بیماری در طرح واره های ناسازگار اولیه و تحریف های شناختی از مقایسه گروه بیماران با گروه های غیر بیمار بهره می برد و سعی بر این است تا دقت لازم در کنترل متغیر های مزاحم در یک شرایط منظم کنترل شده و تجربی صورت گیرد .
2-3-جامعه آماری :
در پژوهش حاضر عبارت است کلیه بیماران سرطانی با تشخیص انواع بیماری که در سال 1391 جهت درمان به بیمارستان ها و مراکز در مانی تحت نظارت دانشگاه علوم پزشکی شیراز مراجعهنموده اند .
3-3-نمونه آماری و روش نمونه گیری :
نمونه آماری در این پژوهش عبارت است 60 نفر زن از بیماران سرطانی که به صورت شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و همچنین تعداد 60 نفر افراد عادی که به صورت در دسترس انتخاب شده اند و با توجه به اهمیت متغیرهای مختلف جمعیت شناختی وضعیت سن ، تاهل و سن ازدواج به شرح زیر می باشد :
جدول 1-3 : فراوانی و درصد سن افراد بیمار و عادی شرکت کننده در پژوهش
سن
افراد بیمار
افراد عادی
تعداد
درصد
تعداد
درصد
25-20
4
66/6
5
33/8
30- 26
4
66/6
14
33/23
35-31
8
33/13
11
33/18
40- 36
7
66/11
13
66/21
45- 40
13
66/21
9
15
50-46
10
66/16

7
66/11
بالاتر از 50
14
33/23

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

1
66/1

جدول 2-3 : فراوانی و درصد وضعیت تاهل افراد بیمار و عادی شرکت کننده در پژوهش
وضعیت تاهل
افراد بیمار
افراد عادی
تعداد
درصد
تعداد
درصد
متا هل
58
7/96
49
66/71
مجرد
1
7/1
8
33/13
مطلقه
1
7/1
3
5
جدول3-3 : فراوانی و درصد سن ازدواج ا فراد بیمار و عادی شرکت کننده در پژوهش
سن ازدواج
افراد بیمار
افراد عادی
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
کمتر از 12 سال
1
66/1
8
33/13
15-12
11
33/18
10
66/16
20-16
20
33/33
17
33/28
25-21
13
66/21
12
20

دانلود مقاله با موضوع اختلال شخصیت مرزی

دارند او را نزد رئیس بی حیثیت کنند). آنها معمولاً نمی توانند از همه ی عواطف و نشانه های بین فردی لازم برای ارتباطهای موفق استفاده کنند و بنابراین اغلب به نظر می رسد با دیگران به گونه ای نامناسب، خشک یا محدود تعامل می کنند. این افراد اغلب به علت ادا و اطوارهای غیر معمول، سبک ژولیده ی لباس پوشیدن که کاملاً برازنده ی آنان نیست و بی توجهی به قراردادها و رسوم اجتماعی، عجیب و غیرعادی به نظر برسند (برای مثال، شخص ممکن است از تماس چشمی اجتناب کند، لباسهایی را بپوشد که لکه دار بوده و برای وی مناسب نباشند و نتواند با همکاران خود متقابلاً شوخی کند).
افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوتایپی در همنوایی بین فردی دچار مشکلاتی میشوند و در برقراری ارتباط با دیگران راحت نیستند. اگر چه آنها ممکن است از فقدان روابط احساس ناراحتی کنند ولی رفتار آنها بیانگر تمایل اندک برای برقراری تماسهای صمیمانه است. در نتیجه، آنها معمولاً دوستان نزدیک معدودی داشته و یا همدمانی به غیر از یک خویشاوند درجه ی اول ندارند. آنها در موقعیتهای اجتماعی بویژه، در حضور افراد غریبه مضطرب می شوند. آنها هنگامی با دیگران تعامل می کنند که مجبور باشند، ولی ترجیح می دهند که تنها باشند زیرا احساس می کنند که افرادی متفاوت بوده و با بقیه «جور » نیستند. اضطراب اجتماعی آنها به سادگی از بین نمی رود، حتی هنگامی که زمان بیشتری را در برقراری رابطه یا آشنایی بیشتر با سایرین صرف می کنند، زیرا اضطراب آنها با سوءظن به انگیزه های دیگران رابطه دارد. برای مثال، هرگاه فردی که اختلال شخصیت اسکیزوتایپی دارد، در یک میهمانی شام حضور یابد، با گذشت زمان احساس آرامش بیشتر نمی کند بلکه ممکن است تنش و سوءظن او افزایش یابد.
هرگاه این الگوی رفتاری صرفاً در طی سیر اسکیزوفرنیا، یک اختلال خلقی همراه با ویژگیهای روان پریشی، سایر اختلالهای روان پریشی یا یک اختلال فراگیر رشد ظاهر شود، تشخیص اختلال شخصیت اسکیزوتایپی را نباید مطرح کرد. (نیکخو 1389، 1021).
2-6-3-2 ویژگی ها و اختلال های همراه
افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوتایپی، بیشتر برای نشانه های اضطراب، افسردگی یا سایر عواطف ملال انگیز همراه با آنان، و کمتر به علت خود ویژگیهای اختلال شخصیت اقدام به درمان می کنند. افراد مبتلا به این اختلال، به ویژه در پاسخ به فشار روانی، ممکن است دچار دوره های روان پریشی گذرا شوند (که از چند دقیقه تا چند ساعت طول می کشد)، اگرچه این دوره ها معمولاً از طول مدت کافی برخوردار نیستند تا یک تشخیص اضافی مانند اختلال روان پریشی کوتاه مدت یا اختلال اسکیزوفرنیفرم را ایجاب نماید. در بعضی از موارد، ممکن است نشانه های روان پریشی آشکار بالینی ظاعر شوند که با ملاکهای اختلال روان پریشی کوتاه مدت، اختلال اسکیزوفرنیفرم، اختلال هذیانی یا اسکیزوفرنیا مطابقت دارند. بیش از نیمی از مبتلایان ممکن است حداقل سابقهای از یک دوره ی افسردگی عمده داشته باشند. 50% – 30% افرادی که چنین تشخیصی روی آنها گذاشته شده است، هنگام بستری شدن در یک مرکز بالینی، تشخیص همزمان اختلال افسردگی عمده نیز برایشان مطرح می شود. این اختلال، همایندی قابل ملاحظهای با اختلالهای شخصیت اسکیزوئید، پارانویایی، اجتنابی و مرزی دارد.
2-6-3-3 ویژگی های خاص وابسته به فرهنگ، سن و جنسیت
تحریفهای شناختی و ادراکی را باید در بافت محیط فرهنگی فرد ارزیابی کرد. خصوصیات معین و فراگیر فرهنگی، بویژه مواردی که با باورها و آداب و رسوم مذهبی در ارتباطند، ممکن است از دید ناظر نا آگاه، اسکیزوتایپی به نظر بیایند (مانند جادو کردن ، صحبت کردن به زبان عجیب ، زندگی پس از مرگ، احضار روح ، اندیشه خوانی ، حس ششم ، چشم زخم ، باورهایی جادویی مربوط به تندرستی و بیماری).
اختلال شخصیت اسکیزوتایپی ممکن است ابتدا در کودکی و نوجوانی، با تنهایی، روابط اندک با همسالان، اضطراب اجتماعی، کم آموزی در مدرسه، حساسیت زیاد، ربان و اندیشه های غریب و خیال پردازیهای نامأنوس ظاهر شود. این کودکان ممکن است به نظر «عجیب» و «غیرعادی» بیایند و مورد آزار و اذیت دیگران قرار گیرند (نیکخو 1389، 1022).

2-7- اختلال های شخصیت دسته ی ب
2-7-1 اختلال شخصیت ضداجتماعی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-7-1-1 ویژگی های تشخیصی
ویژگی اصلی اختلال شخصیت ضداجتماعی، یک الگوی فراگیر از بی اعتنایی و تجاوز به حقوق دیگران است که از کودکی یا اوایل نوجوانی آغاز شده و تا بزرگسالی ادامه می یابد.
این الگو تحت عنوان جامعه ستیزی ، اجتماع ستیزی یا اختلال شخصیت غیر اجتماعی نیز نامیده شده است. چون فریبکاری و تقلب، ویژگیهای محوری اختلال شخصیت ضداجتماعی است، بویژه ممکن است تلفیق اطلاعات به دست آمده از ارزیابی نظامدار بالینی با اطلاعات به دست آمده از منابع موثق مفید باشد.
برای اینکه بتوان این تشخیص را مطرح کرد، فرد باید دست کم 18 سال سن (ملاک ب) و سابقهای از چند نشانهی اختلال سلوک را قبل از سن 15 سالگی داشته باشد (ملاک ج). اختلال سلوک یک الگوی مکرر و باثبات از رفتار را دربر می گیرد که در آن به حقوق اساسی دیگران تجاوز میشود یا هنجارهای اجتماعی یا قواعد متناسب با سن زیر پا گداشته می شود. رفتارهای مشخصهی اختلال سلوک در یکی از چهار طبقه ی زیر قرار می گیرند: پرخاشگری نسبت به افراد و حیوانات، تخریب اموال، فریبکاری و دزدی یا تخطی جدی از قوانین.
الگوی رفتار ضداجتماعی تا دوران بزرگسالی نیز تداوم می یابد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی از هنجارهای اجتماعی و رفتار قانونی پیروی نمی کنند. آنها ممکن است به طور مکرر اعمالی را انجام دهند که زمینهی بازداشت شدن را فراهم می کنند (خواه بازداشت شوند یا بازداشت نشوند) مانند تخریب اموال، اذیت و آزار دیگران، سرقت، یا روی آوردن به مشاغل غیرقانونی. اشخاص مبتلا به این اختلال برای آرزوها، حقوق یا عواطف دیگران احترامی قایل نیستند. آنها اغلب برای کسب منفعت شخصی یا لذت دست به فریبکاری یا تقلب می زنند (برای مثال، برای به دست آوردن پول، بر قراری روابط جنسی یا کسب قدرت). آنها ممکن است به طور مکرر دروغ بگویند، برای خود نام مستعار برگزینند، کلاهبرداری کرده و یا تمارض کنند. ممکن است الگوی از تکانشگری به صورت ناتوانیدر برنامه ریزی قبلی قبلی جلوه گر شود. تصمیمها به صورت آنی و بدون برنامه ریزی، بدون اندیشه، و بدون توجه به پیامدهای آن برای خود و دیگران، گرفته می شوند و این امر ممکن است به تغییر ناگهانی شغل، محل اقامت یا روابط بینجامد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی بیشتر تحریک پذیر و پرخاشگر بوده و ممکن است به طور مکرر درگیر منازعات فیزیکی شده و مرتکب اعمال خشونت آمیز جسمانی (از جمله مضروب کردن همسر یا کتک زدن بچه) شوند. اعمال پرخاشگرانه ای که برای حمایت از خود و دیگری صورت می گیرند در زمره ی این موارد قرار نمی گیرند. این افراد همچنین نسبت به امنیت خود یا دیگران، بی اعتنایی قابل ملاحظه ای نشان می دهند. این امر ممکن است در رفتار رانندگی آنها ظاهر شد (سرعت غیرمجاز، رانندگی به هنگام مستی، تصادفهای زیاد). این افراد ممکن است به رفتارهای جنسی دست بزنند و یا ماده ای را مصرف کنند که از لحاظ پیامدهای آسیب زا، با خطر زیادی همراه است. آنها ممکن است فرزند خود را مورد غفلت قرار داده و یا در نگهداری وی کوتاهی کنند به طوری که کودک در معرض خطر قرار میگیرد (نیکخو 1389، 1024).
همچنین افراد مبتلا به شخصیت ضداجتماعی همواره و به شدت مسئولیت ناپذیرند. رفتار شغلی غیر مسئولانه ممکن است به رغم وجود فرصتهای شغلی موجود، با دوره های زیاد بیکاری یا رها کردن مشاغل بدون یک نقشه ی واقع بینانه برای به دست آوردن شغل دیگر، مشخص شود. همچنین ممکن است الگویی از بیکاریهای مکرر وجود داشته باشد که با بیماری آنان و یا بیماری افراد خانوادهی آنان تبیین نمیشود. مسئولیت ناپذیری مالی با اعمالی همچون کوتاهی در پرداخت بدهیها، عدم حمایت منظم از کودک و یا سایر وابستگان مشخص میشود. افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی از بابت پیامدهای اعمال خود، پشیمانی چندانی نشان نمیدهند. آنها ممکن است صدمه زدن به دیگران، بدرفتاری با آنها و یا دزدی از یک فرد را با یک دلیل سطحی توجیه کرده و یا اصولاً بیتفاوت باشند (برای مثال، «زندگی پر از بی عدالتی است » ، «خلایق هرچه لایق »، «خواه ناخواه چنین می شد »). این افراد ممکن است قربانیان خود را به دلیل احمق بودن، ناتوانی یا اسیر سرنوشت بودن، سرزنش کنند؛ آنها ممکن است پیامدهای نامطلوب اعمال خود را به حداقل برسانند، یا ممکن است فقط بی تفاوتی کلی نشان دهند. آنها عموماً قادر به جبران و یا اصلاح رفتار خودشان نیستند. آنها ممکن است اعتقاد داشته باشند که «هر کس باید به فکر خودش باشد » و یا اینکه به هیچ وجه نباید زیر بار حرف زور رفت. رفتار ضداجتماعی نباید صرفاً در طی سیر اسکیزوفرنیا یا یک دوره ی منیک رخ دهد (نیکخو 1389، 1027).

2-7-1-2 ویژگی ها و اختلال های همراه
افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی غالباً فاقد همدلی بوده و نسبت به احساسها، حقوق و رنجهای دیگران بی عاطفه و بدگمان هستند و برخورد تحقیر آمیز دارند. آنها ممکن است خودارزیابی کاذب و مغرورانه ای داشته باشند (برای مثال، احساس کنند که کار معمولی در شأن آنها نیست و یا توجه واقع بینانه ای نسبت به مسایل جاری یا آینده ی خود نداشته باشند) و امکان دارد به شدت خودرأی ، متکی به خود و یا از خودراضی باشند. آنها ممکن است جاذبهی درو غین و سطحی داشته و کاملاً حراف و دارای قدرت کلامی خوبی باشند (برای مثال، با بهره گرفتن از اصطلاحات فنی یا اصطلاحات تازه، فردی را که با آن مطالب آشنایی ندارد تحت تأثیر قرار می دهند). فقدان همدلی، خودارزیابی کتذب و جاذبهی سطحی و ظاهری، ویژگیهایی هستند که به طور رایج در تعاریف سنتی جامعه ستیزی گنجانده شده و ممکن است به ویژه در تشخیص اختلال شخصیت ضداجتماعی در زندان و یا موقعیتهای پزشکی قانونی که در آنها اعمال جنایی، بزهکارانه یا پرخاشگری احتمالاً غیر اختصاصی هستند، به کار روند. این افراد ممکن است همچنین در روابط جنسی خود غیر مسئولانه و استثمارگر باشند. آنها ممکن است سابقهی روابط جنسی با افراد بسیاری را داشته یاشند و امکان دارد هرگز یک رابطه ی تک همسری را ادامه ندهند. این افراد ممکن است به عنوان والدین، غیرمسئول باشند که این امر با سوء تغذیه ی کودک، یک بیماری در کودک که از فقدان حداقل امکانات بهداشتی ناشی می شود؛ وابستگی کودک هنگامی که فرد، بیرون از منزل است یا هدر دادن پول مورد نیاز برای ضروریات منزل، مشخص می شود. این افراد ممکن است با بیآبرویی از خدمت نظام اخراج شوند، ممکن است نتوانند خود را اداره کنند، امکان دارد فقیر و یا حتی بی خانمان شوند و یا سالهای زیادی را در مؤسسات کیفری سپری نمایند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی بیشتر از جمعیت کلی احتمال دارد که به راه های خشونت بار (برای مثال خودکشی، سوانح، دیگرکشی) پیش از موقع بمیرند (نیکخو 1389، 1029).
افراد مبتلا به این اختلال ممکن است همچنین دچار ملال شوندکه شامل شکایتهای مربوط به تنش، ناتوانی در تحمل یکنواختی، و خلق افسرده است. آنها ممکن است به اختلالهای اضطرابی، اختلالهای افسردگی، اختلالهای مرتبط با مواد، اختلال جسمانی کردن، قمار بازی بیمارگون و سایر اختلالهای کنترل تکانه نیز دچار باشند. همچنین افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی اغلب دارای آن دسته از ویژگیهای شخصیتی هستند که با ملاکهای سایر اختلالهای شخصیت به ویژه اختلال شخصیت به ویژه اختلال شخصیت مرزی، نمایشی و خودشیفته مطابقت می کنند. احتمال پدیدار شدن اختلال شخصیت ضداجتماعی در زندگی بزرگسالی هنگامی بیشتر می شود که فرد شروع زئدرس اختلال سلوک (قبل از سن 10 سالگی) و اختلال کاستی توجه – بیش فعالی را به طور توأم داشته باشد. بد رفتاری با کودک و یا غفلت از کودک، فرزند پروری بی ثبات یا متغیر یا انظباط والدینی متناقض، ممکن است احتمال تبدیل شدن اختلال سلوک به اختلال شخصیت ضداجتماعی را افزایش دهد.
2-7-1-3 ویژگی های خاص وابسته به فرهنگ، سن و جنسیت
ظاهراً اختلال شخصیت ضداجتماعی با وضعیتهای اجتماعی – اقتصادی پائین و موقعیتهای شهری ارتباط دارد. در مورد این تشخیص، نگرانیهایی به وجود آمده مبنی بر اینکه این تشخیص ممکن است به اشتباه در مورد افراد و موقعیتهایی به کار رود که در آنها رفتار ضداجتماعی ظاهراً ممکن است بخشی از یک راهبرد محافظتی برای ادامه ی زندگی باشد. در ارزیابی صفات ضداجتماعی، در نظر گرفتن زمینهی اجتماعی و اقتصادی که رفتارها در آن رخ می دهند، برای متخصص بالینی سودمند است.
طبق تعریف، تشخیص شخصیت ضداجتماعی را نمی توان تا قبل از سن 18 سالگی عنوان کرد. اختلال شخصیت ضداجتماعی در مردان شایعتر از زنان است. این احتمال وجود دارد که تشخیص اختلال شخصیت ضداجتماعی در زنان کمتر مطرح شود که علت آن بویژه تأکید بر جنبه های پرخاشگرانه در تعریف اختلال سلوک است (نیکخو 1389، 1030).
2-7-2 اختلال شخصیت مرزی
2-7-2-1 ویژگی های تشخیصی
ویژگی اصلی اختلال شخصیت مرزی، یک الگوی فراگیر بی ثباتی در روابط بین فردی، خودانگاره ، عواطف و تکانشگری بارز است که اوایل بزرگسالی آغاز و در زمینه های گوناگون ظاهر می شود.
افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، کوششهای بی وقفه ای را برای اجتناب از طرد و رها شدگی خیالی یا واقعی انجام می دهند. ادراک جدایی یا طرد قریب الوقوع و یا فقدان ساختار بیرونی ممکن است به دگرگونیهای عمیقی در خودانگاره، عاطفه، شناخت و رفتار منجر شود. این افراد، حساسیت زیادی به شرایط محیطی دارند. آنها ترسهای شدید مربوط به طرد و رها شدگی و خشم نامناسب راحتی در حین مواجهه با یک جدایی کوتاه مدت واقع گرایانه و یا هنگامی که تغییرات غیرقابل اجتناب در نقشه ها پیش میآید، تجربه می کنند (برای مثال، ناامیدی ناگهانی در واکنش به اعلام پایان وقت جلسهی مصاحبه از جانب متخصص بالینی؛ وحشت یا خشم زیاد هنگامی که فرد مورد نظر آنها چند دقیقه تأخیر دارد و یا اینکه قرار ملاقات را بر هم میزند). این افراد ممکن است بر این باور باشند که «رهاشدگی یا طرد» به طور تلویحی به این معناست که آنها «بد» هستند. این این ترسهای رهاشدگی با عدم تحمل تنهایی و نیاز به بودن با دیگران رابطه دارد. کوششهای بی وقفه ی آنها برای اجتناب از طرد و رهاشدگی، ممکن است شامل اعمال تکانشی همچون آسیب زدن به خود یا رفتارهای انتحاری باشد که به طور جداگانه در ملاک 5 توصیف شده اند (نیکخو 1389، 1032).
افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، الگویی از روابط بی ثبات و شدید دارند. آنها ممکن است در ملاقاتهای اول یا دوم، حامیان بالقوه یا دلدادگانی را به صورت ایده آل در ذهن خود مجسم کنند؛ ممکن است مایل باشند وقت زیادی را با یکدیگر سپری کنند، و در اوایل برقراری روابط از جزئیات بسیار خصوصی یکدیگر مطلع گردند. با وجود این آنها ممکن است به سرعت از چنین اندیشه ای منصرف شده و به این نتیجه برسند که از دید دیگران فاقد ارزشند و احساس کنند که طرف مقابل آنها به اندازه ی کافی به فکرشان نبود و بخشنده و شایسته نیست. این افراد می توانند با دیگران همدلی کرده و نسبت به آنها محبت کنند ولی تنها بر اساس این انتظار که در صورت نیاز، طرف مقابل آنها نیز برای برآورده ساختن خواستههای آنان «بخشنده» خواهد بود. این افراد برای تغییر دادن ناگهانی و چشمگیر عقیده ی خود نسبت به دیگرانی که ممکن است به طور متناوب به عنوان حامیان نیکوکار یا تنبیه کننده های بیرحم در نظر گرفته شوند، آمادگی دارند. این دگرگونیها اغلب بازتاب سرخوردگی از یک حامی است که ویژگیهای مهرورزی او به صورت ایدهآل تصور شده و یا طرد و جدایی از جانب او مورد انتظار است.
ممکن است یک اختلال هویت وجود داشته باشد که با خود انگاره یا درک کاملاً بی ثبات از خود مشخص می شود. در خود انگاره دگرگونیهای چشمگیر و ناگهانی وجود دارد که با

پایان نامه : رضایت زناشویی

رضا (ع) کرمانشاه با هدف بررسی ارتباط رضایت از تن انگاره با درماندگی روان شناختی، نتایج نشان داد تصویر بدن با درماندگی روانشناختی رابطه مثبت ومعنی‌دار دارد و نارضایتی از تن انگاره با درماندگی روان شناختی همراه است. وزنان جوان مشکلات بیشتری را در این زمینه تجربه می‌کنند.

پورسردار وهمکاران (1391) در پژوهشی توصیفی-مقطعی با عنوان تأثیر شادی بر سلامت روانی ورضایت از زندگی انجام دادند، یافته‌ها بیانگرمعنا‌دار بودن نقش واسطه‌ای سلامت روان در رابطه با شادی ورضایت از زندگی بود.
کیمیایی وهمکاران (1392)در پژوهشی توصیفی از نوع همبستگی که بین دانشجویان متاهل ساکن خوابگا‌های دانشگاه فردوسی مشهد، با عنوان تن انگاره، رضایت جنسی ورابطه آن با رضایت زناشویی انجام دادن، نتایج نشان دادرضایت از تن انگاره با رضایت زناشویی ورضایت جنسی با رضایت از تن انگاره، با یکدیگر ارتباط مثبت ومعنی‌دار دارند.
2-3-2- مطالعات خارجی
رولاند و ردشاو (2012) در مطالعه‌ای باتوجه به مشکلات فیزیکی و روانی پس از زایمان، از طریق نظرسنجی عمومی از5332 زن انگلیسی، به بررسی نوع زایمان وسلامت جسمانی وروانی زنان پس از زایمان پرداختند، نتایج نشان داد زنانی که زایمان طبیعی داشتند از نظر میانگین نمره عملکرد جسمی ازنسبت به سزارین بالاتر بودند.
لوری کارتر و همکاران (2010) در مطالعه ای با عنوان، تن انگاره ورضایت بدن، باتوجه به نژاد، درچاقی پس از زایمان مادران، به این نتیجه رسیدند، که تفاوت‌‌های زیادی دردوره پس از زایمان از نظر وزن، تصویر ایدآل بدن ورضایت از بدن وجود دارد وتوصیه کردند مراقبین بهداشت مادران بایددر طراحی برنامه‌‌های بهداشتی به این امر توجه کنند.

آنگلوریتا وهمکاران (2014) درمطالعه‌ای به بررسی وضعیت بدن وافسردگی پس از زایمان پرداختن، یافته‌ها ارتباط آماری معنی‌داری بین افسردگی پس از زایمان وشدت درد دربالای کمرنشان داد، همچنین بین افسردگی پس از زایمان ووضعیت چیدمان بدن (وضعیت طبیعی بدن) همبستگی وجود دارد. یعنی هرچه تغییرات وضعیت طبیعی بدن در دوره پس از زایمانبیشتر باشد احتمال افسردگی بیشتر خواهد بود.
در مطالعه گربرو همکاران (2003) ارتباط بین نوع زایمان وسلامت عمومی در زنان نخست زا درطی 7 هفته پس از زایمان مقایسه گردید. براساس نتایج این مطالعه، نمره حیطه‌‌های مختلف سلامت عمومی درزنان با زایمان طبیعی بالاتر از زنان با زایمان سزارین بود.
سیمون وهمکاران (2003)، در مطالعه‌ای به بررسی 130زن درمدت6 هفته و8 هفته بعداز زایمان، پرداختند که نتایج نشان دادکه سن ونوع زایمان در کیفیت زندگی آنها تأثیری نداشته است.
در مطالعه جینسن وهمکاران (2007)، بر روی کیفیت زندگی زنان بعداز زایمان، بین میانگین نمره حیطه جسمی در6 هفته بعداز زایمان درگروه زایمان طبیعی وسزارین اختلاف آماری معنی دار یافت نشد، اما 8 هفته پس اززایمان میانگین نمرات خستگی، کمردرد، دردمعده، درد محل بخیه زنی، یبوست وسوزش ادرار در گروه زایمان سزارین بالاتر اززایمان طبیعی بود. هرچند این اختلاف معنی دار نبود، اما خستگی ودرد موجب کاهش تمرکزحواس وضعف می‌شد.
سیمون وهمکاران (2002) در مطالعه بر روی 60 زن با زایمان طبیعی وسزارین، کیفیت زندگی پس از زایمان را با بهره گرفتن از فرم SF-12 بررسی کردند وبه این نتیجه رسیدند که سن، تعدادزایمانونوع زایمان برکیفیت زندگی بی‌تأثیر است.
فاستروهمکاران (2003)، دربررسی انجام گرفته در مورد ارتباط تصویر بدن بارابطه مادر-جنینی وتغذیه باشیرمادردریافتندکه زنانی که رضایت بیشتری از شکل بدن خود داشتند تمایل بیشتری در تغذیه با شیر مادر دارندوهمین زنان همبستگی بیشتری با نوزادشان داشتند.
سوورد وهمکاران (2011) در پژوهشی مروری با عنوان «آیا نوع زایمان در افسردگی پس از زایمان در 6 هفته اول مؤثر است؟» به بررسی چند پژوهش متاآنالیزدر این زمینه پرداختند وبه این نتیجه رسیدندکه در مطالعات مختلف عوامل متعدد برای افسردگی پس از زایمان ذکرشده اما توجه کمتری به روش زایمان شده استوتفاوت قابل ملاحظه دریافته‌ها وجود داردکه آنهارامی‌توان به علت عوامل اندازه گیری نشده‌ای قلمدادنمودکه ممکن است اثر وضع حمل و متغیر‌های بالقوه میانجی رامعتدل نماید.

