پایان نامه ارشد حقوق : آیین دادرسی کیفری

دانلود پایان نامه

دیدگان باید به کسانی که به دلیل ماهیت آسیب وارد شده یا عواملی مانند آنچه در ماده 3 آمده، نیازهای ویژه ای دارند، بیشتر توجه شود.
ب-اصول و قواعد بین المللی ناظر بر عملکرد پلیس
سازمان ملل متحد در مورد استاندارد های رفتاری مبتنی بر حقوق بشر برای نیروهای مسلح در اسناد و اعلامیه های خود مقررات و اصولی را مقرر کرده است. برخی از این مقررات که در حمایت از بزه دیده می باشد عبارتند از:
قوانین بین المللی حقوق بشر برای همه حکومتهاو نهادهای وابسته به آنهااز جمله نهادهای انتظامی از جمله پلیس الزام آور است.
مأموران نهاد های انتظامی از جمله پلیس، باید استانداردهای بین المللی حقوق بشر را بشناسند و بکار برند.
نهادهای انتظامی باید در همه حال قانون را رعایت و از آن پیروی کنند.
نهادهای انتظامی باید در همه حال وظایف محول شده را بر اساس قانون، برای خدمت رسانی به جامعه با حمایت از افراد در برابر رفتار های غیر قانونی و با نهایت مسؤولیت پذیری و حرفه ای گری انجام دهند.
نهادهای انتظامی نباید آلوده به هیچ نوع از فسادی شوند.آنها باید با جدیت در برابر این فسادها بایستند و با آن مقابله کنند.
نهادهای انتظامی باید ضمن التزام به شرافت انسانی، آن را پاسداری کنند و از حقوق انسانی همه افراد دفاع نمایند.
نهادهای انتظامی باید نقض اصولی را که جهت ارتقای حقوق بشر تنظیم شده اند؛ همچنین تخلف از قوانین را گزارش دهند.
نیروهای پلیس باید برای حفظ امنیت عمومی و حقوق همه افراد آماده و مجهز باشند.
اعتبار و آبروی همه افراد باید از تعرضات غیر قانونی در امان باشد.
شکنجه و سایر رفتارهای غیر انسانی و تحقیرآمیز مطلقاً ممنوع است.
زندگی خصوصی کودکان باید محترم شمرده شود و پرونده های آنها را در جای امن نگهداری نمود.
هیچکس را نمی توان خودسرانه دستگیر و یا بازداشت کرد.
با قربانیان و شهود باید با شفقت رفتار نمود.
حریم خصوصی و امنیت قربانیان باید حفظ شود.
تأخیرهای بی مورد در پیگیری مسائل قربانیان باید از بین برود.
نهادهای انتظامی باید در برابر کل جامعه، پاسخگو باشند.
خشونت علیه زنان حتی زمانی که درون خانواده اتفاق می افتد، یک جرم کیفری محسوب می شود و باید با آن مانند سایر جرایم برخورد کرد.
همه داوطلبان استخدام در سازمان پلیس باید دارای شخصیت روحی و جسمی مناسب باشند.
عملیات تجسس و تحقیق، باید فقط از طریق قانون و با دلایل موجه انجام شود.
مأمورینی که از انجام دستورات خودسرانه مافوق خود سرباز میزنند، باید مشمول معافیت شوند.
صحنه جرم باید به دقت بررسی شود و مدارک جرم با حساسیت جمع آوری و نگهداری شود.
تحقیقات باید به سرعت، به شیوه ای شایسته، عمیق و بی طرفانه صورت گیرد.
مبحث دوم: آسیب های ناشی از جرم
به طور کلی هر جرمی که رخ می دهد علاوه بر متحمل شدن آسیب های روحی و روانی بزه دیده آسیب های مهلکی بر اجتماع و اقتصاد می گذارد؛ لذا باید بیمار گونه راهکاری روبه روی مقابله با این پدیده بکار برد که مهمترین آنها نقش پلیس در کاهش آسیب های ناشی از جرم است.
گفتار اول: مفهوم و آسیب های ناشی از جرم
این گفتار در بند اول به تعریف آسیب های ناشی از جرم و در بند دوم به اقسام آسیب های ناشی از جرم پرداخته شده است.
بند اول: تعریف آسیب های ناشی از جرم
منظور از آسیب های ناشی از جرم هر نوع ضرر و زیان و خسارت و صدمه به جان، مال، ناموس، آبرو و روح آدمی که در اثر جرم، بزه دیده متحمل می شود.
ضرر و زیان عنوان خاص قانونی است ولی تعریف نشده است و در آیین دادرسی کیفری به تقسیم ضرر پرداخته شده است. ضررجزایی ضرر ناشی از جرم است که مثال های آن در ذیل عنوان شده است:
ضرر بدنی: آسیب های ناشی از ضرب و جرح در بدن مثل شکستگی
ضرر حیثیتی: مثل اهانت
ضرر شرفی: مثل زنا
ضرر مالی: مثل مسروقه شدن اموال شخص
بند دوم: اقسام آسیب های ناشی از جرم
الف.آسیب مادی
تعریف آسیب مادی در ترمینولوژی حقوق اینطور آمده است: ضرر مادی، ضرر مالی و بدنی است که در مقابل ضرر معنوی قرار می گیرد. ضرر مادی به صورت ضرر موجود، ضرر آینده و ضرر محتمل الوقوع دیده می شود. در ذیل تعریف دو نوع ضرر مادی، یعنی ضرر جسمانی و مالی خواهد آمد.
آسیب جسمانی
آسیب های جسمانی عبارت است از ضرری که به حیات انسان یا سلامت او وارد می آید.این نوع ضرر ممکن است به صورت ایراد ضرب و جرح بر بدن، ایجاد مریضی، نقص عضو، از کارافتادگی دایم و موقت و بالاخره مرگ متجلی گردد. این نوع آسیب از جهتی شبیه آسیب مادی و از جهت دیگر همانند آسیب معنوی است.
این گونه آسیب ها را در دو بخش زیان های ناشی از ورود لطمه به جسم و سلامت شخص بزه دیده و خسارات ناشی از مرگ وی مورد بررسی قرار می دهیم.
آسیب های ناشی از ورود صدمه به جسم و سلامت بزه دیده
هنگام ارتکاب جرم یا به محض کشف آن، بزه دیدگان احتمالا شماری از واکنش های جسمانی را نسبت به آن رویداد تجربه می کنند. از جمله اینها عبارت است از: افزایش ترشح آدرنالین در بدن، افزایش ضربان قلب، تنفس سریع، تکان، ریختن اشک، بی حسی، احساس یخ زدگی و خشکی دهان.
پس از ارتکاب جرم، بزه دیدگان ممکن است تأثیرهای جسمی مختلفی را متحمل شوند؛ از جمله: بی خوابی، اختلال در اشتها، خمودگی، سر درد، کشیدگی عضلانی، تهوع و کاهش غریزه جنسی. ممکن است چنین واکنش هایی تا مدت ها پس از ارتکاب جرم باقی بماند.
آسیب های وارد بر چهره متداول ترین شکل از ضرب و جرح ها می باشد. بزه دیدگان ممکن است آسیب های جسمی مختلفی از جمله ساییدگی و کوفتگی، شکستگی بینی، استخوان گونه یا استخوان آرواره و آسیب یا از دست دادن دندان ها را متحمل شوند.

