منابع تحقیق با موضوع شرعیه

اسکان او را در هتل دلخواهش ندهد بنابراین بهترین راه، خرید اتاق در هتل مورد نظر برای همان ایام خاص است .
‌4-استفاده از حداکثرظرفیت در هتل‌ها و آپارتمانها‌:
صاحبان هتل‌ها و املاک غیر منقول با بهره‌گیری از فروش به روش بیع زمانی می‌توانند تمام ظرفیت هتل‌ها را در تمام ایام سال به خوبی تکمیل کنند و در نهایت از اتلاف سرمایه وتحمیل هزینه‌هایی که در برابر سود قرار ندارند جلوگیری خواهد شد .
5- جلوگیری از هزینه‌های اضافی (نگهبانی ،نگهداری و آماده سازی برای استفاده مجدد و حوادث احتمالی به علت خالی بودن ملک )
هزینه‌های تعمیر ونگهداری که الزاماً در طول سال باید انجام شوند و بسته به استفاده ویا عدم استفاده از اماکن نیستند، در صورت خالی بودن ظرفیت نیز بر صاحبان این مراکز تحمیل می‌شوند و حال آنکه در صورت فروش به روش بیع زمانی این هزینه‌ها بر تمام خریداران سرشکن خواهد شد .
6-ارزش افزوده ملک برای خریدار‌:
خریدار ملک با به دست آوردن مالکیت زمانی، نگران افت ارزش سرمایه اش نخواهد بود چه آنکه درگیر کردن سرمایه در املاک غیر منقول، خود سبب خواهد شد تا سرمایه خریدار از افزایش قیمت در املاک نیز بهره مند شود و در نهایت ارزش پول وی حفظ گردد .
7-امکان جابه جایی با سایر زمان ها در سایر مجموعه ها:

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در خرید به روش بیع زمانی این امکان برای خریدار وجود دارد که زمان ملکیت خود را با کس دیگری که مالک زمان دیگری در شهر و مجموعه دیگری است جابجا کند و در واقع با مالک بودن زمان خاصی در ملک خاص، می‌تواند از املاک دیگر و در زمانهای دیگر نیز بهره‌مند شود .
8-اجاره دادن مقطع زمانی مفروز.
در مالکیت زمانی اگر فردی به دلایلی نخواهد از زمان خود در یک یا چند دوره استفاده نکند ،نگران هزینه ها نمی شود و می تواندآن را اجاره دهد.
9-مالکیت زمانی یک دارایی بادوام می باشد.
مالکیت زمانی دارایی می باشد که برای لذت بردن از وقت وآرامش از آن استفاده می شود ودر واقع یک تعهد مالی است.

2-1-5دیدگاه مخالفین وپاسخ موافقین مالکیت زمانی
1-اصولاً طبیعت مالکیت اقتضای دوام را دارد، بنابراین تنافی بین مالکیت و موقت بودن آن امری بدیهی است. علاوه محدویت زمانی مالکیت به معنای پذیرش محدودیت در برخی عناصر حقوقی آن مانند تصرف است.
در پاسخ دلیل اول مخالفین می‌توان گفت: با توجه به اینکه مالکیت حقیقت شرعیه نداشته و برای شناخت مفهوم آن باید به عرف مراجعه کنیم، ویژگی دوام برگفته از اعتبارات عملی عرف بوده است. به عبارتی چون قیدی در توقیت آورده نمی‌شود عملاً مالکیت زمان دار است بنابراین دوام مقتضای اطلاق آن است. اگر امروزه عرف به علت ضرورت اجتماعی مثلاً در صنعت توریست و هتل دارای در مواردی محدود به زمان نماید بر خلاف ذات مالکیت رفتار نکرده است.
2-با نگاه فلسفی، مالکیت شیء واحد و از اعراض قار است؛ بنابراین قابل تکثیر، تبعیض و تقیید به زمان می‌باشد.
به همان نگاه فلسفی ( دلیل دوم ) در پاسخ باید گفت: تقیید به زمان در امور قار بالعرض است نه بالذات؛ بنابراین با توجه به قطعات زمان بایستی تقطیع و تقسیم گردد. مانند مالکیّت وقف بر موقوف علیهم با طبقات و بطون مختلف بر فرض هم که امور قرار از اعراض غیر قابل تقیید به زمان در  نظر فلاسفه باشد با مالکیّت تفاوت ماهوی دارد؛ چرا که مالکیّت از امور اعتباری و چگونگی اعتبار آن به دست منشاء و آفریدگار اعتبار است.
3- مالکیت در نگاه دیگر فلسفی از اعیان خارجی قلمداد  می‌گردد. به عبارتی جوهر محسوب و در اصلاح فلاسفه قابل تقدیر و تقیید به زمان نیست. مثلاً نمی توان گفت کتاب امروز و کتاب فردا؛ البته طبق این نظریه منافع اعیان از اعراض بوده و می‌تواند به زمان محدود گردد.
پاسخ:از نظر ایراد جوهرهای فلسفی (دلیل سوم) در مالکیت موقت، عین مقید به زمان به خریدار تملیک نمی‌گردد، بلکه مالکیت عین در قطعه مشخصی از زمان به دیگری منتقل می‌شود. در واقع مالکیت کتاب را محدود و مقید به زمان می‌کنیم نه خود کتاب را؛ تفاوت روشنی بین این دو وجود دارد.
به علاوه چنانچه بگوییم اعیان خارجی مقید به زمان نمی‌گردد  برخی قراردادهای اجاره منافع که منفعت هم از نوع عین خارجی است مانند میوه درخت با ایراد روبرو می‌شود؛ این درحالی است که فقیهان چنین قراردادهایی را صحیح دانسته‌اند.

