منبع پایان نامه با موضوع طلاق، مسلوب الاراده، جهان خارج

. انتخاب روش بیهوشی به سن کودک، نوع عمل جراحی و همچنین وضعیت سلامتی بیمار بستگی دارد. پزشک متخصص بیهوشی مسئول این تصمیمگیری است این کلمه دارای ریشه یونانی بوده و به معنی “فقدان ادراک” یا “عدم حساسیت” است. بیهوشی نیز نوعی شلی عضلات بدن است ، که با خواب و بیداری همراه میباشد.20
بطور کلی انواع بیهوشی عبارت اند از: بیهوشی عمومی، بیهوشی منطقه ای، بیهوشی موضعی. بیهوشی، حاصل تجویز دارو های متعدد، جهت ایجاد بی دردی ، فراموشی، عدم هوشیاری ، از بین رفتن رفلکس ها و شل شدگی عضلات‌می باشد. بیهوشی‌می بایست، توسط یک متخصص بیهوشی که اگاهی کامل به سیستم های بدن و داروهای مختلف را دارد، صورت پذیرد. عوامل مختلفی مانند سن، جنس، وزن و بیماری های زمینه ای میتوانند روند بیهوشی را متاثر سازند. القاء بیهوشی توسط دارو های داخل وریدی صورت میگیرد و بعد از اینکه هوشیاری بیمار از بین رفت و عضلات تنفسی شل گردید، تنفس بیمار از طریق لوله ای که در تراشه وی قرار داده شده است به دستگاه تنفس مصنوعی منتقل ‌می گردد. یک متخصص بیهوشی علاوه بر ایجاد حالات فوق وظیفه نظارت دقیق بر میزان تجویز دارو ها و حفظ کارکرد طبیعی ارگان های بدن در حین بیهوشی را نیز دارد، تا اثرات سوء دارو ها را به حداقل رسانده و بیهوشی را تا پایان اداره نماید. تحقیقات نشان‌می دهد، هیچ داروی بیهوشی به تنهایی نمیتواند تمام خواسته های مورد نظر یک متخصص بیهوشی را برای ایجاد یک بیهوشی مناسب، تامین کند، اما ترکیبی از دارو ها به همراه هم خواهند توانست، بیهوشی متعادل و مطلوبی را فراهم کنند.21
به عقیده متخصصان بیهوشی در شرایط بیهوشی عمومی عناصر هوشیاری ناپدید میشوند وبیماران احساس درد، آگاهی، خاطره و قدرت تحرک خود را از دست میدهند. بنابراین میتوان گفت، بیهوشی با خواب متفاوت است، چرا که زمانیکه ما در خواب هستیم نیز، بدن ما به محرک های بیرونی وارده واکنش نشان میدهند مثلا اگر سردمان شود، ان را احساس‌می کنیم و از خواب بیدار میشویم ، اما در بیهوشی اگر حتی عضوی از بدن را برش دهند و به عمق اعصاب شخص بروند، دردی احساس نخواهد شد.22
مستی:الکل، اولین ماده شیمیایی و شایع‌ترین ماده‌ای است که بر رفتار ذهنی و فیزیکی افراد اثر می‌گذارد. مصرف الکل در فرهنگ های مختلف معانی مختلفی دارد. مستی درلغت، به حالتی اطلاق میشود که، از خوردن شراب و دیگر مسکرات در انسان پدید‌می اید. به تعبیر دیگر، مستی به تغییرات بدن و ذهن همراه با کاهش دقت و حساسیت حواس که در نتیجه‌ی استفاده‌ی کافی از مواد الکلی پدید‌می آید، اطلاق میشود.23
بطور متوسط یک انسان معمولی قادر است 15 میلی لیـتـر الـکل را در طـی یـک ساعت دفع کند میزان غلظت الکل خون و اثرات آن با اندازه گیری میزان الکل موجود در خون فرد میتوان تعیین کـرد چه میزان فرد تحت تاثیر الکل می باشـد.24 در زیــر حالات ایجاد شده در فرد بر اساس میزان درصد الکل درون خون بیان گردیده است:
مرحله نشاط آور (%0.12-0.03): افزایش اعتماد بنفس و شجاعت فرد، فرد پر حرف تر و اجتماعی تر می شـود، دقـتـش کـاهش مـی یـابد، چـهره افـروخته، قضاوتش مختل می گردد، معمولا اولین جمله ای که به ذهنش میـرسـد را بـیان میکند، در حرکات ظریف مانند نوشتن دچار مشکل می شود.