ماده 5 قانون مسؤولیت مدنی آسیب هایی را که در اثر لطمه به جسم و سلامت بزه دیده ممکن است به بار آید پیش بینی نموده است. مطابق این ماده و با توجه به مواد 1 و2 این قانون هنگامی که بزه دیده دچار جراحت، نقص یا قطع عضو و یا بیماری می گردد، خسارات زیر ممکن است به وی وارد آید:
هزینه معالجه
ضرر از کار افتادگی
افزایش مخارج زندگی
آسیب های ناشی از مرگ شخص بزه دیده
صرف نظر از ناراحتی های روحی و زیان های معنوی که در اثر مرگ بزه دیده به بستگان وی وارد می آید و در بخش بعدی مورد بحث قرار می گیرد، در بعضی موارد ممکن است بزه دیده در زمان حیات خود نگهداری و مخارج اشخاص ثالثی را بر عهده داشته باشد و یا به کسان معینی کمک مادی می کرده است و مرگ وی اشخاص را از نفقه و کمک های مالی محروم می کند. آیا این اشخاص حق مطالبه ضرر را دارند؟
ماده 6 قانون مسؤولیت مدنی مقرر می دارد:”در صورتی که در زمان وقوع آسیب، زیان دیده قانونا مکلف بوده و یا ممکن است بعدها مکلف شود شخص ثالثی را نگهداری نماید و در اثر مرگ او شخص ثالث از آن حق محروم شود، وارد کننده زیان باید مبلغی را به عنوان مستمری متناسب تا مدتی که ادامه حیات آسیب دیده عادتاً ممکن و مکلف به نگهداری شخص ثالث بوده، به آن شخص پرداخت کند…”
بر طبق این ماده افرادی که بزه دیده متوفی قانوناً مکلف به انفاق و نگهداری آنان بوده و در اثر مرگ او متضرر گردیده اند می توانند مطالبه ضرر و زیان خود را بنمایند.
آسیب مالی
منظور از آسیب ها و ضرر های مالی خساراتی است بر اثر ارتکاب جرم به اموال و دارایی های بزه دیده وارد می شود.آسیب مالی ممکن است به صورت از بین رفتن عین مال یا از بین رفتن منفعت آن و سرانجام از بین رفتن حق ایجاد گردد. بنابراین انواع آسیب های مالی عبارتند از:
از بین رفتن مال
و آن آسیبی است که بر اثر از بین رفتن عین مال حادث می شود. مانند سوزاندن خانه کشتن حیوان، شکستن تلویزیون یا ساعت.از بین رفتن مال گاهی به صورت نابودی کامل اشیاء و زمانی به صورت کاهش قیمت آنها می باشد. برای مثال شخصی که اتومبیل سواری را به صورت امانت در اختیار دارد، آن را به ضرر مالکش و با سوء نیت استفاده نماید و با آن آجر و غیره حمل کند و به آن خسارتی وارد و آن را معیوب نماید.
از بین رفتن منفعت مال
آسیب ناشی از جرم گاهی به صورت از بین رفتن منفعت مالی می باشد.تفویت منفعت را نباید با عدم النفع اشتباه کرد.
منفعت عین همانند خود عین، مال محسوب می شود و در زمان حال قابل تقویم و واگذاری است. به عنوان مثال اگر کسی منزل دیگری را به صورت عدوانی تصرف نماید و مانع استیفاء منافع ملک توسط مالکش شود، این عمل غیر قانونی در واقع جلوگیری از تحصیل فایده نیست بلکه از بین بردن منافعی است که بر آن عنوان مال مترتب می گردد و به تبع مال فعلیت داشته است.
از بین بردن حق
اگر کسی با ارتکاب جرم موجب از بین بردن حقی از حقوق بزه دیده گردد، باید از عهده خسارات وارده برآید. برای نمونه اگر کسی مرتکب بزه ترک انفاق شود و حق نفقه زوجه و افراد واجب النفقه خود را نپردازد.