4-مالکیت موقت گزینه‌ای نامعقول و بر فرض عقلایی بودن آن نامشروع است، بنابراین هر قرارداد نامشروعی محکوم به بطلان است.
پاسخ: ایراد غیر عقلانی و غیر شرعی بودن اینگونه قراردادها مردود است. چرا که؛ اولاً مالکیت موقت در نظامهای حقوقی کنونی بر اساس نیازمند‌یهای بشری در صنعت توریست و هتلدارای امر معقول واقع گردیده و بر مبنای قاعده « کل ما حکم به العقل حکم به الشرع » شرعی خواهد بود؛ ثانیاً معاملات از امور توقیفی مانند عبادات نبوده، حقیقت شرعیه و متشرعه ندارد. اعتبار آن تابع آفریدگار اعتبار یعنی عرف کنونی جوامع بشری است؛ ثالثاً نمونه‌های مالکیت موقت در نزد فقیهان پذیرفته شده که بر خلاف تصور برخی خود دلیل بر سابقه شرعی بحث بوده.
5-عرفا عنوان  بیع بر بیع مطلق (غیر موقت) صادق است . اگر صدق عنوان عرفی بیع بر معاملات مالکیت زمانی مشکوک باشد دیگر نمی توان آنرا تحت عام از مصادیق بیع دانست .
پاسخ:از نظر شک در مصداق اگر چه درگذشته مصادیق قراردادهای بیع در شکل مصطلح و عرفی آن با ویژگی دوام انشاء گردیده است لکن به مفهوم وجود یک قاعده انحصاری نیست. با وجود آن که قواعد اساسی بیع بایستی رعایت شود اما بیع می‌تواند به دهها شکل با شرایط گوناگون منعقد شود؛ بعلاوه امروزه نقش تحولات اجتماعی و تأثیر آن بر ارتکازهای عرفی غیر قابل انکار است.
به عبارتی عنوان بیع مصطلح در فقه اگر چه حقیقت شرعیه و متشرعه نداشته است لکن به نظر شارع ارتکاز عرفی آن یعنی بیع مطلق (غیر موقت) مراد بوده و البته طبق این نگاه در عرف مردم و سیره عقلا مالکیت نامحدود و غیر مقید به زمان متبادر است.
6-با استناد به قاعده تسلیط و توجه به ویژگی مالکیت(ویژگی دوام) بهره برداری مالکیت مقید به زمان خاصی نیست. خصوصیت دائمی بودن مالکیت از حق استفاده بدون محدودیت زمانی به استناد قاعده تسلیط استنباط می گردد.
پاسخ: اگر چه دایره شمول قاعده سلطنت از نظر کیفی و کمی مورد چالش فقیهان قرار داشته است. و صرفنظر از آنکه بر اساس نظر مشهور هم شامل تصرفات کیفی است و هم کمی، و اگر چه دوام مالکیت از قاعده سلطنت برداشت نمی‌گردد اما در استناد به سلطنت مالک، اولویت استدلال و تمسک، از آن مالک قبلی است. به عبارتی مالک در زمان مالکیت خود چه دائمی و چه موقت مسلط بر مال خویش بوده و انتقال آنرا به صورت مقید به مصلحت خود دانسته است؛ بنابراین با اطلاق قاعده « الناس مسلطون علی اموالهم » مالکیت زمانی قابل توجیه است.
7-استدلال به تالی فاسد غیر عقلایی در مالکیت زمانی که نمی توان بدان ملتزم شد. فرض  کنیم مالکیت محدود در زمان خاص به فردی اعطا شد؛یکی از عناصرحقوقی آن حق تصرف است.
الف ) اگر برای مالک اقتدار کاملی در نظر گرفته ایم، وی می بایست حق همه گونه تصرف از جمله تلف ملک را دارا باشد که بنابراین خلاف انگیزه های دیگر موجود در قراردادهای تایم شریگ خواهد بود؛ البته اگر هم بر اساس قرار داد چنین حقی داشته باشد دیگر مالکیت دائمی است نه موقت و از فرضیه ما خارج است.
ب ) در فرضی که بگوییم شخص اصولاً چنین حقی را دارا نمی‌باشد در واقع حق مالکیت معنی نداشته و قرارداد از نوع حق انتفاع خواهد بود.
با نگاهی کلی  به نظریه های حقوقی و عمدتاً فقهی فوق ملاحظه می‌کنیم که دسته‌ای از این دلایل به عدم صحت و اعتبار مالکیت زمانی در مقام ثبوت اشاره دارد و دسته دیگر بار استدلال را به عدم امکان اینگونه مالکیتها در مقام اثبات و آثار   اجتماعی حقوقی آن از جمله تالی فاسد غیر عقلایی تکیه داده‌اند.
