دانلود پایان نامه ارشد با موضوع سلسله مراتب، اوقات فراغت

آن را شکل داد، چرا که این کار مستلزم داشتن دانش تخصصی در زمینه طرح سازه فولادی است. در مورد سنگ دو فایده اصلی استفاده از آن، یکی تنوع تقریباً نامحدود آن و دیگری مقاومت بالای آن در برابر فشار است، ولی سنگ‌ها مقاومت کششی اندکی دارند. اخیراض استفاده از بتن شیوه‌ای مناسب است، چرا که مانند سنگ دارای مقاومت فشاری زیادی بوده و می‌توان آن را تقریباً به هر شکلی در آورد. مقاومت فشاری بتن، به طرح اختلات و شرایط جوی حاکم بر بتن ریزی یستگی دارد. در ضمن، بتن مسلح که از ترکیب میلگرد “آرماتور” و بتن خمیری حاصل می‌شود، مشخصه فولاد یعنی مقاومت کششی زیاد آن را به همراه ویژگی خاص بتن که مقاومت کششی آن است، را یکجا دارا می‌باشد. از ترکیب این ویژگی‌ها، ساختار مطلوبی پدید می‌آید که مقاومت آن حتی در برابر آتش هم بی مانند است. طراحی بتن مسلح، حوزه پیچیده‌ای است که به مطالعات گسترده‌ای نیاز دارد. به علاوه، نه تنها طراحی بتن دشوار است بلکه قالب‌ریزی برای تقویت آن در حسن خشک شدن و به عمل آمدن آن نیز ممکن است به همان اندازه مراحل ابتدایی طراحی و ساخت آن، دشوار باشد. در سیستم‌های نظیر خرپاهای چوبی، تیرها، ستون‌ها و خرکها، مصالح اولیه با یکدیگر ترکیب می‌شوند شکل نوع سیستم‌های مصالح، عمر ساختمان‌ها را افزایش داده، باعث توسعه اقتصادی شده، مدت ساخت بنا را کاهش می‌دهد و کنترل کیفی را بهبود می‌بخشد. طراح موظف است حداقل دانش مورد نیاز را نه تنها در مورد مصالح اولیه، بلکه در مورد سیستم‌های مختلف مصالح که در ابتدای روند طراحی باید در نظر گرفته شود، فرا گیرد. سیستم مصالح به همراه نوع مشخصی از آنها، در برخی بناها عاملی عمده به حساب می‌آید. نوع سیستم از لحاظ مسایل اقتصادی،عامل هدایت کننده این روند است. اسکلتها و خرپاهای چوبی را می‌توان در خانه‌ها، فولاد و بتن را در ساختمان‌های اداری و بتن‌ها را در ساختار و پارکینگ‌ها یافت. هنگام بررسی هزینه‌های اولیه و به دنبال آن بر هزینه‌های چرخه زندگی و گاهی هزینه‌های محیط زیست تاکید می‌شود. این هزینه‌های سه گانه، نشان دهنده انرژی مصرفی “کار و مصالح= پول= انرژی” در مدن زمانی معین است. هزینه‌های اولیه هزینه چرخه زندگی، هر یک با مرحله مشخصی از عمر ساختمان در ارتباطند. هزینه اولیه “همان طور که از نام آن پیداست” پولی است که مستقیماً برای ساختمان سازی به مصرف می‌رسد. هزینه چرخه زندگی، هزینه‌ای است که در طول مراحل عمر ساختمان برای نگهداری و تعمیرات آن صرف می‌شود و سرانجام هزینه محیط زیست، به معنای احتساب هزینه‌های پس از سر رسیدن عمر ساختمان است که شامل هزینه‌های صرف شده پیش از ساختن و پس از تخریب به علاوه هزینه صرف شده در طی عمر مفید آن می‌باشد. چنین احتسابی، میزان انرژی مصرفی و حجم اتلاف در هر مرحله از مراحل عمر مصالح را مورد بررسی قرار می‌دهد، از جمله خاک‌برداری اولیه یا حفر، انتقال، پالایش، انتقال ثانویه، بنا کردن استفاده و تخریب یا بازیافت آن برای استفاده مجدد. برخی از متخصصین، به بررسی تاثیر حفاری‌ها بر حیات گونه‌های گیاهی و جانوری در هر منطقه پرداخته‌اند از جمله اهداف عمده بررسی هزینه‌های محیط زیست، اتخاذ تدابیر اولیه برای ساختن یک ساختمان مقاوم است که در مقیاسی وسیع، یک خط تحقیقات نسبتاً جدیدی است. منابع مورد نیاز در زمینه ” ماهیت هنر” را می‌توان از طریق نشریات حفاظت از محیط زیست و نشریاتی همچون راهنمای منابع محیط زیست از انتشارات انجمن معماران آمریکا به دست آورد.
