دسته: پایان نامه های روانشناسی

مسئولیت پذیری

شده و هویت جداگانه ای ندارد . این طرح واره اغلب به صورت احساس پوچی و سردرگمی ، جهت نداشتن و بی هدفی و یا در موارد شدید به صورت شک و تردید در موجودیت وساختار وجودی فرد بروز می کند .
9-شکست
باور به اینکه فرد شکست خورده است یا در آینده شکست خواهد خورد و اینکه شکست برای او اجتناب ناپذیر است . فرد در مقایسه با همسالانش در حوزه های پیشرفت (مثل تحصیل ، شغل ، ورزش و…) غالباً احساس بی کفایتی می کند . اغلب شامل این باور است که شخص ، دیوانه، بی استعداد، نالایق و نادان است و نسبت به دیگران ، موفقیت کمتری دارد .
محدودیت های مختل
(نقص در محدودیت های درونی ، احساس مسئولیت در قبال دیگران یا جهت گیری نسبت به اهداف بلند مدت زندگی . این طرح واره ها منجر به بروز مشکلاتی در رابطه با رعایت حقوق دیگران ، همکاری با دیگران ، تعهد یا هدف گزینی و رسیدن به اهداف واقع بینانه می شود. طرحواره های این حوزه به طور معمول در خانواده هایی به وجود می آید که به جای انضباط ، مواجه ی مناسب ، محدودیت های منطقی ، مسئولیت پذیری ، همکاری متقابل و هدف گزینی ؛ وجه مشخصه آنها ، سهل انگاری افراطی ، سردرگمی ، یا حس برتری است. در برخی موارد ، کودک ممکن است نتواند ناراحتی عادی و معمولی را تحمل کند یا اینکه ممکن است هدایت ، جهت مندی و راهنمایی کافی دریافت نکرده باشد) .
10-استحقاق/ بزرگ منشی
فردی که چنین طرح واره ای دارد معتقد است که نسبت به دیگران یک سر و گردن ، بالاتر است، حقوق ویژه ای برای خودش قائل است و تعهدی نسبت به رعایت اصول روابط متقابل که راهنمای تعاملات اجتماعی بهنجار هستند ، ندارد . اغلب بر این نکته پا فشاری می کند که دیگران باید هر آنچه را که او می خواهد برایش فراهم کنند ، بدون توجه به اینکه آیا در خواست او منطقی است ، چه چیزی از نظر دیگران معقول است ، یا اینکه چه هزینه ای برای دیگران دارد . چنین افرادی برای اینکه بتوانند کسب قدرت کنند و یا دیگران را کنترل نمایند ، تمرکز افراطی بر برتری جویی (برای مثال موفق ترین ، با استعداد ترین و ثروتمند ترین شدن ) دارند (هدف اولیه کسب توجه یا پذیرش از سوی دیگران نیست) . گاهی اوقات برای اینکه فرد بتواند تمایلات خود را ارضاء کند ، بدون همدلی با دیگران و یا بدون توجه به نیازها و احساسات آنها ، به رقابت افراطی یا کنترل رفتارهای دیگران روی می آورد.
11-خویشتن – داری و خود- انضباطی ناکافی
مشکلات مستمر در خویشتن – داری مناسب و تحمل نکردن ناکامی ها در راه دستیابی به اهداف شخصی یا ناتوانی در جلوگیری از بیان هیجان ها و تکانه ها . در شکل های خفیف تر آن ، بیمار به شدّت از ناراحتی اجتناب می کند . فردی که چنین طرح واره ای دارد ، درد را تحمل نمی کند ، از مسئولیت پذیری گریزان است ، به هر قیمتی که شده از تعارض جلوگیری می کند و زیاد به خودش سخت نمی گیرد . این عوامل باعث می‌شود از رضایت شخصی ، تعهد و انسجام شخصیتی چنین فردی جلوگیری شود.
دیگر جهت مندی
(تمرکز افراطی بر تمایلات ، احساسات و پاسخ های دیگران به گونه ای که نیازهای خود فرد نادیده گرفته می شود . این کار به منظور دریافت عشق و پذیرش ، تداوم ارتباط با دیگران یا اجتناب از انتقام و تلافی صورت می گیرد . در این طرح واره ها ، فرد معمولاً هیجانات و تمایلات طبیعی خود را پس می زند و نسبت به آن ها ناآگاه است. طرح واره های این حوزه به طور معمول در خانواده هایی به وجود می آیند که کودک را با قید و شرط پذیرفته اند : کودک به منظور دستیابی به توجه، عشق و پذیرش دیگران باید جنبه های مهم ّ شخصیت خود را نادیده بگیرد. در بسیاری از این خانواده ها ، نیاز ها و تمایلات هیجانی والدین و منزلت اجتماعی، در مقایسه با نیاز ها و احساسات کودک ، ارزش بیشتری دارند ) .
12-اطاعت
احساس اجبار نسبت به واگذاری افراطی کنترل خود به دیگران. این کار معمولاً برای اجتناب از خشم ، محرومیت ، یا انتقام صورت می گیرد. دو نوع از مهم ترین اطاعت ها عبارتند از :
الف)ا طاعت از نیاز ها : وا پس زنی تمایلات ، تصمیمات و ترجیحات شخصی .
ب) اطاعت از هیجان ها : واپس زنی هیجانات شخصی به ویژه خشم .
معمولاً این طور بنظر می رسد که تمایلات ، عقاید و احساسات فرد فاقد ارزش اند یا برای دیگران اهمیت ندارند . این طرح واره ، اغلب به شکل اطاعت افراطی همراه با حساسیت بیش از حد نسبت به احساسات دیگران تجلی می باید . این طرحواره به طور کلی منجر به خشمی می شود که در قالب یک سری نشانه های ناسازگارانه از جمله رفتارهای منفعل – پرخاشگرانه ، طغیان های عاطفی کنترل نشده ، علایم روان تنی ، کناره گیری از عواطف ، برون ریزی و سوء مصرف مواد آشکار می شود .
13-ایثار
تمرکز افراطی بر ارضاء نیاز های دیگران در زندگی روزمره که به قیمت عدم ارضای نیاز های خود فرد تمام می شود. رایج ترین دلایل انجام این کار عبارتند از : جلوگیری از آسیب رساندن به دیگران ، جلوگیری از احساس گناه ناشی از خود خواهی یا تداوم ارتباط با افراد نیازمند .
این امر اغلب از حساسیت بیش از حد نسبت به درد و رنج دیگران ناشی می شود . چنین طرح واره ای منجر به این احساس می شود که نیاز های فرد ایثارگر به قدر کافی ارضاء نمی شوند و همچنین باعث رنجش افرادی
می شود که او از آنها نگهداری می کند (با مفهوم” وابستگی بیمار گونه همپوشی دارد) .
14-پذیرش جویی/ جلب توجه
تاکید افراطی در کسب تایید ، توجه و پذیرش از سوی دیگران که مانع شکل گیری معنایی مطمئن و واقعی از خود می شود . احساس ارزشمندی فرد ، بیشتر به واکنش های دیگران وابسته است تا به تمایلات طبیعی خودش . گاهی اوقات این طرحواره با تاکید افراطی بر مقام و منزلت ، قیافه و ظاهر ، پذیرش اجتماعی ، پول یا پیشرفت مشخص می شود و وسیله ای است برای دستیابی فرد به تایید ، تحسین و توجه دیگران (هدف اولیه از دستیابی به تایید ، تحسین ، توجه دیگران ، کسب قدرت یا توانایی کنترل دیگران نیست) . این طرح واره ، اغلب منجر به اتخاذ تصمیماتی غیر قابل اطمینان وناخوشایند در مورد وقایع مهم زندگی می شود یا اینکه منجر به حساسیت بیش از حد نسبت به فرد می گردد .
گوش به زنگی بیش از حد و بازداری
(تاکید افراطی بر واپس زنی احساسات ، تکانه ها و انتخابهای خود انگیخته فرد یا بر آورده ساختن قواعد و انتظارات انعطاف ناپذیر و درونی شده درباره عملکرد و رفتار اخلاقی که اغلب منجر به از بین رفتن خوشحالی ، ابراز عقیده ، آرامش خاطر ، روابط نزدیک وسلامتی می شود . طرح واره های این حوزه به طور معمول در خانواده هایی به وجود می آید که در آنها عصبانیت ، توقع و گاهی اوقات تنبیه مشاهده می شود : در این خانواده ها ، بر عملکرد عالی ، بی نقص گرایی، وظیفه شناسی ، پیروی از قوانین ، پنهان سازی هیجان ها ، اجتناب از اشتباه تأکید می شود ، در عین حال که به لذت ، خوشحالی و آرامش و اهمیت چندانی داده نمی شود. معمولاً در چنین افرادی تمایلی نهفته نسبت به بدبینی و نگرانی وجود دارد، بدین صورت که اگر افراد نتوانند در تمام اوقات گوش به زنگ باشند ، همه چیز از هم می پاشد) .
15-منفی گرایی/ بدبینی
تمرکز عمیق و مداوم بر جنبه های منفی زندگی (درد، مرگ، دلخوری، فقدان، عدم توافق ، تعارض ، گناه ، مشکلات حل نشده، اشتباهات بالقوه ، خیانت ، کارهایی که اشتباه انجام می شوند و…) همراه با دست کم گرفتن جنبه های مثبت و خوش بینانه ی زندگی با غفلت از آنها .
این طرحواره معمولاً شامل انتظارات افراطی در طیف و سیعی از موقعیت های کاری، مالی و بین فردی است که خود این حالت منجر به اشتباهات شدیدی می شود، به طوری که شخص در نهایت احساس می کند زندگی شخصی اش از هم پاشیده است . اغلب باعث ترس غیر معمول از اشتباه کردن می شود ، اشتباهی که ممکن است منجر به ورشکستگی مالی ، فقدان ، تحقیر و سرافکندگی یا گیر افتادن در یک موقعیت بد بشود . از آنجا که نتایج منفی و بالقوه چنین حالتهایی ، اغراق آمیز است ، مشخصه ی این بیماران ، نگرانی مزمن، گوش به زنگی، غر زدن یا بلاتکلیفی است .
16-بازداری هیجانی
بازداری افراطی اعمال ، احساسات و ارتباطات خودانگیخته که معمولاً به منظور اجتناب از طرد دیگران ، احسان شرمندگی و از دست دادن کنترل بر تکانه های شخصی صورت می گیرد. معمولی ترین حوزه هایی که بازداری در مورد آنها اعمال می شود عبارتند از :

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

الف) بازداری از بروز خشم و پرخاشگری .
ب) بازداری از بیان تکانه های مثبت (از قبیل خوشحالی ، محبت، برانگیختگی جنسی و بازی ) .
ج) بازداری از بیان آسیب پذیری یا بیان راحت و صریح احساسات و نیاز های شخصی .
د) تاکید افراطی بر عقلانیت و نادیده گرفتن هیجان ها.
17- معیار های سرسختانه / عیب جویی افراطی
باور اساسی مبنی بر این که فرد برای رسیدن به معیار های بلند پروازانه درباره ی رفتار و عملکرد خود، باید کوشش فراوانی به خرج دهد و این کار معمولاً برای جلوگیری از انتقاد صورت می گیرد. این طرحواره به طور معمول در خانواده هایی به وجود می آید که تحت فشارند، نسبت به خودشان و دیگران بیش از حد عیب جویی می کنند و توقع دارند کارها با کیفیت عالی و در کوتاهترین زمان انجام شوند . این طرحواره اغلب منجر به نقص های جدی در احساس لذت ، آرامش، سلامتی ، احساس ارزشمندی، پیشرفت یا روابط رضایت مندانه می شود و معمولاً به شکل های زیر بروز می کند :
الف) بی نقص گرایی ، توجه غیر معمول به جزئیات یا ارزیابی کمتر از حد عملکرد خود در مقایسه با عملکرد دیگران.
ب) قوانین غیر قابل انعطاف و” بایدها ” ، در بسیاری از حوزه های زندگی از جمله معیار های بالا و غیر واقع بینانه ی اخلاقی ، فرهنگی و مذهبی .
ج)دغدغه ی زمان و کارآمدی به منظور انجام کار بیشتر.
18- تنبیه
باور اساسی مبنی بر این که افراد باید به خاطر اشتباهاتشان ، شدیداً تنبیه شوند. اغلب شامل احساس خشم ، نابردباری و بی صبری نسبت به کسانی (از جمله خود فرد) است که طبق معیار ها و انتظارات او عمل نکرداند . معمولاً این گونه افراد ، به دلیل در نظر نگرفتن شرایط ویژه ، نادیده گرفتن مشکلات دیگران و عدم همدلی با احساسات آنها ، نمی توانند از اشتباهات خودشان و دیگران چشم پوشی کنند ( یانگ ،1950 ؛ به نقل از حسن حمید پور ،1390 ).

حوزه دوم: خود گردانی و عملکرد مختل
خود گردانی یعنی توانایی فرد برای جداشدن از خانواده و عملکرد مستقل . این توانایی در مقایسه با افراد هم سن وسال و سنجیده می شود . بیمارانی که طرح واره هایشان در این حوزه قرار دارد ، از خودشان و محیط اطرافشان ، انتظاراتی دارند که در توانایی آنها برای تفکیک خود از نماد والدین و دستیابی به عملکرد مستقلانه مانع ایجاد می کند . والدین این بیماران برای آنها هر کاری انجام می دادند و به شدت از آنها حمایت می کردند و گاهی برعکس ، بندرت از آنها مراقبت یا نگهداری می نمودند (که مورد اخیر بسیار نادر است) . افراط و تفریط در حمایت از کودک منجر به بروز مشکلاتی در حوزه خودگردانی می شود . والدین این گروه از بیماران ، اغلب به اعتماد بنفس کودک خود لطمه می زنند و در تقویت عملکرد ماهرانه او در خارج از خانه موفق نیستند. در نتیجه ، این بیماران نمی توانند هویت مستقلی در مورد خودشان بدست بیاورند و نمی توانند زندگیشان را بدون دریافت کمک های بی شائبه دیگران اداره کنند .آنها نمی توانند برای خودشان اهداف مشخصی در نظر بگیرند و در مهارت های مورد نیاز تبحر پیدا کنند ، لذا از نظر کارآیی و کفایت در دوران بزرگ سالی ، مثل یک کودک کم سن و سال عمل می کنند .
بیمارانی که طرح وارۀ وابستگی / بی کفایتی دارند ، احساس می کنند بدون کمک جدی دیگران نمی توانند از عهده مسئولیت های روز مره شان بر آیند . به عنوان مثال ، آنها احساس می کنند توانایی کسب درآمد ، حل مشکلات ، خوب قضاوت کردن ، به عهده گرفتن وظایف جدید و تصمیم گیریِ درست را ندارند . این طرح واره اغلب خودش را به شکل منفعل بودن و درماندگی افراطی نشان می دهد .
بیمارانی که طرحوارۀ آسیب پذیری نسبت به ضرر یا بیماری دارند ، شدیداً می ترسند مبادا هر لحظه دچار یک فاجعه شوند و نتواند باآن مقابله کنند . این افراد از چنین فجایعی می ترسند : (1) پزشکی (مانند بروز حملات قلبی ، ابتلا به بیماری ایدز) ، (2) هیجانی( مانند دیوانه شدن ، از دست دادن کنترل( و(3) محیطی (مانند وقوع تصادف ها ، جنایت ، بلای طبیعی ).
بیمارانی که طرح واره ی خود تحول نیافته / گرفتار دارند، اغلب در خصوص ارتباط شان با یکی یا چند نفر از افراد مهم زندگی شان (اغلب والدین) ، بیش از حد اشتغال ذهنی دارند و به همین دلیل ، فردیّت و رشد اجتماعی بیماران به آنها وابسته است . این بیماران ، سخت معتقدند که حداقل یکی از افراد این رابطه ، نمی تواند بدون دیگری به زندگی ادامه دهد . این طرح واره ممکن است احساساتی مثل غرق در شخصیت طرف مقابل شدن ، فقدان هویت وبی هدف بودن زندگی رادر بگیرد . بیمارانی که طرح وارۀ شکست دارند ، معتقدند بدون شک در دستیابی به حد معمول پیشرفت (زمینه هایی مثل تحصیل ، ورزش ، شغل) شکست خواهند خورد و در مقایسه با هم سن و سالهایشان ، خیلی بی کفایتند . افرادی که این طرح واره را دارند ، اغلب خودشان را کم هوش ، بی استعداد یا ناموفق می دانند ( کلوسکو ،1950 ؛ به نقل از زهرا اندوز ،1390 ).
حوزه سوم: محدودیت های مختل
بیمارانی که طرح واره هایشان در این حوزه قرار دارد ، محدودیت های درونی آن ها در خصوص احترام متقابل وخویشتن- داری به اندازه کافی رشد نکرده است . آن ها ممکن است در خصوص احترام به حقوق دیگران ، همکاری کردن ، متعهد بودن یا دستیابی به اهداف بلند مدت مشکل داشته باشند . علاوه بر این ، چنین بیما رانی اغلب خودخواه ، لوس ، بی مسئولیت یا خودشیفته به نظر می رسند . آنها معمولا در خانواده هایی بزگ شده اند که خیلی سهل انگار و بیش از حد مهربان بوده اند (گاهی اوقات طرح واره استحقاق می تواند شکلی از جبران افراطی طرح واره های دیگرمثل محرومیت هیجانی باشد ) .
معمولا در این قبیل موارد ریشه تحولی اولیه این طرح واره ، محبت بیش از حد نیست .
این بیماران در دوران کودکی ، نیازی نداشته اند از قوانینی پیروی کنند که دیگران از آن قوانین تبعیت می کردند . آنها در دوران کودکی ملاحظه دیگران را نمی کرده اند و خویشتن دار نبوده اند. در نتیجه ، در بزرگسالی، توانایی مهار تکانه های خود را ندارند و نمی توانند ارضاء نیاز های آنی خود را به خاطر دستیابی به منافع آتی به تأخیر بیندازند .
بیمارانی که طرح واره ی استحقاق / بزرگ منشی دارند ، خودشان را یک سر و گردن بالاتر از دیگران می دانند و در نتیجه حقوق و امتیازات خاصی برای خودشان قائل اند . بیمارانی که این طرح واره را دارند ، خود را نسبت به رعایت احترام متقابل که پایه و اساس تعاملات اجتماعی سالم است ، موظف نمی دانند . آن ها اغلب اصرار می کنند که می توانند هر کاری را که دلشان بخواهد، بدون توجه به هزینه ای که این کار برای دیگران دارد ، انجام دهند . آنها دوست دارند به قدرت برسند تا بتوانند برتری خود را به رخ دیگران بکشند (مثل موفق شدن ، مشهور شدن و پولدار شدن ) . این بیماران اغلب بیش از حد پر توقع یا سلطه گرند و در روابط اجتماعی با مشکلات دیگران همدلی نمی کنند .
بیمارانی که طرح واره ی خویشتن – داری / خود – انضباطی ناکافی دارند ، نمی توانند برای دستیابی به اهداف شان ، خویشتن – داری نشان دهند و ناکامی را به قدر کافی تحمل کنند از سوی دیگر نمی توانند ابراز هیجان ها و تکانه هایشان را کنترل کنند . در شکل های خفیف تر این طرح واره ، بیماران بر اجتناب از ناراحتی خیلی تأکید می کنند : به عنوان مثال سعی می کنند در روابط بین فردی ، تعارضی ایجاد نکنند و از پذیرفتن مسئولیت های بیشتر ، طفره می روند (مژگان صلواتی ، 1388).
حوزه چهارم: دیگر جهت مندی
بیمارانی که طرح واره هایشان در این حوزه قرار دارد ، به جای رسیدگی به نیازهای خود به دنبال ارضای نیازهای دیگران هستند .

دانلود مقاله با موضوع اختلالات شخصیت

نمایشی(هیستریک) و مدیریت بدن در بین زنان
بررسی رابطه بین اختلال خوشیفته(نارسیستیک) و مدیریت بدن در بین زنان
بررسی رابطه بین اختلال دوری گزین(اجتنابی) و مدیریت بدن در بین زنان
بررسی رابطه بین اختلال ضداجتماعی و مدیریت بدن در بین زنان
بررسی رابطه بین اختلال شخصیت مرزی یا بردرلاین (بینابینی) و مدیریت بدن در بین زنان

1-5- فرضیه‏های پژوهش

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

1-5-1 فرضیه اصلی

بین اختلالات شخصیتی و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه معناداری وجود دارد.
1-5-2 فرضیه های فرعی
بین اختلال بدبین (پارانویید) و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد.
بین اختلال وابسته و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد.
بین اختلال اسکیزوئیدی (منزوی – اسکیزویید) و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد.
بیناختلال اسکیزوتایپال و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد.
بین اختلال وسواسی و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد .
بین اختلال نمایشی (هیستریک) و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد.
بین اختلال خوشیفته (نارسیستیک) و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد.
بین اختلال دوری گزین (اجتنابی) و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد.
بین اختلال ضداجتماعی و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد.
بین اختلال شخصیت مرزی یا (بینابینی) و تمایل زنان به مدیریت بدن رابطه وجود دارد.

1-6- تعریف واژه ها و اصطلاحات
تعریف مفهومی اختلالات شخصیتی
بر طبق آنچه در «راهنمای تشخیصی و آماری» (DSM-IV) آمده است، اختلال شخصیت عبارت است از: «یک الگوی با دوام و پایدار از رفتار و تجربه درونی که به طور قابل ملاحظه‌ای با انتظاراتی که از شرایط فرهنگی فرد وجود دارد متفاوت باشد، فراگیر و غیرقابل انعطاف باشد، شروعش به دوران نوجوانی یا اوایل بلوغ برگردد، در طول زمان پایدار باشد و به ناراحتی یا آسیب‌دیدگی روحی منجر گردد.» به دلیل آن که این اختلالات، مزمن و فراگیر هستند. می‌توانند به اختلال جدّی در کار کرد و زندگی روزمره بیانجامند (مارنات چی.سی 1381، 124).
تعریف عملیاتی اختلالات شخصیتی
اختلالات شخصیت به نمره ای که آزمودنی از پرسشنامه میلون 3 کسب می کند، گفته می شود.
تعریف مفهومی مدیریت بدن
مدیریت بدن به معنای دستکاری درنمای ظاهری بدن است. با ظهورعصرجدید،نمای ظاهری کردارهای بدن اهمیتی خاص یافته اند. بدن دیگرنه فقط ازبعدزیست شناختی، بلکه به عنوان محصولی اجتماعی و روانشناختی موردتوجه قرارگرفت (حقگوی 1386، 14).
مدیریت بدن به معنای نظارت و دستکاری مستمر ویژگیهای ظاهری ومرئی بدن است. این مفهوم به کمک معرف های تمایل به داشتن تناسب اندام و کنترل وزن از طریق ورزش، رژیم غذایی و دارو، دستکاریهای پزشکی در نقاط مختلف بدن جهت زیبایی مانند جراحی بینی و پلاستیک و میزان اهمیت دادن به مراقبت های بهداشتی و آرایشی، استحمام روزانه، آرایش مو، آرایش یا اصلاح صورت، استفاده از عطر و ادوکلن، آرایش ناخن و لنز رنگی بویژه برای بانوان به یک شاخص تجملی تبدیل شده است (ارمکی و چاوشیان 1381، 22).
تعریف عملیاتی مدیریت بدن
مدیریت بدن به نمره ای که آزمودنی از پرسشنامه مدیریت بدن کسب می کند، گفته می شود.

فصل دوم:
مروری بر ادبیات و پیشینه پژوهش

2-1- مقدمه
در این فصل ابتدا به بررسی مدیریت بدن و اختلالات شخصیت و انواع اختلال میپردازیم و سپس مروری بر پژوهش های انجام شده خارجی و داخلی خواهیم داشت

2-2- مدیریت بدن
مدیریت بدن به معنای دستکاری در نمای ظاهری بدن است. با ظهور عصر جدید، نمای ظاهری کردارهای بدن اهمیتی خاص یافته اند. بدن دیگرنه فقط از بعد زیست شناختی، بلکه به عنوان محصولی اجتماعی و روانشناختی مورد توجه قرار گرفت (حقگوی 1386، 14).
مدیریت بدن به معنای نظارت و دستکاری مستمر ویژگی های ظاهری ومرئی بدن است. این مفهوم به کمک معرفهای تمایل به داشتن تناسب اندام و کنترل وزن از طریق ورزش، رژیم غذایی و دارو، دستکاریهای پزشکی در نقاط مختلف بدن جهت زیبایی مانند جراحی بینی و پلاستیک و میزان اهمیت دادن به مراقبتهای بهداشتی و آرایشی، استحمام روزانه، آرایش مو، آرایش یا اصلاح صورت، استفاده از عطر و ادوکلن، آرایش ناخن و لنز رنگی بویژه برای بانوان به یک شاخص تجملی تبدیل شده است (ارمکی و چاوشیان 1381، 22).
بدن در قیاس با مفاهیمی چون خود یا هویت شخصی چیز ساده ای به نظر می رسد. بدن شی معینی است که خوشبختانه یا بدبختانه باید در آن زندگی کنیم. بدن سر منشا احساس آسایش و لذت است، ولی جایگاه بیماری ها و دردها هم هست. با این حال، چنان که تاکید شده است، پیکر ما فقط نوعی موجودیت طبیعی نیست که مالکیت آن را به ما تخصیص داده باشند: بدن نوعی دستگاه متحرک است، مجموعه ای از کنش ها و واکنش ها است، و غوطه ور شدن عملی آن در کنش های متقابل زندگی روزمره یکی از ارکان عمده نگاه داشت و تحکیم مفهوم منسجم و یکپارچه ای از هویت شخصی است.
بعضی از وجوه عمده بدن که مناسبت هایی با خود و هویت شخصی دارند از تمایزهایی برخوردارند. نمای ظاهری بدن مشتمل بر همه ویژگی های سطحی پیکر ما است -از جمله پوشش و آرایش- که برای خود شخص و برای افراد دیگر قابل رؤیت است، و به طور معمول آنها را به عنوان نشانه هایی برای تفسیر کنش ها به کار می گیرند. کردار مشخص کننده آن است که در ارتباط با قراردادهای ساختاری زندگی روزانه، بدن را چگونه بسیج می کنیم و سرانجام می رسیم به رژیم هایی که بدن را به پیروی از آنها وا میداریم.
با فرا رسیدن عصر جدید، بعضی از انواع نماهای ظاهری و کردارهای بدنی اهمیتی خاص می یابند. در بسیاری از عرصه های فرهنگی ما قبل جدید، نمای ظاهری بدن به طور کلی تابع استانداردهای مبتنی بر معیارهای سنتی بود. طرز آراستن چهره و انتخاب لباس همیشه تا اندازه ای وسیله ابراز فردیت بوده است. ولی امکان استفاده از این وسیله معمولاً به آسانی فراهم نمی آمد یا اصولاً مطلوب نبود. نمای ظاهری فرد بیش از آنکه نشان دهنده هویت شخصی او باشد، بیانگر هویت اجتماعی او بود. مدهای لباس در روزگار ما تحت تاثیر گروه های فشار، آگهی های تجارتی، امکانات اجتماعی- اقتصادی و دیگر عواملی است که بیشتر مروج استانداردهای اجباری هستند تا تفاوت های فردی.
در محیط های اجتماعی دوران ما بعد سنتی، نه نمای ظاهری افراد را می توان از پیش تعیین کرد و نه کردارهای آنان را. بدن افراد نیز به طور مستقیم در این اصل اساسی که خود فرد باید ساخته و پرداخته شود مشارکت دارد (گیندز 1378، 87).
برخی از زنان گمان داشتند که لوازم آرایشی و استفاده از مد برای بهتر شدن نمای ظاهری زنان ضروری است. بنابراین از بهره گیری از لوازم آرایشی حمایت کردند و آن را یکی از حقوق زنان دانستند. به گمان دیگران هرچند زنان این حق را دارند که هرچه میپسندند، بپوشند و هر آرایشی را که دوست دارند به کار برند، امادر دنیای واقعی، حق انتخابی در بین نیست، بلکه گونهای فشار اجتماعی زیرکانه وجود دارد. زنان در این سیستم سرمایه داری رقابتی بی رحم، در واقع می بایستی لوازم آرایش به کار برند و از تازه ترین مدها استفاده کنند.
در جامعه بدوی، که هم چشمی جنسی وجود نداشت، نیازی به آرایش و مد برای زیبایی سازی ساختگی نبود. درآن زمان برای هرفرد که به گروه های خویشاوندی وابسته بود، لازم بود که نشان خویشاوندی، جنسیت و گروه سنی خود را داشته باشد. بعد دوره جامعه طبقاتی فرا رسید. نشانههایی که بیش از هر چیز دیگر نمایانگر برابری در جامعه بدوی بود معنائی دیگر گرفت و به شکل مد درآمد. یعنی آرایش و مد به نشانه برتری اشرافیت شروع شد.
با رشد سرمایه داری، ماشینهای تولیدی گسترش بی اندازه پیدا کرد و همراه با آن نیاز به بازار انبوه پدید آمد، چون زنان نیمی از جمعیت راتشکیل می دادند. سودخواران در رشته زیبائی زنان به بهرهبرداری ازآن پرداختند. در نتیجه رشته مد به تدریج همه زنان را دربرگرفت (مقصودی1380، 47).
رژیمهای مخصوص بدن سازی و توجه به آراستگی و نظافت جسم در طی دوره اخیر تجدد بدن را در برابر گرایشهای بازتابی مداوم، خاصه در شرایطی که کثرت انتخاب وجود داشته باشد، تاثیرپذیر ساخته است. هم برنامه ریزی و تنظیم زندگی و هم پدید آمدن گزینههایی برای انتخاب شیوه زندگی با رژیمهای غذایی در هم آمیخته اند. کاملاً کوته بینانه خواهد بود اگر این پدیده را فقط به عنوان تغییر الگوهای آرمانی ظواهر جسمانی مورد مطالعه قرار بدهیم. واقعیت این است که ما بیش از پیش مسئول طراحی بدن خود می شویم و هر چه محیط فعالیتهای اجتماعی و خانوادگی ما از جامعه سنتی بیشتر فاصله بگیرد، فشار این مسؤولیت را بیشتر احساس می کنیم.
بررسی اختلالات شخصیت، فرصت مناسبی به دست می دهد تا نکته هایی را که در بالا به آن اشاره کردیم با وضوح بیشتری دریابیم.

2-3- اختلال های شخصیت
یک اختلال شخصیت، الگوی پایداری از رفتار و تجربه درونی است که با انتظارات فرهنگی، به میزان قابل ملاحظه ای مغایرت دارد، فراگیر و انعطاف ناپذیر است، در دوران نوجوانی یا اوایل بزرگسالی آغاز میشود، در طی زمان پایدار است و به پریشانی یا اختلال منجر می شود (نیکخو 1389، 1000).
اختلالات شخصیت دسته نامتناجسی از اختلال ها هستند که با الگوهای دیرینه- فراگیر و انعطاف ناپذیر رفتار و تجربه درونی تعریف می شوند که با انتظارات فرهنگ شخص مغایرت دارند، این الگوهای مسأله دار دست کم در دو مورد از زمینه های زیر آشکار می شوند: شناخت، هیجان ها، روابط و کنترل تکانه. اختلال های شخصیت، همانند همه ی اختلال های دیگر DSM-IV-TR تشخیص گذاری نمی شوند مگر آنکه رنجوری یا آسیب کار کردی ایجاد کنند (شمسی پور 1388، 89).
اختلال های شخصیت گنجانده شده در این بخش، در زیر فهرست شده اند:
2-3-1 اختلال شخصیت پارانویایی
شامل الگویی از عدم اعتماد و سوءظن به گونه ای است که انگیزه های دیگران به عنوان انگیزه های کینه توزانه انگاشته می شوند.
2-3-2 اختلال شخصیت اسکیزوئید
شامل یک الگوی کناره گیری از روابط اجتماعی و دامنه ی محدود بیان هیجانی است.
2-3-3 اختلال شخصیت اسکیزوتایپی
شامل الگویی از ناراحتی حاد در روابط صمیمانه، تحریف های شناختی یا لدرلکی و رفتارهای عجیب و غریب است.
2-3-4 اختلال شخصیت ضداجتماعی
شامل الگویی از تخلف از قوانین و نادیده گرفتن حقوق دیگران است.
2-3-5 اختلال شخصیت مرزی
شامل الگویی از بی ثباتی در روابط بین فردی، خود انگاره عواطف و تکانشگری بارز است.
2-3-6 اختلال شخصیت نمایشی
شامل الگویی از هیجان پذیری و توجه طلبی افراطی است.
2-3-7 اختلال شخصیت خود شیفته
شامل الگویی از بزرگ منشی ، نیاز به تحسین و فقدان همدلی است.
2-3-8 اختلال شخصیت اجتنابی
شامل الگویی از بازداری اجتماعی ، احساس های بی کفایتی و حساسیت بیش از اندازه به ارزیابی منفی است.
2-3-9 اختلال شخصیت وابسته
شامل الگویی از رفتار سلطه پذیری و وابستگی مربوط به یک نیاز افراطی به تحت حمایت قرار گرفتن است.
2-3-10 اختلال شخصیت وسواسی – جبری
شامل الگویی از اشتغال ذهنی نسبت به نظم و ترتیب، کمال گرایی و کنترل است.
اختلالات شخصیت که به گونه ای دیگر مشخص نشده است: طبقه ای است که به دو موقعیت تعلق دارد:
1)الگوی شخصیت فرد با ملاکهای کلی اختلال شخصیت مطابقت می کند و صفتهای چند اختلال شخصیت مختلف وجود دارند ولی با ملاکهای یک اختلال شخصیت ویژه همخوانی ندارد،
2) الگوی شخصیت فرد با ملاکهای کلی اختلال شخصیت همخوان است ولی استنباط بر آن است که این اختلال شخصیت در طبقه بندی گنجانده نشده است (مانند اختلال شخصیت منفعل – پرخاشگر ).
اختلالات شخصیت بر اساس شباهت های توصیفی به سه دسته عمده، طبقه بندی می شوند. اختلال های شخصیت پارانویایی، اسکیزویید و اسکیزوتایپی را در بر می گیرد. افراد مبتلا به این اختلال ها اغلب غیر عادی یا عجیب به نظر می رسند، اختلال های شخصیت ضد اجتماعی، مرزی نمایشی و خود شیفته را شامل می شود. افراد مبتلا به این اختلال ها اغلب نمایشی، هیجانی یا دمدمی به نظر می رسند. اختلال های شخصیت اجتنابی، وابسته و وسواسی جبری را در بر می گیرد. افراد مبتلا به این اختلال ها اغلب مضطرب یا بیمناک به نظر می رسند (نیکخو 1389، 1001).

2-4- ویژگی های تشخیصی
صفات شخصیت الگوهای پایداری از ادراک، برقراری ارتباط، و تفکر درباره ی محیط و خویشتن هستند که در گستره ی وسیعی از زمینه های اجتماعی و شخصی ظاهر می شوند. تنها هنگامی که صفات شخصیت انعطاف ناپذیر و ناسازگارند و موجب اختلال قابل ملاحظه در کارکرد یا پریشانی ذهنی می شوند، اختلالهای شخصیت را تشکیل می دهند. ویژگی اصلی اختلال شخصیت، الگوی پایداری از رفتار و تجربه ی درونی است که آشکارا با انتظارات فرهنگی مغایرت دارد و دست کم در دو مورد از موارد زیر ظاهر می شود: شناخت، هیجان پذیری، کارکرد بین فردی یا کنترل تکانه. این الگوی پایدار در گستره ی وسیعی از موقعیتهای شخصی و اجتماعی انعطاف ناپدیر و فراگیر است. و از لحاظ بالینی به پریشانی چشمگیر یا اختلال در کارکرد اجتماعی، شغلی یا سایر زمینه های مهم می انجامد. این الگو باثبات و طولانی مدت است و شروع آن را می توان دست کم در دوران نوجوانی یا اوایل بزرگسالی دانست. این الگو به نحو بهتری به عنوان جلوه یا پیامد اختلال روانی دیگر تبیین نمی شود و ناشی از اثرات فیزیولوژیایی مستقیم یک ماده (مانند سوء مصرف یک دارو، دارو درمانی، قرار گرفتن در معرض زهر) یا یک بیماری جسمانی (مانند آسیب سر) نیست (نیکخو 1389، 1006).

2-5- الگوهای بعدنگر اختلال های شخصیت
رویکرد تشخیصی در این کتاب راهنما، دیدگاهی طبقهای است که مبنای آن اختلالهای شخصیت به عنوان نشانگانهای بالینی که از نظر کیفی متمایزند، در نظر گرفته می شوند. در مقابل این رویکرد طبقهای، دیدگاه بعدنگر قرار دارد که برمبنای آن اختلالهای شخصیت، نشانگر گونه هایی از صفات شخصیتی ناسازگارند که به طور نامحسوسی با صفات بهنجار و با یکدیگر درهم می آمیزند. کوششهای بسیاری برای شناخت بنیادیترین بعدها که زیر بنای کلی کارکرد شخصیت بهنجار و نا بهنجار را می سازند صورت گرفته است. یکی از الگوها، پنج بعد زیر را دربر می گیرد : روان رنجورگرایی 1 ، درون گرایی 2 ، در برابر برون گرایی، بسته بودن 3 در برابر گشودگی 4 نسبت به تجربه، مخالفت گرایی 5 در برابر قابلیت پذیرش 6 و وظیفهشناسی .7

رویکرد دیگر، بیشتر به توصیف زمینه های اختلال شخصیت می پردازد که 40- 15 بعد را دربر می گیرد ( مانند واکنش پذیری هیجانی، بیمناکی اجتماعی، تحریف شناختی، تکانشگری، ریاکاری8 8، خودمداری9). سایر ابعاد پیشنهادی عبارتند از : هیجان پذیری مثبت10، هیجان پذیری منفی11، و اجبار12، نوجویی13 ، وابستگی به پاداش14، آسیب گریزی15، پایداری16، خودفرمانی17، همکاری18، خود فراروی19، قدرت20،

(سلطه گری ، در برابر سلطه پذیری ) و پیوند جویی (عشق در برابر نفرت)؛ و اذت جویی در برابر دردگریزی، انطباق نافعال در برابر تغییر فعال ، و اشاعه ی خود در برابر دگر مهرورزی .
مجموعه های اختلال شخصیت درDSM-IV (یعنی نامأنوس – نامتعارف ، نمایشی – هیجان ، و مضطرب – بیمناک ) را نیز می توان به عنوان ابعادی در نظر گرفت که طیف هایی از کژکاری های شخصیت را روی یک پیوستار همراه با اختلالهای روانی محور I نشان میدهند. الگوهای بعدنگر جایگزین دارای وجوه مشترک زیادی هستند و با یکدیگر زمینه های مهم گژکاری شخصیت را پوشش میدهند. تلفیق آنها، سودمندی بالینی، و رابطه آنها با طبقات تشخیصی اختلال شخصیت و جنبه های گوناگون گژکاری شخصیت در حال بررسی جدّی است (نیکخو 1389، 1008).

2-6- اختلالهای شخصیت دسته ی الف
2-6-1 اختلال شخصیت پارانویایی
2-6-1-1 ویژگی های تشخیصی
ویژگی اصلی اختلال شخصیت پارانویایی، یک الگوی عد

پایان نامه : رضایتمندی از زندگی

، رضایتمندی از زندگی وخشنودی ظهور کرده‌اند. بعلاوه بر سر ذهنی یا عینی بودن آن بین محققان اختلاف نظر وجود دارد (غفاری، کریمی ونوذری1391). امروزه محققین متوجه شده‌اند که کیفیت زندگی می‌تواند یکی از پیامد‌های پراهمیت در ارزیابی سلامت باشد، سازمان جهانی بهداشت هم بر این نکته تأکید دارد وتن درستی را شامل ابعاد وسیع آن بشکل رفاه کامل فیزیکی، روحی واجتماعی ونه فقط عدم وجود بیماری می‌داند (نجات1387). بررسی مطالعات انجام شده در زمینه کیفیت زندگی در ایران نشان می‌دهد توجه به این سازه و ورود آن به مطالعات علمی کشوربه اوایل سال 72-71باز می‌گرددوتاسال 1390بافراز وفرودهایی همراه بوده است، بیشتر مطالعات انجام شده در این بازه زمانی ابتدادر حوزه پزشکی وبا محوریت مطلوبیت اجتمایی بوده است وبعداز آن بیشتر مطالعات در حوزه روان شناسی وعلوم تربیتی بوده است. دراین حوزه تأکید اصلی برشاخص‌‌های ذهنی کیفیت زندگی می‌باشدواین شاخص‌ها بیشتر درسطح فردی واندازه گیری رضایت فردی از زندگی بعنوان یک تجربه شخصی مورد استفاده قرارگرفته است، لذا کیفیت زندگی روان شناسی، بیشترکیفیت زندگی رابعنوان رضایت اززندگی نشان می‌دهد (غفاری، کریمی ونوذری1391).
2-2-5-3- ویژگی‌های کیفیت زندگی
2-2-5-3-1- چند بعدی بودن کیفیت زندگی
بیشتر پژوهشگران پنچ بعد برای کیفیت زندگی قائلند ومقتقدند این ابعاد باهم در ارتباطند

1. بعدفیزیکی: مفاهیمی مانندقدرت، انرژی، توانایی انجام فعالیت‌‌های روزمره ومراقبت از خوداز این دسته‌اند.
2. بعد روانی: که اضطراب، افسردگی وترس از این زمره اند.
3. بعد روحی: درک فرد از زندگی وهدف ومعنای زندگی رادر بر می‌گیرد، ثابت شده است که بعدروحی زیر مجموعه بعد روانی نیست ویک زمینه مهم ومستقل محسوب می‌شود.
4. بعد اجتمایی: این بعد در مورد روابط فرد با خانواده، دوستان وهمکاران ودر نهایت جامعه است.
5. علائم مربوط به بیماری یا تغییرات مربوط به درمان.
پادیلا، پنج بعدکیفیت زندگی را شامل خوب بودن از نظر روانی، دغدغه‌‌های اجتماعی، کنارآمدن با شکل ظاهری، خوب بودن جسمانی و پاسخ به درمان بیان می‌کند (نجات1387).
2-2-5-3-2- ذهنی بودن کیفیت زندگی
کیفیت زندگی به مثابه ی سازه ای ذهنی به احساسات، انتظارات وپندار‌های فرد بستگی داردیعنی حتما بایدتوسط خود شخص، براساس نظراو و نه فرد جایگزین تعیین گردد، لذا ارزیابی خودشخص ازسلامت یا خوب بودنش عامل کلیدی است. در این نگاه کیفیت زندگی رابا سنجش احساس‌‌های ذهنی شخص از خشنودی درباره جنبه‌‌های گوناگون زندگی می‌توان ارزیابی کرد. بعنوان یک تجربه ذهنی کیفیت زندگی ارزیابی درکی فرداز وقایع وپاسخ عاطفی به این وقایع را شامل می‌شود (غفاری، کریمی ونوذری1391).
2-2-5-3-3- پویایی کیفیت زندگی
پویایی کیفیت زندگی به این معناست که باگذشت زمان تغییر می‌کند وبه تغییرات فرد ومحیط بستگی دارد این مشخصه کیفیت زندگی در یک رابطه طولی قابل مشاهده است. یعنی تغییرات آن در دوره‌‌های مختلف قابل بررسی است. (سایت اپیدمیولوژی تخصصی ایران).
2-2-5-4- عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی
براساس مطالعات عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی به قرارزیراست
1. رضایت فردی: که این حوزه مهم‌ترین حوزه در مطالعات کیفیت زندگی می‌باشد، بعنوان حوزه رضایت عمومی فرد از زندگی، بطوری که بخش اعظم مطالعات کیفیت زندگی رادر امریکا به خوداختصاص داده است.
2. عوامل محیط فیزیکی: شامل استاندارد‌‌های محیطی وکیفیت محل زندگی نظیروجود امکانات اولیه ورفاهیزندگی ودسترسی به انها.
3. عوامل محیط اجتماعی: مانند شبکه‌‌های حمایت خانواده واجتماعی بعنوان یکی از جنبه‌‌های بنیادی محیط اجتماعی چه درجوامع اولیه وچه تا به امروزوجودداشته است کهاین موضوع اهمیت آنهارا نشان می‌دهد.
4. عوامل اقتصادی اجتماعی: با برتر دانستن فرهنگ مصرف جهانی وپاسخ افراد به این فرهنگ، درآمدوثروت بعنوان عوامل اساسی مؤثر بر کیفیت زندگی افراد تلقی می‌شوند به این معنی که لیست ضروریات اولیه زندگی در حال افزایش است.
3. عوامل فرهنگی: تفاوت‌‌های فرهنگی منبعث ازپایگاه‌‌های اجتماعی متفاوت منتسب به سن، جنس، موقعیت طبقاتی، پیشینه قومی ومذهبی افراد رادر بر می‌گیرد بخصوص زمانی که کیفیت زندگی را از رویکرد ذهنی بررسی می کنیم.
4. عوامل سلامتی: از ناتوانی وبیماری بعنوان ویژگی‌های زندگی آینده واز مرگ واز مرگ بعنوان رویدادی حتمی نام برده می‌شود، مشخص شده است که بین سلامت جسمانی، توانایی عملکردی وسلامت روان با کیفیت زندگی رابطه معنی دار وجود دارد.
5. عوامل شخصی: شامل شخصیت وساخت روان شناختی یک فرد اغلب مرتبط باسلامت روان اوست این عوامل بطور غیر مستقیم از طریق تأثیر بر سلامت روان بر کیفیت زندگی افراد تأثیر می‌گذارد.
6. عوامل استقلال فردی: که مرتبط با عوامل شخصیتی ومستقل از محیط فیزیکی واجتماعی می‌باشند مانند توانایی تصمیم گیری، کنترل فردی، کنترل یا بحث پیرامون محیط فیزیکی واجتماعی منطبق بر آنهامی‌باشد.
شایع‌ترین عواملی که درارتباط با کیفیت زندگی در مطالعات مختلف موردبررسی قرارمی‌گیرند شامل متغیر‌های دموگرافیک، عوامل اجتماعی، مسائل مربوط به درمان مانند نوع جراحی، درمان‌های کمکی وطول مدت پیگیری می‌باشند، همچنین مطالعات روی عواملی مانند بیماری‌های همراه، وضعیت تأهل ووضعیت زندگی تمرکز دارند (منفردو همکاران1392).

