پایان نامه با کلید واژگان پردازش ابری، فناوری اطلاعات، اجرایی تولید

عامل تولید یک نمونه موجودیت است که تمامی مراحل تولید یک قطعه کاری را مدیریت میکند. این عامل تصمیمات، فعالیتها و دانش خودش را بر اساس یک سفارش کاری قرار میدهد. چیزی که مشخصه کاملی از فعالیتهای تولید را با در نظر گرفتن وظایفی که بایستی انجام شود، تا یک سفارش تولید کامل شود، ارائه میدهد. همزمان با سفارش کاری، ماشین خاصی را اختصاص نمیدهد و به جای آن کاری را که بایستی انجام دهد را مشخص میکند. این اصل، به عامل تولید این آزادی را میدهد تا تصمیمگیری کند، چه ماشینی بایستی استفاده شود و امکان عوض کردن ماشین در حین اجرا را میدهد.
• یک هولون سفارش بسیار سادهتر است. کمابیش یک درخواست مشتری است، چیزی که نیازمندیهای محصول در آن مشخص شده است. چنین ویژگی برای تولید انبوه مزیت محسوب میشود، چرا که هولون سفارش به یک قطعه کاری خاص متصل نیست. یک هولون سفارش کار زمانبندی و تخصیص منابع را انجام نمیدهد، چرا که دانش این کار را در مورد مشخصه محصولات و لایه های پایین کارخانه ندارد[20].
هولون محصول و عامل تولید
ضرورت هولون سفارش بر روی مستقل از تکنولوژی بودن محصول است. این بدین معنی است که هولون سفارش که قطعه کاری را به نمایش میگذارد، دانش تکنیکی در مورد مشخصه کارخانه ندارد و هیچ اطلاعاتی در مورد اینکه یک محصول چگونه تولید میشود ندارد. هولونهای سفارش با هولون محصول تماس میگیرند تا بفهمد یک محصول چگونه تولید میشود و بر اساس پاسخ، اجرای تولید را انجام میدهد.
استانداردسازی توابع که توسط مفهوم واحد تولید مشارکتی پشتیبانی میشود ، شرحی عام از کاراییهایی که وابستگی خاصی به تکنولوژی ندارد، میدهد.
در پابادیس هیچ موجودیت مشابه هولون محصول وجود ندارد. عاملهای تولید، نمایندگی هولون محصول و هم هولون سفارش را دارند. مزیت هولون محصول این است که مشخصه محصول جدید میتواند در هرزمانی به سیستم اضافه شود. ولی در عوض هولونها نمیتوانند رفتار خود را در قبال تغییرات برنامهریزی نشده سازگار کنند[20].
هولون پرسنل و عاملهای مدیریت کارخانه
هولون پرسنل، معادل عامل مدیریت کارخانه در پابادیس است. هدف اصلی هولونهای پرسنل این است که به کامپوننتهای دیگر مروری از سیستم بدهند. در نتیجه اغلب برای نظارت یا پشتیبانی کارایی مورد استفاده قرار میگیرد.
یکی از توابع اصلی سیستمهای اجرایی تولید که توسط این مفهوم به نمایش گذاشته شده است، زمانبندی است. به عنوان مثال پروسا، از واحد متمرکزسازی به نام هولون زمانبندی استفاده میکند.
در پابادیس، زمانبندی ساده شده است و در عاملهای تولید توزیع شده است. این رویکرد سیستم را منعطفتر میکند ضمن اینکه باید اشاره کرد هیچگاه راهحل بهینه را ارائه نمیدهد.
پابادیس تعداد نمونههای جدید را با بهکارگیری معماری پایه فعلی کاهش میدهد. این کارباعث میشود، عاملهای تولید پیچیدهترشود.اماباعث میشود کل معماری سادهتر شود. بر خلاف آن، پروسا امکان تعریف نمونههای جدید را فراهم میکند، اما هولونهای پایه را ساده نگه میدارد.
چیزی که برای هر دو معماری مشترک است، این است که هر دو از واحدهای متمرکز اجتناب میکنند[20].
تراکم
تراکم نکتهای کلیدی در سیستم اجرایی تولید هولونی است. تراکم باعث میشود تا عاملها را در سلسلهمراتب جای داد. این یک راهحل است که بتوان از پس پیچیدگی هولونهای مستقل بر آمد. این راهحل، از ارتباطات پیچیده و بار شدید شبکه در سیستم جلوگیری میکند ولی باعث میشود به سمت سیستمهای متمرکز عقبگرد داشته باشیم و مقیاسپذیری را کاهش میدهد. تراکم لایهجدیدی را در هرم کنترل معرفی میکند و منطق هولونها را پیچیدهتر میسازد. در پیادهسازی عملی حتی ارتباطات نیز مشکلزا میشود، چرا که هولونها بایستی با یکدیگر در لایههای مختلف ارتباط داشتهباشند. چیزی که منجر به پیچیدگی کل فرآیند شده لذا، بایستی توازنی بین مکانیزم ارتباطی تکی سادهتر و سربار اضافهتر ایجاد شود.