2-11 پوسته ساختمانی
در آب و هوای سرد و معتدل، پوسته ساختمان باعث ایجاد ناتراوایی بین قسمت‌های داخل و خارج آن می‌شود. این در حالی است که یک پوسته مناسب آب را از بنا دور می‌کند و شفافیت، استحکام، دسترسی و عایق‌بندی را برای ساختمان فراهم می‌سازد. سیستم‌های پوسته‌ای متنوعی موجود است، برای مثال دیوارهای غیر باریر جدا کننده، مجموعه‌های مدولی ساخته شده و متصل با یکدیگری را تشکیل می‌دهند که پیوند دهنده سطوح پیوسته به سازه پشتی هستند.
2-12 ارتباطات
تا این مرحله، ما با توضیح کلیه عناصر اساسی یک ساختمان پرداخته‌ایم، که برای هر سازه‌ای که از نظر محیطی دارای شرایط مناسبی است، عمومیت دارد. اینک می‌توان در ذهن، افراد ساکن در ساختمان را در آن فضا قرار داد و به بررسی ویژگی‌های گوناگون مربوط به خود فضای داخلی ساختمان پرداخت. از جمله این ویژگی‌های برجسته که تقریباً برای هر فضای غیر قابل انکار است، روند حرکت و رفت و آمد در آن فضاست که در اصطلاح “ارتباطات” نامیده می‌شود. عمل حرکت در یک فضا، نقش بسزایی در حواس فیزیکی ما دارد. اگر طراحی با مهارت اجرا نشده باشد، می‌توان اثر عاطفی واقعی در افرادی که با آن مواجه می‌شود، ایجاد نماید. حرکات ناگهانی مانند صعود و نزول، از نظر فیزیولوژیکی با معنایی خاصی دارد که ریشه در مفاهیم فرهنگی هر ملت دارد.
“ارتباطات” ما را از بین حرکات ناگهانی مذبور، به پیش رانده و فضاها سلسله مراتبی را طی کند، که نشان دهنده راههای کارآمد یک طرح و در کنار آن، هدف فرهنگی او بوده و خواه‌ ناخواه، جزء لاینفک طرح حاصل قلمداد خواهد شد. چینگ می‌گوید:
مسیرهای حرکتی را می‌توان به مثابه رشته‌های ادراکی تصور کرد که پیوند دهنده فضاهای یک ساختمان یا مجموعه‌ای از فضاهای داخل و خارج، با یکدیگرند. یا چرا که در مسیر عبور ما در طول زمان، از میان توالی فضاهاست تجربه ما از یک فضا د
ر ارتباطات با این حقیقت است که پیش از آن، در کدامین فضا بوده‌ایم م خواهان ورود به کدامین فضا هستیم. هم اکنون، به جنبه‌های عملی و عینی مربوط به مسیرهای حرکتی می‌پردازیم که در موضوعات روانشناسانه، احساسی، فرهنگی و حتی مذهبی تاثیرگذار است. این قبیل موضوعات نظر، صرفاً در رأس جوانب عملی مسئله مسیرهای حرکتی یک طرح قرار نمی‌گیرد، بلکه با حاصل نظریات و تجربیات هر یک از طراحان که بر روی پرده کار می‌کنند، در هم آمیخته می‌شوند. آمیزش نظریات نیز مقابل دیگری است که نشان دهنده تعادل حساس موضوعات عینی و نظری در طراحی می‌باشد.