مـرحله برانگیختگی (%0.25-0.09): خـواب آلـوده، در درک و بـخـاطـــر آوردن موضوعات گذشته دچار مشکل می گردد، واکـنش وی در بـرابـر مـحرکات کاهش می یابد، حرکات بدن ناهماهنگ می شـود، بـیـنایـی مخـتـل مـی شــود و حـس چشایی و شنوایی کاهش می یابد.
مرحله سرگشتگی (%0.30-0.18): فرد گیج و مـبهوت است، شـایـد نـدانـد کجاست و مشغول چه کاریست، سرگیجه دارد و تلوتلو می خـورد، بـیـش از حد احـساساتی، خشن و یـا مـهربان مـی گـردد، خـواب آلـوده اسـت و درد را دیـرتـر احسـاس میکند، حرکات ناهماهنگ است، قادر به گرفتن شیئ که به سـمتـش پرتاب میگردد نیست.
مرحله بهت (%0.4-0.25): قادر به حرکت نیست، به محـرکات واکنش نشان نمی دهد، قادر به نشستن و ایستادن نیست، استفراغ می کند، مـمکن است بیهوش گردد. مرحله کما (%0.50-0.35): فرد بیهوش است، احساس شدید سرما، تنفس کم عمق و آهسته میگردد، ضربان قلب کاهش می یابد، امکان مرگ وجود دارد.
مرحله مرگ: میزان 0.50 درصد و یا بیشتر الکل در خون سبب مرگ میگردد.25
زمانی که فرد الکل مصرف میکند، ارتـباطهای بین سلولهای عصبی تداخل کرده و فــعـالـیـت گـذرگاه های مـحـرک عـصبـی را ســرکـوب و گـذرگاه هـای بازدارنده عصبی را افزایش می دهـد. در کـل یک سرکوبگر دستگاه عصبی می باشد.جـریـان خـون ســطحی افزایش یافته که موجب تعریق بدن میـشود امـا جریان خون عضلانی را کاهش داده و موجب درد عضلانی میـگردد.26
در مستی، کنترل رفتاری کاهش یافـتـه و مـمـکن اسـت فرد دست به عملی زده و یا حرفی بزند که بعدا پشیمان گردد.تـعادل بدن کاهش و قوه تشخیص فرد کاهش می یابد، واصولا در چنین شرایطی واکنش بدن به محرکات کندتر میشود.