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-2-5-5- نظریه‌‌های کیفیت زندگی
درمراحل آغازین مطالعات تجربی کیفیت زندگی بصورت تقلیل گرایانه و یک بعدی صورت می گرفت مثلاً محدود به بیماری‌های روانی مزمن بود ولی در طی دهه‌‌های گذشته مفهومی چند بعدی یافته ودر سیاست‌‌های رفاه اجتماعی اهمیت یافته است. روانشناسان معتقدند زندگی بشر دارای دو بعد است، یکی سطح که به جنبه‌‌های آشکار انسان اشاره داردودیگری عمق که به جنبه‌‌های پنهان ونادیدنی انسان اشاره داردودر این بعد آخراست که فهم وشناخت ما از جهان شکل می‌گیرد. درحال حاضر اتفاق نظر چندانی در چیستی مفهوم کیفیت زندگی ووجود نداردودر حوزه‌‌های متفاوت علمی با برداشت‌‌های مختلف بکار برده می‌شود.
کالمن می‌گوید کیفیت زندگی گستردگی امیدوآرزوست که از تجارب زندگی ناشی می‌شود (کالمن1984).
فرانس و پاورز، کیفیت زندگی را ادراک فرداز رفاه می دانندکه از رضایت یا عدم رضایت در حیطه‌‌های اصلی زندگی ناشی می‌شود (فرانس وپاورز 1985). به هر حال در خصوص کیفیت زندگی نظریه‌‌های متعددی مطرح شده که به اجمال برخی ازآنها ذکر می کنیم.
2-2-5-5-1- نظریه کیفیت زندگی جهانی
یکی ازنظریه‌‌های کیفیت زندگی است که چند نظریه رادریک طیف ذهنی-اصالت وجودی- عینی را در خوددارد. ونتگودت و مریک (2003)این سه طیف را به قرار زیربیان می‌کنند:
کیفیت زندگی ذهنی: احساسی است که فردازلذت بخش بودن زندگی خود دارد، هرفردشرایط، احساسات وعقایدش را شخصاً ارزیابی می‌کندورضایتمندی از زندگی این جنبه از زندگی را مشخص می‌کند.
کیفیت اصالت وجودی زندگی: به معنی لذت بخش بودن زندگی در سطح عمیق‌تریمی‌باشد در این دیدگاه فرددارای ماهیت عمیق‌تری است که شایسته احترام بوده واین فرد می‌تواند منطبق با ماهیت خود زندگی کند.
کیفیت زندگی عینی: به معنی درک چگونگی لذت بخش بودن زندگی فردتوسط پیرامون می‌باشد، این دیدگاه تحت تأثیر فرهنگی می‌باشد که مردم درآن زندگی می‌کنند (ونتگودت ومریک 2003؛ به نقل از موحدوکاسمایی1390).
نظریه ونتگودت کیفیت زندگی را دارای لایه‌‌های متعدد در نظر می‌گیرد که در آن بین سطح و هسته مرکزی کیفیت زندگی یعنی لایه ی رویی و لایه ی عمیق آن هماهنگی وجود دارد (رستگار، محمدی وپاکباز1392).
2-2-5-5-2- نظریه ی فرد گرایانه
این نظریه بر عاملیت فردیعنی تأثیرگذاری کنش‌هاوذهنیات او بر کیفیت زندگی تأکید دارد، پاینک (1993)، با تأکید بر جنبه فردگرایانه، کیفیت زندگی را مجموعه‌ای ازرفاه جسمی، روانی واجتماعی که بوسیله فرد درک می‌شود، تعریف می‌کند. که سلامتی، ازدواج، کار، موفقیت اقتصادی، فرصت‌‌های آموزشی، خلاقیت، احساس مالکیت وهمکاری با دیگران را شامل می‌شود (پا ینک 1993؛ به نقل از شرفی1392).
سامارکو (2001) کیفیت زندگی رایک احساس خوب بودن ناشی از رضایت یا عدم رضایت از جنبه‌‌های مهم زندگی که برای فرد مهم هستند می داند (سامارکو2001؛ به نقل از موحدوکاسمایی 1390).
شاپ ورایت (1994) می‌نویسند کیفیت زندگی یک مفهوم وسیع و چند بعدی است که دارای چند محور به قرارزیر است (روایی1385).
کیفیت زندگی به بهترین شیوه ازطریق دیدگاه فرد قابل فهم باشد.
کیفیت زندگی مجسم کننده احساس رفاه باشد.
کیفیت زندگی بالا زمانی احساس می‌شود که نیاز‌های اساسی انسان برآورده شوند واو فرصت‌هایی را جهت درگیر شدن وتعقیب اهداف وچالش‌ها داشته باشد.
کیفیت زندگی را می‌توان از طریق اجازه انتخاب دادن به افراد وتشویق آنهابه تصمیم‌گیری‌هایی که درزندگیشان تأثیرمی‌گذارند، ارتقاء یابد.
احساس در جمع بودن کیفیت زندگی را ارتقاء می‌دهد.
نظریه سلسله مراتب نیاز‌های آبراهام مازلو یعنی نیاز‌های جسمانی، نیاز‌های ایمنی، نیاز‌های تعلق وعشق، نیاز‌های احترام وخودشکوفایی را می‌توان باجرح وتعدیل‌هایی بعنوان مؤلفه‌ها وشاخص‌‌های کیفیت زندگی در نظر گرفت (حقیقیان1393).
از نظر مزلو انسانگرای امریکایی، موقعیت‌ها وشرایط اجتماعی موجب برآورده شدن یا نشدن نیازها می‌شوندواین به نوبه خود، موجب نگرش‌هاورفتار‌های خاصی در فرد می‌گردد (مازلو1381).
2-2-5-5-3- نظریه‌‌های مبتنی برخانواده
این نظریه‌هارویکرد ساختارگرایانه به کیفیت زندگی دارند وبرای کیفیت زندگی عناصرسازنده وعوامل ایجادکننده‌ای تعیین می‌شود، برخی برشرایط زندگی وکیفیت زندگی تمرکزدارندکه شامل شرایط عینی وذهنی متکی برمنابع وفرصت‌ها می‌شود. خانواده قلب تکامل انسان، اولین ساختار حمایتی واجتماعی در زندگی انسان ونخستین مراقب بهداشتی است.
فرانس درمدل ادراکی خود برای برای کیفیت زندگی چهار عامل اصلی خانواده، وضعیت اجتماعی-اقتصادی، وضعیت روحی وروانی ووضعیت جسمانی را مؤثر می‌داند، این چهار عامل می‌توانند مستقیماً یا توأم با هم بر روی کیفیت زندگی تأثیر بگذارند.البته درک فرداز هر یک از این متغیرها نیز می‌تواند برکیفیت زندگی تأثیر‌گذار باشد، بطوری که اگر درک فرد از کیفیت زندگیش کاهش یابد می‌تواند برتوانایی وی تأثیر داشته وشرایط اجتماعی واقتصادی او را دچار نقصان کند، همچنین کیفیت زندگی ضعیف می‌تواند بر روی ارتباطات خانوادگی تأثیر بگذارد وموجب بکارگیری مکانیسم‌‌های مقابله وسازگاری نامؤثر در افرادشده وباعث افزایش تنش در آنان گردد، که این افزایش تنش در ارتباط مستقیم باعوامل فیزیکی وجسمی بوده، می‌تواندسلامت فرد را مختل کند (مولایی1384).
2-2-5-5-4- نظریه‌‌های روان شناختی
روان شناسان معتقدندرفاه هر فرد یا گروه از افراد دارای اجزای عینی وذهنی است، اجزای عینی رفاه یا بهزیستی با آنچه که بطور معمول استاندارد زندگی یا سطح زندگی نامیده می‌شود ارتباط دارد و اجزای ذهنی آن به کیفیت زندگی اطلاق می‌شوند. بعبارتی کیفیت زندگی رابا سنجش احساس‌های ذهنی شخص از خشنودی درباره جنبه‌‌های متعددزندگی می‌توان ارزیابی نمود.
ازمشکلات عمده دراستفاده از معیار‌های عینی کیفیت زندگی این است که توافق کمی بر روی آنچه که یک کیفیت زندگی بالا یا پایین رانشان می‌دهد وجود داردوشرایط عینی زندگی یک فرد می‌تواند ارتباط اندکی باارزیابی کیفیت زندگی اوداشته باشد، معیار‌های ذهنی نیز مشکل‌زا هستند، زیراآنها ضرورتاً پاسخ‌‌های لحظه‌ای از زندگی فرد رادر یک نقطه از زمان فراهم می‌آورند در حالی که به زندگی باید بعنوان یک دوره زمانی نگریسته شودکه در آن احساس وتجاربی که در یک نقطه از زندگی منفی نگریسته می‌شود ممکن است بعدها بصورت متفاوتی دیده شود (سیمونس1994؛ به نقل از شرفی1392).
نوردون فلتز (2003) کیفیت زندگی را خشنودی از زندگی توصیف می‌کند ومی‌گوید سنجش خشنودی افراداز طریق بررسی تجربه افرادازمیزان حصول به آمال وآرزوهایشان انجام می‌پذیرد که این تجربه‌ها ممکن است برای افراد دیگرهمین معنا ومفهوم را نداشته باشد.
براساس نظریه روان کاوی فروید، من آدمی هرقدر قدرتمند‌تر وپرورش یافته‌تر باشد دفاع از خود در برابر نیرو‌های تهدیدگر درونی وبیرونی مؤثرتر خواهد بودوکیفیت زندگی انسان متعادل‌تر خواهد شد. چرا که کیفیت زندگی نه تنها در میزان ارضای غرایز و نه صرفاً در تطابق با چهارچوب‌های محیط است، بلکه کیفیت بر قراری تعادل میان دو قطب متضاد می‌باشد این تعادل هرقدر مقتدرتر ومؤثرتر برقرار گردد، کیفیت زندگی، ارتقاء خواهد یافت (تقدسی1393).
به نظر اریکسون انسان در مراحل زندگی با بحران‌های روانی واجتماعی روبه‌روست، چگونگی حل کردن این بحرانهادر زندگی فرد مؤثراست. منظوراز بحران یک نقطه عطف در زندگی است که دارای یک جزءمثبت ویک جزء منفی است، بحران جنبه مرضی ندارد وتنها نشانه یک نوع حساسیت ویا شکست پذیری ایست که از عدم تعادل ناشی می‌شود. سلامت روان در گروحل بحران است ودر این موردبه نقش فرد و انگیزه‌ها وواکنش‌‌های او وچگونگی ارتباط با جامعه تأکیدمی‌کند. به نظر اریکسون خود شکوفایی عبارت از حل تعارضات زندگی وکسب تجربه‌‌های مطلوب اجتماعی که کیفیت زندگی را بالا ببرد (سایت دانشجو1393 ).
با وجود نگرش‌های تئوریکی وروان شناختی اکثریت محققان، کیفیت زندگی ذهنی به معنای درک فرد از شرایط خود را جزء محوری اندازگیری کیفیت زندگی می‌دانند.
2-2-5-6- کاربرد‌های اندازگیری کیفیت زندگی
1 – پزشکی: این ابزار در کنار سایراقدامات تعیین کننده کیفیت زندگی اطلاعات با ارزشی درباره مواردی که روی فرد بیشتری تأثیر را دارد فراهم نموده ودر یافتن بهترین انتخاب در مراقبت از بیمار مفید باشد.
2 – روابط پزشک بیمار: افزایش درک پزشک از اثرات بیماری در زندگی بیمار، روابط پزشک وبیمار بهتر شده وبیمار نیزخدمات پزشکی را مؤثر‌تردریافت خواهد کرد.
3 – تعیین کارایی درمان‌های مختلف: جهت ارزیابی درمان‌های مختلف می‌توان از این ابزارجهت سنجش کیفیت زندگی بعنوان یک پیامد استفاده کرد.
4 – ارزیابی خدمات بهداشتی: در مورد کفایت وکیفیت خدمات پزشکی اولویت‌‌های بیمار، قطعاً مهم هستند که این ابزارمکمل با ارزشی جهت این ارزیابی فراهم می‌کند.
5 – تحقیقات: این ابزار بوسیله تعیین اثرات بیماری در تمام وجوه بیمار بصیرت جدیدی در مورد سیر طبیعت بیماری ایجاد می‌کند.
6 – سیاستگذاری: در تعیین اثرات سیاست‌‌های جدید برکیفیت زندگی افراد می‌توان از این ابزارسودجست وسیاست گذاران با در نظر گرفتن این پیامد می‌توانند تخصیص منابع محدود را با بینش وسیع‌تری انجام دهند.
2-2-6- کیفیت زندگی وسلامت روان زنان
2-2-6-1- تعریف سلامت روان
مراداز سلامت روان این است که فرد بتواند فعالیت‌‌های روزمره خود را به خوبی انجام دهدورفتار نامناسب از نظر فرهنگ وجامعه خود نداشته باشد، بهداشت روانی با ارتقای عملکرد فردی واجتماعی ارتباط دارد (صادقی وهمکاران1390).هدف از ارتقای سلامت، افزایش کیفیت زندگی است، بااین وجود درک افراداز واژه کیفیت زندگی متفاوت است، درشاخه‌‌های علم پزشکی کیفیت زندگی به دو صورت کیفیت زندگی عمومی یا حس خوب بودن عمومی و کیفیت زندگی سلامت محورکه به درک فرد از تأثیر بیماری وشرایط نامطلوب روی خوب بودن ورضایت اززندگی مربوط است (همتی مسلک پاک، احمدی وانوشه1389).
2-2-6-2- سلامت روان زنان
زنان جزء لاینفک تمام بخش‌‌های جامعه هستند، لذا بیشتر در معرض ابتلا به مشکلات روانی قرار دارند، زنان با دارابودن نقش همسری، مادری ومراقبت از دیگران مسئولیت زیادی برعهده دارند، این نقش‌های چندگانه می‌تواند سلامت ایشان را به خطر اندازد در حالی که سلامت روان در زنان موجب شادی ونشاط وبالارفتن حس اعتماد به نفس در آنان می‌شود وفقدان آن اضطراب، استرس، د‌لهره وناامیدی از زندگی را به همراه خواهد داشت که بر کیفیت زندگی آنان تأثیر‌گذار خواهد بود (صادقی

پایان نامه : سازمان بهداشت جهانی

وسزارین.

3. بررسی رابطه بین تن انگاره وکیفیت زندگی زنان بعداز وضع حمل.
1-5- فرضیه‌‌های تحقیق
1-5-1-فرضیه اصلی
کیفیت زندگی وتن انگاره درمیان زنان با وضع حمل طبیعی وسزارین متفاوت است
1-5-2-فرضیه‌‌های فرعی
1 – کیفیت زندگی درمیان زنان باوضع حمل طبیعی وسزارین متفاوت است
2 – تن انگاره درمیان زنان باوضع حمل طبیعی وسزارین متفاوت است
– بین تن انگاره وکیفیت زندگی زنان بعداز وضع حمل رابطه وجود دارد .
1-6- تعریف واژه هاومفاهیم
نوع زایمان
زایمان طبیعی: شروع خود به خود وکم خطر درد زایمان، که باخروج نوزاد از راه واژینال همراه است.
تعریف عملیاتی: نمره ای که ازشاخص هریک ازپرسشنامه‌‌های کیفیت زندگی وتن انگاره کسب می‌کند.
زایمان سزارین: یک عمل جراحی برای انجام زایمان است که معمولاًبابیهوشی عمومی ودر اتاق عمل، از طریق برش ناحیه شکم وجدار رحم انجام می‌شود.
نمر‌های که ازشاخص پرسشنامه‌ها ی کیفیت زندگی وتن انگاره کسب می‌کند.
کیفیت زندگی

1 – تعریف مفهومی: کیفیت زندگی مفهومی پیچیده وچند بعدی ایست که تعریف واحدی برای آن ارائه نشده است، سازمان بهداشت جهانی کیفیت زندگی را احساس فردازوضعیت زندگی خود تعریف کرده است که شامل حیطه‌‌های مختلف جسمی، روانی، واجتماعی است (پیترسون وبردو2004).
2 – تعریف عملیاتی: نمر‌های که از شاخص پرسشنامه کیفیت زندگیSF-36 کسب می‌کند.
تن انگاره
1 – تعریف مفهومی: تن انگاره یا تصویر بدن، یکی از سازه‌‌های روان شناختی ویک ساختار چند بعدی است، غالبا بصورت درجه ای ازرضایت از ظاهرفیزیکی تعریف می‌شود.
2 – تعریف عملیاتی: نمره ای که ازشاخص پرسشنامه چندبعدی نگرش فرد در مورد تصویر بدن خود کسب می‌کند.

فصل دوم:
ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1- مقدمه
دراین فصل ابتدا مفهوم مسأله زنان، انواع زایمان وتأثیرات آن بر زنان بخصوص در دوره بعداز زایمان بررسی می‌شود، سپس مفهوم متغییر کیفیت زندگی و ویژگی‌های آن بررسی می‌شود، انگاه مفهوم متغیرتن انگاره، ویژه گی هاوعوامل مؤثر بر آن، پیامد‌های نارضایتی از تن انگاره بخصوص در زنان مورد بررسی قرار می‌گیرد، در پایان نمونه‌هایی از مطالعات انجام شده در مورد متغیر‌‌های پژوهش ونتایج آنها ذکر می‌شود.
2-2- مفاهیم مسأله زنان وزایمان
2-2-1- اهمیت بررسی مسائل زنان در دوره بعداز زیمان
زنان نیمی از جمعیت راتشکیل می دهند وسلامتی آنان زیر بنای سلامت خانوادها وجوامع است، سلامت زنان و بویژه سلامت مادران از مفاهیم زیربنایی توسعه ورفاه اجتماعی است (پرویزی و همکاران1388). هر زنی احتمالاروزی مادر خواهد شد، اگر چه این موضوع بدلیل عمومی بودن، یک موضوع عادی تلقی می‌شود، اما بایددانست که نه تنها حادثه کوچکی اتفاق نیفتاده، بلکه دگرگونی عمیقی در زندگی زن پدید آمده است، عده ای تصور می‌کنند که با تولد نوزاد، مادر دوران سخت را پشت سر گذاشته است وتوجه همه به نوزاد جلب می‌شود در حالی که مادر پس از دوره پر اضطراب حاملگی وزایمان یک دوره پرمخاطره و خسته کننده دیگر را ممکن است احساس کند (هادیزاده طلاساز، بحری وتوکلی زاده1383). صاحب‌نظران اظهار داشته اند، به طور معمول شش هفته بعداز زایمان تغییرات ناشی از حاملگی به حالت اول بر می گردند، ولی اغلب اینطور نبوده وبسیاری ازمشکلات مربوط به سلامتی مادر ماه‌ها بعداز زایمان همچنان باقی می مانند (روحی وعلیزاده1384). بارداری یک پدیده فیزیولوژیک است، اما پایان آن یعنی زایمان حادثه ای است که همراه با درد، ترس، نگرانی وحتی وحشت از مرگ می‌باشد. زایمان پدیده ای چند بعدی و دارای ابعاد جسمی، هیجانی، اجتماعی، فیزیولوژیک، فرهنگی، وروانی است وبعنوان یک تجربه بحرانی در زندگی زن تلقی می‌شود (جمشیدی منش وهمکاران1387)و مادر در این دوره نیاز به تطابق‌‌های روحی وسازماندهی مجدد روابط بین فردی دارد. بنابراین همواره خطر بروز بیماری‌‌های روانی در دوره پس از زایمان وجود دارد (هادیزاده طلاساز، بحری وتوکلیزاده1383). عوامل زیادی روی کیفیت زندگی افرادتأثیر می‌گذارند از جمله انجام زایمان تأثیر زیادی برمادر داردوکیفیت زندگی او تحت تأثیرعوامل طبی، روانی، اجتماعی ومامایی قرار می‌گیرد (بهرامی وبهرامی1390). یکی از عوامل مؤثر برکیفیت زندگی در دوره بعداز زایمان نوع زایمان می‌باشد، در مورد ارتباط نوع زایمان با مشکلات جسمی، روانی ومیزان رضایت مندی بعداز زایمان مطالعاتی انجام شده، اما در مورد ارتباط نوع زایمان باکیفیت زندگی بعداززایمان در ایران مطالعات محدود است از طرفی پیشبرد سیاست‌‌های تشویق بارداری مستلزم اتخاذ برنامه‌هایی برای حمایت از زنان در دوره بارداری وبعداززایمان است؛ لذابررسی کیفیت زندگی ووضعیت روانی زنان امری ضروری است (عابدیان وهمکاران2010).
2-2-2- تعریف انواع زایمان
1. زایمان سزارین: یک عمل جراحی بزرگ برای انجام زایمان است معمولاً با بیهوشی عمومی ودر اتاق عمل از طریق برش ناحیه شکم وجدار رحم انجام می‌شود.
2. زایمان طبیعی: به معنای شروع خود به خود درد زایمان که با خروج نوزاد از راه واژینال همراه است ودر هفته 37تا42 بارداری اتفاق می‌افتد.
2-2-3- عوارض انواع زایمان
2-2-3-1- عوارض زایمان سزارین
سزارین دارای عوارض جسمی وروحی برای مادر است که برخی درکوتاه مدت وبرخی در بلند مدت ممکن است بروز کنند.
عوارض جسمی: عبارت ازعفونت محل زخم، عفونت لگن، عفونت ریوی، عفونت مجاری ادراری، عوارض بیهوشی، عوارض احتمالی دارو‌های مصرفی، خونریزی‌‌های پس از عمل، لخته شدن خون که گاهی کشنده است، عفونت وچسبندگی دررحم ولوله‌‌های رحم وحتی روده‌ها، درد‌های مربوط به بخیه‌ها، مرگ، هزینه‌‌های مالی بیشترنسبت به زایمان طبیعی، دوره بستری شدن بیشتر در بیمارستان (شهبازادگان واسدزاده1388). احتمال پارگی رحم در حاملگی‌‌های بعدی بعلت باز شدن بخیه ها، احتمال چسبندگی جفت به محل بخیه‌ها در حاملگی بعدی، احتمال باز شدن بخیه‌‌های برش شکم در زایمان بعدی.
عوارض روانی سزارین: مادر سزارین شده احساس خستگی وخواب الودگی بیشتری دارد، اختلالات خلقی مثل افسردگی، سرزنش خود واحساس گناه در مادر سزارینی بیشتر است، احساس جدایی از دیگران مخصوصاًهمسر، احساس ناامیدی وشکست، احساس کم شدن زنانگی، احساس از دست دادن قدرت انجام کار‌های خود، ترس از بیهوشی وجراحی، حالت ترس ونگرانی از حاملگی بعدی، همچنین این مادران نمی‌توانند یک ارتباط عاطفی مناسب وزود هنگام با نوزادشان داشته باشند (سایت دانشگاه علوم پزشکی مشهد 1393)که این امر بر رشد نوزاد وروابط عاطفی بین مادر وکودک تأثیر منفی دارد (اختیاری و امامی1383). همچنین زمان بهبود وبرگشت به کاردر سزارین دو برابر زایمان طبیعی است (عرب1380).
2-2-3-2- زایمان طبیعی
بطورکلی زایمان طبیعی یک فرایند کاملاً طبیعی است وفقط نیاز به اقدامات پیشگیری وحمایتی داردومطالعات نشان می‌دهد نسبت به سزارین مزایای بیشتری هم برای مادر وهم نوزاد داردازجمله مزایای زایمان طبیعی این است که خطرات زایمان وعوارض بیهوشی ندارد یانسبت به سزارین خیلی پایین است، درصد ابتلای مادر به عفونت خیلی کمتر است، حجم خونی که مادر از دست می‌دهد نصف سزارین است، مادر در حین زایمان هوشیار است ودر جریان فرایند زایمان است و می‌تواند لذت زایمان را تجربه کند، می‌تواند بلافاصله نوزادش را در آغوش بگیرد وارتباط عاطفی با نوزاد برقرار کند، طول مدت بستری وبازگشت به کار‌های روزمره نسبت به سزارین کمتر است، مادر زودتر به خانواده خود ملحق می‌شود، هزینه زایمان طبیعی برای خانواده وجامعه کمتر است (سایت دانشگاه علوم پزشکی مشهد1393).
مطالعات نشان می‌دهد زایمان بعنوان واقع‌های که دارای ابعاد روانی، جسمی، اجتماعی –احساسی عمیق است برای همیشه درذهن مادر مانده ووقایع ناخوشاینداززایمان می‌تواند آثارروانی بدی برجای بگذارد، تجارب مثبت از زایمان فواید طولانی مدت ودیرپایی از طریق ایجاد نگرش مثبت نسبت به وظایف مادری داردکه عزت نفس مادررا ارتقا می‌دهد، از طرفی تجارب منفی ازپدیده زایمان باعث بروزاضطراب، افسردگی ودرنهایت اثرات روانی منفی برمادروخانواده دارد (بایرامی، ولیزاده وظاهری1390).
درزمینه ارتباط نوع زایمان با سلامت جسمی، روانی، اجتماعی ودرمجموع کیفیت زندگی مطالعات بسیار محدوداست وعوامل مرتبط با سلامت جسمی وروانی مادر دردو گروه زایمان طبیعی وسزارین بصورت جدا مقایسه گردیده ونتایج متفاوت بدست آمده است. بعضی مطالعات کیفیت زندگی بهتررادربعضی از ابعاددر زایمان طبیعی نسبت به سزارین نشان داده‌اند. بعضی مطالعات هم تفاوتی در این زمینه در دو روش طبیعی وسزارین نشان نمی دهند، در برخی مطالعات کیفیت زندگی در سزارین بهتر از زایمان طبیعی گزارش شده است (سادات وهمکاران1390).
2-2-4- مشکلات جنسی بعداز زایمان
فرایندزندگی جنسی افراد در طول زمان بدلیل وقایع پیش آمده همواره دستخوش تغییر می‌شود، بارداری وزایمان ودوره پس از زایمان از جمله وقایعی است که بررفتارهاوتعاملات جنسی تأثیر‌گذار است، بارداری وزایمان بخصوص نخستین زایمان، با تغییرات جسمی وعاطفی زیادی همراه است که می‌تواند کیفیت زندگی زنان را تحت تأثیر قرار دهد، زایمان بر اندام‌‌های بدن بخصوص دستگاه تناسلی زنان تأثیر داشته وتغییرات حاصل ممکن است زنان را دچار مشکلاتی در روابط جنسی کند، مشکلاتی از قبیل مقاربت درد ناک، عدم تمایل جنسی، خشکی مهبل وعدم ارگاسم، این مشکلات ممکن است، مدت طولانی دوام داشته وروابط جنسی زناشویی رادچار مشکل کند، نتایج مطالعه الیف وهمکاران (2011)در ترکیه نشان دادکه3/19درصدزنان در دوره پس از زایمان حداقل یک مشکل جنسی را تجربه کرده‌اند (الیف وهمکاران 2011؛ به نقل از زارع وهمکاران 1393). درمطالعه شیروانی (2010) نیمی از زنان، طی یکسال بعد از زایمان، درجاتی از اختلال عملکرد جنسی داشتند، که بیش از 70 درصد آن در سه ماهه اول بعد از زایمان بود. مشکلات جنسی ممکن است باعث نگرانی زیاد، اختلافات خانوادگی، طلاق، تأثیر منفی روی اعتماد به نفس، رفاه جسمی وروحی وکاهش کیفیت زندگی شود(شیروانی، نظامی وباوند2010).
وینگودوهمکاران (2002) دریافتند که مشکلات ناشی ازتصویرذهنی منفی در دوران بارداری، محدود به آن نبوده واین زنان درآینده ازروش‌‌های کنتراسپتیوکمتر استفاده کرده ودر معرض خطراتی جون چاقی، کاهش اعتمادبه نفس، افسردگی، حاملگی ناخواسته وبیماری‌های مقاربتی ازجمله ایدزقراردارند.
مطالعات در کشور‌های توسعه یافته نشان می‌دهد، که زنان 2تا3برابر بیشتر ازمردان افسرده می‌شوند که عوامل استرس‌زا از جمله زایمان در آن دخیل است، بعلاوه، زن در دوره بعداز حاملگی بخصوص در یک ماه اول آن بالا‌ترین میزان استرس را تجربه می‌کند به طوری که اختلالات روانی یک ماه پس از زایمان 18 برابرشایع‌تر از دوران حاملگی است (فروزنده ودشت بزرگی1379).
همچنین مطالعات نشان می‌دهد اختلالاتی مانند ضعف وبی حالی پس از زایمان، اختلالات روحی مانند غم واندوه وافسردگی، ازاختلالات شایع بعداز زایمان هستند وتعداد بسیار کمی از زنان ممکن است بین روز‌های 10تا14پس از زایمان دچار علائم جنون شوندوحتی افکار خودکشی یا صدمه زدن به نوراد به ذهن آنان برسد.
2-2-5- مفاهیم کیفیت زندگی
2-2-5-1- تعریف کیفیت زندگی
1. تعریف لغوی: کیفیت زندگی از نظر لغوی به معنی چگونگی زندگی کردن است.
2. تعریف مفهومی:کیفیت زندگی یکی ازمفاهیم، روانشناسی مثبت نگر، است، کیفیت زندگی به تامین سلامتی وشادکامی در افرادو بهرمندی آنهااز یک زندگی سالم کمک می‌کند. مفهوم کیفیت زندگی برای هرکس منحصر به فردوبا دیگران متفاوت است، عد‌های ازمحققان این واژه را پیچیده‌ترازآن می‌دانندکه بتوان آنرا دریک جمله توصیف کرد. علی رغم اینکه یک توافق کلی در تعریف کیفیت زندگی وجود نداردبیشتر پژوهشگران بر سه ویژگی آن یعنی چند بعدی بودن، ذهنی بودن وپویا بودن اتفاق نظر دارند.برخی از محققان کیفیت زندگی را با رویکرد عینی تعریف کرده‌اندکه موارد آشکارومرتبط با معیار‌های زندگی از جمله سلامت جسمانی، شرایط شخصی (ثروت، شرایط زندگی…)، ارتباطات اجتماعی، اقدامات شغلی یا دیگرعوامل اجتماعی واقتصادی را با کیفیت زندگی معادل دانسته اند، رویکرد ذهنی کیفیت زندگی را مترادف شادی یارضایت از زندگی فرددر نظر می‌گیرد، بین این دو رویکرد، رویکرد جدیدی بنام رویکرد کل نگروجود دارد که کیفیت زندگی رامفهومی پیچیده وچند بعدی در نظر می‌گیرد (حسینیان، قاسم زاده ونیکنام1390). بنابرتعریف سازمان بهداشت جهانی کیفیت زندگی، درک افراد از موقعیت خوددر زندگی ازنظرفرهنگ، سیستم ارزشی که در آن زندگی می‌کنند، اهداف، انتظارات، استانداردهاواولویت‌هایش است، پس موضوعی کاملاً ذهنی بوده وتوسط دیگران قابل مشاهده نیست وبردرک افرادازجنبه‌‌های مختلف زندگیشان استوار است (نجات1387). بنابرنظر سازمان بهداشت جهانی کیفیت زندگی افراد باید با توجه به چهار بعد مورد ارزیابی قرار بگیرد، سلامت جسمانی، سلامت روانی، روابط وارتباطات اجتماعی و سلامت محیطی، سلامت روانی شامل رضایت وتصورشخص از خودش وظاهرش، احساسات مثبت ومنفی فرد، اعتمادبه نفس، اعتقادات روحی وحافظه وتمرکز فرد می‌باشد (رستگار، محمدی وپاکباز1392). کیفیت زندگی این موضوع را بیان می‌کند که چگونه یک فرد جنبه‌‌های مختلف زندگی‌اش را ارزیابی می‌کند این ارزیابی شامل واکنش‌‌های فرد به رخداد‌های زندگی، گرایش‌ها، احساس کامل بودن زندگی وخرسندی از آن ورضایت از شغل و روابط شخصی می‌باشد (قاسمی، رجبی ورشادت1392). تعاریف جدیدترکیفیت زندگی رابصورت اختلاف بین سطح انتظارات انسان‌ها وسطح واقعیت‌هاعنوان می‌کنندکه هرچه این اختلاف کمتر باشد، کیفیت زندگی بالاتر است.
امروزه بدلیل نقش پیشگیرانه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی یکی از اهداف خود را افزایش کیفیت زندگی ذکر کرده است.
2-2-5-2- تاریخچه طرح مفهوم کیفیت زندگی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