“ارتباطات” اساساً با:
– زمان
– متوالی
– فضا
– تجربه ادواری
– جهت‌یابی
پیوند دارد. تجربه مسیرهای ارتباطی، اغلب با ادراک فضایی ما در تماس است. میزان تجربیات فضایی ما می‌تواند تعداد قابل توجهی را داشته باشد که طبیعی‌ترین نوع آن، هنگامی است که در هوای آزاد زیر آسمان آبی ایستاده‌ایم از آنجا که برای تهدید محیط ما، محصور کننده خاصی وجود ندارد، می‌توان پی به دامنه تغییرات برد. اگر بخواهیم فضای یک حجم را به طور ناقص محصور کنیم، دیوار یا دیوارهایی باید در مسیر دید قرار دهیم تفاوت دیواری که تا قسمت بالای چشم ما کشیده شده است با دیواری که بلندی آن تا زانو می‌باشد، در نظر بگیرید. دیواری به بلندی هشت فوت، در ایجاد امنیت و محرومیت افراد پشت آن موثر است، در حالی که دیواری به بلندی زانو، از ورود کودک نوپای ما به باغ همسایه جلوگیری به عمل می‌آورد. اگر چه کاربرد این دو دیوار و تجربه فضایی هر یک متفاوت است، ولی مسیر حرکتی هر دو می‌تواند یکسان باشد. این مثال‌ها، شماری از امکانات موجود در خارج از فضای ساختمان را در بر می‌گیرد.
هنگام ورود ما از بیرون به داخل ساختمان، محصور کننده‌ها از هر طف ما را در بر می‌گیرد. در چنین موقعیتی، ما از فضا گذشته و فضاهای دیگر را در حکم کارکرد و موقعیت آنها، یکی پس از دیگر پشت سر می‌گذاریم.”چگونگی” فضاهای ارتباطی، به نوع بنای مورد نظر بستگی دارد. برای مثال، یک موزه ممکن است دارای فضاهای مرکزی وسیع با تالارهای متصل به آن یا مسیرهای خطی کاملاً مشخص و تعریف شده‌ای باشد و این در حالی است که طراح قصد دارد بازدید کنندگان، پیشینه تاریخی یک اثر تاریخی خاص را از ابتذا تا انتها دنبال کنند. این مسئله، برای مثال برای یک خواروبار فروشی امری کاملاً متفاوت است، چرا که در این گونه فروشگاهها، راهروهای موازی متعددی همراه با راههای انتخابی نامحدود وجود دارد که از طریق آنها مشتریان می‌توانند اجناس را دیده و به انتخاب و خرید آنها مبادرت ورزند. هنگامی که تصویر موزه و خواروبار فروشی را در ذهن می‌پرورانیم،ویژگی‌های دیگر فضاهای ارتباطی برایمان آشکار می‌شود. مقیاس متناسب با تعداد افراد و نیز فعالیت‌هایی که در آن فضا صورت می‌گیرد، عامل تعیین کننده پهنا، ارتفاع و ساختار فضاست. در عین حال که یک عامل، نشان دهنده مسیر حرکت می‌باشد. عوامل چندگانه دیگر نیز می‌تواند وجود داشته باشد که با بافت فضا هماهنگی دارد. اگر به مثال دیوار بلند که آن را عامل محرومیت دانستیم برگردیم خواهیم دید که قفسه‌های موجود در راهروهای فروشگاهها، حکم همان دیوار بلند را دارد.
در تالارهای یک موزه، دیوارهای متشکل از یک تابلو نقاشی، دقیقاً همانند دیوارهای معمولی برای تفکیک بخشهای مختلف بکار می‌روند.
در چنین حالتی، دو امر صورت می‌پذیرد: نخست از طریق تمهیدی برای افراد در مسیرهای حرکتی و مهار کردن دید آنها صورت می‌گیرد و دیگر اینکه بنا بر بافت، کاربرد و نحوه بیان، تمهید مزبور نقشهای متعددی به خود می‌گیرد. تاکنون در بحث پیرامون فضای ارتباطی،مثال‌های ساده‌ای را از نظر گذرانده‌ایم. هر یک از این مثال‌ها، بر اساس تجربیات قبلی تداعی کننده تصاویر ذهنی متعددی هستند. اگر برای بار دیگر به بررسی دیوار محرومیت، موزه و خواروبار فروشی بپردازیم، به ویژگی دیگری برخورد می‌کنیم که مستقیم یا غیر مستقیم، طراحی فضاهای ارتباطی را تحت الشعاع قرار می‌دهد.
گرچه نازک کاری و مصالح به کار رفته در هر فضایی، عناصر غیر سازه‌ای هستند، ولی به جهت نوع تجربه دارای اهمیت عمده‌ای بوده و نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. انتخاب مصالح به عوامل مختلفی بستگی دارد. نکته اصلی، بعد کارکردی قضیه است: کف سازی یک خانه با کف سازی یک اتاق عمل بیمارستان متفاوت است. این است که با کنترل صحیح شرایط کارکردی می‌توان برای ساختن بسیاری از بناها – بجز بناهایی با کارکردی بسیار ویژه – از مصالح مختلفی استفاده کرد. در چنین حالتی – علی رغم وجود راههای متعدد – دامنه خلاقیت ما وسعت می‌یابد. مصالح را می‌توان با توجه به اثر روانی مورد نظر نیز انتخاب کرد، چرا که احساس خاصی که از یک اتاق دارای پوشش سنگی شبیه خانه‌های روستایی یا چوب‌های لاک الکل زده و یا صفحات چینی میناکاری شده حاصل می‌شود، کاملاً متفاوت است. نحوه به کار بردن روکارها، برادراک ابعاد فضا از سوی ما، تاثیر خواهد گذاشت. در این خصوص رنگها از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. رنگهای روشن‌تر باعث می‌شوند فضا بزرگتر جلوه کنند. در حالی که اثر رنگهای تیره، کاملاً برعکس است. ترتیب و نحوه چیدن لوازم و ایجاد تضادها،می‌تواند توجه را در یک فضای خاص کاملاً به جهت خاص دیگر معطوف سازد. با استفاده از تضاد در بافت‌ها، نوع مصالح، رنگها و امتزاج اینها می‌توان از مصالح در جهت نشان دادن مسیرهای ارتب
اطی هدایت افراد با ممانعت از ورود افراد به آنها استفاده کرد. بخشی از مضمون عاطفی که ناشی از تجربیات حاصل از فضا یا بنا می‌باشد، به طور مستقیم با رنگهای از سوی طراح، در ارتباط است. در این رابطه استاکتون می‌گوید:
دیدن و یا احساس کردن رنگ آبی، اغلب می‌تواند مجازا با خود رنگ در ارتباط باشد. برخی افراد تنها با مشاهده رنگ قرمز فشارخونشان افزایش می‌یابد و به همین نسبت، رنگ آبی فشار خون آنها را پایین می‌آورد “رنگ‌ها بر حسب میزان میزان اثر تحریک کنندگیشان، به نارنجی، زرد و سبز تقسیم می‌شوند”. رنگ صورتی روشن، اضطراب و نگرانی افراد را کاملاً فرو می‌نشاند. از این رو، در برخی از زندان‌ها از آن برای دیوار سلولها استفاده می‌شود. یا برای مثال، تداعی معانی حاصل از چشم دوختن به آب یا آسمان در اوقات فراغت، ممکن است با خیره شده به هر جسم به رنگ آبی ملایم هم ایجاد شود. تشخیص این مطلب را که واکنش نسبت به رنگها، کدام یک حاصل آموزش است و کدام یک ذاتی، بعیدتر از تشخیص این مطلب است که آیا ایده‌های جدید، حاصل ایجاد نوعی بینش جدی است یا حاصل استدلال نا خود آگاه؟
تاثیرات روانی و ادراکی، نزد طراحانی که با مطالعاتی در زمینه نوع رو کار فضای داخلی پرداخته‌اند، بسیار متنوع است. خلاصه فهرست این تاثیرات حاصله، بدین قرار است:
تاثیرات عاطفی و روانی
– ترغیب فعالیت‌ها
– تداوم بخشیدن به احساس سلامت
– ایجاد آرامش
– ایجاد انتظار و هیجان
– توانگری
– محافظه‌کاری
– وقار و بسیاری تاثیراتن دیگران
تاثیرات ادراکی:
– افزایش یا کاهشادراکات ابعاد ظاهری
– تمرکز هواس
– افزایش یا کاهش فاصله ظاهری
– نشان دادن و سوق دادن افراد در فضاهای ارتباطی
– مهار و ایجاد دگرگونی
– ایجاد خطای حسی
این تاثیرات را می‌توان به مشابه یک رشته از بلوک‌های ساختمانی تصور کرد، بدین معنا که “بلوکهای” روان شناختی را وضعیت دلخواه ذهن اشخاص فرض کنیم. که آن فضا را تجربه می‌کنند و بلوک‌های ادراکی را، چگونگی استفاده از مصالح و مواد ساختمانی از فضا هم به منظور کنترل حواس بیننده استفاده کنیم. دانستن این نکته ضرورت دارد که فهرست مزبور، بدون در نظر گرفتن شرایط ارایه شده است. استفاده از این امکانات،مستلزم پویایی در روند طراحی می‌باشد و به ندرت به صورت منفرد مطرح می‌شود. در واقع ادراک و روان در هم تنیده شده‌اند، با یکدیگر هم‌پوشانی داند و کاملاً با هم آمیخته‌اند تا برای نیل به اهداف مختلف طرح مورد استفاده قرار گیرند.
ممکن است تاثیرات ادراکی در سطوح مختلفی از ظرافت و پیچیدگی وارد عمل شوند. همچنین امکان این هست که طراح، در نقطه‌ای درصدد ایجاد خطای حسی کاملاً یزرگی برآید که به بخش‌های دیگری از طرح در حالپیشرفت، کمک کند. ساده‌ترین نمونه این مطلب، همان تاثیر ادراکی یاد شده در مورد رنگ است. راه دیگر برای آن که ابعاد یک اتاق را بزرگتر ببینیم، ایجاد دیوارهای آیینه‌ای است. نخستین طراحان یونانی، با دقت بسیار موشکافانه‌ای، برجستگی‌هایی در اشکال ستون‌ها ایجاد می‌کردند تا خطای دید ناشی از خمیدگی ظاهری ستون به طرف داخل را در حین مشاهده طولی آن، از بین ببرد.
2-13 نور
درک یک “دید” می‌تواند کاملاً تحت تاثیر خطاهای حسی موجود باشد. با این حال، نور در تمام اشکال آن، به طور حتم در وجود یا عدم وجود چنین دیدی تاثیر خواهد گذاشت. تاثیر نور و نورپردازی، سالهای متمادی است که ذهن طراحان را به خود مشغول کرده است.
در واقع، نمادگری فرهنگی، بهره گیری کاربردی و امکانات زیباشناختی مربوط به نور، تاثیرات متقابلی بر یکدیگر می گذارند. متغیرهای مزبو

دیدگاهتان را بنویسید