فصل سوم:
روش تحقیق

3-1- مقدمه
تحقیق وپژوهش واژه‌‌های آشنا برای همه افراد هستند.واژه تحقیق در لغت به معنای درست وراست گردانیدن، رسیدگی، پژوهش، یافتن یا جستجو ومطالعه حقیقت یا واقعیت است، ازنظر روش شناختی می‌توان تحقیق را به روش‌های مختلف تعریف نمود که برخی از این تعاریف به قرار زیر است
هرگونه تلاشی جهت پاسخ به مجهولات وگسترش معلومات.
جمع آوری، بررسی وتفسیرسازمان یافته داده هابه منظورپاسخ به یک سؤال یا یک فرضیه یا حل مشکل خاص (تعریف سازمان جهانی بهداشت).
عملی منظم که در نتیجه آن پاسخ‌هایی برای سؤالات مندرج درموضوع تحقیق بدست خواهد آمد.
فرایندی دقیق، منظمومنطقی جهت دستیابی به حقایق، تولید دانش نو در ارتباط با زندگی ویا اصلاح دانش موجود.
به کار گرفتن روش‌های منطقی ودقیق برای کشف حقیقت که پژوهنده طی آن سعی دارد واقعیت‌‌های پیرامون خود رابه طور درست شناخته وروابط حاکم بین امور راپیدا نماید ودر نهایت، پاسخ سؤالات خود را یافته وراه حل مشکل ومسأله راپیدا کند.
البته تحقیق تنها در پی کشف حقیقت نیست بلکه در جستجوی کشف رابطه بین حقایق وتأیید آن هانسبت به موقعیت‌های خاص وافراد متفاوت در زمان‌های مختلف است. بنابراین انچه در تحقیق مهم است اینه که هدف از تحقیق در زمینه‌‌های مختلف در غالب یک فرایند صحصیح وعلمی مورد توجه قرارگیرد. بطور کلی هدف از تحقیق در سیستم‌‌های بهداشتی ارتقای سلامت است (محمدپور، ابراهیم زاده وکیان مهر1391). باتوجه به این مفاهیم در فصل حاضر به نوع روش تحقیق متغیرها، فرضیات تحقیق، جامعه آماری، روش نمونه گیری، ابزار نمونه گیری، اعتبارو روایی وسیله تحقیق وروش‌های پردازش وتجزیه وتحلیل داده‌ها پرداخته شده است.
3-2- روش پژوهش
تحقیق حاضر، با توجه به موضوع آن، مطالعه‌ای مقطعی، علی – مقایسه ای وهمبستگی می‌باشد.
مطالعات مقطعی یکی از انواع مطالعات است که درآن تغییراتی که در یک گروه منتخب بوجود می آید و علت آن تغییرات، در دوره زمانی مشخص بررسی می‌شود .
روش های علی- مقایسه ای یاروشهای پس- رویدادی معمولابه تحقیقاتی اطلاق می شودکه درآنهاپژوهشگرباتوجه به متغیروابسته به بررسی علل احتمالی وقوع آن می پردازد. به این روشها پس-رویدادی نیزگفته اند زیراعلت ومعلول(متغیرمستقل ووابسته) پس از وقوع مورد بررسی قرارمی گیرند(سرمد، بازرگان وحجازی 1377).
تحقیق توصیفی یا غیر آزمایشی شامل مجموعه روش‌هایی است که هدف انها توصیف کردن شرایط یاپدیده‌‌های مورد بررسی است. اجرای تحقیق توصیفی می‌تواند صرفا برای شناخت بیشتر شرایط یا یاری دادن به‌فرایند تصمیم گیری باشد (محمد‌پور، ابراهیم زاده وکیان مهر1391).
تحقیق همبستگی: یکی از انواع روش‌های تحقیق توصیفی است. هنگامی که محقق دو یا چند دسته از اطلاعات مختلف مربوط به یک گروه نمونه را در اختیار دارد، می‌تواند از این روش تحقیقی استفاده کند. چرا که این روش برای مطالعه میزان تغییرات دریک یا چند عامل دراثرتغییرات یک یا چند عامل دیگراست در این نوع تحقیق رابطه میان متغیر‌ها براساس هدف تحقیق تحلیل می‌گردد(محمد پور، ابراهیم زاده وکیان مهر1391).
3-3- جامعه آماری
جامعه آماری، کلیه عناصر وافرادی که در یک مقیاس جغرافیایی مشخص دارای یک یا چند صفت مشترک باشند. هرچه جامعه آماری کوچکتر باشد می‌توان آنرا دقیق تر از یک جامعه آماری بزرگتر مورد مطالعه قرار داد. به عبارت دیگر جامعه عبارت است از گروهی، از افراد، اشیاء یا حوادث که حداقل دارای یک صفتیا ویژگی مشترک هستند، در پژوهش مفهوم جامعه به همه افرادی اطلاق می‌شود که عمل تعمیم پذیری درمورد آنها صورت می‌گیرد (دلاور1391). جامعه آماری عبارت ازمجموعه ای از افرادیا واحدها که دارای حداقل یک صفت مشترک باشند (سرمد، بازرگان وحجازی 1377). جامعه آماری این تحقیق راکلیه زنان نخست زای 35- 18 سال، مراجعه کننده به مراکز خدمات بهداشتی درمانی شهرستان ایوان ویکی از مراکز بهداشتی شهر ایلام تشکیل داده است.
3-4- روش نمونه گیری وحجم نمونه
نمونه گیری یعنی انتخاب تعدادی از افراد، حوادث واشیا از یک جامعه‌ی تعریف شده، بعنوان نماینده آن جامعه. نمونه عبارت از انتخاب درصدی از یک جامعه بعنوان نماینده آن جامعه. به منظور انجام پژوهش حاضربا توجه به در دسترس نبودن جامعه مورد نظروبا استناد به این مطلب که در پژوهش‌های توصیفی نمونه‌ای به حجم حداقل 100 نفر ضروری است ودر پژوهش‌هایی از نوع همبستگی حداقل حجم نمونه 50 نفربرای بیان چگونگی رابطه ضرورت دارد (دلاور1379). لذا در این تحقیق روش نمونه گیری مبتنی بر هدف بوده وتعداد 100نفر زن، به شیوه نمونه گیری در دسترس مبتنی بر هدف، به شرط داشتن معیار‌های ورود به پژوهش مانند سن 35-18 سال، متاهل بودن، نخست زا، نوع زایمان انتخابی، وزن نوزاد طبیعی، تغذیه با شیر مادر، دریافت مراقبت‌‌های دوران بارداری، عدم استفاده از سیگارومواد مخدر، نداشتن معلولیت جسمی، نداشتن سابقه بیماری روانی، نداشتن مشکلات طبی ومامایی شناخته شده، نداشتن تجربه رویداد استرس‌زا در 6ماه قبل از زایمان، عدم مرگ نوزاد، عدم ترک همسر، سوادخواندن ونوشتن، انتخاب شدند.
در نمونه گیری مبتنی بر هدف یعنی اگر براساس ضرورت وبر مبنای شناخت قبلی یا با هدف خاصی نظرات یا خصوصیات برخی افراد جامعه مهم باشد از این روش استفاده می‌شود. ازجمله ویژگی‌های این روش این است که در پاسخ به این سؤال که نمونه نماینده جامعه هست یا نه صرفاً شناخت محقق ملاک عمل است. دوم گروه خاصی مدنظراست و جامعه مورد نظر پراکنده است (محمدپور، ابراهیم زاده وحجازی1391).
3-5-متغیر‌ها ابزار و اندازه گیری آنها
ویژگی‌هایی که پژوهشگران، مشاهده واندازه گیری می‌کنند متغیرنامیده می‌شوند. واژه متغیر به ویژگی‌هایی اطلاق میشود که بیش ازیک ارزش به آنها اختصاص داده می‌شودو تغییرات راازفردی به فردی یااز شیئی به شیئی دیگرنشان می‌دهند.متغیر براساس نقشی که در پژوهش بر عهده دارد به دو دسته متغیرمستقل (تأثیر‌گذار)ومتغیروابسته (تأثیرپذیر)تقسیم می‌شوند، متغیرمستقل، متغیرپیش فرض است وازطریق آن، تغییرات متغیر وابسته اندازه گیری وتعیین می‌شود (دلاور1391).
دراین پژوهش نوع زایمان (سزارین یا طبیعی) متغیرتأثیرگذار(مستقل)در نظرگرفته شدوتن انگاره زنان و کیفیت زندگی آنها متغیرتأثیر‌پذیر(وابسته)فرض شده است.
ابزار اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه بود.پرسشنامه عبارت از مجموعه ای ازپرسش‌ها که بصورت باز یا بسته (دارای مقیاس) طراحی شده‌اندتاوضعیت نگرش افراد رانسبت به یک واقعیت ازطریق آن ارزیابی شود، تکمیل آن می‌تواند بصورت مراجعه شخصی، پستی یا تلفنی باشد. شرکت کنندگان در این پژوهش، فرم مشخصات دموگرافی و پرسشنامه اختصاصی کیفیت زندگیSF-36و پرسشنامه چند بعدی نگرش فرد در مورد تصویر بدن خود را کامل کردند.
3-5-1- پرسشنامه اختصاصی کیفیت زندگی (SF-36)
این پرسشنامه مشتمل بر 36 عبارت بوده وکیفیت زندگی رادرهشت بعد عملکرد جسمی، نقش جسمی، درد جسمی، سلامت عمومی، خستگی یا نشات، عملکرد اجتماعی، عملکرد عاطفی وسلامت روانی می‌سنجد. بعد جسمانی (10 عبارت)، ایفای نقش جسمی (4 عبارت)، درد‌های بدنی (2 عبارت)، سلامت عمومی (5 عبارت)، خستگی یا نشاط (4 عبارت)، ایفای نقش عاطفی (3 عبارت)، عملکرد اجتماعی (2 عبارت)وسلامت روانی (5 عبارت) است که کیفیت زندگی افرادرامورد ارزیابی قرارمی‌دهد (عبارت شماره 2 درهیچ یک اززیر مقیاس‌ها قرار نگرفته وفقط وضعیت سلامتی فردراطی دوره یک ساله بررسی می‌کند). دامنه امتیازات ازصفر تا 100بوده ونمره بالاترنشان دهنده کیفیت زندگی بهتر است.امتیاز هربعد با امتیاز عنوان‌ها در آن بعد مشخص می‌شود. پایایی وروایی نسخه فارسی این پرسشنامه در ایران تأیید شده است (9/0- 7/0= r).
3-5-2- پرسشنامه چند بعدی نگرش فرد در مورد تصویر بدن خود

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

این پرسشنامه شامل 68 عبارت است که در سه مقیاس تصویر بدن افرادرا می سنجد.
1. مقیاس مربوط به خود بدن (همه سؤالات بجزشماره سؤالات ارائه شده دردو خرده مقیاس زیر)را شامل می‌شود، دراین مقیاس سه بعد جسمانی غالب هستند: ظاهربدنی، تناسب بدنی و سلامتی، که هرکدام ازاین قسمت‌ها شامل دو حیطه ارزیابی وآگاهی می‌باشد. ارزیابی ازظاهروآگاهی ازظاهر، ارزیابی تناسب بدنی وآگاهی از تناسب بدنی، ارزیابی سلامتی وآگاهی ازسلامتی. هر کدام ازاین حیطه‌ها 5 نمره دارد، نمره 1 برای کاملاً مخالف ونمره 5 برای کاملاً موافق در نظر گرفته شده است. امتیاز بالاتر نشان دهنده ی رضایت بیشترمی‌باشد.
2. مقیاس رضایت ازبخش‌های مختلف بدنی (سؤالات 60 تا 68)، این مقیاس شامل صورت، بالاتنه، میان تنه وپایین تنه، قوام عضلات، وزن وقدوظاهرکلی می‌باشد که امتیاز 1 برای حالت کاملاً ناراضی وامتیاز 5 برای حالت کاملاًراضی، محاسبه شده است.
3. مقیاس مربوط به نگرش فرد درباره وزن (سؤالات 20، 56، 57، 58، 59، 66). این مقیاس شامل دو زیر مجموعه است:
1. مشغولیت فکری با اضافه وزن که امتیاز بیشتر، نشان دهنده نگرانی بیشتر فرد است.
2. ارزیابی وزن خودکه امتیاز 1، نشان‌دهنده کمبود وزن وامتیاز 5، نشان‌دهنده اضافه وزن است.
روایی بخش‌های اصلی پرسشنامه توسط برون، کش و میولکا (1990) مورد بررسی قرارگرفت وتأیید شد. همچنین پایایی آن81/0 گزارش شد.
این پرسشنامه در افراد 15 سال به بالا قابل استفاده بوده وبرای ارزیابی کودکان مناسب نمی‌باشد. اگرچه پژوهشگران همه 68 ماده را اجرا می‌کنند، ولی بخش‌هایی مانند مقیاس ارزیابی تناسب بدنی وسلامتی را می‌توان با هم ودر یک میانگین در نظر گرفت، در مورد مقیاس آگاهی از تناسب وسلامتی نیز می‌توان به همین صورت عمل کرد (کش ومیولکا وبرون1990).
3-6- قلمرو پژوهش
3-6-1- قلمرو مکانی
مکان اجرای پژوهش، مراکزبهداشتی ودرمانی، ارائه کننده خدمات بعداز زایمان در شهر ایوان و شهر ایلام بود.
3-6-2- قلمرو زمانی
نمونه گیری درفاصله شهریورماه تا اسفندماه سال 92 انجام شد، پژوهشگر با اخذ مجوزومراجعه به مراکز بهداشتی درمانی از میان زنانی که برای دریافت خدمات پس از زایمان مراجعه می کردند، کسانی را که شرایط ورود به نمونه را دشتند، با رضایت خود وارد مطالعه شدند، سپس نحوه تکمیل پرسشنامه‌ها به آنها آموزش داده شد، آنگاه پرسشنامه به آنها ارائه شد وهر یک از افراد بصورت خود اظهاری به پرسشنامه‌ها پاسخ دادند.و پرسشنامه‌ها جمع آوری شد. تعداد 100نفراز زنان نخست زا (50 نفر سزارین و50 نفر زایمان طبیعی) که در فاصله 2 تا 8هفته پس از زایمان قرارداشتند، فرم مشخصات دموگرافی و پرسشنامه کیفیت زندگی و پرسشنامه تن انگاره را پاسخ دادند.
3-7- شیوه تجزیه وتحلیل
در تحلیل داده‌ها زنان در دو گروه زایمان طبیعی وسزارین تقسیم شدند، شرکت کنندگان از نظر سن، تعداد زایمان وتحصیلات همگن شدند. داده‌‌های این پژوهش با بهره گرفتن از روش‌های آمار توصیفی وتحلیلی میانگین وانحراف معیاروجدول توزیع فراوانی وآزمون‌های آماراستنباطی، تی مستقل، من ویتنی، کای دو، ضریب همبستگی پیرسون وبا استفاده از نرم افراز، اس پی اس اس 16، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت و (05/0 P)معنی دار در نظر گرفته شد.

فصل چهارم:
تجزیه وتحلیل آماری

4-1- مقدمه
دراین فصل یافته‌‌های پژوهش بصورت توصیفی، تحلیلی و براساس نتایج بدست آمده از تجزیه وتحلیل دادها بوسیله نرم افزار SPSS16 درقالب جداول وبصورت میانگین، انحراف معیار، فراوانی ونتایج آزمون‌های آماری تی مستقل وضریب همبستگی پیرسونبیان می‌شود. به این ترتیب که در ابتدا فرضیه مربوط مطرح شده وسپس جدول مربوط به آن ترسیم می‌شود، آنگاه در زیر جداول نتایج بدست آمده از مقایسه ی داده‌‌های جدول و نتایج آزمون‌های آماری مربوط به آن ذکرمی‌شود.

تحریف های شناختی

اکنون که بیمار درک کرد که افکار به هیجان ها منجر می شود به بررسی ارتباط بین هیجان ها و درد پرداخته شود . پژوهش ها و کارهای بالینی نشان می دهند که ارتباط بین هیجان های منفی ( مانند اضطراب و افسردگی ) و درد مزمن بسیار قوی است . در حقیقت افسردگی عامل رایج و مهم در تجربه درد مزمن است که با گزارش بالایی از درد ، تحمل پایین تر درد و ناتوانی زیاد ارتباط دارد. درصد زیادی از بیمارانی که به دنبال درمان برای درد مزمن هستند ، افسرده اند (مایکل فری 1999 ؛ به نقل از رابرت فرنام ،1384).

2-2-2-تحریف های شناختی:
خطاهای شناختی شیوه های فکرکردن براساس مفروضات اشتباه یا سوء تعبیرها است . پیش از آنکه یادبگیریم چگونه خطاهای شناختی را با فرایندی به نام “بازسازی شناختی”تصحیح کنیم ، شناخت انواع خطاهای رایج در فکرکردن می تواند کمک کننده باشد.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

فهرست خطاهای شناختی را با عبارات زیر معرفی کنید:
فهرست تحریف های شناختی (برگرفته از برنز ، 1999)
تفکر همه یا هیچ : وقتی فرد چیزها را درطبقه بندی های همه یا هیچ می بیند . برای مثال ، اگرعملکرد فرد کمی پایین تر از حد کمال قرار بگیرد فرد خود را کاملا شکست خورده می بیند .
تعمیم افراطی : وقتی که فرد یک رویداد منفی واحد را به عنوان یک الگوی پایان می بیند . برای مثال اگرفرد دریک مورد خوب عمل نکند فکر می کند در هیچ امری خوب نیست.
فیلتر ذهنی : زمانیکه فرد منحصرا جزئیات منفی را انتخاب می کند و بطورغیر قابل استثنا برآن تاکید می کند. بنابراین دید فرد از همه واقعیت ها تیره می شود. یک ضرب المثل خوب دراین زمینه این است که افتادن یک قطره جوهر کل رنگ آب لیوانرا تغییر می دهد.
دست کم گرفتن نکات مثبت:فرد با بی ارزش شمردن تجربیات مثبت ،اصرار بر مهم نبودن آنها دارد . کارهای خوب را بی اهمیت می خواند ،می گوید که هر کسی می تواند این کار را انجام دهد.
نتیجه گیری شتاب زده : زمانی که فرد یک واقعه را بطور منفی تفسیر می کند حتی اگردلایل معینی وجودنداشته باشد.
الف) ذهن خوانی:بدون بررسی کافی نتیجه می گیرد که کسی در برخورد با او واکنش منفی نشان می دهد .( مثلا آنها خسته اند ، آنها روز بدی داشته اند) .
ب) پیشگویی: وقتی که فرد پیش بینی می کند که اوضاع بر خلاف میل او خواهد بود .
نگاه دوتایی:وقتی که فرد اطلاعات را به گونه ای تحریف می کند که اجازه نمی دهد موقعیت را بطور واقع گرایانه ببیند.
الف)بزرگ نمایی:زمانی که فرد دراهمیت چیزها اغراق می کند.
ب) کوچک نمایی: وقتی که فرد به طور نامتناسب چیزها را کوچک می شمارد.
فاجعه سازی :زمانی که فرد پیامدهای شدید و ناگوار برای نتایج رویدادها پیش بینی می کند ، برای مثال رد کردن قرار ملاقات به معنای زندگی کردن در انزواست .
استدلال هیجانی: زمانی که فرد فرض می کند هیجان منفی لزوما چیزها را همانگونه که واقعا هستند منعکس می کنند. فرد ممکن است فکر کند”فرد آن را احساس می کند درنتیجه باید درست باشد” .
عبارات “باید دار”:وقتی فرد تلاش می کند خود را با بایدها و نبایدها برانگیزد. پیامد هیجانی این نوع اظهارات ، احساس گناه است. وقتی فرد اظهارات بایددار را به سمت دیگران هدایت می کند احساس خشم ، ناکامی و رنجش می کند.
برچسب زدن و برچسب اشتباه: این شکل شدید تعمیم بیش از حد است .فرد به جای توضیح دادن خطای خود ، برچسبی منفی به خود می زند : من ناکامم ، من احمقم. زمانیکه رفتار شخص دیگری به شکل بدی باعث آزردگی او می شود به شیوه ای اشتباه ، به او برچسب منفی میزند:” او احمق ” است . برچسب اشتباهی توصیح یک واقعه با زبانی بسیار پررنگ و لعاب است و بارهیجانی دارد: ” آن حادثه یک فاجعه کامل بود ” .
شخصی سازی:فرد خود را بی جهت مسئول حادثه ای قلمداد می کند که به هیچ وجه امکان کنترل آن را نداشته است . برای مثال :” فرد می گوید پسرش نمره خوبی نگرفته است چون من مادر بدی هستم” .
12- افکار ناسازگار : زمانی که فرد برچیزهایی تمرکز می کند که ممکن است در حقیقت درست باشد، اما با این وجود تمرکز مفرط بر آن کمک کننده نیست : ” زانوی من بعد از جراحی دیگرمانند قبل نیست” ،” دارم موهام رو ازدست می دهم”(برنز،1999).
شناسایی افکار و فرض ها
مدل آسیب شناختی بک ، روی نقش محوری تفکر در برانگیزش وابقای افسردگی ، اضطراب و خشم تاکید می کند(بک ، 1970 ، 1976 ؛ بک ، امری ، 1985 ، بک و همکاران ، 1979) .

سودمندی های شناختی ، باعث آسیب پذیری دربرابر رویدادهای منفی زندگی می شوند. دراین حالت بیشتراحتمال دارد که یک فقدان یا برخورد به مانعی در زندگی ، به شیوه ای اغراق آمیز ، شخصی شده ، و منفی تفسیر شود. برطبق مدل شناختی بک ، ارزیابی شناختی سطوح متعددی دارد. دراولین سطح ، افکارخودآیند قراردارند. این افکار خودانگیخته هستند، معتبربه نظر می رسند وبارفتارهای مسئله ساز یا هیجان های آشفته کننده همراهند. افکارخودآیند را می توان براساس نوع سویمندی یا تحریف خاصی که در آن ها وجود دارد دسته بندی کرد. مثلا ذهن خوانی ، شخصی سازی، برچسب زدن، پیش گویی ، فاجعه سازی و تفکر دوقطبی یا همه یا هیچ ( بک ، 1976 ؛ بک و همکاران ، 1985 ؛ بک، 1995 ؛ لیهی و هولاند ، 2000) .
افکارخودآیند می توانند درست یا غلط باشند . ممکن است این فکرخودآیند که ” او مرادوست ندارد” ، نوعی ذهن خوانی باشد ، یعنی فرد شواهدکافی برای رسیدن به این باورنداشته باشد ، اما درعین حال ممکن است ثابت شود که این فکر خودآیند درست است. آسیب پذیری هیجانیدرمقابل اینفکر، ناشی از فرض ها یا قواعد زیربنایی فرد برای مثال ، “برای این که ارزشمند باشم باید تایید و تحسین همگان را جلب کنم ” ، وطرحواره های شخصی زیربنایی وی برای مثال ، ” من دوست داشتنی نیستم ” ، یا” من بی ارزشم”، است. فرض ها یا قواعد ناسازگارانه زیربنایی ، نوعا ، بیش ازحد فراگیر و دست نیافتنی هستند و موجب آسیب پذیری فرد در مقابل دوره های افسردگی یا حالت های اضطرابی درآینده می شوند (پرسونز ومیراندا ، 1992).
بنابراین افرادی که معتقدند باید تایید همگان را به دست آورند ، درمقابل افسردگی واضطراب آسیب پذیرترند ، زیرا درنهایت نخواهند توانست به این استاندارد بالا دست یابند. ذهن خوانی و شخصی سازی موجود دراین افراد باعث می شود حتی زمانی که طردنشده اند ، چنین برداشت کنندکه طردشده اند. اطلاعات ورودی ، ازطریق کانال های افکارخودآیندهدایت می شوند ، مثلا”آیا او مراطرد کرد؟” و سپس درمرحله بعد براساس فرض های زیربنایی ارزشیابی می شوند ، مثلا ” من تایید نشدم ، پس یعنی بی ارزشم” . فرض های زیربنایی به طرحواره های شخصی ، مثلا” من دوست داشتنی نیستم” پیوند خورده اند. این پیوند به نوبه خود باور شخصی منفی را تقویت کرده و تایید مضاعفی بر عدم اعتماد او به دیگران و ترس وی ازدیگران است. طرحواره های شخصی منفی مثل “من دوست داشتنی نیستم ” ،” من بی ارزشم “و “من عیب و نقصی دارم” ، باعث می شود که توجه و حافظه فرد انتخابی عمل کنند. به بیان دیگر ، بیشتر احتمال دارد که این افراداطلاعاتی را بررسی ، تفسیریا یادآوری کنند که با طرحواره هایشان همخوان است و خود این فرایند توجه و حافظه انتخابی، به نوبه خود باعث تقویت بیشترطرحواره می شود. بدین ترتیب ، این موضوع که درسبک تفکر افسرده گون و مضطربانه ، فرددائما به دنبال اطلاعاتی است که طرحواره را تایید می کنند ، هم مبنای نظری دارد و هم شواهد پژوهشی . این مدل همخوان با متون علمی درباره ی توجه و حافظه ی زیربنای فرایندهای طرحواره ای است(سگال، ویلیامز ، و تیزدیل، 2002).
جالب است که توجه داشته باشیم ، نظریه های علمی نیزهمانند طرحواره های شخصی ، اغلب توسط پارادایم هایی هدایت می شوند که اطلاعات را سوء تعبیر کرده وبه آن ها درجهت تایید نظریه معنی میدهند و حتی درمقابل داده های مغایر با نظریه نیز خود را حفظ می کنند (کان6 ، 1970) . مدل شناختی درمان ، بر مدل جرج کلی7 (1955) یعنی مدل انسان به عنوان دانشمند مبتنی است. برطبق این مدل انسان ها می‌توانند سازه های شخصی خویش یا باورهایشان را شناسایی کرده و آن ها را بیازمایند. مدل شناختی فعلی که توسط بک و همکارانش پایه گذاری شده است بر آن جنبه ازتفکر داشمند گونه تاکید دارد که در جستجوی شواهدی برای سست کردن باور فرد یا نشان دادن اشتباه بودن باور است . به بیان دیگر دراین مدل آزمودن این که چگونه دنبال شواهدی برای تایید آن باور بود ، حائز اهمیت است . فرد افسرده به صورت انتخابی ، براطلاعاتی متمرکز می شود که با حالت منفی احساس افسردگی وی همخوان است وشواهد ناهمخوان با افسردگی را نادیده می‌گیرد . مدل شناختی در پی آزمودن هردو نوع شواهد( همخوان و ناهمخوان با احساس افسردگی) است(پوپر، 1959).
3-2-پیشینه تحقیق:
با توجه به موضوع تحقیق که به بررسی نقش طرحواره های ناسازگار اولیه و تحریف های شناختی در بیماران سرطانی می پردازد تحقیقات انجام شده در گذشته بر اساس دسته بندی زیر ارائه می گردد:
الف)طرحواره های ناسازگار اولیه و بیماریهای جسمی و روان تنی
-در بررسی کوهن و کوتن(2006 ) بر روی بستگان بیماران سرطانی در اسرائیل نیز نشان داد که مداخلات شناختی توانسته است میزان سازگاری بستگان بیماران سرطانی را با بیماری به شکل معنی داری افزایش دهد .
-همچنین گراس و همکاران (2004) نشان دادند که از میان 277 بیمار سرطانی مورد مطالعه ، 34% در مقیاس اضطراب و افسردگی بیمارستانی نمرات بالا کسب کردند،همچنین ارتباط معنی داری بین نمرات این مقیاس و فهرست نگرانی سرطان و مقیاس سازگاری با سرطان مشاهده شد ، شیوه های مقابله این بیماران عبارت بودند : تقدیر گرایی ، اجتناب و کناره گیری نو میدانه .
-همچنین بررسی اوتیس ،رید و کرنز(2005) نشان داد در کسانی که دردهای مزمن همچون میگرن،فشار خون و درد های معده را تحمل می کنند باورهای بنیادین محرومیت هیجانی و آسیب پذیری بیشتر از طرحواره های دیگر نیاز به مدیریت دارد.ایشان سبک شناخت درمانی را برای مدیریت این بیماران در نظر گرفته و نتایج درمانی موثری مشاهده گردید.
ب) طرحواره های ناسازگار اولیه و بیماریهای روانشناختی
-لیلی جانا و سوستاریک (2004) در بررسی خود به این نتیجه رسیدند که بین راهبردهای مقابله با استرس و شروع سرطان ، پیشرفت یا عود آن ارتباط وجود دارد به همین منظور در بررسی روند مقابله با بیماری مداخلات روانی ، اجتماعی می تواند تاثیر مهمی در کیفیت زندگی این بیماران داشته باشد .
-همچنین در بررسی دیگر یونسی و میر افضل و تویسر کانی (2012) در بررسی تفکر ناکارآمد بین بیماران سرطانی و روش های جدید برای افزایش سازگاری روان شناختی بیماران به این نتیجه رسیدند که تفکر قطعی یکی از تحریف های شناختی عمده بیماران سرطانی است. این نوع تفکر موجب می شود تا امکان هر نوع نتیجه گیری مطلوب را از فرد جدا کند نتایج نشان داد که استفاده از ایمان در دیدگاه اسلامی برای به چالش کشیدن این باور ناسازگار بسیار موثر است .
-کوواکس و بک )1978( و چرچارد) 1991( نیز عنوان نمودند که افسردگی پیش از اینکه اختلال در خلق یا هیجان باشد اختلال در تفکر است (رضایی ، 1382) .
-در بررسی دیگری پینتو- گوویا و همکاران (2006) به بررسی طرح واره‌های ناسازگار اولیه در اضطراب اجتماعی پرداخته‌اند در این پژوهش با مشارکت 62 بیمار اضطراب اجتماعی و 41 بیمار از سایر اختلالات طبقه اضطرابی و 55 نفر بهنجار محققین به این نتیجه رسیده‌اند که تعداد طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه در اختلالات اضطرابی به طور معنی داری از گروه کنترل بیشتر است.
– مطالعه‌ی موریس (2006)نیز بر جمعیت نوجوان غیر بالینی نشان داد که طرح واره‌های ناسازگار به انواع مختلفی از نشانگان روان شناختی، از جمله نشانگان اختلالات اضطرابی، افسردگی، رفتار مخرب، مشکلات خوردن و مصرف مواد مرتبط بودند ولی بیشترین طرح واره‌های یافت شده در نوجوانان غیر بالینی را ایثار، معیارهای سخت گیرانه، خود کنترلی ناکافی و خود نظم بخشی ناکافی گزارش کرد که همچنین متداول‌ترین طرح‌واره‌ها در جمعیت بزرگسالان غیر بالینی بوده‌اند (ریجکبور و همکاران 2005، والرو همکاران 2001، به نقل از موریس 2006).
– در یک بررسی دیگر پرایس (2007) طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه و مکانیزم‌های دفاعی را در افراد مبتلا به PTSD بررسی کرد این پژوهش باحجم نمونه 544 نفر و با پرسشنامه طرح واره ناسازگار یانگ (فرم کوتاه) انجام شد. نتایج این پژوهش نشان داد نمرات کل بیماران PTSD از گروه بهنجار به طور معناداری بالاتر بود و هم چنین طرحواره‌های نقص، شرم، وابستگی/ بی‌کفایتی، خود تحول نیافته/ گرفتار و شکست، پیش‌بینی کننده معنی‌دار در نشانه شناسی PTSD بودند.
-ماسن، پلاتز و تیسون (2005) روی مراجعه کنندگان(72= N) به مراکز بهداشت تحقیقی در مورد سبک‌های دلبستگی و طرح واره‌های ناسازگار تحقیقی انجام دادند ، هدف این تحقیق بررسی طرح‌واره‌های مرتبط با سبک‌های دلبستگی مشکل‌دار بود در این پژوهش طرح واره‌های بی‌اعتمادی، بدرفتاری، انزوای اجتماعی، نقص، شرم، وابستگی، بی‌کفایتی، رهاشدگی، استحقاق، اطاعت، ایثار، خویشتن‌داری و خود انضباطی ناکافی ارتباط معنی‌داری با سبک دلبستگی ناایمن داشت.
-تجارب اولیه منجر به شکل گیری مفاهیم منفی می شود( طرحواره ها) که راجع به فرد ، آینده ،جهان است. طرحواره ها اغلب به وسیله موقعیت های شبیه به شرایط به وجود آورنده آن فعال می شود(چرچارد ، 1991) . به موازات اینکه فعالیت های فرد افزایش می یابد طرحواره ها می تواند به وسیله افزایش نرخ موقعیت ها برانگیخته شوند هربار که طرحواره برانگیخته می شود منجر به افکار خود آیند منفی و خطاهای پردازشی سمیناتیک (تحریف های شناختی) می شود. علائم افسردگی به عنوان پیامدهای برانگیخته شدن این متغییرهای شناختی منفی نشان داده می شود (پینتو – گوویا و همکاران ،2006) .
ج)تحریف های شناختی و بیماریهای جسمی و روان تنی
-ساینا و زاینال (2010) در بررسی خود در مورده شیوه های مقابله با استرس ، افسردگی و اضطراب در بیماران سرطانی به این نتیجه رسیدند که کسانی که راهبردهای مقابله ای افراد بیمار سرطانی افسرده ، حس مقصر دانستن خود و همچنین متارکه رفتاری بوده است همچنین راهبرد مقا بله ای بیماران سرطانی مضطرب انکار بیماری و عدم جوشش رفتاری و همچنین باور آسیب به خود بوده است.
– در دیدگاه اکتاس و اوگسه (2005) نتایج در درمان بیماری سرطان نشان داد که تغذیه درمانی ، گیاه درمانی ، فعالیت های ورزشی ، هنر درمانی ، موسیقی درمانی ، رقص درمانی، یوگا و طب سوزنی توانسته است تاثیر مثبتی بر بیماران سرطانی داشته باشد در این میان با بررسی جامع تر رقص به عنوان یک بعد حرکت درمانی نشان داده شده است این شیوه می تواند تاثیرات جسمی ، عاطفی و شناختی خوبی بر بیماران داشته و به صورت یک طب مکمل روند فکری بیماران را بهبود می بخشد .
-اکسومی و پیت روبن(2004) در بیماران مبتلا به اختلال کرونری قلب و نابهنجاریهای قلبی به این تنیجه رسیدند که خطاهای شناختی همچون ندیدن جنبه های مثبت ،بزرگ نمایی و برچسب زدن یکی از موضوعات شایع این بیماران محسوب می شود.
-همچنین اکسلستون و همکاران(2002) در بررسی دردهای سرطانی در خانواده به این نتیجه رسیدند که تحریف های شناختی سیاه و سفید،تعمیم افراطی،برچسب زدن و بزرگ نمایی در والدین و نوجوانان خانواده هایی که یک بیمار سرطانی دارند وجود دارد.
-لیپون و همکاران(2001) نیز در بررسی درمان روانشناختی بیماران میگرن به این نتیجه رسیدند که بزرگ نمایی و ندیدن جنبه های مثبت از خطاهای شناختی شایع در بیماران مبتلا به میگرن محسوب می شود.
د)تحریف های شناختی و بیماریهای روانشناختی
– بریوین گرگوری ، لیپتون و بورگس (2010) نشان دادند که تصاویر غیر ارادی و خاطرات بصری در انواع بیماریها همچون اختلال استرس پس از سانحه ، اختلالات اضطرابی و افسردگی وجود دارد و با توجه به اینکه در بیماران خاص چنین آسیب های روانی وجود دارد انواع تصاویر

پایان نامه : کیفیت زندگی زنان-پایان نامه آماده

می‌گذاردوبیشتر احتمال دارد به رفتار‌های افراطی به منظور تطابق بدن با الگو‌های ایدال اقدام کنند. بنابر مطالعات سالیانه 52 زن بر اثرعمل جراحی، لیپوساکشن (برداشتن چربی) جان خود راازدست می‌دهند (نیک نژاد1383). گاهی عدم رضایت از بدن ونگرانی نسبت به آن منجر به اختلال روانی واختلال عملکرد می‌شود.

2-2-7-6-2- بارداری وزایمان ونقش آن در تصویربدن زنان
ازجمله رخداد‌های مهم در زندگی زنان بارداری وزایمان است که تغییرات جسمی وروانی زیادی برای مادر به همراه دارد، این تغییرات می‌تواند زندگی خانوادگی واجتماعی او را تحت تأثیر قرار دهد. بارداری دوران خاصی است که طی آن بدن دچارتغییرات زیادی می‌شود.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در طول حاملگی تغییرات اساسی درشکل ووزن بدن ایجاد می‌شود (باسکاگلیاواسکات ریس2003). بررسی‌ها نشان می‌دهد زنان در این دوره نگرش منفی نسبت به بدن خود پیدا می‌کنندواین نگرش منفی محدود به دوران بارداری نبوده واین زنان در آینده در معرض خطراتی چون چاقی، کاهش اعتماد به نفس، افسردگی و…قرار دارند.
نگرانی در مورد پایدار ماندن تغییرات ظاهری نامطلوب در دوران بعداز زایمان شامل نگرانی درباره بزرگ ماندن شکم، باقی ماندن لکه هاوتیرگی پوست و کاهش زیبایی شکم ازمهم‌ترین نگرانی‌‌های زنان است (گروسی، نعمت الهی ورفسنجانی1392).
مطالعه نوروزی وهمکاران نشان دادزنان باردار نگرش‌هایی مبنی برپایدارماندن تغییرات بدن در دوره بعداز زایمان تجربه می‌کنند وبرای بازگشت به فرم بدنی قبل از بارداری تصمیم به تغییر در زندگی ورفتار خودمی‌گیرند، بخصوص برای کسب رضایت همسر. آنها از جمله نگرانی‌ها را نگرانی درباره بزرگ ماندن شکم وکاهش زیبایی شکم ذکر کردندوازجمله تغییرات رفتاری، جهت کاهش تنش ناشی ازتغییرات بدن تصمیم برای رژیم گرفتن در دوران شیر‌دهی، انجام ورزش، پوشیدن لباس‌های تنگ، استفاده از لوازم آرایش، مراجعه به پزشک جهت درمان ذکر کردند (نوروزی1385).
در دوره بعد از زایمان بیشتر زنان مشکل اضافه وزن پیدا می‌کنند، همچنین ضعف بدنی وعضلانی بویژه در شکم ولگن خاصره از مشکلات شایع این دوره بشمار می‌رود (کائینی، نوروزی ووطنی1386).
عدم رضایت ازوزن وابعاد بدنی، احتمال رفتار‌های مخاطره آمیزاز نظر سلامتی مانندرژیم‌های غذایی نادرست ودر نتیجه دریافت ناکافی مواد مغذی را افزایش می‌دهد، یافته‌ها نشان می‌دهد بین تصویر ذهنی بدنی ودریافت مواد غذایی رابطه وجود دارد بطوری که میانگین مصرف همه گروه‌های غذایی در گروه با تصویر بدنی نامطلوب، کمترازگروه دیگراست (امیدواروهمکاران1381).
حاملگی ودوران بعداز زایمان زمانی است که تغییرات قابل ملاحظه‌ای در وزن، رضایت ازشکل بدن وعادات خوردن دربسیاری از زنان رخ می‌دهد (نوروزی1385).
این تغییرات می‌تواند ناشی ازعوامل متعدد باشد، نوع زایمان ممکن است از طریق تأثیر بر تصویر بدن یکی از عوامل زمینه‌ای یاتشدید کننده این تغییرات ورفتار‌های زنان در دوران بعداززایمان باشد.
دلمشغولی ودغدغه ذهنی وروحی، تصویرنامطلوب ذهنی از بدن وعدم رضایت از وضعیت جسمانی، زنان را درگیرمشکلاتی می‌سازد تا تمام انرژی ووقتشان را به خود معطوف نموده از دستیابی وحتی توجه به مسا ئل وموضوعات حیاتی‌تر زندگی بازداشته شوند، همچنین این موضوع می‌تواند برمیزان اعتمادبه نفس زنان وسلامت روانی واجتماعی آنان بسیار مؤثر باشد (کیوان آرا، حقیقیان وکاوه زاده1391). لذا شناسایی عوامل مؤثر بر تن انگاره منفی زنان دراین دوره وگسترش عوامل ورفتارهایی که همراه با تصویر ذهنی مثبت در خلال حاملگی و بعداز زایمان برای محققان و عاملان بهداشتی حائزاهمیت است.
2-3- پیشینه مطالعات
مطالعات درمورد کیفیت زندگی وتن انگاره بدلیل جدید بودن مفاهیم مزبور محدود است، بخصوص در ایران درحوزه کیفیت زندگی زنان وعوامل مؤثر برآن مطالعات زیاد نیست، در مورد تأثیر نوع زایمان برکیفیت زندگی زنان مطالعات بسیارمحدود است وتنها چند مطالعه درمورد کیفیت زندگی بعداز زایمان، استرس واضطراب بعداز زایمان ومسائل جنسی بعداز زایمان صورت کرفته است، همچنین مطالعات در مورد تن انگاره چه در سطح جهانی وچه در ایران بیشتر حول عوامل اجتماعی مؤثر برتصویر بدن واعمال جراحی زیبایمتمرکز است ومطالعات خارجی بدلیل تفاوت‌های فرهنگی وتفاوت در امکانات وابزار پزشکی قابل تعمیم در کشورما نیست. در ایران تنها چند مطالعه در مورد تن انگاره در دوران بارداری، ارتباط تن انگاره با درماندگی روانشناختی، ارتباط تن انگاره باعزت نفس، ارتباط تن انگاره با رضایت جنسی، انجام شده است، اما در موردتأثیر نوع زایمان بر تن انگاره زنان دردوران بعداز زایمان مطالعه‌ای یافت نشد وبرای اولین بار است که این موضوع در استان ایلام بررسی می‌شود. با توجه به مطالب بالا در ذیل به برخی مطالعات داخلی وخارجی در این زمینه ونتایج آنها اشاره می‌شود.
2-3-1- مطالعات داخلی
ترکان وهمکاران (2009) در مطالعه‌ای تحلیلی از نوع آینده نگرو بصورت همگروهی (50 نفرزایمان سزارین و50 نفرزایمان طبیعی)با بهره گرفتن از پرسشنامهSF-36، به بررسی مقایسه‌ای کیفیت زندگی در مادران در دو روش زایمان طبیعی وسزارین پرداختند، نتایج نشان داد که نمره گروه زایمان طبیعی 8-6 هفته پس از زایمان، در همه ابعاد به جزسلامت عمومی، بالاتر از گروه سزارین بود.
عابدیان وهمکاران (2010) در مطالعه‌ای کیفیت زندگی را در 155 نفر با زایمان طبیعی و145 نفر با زایمان سزارین مقایسه نمودند، در این پژوهش از پرسشنامه عمومی کیفیت زندگی طراحی شده توسط سازمان بهداشت جهانی استفاده شد ونتایج نشان داد که گروه زایمان طبیعی در 8-2 هفته پس از زایمان در حیطه‌‌های جسمی وروانی به طور معنی دار، نمره بیشتری دریافت کرداما در ابعاد اجتماعی وکلی دو گروه با هم تفاوتی نداشتند.
کرمی وهمکاران (1391) دربررسی مقایسه کیفیت زندگی وسلامت عمومی بعداز زایمان سزارین وطبیعی در زنان مراجعه کننده به مراکزبهداشتی ودرمانی خرم آباددر سال 90-1388 پرداختند داده‌ها با فرم اطلاعات دموگرافی وپرسشنامه سلامت عمومیو باپرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت گرد آوری وبا آمارتوصیفی وتحلیلی آنالیز شد. یافته‌ها نشان داد میانگین نمراتحیطه جسمی وروانی کیفیت زندگی تفاوت معنی‌داری دارد. شانس ایجاد علائم مرضی در زنان با زایمان سزارین سه برابر بیشتر از زنان با زایمان طبیعی بودو شانس ایجاد علائم مرضی در مقیاس شکایت جسمانی در زنان بازایمان سزارین، بیشتراز زنان طبیعی زا بود، در مجموع کیفیت زندگی در ابعاد مختلف آن وهمچنین سلامت عمومی مادران بازایمان طبیعی نمرات بهتر ومطلوب‌تری را نشان می‌دهد.
رحمانی وهمکاران (1390)در بررسی عوامل مستعد کننده افسردگی پس از زایمان، به مطالعه 560 زن مراجعه کننده به مراکز بهداشتی- درمانی تبریز در دو ماه بعد از زایمان پرداختند. نتایج آزمون کای دو، نوع زایمان وتعداد زایمان را بعنوان یکی از عواملی که ارتباط معنی داری با افسردگی بعداز زایمان دارد، نشان داد.
بیات وبیات (1389) درمطالعه‌ای به بررسی کیفیت زندگی مبتنی بر سلامت زنان در مناطق چهارگانه شهر مشهد پرداختند، در این مطالعه توصیفی –تحلیلی، داده‌ها به کمک پرسشنامه کیفیت زندگی توسط 320 زن ساکن در مناطق جهارگانه مشهد که بصورت تصادفی انتخاب شده بودند گردآوری شد. یافته‌ها نشان داد کیفیت زندگی زنان در بعد عملکرد جسمی بالاتر از بعد روانی بود، همچنین اختلاف معناداری بین حیطه عملکرد جسمی، مشکلات جسمی وسلامت عمومی وجود داشت.
مطالعه بهدانی وهمکاران (1384) در بررسی تأثیرعوامل مامایی وروانشناختی مؤثر بر سلامت روانی زنان پس از زایمان، به این نتیجه رسیدند که مجموعه عوامل روانشناختی، اجتماعی ومامایی برسلامت روانی مادران بعداز زایمان مؤثرمی‌باشد که با کنترل عوامل وتشخیص زودرس گروه در معرض خطرواقدام درمانی مناسب می‌توان از عوارض اختلالات روانپزشکی روی کودک ومادر جلوگیری کرده ویاآن را به حداقل رساند.
مقیمی وهمکاران (1391) در مطالعه‌ای به بررسی عملکرد جنسی زنان پس از زایمان طبیعی وسزارین پرداختند، این پژوهش که مطالعه ای هم گروهی بود برروی 100زن که به روش سزارین و100 زن که به روش طبیعی زایمان کرده بودن در مراکز بهداشتی کرج انجام شد، ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌هایی در زمینه حصوصیات فردی- باروری واستاندارد‌‌های شاخص عملکرد جنسی بود، تحلیل داده‌ها نشان داد میانگیننمرات عملکرد، رضایت واختلالات جنسی (در تمام ابعاد) در زنان با زایمان طبیعی بهتر از روش سزارین بود وتفاوت معنی داری بین نمرات این دو گروه بر اساس زایمان وجود داشت.
در مطالعه‌ای، خواجه ای وهمکاران (2014) به بررسی عملکرد جنسی پس از زایمان طبیعی وسزارین پرداختند، این مطالعه مقطعی ودر بیمارستان انجام شد، 40زن نخست زاکه 6 تا 12 ماه از زایمان آنها گذشته بود به پرسشنامه پاسخ دادن، نتایج نشان دادزمان به راه اندازی رابطه جنسی در زایمان طبیعی 40 روز ودر سزارین 10 روز بعداز زایمان بود.شایع‌ترین مشکالات جنسی در زایمان طبیعی کاهش میل جنسی، عدم رضایت جنسی، ولقی واژنودر گروه زایمان سزاین، شایع‌ترین مشکلات جنسی خشکی واژن، عدم رضایت جنسی و کاهش میل جنسی بود، اما این اختلاف از نظر آماری معنی دار نبود. نتیجه اینکه مشکلات جنسی در هر دو گروه معمول بود و وفور این مشکلات پس از زایمان بیانگر ضرورتتوجه بیشترو سعی در بهبود کیفیت زندگی بعداز زایمان است.
در مطالعه سادات وهمکاران (2014)، در بررسی تأثیر افسردگی پس از زایمان، برکیفیت زندگی زنان پس از تولد بچه، به این نتیجه رسیدند که تفاوت معنی داری، بین زنان افسرده وغیر افسرده، در ماه دوم وماه چهارم پس از زایمان، وجود دارد، هفتاددرصد مادران حداقل یک مشکل جسمی رابخاطر وضع حمل متحمل می‌شوند، این مشکلات مربوط به محدودیت‌های عملکردی می‌باشند، کیفیت زندگی بعداز زایمان تحت تأثیر، خصوصیات مادی، اجتماعی ودموگرافیک، عوامل تولد، نوع وضع حمل وحمایت اجتماعی می‌باشدوافسردگی پس از زایمان منجر به کیفیت زندگی پایین‌تر، در ماه دوم وماه چهارم پس از زایمان می‌شود.
بهرامی و بهرامی (1390)، درمطالعه بررسی کیفیت زندگی مادران اول زا پس از زایمان، نتایج حاصل از مطالعه نشان داد، میانگین نمره افسردگی زنان در 8-6 هفته پس از زایمان، بطور معناداری بیشتراز میانگین آن در 14-12 هفته پس از زایمان بود، میانگین بعد جسمانی وبعدشادابی ونشاط به ترتیب بیش‌ترین وکم‌ترین امتیاز را بدست آوردکه نشان دهنده کیفیت زندگی بسیارخوب وضعیف در این ابعاد است. امتیازات ابعاد مختلف پرسشنامه کیفیت زندگی در8-6 هفته و14-12 هفته پس از زایمان در حد کیفیت متوسط بود.پس بدلیل ایجاد تغییرات فیزیولوژیکی، روحی واجتماعی در این دوره نیاز به اقدامات حمایتی مادر در طول بارداری ودروان پس از زایمان توسط همسر، خانواده ومراقبین مادر به منظوربهبود سلامت وکیفیت زندگی او ضروری است.
موسوی وهمکاران (1392) در بررسی مقایسه کیفیت زندگی و وضعیت روانشناختی زنان اول زا وچندزا در دوره بارداری وپس از زایمان. نتایج نشان داد میانگین نمره کیفت زندگی زنان نخست زا در دوره بارداری وپس از زایمان، بیشتر از گروه دیگر بود.

هادی زاده طلاساز وهمکاران (1383) در بررسی مقایسه‌ای میزان افسردگی پس از زایمان طبیعی وسزارین در خانم‌‌های نخست زا، شهرستان گناباد، که45 روز از زایمان آنها گذشته بود، نتایج نشان داد میانگین نمره افسردگی پس از زایمان در گروه سزارین نسبت به زایمان طبیعی افزایش داشتودو گروه از این نظر اختلاف معنا داری داشتند. همچنین خانم‌‌های با زایمان سزارین بعلت استرس جراحی دارای نمره افسردگی بیشتری بودندوبدلیل مستعد بودن، احتمال ابتلای آنها به افسردگی اشکارتر در آینده بیشتر بود.
درمطالعه ناصح وهمکاران (1389) دربررسی شیوع سزارین وعلل وعوارض آن، مقایسه عوارض مادری با نوع زایمان معنی دار بودولی مقایسه عوارض نوزادی با نوع زایمان معنی دار نبود.
گروسی وهمکاران (1392) در مطالعه‌ای به بررسی رابطه افسردگی وعزت نفس با تصور از بدن در زنان باردارمراجعه کننده به مراکز درمانی وابسته به دانشگاه کرمان پرداختند، در این بررسی مقطعی تعداد 225 زن بارداربا استفاده از پرسشنامه‌‌های استاندارد رضایت از بدن، افسردگی بک و عزت نفس روزنبرگ، بررسی شدند، نتایج نشان داد رابطه بین افسردگی وتصورخوب از بدن، رابطه‌ای معنی دارومنفی ورابطه بین عزت نفس ورضایت ازبدن مثبت ومعنی‌داربود، لذا با توجه به تأثیر عوامل اجتماعی وروانی بر تصور از بدن، توصیه شده در برنامه‌ریزی‌های بهداشتی بمنظورارتقای سلامت زنان به این مسأله توجه شود.
نوروزی وهمکاران (1385) در مطالعه ای با عنوان تصویرذهنی زنان از بدنشان در دوران بارداری انجام دادند، نوع پژوهش کیفی وروش آن پدیدارشناختی بوده، جامعه آماری آن کلیه زنان باردار تشکیل دادند که در مدت انجام پژوهش به مراکزبهداشتی درمانی امیرحمزه شهراصفهان مراجعه کرده اند، نمونه گیری بصورت مبتنی بر هدف وتعداد شرکت کنندگان 12 نفربودواطلاعات از طریق مصاحبه عمیق جمع آوری گردید. از 12نفر 7 نفربارداری اول را تجربه می‌کردند، 4 نفربارداری دوم، یک نفر بارداری سوم، یافته‌‌های حاصل از مصاحبه‌ها در دو دسته اصلی تغییرات همراه با عدم رضایت وتغییرات همراه با رضایت، قرارگرفت. دسته تغییرات همراه با عدم رضایت دارای سه زیردسته بود، زیر دسته اول تغییرات ظاهری نامطلوب، زیردسته دوم باورها، اعتقادات وتفکرات درباره پایدارماندن تغییرات در دوره بعداز زایمان و زیر دسته سوم تغییرات در رفتاروظاهر بدن جهت کاهش تنش حاصل از تغییرات بارداری بود. نتایج نشان داد، زنان بخصوص زنان اول زا تغییرات گسترده در بدن خود تجربه می‌کنند ونگرانی بیشتری را نسبت به زنان دیگران احساس می‌کنند.
توسلی وهمکاران (1391)درمطالعه‌ای با عنوان بررسی گرایش زنان به جراحی زیبایی درشهرتهران وبا هدف تعیین عوامل مؤثر برتمایل زنان به جراحی‌‌های مذکورانجام داد.نتایج نشان داد عوامل متعدددر این زمینه نقش دارند از جمله خصوصیات فردی والزام‌‌های خارجی واین تمایل در میان افرادی که دارای تصویرمنفی از بدن خویش هستند وافراد با اعتماد به نفس پایین‌تر بیشتر بوده وهمچنین خانواده، دوستان، فامیل، همسر، پزشکان و…مؤثر هستند.
امیدوار وهمکاران (1381) در پژوهشی با عنوان تصویر ذهنی بدن وارتباط آن با نمایه توده بدنی والگوی مصرف مواد غذایی، به این نتیجه رسیدندکه تصویرذهنی نامطلوب یا عدم رضایت از وزن خویش می‌تواند بر رفتار‌های تغذیه‌ای وبهداشتی تأثیر بگذارد.
دهقان وهمکاران (1390) در مطالعه‌ای توصیفی- مقطعی، که برای تعیین تأثیرمیزان رضایت از تن انگاره در دختران شهر رشت وارتباط آن با سلامت روان انجام دادند، گردآوری اطلاعات با پرسشنامه چندبعدی نگرش فرددرموردبدن خود مشتمل برچهارحیطه، ارزیابی ازوضع ظاهر، گرایش به ظاهر، رضایت از قسمت‌های مختلف بدن ومشغولیت فکری با اضافه وزن انجام شد، سپس داده‌هابانرم افزارSPSSوآمار توصیفی (میانگین وانحراف معیار) تجزیه وتحلیل شد. میانگین رضایت از تن انگاره در حیطه‌‌های گرایش به ظاهر، ارزیابی وضع ظاهرورضایت از قسمت‌‌های مختلف بدن، بالاودرحیطه مشغولیت فکری با اضافه وزن پایین بود. نتایج نشان داد شرکت کنندگان در مطالعه به جز حیطه گرایش به ظاهر درسه حیطه ی ارزیابی وضع ظاهری، رضایت از قسمت‌‌های مخلتف بدن و مشغولیت فکری با اضافه وزن، از تن انگاره خود رضایت داشتند، لذا نگرش فرد در مورد بدن خود می‌تواند در بهداشت روان وسلامت فرد مؤثر باشد.
خزیروهمکاران (1392)درمطالعه‌ای توصیفی –تحلیلی به بررسی نگرش دانشجویان نسبت به انجام عمل جراحی ورابطه آن باتصور از بدن پرداختند نتایج نشان داد بین نگرش نسبت به حراحی زیبایی وتصوراز بدن رابطه معنی‌داری وجود دارد.
مرادی منش وهمکاران (1391) در مطالعه‌ای از نوع همبستگی با عنوان بررسی رابطه تن انگاره بادرماندگی روان شناختی در زنان مبتلا به سرطان سینه در بیمارستان امام

پایان نامه : جذابیت فیزیکی-فروش و دانلود فایل

وهمکاران1390).
2-2-7- مفاهیم تن انگاره
2-2-7-1- تعاریف تن انگاره
1. تعریف لغوی تن انگاره: ازدو واژه تن بمعنای بدن وانگاره به معنای تصور یا انگاشتن تشکیل شده، پس تن انگاره یعنی تصوربدن یا تصویر بدن.
2. تعریف مفهومی: تن انگاره یا تصویر بدن بعدی مهم ازخود پنداره افراداست. تصوراز بدن پدیده‌ی پیچیده‌ای است که در دهه‌‌های اخیر مورد توجه اندیشمندان از حوزه‌‌های گوناگون قرار گرفته اما تعریف واحدی برای آن ارائه نشده است.تن انگاره، بازنمایی درونی ظاهر بیرونی فرد است (کش 2004). وتصویری ذهنی است که در بر گیرنده عقاید، احساسات آگاهانه وغیر آگاهانه در موردبدن است (امیدی، غفرانی پوروحسینی 2006)، تصویرذهنی، تصویری روانی است که فرداز ظاهرفیزیکی خود دارد (گروملوهمکاران 2000)ونیز احساسی است که فردنسبت به تک تک وکل اعضای بدنش دارد، تصور ازبدن یک پدیده چند بعدی است وشامل ابعاد شناختی یعنی تفکرفرد درموردبدن خود، ادراکی شامل لمس وبینایی وعاطفی یا احساس فرد درمورد خود، است (گروسی، نعمت الهی ورفسنجانی1392). تن انگاره غالباً بصورت درجاتی ازرضایت از ظاهر فیزیکی تعریف می‌شود، در واقع احساسات منفی ومثبتی است که فرددرباره شکل واندازه بدن خود دارد، تصویر ذهنی منفی از خودمی‌تواند به نارضایتی از بدن واحساس جذاب نبودن ودر نهایت مشغولیت فکری نسبت به وضعیت ظاهری قسمتی از بدن، منجر به اختلال عملکرد شود (کیوان آرا، حقیقیان وکاوه زاده1391). رضایت از تن انگاره می‌تواند شامل، ارزیابی از وضع ظاهری، بمعنی ارزیابی کلی فرددرمورداحساس جذابیت فیزیکی ورضایتمندی فرد از ظاهرش، گرایش به ظاهر، به این معنی که فرداز نظرروانشناختی چقدر بر روی ظاهرش سرمایه گذاری کرده ودر برگیرنده‌ی فراوانی رفتار فرد با هدف حفظ یا بهبود ظاهربیرونی می‌باشد، رضایت از قسمت‌های مختلف بدن، به معنی رضایتمندی فردازنواحی خاص بدن مانند صورت، موها، تنه، ماهیچه هاو… ، مشغولیت فکری با اضافه وزن، به معنی نگرانی فرددرمورد چاقی، مراقبت ونگرانی در مورد اضافه وزن، رژیم گرفتن ومحدود کردن غذا می‌باشد (دهقانی وهمکاران1390).
2-2-7-2- تاریخچه تن انگاره
عده‌ای شکل گیری تصویر ذهنی فرداز بدن خویش را ذاتی وغریزی می‌دانند دراین دیدگاه بر نقش جنسیت تأکید می‌کنند. تا پیش از نیمه دوم دهه 1980 اغلب جامعه شناسان چه در جامعه شناسی پزشکی وچه درکتاب‌های عمومی بدن را مورد توجه قرار نمی‌دادند، بلکه به جوانب خارجی بدن توجه داشتند وکنش‌گران را با هویت‌های، فارغ از بدن مورد مطالعه، قرار می‌دادندوبدن موضوعی برای شناخت بحساب نمی‌آمد. مطالعه وبررسی درباره بدن پس از دهه 1980 بعلت رشد فرهنگ مصرفی، عوامل جمعیت شناختی، حرکت جوامع بسوی مدرنیته و پیدایش تکنولوژی‌های جدید سیر شتابنده‌ای یافته است.
مفاهیم نظریه پردازی شده پیرامون بدن ونگرش به آن در چهارحوزه انسان شناختی، جامعه شناختی، نظریه‌‌های فرهنگی ورهیافت فمنیستی قرار داده می‌شوند.
توجه میشل فوکو، نظریه پرداز اجتماعی فرانسوی به تاریخ حرفه‌ی پزشکی وپرداختن وی به بدن انسان به عنوان موضوعی که دستمایه اعمال کنترل ومداخله پزشکی قرار می‌گیردونیز تحلیل‌‌های وی در مورد نظارتی که توسط دولت، کلیساوپزشکی به خصوصی‌ترین فعالیت‌‌های بدنی انسان اعمال می شد به ایجادتخصص جدیدی در عرصه جامعه‌شناسی بنام جامعه شناسی بدن، منجرشد (احمدنیا1384).
گیدنز، می‌گوید بدن که واسطه بین فردودنیای خارج است، بیش از پیش به پدیده‌ای اجتماعی وفرهنگی تبدیل شده است، که مملواز نمادهاو معنا‌هاست، او بدن را صرفاً یک موجودیت فیزیولوژی نمی‌داند زیرا عمیقاً تحت تأثیربازتابندگی عصر تجددقرار گرفته است. گیدنزمعتقداست زنان بیشتراز مردان برای جذابیت فیزیکی خویش اهمیت قا‌ئلند وعامل آنرا سکولار شدن جوامع می‌داند (گیدنز1385).
گیدنز (1991) می‌گوید بدن به محلی برای ایجادوخلق آرزوها وآرمان‌های انسان مبدل می‌شود. ومری داگلاس (1996) به دو بدن فیزیکی وبدن اجتماعی اشاره می‌کند. او بدن فیزیکی را جهان کوچکی می‌داند که با فشار‌های اجتماعی پیوند دارد (گیدنز 1991، مری داگلاس1996؛ به نقل از توسلی ومدیری1391). در شکل گیری تصوراز بدن برخی آن را ذاتی وغریزی می‌دانند. برخی دیگرنوع رفتار جامعه وعناصراجتماعی را مؤثرمی‌دانند. بدین معنی که افراد در فرایند جامعه پذیری با انتظارات متفاوتی از خود روبه رو می‌شوند (آزادارمکی وچاوشیان1381). عده‌ای از پژوهشگران، بدن و نگرانی در مورد آن را یکی از مهم‌ترین دلمشغولی‌‌های زندگی امروزه می‌دانند که می‌تواند سلامت فرد وجامعه رابه مخاطره اندازد. بحث در رابطه با تصوراز بدن بیشتر به سمت بررسی نارضایتی از بدن پیشرفته است، این نارضایتی‌ها ونگرانیها نشات گرفته ازتصور از بدن، مشکلات زیادی برای افراد بویژه زنان ودختران که حساسیت بیشتری نسبت به موضوع تصوراز بدن خود دارند ایجاد کرده است مانند رو آوردن به جراحی‌‌های زیبایی، رژیم‌‌های غذایی سخت گیرانه، بی نظمی تغذیه و… (خواجه نوری، روحانی وهاشمی 1390). مطالعات انجام شده در ایران در حوزه تصوراز بدن بطور عمده معطوف به حوزه پزشکی وپرستاری بوده ودرحوزه‌‌های دیگرمطالعات زیادی انجام نشده است، برخی مطالعات به بررسی برخی عوامل اجتماعی مؤثربرانجام جراحی‌‌های زیبایی تمرکزکرده‌اند، در سطح دنیا اکثر مطالعات در زمینه پیش بینی کننده‌‌های انجام جراحی زیبایی بوده است (خزیر، دهداری ومحمودی1392).
2-2-7-3- انواع اختلالات تن انگاره
1. اختلال تصویر بدنی منفی به معنای یک تصویر بدنی منفی در افرادی که از ظاهرخود ناخشنودند و می‌خواهند کاری در مورد آن انجام دهند این تصویر منفی با اقدامات خود کمک دهی قابل پیشگیری ویا درمان است.