ب.آسیب های معنوی
1.تعریف و مصادیق آسیب های معنوی
در متون قانون ما در واقع از آسیب و زیان معنوی تعریفی به عمل نیامده و فقط در ماده 9 آیین دادرسی کیفری مصوب 1290 به ذکر مصادیق تمثیلی آن اکتفا شده است. حتی در قانون مسؤولیت مدنی این نوع ضرر و زیان تعریف نشده است.
اما علمای حقوق در مقام تعریف ضرر معنوی تعاریف گوناگونی بکار برده اند. یکی از آن تعاریف اینگونه است :”تعریف زیان معنوی دشوارتر است و برای اینکه تعریفی از آن به دست داده باشیم می توان گفت صدمه به منافع عاطفی و غیر مالی است مانند احساس درد جسمی و رنج روحی، از بین بردن آبرو حیثیت وآزادی”و در ادامه می گوید”به هر حال زیان های معنوی را به دوگروه تقسیم کرده اند:
1.زیان های وارده به حیثیت و به طور خلاصه آنچه در زبان عرف، سرمایه یا دارایی معنوی شخص است.
2.لطمه به عواطف و ایجاد تألم و تأثر روحی که شخص با از دست دادن عزیزان خود با ملاحظه درد و رنج آنها می بیند.”
فقه غنی اسلام آسیب معنوی و جبران آن را مورد توجه قرار داده است. برای مثال در حقوق اسلامی حیثیت اشخاص به طور جدی مورد توجه شارع مقدس بوده است تا آنجا که برای اهانت به مسلمانان (قذف) حد تازیانه در نظر گرفته شده است. و در بسیاری از روایات آبرو و عرض مومن از خون و جان او برترو والاتردانسته شده و به ناموس الهی تعبیرگردیده و هتک آبروی مومن هتک ناموس الهی به شمارآمده است و به تعبیرامام خمینی(ره) «خداوند تبارک و تعالی غیور است و هتک مستور مومنین وکشف عورات آنها هتک ناموس الهی است.»
آسیب های معنوی شامل انواع گوناگونی می باشند که عبارتند از:
لطمه به حیثیت، شرافت، کرامت و معتقدات مذهبی
از آسیب وارد شده به حیثیت، شرافت، کرامت و معتقدات مذهبی به آسیب معنوی یاد شده است. در سطح سیاست جنایی تقنینی، ماده 698 ق.م.ا تحت عنوان”اعاده حیثیت” نمونه ای از جبران خسارت معنوی است.
دردهای جسمانی
بر طبق ماده 9 ق.آ.د.ک مصوب 1290 عنوان صدمات روحی که خسارت معنوی محسوب شده، شامل دردهای جسمی نیز می گردد.
آسیب روانی
تجربه جرم معمولاً نسبت به تجربه تصادف یا مصیبت مشابه، تأثیر شدیدتری دارد. کنار آمدن با این واقعیت که آسیب وارد شده ناشی از فعل عمدی دیگری بوده، دشوار است. واکنش آغازین بزه دیده ممکن است شوک، ترس، خشم، ناباوری و گناه باشد.
درد و رنج عاطفی
عاطفه مفهوم روان شناسانه و به معنای تأثیرپذیری یا واکنش روانی است که در برخورد با امور بیرونی به نام جرم در ذهن پدید می آید و به شکل هایی مانند محبت شوق کینه نمایان می شود. درد و رنج عاطفی از آسیب روانی جداست. درد و رنج عاطفی مفهومی است که در قلمرو”روانشناسی”قرار می گیرد، در حالی که آسیب روانی مفهومی پزشکی است که در قلمرو”روان پزشکی”می گنجد.

مطلب مشابه :  مبارزه با قاچاق

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

رنجهای روحی
علاوه بر دردهای جسمانی که در اثر

دیدگاهتان را بنویسید