مستی حالتی است که در اثر نوشیدن مسکر مانند: شراب وخمر در انسان پدید‌می آید. بنابراین، مستی وضعیت ناپایدار و غیر عادی است، که تحت تاثیر استعمال مواد الکلی یا مخدرهای قوی ایجاد میگردد و عمدتا با سرخوشی و شادمانی کاذب همراه است.مستی برعقل و دستگاه عصبی تاثیر مستقیم دارد، به گونه ای که قدرت تفکر وتشخیص وادراک را کم و بیش از انسان سلب مینماید. علی رغم وجود ضعف بر اراده و سستی در اعضای بدن، انسان مست احساس قدرت و نیرو میکند. در چنین حالتی نظم کلامی شخص دچار اختلال شده و او راز نهانش را آشکار میسازد.27
تاثیر الکل بر سیستم عصبی اثری مهاری است. آثار تحریکی که به دلیل کاهش آثار بازدارنده‌ی قشر مغز صورت میگیرد. الکل در غلظت پایین بر روی مراکز بالای مغز تاثیر گذاشته و در غلظت بالا با تاثیر روی مراکز پایین تر مغز، خطر توقف فعالیت مراکز کنترل کننده قلب و تنفس در ساقه مغز و نهایتا وقوع مرگ را به دنبال خواهد داشت.28
آنچه از مستی در حقوق کیفری مهم جلوه مینماید، تاثیر آن بر اراده و اختیار انسان است.کسی که بواسطه‌ی مصرف مشروبات الکلی و سکرآور قوه دماغی خود را از دست داده و از حالت طبیعی خارج میشود، مسلوب الاراده است.29
حالتی شبیه به خواب، که در آن مغز انسان به پاسخ های درونی وپنهانی خود که زیر بنای چیزی که به آن ادراک جهان خارج میگویند، ادامه نمیدهد. البته مستی، خواب نیست و ملحق به آن نیز نمی گردد. خواب عارضه ای است که، به صورت منظم، تکرار شونده و به آسانی برگشت پذیر در انسان به صورت طبیعی پدیدار میگردد. معمولا با بی حرکتی و بالا رفتن قابل توجه آستانه واکنش به محرک‌های خارجی در مقایسه با حالات بیداری مشخص می‌شود.30
بنابراین حالت اغماء که زندگی شخص حالت نباتی داشته و فرد زمان، ‌مکان و اطرافیان خود را نمی‌شناسد و نمی‌تواند ارتباطی با دیگران و دنیای خارج برقرار کند، و همچنین بیهوشی که با از دست دادن کامل هوشیاری همراه است و انسان، اراده، قصد و اختیاری برای ارتکاب عمل یا ترک فعل ندارد، و همچنین مستی که در آن انسان با مصرف مشروبات الکلی به صورت ارادی و به دنبال تأثیر الکل، توان کنترل خود بر اعمال خویش را از دست می‌دهد و زوال نیروی آگاهی و اراده را به دنبال دارد، خواب نیست و ارتباطی به آن ندارد.
گفتار دوم – خواب مصنوعی31
تاریخچه کاربرد خواب مصنوعی به زمان رهبران مذهبی، پزشک های جادوگر، حکیم ها باز میگردد. طالع بین های مصر و یونان باستان برای اجرای درمان های کوناکون وارد حالت خلسه‌می شدند. پارسلسوس (1493-1541) تاثیر شفابخش اجرام آسمانی و آهن ربا را توضیح داد. درسال 1840 جیمز برد32 نخستین بار اصطلاح هیپنوز – واژه‌ای یونانی به معنی خواب – را برای اطلاق بر آنچه به گمان او حالت خاصی از خواب بود، ‌به کار برد.
خواب هیپنوز که بوسیله هیپنوتیزم ایجاد می‌شود، حالتی است که ذهن نقاد و پرخاشگر به کنار گذاشته شده و در این شرایط، افکار و تلقینات لازم به سوژه داده می‌شود. یعنی آگاهی محدود شده سوژه به کمک هیپنوتیزم کننده اظهار می‌شود.