پاسخ:در ارتباط بین مالکین مالکیت زمانی استدلال شیخ انصاری مبنی بر مالکیت فعلی طبقه موجود وقف و مالکیت شأنی طبقه معدوم در مقام پاسخ به ایراد هفتم مخالفین قابل استفاده می‌‌باشد. حتی اگر مالکیت شأنی را آنطور که برخی فقیهان قبول نکرده‌اند به رسمیت نشناسیم. اما رابطه‌ای ضعیف و اعتباری بین عین و سایر مالکان مالکیت زمانی بر قرار شده است و این رابطه ضعیف را اگر چه مالکیت شأنی هم ندانیم باز هم موجب محدودیت دایره اختیارات مالک موقت می شود بنابراین حق تلف ندارد.
2-1-6اقسام مالکیت زمانی:
2-1-6-1 مالکیت زمانی ، برمبنای حق ایجاد شده برای خریدار :
الف : مالکیت زمانی سنددار : این نوع از مالکیت زمانی ، متضمن ایجاد حق مالکیت بر قسمتی از ملک یا مجتمع، برای فرد خریدار است. از آن جهت که برای مالکیت در آمریکا حتماً باید سند صادر شود، به مالکیت زمانی متضمن حق مالکیت، مالکیت زمانی سنددار می‌گویند.
ب : مالکیت زمانی بدون سند : در این نوع از مالکیت زمانی ، شما ملکی را اجاره می‌کنید یا مجوز استفاده از آن را به دست می‌آورید یا عضو باشگاهی می‌شوید که به شما اجازه می‌دهد برای مدت مشخصی از سال، از اموال آن استفاده کنید. در این تقسیم‌بندی هر مالکیت زمانی که متضمن مالکیت نباشد قرار می‌گیرد.
ج : مالکیت زمانی اجاره‌ای: نوعی از مالکیت زمانی است که حق استفاده از موضوع مالکیت زمانی برای استفاده کننده، از طریق اجاره به دست می‌آید. برای مثال خریدار مالکیت زمانی ، یک خانه را برای یک هفته در سال، برای پنج سال متناوب، اجاره می‌کند. بدین ترتیب برای پنج سال، در آن هفته مشخص، او می‌تواند از خانه استفاده کند، زیرا خانه در اجاره اوست.
ح : مالکیت زمانی براساس حق انتفاع: در این نوع مالکیت زمانی ، برای خریدار مالکیت زمانی هیچ حق مالکیتی نسبت به مکان خاصی ایجاد نمی‌شود، همچنین او مالک منافع هم نیست و لذا عقد اجاره هم موضوعیت ندارد. این نوع مالکیت زمانی همانند اجاره است و شاید اجاره را نیز بتوان نوعی حق استفاده دانست، ولی قواعد خاص اجاره بر آن بار نمی‌شود بلکه بیشتر تابع توافق طرفین است. لذا می‌تواند زمان با استفاده از روش رزرو تعیین شود،اختصاص به یک واحد مسکونی خاص نداشته باشد و مواردی مانند آن.
خ : مالکیت زمانی مالکیتی : در این نوع از مالکیت زمانی ، فرد، مالک یک هفته‌ای (یا دوره
زمانی مشخص دیگری از) یک واحد مسکونی است. در واقع در این نوع از مالکیت زمانی ، فرد یکی از مالکین متعدد واحد مسکونی است که این مالکیت، با توجه به سهم هر مالک، براساس زمان بین آنها تقسیم شده است.
لذا مالک، تا آخر عمر، حق استفاده از واحد مسکونی را دارد و پس از مرگ او، این واحد به ورثه خواهد رسید. همچنین او می‌تواند به هر طریق که می‌خواهد از ملک خود استفاده کند یا آن را به دیگران انتقال دهد. البته اختیارات مالک در مالکیت زمانی هیچ‌گاه کامل نیست و در واقع او مانند خریدار آپارتمان، با برخی محدودیت‌های قانونی و قراردادی، در استفاده از واحد خود، برخوردار است. در آمریکا حتماً باید برای این نوع مالکیت زمانی سند صادر شود.
2-1-6-2مالکیت زمانی بر مبنای محل اقامتگاه:
الف : مالکیت زمانی سند‌دار برای واحد معین در زمان معین: که در آن سندی به خریدار داده می‌شود که براساس آن، او مالک یک واحد یا خانه معین، برای یک زمان معین، در چند سال مشخص می‌شود.
ب : قرارداد مالکیت زمانی شناور: این نوع مالکیت زمانی از قابلیت انعطاف بیشتری برخوردار است. شخص برای یک هفته در سال می‌تواند از واحد مسکونی استفاده کند ولی این یک هفته از قبل مشخص نیست و شخص باید آن را رزرو کند. لذا رزرواسیون در این نوع تایم شر، اصل اول محسوب می‌شود. البته همه مالکان از حق

دیدگاهتان را بنویسید