پابادیس از تراکم عاملهااستفاده نمیکندو سعی میکند از پیچیدگی ارتباطات با ارائه نمونههای بیشتر بدون وابستگی اجتناب کند. موضوعی که اهمیت ارتباطات را کمتر میکند. این منجر به کاهش بهینگی شده و در عوض به نحوی کارآمد انعطافپذیری و مقیاسپذیری را در سیستم افزایش میدهد[20]
میانجی
این کار دشواری است که بتوان معماری پروسا و متامورف را با هم مقایسه کرد. میانجیها در متامورف ابزارهای قدرتمندی هستند که سیستمهای مختلف را به هم پیوند میدهد. ولی به سختی به عنوان معماری یک سیستم تولیدی در نظر گرفته میشود. تا حدی میانجیها مشابه هولون پرسنل در سیستمهای تولیدی هولونی و یا عاملهای مدیریت کارخانه در پابادیس است. آنها منجر به کارایی متمرکزی برای سیستم میشوند- با ایجاد هماهنگی با سایر عاملها.
میانجیها میتوانند با موفقیت در مفاهیم دیگر مورد استفاده قرار گیرند، نظیر پابادیس و پروسا- برای اتصالات عاملهای مختلف و همچنین فراهم آوردن راهحلهایی برای مشکلاتی که مستلزم مروری خلاصه بر کل سیستم است. ولی به طور خاص، میانجیها نمیتوانند به عنوان معماری تولیدگرا مطرح شوند. چرا که مختص توابع سیستمهای اجرایی تولید نیستند(نظیر زمانبندی) و یا اینکه اکتورهای مختلف را در کارخانه به نمایش نمیگذارند.
تلاش برای ایجاد یک معماری در متامورف II بیشتر یک رویکرد متمرکز بوده که میانجیهای خاصی را برای هر تابع اتوماسیون سیستم کارخانه داشته و منجر به سلسلهمرات
ب قوی بین آنها میشود. ممکن است مهمترین دستاورد مفهوم میانجی توانایی آن برای گردهم آوردن مجازی گروههای مختلف بر اساس نیازهای مشابه است. این قابلیت انعطافپذیری بالایی را به همراه میآورد[20].
2.5محاسبات ابری
ظهور پدیده ای که امروزه تحت عنوان پردازش ابری شناخته می شود،به طور اساسی راهی را که سرویسهای فناوری اطلاعات ایجاد، توسعه ، به کارگرفته ،مقیاس داده شده و به روز شده و نگهداری میشوند را تغییر داده است. از طرف دیگرهمچنان که پردازش ابری گسترده تر می شوندپیچیدگی مدیریت کل زیرساختار و معماری آن با توجه به ماهیت توزیع شده بودن آن افزایش می یابد.
پردازش ابری نشانگر همگرایی دو روند عمده در فناوری اطلاعات است. الف. کارایی فناوری اطلاعات، چیزی که قدرت کامپیوترهای مدرن را به بهترین نحو و به صورت بهینه با استفاده از سخت افزارها و نرم افزارهای مقیاس پذیر به کار گرفته است ب. چابکی کسب و کار، جایی که فناوری اطلاعات می تواند به عنوان ابزاری برای توسعه سریع و پردازش موازی استفاده شود و استفاده از تحلیلگرهای کامپیوتری و ابزارهای تعامل جابه جایی پذیرکه به کاربران به صورت بلادرنگ پاسخ میدهد نیز براین چابکی افزوده است.
مفهوم بهرهوری در فناوری اطلاعات شامل ایده های موجود در پردازش سبز نیز هست، به عبارتی نه تنها باعث صرفه جویی در مصرف منابع می شود بلکه علاوه برآن کامپیوترها می توانند به صورت پراکنده در مناطق جغرافیایی قرار گیرند که هزینه انرژی پایینتر آید. واژه چابکی به معنای پردازش ارزان نیست بلکه این امکان را فراهم می آورد تاکسب و کارها قادر باشند از ابزارهای محاسباتی که می توانند به سرعت به خدمت گرفته شوند استفاده کنند تا سرمایه های اولیه را صرف نکنند.
پردازش ابری یک مدل سرویسی فناوری اطلاعات است ،چیزی که هم سخت افزار و هم نرم افزار را در لحظه نیاز به مشتریان از طریق اینترنت به صورت سلف سرویس و مستقل از مکان ارائه می دهد. منابعی که لازم است تا به سطح قابل قبولی از کیفیت سرویس برسیم بایستی به بهترین نحو تقسیم شده باشد، دائماً مقیاس پذیر باشد، به سرعت قابل نظارت باشد، مجازی شده باشد و با کمترین تعامل با پشتیبانی کننده قابل تامین باشد.
بایستی اشاره کنیم که تعریف ما بدین معنی نیست که همواره سرویس توسط شخص سومی ارائه می شود ولی تاکید ما بیشتر بر ابعاد زیر می باشد1. استفاده بهینه از منابع 2. منابع فیزیکی مجازی شده3. انتزاع معماری4.مقیاس پذیری پویای منابع5. خاصیت الاستیکی و خودنظارتی خودکار شده منابع6. حضور در همه جا-یعنی مستقل از وسیله و مکان. پردازش ابری می تواند توسط سرور های داخلی یک سازمان نظارت شودو یا اینکه می شود از یک پشتیبانی کننده ابر تامین شود- کسی که ریسک هزینه های اولیه را پذیرفته است.