آغاز بحث کیفیت زندگی به زمان ارسطو باز می گرددکه در کتاب نیکو ماخُس به موضوع سعادت انسانی می‌پردازد. اوزندگی خوب را معادل شادکامی در نظر می‌گیرد،در عین حال می‌گوید، مفهوم شادی در افراد مختلف متفاوت است وذکر می‌کند که سلامتی که فرد بیمار را شاد می‌کندباثروت که فردی فقیر را شاد می‌کند یکسان نیست. شادی نه تنها برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد بلکه برای یک فردنیز در شرایط متفاوت معنی یکسانی نخواهد داشت، به هر حال در آن زمانشادی یاشادمانه زیستن معادل کیفیت زندگی امروزه بوده است. کیفیت زندگی تا قرن بیستم مورد استفاده قرار نگرفته بود (نجات1387). پیگودرسال 1920برای اولین بار در کتاب اقتصاد ورفاه بطور مستقیم به مفهوم کیفیت زندگی اشاره کرده، وآن را مورد استفاده قرار داد، نظریه او که در مورد حمایت دولت ار اقشار کم در‌آمد بود شکست خورد، این مفهوم تا بعداز جنگ جهانی دوم به فراموشی سپرده شد، بعداز جنگ دوم جهانی توجه سازمان بهداشت جهانی به مفهوم سلامت وبحث بی‌عدالتی‌‌های وسیع درکشور‌های غربی، توجه ویژه به کیفیت زندگی را فراهم کرد، از اواخردهه 1970علاقه به مفهوم کیفیت زندگی به شکل معنا‌داری افزایش یافت ودر سه حوزه پزشکی، روان شناسی وعلوم احتماعی متمرکز شد. گسترش حوزه‌‌های علمی مرتبط با کیفیت زندگی زمینه تحقیقات بیشتر راجع به این سازه را فراهم آوردوتعاریف وپنداشت‌‌های مختلفی از کیفیت زندگی شکل گرفت. مرور متون مرتبط باکیفیت زندگی حاکی ازتأیید دیدگاه صاحبنظران مختلف درباره ابهام درتعریف این سازه است، هرمحقق باتوجه به حوزه مورد مطالعه، شرایط وویژگی‌‌های تحقیق تعریفی ازکیفیت زندگی ارائه می‌دهد، علت نبود تعریف جهانشمول برای این مفهوم اینه که اولاً فرایند‌‌های روانشناختی مرتبط با آن را می‌توان ازدریچه زبان‌ها ودهلیز‌های مختلف توصیف وتفسیر کرد، دوم این مفهوم تاحد زیادی با ارزش داوری همراه است وهمچنین متأثر از رشد درک انسانی وفرایند‌های توسعه درطول زندگی افرد است، لذا امروزه واژه‌‌های مرتبط دیگری مانند بهزیستی، سطح زندگی، استاندارد زندگی

انزوای اجتماعی

ی سالم.
خود انگیختگی و تفریح.

محدودیت های واقع بینانه و خویشتن- داری.
این نیاز ها، جهان شمول هستند . همه ی انسانها ، این نیاز ها را دارند ، اگر چه شدت این نیاز ها در بعضی افراد بیشتر است . فردی که از سلامت روان برخوردار است، می تواند این نیاز های هیجانی اساسی را به طور سازگارانه ای ارضاء کند. گاهی اوقات تعامل بین خلق و خوی فطری کودک و محیط اولیه ، به جای ارضاء این نیازها ، منجر به ناکامی آنها می شود. هدف طرح واره درمانی ، این است که به بیماران کمک کند تا راه‌های سازگارانه تری برای ارضاء این پنج نیاز هیجانی بیابند(یانگ ،1990 ؛ به نقل از اندوز ،1390).
تجارب اولیّه ی زندگی
ریشه ی تحولی طرح واره های ناسازگار اولیه در تجارب ناگوار دوران کودکی نهفته است. طرح واره هایی که زودتر به وجود می آیند و معمولاً قوی ترین هستند، از خانواده های هسته اینشأت می گیرند . تا حد زیادی ، پویایی های خانواده ، بازتاب دقیق پویایی های جهان ذهنی کودک هستند. وقتی بیماران در موقعیت های از زندگی بزرگسالی ، طرح واره های ناسازگار اولیّه شان فعال می شوند، معمولاً خاطره ای هیجان انگیز از دوران کودکی خود تجربه می کنند. همزمان با تحوّل کودک ، سایر عوامل تأثیر گذار مانند همسالان ، مدرسه، انجمن های گروهی و فرهنگ ، به طور روز افزونی اهمیت می یابند و در شکل گیری طرح واره ها نقش بازی می کنند. با این حال ، طرح واره هایی که بعداً در سیر تحول شکل می گیرند، زیاد عمیق و نیرومند نیستند.(طرح واره ی انزوای اجتماعی در زمره ی همین طرح واره ها ست که معمولا در اواخر دوران کودکی یا نوجوانی شکل می گیرد و ممکن است انعکاسی از پویایی های خانواده هسته ای نباشد ). چهار دسته از تجارب اولیه زندگی ، روند اکتساب طرح واره ها را تسریع می کنند. اوّلین دسته از تجارب اولیه زندگی ، ناکامی ناگوارنیازهاهستند. این حالت وقتی اتفاق می افتد که کودک تجارب خوشایندی را تجربه نکند. طرح واره هایی مانند محرومیت هیجانییا رها شدگی به دلیل نقص درمحیط اولیه به وجود می آیند. در محیط زندگی چنین کودکی ، ثبات ، درک شدن یا عشق وجود ندارند.نوع دوم تجارب اولیه ی زندگی که طرح واره ها را به وجود می آورند، آسیب دیدن و قربانی شدن هستند.در چنین وضعیتی ، کودک آسیب می بیند یا قربانی می شود و طرح واره هایی مثل بی اعتمادی / بد رفتاری ، نقص/ شرم یا آسیب پذیری نسبت به ضرر در ذهن او شکل می گیرد. در نوع سوم تجارب ، مشکل این است که کودک ، زیاد چیزهای خوب را تجربه می کند. والدین جهت رفاه و آسایش کودک، همه کار می کنند ، در حالی که تامین رفاه و راحتی در حد متعادل برای رشد سالم کودک لازم است . در اثر این گونه تجارب در ذهن کودکان طرح واره هایی نظیر وابستگی / بی کفایتییا استحقاق / بزرگ منشی به وجود می آید. در این حالت ، والدین به ندرت با کودک جدی برخورد می کنند و کودک روی پر قوبزرگ می شود و لوس بار می آید . در نتیجه نیازهای هیجانی کودک به خودگردانی یا محدودیت های واقع بینانه ارضاء نمی شوند. والدین ممکن است بیش از حد درگیر زندگی کودک بشوند یا ممکن است بدون هیچ گونه محدودیتی ، آزادی عمل زیادی به ا و بدهند(آرنتز و ورتمن،1999).
نوع چهارم تجارب زندگی که باعث شکل گیری طرح واره ها می شود، درونی سازی انتخابییا همانند سازی با افراد مهم زندگیاست. کودک به طور انتخابی با افکار، احساسات ، تجارب و رفتارهای والدین خود همانند سازی کرده و آنها را درون سازی می کند. مثلاً دو بیمار را در نظر بگیرید که هر دو قربانی بدرفتاری دوران کودکی خود هستند و برای درمان به کلینیک مراجعه می کنند. بیمار اول ،در دوران کودکی ، نقش قربانی را پذیرفته بود. وقتی پدرش او را کتک می زد ، متقابلاً به او حمله نمی کرد و فقط احساس می کرد قربانی این وضعیت شده است. وی با اینکه احساس می کرد با او بد رفتاری شده ، ولی احساس کسی را که مورد بد رفتاری قرار گرفته، در خودش درون سازی نکرد. بیمار دوم، ،در مقابل بد رفتاری های پدرش ، متقابلاً به او حمله می‌کرد.او با پدرش همانند سازی کرد و افکار ، رفتار و احساسات پدر ِپرخاشگرش را درون سازی نمود و خودش تبدیل به یک فرد خشن و بدرفتار شد (این مثال اغراق آمیز است. در واقع اکثر کودکان هم قربانی شرایط می‌شوند و هم اینکه برخی از افکار و احساسات یا رفتارهای بزرگسالان بدرفتار را یاد می گیرند و به کار می‌برند).
دو بیمار را در نظر بگیرید که هر دو طرح واره ی محرومیت هیجانی دارند. هر دوی این بیماران ، والدین بی عاطفه ای داشته اند و در دوران کودکی، احساس کرده اند تنها هستند و کسی آنها را دوست ندارد.آیا می توان فرض کرد که هر دو در بزرگسالی از نظر هیجانی ، افرادی سرد وبی عاطفه می شوند؟ لزوماً نه . اگر چه هر دو بیمار می دانستند که مورد بی مهری قرار گرفته اند ، ولی لزوماً خودشان تبدیل به افرادی بی عاطفه نشدند . بیماران ممکن است به جای همانند سازی با والدین بی مهر و عاطفه ی خود ، از طریق مهربان بودن ، با احساس محرومیت شان مقابله کنند، یا اینکه با پرقعی و احساس استحقاق با محرومیت هیجانی زیربنایی خود کنار بیایند. در تجارب بالینی می توان به این نکته پی بردکه کودکان به طور انتخابی با جنبه های خاصی از افراد مهمّ زندگیشان همانند سازی کرده و آنها را درون سازی می کنند. برخی از این همانند سازی ها و درون سازی ها به طرح واره ها و بعضی نیز به سبک های مقابله ای یا ذهنیت تبدیل می شوند . به عنوان مثال، کودکی با ویژگی های افسرده خوبی، احتمالاً سبک خوش بینانه یوالدین خود را در مقابل بدشانسی ها ، درون سازی نخواهد کرد، زیرا رفتار چنین والدینی ، آن قدر مخالف طبعکودک است که نمی تواند آن را جذب کند(همان منبع).
خلق و خوی هیجانی
علاوه بر محیط زندگی اولیه ، عوامل دیگری نیز در شکل گیری طرح واره ها نقش بازی می کنند که در این میان ، خلق و خوی هیجانیکودک از اهمیت بسزایی برخوردار است . اکثر والدین، خیلی زود به این نکته پی می‌برند که هر کودکی از زمان تولد ، شخصیت یا خلق و خوی منحصر به فرد و متمایزی دارد . برخی از کودکان تحریک پذیرند ، برخی خجالتی و برخی نیز پرخاشگرند. پژوهش های زیادی نشان می دهند که عوامل زیستی در شکل گیری و تحول شخصیت از اهمیت فوق العاده ای برخوردارند . به عنوان مثال ، کاگانو همکارانش (کاگان ، رزنیکو اسنایدمن، 1988) . پژوهش های زیادی درباره ی صفات خلق و خوی نوزادان انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که بیشتر این صفات ، حتی با گذشت زمان ، ثابت می مانند . در قسمت پایین به برخی از ابعاد خلق و خوی هیجانی اشاره می شود که به نظر ما اکثر آنها مادرزادی اندو نسبتاً غیر قابل تغییر ، مگر از طریق روان درمانی .

پایدار بی ثبات
خوشبین افسرده خو
خونسرد مضطرب
حواسپرت وسواسی
پرخاشگر منفعل
بازیگوش تحریک پذیر
اجتماعی خجالتی
شاید بتوان این طور تصور کرد که خلق و خوی هر انسانی ، ترکیب منحصر به فردی از این ابعاد است (البته خلق و خو ، ابعاد دیگری نیز دارد که بدون شک در آینده مشخص خواهد شد). خلق و خوی هیجانی کودک در تعامل با وقایع دردناکدوران کودکی منجر به شکل گیری طرح واره ها می شود . خلق و خوهای متفاوت ، کودکان را در معرض شرایط گوناگونی قرار می دهد .به عنوان مثال ، یک کودک پرخاشگر در مقایسه با یک کودک منفعل و پذیرا ، بیشتر احتمال دارد مورد بدرفتاری بدنی والدین خشن خود قرار بگیرد . علاوه بر این ، خلق و خوهای مختلف به گونه ای متفاوت، کودکان را نسبت به شرایط مشابه آسیب پذیر می سازند. کودکان ممکن است به دلیل خلق و خوهای متفاوت ، در مقابل رفتار مشابه والدین خود ، واکنش های کاملاً متفاوتی نشان بدهند . به عنوان مثال ، دو پسربچه را در نظر بگیرید که هر دو توسط مادرانشان طرد شده اند . کودک خجالتی از محیط اطراف کناره گیری می کند و به تدریج منزوی شده و به مادر خشن ِخود وابسته می شود، ولی کودک اجتماعی جرأت می کند که از لاک خود بیرون بیاید و دیگران را به برقراری ارتباط مثبت وادار کند.واقعیت این است که اجتماعی بودن یکی از صفات غالب کودکان پرطاقتاست و علی رقم این که چنین کودکانی ممکن است مورد بدرفتاری و غفلت قرار گیرند، ولی صفت اجتماعی بودن باعث رشد آنها می شود .
مشاهدات حاکی از آن است که محیط اولیه ی فوق العاده محبت آمیز یا منزجر کننده می تواند به میزان زیادی خلق و خوی هیجانی را تحت الشعاع قرار دهد . به عنوان مثال ، محیط امن و محبت آمیز یک خانواده ممکن است بتواند حتی یک کودک خجالتی را به کودکی دوست داشتنی و مهربان تبدیل کند و برعکس اگر محیط اولیه طرد کننده باشد ، حتی یک کودک اجتماعی ممکن است منزوی شود . همچنین خلق و خوی هیجانی افراطی می تواند بر محیط پیرامون چیره شود و بدون هیچ گونه توجیه آشکاری در تاریخچه ی زندگی بیمار منجر به آسیب روانی گردد (صلواتی و یزدان دوست،1388).
حوزه های طرح واره و طرح واره های ناسازگار اولیه
حوزه ی اول : بریدگیو طرد
بیمارانی که طرح واره هایشان در این حوزه قرار دارد ، نمی توانند دلبستگی های ایمن و رضایت بخشی با دیگران برقرار کنند. چنین افرادی معتقدند که نیاز آنها به ثبات ، امنیت ، محبت ، عشق و تعلق خاطر برآورده نخواهد شد . خانواده های اصلی آنها معمولاً بی ثبات (رهاشدگی / بی ثباتی)، بدرفتار (بی اعتمادی/ بدرفتاری) ، سرد و بی عاطفه (محرومیت هیجانی) ، طردکننده (نقص/ شرم) یا منزوی (انزوای اجتماعی/ بیگانگی) هستند . بیمارانی که طرح واره هایشان در حوزه بریدگی و طرد قرار می گیرد (مخصوصاً چهار طرح واره ی اول )، اغلب بیشترین آسیب را می بینند . بسیاری از آنها ، دوران کودکی تکان دهنده ای داشته اند و در بزرگسالی تمایل دارند به گونه ای نسنجیده و شتاب زده از یک رابطه ی خود – آسیب رسان به رابطه ای دیگر پناه ببرند یا از برقراری روابط بین فردی نزدیک اجتناب کنند . رابطه ی درمانی ، اغلب محور اصلی درمان این گروه از بیماران قرار می گیرد .
بیمارانی که دارای طرح وارۀ رهاشدگی / بی ثباتی هستند ، اعتقاد دارند روابطشان با افراد مهم زندگی ثباتی ندارد . بیمارانی که این طرح واره را دارند ، احساس می کنند افراد مهم زندگیشان در کنار آنها نمی مانند ، زیرا از نظر هیجانی غیر قابل پیش بینی اند، فقط چند صباحی به طور موقت در کنار آنها حضور دارند و می میرند یا بیمار را به حال خود رها می کنند .
بیمارانی که طرح واره ی بی اعتمادی / بد رفتاری دارند ، بر این باورند که دیگران با کوچکترین فرصت از آنها سوء استفاده می کنند . به عنوان مثال ، به آنها آسیب می زنند ، تحقیرشان می کنند ، دروغ می گویند، بدرفتاری می کنند ، فریب می دهند یا آنها را دست می اندازند .
بیمارانی که طرح واره ی محرومیت هیجانی دارند ، انتظار ندارند تمایل آنها برای برقراری رابطه ی هیجانی با دیگران به طور کافی ارضاء شود . تا به حال سه نوع محرومیت هیجانی را شناخته ایم :
محرومیت از محبت (فقدان عاطفه یا توجه ) ؛ (2) محرومیت از همدلی (به حرف دل فرد گوش ندادن و درک نشدن) و (3) محرومیت از حمایت (راهنمایی نشدن از سوی دیگران) .
بیمارانی که طرح واره نقص / شرم دارند، احساس می کنند افرادی ناقص ، بد ، حقیر یا بی ارزش اند و اگر خود را در معرض نگاه دیگران قراردهند ، بدون شک طرد می شوند . این طرح واره معمولاً با احساس شرم نسبت به نقایص ادراک شده همراه است . این نقص ها و کمبود ها ممکن است شخصی ( مثل خود خواهی ، تکانه های پرخاشگرانه ، تمایلات جنسی غیر قابل قبول ) یا عمومی)مثل ظاهر غیر جذاب ، نابرازندگی اجتماعی) باشند .
بیمارانی که طرح واره ی انزوای اجتماعی / بیگانگی دارند ، احساس می کنند با دیگران متفاوتند و وصله ی ناجور اجتماع هستند . در واقع این طرح واره ، حس متفاوت بودن فرد یا عدم تناسب با اجتماع را در بر می‌گیرد . معمولا بیماران مبتلا به این طرح واره ، به هیچ گروه یا جامعه ای، احساس تعلق خاطر نمی کنند (یزدان دوست،1388).

-بریدگی و طرد
(انتظار اینکه نیاز های فرد برای امنیت ، ثبات ، محبت ، همدلی، در میان گذاشتن احساسات، پذیرش و احترام به شیوه ای قابل پیش بینی ارضاء نخواهد شد . طرح واره های این حوزه به طور معمول در خانواده هایی به وجود می آیدکه بی عاطفه ، سرد ، مضایقه گر ، منزوی ، تندخو، غیر قابل پیش بینی یا بدرفتار هستند ) .
1-رهاشدگی / بی ثباتی
بی ثباتی یا بی اعتمادی نسبت به دریافت محبت و برقراری ارتباط با اطرافیان ، به طوری که فرد احساس می کند افراد مهم زندگیش نمی توانند حمایت عاطفی و تشویق لازم را به او بدهند، زیرا این افراد از لحاظ هیجانی ، بی ثبات ، غیر قابل پیش بینی (برای مثال “ناگهانی عصبانی می شوند”) ، اعتماد ناپذیر و نامنظم اند . فردی که چنین طرح واره ای در ذهنش شکل گرفته باشد، معتقد است هر لحظه امکان دارد افراد مهم زندگی اش بمیرند یا اینکه او را رها کنند و به فرد دیگری علاقه مند شوند .
2-بی اعتمادی/ بدرفتاری
انتظار اینکه دیگران به انسان ضربه می زنند، بدرفتارند، انسان را سرافکنده می کنند ، دروغ می گویند و دغل کار و سود جو هستند . چنین انتظاری باعث می شود فرد وقایع پیرامون را به گونه ای خاص ادراک کند : آسیبی که به فرد وارد نموده اند ، عمدی بوده و یا اینکه در نتیجه ی بی مبالاتی و غفلت مفرط پدید آمده است. ممکن است فرد احساس کند همیشه یک نفر موجودی او را می دزدد و یا حق او را می خورد.
3-محرومیت هیجانی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

انتظار این که تمایلات و نیاز های فرد به حمایت عاطفی به اندازه کافی ارضاء نمی شوند.
سه نوع محرومیت مهم وجود دارد که عبارتند از:
الف) محرومیت از محبت:فقدان توجه، عطوفت یا همراهی .
ب) محرومیت از همدلی: درک نشدن ، به حرف دل فرد گوش ندادن، عدم خود افشایی یا در میان نگذاشتن احساسات با دیگران .
ج)محرومیت از حمایت:نداشتن منبع قدرت ، جهت دهی یا راهنمایی نشدن از سوی دیگران.
4-نقص/شرم
احساس اینکه فرد در مهم ترین جنبه های شخصیت اش ، انسانی ناقص ، نامطلوب ، بد، حقیر و بی ارزش است یا اینکه در نظر افراد مهم زندگی اش ، فردی منفور و نامطلوب به حساب می آید. همچنین این طرح واره ، حساسیت بیش از حد نسبت به انتقاد ، طرد ، سرزنش ، کمرویی ، مقایسه های نابجا ، احساس ناامنی در حضور دیگران و حس شرمندگی در ارتباط با عیب و نقص های درونی را در بر می گیرد . این نقاط ضعف ممکن است شخصی (تکانه های خشم ، تمایلات جنسی غیر قابل پذیرش ، خودخواهی) یا عمومی باشند (ظاهر جسمی نامطلوب و مشکلات اجتماعی ) .
5-انزوای اجتماعی / بیگانگی
احساس اینکه ، فرد از جهان کناره گیری کرده و با دیگران متفاوت است یا اینکه به جامعه و گروه خاصی تعلق خاطر ندارد .
6-وابستگی / بی کفایتی
اعتقاد به اینکه فرد نمی تواند مسئولیت های روزمره را (مثل مراقبت از دیگران ، حل مشکلات روزانه ، قضاوت خوب ، از عهده تکالیف جدید برآمدن و تصمیم گیری صحیح) بدون کمک قابل ملاحظه ی دیگران ، در حد قابل قبولی انجام دهد . این حالت اغلب به صورت درماندگی ظاهر می شود .
7-آسیب پذیری نسبت به ضرر یا بیماری
ترس افراطی از اینکه فاجعه نزدیک است و هر لحظه احتمال وقوع آن وجود دارد و اینکه فرد نمی توانداز آن جلوگیری کند. ترس ها بر یک یا چند جنبه متمرکزند : الف) حوادث پزشکی مانند حمله های قلبی و ابتلا به ایدز، ب) وقایع هیجانی مانند دیوانه شدن ، ج ) سوانح محیطی مانند گیر افتادن در آسانسور ، قربانی جنایت شدن ، سقوط هواپیما و زمین لرزه .
8- خود تحول نیافته/ گرفتار
ارتباط عاطفی شدید و نزدیکی بیش از حد با یکی از افراد مهم ّ زندگی (اغلب والدین) ، به قیمت از دست دادن فردیّت یا رشد اجتماعی طبیعی . غالباً اعتقاد بر این است که هیچ یک از این افراد گرفتار، بدون حمایت دیگری ، قادر به ادامه ی زندگی نبوده یا نمی توانند شاد باشند . فردی که چنین طرح واره ای دارد ممکن است احساس کند وجودش در دیگران ادغام

طرح واره های ناسازگار

درمانی شامل طرح واره درمانی و رفتار درمانی شناختی ،بررسی تحریف های شناختی و طرح واره های ناسازگار اولیه به عنوان اصلی ترین هدف این درمان گران در فرایند درمان اهمیت بسزایی دارد و قبل از شروع هر مداخله درمانی مطلوب است (بن راضی نمایشی،1387).
به صورت کلی این موضوع مورد بررسی و نتایج آن در اختیار روانشناسان قرار گیرد .امروزه جامعه ما بنا بر برخی نظریات پزشکان با سونامی سرطان روبرو است.این امر مهم می نماید که در این بیماری به شناخت عمیق تر و بعد از آن راه های روانشناختی موثر اقدام شود بنابراین در این تحقیق سعی بر شناسایی باورهای مخرب در دو سطح طرح واره های ناسازگار اولیه و افکار خود آیند شده تا بر اساس آن بتوان درمانگران را جهت ایجاد فضای کمک رسانی با بهره گرفتن از روش های شناخت درمانی و طرح واره درمانی به این بیماران آماده نمود . نبود پژوهش در رابطه با متغیرهای پژوهش در ایران و با توجه به تفاوت های فرهنگی ، اجتماعی و عاطفی با سایر کشور ها بر ضرورت این پژوهش می افزاید .
3-1-اهداف تحقیق
1-3-1- اهداف علمی:
تبیین تفاوت طرح واره های ناسازگار اولیه و تحریف های شناختی در بیماران سرطانی و افراد عادی .

2-3-1 اهداف کاربردی:
امروزه تلاش تمام متخصصین این است که راهی برای درمان یا کنترل بیماری ها بیابند و تمام متخصصین در تمام حوزه ها تلاش های مستمر علمی خود را معطوف به این موضوع مهم کردهاند. متخصصین روانشناسی نیز تلاش نمودند تا ارتباطی بین بیماریها و عوامل روانشناختی موثر در آنها پیدا کنند و از این طریق به درمان و کنترل بیماریها کمک نمایند. از این رو در این بررسی با هدف کنترل و درمان بیماری مزمن سرطان از منظر شناخت گرا ها بررسی مناسبی صورت می گیرد تا با شناخت باور های تاثیرگذار بر بیماری سرطان ، امکان کمک به این بیماران فراهم شود.آنچه مسلم است پیوند بین روانشناسی و علم پزشکی از مهم ترین موضوعاتی است که با این بررسی می توان این شرایط را تسهیل نمود .

تعاریف نظری و عملیاتی متغیر ها
4-1- تعاریف نظری
1-4-1- تعریف نظری بیماری سرطان :

سرطان یک نام کلی که به تمام تومورهای بد خیم بدون هیچ گونه تفاوتی داده شده است . این نام در آسیب شناسی به هر گونه اختلال و هرج و مرج سلولی و بافتی نیز اطلاق می شود . به طور کلی سرطان توموری است موضعی و بر حسب آنکه در چه جای بدن باشد ممکن است مرئی یا نامرئی باشد . سرطان تدریجا تمام بدن را فرا می گیرد و در آن ایجاد مسمومیت می کند . سرطان مرضی خاص نیست بلکه عوارض و تحریکات مرضی می باشد که از تکثیر بی نظم و ترتیب سلول های طبیعی بدن تولید می شود و خاصیت تخریب و فراگیری دارد . چنگار ، درد بی در مان ،نام ورم سوداوی که سخت باشد و هر روز بزرگتر شود و رگهای سرخ و سبز مثل دست و پای سرطان در آن ظاهر باشد . به اصطلاح طب ، خورا یعنی ماده مخصوصی که چون در عضوی در آید وی را به کلی فاسد و مضمحل سازد وچاره ای جز بریدن و استیصال ندارد .ورمی است بسیار بد که از سودای سوخته وصفرا پیدا شود ، اول به قدر دانه نخود نمایان شود سپس آن به قدر خربزه وکلان از آن هم گردد و بر آن عروق مانند پای خرچنگ دیده شود .در این هنگام امید به شدن آن نیست و تداوی برای آن است که تا از این کلانتر نشود. با پوست و گوشت آمیخته باشد و با درد باشد و بیخها وشاخه ها دارد و بر سان سرطان آبی باشد که پس از مدتی گوشت عضو مرده شود و حس او برود ؛ سرطان اسود ؛ ازدیاد وتجمع مواد رنگین سلول های بافت پوششی که ممکن است بصورت تومور سلول های بافت پوششی نیز در آید و در این صورت تومور بیشتر مربوط به ازدیاد سلول های طبقه رنگدار بافت پوششی است .(فرهنگ فارسی معین ، 1367).

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-4-1- تعریف نظری تحریف های شناختی :
تحریف های شناختی :خطاهایی هستند که در فرایند استدلال روی می دهند ، مانند استنتاج یا استنباط تحریف شده از واقعیات . برای مثال ، نتیجه گیری کلی از اطلاعات ناکافی یا پذیرش اینکه یک حادثه صرفا به دلیل آنکه ظاهرا معنای مثبتی ندارد ، به کلی دارای مفهوم منفی است .
اگر تحریف های شناختی مکرر باشند ، به ناراحتی یا اختلالات روانی منتهی می شوند . استنباط کردن و نتیجه گیری جزء کارهای مهم انسان هستند . انسان ها باید کار های خود را زیر نظر بگیرند و برای برنامه ریزی در مورد زندگی اجتماعی ، عشقی و شغلی خود ، احتمال پیامد ها را نیز بسنجند . ولی وقتی تحریف های شناختی زیاد هستند نمی توانند این کارها را درست انجام بدهند و دچار اضطراب ، افسردگی و دیگر اختلالات می شوند . شناخت درمانگرها تحریف های شناختی را می یا بند و به بیماران خود کمک می کنند اشتباهاتشان را بفهمند و تفکر خویش را عوض کنند .
تحریف های شناختی وقتی نمایان می شوند که پردازش اطلاعات نادرست یا ناموثر باشد ( شارف؛ به نقل از فیروز بخت ، 1381) .
3-4-1- تعریف نظری طرح واره های ناسازگار اولیه
طرح واره های ناسازگار اولیه ، الگوهای هیجانی و شناختی خود – آسیب رسانی هستند که در ابتدای رشد و تحول در ذهن شکل گرفته اند و در سیر زندگی تکرار می شوند . توجه کنید که طبق این توصیف ، رفتار یک فرد ، بخشی از طرح واره محسوب نمی شود ، چون یانگ معتقد است که رفتار های ناسازگار در پاسخ به طرح واره به وجود می آیند .بنا براین ، رفتار ها از طرح واره ها نشات می گیرند ، ولی بخشی از طرح واره ها محسوب نمی شوند (یانگ،گلوسکو و ویشار؛به نقل از حمید پور و اندوز،1391) .
5-1 تعاریف عملیاتی
1-5-1 تعریف عملیاتی بیماری سرطان
در این تحقیق بیماران سرطانی آن دسته از بیمارانی هستند که بر اساس پرونده موجود در بیمارستان ها و مراکز تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی و توسط متخصصین با تشخیص این بیماران تحت درمان می باشند .
2-5-1- تعریف عملیاتی تحریف های شناختی
در این تحقیق خطاهای شناختی نمراتی هستند که فرد از پرسشنامه تحریف های شناختی ویسمن و بک (1978) بدست می آورد .
3-5-1- تعریف عملیاتی طرح واره های ناسازگار اولیه
در این تحقیق طرح واره های ناسازگار اولیه نمراتی هستند که فرد از پرسشنامه طرح واره ناسازگار یانگ (1998) بدست می آورد .

فصل دوم
پیشینه تحقیق

این فصل به مطالعات نظری در خصوص متغیرهای تحقیق اختصاص دارد . به این ترتیب که نخست مفهوم طرحواره های ناسازگار اولیه و سپس افکار خودآیند و تحریف های شناختی بررسی می شود و پس از آن تحقیقات انجام شده در رابطه با موضوع پژوهش حاضر در ایران و جهان ارائه می گردند.
1-2- طرح واره های ناسازگار اولیّه
کلمه ی «طرح واره» در حوزه های پژوهشی مختلفی به کار برده شده است. طرح واره به طورکلی ، به عنوان
ساختار،قالب،چهارچوبتعریف می شود. در فلسفه ی قدیم یونان ، منطقیون رواقی،مخصوصاً فروسیپوس (206 الی 279ق.م)، اصول منطق را در قالب “طرح واره استنباط” مطرح کردند. طرح واره در نظام فلسفی کانت، “درک و دریافت نقطه اشتراک تمام عناصر یک مجموعه ” تعریف می شود. این واژه همچنین در نظریه ی ریاضی مجموعه ها ، هندسه ی جبری ، آموزش، تحلیل ادبی، برنامه ریزی کامپیوتری نیز به کار برده شده است.
واژه ی طرح واره در روانشناسی و به طور گسترده تر در حوزه ی شناختی ، تاریخچه ای غنی و برجسته دارد. در حوزه ی رشد شناختی ، طرح واره را به صورت قالبی در نظر می گیرند که بر اساس واقعیت یا تجربه شکل می گیرد تا به افراد کمک کند تجارب خود را تبیین کنند. علاوه بر این ، ادراک از طریق طرح واره ، واسطه مندیمی شود و پاسخ های افراد نیز توسط طرح واره جهت پیدا می کنند.طرح واره، بازنماییانتزاعی خصوصیات متمایز کننده ی یک واقعه است. به عبارت دیگر ، طرحی کلیاز عناصر برجسته ی یک واقعه راطرحواره می گویند. در روانشناسی، احتمالاً این واژه بیشتر با کارهای پیاژهتداعی می شود، چرا که او در مراحل مختلف رشد شناختی به تفصیل در خصوص طرح واره ها بحث کرده است. در حوزه ی رشد شناختی ، طرح واره به عنوان” نقشه انتزاعی شناختی” در نظر گرفته می شود که راهنمای تفسیر اطلاعات و حل مسئله است. بنابراین ما بهیک طرح واره ی زبانیبرای فهم یک جمله و به یک طرح واره فرهنگیبرای تفسیر یک افسانه نیاز داریم(یانگ،1950 ؛ به نقل ازحسن حمیدپور،1390) .
در بافتار روانشناسی و روان درمانی ، طرح واره به عنوان هر اصل سازمان بخش کلی در نظر گرفته می شودکه برای درک تجارب زندگی فرد ضروری است. یکی از مفاهیم جدی و بنیادی حوزه ی روان درمانی ، این است که بسیاری از طرح واره ها در اوایل زندگی شکل می گیرند، به حرکت خود ادامه می دهند و خودشان را به تجارب بعدی زندگی تحمیل می کنند، حتی اگر هیچ گونه کاربرد دیگری نداشته باشند. این مسئله ، همان چیزی است که گاهی اوقات به عنوان نیاز به “هماهنگی شناختی” از آن یاد می شود، یعنی”حفظ دیدگاهی با ثبات درباره ی خود یا دیگران ” ؛ حتی اگر این دیدگاه نادرست یا تحریف شده باشد. با این تعریف کلی ، طرح واره می تواند مثبت یا منفی ، سازگار یا ناسازگار باشد و همچنین می تواند در اوایل زندگی یا در سیر بعدی زندگی شکل بگیرد(بک ،1967).
تعریف یانگ از طرح واره
برخی از طرح واره ها- به ویژه آنهایی که عمدتاً در نتیجه تجارب ناگواردوران کودکی شکل می گیرند – ممکن است هسته اصلی اختلالات شخصیت ، مشکلات منش شناختی خفیف تر و بسیاری از اختلالات مزمن قرار بگیرند. یانگ برای بررسی دقیق تر این ایده، مجموعه ای از طرح واره ها را مشخص کرده است که به آنها” طرح واره های ناسازگار اولیه” می گوید.
پس از بازنگری در تعریف اولیه ای که از طرح واره ارائه کرده بودیم به این نتیجه رسیدیم که طرح واره های ناسازگار اوّلیه خصوصیات زیر را دارند:
الگو ها یا درون مایه های عمیق و فراگیری هستند،
از خاطرات ، هیجان ها، شناخت واره ها و احساسات بدنی تشکیل شده اند،
در دوران کودکی یا نوجوانی شکل گرفته اند،
در سیر زندگی تداوم دارند،
درباره ی خود و رابطه با دیگران هستند،
به شدّت ناکار آمدند.
خلاصه این که ، طرح واره های ناسازگار اولیّه ، الگوهای هیجانی و شناختی خود-آسیب رسانی هستند که در ابتدای رشد و تحول در ذهن شکل گرفته اند و در سیر زندگی تکرار می شوند. توجه کنید که ، رفتار یک فرد، بخشی از طرح واره محسوب نمی شود،چون یانگ معتقد است که رفتار های ناسازگار در پاسخ به طرح واره به وجود می آیند.بنابراین ، رفتارها از طرح واره ها نشات می گیرند ، ولی بخشی از طرح واره ها محسوب نمی‌شوند(یانگ ، 1990).
ویژگی های طرح واره های ناسازگار اولیه
اجازه دهید بعضی از ویژگی های طرح واره ها را بررسی کنیم. (از این به بعد واژه ی «طرح واره» و« طرح واره های نا سازگار اولیه» را به جای یکدیگر به کار می بریم .
بیمارانی را در نظر بگیرید که از بین آسیب رساترین و قدرتمند ترین چهار طرح واره ی زیر، یکی را داشته باشند .
این طرح واره ها از فهرست هجده طرح واره ی استخراج شده اند: رها شدگی/ بی ثباتی، بی اعتمادی / بد رفتاری،محرومیت هیجانیو نقص/ شرم. این بیماران در دوران کودکی رها شده ، مورد سوء استفاده قرار گرفته ، فراموش یا طرد شده اند. در سنین بزرگسالی ، اگر (به صورت ناخودآگاه) وقایع زندگی فعلی خود را مشابه تجارب آسیب رسان دوران کودکی شان درک کنند، طرح واره هایشان برانگیخته می شوند. وقتی که این طرح واره ها برانگیخته شوند ، هیجان های منفی شدیدی مثل سوگ ،شرم ، ترس یا خشم را تجربه می کنند.
البته تمام طرح واره ها بر پایه ی وقایع آسیب رسان یا بدرفتاری دوران کودکی شکل نگرفته اند. ممکن است در ذهن یک فرد ، بدون تجربه ی وقایع آسیب زای دوران کودکی ، طرح واره ی وابستگی پدید بیاید؛ به این دلیل که در دوران کودکی ، کاملاً تحت سلطه و حمایت والدین بوده است. با این وجود ، اگر چه تمام طرح واره ها ، ریشه تحولی وقایع آسیب زا ندارند ، ولی همه ی آنها مخل زندگی سالم هستند . اغلب طرح واره ها نتیجه تجارب زیان بخش محسوب می شوند که فرد در سیر دوران کودکی و نوجوانی دائماً با این تجارب روبه رو بوده است . اثر این تجارب ناگوار در سیر تحول با یکدیگر جمع می شوند و منجر به شکل گیری یک طرح واره‌ی کاملاً ناسازگار تمام عیار می گردد. طرح واره های ناسازگار اولیه برای بقاء خودشان می جنگند. همان طور که قبلاً ذکر شد، این امر نتیجه ی تمایل بشر به«هماهنگی شناختی» است. اگرچه فرد می داند طرح واره منجر به ناراحتی وی می شود، ولی با طرح واره احساس راحتی می کند و همین احساس راحتی ، فرد را به این نتیجه می رساند که طرح واره اش درست است. افراد به سمت وقایعی کشیده می شوند که با طرح واره هایشان همخوانی دارند و همین دلیل تغییر طرحواره ها سخت است. بیماران به طرح واره ها به عنوان حقایقی می نگرند که بدون به بوته ی آزمایش گذاشتن صحت وسقم آنها ، معتقدند که این حقایق درستند. نتیجه ی چنین دیدگاهی ، این است که طرح واره بر پردازش تجارب بعدی تاثیر می گذارند. طرح واره ها نقش عمده ای در تفکر ، احساس، رفتار و نحوه برقراری ارتباط بیماران با دیگران بازی می کنند و به گونه ای متناقض و اجتناب ناپذیر ، زندگی بزرگسالی را به شرایط ناگوار دوران کودکی می کشانند که غالباً برای بیماران زیانبخش بوده است.طرح واره ها در اوایل دوران کودکی یا نوجوانی بازنماییهایی دقیق از محیط پیرامون ایجاد می کنند(یانگ، 1999).
تجربه نشان داده است که طرح واره های افراد تا حدودی بازتابی دقیق از محیط زندگی اولیه شان است. به عنوان مثال ، اگر بیماری بگوید وقتی که بچه بوده است خانواده اش با او سرد و بی عاطفه برخورد می کرده اند، معمولاً حرفش درست است، حتی اگر علت رفتار والدین خود و مشکل آن ها را در بیان احساسات و عواطف نفهمد . ممکن است اسناد های او برای رفتار والدینش اشتباه باشد، ولی حس اولیه اش از جوّ عاطفی و چگونگی رفتار والدین با او تقریباً همیشه درست است.معمولاً ماهیت ناکارآمد طرح واره ها وقتی ظاهر می شود که بیماران در روند زندگی روزمره ی خود و در تعاملاتشان با دیگران به گونه ای عمل کنند که طرح واره های آن ها تأیید شود، حتّی اگر برداشتاولّیه آنها درست نباشد. طرح واره های ناسازگار اولیه و راه های کار آمدی که بیماران از طریق آنها یاد می گیرند با دیگران کنار بیایند، اغلب زیر بنای نشانه های مزمن اختلالات محور I مثل اضطراب،افسردگی ، سوء مصرف مواد و اختلالات روان – تنی به شمار می روند.طرح واره ها حالت ابعادیدارند، بدین معنا که از نظر “شدت”و “گستره فعالیت در ذهن “ با یکدیگر فرق دارند . هر چه طرح واره شدیدتر باشد، شمار بیشتری از موقعیت ها می توانند آن را فعال کنند . به عنوان مثال ، اگر فردی در دوران کودکی به شدت و دائم از سوی پدر و مادر خود مورد انتقاد قرار گرفته باشد ، تقریباً در برخورد با هر کسی ، احتمال دارد طرح واره نقص در او برانگیخته شود .اگر فردی در دوران کودکی ، تنها از سوی یکی از والدین خود و آن هم گاهی اوقات و به شکل خفیفتری مورد انتقاد قرار گرفته باشد ، ممکن است طرح واره نقص او تنها در برخورد با مراجع قدرتی که از جنسیت همان والدِ انتقاد گر هستند، برانگیخته شود. به طور کلی هر چه طرح واره شدید تر باشد، فرد به هنگام برانگیخته شدن طرح‌واره ، عواطف منفی بیشتری را تجربه می کند و فعال بودن آن در ذهن ، مدت زمان بیشتری به طول می انجامد (صلواتی ، 1347).

از سوی دیگر با توجه به مراحل رشد روانی – اجتماعی در دیدگاه اریکسون (1950) ، می توان چنین استدلال کرد که حلّ موفقیت آمیز هر یک از این مراحل به یک طرح واره ی سازگار منجر می شود، در حالی که شکست در آن مرحله باعث ایجاد یک طرح واره ی ناسازگار می گردد.
ریشه های تحولی طرح واره ها
نیاز های هیجانی اساسی
بر این باوریم که طرح واره ها به دلیل ارضاء نشدن نیاز های هیجانی اساسی دوران کودکی به وجود آمده اند. ما معتقدیم که انسان ها پنج نیاز هیجانی اساسی دارند:
دلبستگی ایمن به دیگران (شامل نیاز به امنیت ، ثبات، محبّت و پذیرش) .
خود گردانی، کفایت و هویت.
آزادی در بیان نیاز ها و هیجان ها

متن کامل پایان نامه پیشرفت تحصیلی

داده های دانسته شده از آن گرفته شده است استنباط نماید (دلاور، 1383،ص237). در این پژوهش به منظور بررسی رابطه اضطراب رایانه با پیشرفت تحصیلی و انگیزش پیشرفت از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است.
از ضریب همبستگی پیرسون جهت تعیین درجه همبستگی بین متغییرهای پژوهش استفاده میشود. همبستگی بین دو متغییر دارای دامنهای از (1-) نشان دهندهی همبستگی معکوس و کامل تا (1+) که نشان دهندهی همبستگی مستقیم و کامل است و ضریب همبستگی صفر، که نمایانگر عدم وجود همبستگی است، میباشد (دلاور، 1383،ص232).

در این فصل به تجزیه و تحلیل یافته تحقیق پرداخته میشود. از آنجا که هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه اضطراب رایانه با پیشرفت تحصیلی و انگیزش پیشرفت در دانشآموزان مدارس متوسطه هوشمند شهرستان بروجن میباشد؛ برای تحقیق این هدف به ترتیب در پرسشنامه اضطراب رایانه و انگیزش پیشرفت نمره هر فرد محاسبه و سپس با توجه به دامنهی نمره گذاری شده در هر دو پرسشنامه، جایگاه هر نمره در این دامنه مشخص میگردد، در نهایت با توجه به داده های دو پرسشنامه و با بهره گرفتن از آمار توصیفی و آمار استنباطی هر یک از پرسشهای پژوهش مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرند.
الف) توصیف داده ها
در این قسمت هدف آن است که داده های جمعآوری شده را با بهره گرفتن از شاخصها و تکنیکهای آماری خلاصه و طبقهبندی گردد. به عبارت دیگر محقق ابتدا داده های جمعآوری شده را با تهیه و تنظیم جدول فراوانی و نمودارها خلاصه می کند. از مهمترین روش های آمار توصیفی می توان به فراوانی و درصد فراوانی اشاره کرد. بطور کلی می توان گفت آمار توصیفی به طبقهبندی، خلاصه کردن، توصیف، تفسیر و نمایش گرافیکی داده ها برای برقراری ارتباط پژوهشگر با داده ها اطلاق می شود. نقش آمار توصیفی به عنوان اولین قدم در فرایند تحلیل آماری بسیار مهم و حیاتی است. آمار توصیفی با خلاصه کردن داده ها ویژگیهای مهم آن را نمایان می سازد تا ایدههای لازم را در ذهن پژوهشگر برای مرحله دوم تجزیه و تحلیل آماری (آمار استنباطی) ایجاد کند.
در این پژوهش داده های مورد نیاز از پرسشنامههای اجرا شده جمعآوری و به وسیله نرمافزار spss تجزیه و تحلیل شده و جداول آماری و نمودارهای مربوط به هر یک از این جداول به شرح ذیل مورد بررسی قرار میگیرد.
داده های مربوط به پرسشنامه اضطراب رایانهای
جدول (4-1) آمار توصیفی پرسشنامه اضطراب رایانهای
فراوانی دامنه تغییرات حداقل نمرات حداکثر نمرات میانگین نمرات انحراف معیار واریانس
اضطراب رایانهای 287 63 26 89 52.49 14.009 196.251
همانگونه که در جدول بالا مشاهده میگردد، میانگین نمرات اضطراب رایانهای دانشآموزان 52.49 بوده که از میانگین مورد نظر پرسشنامه اضطراب رایانه ای (55.31) کمتر بوده است. همچنین بر اساس جدول فوق کمترین نمره 26 و بیشترین آن 89 بوده است که نمرات آزمودنیها بین این دو نمره متغیر است.

جدول شماره (4-2) توزیع فراوانی نمرات اضطراب رایانهای دانشآموزان
طبقات فراوانی درصد درصد تجمعی
اضطراب رایانهای خفیف 24 8.4 8.4
اضطراب رایانهای کم 130 45.3 53.7
اضطراب رایانهای بالا 133 46.3 100
جمع کل 287 100

نمودار (4-1) توزیع فراوانی نمرات اضطراب رایانهای دانشآموزان

همانگونه که در جدول بالا نیز قابل مشاهده است 8.4 درصد از آزمودنیها دارای اضطراب رایانهای خفیف ، 45.3 درصد دارای اضطراب کم و 46.3 درصد از آزمودنیها دارای اضطراب رایانهای بالا (بالاتر از 55.31میانگین مورد نظر پرسشنامه) بودهاند.

داده های مربوط به پرسشنامه انگیزش پیشرفت
جدول (4-3) آمار توصیفی پرسشنامه انگیزش پیشرفت
فراوانی دامنه تغییرات حداقل نمرات حداکثر نمرات میانگین نمرات انحراف معیار واریانس
انگیزش پیشرفت 287 75 36 111 74.36 14.869 221.085
در خصوص پرسشنامه انگیزش پیشرفت با توجه به جدول بالا میانگین نمرات 74.36 بوده که از میانگین مورد نظر پرسشنامه انگیزش پیشرفت (72.5) بیشتر بوده است. کمترین نمره 36 و بیشترین 111 بوده است که نمرات آزمودنیها بین این دو نمره متغیر است.
جدول (4-4) توزیع فراوانی نمرات انگیزش پیشرفت دانشآموزان

طبقات فراوانی درصد درصد تجمعی
انگیزش پیشرفت پایین 117 40.8 40.8
انگیزش پیشرفت بالا 170 59.2 100
جمع کل 287 100

نمودار (4-2) توزیع فراوانی نمرات انگیزش پیشرفت دانشآموزان

همانگونه که در جدول بالا نیز قابل مشاهده است 40.8درصد از آزمودنیها دارای انگیزش پیشرفت پایین و 59.2 درصد از آزمودنیها دارای انگیزش بالا (بالاتر از 72.5 میانگین مورد نظر پرسشنامه) بودهاند.
داده های مربوط به نمرات پیشرفت تحصیلی
جدول (4-5) آمار توصیفی نمرات پیشرفت تحصیلی دانشآموزان
فراوانی دامنه تغییرات حداقل نمرات حداکثر نمرات میانگین نمرات انحراف معیار واریانس
پیشرفت تحصیلی 287 9 11 20 15.55 1.930 3.725
همانطور که جدول بالا نشان میدهد میانگین نمرات پیشرفت تحصیلی 15.55 بوده است. کمترین نمرات 11 و بیشترین نمرات 20 بوده که نمرات دانشآموزان بین این دو نمره متغیر بوده است.
جدول (4-6) توزیع فراوانی نمرات پیشرفت تحصیلی دانشآموزان
طبقات نمرات فراوانی درصد درصد تجمعی
10- 12.5 22 7.7 7.7
12.51- 15 108 37.6 45.3
15.1- 17.5 112 39 84.3
17.51- 20 45 15.7 100
جمع کل 287 100

نموار (4-3) توزیع فراوانی نمرات پیشرفت تحصیلی دانشآموزان

همانطور که نتایج جدول بالا نشان میدهد 7.7 درصد نمرات بین 10 تا 12.5 بوده و 37.6 درصد دانشآموزان نمراتشان بین 12.51 تا 15 بوده است. 39 درصد نمرات بین 15.1 تا 17.5 بوده که این طبقه نمرات بیشترین فراوانی را دارد و تنها 15.7 درصد از دانشآموزان نمرات بالاتر از 17.5 داشتهاند.
ب) تجزیه و تحلیل داده ها
در این بخش پرسشهای اصلی پژوهش با بهره گرفتن از ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرند. از ضریب همبستگی پیرسون به منظور بررسی میزان رابطه متغیرهای پژوهش استفاده شده است.
فرضیه های پژوهش

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

فرضیه اول: بین اضطراب رایانه ای با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پسر متوسطه مدارس هوشمند رابطه معنی داری وجود دارد.

جدول (4-7). ضریب همبستگی پیرسون بین اضطراب رایانهای و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان
متغیرها تعداد ضریب همبستگی
اضطراب رایانهای 287 Sig r
پیشرفت تحصیلی 287 000/0 775/0-
رابطه در سطح 0.01معنادار است
همانطور که در جدول مشاهده میشود، با توجه به ضریب همبستگی (775/0- =r) و سطح معناداری (01/0>000/0=p)، میتوان گفت که بین اضطراب رایانه ای و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان رابطه معنادار و معکوس وجود دارد. این نتایج فرضیه پژوهش را مورد تأیید قرار میدهد. این ارتباط بیانگر آن است که هر چه دانشآموزان از اضطراب رایانه کمتری برخوردار باشند، پیشرفت تحصیلی بیشتری دارند و بالعکس هرچه از اضطراب رایانهای بیشتری برخوردارند، پیشرفت تحصیلی کمتری دارند.

نمودار (4-4) ضریب همبستگی پیرسون بین اضطراب رایانهای و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان

فرضیه دوم: بین اضطراب رایانه ای با انگیزش پیشرفت دانش آموزان پسر متوسطه مدارس هوشمند رابطه معنی داری وجود دارد.
جدول (4-8). ضریب همبستگی بین اضطراب رایانهای و انگیزش پیشرفت دانشآموزان
متغیرها تعداد ضریب همبستگی
اضطراب رایانهای 287 sig
000/0 r
707/0-
انگیزش پیشرفت 287

رابطه در سطح 0.01معنادار است
همانطور که در جدول بالا مشاهده میگردد ضریب همبستگی بدست آمده از طریق ضریب همبستگی پیرسون بین دو متغیر (707/0- =r) و (000/0= sig) رابطه معنادار و معکوس بین متغیرهای مورد نظر را نشان میدهد. با توجه به این نتایج فرضیه دوم پژوهش مورد تایید قرار میگیرد که بر اساس آن میتوان گفت که دانشآموزان هرچه از اضطراب رایانهای کمتری برخوردار باشند از انگیزش پیشرفت بیشتری برخوردارند و بالعکس هر چه از اضطراب رایانهای بیشتری برخوردار باشند از انگیزش پیشرفت کمتری برخوردارند.

نمودار (4-5) ضریب همبستگی بین اضطراب رایانهای و انگیزش پیشرفت دانشآموزان

متن کامل پایان نامه پیشرفت تحصیلی

پیشرفت تحصیلی دانشآموزان رابطه معناداری وجود دارد.
غلامعلی لواسانی (1382) در پژوهشی که به منظور بررسی روابط اضطراب رایانه با خود کارآمدی رایانه، تجربه رایانه، انگیزه پیشرفت، اضطراب خصیصه و جنسیت و رشته تحصیلی دانشجویان انجام داد، به این نتیجه رسید که انگیزه پیشرفت بیشترین روابط منفی و معنادار را با اضطراب رایانه دارد.
سر آبادانی تفرشی (1384) پژوهشی تحت عنوان ” بررسی رابطه انگیزه پیشرفت تحصیلی، عزت نفس، و جنسیت با اضطراب رایانه دانشجویان در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت معلم ” انجام داد. نتایج پژوهش نشان داد که بین عزت نفس و اضطراب رایانه دانشجویان همبستگی منفی و معناداری وجود دارد. بین انگیزه پیشرفت تحصیلی با اضطراب رایانه دانشجویان همبستگی منفی و معنادری وجود دارد. همچنین بین اضطراب رایانه دختران و پسران و انگیزه پیشرفت تحصیلی دختران و پسران نیز تفاوت معناداری وجود ندارد.
سر آبادانی تفرشی، بلوردی و قیاسی (1390) پژوهشی تحت عنوان “بررسی رابطه اضطراب رایانهای با انگیزه پیشرفت تحصیلی، عزت نفس و جنسیت دانشجویان جانباز و ایثارگر شهر تهران:1389” انجام دادند. نتایج پژوهش در مورد 200 دانشجوی مورد مطالعه نشان داد که بین انگیزه پیشرفت تحصیلی و اضطراب رایانهای ضریب همبستگی 262/0- و حدود اطمینان نود و پنج درصد وجود دارد. همچنین بین عزت نفس و اضطرب رایانه، ضریب همبستگی 385/0- بود.
رحیمی و یداللهی (1390) پژوهشی با عنوان “رابطه اضطراب رایانه دانشآموزان دوره متوسطه با رشته تحصیلی، جنسیت و پیشرفت درسی زبان انگلیسی” بر روی 2004 دانشآموز دختر و پسر از هشت استان کشور انجام دادند. یافتههای این پژوهش نشان داد که بین اضطراب رایانه و رشته تحصیلی دانش آموزان ارتباط معناداری وجود دارد؛ بدین ترتیب که میزان اضطراب رایانه دانشآموزان رشته ریاضی فیزیک در مقایسه با دانشآموزان رشته های دیگر کمتر است. نتایج در زمینه جنسیت نشان داد که بین اضطراب رایانه و جنسیت ارتباط معناداری وجود ندارد. یافته ها همچنین مؤید رابطه معنادار بین پیشرفت درسی زبان انگلیسی و اضطراب رایانه است. بدین معنا که دانشآموزان موفق در درس زبان انگلیسی اضطراب رایانهی کمتری دارند.
ب) تحقیقات خارجی
وال و بیساگ (1986؛به نقل از لواسانی، 1382) در پژوهشی روابط انگیزه ی پیشرفت را با میزان اضطراب و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان بررسی کردند. آنها نشان دادند که دانشآموزان با انگیزهی پیشرفت بالاتر به مراتب میزان اضطراب کمتری نشان میدهند و از پیشرفت تحصیلی و عزت نفس بالاتری برخوردارند.

رای (1990؛به نقل از غلامعلی لواسانی، 1382) با یک پژوهش بین فرهنگی بر روی دانشجویان نشان میدهد که رابطه بین انگیزهی پیشرفت و اضطراب از لحاظ آماری منفی و معنادار است. به عبارت دیگر دانشجویانی که انگیزهی پیشرفت بالاتری داشتند، به مراتب اضطراب کمتری را نشان دادهاند. وی اضافه میکند که این رابطه اعم از هر نوع اضطراب است، یعنی فرقی نمیکندکه اضطراب افراد مبتنی بر خلق و خو و خصیصهی آنها یا اضطراب حاصل از عوامل موقعیتی و اجتماعی باشد.
هریسون و راینر (1992) روابط بین انگیزش درونی را با خودکارامدی، تجربهی کار، نگرش و اضطراب رایانه بررسی کردند. آنها نشان دادند دانشجویانی که فاقد انگیزش درونی برای یادگیری رایانه هستند، به مراتب نگرش منفی و اضطراب رایانه بیشتر و همینطور تجربهی کار و خودکارآمدی رایانهی کمتری دارند.
کافین و مک اینتایر در سال 1999 روابط انگیزه، اضطراب رایانه و خودکارآمدی رایانه را برروی 111 نفر دانشجوی دختر و پسر بررسی کردند. آنها نشان دادند که در دانشجویانی که انگیزه بیشتر و بالاتری برای یادگیری و خودکارآمدی رایانه دارند، به مراتب اضطراب رایانه کمتری نشان می دهند (به نقل از نیک طلب، 1384).
ناملو (2003) در پژوهش خود تأثیر راهبردهای یادگیری بر اضطراب رایانه و پیشرفت تحصیلی 37 دانشجویی که کلاس برنامه ریزی رایانهای را میگذراندند بررسی کرد. نتایج نشان داد که آموزش سطح پیشرفته دانش رایانه باعث کاهش قابل ملاحظه اضطراب رایانه شده و برعکس پیشرفت تحصیلی افزایش یافته است.
وان بیک (1986؛ به نقل از قاسمی پیر بلوطی، 1374) در پژوهشی با هدف بررسی رابطه بین میزان انگیزه پیشرفت تحصیلی با نمره های عزت نفس، میزان اضطراب و پیشرفت تحصیلی و نوع اسنادها در دانش آموزان دختر و پسر، به این نتیجه رسید که دانشآموزان کلاسی که انگیزه پیشرفت تحصیلی بالایی داشتند، در مقایسه با آنهایی که انگیزش متوسط داشتند، دارای نمره های اضطراب کمتری بودند عزت نفس بالاتری داشتند و موفقیتهای خود را به توانایی و کوشش و شکستهای خود را به مشکل بودن تکلیف نسبت میدادند. نتایج در ارتباط با تفاوتهای جنسی اسنادها نشان دادند که بین دختران و پسران در این پژوهش تفاوت معنیداری وجود ندارد.

نقد و ارزیابی
پس از مروری بر تحقیقات انجام شده داخلی و خارجی به نقد و ارزیابی این پژوهشها اقدام میگردد. اغلب پژوهشهای صورت گرفته در مورد رابطه اضطراب رایانه و انگیزش پیشرفت در حوزه آکادمیک و دانشگاهی صورت گرفته است و تنها معدودی از آنها به پژوهش در حوزه مدرسه و آموزش عمومی پرداختهاند. یکی از ویژگیهای تحقیقات صورت گرفته تنوع انجام تحقیقات در بین رشته های مختلف تحصیلی و گروه های مختلف میباشد که نتایج این تحقیقات در تعمیم نتایج تأثیر زیادی دارد. با بررسی تحقیات انجام شده میتوان گفت که بین اضطراب رایانه و انگیزه پیشرفت رابطه معنادار و معکوس وجود دارد. یعنی هر چه اضطراب رایانه کمتر باشد، انگیزه پیشرفت دانشآموزان بیشتر است.
در مورد رابطه اضطراب رایانه و پیشرفت تحصیلی تحقیقات اندکی صورت گرفته است وکمبود تحقیقات در این زمینه مشهود است. تعداد نمونه آماری کم تحقیقات صورت گرفته که این امر باعث میشود با اطمینان کامل نتوان نتایج تحقیقات را تعمیم داد. با بررسی تحقیقات صورت گرفته میتوان گفت که بین اضطراب رایانه و پیشرفت تحصیلی رابطه معنادار و معکوس وجود دارد. یعنی هرچه اضطراب رایانه کمتر باشد، پیشرفت تحصیلی دانشآموزان بیشتر است.
هرچند تحقیقات بسیاری در مورد پیشرفت تحصیلی و انگیزش پیشرفت انجام شده است اما تحقیقات کمی در مورد اضطراب رایانه و رابطه آن با پیشرفت تحصیلی و انگیزش پیشرفت انجام شده است.به این دلیل محقق در صدد یافتن اضطراب رایانه در میان دانشآموزان متوسطه مدارس هوشمند و رابطه آن با پیشرفت تحصیلی و انگیزش پیشرفت است.

در این فصل ابتدا به بررسی نوع تحقیق، روش تحقیق، جامعه آماری، حجم نمونه و شیوه نمونهگیری، ابزار پژوهش (متغیرهای تحقیق و اعتبار و روایی ابزار جمعآوری اطلاعات) پرداخته شده است. و سپس در ادامه فصول روش اجرای تحقیق، شیوه استخراج داده ها و مطالعه روش های تجزیه و تحلیل آماری مورد بحث قرار گرفته است.
3-2 روش تحقیق
تحقیقات علمی را بر اساس چگونگی به دست آوردن داده های مورد نیاز (طرح تحقیق) به دو دسته تحقیق توصیفی (غیر آزمایشی) و تحقیق آزمایشی تقسیم میشوند. تحقیق توصیفی شامل مجموعه روشهایی است که هدف آنها توصیف کردن شرایط یا پدیده های مورد بررسی است. اجرای تحقیق توصیفی میتواند صرفاً برای شناخت بیشتر شرایط موجود یا یاری دادن به فرایند تصمیمگیری باشد. یکی از انواع روش های تحقیق توصیفی تحقیق همبستگی است. در این نوع تحقیق رابطه میان متغیرها بر اساس هدف تحقیق تحلیل میگردد (سرمد، بازرگان، حجازی، 1388). به علت اینکه پژوهشگر میخواهد رابطه بین اضطراب ریانه با پیشرفت تحصیلی و انگیزش پیشرفت را بسنجد در نتیجه روش تحقیق در این پژوهش، روش توصیفی از نوع همبستگی است.
3-3 جامعه آماری
“جامعه به مجموعهای از افراد یا واحدهایی که دارای حداقل یک ویژگی مشترک باشند گفته میشود. معمولاً در هر تحقیق،جامعه کلیه افراد یا مواردی است که محقق علاقهمند است نتایج تحقیق را به آنها تعمیم دهد” (حسن زاده،1390،ص98). در تحقیق حاضر جامعه آماری شامل 1144 دانشآموز پسر مدارس متوسطه هوشمند شهرستان بروجن در سال تحصیلی 93-92 میباشد.
3-4 حجم نمونه و روش نمونهگیری
نمونه گروه کوچکی از جامعه است که برای مشاهده و تجزیه و تحلیل انتخاب میشوند. گروهی از اعضای یک جامعه تعریف شده که اطلاعات مورد نیاز پژوهشی به کمک آنها حاصل میشود را نمونه میگویند. اگر نمونه معرف واقعی جامعه باشد میتوان نتایج حاصل از نمونه را به کل جامعه تعمیم داد (حسن زاده،1390، ص99). در این پژوهش حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 287 نفر برآورد گردید.
در این تحقیق برای انتخاب نمونه از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای (چند مرحلهای) استفاده شده است. در نمونهگیری مرحلهای در همه مراحل نمونهگیری یک هدف مشخص دنبال میشود اما در نمونهگیری چند مرحلهای، در هر مرحله نمونهگیری هدف تغییر میکند (حسن زاده، 1390). در این روش از میان دبیرستانهای پسرانه هوشمند 4 دبیرستان به صورت تصادفی انتخاب شدند و در هر کدام از این مدارس از هر پایه (اول، دوم، سوم) یک کلاس به صورت تصادفی انتخاب شد و پرسشنامه به دانشآموزان کلاسها ارائه گردید.
3-5 ابزار جمعآوری داده ها
پرسشنامه یکی از ابزارهای رایج تحقیق و روش مستقیم برای کسب داده های تحقیق است. پرسشنامه مجموعهای از سوالات است که پاسخدهنده با ملاحظهی آنها پاسخ را ارائه میدهد (سرمد و همکاران،1388).

به منظور جمعآوری داده ها در این پژوهش دو پرسشنامه استاندارد مورد استفاده قرار گرفت:

الف) پرسشنامه انگیزش پیشرفت
ب) پرسشنامه اضطراب رایانه
3-5-1 پرسشنامه انگیزش پیشرفت:
در پژوهش حاضر از پرسشنامه انگیزش پیشرفت هرمنس (1970) استفاده شد این پرسشنامه شامل 92 گویه و بر اساس پیشینهی پژوهشدر زمینه انگیزش پیشرفت تهیه شده است. این گویه ها س از تحلیل خوشهای به صورت 29 جمله ناقص تکمیل کردنی درآمدهاند. برای تدوین پرسشنامه حاضر از ده عامل استفاده شده است که عبارتند از سطح آرزو، رفتار مخاطرهآمیز، ارتقاء طلبی، مسئولیتپذیری، پشتکار، ادراک زمانی، رفتارشناختی، آیندهنگری، انتخاب دوست، رفتار موفق.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

شکل پرسشنامه بدین صورت است که برای هر جمله ناتمام، چهار عبارت در گزینۀ الف، ب، ج، د، ارائه می شود و آزمودنی بایدیکی از این عبارت ها را برای تکمیل جمله ناتمام انتخاب کند.
شیوه ی نمره گذاری بدین صورت است که گزینه الف، ب، ج، د،در گویه های 1، 4، 9، 10، 14، 15، 16، 23، 27،28، 29، به ترتیب 1و2و3و4 نمره و در بقیه گویه ها بر عکس یعنی به ترتیب 4و 3و2و1نمره گذاری می شود. دامنه نمرات فرد بین 29 الی 116 است که نمره بالا (بالاتر از میانگین) نشانگر انگیزه پیشرفت بالا و نمرات پایین (پایینتر از میانگین) بیانگر انگیزه پیشرفت پایین در فرد میباشد. هرمنس (1970) ضرایب همبستگی هر گویه را با انگیزه پیشرفت محاسبه کرد و آزمون را دارای اعتبار دانست. ضرایب همبستگی در دامنه بین 30% الی 57% بود.
3-5-2 پرسشنامه اضطراب رایانه ای:
این مقیاس در سال 1987 توسط هنسن ، گلاس و نایت تهیه شد. مقیاس مذکور 19 گویه دارد، گویه های مقیاس بسته پاسخ و در مقیاس 5 درجه ای از کاملاَ مخالفم تا کاملاَ موافقم درجه بندی شده اند که از نمره 1 الی 5 به هر گزینه تعلق می گیرد. از همبن رو دامنه نمرات بین 19 تا 95 می باشد. لازم به ذکر است گویه های 2- 4- 5- 6- 7– 9- 10 – 17 – 19به صورت معکوس نمره گذاری می شود. هنسن و همکاران (1987) مقیاس را بر روی 272 نفر از دانشجویان روانشناسی با میانگین سنی 5/19 سال اجرا کردند. میانگین اضطراب رایانه برابر با 58/43 ، انحراف معیار 73/11 و دامنه نمرات بین (21-89) بود. آنها نمرات بالای 31/55 را بیانگر اضطراب رایانه بالا و نمرات پایینتر از 85/31 را حاکی از اضطراب خفیف و نمرات بین 85/31 و 31/55 را اضطراب کم محسوب کردند و همینطور معتقدند که مقیاس همسانی درونی بالا دارند. آنها برای این مقیاس ضریب آلفا را برابر 87/0 گزارش کردند آنها همینطور برای مشخص کردن روایی مقیاس، همزمان از یک مقیاس دیگر اضطراب رایانه استفاده کرده و نشان دادند که مواد مقیاس درجهبندی با خرده مقیاسهای اضطراب یعنی، علاقه، اعتماد و اضطراب رایانه همبستگی بالایی دارد. همینطور مواد مقیاس ضرایب همبستگی بالایی را با مقیاس ریاضی نشان داد.

3-6 روایی و پایایی
روایی پرسشنامه
منظور از روایی این است که مقیاس و محتوای ابزار یا سوالات مندرج در ابزار دقیقا متغیر ها در موضوع مورد مطالعه را بسنجد. یعنی که هم داده های گرد آوری شده از طریق ابزار مازاد بر نیاز تحقیق نباشد و هم اینکه بخشی از داده های مورد نیاز در رابطه با سنجش متغیر ها در محتوای ابزار حذف نشده باشد یا به عبارت دیگر ، عین واقعیت را به خوبی نشان دهد. مثلا آزمون هایی همچون تست هوش یا آزمون پیشرفت تحصیلی اگر نتوان بهره هوش و میزان معلومات دانش آموزان را اندازه گیری کند، روایی نخواهد داشت (حافظ نیا ، 1386 ، ص 155).
پایایی پرسشنامه
پایایی ابزار که از آن به اعتبار ، دقت و اعتماد پذیری نیز تعبییر می شود ، عبارت است از اینکه اگر یک وسیله اندازه گیری که برای سنجش متغییر و صفت ساخته شده در شرایط مشابه در زمان یا مکان دیگر مورد استفاده قرار گیرد، نتایج مشابهی از آن حاصل شود. به عبارت دیگر ابزار پایا ابزاری است که از خاصیت تکرار پذیری و سنجش نتایج یکسان برخوردار باشد (حافظ نیا ، 1386 ، ص 155).
اکبری(1386) در پژوهشی به بررسی روایی و اعتبار آزمون انگیزه پیشرفت در میان دانش آموزان دوره متوسطه استان گیلان پرداخت. به همین منظور عداد 1530 نفر از دانش آموزان دوره متوسطه استان گیلان به صورت نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب و با آزمون انگیزش پیشرفت هرمنس مورد سنجش قرار گرفتند. ضریب اعتبار پرسشنامه با روش آلفای کرانباخ 84/0 بود.
در پژوهش حاضر برای اعتبار پرسشنامه انگیزش پیشرفت ضریب آلفای کرانباخ 80/0 به دست آمد.
بازیونلوس (1996،به نقل از لواسانی،1382) در پژوهشی با نمونهای شامل 196 نفر مرد و 36 زن از مدیران انگلیسی، برای مقیاس درجه بندی اضطراب رایانه ضریب آلفای برابر با 87/0 را به دست آورد که با ضریب به دست آمده توسط تهیه کنندگان مقیاس برابر است.
لواسانی (1382) برای بررسی قابلیت اعتماد مقیاس درجهبندی اضطراب رایانه مشخصههای توصیفی آماری، ضریب همبستگی هر گویه یا نمره کل مقیاس و ضریب آلفای کرانباخ برای 19 گویه برابر با 80/0 و بر اساس روش دو نیمه کردن گاتمن برابر با 68/0 به دست آمد. قمی (1387)نیز در پژوهش خود پایایی این پرسشنامه را با آلفای کرانباخ 83/0 گزارش کرده است.
در پژوهش حاضر ضریب آلفای کرانباخ 81/0 به دست آمد.
3-7 روش جمعآوری داده ها:
پرسشنامه انگیزش پیشرفت و اضطراب رایانهای بر روی 287 نفر از دانش آموزان پسر مدارس متوسطه هوشمند شهرستان بروجن اجرا گردید. قبل از اجرا معمولا توضیحاتی برای رفع ابهام به دانش آموزان ارائه میشد. بعد از اجرا و جمعآوری پرسشنامهها هر یک از پرسشنامهها مورد بررسی قرار گرفت و بعضی از پرسشنامهها به دلیل نقص در پاسخگویی به سوالات با پرسشنامههای اضافه پخش شده جایگزین شدند و در نهایت مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

3-8 روش تجزیه و تحلیل داده ها:
در این پژوهش به منظور تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده، بر اساس آمار توصیفی و استنباطی از نرمافزار spss استفاده شده است.
آمار توصیفی به آن دسته از روش های آماری گفته میشود که در طبقهبندی، خلاصه کردن، توصیف و تفسیر و برقراری ارتباط از طریق جمعآوری شده به کار گرفته میشوند (دلاور،1383،ص220). در این پژوهش با بهره گرفتن از آمار توصیفی داده های جمعآوری شده با تهیه و تنظیم جدول و نمودار توزیع فراوانی خلاصه میگردد و سپس با شاخصهایی چون میانگین و انحراف معیار مورد بررسی قرار میگیرد.
آمار استنباطی به آن دسته روش های آماری گفته میشود که محقق را قادر میسازد تا با بهره گرفتن از داده های دانسته شده به اطلاعات ناشناخته برسد یعنی جامعههای وسیعتر را که

متن کامل پایان نامه پیشرفت تحصیلی

تا هنگامی که کودک به مدرسه میرود شایعتر است (فلد، رونالد و گلد 1979 و روبل 1980). سپس همانطور که میتوان با توجه به نطام تحصیلی رقابتی خودمان پیشبینی کنیم، انگیزش پیشرفتی که تحت تاثیر مقایسه های اجتماعی است رشد میکند، و از حدود سال دوم مدرسه رواج مییابد (همان منبع).

-انگیزش پیشرفت و سازندگی اجتماعی
به هر حال مطالعات موجود ارزش تفکر درباره انگیزه پیشرفت دانشآموزان را نشان میدهد. معلمان میتوانند این جنبه از کارکردهای دانش آموزان در نقش آینده آنان در جامعه اهمیت دارد. در واقع برخی از شواهد جالب، ارتباط بین سطح انگیزش پیشرفت و قابلیت سازندگی یک جامعه را نشان داده است. این شواهد بر این موضوع اشاره دارند که انگیزش پیشرفت میتواند پیشرفت اقتصادی و تکنولوژی را تغذیه کند و موجب گسترش آن شود (دچارمز و مولر ،1962). به این ترتیب جامعه نه فقط برای تدریس موضوعات درسی بلکه برای القاء نیاز به موفقیت در دانشآموزان به مدارس وابسته است (همان منبع).
2-3-7 خود اثر بخشی و انگیزش پیشرفت
بندورا (2000) عقیده دارد که خود اثر بخشی یک عامل حساس در این رابطه است که آیا این افراد پیشرفت میکنند یا نه، خود اثربخشی در انگیزش تسلط و انگیزش درونی رواج بیشتری دارد خود اثر بخشی به این عقیده اشاره دارد که “من میتوانم” درماندگی به این عقیده اشاره دارد که “من نمیتوانم” (استیپک، 1996). شاگردانی که اثربخشی بالا دارند چنین عبارتی را اظهار که “من میدانم که قادر هستم مواد آموزشی را در این کلاس یاد بگیرم” و “من انتظار دارم که در این فعالیت قادر به عملکرد خوب باشم”.
دال شانک (1989-1991-1999)، مفهوم خود اثربخشی را در جنبههای بسیاری از پیشرفت شاگردان به کار گرفت. در دیدگاه او خوداثربخشی، بر انتخاب فعالیت شاگردان اثر میگذارد. شاگردانی که خود اثربخشی پایین در یادگیری دارند ممکن از بسیاری از تکالیف یادگیری، به ویژه تکالیفی که چالشزا هستند، اجتناب کنند. در مقابل شاگردان دارای خود اثربخشی مشتاقانه روی تکالیف یادگیری کار میکنند؛ شاگردان دارای خود اثربخشی بالا بیشتر احتمال دارد که تلاش خود را توسعه دهند و بر انجام تکالیف یادگیری در مقایسه با شاگردان داری خود اثربخشی پایین اصرار کنند (سانتراک، ترجمه امیدیان، 1385).

2-3-8 نطریهی اسناد و انگیزش پیشرفت
نظریه اسناد به این موضوع اشاره دارد که افراد به منظور درک خود، برای کشف علل زیربنایی آنها برانگیخته هستند، اسناد ها علل ادراک شده از نتایج اعمال هستند، نظریه اسناد در یک روش میگوید که شاگردان همانند دانشمندان به دنبال تبیین علل زیربنایی وقایع هستند (ویری 2000، واینر 2000). به عنوان مثال یک شاگرد مقطع راهنمایی میپرسد “چرا در این کلاس درس من خوب نیست”. یا “آیا نمره خوبی که گرفتم به دلیل خوب درس خوندن بود و یا به امتحان ساده معلم مربوط است و یا هر دو؟” جستجو به منظور علل و یا تبیین رفتار زمانی بیشتر دیده میشود که یک واقعه غیر منتظره و یا مهم با شکست روبرو شود مانند وقتی که یک شاگرد زرنگ نمره کمی میگیرد (گراهام و واینر،1996). برخی از مهمترین علل نسبت داده شده موفقیت و شکست عبارتند از توانایی، تلاش، دشواری یا سادگی تکلیف، شانس، خلق و خوی، کمک و یا مانع تراشی دیگران (همان منبع).
ادراک شاگرد از موفقیت یا شکست به خاطر عوامل درونی و یا بیرونی بر عزت نفس شاگردان اثر میگذارد شاگردانی که موفقیت خود را به دلایل درونی مانند تلاش، نسبت میدهند عزت نفس بالاتری برای پیگیری موفقیت دارند؛ تا شاگردانی که موفقیت خود را به عوامل بیرونی مانند شلنس نسبت میدهند. هنکام شکست، اسنادهای درونی به کاهش عزت نفس میانجامد (همان منبع). ” وینر (1994) معتقد است که اغلب توجیهات برای موفقیت یا شکست سه ویژگی دارند: ویژگی اول این است که آیا علت به صورت درونی انگاشته میشود (درون فرد) یا بیرونی، ویژگی دوم این است که آیا علت پایدار تصور میشود یا ناپایدار. سومین ویژگی این است که آیا علت قابل کنترل برداشت میشود یا نه. فرض اساسی نظریه انتساب این است که افراد سعی میکنند خودانگاره مثبتی را حفظ کنند.” (اسلاوین، 1950؛ ترجمه محمدی،1385،ص:366).

2-4 اضطراب رایانه
2-4-1 اضطراب:
اضطراب حالت برانگیختگی فیزیولوژیکی، شبیه ترس ولی بدون عامل عینی است چون ترس، واکنش به تهدیدی معلوم، خارجی، قطعی و از نظر منشـأ بـدون تعـارض و اضـطراب، واکـنش در مقابـل خطـری نامعلوم، درونی، مبهم و از نظر منشأ تعارض است. یک احساس منتشر و بسیار ناخوشایند و اغلب مـبهم و حس دلواپسی است که دارای نشانه های جسمانی مانند: تپش قلب، احسـاس خـالی شـدن سـردل، و نشانه های رفتاری مانند: انزوای اجتماعی و نشانه عاطفی- هیجانی و روانی ماننـد: اشـکال در تمرکـز و فراموشی میباشد. (تروورجی. پاول و سیمون، به نقل از پورافکاری،1380).
بک عقیده دارد که اضطراب بیمارگونه از تکرار بیشتر سنجی خطر ناشی می شود که در آن فرد تهدید را بیشتر از آنچه واقعا هست برآورد می کند و با یک یا چند جنبه از موارد زیر همراه است:
– وقایع ترسناک را بیش از آنچه هست به شانس نسبت به میدهد.
– شدت یک واقعه ترسناک را بیش از آنچه هست میسنجد.
– دست کم گرفتن توانایی های خود برای کنارآمدن با مشکل.
– توانایی های افراد دیگر را از نظر کمکی که می تواند به او بکنند کمتر از واقع میسنجد (شارف ،1381).
2-4-2 اضطراب و یادگیری
اضطراب یکی از تجلیات برانگیختگی بالاست. مقداری از اضطراب نیز برای عملکرد آموزشگاهی افراد و انجام تکالیف یادگیری لازم است. این مطلب بدین معنی است که اضطراب بیش از حد و یا خیلی کم بر عملکرد و پیشرفت تحصیلی تاثیر می گذارد و بین اضطراب و عملکرد تحصیلی ارتباط وجود دارد و اضطراب بسیار بالا یا پایین کیفیت عملکرد را مخدوش میکند و اضطراب مناسب و درحد اعتدال، باعث بالاترین سطح عملکرد تحصیلی میگردد (جانی ؛ به نقل از قمی، 1387).
هر موجود با هوشی اضطراب دارد، میتوان گفت که اضطراب یک حالت کاملا طبیعی و مهم برای افراد است. انواع متعدد مسایل زندگی فردی، اجتماعی و جسمانی ایجاب میکند که ما به طور دائم از خود سازگاری نشان بدهیم. همه قدمهایی که انسان به جلو بر میدارد، از قبیل همه کشف های عملی، هنری و ادبی همه و همه براساس اضطراب انجام میگیرد. میتوان گفت که انسانهای عادی به مقداری اضطراب نیاز دارند تا به تکاپو بیفتند و اما اضطراب زمانی مسئله ساز می شود که از تحمل انسان فراتر رود (گنجی؛ به نقل از قمی ، 1387).
اضطراب احساس مبهم بسیار نامطبوع ترس و نگرانی است. طبیعی است که وقتی دانشآموزان با چالش های مدرسه (مانند انجام خوب یک آزمون) مواجه می شوند دلواپس یا نگران باشند و در واقع پژوهشگران دریافته اند که بسیاری از دانشآموزان موفق، اضطراب متوسطی دارند (بندورا ،2001؛ به نقل از بیابانگرد، 1384).
با وجود این بعضی از دانشآموزان سطوح اضطرابی بالایی دارند و همیشه نگراناند که این مسئله میتواند به توانایی و پیشرفت آنها آسیب برساند. به طور مثال برآورد می شود که اضطراب امتحان پیشرفت بیش از ده میلیون دانشآموز را کاهش می دهد(بیایانگرد، 1384).
اضطراب بعضی از کودکان با سطوح اضطراب خیلی بالا، نتیجه انتظارات پیشرفت خیلی بالا و غیرواقع بینانه والدین و فشار آنهاست، و بسیاری از بچه ها همانطور که به پایه های تحصیلی بالاتری میرسند، اضطراب بیشتری دارند زیرا برخی تجارب بالاتر با شکست فراوانتری همراه است و زمانی که چنین شرایطی به وجود میآید اضطراب دانشآموزان افزایش مییابد(همان منبع).

2-4-3 اضطراب رایانه:
اضطراب رایانه به عنوان اجتناب افراد از مواجه با رایانه و همچنین ناراحتی و ترس آنها از کارکردن با رایانه تعریف شده است (بوش و دیگران، 2007).
اضطراب رایانه یک ترس قریب الوقوع و ذهنی از تعامل با رایانه است که با تهدید واقعی ارائه شده به وسیله رایانه تناسب چندانی ندارد. بنابراین اضطراب رایانه، یک مفهوم خاص از نوعی اضطراب است که به صورت عادی در یک موقعیت نوعی خاص اتفاق می افتد(اولاتی ،2008).
دارنینا در تبیین اضطراب رایانه اظهار می دارد که بعضی از افراد در تعامل با رایانه تنیدگی و هیجانهای منفی را تجربه می کنند، در حالی که بعضی دیگر چنین حالاتی را تجربه نمیکنند. دلایل این امر را باید در جزئیات موقعیتی – شخصیتی، تفاوتهای فردی در ادراک، ارزیابی و تفسیر موقعیتها و در هر دو جنبه کل موقعیت و عناصر فردی و راه های تعاملی این دو جستجو کرد. پس اضطراب و ترس از رایانه و نگرش منفی نسبت به آن را باید حاصل تعامل موقعیت با شخصیت دانست. به بیان دیگر احساس ناراحتی به کل موقعیت تعمیم می یابد. این طور نیست که فرد در یک جز موقعیت را بپذیرد و جز دیگر را طرد کند، بلکه کل موقعیت را طرد میکند(لواسانی، 1382).
اضطراب رایانه حالت هیجانی است که زمانی حادث می شود که فرد احتمال می دهد باید در عمل یا در تصور از رایانه استفاده کند، چرا که هر ناراحتی هیجانی به موقعیت نیاز دارد. هیجانهای منفی و ناراحتی های روان شناختی شاخص های فردی هستند که با موقعیت در تعامل اند. برای مقابله با ناراحتی هیجانی دو راه بیشتر وجود ندارد. راه اجتناب و کناره گیری از موقعیت و راه دوم تغییر درونی مانند تغییر انگیزه ها، باورها، نگرش ها. فرد با چنین رفتارهایی موقعیت عینی را تغییر میدهد و آن را برای خود پذیرفتنی میکند. دارنینا معتقد است در افرادی که برای اولین بار با رایانه روبرو می شوند اضطراب برانگیخته می شود، چرا که با امر نو مواجه شده و به ابزار جدید تسلط لازم را نیافته اند. در این حالت درون سازی متوقف می شود و مکانیزم های دفاعی ذهن، انگیزه طرد کردن را شکل می دهد. نه تنها فرایند یادگیری بلکه کل محتوای موضوع طرد میشود. وی معتقد است که اضطراب رایانه در افراد به دلایل متفاوتی بروز میکند. برای مثال فردی که می ترسد چیزی را خراب کند، احساس فرد از بیدانشی و ناکارآمدی، ترس فردی از ریاضیات و فناوری، ترس درباره سلامت جسمانی، ترس از هر چیز جدید و ناآشنا، حس تردید نسبت به ارزیابی های هوشی از خود، یا این احساس که رایانه به دلیل هوش برتر فرد را در حل مشکلات شکست میدهد و به او غلبه می کند، احساس نداشتن زمانی کافی یا “دلهره زمان” برای تسلط و آشنایی با رایانه و خلاصه آنکه رایانه مانند هر امر جدید اضطراب آور است. اصطلاح شناسی آن آشناست و فناوری آن مملو از اصطلاحات جدید است. از طرف دیگر فرد باید یافتههای علم امروز را با تجربه های قبلی خود پیوند بزند که کاری بس دشوار است (به نقل از قمی ، 1387).
پژوهشگران اضطراب را از جنبه های مختلف دسته بندی کرده اند. کراز (1977) بیان میکند که می توان اضطراب حالتی را از اضطراب خصیصه ای متمایز کرد. اسپیلبرگر اضطراب خصیصه ای را تمایل برای درک موقعیتها به صورت تهدیدکننده تعریف می کند. در صورتی که اضطراب حالتی بیشتر در ارتباط با موقعیتهای واقعی و تهدیدکننده بروز می کند در زمینه روابط اضطراب خصیصه ای و اضطراب رایانه برخی پژوهشها نشان میدهد اضطراب خصیصهای متغیر پیش بینی مناسبی برای اضطراب رایانه است(به نقل از لواسانی، 1381).
ورتینگتون و زانو ( 1999 ) نیز معتقدند از دو نوع مفهوم اضطراب رایانه می توان نام برد. اول مفهوم “اضطراب مکانیکی” و دوم “اضطراب وجودی” . اضطراب مکانیکی مفهوم محدود شده ای است مربوط به کار با جنبه های مکانیکی و عملیاتی، مانند یادگیری استفاده از رایانه، دریافت، پیام های خطا از طرف دستگاه، دستکاری سخت افزار و کار با نرم افزارها. اما مفهوم اضطراب وجودی حاصل حضور فناوری در جامعه و فرهنگ اجتماعی است. فناوری جهان بینی فرد را به مبارزه فرا خوانده و هویت انسان معاصر را دگرگون کرده است(همان منبع).
بکرز و اشمیت درپژوهش خود تصمیم گرفتند که به عوامل سازنده اضطراب رایانه ساخت بدهند. آنها ابتدا بیان می کنند که نتایج پژوهش حاکی از آن است که اضطراب رایانه از چهار جز تشکیل شده است:
1- اطمینان کم فرد نسبت به توانایی خود در کار با رایانه.
2- پاسخ های انفعالی منفی نسبت به آنها.
3- برانگیخته شدن فرد هنگام کار یا فکر با رایانه.
4- باورهای منفی درباره نقش رایانه در زندگی روزمره بشر.
آنها اشاره می کنند که چگونگی تعامل این اجزا برای ما مشخص نیست، مثل این موضوع که آیا اطمینان کم فرد نسبت به توانایی های خود مقدمهای برای عواطف و هیجانهای منفی نسبت به رایانه است. آنها براساس یافته های پژوهشی قبلی یک مدل شش عاملی اضطراب رایانه ارائه می کنند. این ابعاد شامل: سواد رایانهای، احساسات انفعالی درباره رایانه، باورها درباره اثرات. به بیان دیگر این پژوهشگران معتقدند که اضطراب رایانه را در ماهیت خود یک سازه محدود شده به اضطراب نمی توان در نظر گرفت و علاوه بر مولفه اضطراب باید سایر مولفه های انفعالی و شناختی مرتبط با آن مانند خودکارآمدی، برانگیختگیها، احساسات انفعالی، سواد، باورها و نگرش های فرد توجه کرد و وجود این مولفههاست که به سازه اضطراب رایانه شکل میدهد. بعضی از پژوهشگران معتقدند که میتوان افراد را بر حسب میزان اضطراب رایانه به سه گروه تقسیم کرد:
1- افراد بهنجار عادی دربرابر رایانه.
2- افراد مضطرب از رایانه.
3- افراد رایانه هراس.
آنها معتقدند که افراد عادی اضطراب چندانی نشان نمی دهند. در مقابل فرد مضطرب، فردی است که در کار با رایانه احساس ناراحتی و از آن اجتناب می کند اما به ندرت نشانه های جسمانی موجود، در هراسهای واقعی را نشان می دهند اما فرد با هراس از رایانه با ترکیبی از نشانه ها مشخص می شود. یعنی علاوه بر اجتناب از کار با رایانه هنگام مواجه با آن و عملیات محاسبه کردن، نشانههایی مانند احساس غیرواقع بینانه، ترس از دست دادن کنترل، عرق کردن کف دستان، تپش قلب، تنگی یا درد قفسه سینه، احساس لرز و سستی عضلات، تنگی نفس، گیجی و سردرد را نشان می دهد. بعضی از پژوهشگران معتقدند اضطراب رایانه را باید براساس رفتارهای مشاهده شده تعریف کرد. مثلاً ماور و سیمونسون (1984) چهار نوع رفتار معرف اضطراب را به این شرح بیان میکنند:
1 – اجتناب از رایانه ها و مکان هایی که دستگاه ها در انجا قرار دارند.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2- احتیاط و مراقبت شدید در کار با رایانه.
3- توجه، باورها و نگرش های منفی نسبت به رایانه.
4- خودداری از هرگونه رابطه و استفاده ضروری در کار با رایانه(به نقل از لواسانی، 1382).
گلدبرگ معتقد است، درصد بالایی از کودکان که با رایانه کار می کنند به صورت روزانه اضطراب را تجربه می کنند. وی به طور کلی چنین احساساتی را اضطراب فرافنی می نامند. گلدبرگ بیان می کند که هر چند به نظر می رسد اضطراب رایانه و نگرش منفی به آن ساخت های نزدیکی باشد، اما اضطراب رایانه بیشتر در زمینه حس ترس درباره رایانه متمرکز است. دارنینا ( 1995 ) نیز در تبیین اضطراب رایانه اظهار می کند که بعضی از افراد در تعامل با رایانه تنیدگی و حالات هیجان را تجربه می کنند، در حالی که بعضی دیگر چنین حالاتی را تجربه نمی کنند. دلایل این امر را باید درجزئیات موقعیتی – شخصیتی تفاوتهای فردی و راه های تعاملی این دو جستجو کرد.
فاجو (1977) نیز اضطراب رایانه را درماندگی یا پریشانی ذهن، برآمده از بیم، خطر با آشفتگی تعریف نموده است(به نقل از زندی، 1389).
2-5 مروری بر تحقیقات انجام شده:
در این پژوهش تلاش بر آن است که روابط اضطراب رایانه با پیشرفت تحصیلی و انگیزش پیشرفت بررسی شود. هر چند که درباره ی این روابط خاص کمتر پژوهشی صورت پذیرفته است اما در زمینه روابط انگیزه پیشرفت و همینطور انگیزه و اضطراب نیز پژوهشهایی انجام شده است که به شرح آن پرداخته میشود.
الف) تحقیقات داخلی:
آبنیکی فرد (1382) در تحقیق خود پیرامون رابطه بین عزت نفس، انگیزه پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان سال سوم دبیرستان شاهد تهران و مقایسه اثر بخشی دو روش حل مسأله و مهارت ارتباطی در افزایش عزت نفس آنها، 214 نمونه را مورد بررسی قرار داد وی نتیجه گرفت که بین عزت نفس، انگیزه پیشرفت و

متن کامل پایان نامه مسئولیت پذیری

گیج و برلاینر). خودشکوفایی با پذیرش خود و دیگران، خود انگیختگی، گشودگی، روابط نسبتاً عمیق امّا دموکراتیک با دیگران، خلاقیت، شوخ طبعی و استقلال مشخص میشود در اصل،سلامت روانی. مزلو تلاش برای خود شکوفایی را در رأس سلسله مراتب نیاز های خود قرار می دهد، بدین معنی که دستیابی به این نیاز بسیار مهم، به ارضای تمام نیاز های دیگر بستگی دارد. مزلو که میدانست رسیدن به این نیاز کار دشواری است برآورد کرد که کمتر از 1 درصد بزرگسالان به خود شکوفایی میرسند” (اسلاوین، 1950، ترجمه محمدی 1385، ص:363).
ج) دیدگاه شناختی
بر اساس دیدگاه شناختی در انگیزش، تفکر شاگردان و انگیزش آنها را هدایت می کند. در سال های اخیر موجی از علاقه بسیار زیاد به دیدگاه شناختی در انگیزش ایجاد شده است. این علاقه ها بر عقایدی در رابطه با انگیزش درونی شاگردان و اسنادهای آنها در خصوص موفقیت ها و شکستهایشان تمرکز کرده است ( به ویژه ادراک این موضوع که تلاش عاملی در پیشرفت است)، همچنین بر باور های آن ها در این رابطه که می توانند به صورت مؤثر محیط خود را کنترل کنند، و همین طور اهمیت تعیین اهداف، طراحی و مراقبت از پیشرفت به سوی هدف تأکید دارند(پینتریچ ، 2000، شانگ وارمتر ، 2000، زیرمن ، 2000). بنابراین در حالی که دیدگاه رفتارگرایی انگیزش شاگردان را به صورت پیامد های مشوق های بیرونی در نظر میگیرد دیدگاه شناختی این موضوع را مطرح میکند که انگیزش بیرونی باید از مرکز توجه خارج شود این دیدگاه توصیه میکند که به شاگردان باید فرصتها و مسئولیت پذیری بیشتری در رابطه با پیآمدهای پیشرفت شان داده شوند (سانتراک؛ ترجمه امیدیان، 1385).
دیدگاه شناختی در انگیزش، موافق با عقاید آر. دبلیو. وایت (1959) است، که افراد برای مقابله مؤثر با محیط خود برانگیخته هستند تا بر دنیا مسلط شوند و اطلاعات را به نحو مؤثر پردازش کنند. به نظر وایت افراد این کارها را نه به دلیل نیاز های زیستی، بلکه انگیزشی درونی برای تعامل با محیط انجام می دهند (همان منبع).

2-3-3 مفهوم انگیزش پیشرفت
معلمان به طور معمول دانشآموزانی را که سخت کوش، ساعی و علاقهمند به دروس باشند، در زمرهی دانشآموزان خوب قرار میدهند و یا به طور خلاصه می گویند: دانشآموزان خوب، آنهایی هستند که در درس خود انگیزه دارند. احیاناً منظور ایشان دانشآموزانی است که در فعالیت های آموزشی خود موفق هستند. به طور کلی همهی انسان ها به جزء بیماران روحی و روانی برای برخی کارها انگیزه دارند و برای برخی دیگر هیچ انگیزهای ندارند. در زمینه ویژگیهای دانشآموزان خوب میبینیم که نوعاً معلمان بر هوش تاکید نسبتاً کمی دارند. و بیش از هوش به عنوان یک کیفیت خوب، انگیزش داری اهمیت است. همواره دانش آموزان سختکوشی هستند که در کارهای خود پیشرفتی هر چند کُند، امّا یکنواختی دارند و همچنین دانشآموزان باهوشی هستند که از تواناییهای خود به خوبی بهره نمیگیرند معلمان به طور معمول داشتن دانشآموزان نوع اول را بر نوع دوم ترجیح میدهند. این معلمان بر این باورند که دانشآموزان دارای انگیزش، حتی اگر از پیشرفت اندکی برخوردار باشند در محدوده توانایی خود عمل میکنند. بنابراین تلاش برای افزودن انگیزش تحصیلی از اهمیت بسزایی برخوردار است. دیگر آن که نظارت بر کلاسی که دانش آموزان آن دارای انگیزش هستند، با دشواری چندانی روبرو نمیشود. چنین دانشآموزانی به برنامه انضباطی نیازی ندارند و به توصیههای معلم توجه میکنند و در موارد لازم به بحث و گفتگو با معلم میپردازند. معلم نیز ترغیب میشود تا برای بهبود کیفیت آموزشی خود تلاش بیشتری کند (اسپالدینگ ، ترجمه نائبیان و بیابانگرد، 1377).
” انگیزش پیشرفت، یعنی گرایش کلی به تلاش برای موفقیت و انتخاب فعالیتهایی که هدفش رسیدن به موفقیت درونی یا دوری از شکست است این انگیزه یکی از انگیزههای اجتماعی با اهمیت است”( اسلاوین، 1950 ترجمه محمدی، 1385، ص:365).
به اعتقاد اتکینسون 1964 افراد ممکن است به دو روش برانگیخته شوند.جستجوی موفقیت و اجتناب از شکست. او دریافت که در بعضی از افراد، اجتناب از شکست موجب برانگیختگی بیشتری میشود (اجتناب کنندگان از شکست) در حالی که در افراد دیگر جستجوی موفقیت موجب برانگیختگی میشود (جستجوی موفقیت). انگیزه جستجو کنندگان موفقیت به دنبال شکست افزایش مییابد و تلاشهای خود را جهت موفقیت شدت میبخشند ولی اجتناب کنندگان از شکست تلاشهای خود را به دنبال شکست کاهش میدهند (کدیور، 1379).

ویژگیهای افراد دارای انگیزش پیشرفت ویژگیهای افراد فاقد انگیزش پیشرفت
-داشتن انگیزه برای دستیابی به موفقیت
– موفقیت مدار
-انتخاب تکلیف با دشواری متوسط
– داری اعتماد به نفس
– مستقل
– با پشتکار و پیگیر
– شکست را نتیجه فقدان تلاش تلقی میکند.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

– اهداف طولانی مدت دارند.
– با اشتیاق و بلند پرواز
– از آنچه انجام میدهند احساس غرور میکند. – داشتن انگیزه برای دوری از شکست
– شکست مدار
– انتخاب تکالیف آسان یا سخت
– مضطرب
– وابسته به بازخورد و هدایت
– بیمیل و ناراضی
– شکست را نتیجه فقدان توانایی تلقی میکند.
اهداف کوتاه مدت دارند.
– بی تفاوت
– از آنچه انجام میدهند احساس شرم میکند.
جدول (2-1)، تفاوت های شخصیتی در انگیزش پیشرفت (جانسون، 1990 به نقل از کدیور، 1379، ص:165)
بنابراین سازه های انگیزش پیشرفت به آن دسته از رفتارهایی که با یادگیری و پیشرفت در ارتباط میباشند اطلاق می شود. انگیزش پیشرفت را بر اساس رویکردهای گوناگون تعریف نموده اند، بعضی از این رویکردها به انگیزشهای مربوط به موفقیت، به طور عام میپردازند. یکی از آنها رویکرد هدفها میباشد. رویکرد هدفها بر اساس انگیزشهای سازگارانه و ناسازگارانه پدید آمده است (ایمز، 1984) تحقیقها در زمینه رویکرد هدفها نشان داده است، کودکانی با تواناییهای یکسان، هنگامی که با مشکلات یادگیری مواجه میشوند، که به نظر میرسد، توانایی آنها محدود است و از اینکه تلاشهای آنها به موفقیت بیانجامد، ناامید میباشند. این نحوه رفتار گاهی در غالب الگوی درماندگی آموخته شده تفسیر میشود که به نوعی ناسازگارانه است، زیرا در مقابل رسیدن کودکان به اهداف ارزشمند، مانع ایجاد میکند. در مقابل افراد دیگری هستند که مشکلات بر سر راه را، حل نشدنی دانسته و از آنها ناراحت نمیشوند و حتی در وجود خود احساس لذت فائق آمدن بر چالش دارند، آنها به تغییر دادن راهبردها با حداکثر تلاش توجه نموده و توان حل مسئله خود را تقویت مینمایند، در واقع، این واکنشها را پاسخ هایی با جهت گیری تسلط مینامند (ایمز 1984، ترجمه سبحانی نژاد و عابدی، 1385).

2-3-4 گرایشهای انگیزش دیسی
طبق گرایش انگیزش دیسی افراد میتوانند دارای انگیزش درونی، انگیزش بیرونی و یا بدون انگیزش باشند. طبق نظریه دیسی هنگامی که افراد خود را با کفایت و خود مختار ادراک میکنند، مایلند داری انگیزش درونی باشند. رفتار این افراد از درون هدایت میشود این افراد به دیگران و یا به وقایع بیرونی به راحتی اجازه نمیدهند تا بر آنها تأثیر بگذارند. برای مثال، اگر فردی انگیزش درونی برای خواندن داستان دارد، آن را حتماً به آسانی خواهد خواند، زیرا در این فرایند رضایت و خشنودی درونی احساس میکند. و به این دلیل به داستان علاقه ندارد که فرضاً هر گاه داستان میخواند مادرش او را تشویق میکند. افرادی که انگیزش درونی دارند برای خود اهدافی در نظر میگیرند و روی آنها کار میکنند و نیز تکالیفی را به عهده میگیرند که هم جالب و هم رضایت بخش است. آنها تکالیف خود را در کارهایی اجباری نمیدانند. در واقع کارهایی که در نظر فرد اجباری تلقی میشود باعث میشود تا خودمختاری ادراک شده و سطح علاقه یا انگیزش درونی وی کاهش یابد. برای مثال معلمانی که از پاداشهای بیرونی برای بهبود انگیزش درونی استفاده میکنند ممکن است موجب کاهش این انگیزش شود. امّا افرادی که انگیزش بیرونی دارند خود را با کفایت یا خود مختار نمیشمارند. رفتارهای این افراد از بیرون هدایت میشود، یعنی وقایع بیرونی و دیگر افراد در رفتار و تصمیم گیری آنها نقش بسیار مهمی ایفا میکنند. افرادی که خود را بیکفایت میشمارند، اغلب به افراد با کفایتتر از خود توجه میکنند (اسپالدینگ ، ترجمه نائینیان و بیابانگرد، 1377).
بنابراین دانشآموزان دارای انگیزش بیرونی چنانچه در کاری به خوبی عمل کنند به جای تمرکز روی تکلیف در رضایت از موفقیت در آن، نظرشان بیشتر به خواستههای معلم و اینکه چه استفادههایی از آن میتوانند بکنند ویا چه پاداشی به دست میآورند، معطوف میشود. امّا اگر این افراد کاری را به خوبی عمل نکنند، به این میاندیشند که چگونه تنبیه میشوند و چطور میتوانند تمرکز دیگران را از این امر دور کنند. اما شکلی از انگیزش وجود دارد که به نظر میرسددرونی باشد تا بیرونی، دی سی و رایان (1985) آن را “خودگردانی درونی شده” نامیده اند. ریشه های این گرایش انگیزشی در تجارب اولیه کودک و نمادهای قدرت و ارزشمندی همچون معلمان و والدین قرار دارد. بیشترین والدین ومعلمان از تأیید برای تشویق به کارهای مناسب و از عدم تأیید برای جلوگیری از رفتارهای نامناسب استفاده میکنند.
همانند افرادی دارای انگیزش بیرونی، افراد بدون انگیزش نیز خود را به صورت با کفایت و خودمختار احساس نمیکنند اما این افراد بر خلاف افرادی که انگیزش بیرونی دارند، راه را بسیار طولانی و دشوار میبینند، به طوری که در نهایت دست از کار میکشند در واقع این افراد نه از افراد شایستهای کمک میگیرند و نه در برابر راهبردهای کنترل کننده از جانب یک نماد قدرت مقاومت میکنند در حالی که دانش آموزان دارای انگیزش بیرونی تلاش میکنند تا بر محیط خود تأثیر بگذارند و ادراک خود را از کفایت و کنترل افزایش دهند. دانشآموزان بدون انگیزش باور ندارند که راهی وجود دارد که آنها بتوانند بر آنچه که برایشان اتفاق میافتد تأثیر داشته باشند ادراک خویشتن این افراد از کفایت و کنترل آنقدر پایین است که موقعیت خود را به صورت درماندگی میبینند. دانش آموزان فاقد انگیزش بین رفتار تحصیلی خود و اتفاقات مدرسه هیچ گونه رابطهای تشخیص نمیدهند. اگر معلم در کلاس از آنها پرسش کند و آنها پاسخ بدهند شاید موفقیت را به شانس و یا آسانی پرسش نسبت میدهند (همان منبع).

2-3-5 انگیزش تسلط
پژوهشگران انگیزش تسلط را یکی از سه نوع رویکرد پیشرفت میدانند: تساط، درماندگی و عملکرد. کارول دویک و دانشجویانش (هندرسون و دویک ،1990، دویک و لیگت ،1998) پی بردند که کودکان در مقابله با برنامه های درسی دشوار و چالشانگیز، دو پاسخ متفاوت میدهند؛ رویکرد تسلط یا رویکرد درمانده. کودکان با رویکرد تسلط بیشتر تمرکز میکنند تا بر توانایی خود، عاطفه مثبت دارند (حدس زده میشود که از چالش لذت میبرند)، و راهبردهای مسئله مدار را که عملکرد آنها را بهبود میبخشند را بکار میگیرند، دانش آموزان با رویکرد تسلط، اغلب خودشان را به گونهای آموزش میدهند که توجه کنند، با دقت فکر کنند، و راهبردهایی را که در گذشته برای آنها کارایی داشتهاند را به خاطر بسپارند در مقابل کودکانی که رویکرد درمانده دارند؛ بر فقدان شایستگی خود تمرکز دارند اغلب مشکلات خود را فقدان توانایی نسبت میدهند عواطف منفی (مانند بیحوصلگی و اضطراب) را نشان میدهند. این رویکرد به تضعیف عملکرد آنها منجر میشود. شاگردان به رویکرد تسلط و درمانده در توانایی کلی با هم تفاوت دارند. شاگردان رویکرد تسلط عقیده دارند که توانایی قابل تغییر و بهبود است. آنها عبارتهایی از این قبیل را اظهار میکنند: “زرنگی موضوعی است که با توجه به خواسته شما قابل افزایش است”؛ در مقابل شاگردان با رویکرد درمانده عقیده دارند که توانایی اساساً تثبیت شده است و قابل تغییر نیست. آنها چنین جملاتی را اظهار میکنند: ” شما مطالب تازه را میتوانید یاد بگیرید اما هوش و ذکاوت شما ثابت میماند.” رویکرد تسلط بیشتر ترکیب اسنادهای درونی- ناپایدار- قابل کنترل را دارند. رویکرد درمانده بیشتر بر ترکیب اسناد درونی – پایدار – غیر قابل کنترل تاکید دارد (سانتراک؛ ترجمه امیدیان، 1385).

2-3-6 رابطه میان نیاز به پیشرفت و عملکرد آن
نمرات دانش آموزان در پیشرفت میباید در برخی اندازه گیریهای دیگر از عملکرد آنان منعکس گردد به عبارت دیگر نمرات به تنهایی بیارزشند.
همانطور که انتطار میرود، قدرت انگیزه پیشرفت با تعدادی از اندازهگیریهای جالب عملکرد همبستگی دارد. فرض کنید به دانشآموزی به انگیزش پیشرفت بالا فرصت انتخاب همکار (در یک پروژه) داده شده است یکی از افراد مورد نطر رفتاری دوستانه دارد و دیگری در انجام تکلیف تواناست. دانشآموز برانگیخته برای پیشرفت، گرایش خواهد داشت که فردی را که در انجام وطیفه، مطلوب است را انتخاب کند. اما دانشآموزانی که نیازهای پیوند جویی بالا دارند ولی در نیازهای پیشرفت پایین هستند به انتخاب عکس مورد بالا گرایش خواهند داشت (گیج، برلاینر، ترجمه خوی نژاد و همکاران، 1374).
– پایداری در انجام تکالیف
فرنچ و توماس به افراد مورد آزمایش سوالات دشواری را دادند که حل کنند یافتههای آنان به صراحت حاکی از آن است که افراد دارای نیازهای پیشرفت بالاتر در انجام تکلیف پایداری بیشتری دارند و بیشتر احتمال میرود که در پیدا کردن راه حل یک مسئله موفق شوند. در تحقیق مشابه لوول (1952) عملکرد افراد مورد آزمایش را با نیازهای پیشرفت بالا و پایین در مسائل ساده جمع و تجزیه لغات، مقایسه کرد. افرادی که نیاز پیشرفت بالاتری داشتند در زمان داده شده تعداد بیشتری از هر نوع پرسش را پاسخ دادند. مطالعات دیگر (واینر و کوکلا ، 1970) نشان دادند که افرادی که انگیزش پیشرفت بالا دارند همچنین نسبت به آنان که در این انگیزش پایین هستند، حتی هنگامی که در انجام تکالیف ناموفق هستند پایداری بیشتری دارند (همان منبع).
– خطرجویی
انگیزش بالای پیشرفت با خطرجویی همبسته است. آنهایی که برای موفقیت برانگیخته شدهاند، غالباً تکالیفی را که دارای دشواری متوسط است جستجو میکنند. آنها آشکارا این را برای به دست آوردن واقعگرایانه ترین برآورد از تواناییهایشان انجام میدهند با چنین دانشی آنها میتوانند هدفهایشان را تنظیم و راه های موفقیت را به نحو صحیح تر طرحریزی نمایند. آنهایی که انگیزه قوی پیشرفت ندارند غالباً تکالیفی را انتخاب میکنند که امکان خطر در آنها کم یا زیاد است و از خود ارزیابی واقعبینانه که برای تنظیم و طرح ریزی هدفهای معقول ضروری است اجتناب مینمایند (همان منبع).
– تکمیل تکالیف ناتمام
انگیزش پیشرفت بالا همچنین به طور وضوح با تمایل به اتمام تکالیف ناتمام همبسته است. تلاش برای از سرگیری سررشته اصلی فعالیتها ویژگی دانش آموزانی است که انگیزش پیشرفت آنان زیاد است این دانش آموزان ساختار ذهنی پیچیده، و پایداری را که از فعالیتهای جنبی و فعالیتهای فرعی ساخته شده است به وجود میآورند. این ساختار حتی هنگامی که فرایند میباید در طول دوره های دراز مدت حفظ شود و لذا ممکن است غالباً گسیخته و منقطع گردد، آنها را طی رشته گامهای منظم به سوی هدف هدایت مینمایند (هک هازون ، 1976،به نقل از گیج، برلاینر، ترجمه خوی و همکاران، 1374).
-تفاوتهای جنسیتی در انگیزش پیشرفت
همه مطالعات مربوط به انگیزش پیشرفت، شواهد یک ارتباط مثبت با عملکرد دانشآموزان را از نظر انتخاب همکاری که بتواند وظیفه را انجام دهد و پایداری در تکلیف، میزان عملکرد، کامل کردن تکلیف، توانایی حفظ پیشرفت منظم به سوی اهداف دور یا خطر جویی در اختیارمان قرار نمیدهد. به خصوص پیدا کردن مطالعاتی که ارتباط مشابهی را برای هر دو جنس نشان دهد دشوار است. بیشتر آنچه ما بحث کردیم در مورد مردان صادق بوده است و نه زنان ولی تغییر نقشهای اجتماعی زنان ممکن است این ارتباط را قویتر ساخته و نتایج مطالعات در مورد آنان را به مردان شبیه تر سازد (گیج، برلاینر، ترجمه خوی نژاد و همکاران،1374).

– انگیزش پیشرفت خود مختار در مقابل اجتماعی
انگیزه خود مختار پیشرفت در اوایل زندگی رشد میکند و