2. تصویر بدنی منفی ناشی ازمشکلات پیچیده روانی، که نیازمند چیزی بیش ازاقدامات خود کمک دهی تصویر بدنی است مانند اختلال بد شکلی بدنی، یا بی اشتهایی وپراشتهایی روانی وافسردگی مرضی عمده.
کش ودایگل 1997، کش واسمولاک 2011، بیان می‌کنند که اختلال درتصویر بدن می‌تواند بصورت اختلال بین ادراکات، شناخت‌ها، احساسات، یا بعنوان رفتارهایی که بر عملکرد زندگی روزانه و کیفیت زندگی اثر دارد تظاهر کند (کش و دایگل1997؛ کش واسمولاک 2011؛ به نقل از ری دولفی وکروزر 2013).
در این پژوهش بررسی تصویر بدنی منفی غیر‌مرضی مورد نظر است ضمناً اگر تصویر بدنی منفی غیر مرضی به موقع درمان نشود ممکن است به اختلال تصویر بدنی منفی روانی شدید تبدیل شود.
2-2-7-4- مبانی نظری تن انگاره
زمینه بحث‌‌های مربوط به بدن را باید دررویکرد‌های مربوط به کنش متقابل نمادین جستجوکرد. در این رهیافت بدن قسمتی از خود است، که در رهگذر تبادل فردبا دیگران رشد می‌کند، بعبارت دیگر آگاهی یک شخص از خودش بازتاب افکاردیگران درباره خودش است، پس به هیچ رونبایداز خود‌های جداگانه صحبت کرد. مفهوم خود ابتدا در دوران کودکی شکل می‌گیرد ودرطول زندگی فرد ودر موقعیت‌های اجتماعی جدید، فرد تصور خود را رشد می‌دهد.
هربرت مید، به (دیگری تعمیم یافته) اشاره می‌کند که درآن فرد مطابق انتظاراتی که گمان می‌کند دیگران از او دارند رفتار می‌کند. ازنظر هافمن، مدیریت بدن در حفظ ونگهداری آشنایی بین افراد، نقش‌هاوروابط اجتماعی محوریت اساسی دارد و بعنوان یک حلقه در روابط بین هویت فردی وهویت اجتماعی ایفای نقش می‌کندوساختارگرایانی مانند ترنر، بدن رامحصول پیامد‌های اساسی وتغییرات جوامع صنعتی غرب قلمداد می‌کند (کیوان آرا وهمکاران1392).
گیدنز، بدن را در ارتباط با دو مفهوم هویت وخود قرار می‌دهد، به باورگیدنز، خود دردرون بدن جای دارد و آگاهی نسبت به خویش بیشتر ناشی از تغییراتی است که در بدن احساس می‌شود، بدن تنها جسم مادی نیست بلکه وسیله‌ای برای کنار آمدن با اوضاع واحوال ورویداد‌های بیرونی است، که در نتیجه آن بدن به ابزاری هویت سازدرتعاملات اجتماعی تبدیل می‌شود. تصور از بدن حاصل بکارگیری آن در کنش‌‌های اجتماعی است، امروزه جنبه اجتماعی بدن برای ابراز هویت فردی، بیش از وجهه اجتماعی آن تقویت شده است (خواجه نوری، روحانی وهاشمی1391).
توماس کش بیان می‌کند که تصویر بدنی افراد به اینکه واقعاً چه کسی هستند وابسته نیست بلکه به رابطه شخصی افراد با بدنشان بخصوص به باورها، ادراک‌ها، افکار واعمالی که به ظاهرجسمی‌شان مربوط است، وابسته است (کش1388). روان شناسان به این نکته دست یافته‌اند که تصویربدنی منفی ریشه در گذشته تحولی افرادونیز فشارهایی دارد که در زندگی متحمل می‌شوند.
2-2-7-5- عوامل مؤثر بر تن انگاره
متغیر‌های زیادی از لحاظ روان شناختی با تصویر بدنی رابطه دارند مانند خود پنداره، عزت نفس، سلامت عمومی، افسردگی وسبک زندگی، همچنین عوامل روانی اجتماعی مانند فشار‌های اطرافیان به فرد برای داشتن بدنی ایدال ویا اثر رسانه‌ها، بصری شدن هویت فردی و…
2-2-7-5-1- پیامد‌های تصویر بدنی منفی
توماس کش، پیامد‌‌های تصویر بدنی منفی رابیان می‌کند.که برخی ازمهم‌ترین آنها به قرارزیراست:
– تصویر بدنی منفی از لحاظ عاطفی رنج آور وناراحت کننده است.
– احساس افسردگی، شرمساری یا خجالت در باره ظاهربه توانایی افراد برای تجربه شادی در زندگی آسیب می‌زند.
– تصویربدنی منفی باعث می‌شودتاافراد با توسل به آن خودراازخودآگاهی وسایراحساس‌‌های ناراحت کننده حفظ کنند، چنین رفتارهایی از دامنه وسیعی برخورداراست از جمله اجتناب ازموقعیت‌‌های خاص تا روی آوردن به آداب آرایشی بیهوده، بسیاری ازاین ترفند‌های حفاظتی می‌تواند افرادرادر چرخه‌‌های خودشکنانه‌ای ازدرماندگی به دام اندازد، این ترفندها تصویربدنی فردرابدترخواهد کرد.
– عواطف برخواسته از تصویربدنی منفی، چون اضطراب، تنفر، یاس، خشم، حسادت، شرم یا خجالت در موقعیت‌های مختلفی درافراد ظاهر می‌گردد.
– تصویربدنی ضعیف اغلب سبب عزت نفس پایین می‌شود، عزت نفس ضعیف به معنی احساس عدم کارآمدی بعنوان یک انسان است، چنین افرادی از احساس ارزشمندی پایینی برخوردارند. مطالعات نشان می‌دهد عزت نفس افراد به مثبت یا منفی بودن تصویر بدنی‌شان مربوط است، اگر شما بدنتان رادوست نداشته باشید مشکل می‌توانید، فردی را که درآن زندگی می‌کند دوست داشته باشید.
– تصویربدنی از هویت جنسی شما یعنی احساس شمادرمورد مردانگی یازنانگی‌تان جدایی‌ناپذیر است، بعضی براین باورند که فاقد ویژگی‌های ظاهری برای تجربه خود بعنوان زن یامرد هستند چنین باوری احساس آنهارا از خوشایند بودن بعنوان یک فرد، کاهش می‌دهد.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

– تصویر بدنی منفی می‌تواند سبب اضطراب بین فردی شود اگرنتوانید ظاهرتان را بپزیرید بیشتر احتمال دارد فرض کنید دیگران هم ظاهر شما را دوست ندارندواین باعث می‌شود در تعاملات اجتماعی دچار مشکل شوید.
– اگراحساس خجالت وسرافکندگی ازوضعیت جسمانی به حریم روابط جنسی وخصوصی راه یابد رضایت جنسی فرد به مخاطره خواهد افتاد. وروابط صمیمانه متقابل را از بین می‌برد.
– افسردگی وتصویر بدنی منفی اغلب با هم همراه است، افسردگی می‌توان فرد را به سمت بیزاری از ظاهرش سوق دهد، همین‌طور خودپست انگاری وافکار‌های حاوی یأس ودرماندگی از ظاهر، افسرده کننده است.
– تصویربدنی منفی می‌تواند اختلالات خوردن مانند بی اشتهایی ویا پراشتهایی روانی بوجود آورد. این مشکلات بتدریج ودر طول زمان بوجود می‌آیند.
2-2-7-6- زنان وتن انگاره
2-2-7-6-1- نظریات در مورد تن انگاره زنان
یکی از جنبه‌‌های مهم سلامت روانی، طبیعی بودن تصویرذهنی فردازجسم خویش است، تصویر ذهنی طریقه‌ای است که شخص خودش رامشاهده می‌کندودریافتی است از چگونگی دیده شدن توسط دیگران دارد، تصویرذهنی بطور مرتب درحالات سلامتی، بیماری ویا صدمات تغییر می‌کند. جای تردید نیست که در اکثر جوامع زنان در مقایسه بامردان نسبت به وضعیت زیبایی وظاهر خودوآنچه به چشم می‌آید دقت نظربیشتری دارند وحساسیت وتوجه بیشتری نشان می‌دهندواین توجه وافر، ایشان راوامی‌دارد تا رفتارهایی گاه افراطی رابه منظورمطابقت دادن ویژگی‌های بدن خودبا الگو‌های فرهنگی زیبایی چهره واندام که در رسانه‌ها وعوامل تبلیغاتی تبلیغ می‌شود، اتخاذ کنند، که بعضاً تبعات سویی به بار می‌آورد (احمدنیا1384).
گلیزر (1992)، معتقد است زنان نیاز روان شناختی قوی برای حفظ وپیگیری زیبایی وارتقای جذابیت خود دارند وزنان نسبت به مردان به تصویر بدنی خود حساس‌ترند که البته این وضعیت بستگی به شرایط فرهنگی ونژادی وایدال‌های در طول زمان تغییر می‌کند.
کاتزمن و لی (1977)، مدعی‌اند جهانی شدن، فشار‌های زیادی بر همنوایی زنان با ایده‌ها وتصویر‌های جدید زنانگی وارد می‌کند.
توماس کش، معتقد است مردان نیز در مقابل تصویر بدنی منفی چندان ایمن نیستند اما چون جامعه آن را مغایر با داشتن احساس مردانگی می‌داند مردان بصورت آرام وخاموش از این مسأله رنج می‌برند، با این حال زنان برای داشتن تصویر بدنی منفی بیشتر مستعداندونارضامندتر از مردانند، علت آن هم این است که زنان از نظر روان شناختی بر روی ظاهرجسمانی خود بیشتر سرمایه گذاری می‌کنندودر تعیین احساس زنان پیرامون اینکه چه کس هستند، ظاهر جسمانی نقش مهمی ایفا می‌کند، ازطرفی در جامعه داشتن جذابیت جسمانی برای زنان ودختران ارزش محسوب می‌شود (کش1388).
دبراگیملین (2000) با تأکید بر اینکه موضوع تصویر بدن را بایداز دیدگاه زنان نگریست، به مصاحبه با 20زن ساکن جزیه لانک آیلند نیویورک اقدام کرده وجراحی زیبای را بعنوان نماد نهایی هجوم به بدن انسان به خاطر زیبایی واینک تفسیری جزانقیاد وسلطه را مطرح نمی‌کند به چالش کشیده است، او این اعمال رافرصتی برای معرفی می‌داند، این زنان معتقد بودندبدن‌ها را برای خودونه برای افراد پیرامون خود نظیر همسر، دوستان یا فرددیگری تغییر می‌دهندوهیچ کدام به اجبار این اقدام را انجام نداده‌اند واز خطرات آن آگاه بوده‌اندو تهیه هزینه آن برای آنان مشکل بوده، او نتیجه می‌گیرد تصویر ظاهری زنان بر اساس نوعی انگیزه‌‌های فرهنگی شکل گرفته بودکه از طریق نیرو‌های فرهنگی فراتر از حد ادراک تقویت می‌شد (گیملین2000).
سارا گروگن (2000) تصویر از بدن رابه ادراک، احساسات وافکارزنان نسبت به بدن خود مربوط می‌داند وآن را شامل برآورد اندازه بدن، ارزیابی از میزان جذابیت بدن وعواطف مرتبط با شکل وحجم آن می‌داند (گروگن2000).
مطالعات علمی نشان می‌دهدافرادی که بر روی ظاهرشان بیشترسرمایه گذاری کرده‌اند برای برخورداری از یک تصویر بدنی منفی ونگرانی مستمر در مورد آن بیشتر مستعد هستند.
نتایج مطالعه سوامی وهمکاران (2009)، نشان داد افرادی که جذابیت جسمانی خود را پایین تر ارزیابی می‌کنند به احتمال بیشتری به جراحی زیبایی رو می‌آورند که این می‌تواند خطرات زیادی برای آنها به همراه داشته باشد (سوامی و همکاران 2009).
موریراوکانوارو (2010)، در پژوهش‌های خود به این نتیجه رسیدند که مشکلات تن انگاره با افسردگی، استرس، کناره گیری ازروابط اجتماعی واضطراب از عدم پذیرش بوسیله همسر همراه است. نگرانی عمده زنان دچار مشکلات تن انگاره که موجب افسردگی، اضطراب، استرس در آنهامی‌شود ترس از عدم مقبولیت وجذاببیت از دید همسروافراد مهم زندگی شان است، آنها خود را با پیش ازابتلاء به بیماری ودرمان‌های آن مقایسه می‌کنند ونگران این هستند که مانند گذشته مقبول وجذاب نباشند.
از دید فمنیسم‌هازنان به بدن‌‌های خود رسیدگی بیشتری می‌کنند، تا دیگری مهم ایشان، که احتمالاً همسران آنهاست، خشنودی بیشتری داشته باشند (توسلی ومدیری1391). شواهد بسیاری نشان می‌دهد که تصوراز بدن در اکثر زنان بصورت منفی تجربه می‌شودکه تحت تأثیر عوامل مختلفی می‌باشد. نتایج مطالعات نشان می‌دهد عوامل مانند جهانی شدن، شیوه‌ی زندگی، گفتگودر خانواده، سرمایه فرهنگی، وضعیت تأهل، سن، همسالان، عامل‌های روان شناختی فردی، رخداد‌های مهم زندگی، عوامل پزشکی ودرمانی تغییرات تصویراز بدن زنان راتبیین می‌کند.
این تصوراز بدن براحساس رضایت وخشنودی آنها درزندگی تأثیر

احساس ارزشمندی

آنها این کار را برای دستیابی به تأیید ، تداوم رابطه ی هیجانی یا اجتناب از انتقام انجام می دهند . این بیماران در روابط اجتماعی تمایل دارند بر پاسخ های دیگران بیشتر از نیازهای خودشان تأکید کنند و اغلب از خشم و تمایلات خودشان ناآگاه هستند . آنها در دوران کودکی ، آزاد نبوده اند تا از تمایلات طبیعی خودشان پیروی کنند و در بزرگسالی به جای این که از درون جهت دهی شوند از محیط بیرونی تأثیر می پذیرند و از خواسته های دیگران تبعیت می کنند . ریشه تحولی طرح واره های این حوزه ، مبتنی بر پذیرش مشروط بوده است : کودکان باید جنبه های مهم شخصیت خود را برای دستیابی به عشق یا تایید دیگران مهار می کردند . در اکثر این خانواده ها، والدین به جای توجه و اهمیت قائل شدن به نیازهای منحصر به فرد کودک ، بیشتر نیازهای هیجانی یا منزلت اجتماعی خود را مهم می دانند .
بیمارانی که طرح واره ی اطاعت دارند، کنترل خود را به دست دیگران می سپارند و در برابر آنها تسلیم می شوند، زیرا احساس می کنند مجبورند این کار را انجام دهند. کارکرد طرحواره ی اطاعت معمولاً اجتناب از خشم، انتقام یا رها شدگی است. دو شکل عمده ی این طرح واره ی عبارتند از : (1) اطاعت از نیاز ها : سرکوب تمایلات و خواسته های فرد و (2) اطاعت از هیجان ها : سرکوب پاسخ های هیجانی ، خصوصاً خشم. طرح واره ی اطاعت معمولاً با این برداشت همراه است که نیاز ها و احساسات فرد مهم و ارزشمند نیستند. این طرح واره ، اغلب به شکل رضایت و اشتیاق وافر برای خرسند کردن دیگران ظاهر می شود، در عین حال که نسبت به نیرنگ و فریب خوردن حساسیتزیادی دارد. اطاعت معمولاً منجر به افزایش تدریجی خشم شده و به شکل علائم ناسازگار ظاهر می شود(مثل رفتار منفعل- پرخاشگرانه ، طغیان های غیر قابل کنترل خشم ، علایم روان تنی یا انزوای عاطفی).

بیمارانی که طرح واره ی ایثار دارند ، نیازهای دیگران را با میل خود و حتی به قیمت از دست دادن رضایت مندی شخصی ارضاء می کنند . آنها این کار را برای کاهش رنج و گرفتاری دیگران ، دوری از گناه ، دستیابی به احساس ارزشمندیو تداوم رابطه ی هیجانی با افراد نیازمند انجام می دهند . بیمارانی که این طرح واره را دارند، اغلب نسبت به رنج دیگران حساسیت زیادی نشان می دهند . آنها مدام با این احساس دست و پنجه نرم می کنند که نیاز هایشان به طور کافی ارضاء نمی شود و این امر گاهاً منجر به احساس دلخوری آن ها می شود . این طرح واره با مفهوم دوازده مرحله ای «وابستگی بیمار گونه » همپوشی دارد .
بیمارانی که طرح واره ی پذیرش جویی/ جلب توجه دارند ، دستیابی به تایید یا توجه دیگران را سرلوحه ی زندگی خود قرار می دهند . احساس ارزشمندی آنها بیشتر به واکنش دیگران بستگی دارد تا واکنش های خودشان . این طرح واره اغلب مسائلی از قبیل اشتغال ذهنی زیاد نسبت به منزلت اجتماعی ، ظاهر ، پول یا موفقیت به عنوان وسیله ای برای رسیدن به تایید و توجه دیگران را در بر می گیرد . چنین طرح واره ای ، اغلب منجر به تصمیم های سرنوشت سازی در زندگی می شود که غیر قابل اطمینان هستند و نتایج ناگواری در پی دارند (ویشار ،1950 ؛ به نقل از حسن حمید پور ،1390 ).
حوزه پنجم: گوش به زنگی بیش از حد و بازداری
بیمارانی که طرح واره هایشان در این حوزه قرار دارد ، احساسات و تکانه های خود انگیخته را واپس زنی می‌کنند . آنها اغلب تلاش می کنند تا بتوانند طبق قواعد انعطاف ناپذیر و درون شدۀ خود ، عمل کنند ؛ ولو به قیمت از دست دادن خوشحالی ، ابراز عقیده ، آرامش خاطر ، روابط صمیمی یا سلامتی . دوران کودکی این بیماران پر از خشونت ، واپس زدگی و سختگیری بوده و خویشتن – داری و فداکاری بیش از حدبر خود انگیختگی ولذت غلبه داشته است . این بیماران در دوران کودکی به تفریح و شادی کردن تشویق نشده اند و در عوض یاد گرفته اند که در خصوص حوادث منفی زندگی گوش به زنگ باشند و زندگی را طاقت فرسا در نظر بگیرند . این بیماران معمولاً در احساس بدبینی ، نگرانی و ترس بسر می برند ، به طوری که معتقدند اگر نتوانند در تمام لحظات زندگی خود هوشیار و مراقب باشند ، ممکن است زندگیشان از هم بپاشد .بیمارانی که طرح وارۀ منفی گرایی/ بدبینی دارند ، به جنبه های منفی زندگی( مثل درد ، مرگ ، فقدان ، ناامیدی ، تعارض و خیانت) خیلی توجه می کنند ، در حالی که جنبه های مثبت را کم ارزش جلوه می دهند .این بیماران در حین فعال شدن این طرح واره ، معمولاً دست به پیش بینی های افراطی می زنند. مثلاً پیش بینی می کنند همیشه کارهای شغلی ، اقتصادی و بین فردی به طرز اسفناکی اشتباه از آب در می آیند .این بیماران از اشتباه کردن خیلی می ترسند . این نوع طرز تفکر به نوبه خود منجر به گرفتاری های مالی ، فقدان ، احساس سرافکندگی یا در مخمصه افتادن می شود . از آن جایی که چنین بیمارانی ، نتایج منفی احتمالی را اغراق آمیز جلوه می دهند، اغلب ویژگی هایی مثل نگرانی ، تشویق ، گوش به زنگی ، غر زدن و بلاتکلیفی دارند .بیمارانی که طرح واره ی بازداری هیجانی دارند ، رفتارها ، احساسات و روابط بین فردی خود انگیخته شان را محدود می کنند . آنها معمولا این کار را برای جلوگیری از مورد انتقاد واقع شدن یا از دست دادن کنترل روی تکانه هایشان انجام می‌دهند . شایعترین حوزه های بازداری عبارتند از : (1) بازداری خشم (2) بازداری تکانه های مثبت (مثل شوخی ، محبت ، بر انگیختگی مثبت و بازیگوشی ) (3) مشکل در بیان آسیب پذیری و (4) تأکید بر عقلانیت و نادیده گرفتن هیجان ها . این بیماران اغلب افرادی کسالت آور ، مقید ، منزوی یا سرد و بی عاطفه به نظر می‌رسند.
بیمارانی که طرح وارۀ معیار های سرسختانه / عیب جویی افراطی دارند ، معتقدند باید تلاش کنند تا معیار های بلند پروازانه خود دست یابند و این کار را به خاطر اجتناب از عدم تأیید یا خجالت زدگی انجام می دهند. این طرح واره معمولاً منجر به احساس فشار مداوم و عیب جویی افراطی از خود و دیگران می شود. این وضعیت در صورتی به عنوان یک طرح وارۀ ناسازگار اولیه در نظر گرفته می شود که منجر به اختلال در سلامت، احساس ارزشمندی ، روابط بین فردی یا لذت بردن از زندگی شود. شکل های بروز این طرح واره عبارتند از : (1) بی نقص گرایی (مانند” نیاز به انجام دقیق کارها ، توجه غیر عادی به جزئیات یا کم بر آوردن کارایی” ) (2) قواعد”وباید های” انعطاف ناپذیر در بسیاری از حوزه ها از جمله معیارهای اخلاقی ، فرهنگی و مذهبی غیر واقع گرایانه و (3) اشتغال ذهنی با زمان و بازده کار .بیمارانی که طرح وارۀ تنبیه دارند ، بر این باورندکه افراد باید به خاطر اشتباهات خود سخت تنبیه شوند. در چنین طرح واره ای ، تمایل تنبیهی شدیدی وجود دارد نسبت به کسانی که طبق معیارشان عمل نمی کنند (حتی خود فرد) . بیمارانی که این طرح واره را دارند معمولاً نمی‌توانند از اشتباهات دیگران چشم پوشی کنند و آنها را ببخشند ، زیرا نمی توانند موقعیت های مشکل زا ، نقص ها و کمبود های انسان را مدّ نظر قرار دهند و از پذیرش این موارد طفره می روند (یانگ ،1950 ؛ به نقل از حسن حمید پور ،1390 ).
بیولوژی طرح واره های ناسازگار اولیه
این دیدگاه، براساس پژوهشهای انجام شده درحوزۀ هیجان وبیولوژی مغز( لدو ، 1996) مطرح شده است. همچنین برفرضیه هایی تاکید می کنیم که راجع به سازوکارهای احتمالی شکل گیری و تغییر طرح واره مطرح شده اند. هنوز پژوهشی انجام نشده است که صحت وسقم این فرضیه ها را آزمون کند.
پژوهشهای اخیربه این نکته اشاره می کنند که تنها یک سیستم هیجانی درمغز وجود ندارد ، بلکه چندین سیستم وجوددارد. هیجان های مختلفی وجود دارند که درگیر مکانیسم های حیاتی هستند- پاسخ به خطر ، جستجوی غذا، رابطه جنسی و جفت یابی، مراقبت ازفرزندان ، پیوندهای عاطفی اجتماعی – وبه نظر می رسد که هریک از آن ها توسط شبکه مغزی منحصر به فردی ، واسطه مندی می شوند.
سیستم های مغزی درگیردر شرطی شدن ترس و حوادث آسیب زا
مطالعات انجام شده برروی بیولوژی مغز به نواحی خاصی اشاره می کنند که توسط طرح واره های مبتنی بر حوادث آسیب زای دوران کودکی ، مانند رهاشدگی یا بدرفتاری ، برانگیخته می شوند .
در جمع بندی از پژوهش های انجام شده دربارۀ بیولوژی حوادث آسیب زا:
درحین بروز یک حادثۀ آسیب زا، خاطرات هشیار توسط سیستمی ذخیره می شوند که با هیپوکامپ و نواحی قشر مغز مرتبط است و خاطرات ناهشیار ، توسط سازوکارهای شرطی شدن ترس شکل می گیرند که این سازوکارها ازطریق سیستم آمیگدال عمل می کنند. این دو سیستم به طور موازی فعال می شوند و درباره تجربه آسیب زا ، اطلاعات متفاوتی ذخیره می کنند . هر یک از این دو سیستم می توانند به محض روبه رو شدن با محرکهایی که در طول حادثه آسیب زا وجودداشته است، خاطرات خود را بازیابی کنند. نتایج بازیابی سیستم آمیگدال ، به صورت آمادگی پاسخهای بدنی درمقابل خطر ظاهر می شوند و سیستم هیپوکامپ نیزخاطرات را به صورت هشیارانه به یاد می آورد (لدو ، 1996) .
بنابراین ، طبق نظرلدو، بین سازوکارهای مغزی سهیم درثبت، ذخیره وبازیابی خاطرات هیجانی یک حادثه آسیب زاو سازوکارهای مرتبط با پردازش شناختواره ها وخاطرات هشیار همان حادثه ، تفاوت وجود دارد . آمیگدال ، خاطرات هیجانی را ذخیره می کند، درحالی که هیپوکامپ و قشر عالی مغز، خاطرات شناختی را نگهداری می کنند. پاسخ های هیجانی می توانند بدون فعال شدن سیستم های پردازش قشر عالی مغز که درگیر تفکر، استدلال و هشیاری هستند ، اتفاق بیفتند.
ویژگی های سیستم آمیگدال
طبق نظرلدو، سیستم آمیگدال ، ویژگی هایی دارد که آن را از سیستم هیپوکامپ و قشرعالی مغز متمایز می‌کند:
– سیستم آمیگدال ، ناهشیار است. واکنشهای هیجانی می توانند بدون ثبت هشیارانه محرک اتفاق بیفتند.
– سیستم آمیگدال ، سریع تر عمل می کند . علایم خطر ازطریق تالاموس هم به آمیگدال می روند و هم به قشر مغز. این علایم با سرعت بیشتری به آمیگدال می رسند. زمانی که آمیگدال ، پاسخدهی به علامت خطر را آغاز می‌کند، قشر مغز هنوز مشغول شناسایی خطر است .
– سیستم آمیگدال ، خودکار است . زمانی که سیستم آمیگدال مشغول ارزیابی خطر است ، هیجان ها و پاسخهای بدنی به صورت خودکار رخ می دهند. سیستم درگیر در پردازش شناختی با پاسخهای خودکارارتباط زیادی ندارد. ویژگی متمایز پردازش شناختی ، انعطاف پذیری درپاسخ دهی است. زمانی که شناخت داریم ،حق انتخاب نیز داریم.
– خاطرات هیجانی درسیستم آمیگدال، پردوام و ماندگارند.”خاطرات ناهشیار مربوط به ترس که از طریق آمیگدال ثبت می شوند ، دائما درمغز شعله ور می گردند. آنها احتمالا درتمام طول زندگی با ماهستند”. فراموش نکردن محرکهای ترسناک ، ارزش بقایی دارد . این خاطرات نسبت به خاموشی مقاومند. حتی خاطراتی که به نظر می رسد خاموش شده اند، اغلب تحت شرایط فشارزا به طور خودانگیخته دوباره سروکله آنها پیدا می شود. خاموشی می تواند مانع بیان پاسخهای شرطی شدۀ ترس شود، ولی خاطرات زیربنایی پاسخها را نمی تواند از بین ببرد .
“خاموشی… تنها با کنترل قشرمغز بر پاسخهای آمیگدال امکان پذیراست، نه ازبین بردن خاطرات آمیگدال(به همین دلیل احتمالا طرح واره ها نمی توانند به طور کامل بهبود یابند ).
– سیستم آمیگدال ازتفاوتها شناخت دقیقی ندارد. سیستم آمیگدال به محض روبرو شدن با محرکهای آسیب زا ، دربرانگیختن پاسخهای شرطی شدن ترس دچار سوگیری می شود. زمانی که یک خاطرۀ هیجانی در آمیگدال ذخیره می شود ، کوچکترین مواجهه با محرکهایی که در طی حادثه آسیب زا وجود داشته اند ، باعث بروز واکنش ترس می شوند. سیستم آمیگدال، تصویری خام وابتدایی از جهان فراهم می کند ، در حالی که قشر مغز ، بازنمایی دقیق و جزئی تر از جهان ایجاد می نماید. درواقع، قشر مغز مسئول فرونشانی پاسخهای هیجانی است ، که این کار با کمک ارزیابی های شناختی صورت می گیرد . آمیگدال پاسخها را در ما بر می انگیزد ، اما آن ها را بازداری نمی کند.
– سیستم آمیگدال از نظرتکاملی ، مقدم بر قشر مغزاست . وقتی که فرد با یک واقعه تهدید کننده رو به رو می‌شود ، آمیگدال پاسخ ترس را بر می انگیزد. اگر چه این پاسخ درطول هزاران سال دستخوش تغییرات بسیاری شده است، ولی با پاسخ حیوانات وحتی سایر موجودات رده های پایین تر نردبان تکاملی ، مشترک است . هیپوکامپ ، بخشی از قسمتهای قدیمی تر مغز از نظر تکاملی به شمار می رود که به قشر عالی مغز متصل است. قشر عالی مغز دربرگیرندۀ بخشهایی است که درطول تکامل انسان ، رشد یافته است (لدو ، 1996) .
2-2-تحریف های شناختی

1-2-2-افکار خودآیند

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

این بخش ، مبنایی برای درک بیمار از این مساله است که افکار مثبت و منفی درباره یک رویداد ، پاسخ هیجانی به آن رویداد را تعیین می کنند و هیجان ها می توانند بر سلامت جسمی از جمله تجربه درد اثر داشته باشند . افکار خودآیند افکاری هستند که بلافاصله پس از کسب اطلاع از هرگونه مطلبی به ذهن خطور می کنند . این افکار بسیار سریع به ذهن می آیند و تا زمانیکه که فرد به آنها توجه نکند ، ممکن است حتی از آنها آگاه هم نشود . فرد در مورد همه چیزهایی که در دنیای اطراف رخ می دهد حتی برای امور ناچیز هم افکار خودآیند دارد.افکار خودآیند می توانند به افراد در ایجاد مفهومی که از دنیا دارند کمک کنند . برای مثال ،می توانتصور کرد زمانی که فرد به خانه برمی گردد بجای پیدا کردن یادداشتی که به در نصب شده باشد ، می بیند که در باز است و فرد مطمئن است که صبح ، در را قفل کرده است . اکنون چه نوع افکار خودآیندی خواهد داشت ؟ ( برنز،1990؛به نقل از قراچه داغی،1383).
افکار و هیجان ها
گام بعدی توضیح این نکته به بیمار است که چگونه افکار منجر به هیجان ها می شوند . برای برخی مردم این اولین باری خواهد بود که آنها واقعا در این باره فکر می کنند که هیجان ها از کجا می آیند . توضیح دهید که اگر چه افکار خودآیند هدفمند هستند ، گاهی اوقات می توانند منفی و مبتنی بر اطلاعات اشتباه باشند . آنها می توانند حتی افکار منفی بیشتری را برانگیزند که بر چگونگی احساس فرد( از نظر هیجانی و از نظر جسمی ) و چگونگی رفتار فرد اثر می گذارد .گفتگوی زیر را برای روشن شدن مطلب بکار ببرید :
احتمالا فرد می تواند زمانی را بیاد بیاورد که واقعا درباره چیزهایی ناراحت بوده است ، به تدریج در مورد آن موضوع به لحاظ هیجانی برانگیخته شده است ، و بعد فهمیده است آنچه فکر کرده است به شکل بدی اتفاق افتاده ، اصلا اتفاق نیافتاده است . شیوه ای که فرد درباره یک رویداد فکر می کند ، چه مثبت و چه منفی . هیجان های که تجربه می کند را تعیین می کند . افکار منفی به هیجان ها منفی منجر می شوند در حالیکه هیجان های خوشایند با فکر کردن درباره افکار خوشایند ایجاد می شوند(رابرت فرنام، 1384).
برای آنکه موضوع را عینی تر و درک آن را ساده تر کرد ،می- توان در مورد ارتباط بین افکار و احساسات گفتگو کرد ، زنجیره ای از رویدادها را روی برگه کاغذ در مقابل بیمار ترسیم کرد .
پس از دادن این اطلاعات ممکن است دقایقی را برای مرور مثال هایی از تجربه شخصی بیمار صرف کرد ، جایی که افکار به هیجان های مثبت و منفی خاصی منجر شده است . در ادامه مثالی ذکر می شود که می توان آن را برای نشان دادن قدرت افکار بکار برد .
موقعیت A : ماشینی به سرعت در حال حرکت است و در ترافیک از کنار ماشینی میان بر می زند و می رود .
درباره این شخص چه فکری می توان کرد؟
چه احساسی داشت ؟
موقعیت B : اکنون می توان فرض کرد که همسر راننده در صندلی عقب نشسته است و زمان زایمان او فرا رسیده است . او عجله دارد تا وی را به بیمارستان پائین خیابان برساند .
درباره این شخص چه فکری می توان کرد ؟
چگونه اطلاعات شیوه احساس کردن را تغییر خواهند داد ؟
می توان توجه کرد چگونه وقتی افکار درباره شخص و اعمالش تغییر می کند ، هیجان ممکن است از خشم به نگرانی تغییر کند (کرک،کیس و کلارک،1989؛به نقل از قاسم زاده،1387).

هیجان ها و درد

دانلود مقاله با موضوع اضطراب اجتماعی

م اعتماد و سوءظن فراگیر نسبت به دیگران است به طوری که انگیزه های دیگران از سوی فرد به عنوان انگیزه های بدخواهانه تفسیر می شود. این الگو از اوایل بزرگسالی آغاز می شود و در زمینه های گوناگون جلوه می کند.
افراد مبتلا به این اختلال تصور می کنند که سایرین می خواهند آنها را استثمار کنند، فریب دهند یا به آنها آسیب بزنند، حتی هنگامی که هیچ شواهدی در تأیید این انتظار وجود ندارد (ملاک الف 1). آنها بر اساس شواهد اندک و یا بی هیچ دلیلی به دیگران بدگمان هستند، با تصور اینکه علیه آنها توطئه می کنند، ممکن است هر زمان و بدون دلیل به طور ناگهانی به دیگران حمله کنند. آنها اغلب احساس می کنند که به شدت و به طور جبران ناپذیری توسط فرد یا دیگر صدمه می بینند، حتی اگر برای این امر شواهد عینی وجود نداشته باشد. آنها با شکهای بی مورد درباره ی وفاداری و صداقت دوستان و همکاران خود، اشتغال ذهنی دارند و اعمال آنها را برای یافتن شواهدی از انگیزه های خصمانه به دقت زیر نظر میگیرند (ملاک الف 2). هرگونه انحراف ادراک شده از وفاداری یا صداقت، در جهت تأیید تصورات آنها به کار می رود. هرگاه یکی از دوستان یا همکاران، صداقتی را نشان دهد که آنها قادر به اعتماد یا باور کردن آن نباشند، به شدت شگفت زده می شوند. آنها انتظار دارند که هرگاه دچار مشکل می شوند، دوستان و همکارانشان به آنها حمله کرده و یا بی توجهی نشان دهند (نیکخو 1389، 1009).
افراد مبتلا به این اختلال برای اعتماد کردن به دیگران و یا صمیمی شدن با آنها تمایلی نشان نمی دهند زیرا از این واهمه دارند که دیگران از اطلاعات به دست آورده، سوءاستفاده کنند(ملاک الف 3). آنها ممکن است از پاسخ دادن به پرسشهای شخصی اجتناب کنند و بگویند که این اطلاعات به «درد کسی» نمیخورد. آنها گفته های خیرخواهانه و رئیدادهای مساعد را مورد سوءتفسیر قرار میدهند که در نتیجه تحقیر آمیز و تهدید کننده به نظر میرسند (ملاک الف 4). به عنوان مثال، فرد مبتلا به این اختلال ممکن است اشتباه غیر عمدی یک فروشنده را به عنوان کوشش عمدی برای کلاهبرداری تفسیر کند و یا ممکن است یک شوخی اتفاقی از جانب یک همکار را به عنوان توهین جدی به شخصیت خود در نظر بگیرد. تعریف و تمجیدها اغلب نادرست تفسیر میشوند (برای مثال، تعریف به جهت یک دستاورد جدید به عنوان کوششی برای اعمال فشار جهت عملکرد بیشتر و بهتر تفسیر می شود). آنها ممکن است پیشنهاد کمک را به عنوان انتقادی مبنی بر این در نظر بگیرند که آنها نمی توانند به خوبی روی پای خود بایستند.
افراد مبتلا به این اختلال، پیوسته ناخشنود بوده، و توهینها، آزارها و بی اعتنایی هایی را که فکر می کنند به آنها میشود، نمی بخشند (ملاک الف 5). خطاهای جزئی دیگران، خشم زیادی را بر میانگیزد و این احساسهای خصمانه برای مدت طولانی پایدار می مانند. اغلب احساس می کنند که شخصیت یا حیثیت آنها مورد تهاجم قرار گرفته و یا اینکه مورد بی اعتنایی قرار می گیرند، زیرا به طور دایم متوجه انگیزههای زیان بخش دیگران هستند. آنها به سرعت تلافی کرده و نسبت به این توهینهای خیالی با خشم پاسخ میدهند (ملاک الف 6). افراد مبتلا به این اختلال ممکن است حسادت بیمارگون داشته باشند و اغلب بدون هیچگونه توجیه کافی نسبت به همسر یا شریک جنسی خود سوءظن دارند و آنها را بی وفا میدانند (ملاک الف 7).
آنها ممکن است جهت تأئید این حسادتها به جمع کردن «شواهد» جزئی و بی اهمیت بپردازند. آنها برای اجتناب از مورد خیانت قرار گرفتن مایلند که بر روابط نزدیک خود، کنترل کامل داشته باشند و ممکن است همواره درباره ی اعمال، انگیزهها و وفاداری همسر یا شریک جنسی خود پرس و جو کنند.
هرگاه این الگو رفتاری صرفاً در طی سیر اسکیزوفرنیا، یک اختلال خلقی همراه با ویژگیهای روان پریشی یا سایر اختلالهای روان پریشی رخ دهد یا هرگاه از اثرات فیزیولوژیایی مستقیم یک بیماری عصب شناختی (مانند صرع قطعه ی گیجگاهی) یا سایر بیماریهای جسمانی ناشی شود، تشخیص ارانویایی را نباید مطرح کرد (ملاک ب) (نیکخو 1389، 1012).
2-6-1-2 ویژگی ها و اختلال های همراه
برقراری ارتباط با افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانویایی، معمولاً دشوار است و این افراد اغلب در روابط صمیمانه با مشکلاتی مواجهند. سوءظن و خصومت افراطی آنها ممکن است به صورت بحث و جدل آشکار، شکایتهای مکرر یا کناره گیری آرام و آشکار خصمانه جلوه کند. آنها ممکن است به شیوهای دفاعی، محرمانه یا حیله گرانه عمل کنند و ظاهراً «سرد» و فاقد عواطف به نظر بیایند، زیرا بیش از اندازه مراقب تهدیدهای بالقوه هستند. اگر چه ممکن است عینی نگر، منطقی و غیر عاطفی به نظر بیایند، ولی اغلب رشته ای از هیجانهای نا استوار به همراه خصومت، لجاجت و گفته های طعنه آمیز بارز را نشان می دهند. طبیعت جنگ جویانه و بدگمان آنها ممکن است موجب پاسخ خصمانه از سوی دیگران شود که در این صورت انتظارات اصلی آنها را تأئید می کند.
چون افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانویایی به دیگران اعتماد ندارند بنابراین نیاز شدیدی برای خوداتکایی یک حس نیرومند برای استقلال در آنان وجود دارد. آنها همچنین مایلند که کنترل زیادی بر افراد پیرامون خود داشته باشند. اینگونه افراد اغلب انعطاف ناپذیر، انتقاد کننده و ناتوان از همکاری هستند، در حالیکه در پذیرش انتقاد مشکل زیادی دارند. آنها ممکن است دیگران را به دلیل خطاهایی که خودشان مرتکب شده اند، سرزنش نمایند. ممکن است برای تلافی سریع تهدیدهایی که ادراک می کنند منازعه جو باشند و غالباً درگیر دعواهای قانونی می شوند. افراد مبتلا به این اختلال در تأئید پیشداوریهای منفی خود درباره ی مردم یا موقعیتهایی که با آنها رویرو می شوند، انگیزه های پلیدی را به دیگران نسبت می دهند که برون فکنی ترسهای خود آنهاست. ممکن است خیالپردازیهای بزرگ منشانه ی غیر واقعی و تقریباً آشکاری را نشان دهند، به موضوعهایی چون قدرت، مرتبه و مقام علاقه داشته باشند و عقاید قالبی منفی درباره ی دیگران دارند، بویژه کسانی که از گروه های متفاوت با جامعه خود وی هستند. شیفته ی صورت بندیهای ساده از دنیا هستند و اغلب در رابطه با موقعیتهای مبهم احتیاط می کنند. آنها ممکن است «متعصب » به نظر بیایند و با کسانی که نظامهای اعتقادی پارانویایی مشترکی دارند، فرقه ها و گروه های منسجمی را تشکیل دهند (نیکخو 1389، 1012).
افراد مبتلا به این اختلال به ویژه در پاسخ به فشار روانی ممکن است دچار دوره های بسیار کوتاه روان پریشی شوند (که از چند دقیقه تا چند ساعت طول می کشند). در بعضی موارد، اختلال شخصیت پارانویایی ممکن است به عنوان پیشایند پیش مرضی اختلال هذیانی یا اسکسزوفرنیا ظاهر شود. افراد مبتلا به این اختلال ممکن است مبتلا به اختلال افسردگی عمده شوند و شاید در معرض خطر ابتلاء به گذرهراسی و اختلال وسواس فکری – عملی باشند. سوء مصرف یا وابستگی به الکل و مواد دیگر نیز اغلب دیده میشود. شایعترین اختلالهای شخصیت هماین با اختلال شخصیت پارانویایی، ظاهراً اختلالهای شخصیت اسکیزوتایپی، اسکیزوئید، خودشیفته، اجتنابی و مرزی هستند.
2-6-1-3 ویژگی های خاص وابسته به فرهنگ، سن و جنسیت
بعضی رفتارها که تحت تاًثیر زمینه های اجتماعی – فرهنگی یا شرایط ویژه ی زندگی قرار میگیرند ممکن است به اشتباه پارانویایی تلقی شوند و حتی امکان دارد توسط فرایند ارزیابی بالینی تقویت شوند. اعضای گروه های اقلیت، مهاجران، پناهندگان سیاسی و اقتصادی یا افراد با زمینه های قومی متفاوت ممکن است به دلیل ناآشنایی (مانند مشکلات مربوط به زبان یا عدم آگاهی از قواعد و مقررات) و یا در واکنش به ادراک غفلت یا بی تفاوتی اکثریت جامعه، رفتارهای دفاعی نشان دهند. این رفتارها ممکن است به نوبه ی خود در افرادی که با این اشخاص رابطه دارند، خشم و ناکامی ایجاد کنند و بدین ترتیب یک دور باطل از عدم اعتماد متقابل شکل می گیرد که نباید با اختلال شخصیت پارانویایی اشتباه گرفته شود. بعضی از گروه های قومی همچنین رفتارهای مرتبط با فرهنگ را نشان می دهند که ممکن است به اشتباه، پارانویایی تلقی شوند.
اختلال شخصیت پارانویایی ممکن است ابتدا در کودکی و نوجوانی با تنهایی، روابط ضعیف با همسالان، اضطراب اجتماعی، پیشرفت ضعیف در مدرسه، حساسیت زیاد، افکار و زبان غیر عادی یا عجیب و خیالپردازیهای ویژه ی فردی ظاهر شود. این کودکان ممکن است ظاهراً «عجیب» و «غیرعادی» باشند و مورد آزار دیگران قرار گیرند (نیکخو 1389، 1014).

2-6-2 اختلال شخصیت اسکیزوئید
2-6-2-1 ویژگی های تشخیصی
ویژگی اصلی اختلال شخصیت اسکیزوئید، یک الگوی فراگیر کناره گیری از روابط اجتماعی و دامنه ی محدود بیان هیجانها در موقعیتهای بین افراد است. این الگو از اوایل بزرگسالی آغاز شده و در زمینه های مختلف ظاهر می شود.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید، ظاهر اً میلی به صمیمیت ندارند، نسبت به فرصتهای موجود برای گسترش روابط نزدیک بی تفاوت به نظر میرسند و به نظر میرسد که از عضویت در خانواده یا گروه های اجتماعی دیگر رضایت چندانی به دست نمی آورند. آنها به جای بسر بردن با دیگران، ترجیح میدهند وقت خود را به تنهایی سپری کنند. آنها اغلب از لحاظ اجتماعی منزوی یا «تنها» به نظر میرسند و تقریباً همیشه فعالیتها و سرگرمیهای انفرادی را انتخاب می کنند که مستلزم تعامل با دیگران نیست. آنها تکالیف مکانیکی یا انتزاعی مانند بازیهای رایانهای یا ریاضی را ترجیح می دهند. این افراد ممکن است علاقهی چندانی به تجربه های جنسی با فرد دیگر نداشته باشند و از فعالیتهای معدودی لذت میبرند (اگر چنین فعالیتهایی وجود داشته باشند). معمولاً لذت بردن از تجربه های حسی، بدنی یا بین فردی مانند قدم زدن در ساحل به هنگام غروب و یا داشتن روابط جنسی اندک است. این افراد، احتمالاً دوستان نزدیک یا محرم اسراری به جز یک خویشاوند درجه اول ندارند (نیکخو 1389، 1015).
اغلب به نظر میرسد افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید نسبت به تأیید یا انتقاد دیگران بیتفاوت هستند و ظاهراً از آنچه که دیگران ممکن است دربارهی آنها فکر کنند ناراحت نمی شوند. آنها ممکن است به ظرایف طبیعی تعامل اجتماعی توجه نکنند و اغلب پاسخ مناسبی به نشانه های اجتماعی نمی دهند، به طوری که از لحاظ اجتماعی بی کفایت، سطحی یا در خود فرو رفته به نظر می رسند. آنها معمولاً واکنشپذیری آشکار هیجانی ندارند و از ظاهری «موقر » برخوردارند و به ندرت حالات بیانگر یا جلوههای چهره ای مانند لبخند و تکان دادن سر را از خود نشان می دهند. آنها ادعا می کنند که هیجانهای شدید مانند خشم یا شادی را به ندرت تجربه می کنند. اغلب عاطفه ی محدودی نشان می دهند و به نظر، سرد و گوشه گیر می آیند. اگرچه در شرایط کاملاً غیر عادی که این افراد دست کم به طور موقت در آشکار ساختن خود احساس راحتی می کنند. ممکن است اعتراف نمایند که احساسهای دردناکی را به ویژه در ارتباط با تعاملهای اجتماعی دارند.
هرگاه این الگوی رفتاری صرفاً در طی سیر اسکیزوفرنیا، یک اختلال خلقی همراه با ویژگیهای روان پریشی، سایر اختلالهای روان پریشی یا یک اختلال فراگیر رشد رخ دهد یا هرگاه ناشی از اثرات مستقیم فیزیولوژیایی یک بیمار عصب شناختی (مانند صرع قطعه ی گیجگاهی) یا سایر بیماریهای جسمانی باشد، تشخیص اختلال شخصیت اسکیزوئید را نباید مطرح کرد.
2-6-2-2 ویژگی ها و اختلال های همراه
افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید ممکن است در بیان خشم، حتی در پاسخ به تحریک مستقیم، مشکل ویژهای داشته باشند که موجب این تصور میشود که آنها فاقد هیجان هستند. گاهی به نظر میرسد که زندگی آنها بدون هدف است و در ظاهر ممکن است از اهداف خود منحرف باشند. چنین افرادی اغلب نسبت به رویدادهای مهم زندگی با مشکل مواجهند. افراد مبتلا به این اختلال به علت نداشتن مهارتهای اجتماعی و بی میلی نسبت به تجربه های جنسی، دوستیهای اندکی دارند، به ندرت قرار ملاقات میگذارند، و اغلب ازدواج نمی کنند. کارکرد شغلی آنان ممکن است مختل باشد، به ویژه هنگامی که درگیری بین فردی مورد نیاز باشد، ولی هرگاه تحت شرایط انزوای اجتماعی یا به تنهایی کار کنند، ممکن است کارکرد خوبی داشته باشند. افراد مبتلا به این اختلال به ویژه در پاسخ به فشار روانی، ممکن است به دوره های بسیار کوتاه روان پریشی مبتلا شوند (که از چند دقیقه تا چند ساعت طول میکشند). در بعضی موارد، اختلال شخصیت اسکیزوئید، ممکن است به عنوان پیشایند پیش مرضی اختلال هذیانی یا اسکیزوفرنیا ظاهر شود. افراد مبتلا به این اختلال ممکن است گاهی افسردگی عمده را نشان دهند. اختلال شخصیت اسکیزوئید اغلب با اختلالهای شخصیت اسکیزوتایپی، پارانویایی و اجتنابی به طور همانند ظاهر می شوند (نیکخو 1389، 1016).
2-6-2-3 ویژگی های خاص وابسته به فرهنگ، سن و جنسیت
افرادی که به زمینه های فرهنگی مختلف تعلق دارند گاهی رفتارهای دفاعی و شیوه های بین فردی را نشان میدهند که ممکن است به اشتباه عنوان اسکیزوئید بر آنها گذاشته شود. برای مثال، کسانی که از محیط های روستایی به شهرهای بزرگ نقل مکان می کنند ممکن است با «جمودهیجانی » واکنش نشان دهند که امکان دارد چند ماه طول بکشد و به صورت فعالیتهای انفرادی، عاطفه ی محدود و اختلالهای ارتباطی دیگر ظاهر شود. مهاجرانی که از کشورهای دیگر آمدهاند گاهی به اشتباه بیاحساس، کینه جو و بی تفاوت قلمداد میشوند.
اختلال شخصیت اسکیزوئید ممکن است ابتدا در کودکی و نوجوانی به همراه انزواطلبی، روابط ضعیف با همسالان و کم آموزی در مدرسه ظاهر شود که این کودکان و نوجوانان را به گونهای متفاوت نشان داده و باعث می شود تا آنها در معرض آزار و اذیت قرار گیرند (نیکخو 1389، 1016).

2-6-3 اختلال شخصیت اسکیزوتایپی
2-6-3-1 ویژگی های تشخیصی
ویژگی اصلی اختلال شخصیت اسکیزوتایپی، یک الگوی فراگیر از کاستیهای اجتماعی و بین فردی است که علاوه بر تحریفهای شناختی یا ادراکی و رفتارهای عجیب و غریب با ناراحتی حاد و ظریف اندک برای برقراری روابط صمیمانه مشخص می شود. این الگو از جوانی آغاز شده و در زمینه های مختلفی ظاهر می شود. (نیکخو،1019:1389)
افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوتایپی، اغلب افکار عاطفی دارند (یعنی تفسیرهای نادرست از حوادث و رویدادهای علّی بیرونی که بویژه برای فرد معنای مخصوص و غیر عادی دارند). اینگونه افکار را باید از هذیانهای عطفی که در خصوص و باورها با اعتقاد راسخ هذیانی حفظ میشوند، تفکیک کرد. این افراد ممکن است خرافاتی بوده و یا نسبت به پدیده های طبیعی که فراتر از هنجارهای خرده فرهنگی آنها هستند، اشتغال ذهنی داشته باشند. آنها ممکن است احساس کنند که قدرتهای ویژهای برای پیش بینی حوادث قبل از رخداد آنها و یا خواندن اندیشه های دیگران دارند. این افراد ممکن است معتقد باشند که روی دیگران کنترل جادویی دارند که می تواند مستقیماً اعمال شود (مانند این باور که وقتی همسر شخص، سگ خانه را برای قدم زدن بیرون می برد، این عمل نتیجهی مستقیم تفکری است که یک ساعت قبل شکل گرفته است) یا غیر مستقیم از طریق انجام آداب جادویی صورت می گیرد (مانند سه مرتبه از جلوی یک شیء خاص برای اجتاب از یک پیامد آسیب زای معین). ممکن است دگرگونیهای ادراکی نیز وجود داشته باشند ( پمانند این احساس که شخص دیگری حضور دارد و یا شنیدن صدایی که نام وی را نجوا می کند). گفتار آنها ممکن است حاوی جمله ها و ساخت غیر معمول و عجیب باشد. این گفتار اغلب نامربوط یا مبهم ولی بدون انحراف از مسیر یا گسسته گویی است. پاسخها ممکن است کاملاً عینی یا کاملاً انتزاعی باشند و واژه ها یا مفاهیم گاهی به شیوه هایی غیرعادی به کار می روند (برای مثال شخص ممکن است ادعا کند که او در حین کار «قابل صحبت » نیست). (نیکخو 1389، 1019).
افراد مبتلا به این اختلال اغلب سوءظن دارند و ممکن است اندیشه پردازی پارانویایی داشته باشند (برای مثال، اعتقاد به این که همکاران وی در محیط کار قصد

مسئولیت پذیری

شده و هویت جداگانه ای ندارد . این طرح واره اغلب به صورت احساس پوچی و سردرگمی ، جهت نداشتن و بی هدفی و یا در موارد شدید به صورت شک و تردید در موجودیت وساختار وجودی فرد بروز می کند .
9-شکست
باور به اینکه فرد شکست خورده است یا در آینده شکست خواهد خورد و اینکه شکست برای او اجتناب ناپذیر است . فرد در مقایسه با همسالانش در حوزه های پیشرفت (مثل تحصیل ، شغل ، ورزش و…) غالباً احساس بی کفایتی می کند . اغلب شامل این باور است که شخص ، دیوانه، بی استعداد، نالایق و نادان است و نسبت به دیگران ، موفقیت کمتری دارد .
محدودیت های مختل
(نقص در محدودیت های درونی ، احساس مسئولیت در قبال دیگران یا جهت گیری نسبت به اهداف بلند مدت زندگی . این طرح واره ها منجر به بروز مشکلاتی در رابطه با رعایت حقوق دیگران ، همکاری با دیگران ، تعهد یا هدف گزینی و رسیدن به اهداف واقع بینانه می شود. طرحواره های این حوزه به طور معمول در خانواده هایی به وجود می آید که به جای انضباط ، مواجه ی مناسب ، محدودیت های منطقی ، مسئولیت پذیری ، همکاری متقابل و هدف گزینی ؛ وجه مشخصه آنها ، سهل انگاری افراطی ، سردرگمی ، یا حس برتری است. در برخی موارد ، کودک ممکن است نتواند ناراحتی عادی و معمولی را تحمل کند یا اینکه ممکن است هدایت ، جهت مندی و راهنمایی کافی دریافت نکرده باشد) .
10-استحقاق/ بزرگ منشی
فردی که چنین طرح واره ای دارد معتقد است که نسبت به دیگران یک سر و گردن ، بالاتر است، حقوق ویژه ای برای خودش قائل است و تعهدی نسبت به رعایت اصول روابط متقابل که راهنمای تعاملات اجتماعی بهنجار هستند ، ندارد . اغلب بر این نکته پا فشاری می کند که دیگران باید هر آنچه را که او می خواهد برایش فراهم کنند ، بدون توجه به اینکه آیا در خواست او منطقی است ، چه چیزی از نظر دیگران معقول است ، یا اینکه چه هزینه ای برای دیگران دارد . چنین افرادی برای اینکه بتوانند کسب قدرت کنند و یا دیگران را کنترل نمایند ، تمرکز افراطی بر برتری جویی (برای مثال موفق ترین ، با استعداد ترین و ثروتمند ترین شدن ) دارند (هدف اولیه کسب توجه یا پذیرش از سوی دیگران نیست) . گاهی اوقات برای اینکه فرد بتواند تمایلات خود را ارضاء کند ، بدون همدلی با دیگران و یا بدون توجه به نیازها و احساسات آنها ، به رقابت افراطی یا کنترل رفتارهای دیگران روی می آورد.
11-خویشتن – داری و خود- انضباطی ناکافی
مشکلات مستمر در خویشتن – داری مناسب و تحمل نکردن ناکامی ها در راه دستیابی به اهداف شخصی یا ناتوانی در جلوگیری از بیان هیجان ها و تکانه ها . در شکل های خفیف تر آن ، بیمار به شدّت از ناراحتی اجتناب می کند . فردی که چنین طرح واره ای دارد ، درد را تحمل نمی کند ، از مسئولیت پذیری گریزان است ، به هر قیمتی که شده از تعارض جلوگیری می کند و زیاد به خودش سخت نمی گیرد . این عوامل باعث می‌شود از رضایت شخصی ، تعهد و انسجام شخصیتی چنین فردی جلوگیری شود.
دیگر جهت مندی
(تمرکز افراطی بر تمایلات ، احساسات و پاسخ های دیگران به گونه ای که نیازهای خود فرد نادیده گرفته می شود . این کار به منظور دریافت عشق و پذیرش ، تداوم ارتباط با دیگران یا اجتناب از انتقام و تلافی صورت می گیرد . در این طرح واره ها ، فرد معمولاً هیجانات و تمایلات طبیعی خود را پس می زند و نسبت به آن ها ناآگاه است. طرح واره های این حوزه به طور معمول در خانواده هایی به وجود می آیند که کودک را با قید و شرط پذیرفته اند : کودک به منظور دستیابی به توجه، عشق و پذیرش دیگران باید جنبه های مهم ّ شخصیت خود را نادیده بگیرد. در بسیاری از این خانواده ها ، نیاز ها و تمایلات هیجانی والدین و منزلت اجتماعی، در مقایسه با نیاز ها و احساسات کودک ، ارزش بیشتری دارند ) .
12-اطاعت
احساس اجبار نسبت به واگذاری افراطی کنترل خود به دیگران. این کار معمولاً برای اجتناب از خشم ، محرومیت ، یا انتقام صورت می گیرد. دو نوع از مهم ترین اطاعت ها عبارتند از :
الف)ا طاعت از نیاز ها : وا پس زنی تمایلات ، تصمیمات و ترجیحات شخصی .
ب) اطاعت از هیجان ها : واپس زنی هیجانات شخصی به ویژه خشم .
معمولاً این طور بنظر می رسد که تمایلات ، عقاید و احساسات فرد فاقد ارزش اند یا برای دیگران اهمیت ندارند . این طرح واره ، اغلب به شکل اطاعت افراطی همراه با حساسیت بیش از حد نسبت به احساسات دیگران تجلی می باید . این طرحواره به طور کلی منجر به خشمی می شود که در قالب یک سری نشانه های ناسازگارانه از جمله رفتارهای منفعل – پرخاشگرانه ، طغیان های عاطفی کنترل نشده ، علایم روان تنی ، کناره گیری از عواطف ، برون ریزی و سوء مصرف مواد آشکار می شود .
13-ایثار
تمرکز افراطی بر ارضاء نیاز های دیگران در زندگی روزمره که به قیمت عدم ارضای نیاز های خود فرد تمام می شود. رایج ترین دلایل انجام این کار عبارتند از : جلوگیری از آسیب رساندن به دیگران ، جلوگیری از احساس گناه ناشی از خود خواهی یا تداوم ارتباط با افراد نیازمند .
این امر اغلب از حساسیت بیش از حد نسبت به درد و رنج دیگران ناشی می شود . چنین طرح واره ای منجر به این احساس می شود که نیاز های فرد ایثارگر به قدر کافی ارضاء نمی شوند و همچنین باعث رنجش افرادی
می شود که او از آنها نگهداری می کند (با مفهوم” وابستگی بیمار گونه همپوشی دارد) .
14-پذیرش جویی/ جلب توجه
تاکید افراطی در کسب تایید ، توجه و پذیرش از سوی دیگران که مانع شکل گیری معنایی مطمئن و واقعی از خود می شود . احساس ارزشمندی فرد ، بیشتر به واکنش های دیگران وابسته است تا به تمایلات طبیعی خودش . گاهی اوقات این طرحواره با تاکید افراطی بر مقام و منزلت ، قیافه و ظاهر ، پذیرش اجتماعی ، پول یا پیشرفت مشخص می شود و وسیله ای است برای دستیابی فرد به تایید ، تحسین و توجه دیگران (هدف اولیه از دستیابی به تایید ، تحسین ، توجه دیگران ، کسب قدرت یا توانایی کنترل دیگران نیست) . این طرح واره ، اغلب منجر به اتخاذ تصمیماتی غیر قابل اطمینان وناخوشایند در مورد وقایع مهم زندگی می شود یا اینکه منجر به حساسیت بیش از حد نسبت به فرد می گردد .
گوش به زنگی بیش از حد و بازداری
(تاکید افراطی بر واپس زنی احساسات ، تکانه ها و انتخابهای خود انگیخته فرد یا بر آورده ساختن قواعد و انتظارات انعطاف ناپذیر و درونی شده درباره عملکرد و رفتار اخلاقی که اغلب منجر به از بین رفتن خوشحالی ، ابراز عقیده ، آرامش خاطر ، روابط نزدیک وسلامتی می شود . طرح واره های این حوزه به طور معمول در خانواده هایی به وجود می آید که در آنها عصبانیت ، توقع و گاهی اوقات تنبیه مشاهده می شود : در این خانواده ها ، بر عملکرد عالی ، بی نقص گرایی، وظیفه شناسی ، پیروی از قوانین ، پنهان سازی هیجان ها ، اجتناب از اشتباه تأکید می شود ، در عین حال که به لذت ، خوشحالی و آرامش و اهمیت چندانی داده نمی شود. معمولاً در چنین افرادی تمایلی نهفته نسبت به بدبینی و نگرانی وجود دارد، بدین صورت که اگر افراد نتوانند در تمام اوقات گوش به زنگ باشند ، همه چیز از هم می پاشد) .
15-منفی گرایی/ بدبینی
تمرکز عمیق و مداوم بر جنبه های منفی زندگی (درد، مرگ، دلخوری، فقدان، عدم توافق ، تعارض ، گناه ، مشکلات حل نشده، اشتباهات بالقوه ، خیانت ، کارهایی که اشتباه انجام می شوند و…) همراه با دست کم گرفتن جنبه های مثبت و خوش بینانه ی زندگی با غفلت از آنها .
این طرحواره معمولاً شامل انتظارات افراطی در طیف و سیعی از موقعیت های کاری، مالی و بین فردی است که خود این حالت منجر به اشتباهات شدیدی می شود، به طوری که شخص در نهایت احساس می کند زندگی شخصی اش از هم پاشیده است . اغلب باعث ترس غیر معمول از اشتباه کردن می شود ، اشتباهی که ممکن است منجر به ورشکستگی مالی ، فقدان ، تحقیر و سرافکندگی یا گیر افتادن در یک موقعیت بد بشود . از آنجا که نتایج منفی و بالقوه چنین حالتهایی ، اغراق آمیز است ، مشخصه ی این بیماران ، نگرانی مزمن، گوش به زنگی، غر زدن یا بلاتکلیفی است .
16-بازداری هیجانی
بازداری افراطی اعمال ، احساسات و ارتباطات خودانگیخته که معمولاً به منظور اجتناب از طرد دیگران ، احسان شرمندگی و از دست دادن کنترل بر تکانه های شخصی صورت می گیرد. معمولی ترین حوزه هایی که بازداری در مورد آنها اعمال می شود عبارتند از :

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

الف) بازداری از بروز خشم و پرخاشگری .
ب) بازداری از بیان تکانه های مثبت (از قبیل خوشحالی ، محبت، برانگیختگی جنسی و بازی ) .
ج) بازداری از بیان آسیب پذیری یا بیان راحت و صریح احساسات و نیاز های شخصی .
د) تاکید افراطی بر عقلانیت و نادیده گرفتن هیجان ها.
17- معیار های سرسختانه / عیب جویی افراطی
باور اساسی مبنی بر این که فرد برای رسیدن به معیار های بلند پروازانه درباره ی رفتار و عملکرد خود، باید کوشش فراوانی به خرج دهد و این کار معمولاً برای جلوگیری از انتقاد صورت می گیرد. این طرحواره به طور معمول در خانواده هایی به وجود می آید که تحت فشارند، نسبت به خودشان و دیگران بیش از حد عیب جویی می کنند و توقع دارند کارها با کیفیت عالی و در کوتاهترین زمان انجام شوند . این طرحواره اغلب منجر به نقص های جدی در احساس لذت ، آرامش، سلامتی ، احساس ارزشمندی، پیشرفت یا روابط رضایت مندانه می شود و معمولاً به شکل های زیر بروز می کند :
الف) بی نقص گرایی ، توجه غیر معمول به جزئیات یا ارزیابی کمتر از حد عملکرد خود در مقایسه با عملکرد دیگران.
ب) قوانین غیر قابل انعطاف و” بایدها ” ، در بسیاری از حوزه های زندگی از جمله معیار های بالا و غیر واقع بینانه ی اخلاقی ، فرهنگی و مذهبی .
ج)دغدغه ی زمان و کارآمدی به منظور انجام کار بیشتر.
18- تنبیه
باور اساسی مبنی بر این که افراد باید به خاطر اشتباهاتشان ، شدیداً تنبیه شوند. اغلب شامل احساس خشم ، نابردباری و بی صبری نسبت به کسانی (از جمله خود فرد) است که طبق معیار ها و انتظارات او عمل نکرداند . معمولاً این گونه افراد ، به دلیل در نظر نگرفتن شرایط ویژه ، نادیده گرفتن مشکلات دیگران و عدم همدلی با احساسات آنها ، نمی توانند از اشتباهات خودشان و دیگران چشم پوشی کنند ( یانگ ،1950 ؛ به نقل از حسن حمید پور ،1390 ).

حوزه دوم: خود گردانی و عملکرد مختل
خود گردانی یعنی توانایی فرد برای جداشدن از خانواده و عملکرد مستقل . این توانایی در مقایسه با افراد هم سن وسال و سنجیده می شود . بیمارانی که طرح واره هایشان در این حوزه قرار دارد ، از خودشان و محیط اطرافشان ، انتظاراتی دارند که در توانایی آنها برای تفکیک خود از نماد والدین و دستیابی به عملکرد مستقلانه مانع ایجاد می کند . والدین این بیماران برای آنها هر کاری انجام می دادند و به شدت از آنها حمایت می کردند و گاهی برعکس ، بندرت از آنها مراقبت یا نگهداری می نمودند (که مورد اخیر بسیار نادر است) . افراط و تفریط در حمایت از کودک منجر به بروز مشکلاتی در حوزه خودگردانی می شود . والدین این گروه از بیماران ، اغلب به اعتماد بنفس کودک خود لطمه می زنند و در تقویت عملکرد ماهرانه او در خارج از خانه موفق نیستند. در نتیجه ، این بیماران نمی توانند هویت مستقلی در مورد خودشان بدست بیاورند و نمی توانند زندگیشان را بدون دریافت کمک های بی شائبه دیگران اداره کنند .آنها نمی توانند برای خودشان اهداف مشخصی در نظر بگیرند و در مهارت های مورد نیاز تبحر پیدا کنند ، لذا از نظر کارآیی و کفایت در دوران بزرگ سالی ، مثل یک کودک کم سن و سال عمل می کنند .
بیمارانی که طرح وارۀ وابستگی / بی کفایتی دارند ، احساس می کنند بدون کمک جدی دیگران نمی توانند از عهده مسئولیت های روز مره شان بر آیند . به عنوان مثال ، آنها احساس می کنند توانایی کسب درآمد ، حل مشکلات ، خوب قضاوت کردن ، به عهده گرفتن وظایف جدید و تصمیم گیریِ درست را ندارند . این طرح واره اغلب خودش را به شکل منفعل بودن و درماندگی افراطی نشان می دهد .
بیمارانی که طرحوارۀ آسیب پذیری نسبت به ضرر یا بیماری دارند ، شدیداً می ترسند مبادا هر لحظه دچار یک فاجعه شوند و نتواند باآن مقابله کنند . این افراد از چنین فجایعی می ترسند : (1) پزشکی (مانند بروز حملات قلبی ، ابتلا به بیماری ایدز) ، (2) هیجانی( مانند دیوانه شدن ، از دست دادن کنترل( و(3) محیطی (مانند وقوع تصادف ها ، جنایت ، بلای طبیعی ).
بیمارانی که طرح واره ی خود تحول نیافته / گرفتار دارند، اغلب در خصوص ارتباط شان با یکی یا چند نفر از افراد مهم زندگی شان (اغلب والدین) ، بیش از حد اشتغال ذهنی دارند و به همین دلیل ، فردیّت و رشد اجتماعی بیماران به آنها وابسته است . این بیماران ، سخت معتقدند که حداقل یکی از افراد این رابطه ، نمی تواند بدون دیگری به زندگی ادامه دهد . این طرح واره ممکن است احساساتی مثل غرق در شخصیت طرف مقابل شدن ، فقدان هویت وبی هدف بودن زندگی رادر بگیرد . بیمارانی که طرح وارۀ شکست دارند ، معتقدند بدون شک در دستیابی به حد معمول پیشرفت (زمینه هایی مثل تحصیل ، ورزش ، شغل) شکست خواهند خورد و در مقایسه با هم سن و سالهایشان ، خیلی بی کفایتند . افرادی که این طرح واره را دارند ، اغلب خودشان را کم هوش ، بی استعداد یا ناموفق می دانند ( کلوسکو ،1950 ؛ به نقل از زهرا اندوز ،1390 ).
حوزه سوم: محدودیت های مختل
بیمارانی که طرح واره هایشان در این حوزه قرار دارد ، محدودیت های درونی آن ها در خصوص احترام متقابل وخویشتن- داری به اندازه کافی رشد نکرده است . آن ها ممکن است در خصوص احترام به حقوق دیگران ، همکاری کردن ، متعهد بودن یا دستیابی به اهداف بلند مدت مشکل داشته باشند . علاوه بر این ، چنین بیما رانی اغلب خودخواه ، لوس ، بی مسئولیت یا خودشیفته به نظر می رسند . آنها معمولا در خانواده هایی بزگ شده اند که خیلی سهل انگار و بیش از حد مهربان بوده اند (گاهی اوقات طرح واره استحقاق می تواند شکلی از جبران افراطی طرح واره های دیگرمثل محرومیت هیجانی باشد ) .
معمولا در این قبیل موارد ریشه تحولی اولیه این طرح واره ، محبت بیش از حد نیست .
این بیماران در دوران کودکی ، نیازی نداشته اند از قوانینی پیروی کنند که دیگران از آن قوانین تبعیت می کردند . آنها در دوران کودکی ملاحظه دیگران را نمی کرده اند و خویشتن دار نبوده اند. در نتیجه ، در بزرگسالی، توانایی مهار تکانه های خود را ندارند و نمی توانند ارضاء نیاز های آنی خود را به خاطر دستیابی به منافع آتی به تأخیر بیندازند .
بیمارانی که طرح واره ی استحقاق / بزرگ منشی دارند ، خودشان را یک سر و گردن بالاتر از دیگران می دانند و در نتیجه حقوق و امتیازات خاصی برای خودشان قائل اند . بیمارانی که این طرح واره را دارند ، خود را نسبت به رعایت احترام متقابل که پایه و اساس تعاملات اجتماعی سالم است ، موظف نمی دانند . آن ها اغلب اصرار می کنند که می توانند هر کاری را که دلشان بخواهد، بدون توجه به هزینه ای که این کار برای دیگران دارد ، انجام دهند . آنها دوست دارند به قدرت برسند تا بتوانند برتری خود را به رخ دیگران بکشند (مثل موفق شدن ، مشهور شدن و پولدار شدن ) . این بیماران اغلب بیش از حد پر توقع یا سلطه گرند و در روابط اجتماعی با مشکلات دیگران همدلی نمی کنند .
بیمارانی که طرح واره ی خویشتن – داری / خود – انضباطی ناکافی دارند ، نمی توانند برای دستیابی به اهداف شان ، خویشتن – داری نشان دهند و ناکامی را به قدر کافی تحمل کنند از سوی دیگر نمی توانند ابراز هیجان ها و تکانه هایشان را کنترل کنند . در شکل های خفیف تر این طرح واره ، بیماران بر اجتناب از ناراحتی خیلی تأکید می کنند : به عنوان مثال سعی می کنند در روابط بین فردی ، تعارضی ایجاد نکنند و از پذیرفتن مسئولیت های بیشتر ، طفره می روند (مژگان صلواتی ، 1388).
حوزه چهارم: دیگر جهت مندی
بیمارانی که طرح واره هایشان در این حوزه قرار دارد ، به جای رسیدگی به نیازهای خود به دنبال ارضای نیازهای دیگران هستند .

دانلود مقاله با موضوع اختلالات شخصیت

نمایشی(هیستریک) و مدیریت بدن در بین زنان
بررسی رابطه بین اختلال خوشیفته(نارسیستیک) و مدیریت بدن در بین زنان
بررسی رابطه بین اختلال دوری گزین(اجتنابی) و مدیریت بدن در بین زنان
بررسی رابطه بین اختلال ضداجتماعی و مدیریت بدن در بین زنان
بررسی رابطه بین اختلال شخصیت مرزی یا بردرلاین (بینابینی) و مدیریت بدن در بین زنان

1-5- فرضیه‏های پژوهش

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

1-5-1 فرضیه اصلی

بین اختلالات شخصیتی و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه معناداری وجود دارد.
1-5-2 فرضیه های فرعی
بین اختلال بدبین (پارانویید) و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد.
بین اختلال وابسته و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد.
بین اختلال اسکیزوئیدی (منزوی – اسکیزویید) و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد.
بیناختلال اسکیزوتایپال و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد.
بین اختلال وسواسی و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد .
بین اختلال نمایشی (هیستریک) و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد.
بین اختلال خوشیفته (نارسیستیک) و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد.
بین اختلال دوری گزین (اجتنابی) و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد.
بین اختلال ضداجتماعی و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد.
بین اختلال شخصیت مرزی یا (بینابینی) و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد.

1-6- تعریف واژه ها و اصطلاحات
تعریف مفهومی اختلالات شخصیتی
بر طبق آنچه در «راهنمای تشخیصی و آماری» (DSM-IV) آمده است، اختلال شخصیت عبارت است از: «یک الگوی با دوام و پایدار از رفتار و تجربه درونی که به طور قابل ملاحظه‌ای با انتظاراتی که از شرایط فرهنگی فرد وجود دارد متفاوت باشد، فراگیر و غیرقابل انعطاف باشد، شروعش به دوران نوجوانی یا اوایل بلوغ برگردد، در طول زمان پایدار باشد و به ناراحتی یا آسیب‌دیدگی روحی منجر گردد.» به دلیل آن که این اختلالات، مزمن و فراگیر هستند. می‌توانند به اختلال جدّی در کار کرد و زندگی روزمره بیانجامند (مارنات چی.سی 1381، 124).
تعریف عملیاتی اختلالات شخصیتی
اختلالات شخصیت به نمره ای که آزمودنی از پرسشنامه میلون 3 کسب می کند، گفته می شود.
تعریف مفهومی مدیریت بدن
مدیریت بدن به معنای دستکاری درنمای ظاهری بدن است. با ظهورعصرجدید،نمای ظاهری کردارهای بدن اهمیتی خاص یافته اند. بدن دیگرنه فقط ازبعدزیست شناختی، بلکه به عنوان محصولی اجتماعی و روانشناختی موردتوجه قرارگرفت (حقگوی 1386، 14).
مدیریت بدن به معنای نظارت و دستکاری مستمر ویژگیهای ظاهری ومرئی بدن است. این مفهوم به کمک معرف های تمایل به داشتن تناسب اندام و کنترل وزن از طریق ورزش، رژیم غذایی و دارو، دستکاریهای پزشکی در نقاط مختلف بدن جهت زیبایی مانند جراحی بینی و پلاستیک و میزان اهمیت دادن به مراقبت های بهداشتی و آرایشی، استحمام روزانه، آرایش مو، آرایش یا اصلاح صورت، استفاده از عطر و ادوکلن، آرایش ناخن و لنز رنگی بویژه برای بانوان به یک شاخص تجملی تبدیل شده است (ارمکی و چاوشیان 1381، 22).
تعریف عملیاتی مدیریت بدن
مدیریت بدن به نمره ای که آزمودنی از پرسشنامه مدیریت بدن کسب می کند، گفته می شود.

فصل دوم:
مروری بر ادبیات و پیشینه پژوهش

2-1- مقدمه
در این فصل ابتدا به بررسی مدیریت بدن و اختلالات شخصیت و انواع اختلال میپردازیم و سپس مروری بر پژوهش های انجام شده خارجی و داخلی خواهیم داشت

2-2- مدیریت بدن
مدیریت بدن به معنای دستکاری در نمای ظاهری بدن است. با ظهور عصر جدید، نمای ظاهری کردارهای بدن اهمیتی خاص یافته اند. بدن دیگرنه فقط از بعد زیست شناختی، بلکه به عنوان محصولی اجتماعی و روانشناختی مورد توجه قرار گرفت (حقگوی 1386، 14).
مدیریت بدن به معنای نظارت و دستکاری مستمر ویژگی های ظاهری ومرئی بدن است. این مفهوم به کمک معرفهای تمایل به داشتن تناسب اندام و کنترل وزن از طریق ورزش، رژیم غذایی و دارو، دستکاریهای پزشکی در نقاط مختلف بدن جهت زیبایی مانند جراحی بینی و پلاستیک و میزان اهمیت دادن به مراقبتهای بهداشتی و آرایشی، استحمام روزانه، آرایش مو، آرایش یا اصلاح صورت، استفاده از عطر و ادوکلن، آرایش ناخن و لنز رنگی بویژه برای بانوان به یک شاخص تجملی تبدیل شده است (ارمکی و چاوشیان 1381، 22).
بدن در قیاس با مفاهیمی چون خود یا هویت شخصی چیز ساده ای به نظر می رسد. بدن شی معینی است که خوشبختانه یا بدبختانه باید در آن زندگی کنیم. بدن سر منشا احساس آسایش و لذت است، ولی جایگاه بیماری ها و دردها هم هست. با این حال، چنان که تاکید شده است، پیکر ما فقط نوعی موجودیت طبیعی نیست که مالکیت آن را به ما تخصیص داده باشند: بدن نوعی دستگاه متحرک است، مجموعه ای از کنش ها و واکنش ها است، و غوطه ور شدن عملی آن در کنش های متقابل زندگی روزمره یکی از ارکان عمده نگاه داشت و تحکیم مفهوم منسجم و یکپارچه ای از هویت شخصی است.
بعضی از وجوه عمده بدن که مناسبت هایی با خود و هویت شخصی دارند از تمایزهایی برخوردارند. نمای ظاهری بدن مشتمل بر همه ویژگی های سطحی پیکر ما است -از جمله پوشش و آرایش- که برای خود شخص و برای افراد دیگر قابل رؤیت است، و به طور معمول آنها را به عنوان نشانه هایی برای تفسیر کنش ها به کار می گیرند. کردار مشخص کننده آن است که در ارتباط با قراردادهای ساختاری زندگی روزانه، بدن را چگونه بسیج می کنیم و سرانجام می رسیم به رژیم هایی که بدن را به پیروی از آنها وا میداریم.
با فرا رسیدن عصر جدید، بعضی از انواع نماهای ظاهری و کردارهای بدنی اهمیتی خاص می یابند. در بسیاری از عرصه های فرهنگی ما قبل جدید، نمای ظاهری بدن به طور کلی تابع استانداردهای مبتنی بر معیارهای سنتی بود. طرز آراستن چهره و انتخاب لباس همیشه تا اندازه ای وسیله ابراز فردیت بوده است. ولی امکان استفاده از این وسیله معمولاً به آسانی فراهم نمی آمد یا اصولاً مطلوب نبود. نمای ظاهری فرد بیش از آنکه نشان دهنده هویت شخصی او باشد، بیانگر هویت اجتماعی او بود. مدهای لباس در روزگار ما تحت تاثیر گروه های فشار، آگهی های تجارتی، امکانات اجتماعی- اقتصادی و دیگر عواملی است که بیشتر مروج استانداردهای اجباری هستند تا تفاوت های فردی.
در محیط های اجتماعی دوران ما بعد سنتی، نه نمای ظاهری افراد را می توان از پیش تعیین کرد و نه کردارهای آنان را. بدن افراد نیز به طور مستقیم در این اصل اساسی که خود فرد باید ساخته و پرداخته شود مشارکت دارد (گیندز 1378، 87).
برخی از زنان گمان داشتند که لوازم آرایشی و استفاده از مد برای بهتر شدن نمای ظاهری زنان ضروری است. بنابراین از بهره گیری از لوازم آرایشی حمایت کردند و آن را یکی از حقوق زنان دانستند. به گمان دیگران هرچند زنان این حق را دارند که هرچه میپسندند، بپوشند و هر آرایشی را که دوست دارند به کار برند، امادر دنیای واقعی، حق انتخابی در بین نیست، بلکه گونهای فشار اجتماعی زیرکانه وجود دارد. زنان در این سیستم سرمایه داری رقابتی بی رحم، در واقع می بایستی لوازم آرایش به کار برند و از تازه ترین مدها استفاده کنند.
در جامعه بدوی، که هم چشمی جنسی وجود نداشت، نیازی به آرایش و مد برای زیبایی سازی ساختگی نبود. درآن زمان برای هرفرد که به گروه های خویشاوندی وابسته بود، لازم بود که نشان خویشاوندی، جنسیت و گروه سنی خود را داشته باشد. بعد دوره جامعه طبقاتی فرا رسید. نشانههایی که بیش از هر چیز دیگر نمایانگر برابری در جامعه بدوی بود معنائی دیگر گرفت و به شکل مد درآمد. یعنی آرایش و مد به نشانه برتری اشرافیت شروع شد.
با رشد سرمایه داری، ماشینهای تولیدی گسترش بی اندازه پیدا کرد و همراه با آن نیاز به بازار انبوه پدید آمد، چون زنان نیمی از جمعیت راتشکیل می دادند. سودخواران در رشته زیبائی زنان به بهرهبرداری ازآن پرداختند. در نتیجه رشته مد به تدریج همه زنان را دربرگرفت (مقصودی1380، 47).
رژیمهای مخصوص بدن سازی و توجه به آراستگی و نظافت جسم در طی دوره اخیر تجدد بدن را در برابر گرایشهای بازتابی مداوم، خاصه در شرایطی که کثرت انتخاب وجود داشته باشد، تاثیرپذیر ساخته است. هم برنامه ریزی و تنظیم زندگی و هم پدید آمدن گزینههایی برای انتخاب شیوه زندگی با رژیمهای غذایی در هم آمیخته اند. کاملاً کوته بینانه خواهد بود اگر این پدیده را فقط به عنوان تغییر الگوهای آرمانی ظواهر جسمانی مورد مطالعه قرار بدهیم. واقعیت این است که ما بیش از پیش مسئول طراحی بدن خود می شویم و هر چه محیط فعالیتهای اجتماعی و خانوادگی ما از جامعه سنتی بیشتر فاصله بگیرد، فشار این مسؤولیت را بیشتر احساس می کنیم.
بررسی اختلالات شخصیت، فرصت مناسبی به دست می دهد تا نکته هایی را که در بالا به آن اشاره کردیم با وضوح بیشتری دریابیم.

2-3- اختلال های شخصیت
یک اختلال شخصیت، الگوی پایداری از رفتار و تجربه درونی است که با انتظارات فرهنگی، به میزان قابل ملاحظه ای مغایرت دارد، فراگیر و انعطاف ناپذیر است، در دوران نوجوانی یا اوایل بزرگسالی آغاز میشود، در طی زمان پایدار است و به پریشانی یا اختلال منجر می شود (نیکخو 1389، 1000).
اختلالات شخصیت دسته نامتناجسی از اختلال ها هستند که با الگوهای دیرینه- فراگیر و انعطاف ناپذیر رفتار و تجربه درونی تعریف می شوند که با انتظارات فرهنگ شخص مغایرت دارند، این الگوهای مسأله دار دست کم در دو مورد از زمینه های زیر آشکار می شوند: شناخت، هیجان ها، روابط و کنترل تکانه. اختلال های شخصیت، همانند همه ی اختلال های دیگر DSM-IV-TR تشخیص گذاری نمی شوند مگر آنکه رنجوری یا آسیب کار کردی ایجاد کنند (شمسی پور 1388، 89).
اختلال های شخصیت گنجانده شده در این بخش، در زیر فهرست شده اند:
2-3-1 اختلال شخصیت پارانویایی
شامل الگویی از عدم اعتماد و سوءظن به گونه ای است که انگیزه های دیگران به عنوان انگیزه های کینه توزانه انگاشته می شوند.
2-3-2 اختلال شخصیت اسکیزوئید
شامل یک الگوی کناره گیری از روابط اجتماعی و دامنه ی محدود بیان هیجانی است.
2-3-3 اختلال شخصیت اسکیزوتایپی
شامل الگویی از ناراحتی حاد در روابط صمیمانه، تحریف های شناختی یا لدرلکی و رفتارهای عجیب و غریب است.
2-3-4 اختلال شخصیت ضداجتماعی
شامل الگویی از تخلف از قوانین و نادیده گرفتن حقوق دیگران است.
2-3-5 اختلال شخصیت مرزی
شامل الگویی از بی ثباتی در روابط بین فردی، خود انگاره عواطف و تکانشگری بارز است.
2-3-6 اختلال شخصیت نمایشی
شامل الگویی از هیجان پذیری و توجه طلبی افراطی است.
2-3-7 اختلال شخصیت خود شیفته
شامل الگویی از بزرگ منشی ، نیاز به تحسین و فقدان همدلی است.
2-3-8 اختلال شخصیت اجتنابی
شامل الگویی از بازداری اجتماعی ، احساس های بی کفایتی و حساسیت بیش از اندازه به ارزیابی منفی است.
2-3-9 اختلال شخصیت وابسته
شامل الگویی از رفتار سلطه پذیری و وابستگی مربوط به یک نیاز افراطی به تحت حمایت قرار گرفتن است.
2-3-10 اختلال شخصیت وسواسی – جبری
شامل الگویی از اشتغال ذهنی نسبت به نظم و ترتیب، کمال گرایی و کنترل است.
اختلالات شخصیت که به گونه ای دیگر مشخص نشده است: طبقه ای است که به دو موقعیت تعلق دارد:
1)الگوی شخصیت فرد با ملاکهای کلی اختلال شخصیت مطابقت می کند و صفتهای چند اختلال شخصیت مختلف وجود دارند ولی با ملاکهای یک اختلال شخصیت ویژه همخوانی ندارد،
2) الگوی شخصیت فرد با ملاکهای کلی اختلال شخصیت همخوان است ولی استنباط بر آن است که این اختلال شخصیت در طبقه بندی گنجانده نشده است (مانند اختلال شخصیت منفعل – پرخاشگر ).
اختلالات شخصیت بر اساس شباهت های توصیفی به سه دسته عمده، طبقه بندی می شوند. اختلال های شخصیت پارانویایی، اسکیزویید و اسکیزوتایپی را در بر می گیرد. افراد مبتلا به این اختلال ها اغلب غیر عادی یا عجیب به نظر می رسند، اختلال های شخصیت ضد اجتماعی، مرزی نمایشی و خود شیفته را شامل می شود. افراد مبتلا به این اختلال ها اغلب نمایشی، هیجانی یا دمدمی به نظر می رسند. اختلال های شخصیت اجتنابی، وابسته و وسواسی جبری را در بر می گیرد. افراد مبتلا به این اختلال ها اغلب مضطرب یا بیمناک به نظر می رسند (نیکخو 1389، 1001).

2-4- ویژگی های تشخیصی
صفات شخصیت الگوهای پایداری از ادراک، برقراری ارتباط، و تفکر درباره ی محیط و خویشتن هستند که در گستره ی وسیعی از زمینه های اجتماعی و شخصی ظاهر می شوند. تنها هنگامی که صفات شخصیت انعطاف ناپذیر و ناسازگارند و موجب اختلال قابل ملاحظه در کارکرد یا پریشانی ذهنی می شوند، اختلالهای شخصیت را تشکیل می دهند. ویژگی اصلی اختلال شخصیت، الگوی پایداری از رفتار و تجربه ی درونی است که آشکارا با انتظارات فرهنگی مغایرت دارد و دست کم در دو مورد از موارد زیر ظاهر می شود: شناخت، هیجان پذیری، کارکرد بین فردی یا کنترل تکانه. این الگوی پایدار در گستره ی وسیعی از موقعیتهای شخصی و اجتماعی انعطاف ناپدیر و فراگیر است. و از لحاظ بالینی به پریشانی چشمگیر یا اختلال در کارکرد اجتماعی، شغلی یا سایر زمینه های مهم می انجامد. این الگو باثبات و طولانی مدت است و شروع آن را می توان دست کم در دوران نوجوانی یا اوایل بزرگسالی دانست. این الگو به نحو بهتری به عنوان جلوه یا پیامد اختلال روانی دیگر تبیین نمی شود و ناشی از اثرات فیزیولوژیایی مستقیم یک ماده (مانند سوء مصرف یک دارو، دارو درمانی، قرار گرفتن در معرض زهر) یا یک بیماری جسمانی (مانند آسیب سر) نیست (نیکخو 1389، 1006).

2-5- الگوهای بعدنگر اختلال های شخصیت
رویکرد تشخیصی در این کتاب راهنما، دیدگاهی طبقهای است که مبنای آن اختلالهای شخصیت به عنوان نشانگانهای بالینی که از نظر کیفی متمایزند، در نظر گرفته می شوند. در مقابل این رویکرد طبقهای، دیدگاه بعدنگر قرار دارد که برمبنای آن اختلالهای شخصیت، نشانگر گونه هایی از صفات شخصیتی ناسازگارند که به طور نامحسوسی با صفات بهنجار و با یکدیگر درهم می آمیزند. کوششهای بسیاری برای شناخت بنیادیترین بعدها که زیر بنای کلی کارکرد شخصیت بهنجار و نا بهنجار را می سازند صورت گرفته است. یکی از الگوها، پنج بعد زیر را دربر می گیرد : روان رنجورگرایی 1 ، درون گرایی 2 ، در برابر برون گرایی، بسته بودن 3 در برابر گشودگی 4 نسبت به تجربه، مخالفت گرایی 5 در برابر قابلیت پذیرش 6 و وظیفهشناسی .7

رویکرد دیگر، بیشتر به توصیف زمینه های اختلال شخصیت می پردازد که 40- 15 بعد را دربر می گیرد ( مانند واکنش پذیری هیجانی، بیمناکی اجتماعی، تحریف شناختی، تکانشگری، ریاکاری8 8، خودمداری9). سایر ابعاد پیشنهادی عبارتند از : هیجان پذیری مثبت10، هیجان پذیری منفی11، و اجبار12، نوجویی13 ، وابستگی به پاداش14، آسیب گریزی15، پایداری16، خودفرمانی17، همکاری18، خود فراروی19، قدرت20،

(سلطه گری ، در برابر سلطه پذیری ) و پیوند جویی (عشق در برابر نفرت)؛ و اذت جویی در برابر دردگریزی، انطباق نافعال در برابر تغییر فعال ، و اشاعه ی خود در برابر دگر مهرورزی .
مجموعه های اختلال شخصیت درDSM-IV (یعنی نامأنوس – نامتعارف ، نمایشی – هیجان ، و مضطرب – بیمناک ) را نیز می توان به عنوان ابعادی در نظر گرفت که طیف هایی از کژکاری های شخصیت را روی یک پیوستار همراه با اختلالهای روانی محور I نشان میدهند. الگوهای بعدنگر جایگزین دارای وجوه مشترک زیادی هستند و با یکدیگر زمینه های مهم گژکاری شخصیت را پوشش میدهند. تلفیق آنها، سودمندی بالینی، و رابطه آنها با طبقات تشخیصی اختلال شخصیت و جنبه های گوناگون گژکاری شخصیت در حال بررسی جدّی است (نیکخو 1389، 1008).

2-6- اختلالهای شخصیت دسته ی الف
2-6-1 اختلال شخصیت پارانویایی
2-6-1-1 ویژگی های تشخیصی
ویژگی اصلی اختلال شخصیت پارانویایی، یک الگوی عد

پایان نامه : رضایتمندی از زندگی

، رضایتمندی از زندگی وخشنودی ظهور کرده‌اند. بعلاوه بر سر ذهنی یا عینی بودن آن بین محققان اختلاف نظر وجود دارد (غفاری، کریمی ونوذری1391). امروزه محققین متوجه شده‌اند که کیفیت زندگی می‌تواند یکی از پیامد‌های پراهمیت در ارزیابی سلامت باشد، سازمان جهانی بهداشت هم بر این نکته تأکید دارد وتن درستی را شامل ابعاد وسیع آن بشکل رفاه کامل فیزیکی، روحی واجتماعی ونه فقط عدم وجود بیماری می‌داند (نجات1387). بررسی مطالعات انجام شده در زمینه کیفیت زندگی در ایران نشان می‌دهد توجه به این سازه و ورود آن به مطالعات علمی کشوربه اوایل سال 72-71باز می‌گرددوتاسال 1390بافراز وفرودهایی همراه بوده است، بیشتر مطالعات انجام شده در این بازه زمانی ابتدادر حوزه پزشکی وبا محوریت مطلوبیت اجتمایی بوده است وبعداز آن بیشتر مطالعات در حوزه روان شناسی وعلوم تربیتی بوده است. دراین حوزه تأکید اصلی برشاخص‌‌های ذهنی کیفیت زندگی می‌باشدواین شاخص‌ها بیشتر درسطح فردی واندازه گیری رضایت فردی از زندگی بعنوان یک تجربه شخصی مورد استفاده قرارگرفته است، لذا کیفیت زندگی روان شناسی، بیشترکیفیت زندگی رابعنوان رضایت اززندگی نشان می‌دهد (غفاری، کریمی ونوذری1391).
2-2-5-3- ویژگی‌های کیفیت زندگی
2-2-5-3-1- چند بعدی بودن کیفیت زندگی
بیشتر پژوهشگران پنچ بعد برای کیفیت زندگی قائلند ومقتقدند این ابعاد باهم در ارتباطند

1. بعدفیزیکی: مفاهیمی مانندقدرت، انرژی، توانایی انجام فعالیت‌‌های روزمره ومراقبت از خوداز این دسته‌اند.
2. بعد روانی: که اضطراب، افسردگی وترس از این زمره اند.
3. بعد روحی: درک فرد از زندگی وهدف ومعنای زندگی رادر بر می‌گیرد، ثابت شده است که بعدروحی زیر مجموعه بعد روانی نیست ویک زمینه مهم ومستقل محسوب می‌شود.
4. بعد اجتمایی: این بعد در مورد روابط فرد با خانواده، دوستان وهمکاران ودر نهایت جامعه است.
5. علائم مربوط به بیماری یا تغییرات مربوط به درمان.
پادیلا، پنج بعدکیفیت زندگی را شامل خوب بودن از نظر روانی، دغدغه‌‌های اجتماعی، کنارآمدن با شکل ظاهری، خوب بودن جسمانی و پاسخ به درمان بیان می‌کند (نجات1387).
2-2-5-3-2- ذهنی بودن کیفیت زندگی
کیفیت زندگی به مثابه ی سازه ای ذهنی به احساسات، انتظارات وپندار‌های فرد بستگی داردیعنی حتما بایدتوسط خود شخص، براساس نظراو و نه فرد جایگزین تعیین گردد، لذا ارزیابی خودشخص ازسلامت یا خوب بودنش عامل کلیدی است. در این نگاه کیفیت زندگی رابا سنجش احساس‌‌های ذهنی شخص از خشنودی درباره جنبه‌‌های گوناگون زندگی می‌توان ارزیابی کرد. بعنوان یک تجربه ذهنی کیفیت زندگی ارزیابی درکی فرداز وقایع وپاسخ عاطفی به این وقایع را شامل می‌شود (غفاری، کریمی ونوذری1391).
2-2-5-3-3- پویایی کیفیت زندگی
پویایی کیفیت زندگی به این معناست که باگذشت زمان تغییر می‌کند وبه تغییرات فرد ومحیط بستگی دارد این مشخصه کیفیت زندگی در یک رابطه طولی قابل مشاهده است. یعنی تغییرات آن در دوره‌‌های مختلف قابل بررسی است. (سایت اپیدمیولوژی تخصصی ایران).
2-2-5-4- عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی
براساس مطالعات عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی به قرارزیراست
1. رضایت فردی: که این حوزه مهم‌ترین حوزه در مطالعات کیفیت زندگی می‌باشد، بعنوان حوزه رضایت عمومی فرد از زندگی، بطوری که بخش اعظم مطالعات کیفیت زندگی رادر امریکا به خوداختصاص داده است.
2. عوامل محیط فیزیکی: شامل استاندارد‌‌های محیطی وکیفیت محل زندگی نظیروجود امکانات اولیه ورفاهیزندگی ودسترسی به انها.
3. عوامل محیط اجتماعی: مانند شبکه‌‌های حمایت خانواده واجتماعی بعنوان یکی از جنبه‌‌های بنیادی محیط اجتماعی چه درجوامع اولیه وچه تا به امروزوجودداشته است کهاین موضوع اهمیت آنهارا نشان می‌دهد.
4. عوامل اقتصادی اجتماعی: با برتر دانستن فرهنگ مصرف جهانی وپاسخ افراد به این فرهنگ، درآمدوثروت بعنوان عوامل اساسی مؤثر بر کیفیت زندگی افراد تلقی می‌شوند به این معنی که لیست ضروریات اولیه زندگی در حال افزایش است.
3. عوامل فرهنگی: تفاوت‌‌های فرهنگی منبعث ازپایگاه‌‌های اجتماعی متفاوت منتسب به سن، جنس، موقعیت طبقاتی، پیشینه قومی ومذهبی افراد رادر بر می‌گیرد بخصوص زمانی که کیفیت زندگی را از رویکرد ذهنی بررسی می کنیم.
4. عوامل سلامتی: از ناتوانی وبیماری بعنوان ویژگی‌های زندگی آینده واز مرگ واز مرگ بعنوان رویدادی حتمی نام برده می‌شود، مشخص شده است که بین سلامت جسمانی، توانایی عملکردی وسلامت روان با کیفیت زندگی رابطه معنی دار وجود دارد.
5. عوامل شخصی: شامل شخصیت وساخت روان شناختی یک فرد اغلب مرتبط باسلامت روان اوست این عوامل بطور غیر مستقیم از طریق تأثیر بر سلامت روان بر کیفیت زندگی افراد تأثیر می‌گذارد.
6. عوامل استقلال فردی: که مرتبط با عوامل شخصیتی ومستقل از محیط فیزیکی واجتماعی می‌باشند مانند توانایی تصمیم گیری، کنترل فردی، کنترل یا بحث پیرامون محیط فیزیکی واجتماعی منطبق بر آنهامی‌باشد.
شایع‌ترین عواملی که درارتباط با کیفیت زندگی در مطالعات مختلف موردبررسی قرارمی‌گیرند شامل متغیر‌های دموگرافیک، عوامل اجتماعی، مسائل مربوط به درمان مانند نوع جراحی، درمان‌های کمکی وطول مدت پیگیری می‌باشند، همچنین مطالعات روی عواملی مانند بیماری‌های همراه، وضعیت تأهل ووضعیت زندگی تمرکز دارند (منفردو همکاران1392).

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-2-5-5- نظریه‌‌های کیفیت زندگی
درمراحل آغازین مطالعات تجربی کیفیت زندگی بصورت تقلیل گرایانه و یک بعدی صورت می گرفت مثلاً محدود به بیماری‌های روانی مزمن بود ولی در طی دهه‌‌های گذشته مفهومی چند بعدی یافته ودر سیاست‌‌های رفاه اجتماعی اهمیت یافته است. روانشناسان معتقدند زندگی بشر دارای دو بعد است، یکی سطح که به جنبه‌‌های آشکار انسان اشاره داردودیگری عمق که به جنبه‌‌های پنهان ونادیدنی انسان اشاره داردودر این بعد آخراست که فهم وشناخت ما از جهان شکل می‌گیرد. درحال حاضر اتفاق نظر چندانی در چیستی مفهوم کیفیت زندگی ووجود نداردودر حوزه‌‌های متفاوت علمی با برداشت‌‌های مختلف بکار برده می‌شود.
کالمن می‌گوید کیفیت زندگی گستردگی امیدوآرزوست که از تجارب زندگی ناشی می‌شود (کالمن1984).
فرانس و پاورز، کیفیت زندگی را ادراک فرداز رفاه می دانندکه از رضایت یا عدم رضایت در حیطه‌‌های اصلی زندگی ناشی می‌شود (فرانس وپاورز 1985). به هر حال در خصوص کیفیت زندگی نظریه‌‌های متعددی مطرح شده که به اجمال برخی ازآنها ذکر می کنیم.
2-2-5-5-1- نظریه کیفیت زندگی جهانی
یکی ازنظریه‌‌های کیفیت زندگی است که چند نظریه رادریک طیف ذهنی-اصالت وجودی- عینی را در خوددارد. ونتگودت و مریک (2003)این سه طیف را به قرار زیربیان می‌کنند:
کیفیت زندگی ذهنی: احساسی است که فردازلذت بخش بودن زندگی خود دارد، هرفردشرایط، احساسات وعقایدش را شخصاً ارزیابی می‌کندورضایتمندی از زندگی این جنبه از زندگی را مشخص می‌کند.
کیفیت اصالت وجودی زندگی: به معنی لذت بخش بودن زندگی در سطح عمیق‌تریمی‌باشد در این دیدگاه فرددارای ماهیت عمیق‌تری است که شایسته احترام بوده واین فرد می‌تواند منطبق با ماهیت خود زندگی کند.
کیفیت زندگی عینی: به معنی درک چگونگی لذت بخش بودن زندگی فردتوسط پیرامون می‌باشد، این دیدگاه تحت تأثیر فرهنگی می‌باشد که مردم درآن زندگی می‌کنند (ونتگودت ومریک 2003؛ به نقل از موحدوکاسمایی1390).
نظریه ونتگودت کیفیت زندگی را دارای لایه‌‌های متعدد در نظر می‌گیرد که در آن بین سطح و هسته مرکزی کیفیت زندگی یعنی لایه ی رویی و لایه ی عمیق آن هماهنگی وجود دارد (رستگار، محمدی وپاکباز1392).
2-2-5-5-2- نظریه ی فرد گرایانه
این نظریه بر عاملیت فردیعنی تأثیرگذاری کنش‌هاوذهنیات او بر کیفیت زندگی تأکید دارد، پاینک (1993)، با تأکید بر جنبه فردگرایانه، کیفیت زندگی را مجموعه‌ای ازرفاه جسمی، روانی واجتماعی که بوسیله فرد درک می‌شود، تعریف می‌کند. که سلامتی، ازدواج، کار، موفقیت اقتصادی، فرصت‌‌های آموزشی، خلاقیت، احساس مالکیت وهمکاری با دیگران را شامل می‌شود (پا ینک 1993؛ به نقل از شرفی1392).
سامارکو (2001) کیفیت زندگی رایک احساس خوب بودن ناشی از رضایت یا عدم رضایت از جنبه‌‌های مهم زندگی که برای فرد مهم هستند می داند (سامارکو2001؛ به نقل از موحدوکاسمایی 1390).
شاپ ورایت (1994) می‌نویسند کیفیت زندگی یک مفهوم وسیع و چند بعدی است که دارای چند محور به قرارزیر است (روایی1385).
کیفیت زندگی به بهترین شیوه ازطریق دیدگاه فرد قابل فهم باشد.
کیفیت زندگی مجسم کننده احساس رفاه باشد.
کیفیت زندگی بالا زمانی احساس می‌شود که نیاز‌های اساسی انسان برآورده شوند واو فرصت‌هایی را جهت درگیر شدن وتعقیب اهداف وچالش‌ها داشته باشد.
کیفیت زندگی را می‌توان از طریق اجازه انتخاب دادن به افراد وتشویق آنهابه تصمیم‌گیری‌هایی که درزندگیشان تأثیرمی‌گذارند، ارتقاء یابد.
احساس در جمع بودن کیفیت زندگی را ارتقاء می‌دهد.
نظریه سلسله مراتب نیاز‌های آبراهام مازلو یعنی نیاز‌های جسمانی، نیاز‌های ایمنی، نیاز‌های تعلق وعشق، نیاز‌های احترام وخودشکوفایی را می‌توان باجرح وتعدیل‌هایی بعنوان مؤلفه‌ها وشاخص‌‌های کیفیت زندگی در نظر گرفت (حقیقیان1393).
از نظر مزلو انسانگرای امریکایی، موقعیت‌ها وشرایط اجتماعی موجب برآورده شدن یا نشدن نیازها می‌شوندواین به نوبه خود، موجب نگرش‌هاورفتار‌های خاصی در فرد می‌گردد (مازلو1381).
2-2-5-5-3- نظریه‌‌های مبتنی برخانواده
این نظریه‌هارویکرد ساختارگرایانه به کیفیت زندگی دارند وبرای کیفیت زندگی عناصرسازنده وعوامل ایجادکننده‌ای تعیین می‌شود، برخی برشرایط زندگی وکیفیت زندگی تمرکزدارندکه شامل شرایط عینی وذهنی متکی برمنابع وفرصت‌ها می‌شود. خانواده قلب تکامل انسان، اولین ساختار حمایتی واجتماعی در زندگی انسان ونخستین مراقب بهداشتی است.
فرانس درمدل ادراکی خود برای برای کیفیت زندگی چهار عامل اصلی خانواده، وضعیت اجتماعی-اقتصادی، وضعیت روحی وروانی ووضعیت جسمانی را مؤثر می‌داند، این چهار عامل می‌توانند مستقیماً یا توأم با هم بر روی کیفیت زندگی تأثیر بگذارند.البته درک فرداز هر یک از این متغیرها نیز می‌تواند برکیفیت زندگی تأثیر‌گذار باشد، بطوری که اگر درک فرد از کیفیت زندگیش کاهش یابد می‌تواند برتوانایی وی تأثیر داشته وشرایط اجتماعی واقتصادی او را دچار نقصان کند، همچنین کیفیت زندگی ضعیف می‌تواند بر روی ارتباطات خانوادگی تأثیر بگذارد وموجب بکارگیری مکانیسم‌‌های مقابله وسازگاری نامؤثر در افرادشده وباعث افزایش تنش در آنان گردد، که این افزایش تنش در ارتباط مستقیم باعوامل فیزیکی وجسمی بوده، می‌تواندسلامت فرد را مختل کند (مولایی1384).
2-2-5-5-4- نظریه‌‌های روان شناختی
روان شناسان معتقدندرفاه هر فرد یا گروه از افراد دارای اجزای عینی وذهنی است، اجزای عینی رفاه یا بهزیستی با آنچه که بطور معمول استاندارد زندگی یا سطح زندگی نامیده می‌شود ارتباط دارد و اجزای ذهنی آن به کیفیت زندگی اطلاق می‌شوند. بعبارتی کیفیت زندگی رابا سنجش احساس‌های ذهنی شخص از خشنودی درباره جنبه‌‌های متعددزندگی می‌توان ارزیابی نمود.
ازمشکلات عمده دراستفاده از معیار‌های عینی کیفیت زندگی این است که توافق کمی بر روی آنچه که یک کیفیت زندگی بالا یا پایین رانشان می‌دهد وجود داردوشرایط عینی زندگی یک فرد می‌تواند ارتباط اندکی باارزیابی کیفیت زندگی اوداشته باشد، معیار‌های ذهنی نیز مشکل‌زا هستند، زیراآنها ضرورتاً پاسخ‌‌های لحظه‌ای از زندگی فرد رادر یک نقطه از زمان فراهم می‌آورند در حالی که به زندگی باید بعنوان یک دوره زمانی نگریسته شودکه در آن احساس وتجاربی که در یک نقطه از زندگی منفی نگریسته می‌شود ممکن است بعدها بصورت متفاوتی دیده شود (سیمونس1994؛ به نقل از شرفی1392).
نوردون فلتز (2003) کیفیت زندگی را خشنودی از زندگی توصیف می‌کند ومی‌گوید سنجش خشنودی افراداز طریق بررسی تجربه افرادازمیزان حصول به آمال وآرزوهایشان انجام می‌پذیرد که این تجربه‌ها ممکن است برای افراد دیگرهمین معنا ومفهوم را نداشته باشد.
براساس نظریه روان کاوی فروید، من آدمی هرقدر قدرتمند‌تر وپرورش یافته‌تر باشد دفاع از خود در برابر نیرو‌های تهدیدگر درونی وبیرونی مؤثرتر خواهد بودوکیفیت زندگی انسان متعادل‌تر خواهد شد. چرا که کیفیت زندگی نه تنها در میزان ارضای غرایز و نه صرفاً در تطابق با چهارچوب‌های محیط است، بلکه کیفیت بر قراری تعادل میان دو قطب متضاد می‌باشد این تعادل هرقدر مقتدرتر ومؤثرتر برقرار گردد، کیفیت زندگی، ارتقاء خواهد یافت (تقدسی1393).
به نظر اریکسون انسان در مراحل زندگی با بحران‌های روانی واجتماعی روبه‌روست، چگونگی حل کردن این بحرانهادر زندگی فرد مؤثراست. منظوراز بحران یک نقطه عطف در زندگی است که دارای یک جزءمثبت ویک جزء منفی است، بحران جنبه مرضی ندارد وتنها نشانه یک نوع حساسیت ویا شکست پذیری ایست که از عدم تعادل ناشی می‌شود. سلامت روان در گروحل بحران است ودر این موردبه نقش فرد و انگیزه‌ها وواکنش‌‌های او وچگونگی ارتباط با جامعه تأکیدمی‌کند. به نظر اریکسون خود شکوفایی عبارت از حل تعارضات زندگی وکسب تجربه‌‌های مطلوب اجتماعی که کیفیت زندگی را بالا ببرد (سایت دانشجو1393 ).
با وجود نگرش‌های تئوریکی وروان شناختی اکثریت محققان، کیفیت زندگی ذهنی به معنای درک فرد از شرایط خود را جزء محوری اندازگیری کیفیت زندگی می‌دانند.
2-2-5-6- کاربرد‌های اندازگیری کیفیت زندگی
1 – پزشکی: این ابزار در کنار سایراقدامات تعیین کننده کیفیت زندگی اطلاعات با ارزشی درباره مواردی که روی فرد بیشتری تأثیر را دارد فراهم نموده ودر یافتن بهترین انتخاب در مراقبت از بیمار مفید باشد.
2 – روابط پزشک بیمار: افزایش درک پزشک از اثرات بیماری در زندگی بیمار، روابط پزشک وبیمار بهتر شده وبیمار نیزخدمات پزشکی را مؤثر‌تردریافت خواهد کرد.
3 – تعیین کارایی درمان‌های مختلف: جهت ارزیابی درمان‌های مختلف می‌توان از این ابزارجهت سنجش کیفیت زندگی بعنوان یک پیامد استفاده کرد.
4 – ارزیابی خدمات بهداشتی: در مورد کفایت وکیفیت خدمات پزشکی اولویت‌‌های بیمار، قطعاً مهم هستند که این ابزارمکمل با ارزشی جهت این ارزیابی فراهم می‌کند.
5 – تحقیقات: این ابزار بوسیله تعیین اثرات بیماری در تمام وجوه بیمار بصیرت جدیدی در مورد سیر طبیعت بیماری ایجاد می‌کند.
6 – سیاستگذاری: در تعیین اثرات سیاست‌‌های جدید برکیفیت زندگی افراد می‌توان از این ابزارسودجست وسیاست گذاران با در نظر گرفتن این پیامد می‌توانند تخصیص منابع محدود را با بینش وسیع‌تری انجام دهند.
2-2-6- کیفیت زندگی وسلامت روان زنان
2-2-6-1- تعریف سلامت روان
مراداز سلامت روان این است که فرد بتواند فعالیت‌‌های روزمره خود را به خوبی انجام دهدورفتار نامناسب از نظر فرهنگ وجامعه خود نداشته باشد، بهداشت روانی با ارتقای عملکرد فردی واجتماعی ارتباط دارد (صادقی وهمکاران1390).هدف از ارتقای سلامت، افزایش کیفیت زندگی است، بااین وجود درک افراداز واژه کیفیت زندگی متفاوت است، درشاخه‌‌های علم پزشکی کیفیت زندگی به دو صورت کیفیت زندگی عمومی یا حس خوب بودن عمومی و کیفیت زندگی سلامت محورکه به درک فرد از تأثیر بیماری وشرایط نامطلوب روی خوب بودن ورضایت اززندگی مربوط است (همتی مسلک پاک، احمدی وانوشه1389).
2-2-6-2- سلامت روان زنان
زنان جزء لاینفک تمام بخش‌‌های جامعه هستند، لذا بیشتر در معرض ابتلا به مشکلات روانی قرار دارند، زنان با دارابودن نقش همسری، مادری ومراقبت از دیگران مسئولیت زیادی برعهده دارند، این نقش‌های چندگانه می‌تواند سلامت ایشان را به خطر اندازد در حالی که سلامت روان در زنان موجب شادی ونشاط وبالارفتن حس اعتماد به نفس در آنان می‌شود وفقدان آن اضطراب، استرس، د‌لهره وناامیدی از زندگی را به همراه خواهد داشت که بر کیفیت زندگی آنان تأثیر‌گذار خواهد بود (صادقی

پایان نامه : سازمان بهداشت جهانی

وسزارین.

3. بررسی رابطه بین تن انگاره وکیفیت زندگی زنان بعداز وضع حمل.
1-5- فرضیه‌‌های تحقیق
1-5-1-فرضیه اصلی
کیفیت زندگی وتن انگاره درمیان زنان با وضع حمل طبیعی وسزارین متفاوت است
1-5-2-فرضیه‌‌های فرعی
1 – کیفیت زندگی درمیان زنان باوضع حمل طبیعی وسزارین متفاوت است
2 – تن انگاره درمیان زنان باوضع حمل طبیعی وسزارین متفاوت است
– بین تن انگاره وکیفیت زندگی زنان بعداز وضع حمل رابطه وجود دارد .
1-6- تعریف واژه هاومفاهیم
نوع زایمان
زایمان طبیعی: شروع خود به خود وکم خطر درد زایمان، که باخروج نوزاد از راه واژینال همراه است.
تعریف عملیاتی: نمره ای که ازشاخص هریک ازپرسشنامه‌‌های کیفیت زندگی وتن انگاره کسب می‌کند.
زایمان سزارین: یک عمل جراحی برای انجام زایمان است که معمولاًبابیهوشی عمومی ودر اتاق عمل، از طریق برش ناحیه شکم وجدار رحم انجام می‌شود.
نمر‌های که ازشاخص پرسشنامه‌ها ی کیفیت زندگی وتن انگاره کسب می‌کند.
کیفیت زندگی

1 – تعریف مفهومی: کیفیت زندگی مفهومی پیچیده وچند بعدی ایست که تعریف واحدی برای آن ارائه نشده است، سازمان بهداشت جهانی کیفیت زندگی را احساس فردازوضعیت زندگی خود تعریف کرده است که شامل حیطه‌‌های مختلف جسمی، روانی، واجتماعی است (پیترسون وبردو2004).
2 – تعریف عملیاتی: نمر‌های که از شاخص پرسشنامه کیفیت زندگیSF-36 کسب می‌کند.
تن انگاره
1 – تعریف مفهومی: تن انگاره یا تصویر بدن، یکی از سازه‌‌های روان شناختی ویک ساختار چند بعدی است، غالبا بصورت درجه ای ازرضایت از ظاهرفیزیکی تعریف می‌شود.
2 – تعریف عملیاتی: نمره ای که ازشاخص پرسشنامه چندبعدی نگرش فرد در مورد تصویر بدن خود کسب می‌کند.

فصل دوم:
ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1- مقدمه
دراین فصل ابتدا مفهوم مسأله زنان، انواع زایمان وتأثیرات آن بر زنان بخصوص در دوره بعداز زایمان بررسی می‌شود، سپس مفهوم متغییر کیفیت زندگی و ویژگی‌های آن بررسی می‌شود، انگاه مفهوم متغیرتن انگاره، ویژه گی هاوعوامل مؤثر بر آن، پیامد‌های نارضایتی از تن انگاره بخصوص در زنان مورد بررسی قرار می‌گیرد، در پایان نمونه‌هایی از مطالعات انجام شده در مورد متغیر‌‌های پژوهش ونتایج آنها ذکر می‌شود.
2-2- مفاهیم مسأله زنان وزایمان
2-2-1- اهمیت بررسی مسائل زنان در دوره بعداز زیمان
زنان نیمی از جمعیت راتشکیل می دهند وسلامتی آنان زیر بنای سلامت خانوادها وجوامع است، سلامت زنان و بویژه سلامت مادران از مفاهیم زیربنایی توسعه ورفاه اجتماعی است (پرویزی و همکاران1388). هر زنی احتمالاروزی مادر خواهد شد، اگر چه این موضوع بدلیل عمومی بودن، یک موضوع عادی تلقی می‌شود، اما بایددانست که نه تنها حادثه کوچکی اتفاق نیفتاده، بلکه دگرگونی عمیقی در زندگی زن پدید آمده است، عده ای تصور می‌کنند که با تولد نوزاد، مادر دوران سخت را پشت سر گذاشته است وتوجه همه به نوزاد جلب می‌شود در حالی که مادر پس از دوره پر اضطراب حاملگی وزایمان یک دوره پرمخاطره و خسته کننده دیگر را ممکن است احساس کند (هادیزاده طلاساز، بحری وتوکلی زاده1383). صاحب‌نظران اظهار داشته اند، به طور معمول شش هفته بعداز زایمان تغییرات ناشی از حاملگی به حالت اول بر می گردند، ولی اغلب اینطور نبوده وبسیاری ازمشکلات مربوط به سلامتی مادر ماه‌ها بعداز زایمان همچنان باقی می مانند (روحی وعلیزاده1384). بارداری یک پدیده فیزیولوژیک است، اما پایان آن یعنی زایمان حادثه ای است که همراه با درد، ترس، نگرانی وحتی وحشت از مرگ می‌باشد. زایمان پدیده ای چند بعدی و دارای ابعاد جسمی، هیجانی، اجتماعی، فیزیولوژیک، فرهنگی، وروانی است وبعنوان یک تجربه بحرانی در زندگی زن تلقی می‌شود (جمشیدی منش وهمکاران1387)و مادر در این دوره نیاز به تطابق‌‌های روحی وسازماندهی مجدد روابط بین فردی دارد. بنابراین همواره خطر بروز بیماری‌‌های روانی در دوره پس از زایمان وجود دارد (هادیزاده طلاساز، بحری وتوکلیزاده1383). عوامل زیادی روی کیفیت زندگی افرادتأثیر می‌گذارند از جمله انجام زایمان تأثیر زیادی برمادر داردوکیفیت زندگی او تحت تأثیرعوامل طبی، روانی، اجتماعی ومامایی قرار می‌گیرد (بهرامی وبهرامی1390). یکی از عوامل مؤثر برکیفیت زندگی در دوره بعداز زایمان نوع زایمان می‌باشد، در مورد ارتباط نوع زایمان با مشکلات جسمی، روانی ومیزان رضایت مندی بعداز زایمان مطالعاتی انجام شده، اما در مورد ارتباط نوع زایمان باکیفیت زندگی بعداززایمان در ایران مطالعات محدود است از طرفی پیشبرد سیاست‌‌های تشویق بارداری مستلزم اتخاذ برنامه‌هایی برای حمایت از زنان در دوره بارداری وبعداززایمان است؛ لذابررسی کیفیت زندگی ووضعیت روانی زنان امری ضروری است (عابدیان وهمکاران2010).
2-2-2- تعریف انواع زایمان
1. زایمان سزارین: یک عمل جراحی بزرگ برای انجام زایمان است معمولاً با بیهوشی عمومی ودر اتاق عمل از طریق برش ناحیه شکم وجدار رحم انجام می‌شود.
2. زایمان طبیعی: به معنای شروع خود به خود درد زایمان که با خروج نوزاد از راه واژینال همراه است ودر هفته 37تا42 بارداری اتفاق می‌افتد.
2-2-3- عوارض انواع زایمان
2-2-3-1- عوارض زایمان سزارین
سزارین دارای عوارض جسمی وروحی برای مادر است که برخی درکوتاه مدت وبرخی در بلند مدت ممکن است بروز کنند.
عوارض جسمی: عبارت ازعفونت محل زخم، عفونت لگن، عفونت ریوی، عفونت مجاری ادراری، عوارض بیهوشی، عوارض احتمالی دارو‌های مصرفی، خونریزی‌‌های پس از عمل، لخته شدن خون که گاهی کشنده است، عفونت وچسبندگی دررحم ولوله‌‌های رحم وحتی روده‌ها، درد‌های مربوط به بخیه‌ها، مرگ، هزینه‌‌های مالی بیشترنسبت به زایمان طبیعی، دوره بستری شدن بیشتر در بیمارستان (شهبازادگان واسدزاده1388). احتمال پارگی رحم در حاملگی‌‌های بعدی بعلت باز شدن بخیه ها، احتمال چسبندگی جفت به محل بخیه‌ها در حاملگی بعدی، احتمال باز شدن بخیه‌‌های برش شکم در زایمان بعدی.
عوارض روانی سزارین: مادر سزارین شده احساس خستگی وخواب الودگی بیشتری دارد، اختلالات خلقی مثل افسردگی، سرزنش خود واحساس گناه در مادر سزارینی بیشتر است، احساس جدایی از دیگران مخصوصاًهمسر، احساس ناامیدی وشکست، احساس کم شدن زنانگی، احساس از دست دادن قدرت انجام کار‌های خود، ترس از بیهوشی وجراحی، حالت ترس ونگرانی از حاملگی بعدی، همچنین این مادران نمی‌توانند یک ارتباط عاطفی مناسب وزود هنگام با نوزادشان داشته باشند (سایت دانشگاه علوم پزشکی مشهد 1393)که این امر بر رشد نوزاد وروابط عاطفی بین مادر وکودک تأثیر منفی دارد (اختیاری و امامی1383). همچنین زمان بهبود وبرگشت به کاردر سزارین دو برابر زایمان طبیعی است (عرب1380).
2-2-3-2- زایمان طبیعی
بطورکلی زایمان طبیعی یک فرایند کاملاً طبیعی است وفقط نیاز به اقدامات پیشگیری وحمایتی داردومطالعات نشان می‌دهد نسبت به سزارین مزایای بیشتری هم برای مادر وهم نوزاد داردازجمله مزایای زایمان طبیعی این است که خطرات زایمان وعوارض بیهوشی ندارد یانسبت به سزارین خیلی پایین است، درصد ابتلای مادر به عفونت خیلی کمتر است، حجم خونی که مادر از دست می‌دهد نصف سزارین است، مادر در حین زایمان هوشیار است ودر جریان فرایند زایمان است و می‌تواند لذت زایمان را تجربه کند، می‌تواند بلافاصله نوزادش را در آغوش بگیرد وارتباط عاطفی با نوزاد برقرار کند، طول مدت بستری وبازگشت به کار‌های روزمره نسبت به سزارین کمتر است، مادر زودتر به خانواده خود ملحق می‌شود، هزینه زایمان طبیعی برای خانواده وجامعه کمتر است (سایت دانشگاه علوم پزشکی مشهد1393).
مطالعات نشان می‌دهد زایمان بعنوان واقع‌های که دارای ابعاد روانی، جسمی، اجتماعی –احساسی عمیق است برای همیشه درذهن مادر مانده ووقایع ناخوشاینداززایمان می‌تواند آثارروانی بدی برجای بگذارد، تجارب مثبت از زایمان فواید طولانی مدت ودیرپایی از طریق ایجاد نگرش مثبت نسبت به وظایف مادری داردکه عزت نفس مادررا ارتقا می‌دهد، از طرفی تجارب منفی ازپدیده زایمان باعث بروزاضطراب، افسردگی ودرنهایت اثرات روانی منفی برمادروخانواده دارد (بایرامی، ولیزاده وظاهری1390).
درزمینه ارتباط نوع زایمان با سلامت جسمی، روانی، اجتماعی ودرمجموع کیفیت زندگی مطالعات بسیار محدوداست وعوامل مرتبط با سلامت جسمی وروانی مادر دردو گروه زایمان طبیعی وسزارین بصورت جدا مقایسه گردیده ونتایج متفاوت بدست آمده است. بعضی مطالعات کیفیت زندگی بهتررادربعضی از ابعاددر زایمان طبیعی نسبت به سزارین نشان داده‌اند. بعضی مطالعات هم تفاوتی در این زمینه در دو روش طبیعی وسزارین نشان نمی دهند، در برخی مطالعات کیفیت زندگی در سزارین بهتر از زایمان طبیعی گزارش شده است (سادات وهمکاران1390).
2-2-4- مشکلات جنسی بعداز زایمان
فرایندزندگی جنسی افراد در طول زمان بدلیل وقایع پیش آمده همواره دستخوش تغییر می‌شود، بارداری وزایمان ودوره پس از زایمان از جمله وقایعی است که بررفتارهاوتعاملات جنسی تأثیر‌گذار است، بارداری وزایمان بخصوص نخستین زایمان، با تغییرات جسمی وعاطفی زیادی همراه است که می‌تواند کیفیت زندگی زنان را تحت تأثیر قرار دهد، زایمان بر اندام‌‌های بدن بخصوص دستگاه تناسلی زنان تأثیر داشته وتغییرات حاصل ممکن است زنان را دچار مشکلاتی در روابط جنسی کند، مشکلاتی از قبیل مقاربت درد ناک، عدم تمایل جنسی، خشکی مهبل وعدم ارگاسم، این مشکلات ممکن است، مدت طولانی دوام داشته وروابط جنسی زناشویی رادچار مشکل کند، نتایج مطالعه الیف وهمکاران (2011)در ترکیه نشان دادکه3/19درصدزنان در دوره پس از زایمان حداقل یک مشکل جنسی را تجربه کرده‌اند (الیف وهمکاران 2011؛ به نقل از زارع وهمکاران 1393). درمطالعه شیروانی (2010) نیمی از زنان، طی یکسال بعد از زایمان، درجاتی از اختلال عملکرد جنسی داشتند، که بیش از 70 درصد آن در سه ماهه اول بعد از زایمان بود. مشکلات جنسی ممکن است باعث نگرانی زیاد، اختلافات خانوادگی، طلاق، تأثیر منفی روی اعتماد به نفس، رفاه جسمی وروحی وکاهش کیفیت زندگی شود(شیروانی، نظامی وباوند2010).
وینگودوهمکاران (2002) دریافتند که مشکلات ناشی ازتصویرذهنی منفی در دوران بارداری، محدود به آن نبوده واین زنان درآینده ازروش‌‌های کنتراسپتیوکمتر استفاده کرده ودر معرض خطراتی جون چاقی، کاهش اعتمادبه نفس، افسردگی، حاملگی ناخواسته وبیماری‌های مقاربتی ازجمله ایدزقراردارند.
مطالعات در کشور‌های توسعه یافته نشان می‌دهد، که زنان 2تا3برابر بیشتر ازمردان افسرده می‌شوند که عوامل استرس‌زا از جمله زایمان در آن دخیل است، بعلاوه، زن در دوره بعداز حاملگی بخصوص در یک ماه اول آن بالا‌ترین میزان استرس را تجربه می‌کند به طوری که اختلالات روانی یک ماه پس از زایمان 18 برابرشایع‌تر از دوران حاملگی است (فروزنده ودشت بزرگی1379).
همچنین مطالعات نشان می‌دهد اختلالاتی مانند ضعف وبی حالی پس از زایمان، اختلالات روحی مانند غم واندوه وافسردگی، ازاختلالات شایع بعداز زایمان هستند وتعداد بسیار کمی از زنان ممکن است بین روز‌های 10تا14پس از زایمان دچار علائم جنون شوندوحتی افکار خودکشی یا صدمه زدن به نوراد به ذهن آنان برسد.
2-2-5- مفاهیم کیفیت زندگی
2-2-5-1- تعریف کیفیت زندگی
1. تعریف لغوی: کیفیت زندگی از نظر لغوی به معنی چگونگی زندگی کردن است.
2. تعریف مفهومی:کیفیت زندگی یکی ازمفاهیم، روانشناسی مثبت نگر، است، کیفیت زندگی به تامین سلامتی وشادکامی در افرادو بهرمندی آنهااز یک زندگی سالم کمک می‌کند. مفهوم کیفیت زندگی برای هرکس منحصر به فردوبا دیگران متفاوت است، عد‌های ازمحققان این واژه را پیچیده‌ترازآن می‌دانندکه بتوان آنرا دریک جمله توصیف کرد. علی رغم اینکه یک توافق کلی در تعریف کیفیت زندگی وجود نداردبیشتر پژوهشگران بر سه ویژگی آن یعنی چند بعدی بودن، ذهنی بودن وپویا بودن اتفاق نظر دارند.برخی از محققان کیفیت زندگی را با رویکرد عینی تعریف کرده‌اندکه موارد آشکارومرتبط با معیار‌های زندگی از جمله سلامت جسمانی، شرایط شخصی (ثروت، شرایط زندگی…)، ارتباطات اجتماعی، اقدامات شغلی یا دیگرعوامل اجتماعی واقتصادی را با کیفیت زندگی معادل دانسته اند، رویکرد ذهنی کیفیت زندگی را مترادف شادی یارضایت از زندگی فرددر نظر می‌گیرد، بین این دو رویکرد، رویکرد جدیدی بنام رویکرد کل نگروجود دارد که کیفیت زندگی رامفهومی پیچیده وچند بعدی در نظر می‌گیرد (حسینیان، قاسم زاده ونیکنام1390). بنابرتعریف سازمان بهداشت جهانی کیفیت زندگی، درک افراد از موقعیت خوددر زندگی ازنظرفرهنگ، سیستم ارزشی که در آن زندگی می‌کنند، اهداف، انتظارات، استانداردهاواولویت‌هایش است، پس موضوعی کاملاً ذهنی بوده وتوسط دیگران قابل مشاهده نیست وبردرک افرادازجنبه‌‌های مختلف زندگیشان استوار است (نجات1387). بنابرنظر سازمان بهداشت جهانی کیفیت زندگی افراد باید با توجه به چهار بعد مورد ارزیابی قرار بگیرد، سلامت جسمانی، سلامت روانی، روابط وارتباطات اجتماعی و سلامت محیطی، سلامت روانی شامل رضایت وتصورشخص از خودش وظاهرش، احساسات مثبت ومنفی فرد، اعتمادبه نفس، اعتقادات روحی وحافظه وتمرکز فرد می‌باشد (رستگار، محمدی وپاکباز1392). کیفیت زندگی این موضوع را بیان می‌کند که چگونه یک فرد جنبه‌‌های مختلف زندگی‌اش را ارزیابی می‌کند این ارزیابی شامل واکنش‌‌های فرد به رخداد‌های زندگی، گرایش‌ها، احساس کامل بودن زندگی وخرسندی از آن ورضایت از شغل و روابط شخصی می‌باشد (قاسمی، رجبی ورشادت1392). تعاریف جدیدترکیفیت زندگی رابصورت اختلاف بین سطح انتظارات انسان‌ها وسطح واقعیت‌هاعنوان می‌کنندکه هرچه این اختلاف کمتر باشد، کیفیت زندگی بالاتر است.
امروزه بدلیل نقش پیشگیرانه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی یکی از اهداف خود را افزایش کیفیت زندگی ذکر کرده است.
2-2-5-2- تاریخچه طرح مفهوم کیفیت زندگی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

آغاز بحث کیفیت زندگی به زمان ارسطو باز می گرددکه در کتاب نیکو ماخُس به موضوع سعادت انسانی می‌پردازد. اوزندگی خوب را معادل شادکامی در نظر می‌گیرد،در عین حال می‌گوید، مفهوم شادی در افراد مختلف متفاوت است وذکر می‌کند که سلامتی که فرد بیمار را شاد می‌کندباثروت که فردی فقیر را شاد می‌کند یکسان نیست. شادی نه تنها برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد بلکه برای یک فردنیز در شرایط متفاوت معنی یکسانی نخواهد داشت، به هر حال در آن زمانشادی یاشادمانه زیستن معادل کیفیت زندگی امروزه بوده است. کیفیت زندگی تا قرن بیستم مورد استفاده قرار نگرفته بود (نجات1387). پیگودرسال 1920برای اولین بار در کتاب اقتصاد ورفاه بطور مستقیم به مفهوم کیفیت زندگی اشاره کرده، وآن را مورد استفاده قرار داد، نظریه او که در مورد حمایت دولت ار اقشار کم در‌آمد بود شکست خورد، این مفهوم تا بعداز جنگ جهانی دوم به فراموشی سپرده شد، بعداز جنگ دوم جهانی توجه سازمان بهداشت جهانی به مفهوم سلامت وبحث بی‌عدالتی‌‌های وسیع درکشور‌های غربی، توجه ویژه به کیفیت زندگی را فراهم کرد، از اواخردهه 1970علاقه به مفهوم کیفیت زندگی به شکل معنا‌داری افزایش یافت ودر سه حوزه پزشکی، روان شناسی وعلوم احتماعی متمرکز شد. گسترش حوزه‌‌های علمی مرتبط با کیفیت زندگی زمینه تحقیقات بیشتر راجع به این سازه را فراهم آوردوتعاریف وپنداشت‌‌های مختلفی از کیفیت زندگی شکل گرفت. مرور متون مرتبط باکیفیت زندگی حاکی ازتأیید دیدگاه صاحبنظران مختلف درباره ابهام درتعریف این سازه است، هرمحقق باتوجه به حوزه مورد مطالعه، شرایط وویژگی‌‌های تحقیق تعریفی ازکیفیت زندگی ارائه می‌دهد، علت نبود تعریف جهانشمول برای این مفهوم اینه که اولاً فرایند‌‌های روانشناختی مرتبط با آن را می‌توان ازدریچه زبان‌ها ودهلیز‌های مختلف توصیف وتفسیر کرد، دوم این مفهوم تاحد زیادی با ارزش داوری همراه است وهمچنین متأثر از رشد درک انسانی وفرایند‌های توسعه درطول زندگی افرد است، لذا امروزه واژه‌‌های مرتبط دیگری مانند بهزیستی، سطح زندگی، استاندارد زندگی

انزوای اجتماعی

ی سالم.
خود انگیختگی و تفریح.

محدودیت های واقع بینانه و خویشتن- داری.
این نیاز ها، جهان شمول هستند . همه ی انسانها ، این نیاز ها را دارند ، اگر چه شدت این نیاز ها در بعضی افراد بیشتر است . فردی که از سلامت روان برخوردار است، می تواند این نیاز های هیجانی اساسی را به طور سازگارانه ای ارضاء کند. گاهی اوقات تعامل بین خلق و خوی فطری کودک و محیط اولیه ، به جای ارضاء این نیازها ، منجر به ناکامی آنها می شود. هدف طرح واره درمانی ، این است که به بیماران کمک کند تا راه‌های سازگارانه تری برای ارضاء این پنج نیاز هیجانی بیابند(یانگ ،1990 ؛ به نقل از اندوز ،1390).
تجارب اولیّه ی زندگی
ریشه ی تحولی طرح واره های ناسازگار اولیه در تجارب ناگوار دوران کودکی نهفته است. طرح واره هایی که زودتر به وجود می آیند و معمولاً قوی ترین هستند، از خانواده های هسته اینشأت می گیرند . تا حد زیادی ، پویایی های خانواده ، بازتاب دقیق پویایی های جهان ذهنی کودک هستند. وقتی بیماران در موقعیت های از زندگی بزرگسالی ، طرح واره های ناسازگار اولیّه شان فعال می شوند، معمولاً خاطره ای هیجان انگیز از دوران کودکی خود تجربه می کنند. همزمان با تحوّل کودک ، سایر عوامل تأثیر گذار مانند همسالان ، مدرسه، انجمن های گروهی و فرهنگ ، به طور روز افزونی اهمیت می یابند و در شکل گیری طرح واره ها نقش بازی می کنند. با این حال ، طرح واره هایی که بعداً در سیر تحول شکل می گیرند، زیاد عمیق و نیرومند نیستند.(طرح واره ی انزوای اجتماعی در زمره ی همین طرح واره ها ست که معمولا در اواخر دوران کودکی یا نوجوانی شکل می گیرد و ممکن است انعکاسی از پویایی های خانواده هسته ای نباشد ). چهار دسته از تجارب اولیه زندگی ، روند اکتساب طرح واره ها را تسریع می کنند. اوّلین دسته از تجارب اولیه زندگی ، ناکامی ناگوارنیازهاهستند. این حالت وقتی اتفاق می افتد که کودک تجارب خوشایندی را تجربه نکند. طرح واره هایی مانند محرومیت هیجانییا رها شدگی به دلیل نقص درمحیط اولیه به وجود می آیند. در محیط زندگی چنین کودکی ، ثبات ، درک شدن یا عشق وجود ندارند.نوع دوم تجارب اولیه ی زندگی که طرح واره ها را به وجود می آورند، آسیب دیدن و قربانی شدن هستند.در چنین وضعیتی ، کودک آسیب می بیند یا قربانی می شود و طرح واره هایی مثل بی اعتمادی / بد رفتاری ، نقص/ شرم یا آسیب پذیری نسبت به ضرر در ذهن او شکل می گیرد. در نوع سوم تجارب ، مشکل این است که کودک ، زیاد چیزهای خوب را تجربه می کند. والدین جهت رفاه و آسایش کودک، همه کار می کنند ، در حالی که تامین رفاه و راحتی در حد متعادل برای رشد سالم کودک لازم است . در اثر این گونه تجارب در ذهن کودکان طرح واره هایی نظیر وابستگی / بی کفایتییا استحقاق / بزرگ منشی به وجود می آید. در این حالت ، والدین به ندرت با کودک جدی برخورد می کنند و کودک روی پر قوبزرگ می شود و لوس بار می آید . در نتیجه نیازهای هیجانی کودک به خودگردانی یا محدودیت های واقع بینانه ارضاء نمی شوند. والدین ممکن است بیش از حد درگیر زندگی کودک بشوند یا ممکن است بدون هیچ گونه محدودیتی ، آزادی عمل زیادی به ا و بدهند(آرنتز و ورتمن،1999).
نوع چهارم تجارب زندگی که باعث شکل گیری طرح واره ها می شود، درونی سازی انتخابییا همانند سازی با افراد مهم زندگیاست. کودک به طور انتخابی با افکار، احساسات ، تجارب و رفتارهای والدین خود همانند سازی کرده و آنها را درون سازی می کند. مثلاً دو بیمار را در نظر بگیرید که هر دو قربانی بدرفتاری دوران کودکی خود هستند و برای درمان به کلینیک مراجعه می کنند. بیمار اول ،در دوران کودکی ، نقش قربانی را پذیرفته بود. وقتی پدرش او را کتک می زد ، متقابلاً به او حمله نمی کرد و فقط احساس می کرد قربانی این وضعیت شده است. وی با اینکه احساس می کرد با او بد رفتاری شده ، ولی احساس کسی را که مورد بد رفتاری قرار گرفته، در خودش درون سازی نکرد. بیمار دوم، ،در مقابل بد رفتاری های پدرش ، متقابلاً به او حمله می‌کرد.او با پدرش همانند سازی کرد و افکار ، رفتار و احساسات پدر ِپرخاشگرش را درون سازی نمود و خودش تبدیل به یک فرد خشن و بدرفتار شد (این مثال اغراق آمیز است. در واقع اکثر کودکان هم قربانی شرایط می‌شوند و هم اینکه برخی از افکار و احساسات یا رفتارهای بزرگسالان بدرفتار را یاد می گیرند و به کار می‌برند).
دو بیمار را در نظر بگیرید که هر دو طرح واره ی محرومیت هیجانی دارند. هر دوی این بیماران ، والدین بی عاطفه ای داشته اند و در دوران کودکی، احساس کرده اند تنها هستند و کسی آنها را دوست ندارد.آیا می توان فرض کرد که هر دو در بزرگسالی از نظر هیجانی ، افرادی سرد وبی عاطفه می شوند؟ لزوماً نه . اگر چه هر دو بیمار می دانستند که مورد بی مهری قرار گرفته اند ، ولی لزوماً خودشان تبدیل به افرادی بی عاطفه نشدند . بیماران ممکن است به جای همانند سازی با والدین بی مهر و عاطفه ی خود ، از طریق مهربان بودن ، با احساس محرومیت شان مقابله کنند، یا اینکه با پرقعی و احساس استحقاق با محرومیت هیجانی زیربنایی خود کنار بیایند. در تجارب بالینی می توان به این نکته پی بردکه کودکان به طور انتخابی با جنبه های خاصی از افراد مهمّ زندگیشان همانند سازی کرده و آنها را درون سازی می کنند. برخی از این همانند سازی ها و درون سازی ها به طرح واره ها و بعضی نیز به سبک های مقابله ای یا ذهنیت تبدیل می شوند . به عنوان مثال، کودکی با ویژگی های افسرده خوبی، احتمالاً سبک خوش بینانه یوالدین خود را در مقابل بدشانسی ها ، درون سازی نخواهد کرد، زیرا رفتار چنین والدینی ، آن قدر مخالف طبعکودک است که نمی تواند آن را جذب کند(همان منبع).
خلق و خوی هیجانی
علاوه بر محیط زندگی اولیه ، عوامل دیگری نیز در شکل گیری طرح واره ها نقش بازی می کنند که در این میان ، خلق و خوی هیجانیکودک از اهمیت بسزایی برخوردار است . اکثر والدین، خیلی زود به این نکته پی می‌برند که هر کودکی از زمان تولد ، شخصیت یا خلق و خوی منحصر به فرد و متمایزی دارد . برخی از کودکان تحریک پذیرند ، برخی خجالتی و برخی نیز پرخاشگرند. پژوهش های زیادی نشان می دهند که عوامل زیستی در شکل گیری و تحول شخصیت از اهمیت فوق العاده ای برخوردارند . به عنوان مثال ، کاگانو همکارانش (کاگان ، رزنیکو اسنایدمن، 1988) . پژوهش های زیادی درباره ی صفات خلق و خوی نوزادان انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که بیشتر این صفات ، حتی با گذشت زمان ، ثابت می مانند . در قسمت پایین به برخی از ابعاد خلق و خوی هیجانی اشاره می شود که به نظر ما اکثر آنها مادرزادی اندو نسبتاً غیر قابل تغییر ، مگر از طریق روان درمانی .

پایدار بی ثبات
خوشبین افسرده خو
خونسرد مضطرب
حواسپرت وسواسی
پرخاشگر منفعل
بازیگوش تحریک پذیر
اجتماعی خجالتی
شاید بتوان این طور تصور کرد که خلق و خوی هر انسانی ، ترکیب منحصر به فردی از این ابعاد است (البته خلق و خو ، ابعاد دیگری نیز دارد که بدون شک در آینده مشخص خواهد شد). خلق و خوی هیجانی کودک در تعامل با وقایع دردناکدوران کودکی منجر به شکل گیری طرح واره ها می شود . خلق و خوهای متفاوت ، کودکان را در معرض شرایط گوناگونی قرار می دهد .به عنوان مثال ، یک کودک پرخاشگر در مقایسه با یک کودک منفعل و پذیرا ، بیشتر احتمال دارد مورد بدرفتاری بدنی والدین خشن خود قرار بگیرد . علاوه بر این ، خلق و خوهای مختلف به گونه ای متفاوت، کودکان را نسبت به شرایط مشابه آسیب پذیر می سازند. کودکان ممکن است به دلیل خلق و خوهای متفاوت ، در مقابل رفتار مشابه والدین خود ، واکنش های کاملاً متفاوتی نشان بدهند . به عنوان مثال ، دو پسربچه را در نظر بگیرید که هر دو توسط مادرانشان طرد شده اند . کودک خجالتی از محیط اطراف کناره گیری می کند و به تدریج منزوی شده و به مادر خشن ِخود وابسته می شود، ولی کودک اجتماعی جرأت می کند که از لاک خود بیرون بیاید و دیگران را به برقراری ارتباط مثبت وادار کند.واقعیت این است که اجتماعی بودن یکی از صفات غالب کودکان پرطاقتاست و علی رقم این که چنین کودکانی ممکن است مورد بدرفتاری و غفلت قرار گیرند، ولی صفت اجتماعی بودن باعث رشد آنها می شود .
مشاهدات حاکی از آن است که محیط اولیه ی فوق العاده محبت آمیز یا منزجر کننده می تواند به میزان زیادی خلق و خوی هیجانی را تحت الشعاع قرار دهد . به عنوان مثال ، محیط امن و محبت آمیز یک خانواده ممکن است بتواند حتی یک کودک خجالتی را به کودکی دوست داشتنی و مهربان تبدیل کند و برعکس اگر محیط اولیه طرد کننده باشد ، حتی یک کودک اجتماعی ممکن است منزوی شود . همچنین خلق و خوی هیجانی افراطی می تواند بر محیط پیرامون چیره شود و بدون هیچ گونه توجیه آشکاری در تاریخچه ی زندگی بیمار منجر به آسیب روانی گردد (صلواتی و یزدان دوست،1388).
حوزه های طرح واره و طرح واره های ناسازگار اولیه
حوزه ی اول : بریدگیو طرد
بیمارانی که طرح واره هایشان در این حوزه قرار دارد ، نمی توانند دلبستگی های ایمن و رضایت بخشی با دیگران برقرار کنند. چنین افرادی معتقدند که نیاز آنها به ثبات ، امنیت ، محبت ، عشق و تعلق خاطر برآورده نخواهد شد . خانواده های اصلی آنها معمولاً بی ثبات (رهاشدگی / بی ثباتی)، بدرفتار (بی اعتمادی/ بدرفتاری) ، سرد و بی عاطفه (محرومیت هیجانی) ، طردکننده (نقص/ شرم) یا منزوی (انزوای اجتماعی/ بیگانگی) هستند . بیمارانی که طرح واره هایشان در حوزه بریدگی و طرد قرار می گیرد (مخصوصاً چهار طرح واره ی اول )، اغلب بیشترین آسیب را می بینند . بسیاری از آنها ، دوران کودکی تکان دهنده ای داشته اند و در بزرگسالی تمایل دارند به گونه ای نسنجیده و شتاب زده از یک رابطه ی خود – آسیب رسان به رابطه ای دیگر پناه ببرند یا از برقراری روابط بین فردی نزدیک اجتناب کنند . رابطه ی درمانی ، اغلب محور اصلی درمان این گروه از بیماران قرار می گیرد .
بیمارانی که دارای طرح وارۀ رهاشدگی / بی ثباتی هستند ، اعتقاد دارند روابطشان با افراد مهم زندگی ثباتی ندارد . بیمارانی که این طرح واره را دارند ، احساس می کنند افراد مهم زندگیشان در کنار آنها نمی مانند ، زیرا از نظر هیجانی غیر قابل پیش بینی اند، فقط چند صباحی به طور موقت در کنار آنها حضور دارند و می میرند یا بیمار را به حال خود رها می کنند .
بیمارانی که طرح واره ی بی اعتمادی / بد رفتاری دارند ، بر این باورند که دیگران با کوچکترین فرصت از آنها سوء استفاده می کنند . به عنوان مثال ، به آنها آسیب می زنند ، تحقیرشان می کنند ، دروغ می گویند، بدرفتاری می کنند ، فریب می دهند یا آنها را دست می اندازند .
بیمارانی که طرح واره ی محرومیت هیجانی دارند ، انتظار ندارند تمایل آنها برای برقراری رابطه ی هیجانی با دیگران به طور کافی ارضاء شود . تا به حال سه نوع محرومیت هیجانی را شناخته ایم :
محرومیت از محبت (فقدان عاطفه یا توجه ) ؛ (2) محرومیت از همدلی (به حرف دل فرد گوش ندادن و درک نشدن) و (3) محرومیت از حمایت (راهنمایی نشدن از سوی دیگران) .
بیمارانی که طرح واره نقص / شرم دارند، احساس می کنند افرادی ناقص ، بد ، حقیر یا بی ارزش اند و اگر خود را در معرض نگاه دیگران قراردهند ، بدون شک طرد می شوند . این طرح واره معمولاً با احساس شرم نسبت به نقایص ادراک شده همراه است . این نقص ها و کمبود ها ممکن است شخصی ( مثل خود خواهی ، تکانه های پرخاشگرانه ، تمایلات جنسی غیر قابل قبول ) یا عمومی)مثل ظاهر غیر جذاب ، نابرازندگی اجتماعی) باشند .
بیمارانی که طرح واره ی انزوای اجتماعی / بیگانگی دارند ، احساس می کنند با دیگران متفاوتند و وصله ی ناجور اجتماع هستند . در واقع این طرح واره ، حس متفاوت بودن فرد یا عدم تناسب با اجتماع را در بر می‌گیرد . معمولا بیماران مبتلا به این طرح واره ، به هیچ گروه یا جامعه ای، احساس تعلق خاطر نمی کنند (یزدان دوست،1388).

-بریدگی و طرد
(انتظار اینکه نیاز های فرد برای امنیت ، ثبات ، محبت ، همدلی، در میان گذاشتن احساسات، پذیرش و احترام به شیوه ای قابل پیش بینی ارضاء نخواهد شد . طرح واره های این حوزه به طور معمول در خانواده هایی به وجود می آیدکه بی عاطفه ، سرد ، مضایقه گر ، منزوی ، تندخو، غیر قابل پیش بینی یا بدرفتار هستند ) .
1-رهاشدگی / بی ثباتی
بی ثباتی یا بی اعتمادی نسبت به دریافت محبت و برقراری ارتباط با اطرافیان ، به طوری که فرد احساس می کند افراد مهم زندگیش نمی توانند حمایت عاطفی و تشویق لازم را به او بدهند، زیرا این افراد از لحاظ هیجانی ، بی ثبات ، غیر قابل پیش بینی (برای مثال “ناگهانی عصبانی می شوند”) ، اعتماد ناپذیر و نامنظم اند . فردی که چنین طرح واره ای در ذهنش شکل گرفته باشد، معتقد است هر لحظه امکان دارد افراد مهم زندگی اش بمیرند یا اینکه او را رها کنند و به فرد دیگری علاقه مند شوند .
2-بی اعتمادی/ بدرفتاری
انتظار اینکه دیگران به انسان ضربه می زنند، بدرفتارند، انسان را سرافکنده می کنند ، دروغ می گویند و دغل کار و سود جو هستند . چنین انتظاری باعث می شود فرد وقایع پیرامون را به گونه ای خاص ادراک کند : آسیبی که به فرد وارد نموده اند ، عمدی بوده و یا اینکه در نتیجه ی بی مبالاتی و غفلت مفرط پدید آمده است. ممکن است فرد احساس کند همیشه یک نفر موجودی او را می دزدد و یا حق او را می خورد.
3-محرومیت هیجانی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

انتظار این که تمایلات و نیاز های فرد به حمایت عاطفی به اندازه کافی ارضاء نمی شوند.
سه نوع محرومیت مهم وجود دارد که عبارتند از:
الف) محرومیت از محبت:فقدان توجه، عطوفت یا همراهی .
ب) محرومیت از همدلی: درک نشدن ، به حرف دل فرد گوش ندادن، عدم خود افشایی یا در میان نگذاشتن احساسات با دیگران .
ج)محرومیت از حمایت:نداشتن منبع قدرت ، جهت دهی یا راهنمایی نشدن از سوی دیگران.
4-نقص/شرم
احساس اینکه فرد در مهم ترین جنبه های شخصیت اش ، انسانی ناقص ، نامطلوب ، بد، حقیر و بی ارزش است یا اینکه در نظر افراد مهم زندگی اش ، فردی منفور و نامطلوب به حساب می آید. همچنین این طرح واره ، حساسیت بیش از حد نسبت به انتقاد ، طرد ، سرزنش ، کمرویی ، مقایسه های نابجا ، احساس ناامنی در حضور دیگران و حس شرمندگی در ارتباط با عیب و نقص های درونی را در بر می گیرد . این نقاط ضعف ممکن است شخصی (تکانه های خشم ، تمایلات جنسی غیر قابل پذیرش ، خودخواهی) یا عمومی باشند (ظاهر جسمی نامطلوب و مشکلات اجتماعی ) .
5-انزوای اجتماعی / بیگانگی
احساس اینکه ، فرد از جهان کناره گیری کرده و با دیگران متفاوت است یا اینکه به جامعه و گروه خاصی تعلق خاطر ندارد .
6-وابستگی / بی کفایتی
اعتقاد به اینکه فرد نمی تواند مسئولیت های روزمره را (مثل مراقبت از دیگران ، حل مشکلات روزانه ، قضاوت خوب ، از عهده تکالیف جدید برآمدن و تصمیم گیری صحیح) بدون کمک قابل ملاحظه ی دیگران ، در حد قابل قبولی انجام دهد . این حالت اغلب به صورت درماندگی ظاهر می شود .
7-آسیب پذیری نسبت به ضرر یا بیماری
ترس افراطی از اینکه فاجعه نزدیک است و هر لحظه احتمال وقوع آن وجود دارد و اینکه فرد نمی توانداز آن جلوگیری کند. ترس ها بر یک یا چند جنبه متمرکزند : الف) حوادث پزشکی مانند حمله های قلبی و ابتلا به ایدز، ب) وقایع هیجانی مانند دیوانه شدن ، ج ) سوانح محیطی مانند گیر افتادن در آسانسور ، قربانی جنایت شدن ، سقوط هواپیما و زمین لرزه .
8- خود تحول نیافته/ گرفتار
ارتباط عاطفی شدید و نزدیکی بیش از حد با یکی از افراد مهم ّ زندگی (اغلب والدین) ، به قیمت از دست دادن فردیّت یا رشد اجتماعی طبیعی . غالباً اعتقاد بر این است که هیچ یک از این افراد گرفتار، بدون حمایت دیگری ، قادر به ادامه ی زندگی نبوده یا نمی توانند شاد باشند . فردی که چنین طرح واره ای دارد ممکن است احساس کند وجودش در دیگران ادغام