در حالت هیپنوز قبل از همه چشم تحت تاثیر قرار می‌گیرد. سپس تمام عضلات بی حال شده و موج سستی و بیحالی تمام وجود سوژه را فرا می‌گیرد. در این حالت عامل باید محیط را برای احتمال افتادن سوژه آماده کرده باشد. در حالت هیپنوز تمام بدن به حالت سستی و خواب رفتگی قرار گرفته، حالتی شبیه به بیهوشی و بی حسی تمام قسمت‌های بدن را کلی یا جزیی در بر می‌گیرد. ضمن اینکه حالتهای دیگری مانند فراموشی جزئی و موقت، درگیری با توهم و خیالات مثبت و منفی، همچنین انتقال کامل احساس به مکانی دور (تخلیه قالب) در او پیدا می‌شود.خواب مصنوعی ناشی از هیپنوتیزم اگر چه به خواب عادی شباهت دارد، اما بسیار با آن متفاوت است.در خواب مصنوعی، شخص هم خواب است و هم بیدار، هم بطور مستقل فکر می‌کند و هم تحت تاثیر تلقینات عامل قرار دارد.حال آنکه در خواب معمولی چنین نیست.33
بند اول – تعریف خواب مصنوعی و انواع آن
هیپنوتیزم علمی و عملی از حدود دو قرن اخیر کشف گردیده است، نظریات متفاوتی از ماهیت هیپنوتیزم و نحوه پیدایش آن به توسط متخصصین ارائه شده که در بین انها نظریه پاولوف، یکی از علمی‌ترین نظریات در زمینه هیپنوتیزم است. براساس این نظریه حالت خواب در سراسر نیم کره‌های مغز منتشر می‌شود. این پدیده بطور ناگهانی صورت نمی‌گیرد و کانونهای فعال و بیدار در مغز باقی می‌مانند که باعث ایجاد حالتی بین خواب و بیداری می‌شود و همین نقاط بیدار است که ارتباطی بین فرد و هیپنوتیزم کننده ایجاد می‌کند. در این نظریه شخص هیپنوتیزم شونده مانند کسی است که بطور طبیعی به خواب رفته ولی به دلیل وجود نقاط بیدار در مغز، سخنان عامل را می‌فهمد و نسبت به تحریکات و جریانات خارجی، بی توجه است.
خواب مصنوعی یا همان هیپنوتیزم، ‌نوعی از خواب بودن در عین بیداری است. در زبان فارسی، در متون عمیق و ریشه دار عرفانی، اصطلاحات فراوانی مانند: شوریدگی، سرمستی، خلسه، اشراق، شور، جذبه هم معنا با هیپنوتیزم به چشم می‌خورد.34
در علم، هیپنوتیزم شاخه‌ای از روانشناسی است، که در آن به وسیله‌ی تلقین، شخص از حالت هوشیاری خارج می‌شود و تحت تسلط شخص هیپنوتیزور در می‌آید. طریقه‌ای که به وسیله آن انسان می‌تواند، دیگری را به خواب مصنوعی یا مغناطیسی فرو برد.35 گاهی از اوقات هیپنوتیزم دردرمان بیماری‌ها و یا روان درمانی به کار گرفته می‌شود، که به آن هیپنوتراپی و یا هیپنوآنالیز اطلاق می‌شود و گاهی نیز شخص قادر است، این عمل را بر ری خود انجامدهد، که به آن اتو هیپنو یا سلف هیپنوتیزم می‌گویند.36
هیپنوتیزم یک حالت روان شناختی با نوعی توجه و آگاهی تغییر یافته است، که در آن شخص تلقین‌ها را می‌پذیرد.حالت یا وضعیتی که در آن فرد دچار تغییراتی در ادراک، حافظه یا خلق می‌شود و در نتیجه می‌تواند به تلقینات مناسب واکنش نشان دهد. مشخصه ذاتی خوابواره همین تغییر تجربی درون ذهنی انسان است.37
هیپنوتیزم حالتی از تغییر طبیعی ذهن است که با تغییر در درک، تصویر سازی، تلقین پذیری و تمرکز همراه‌می باشد. آدمی در شرایطی خاص خودبخود این حالت تغییر ذهنی را‌می تواند تجربه کند.وقتی آنچنان محو تماشای تصویری‌می شوید که از اطرافتان غافل‌می گردید، وقتی شنیدن نوای موسیقی دلخواهتان باعث میگردد که متوج? وقایعی که در اطرافتان‌می گذرد نمی شوید و حالاتی اینچنینی، درواقع تجرب? هیپنوتیزم خودبخودی هستند.
در هیپنوتیزم شخص تحت تاثیر هیپنوتیزور، آن گونه که او می‌خواهد، خواب می‌بیند، احساس می‌کند و حتی گاهی بر خلاف خواست قلبی‌اش اعمالی را انجام می‌دهد. مناطقی که بر اثر تلقین تحریک می‌شود، ‌با مناطق

مطلب مشابه :  منبع پایان نامه با موضوعحقوق جزا، دانشگاه تهران، فرهنگ اصطلاحات

دیدگاهتان را بنویسید