بسیاری از ایده های اولیه در پردازش ابری جدید نیستند و بسیاری از آنها به سال 1965 بازمی گردند. ولی بسیاری از آنها حاصل تلاقی شرایط فعلی است که اطلاعات مستقل از وسیله و مکان را دریافت می کند و از ویژگی های تکنولوژی محاسبات امروزی بهره میگیرد. پردازش ابری مزایای فعلی را شامل می شود[21].
1.به طور چشمگیری هزینه ورود را برای بسیاری از سازمانهای کوچک کاهش می دهد. سازمانهایی که تلاش دارند تا وارد کسب و کارهایی شوند که که احتیاج شدید به محاسبات دارد، چیزی که در گذشته فقط برای سازمان های بزرگ امکان پذیر بود.
2.دسترسی سریع به سخت افزار را بدون هیچ هزینه اولیه ای فراهم می سازد، چیزی که باعث می شود تا بسیار سریعتر وارد کسب و کار شوند.
3.پردازش ابری موانع را بر سر خلاقیت برمی دارد ، چرا که توسط برنامه های مختلف، در نقاط مختلف و در همه جا قابل دسترس است.
4.پردازش ابری کار سازمانها را برای گسترش سرویسهای خودشان آسان می کند.
5.پردازش ابری دو دسته از برنامه های کاربردی را ممکن می سازد. الف. برنامه های تعاملی موبایل ب. پردازش دسته ای موازی.

درحالیکه شاهد ظهور پردازش ابری هستیم و این اتفاق سالها و یا شاید یک دهه به طول انجامد ولی سه تکنولوژی پایه تشکیل دهنده آن هستند: مجازی سازی، چند مستاجری و وب سرویسها .
مجازی سازی تکنولوژی است که ویژگیهای سخت افزاری پلتفرمهای کامپیوتری را از کاربران پنهان می سازد و در عوض یک پلتفرم شبیه سازی شده و انتزاعی را فراهم می آورد. این پلتفرم شبیه سازی شده نظیر یک سیستم مستقل و تمام منظوره رفتار می کند ولی بر خلاف پلتفرم سخت افزاری قابل پیکربندی در لحظه است و قابلیت نگه داری و تعویض آسانی دارد. این پلتفرم به بهینه ترین نحو مورد استفاده قرار می گیرد و هزینههای عملیاتی23 و هزینههای اصلی24 را کاهش می دهد. در حالیکه ایده مجازی سازی به سال 1960 باز می گردد ولی در سالهای اخیر است که منابع شبکه ای و محاسباتی به درجه ای رسیده اند که بتوان این سیستم شبیه سازی شده را با کارایی بالا پیاده سازی نمود.
ایده بعدی بحث چند مشتری بودن است، چیزی که یک نمونه از یک برنامه کاربردی به چندین مشتری خدمت می رساند. این باعث می شود تا بهره وری بیشتری از منابع سیستم داشته باشیم(در حافظه و سربار پردازشی).
یک وب سرویس همانطور که در W3C25 آمده است یک سیستم نرم افزاری است که به نحوی طراحی شده است تا تعامل ماشین به ماشین و سازگار را در یک شبکه فراهم آورد. این تعریف شامل سیستم های متفاوتی می شود ولی کاربرد متعارف آن در ساختار مشتری- سرور می باشد که از طریق پروتکل متعارف HTTP26 با هم ارتب
اط دارند. وب سرویس ها کمک می کنند تا اینترفیس بین برنامه های کاربردی استاندارد شود و کلاینتها بسیار راحتتر به برنامه های کاربردی در شبکه ها دسترسی داشته باشند[21].

نقشه راه برای کارشناسان سیستم های اطلاعاتی و محققین پردازش ابری
نظیر هر مدل دورنمای تکنولوژیکال پردازش ابری به سرعت در حال رشد است و شاید امکان پذیر نباشد که بتوان آینده آن را حدس زد ولی بحث اقتصادی قضیه جریان را به پیش می برد.
نقاط قوت:
قابلیت مقیاس پذیری سرویسها در زمان بسیار کوتاه، یکی از کامپوننتهای اصلی پردازش ابری مدیریت هزینه ها است که نقطه قوت دیگر آن محسوب می شود.
نقاط ضعف:
سازمانها کنترل فیزیکی خود را بر روی داده هایشان از دست می دهند و دیگر اینکه شرکتهای بزرگ برای برنامه های حساس و حیاتی خود با احتیاط از بستر ابر استفاده می کنند.
فرصتها:
یکی از فرصتهای چشمگیر پردازش ابری این است که به کشورها کمک می کند بدون هیچ هزینه اولیه ای از امکانات فناوری اطلاعات استفاده کنند. به جز کشورها کمپانی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *